Tuesday, December 3, 2019

مروری بر رسانه‌های حکومتی -سه‌شنبه ۱۲آذر ۹۸



مروری بر رسانه‌های حکومتی -سه‌شنبه ۱۲آذر ۹۸


نکتهٔ اصلی در مهم‌ترین مطالب روزنامه‌های حکومتی سه‌شنبه دوازدهم آذر، تعمیق بحران درونی رژیم در اثر ضربه قیام مردم ایران است که دیده می‌شود. این موضوع در بحث برجام، و کشمکش‌ها بر سر پیامدهای گرانی بنزین و قیام دیده می‌شود.
روزنامه‌های باند ولی‌فقیه ضمن حمله به باند مغلوب رژیم فیگورهای حمایت از آزادی بیان آنها را به سخره گرفته‌اند. برای نمونه:
کیهان خامنه‌ای در یادداشت روزش با عنوان « مردم گوش شنوا می‌خواهند نه مکان اعتراض» هم علت اعتراض را به گردن رقیب انداخته و هم وحشت باند ولی‌فقیه را از راه افتادن چنین بساطی برملا کرده و از جمله نوشته است:« اما  آیا تنها راه پیش روی مردم برای رساندن انتقاد یا سؤالاتشان به گوش مسئولان تجمع آن هم در یک مکان خاص است؟
به نظر مشکل اصلی چیزی فراتر از این طرح و پیشنهاد پر رنگ و لعاب و به ‌ظاهر شیک است. مشکل اصلی این است که عده زیادی از مسئولان کشور که امور اجرایی یا تصمیم‌گیریهای سرنوشت‌ساز و مؤثر در زندگی مردم به دست آنهاست، مدت‌هاست از حضور بین مردم و ارتباط بی‌واسطه با آنها غافل شده‌اند... ؟ حتماً باید مردم در یک مکان ویژه اعتراض کنند؟
باید به کسانی که مروج طرح اعتراض در مکان خاص هستند (ظاهراً برخی از آنها بیشتر طرفدار اعتراض هستند تا حل مشکل) گفت مردم به جای مکان اعتراض، به گوش شنوا نیاز دارند».

جوان وابسته به سپاه پاسداران هم ضمن تئوری بافی مضحکی علت قیام را در سه ضلع جستجو کرده و در مورد ضلعی که مربوط دولت است نوشته: « دولت باید بداند که ناکارآمدی، بیکاری، گرانی و در یک کلمه تیره شدن امید به آینده از زمینه‌های اجتماعی- روان‌شناختی این ماجرای غم‌انگیز است... حداقل دو و حداکثر سه اشتباه محرز دولت در این آشوب (اثر)غیرقابل کتمان دارد؛... نمی‌دانم برای این سه مورد کسی بازخواست و محاکمه خواهد شد یا خیر، اما یک ضلع اصلی هزینه‌های اغتشاشات در این بی‌تدبیری نهفته است». این روزنامه حکومتی از پتانسیل انفجاری قیام آفرینان هم ابراز وحشت کرده و به استمرار قیام اعتراف کرده و نوشته است: «احساس تبعیض یا تبعیض واقعی تولید حقارت می‌کند و تولید حقارت به تنفر تبدیل می‌شود و تنفر عامل اصلی خشونت است.
در حوادث اخیر طبقه بالادست اقتصادی و طبقه متوسط نبودند. این‌که طبقه فرودست اقتصادی که معمولاً نقش محوری در سیاست ندارد مستعد این حرکت شد و دشمن نیز در این جغرافیا بازی کرده است، نشان می‌دهد آن زخم هم‌چنان باقی است».

فرهیختگان در زیر یک‌سوتیتر با عنوان «عقل چیز خوبی است، اقلا بعضی وقتا» نوشته است:« در حالی که سال‌ها به دلایل سیاسی و انتخاباتی، قیمت بنزین تغییر نکرده بود و در اقدامی غریب کارت سوخت که می‌توانست به نوعی نشانگر و در مقاطع بحرانی کنترل‌کننده (در وهله اول) و جهت‌دهنده (در وهله دوم) به رفتار مصرفی باشد، از چرخه عرضه بنزین حذف شده بود، به ناگاه قیمت بنزین تا سه‌برابر افزایش یافت و همزمان سهمیه‌بندی هم انجام شد. هر فرد نسبتاً عاقلی اگر این تصمیم را با اوضاع کنونی معیشت مردم و فضای کلی اقتصاد تحریم و هم‌چنین وضعیت منطقه جمع نماید، می‌داند عاقبت این تصمیم چیست و تلاش می‌کند تا با ابزارهای مختلف، اثرات اعتراضی و (احتمالا خشونتی) تصمیم را به حداقل ممکن برساند.اما درست عکس همه فرمول‌های مذاکره، گفت‌وگو، اقناع و همراهی صورت گرفت و مردم در اعتراض به این تصمیم بیرون ریختند... هم تلفات جانی و هم خسارات مالی فراوان حاصل این نوع جدید تصمیم‌گیری در یک دولت به ظاهر مدرن (و مدعی تخصص گفتگو درمانی و سابقه‌داری و دنیادیدگی)به بار آمد».

در روزنامه‌های هم‌سو با باند روحانی هم همین فضای وحشت از پیامدهای قیام و استمرار آن دیده می‌شود.
ابتکار نوشته است: « اعتراضات آبان ۹۸که در واکنش به افزایش قیمت بنزین در بسیاری از استانها و شهرهای کشور به‌وقوع پیوست، اگر چه از جنس اعتراضات دیماه ۹۶بود، اما تفاوت‌های عمده‌یی با آن داشت. اعتراضاتی که دامنه تخریب و خشونت آن فراتر از اعتراضات دیماه ۹۶رفت و اذهان بسیاری از مقامات و نخبگان سیاسی و دانشگاهی را به خود مشغول کرده است». بعد هم به سمت و سوی براندازی قیام‌کنندگان اذعان کرده و نوشته است:« اقشار ضعیف، حاشیه‌نشینان شهرهای بزرگ، جمعیت ضعیف شده شهرهای کوچک و متوسط و گروه‌های غیر‌همسو با سیستم سیاسی که تمایل به خشونت برای تغییر دارند ترکیب جمعیتی این‌ اعتراضات را شامل می‌شوند. به‌نظر می‌رسد‌ در مقایسه با دی ۹۶، گروهها و افراد بیشتری هر‌ چند‌ پراکنده، تمایل به فعالیت اعتراضی و حتی خشونت‌بار از خود نشان‌ دادند. تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها و هم‌چنین تخریب و آتش زدن بانکها، مراکز دولتی، خصوصی و فروشگاهها و... نسبت به دوره‌های گذشته قابل‌ توجه بود.
جغرافیای اعتراضات آبان ۹۸ گسترده و متنوع‌تر و شاید بتوان گفت پراکنده‌تر از قبل بود. حاشیه شهرهای بزرگ، جمعیتی ناراضی و معتقد به خشونت برای تغییر در شهرهای کوچک و بسیاری از جاهایی که تا پیش از این فعالیت اعتراضی ملموسی نداشتند به جغرافیای اعتراض اضافه شدند».

در توئیتر با نام Bahar iran@ ما را  دنبال کنید 
پیش بسوی قیام   سراسری ، ما بر اندازیم#  کانونهای شورشی در شهرهای ایران #  
اعتصاب واعتراض و تظاهرات#  سرنگونی رژیم  #  اتحادوهمبستگی  
مرگ_بر_دیکتاتور  ge#IranRegimeCha

No comments:

Post a Comment