چرا بقایای منحوس سلطنت در بزنگاه اعتراضات وگر گرفتن قیام به کمک خامنهای آمده است؟
تحلیلی بر نقش جریان سلطنتطلب در جعل وقایع قیام بازاریان و دانشجویان
وقایع سهشنبه ۹ دیماه در دانشگاههای تهران بار دیگر نشان داد که هر زمان اعتراضات مردمی و دانشجویان با شعارهای صریح ضداستبدادی اوج میگیرد، جریانی فعال میشود که مأموریتش نه تقویت قیام بلکه منحرفکردن آن است. در این میان، جعل کلیپها، صداگذاری دروغین و نسبت دادن شعارهای سلطنتطلبانه به دانشجویان، بخشی از یک پروژه آگاهانه است که از سوی جریان موسوم به «بچهشاه» دنبال میشود؛ پروژهای که در عمل به سود بقای حاکمیت ولایت فقیه تمام میشود.
واقعیت میدانی دانشگاهها در ۹ دی، کاملاً در تضاد با این جعلیات است. در دانشگاه شریف و امیرکبیر شعارها علیه اصل ولایت فقیه و شخص دیکتاتور حاکم بود. در دانشگاه علامه طباطبایی دانشجویان صراحتاً فریاد زدند «نه پهلوی نه رهبری، آزادی و برابری» و در دانشگاه تهران، دانشگاه ملی و تجمعات میدان انقلاب، شعار محوری «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» طنین انداخت. این شعارها نهتنها سلطنتطلبی را نفی میکند، بلکه نشاندهنده بلوغ سیاسی نسلی است که هر دو شکل استبداد را تجربه تاریخیشده و مردود میداند.
با وجود این واقعیت روشن، کلیپهایی منتشر شد که مدعی حمایت دانشجویان از بازگشت دیکتاتوری سلطنتی یا تکرار شعارهای ساواک بود. این کلیپها جعلی و صداگذاریشدهاند و هدفی جز تحریف آگاهانه صحنه دانشگاه ندارند. پرسش اصلی اینجاست که چرا جریان سلطنتطلب در چنین لحظاتی دست به جعل میزند و چرا این جعلها عملاً همراستا با منافع خامنهای عمل میکند؟
انحراف آگاهانه از خواست واقعی قیام
پاسخ را باید در بنبست راهبردی سلطنتطلبان جستوجو کرد. بدنه اجتماعی قیام، نه خواهان بازتولید گذشته است و نه فریب نوستالژی سلطنت را میخورد. وقتی شعار غالب دانشجویان «نه شاه، نه رهبر» است، این جریان عملاً جایگاهی در متن قیام ندارد. از اینرو، تنها راه بقا برای آن، تحریف واقعیت و جعل صحنه است؛ یعنی القای این دروغ که گویا قیام مردم میان دو گزینه ولایت فقیه یا سلطنت در نوسان است، در حالی که قیام دقیقاً هر دو را نفی کرده است.
این تحریف، کارکردی کاملاً همسو با منافع حاکمیت ولایت فقیه دارد. رژیم همواره تلاش کرده قیام را از یک صفبندی شفاف «مردم در برابر دیکتاتوری» خارج کرده و آن را به منازعات حاشیهای بکشاند. برجستهسازی چهره شاه، ساواک و دیکتاتوری گذشته، ابزار مناسبی برای ترساندن اقشار مردد و شکستن تمرکز قیام است؛ همان کاری که دستگاه تبلیغاتی خامنهای سالهاست انجام میدهد.
اشتراک منافع پنهان سلطنت و ولایت فقیه
برخلاف تبلیغات رایج، تضاد میان سلطنت پهلوی و ولایت فقیه تضادی واقعی و ریشهای نیست. هر دو نظام بر سرکوب، حذف مخالفان، نفی تشکلهای مستقل و اتکای به پلیس سیاسی بنا شدهاند. از این منظر، طبیعی است که بازماندگان و هواداران سلطنت، قیامی را که خواهان آزادی، برابری و حاکمیت مردم است، تهدیدی برای خود بدانند. بنابراین، انحراف قیام و تضعیف آلترناتیو دموکراتیک، نقطه اشتراک عملی آنان با حاکمیت فعلی است.
دانشگاهها دقیقاً به همین دلیل هدف جعل و صداگذاری قرار گرفتهاند. دانشگاه کانون آگاهی و حافظه تاریخی جامعه است و دانشجویان با نفی همزمان شاه و رهبر، راه هرگونه بازگشت به استبداد را میبندند. این آگاهی، هم برای خامنهای خطرناک است و هم برای جریان سلطنتطلبی که آیندهای جز بازتولید دیکتاتوری ندارد.
جمعبندی این واقعیت ساده اما تعیینکننده است: هر نیرویی که در بزنگاه قیام، شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» را تحریف یا کمرنگ کند، خواهناخواه در خدمت بقای استبداد حاکم قرار میگیرد. جعل وقایع ۹ دی نه یک خطای رسانهای، بلکه بخشی از پروژهای است که هدفش انحراف قیامی است که آگاهانه، هم سلطنت و هم ولایت فقیه را به زبالهدان تاریخ میفرستد.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
