صدای پای قدرتمند انقلاب بگوش میرسد :محسنی اژهای رئیس قضائیه خامنه ای و «گوش شنوا» برای معترضین محسنی اژهای سردژخیم قضاییه خامنه ای و ارسال علائم بریدن نفس نظام و پایان راه . در حالی که اعتراضات سراسری و قیام در ایران، چهارمین هفته خود را پشت سر میگذارد، حکومت ولایت فقیه مانند گذشته در پی آن است که به لطایفالحیل این اعتراضات را خاموش کرده و به سردی بگرایاند، از این رو در گرما گرم اعتراضات و شعارهای رادیکال که خامنهای و بیت وی را نشانه گرفتهاند، محسنی اژهای؛ رئیس قضائیه خامنهای به میدان آمد تا برای فرو نشاندن آتش خشم و اعتراض مردم ایران چارهجویی کند.
روزهای پایانی شهریور سال ۱۴۰۱ بود که ولایت فقیه به ناگاه خود را در مقابل سیل عظیمی از مردم ایران یافت که در پی مرگ مهسا امینی در بازداشت «گشت ارشاد» حکومت ولایت فقیه، به خیابانها آمده و تمام قامت هیمنه ولایت فقیه را به چالش کشیدند.
شاید حکومت ولایت فقیه و اتاقهای فکر ارگانهای امنیتی آن فکر میکردند که اعتراضات مردمی به این جنایت حکومت ولایت فقیه زودگذر بوده و به زودی به دست فراموشی سپرده خواهد شد.
اما گذشت روزها و هفتهها این واقعیت را به خامنهای و نیروهای امنیتی و نظامیاش گوشزد کرد که این تازه اول راه است؛ اعتراضات سراسری مردم ایران با سرعت شگفتانگیزی به شهرهای مختلف کشور سرایت کرد و معترضان بلافاصله راس حکومت ولایت فقیه یعنی خامنهای و دارالخلافه او را آماج حملات و شعارهای خود قرار دادند.
چارهجویی خامنهای و فرستادن محسنی اژهای به میدان!
در این بین و در میان انواع تمهیداتی که خامنهای، نیروهای امنیتی و اتاقهای فکر او میتوانستند اندیشیدند و به هر ریسمانی که ذرهای امید نجات در آن میپنداشتند چنگ زدند تا بتوانند از آتش خشم انقلابی مردم ایران بکاهند.
از این رو یکی از اهرمهایی که برای خامنهای متصور میبود به میدان فرستادن رئیس قضائیهاش با ژست «گوش شنوا» به میدان بود.
غلامحسین محسنی اژهای که گماشته و مهره مورد اعتماد خامنهای در راس قضائیه ولایت فقیه است، در روز دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ در حالی که ژست و اطوار «گوش شنوا» به خود گرفته بود در سخنرانی هفتگی خود در «شورای عالی قوه قضائیه» حکومت ولایت فقیه در میان صحبتهای خود در پی تلاش برای فرو نشاندن خشم و عصیان مردم و جوانان انقلابی کشور، برآمد.
یکی از ترفندهایی که محسنی اژهای در سخنان مهندسی شده خود به کار بست مخاطب قراردادن جوانان و مردم شورشی و عصیانگر در قالب «همه جریانها، گروهها، جناحهای سیاسی، دستهجات و حتی افرادی از مردم» بود.
محسنی اژهای با استفاده از این اصطلاحات و قالبها در وهله اول و پیش از آنکه عجز و ناتوانی حکومت ولایت فقیه و از جمله دستگاه قضائیهاش را هویدا کند، مردم کف خیابان و معترضان به حکومت ولایت فقیه را وابسته به جریانهای سیاسی حکومت ولایت فقیه قلمداد کرد که به زعم وی در چارچوب همین حکومت دست به اعتراض زدهاند و گویا سودای براندازی در سر ندارند!
سپس محسنی اژهای با جملاتی که رنگ و بوی عجز و التماس میداد اعلام داشت که اگر مردم «ابهام، سوال، انتقاد و اعتراضی» دارند وی آماده است که آنها را شنیده و با مردم گفتگو کند.
از حیلهگری خاص دستگاه ولایت فقیه در سخنان محسنی اژهای همین بس که بسیاری از جوانان شورشی و مردم ایران که در اعتراضات اخیر دستگیر شدهاند در دستگاه تحت ریاست وی، مورد بازجویی و محاکمه هستند کما اینکه دستگاه قضائیه ولایت فقیه اکنون نیز مانند آنچه در گذشته مردم ایران شاهد آن بودهاند وظیفه پروندهسازی و اجرای احکام ظالمانه علیه معترضان ایرانی را بر عهده دارد.
اما سخنان وی پیش از آنکه بتواند حتی کودکی را بفریبد، موید و مبین این واقعیت است که حکومت ولایت فقیه به هر خس و خاشاکی دست خواهد یازید تا بتواند از آتش و شعلههای اعتراضات سراسری و قیام ایران که روز به روز بر دامنه آن افزوده میشود، جلوگیری کند، «گوش شنوا» پیدا کردن محسنی اژهای در گرماگرم قیام را نیز باید در همین بستر تحلیل و تفسیر کرد.
اما استمرار و ادامه تظاهرات و اعتراضات ضد حکومت ولایت فقیه نشان از آن دارد که این سناریوهای حکومتی و مهرههای آن گره بستن بر باد میباشد. حرف اصلی همان گونه که از کف خیابان در شهرها و استانهای مختلف کشور در چهار هفته اخیر به اکناف و اطراف جهان مخابره شده است، تغییر و براندازی کلیت حکومت ولایت فقیه است و خامنهای و غلام حلقه به گوشش محسنی اژهای از این حیلهگریها و التماسها طرفی نخواهند بست. این رژیم با اعتراضات وقهر مردم وجوانان وکانونهای شورشی وارتش آزادی بزودی سرنگون خواهد شد واولین کسی که بعد از خامنه ای ضد بشر ورئیسی جلاد باید پاسخگوی این جنایات واعدامها باشد محسنی اژه ای است باش تا صبح دولت فاشیست وضد بشری شما بدمد وهمه شما جنایتکاران به نزد امام دجال تان خمینی ضد بشر بروید
پیک روشنای سحر