۱۳۹۶ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

«سیاه‌چاله تحریمها» شکست برجام و چشم‌انداز


تحریمها علیه ایران

«سیاه‌چاله تحریمها» شکست برجام و چشم‌انداز

تحریمهای جدید آمریکا علیه رژیم آخوندی که با نام «مقابله با اقدامات بی‌ثبات سازی ایران» به‌تصویب رسید واکنشهای وحشت‌آلود مهره‌ها و رسانه‌های رژیم را در پی داشته و از نمایشهای جمعه تا رادیو تلویزیون و تمامی رسانه‌های حکومتی، صحنه بروز این واکنشهاست. این تحریمها توسط کارشناسان خود رژیم با عناوینی مانند «مادر تحریمها» یا «سیاهچالة تحریم» توصیف شده و به‌موجب و انگیزه دیگری در جنگ و جدال باندها تبدیل شده و تلاطم درونی رژیم را تشدید کرده است. جا دارد نخست روی عبارات و توصیفهایی مانند سیاه‌چاله یا مادر تحریمها کمی درنگ کنیم.
اصطلاح سیاه‌چاله توسط برخی رسانه‌های حکومتی به‌ویژه رسانه‌های باند خامنه‌ای در مورد تحریمهای جدید به‌کار رفته است. منابع علمی درباره معنی سیاه‌چاله از جمله نوشته‌اند: «سیاه‌چاله یک پدیده فضایی است که هر چیزی که وارد آن شود راه برگشتی ندارد و حتی نور از این قاعده مستثنی نیست... بنابراین ما از سیاه‌چاله، جز یک حفره سیاه رنگ هیچ چیزی نمی‌بینیم».
رسانه‌های مربوطه وجه تشبیه این تحریمها به ‌سیاه‌چاله را چنین بیان کرده‌اند: «بخش 5 این قانون به‌ وضع تحریمهای جدید علیه سپاه پاسداران مربوط است.
آنچه که سبب می‌شود به‌این قانون لقب «سیاه‌چاله تحریم» بدهیم، این است که طبق دستور اجرایی 13224 هر آن‌کس که به‌یک سازمان شناسایی شده ذیل این دستور اجرایی، خدماتی ارائه دهد، آن فرد یا نهاد خودش نیز در لیست تحریمی آمریکا یا همان SDN قرار می‌گیرد[1]
مقاله‌ مزبور می‌افزاید: «با تصویب و اجرای این قانون می‌توان پیش‌بینی قرار گرفتن چند هزار فرد و نهاد در لیست تحریمی SDN را متصور دانست». به‌طور خلاصه، تحریم طراحی شده جدای از موارد خاصی که در آن لیست شده، این ظرفیت را دارد که بسیاری از نهادها و ارگانهای نظام را که در این لیست ذکر نشده نیز شامل تحریم کند. تعریف «مادر تحریمها» هم کم و بیش مشابه همین معنی است. یعنی تحریمی که سرچشمه و زاینده مداوم تحریمهای دیگر است.
بر اساس مفاد این طرح تحریمها، هر نهاد یا هر فردی که با سپاه پاسداران همکاری داشته باشد مورد تحریم قرار می‌گیرد.
جدای از تحریم سپاه، یکی از بندهای این طرح که به‌زودی به‌ قانون تبدیل می‌شود، فعالیتهای موشکی رژیم نیز، چه در زیر مجموعه سپاه باشد و چه در وزارت دفاع، مشمول تحریمها قرار می‌گیرد. اما آنچه رژیم را وحشت‌زده کرده، فقط جنبه‌های نظامی فعالتیهای سپاه نیست؛ دهها سال است که بخش عمده فعالیتهای اقتصادی رژیم در قبضه سپاه است. استخراج نفت و بخش بزرگی از واردات و صادرات و شرکتهای هواپیمایی، در قبضه سپاه پاسداران است. در نتیجه وقتی بر اساس این قانون، هر نهاد یا هر فرد طرف معامله با سپاه نیز مورد تحریم قرار می‌گیرد، اجرای این تحریمها عملاً به‌معنی فلج شدن کل دستگاه اقتصادی رژیم و همه نهادها و یا ارگانهای بزرگ چپاولگر وابسته به ‌بیت خامنه‌ای است. یعنی یک خفگی تازه اقتصادی و فلج شدگی آن‌سان که خود کارشناسان نظام نیز می‌گویند بسا شدیدتر از حالت خفگی اقتصادی قبل از برجام است؛ همان وضعیتی که نظام را وادار کرد روی زنوان خونین به‌پای میز مذاکره برود.
اگر چه تحریم سپاه پاسداران مطابق طرحی که در حال طی پروسه تبدیل شدن به‌قانون است، به‌معنی قرار گرفتن سپاه پاسداران در لیست تروریستی نیست، اما هم‌چنان که کارشناسان نظام هم گفته‌اند، با این تحریم اکثر پیامدهای قرار گرفتن سپاه در لیست در عمل محقق می‌شود. چون مهمترین پیآمد در لیست قرار گرفتن هر نهاد یا سازمانی، اعمال تحریمهای گسترده بر آن است که با مصوبه سنا، این منظور عملی شده است؛ اما علاوه بر آن، این تحریمها می‌تواند پله اول برای در لیست تروریستی قرار گرفتن سپاه پاسداران هم باشد.
هدف ولی‌فقیه ارتجاع از برجام و تن‌دادن به ‌متوقف کردن برنامه‌های اتمی، لغو تحریمهایی بود که باعث فلج و فلاکت اقتصادی شده بود؛ اما اکنون تحریمهای جدید، به‌گفته کارشناسان نظام، از آنچه قرار بود در برجام لغو شود که تازه لغو هم نشد! بیشتر است. رضا سراج یک مهره اطلاعاتی رژیم که در نقش کارشناس ظاهر می‌شود، می‌گوید: «عملا روح و جسم برجام نقض شد».[2] باب کورکر رئیس کمیته خارجی سنای آمریکا نیز طی اظهاراتی هنگام تصویب تحریمهای جدید گفت: «رئیس‌جمهور آمریکا حتی نیاز ندارد که برای خارج شدن از برجام دست به ‌اقدامی اجرایی بزند، تنها کاری که لازم است انجام دهد این است که آن را نادیده بگیرد و تحریمها را اعمال نماید[3]
اما با آن که روح و جسم برجام مرده، رژیم توان و امکان بازگشت به ‌فعالیتهای هسته‌یی در مدار قبل از برجام را ندارد؛ زیرا اگر ‌چه برجام از زاویه لغو تحریمها، هیچ خاصیتی ندارد و عملاً مرده محسوب می‌شود، اما از زاویه پیامدهایش در صورت نقض توسط رژیم، کاملاً زنده و هشیار است و کمترین حرکتی در جهت نقض برجام، به‌معنی کشیده شدن ماشه اتوماتیک تعبیه شده در برجام است و پیآمد آن فعال شدن هر 6قطعنامه شورای امنیت پیش از برجام علیه رژیم و قرار گرفتن دیکتاتوری آخوندی در ذیل بند7 منشور ملل‌متحد و مشروعیت بین‌المللی اقدام نظامی علیه آن است، در نتیجه هر گونه اقدامی در جهت نقض برجام از سوی رژیم معنایی جز انتحار سیاسی ندارد و متصور نیست که رژیم به‌آن نزدیک شود.
البته گفته می‌شود که مجلس پس از پایان تعطیلات دو هفته‌یی خود، قرار است دست به‌اقدام بزند، اما چندان نیازی نیست که دو هفته دیگر در انتظار باشیم تا ببینیم کوه مجلس چه موشی خواهد زایید، زیرا کارشناسان نظام خود اذعان می‌کنند: «در برابر تحریمهای سنا ما چیزی در دست نداریم که بخواهیم مقابله به ‌مثل کنیم و برجام راه چاره‌ای برای ما ندارد[4]


[1]  خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس) 24خرداد 96
[2]  خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس) 26خرداد 96
[3]  خبرگزاری صدا و سیمای رژیم ـ 24خرداد 96
[4]  مصاحبه محمدرضا مرندی با خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس) ـ 26خرداد 96.