Thursday, December 13, 2018

پلیس فرانسه برای یافتن مظنون حمله عصر سه شنبه استراسبورگ از مردم برای دستگیری تروریست کمک خواسته است.



پلیس فرانسه برای یافتن مظنون حمله عصر سه شنبه استراسبورگ از مردم برای دستگیری تروریست  کمک خواسته است.

صدها مامور پلیس، سرباز و مامور مرزی در دو سوی مرز فرانسه و آلمان برای یافتن شریف شکات ۲۹ ساله تلاش می کنند.
دو نفر در آن حمله در یک بازار کریسمس کشته شدند و ۱۳ نفر زخمی شدند.
شریف چکات از قبل به خاطر دنبال کردن روایتی افراط گرایانه از اسلام برای مقام های فرانسوی شناخته شده بود، زمانی که به خاطر جرایمی مثل سرقت در زندان بود.
پلیس می گوید هرکسی که این مظنون "خطرناک" را می بیند باید از او دور شود و با شماره اضطراری تماس بگیرد.
پلیس فرانسه می‌گوید که او پس از حمله و یک درگیری با پلیس متواری شد.
رمی هایتس، دادستان پاریس می‌گوید که فرد مهاجم هنگام حمله فریاد می‌زد "الله اکبر". فرانسه آماده باش امنیتی در این کشور را به بالاترین سطح ممکن افزایش داده و کنترل بر مرزها را شدت بخشیده است.
در این حمله دو نفر کشته شدند و یک نفر دیگر نیز دچار مرگ مغزی شده است. علاوه بر این، تیراندازی در بازار کریسمس استراسبورگ، ۱۲ نفر هم زخمی برجا گذاشت. وضعیت جسمی ۶ نفر از مجروحان وخیم است.

عکسGETTY IMAGESImage captionپلیس در استراسبورگ وضعیت امنیتی برقرار کرده است
مهاجم چگونه فرار کرد؟
به گزارش شبکه تلویزیونی بی‌ اف ام فرانسه، او پس از تیراندازی تاکسی گرفته، از محل حادثه دور شد و در نزدیکی ایستگاه پلیس شهر "نوی‌دورف" از ماشین پیاده شد. گفته می‌شود مظنون در این منطقه که نزدیک مرز آلمان و فرانسه است زندگی می‌کرده است.
راننده تاکسی که او را سوار کرده، به پلیس گفته که پای چپ این فرد زخمی بود. پیش از این، پلیس هم تأیید کرده بود که مهاجم در تبادل آتش با یک سرباز زخمی شده است.
پلیس از مردم "نوی‌دورف" خواسته از خانه‌هایشان خارج نشوند.
درباره مهاجم چه می‌دانیم؟
پلیس می‌گوید او در شهر استراسبورگ به دنیا آمده بود. پلیس همچنین تأیید کرده او به عنوان "یک تهدید بالقوه تروریستی" برای دستگاه‌های امنیتی شناخته شده بود.
او پیش از این ۲۷ پرونده در فرانسه و آلمان و سوئیس داشت و برای آنها مدت قابل توجهی را در زندان گذارنده بود. اما دادستان فرانسه تأیید کرده که هیچ کدام از این موارد مرتبط با "اقدامات تروریستی" نبوده است.

بنابر اطلاعات به دست آمده پلیس صبح روز حادثه نیز در ارتباط با پرونده‌ دیگر به دنبال او بوده اما او را در خانه پیدا نکرده است.

مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ مقاومت   ودر توئیتربنام @bahareazady   دنبال کنید

پیش بسوی قیام  سراسری ، ما بر اندازیم#   شهرهای ایران   اعتصاب # تظاهرات

سرنگونی #  اتحادوهمبستگی     مرگ_بر_دیکتاتور   #IranRegimeChange

علیرضا شوریده، ستاره‌ای در آلبوم موسیقی ایران‌زمین -



علیرضا شوریده، ستاره‌ای در آلبوم موسیقی ایران‌زمین

-



روی خطی از خاطره‌های میهنی 

در ستون بلند و بی‌انتهای نام خوانندگان ایرانی، به نام‌هایی برمی‌خوریم که اسم و تصویرشان عجین خاطره‌ای عمومی و ملی گشته است. از آن خاطره‌های عمومی که بدل به نقاط یا سرفصل‌های زندگی تاریخی یک کشور و یک ملت می‌گردند. در این میان می‌توان عارف قزوینی سازنده و خواننده ترانه «از خون جوانان وطن» را نام برد و یا غلامحسین بنان خواننده سرود «مرز پرگهر» و...
یکی از این نقاط یا سرفصل‌ زندگی میهن ما با نام میرزا کوچک‌خان رقم خورده است که نام و خاطره او نیز با ترانه‌ای معروف و محبوب با صدای «علیرضا شوریده» همراه و عجین است: ترانه «میرزا».
در کتاب «تاریخ مکمل جنگل، ۱۳۵۸» و «روزنامه دامون، ۱۳۵۹» آمده است که شعر ترانه «میرزا کوچک‌خان» بر اساس زمزمه‌های همسرش پس از شهادت جانگداز وی نوشته شده است:
«چقدر جنگل خوسی / ملته واسی / خسته نباسی/ میرزا کوچک خانا... چرا زودتر نیی / تندتر نیی / می جانه جانانا؟»...
 و علیرضا شوریده با همکاری گروه «عشاق»، با آهنگسازی عبدالله ملت‌پرست و با صدای صمیمی و گرمش این شعر را بدل به صدا و نوای ماندگار و خطی ممتد از خاطره‌های میهنی ما کرد.
تولد علیرضا شوریده در اسفند ۱۳۲۰ و در بندر انزلی بود. تا ۱۴ سالگی همان‌جا بود و در ۱۳۳۴ با خانواده‌اش به تهران آمد. پدرش اهل موسیقی و خانه‌شان همواره آشنای نواها و نغمه‌ها بود. او که جان و ضمیر و عواطف کودکی‌ و نوجوانی‌اش با موسیقی آمیخته شده بود، پا جای پای پدر گذاشت و با هاله‌ و مغناطیس و سحر نواها و نغمه‌ها سیر و سلوک‌ها داشت.

صدای ممتاز 
علیرضا شوریده موسیقی را با عضویت در گروه کر تالار رودکی شروع کرد و چند ترانه‌ محلی را خواند. در همین ماه‌ها و سال‌های تحصیلی، ترانه‌هایی را در دبیرستان خواند که موجب شگفتی دانش‌آموزان و معلمان شد. گردانندگان و دست‌اندرکاران مسابقات هنری، اسمش را به داوران مسابقه آوازخوانی اردوگاه رامسر دادند. علیرضا ۳بار در این اردوگاه شرکت کرد و هر ۳بار نفر اول و ممتاز شد.
حاصل این موفقیت، معرفی وی به هنرستان موسیقی از جانب هیأت داوران بود. علیرضا مبانی موسیقی را در کلاس‌های شبانه هنرستان ملی موسیقی با موفقیت گذراند.

علیرضا شوریده در گروه کر تالار رودکی ـ دهه ۴۰
علیرضا شوریده در گروه کر تالار رودکی ـ  دهه ۴۰

در محضر استادان مرز پرگهر  

آن جوان ممتاز در اردوگاه‌های موسیقی رامسر شاید تصور نمی‌کرد که آن موفقیت‌ها او را به کلاس استادان مرز پرگهر ببرند. در سال ۱۳۴۴ علیرضا شوریده به مدت ۲سال نزد استاد محمود کریمی به آموختن ردیف‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی مشغول بود. گذراندن آن دوره که حوصله و دقت و تمرین زیادی از او می‌طلبید، در سال ۱۳۴۶ گذارش را به کلاس‌های استاد اسماعیل مهرتاش کشاند. عبور از این کلاس‌ها و پیوند با راویان کتیبه‌ها و تصنیف‌های عاشقانه‌ٔ هستی، جان و روح علیرضا را با ساختار موسیقی و پیچ و خم‌های لطیف و انسانی و شورانگیزش عجین نمود.
علیرضا شوریده دوره‌ی تکمیلی آواز را تا ۳سال در محضر استاد خانم اولین باغچه‌بان گذراند و به دهه‌ ۵۰ خورشیدی رسید. از ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ سولیست آوازها و ترانه‌های محلی بود؛ اما در ۱۳۵۴ مدتی با «ارکستر گل‌ها»ی رادیو همکاری داشت و ۱۰برنامه ضبط کرد. چندی هم با گروه «عشاق» به سرپرستی عبدالله ملت‌پرست آلبومی به نام «اشک وارش» را تولید کردند.
در دهه ۵۰ مدام از علیرضا شوریده دعوت به همکاری با گروه‌های موسیقی می‌شد. سال ۱۳۵۵ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که آن زمان چندین اثر از بزرگان ادبیات و موسیقی ایران و جهان را انتشار داد، از علیرضا شوریده دعوت نمود تا آلبومی به نام «آوازهای دیروز» را بخواند. در سال ۱۳۵۶ استاد فرامرز پایور تصنیفی بر اشعار باباطاهر در «مایه شوشتری» نوشت و از شوریده خواست که آن را اجرا کند. در همین سال هم بود که ترانه جاودانه‌اش «میرزا» را با آهنگ‌سازی عبدالله ملت‌پرست خواند و نام و چهره و سْمعه‌ٔ نیکویش با تاریخ مبارزه برای آزادی ایران پیوند خورد. مدتی نیز با گروه «عشاق» به خواندن چند ترانه‌ محلی در خارج از ایران پرداخت.

یکی از تصمیمات وی که این عزم او را در تاریخچه هنری‌اش نشان می‌دهد، همکاری با نهاد ترانه‌ـ‌سرود مجاهدین در سال‌های ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ است. در این سال‌ها وی ترانه‌های «شهادت احمد(دی بلال)» و «همسفر» و نیز سرودهای «فردا روشن است» و «شهادت» را خواند که در آن زمان با اقبال نسل جوان برآمده از قیام بهمن ۵۷ مواجه شد.

رؤیاهای شیرین 

استاد علیرضا شوریده در نیمه دوم دهه ۵۰ چندی به تعلیم و تدریس موسیقی پرداخت و در سال ۱۳۵۷ که جامعه‌ ایران متحول می‌شد، ترانه معروف «شور انقلاب» را خواند. از سال ۱۳۵۸ موسیقی تحت‌الشعاع آن تحول بزرگ قرار گرفت. علیرضا شوریده نیز چون بسیاری هنرمندان ایران‌زمین دل به آینده‌ای سپرد که رؤیای خوشایندش چندی نپایید.
«می‌رفت امید آزادی ما تا به فلک
افسوس که شیخ آمد و بر باد بداد»
فراز دیگری از حیات این هنرمند مردمی و آزادی‌خواه مثل بسیاری از هنرمندان نامی این مرز و بوم، عبور از روزگار سلطه‌ٔ شیخان دستاربند بود. روزگاری که به‌طور خاص برای هنرمندانی که نبض عواطف جامعه و مردمشان در جان و روحشان است، بسا تلخ و سنگین گذشته است.
علیرضا شوریده که هنر و صدا و زندگی‌اش با نیاز به آزادی و ضرورت آن در ایران‌زمین گره خورده بود، مغلوب سلطه‌ٔ بدکیشان آزادی‌کُش نشد. یکی از تصمیمات وی که این عزم او را در تاریخچه هنری‌اش نشان می‌دهد، همکاری با نهاد ترانه‌ـ‌سرود مجاهدین در سال‌های ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ است. در این سال‌ها وی ترانه‌های «شهادت احمد(دی بلال)» و «همسفر» و نیز سرودهای «فردا روشن است» و «شهادت» را خواند که در آن زمان با اقبال نسل جوان برآمده از قیام بهمن ۵۷ مواجه شد.

در تیره‌ناکیِ بدکیشان مرگ‌آفرین 

علیرضا شوریده در حاکمیت محتسبان بدکیش ـ به‌خصوص در ۲دهه ۶۰ و ۷۰ ـ ایام را با فشارها و تضییقات مداوم سپری می‌کرد. هیولای فقر و تنگدستی که معمولاً به کمین هنرمندان و نخبه‌گان جامعه می‌نشیند، زندگی او را نیز گرفتار غمناکی و اندوه «آب و نان» کرد. محتسبان و شیخان بدکیش هم که در کار مرگ‌اندیشی و مرگ‌گستری بر فلات ایران بودند، حیات و هستی ایران و ایرانی و هنرمندان آفرینش‌گر معناها و زیبایی‌های زندگی، برایشان ارزشی نداشته و مادون درک این محضر انسانی بوده و باشند.

 

جاودانه در آلبوم زیباترین وطن

رؤیاهای زیبای علیرضا شوریده برای ایران و مردمانش چونان آرزوهای یک ملت و یک میهن، دچار تطاول خیانت بدکیشان دستاربند و هیولای ولایت فقیه گشت. با تمام این وصف‌های رنج‌آمیز و «گستره‌ٔ غمناک» که پرده در پرده‌ٔ حیات ایرانیان بوده و باشد، استاد علیرضا شوریده به هنر و سوگند هنرمندی‌اش وفادار ماند و نام و چهره و سْمعه‌اش را با ترانه‌های زیبایش ـ به‌خصوص با تصنیف زیبا و ملی و میهنی «میرزا» ـ در قلب همیشه تپنده و شریان جوشان آزادی پیوند زد.
روز ۱۸آذر ۱۳۷۹ خبر نابه‌هنگام و باورنکردنیِ سکته قلبی علیرضا شوریده، یاران دیرین و همراهان زندگی‌اش را در حیرت فرو برد و این هنرمند مردمی و آزادی‌خواه، بسان ستاره‌ای در آلبوم موسیقی ایران‌زمین و زمزمه‌های نواها و نغمه‌هایش جاودانه گشت...


مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ مقاومت   ودر توئیتربنام @bahareazady   دنبال کنید

پیش بسوی قیام  سراسری ، ما بر اندازیم#   شهرهای ایران   اعتصاب # تظاهرات

سرنگونی #  اتحادوهمبستگی     مرگ_بر_دیکتاتور   #IranRegimeChange

بلوغ قیام‌ها و تظاهرات زحمتکشان به همبستگی اقشار جامعه ایران



بلوغ قیام‌ها و تظاهرات زحمتکشان به همبستگی اقشار جامعه ایران



اخبار و تحولات هفته‌ها و روزهای اخیر ایران را که می‌خوانیم و می‌بینیم و دنبال می‌کنیم، از خود می‌پرسیم «در ایران چه می‌گذرد؟».

ویژه‌گی‌های شرایط جدید 

آنچه طی چند ماه اخیر از استمرار قیام‌ها گذشته و جریان مستمر یافته است، گویای کیفیتی می‌باشد که ویژه‌گی‌های آن عبارت‌اند از:
۱ـ شعارها و فریادها و مطالبات و پرخاش‌ها گویای عمق فاجعه‌ای است که رژیم آخوندی بر زندگی و جان و مال مردم روا داشته است.
۲ـ درد مشترک جامعه ایران و اقشار گوناگون، گرایش به اتحاد را یک ضرورت کرده است.
۳ـ تشکل و هماهنگی را ضرورت استمرار قیام و تظاهرات و اعتراضات نموده است.
۴ـ با وجود صنفی بودن اعتراضات و خواسته‌ها، اما فریادها و شعارها، فساد کل حاکمیت را نشانه گرفته و روندی سیاسی یافته است: «کشور ما دزدخانه است، توی جهان نمونه است! هیهات مناالذله! نه تهدید، نه زندان، دیگر فایده ندارد! زندانی سیاسی، آزاد باید گردد!...».
۵ـ شکست شیادی روحانی تحت عنوان اعتدال با شعار «روحانی دروغگو! کلید تدبیرت کو؟ و مقابله با تمامیت نظام با شعار: نه حاکم(خامنه‌ای)، نه دولت، نیستند به فکر ملت!».
۶ـ استمرار تظاهرات و پایداری کارگران نشان می‌دهد که تا تعیین‌تکلیف نشدن مشکلات سالیانشان با چپاولگران حکومتی، این قیام‌ها را سر خاموشی نیست.
۷ـ یک روشنگری طبقاتی در تظاهرات و اعتراضات کارگران موج می‌زند.

نتایج این ویژه‌گی‌ها 

نکتهٔ بسیار مهم و قابل توجهی که در این ۷ویژه‌گی نهفته، این است که زخم‌های عمیقی بر پیکر جامعه ایران با تمام اقشار آن ایجاد شده است. کارگران دقیقاً آدرس مسبب انواع این زخم‌ها را حاکمیت ولایت فقیه نشان می‌دهند که آن را در شعار «نه حاکم، نه دولت، نیستند به فکر ملت!» متبلور کرده‌اند.
جنبه دیگر این زخم عمیق، مشترک بودن آن در کل جامعه است که خودش را در ابراز همبستگی با کارگران بارز کرده است. دانشجویان، زندانیان سیاسی، زنان، حقوق‌دانان، بازاریان و دانش‌آموزان از قیام کارگران حمایت نموده و آن را فریاد می‌کنند. حتی در نمونه‌ای سمبلیک شاهد هستیم که کودکان ایران تابلو یا نوشته‌ای را در دست می‌گیرند و خواستار آزادشدن کارگران و معلمان زندانی می‌شوند.

همبستگی دانشجویان و کارگران علیه ستم طبقاتی

در گرامی‌داشت‌های گوناگون مراسم ۱۶آذر امسال که همگی وجه مبارزاتی و اعتراضی داشتند، با آن‌که زیر سلطه‌گری همه‌جانبهٔ نیروهای سرکوبگر برگزار شد، کیفیتی سیاسی یافته بود. دانشجویان اعتراض و مقاومت خود را با تظاهرات بزرگ کارگران پیوند زدند: «فرزند کارگرانیم، کنارشان می‌مانیم!».
حرکت دانشجویی همواره گویای نبض سیاسی در مقابله با حاکمیت بوده و ادامه دارد. همبستگی و اعلام اتحاد دانشجویان با کارگران گروه ملی فولاد اهواز و نیشکر هفت‌تپه، مبین بازو‌به‌بازو شدن ۲جریان قدرتمند ایران علیه تمامیت حاکمیت ولایت فقیه می‌باشد. این همبستگی از طرفی دانشجویان را با اصلی‌ترین مسألهٔ جاری در قیام‌ها و اعتراضها که همانا فریاد علیه ستم طبقاتی است، پیوند می‌زند.

شکست هراس و گسستن زنجیر زحمتکشان 

روندی از تظاهرات و اعتراضات کارگران شکل گرفته است که با نمونه‌های مشابه در چند ماه قبل متفاوت می‌باشد. یکی از تفاوت‌های عمده در این است که کارگران اقدام به سخنرانی‌های روشنگرانه و افشاگرانه می‌کنند که مورد حمایت عموم همکارانشان واقع می‌شود.
جنبه‌ای دیگر از این تفاوتها در این است که ترس و هراسی از دستگیری و زندانی شدن وجود ندارد. کارگران با آن‌که می‌دانند بلندگو دست گرفتن و دزدان و چپاولگران حکومتی را افشا کردن، چه تبعاتی برایشان از جانب سرکوبگران ولی‌فقیه ایجاد می‌کند، با این حال دست از افشاگری و روشنگری برنمی‌دارند. با آن‌که می‌دانند همکارانشان را پیش از آنها دستگیر نموده‌اند، با این حال هیچ خللی در عزمشان برای استمرار تظاهرات و فریاد ایجاد نشده است. بارزترین نمود این عزم، کفن‌پوش آمدن کارگران به خیابان است. این حرکت نمادین، تعیین‌تکلیف با حاکمیت آخوندی بود که بداند با چه قدرت بی‌شکست و بالنده‌ای مواجه است.
« تو را چه سود
ربودن فریاد از خیابان؟
که هر سلول و زندان را
نعره‌های عدالت کرده باشی...

باش تا مام ایران
آزادی را در کام اژدها برشورد...».

کیفیت جدید

مجموعهٔ مبارزات و پایداری و تظاهرات کارگران و همبستگی‌ها با آنان که جریان یافته است، تعادل‌قوای سیاسی و اجتماعی ایران را وارد یک نبرد کیفی کرده است. کیفیتی که زیرساخت آن نبرد طبقاتی اقشار جامعه ایران علیه تمامیت خودکامه‌گان غارت‌گر می‌باشد.
در روبه‌روی کارگران و دانشجویان و باقی اقشار که به ضرورت همبستگی برای مبارزه علیه درد مشترک رسیده‌اند، حکومت آخوندی باز هم به‌دلیل بن‌بست سیاسی و اقتصادی، هیچ راهی جز دستگیری و زندانی کردن چند کارگر و دانشجو نداشته و ندارد.

همبستگی ایران در حسابرسی از هیولا 

قیام‌ها و اعتراضات و تظاهرات و فریادهای صنفی اقشار گوناگون ایران وارد مرحله تعیین‌تکلیف با حاکمیت می‌شوند. این تحول مهم گویای اجتناب‌ناپذیری سیر حرکات صنفی به سمت سیاسی‌شدن می‌باشد؛ چرا که در جامعه‌ای که آزادی نیست، همه‌چیز لاجرم سیاسی می‌شود. بنابراین از این پس شاهد حسابرسی‌های بیشتری از جانب زحمتکشان ایران علیه حاکمیت دزد و غارت‌گر آخوندی خواهیم بود و همبستگی اقشار جامعهٔ ایران این حسابرسی را به یک تغییر واقعی سیاسی خواهند کشاند.


مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ مقاومت   ودر توئیتربنام @bahareazady   دنبال کنید

پیش بسوی قیام  سراسری ، ما بر اندازیم#   شهرهای ایران   اعتصاب # تظاهرات

سرنگونی #  اتحادوهمبستگی     مرگ_بر_دیکتاتور   #IranRegimeChange


Steel workers of Ahvaz demonstrated for 33rd consecutive day



  • 8

Reported by PMOI / MEK

by PMOI / MEK

Iran, Dec. 13, 2018 - On Wednesday morning, the workers of Iran National Steel Industrial Group began the 33rd-day consecutive day of their strikes and demonstrations in AhvazKhuzestan, where the steel factory is located. The workers had gathered in front of Bank Meli (National Bank) and were chanting, “Workers will die but won’t give in to disgrace.”
The workers are demanding the payment of their months-long unpaid salaries. The steelworkers of Ahvaz are also protesting over deteriorating work conditions and the corrupt practices of the private owners of the INSIG, which is one of the largest steel factories in Iran.


Like many other protesting workers across Iran, the workers of Ahvaz hold the local and central government responsible for their current economic problems. In their slogans, the protesters are likening regime officials to mafia and criminal gangs. The protesters are also calling out the regime for abusing its religious authority to trample the rights of the workers and plunder their wealth.
In recent days, the just demands of the workers of Ahvaz have earned them the support of Iranians throughout Iran and across the globe. In recent days, students, teachers, truck drivers and workers from other parts of Iran have been holding demonstrations and gatherings in solidarity with the steelworkers of Ahvaz.


The Ahvaz steelworkers staged their 32nd day of strikes and demonstrations on Tuesday outside the Khuzestan Province governor’s office. They were all wearing burial cloths, signaling their readiness to pay the ultimate price.
The fed-up workers also gathered outside the city’s main mosque and chanted slogans against the regime’s plundering officials.
The Iranian opposition coalition National Council of Resistance of Iran (NCRI) has issued a statement on strikes and demonstrations staged by the Ahvaz steelworkers.
On Sunday, December 9th, workers from the Ahvaz National Steel Industrial Group continued their strike and demonstrations for the thirtieth day. While marching on the streets of the city and passing by state institutions, the workers, being supported by other people, chanted: "Imprisoned workers must be released"; "Neither threats, nor prison is useful anymore"; "Call of every worker: Death to The tyrant "; "Workers would rather die than accept humiliation"; "We stand; we die until we get our rights "; "Our country is place of thieves, it is unique in the world”; “Rouhani, the liar; where is your key to the problems?” Workers carried banners which read: “Do not sacrifice workers to the brokerage mafia”; “Isn’t authorities’ silence against the Mafia the reason for their complicity?”


مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ مقاومت   ودر توئیتربنام @bahareazady   دنبال کنید

پیش بسوی قیام  سراسری ، ما بر اندازیم#   شهرهای ایران   اعتصاب # تظاهرات

سرنگونی #  اتحادوهمبستگی     مرگ_بر_دیکتاتور   #IranRegimeChange

Iran Regime Running out of Options



Iran Regime Running out of Options

By Mohammad Sadat Khansari
The latest U.S. sanctions on Iran’s economy have been in place for several weeks now. The sanctions have hit the country’s oil sector and U.S. President Donald Trump has spoken extensively about the intended impact. His goal is to have all countries reduce their imports of Iranian oil to zero and only a few countries were given a waiver (albeit with strict time conditions). Trump has made it very clear that he intends to cut the Iranian regime off from the huge revenues that it uses to fund terrorism and other malign activities.
The Iranian regime has tried to portray the sanctions as being against the ordinary people of Iran, but this could not be further from the truth. President Hassan Rouhani has previously said that his country will ignore the sanctions and bypass them like it has become accustomed to doing over the past decades.
He also recently said that the regime has a choice. “We have no more than two options: Either concede to the U.S. and accept their incorrect claim so that the sanctions are lifted or we have to stand [firm] and resist.”
He went on to explain that Iran will not let the sanctions have an impact and that the country will “not let the enemy smile” and that it will never bow down to the United States.
The president also claimed that the U.S. sanctions have failed and that the average income of the average person in Iran has gone up fivefold – a claim that is quite simply preposterous because there are an increasing number of people living under the extreme poverty line. He admitted that the economic situation is not great but downplayed how extremely dire it is.
“In our society, the classes that are under pressure today, their income has increased fivefold over the last five years. However, I don’t want to say that our situation today is a good situation. If we claim that we must stand against the U.S., then we must stand. In war there are blows and strikes, war has injuries.”
With regards to FATF regulations regarding money laundering and the financing of terrorism, it seems that the Iranian government has no choice but to comply and to pass the proposed bills. However, the main reason behind Iran’s possible compliance is because the countries that are still trading with Iran insist on it.
Another reason is that Europe has already made it clear that it will only remain party to the 2015 Iran nuclear deal if the FATF bills are passed by Iranian parliament. 
So ,when, or if, the regime passes the bills, it is not because it wants to or because transparency is an important value to it – it is quite simply because it has been backed into a corner.

The Iranian regime faces a dead-end. It cannot get around the international obstacles that it is up against. But even worse for the regime, the people will not, under any circumstance, allow the regime to survive any longer. They will not accept anything less than regime change. And so they shouldn’t.

مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ مقاومت   ودر توئیتربنام @bahareazady   دنبال کنید

پیش بسوی قیام  سراسری ، ما بر اندازیم#   شهرهای ایران   اعتصاب # تظاهرات

سرنگونی #  اتحادوهمبستگی     مرگ_بر_دیکتاتور   #IranRegimeChange