روزنامه حکومتی تابناک که مسئول آن سبزعلی رضایی «موسوم به محسن رضایی » درمطلبی با عنوان : از مغز زخمی اما زنده!، واقعیتهای جنگ خارجی را ناخواسته برملا میکند.
الان وقت سر بندی و حال خوب شدن نیروهای فرماندهی مرکزی است
رسانه حکومتی تابناک در تاریخ ۲۲ فروردین ماه ۱۴۰۵ اقدام به انتشار مطلی تحت عنوان«مغزِ زخمی اما زنده؛ فرماندهی از زیر آوار دوباره قد میکشد» کرده است. این رسانه حکومتی به میزان ضربه به نیروی فرماندهی میپردازد و اینکه چگونه کل دستگاه حکومت آخوندی با کشته شدن خامنه ای و فرماندهان رده بالای حکومتی در جریان جنگ خارجی دچار تشنج شده است.
رسانه حکومتی تابناک مینویسد: «حالا مثلا آتش بس شده ، مثلا آمریکا و اسرائیل به ایران حملهای نمیکنند، اما همین الان وقت سربندی و حال خوب شدن نیروهای فرماندهی مرکزی است، مغزهای متفکری که در عمق جنگ بوده، خسته و زخم خوردهاند…».
به گزارش رسانه حکومتی تابناک؛ «جنگ را همیشه با دود و آتش میشناسند، اما آنجا که واقعاً سرنوشتش نوشته میشود، اتاقهایی است که هیچکس نمیبیند. در روزهایی که آتشبس روی کاغذ آمده، در دل همان اتاقها، یک مغز زخمی در حال ترمیم است؛ مغزی که اگر دوباره درست کار کند، میتواند کل میدان را برگرداند».
تابناک واقعیتهای جنگ خارجی را ناخواسته برملا میکند
این رسانه حکومتی در ادامه مینویسد: «در روزهای اول جنگ، همه چیز سریع اتفاق افتاد. آنقدر سریع که حتی برخی از تصمیمها، قبل از کامل شدن اطلاعات گرفته میشد. فشار، سنگین بود. نه فقط روی نیروها، بلکه روی همان شبکهای که باید تصمیم بگیرد، هماهنگ کند و واکنش نشان دهد. شبکه فرماندهی و کنترل، جایی که اگر حتی برای چند دقیقه دچار اختلال شود، اثرش در کل میدان پخش میشود».
این موضوع بیشتر کشته شدن خامنه ای در همان دقایق اول جنگ را بازتاب میدهد که وقتی سرمار ولایت مورد هدف قرار گرفته چگونه تاثیرش را در کل بدنه نظام گذاشت که تا کنون حکومت آخوندی تلاش میکند در این رابطه رسانه حکومتی تابناک هم تلاش میکند مغز زخمی را مخفی نگه دارد
رسانه حکومتی تابناک در ادامه مینویسد: «آمریکا و اسرائیل این را خوب میدانستند. به همین دلیل، تمرکزشان فقط روی انهدام فیزیکی نبود. آنها دنبال مغز بودند. حملات سایبری، تلاش برای نفوذ، ایجاد اخلال در ارتباطات، فشار روی گرههای کلیدی شبکه. هدف این بود که تصمیمگیری کند شود، یا بدتر، اشتباه شود. اما جنگ همین است؛ هیچوقت منتظر نمیماند تا همه چیز کامل باشد».
آیا حکومت آخوندی خودش را برای ادامه جنگ آماده میکند؟
رسانه حکومتی تابناک با نشر موضوعاتی تاکتیکی که تجربه مغز زخمی را سیستم فرماندهی حکومتی دارد، خط و مسیر در پسا آتشبس را مطرح میکند و مینویسد: «حالا در این آتشبس، آنچه در حال رخ دادن است، یک بازسازی ساده نیست؛ یک بازتعریف است. انگار سیستم نشسته و دارد خودش را دوباره مینویسد. اینکه اگر همان ضربه دوباره بیاید، اینبار چهکار کند. کجا انعطاف داشته باشد، کجا مستقل عمل کند، کجا اصلاً منتظر دستور نماند».
تابناک حکومتی در ادامه مینویسد: «یکی از مهمترین تغییراتی که در این فاز شکل میگیرد، فاصله گرفتن از تمرکز مطلق است. سیستمهای متمرکز، قدرتمندند، اما شکننده هم هستند. کافی است یک نقطه کلیدی از کار بیفتد تا کل زنجیره بلرزد. برای همین، حالا حرکت به سمت ساختارهای توزیعشده جدیتر شده است. یعنی یگانها فقط اجراکننده نباشند. یعنی اگر ارتباط قطع شد، اگر دستور نرسید، اگر شرایط تغییر کرد، بتوانند بر اساس چارچوب مشخص، خودشان تصمیم بگیرند.
در کنار این، مسئله ارتباطات مثل یک زخم باز است که باید ترمیم شود. در جنگی که دشمن روی شنود و اخلال سرمایهگذاری کرده، هر سیگنال یک ریسک است. هر پیام، ممکن است دیده شود، شنیده شود یا قطع شود. برای همین، شبکهها باید چندلایه باشند، منعطف باشند، و از مسیرهایی عبور کنند که پیشبینیپذیر نیستند».
مغزِ زخمی اما زنده؛ فرماندهی از زیر آوار دوباره قد میکشد
مغز زخمی اما زنده با دید کارشناسانه منظور سیستم فرماندهی حکومت آخوندی است که در همان اوایل جنگ متلاشی شد. بخصوص که در اولین ضربه جنگی خامنه ای ولی فقیه نظام کشته شد. اما بعداز جنگ ۱۲ روزه چون خامنه ای میدانست که جنگی در راه است، برای بستن شکاف قیامهای داخلی به کشتار ۲۲ دیماه ۱۴۰۴ دست زد که هزاران جوان ایران سلاخی شدند. همچنین به گفته برخی منابع حکومتی و سرکردگان حکومتی فرماندهی را سپاه پاسداران از حالت تمرکز خارج کرده بود و حال چه به صورت استانی یا منطقهای اختیارات داده بود که در هر شرایطی منتظر فرمان نباشند و اهداف از قبل مشخص شده را مورد حمله قرار دهند و رسانه تابناک هم در مطلب مغز زخمی به آن اشاره کرده است.
در پایان این رسانه حکومتی صحبت از آماده سازی برای شروع جنگ بعد از آتش بس می کند اقدامی که تنها دود این آتش افروزی به چشم مردم بیگناه ایران میرود.
بیان از پشت صحنه و استفاده از آتش بس برای ترمیم مغز زخمی
رسانه حکومتی تابناک در پایان مینویسد: «در این روزها، پشت صحنه، تیمهایی نشستهاند و سناریوهای مختلف را شبیهسازی میکنند. اگر این اتفاق بیفتد، چه میکنیم؟ اگر آن گره از کار بیفتد، چه جایگزینی داریم؟ اگر ارتباط قطع شد، چه کسی تصمیم میگیرد؟ اینها سؤالهایی نیست که بشود در لحظه جنگ بهشان فکر کرد. باید قبلش جواب داشته باشند.
آتشبس، برای این مغز زخمی، یک فرصت است. فرصتی برای نفس کشیدن، برای ترمیم، برای قویتر شدن؛ و اگر این ترمیم درست انجام شود، دور بعدی جنگ، دیگر شبیه قبلی نخواهد بود. اینبار، تصمیمها سریعتر خواهند بود. خطاها کمتر و واکنشها، دقیقتر و در جنگ، همین چند ثانیه تفاوت، گاهی همه چیز است».
این رسانه حکومتی عامدانه به وضعیت دردناک مردم ایران نمیپردازدکه بهای این جنگ خائنانه که حکومت آخوندی برای بقاء خود نیاز به آن دارد و زندگی مردم را می سوزاند مردم میدهند و به همین دلیل باید گفت شعار صلح و آزادی تنها سلاح قدرتمند در مقابل دیکتاتوری فاشیستی و جنگ افروز ولایت فقیه است.
البته تمامی این سناریویی که تابناک نوشته است می خواهد این طور وانمود کند که آتشبس یک تاکتیک طراحی شده از جانب رژیم برای آماده شدن برای مرحله بعدی جنگ است . او عامدانه تلاش کرده ناتوانی و به ته کشیدن توان نیروهای رژیم را از قلم بیندازد. این نوعی تاکتیک نعل وارونه است تا موقعیت واقعی رژیم و نیروهایش گم شود.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
