چرا دیکتاتوری خامنه ای درمقابل حرکت دانشجویان وحشت کرد.؟!
هردو دیکتاتوری شاه و شیخ برسرکوب واستبداد ونقض فاحش آزادی های بنیادین بخصوص علیه اقشارآگاه جامعه مثل دانشجویان تکیه دارند .هردو رژیم به درجات از شکنجه واعدام برای به محاق بردن جامعه وروشنفکران واقشار آگاه استفاده میکنند. درادبیات سیاسی ایران به درستی گفته شده است که ولیعهد واقعی رژیم سلطنتی رژیم آخوندی است وکارهای تمام نشده شاه را این رژیم تکمیل کرده است. این که رژیم آخوندی در ابعاد بسیار وسیعتری ازسرکوب استفاده می کند مطلقا چیزی از جنایات رژیم قبلی کم نمی کند. نقطه اشتراک این دو دیکتاتوری ازاین منظر است که شاه می گفت حزب فقط رستاخیز و رژیم آخوندی هم میگوید حزب فقط حزب خودش حالا رنگ ولعاب دین فروشانه به آن داده اند وگرنه هردو یک ماهیت دارند آنهم دیکتاتوری است. چنین ماهیتی اساسا در تعارض با هویت دانشگاه و دانشجو قرار دارد. از همین روست که می بینیم هر دو دیکتاتوری در اولین خاکریز مقاومت جامعه یعنی دانشگاه به رویارویی با جامعه می رسد.
در روزهای اخیر، کشتهشدن دلخراش امیرمحمد خالقی، دانشجوی رشته مدیریت کسبوکار دانشگاه تهران، بار دیگر موضوع سرکوب دانشجویان و ناتوانی مقامات حکومتی در تأمین امنیت دانشگاهها را به مرکز توجه جامعه آورد. این رویداد نه تنها یک حادثه جنایی، بلکه نمادی از ساختار سرکوبگرانهای است که حقوق دانشجویان را پایمال میکند و به مطالبات آنان با خشونت پاسخ میدهد.
بیمسئولیتی ساختاری در برابر امنیت دانشجویان
علیرغم هشدارهای مکرر دانشجویان درباره ناامنی اطراف خوابگاهها، مقامات دانشگاه تهران به سادگی از کنارش گذشتند. این بیتوجهی، نمونهای از مدیریت ناکارآمدی است که تنها به صدور احکام انضباطی و سرکوب اعتراضات دانشجویی تمرکز دارد. تازه این در صورتی است که فرض را بربگذاریم که واقعا قتل این دانشجوی یک حادثه جنایی بوده و نه یک جنایت سازمان یافته توسط اطلاعات سپاه و لباس شخصی ها. درحالی که همه قرائن این تلقی را باورپذیرتر می سازد که چنین جنایت سبعانه ای جز به دست عوامل سرکوب امکان وقوع و تحقق ندارد.
نقش حراست دانشگاه در سرکوب جنبشهای دانشجویی
حراست دانشگاه که باید حافظ امنیت دانشجویان باشد، خود به بازوی سرکوب تبدیل شده است. رفتارهای سرکوبگرانه، از جمله جلوگیری از تجمعات مسالمتآمیز و نظارت شدید با دوربینهای امنیتی برای کنترل اعتراضات، باعث ایجاد فضایی پادگانی در دانشگاه شده است. گزارشهایی از حضور نیروهای لباسشخصی در اعتراضات اخیر و سرکوب دانشجویان، اتهامات همدستی حراست با نیروهای امنیتی را تقویت کرده است. چنین رفتارهایی علاوه بر تهدید آزادی بیان، احساس ترس و ناامنی را در فضای دانشگاه تشدید میکند.
تحلیل جامعهشناختی سرکوب دانشجویان
سرکوب جنبشهای دانشجویی در ایران ریشهای تاریخی دارد و اغلب به دلیل نقش پیشتاز دانشجویان در جنبشهای اجتماعی و سیاسی صورت میگیرد. دانشگاهها بهعنوان پایگاههای مهم تولید اندیشه و نقد قدرت، همواره تحت فشار بودهاند. ساختارهای امنیتی تلاش دارند با سرکوب اعتراضات دانشجویی، از گسترش دامنه نارضایتیهای اجتماعی جلوگیری کنند. با این حال، تاریخ نشان داده که این سرکوبها نه تنها جنبشهای دانشجویی را خاموش نمیکند، بلکه آنها را رادیکالتر و منسجمتر میسازد.
پیامدهای سرکوب توسط دیکتاتوری
ادامه سرکوب اعتراضات دانشجویی تبعات گستردهای برای جامعه دارد. از یک سو، اعتماد عمومی به نهادهای آموزشی کاهش یافته و دانشگاهها به جای فضایی برای رشد فکری، به محیطی امنیتی و پرفشار تبدیل میشوند. از سوی دیگر، سرکوب مداوم باعث خروج استعدادهای نخبه از کشور و گسترش یأس و ناامیدی در میان جوانان میشود. این روند در بلندمدت، سرمایه انسانی کشور را تهدید کرده و شکافهای اجتماعی را عمیقتر میکند. و در نهایت اینکه گسترش این سرکوب دانشجویان را به سمت رادیکالیزم بیشتر سوق می دهد. پارادوکسی که حکومت را از آن گریزی نیست.
ترس از پیشتازی در جنبشهای اعتراضی
یکی از دلایل اصلی سرکوب سازمانیافته دانشجویان، نقش پیشتازانه آنها در قیام سراسری ۱۴۰۱ است. در آن خیزش، دانشجویان بهعنوان موتور محرک اعتراضات و صدای آزادیخواهی، نقش کلیدی در شکلدهی جنبشهای اعتراضی ایفا کردند. اکنون، حکومت تلاش میکند با سرکوب شدید و امنیتی کردن فضای دانشگاهها، مانع از تکرار نقش پیشرو دانشجویان در اعتراضات آتی شود.
به جای پاسخگویی به مطالبات دانشجویان، مسئولان دانشگاه و نهادهای امنیتی سیاست سرکوب و ارعاب را در پیش گرفتهاند. این روند نشاندهنده تلاش سیستماتیک برای خفه کردن صدای آزادیخواهی و مطالبهگری دانشجویان است.
نتیجهگیری
سرکوب سیستماتیک دانشجویان نه تنها نقض آشکار حقوق بشر، بلکه تهدیدی برای آینده توسعه اجتماعی و سیاسی ایران است.در مقابل جنبش دانشجویی، بهرغم همه فشارها، همچنان بهعنوان نیرویی پیشتاز در مسیر مطالبهگری و عدالتخواهی ایستاده است. درچنین اتمسفری تنها از طریق اتحاد، مقاومت مستمر و پیوند با مطالبات عمومی جامعه و البته پیوند جنبش دانشجویی با مقاومت سراسری است که می توان بر دیو استبداد غلبه کرد. دیکتاتوری دینی حاکم بر ایران یک دیکتاتوری ضد انسانی و ضد مردمی و ضد ایرانی است و سرنگونی آن با نبرد قهرآمیز همه نیروهای بالنده در جبهه خلق امکان پذیر است.
🌴براندازیم #تيك_تاك_سرنگوني #قیام_تنها_جوابه
🍏# مجاهدین_خلق ایران #ایران # کانونهای شورشی
🌳# MaryamRajavi # IranRegimeChange
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7