۱۴۰۳ اسفند ۵, یکشنبه

چه نیرویی قادر به سرنگونی آخوندها میباشد . ؟ نیروی سرنگون کننده چه ویژگیهایی دارد ؟


                     چه نیرویی قادر به سرنگونی آخوندها میباشد . ؟  نیروی سرنگون کننده چه ویژگیهایی دارد  ؟

این پرسش، یکی از دیرینه‌ترین سوالات نیروهای خواهان سرنگونی آخوندها و همچنین عموم مردم ایران در خارج و داخل کشور است. واقعاً چرا با وجود همه تلاش‌های انجام‌شده در طول ۴۳ سال گذشته، رژیم آخوندها سرنگون نشده است؟ چه چیزی مانع از سرنگونی دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران گردیده است؟ آیا این کوشش ناکام به این دلیل است که رژیم حاکم بر ایران از کمترین پشتیبانی داخلی بهره‌مند است؟ چه نیرویی توان و ظرفیت سرنگونی آخوندها را داراست؟

تمام سوالات بالا، پرسش‌های به‌جایی هستند که هر نیروی جدی سرنگونی‌طلب باید برای آن‌ها پاسخی داشته باشد. اما ما در این شماره تنها می‌خواهیم به این سوال پاسخ دهیم که چه نیرویی توان سرنگونی دارد؟

ویژگی‌های یک نیروی سرنگون کننده چیست؟

۱.داشتن سازمان و تشکیلات منسجم برای گردآوری نیروهای سرنگونی‌کننده.

۲.داشتن استراتژی درست برای سرنگونی، با مرزبندی قاطع با هرگونه استبداد و خواسته‌های استعماری.

۳.داشتن رهبری قدرتمند که تجربه مبارزاتی کافی برای مقابله با مهیب‌ترین نیروی اهریمنی تاریخ ایران را داشته باشد.

۴.داشتن یک ایدئولوژی ضد استثماری که در عمق مبارزه اجتماعی و سیاسی‌شان پرورش یافته و مسیر را برای آزادی و رهایی انسان‌های مبارز فراهم سازد.

به نظر نویسنده، اگر سازمان یا گروهی با این ویژگی‌ها در فضای سیاسی ایران وجود داشته باشد، می‌تواند در پرتو جامعه انفجاری ایران، پروژه سرنگونی را به پیش ببرد. البته شکی نیست که با تحولات جامعه نمی‌توان به‌صورت یک بردار خطی برخورد کرد.

برای سرنگونی یک دیکتاتوری کلاسیک، به دو عنصر به‌صورت همزمان نیازمندیم:

۱.شرایط عینی؛ یعنی از یک سو در پایین، جامعه در حال انفجار و اوج نارضایتی قرار داشته باشد و در بالا هم حاکمیت در نقطه ضعیفی باشد که توان حل هیچ مسئله‌ای را نداشته باشد و قدرت مانور هم نداشته باشد. یعنی حکومتی با خزانه خالی و ورشکسته، شکست‌خورده در جنگ منطقه‌ای و عرصه نظامی، عدم توان پاسخگویی به مسائل جامعه و محاصره‌شده در انواع تضادهای دشوار داخلی و بین‌المللی.

۲.شرط ذهنی: منظور از شرط کافی یا شرط ذهنی، همان عنصر رهبری‌کننده و آمادگی‌های ذهنی توده انقلابی برای شورش علیه شرایط و عدم تحمل زندگی قبلی است. اگر این عنصر فراهم شود، دیگر همه‌چیز مهیا است و فقط یک جرقه کافی است تا طلسم را شکسته و انقلاب آغاز شود. بنابراین از این پس، موضوع هدایت و رهبری قیام و انقلاب، ضرورت تعیین‌کننده و همان «شرط کافی» برای تحقق انقلاب است. تا فرمان قیام یا انقلاب را به دست گیرد و نقشه‌مسیر انقلاب را بر روی آن بستر آماده، مشخص و هدایت کند. این همان شرطی است که در موارد چهارگانه فوق آن را بررسی کردیم.

طیف نیروهای سیاسی اپوزیسیون در برابر رژیم

آنچه که تحت عنوان نیروهای اپوزیسیون از آن‌ها نام برده می‌شود، در کلیت خود در ۵ طیف می‌توان دسته‌بندی کرد:

۱.مدعیان اصلاح‌طلبی و نیروهای ریزش‌کرده از رژیم یا سپاه پاسداران. این نیروها خود طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهند. از نیروهای بازمانده در درون رژیم و رسانه‌های آن تا افراد و نحله‌هایی که تحت همین عنوان اصلاح‌طلبی در خارج از کشور فعالیت دارند. این نیروها بعضاً تشکل‌هایی هم دارند اما چون اساساً سرنگونی‌طلب نیستند و هنوز دنبال رفرم و اصلاح در همین حکومت هستند، در جنبش اجتماعی مردم ایران برای سرنگونی، جایگاهی ندارند.

۲.نیروهای راست‌گرا با گرایش‌های شوونیستی و نژادپرستانه که خواهان بازگشت به نظام گذشته هستند. این نیروها هم تشکل‌ها و محفل‌های متعددی دارند اما از منظر جامعه‌شناختی نمی‌توان یک سازمان یا یک گروه منسجم دارای مرامنامه در درون آنان شناسایی کرد.

۳.طیف نیروهای موسوم به چپ؛ این نیروها هم طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهند. از نیروهایی که با اصلاح‌طلبان هم‌کاسه شدند و هم‌خط آنان هستند تا برخی نیروهای به‌اصطلاح تندتر. تفاوت این گروه با دو گروه فوق‌الذکر در آن است که اغلب این محافل یا خرده‌گروه‌ها پیشینه مبارزاتی بسیار قابل ستایشی در زمان دیکتاتوری شاه داشتند اما در نبرد با خمینی به راست غلطیدند.

۴.نیروها و احزاب محلی و منطقه‌ای مثل گروه‌های کردی یا بلوچ یا فعالان عرب.

۵.مقاومت سازمان یافته مردم ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران؛ پس از بررسی شتاب‌زده چهار گروه فوق‌الذکر، به سازمان مجاهدین می‌رسیم، که در ادبیات سیاسی ایران به مقاومت ایران معروف است. این سازمان عنوان نیروی اصلی و محوری آلترناتیو حاکمیت، طی چهار دهه گذشته تلاش کرده است که صلاحیت و توان سرنگونی رژیم خمینی و خامنه‌ای را به دست بیاورد. لیست بلندبالای شهیدان و زندانیان و مفقودان این سازمان و فعالیت های تبلیغی و پراتیک های انقلابی این سازمان بیان‌کننده تفاوت کیفی این سازمان با همه سازمان‌های دیگر است. چه دوست و چه دشمن نمی‌تواند قدرت سازماندهی، قدرت رهبری، مهارت استراتژیک و در نهایت ظرفیت ایدئولوژیک این سازمان و بالمآل مقاومت ایران را انکار کند.

برای فهم تلاش طاقت‌فرسای این گروه برای باز کردن راه در مسیر سرنگونی، بد نیست به سخنان روز شنبه خانم مریم رجوی در کنفرانس روز جهانی زن در پاریس اشاره بکنیم. خانم رجوی در مورد تشکیلات مجاهدین خلق و به‌خصوص زنان گفت: «جمعی که مورد نظر ماست، یک جمع همبسته است که از راه نثار کردن و قیمت دادن برای یکدیگر به‌وجود می‌آید. اعضای این جمع بر اساس آنچه همه درباره آن توافق دارند به پیش می‌روند. جمعی که اعضای آن مثل یک پیکرند و در هم ضرب می‌شوند. با چنین جمع متحدی، زنان توانستند در میدان مسئولیت‌پذیری راه باز کنند، توانستند قدرت فرماندهی، مدیریت زمان و استخراج انرژی‌ها را پیدا کنند و امکان‌های مبارزاتی را به‌کار بگیرند. آن‌ها قوانین کار جمعی را کشف کردند‌‌ و هر روز نسبت به روز قبل یگانه‌تر و منسجم‌تر شده‌اند. از این جا یک رهنمود دیگر فرا راه این مبارزه قرار می‌گیرد: این که روح و گوهر مناسبات اجتماعی، همبستگی است و نه فردیت خودخواهانه. پیروی از همین نظرگاه و همین مبارزه، نسلی از مردان رها و مسئول را تکیه‌گاه محکممبارزه برای سرنگونی رژیم کرده است.»

    با چنین سطحی از سازماندهی و تشکیلات و همبستگی درونی نیروها، جای تردیدی باقی نمی‌ماند که مردم ایران یک گنجینه بزرگ و غیرقابل باور برای سرنگونی آخوندها دارند. نباید تردید کرد که این سازمان توان و ظرفیت و اراده سرنگونی آخوندها را دارد. و این باور آغاز تغییرات بزرگ خواهد بود.


    🌴براندازیم  #تيك_تاك_سرنگوني    #قیام_تنها_جوابه  

    🍏# مجاهدین_خلق ایران #ایران  #  کانونهای شورشی

    🌳# MaryamRajavi  # IranRegimeChange   

    🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7