Monday, April 13, 2015

انجمن نجات ايران. رحمان كريمي: باز تاب صدای قهرمان ملی مقاومت، مریم در خاور میانه و جهان

رحمان كريمي: باز تاب صدای قهرمان ملی مقاومت، مریم در خاور میانه و جهان 


     
با آنکه خمینی دجال تنوره جنگ تا فتح قدس و نیز صدور انقلاب می کشید، اما در آن زمان دنیای عرب گویا هنوز مسئله را جدی نگرفته بود. صدام حسین دشمن و خطر شماره یک بحساب می آمد حتا برای اسرائیل. اشغال کویت توسط ارتش عراق، این باور را قطعی و مسلم کرد بی آنکه یک آینده نگری همه جانبه دقیق در دستور کار باشد. صدام چوب سیاست غلط خود را خورد و عراق به دست ارتش آمریکا و انگلیس افتاد. با سقوط صدام، سد جلو پای خمینی و دیگر رجاله های توسعه طلبش برداشته شد. عراق شد جولانگاه فاشیست های حاکم  بر ایران. سیل پول و اسلحه و گروه های بی رحم آدمکش در پهنه عراق جاری شد. آمریکا و انگلیس  برای مردم عراق مشکل و مسئله اول تلقی می گردید. هنوز کسی متوجه دشمن سرسخت و سمج با ایدئولوژی مسلح دینی نشده بود. این مسعود قهرمان و اشرف قهرمان پرور بود که آگاهی لازم را به مردم عراق دادند و آنان را بدین امر راهنما شدند که باید دارای اتحاد و تشکل باشند. رژیم ملا – پاسدار یک دیکتاتوری متعارف و محدود به مرزهای خود نبود. سودای امپراتوری در سر داشتند گیرم با نام «اتحاد جماهیر اسلامی»!!. اگر رژیم همچون آلمان نازی کشوری صنعتی و در تمامی جهات خودکفا و صاحب یک ارتش عظیم نیرومند می بود، بی شک لشکرکشی رسمی را به نقاط خاور میانه آغاز می کرد. در آن صورت ایران نه تنها به سرنوشت پایانی آلمان دچار می شد بل احتمال قوی بود که تجزیه هم بشود. بنابراین وقتی ما به حکومت ملایان، عنوان فاشیسم می دهیم دلایل آن از جهات سیاست های سرکوبگرانه داخلی و دست اندازی های تحمیلی خارجی؛ روشن و متقن است. به حق، اشرف قهرمان نقش تاریخی خود را ایفا کرد. هم از لحاظ سیاسی با آگاهی دادن به خلق های عرب و هم نظامی. در زمینه نظامی، بارها آسیب پذیری جدی رژیم را به منصه ظهور رساند.

   حضور تاریخی مریم قهرمان به عنوان رییس جمهور برگزیده مقاومت ایران در پاریس، دامنه آگاهی بخشی را تا سطح جهان وسعت داد. کافی ست به استناد اسناد و مدارک تا کنون موجود رژیم و ایادی و مزدوران آن مراجعه کنیم تا بفهمیم نقش دورانساز مریم قهرمان تا چه اندازه برای آنان عذاب دهنده و تعقیب کننده بوده و هست. بی تردید نسل های آینده به دور از حب و بغض ها، تعصبات و جانبداری های خاص سیاسی، با یک دید آزاد بازشناخت و پژوهشگرانه؛ بهتر از ما پی به قهرمانان ملی ایران مریم و مسعود و سرداران جانباز اشرفی، آحاد مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت و هواداران وفادار آنان پی خواهند برد. حضور فعالانه مریم در محافل و مجامع بین المللی و اجتماعات کوچک و بزرگ او متشکل از نمایندگان خلق های جهان به ویژه دنیای عرب، نقش بسیار ارزنده یی را ایفا کرده است که انعکاس آن را امروز در جوامع و دولت های عربی به وضوح می بینیم. بگذار مشتی خرمگس بی اعتبار و مزاحم و مخل رهایی ملت ایران از بند، با واژگان به صد و هزار حیله و ترفند عوامفریبانه متوسل و پای این کوه سترگ مقاومت، وز وز کنند. تاریخ ایران همراه با حاکمیت مستبدان، همواره از این جنس وز وز کنان داشته است. امروز قورباغه های وزارتی در سراشیب آب گندیده جرأت نمی کنند که به صراحت ابوعظما بخوانند ولی در دستگاهی که کوک کرده و می خوانند، ما جلز و ولز «عظما» ی قزمیت قافیه باخته را بخوبی می شنویم. این خرمگس ها از ریز و حقیرترین تا به ظاهر درشت ترینشان از وکیل باشی و حکیم باشی گرفته تا شاطرباشی و دیگر مصادیق عینی وزارتی، خس و خاشاک راه ناهموارند و راه رسیدن به آزادی هیچگاه هموار و بی خس و خاشاک نبوده است. داغ دل که سوزان و سوزان تر شود، طرف دیگر خود را هم نمی بیند. با توسل به کلمات می خواهد خود و اربابانش را باد خنک بزند، به رهبر قهرمان مقاومت ایران مسعود که سال ها با نامش پشت تریبون ها کف بر لب می آورد، عنوان «رهبر عقیدتی» می دهد. همه می دانند که این عنوان فقط ویژه مجاهدین خلق است و عنوانی صرفا درون سازمانی. باید از این آغاچه پرسید که: آیا گاهی از زبان مسئولی یا مجاهدی در نشست های شورا شنیده یی که بگوید مسعود رهبر عقیدتی؟ گاهی در اجتماعات چنین عنوانی را شنیده یی که فکر می کنی نکته با مزه یی! پیدا کرده یی و مرتب آن را با همپالگی های دیگرت غرغره می کنی. مریم و مسعود، قهرمانان مسلم این دورانِ از هر جهت خاص و استثنایی هستند. اگر دیگری را سراغ دارید (البته جز خودتان که بر همه مسلم است) نام ببرید تا ما نیز قدر او را بجا آوریم. و اگر می گویید که این دوران خالی از شیردلان و قهرمانان است، مسلم بدانید که به ایران و ایرانی توهین کرده اید. مردم ایران جز مشتی تن پرور لش سیر یا چلشته خور سفره رژیم، یک روز آرام و بی دغدغه و ترس از انواع مزاحم؛ بخود ندیده و نمی بینند. ما به دلیل وطن پرستی ست که سقوط این رژیم ارتجاعی فاشیستی را خواهانیم. ما برای تضعیف این جنایتکاران محیل بازیگر، شادمانه کف می زنیم، همچنانکه مخالفان واقعی هیتلر برای هر روز سراشیبی سقوطش کف می زدند. امروز با وقیحان خودفروخته یی روبرو هستیم که به بهانه میهن پرستی هم از بمب اتم رژیم دفاع می کنند و هم به دولت هایی که از پی سال ها تحمل، برخاسته اند تا جلو تجاوزات این فاشیست ها را سد کنند؛ حمله می نمایند. در فرهنگ سیاسی، کار عمده وابستگان و مزدوران چنین است. ما نه ضد عرب هستیم و نه عاشق عرب. بشردوستیم و می خواهیم خانه خود را یعنی ایران را بسازیم. نه مزاحم دیگران شویم و نه مزاحمت احتمالی دیگران را برتابیم. همزیستی مسالمت آمیز در صلح و امنیت و احترام متقابل، هدف ماست. تاریخ به ما آموخته است که توسعه طلبی زیر هر پوش و عنوان و دستاویزی، عاقبتی شوم به دنبال دارد که متأسفانه شومی آن دامن مردم را خواه نا خواه خواهد گرفت. ما بی هیچ پروا و ملاحظه یی، قهرمانان و فداکاران ایران زمین را می ستاییم که کاملا در شرایط ویژه امروز امری لازم است. به رجز خوانان نیز کمترین اعتنایی نخواهیم داشت. 
   زنده باد قهرمانان ملی ایران، مسعود و مریم و یکایک مجاهدین خلق.      




No comments:

Post a Comment