تاونهال - آلخو ویدال-کوادراس: آینده ایران را بر دموکراسی متمرکز کنید، نه بر خاندان[سلطنتی]
وضعیت بیثبات داخل جمهوری اسلامی ایران بدون شک موضوع اصلی کنفرانس امنیتی مونیخ (MSC) خواهد بود که از این جمعه آغاز میشود. متأسفانه، برگزارکنندگان کنفرانس، چهره مخالف اشتباهی را دعوت کردهاند. کنفرانس امنیتی مونیخ به جای تقویت فعالان دموکراتیک واقعی، تریبون خود را به رضا پهلوی داده است - چهرهای که شهرت ساختگی او در خارج از کشور بسیار بیشتر از حمایت او در میان مردمی است که ادعا میکند نماینده آنهاست.
پس از آخرین قیام سراسری در اواخر دسامبر، چهارمین قیام در هشت سال گذشته، پهلوی بار دیگر عجله کرد تا خود را در مباحث سیاست غرب وارد کند. این به یک الگوی آشنا تبدیل شده است. کمپینهای روابط عمومی پرهزینه او، حتی با اینکه آنها نتوانستهاند اعتماد را در داخل ایران ایجاد کنند، جایی که خاطرات حکومت فاسد و استبدادی پدرش همچنان زنده است، برای او جمله های کوتاه و تبلیغاتی رسانهای را به همراه داشته است. دعوت او به مونیخ هشداری است در مورد سردرگمی و تحریفی که او در بحثهای مربوط به آینده سیاسی ایران ایجاد میکند.
محمدرضا شاه، پدر پهلوی، در سال ۱۹۷۹ توسط انقلابی مردمی که دیکتاتوری سلطنتی را رد میکرد، از قدرت برکنار شد. تقریباً پنج دهه بعد، با وجود سابقه فاجعهبار جمهوری اسلامی در زمینه حقوق بشر و حکومت اقتصادی، ایرانیان هیچ گونه نشانهای از اشتیاق برای احیای سلسلهای که سرنگون کرده بودند، نشان نمیدهند. با این حال، پهلوی همچنان به ترویج این افسانه میپردازد که ایرانیان با یک انتخاب دوگانه بین حکومت دینی فعلی و یک سلطنت احیا شده روبرو هستند.
در جریان قیام اخیر، این روایت به شدت تبلیغ میشد. قبل از اینکه مقامات دسترسی به اینترنت را قطع کنند، ویدیوهایی به صورت آنلاین پخش شد که به نظر میرسید معترضان را در حال شعار دادن «پهلوی برمیگردد» نشان میدهد. تحقیقات بعدی نشان داد که این صدا بعداً اضافه شده و سپس از طریق شبکههای نفوذ هماهنگ با استفاده از دسترسی به اینترنت ارائه شده توسط رژیم معروف به سیمکارتهای سفید پخش شده است. زمانی که این دستکاری آشکار شد، رسانههای بزرگ بینالمللی پیش از این روایت دروغین مبنی بر اینکه قیام ماهیتا طرفدار سلطنت بوده است را تکرار کرده بودند.
در واقعیت، شعارهای معترضان با شعارهایی که در قیامهای قبلی شنیده میشد، مطابقت داشت. تظاهرکنندگان به طور قاطع خواستار تغییر رژیم به عنوان پیششرط دموکراسی شدند و هم دیکتاتوریهای فعلی و هم سابق را رد کردند. یکی از شعارهای تعیینکننده دهه گذشته «مرگ بر دیکتاتور، چه شاه و چه رهبر» بوده است.
شنبه گذشته، دهها هزار ایرانی از سراسر اروپا در یک گردهمایی شورای ملی مقاومت ایران در برلین گرد هم آمدند تا دقیقاً همین پیام را تقویت کنند. این رویداد میتوانست به عنوان یک سکوی پرتاب قدرتمند برای بحثهای اصولی در مورد آینده ایران پیش از کنفرانس امنیتی مونیخ عمل کند. نکته قابل توجه این است که این گردهمایی، نمونهای زنده از ملیتهای متنوع ایران، کردها، عربها، بلوچها، آذریها و سایرین، جوامعی که مدتهاست تحت سلطنت پهلوی و حکومت دینی فعلی با تبعیض روبرو بودهاند، را گرد هم آورد.
گروههایی مانند شورای ملی مقاومت ایران اکنون با یک مبارزه دوگانه روبرو هستند: مقابله با جمهوری اسلامی و همزمان مقابله با ادعاهای تجدیدنظرطلبانه وارثان سلطنت سابق.
این چالش توسط سیاستگذاران و مفسران غربی که با بیدقتی این فرض را میپذیرند که ایرانیان محدود به انتخاب بین دو نوع اقتدارگرایی هستند، تشدید شده است. این تصور غلط تصادفی نیست؛ این محصول یک کمپین نفوذ رسانهای پایدار است که توسط ثروت قابل توجهی که پهلوی از پدرش به ارث برده است، دامن زده میشود - که بخش عمدهای از آن نتیجه فساد و غارت دولتی است.
ویدیوهای اعتراضی دستکاریشده تنها جدیدترین جلوهی آن کمپین بودند که هم به نفع پهلوی و هم، از قضا، به نفع روحانیون حاکم بود. وزارت اطلاعات و امنیت ایران (MOIS) مدتهاست که به تقویت تبلیغات سلطنتطلبانه در فضای مجازی برای تضعیف روحیه معترضان و کاهش حمایت بینالمللی از جنبش دموکراتیک متهم شده است. این رژیم میداند که مرتبط کردن قیام با پهلوی، که نامش در داخل ایران به طور گسترده بیاعتبار است، به تضعیف اعتبار آن کمک میکند.
در این زمینه، دعوت پهلوی به کنفرانس امنیتی مونیخ (MSC) نگرانکننده است. کنفرانس امنیتی مونیخ با گسترش این پلتفرم به پهلوی، این خطر را به همراه دارد که به نظر برسد "حاکم بعدی" برای ایران را منصوب میکند - پژواکی نگرانکننده از طرز فکر پدرسالارانه و استعماری که زمانی تصور میشد قدرتهای خارجی میتوانند رهبران را برای مردم ایران انتخاب کنند. چه عمدی و چه غیرعمدی، این امر به همان پویایی که رژیم ایران به دنبال آن است، کمک میکند: تضعیف و تحریف اپوزیسیون دموکراتیک. در لحظهای که ایرانیان بار دیگر جان خود را در اعتراضات گسترده به خطر انداختهاند، چنین گامهای اشتباهی از سوی نهادهای غربی عواقب واقعی به همراه دارد.
خوشبختانه، هزاران قانونگذار و مقام غربی آشکارا و به طور علنی شورای ملی مقاومت ایران را به عنوان یک جایگزین دموکراتیک مناسب به رسمیت شناخته و تلاشها برای احیای سلطنت را رد کردهاند.
اکنون به صدای آنها به شدت نیاز است. در پی سرکوب خشونتآمیز معترضان توسط رژیم و پیش از حضور پهلوی در مونیخ، این سیاستگذاران باید حمایت خود را از جنبش واقعی اپوزیسیون مجدداً تأیید کنند و در برابر تلاشها، چه از سوی محافل سلطنتطلب و چه از طریق عملیات نفوذ تهران، برای ربودن روایت مقاومت کنند.
برگزارکنندگان کنفرانس امنیتی مونیخ هنوز فرصت دارند تا مسیر خود را اصلاح کنند. آنها باید دعوت خود از پهلوی را لغو کنند و در عوض با چهرههایی که چشمانداز دموکراتیکی برای آینده ایران ترسیم و برای آن مبارزه کردهاند و نقشه راه دقیقی برای یک جمهوری سکولار و دموکراتیک ارائه دادهاند، تعامل داشته باشند.
در حالی که ایران در یک لحظه بالقوه دگرگونکننده قرار دارد، مجامع بینالمللی نباید اجازه دهند نمادهای بیاعتبار گذشته، صدای کسانی را که همه چیز را برای آیندهای دموکراتیک به خطر میاندازند، تحت الشعاع قرار دهد. جهان به مردم ایران بیش از یک انتخاب نادرست بین دو دیکتاتوری بدهکار است. آنها شایسته جایگاه شایسته خود در مرکز گفتگو هستند.
تاونهال - نویسنده:آلخو ویدال-کوادراس
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
