Sunday, June 17, 2018

پرنده يي با بالهاي شقايق نامه يي به حميد عرفا از قهرمانان خودسوزي در 17 ژوئن



   پرنده يي با بالهاي شقايق نامه يي به حميد عرفا از قهرمانان خودسوزي در 17 ژوئن
مجاهد عليرضا خالوكاكايي
برادرم حميد!
فيلمي از تو، سالها پيش در اشرف ديدم، از آن هنگام در سكوتي درنگ ناك فرو شده بودم و بغضي غريب راه گلويم را بسته بود. با آنكه در استفاده از كلمات و گستراندن آنها بر كاغذ چندان مشكل دست و پاگيري در خود نمي يابم اما قلم به دست گرفتن برايم سخت بود.
خوب ميدانم و ميداني كه ميتوان كلمات را بر كاغذ باريد اما آنها جان و خون و احساس دارند. اگر نگارنده را تكان ندهند قادر نخواهند بود مخاطبان خود را برانگيزانند.
نوشتن و سرودن از آن كارهايي است كه در آن‌ها نميتوان به خود و ديگران دروغ گفت، به‌نوعی مانند نگريستن در آينه است. كار آينه ها با صداقت تمام نماياندن نمودهاست. بسياري وقتها را ميتوان در زندگي سراغ گرفت كه در آن‌ها از صراحت آينه رنجيدهايم. رنجش از آينه آنگاه بيشتر ميشود كه چيني به دنبال رد پاي عمر، بر پيشاني يا بالاي گونه ها مينشيند يا مويي برف‌گون بر شقيقه ميرويد و بعد اين برف سپيد -كه آن را سر بازايستادن نيست- حضور خود را رفته‌رفته تحميل ميكند و... باقي ماجرا تجربة مشترك همة انسانهاست. نبايد رنجيد. آينه را گناهي نيست. واقعيت را به بهترين وجه به ما نموده است.
تو آينه بودي، مرا به من نمودي و من دانستم هر كس آسمان پروازش را خودش انتخاب ميكند و آسمان‌هایی هست كه با بال‌هاي بسته و سنگين مرغ خانگي نميتوان در آن‌ها به پرواز درآمد. تو سقفي از فدا را درنوردیدی كه من در آرزوها به خواب ميديدم. درست مانند روزي كه با حماسة مهدي رضايي آشنا شدم و زندگيم را براي هميشه رقم زد.
سكوتهاي درنگناك آدمي، در پيچهاي تند زندگي، سرنوشت شخصيت او را به دست ميگيرند. حماسة قهرماني تو براي من - و فكر ميكنم براي هرکسی كه حماسة تو و خواهران و برادرانت را شنيد- يكي از اين تندپيچها بود؛ و بسيار در بارة آن انديشيدم.
عظمت لحظة تصميم شگفت تو براي پرواز در آتش را كسي ميتواند اندكي مضمضه كند كه براي لحظاتي - فقط لحظاتي- كبريتي را زير سرانگشتان خود گرفته باشد، چه رسد به اينكه پارهيي از گداختة ذغال را بر كف دست نهاده، يا خويش را به گل‌بوته يي از آتش تبديل كرده باشد؛ به مشعلي براي برافروختن وجدان سايرين، براي بيدارباش فاجعة در راه.
ميگويند مرغ توفان، پيش از آمدن توفان با صيحة خود از آن خبر ميدهد و تو جز با برافروختن بال‌هایت نميتوانستي خود را به ديوار بستة گوشها فروكوبي و به جهان مسخ گشته و سنگی‌شده بگويي، نبايد نبايد نبايد سرنوشت خلق ايران براي يك دورة تاريخي ديگر به محاق رود.
***
آن شب، كه براي اولين بار تصوير سوخته شدة تو را ديدم فقط احساس كردم باراني شگفت باريد و همة ما را شست و از نو پاك و طيب و طاهر، به ارزش‌های والاي انساني پيوند داد. نمي‌دانم چطور، چطورش را خودت بهتر از ما مي‌داني زيرا آنگاه كه اين «نمي‌دانم چطور» در وجودت شعله كشيد، خود را جز شعله‌اي نيافتي؛ از آن شعله‌هايي كه عشق برمي‌فروزد و جهاني را با خود برمي‌فرازد.
عشقي كه بارقه‌اي از آن، نسل ما را چنين شيدا، شيفته و سرفراز كرده و جهاني را به داستان اشرف و ليبرتي مشغول. عشقي كه ايراني و عراقي، اروپايي و آمريكايي، استراليايي و فلسطيني، سوري و اسپانيايي و... را در قلبي واحد و پيكرهيي يكپارچه، به‌صورت كهكشاني شورانگيز به هم ربط ميدهد و از هر زبان كه ميشنويم نامكرر است.
... و تو اين جنس از عشق را با سلولهايت تجربه كردهيي.
در دو تصوير از تو، يكي قبل و ديگري بعد از خودسوزي، ما دو انسان ديديم. يكي در جامة شاداب جواني با شور سرشار زندگي، ديگري انساني متولد شده از ميان شعله ها. هر دو تصوير زيبا بود اما اگر از من ميخواستند يكي را انتخاب كنم، بي ترديد دومي را برميگزيدم. در پس پشت آن يك شهيد زنده را ميديدم؛ يك انسان عاشق و تراز آرمان. يافت چنين انسانهايي در جهان تعريف شده با منافع گذراي فردي، اگر نگوييم ناممكن، دشوار است. شايد مولانا در ابياتي از يك غزل معروف خود اين معني شگفت را در آرزوي چنين انساني سروده است:
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر
كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند يافت مينشود جستهايم ما،
گفت آنكه يافت مينشود آنم آرزوست.
***
معانداني كه فهمشان از انسان، زندگي، آفرينش و فلسفه تاريخ به اندازة نوك دماغشان هم نيست البته حق دارند بگويند كار امثال تو - در آن شرايط خطير- كار ديوانگان است. راست ميگويند. جز ديوانگان كسي قادر نيست به سلول‌های زندة خويش كبريت كشد؛ با آنكه ميداند درد سوختن از درد گلوله و شمشير طاقت شكنتر است؛ و حتي اگر زنده بماند، بايد تمام عمر دردي ممتد را با خود يدك بكشد. اين درد در روان، كشنده تر از جسم است. هر بار در ملاقات با آينه تازه تر ميشود. اين شهادتي روزمره و گاه لحظه مره است. به همين دليل جز ديوانگان به آن اقدام نميكنند... ولي ولي ولي یک نوع ديوانگي هست كه هيچ عاقلي؛ بخصوص عاقلان سْر و مْر و گنده يي كه در تمام عمر خويش سوزش يك بوسة كبريت- شعله را نيز بر پوست خويش نچشيده اند، از درك آن عاجزند؛ آن ديوانگي عشق است.
عقل، بازاري بديد و تاجري آغاز كرد
عشق ديده آن سوي بازار او بازارها
نميدانم چه بگويم يا چگونه بگويم. گاهي هست كه پيمانة كلام، براي رساندن معنا، كافي نيست و معنا سرريز مي‌كند، و گاهي هست كه خمير جان از لاوك تن افزون مي‌شود و نمي‌توان در پوست گنجيد. بهتر آن است، در اين دو «گاه» فقط نگريست و گريست و با كلام اشك حرف زد. حرف‌های قلب را، فقط قلب مي‌فهمد و حرف‌های اشك را اشك.
گفتم كه مدت‌ها نمي‌توانستم احساسم را بنويسم. آنچه مي‌نوشتم، آني نبود كه مي‌خواستم و آنچه در درونم مي‌گذشت هماني نبود كه بر زبانم مي‌آمد. من در كشاكش بين زبان و قلب، به سكوت بسنده كرده بودم اما دريايي در درونم سر به صخره‌ها مي‌كوبيد. به قول عارف شوریده‌حال و راز آمیز، شمس تبريزي:
عرصة سخن بس تنگ است
عرصة سخن بس فراخ
از سخن پيشتر آ
تا فراخي بيني و
عرصه بيني

... و سخن در اين باب را پاياني نيست. مرا ببخش كه كلامم به درازا كشيد. يقين دارم، روزي كه خاطرات كودكان ميهن عزيز ما ايران، از دارهاي برافراشته در خيابانها تهي شود. روزي كه دختران و پسران جوان مجبور نشوند براي نان شب، كليه هاي خود را به ثمن بخس بفروشند، روزي كه زنان خياباني، براي هميشه آوارگي در دهان گرگ، خيابان را ترك گويند و سرپناهي آبرومند و انساني بيابند... آن روز قلمها و سازها، شايسته ترين تجليل را از قهرمانان ملي خود به عمل خواهند آورد. تا آن روز بيگمان كار ما جنگيدن و جنگيدن است. بيگمان رهنمون و سلسله‌جنبان ما در اين جنگ سرنوشت، جز عشق و جز عشق چيز ديگري نيست.
خجسته باد و سبز قامت و مانا، اين عشق.

ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

دختر آتش و مادري از جنس باران





به قلم مجاهد خلق عليرضاخالوكاكايي
شايد ما عادت كرده ايم فقط در شرايط دشوار به عزيزان از دست داده فكر كنيم؛ به ياراني كه ديروز با ما و در ما بودند و امروز تكه يي از آبي آسمان يا دقيقه يي از زلالي باران اند؛ برخلاف عرف و عادت، ياد از شهيدان در به ثمر رسيدن پيروزي نيز متصور است. شايد درست ترين لحظة ياد از آنان همين باشد.
چهارشنبه شب 26 شهريور 93 بعد از شنيدن خبر مهم بسته شدن پروندة ننگين و طولاني مدت اتهام تروريستي دولت فرانسه به مجاهدين، يعني در اوج يك پيروزي خيره كننده و بسيار درخشان، بي‌اختيار به شهيدان انديشيدم. نمي‌دانم دانه‌هاي درشت اشكي كه پياپي بر پلكان مژگانم مي‌شكفت - و آن را پنهان نمي‌توانستم كرد- از كجا مي‌جوشيد.
اينك و امروز، در سالگرد 17 ژوئن، 12 سال پس از آن فاجعة سياه، و در عين حال آزمايش بزرگ، نمي‌توانم به مسئول و فرماندة ديرينم، مجاهد شهيد صديقة مجاوري نينديشم. زن مجاهدي كه فرماندة شايسته يي و كارآمد در ارتش آزاديبخش ملي ايران بود.
نميتوانم به خواهر مجاهد ندا حسني فكر نكنم و به مادرش فروغ كه او را در اشرف ديده بودم. يك دنيا شوق وآرزو بود و راه درازي را از كانادا تا اشرف آمده بود، و به همة رزم آوران آزادي بمثابة فرزندان خويش مي‌نگريست.
آه! چقدر به قهرماني و شجاعت ندا مي‌باليد، مي‌گفت: «شعله‌های دختر من امضای آزادی بود»، يا: «من به دخترم بسیار افتخار می‌کنم؛ به آنچه که کرد و راهی که رفت افتخار می‌کنم. قبل از آن مردم به رژیم بنیادگرای ایران توجهی نمی‌کردند. دخترم خود را قربانی کرد تا به دنیا بگوید، رژیم بنیادگرای ایران، مردم را می‌کشد و شکنجه می‌کند
اكنون ندا، در كنار صديقه، در مزار سمبليك‌ش در اشرف، هنوز اين شهر آرماني را پاس مي‌دارد و ياد «فروغ» هنوز گردهمايي‌هاي هواداران مجاهدين را در كانادا عطرآگين مي‌كند. آنان هنوز هستند. آن شب من آنها را در دست افشاني رزم آوران ديدم. آنها در هر مراسم با ما هستند.
... داشتم ميگفتم... در سالگرد آن كودتاي ارتجاعي- استعماري نميتوانم به خواهر مجاهد به مرضيه باباخاني فكر نكنم؛ و به برادران مجاهد محمد وكيلي فر، حميد عرفا و ساير قهرمانان و شهيدان زنده يي كه سرگذشت شورانگيزشان شايان نگارش كتابي جداگانه است. نمي‌دانم چرا در برابر آنان قامت شعرم كوتاه است. آنان زيباترين انسانهاي عصر افول انسان اند.
... آه! نميتوانم نميتوانم به رئيس جمهور برگزيدة مقاومت، مريم رجوي نينديشم. به او كه نمي‌دانم در تنهايي سلولش، در آن روزهاي بحراني و تب آلود با چه لحظات دشواري چنگ در چنگ بوده؛ روزهايي كه حتي از شنيدن اخبار روزانه ممنوع شده بود.
اي كاش روزي قلم او به سخن درآيد تا مردم ايران اندكي بر پشت پردة حماسه هاي مقاومت ايران واقف شوند و به خود ببالند كه در شرايط سخت چه والا رهبراني دارند. نمي‌توانم به اين نينديشم وقتي خبر اولين خودسوزي را به او دادند چه حالي داشت و در قلب حساسش چه مي‌‌گذشت؟
... و رهبر مقاومت مسعود رجوي كه آگاهانه و شكيب و ارانه لب از سخن فروبسته و به سختي دندان بر جگر فشرده بود. نميتوانم تصور كنم پشت صبورِ پلكهايش، چه درياي مواج و متلاطمي به صخره هاي ساحلي مشت مي‌كوبيد. خدا مي‌داند چه توفان مهيبي از احساسات سركش را بر شانه هايش تاب آورده بود؛ او كه وقتي از شهيدان با صدايي غرا و افتخارآميز سخن مي‌گويد، موي بر اندام شنوندگانش راست مي‌شود و حريقي سوزان شريانهاي منتهي به قلب را درمي‌نوردد.
صريح باشيم. نگارش حالات او كار اين قلم ناچيز نيست. كساني كه توصيف مريم رجوي را از زبان او در مراسم 30 خرداد 64 شنيده باشند، مي‌دانند چه مي‌گويم و بخوبي به اين معنا واقف خواهند شد كه يك سينه سخن داشتن و لب فروبستن يعني چه؟ بعضي وقتها حالاتي هست كه نمي‌توان به آن كسوت كلام پوشاند. بايد در خلوت اثيري خود باقي بمانند. كلام اشك براي واگوية آنان كافي است...
آه! چه داشتم مي‌گفتم؟
...

داستان صديقة مجاوري و «ندا حسني»‌، داستان نسليست كه نخواسته و نميخواهد شرف و هويت انساني خود را معامله كند ولو به قيمت خاكستر شدن خود‌، خاكستر شدن آرمان ها و ارزشهايش را نمي‌پذيرد. در بحبوحة پيروزي، ياد اين شمع‌هاي انساني و عشقهاي فروزان گرامي و متبرك باد كه با افروختن خود درانظار وجدان جهاني، ورق ارتجاعي- استعماري را برگردانده و مانع از تكرار تلخ شكست در تاريخ مبارزات مردممان شدند. اگر نبودند شايد 28 مرداد واره يي ديگر، سرنوشت خلق ما را بگونه يي تاريك رقم مي‌زد. آنان «در برابر تندر ايستادند، خانه را روشن كردند و خاكستر شدند.»

ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

Shanghai Cooperation Organization Rejects Iran Regime’s Membership Request




Shanghai Cooperation Organization Rejects Iran Regime’s Membership Request



By Staff Writer
The Shanghai Cooperation Organization (SCO) turned down regime’s membership application for the 12th consecutive year. This is while regime’s papers had earlier reported that the approval of regime’s membership request seemed to be certain this year.
“Iran’s membership in the SCO has been backed by other members. According to Russia’s Sputnik, Russian president Vladimir Putin has said in his meeting with Iran’s president Hassan Rouhani that Russia welcomes Iran’s full membership in the SCO,” writes state-run Javan newspaper on June 11, 2018.
Pointing to Rouhani’s meeting with leaders of SCO member states, Rouhani-linked Shargh newspaper on June 10, 2018, considers this as part of a ‘look east policy’, adopted by Rouhani and the regime to deal with the West’s pressures.
SCO membership mirage
With the Shanghai Cooperation Organization held in the Chinese city of Qingdao officially over, it became clear that state media’s earlier claims saying that the Iranian regime’s SCO membership application will definitely be approved this year had been nothing but wishful thinking.
Besides, it also indicates that regime’s so-called ‘look east policy’ is only a mirage, as the SCO member states rejected regime’s membership request for the 13th year in a row.
“First of all, it should be pointed out that Putin’s remarks on supporting Iran’s SCO membership request are by no means credible as Putin has always been a liar of a diplomat,” writes state-run Jahan-e-Sanat newspaper on June 11, 2018.
“Besides, the speculations over Iran’s permanent membership in the organization are quite unlikely and too far-fetched, as there’s no bright prospect for Iran with regard to the SCO.”

Also in this regard, state-run “Iranian Diplomacy” website on June 11, 2018, questions regime’s ‘look east policy’ and its relying on Russia, emphasizing that “regardless of whether it’s been before or after the revolution, it’s a proven fact that Iran has had a more straightforward relationship with the West, compared to its relations with the East. Iran won’t be able to offset future sanctions or reduce their impacts by joining the SCO.”
Regime’s former ambassador ‘Afshar Soleimani’ meanwhile believes that it would be impossible for Iran to join the SCO, since “China and Russia’s relationships with the United States prevents Iran’s permanent membership in the organization. So, the speculations over Iran’s permanent membership in the organization should be ruled out as quite unlikely and too far-fetched.” (State-run Iran newspaper, June 11, 2018)
Also state-run Jahan-e-Sanat newspaper has pointed to the issue on June 11, writing “despite favorable conditions for Iran’s joining the SCO, it looks like the SCO doors will remain closed to Iran.”
Disapproval of Iranian regime’s SCO membership request: failure of regime’s look east policy
State media’s distrust of Russia and the failure of regime’s look east illusion of a policy are all based on the fact that Russia has always adjusted its policies and its relations with other world powers with regard to its national interests. That describes why Russia is not only unwilling to upgrade its relations with the Iranian regime, but it has always left it in the lurch in the nick of time, despite huge concessions the country has already received from the regime.
An instance in this regard could be Russia’s voting in favor of Security Council resolutions against regime’s nuclear program, and also more recent one is Russian President Putin and Foreign Minister Lavrov’s recent remarks, asserting that all foreign troops, including the ones belonging to the Iranian regime and its puppet Lebanese Hezbollah, have to leave Syria.
When Russia with such a power and influence is unwilling to upgrade its relations with the Iranian regime for fear of endangering its ties with the West, then it’s quite natural that other SCO member states are all the more unwilling to do so. Moreover, it’s a reality that Russia can’t take the West’s place, neither economically, nor politically.
State media’s stances on Russia’s policies and its abandoning the regime in crucial moments points to the fact that regime’s so-called ‘look east’ policy is not going to bear any fruits.

ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

Suicide by an Iranian Asylum-Seeker in Australia



Suicide by an Iranian Asylum-Seeker in Australia



Calling for immediate action to save the lives of asylum seekers
While expressing its grave regret over the suicide of Fariborz Karami, a 26-year-old Iranian asylum-seeker in Australia, the Iranian Resistance strongly condemns the treatment toward Iranian asylum-seekers in that country and their transfer to Nauru Island in Papua New Guinea. It also points out that the Australian Government is responsible for the dignity and the lives of these refugees.
These asylum seekers, who have fled with so much difficulty the very dire conditions of the rule of the mullahs, find themselves in an inhuman and intolerable situation in the camp of the island of Nauru, where the recognized standards of asylum are breached. Fariborz Karami had repeatedly raised and sought assistance for the problems he and his sick mother were facing by referring or writing letters to the relevant organs.
Earlier, a number of other Iranian asylum-seekers in Australia had also committed suicide in protest against the imposed pressures, and several had been killed in suspicious incidents by mafia gangs.
While the catastrophic violation of human rights in Iran has been condemned by the United Nations 64 times, the Iranian Resistance demands the Australian government to stop pressure on asylum seekers and recognize their basic rights, immediately bring them back to Australia, and guarantee their full security, safety and freedom. Parliament, political parties and refugee organizations in Australia must also take actions to put an end to this humanitarian crisis.
The Iranian Resistance also urges the UNHCR and the European Union and its member states to condemn mistreating asylum seekers in Australia, and, by granting refugee status, do not let them face insecurity, poverty and death even outside the mullahs’ regime’s rule.
Secretariat of the National Council of Resistance of Iran
June 16, 2018


ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

World Should Listen to the Real Voices From Iran




World Should Listen to the Real Voices From Iran


Hosseini Abedini
Many experts believe that the Iranian regime is weaker than ever since 39 years and suggest that it is due to a variety of issues among them President Trump’s decision to withdraw from the nuclear deal. By having a closer look at what is happening on the Iranian streets across the country, one realises that the regime in Tehran is facing a more serious problem, which threatens the theocracy’s existence.
Today, the entire clerical dictatorship is challenged by mass strikes and sporadic popular demonstrations from almost all sectors of the Iranian society.
The nationwide protests started earlier this year and spread across the country like a wildfire especially with active participation from the poorer classes labelled by the regime officials as “the hungry rebellions”. The uprising shattered all the perceived expectations that the regime had support among those millions who are living under poverty lines. Now, after six months of sustained ongoing popular protests, the Supreme Leader’s hegemony of power is crumbling as the middle-class citizens also join the demonstrations.
This is because not only has the economic and human rights situation deteriorated but there is no outlook to improve them. Rouhani’s government has no plan to solve neither the economic nor the social crises as his government is not only riddled but moribund and incapable to fulfil people’s basic and legitimate demands.
The theocracy is currently in its most vulnerable position ever, salaries of workers are unpaid, the unemployment is skyrocketing and the free fall of the national currency has brought the government to its knees.
So much so that the regime’s National Security Council has warned about the army of hungry rebellions. But the more serious challenge to the regime is the Iranian people’s civic demands such as freedom of expression and women rights, which are red-lines for the theocratic establishment.
For many years, Iran pundits and proponents of appeasement policy argued that people in Iran do not want regime change. However, as the regime respond to the protest with usual brutality, mass arrest and crackdown, citizens both on the streets and virtual space consider overthrow of the theocracy an urgent priority.

That is why every non-political strikes or demonstrations have the potential to become anti-regime protest, which many do. For instance, a nationwide strike by truck drivers in Iran demanding the government to increase freight and salaries, transformed rapidly into anti-regime protests.

Iran’s Supreme Leader Ali Khamenei felt the threat and took to the scene to warn about the main threat.

During his remarks on the anniversary of the founder of theocratic dictatorship, Khamenei said that the Iranian opposition movement, the National Council of Resistance of Iran (NCRI), “adds fuel” to the fire with reference to the mass strikes and demonstrations across the country.

In fact, in countries under a dictatorship, if protests and strikes have adequate political support and media coverage, they will achieve the desired goals.

The Iranian opposition’s satellite TV and its social media bypass all restrictions in Iran and report news over the strikes breaking right through the regime’s censorship.

But what terrifies the regime is the NCRI’s annual gathering in Paris, known as the Free Iran gathering. This year’s event is on 30th of June and will give voice to the millions who are oppressed in Iran.
In her speech to the gathering last year, the NCRI president-elect, Mrs. Maryam Rajavi, said “the regime is besieged by the poor and unemployed youths who additionally want regime change”.
Indeed, one year later, the world witnessed Mrs. Rajavi’s words translate into the nationwide protests. It is an evident fact that the theocracy has no future in Iran. Consequently, it is crucial for the West, and especially the European countries, to listen to the real voices coming from Iran, which demand democratic change.

Hossein Abedini is a member of the Foreign Affairs Committee of the National Council of Resistance of Iran. He was seriously injured during an assassination attempt on March 14, 1990 in Istanbul, Turkey by agents sent by Tehran.
ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

خودکشی یک پناهجوی ایرانی در استرالیا و فراخوان به اقدام فوری برای نجات جان پناهجویان




خودکشی یک پناهجوی ایرانی در استرالیا و فراخوان به اقدام فوری برای نجات جان پناهجویان


اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
مقاومت ایران ضمن ابراز تأسف شدید از خودکشی فریبرز کرمی، پناهجوی ۲۶ساله ایرانی در استرالیا، رفتار با پناهجویان ایرانی در این کشور و انتقال آنها به جزیره نائور در پاپوآ گینه نو را قویاً محکوم می‌کند و خاطرنشان می‌سازد که مسئولیت کرامت و جان این پناهندگان برعهده دولت استرالیا است. این پناهجویان که با مشقات بسیار از جهنم آخوندها گریخته‌اند با نقض استانداردهای به‌رسمیت شناخته شده پناهندگی در اردوگاه جزیره نائور در شرایط غیرانسانی و غیرقابل تحمل به‌سر می‌برند. فریبرز کرمی بارها با مراجعه و نوشتن نامه به ارگانهای ذیربط مصائب و مشکلات خود و مادر بیمارش را مطرح ساخته و چاره‌جویی کرده بود.
پیش از این نیز شمار دیگری از پناهجویان ایرانی در استرالیا در اعتراض به فشارهای اعمال شده دست به خودکشی زده و تعدادی نیز در حوادثی مشکوک توسط باندهای مافیایی به‌قتل رسیده‌اند.
در حالی است که نقض فاجعه‌بار حقوق‌بشر در ایران تا کنون ۶۴بار توسط ملل‌متحد محکوم شده است، مقاومت ایران از دولت استرالیا می‌خواهد که اعمال فشار بر پناهجویان را متوقف نموده و حقوق پایه‌یی آنها را به‌رسمیت بشناسد، آنها را بلادرنگ به داخل استرالیا برگردانده و امنیت و سلامت و آزادی کامل آنها را تأمین کند. پارلمان، احزاب سیاسی و سازمانهای مدافع پناهندگان در استرالیا نیز باید برای پایان دادن به این بحران انسانی دست به اقدام بزنند.
مقاومت ایران هم‌چنین از کمیساریای عالی پناهندگان ملل‌متحد و اتحادیه اروپا و کشورهای عضو می‌خواهد بدرفتاری با پناهجویان در استرالیا را محکوم نموده و با اعطای حق پناهندگی به این پناهجویان، اجازه ندهند آنان در خارج از حاکمیت رژیم آخوندی نیز با ناامنی و فقر و مرگ مواجه باشند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۲۶خرداد ۱۳۹۷(۱۶ ژوئن ۲۰۱۸)

ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

کانادا:‌ روند رسمی لیست‌گذاری سپاه پاسداران به‌عنوان یک نهاد تروریستی شروع شده است




کانادا:‌ روند رسمی لیست‌گذاری سپاه پاسداران به‌عنوان یک نهاد تروریستی شروع شده است



مایکل لویت رئیس زیرکمیته حقوق بشر در پارلمان کانادا از حزب حاکم اعلام کرد، وزیر امنیت عمومی این کشور در پاسخ به نامه او گفته است، روند رسمی لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران رژیم آخوندی در کانادا شروع شده است.
مایکل لویت گفت: «روز (پنجشنبه) من نامه‌یی را به رالف گودیل Goodale (وزیر امنیت عمومی کانادا) ارسال کردم و از او خواستم که به‌دنبال تصویب قطعنامه پارلمان درباره (رژیم) ایران…، روند رسمی لیست‌گذاری سپاه پاسداران را به‌عنوان یک نهاد تروریستی در کانادا، شروع کند. وی تأیید کرد که این روند، شروع شده است».
مایکل لویت در نامه خود خطاب به وزیر امنیت عمومی کانادا از جمله تأکید کرده است که سپاه پاسداران به‌خاطر اقدامات کنونی و گذشته‌اش، از معیارهای لازم برای لیست‌گذاری… برخوردار است. سپاه نهاد اصلی حمایت از گروه‌ها و شبه نظامیان تروریست در داخل و خارج ایران به‌شمار می‌رود.
رئیس زیرکمیته حقوق بشر پارلمان کانادا، می‌افزاید: «سپاه پاسداران با نیروی قدس (این نهاد) کار کرده تا تجهیزات نظامی را به سوریه منتقل کند و از پایگاه‌های خود و فرودگاه‌های غیر نظامی در ایران، به‌منظور انتقال تجهیزات نظامی برای نیروی قدس در عراق و سوریه استفاده کرده است».

ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد