وقتی آینده را سپر بقای امروز میکنند - استفاده از کودکان در گشتها و ایستهای بازرسی
در حالیکه رژیم آخوندی در سلسلهیی از بحرانهای سیاسی و اجتماعی دست و پا میزند، در وحشت از شعلهور شدن قیام و آتش شورشگران، دانشآموزان را به میدان میآورد. استفاده از کودکان بهعنوان سپرانسانی در ماشین سرکوب نه یک خبر حاشیهیی و اقدام نمایشی، بلکه نشانهیی روشن از فرسایش نیروی سرکوب و ناتوانی در مهار جامعهیی است که در مرحله انفجار است.
روز پنجشنبه ۶فروردین، رحیم نادعلی، معاون فرهنگی سپاه تهران، با صراحت در تلویزیون حکومتی اعلام کرد میخواهند از نوجوانان ۱۲ و ۱۳ساله در گشتهای اطلاعاتی، عملیاتی و ایست و بازرسی استفاده میکند. او گفت بهدلیل «مطالبه گسترده نوجوانان»، سن حضور در این گشتها به ۱۲سال کاهش یافته است؛ اعترافی که عمق سوءاستفاده سازمانیافته از کودکان را آشکار میکند.
این سیاست، سابقهای طولانی دارد. در جریان جنگ ضدمیهنی، پاسداران جنایتکار از همین کودکان برای باز کردن میدانهای مین استفاده میکردند و به اعتراف پاسدار مجتبی جعفری «بیش از ۳۳هزار دانشآموز» در جنگ قربانی جنگافروزی خمینی شدند(ایرنا ۲۹شهریور ۹۳).
روزنامهٔ حکومتی اطلاعات (۱۱ اردیبهشت ۶۲) در توصیف صحنههای تکاندهندهٔ روی مین فرستادن دانشآموزان نوشت: «۱۵ساله، ۱۴ساله... شاد و شیرین و ذکرگویان... سحرگاه و صحرای مین و آنها مثل غنچههای بامدادی چمن که در دمدمههای صبح، آماده بازشدن و پرپرشدن و پرگشودن، از روی مینها میگذشتند و چشمها دیگر نمیدید و گوشها دیگر نمیشنید و لحظاتی بعد، گردوغبار که فرو مینشست، هیچ نبود!… جز تکههای گوشت و استخوان در گوشه و کنار صحرا، هر تکهیی بر سنگی چسبیده... گاه بچهها پیش از عبور و پای گذاشتن بر مین، پتو بر خویش میپیچند و میغلتند تا تکهها و پارهها چندان پراکنده نشوند...».
ضحاک خونآشام برای کشتن «آینده» و نسلی که امروز مقابلش ایستاده، از هر اقدامی برای نابودی و تمامکش کردن کودکان استفاده میکند.
نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد (۲۶مهر ۹۷) در جلسه شورای امنیت گفت: «سپاه پاسداران در جذب کودکان و آموزش آنها برای جنگ در سوریه و حمایت از رژیم ظالم اسد استفاده میکند».
امروز، در روزگار پایانی رژیم، همان الگو با شکلی متفاوت به خیابانها بازگشته است. استفاده از کودکان در ساختارهای امنیتی، بهمعنای تبدیل آینده یک جامعه به سپر بقای یک حاکمیت است.
در بطن این تصمیم و تناقض که سن قانونی، خارج از بسترهای رسمی و حقوقی یکشبه از ۱۸سال به ۱۵سال برای رایسازی و حالا به ۱۲سال کاهش مییابد یک واقعیت نهفته است: حاکمیت با نسلی روبهروست که دیگر بهسادگی کنترل نمیشود. جوانانی که در قیامها و کانونهای شورشی نقشآفرینی کردهاند، توازن قوا را تغییر دادهاند.
**
رحیم نادعلی، معاون فرهنگی سپاه تهران، در اعترافی کمسابقه اعلام کرد که رژیم از نوجوانان ۱۲ و ۱۳ساله در گشتهای اطلاعاتی، عملیاتی و ایست و بازرسی استفاده میکند. او گفت بهدلیل «مطالبه گسترده نوجوانان»، سن حضور در این گشتها به ۱۲سال کاهش یافته است؛ اعترافی که عمق سوءاستفاده سازمانیافته از کودکان را آشکار میکند.
پاسدار رحیم نادعلی معاون فرهنگی سپاه تهران گفت:
ما این طرح را در حوزههای مختلف راهاندازی کردیم بحث گشتهای اطلاعاتی و عملیاتی هستش که خب عزیزانمان جوانان و نوجوانانمان به کرار حضور پیدا کردند و گفتند ما میخواهیم در این گشتها حضور پیدا کنیم در تورهای ایست و بازرسی بسیج که الآن در سطح شهرها میبینید اتفاق افتاده مراجعه بسیار زیادی داشتیم از نوجوانان و جوانان که میخواهند در این تورها حضور پیدا کنند و با توجه به اینکه سنینی که حضور پیدا میکردند و مطالبه میکردند که میخواهند حضور پیدا کنند ما این سن را روی ۱۲سال به بالا آوردیم یعنی الآن بر و بچههای دوازده ساله سیزده ساله میخواهند حضور پیدا کنند در این فضا
تلویزیون شبکه خبر (رژیم): ۶ فروردین ۱۴۰۵
نقض تعهدات بینالمللی
استفاده از کودکان در فعالیتهای امنیتی و شبهنظامی، نقض صریح تعهدات بینالمللی است. طبق ماده ۳۸ پیماننامه حقوق کودک، کشورها موظفاند از مشارکت افراد زیر ۱۵سال در مخاصمات مسلحانه جلوگیری کنند و از بهکارگیری آنان در نیروهای مسلح خودداری نمایند. همچنین اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی، سربازگیری یا استفاده از کودکان زیر ۱۵سال در درگیریهای نظامی را بهعنوان «جنایت جنگی» تعریف میکند.
این فعالیتها، بهویژه در شرایطی که با سرکوب اعتراضات یا کنترل اجتماعی همراه است، کودکان را در موقعیتهای پرخطر و خشونتآمیز قرار میدهد. این امر با روح و هدف کنوانسیون حقوق کودک که بر حفاظت همهجانبه از کودکان تأکید دارد، در تضاد آشکار است.
بنا بر ماده ۸٫۲٫۲۶ اساسنامه رم از دیوان بینالمللی کیفری تصویب شده در سال ۱۹۹۸ و اجرایی شده در اول ژوئیه ۲۰۰۲، «سربازگیری یا نامنویسی از افراد زیر ۱۵سال برای شرکت در درگیریهای نظامی ممنوع و یک جرم جنگی محسوب میشود».
پیماننامه حقوق کودک توسط حاکمیت ولایت فقیه پذیرفته شده و در ۱۱ اسفند ۱۳۷۲ در مجلس ارتجاع بهتصویب رسیده اما فاشیسم دینی در عمل هیچگاه به مفاد آن پایبند نبوده است.
تداوم یک الگوی تاریخی
پدیده بهکارگیری کودکان در ساختارهای نظامی و امنیتی، ریشه در دهههای گذشته دارد. در جریان جنگ ایران و عراق، حکومت با کمبود نیروی انسانی مواجه شد و بهطور گسترده از دانشآموزان در جبههها استفاده کرد. طرحهایی مانند «پاسدار-دانشآموز» با هدف پیوند دادن نظام آموزشی به ساختار نظامی اجرا شد و مدارس به پایگاههایی برای جذب نیرو تبدیل شدند.
بر اساس اعترافات برخی مقامات پیشین، صدها هزار دانشآموز در جنگ حضور یافتند و هزاران نفر از آنان جان خود را از دست دادند. در سال ۱۳۶۶ بهدلیل نیاز گسترده هیولای جنگطلبی به استفاده از نیروی انسانی و مقاومت در برابر اعزام اجباری به جبههها، سپاه پاسداران با کمبود شدید نیرو مواجه شد و تصویب طرح پاسدار-دانشآموز در دستورکار رژیم قرار گرفت. علیاکبر هاشمی رفسنجانی شخصاً بر اجرای طرح پاسدار-دانشآموز نظارت کرد. روایتهای تکاندهندهای از اعزام نوجوانان به میدانهای مین و استفاده از آنان در عملیاتهای پرخطر منتشر شده است؛ تصاویری که نشان میدهد چگونه کودکان به ابزار جنگی تبدیل شدند.
نمونههایی از اعترافات در مورد به کارگیری کودکان در جنگ
اطلاعیه شورای ملی مقاومت به تاریخ ۱۰ آذر ۹۲ اعترافات تکاندهنده پاسدار سرلشگر یحیی رحیمصفوی، سرکرده سابق سپاه پاسداران را فاش کرد. او در آن زمان گفت:
«انشاءالله این استراتژی، راه قدس از کربلا میگذرد در آینده تحقق یابد. ما شعاری صحبت نمیکنیم و عملیاتی هستیم».
او جنگ خانمانسوز ضدمیهنی را که ۲میلیون کشته و مجروح و ۱۰۰۰میلیارد دلار خسارت در طرف ایران بر جای گذاشت، «یک پدیده الهامبخش و لذتآفرین» خواند و به یک فقره جنایت بزرگ جنگی، یعنی اعزام یک میلیون دانشآموز به جبهه جنگ اعتراف کرد. وی گفت: «امام توانستند در دوران جنگ حدود ۲میلیون نفر را عازم جبهههای نبرد کنند این آمار به غیر از نیروهایی است که موظف به حضور در جبهه بودهاند... یک میلیون دانشآموز در جبههها حضور یافتند».
خبرگزاری ایرنا ۲۹شهریور ۱۳۹۳ از قول سرهنگ مجتبی جعفری، جانشین بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای بهاصطلاح دفاع مقدس رژیم نوشت:
«...در این جنگ ۲میلیون و ۱۳۰هزار نیروی بسیجی شرکت کردند… و ۸۵هزار نیروی بسیجی و بیش از ۳۳هزار دانشآموز به فیض شهادت نائل شدند».
این سابقه تاریخی نشان میدهد که استفاده از کودکان در فعالیتهای نظامی، نه یک انحراف مقطعی، بلکه بخشی از یک سیاست مستمر بوده است؛ سیاستی که اکنون در قالبهای جدید، مانند گشتهای شهری و ایستهای بازرسی، بازتولید میشود.
پارادوکس «سن قانونی!» در این حاکمیت
چنگاندازی فاشیسم دینی به سرمایههای آینده ایران برای تأمین نیازهای سرکوبگرانه خود در شرایط جنگی در حالی است که طبق مصوبات همین حکومت، سن قانونی برای ثبتنام و دریافت گواهینامه رانندگی پایه سوم(خودروهای سواری شخصی) در ایران ۱۸سال تمام است. برای گرفتن گواهینامه پایه دوم، متقاضی باید ۲۳سال و گواهینامه پایه یکم ۲۵سال تمام داشته باشد. اما وقتی نوبت به استفاده از کودکان و نوجوانان بهعنوان سوختبار جنگ و سرکوب میشود، سن قانونی ناگهان به ۱۲سال تنزل پیدا میکند.
پیامدهای روانی و اجتماعی
بهکارگیری کودکان در فعالیتهای امنیتی، پیامدهای عمیق و بلندمدتی بر سلامت روانی و اجتماعی آنان دارد. قرار گرفتن در موقعیتهای تنشزا، مواجهه با خشونت و ایفای نقشهای شبهنظامی، میتواند به بروز اختلالات اضطرابی، پرخاشگری و مشکلات هویتی منجر شود.
علاوه بر این، چنین کودکانی بهجای تجربه دوران کودکی و آموزش سالم، در معرض فرآیندهای امنیتی و نظامیسازی قرار میگیرند. این امر نهتنها آینده فردی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه بر ساختار اجتماعی نیز اثرگذار است و میتواند به بازتولید چرخههای خشونت و سرکوب در جامعه بیانجامد.
حفاظت از کودکان، نهتنها یک تعهد قانونی، بلکه یک ضرورت اخلاقی و انسانی است. هر گونه استفاده از آنان در فعالیتهای امنیتی و شبهنظامی، باید بهعنوان نقض این اصل بنیادین مورد بررسی و محکومیت قرار گیرد. جامعه جهانی، نهادهای حقوقبشری و فعالان مدنی نقش مهمی در برجستهسازی این مسأله و فشار برای پایان دادن به چنین رویههایی دارند.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
