Friday, November 22, 2019

گزیده مهمترین اخبار سایت مجاهدین خلق ایران




گزیده مهمترین اخبار سایت مجاهدین خلق ایران 

گزیده مهمترین اخبار سایت مجاهدین خلق ایران 


در توئیتر با نام Bahar iran@ ما را  دنبال کنید 
پیش بسوی قیام   سراسری ، ما بر اندازیم#  کانونهای شورشی در شهرهای ایران #  
اعتصاب واعتراض و تظاهرات#  سرنگونی رژیم  #  اتحادوهمبستگی  
   مرگ_بر_دیکتاتور  ge#IranRegimeCha



ایران - قیام سراسری :چه کسی باید انتقام بگیرد!


ایران - قیام سراسری :چه کسی باید انتقام بگیرد!

۴دهه سرکوب و ایجاد فضای وحشت در میهن ما برای هیچ‌کس تردیدی باقی‌نگذاشته که ضدبشر بودن، خصیصهٔ ماهوی مرتجعان حاکم است. ‏ 
آخوندها در طی حاکمیت ننگین خود تا آنجا که به ماهیت و خواست آنها برمی‌گردد هیچگاه دست از شکنجه، اعدام و ‏وحشت‌افکنی برنداشته‌ و به شیوه‌های مختلف سرکوبگری را ادامه داده‌اند؛ منتها به یمن ایستادگی مردم و پایداری تاریخی مقاومت پیشتاز مردم ایران، سرکوب اگر ‌چه هست ولی دیگر تیغ آن نمی‌تواند رعب و وحشتی که خواست دیکتاتورهاست ایجاد کند و آن برش را ندارد.

وحشت‌آفرینی عریان یا کشتار در خفا!

تجربه نشان داده که رژیم هرقدر هم که بنا بر «مصلحت» تلاش کند تا اعمال ضدبشری‌اش از چشم جهانیان مکتوم ‏بماند، باز هم ماهیت سرکوبگر او در جای دیگری بروز کرده و خودش را نشان می‌دهد.
روشن است که ‏ارعاب و سرکوب عریان، از اعدام‌های گستردهٔ خیابانی تا شلاق و شکنجه در ملأعام را ـ همانند آنچه رژیم در ‏سال‌های دههٔ ‌ ۶۰ انجام داده‌ بود ـ شیوه‌ای است که حاکمان مرتجع آن‌ را صدبار بیشتر بر اعمال سرکوب مخفیانهٔ مرجح می‌دانند.
فشارهای شخصیتها و سازمانهای معتبر بین‌المللی به‌ویژه ۶۶بار محکومیت‌ بین‌المللی رژیم ‏به‌خاطر نقض وحشیانه حقوق‌بشر، اگر چه دست‌بستگی‌های بسیاری برای حاکمیت ارتجاعی ‏آخوندها ایجاد می‌کند اما بارها ثابت شده که طینت ذاتی رژیم در موقعیت‌های خطیر، بروز کرده و خود را به نمایش می‌گذارد.
قیام دیماه ۹۶ نمونهٔ گویایی است که طی آن رژیم همهٔ تعارفات را کنار نهاده علاوه بر ‏کشتار تظاهرات‌کنندگان در کف خیابان،‌ به‌ شکل بی‌رحمانه‌ای در زندانها دست به‌ قتل دستگیرشدگان زد و هیچ ابایی هم نداشت که اخبار آن به بیرون درز پیدا کند و از قضا جهت ارعاب گسترده‌تر، عامدانه اجازه انتشار چنین اخباری را فرا‌هم می‌کرد. شکنجه تا سرحد مرگ، ‏تجاوز و مثله کردن و اعدام جوانان در زندان کهریزک از جنایاتی است که هنوز کسی آنها را فراموش نکرده است. ‏

زوزه‌های هراس‌آلود یک پاسدار

پتانسیل عظیم اجتماعی و انفجار بی‌سابقهٔ ‌ ناشی از آن در قیام آبان ۹۸ از جمله موقعیت‌های ‏خطیری است که سردمداران رژیم را به وحشت افکنده‌ است. دور از انتظار نیست آنها که بیش از هر زمان دیگر کابوس سرنگونی را نزدیک می‌بینند، وانمود ‌کنند که می‌توانند هنوز عریان‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین شیوه‌های سرکوب را در پیش بگیرند و خشم فوران یافتهٔ مردم را مهار کنند. در این توهم، پاسدار حسین شریعتمداری، گماشتهٔ خامنه‌ای در کیهان، در مقاله‌ای تحت عنوان «حالا ‏نوبت انتقام به ما رسیده» ‏نیات پلید خود و ولی‌فقیه‌اش را به نمایش می‌گذارد و می‌نویسد:
‏«هرگاه منافع ملی و یا جان و مال مردم کشوری از سوی کشور دیگر نقض شود و اسناد خالی از ‏ابهامی درباره عمدی بودن این اقدام خصمانه وجود داشته و قابل ارائه باشد، کشوری که به منافع ‏ملی و جان و مال مردمش تعرض شده است حق مقابله به‌مثل دارد و می‌تواند با انجام اقدام متقابل ‏به حرکت خصمانه طرف متجاوز پاسخ بدهد. اکنون باید پرسید با وجود این همه سند غیرقابل ‏انکار... آیا می‌توانیم از حق قانونی خود برای مقابله به‌مثل صرفنظر کنیم؟! و اگر این حق قانونی ‏و شناخته شده خود را نادیده بگیریم به مردم مظلوم ایران اسلامی ستم نکرده‌ایم؟! می‌پرسید ‏چگونه؟ پاسخ این سؤال پیچیده نیست. دشمنان در کاخ شیشه‌ای نشسته‌اند و مراکز حساس و ‏استراتژیک نظامی و اقتصادی و‎ .. ‎آنها به آسانی قابل دسترسی است و می‌توان با تحمیل خسارت‌‏های سنگین مالی و نظامی، دشمن را به استیصال کشانده و به زانو درآورد».‏

روز حساب پس‌دادن مرتجعان حاکم نزدیک است

این زوزه‌های هراس‌آلود به‌خوبی ترس دیکتاتوری آخوندی از قیام‌آفرینان و روز بازخواست را بازتاب می‌کند. پاسدار شریعتمداری هر چند هم خودش را به نفهمی بزند و فرمان انتقام‌گیری صادر کند، اما مردم جفا دیده از حکومت آخوندها، ۴دهه جنایت و خیانت ولایت سفیانی و مزدورانش را از یاد نمی‌برند. آنها به گواه دلاوری و رشادت‌های خلق در قیام آبان، به‌روشنی می‌دانند چه کسی باید انتقام بگیرد و کیست که باید انتقام پس بدهد.
مردم به‌جان آمده به همراه فرزندان دلیر خود در کانون‌های شورشی تا همین‌جا هم نشان داده‌اند به هر قیمت هم که شده،‌ مصممند تا انتقام خونهای به ناحق ریخته فرزندان مردم ایران در طول ۴دهه حاکمیت ضدبشری نظام ولایت فقیه را بگیرند و طومار این رژیم ضدتاریخی را درهم بپیچند؛ و خواهند پیچید.

در توئیتر با نام Bahar iran@ ما را  دنبال کنید 
پیش بسوی قیام   سراسری ، ما بر اندازیم#  کانونهای شورشی در شهرهای ایران #  
اعتصاب واعتراض و تظاهرات#  سرنگونی رژیم  #  اتحادوهمبستگی  
   مرگ_بر_دیکتاتور  ge#IranRegimeCha



«بیت» خامنه‌ای فاسدترین نهاد سیاسی اقتصادی (۱۷) مؤسسات مالی نظامیان در تیول خامنه‌ای


«بیت» خامنه‌ای فاسدترین نهاد سیاسی اقتصادی (۱۷)

مؤسسات مالی نظامیان در تیول خامنه‌ای


در بررسی چگونگی شکل‌گیری امپراطوری عظیم مالی خامنه‌ای، در سلسله مقالات پیشین به بزرگترین تحول در حوزه اقتصاد ایران؛ در سال ۸۴ اشاره شد، تحولی ویرانگر که اقتصاد ایران را به سراشیب ورشکستگی سوق داد.
در آن مقطع خامنه‌ای با استفاده از اصل۴۴قانون اساسی، بنیاد «مالکیت وسایل تولید عمومی و ملی» را تحت نام «خصوصی‌سازی» مصادره کرد و به‌نام «بخش عمومی» تک به تک واحد‌های تولیدی و بنگاههای اقتصادی و شرکت‌های تولیدی را به سپاه پاسداران و و کمپانی‌های وابسته به نظامیان(سپاه پاسداران، بسیج، نیروی انتظامی و ارتش) ولایت فقیه منتقل کرد.
نیاز به تأکید است که اطلاق عنوان غیردولتی یا «بخش عمومی» به‌نهادهای ۱۴گانه ولایت فقیه بیش از آن‌که یک سطحی‌نگری نظری باشد، فریبکاری عامدانه‌ای برای پنهان کردن ماهیت هیولای سرکوب و فسادزای ولایت فقیه است؛ که به‌ ثروتهای عظیم مردم ایران چنگ انداخته است.
در این شماره به نقش نظامیان تحت‌امر ولایت فقیه در اقتصاد کشور با تکیه به کانون قدرت یعنی «بیت خامنه‌ای» و نقش
آنها در اقتصاد رانتی، اختلاس و بانکداری و نابودی بخش خصوصی پرداخته می‌شود.

ایران یک تئوکراسی با چهارده امپراتوری اقتصادی ولایت فقیه ۱
ایران یک تئوکراسی با چهارده امپراتوری اقتصادی ولایت فقیه

نقش مؤسسات مالی نظامیان در غارت ثروت مردم

پیآمد تفسیر خامنه‌ای از اصل ۴۴قانون اساسی در اساس ریختن سرمایه و ثروت ملی به جیب مؤسسات وابسته به نظامیان (به‌ویژه سپاه، بسیج و نیروی انتظامی) برای حفظ حاکمیت ننگین ولایت فقیه بود.
مؤسسات وابسته به نظامیان خامنه‌ای و سیاست‌های بانکی از دهه ۸۰تاکنون فشارهای بسیاری برزندگی مردم وارد کرده است؛ مؤسساتی که بارها سپرده‌گذاران را به نام ارائه سودهای جذاب راهی خیابان‌ها کرده‌اند و دار و ندار بسیاری از دهک‌های ضعیف و متوسط را یک‌شبه بلعیده‌ و مردم را به زیرخط فقر کشاندند.
در واقع در حاکمیت دزدسالار خامنه‌ای اطلاق «مؤسسات مالی‌ـ اعتباری» و تفکیک آنها به «مؤسسات مالی مجاز» و« مؤسسات غیرمجاز» را پوش خودساخته باندهای مافیایی برای چاپیدن و غارت بیشتر مردم است.
زیرا همه مؤسسات اقتصادی تحت سیطره امپراتوری ۱۴گانه ولایت فقیه، از پایه، یک مشت «بانک‌ و مؤسسات غیرمجاز» هستند. تا جایی که برخی از کارگزارن رژیم در سال‌های گذشته رشد قارچ‌گونه این مؤسسات را شاهکار غلط سیاست اقتصادی و نظام بانکی کشور لقب دادند.
در اواخر فرودین سال ۹۴ حمید تهرانفر، معاون نظارتی وقت بانک مرکزی در مصاحبه با رسانه‌‎های حکومتی گفت: «حدود ۷هزار مؤسسه مالی غیرمجاز در کشور با عناوین مختلف فعالیت می‌کنند که اطلاع دقیقی از فعالیت تمامی مؤسسات غیرمجاز وجود ندارد و کسی نمی‌داند که با سپرده‌های مردم در حال چه کاری هستند». روزنامه همدلی(رژیم)۱۱مهر ۹۸.
هم‌چنین در۱۱آذر ۹۶ ابوالفضل حسن بیگی، نماینده مجلس رژیم، گفت: «فعالیت هفت هزار صندوق قرض‌الحسنه و هفت هزار و ۸۰۰مؤسسه مالی اعتباری در کشور، باعث شده تا از اعتبار بانکها کاسته شود».(همان منبع)

بانک‌ها و مؤسسات نیروهای مسلح رژیم

از سال ۸۰ علاوه بر نهادها و بنیادهای «بیت رهبر» در کنار بانک سینا، شهرداری تهران، بانک شهر، صندوق ذخیره فرهنگیان و بانک سرمایه بنیادهای وابسته به نهادهای مسلح رژیم مثل بانک حکمت، قوامین و بنیاد تعاون ارتش و.... هم وارد فعالیت‌های مالی و بانکی شده‌اند.
این بانکها اساساً زیرنظر فرماندهان سپاه کنترل می‌شوند و خارج از کادر مالی شرکت‌های وابسته به ارتش عمل می‌کنند. زیرا ارتش شرکت‌های مستقل خودش را دارد.

شرکتها و مؤسسات مالی مستقل وزارت دفاع رژیم۲
شرکتها و مؤسسات مالی مستقل وزارت دفاع رژیم
یورش نهادهای نظامی به سوی بانکداری در حالی است که حتی مرکز پژوهش‌های مجلس رژیم صنعت بانکداری ایران را در آستانه ورشکستگی ارزیابی کرد که بدون استقراض از بانک مرکزی قادر به ادامه فعالیت نیستند. یعنی این بانک‌های حکومتی زیان به بار آورده و دولت را وادار به تأمین مالی زیان خود می‌کنند.
علل ورشکستگی بانکها:
یکم: پرداخت وام بی‌ارتباط با سپرده. «سپرده تازه برای باز پرداخت بدهی کهنه»
دوم: ناتوانی در وصول بدهی
رابطه میان این دو روشن است زیرا نهادهای حکومتی بانک تأسیس می‌کنند تا به پول فراوان دسترسی داشته باشند و به بسیاری از خودی‌های پرنفوذ وام های کلان می‌دهند. بسیاری از این خودیها بدهی خود را باز نمی‌پردازند و کار بانکها را دشوار می‌کنند.
مهدی نیکدل، مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان، در رابطه با ورشکستگی بانکها گفت: «۹۰درصد بانکها عملاً ورشکسته‌اند. اگر بانک مرکزی صلاح بداند، ورشکستگی بانکها را اعلام می‌کنم. صندوق یک نهاد غیردولتی است بنابراین دولت باید ۷۶۰میلیارد تومان مطالبات خود به این صندوق را بپردازد».(خبرگزاری ایلنا رژیم، آبان ۹۷)
محمد حسن قدیری ابیانیه، سفیر سابق ایران در مکزیک، گفت: «میزان قرضی‌ که دولت از بانکها گرفته ۸۰۰هزار میلیارد تومان است که در حقیقت بدهی دولت به ازای هر ایرانی ۱۰میلیون تومان است، که از این به بعد افزایش هم پیدا می‌کند».(اعتماد آنلاین رژیم،۴بهمن ۹۷)
برای آشنایی بیشتر با رشد قارچ‌گونه بانکها و مؤسسات مالی به فعالیت‌های بانکی شرکتها و بنگاههای بیت خامنه‌ای وابسته به نیروهای مسلح رژیم اشاره می‌شود.
بنیاد تعاون ارتش، بنیاد تعاون ستاد کل نیروهای مسلح (بتاجا)
بنیاد تعاون ارتش، بانک حکمت ایرانیان را در سال ۱۳۸۹ به راه انداخت و شعبه‌های آن را بیشتر در اطراف پادگانهای ارتش ایجاد کرد. بیمه صبا و فروشگاه‌های زنجیره‌یی «اتکا» هم وابسته به بنیاد تعاون ارتش است.


مؤسسات مالی و شرکت‌های بنیاد تعاون ارتش (بتاجا)۳
مؤسسات مالی و شرکت‌های بنیاد تعاون ارتش (بتاجا)

بخشی از بنگاههای اقتصادی مربوط به بنیاد تعاون ارتش عبارتند از:


مؤسسه اعتباری نیروهای مسلح
مؤسسه صندوق تعاون و سرمایه‌گذاری بنیاد تعاون ارتش
مؤسسه مسکن‌سازان بنیاد تعاون ارتش
مؤسسه صندوق بیمه بنیاد تعاون
بنیاد بیمه صبا
صندوق سرمایه‌گذاری و توسعه
قرارگاه سازندگی قائم
کارخانه‌های گروه صنعتی اسپادانا (اصفهان)
تولید درب و پنجره‌های UPVC۱۴۴۰،آلومینیومی
تولید شیشه دوجداره / تولید درهای چوبی
تولید نمای آلومینیومی (کامپوزیت)

مؤسسه آموزشهای آزاد


قرارگاه سازندگی قائم در فهرست تحریم‌ها

سه‌شنبه ۹آبان ۹۶خزانه‌داری آمریکا به‌عنوان گام اول در اجرای قانون تحریم‌های کاتسا، بیش از ۴۰مهره و شرکت سپاه پاسداران را در فهرست تحریم‌ها قرارداد. سازندگی قائم از زیرمجموعه بنیاد تعاون ارتش (بتاجا) در فهرست تحریم‌های خزانه‌داری آمریکا قرار گرفت.

سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح (ساتا)

ساتا در برگیرنده طیف وسیعی از شرکت‌های صنعتی و سرمایه‌گذاری است که در کنترل سپاه پاسداران قرار دارد. سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح (ساتا) یکی از شرکت‌های زیر مجموعه وزارت دفاع است.
از جمله شرکت‌های سرمایه‌گذاری نیروهای مسلح«ساتا» عبارتند از:

مجتمع پتروشیمی مارون
مجمتع پتروشیمی یارس
شرکت حفاری شمال
مجتمع پتروشیمی بوشهر
نیروگاه سیکل ترکیبی گیلان
شرکت مدیریت بهره‌برداری گیلان
در سال ۱۳۸۹(۲۰۱۰) رژیم اعلام کرد که: « سهام ۶نیروگاه و پتروشیمی بر اساس جدیدترین تصمیم دولت به سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح (ساتا) واگذار شد.»
سهام پتروشیمی مارون، چهل درصد
سهام پتروشیمی پارس، چهل و نه درصد
سهام پتروشیمی پردیس صددرصد (پس از کسر سهام ترجیحی)
سهام نیروگاه سیکل ترکیبی گیلان و صددرصد سهام پتروشیمی بوشهر به روش ارزش روز خالص دارایی‌ها به‌عنوان قیمت توافقی و پس از تصویب قیمت در هیأت واگذاری به صندوق بازنشستگی نیروهای مسلح (سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح) واگذار می‌شود.

شرکت‌های سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح(ساتا) در کنترل سپاه پاسداران
شرکت‌های سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح(ساتا) در کنترل سپاه پاسداران

کارتل پیمانکاری قرارگاه موسوم به خاتم‌الاوصیاء

این قرارگاه وابسته به وزارت دفاع است که در سال ۸۹ به‌دستور خامنه‌ای به‌وجود آمد و کنسرسیومی متشکل از پنج پیمانکار بزرگ طرح‌های نفت و گاز است.
«خاتم الاوصیاء» ماهیتاً یک کارتل پیمانکاری است. به‌ این معنی که از تعداد زیادی شرکت پیمانکاری تشکیل شده که با استفاده از نفوذ سیاسی خود، قراردادها را بدون تشریفات قانونی (یعنی بدون برگزاری مناقصه و با قیمت بسیار نازل) از دولت می‌گیرند و برای اجرا به ‌شرکت‌های مهندسی می‌دهند و از آن سود هنگفتی به‌دست می‌آورند.
مجید رضوانی، معاونت مهندسی خاتم‌الاوصیاء در این باره گفت:‌ «قراردادها با ترک تشریفات به ما داده می‌شود» (خبرگزاری فارس رژیم۱۷بهمن۱۳۹۱)
برخی از شرکت‌های تابعه خاتم الاوصیاء عبارتند از:
واگن پارس اراک
هلدینگ عمران و شهرسازی
هلدینگ ریلی
شرکت مهندسی توسعه تجهیزات پارسیان
این کارتل دست‌اندرکار اجرای مقاطعه‌های ساختمانی و نفتی است و در حال حاضر در طرح پارس جنوبی جایگزین شرکت «شل» و «ریسپول» شده است.
برخی‌ از مهم‌ترین قرارداد‌های امضا شده با این قرارگاه در بخش نفت و گاز کشور در سال‌های اخیر عبارت بود از:
قرارداد ۲میلیارد دلاری توسعه فاز های ۱۵و ۱۶پارس جنوبی.
قرارداد فاز های ۲۲تا ۲۴میدان مشترک پارس جنوبی به ارزش تقریبی ۵تا ۶میلیارد دلار.
قرارداد قطعه سوم خط لوله ششم سراسری گاز به ارزش ۳/۱میلیارد دلار.
قرارداد ۳/۱میلیارد دلاری فاز اول خط لوله هفتم سراسری به نام " خط لوله صلح".
توسعه پالایشگاه گازی ایلام به ارزش تقریبی ۱۲۰میلیون دلار.
قرارداد خط لوله نفتی نکا-جاسک به ارزش بیش از ۳میلیارد دلار.
ساخت سه خط لوله نفتی در استانهای خراسان، کرمان و هرمزگان به ارزش ۸۵۰میلیون دلار.
توسعه میادین گازی هالگان و باغون به ارزش حدود ۱میلیارد دلار.
طرح تولید گاز مایع به ارزش ۵۰۰میلیون دلار.
قرارداد ساخت خط لوله «اتان» و «اتیلن» و «ال ان جی» به ارزش کلی بیش از ۱میلیارد دلار.
پروژه قطار برقی مشهد ـ تهران
احداث کنارگذر ساحلی رامسر

بنیاد تعاون ستاد کل نیروهای مسلح(ودجا)

این بنیاد شرکت‌های متعددی را در بر می‌گیرد. وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح (ودجا)، مؤسسه اعتباری کوثر را در سال ۱۳۸۹به راه انداخت.
به گفته رئیس سابق این بنیاد « منابع بنیاد تعاون (ودجا) از ۱۰۰میلیارد تومان در سال ۸۸به ۷هزار میلیارد تومان در سال ۹۲رسیده و بودجه آن نیز از ۶۵میلیارد تومان در سال ۸۸به ۱۵۰۰میلیارد تومان در سال ۹۲رسیده است»(احمد وحیدی وزیر دفاع سابق، باشگاه خبرگزاری حکومتی جوان، ۲۷مرداد ۱۳۹۲)

«چندجایه خوری» مؤسسات مالی از جیب مردم

یک پای اختلاس‌های میلیاردی و انواع فساده‌ای اقتصادی کلان همیشه در یکی از بانکها و مؤسسات مالی نظامیان است. اختلاس‌هایی که اگر ‌چه زمانی در شعبه‌های اصلی بانکها در تهران و شهرهای بزرگ صورت می‌گرفت، امروز اما به شعبه‌های کوچک در شهرستانها نیز کشیده شده است.
اطلاعات آماری از بانک مرکزی رژیم گویای آن است که عملکرد بانک‌های ملت، کاسپین، پارسیان، انصار، سرمایه، اقتصاد نوین، گردشگری، دی، قوامین، ایران زمین، حکمت، بانک مهراقتصاد و..... در بورس نشان می‌دهد این بانکها نه تنها توان پرداخت سود را به سپرده‌گذاران ندارند، بلکه پول خود سپرده‌گذاران را به افراد متعددی در شرکت‌های وابسته به مؤسسات و شرکت‌های سپاه وام دادند و آنها هم پول‌ها را غارت کردند.
رژیم هم از ترس اعتراضات مردم به جان آمده مجبور شد بخشی از پول سپرده‌گذاران را از مالیات خود مردم و سپرده‌گذاران پرداخت کند.
رئیس سازمان برنامه و بودجه رژیم در سوم تیر ۹۸ از باز پرداخت بخشی از پول‌های غارت شده مردم گفت:«مؤسسه‌های مالی غیرمجاز ۳۶هزار میلیارد تومان به دولت خسارت زدند، زیرا دولت ناچار شد برای جبران تعهدات و خساراتی که وارد کردند این مبالغ را پرداخت کند.»

دست‌آوردهای! بانک‌های ورشکسته نظامیان بیت خامنه‌ای

بانک‌های ورشکسته نقش ویران‌کننده‌ای بر اقتصاد کشور به‌علت فسادزایی و تورم‌زایی آنها دارند. از یک طرف با پول مردم بانک تأسیس کردند و از سوی دیگر با ترویج رشوه و رانت‌بازی یکی از علل کاهش ارزش پول ملی و تورم هستند. بخشی از پیامد‌های تأسیس مؤسسات و بانک‌های نظامیان عبارتند از:
  • چپاول پول سپرده مردم و واگذاری آن به عناصر سپاه و مدیران شرکت‌های وابسته به آنها
  • عدم پرداخت مالیات توسط مؤسسات مالی(فرار مالیاتی)
  • باز پرداخت مجدد پول از جیب مردم از طریق بانک مرکزی با افزایش قیمت‌ کالاها و حامل‌های انرژی مثل افزایش پول آب و برق و افزایش قیمت بنزین.
روزنامه همدلی در مهر۹۸ به‌ نقل از وزارت اقتصاد و دارایی رژیم نوشت: «در روزهایی که آگاهان اقتصادی به‌دنبال ارائه راه‌کار برای کاهش وابستگی بودجه به نفت هستند و بر اساس گزارش اردیبهشت همین امسال وزارت امور اقتصادی و دارایی، میزان فرارهای مالیاتی به ۴۰هزار میلیارد تومان رسیده و ۷۶هزار میلیارد تومان کسری بودجه، کاسه چه کنم چه کنم؟ را به دست سکانداران اقتصادی داده است».
علی دینی‌ترکمانی، یک کارشناس اقتصادی رژیم، از نقش مؤسسات و بانک‌های بیت خامنه‌ای در ورشکستگی اقتصاد کشور گفت: «مشکل اساسی نظام اقتصاد سیاسی ایران ناشی از مراکز قدرت متعدد و تودرتو است. در شهری چون مشهد، نهاد استانداری در یک‌سو و نهاد آستان قدس رضوی در سوی دیگر، دو قدرت هم‌عرض هستند.
در نظام بانکی نیز ارتش بانک حکمت را دارد، بسیج بانک مهر، نیروی انتظامی بانک قوامین را؛ شهرداری بانک شهر را وزارت تعاون بانک تعاون را، نهادهای مختلف دیگر هر کدام مؤسسات مالی مستقلی دارند».(روزنامه حکومتی همدلی ۱۲مهر ۹۸)
ابعاد فساد در نظام بانکی ولایت فقیه آن‌چنان گسترده است‌ که تقریباً همه نهادها و ارگانها از بنیاد شهید تا شهرداری همه به‌طور مستقل وارد عرصه بانکداری شدند. نظامیان تحت حمایت خاص خامنه‌ای هم به‌طور گسترده‌ای وارد سیستم بانکی شدند تا از قافله رانت‌خواری عقب نمانند.
در یک نگاه آماری از تعداد شرکتها و بانک‌های نظامیان می‌توان نقش نظامیان در ویرانی اقتصاد،گرانی، تورم و بیکاری را ارزیابی کرد.
در شماره آینده به چنگ انداختن نظامیان بیت خامنه‌ای به نظام بانکی کشور می‌پردازیم.

ادامه دارد...

مقالات مرتبط:


در توئیتر با نام Bahar iran@ ما را  دنبال کنید 
پیش بسوی قیام   سراسری ، ما بر اندازیم#  کانونهای شورشی در شهرهای ایران #  
اعتصاب واعتراض و تظاهرات#  سرنگونی رژیم  #  اتحادوهمبستگی  
   مرگ_بر_دیکتاتور  ge#IranRegimeCha


قیام ایران – شماره ۲۷ مشاور روحانی قیام سراسری را به‌عملیات فروغ جاویدان تشبیه و به سرکوب وحشیانه مانند سال ۶۷تهدید کرد


قیام ایران – شماره ۲۷

مشاور روحانی قیام سراسری را به‌عملیات فروغ جاویدان تشبیه و به سرکوب وحشیانه مانند سال ۶۷تهدید کرد


حسام الدین آشنا رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک و مشاور سیاسی روحانی و معاون سابق وزارت بدنام اطلاعات، قیام سراسری را «عملیات فروغ جاویدان۲» توصیف کرد و نوشت «خیال کردند عملیات فروغ جاویدان ۲ را کلید زده‌اند». اما «در واقع عملیات مرصاد۲ کلید خورده است». به این ترتیب آشنا از یک‌سو وحشت رژیم از سرنگونی توسط قیام را به نمایش گذاشت و از سوی دیگر به سرکوب وحشیانه مانند آنچه دژخیمان در سال ۱۳۶۷ در استان کرمانشاه مرتکب شدند، تهدید کرد. یعنی دستگیریهای جمعی و خودسرانه، شلیک‌های کور، اعدامهای صحرایی و جمعی.

آخوند جنایتکار علی رازینی از سرکردگان قضاییه رژیم در ۷ مرداد ۹۸ در مصاحبه‌یی گفته بود طبق حکم خمینی با مجاهدینی که در فروغ جاویدان دستگیر شده بودند در دادگاههای صحرایی «برخورد شد. در همان مناطق جنگی محاکمه و مجازات شدند.... تشریفات نداشت. گاهی وقتها ممکن بود محاکمه یک ساعت و یا کمتر طول بکشد.... سه نفر در اسلام‌آباد محکوم به اعدام شدند.... یک ساختمان نیمه‌کاره بر سر یک سه راهی در اسلام‌آباد بود. گفتم حکم را آنجا اجرا می‌کنیم... حکم آنها به‌صورت حلق‌آویز اجرا شد».

حسام الدین آشنا یکی از دژخیمان و مهره‌های امنیتی رژیم آخوندی و داماد قربانعلی دری نجفآبادی وزیر سابق اطلاعات است. وی در دادگاه ویژه روحانیت نقش فعالی در سرکوب روحانیان و طلاب مخالف رژیم داشته و نماینده روحانی در شورای نظارت بر رادیو و تلویزیون آخوندی است.

کیهان خامنه‌ای روز ۲۷ آبان ۹۸ نوشت «مراجع قضایی مجازات اعدام با طناب دار را برای لیدرهای آشوب اخیر قطعی می‌دانند».

حسام الدین آشنا همان دژخیمی است که در ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ در توئیتی با رمز و کنایه مقاومت ایران و شخص خانم رجوی را به ترور تهدید کرد و نوشت «آنها که به‌دنبال تابستان داغ هستند ماجرای نیمروز را هم فراموش نکنند» نیمروز اسم فیلمی است که توسط سپاه پاسداران در ارتباط با ۱۹بهمن سال ۱۳۶۰ و شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی ساخته شده است. روز ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های رژیم توئیت حسام الدین آشنا را «رمز شروع عملیات» و «یک کد امنیتی که رمزگشایی‌اش کار هر کسی نیست» توصیف کردند.

آن‌چنانکه بعداً روشن شد این توئیت اشاره به یک توطئه بزرگ تروریستی بود که قرار بود ۱۰روز بعد در ۹ تیر ۱۳۹۷ در گردهمایی بزرگ ایرانیان در ویلپنت با حضور خانم مریم رجوی به اجرا دربیاید. فاشیسم دینی حاکم برای انفجار این گردهمایی و یک کشتار جمعی برنامه‌ریزی کرده بود که در آخرین مراحل کشف و خنثی شد و ۴تروریست از جمله یک دیپلمات تروریست رژیم دستگیر و از آن زمان در زندان در بلژیک به‌سر می‌برند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
اول آذر ۱۳۹۸ (۲۲ نوامبر ۲۰۱۹)

در توئیتر با نام Bahar iran@ ما را  دنبال کنید 
پیش بسوی قیام   سراسری ، ما بر اندازیم#  کانونهای شورشی در شهرهای ایران #  
اعتصاب واعتراض و تظاهرات#  سرنگونی رژیم  #  اتحادوهمبستگی  
   مرگ_بر_دیکتاتور  ge#IranRegimeCha



زمان برای دیکتاتور به عقب برنمی‌گردد


زمان برای دیکتاتور به عقب برنمی‌گردد




خامنه‌ای در یک سخنرانی ۲۵۰۰کلمه‌ای با «۲۵۰۰نفر از تولیدکنندگان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی» یاس و ناامیدی خودش را از شرایط اقتصادی کشور نشان داد. اما از آنجا که خودش خوب می‌داند که بحران اقتصادی کشور لاعلاج است و هیچ نقشه‌مسیر معجره‌آسایی، برای بهبود اوضاع اقتصادی حاکمیتش متصور نیست، بنابر‌این تلاش کرد که با دادن یک سری رهنمودهای کلیشه‌ای خودش را از تب و تاب نیاندازد.
۸۰درصد مردم زیر خطر فقر و بیش از ۳۰درصد زیر خط مطلق فقر و حتی ۶درصد از مردم ایران زیر خط گرسنگی به‌سر می‌برند. خامنه‌ای خوب می‌داند که این تهیدستان جامعه، دشمن او هستند و تصمیم گرفته‌اند تا شرایط را در ایران تغییر دهند. هیچ دیکتاتوری هر چقدر هم که خون‌ریز و سفاک باشد، زمانی که خلقی بپامی‌خیزد تا حقوق خودش را مطالبه کند، تاب و توان ایستادگی در مقابلشان را ندارد.
این واقعیتی است که امروز توده‌های مردم به‌جان آمده، حاضر به پرداخت بهای آزادی و زندگی با کرامت خود هستند.
سخنرانی طولانی او شامل چند نکته بود:
۱- خامنه‌ای که از ادامه‌دار بودن تحریم‌ها به‌شدت گزیده و سوخته است از یک‌سو تشویق به دورزدن تحریم‌ها کرد و از سویی دیگر از مدیران دستگاه خود خواست که به‌دنبال سیاستی باشند که کشور را از فشار اقتصادی تحریم‌ها مصون نگه‌دارد اما خودش هیچ راه‌کار عملی ارائه نداد.
۲- در مقوله خصوصی‌سازی و نارضایتی بخش خصوصی از شکست این طرح که به خصولتی‌سازی معروف شده است، طبق روال همیشگی، چهرهٔ اپوزیسیون به خود گرفت و گفت که از واگذاری کارخانه‌ها عده‌ای از افراد سوءاستفاده کرده و جیب‌های خود را پر کردند. اما عمداً خود را به فراموشی می‌زند تا نگوید که حجم عظیمی از ورشکستگی اقتصادی بنگاههای واگذار شده نتیجهٔ همان برنامه خصوصی‌سازی و ایجاد یک میدان بزرگ رانت‌خواری برای نزدیکان خود و بنیادها و سپاه پاسدارن بوده است که همگی به خود او وصل هستند.
۳- خامنه‌ای که بعد از شکستن طلسم ولایتش در عراق و لبنان و پس از قیام سراسری و بی‌نظیر مردم ایران، بیش از هر زمان نسبت به ریزش نیروهایش نگران است، در این سخنرانی تلاش کرد وانمود کند «در عرصه جنگ نظامی و سیاسی و امنیتی دشمن را عقب زده است...» تا مانع ریزش بیشتر نیروهایش شود.

چه کسانی دشمن خامنه‌ای و نظام ولایت فقیه او هستند؟

زمانی خمینی، سلف ایدئولوژیکی خامنه‌ای که جربزه بیشتری هم از او داشت، گفت که «دشمن نه در آمریکا و نه در شوروی، بلکه همین‌جا در تهران است». و البته منظور او سازمان پیشتاز مردم ایران (مجاهدین خلق) در برابر استبداد آخوندی و ایستادگی تا پای جان در برابر فاشیسم مذهبی بود.
امروز هم توده‌هایی که به بهانهٔ گران‌شدن بنزین علیه حکومت آخوندی قیام کرده‌اند، فرزندان همین مرز و بوم و از قضا از همان مستضعفینی هستند که به آنها وعده داده شده بود که پول نفت بر سر سفره‌هایشان خواهد آمد.
همان بیکارانی که هر روز در حاشیهٔ خیابان‌ها به‌دنبال یافتن کاری با چشمان منتظر و ناامید روز را به‌سر می‌کنند و یا دست‌فروشانی که مستمراً مورد تحقیر و غارت عوامل سرکوبگر شهرداری قرار می‌گیرند و یا پیران و یا جوانان تحصلیل‌کرده و دانشگاهی که با یک گاری و یا چرخ‌دستی به‌دنبال حمل باری در بازار منتظر می‌مانند و یا کارگرانی که ماهها است حقوق خود را دریافت نمی‌کنند و یا بازنشستگانی که پس از سال‌ها کار طاقت‌فرسا، دریافت مستمری ناچیزشان به هفته‌های دیگر موکول می‌شود.
غم‌انگیز‌تر آن‌که یکی از کارشناسان رژیم اذعان می‌کند نزدیک به نیمی از مردم ایران هیچ خودرویی ندارند که برای افزایش قیمت بنزین نگران باشند بلکه این تورم شدت گرفته از قیمت سوخت است که آنها را نگران و برای آینده خود ناامید ساخته است.
«در این گروه(دهک‌های پایین) تقریباً ۵/۵درصد خانوارها دارای اتومبیل شخصی بوده‌اند. با توجه به وضعیت این خانوارها، احتمال این‌که درآمدشان از همان اتومبیل شخصی تأمین شود، بالا بوده است. اگر این فرضیه صحیح باشد، اکنون این خانوارها با ۲برابر شدن هزینه تمام‌شده درآمدشان مواجه شده‌اند. با توجه به این‌که میزان کرایه‌ها به شکل دستوری ثابت مانده است، در نتیجه درآمد آنها نباید افزایش یابد، تنها هزینه‌شان با افزایش همراه شده است».(دنیای‌ اقتصاد  ۲۹آبان ۱۳۹۸)

دشمن ولایت فقیه زیر خط فقر ایستاده است

تهیدستانی که دشمن قسم‌خوردهٔ خامنه‌ای هستند، نه تنها هیچ خودرویی ندارند بلکه دیگر چیزی در زندگی‌شان باقی نمانده است که برای ادامهٔ حیات از فروش آن خودداری کنند به همین دلیل است که به خیابان‌ها سرازیر شده‌اند و به‌دلیل همین انباشته بودن از خشم و نفرت علیه ظلم و فساد حکومت آخوندی است که که از همان شروع قیام تمامی مظاهر دولتی را در آتش می‌سوزانند.
‌آمارهایی که از خط فقر توسط ارگانهای مختلف داخلی و خارجی داده می‌شود به‌دلیل شاخصهای مختلف با هم کمی متفاوت است اما همهٔ آنها حکایت از فقر فاجعه‌بار و گسترده در جامعهٔ ایران دارد.
سایت بورس نیوز نوشت: «یک نهاد رسمی کارگری خط فقر را تا ۸میلیون تومان تعیین کرد. رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار ایران می‌گوید: سبد معاش در شهریورماه از مرز ۸میلیون تومان گذشته و به ۸میلیون و ۷۴هزار تومان رسیده است؛ به عبارت ساده‌تر، یک خانوار ۳.۳نفره اگر بخواهد همه مؤلفه‌های زندگی را در حد نسبتاً قابل‌قبولی فراهم آورد، در شهریورماه ۹۸ نیاز به ۸میلیون و ۷۴هزار تومان درآمد دارد» (سایت بورس نیوز ۲۷مهر ۹۸)
دنیای اقتصادی در تاریخ ۲۹آبان ۱۳۹۸ در مقاله‌ای مربوط به وضعیت مخارج دهک‌های پایین جامعه می‌نویسد: «داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد که سال گذشته حدود ۴۲/۶درصد خانوارها، در ماه کمتر از ۲میلیون و ۲۵۰هزار تومان هزینه کرده‌اند. تعداد این خانوارها به حدود ۱۰میلیون و ۶۴۰هزار می‌رسد... یا در ماه به‌طور میانگین ۱۷۶هزار تومان از لوازم شخصی خود را برای پوشش هزینه‌ها فروخته‌اند. در نتیجه برای این شدت تنگدستی، نمی‌توان تنها با اکتفا به یارانه‌ها، امید به حل معضل داشت... سال گذشته در حدود ۷/۲درصد از خانوارهای کشور، دارای هزینه کمتر از ۱میلیون تومان در ماه بوده‌اند.
تقریباً ۴۲درصد از خانوارهای شهری کشور در طول سال گذشته هزینه‌ای کمتر از ۲۷میلیون تومان در سال داشته‌اند. هزینه ماهانه این خانوارها در ماه کمتر از ۲میلیون و ۲۵۰هزار تومان در ماه بوده است. اگر این آمار را به کل خانوارهای کشور تعمیم دهیم، تعداد ۱۰/۵میلیون خانوار ایرانی در سال ۹۷ با هزینه کمتر از ۲میلیون و ۲۵۰هزار تومان در ماه زندگی کرده‌اند. این اعداد نشان می‌دهند که جمعیت قابل‌توجهی در ایران تحت فشار فقر قرار دارند».

تهیدستانی که قیام آفرین‌اند

آمارهایی که از درون رسانه‌های معتبر و یا حتی از درون رژیم بیرون داده می‌شود گوشه‌ای از عمق فاجعه‌ای را که مردم ایران در آن زندگی می‌کنند را نشان می‌دهد. اما روحانی و خامنه‌ای هم‌چنان سعی در نسبت‌دادن قیام‌کنندگان به خارج از ایران دارند.
روحانی سریعاً بعد از خامنه‌ای به صحنه آمد و گفت: «…این نشان می‌دهد که این جمع کوچک ضد کشور و علیه وطن و منافع ملی اقدام کردند... آشوب‌طلبان سازمانیافته، برنامه‌ریزی‌شده و مسلح بودند که کاملاً بر اساس برنامه طراحی شده از سوی ارتجاع منطقه، صهیونیستها و آمریکایی‌ها اقدام کردند».(مشرق نیوز ۲۹آبان ۱۳۹۸)
ربیعی هم که در «سایت‌خوان دنیای اقتصاد» گفته بود: «مردم بدانند که ما رنج آنها را می‌فهمیم و سفره خالی و یخچال خالی بازنشسته را درک می‌کنیم» به‌دنبال دروغ گویی‌های روحانی مجدداً به صحنه شتافت و سعی کرد با صحنه‌سازی هالیوودی از قیام روی دست استاد خودش بلند شود: «امروز در جلسه دولت شواهد اطلاعاتی ارائه شد که نشان می‌دهد این افراد بعد از برنامه‌ریزی قصد داشتند انفجارهایی را انجام دهند و دینامیتهایی را به برخی از لوله‌ها بسته بودند و قرار بود در عسلویه انفجار ایجاد کنند. مردم ما می‌دانند که چه کسانی سود می‌برند».(مثلث آنلاین ۲۹آبان ۱۳۹۸)
و بعد از روحانی بقیه مهره‌درشت‌های حکومتی، به صحنه شتافته تا نشان دهند که همه چیز تحت کنترل است و دشمنان سرکوب شده و از بین رفته‌اند؛ از همتی، رئیس بانک مرکزی، گرفته تا محمود واعظی، رئیس دفتر روحانی و رضارحمانی، وزیر صنعت و...
در این میان یک رسانهٔ حکومتی خبر از ۶۰میلیون فقیری داد که هر لحظه پتانسیل شورش دارند و دنبال بهانه برای شورش علیه ساختار و تمامیت نظام غارتگر هستند:
«کشوری که دارای ۶۰میلیون نیازمند است، هر لحظه پتانسیل ناآرامی دارد و ما نباید به دست این افراد بهانه بدهیم. به‌همین علت می‌گوییم که نباید با بخشی از این افراد و نه همه آنها، با خشونت برخورد شود، چون حجم عاطفی بالایی دارند و دچار هیجانات می‌شوند».(روزنامه حکومتی ایران  ۳۰آبان ۹۸)

زمان به عقب برنمی‌گردد

در حقیقت دستگاه عریض و طویل دروغ‌پراکنی آخوندی شبانه‌روز در تلاش است که بقبولاند که این‌بار هم قیام خاموش شد و رژیم پابرجا مانده است اما خامنه‌ای، خودش بهتر از هر کسی می‌داند که نباید فریب سخنان خودش را بخورد. او می‌داند که دشمن وجود دارد چون فقر و سرکوب وجود دارد او می‌داند که ۸۰درصد مردم زیر خطر فقر و بیش از ۳۰درصد زیر خط مطلق فقر و حتی ۶درصد از مردم ایران زیر خط گرسنگی به‌سر می‌برند. خامنه‌ای خوب می‌داند که این تهیدستان جامعه، دشمن او هستند و تصمیم گرفته‌اند تا شرایط را در ایران تغییر دهند. هیچ دیکتاتوری هر چقدر هم که خون‌ریز و سفاک باشد، زمانی که خلقی بپامی‌خیزد تا حقوق خودش را مطالبه کند، تاب و توان ایستادگی در مقابلشان را ندارد.
واقعیت این است که امروز مردم به‌جان آمدهٔ ایران‌زمین، حاضر به پرداخت هر بهایی برای کسب آزادی و داشتن یک زندگی با کرامت هستند.

در توئیتر با نام Bahar iran@ ما را  دنبال کنید 
پیش بسوی قیام   سراسری ، ما بر اندازیم#  کانونهای شورشی در شهرهای ایران #  
اعتصاب واعتراض و تظاهرات#  سرنگونی رژیم  #  اتحادوهمبستگی  
   مرگ_بر_دیکتاتور  ge#IranRegimeCha