گردهمایی ایران آزاد در پاریس، سخنرانیهای نایکه گروپیونی-عضو کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا وپرفسور آلخو ویدال کوادراس
نایکه گروپیونی-عضو کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا
خانم رئیسجمهور رجوی، دوستان عزیز در اشرف۳،
خانمها و آقایان،
امروز با احترام عمیق و با احساس مسئولیتی که این مقطع تاریخی بر دوش ما میگذارد، سخن میگویم.
من اینجا هستم تا یک حقیقت ساده را بیان کنم: اشتیاق مردم ایران به آزادی، از ترسی که رژیم میکوشد بر آنان تحمیل کند، نیرومندتر است.
آرمان آزادی در ایران، مسألهای دور از دسترس نیست؛ این یک آرمان جهانی است. این مبارزه همه کسانی است که به کرامت انسانی، دموکراسی و حقوق بنیادین باور دارند.
از این رو، درود خود را به زنان و مردان مقاومت ایران و به همه کسانی که در داخل و خارج از ایران برای آیندهای دموکراتیک مبارزه میکنند، تقدیم میکنم.
حتی زمانی که برگزاری یک تظاهرات ممنوع میشود، آزادی همواره راه دیگری برای نشان دادن خود پیدا میکند.
هیچ ممنوعیتی نمیتواند ملتی را که تصمیم گرفته است دوباره برخیزد، متوقف کند. هیچ سرکوبی نمیتواند امید را از میان ببرد. این مردم ایران هستند که آینده ایران را رقم خواهند زد و به دیکتاتوری مذهبی آخوندها پایان خواهند داد.
هیچ ملتی خواهان جنگ نیست؛ و مردم ایران کمتر از هر ملت دیگری خواهان آن هستند. این تراژدی یک مسئول مشخص دارد: رژیم استبداد مذهبی آخوندها.
رژیمی که زنان را سرکوب میکند، دگراندیشان را مورد آزار و تعقیب قرار میدهد، مخالفان را زندانی میکند و همچنان از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای حفظ قدرت استفاده میکند. این رژیم نماینده ایران نیست. نماینده تاریخ ایران نیست. نماینده نسل جوان ایران نیست. نماینده زنان ایران نیست. نماینده آینده ایران نیست. ایران واقعی، ایران زنان شجاعی است که در برابر ستم و سرکوب میایستند. ایران واقعی، ایران جوانانی است که آزادی را مطالبه میکنند. و ایران واقعی، ایران کسانی است که با وجود همه سختیها، همچنان به مقاومت و ایستادگی ادامه میدهند.
به همین دلیل ما با احترام به مقاومت ایران و همه کسانی مینگریم که شعله امید به یک تغییر دموکراتیک را زنده نگه داشتهاند. ادای احترام ویژه نیز به زنان ایران تعلق دارد. شما درد را به قدرت، ترس را به شجاعت و تبعیض را به یک مبارزه بزرگ برای آزادی تبدیل کردهاید. مبارزه شما متعلق به همه ماست. زیرا هنگامی که زنی از آزادی خود محروم میشود، آزادی همه زنان جهان مورد تعرض قرار میگیرد.
و امروز مایلم ادای احترامی ویژه به مریم رجوی داشته باشم. او در این سالهای دشوار، شجاعت، استواری و بینش سیاسی کمنظیری از خود نشان داده است. در زمانی که بسیاری سکوت را برگزیده بودند، او همچنان صدای کسانی بود که صدایی نداشتند. هنگامی که رژیم میکوشید هر روزنه امیدی را خاموش کند، او همچنان راهی ممکن به سوی آزادی را نشان میداد.
امروز مریم رجوی برجستهترین مرجع اپوزیسیون دموکراتیک ایران و معتبرترین نماد یک آلترناتیو آزاد، دموکراتیک و سکولار در برابر دیکتاتوری آخوندها بهشمار میرود.
به همین دلیل، همه ما تعهد شما را یک میراث سیاسی و اخلاقی برای همه کسانی میدانیم که به آزادی ایران باور دارند. و به همین دلیل به حمایت از این اقدامات ادامه خواهم داد و این رویکرد را در نهادهای دولتی و پارلمانی ایتالیا و اروپا ترویج خواهم کرد. جامعه بینالمللی باید به این صدا را بشنود
دوران ابهام و دوپهلو سخن گفتن باید پایان یابد و دیگر نباید هیچ بیطرفی وجود داشته باشد. میان ستمگران و کسانی که برای آزادی مبارزه میکنند، در برابر اعدامها نباید سکوت کرد. و در مقابل سرکوب نباید بیتفاوت بود.
و اکنون، بهعنوان یک نماینده پارلمان ایتالیا، میخواهم متعهد شوم. میخواهم یک تعهد سیاسی بسیار مشخص را برعهده بگیرم. من به افشای رژیم آیتاللهها ادامه خواهم داد، در هر نهاد رسمی ملی و بینالمللی
من همچنان خواستار اعمال تحریمها علیه مسئولان نقض حقوقبشر خواهم بود.
من ادامه خواهم داد. ما همچنان خواستار آزادی زندانیان سیاسی و توقف فوری اعدامها خواهیم بود.
من ادامه خواهم داد و ما همچنان حمایت خواهیم کرد از حق مردم ایران برای انتخاب آزادانه آینده خود
و از همه مهمتر، من همچنان حمایت خواهم کرد از فعالیتهای سیاسی رئیسجمهور رجوی و طرح دموکراتیکی که او نمایندگی میکند.
بیطرفی در برابر بیعدالتی، همدستی با ظالم است و ما نمیتوانیم اجازه چنین کاری را بدهیم!
دوستان عزیز، سخنانم را با یک آرزو به پایان میبرم.
هیچ دیکتاتوریای ابدی نیست.
هر رژیمی که بر پایه ترس بنا شده باشد، محکوم به سقوط است. آن روز برای ایران نیز فرا خواهد رسید و بهزودی خواهد آمد. و هنگامی که آن روز فرا برسد، جهان باید بتواند بگوید که در سمت درست تاریخ ایستاده بوده است.
من انتخاب کردهام که کجا بایستم:
در کنار آزادی؛ در کنار مردم ایران؛ در کنار زنانی که علیه سرکوب شورش میکنند؛
در کنار مریم رجوی و همه کسانی که برای ایرانی دموکراتیک، آزاد و مستقل تلاش میکنند.
زنده باد مقاومت ایران. زنده باد ایرانی آزاد، دموکراتیک و مستقل.
زنده باد آزادی. مشتکرم
پروفسور آلخو ویدال کوادراس – رئیس کمیتهٴ بینالمللی در جستجوی عدالت، نایبرئیس پارلمان اروپا ۱۹۹۹-۲۰۱۴
خانم رئیسجمهور گرامی، مریم رجوی عزیز،
میهمانان ارجمند، خانمها و آقایان، دوستان گرامی.
بسیار مایه خرسندی و افتخار من است که یک بار دیگر در اجلاس مقاومت ایران در کنار همه شما حضور دارم. تعداد اجلاسهایی را که در سالهای گذشته در آنها شرکت کردهام به یاد نمیآورم. و البته، این اجلاسی که اکنون در آن هستیم بسیار فوقالعاده و سرشار از شور و شوق و فضایی بینظیر است. اما ما با ناامیدی خاصی روبهرو شدیم، زیرا گردهمایی بزرگ ما که قرار بود در پاریس برگزار شود، از سوی دولت فرانسه ممنوع شد. و این واقعاً ناامید کننده است. اما بابت آن چندان غمگین نباشید، چرا که همانطور که یک بار به رهبران رژیم ایران گفتم ــ چون آنها این برنامه را تماشا میکنند، بله همین الآن هم در حال تماشای آن هستند؛ زنده!
پس میتوانیم با آنها صحبت کنیم ــ و همانطور که یک بار به آنها گفتم، امروز نیز آن را تکرار میکنم.
گوش کن ولیفقیه! و تمامی دیگر جنایتکاران، گوش کنید. امروز شما دست به مانور زدید تا جلوی گردهمایی ما را بگیرید. اما باید بدانید که هر تهمتی که به ما میزنید، هر حملهیی که به ما میکنید، هر گلولهای که به سمت ما شلیک میکنید و هر انسان بیگناهی که در زندانهای اهریمنی شما به دار آویخته میشود، ما را قویتر میسازد.
پس به کار خود ادامه دهید، زیرا دوران شما به سر آمده است.
رابرت توریسلی از شما، خانم رئیسجمهور، بهخاطر خدمات عظیمتان به کشور تان تشکر میکرد. و او کاملاً حق داشت، زیرا آنچه شما انجام دادهاید هرگز بهطور واقعی قابل جبران نخواهد بود. اما من میخواهم از جنبهای شخصی از شما تشکر کنم. رابرت توریسلی این کار را از منظر سیاسی انجام داد، اما من میخواهم از دیدگاهی شخصی از شما قدردانی کنم. نمیدانم اولین باری که با هم ملاقات کردیم را به یاد دارید یا خیر. خب، احتمالاً یادتان نیست و شاید از جانب من جسارت باشد که چنین فکری کنم، اما من آن را بسیار خوب به یاد دارم. بسیار خوب به یاد دارم. ۲۵ سال پیش بود. ۲۵ سال پیش در همینجا، در این مقر در «اورسور اواز»
و ما برای مدتی طولانی با هم گفتگو کردیم. من در آن زمان نایبرئیس پارلمان اروپا بودم و شما متوجه نشدید، اما در آن روز، شما مرا جذب آرمان خود کردید.
و از آن روز به بعد، من با شما و با مقاومت برای آرمان والا و مشترکمان همکاری کردهام. و بگذارید به شما بگویم ــ و به همین دلیل است که از شما سپاسگزارم ــ که در کنار خانوادهام و کشورم اسپانیا، ارزشمندترین، رضایتبخشترین و مایه افتخارترین بخش از زندگی سیاسی و شخصی من، فعالیت در کنار مقاومت ایران و عضویت در آن بوده است.
وزیر امور خارجه سابق کانادا سخنی گفت که من آن را حیاتی و اساسی میدانم. شما گفتید که رژیم ایران شرور است؛ این رژیم عین شرارت است. و من از شنیدن اینکه شما این مطلب را اینچنین واضح و شجاعانه بیان کردید، بسیار خرسند شدم. بله، این رژیم اهریمنی است. و امروز میخواهم به دولت فرانسه و دیگر دولتهای غربی بگویم که اگر با شرارت درگیر شوید، اگر با شرارت معامله کنید، اگر با شرارت همکاری کنید و اگر با شرارت سر یک میز بنشینید، خودتان نیز بخشی از شرارت میشوید.
و اجازه دهید پیامی را به شما منتقل کنم که سالهاست آن را تکرار میکنم و بسیاری از شما نیز سالهاست تکرار کردهاید. برای بیش از چهار دهه، اروپا سیاستهای متعددی را یکی پس از دیگری در قبال رژیم ایران در پیش گرفته است. نامها تغییر کردهاند: «گفتگوی انتقادی»، «گفتگوی سازنده»، «تعامل سازنده»، «رویکرد هویج و چماق». اما همه این نامها دقیقاً یک معنا داشتند. فرضیه زیربنایی هرگز تغییر نکرد. تصور بر این بود که میتوان با گفتگو، امتیازدهی و مشوقهای اقتصادی، رژیم را متقاعد کرد تا رفتار خود را تعدیل کند. ۴۵ سال است که بر این سیاست اصرار ورزیدهایم. و پس از ۴۵ سال، رأی صادر شده کاملاً روشن و بدون ابهام است: آن سیاست شکستخورده است. و نه تنها شکستخورده، بلکه نتیجه عکس داشته است.
و بیش از همه، این سیاست به زیان مردم ایران تمام شده است، مردمی که همیشه اولین قربانی آن بودهاند.
در حالی که اروپا بهدنبال میانهروهای موهوم میگشت، رژیم سرکوب را شدت بخشید. تنها از آغاز سال جاری میلادی، ۸۵۳ نفر اعدام شدهاند. از ۱۹ مارس به این سو، ۳۳ زندانی سیاسی از جمله هشت تن از اعضای مجاهدین خلق اعدام شدهاند، در حالی که شمار بیشتری از زندانیان سیاسی، از جمله ۱۲ تن که به عضویت در مجاهدین خلق متهم هستند، همچنان در آستانه اعدام و در انتظار اجرای حکم به سر میبرند. این میانهروی نیست؛ این تروریسم دولتی عریان و خشن است. سیاست مماشات نیز صلح را برای خاورمیانه به ارمغان نیاورده است. مردم سوریه، عراق، لبنان و یمن بهای مداخلهجوییهای تهران و شبکه شبهنظامیان نیابتی آن را پرداختهاند. حتی پس از دو جنگ ویرانگر، رژیم از حمایت از نیروهای نیابتی خود دست برنداشته است. جاهطلبیهای هستهیی آن نیز همچنان حلنشده باقی مانده است. دیکتاتوریای که بقای آن به سرکوب در داخل و تجاوزگری در خارج وابسته است، نمیتواند با فرمولهای دیپلماتیک دگرگون شود. ذات و ماهیت این رژیم اجازه هیچگونه گشایش داخلی یا انعطافپذیری را نمیدهد.
برای سالها، بسیاری از ما هشدار دادیم که مماشات رژیم را میانهرو نخواهد کرد، بلکه آن را گستاختر خواهد ساخت. متأسفانه، این دقیقاً همان چیزی است که رخ داده است. بنابراین، پرسش امروز این نیست که آیا سیاست قدیمی شکستخورده است یا خیر؛ این شکست غیرقابل انکار است. بلکه پرسش این است که چه چیزی باید جایگزین آن شود؟
پاسخ این پرسش نه مذاکرات بیپایان است و نه مداخله نظامی. پاسخ در دستان مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنهاست. اروپا باید بپذیرد که یک جایگزین دموکراتیک وجود دارد: شورای ملی مقاومت ایران تحت رهبری مریم رجوی.
طرح ده مادهای او نقشه راه روشنی برای یک جمهوری دموکراتیک بر پایه انتخابات آزاد، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، استقلال قوه قضاییه لغو مجازات اعدام، احترام به اقلیتها و یک ایران غیرهستهیی که در صلح با همسایگان خود زندگی میکند، ارائه میدهد. اینها صرفاً ارزشهای اروپایی نیستند، بلکه ارزشهای دموکراتیک جهانی هستند.
اروپا همچنین باید، اروپا همچنین باید حق مردم ایران برای ایستادگی در برابر استبداد و تعیین سرنوشت خود را بهرسمیت بشناسد.
اروپا باید شجاعت کانونهای شورشی را ارج نهد؛ کسانی که هر روز با هدف قرار دادن سپاه پاسداران و دیگر نهادهای سرکوبگر، جان خود را به خطر میاندازند. مسئولیت ما انتخاب دولت بعدی ایران نیست، اما ما باید سازمانی را که برای بیش از نیم قرن این مقاومت را رهبری کرده و بهای آن را پرداخته است، بهرسمیت بشناسیم.
همه ما میدانیم بهای مبارزه با این رژیم چیست. و خانم رئیسجمهور، ما آماده پرداخت این بها هستیم.
راهبردی که بهترین ابزار را برای دستیابی به هدف خود نادیده بگیرد، چندان هوشمندانه به نظر نمیرسد. ما همچنین باید رژیم را بهخاطر جنایاتش پاسخگو بدانیم، خواهان توقف فوری اعدامها شویم، فشار بر سپاه پاسداران را حفظ کنیم و بهصورت سیاسی با جایگزین دموکراتیک تعامل داشته باشیم. مردم ایران از اروپا نمیخواهند که ایران را برای آنها آزاد کند؛ آنها فقط میخواهند که اروپا از مانعتراشی در مسیر کسانی که برای آزادی مبارزه میکنند، دست بردارد.
بنابراین، بگذارید در پایان سخنانم یک بار دیگر بگویم ــ شاید این بار بشنوند، کسی چه میداند. پس از ۴۵ سال، یک درس کاملاً بیچونوچراست: مماشات شکستخورده است. زمان آن فرا رسیده است که در کنار مردم ایران، مقاومت سازمانیافته آنان و خواستهشان برای برقراری یک جمهوری آزاد، دموکراتیک و غیرهستهیی بایستیم.
و همانطور که آبراهام لینکلن گفت: «با نادیده گرفتن مسئولیت امروز خود، نمیتوانید از مسئولیت فردا فرار کنید».
سپاسگزارم.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
