ایران ۱۴۰۵؛ تعیینتکلیف دو جبهه سیاسی ومشخص شدن استراتژی درست و پاسخگوی شرایط فعلی ایران
صحنهی سیاسی و اجتماعیِ ایران از دو دههی پیش به این سو، شاهد فعالیت و مواضع چندین جویبار بوده است. یعنی که زبان ارتباط با جامعه در شبکهی جهانی، جریان داشته است. برخلاف دهههای پیشین، زبان، دیگر توسط دیکتاتوری مطلق ولایی ــ آخوندی قابل محاصره و قطع کردن نبود.
در این دو دهه بهدلیل امواج روشنگریها پیرامون شناساندن ریشههای مزمن دیکتاتوری در تاریخ معاصر ایران، جویبارهای متعدد فعالیتها و مواضع سیاسی و اجتماعی، از پس هر قیام، کم و کمتر شده و بهطور ویژه از قیام ۱۴۰۱ بهبعد، به جانب دو جریان اصلی میل کردهاند: آزادی و تکثرگرایی، دیکتاتوری و تمامیتخواهی.
این برآیند، نشانیِ شکل گرفتن و مرحلهی وضوح دو جبههی سیاسی و اجتماعی را میدهد. تحقق این مرحله، یکی از گامهای اساسی و قدرتمند در جهت تضمین سرنگونیِ حاکمیت ولایت فقیه است. این دو جبهه هماکنون با دو شاخص قابل شناسایی هستند: جبههی آزادی و تکثرگرایی با نماد و معیار نه شاه، نه شیخ و جبههی مقابل آن، ترکیب حاکمیت آخوندی و همسویان فاشیستی و تمامیتخواه آن.
اکنون شرایط بهطور خاص پس از وقوع جنگ خارجی و آثار و پیامدهای آن، بهگونهیی تحول یافته است که هر جویباری در صحنهی سیاسی و اجتماعیِ ایران ــ باوجود تفاوتها و تنوعها در گرایش عقیدتی و سیاسی ــ در معرض تعیین تکلیف خود در قبال دو جبههی فوق واقع شده است.
یک واقعیت کلان بهنفع جبههی آزادی و تکثرگرایی این است که اکثریت قاطع مردم ایران از جبههی هرگونه دیکتاتوری با رأس نظام ولایت فقیه، عبور نمودهاند.
واقعیت مهم دیگر که تعیین تکلیف شده، استراتژی درست و پاسخگو به شرایط ویژهی هماکنون ایران است: عبور از اصلاح نظام، عبور از جنگ خارجی، اتکا به مردم و مقاومت سازمانیافتهی سراسری برای تضمین سرنگونیِ حاکمیت اشغالگرِ ولایی ــ آخوندی.
تنها این زبان است که میتواند با واقعیت هماکنون ایران و با تجربهی سیاسی و اجتماعیِ ۴۷ سالهی مردم، ارتباط متقابل برقرار نماید. از اینرو، زمان ثبت نام در جبههی سیاسی و اجتماعی برای هر ایرانیِ دغدغهمند در قبال آیندهی ایرانی دموکراتیک فرارسیده است.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
