Thursday, May 31, 2018

سخنرانی صادق لاریجانی و وحشت از رایت‌ قیام و سرنگونی نظام


                                 وحشت صادق لاریجانی از سرنگونی


  سخنرانی صادق لاریجانی و وحشت از رایت‌ قیام و سرنگونی نظام

برآیند بحرانهای آشتی‌ناپذیر
دامنه‌های تضادهای اجتماعی و صنفی و سیاسی جامعه ایران با حاکمیت ولایت فقیه، دارند به سمت قله سیر می‌کنند. هر چه این تضادها آشتی‌ناپذیرتر و فراگیرتر می‌شوند، حاکمیت و دست‌اندرکاران آن، وادار به اذعان به وجود تضادها و بحرانهای آشتی‌ناپذیر می‌گردند؛ منتها تلاش می‌کنند با فرافکنی و عوام فریبی ـ که روش جاری این حاکمیت از ۴۰سال پیش بوده است ـ هم آدرس و اطلاعات غلط بدهند و هم تلاش کنند آثار قیام مردم و مطالبات برحق سیاسی و اجتماعی و صنفی را از تابلو روبه‌رویشان پاک کنند.
برای پاک کردن تابلو تضاد اصلی با حاکمیت، طبق روال ۴۰ساله، کلمه «مردم» را اسم مستعار نظام آخوندی می‌کنند و این اسم را در ادبیات سیاسی حاکمیت ولایت فقیه، جلو تمام تضادهای داخلی و بین‌المللی می‌اندازند. از جمله در بحران اخیر برجام که نفس رژیم را دارد بند می‌آورد، «مردم ایران»‌ را طرف حساب آمریکا نشان می‌دهند. از جمله یاد تمدن کهن ایران می‌افتند که هرگز به آن اعتقاد و باور نداشته و ندارند. از جمله روشنفکران و پیشتازان ادبیات و شعر پارسی را ـ که هیچ ربطی به سیاست و دولتهای مذهبی نداشتند ـ خرج جلوه و جمال دادن و اعتبار بخشیدن به حکومت آخوندی می‌کنند. همین حکومتی که قاتل درجه اول روشنفکران و نویسندگان و شاعران و هنرمندان و دگراندیشان ایران‌زمین بوده و می‌باشد...

حکم قضایی مطابق با منافع سیاسی
صادق لاریجانی& رئیس قوه قضاییه خامنه‌ای که بنا‌ به شغل و کارش باید در همان حوزه فعالیت کند و حرف بزند، جلودار سیاست‌پیشگی نظام شده است. معنی‌اش این است که در قوه قضاییه این رژیم، اصلاً امر قضا و استقلال قضاییه هیچ معنایی ندارد و همه امورات قضایی تحت‌الشعاع سیاست داخلی و جهانی نظام و مطابق منافع حاکمیت جاری و اعمال می‌شوند. مصاحبه‌های سیاسی پی‌درپی صادق لاریجانی یعنی این‌که کلیه پرونده زندانیان زندانهای این رژیم، منوط و مشروط به تنگناها یا گشایش‌های سیاسی حکومت است و شاخص به‌اصطلاح قضات انتصابی در صدور حکم، تطبیق با منافع نظام در امورات سیاسی است.

مخاطب خروج آمریکا از برجام کیست؟ مردم ایران یا خامنه‌ای؟
اظهارات اخیر صادق لاریجانی در امور جهانی و داخلی، آینه تمام قد نظام در مواجهه با بحران سرنگونی پس از تحول در برجام و اوج‌گیری قیامهای داخلی است. واقعیت این است که بعد از خروج آمریکا از برجام که عامل اصلی داخلی آن قیام مردمی بود که به دنیا فهماندند این حاکمیت پلید را نمی‌خواهند و در پی سرنگونی آن هستند؛ وزیر خارجه این کشور طی ۱۲ماده خواسته‌های دولت آمریکا از نظام آخوندی را با صراحت اعلام کرد؛ اما صادق لاریجانی بنا بر ادبیات دجالگرانه ـ که از خمینی به ارث مانده است ـ مخاطب آمریکا در موضوع برجام را مردم ایران معرفی می‌کند و نه نظام آخوندی: «آمریکا با خروج یکطرفه از برجام و در پی آن ارائه فهرستی از بایدها و نبایدها که از زبان وزیر خارجه‌اش ارایه شد، گمان کرد که ملت شریف ما را با پدیده‌یی تازه روبه‌رو کرده است... هم‌چنین از یاد نبرده‌ایم که رئیس‌جمهور جدید و تازهکار آمریکا چگونه به جمهوری اسلامی و مردم عزیز ایران توهین کرد و یک ملت بزرگ را تروریست خواند». (خبرگزاری ایسنا، ۷خرداد ۹۷)
منظور صادق لاریجانی از «ملت شریف» و «مردم عزیز ایران» همان اسم مستعار حکومت آخوندی است. اکنون در صحنه داخلی و جهانی همگان شاهدند که «ملت شریف» و «مردم عزیز ایران» در تمام شهرها و خیابانها با انواع اعتصابات و اعتراضات و قیام‌ها، دمار از نظام آخوندی درآورده‌اند و این حکومت را به بن‌بست سرکوب و بحران سرنگونی گرفتار نموده‌اند. از طرفی متن سخنرانی دونالد ترامپ و پمپئو موجود است و جهان هم خبر دارد که با صراحت از آزادی و قیام و خواسته‌های مردم ایران حمایت کرده‌اند. تأکید هم کرده‌اند که هدف از خروج از برجام، وادار کردن «حکومت ایران» به تغییر رفتارش می‌باشد.

مخاطب مردم ایران در قیامهای سراسری کیست؟
در نکات بعدی صادق لاریجانی کم‌کم ـ البته با حفظ ادبیات دجالگرانه حوزوی و وارونه جلوه‌دادن ـ به اصل موضوع نزدیک می‌شود: «آمریکا با زورگویی و قلدری بایدها و نبایدهایی را ترسیم می‌کند که در تلاش برای برهم‌زدن وضع اقتصادی کشور هستند... چنین هیأت حاکمه فاسدی می‌خواهد تمام توانش را برای به زانو درآوردن ملت بزرگ ایران بکار بگیرد».
از صادق لاریجانی باید پرسید که «آمریکا در تلاش برای برهم‌زدن وضع اقتصادی کشور» است یا سرداران نظام آخوندی با اختلاس و غارت و دزدی میلیارد میلیارد سرمایه و دارایی و پس‌انداز ملت با مجوز صدور انقلاب مصرح در قانون اساسی نظام آخوندی؟ مگر خود خامنه‌ای زیر فشار قیام‌ها و اعتصابات مردم، به «اختاپوس فساد» در نظام آخوندی اعتراف نکرد؟ مگر جمهوری اسلامی چیزی به نام «اقتصاد» برای ایران و مردمش باقی گذاشته است؟ مگر چند سال نیست که گرسنگان ایران‌زمین در کف خیابانهایند و فریاد دادخواهی سرمی‌دهند؟ آمریکا که از زمان کارتر تا پایان اوباما ـ ۳۸سال ـ در معاشرت و مغازله و مماشات با جمهوری اسلامی بود و چشمانش در پی اصلاح‌طلبان درون نظام دو دو می‌زد!

یک ادبیات لو رفته و لطیفه شده!
صادق لاریجانی ـ صادر‌کننده فتوای مرگ ـ مدعی است که آمریکا «تمام توانش را برای به زانو درآوردن ملت بزرگ ایران بکار می‌گیرد»! این هم از همان ادبیات عوام‌فریبی و خاص تمامیت نظام آخوندی است که سالیان متمادی از جانب مردم ایران با تمسخر و از قضا از طرف سیاستمداران آمریکا با شوخی برگزار می‌شود. چرا که «پینه‌دوز داند که در انبان چیست»! این‌جا هم «ملت بزرگ ایران» با پیشتازان آزادی و قیام‌کنندگانش در رصدخانه آزادی، همواره مترصد شکار فرصت برای کنار زدن تمامیت نظام آخوندی بوده و خواهند بود و باید به این هوشیاری ملی و میهنی افتخار کرده و می‌بالد. جهان و به‌طور خاص آخوندها می‌دانند که آمریکا هرگز درصدد سرنگونی و به زانو درآوردن نظام جمهوری اسلامی نبوده است. تکرار این ترفند از جانب صادق لاریجانی، یکی از بزرگترین دروغها و ریاکارانه‌ترین دستاویزها از ۲۳بهمن ۵۷ تاکنون بوده است. نخست‌وزیر خمینی هم در همان سال‌های اولیه، اعتراف کرد که «شعار مرگ بر آمریکا»‌ کاراترین سلاح برای تصفیه مخالفان جمهوری اسلامی بوده و می‌باشد. هیاتهای حاکمه مختلف در آمریکا برای چند دهه از بزرگترین حامیان جهانی حفظ نظام آخوندی و مماشات با سیاستهای این نظام در سوریه و عراق و یمن و لبنان بوده‌اند. بنابراین منظور سرسلسله فتوادهندگان مرگ در نظام آخوندی این است که خروج آمریکا از برجام و پایان مماشات آمریکا با آنها و ۱۲محور سخنرانی وزیر خارجه، با قیامهای سراسری «ملت بزرگ ایران» گره خورده و کلیت نظام را به بن‌بست لاعلاج و بحران سرنگونی نشانده است.
آخوند لاریجانی از یک بحران دیگر هم تحت عنوان «جریان تحریف راه و گفتار» خمینی اسم برد: «جریانی درصدد تحریف راه و گفتار امام است در حالی که باید در صورت وجود ابهام نیز به محکمات رجوع شود. از جمله محکمات کلام امام(ره)، توجه و رسیدگی به محرومان، مقابله با اشرافی گری، خودباوری و استقامت و رسیدن به ندای مظلومان در منطقه بود... از جمله دیگر محکمات کلام و نظر حضرت امام(ره) بود رفتار ایشان با برخی جریانها که درصدد زیر سؤال بردن موضوعاتی نظیر حدود و قصاص بودند».
و ضمن سوزوگداز از زیر سؤال رفتن خود خمینی گفت: «این‌که عده‌یی برخی مسائل نظیر کمک ایران به مردم منطقه را زیر سؤال می‌برند ناشی از وادادگی آنهاست زیرا رسیدگی به محرومان منطقه و پاسخ به ندای مظلومیت آنها، عمق راهبردی ایران است که مورد تأکید مقام معظم رهبری نیز قرار دارد».

‌اعتراف صادق لاریجانی به وحشت از مجاهدین
وقتی تردیدها در صفوف نیروهای از نفس افتاده حکومت آخوندی، آن‌چنان است که مطابق گفته لاریجانی راه به زیر سؤال رفتن احکام خمینی می‌برد و پایه‌های رژیم را به لرزه در می‌آورد، دیگر باید با وارد کردن مجاهدین که برای رژیم سرخ‌ترین مرز سرخ است، نیروها را آب‌بندی کرد و به آنها یادآوری نمود که اولاً اینها حرف دشمن یعنی مجاهدین است و ثانیا باید بدانید که مجاهدین در حال پیشروی هستند و پرچم سرنگونی حکومت آخوندی را که آنها برافراشته نگاه داشتند، اکنون جهان دانسته است که خواست عموم مردم ایران است. پس باید مرز را اینجا کشید تا نیروهایش وارد این حیطه نشوند. از همین رو لاریجانی می‌گوید: «مشاوران دولت آمریکا امروز متصل به بدنام‌ترین و خبیث‌ترین تروریستهای دنیا هستند و منافقین با امیدوارکردن هیأت حاکمه آمریکا به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، نشانی اشتباه به دولت ایالات متحده می‌دهند».

وحشت از شکست برجام و بازی نرد با تمدن ایران!
اما اوج دست خالی داشتن صادق لاریجانی که هیچ بویی از تمدن و اصالت فرهنگ و ادبیات نبرده و هیچ سنخیت ایدئولوژیکی با این مقولات ندارد، در اظهاراتی است که نشان از استیصال مطلق و چنگ زدن به این مقولات برای سفیدسازی و فریب‌کاری و به در بردن نظام از بحران مشروعیت است. صادق لاریجانی تلاش می‌کند نظام آخوندی و قوانین قرون‌وسطایی قصاص و بربریت آن را که در سخنان مقامات آمریکا بود، رو به مردم ایران نشان دهد.
صادق لاریجانی می‌گوید: «متأسفانه کسانی ملتی با چندهزار سال تمدن عظیم و تأثیرگذار را بربر می‌خوانند. بزرگترین تمدنها در این سرزمین پدید آمده است»؛ در حالی که:
هیچ مقام سیاسی در جهان نبوده است که مردم ایران را بربر معرفی کرده باشد. همواره در تمامی بیانیه‌ها و متون سازمانها و نهادهای حقوق‌بشری و اظهارات مقامات سیاسی دنیا، این حکومت آخوندی بوده است که با صفاتی چون بربر، سرکوبگر، متجاوز، اعدام‌کننده و سانسورچی معرفی شده است.
در حالی که:
بزرگترین ستم و ظلم و سرکوبگری نسبت به تمدن ایران و آثار آن، توسط همین حکومت صورت گرفته است. از تخریب آرامگاه کوروش تا ممانعت از برگزاری مراسم در آن‌جا؛ از خراب کردن آثار بازمانده تخت جمشید تا حذف و یا سانسور مطالب مربوط به تاریخ کهن و تمدن ایران از کتاب‌های درسی. هر چه هم که ادعا کنند، تلاششان برای وصل این تمدن به تمدن اسلامی مورد ادعای حوزه علمیه قم و آنچه که بشود از این تمدن برای عوام‌فریبی جهت حفظ نظام ـ بدون ذره‌یی اعتقاد به آن ـ سود برد.

 خنجر بر گلوی ادیب و هنرمند، سنگر در پشت ادب و هنر!
نمونه دیگر از به ته دیگ خوردن کفگیر نظام آخوندی در مواجهه با بحران قیام سراسری و برجام و بن‌بست، توسل‌جستن صادق لاریجانی به پیشتازان فرهنگ و ادبیات و شعر ایران و سپر کردن آنها مقابل فشار خوردکننده بر نظام تا از اعتبار تاریخی و ادبی و روشنفکری آنان چیزی عاید نظام، جهت جلوه‌گری در محراب و منبر کند.
لاریجانی می‌گوید: «کسانی که به این ملت توهین می‌کنند، چه زمانی در تاریخ خود امثال مولانا، عطار، حافظ، سعدی، ابن سینا، شیخ طوسی و امثال چنین حکما و دانشمندان بزرگی داشته‌اند؟». اولین سؤال از لاریجانی این است که این اسامی چه ربطی به خروج آمریکا از برجام و سخنرانی وزیر خارجه آن دارند؟ خرج کردن این اسامی از جیب فرهنگ و هنر و تاریخ ادبیات ایران، به چه مقصود است؟
نظام آخوندی می‌داند که این حرف‌ها را هیچ سیاستمداری در حول و حوش برجام و سخنرانی وزیر خارجه آمریکا، جز به رطب و یابس‌بافی‌های یک حکومت وحشت‌زده تلقی نخواهد کرد. هر ایرانی هم خوب می‌فهمد که این‌ها نشان‌دهنده حال نزار نظام در فرجام برجام است و فقط هم مصرف داخلی دارد و بس. علت خیلی واضح است؛ آنچه در این نظام هیچ حرمت و جایگاهی جز مصرف تبلیغاتی ندارد، موضوعاتی چون علم، فرهنگ، هنر و ادبیات است. هر چه هم که در ایران کنونی یافت می‌شود، تلاش و رنج و مصیبت و خون دل خوردن و ایثارهای جامعه فرهنگی و علمی و هنری ایرانیان خارج از دستگاه حکومتی بوده است. باقی در پرونده نظام و اساساً قضاییه این رژیم، سرکوب، زندان، سانسور، قتل و آوارگی نویسندگان و شاعران و هنرمندان و فرار هزارهزار مغزهای این کشور بوده و می‌باشد.
این بیان حافظ که «واعظان کین جلوه در محراب و منبر می‌کنند» تعبیر دقیق زمانه حکومت آخوندها به‌طور عام و حرف‌های صادق لاریجانی به‌طور خاص است. جنابش در محراب و منبر نظام در حال جلوه‌گری با ویترین هنر و ادبیات ایران است که هیچ ربطی به هیچ حکومتی در دوره خودشان نداشتند. و جنابش «چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند» که مصداقش در زمره اصلی‌ترین قربانیان سرکوب و قتل‌های زنجیره‌یی علیه نویسندگان و هنرمندان و دگراندیشان در نظام ولایت فقیه بوده‌ و می‌باشد.

اعتراف صادق لاریجانی ـ پاسخ مردم ایران در کف خیابانها و رایت‌های قیام‌
اسامی شاعران و دانشمندانی که صادق لاریجانی فریبکارانه و دجالگرانه ـ بدون ذره‌یی اعتقاد به اصالت کار هنری آنان ـ برای نظام خرج می‌کند، همانانی هستند که در کلیه آثارشان ترویج فرهنگ آزادی و برابری، دوست داشتن، عشق ورزیدن، از جبر گسیختن و به اختیار گراییدن تا انسان شدن موج می‌زند. این‌ها همان ارزش‌هایی هستند که دارندگان و نمایندگانشان به‌تمامی در نظام ولایت فقیه سرکوب، منکوب، سنگسار، قتل‌عام، دچار تنگدستی، آوارگی و محروم از حق حیات و تعیین سرنوشت خویش شده‌اند. هیچ دولتی در جهان و حتی مهاجمی غیرایرانی، بلاها و اختناق و سرکوب و مصیبتی که نظام ولایت فقیه و قوه قضاییه آن بر جامعه‌ فرهنگ و هنر ایران اعمال داشته و مجاز شمرده، مرتکب نشده است.
بنابراین آنچه صادق لاریجانی در این مصاحبه کنار هم چیده و به هم بافته است،‌ تلفیقی از ناگزیری‌هایی هستند که برای برون‌رفت از بن‌بست برجام و قیام مردم همراه با پایان مماشات بین‌المللی، گریبان تمامیت نظام آخوندی را فراگرفته است. این‌ها ترفندها و بازی‌ها و عبارتهای دست‌چین شده حکومتی هستند که یک جا از دهان صادق لاریجانی تراوش می‌کند و یک‌جا از بیانیه‌خوانی دختری دانشجو در انتقاد به نظام جمهوری اسلامی ـ نه یک کلام بیشتر و نه یک کلام کمتر ـ در شو افطار رمضان رهبری. این‌ها همه توسط مردم ایران در کف خیابانها و در رایت قیام‌ها پاسخ داده شده‌اند. این‌ها از نشانه‌های پایان دیکتاتوریها هستند. دریای عمر بشر زمینی پر است از این ضدموج‌ها، اما همان دریای عمر بشری تجربه و اثبات کرده است که تخته‌پاره‌های بالا و پایین شونده بر دریای متلاطم رو به دگرگونی، هرگز نمی‌توانند جلو موج نویی را که زمان خیز و خرامش فرارسیده است،‌ بگیرند.

ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

مروری بر رسانه‌های حکومتی –پنجشنبه دهم خرداد ۹۷





مروری بر رسانه‌های حکومتی –پنجشنبه دهم خرداد ۹۷



اغلب روزنامه‌های حکومتی در روز پنجشنبه ۱۰خرداد تیترهای اول خود را به دعوای باندها در انتخاب هیأت‌رئیسه مجلس ارتجاع و ابقای پاسدار علی لاریجانی به ریاست مجلس اختصاص داده و هر باند ادعای پیروزی کرده است. روزنامه‌های حکومتی هر دو باند هم‌چنین برخی تیترهای مهم خود را به آزار جنسی دانش‌آموزان در یک مدرسه تهران اختصاص داده و برخی آن را حاصل سیاستهای باند رقیب دانسته‌اند. در کنار این تیترها تنگ‌تر شدن حلقه انزوای رژیم در عرصه‌های مختلف تیترهای متعددی دارد:
آفتاب یزد: عاقبت اعتماد به کمپانی روسی
ابرار: لاوروف: آمریکا با خروج از برجام به‌دنبال تقابل با ایران است
ابتکار: سیگنالهای خروج ایران از جنوب غربی سوریه هم‌چنان از طرف روس‌ها تقویت می‌شود
رسالت: بازی مشترک آمریکا و اروپا در مواجهه با برجام
شرق: وزارت خزانه‌داری آمریکا زندان اوین و انصار حزب‌الله را تحریم کرد
قدس: همزمان با خروج شرکت سوئیسی زنگنه از اعلام زمانبندی شرکت نفتی اروپایی برای رفتن از ایران خبر داد؛ توتال فرانسوی دوباره با عهد شکنی می‌رود

در روزنامه‌های پنجشنبه‌ عنوانهای مربوط به برجام و جدالهای باندی حول آن دو روز بعد از روضه وحدت و همدلی خامنه‌ای از سر گرفته شده است:
ابتکار: چرخش موضع عجیب ولایتی درباره توافق هسته یی
افکار: جلیلی: طبق بند ۳۶برجام ایران حق توقف جزیی یا کلی تعهداتش را دارد
خراسان: بررسی ادعای ورود بیش از ۱۰۰میلیارد دلار درآمد به ایران بعد از برجام؛ توهم ۱۰۰میلیارد دلاری
عصر ایرانیان: سعید جلیلی در قم: چرا خبر مذاکرات موشکی مکرون و روحانی تکذیب نمی‌شود؟
قدس: چرا مذاکره موشکی با فرانسه تکذیب نمی‌شود؟
کیهان: جلیلی: طبق بند ۳۶برجام ایران حق توقف تعهداتش را دارد
وطن امروز: ولایتی: احساس حقارت به آدم دست می‌دهد

واکنش کشورهای منطقه به تحریمهای رژیم هم در روزنامه‌های پنجشنبه دیده می‌شود:
جهان صنعت: بررسی تبعات بانکی تحریمهای آمریکا: هند هم برای ایران خط‌ و نشان کشید
جهان صنعت: بازیچه دست کشورهای توسعه نیافته
خراسان: افزایش ۵۰درصدی تعرفه عبور کامیونهای ترانزیتی ایرانی؛ ترکمنستان دوباره سر گردنه
ابتکار: شرایط به‌گونه‌یی شده که به بازیچه دست کشورهای توسعه‌ نیافته هم شده‌ایم؛ به‌طوری که حتی نمی‌توانیم پول نفتی که به کشورهای بنگلادش و هند فروخته‌ایم را به داخل کشورمان برگردانیم.
ابتکار: سیگنال‌های خروج ایران از جنوب غربی سوریه، هم‌چنان از طرف روس‌ها تقویت می‌شود
شام؛ سرزمین موعود تزار در خاورمیانه
سوالی که در میان برخی از تحلیل‌گران وجود دارد این است که در ملاقات دو هفته قبل میان پوتین و نتانیاهو چه گذشت که پس از آن تحویل سامانه اس- ۳۰۰به دمشق منتفی و بلافاصله در فردای آن روز پایگاههای نیروهای نزدیک به ایران در اطراف دمشق توسط اسرائیلی‌ها بمباران شد. این تحلیل‌گران معتقدند که در این حمله‌ها هیچ‌یک از مواضع نیروهای روسی مورد حمله قرار نگرفته و به مانند حمله ماه گذشته آمریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه، سامانه پدافند هوایی اس- ۴۰۰روسیه که در سوریه مستقر است، واکنشی به این حملات نشان نداده است.
هر چند که پس از ورود روس‌ها به عرصه میدانی سوریه و ایجاد ائتلاف ایران، سوریه، روسیه به میزان زیادی شاهد تغییر معادلات تحولات میدانی سوریه به نفع دمشق هستیم، اما در همان زمان نیز برخی از صاحب‌نظران نسبت به این ائتلاف استراتژیک نظر مثبتی نداشته و در مورد آن احساس نگرانی می‌کردند. آنها معتقد بودند با توجه به باز شدن پای قدرتهای بین‌المللی به سوریه، مسکو ممکن است، ایران و هم‌پیمانان خود را رها کند
اهداف بلندمدت روسیه از طریق سیاست خارجی سکولار، غیرایدئولوژیک و معامله‌گرایانه محقق می‌شود. این سیاست به آنها امکان آزادی عمل بیشتری را می‌دهد تا آنجا که می‌توانند رقبایی مانند ایران و عربستان را به‌طور همزمان در سبد دیپلوماسی خود قرار دهند.
تحت تاثیر همین سیاست غیرایدئولوژیک است که مسکو توانسته همزمان با ایران همکاری نظامی داشته باشد و با عربستان نیز میلیاردها دلار قرارداد نظامی منعقد کند. از سوی دیگر علاوه بر این‌که چراغ سبز اشغال شمال سوریه را به ترکیه نشان می‌دهد با اسراییل نیز همکاری اطلاعاتی و امنیتی داشته باشد... در چنین شرایطی ایران می‌تواند چند راه‌کار داشته باشد. نخستین راه‌کار ادامه وضعیت کنونی است که با توجه به تغییر معادلات سوریه به احتمال فراوان بسیار هزینه‌بر بوده و نیاز به صرف منابع و منافع استراتژیک فراوانی خواهد داشت. راه‌کار دوم خروج از سوریه است که با توجه به نقش ایران در معادلات این کشور و این‌که اکنون صحنه میدانی سوریه به سمت یک صلح سیاسی پیش می‌رود، دست خالی بازگشتن از این میدان چه از منظر افکار عمومی داخلی و چه از نظر دیپلوماسی منطقه‌یی بعید به‌نظر می‌رسد.
راهکار سوم، دامن زدن به تنشهای جدید در مناطق مختلف سوریه است. با توجه به نقشه استقرار نیروها از شمال غربی، شمال، شرق و نیز جنوب غربی سوریه، افزایش تنشها در سوریه با توجه به عزم روس‌ها برای رسیدن به یک راه‌کار صلح می‌تواند به میزان زیادی استراتژی قدرتهای بزرگ را بر هم بزند. این امر البته دورنمای مبهمی خواهد داشت، زیرا وارد استراتژی پیشگیرانه خواهد شد و با توجه به ماهیت این استراتژی، پیش‌بینی آینده تحولات مبهم می‌رسد.
راهکار چهارم ایران در این میان می‌تواند تعامل با تمامی طرف‌ها همراه با آغاز یک بازی موازی باشد. همزمان با حرکت نیروهای فرامنطقه‌یی برای کاهش تنش در سوریه، ایران در چنین مقطعی نباید اجازه دهد تا به‌عنوان یک بازیگر برهم زننده ثبات معرفی شده و هدف تبلیغات منفی محور آمریکایی- عربی قرار بگیرد. در نتیجه رفتن به سمت پروژه‌های خرد در سوریه با توجه به راهبردهای روسیه، ترکیه و آمریکا، در مقطع کنونی شاید بهترین استراتژی از سوی ایران، عملیاتی کردن تعامل با تمامی بازیگران در صحنه میدانی سوریه باشد.

شرق: ‌روسیه هم ایران را ترک می‌کند
کماکان از گوشه و کنار خبرهایی مبنی‌بر خروج شرکتها از ایران به گوش می‌رسد. هند همین دیروز اعلام کرد که دو بانک بزرگ این کشور برای پایان دادن به تراکنش صادرکنندگان این کشور با ایران تا ششم ماه آگوست (۱۵مرداد) ضرب‌الاجل تعیین کرده‌اند. به گزارش رویترز، فدراسیون سازمان صادرکنندگان هند اعلام کرد ایدوس‌ایند و یوسی‌او، دو بانکی که صادرات به ایران را تسهیل می‌کنند، تا ششم آگوست برای خاتمه‌دادن به قراردادهای خود ضرب‌الاجل تعیین کردند. هم‌چنین شرکت لوک‌اویل روسیه که دومین شرکت بزرگ حوزه انرژی این کشور محسوب می‌شود نیز اعلام کرد ایران را ترک خواهد کرد.
دالغا خاتین‌اوغلو، کارشناس حوزه انرژی ایران از نشریه تخصصی natural gas world جمهوری آذربایجان معتقد است: تحریم‌های آمریکا که دوباره علیه ایران اعمال می‌شود، مسأله را برای همه پیچیده کرده و فقط شرکتهای غربی مانند توتال نیستند که ریسک سرمایه‌گذاری در ایران را نپذیرند. شرکت لوک‌اویل یک شرکت خصوصی است و پروژه‌های بسیار عظیمی خارج از روسیه دارد. این شرکت در گزارش سه‌ماهه خود که اخیراً منتشر کرد به میزان بالای پروژه‌های شرکت اشاره می‌کند. این پروژه‌ها بسیار پیچیده است، به‌نحوی‌که گازی که لوک‌اویل تولید می‌کند، به روسیه نمی‌رود بلکه به چین می‌رود. به‌گفته او، این شرکت در ایران در میدان منصوری و آب‌تیمور در حال مذاکره بود و تفاهم‌نامه‌هایی هم امضا کرد. این میادین، میادین عظیمی هستند که روی‌هم‌رفته بیش از ۳۰میلیارد بشکه نفت دارند. هر کدام از این میادین اکنون فعالیت خود را با تولید ۶۰هزار بشکه در روز ادامه می‌دهند و بنا بود لوک‌اویل ضریب بازیافت را در این میادین افزایش دهد. خاتین‌اوغلو با بیان این‌که این پروژ‌ه‌ها بسیار عظیم هستند، ادامه می‌دهد: اگر پروژه کوچکی مانند حفاری چندمیلیون‌ دلاری بود، امکان حضور برای این شرکت وجود داشت، اما این پروژه‌ها چندین میلیارد دلار ارزش دارند و کمتر شرکتی در شرایط تحریم‌ها ریسک می‌کند که در ایران حضور داشته باشد.
این کارشناس نفت و انرژی بین‌المللی در پاسخ به این‌که خروج این شرکت‌ روسی از ایران در شرایطی که تصور می‌شد روسیه با ایران همکاری استراتژیک را در پیش گرفته به چه معناست، پاسخ می‌دهد: شرکتهای روسی بیشترین حجم توافق‌های نفت و گاز را پس از تحریم با ایران امضا کردند؛ شرکتهایی مانند زاروبژنفت، گازپروم، گازپروم‌اویل و... به‌صورت جداگانه با ایران تفاهم‌نامه‌هایی امضا کردند. حتی چین هم به‌اندازه شرکتهای روسی در ایران تفاهم‌نامه امضا نکرد و حتی می‌توان گفت که حدود یک‌سوم قراردادها و تفاهم‌نامه‌ها متعلق به این کشور است. با‌این‌حال وقتی شرکتها (حتی شرکتهای دولتی روسیه) گزارشهای سالانه و چشم‌اندازهای سال‌های آتی خود را منتشر می‌کنند هم در هیچ گزارشی که به هزینه‌های مالی شرکتها برای سال‌های آینده اشاره دارد، حتی اشاره‌یی به پروژه‌های ایران نشده است.
خاتین‌اوغلو با بیان این‌که تکنولوژی چین و روسیه به درد ایران نمی‌خورد، ادامه داد: ایران خود بهترین تجربه‌ها را در پارس جنوبی دارد و بهتر از این کشورها می‌تواند در این حوزه عمل کند. اکنون ۸۰درصد میادین نفتی ایران در نیمه دوم عمر خود هستند و سالانه هشت درصد از تولید نفت ایران از این میادین قدیمی کاسته می‌شود. ضریب بازیافت نفت در خود روسیه بدتر از ایران است. چطور می‌خواهند در ایران کار کنند؟ میادین ایران در حال مرگ هستند و قابل ترمیم هم نیستند و اگر زمان بگذرد، بعد از مدتی، دیگر این نفت قابل‌استخراج نیست. بنابراین باید ایران با اروپا به‌جد مذاکره کند.

هشدار و ابراز نگرانی نسبت به واکنشهای مردم به نظام موضوع مشترک روزنامه‌های حکومتی است:
ابتکار: ما همواره در حال تحمل مشکلات هستیم و دولتمردان حتی نتوانسته‌اند بعد از گذشت ۴۰سال، اقتصاد ایران را به رونق لازم برسانند؛ آن هم برای کشور ثروتمندی که می‌توانست از ظرفیت‌های موجودش برای توسعه‌یافتگی و آسایش و رفاه مردمش استفاده کند. در واقع طی چهار دهه گذشته ما هم‌چنان در حال انتخاب بین بد و بدتر هستیم و بنابراین همواره آنچه انتخاب می‌شود بد خواهد بود؛ چرا که حاصل جمع بد به نتیجه خوبی نخواهد رسید.
به بیانی اوضاع زندگی مردم در ایران به‌گونه‌یی است که هنوز نتوانسته‌ایم شرایط لازم برای کنترل کمی‌های زندگی افراد هم‌چون معاش و بیکاری را تأمین کنیم،
امروز حتی شرایط به‌گونه‌یی شده که به بازیچه دست کشورهای توسعه‌نیافته هم شده‌ایم؛ به‌طوری که حتی نمی‌توانیم پول نفتی که به کشورهای بنگلادش و هند فروخته‌ایم را به داخل کشورمان برگردانیم. با این شرایط اگر قادر به انتقال پول حاصل از فروش نفت‌مان به کشور نباشیم، مجبور خواهیم شد پول حاصل از فروش نفت را برای خرید کالاهایی صرف کنیم که هیچ‌گونه ارزش ذاتی برای‌مان ندارد
بنابراین باید گفت که سیاستهای نادرست مسئولان و تیم اقتصادی دولت است که تحریم‌ها روز‌به‌روز بیشتر می‌شود و بار فشارها را بر مردم بالا می‌برد و شرایط را بحرانی‌تر می‌سازد‌ پس بهتر است که پیش از مردم، خود دولتمردان خودشان را برای شرایط پیش رو آماده کنند و از شدت گرفتن و غیرقابل کنترل شدن بحرانهای اقتصادی و اجتماعی جلوگیری کنند، چرا‌ که اگر مسئولان چاره‌اندیشی نکنند فشارها بر مردم شدت می‌گیرد و مردم هم این فشارها را با نارضایتی‌شان از مسئولان ابراز خواهند کرد.
جمهوری اسلامی: جهانگیری با اشاره به این‌که سرنوشت ایران، نظام و دولت در مقطع کنونی به یکدیگر گره خورده است،‌ عملکرد و مواضع برخی افراد را در جهت خواست دشمنان توصیف کرد و گفت: برخی به اشتباه تصور می‌کنند می‌توان به دولت در برهه کنونی آسیب رساند اما نظام آسیب نبیند و یا برخی فکر می‌کنند می‌توان نظام را دچار مشکل کرد اما به ایران ضربه وارد نیاید... از نگاه دولت تبدیل اعتراضات صنفی به اتفاقات ناگوار قابل‌قبول نیست.
اخبار صنعت: جهانگیری: اعتماد عمومی نباید دچار فرسایش شود
بهار: چطور با مردم برخورد کرده ایم که به اینجا رسیده‌ایم: جنبش کشاورزی به جای جنبش دانشجویی

هشدارهای روزنامه‌های باند روحانی در عرصه‌های برجام – مذاکره و اقتصادی- اجتماعی با حمله به باند خامنه‌ای و با هشدار به دولت روحانی مطالب اساسی این روزنامه‌ها را به خود اختصاص داده است، یک نمونه در عرصه دیپلوماسی را بخوانیم:
شرق: دیپلوماسی یا درگیری؟
ایران روزهای حساسی را سپری می‌کند؛ گویی برخی از بیگانگان بیشتر از خودمان به ‌این وضع خطیر می‌اندیشند.
متأسفانه همان جریان، پس از امضای برجام و با وجود اعلام مکرر دولت ایران دربار‌ه‌ این‌که ‌ایران در حمله به هیچ کشوری پیش‌دستی نخواهد کرد، شعارهایی داد و سفارت‌سوزی‌‌ها و رفتارهایی را دنبال کرد که گویی اگر سلاح هسته‌یی هم منتفی شده باشد، ایران با ابزارهای دیگری می‌تواند دنیا را تهدید کند. ترامپ به همین بهانه و دستاویز، تعهدات کشورش را یک‌جانبه لغو کرد‌ه ‌است. نکته جالب ماجرا اینجاست که اکنون کسانی که ‌از آغاز سد راه و سپس مانع اجرای برجام بودند، به دولت ایراد می‌گیرند که «نگفتیم!؟» و به ‌هزارویک دلیل بدعهدی آمریکا را در خروج نامعقول از برجام محکوم می‌کنند. اکنون که وضعیت سوریه سامانی گرفته ‌است، روسیه و آمریکا دیگر نیازی به باقی‌ماندن ایران در سوریه نمی‌بینند، در حالی‌که ایران در هزینه‌های جانی و مالی جنگ علیه تروریست‌‌های داعشی بیش از دیگران نقش‌آفرین بود‌ه ‌استبه‌هرحال اگر مقصود، بازگشت ثبات و آرامش و صلح به سوریه بود‌ه ‌است، چه باک! اما ایران نیز مانند همسایگان دیگر سوریه، در آن کشور منافعی اقتصادی و ترانزیتی دارد و نباید حضور در سوریه، ابزاری برای تهدید امنیت ایران بشود...
در یمن نیز که بهانه دیگری بود، ایران آمادگی خود را برای مذاکر‌ه ‌با اروپا اعلام کرد؛ اما بهانه‌جویی و خطر قربانی‌کردن ایران با تحمیل تحریم‌‌های تازه ترامپی رفع نشد‌ه ‌است...
اکنون زمان دفع شر و مصون‌‌نگاه‌داشتن منطقه ‌از خطر برخورد ویرانگر و جلوگیری از بازگشت تحریم زیان‌بار است. از شعارهای تحریک‌کننده کاری ساخته نیست و سودی به‌دست نمی‌آید. با نشان‌دادن مقاصد صلح‌آمیز و ترجیح‌دادن راه‌حل مسالمت‌آمیز دیپلوماتیک است که می‌توان فضای امنی برای سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی ایجاد کرد...

ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

Truck drivers' strike across Iran expanding to more cities in their 9th day of protest





Truck drivers' strike across Iran expanding to more cities in their 9th day of protest


Iran, May 30, 2018 - Truck drivers across Iran continued and expanded their strike into its 9thconsecutive day on Wednesday. Almost 280 cities throughout the country and all of the 31 provinces are now scenes of this ongoing movement.
Steel truck drivers in Hamedan, along with drivers of construction machinery, all joined the truckers’ nationwide strike. Ahvaz, Mahshahr, Bukan and Isfahan were also cities where continuous reports are incoming from activists and the drivers themselves.

Drivers lining up their trucks when joining the strike


In various cities taxi drivers and other hard-working people were seen supporting the truck drivers’ strike.
Taxi drivers in Sanandaj, Kurdistan Province in western Iran, also expressed their solidarity with the truck drivers and stopped their services.
Various videos show truck drivers in different cities, such as Ahvaz and Tabriz, taking to the roads in long columns without any loads. Many terminals across the country and Iran’s borders were empty and very vacant, activists say.
In Ardabil, northwest Iran, drivers were seen holding a protest gathering outside the transportation complex. This prompted authorities to dispatch anti-riot units to the scene, aiming to prevent other people from joining the drivers’ ranks.
In Malayer, western Iran, over 500 members of the anti-riot and police units were dispatched to the location where truck drivers were protesting, and finally attacking their 
ranks.


The Iranian regime’s parliament is known to have discussed this growing concern and a group of so-called MPs are saying “more than 500,000 drivers across the country are voicing dissent.”
Iranian regime authorities have also resorted to deceptive measures, claiming the nationwide strike has come to an end.
The regime’s deputy Road & Construction minister Abdulhashem Hassan-nia, cited by the semi-official ILNA news agency, claimed the drivers had come to an agreement on May 28th. But the growing number of cities joining the nationwide strike and the situation on the ground is proving otherwise.
Other reports show security forces are dispatched to disrupt these protests by force.
Hundreds of drivers were heading to Shiraz on Tuesday to join the ranks of other protesting drivers. Police were seen placing road blocks and arresting dozens of these protesting drivers.
In Bandar Abbas the drivers did not tolerate repressive measures by the state police, resulting in a scuffle, according to reports.
Drivers across the country are showing no signs of backing down from their just demands.
ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

Italian municipalities support Iran opposition June 30th rally




Italian municipalities support Iran opposition June 30th rally



Report by PMOI/MEK staff writer

May 31, 2018 - Only a month left to the Iranian opposition’s annual rally in Paris, a number of Italian municipalities held a session to discuss a “Freedom and Democracy for Iran” statement in support of the gathering scheduled this year on June 30th.
This statement, signed by 22 municipalities in Italy’s Piedmont Province, announces its solidarity with the Iranian people’s nationwide uprising and protests and condemns the Iranian regime’s crackdown against the protesters. The document also backs the Iranian opposition, the National Council of Resistance of Iran (NCRI), and a ten-point plan presented by NCRI President Maryam Rajavi for democratic change in Iran.
“In Iran, more than 120,000 dissidents and democracy/human rights activists have been executed, their family members arbitrarily arrested, viciously tortured and some executed.
“In the summer of 1988, following a fatwa(religious order) issued by [Iranian regime founder Ruhollah] Khomeini, the Iranian regime arbitrarily, and through kangaroo courts, massacred over 30,000 political prisoners, mostly members and supporters of the Iranian opposition movement, the People's Mojahedin Organization of Iran (PMOI/MEK), in prison across Iran…
“The Iranian people have shown the world that, alongside their organized resistance, they are willing to pay the price of democratically changing this regime and establishing a government based on separation of church and state.
“We announce our solidarity with the Iranian people’s uprising for freedom and democracy and support the NCRI for democratic change in Iran. We call on the international community to hinge any and all relations with Iran based on respecting human rights and strongly demand the release of political prisoners.
“We also support the Iranians’ major June 30th rally in Paris, supporting the demands raised in the Iranian people’s uprising for changing the religious dictatorship and establishing freedom and democracy in Iran…
“The time has come for the international community to stand on the right side of history.”

ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد