۱۴۰۵ اردیبهشت ۶, یکشنبه

اذعان سوزناک بچه شاه به شکست و فضیحت در سفر به اروپا - دستاورد این دوره گردی برای شاهپرستان چه بود - چرا بچه شاه درسوال خبرنگاران از گذشته‌اش فرار می کند؟ + کلیپ



اروپاگردی بچه بیچاره شاه! - دستاورد این دوره گردی برای شاهپرستان چه بود - چرا بچه شاه درسوال خبرنگاران  از گذشته‌اش فرار می کند؟

اذعان سوزناک بچه شاه به شکست و فضیحت در سفر به اروپا - برآشفتگی از سؤالات خبرنگاران

اذعان سوزناک بچه شاه به شکست و فضیحت در سفر به اروپا

برآشفتگی از سؤالات خبرنگاران

دربارهٔ میراث سرکوب و شکنجه و جنایات شاه و رضاشاه و سؤالات در مورد افتخار وقیحانه او به عملکرد فاشیسم سرنگون شدهٔ سلطنتی

بچه شاه: من چند هفته گذشته را صرف سفر به سراسر اروپا و صحبت با اعضای پارلمان‌ها، دولت‌ها و مطبوعات کرده‌ام.

در دو هفته گذشته، دو کنفرانس مطبوعاتی داشته‌ام، یکی در استکهلم و دیگری دیروز در برلین. در این دو کنفرانس، بیش از ۱۵۰روزنامه‌نگار شرکت کردند. ما بیش از دو ساعت را با هم گذراندیم. و در آن دو ساعت، هیچ‌کدام از ۱۵۰روزنامه‌نگار از من در مورد ۴۰۰۰۰ ایرانی که در خیابان‌های کشورم در ۸ و ۹ ژانویه قتل‌عام شدند، سؤالی نپرسیدند...

اینجا در قلب قاره‌ای که ادعا می‌کند مدافع حقوق‌بشر، عدالت و کرامت انسانی است، روزنامه‌نگارانش کاملاً از مسئولیت حرفه‌یی و حتی بی‌طرفی اخلاقی خود دست کشیده‌اند...

به نظر می‌رسد آنها بیشتر به پرسیدن سؤال درباره گذشته و تاریخ ایران علاقه دارند تا درباره آنچه امروز در ایران اتفاق می‌افتد...

پس این را بدانید. چه اروپا در کنار ما بایستد چه نه، چه روزنامه‌نگاران شما کار خود را انجام دهند چه نه، چه سیاستمداران شما شجاعت عمل نشان دهند چه ندهند، من برای مردم و کشورم مبارزه خواهم کرد. حتی اگر مجبور باشیم این کار را به تنهایی انجام دهیم...

**

چرا بچه شاه از گذشته‌اش فرار می کند؟

بچه شاه بعد از سفر چند روزه به اروپا گفت:

من چند هفته گذشته را صرف سفر به سراسر اروپا و صحبت با اعضای پارلمان‌ها، دولت‌ها و مطبوعات کرده‌ام.

در دو هفته گذشته، دو کنفرانس مطبوعاتی داشته‌ام، یکی در استکهلم و دیگری دیروز در برلین. در این دو کنفرانس، بیش از ۱۵۰روزنامه‌نگار شرکت کردند. ما بیش از دو ساعت را با هم گذراندیم. و در آن دو ساعت، هیچ‌کدام از ۱۵۰روزنامه‌نگار از من در مورد ۴۰۰۰۰ ایرانی که در خیابان‌های کشورم در ۸ و ۹ ژانویه قتل‌عام شدند، سؤالی نپرسیدند…

اینجا در قلب قاره‌ای که ادعا می‌کند مدافع حقوق‌بشر، عدالت و کرامت انسانی است، روزنامه‌نگارانش کاملاً از مسئولیت حرفه‌یی و حتی بی‌طرفی اخلاقی خود دست کشیده‌اند…

به نظر می‌رسد آنها بیشتر به پرسیدن سؤال درباره گذشته و تاریخ ایران علاقه دارند تا درباره آنچه امروز در ایران اتفاق می‌افتد…

پس این را بدانید. چه اروپا در کنار ما بایستد چه نه، چه روزنامه‌نگاران شما کار خود را انجام دهند چه نه، چه سیاستمداران شما شجاعت عمل نشان دهند چه ندهند، من برای مردم و کشورم مبارزه خواهم کرد. حتی اگر مجبور باشیم این کار را به تنهایی انجام دهیم…

وقتی رفتار و گفتار بچه شاه از چارچوب ظاهر آرام و دیپلماتیک خارج می‌شود، سخنانی بر زبان می‌آورد که حتی در دفترچه موسوم به «دوران گذار» خود نیز کمتر جرأت بیان صریح آن‌ها را داشته است.

روز سوم اردیبهشت ۱۴۰۵، در جریان سفر فرزند آخرین شاه ایران به آلمان ـ سفری که بدون حضور حتی یک نماینده پارلمان آلمان برگزار شد ـ یک خبرنگار مستقل آلمانی از او درباره اصرارش بر بازگشت سلطنت به ایران پرسید و گفت: چرا فکر نمی‌کنید که یک دموکرات واقعی باید به‌صراحت بازگشت یک سلطنت جدید را رد کند؟

پاسخ او به این خبرنگار آلمانی، و به همه کسانی که این گفت‌وگو را شنیدند یا خواهند شنید، بیش از هر چیز نشان‌دهنده نوع نگاه او به مفهوم قدرت و مردم بود.

او گفت: «من می‌خواهم آن‌ها، یعنی مردم ایران، را به موقعیتی برسانم که بتوانند انتخاب کنند.»

سپس این موضع را روشن‌تر کرد و افزود:
«ما فقط به مردم اجازه می‌دهیم حق انتخاب داشته باشند.»

این جمله ناخواسته یادآور همان ادبیات آمرانه‌ای است که در تاریخ سیاسی ایران بارها از زبان حاکمان اقتدارگرا شنیده شده است؛ گویی مردم نه صاحبان اصلی حق انتخاب، بلکه کسانی هستند که باید از سوی فردی بالاتر، اجازه انتخاب به آن‌ها داده شود.

نکته قابل تأمل آن است که بسیاری از چهره‌های اقتدارگرا، به جای استفاده از ضمیر «من»، از ضمیر «ما» استفاده می‌کنند؛ گویی خود را در جایگاهی فراتر از یک فرد عادی و هم‌سطح با یک ساختار قدرت می‌بینند.

اما بخش بحث‌برانگیزتر سخنان او در ادامه مطرح شد؛ جایی که گفت:

«البته به شرطی که آن گزینه، یک گزینه دموکراتیک باشد. ناگفته پیداست که هر گزینه‌ای دموکراتیک نیست.»

این جملات، آن‌گونه که خبرنگار آلمانی گزارش کرده، عیناً از زبان او نقل شده‌اند.

مسأله اصلی دقیقاً همین‌جاست: وقتی کسی می‌گوید مردم حق انتخاب دارند، اما بلافاصله تأکید می‌کند که این انتخاب تنها در صورتی معتبر است که از نظر او قابل قبول و «دموکراتیک» باشد، در واقع حق انتخاب را نه به مردم، بلکه به تشخیص شخصی خود واگذار کرده است.

چنین نگاهی، بیش از آن‌که با دموکراسی سازگار باشد، یادآور نوعی نگاه قیم‌مآبانه و از بالا به پایین است؛ نگاهی که در آن فرد یا جریان سیاسی خود را مرجع تشخیص صلاح مردم برای انتخاب می‌داند.

دموکراسی واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم بدون قیم، بدون ناظر برتر، و بدون تعیین تکلیف از سوی مدعیان قدرت، خود مسیر آینده‌شان را انتخاب کنند. هر رویکردی غیر از این، حتی اگر با واژه‌های زیبا و ظاهر مدرن عرضه شود، در نهایت چیزی جز بازتولید همان فرهنگ استبدادی گذشته نخواهد بود.

فضیحت بچه شاه در تور اروپاگردی این واقعیت را باردیگر اثبات کرد که بدون قیمت دادن می‌توان مدتی در سایه تبلیغ و پروپاگاندا نقل مجلس! بود اما واقعیت‌ها تلخ‌تر از قبل بر سرت آوار می‌شوند… بچه بیچاره شاه!

**



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7