
رژیمهای سرکوبگر و جنایتکار، زندانیان سیاسی را به عنوان گروگان میگیرند. زندانی سیاسی یک مسئله جدی مبارزات مردم بوده و هست. اکنون مردم به جان آمده کف خیابان برای آزادی و سرنگونی حاکمیت ضد بشر، بی وقفه درتلاشند. یکی از خواستهای اصلی جنبشهای آزادیخواهانه آزادی کلیه زندانیان سیاسی است. «درحکومت شاه، خواست آزادی زندانیان سیاسی یک نقطه عطف بود. با آزادی زندانیان سیاسی و اعتصابات سراسری و گسترده رژیم فروریخت». برای هر انسان آزادیخواه، دهه ۱۳۶۰ یادآورکشتار زندانیان سیاسی در ایران است. که فاشیسم ولایت فقیه، خود را به عیان نشان داد.
دورهای که حاکمیت ولایت فقیه برای بقای ننگین خود در همه زمینهها به خواستهای آزادیخواهانه مردم یورش برد. رژیم با کشتاردهه۶۰ ، مهرخود را بر روند سرکوب آینده جامعه ایران گذاشت. رژیم بقای خود را در زندانی کردن و در تیرباران و اعدام مجاهدین و مبارزان وآزادیخواهان میدانست. روند دستگیری های گسترده،کشتن آزادی خواهان تا به امروز همچنان ادامه دارد و یکی از ابزارهای سرکوب و مبنای حرکت سیاسی رژیم ولایت فقیه است.
رژیم برای بقای خود از هیچ جنایتی ابایی ندارد. بنابراین خواست آزادی زندانی سیاسی یک عامل کارآمد و مهم سیاسی و مبارزاتی است. شعار آزادی زندانی سیاسی تنیدگی و توان بیشتر مبارزات مردم علیه ستم را موجب میشود. جهت دادن و هدایت و ارتقای سطح جنبش کنونی در گرو آزادی زندانیان سیاسی است.

زندانی ای اوج فریاد
این طوفان بزرگ و خیزش و پیشتازی زنان، دختران و جوانان این سرزمین در جنبش و سراسری شدن آن بخاطر چهاردهه ستم جنسی و قومی و طبقاتی مردم ایران، ناگهان دوباره تا سطحی بالا شعله گرفته و منفجرشده و چنان فریاد بلندی از هر یک قربانیان دیکتاتوری برآورده که تمام آزادی خواهان فریاد یکدیگر را حتی در زندانها می شنوند.
به چالش کشیدن هستی ایدئولوژیک ارتجاعی حاکم ابعادی گسترده یافته، و قادر است پایههای هویتی بستر اجتماعی و تاریخی ایدئولوژی بنیاد گرایانه در منطقه را هم به لرزه درآورد. و نور امید و شادی، از پشت میلههای زندان تا مرزها را پشت سر گذارده و از محدودهی جغرافیایی فراتر رفته، درحال ورق زدن تاریخ جهان است. استمرار آن، همبستگی جهانی علیه سلطه و ستم را گشوده.
نوجوانان شگفت انگیزی که جرقه این تحول را زدند ویژگی تاریخی منحصر به فردی دارند. آنان گرچه دهه هفتادی و هشتادی هستند اما در بستر اینترنت و مبارزات دهههای اول قرن بیست و یکم رشد کردهاند. و خود محصول تاریخی اوج گیری مبارزات دههی گذشته در ایران و بلکه جهان هستند. آنها فرزند زمانه خود هستند. آنها نهالهای دهه هشتاد و نود هستند. آنان باروت خشم و عصیان، فرزندان اعتراض، فریاد آزادیخواهی هر روزهاند که بر دوش زندانیان سیاسی و مبارزان زن و مرد، مهساهای دربند، بالیدند. روحیه اعتراض در آنان نهادینه شده است. مبارزه برای آزادی فعالشان کرده.آنان معترضان بی باک و جسوری هستند.

آزادی زندانی سیاسی، پادزهر تهدید جنبش
تهدید جوانان در جنبش در گردباد خواسته های جهت داده شده رسانه ای است، که به سرعت تهییج میشوند.
از این رو تجربه های انقلابی «شکست ها وپیروزیهای» مبارزات گذشته می تواند عامل مهمی در سرنگونی و پیروزی باشد. این تجربیات پادزهرکمرنگ کردن خواست های انقلابی و سرنگونی است. در چنین شرایطی دادن توان انقلابی به جنبش، آزادی زندانی سیاسی و فعالان و مجاهدان و آزادیخواهان و مبارزانی است که در دهههای گذشته زیر شکنجه در زندانهای رژیم از همه چیزشان گذشتند و بزرگ شدن فرزندانشان را ندیدند و خانوادهشان از نان شب محروم شدند. اما محکم ایستادند، و هرکدام در حوزه مبارزاتی خود حماسه ها آفریدند.آنان این روزها در تبعید و در زنداناند. از دیدن زمین بارورشدهی خود که محصولش نوجوانانی چنین بی باک هستند محرومند.
پشت خیزش قدرتمند این روزها، راهبرانی هستند که به بند کشیده شدهاند. رژیم تلاش می کند این قیام را از جنبش انقلابی پرتوان دهههای گذشته منفک و مانع اعتلایش شود. همچنین خواست آزادی زندانی سیاسی زیر امواج و پشت هلهلهی رسانهها از چشمها پنهان مانده است. از این رو نیروی محرکهای باید پشت زندانها تجمع کند و فریاد بزند. جهانی کردن «آزادی زندانی سیاسی» در تکوین مبارزه، یکی از محوریترین حرکتها میتواند باشد. و جبههی مبارزان رادیکال را تقویت و فضای موجود را دگرگون می کند.
زندان فلات
«ای دوست، ای برادر زندانی
این جا
میان مسلخ اندیشه و امید
روی فلات خون و فلز و کار
روی کران ماهی و مروارید
در بندر نظامی و نفت و ناو
در کشتزارهای برنج و چای
و در کنار گله و گندم
این بام های کوچک توفان
در بندهای سرد قزل قلعه و اوین و قزلحصار
زندانیان خستهی این خاک نیستیم
زندانیان خستهی این خاک، دیگرند
زندانیان خسته این خاک
در بند کارخانه و کار ستمگرند
انبوه سرخ رنجبران اینجا
زندانیان خستهی زندان کشورند
اینجا سلاح و سکه و جاسوس
فرمانروای دورهی شدادی است
و خانههای مردم و سراسر فلات
انبوه بندهای عمومی و انفرادی ست
ایران در این میانهی تشویش
مفهومی از اسارت و آزادی ست
و باز همچنان ما
این بامهای کوچک توفان
آهنگ پیشگوئی توفان ناگهان
با داغهای تافته
ـ گلهای زخم و پوست ـ
با سینههای سوخته میخوانیم
از بند بند قلعهی تاریک
آزادی
این تحول خونین
ای انقلاب دور
و نزدیک»

«زندان فلات» برگزیده شعر از کتاب آوازهای بند اثر زنده یاد سعید سلطانپور
# براندازیم #تيك_تاك_سرنگوني #قیام_تنها_جوابه
💞 # مجاهدین_خلق ایران #ایران # کانونهای شورشی
🌳# MaryamRajavi # IranRegimeChange
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 0