Tuesday, July 31, 2018

پیام مریم رجوی در سی‌امین سالگرد قتل‌عام سی هزار گل سرخ آزادی



پیام مریم رجوی در سی‌امین سالگرد قتل‌عام سی هزار گل سرخ آزادی


منبع :لینک به سایت مریم رجوی 



هموطنان عزیز، 
سی‌امین سالگرد قتل عام سی هزار گل سرخ آزادی مردم ایران، روز سربلندی قیام‌کنندگان و هر ایرانی آزاده‌‌یی است که براندازی رژیم ولایت فقیه را اراده کرده است.

مجاهدان و مبارزان قتل‌عام شده در سال ۶۷، سردارها را از خود بلند کردند تا ملت ایران در یکی از تاریک‌ترین ادوار تاریخ‌اش سربلند بماند. 
خمینی جلاد می‌خواست که از آن‌ها هیچ اثری باقی نماند؛ نه از مزارشان و نه حتی از نام‌شان. اما آن‌ها، نه فراموش شدند، نه خاموش شدند؛ به‌عکس از شهرهای بی‌نام و نشان، از ایذه و دورود و قهدریجان و تویسرکان و بانه تا کازرون و چابهار جوشیدند و قیام‌ ماه دی و جنبش اعتراضی سراسر ایران را شعله‌ور کردند.
این زمزمه نیمه‌شبان آن‌هاست که هنوز به گوش می‌رسد:
من مرغ آتشم
می‌سوزم از شراره‌ ا‌ین عشق سركشم
چون سوخت پیكرم،
چون شعله‌ها‌ی سركش جانم فرو نشست،
آن‌گاه باز، 
از دل خاكستر
بار دگر تولد من 
آغاز می‌شود.
بله، ایستادگان بر سر موضع مجاهدین برای آزادی ملت ایران، همان استوارکنندگان مرزهای خونین میان شرف و آزادگی با تسلیم و بندگی‌اند و وجدان ناآرام جامعه ایران و بذرافشان قیام و اعتراض هستند. 
قیام و جنبشی كه امروز در سرتاسر میهن جریان دارد، امتداد همان ایستادگی سرخ‌فام است و کانون‌های شورشی و پیشگامان جنبش دادخواهی ادامه‌دهندگان راه همان قهرمانان‌ هستند.
دادخواهی شهیدان قتل‌عام یکی از مهم‌ترین مطالبات سیاسی مردم ایران از رژیم آخوندی است. این دادخواهی امروز، تمامیت رژیم را به‌چالش کشیده است. سردمداران رژیم نه جرأت دارند که از فتوای خمینی برای قتل‌عام مجاهدین دفاع کنند، نه‌می‌توانند از این جنایت بزرگ فاصله بگیرند زیرا همگی مستقیم یا غیرمستقیم در آن مشارکت داشته‌اند. 
سی سال پیش، جوشش خون قتل‌عام‌شدگان، بزرگ‌ترین شقه را در رأس رژیم ضدبشری خمینی ایجاد کرد و باعث عزل جانشین او شد و امروز با وجود گذشت سه دهه، آخوندهای حاکم را به‌چالش می‌کشد. آن‌ها هم‌چنان برای محو آثار جنایت‌های خود تقلا می‌کنند. تخریب مزار فرزندان قتل‌عام‌شده مردم خوزستان در اهواز که عفو بین‌الملل آن را مصداق شکنجه خانواده‌ها دانسته است، بخشی از سیاست جنایت‌بار رژیم برای مقابله با دادخواهی شهیدان است. 
زیر فشار همین کارزار در یک سال اخیر، دست کم ۲۰ تن از مقام‌های ارشد رژیم ازجمله خامنه‌ای از این جنایت صریحاً دفاع کرده‌اند. این اقرارهای وقیحانه، اسناد تازه‌یی درباره جنایت علیه بشریت توسط آخوندهای حاکم است. همین اعتراف‌ها در گزارش دبیرکل ملل متحد و نیز در گزارش زنده‌یاد، عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه فقید ملل متحد در مورد حقوق بشر ایران، مورد توجه قرار گرفته است.
عمده دست‌اندرکاران این کشتار، از هردو جناح رژیم، امروز در بالاترین مناصب حکومت حضور دارند. پست وزارت دادگستری در ۳۰ سال گذشته، به‌استثنای یک دوره چهار ساله، در اختیار اعضای هیأت‌های مرگ بوده و هست.
هموطنان، 
به‌ یمن تلاش‌های مقاومت ایران، در سال جاری، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه‌یی را تصویب کرد که در آن برای نخستین بار، قتل عام زندانیان سیاسی ثبت شد و بر لزوم حسابرسی از رژیم تأکید شد. پیش از آن هم در مجلس عوام بریتانیا،‌ قطعنامه‌یی درباره قتل‌عام ۶۷، به‌ثبت رسید. 
چنان‌که مسعود رجوی گفته است محاكمه و مجازات عاملان و آمران قتل عام، حق مردم ایران، حق جامعه بشری و حق مجاهدین و خلق آن‌هاست.
یكی از خیانت‌بارترین مظاهر سیاست مماشات در سه دهه گذشته، چشم فرو بستن بر قتل‌عام زندانیان سیاسی است که جنایت علیه بشریت و بزرگترین جنایت سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم است. شورای امنیت ملل‌متحد برای جبران این سیاست فاجعه‌بار باید با ارجاع موضوع به دادگاه جنایی بین‌المللی، ترتیبات محاکمه سران این رژیم و مسئولان این قتل عام را فراهم کند.
بار دیگر عموم هموطنان و مشتاقان آزادی را به‌‌شرکت فعال در جنبش دادخواهی قتل‌عام شدگان فرامی‌خوانم. این جنبش ستم‌دیدگان است. این صدای سرکوب شدگان است. هرکس که در این رژیم طعم زندان و اسارت را چشیده است، هرکس که شلاق خورده است، هر زنی که مورد تعدی و تحقیر قرار گرفته و هرکس که داغ‌دار است، عضوی از این جنبش است. دادخواهی قتل‌عام‌شدگان سال ۶۷ امروز، بخشی از قیام برای سرنگونی رژیم است.
بی‌تردید، ملت ایران، در مبارزه برای سرنگونی رژیم به‌ پیروزی می‌رسد و سران این رژیم را به‌خاطر ارتکاب جنایت علیه بشریت به‌پای میز عدالت خواهد کشاند. آن روز به‌طور قطع و یقین فرا می‌رسد. 
درود بر سربه‌داران و قهرمانان قتل‌عام ۶۷ که به این رژیم نه گفتند و از همان روز بر تمامیت این رژیم فاسد و ضدبشر مهر سرنگونی حتمی زدند.

مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ  مقاومت ودر توئیتربنام @BAHAREAZADY   دنبال کنید

 ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

سایت مجاهدین خلق ایران - سخن روز :افسارگسیختگی نرخ ارز، فروپاشی اقتصاد و ریشه‌های آن



سایت مجاهدین خلق ایران - سخن روز :افسارگسیختگی نرخ ارز، فروپاشی اقتصاد و ریشه‌های آن



بحران ارز به وخامت بی‌سابقه‌یی رسیده است. ناظران بین‌المللی این وضعیت را به‌عنوان نمودی از فروپاشی اقتصاد ایران مورد توجه قرار داده‌اند.
روز ۷مرداد با شروع کار رئیس‌کل جدید بانک مرکزی، قیمت دلار از ۱۰هزار تومان گذشت و به فاصله یک ساعت به ۱۱۲۰۰تومان رسید و بعد از آن هم این سیر صعودی متوقف نشد و به گفته‌ تلویزیون خود رژیم به‌طور ساعتی بالا می‌رود.
نشریه اقتصای فوربز ضمن درج منحنی قیمت دلار به ریال ایران در ۳سال گذشته که سقوط بی‌سابقه ارزش ریال را نمایش می‌دهد(منحنی زیر) نوشت:‌ «روز یکشنبه در خیابان فردوسی تهران ارزش ریال از ۹۸۰۰۰ریال برای هر دلار به ۱۱۲۰۰۰ریال برای هر دلار سقوط کرد. این سقوط خیره‌کننده ۵/۱۲٪ در عرض یک روز،‌ ریال ایران را به مارپیچ مرگ وارد کرده است». این نشریه افزوده: «است قیمت نرخ دلار در بازار آزاد نسبت به نرخ رسمی اعلام شده که ۴۴۰۳۰ریال است ٪۱۵۴بیشتر است. این به‌معنی آن است که صاحبان امتیاز که به دلار با نرخ رسمی دسترسی دارند می‌توانند در یک چشم به‌هم‌‌زدن سود ۱۵۴٪درصدی به جیب بزنند».

نشریه فوربز – منحنی سقوط ارزش ریال از سال ۲۰۱۵میلادی تا کنون – برگرفته از وب سایت نشریه فوربز
نشریه فوربز – منحنی سقوط ارزش ریال از سال ۲۰۱۵میلادی تاکنون – برگرفته از وب سایت نشریه فوربز

مارک دو بوویتز، مدیر اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسی، اعلام کرد: «سقوط ریال، شکست کامل جمهوری اسلامی است».
مهره‌ها و رسانه‌های رژیم با لحن کاملاً نومیدانه‌یی از مهار بحران ارز صحبت می‌کنند. به‌خصوص که این وضعیت همزمان است با تعویض رئیس‌کل بانک مرکزی رژیم.
روزنامه حکومتی ابتکار وابسته به باند روحانی در سرمقاله خود نوشته است: «نرخ تبدیل دلار به پول ایران بی‌ترمز و بی‌مهار و با شتابی شگرف به سوی مرزهایی که باور آن در ذهن کمتر کارشناسی بود و بیش از اندازه حتی بدبینان پیش می‌رود. این رخداد بهت‌آور در برابر چشم‌های از حیرت گشاد‌شده اعضای دولت حسن روحانی و اعضای کابینه اتفاق افتاده...».
کیهان خامنه‌ای روز ۸مرداد نوشت:‌ «قیمت دلار روز گذشته از ۱۰هزار تومان هم عبور کرد تا در همین یک‌سال اخیر ۱۷۰درصد رشد کرده باشد... سکه‌ای که سال پیش در همین زمان قیمتی در حدود ۱میلیون و ۳۰۰هزار تومان داشت و حالا بیش از ۲۰۷درصد رشد کرده است!

پیامد‌های پرش نرخ ارز

پیامد بلافصل پرش نرخ ارز آن هم به این صورت این است که:
اولاً قدرت خرید مردم به نصف و یک‌سوم کاهش پیدا کرده. این تازه مربوط به مردمی است که قبل از این هم در گذران زندگیشان با چالش مواجه بودند و قادر به تأمین معاش خود نبودند و چرخ زندگی‌شان لنگ بود.
روزنامه حکومتی جهان صنعت با عنوان ‌ «پرواز بی‌بازگشت» درباره کاهش قدرت خرید مردم و افزایش گرانی به‌خاطر سقوط قیمت ریال نوشت: «حرف این روزهای مردم تنها در یک جمله خلاصه می‌شود؛ همه چیز گران شده! نمی‌دانیم به‌حال این روزهای پر‌آشوب باید لبخند بزنیم یا گریه سردهیم. بازار چنان پتک قیمت‌هایش را بر سرمان می‌کوبد که حتی نای فریاد زدن هم نداریم».
پیآمد دیگر این وضعیت برای صاحبان سرمایه خرد و کسبه و بازاریان عادی این است که ارزش سرمایه‌شان به نصف یا یک‌سوم کاهش یافته و بسیاری از آنها به خاک سیاه نشسته‌اند.
ثالثا و از آن طرف، پولهایی که این طوری یک‌شبه از جیب مردم خارج شده و نانی که از سفره کارگران و زحمتکشان ربوده شده، در مقابل رفته به جیب معدودی کلان‌سرمایه‌داران و کلان‌غارتگران مرتبط با رژیم و با نهادهای قدرت، یعنی همان ۴۰۰، ۵۰۰نفری که یکی از اقتصاددان‌های رژیم(راغفر) اخیراً گفت تمام اهرم‌های سیاسی و اقتصادی را در تمام سالهای حاکمیت رژیم آخوندی به دست داشته‌اند و به دست دارند.
اما معنی این وضعیت یا نتیجه این وضعیت در گام بعد، طغیان‌های محتوم و به گفته مهره‌های خود رژیم شورشهای نان و شورش ارتش گرسنگان است.
در اولین واکنش، بازاریان در تهران، اصفهان، شهر ری، تبریز، قشم، کرج، بندرعباس، رشت،‌ شهریار و سایر شهرهای کشور دست به اعتصاب زدند. نیروی انتظامی در وحشت از خیزش کسبه و بازاریان تهران یکانهای سرکوبگرش را در اطراف بازار و مراکز فروش ارز مستقر کرد.

علت پرواز دلار چیست؟

کارشناسان اقتصادی در داخل و خارج ایران، علل مختلفی را برای این جهش‌های خارق‌العاده که رسانه‌های خود رژیم از آن با عباراتی مانند پرواز دلار نام می‌برند،‌ ذکر می‌کنند:
مثلاً مقام‌ها و سردمداران رژیم همان‌طور که در اطلاعیهٔبانک مرکزی هم آمده بود، می‌گویند علت توطئه دشمنان است. بانک مرکزی رژیم در اطلاعیه خود مدعی شد که دشمنان به‌منظور ایجاد التهاب در اقتصاد و سلب آرامش روانی از مردم نرخ ارز را بالا برده‌اند.
برخی آن را به تحریم‌های در راه ربط می‌دهند؛ مثلاً رادیو آلمان روز ۷مرداد گفت: « ارز ایران در یک روز از ترس تحریم‌ها ۱۴درصد سقوط کرد». معلوم نیست اگر از ترس تحریم‌هایی که هنوز نیامده، پول رسمی این کشور این طور سقوط می‌کند وقتی بخشی از تحریم‌ها از روز ۱۳مرداد و بخش اصلی از روز ۱۳آبان شروع شود، چه خواهد شد»؟!
وزیر سابق رژیم به نام یحیی آل اسحاق گفته است:‌ «بالا رفتن این‌گونه‌ٔ قیمت دلار و طلا احتمالاً یک نوع مچ‌انداختن پشت صحنه‌ای‌ با رئیس جدید بانک مرکزی و تست کردن اوست تا ببینند توانایی‌اش چقدر است و اگر بتوانند او را بشکنند که آن‌وقت دیگر جاده صاف می‌شود و جلو می‌روند.
البته بسیاری هم فساد و رانت‌خواری فراگیر و نهادینه شده را علت اصلی می‌دانند مثلاً روزنامه ابتکار(۸مرداد) می‌نویسد: «تجربه نشان داده است در شرایط ملتهب اقتصادی، پای عوامل و دستهای پشت‌پرده‌ای در میان است. یکی از اقتصاددانهای حکومتی هم در همین رابطه می‌گوید: «پس از افزایش قیمت ارز می‌بینیم که ۲۰میلیارد دلار از منابع ارزی کشور به واردات کالای لوکس اختصاص داده می‌شود این در حالی است که قرار است به‌زودی با تحریم‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شویم و هر دلار موجود در صندوق دولت به بالاترین ارزش خود در ۴۰سال گذشته حیات جمهوری اسلامی رسیده است».
پیش از این هم اقتصاددان‌های هر دو باند حاکم اذعان کرده بودند که عامل اصلی گرانی ارز در نظام خود دولتهای حاکم بوده و هستند. و حالا روحانی با چاپ حدود هزار و ۶۰۰هزار میلیارد تومان پول بدون پشتوانه دست در جیب مردم کرده و در اثر تورم ناشی از نقدینگی اجناس به شکل سرسام‌آوری گران شده است.
تمام این عوامل اگر‌ چه هر کدام وجهی از این بحران پیچیده را نشان می‌دهند اما واقعیت این است که ورشکستگی اقتصاد ایران که بحران کنونی در بازار ارز و سقوط ارزش ریال یکی از شاخص‌های برجسته آن است برآیندی از تبهکاری‌های سیاسی و اقتصادی رژیمی است که همه منابع ثروت ایران را برای حفظ حاکمیت منفور خود تلف کرده، غارت کرده و به ویرانی کشانده است. هدر دادن منابع اقتصادی ایران برای بمب‌سازی اتمی حداقل به مدت ۲دهه، هزینه‌های جنگ‌ها، دخالتهای رژیم و مزدورانش در سوریه و عراق و یمن و لبنان، چنگ انداختن باندهای غارتگر رژیم از بیت خامنه‌ای و سپاه گرفته تا انواع و اقسام بنیادهای دزد و غارتگر وابسته به رژیم و... اقتصاد ایران را به ورطه سقوط و نابودی کشانده است.

نتیجه بلافصل این وضعیت

در این شرایط دولت روحانی در حالت فلج کامل است، که نمود و شاخص آن اطلاعیهٔ مسخره بانک مرکزی رژیم است:
«تحولات اخیر... را که عمدتاً ناشی از توطئه دشمنان کشور است، به‌دقت زیر نظر داشته و ضمن اعتقاد به این‌که این تحولات غیرعادی، تناسبی با واقعیات اقتصادی و توان ارزی کشور ندارد، برنامه‌های مقتضی و رویکردهای جدیدی را که در برنامه اعلامی رئیس‌کل جدید نیز آمده بود، در دست تهیه دارد که ظرف روزهای آینده عملیاتی نموده و اطلاع‌رسانی خواهد کرد».
واقعیت این است که آخوندها در مقابل این بحران وخیم هیچ چاره‌یی ندارند. باند روحانی تبلیغ کرده بود که با رفتن سیف از بانک مرکزی و آمدن همتی، مهره جدید، اوضاع بهبود خواهد یافت. اما نفرات همسو با خود روحانی مثل زیباکلام اذعان کردند که «ابعاد بحران و ناکارآمدی اقتصادی آنقدر عمیق و گسترده است که اگر تمامی وزرای روحانی هم تغییر کنند و اگر به جای نوبخت و کرباسیان، اقتصاددانانی چون «کینز» و «ریکاردو» و «آدام اسمیت» مسئول تیم اقتصادی دولت بشوند، چیزی عوض نمی‌شود».

آیا شورش‌های اجتماعی مهارشدنی هستند؟

تمامی کارشناس‌ها به نوعی به شورش‌های محتوم اجتماعی و شعله‌کشیدن قیام اشاره می‌کنند.
اکنون که بحران اقتصادی بیش از هر زمان دیگر معیشت و ادامهٔ حیات مردم را تهدید می‌کند؛ سرکوب قادر به جلوگیری از قیام و خاموش کردن شعله‌های آن نیست؛ بلکه درست برعکس هر اقدام سرکوبگرانه رژیم آتش خشم مردم به‌جان آمده را شعله‌ورتر می‌کند.
وضعیت آن‌چنان انفجاری است که روز دوشنبه ۸مرداد علی لاریجانی در نشستی تحت عنوان شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصاد اعتراف کرد و گفت:‌ «نکته‌ای که در ذهن‌ها یک مقدار وجود داره این هست که شرایط آینده کشور چی میشه؟».
مریم رجوی طی پیامی به‌دنبال بحران سقوط ارزش ریال و اعتصاب بازاریان، یگانه راه نجات اقتصاد ایران را در سرنگونی رژیم آخوندی دانست و گفت:
آخوندها برای مهار این اوضاع آشفته راه‌‌حلی ندارند. تمام طرح‌ها و تدابیر رژیم شکست خورده است. نه جابه‌جایی‌ مهره‌ها در رأس بانک مرکزی، نه دستگیری بازاریان، نه دروغ‌پراکنی و ظاهرسازی هیچ‌کدام اثر ندارد.
اقتصاد در حال فروپاشی ایران نجات پیدا نمی‌کند؛ مگر با سرنگونی رژیم. چاره کار گسترش قیام‌ها برای به‌زیر کشیدن ام‌الفساد چپاول و ویرانی است. جوانان دلیر و قیام‌‌آفرین و کانون‌های شورشی را به‌ حمایت از اعتصاب بازاریان فرامی‌خوانم. همان‌طور که مسعود گفته‌ است: «حرف آخر را مردم ایران با کانون‌ها و شهرهای شورشی و ارتش آزادی‌بخش ملی می‌زنند».


مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ  مقاومت ودر توئیتربنام @BAHAREAZADY   دنبال کنید

 ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

مروری به روزنامه های رژیم سه شنبه 9 مرداد 97




مروری به روزنامه های رژیم سه شنبه 9 مرداد 97

وزنامه‌های حکومتی در روز سه‌شنبه نهم مرداد به بحران اقتصادی وضعیت لجام گسیخته ارز و دود و دمهای قضاییه آخوندی در امر مبارزه با فساد پرداخته‌اند.
بسته اروپایی و مذاکره با آمریکا هم کماکان از موضوعات مورد مناقشه روزنامه‌های هر دو باند حاکم است. اینها تیترهای مشترکش روزنامه‌های حکومتی بود. در مورد اعتراض های گسترده اقشار مختلف در شهرهای ایران از بندرعباس تا رشت و تبریز و مشهد سکوت مشترک دارند.
روزنامه‌های همسو با روحانی حرف اول آنها ضرورت غلط کردم گویی و تغییر سیاست است. مثلاً آرمان به‌نقل از هاشمی طبا نوشته« تغییر شجاعانه سیاست‌ها راه خروج از بحران»، همین روزنامه به‌نقل پسر رفسنجانی نوشته: نجات ایران؛ تصمیم صلح – باید متفاوت با گذشته فکر کنیم.
روزنامه شرق هم از بستهٔ اروپا ابراز ناامیدی کرده و بدون اسم بردن ضرورت مذاکره با آمریکا را پیش کشیده و نوشته« در صحنه سیاست خارجی که حوزه اصلی اعتماد‌ساز برای اقتصاد کشور است، گشایش و تحرکی دیده نمی‌شود. گویی همه چشم‌ها به اروپا و بسته بادکنکی آن دوخته شده و عملاً خلاقیت و ابتکار عملی در این صحنه از سوی دستگاه دیپلوماسی دیده نمی‌شود. چند روزی هم هست که دیپلماتها و نمایندگان سیاسی ایران به کشور فراخوانده شده‌اند تا همآهنگی‌های لازم برای مواجهه با تحریم‌های آمریکا انجام شود. ظاهراً قرار نیست جلوی اجرای تحریم‌ها گرفته شود، بلکه هدف کاهش اثرات اجرایی تحریم و دور زدن آنهاست. در حال‌ حاضر دستگاه سیاست خارجی ایران در یکی از منفعل‌ترین دوره‌های تاریخی خود قرار گرفته است و افکار عمومی که تا چند سال پیش به مدد برجام، ارتباط خوبی با این دستگاه پیدا کرده بودند، این روزها کاملاًً آن را فراموش کرده‌اند و به گرم‌شدن آب از سوی دستگاه سیاست خارجی امیدی ندارند».
روزنامه شرق همچنین نامه آخوند حجتی کرمانی به پاسدارقاسم سلیمانی را انعکاس داده که در تأیید مذاکره جویی و علیه دود و دمهای پاسدار سلیمانی است. آخوند حجتی از جمله نوشته است:«حرف من این است که یک نظامی، وقتی سخن می‌گوید، در فضای «نظامی» و «جنگ» سخن می‌گوید و به‌نظر بنده، ما در حال‌ حاضر در «فضای سیاسی» و «دیپلماسی» قرار داریم و این دشمن است که از جنگ سخن می‌گوید که ما را تحریک کند و به عکس‌العمل وادارد.... بر نظامیان است که در حال‌ حاضر دندان روی جگر بگذارند».

ابراز نگرانی از بی‌اعتمادی مردم به رژیم و بی‌اعتمادی ارگانهای حکومتی به یکدیگر به بیانهای مختلف در روزنامه‌های هر دو باند حاکم دیده می‌شود.
مثلاً روزنامه ارگان دولت روحانی، ایران نوشته: مهار بحران لجام‌گسیخته تنها با اعتمادسازی بین مردم و حاکمیت، بین مردم و مردم و بین عوامل حاکمیت باهم تحقق پیدا می‏‌کند».
ایران در مطلب دیگری نوشته« امروز در هر کوی و برزن و بر زبان آحاد مردم این جمله جاری است که اوضاع خوب نیست. در پس این جمله هم نگرانی و هم ناامیدی نهفته است. عاملی که موجب کاهش سرمایه اجتماعی و سوخت اعتماد عمومی به تصمیم مدیریت کلان نظام می‌شود».
شرق هم نوشته« واقعیت این است که در شرایط کنونی اعتماد عمومی به دولتمردان و نظام تصمیم‌گیری کشور به سطح پایینی در دهه‌های اخیر رسیده و این خطری جدی برای کشور است».

بحران اقتصادی موضوع بعدی روزنامه‌هاست.
آفتاب یزد از «قیمت عجیب خودروها» نوشته و جهان صنعت هم نوشته« کاهش ۷۲درصدی قدرت خرید مردم با تدبیری دولت تدبیر؛ خط فقر ۵میلیون تومانی». جهان صنعت در ادامه این مطلب نوشته است:« علی خدایی، عضو کارگری شورای عالی کار از کاهش ۴۸/۲درصدی قدرت خرید دستمزد خبر داد و گفت: کارفرمایان و دولتی‌ها این واقعیت را پذیرفته‌اند اما برای حل این مشکل، هیچ راهکاری در چنته ندارند».
روزنامه حکومتی جهان صنعت در مطلب دیگری ادعاهای رئیس کل جدید بانک مرکزی مبنی بر نقش دشمنان در افزایش قیمت دلار را به چالش کشیده و از جمله نوشته است« باز هم پای دشمن در میان است؛ گویی افسار بازارهای اقتصادی‌مان را در دست دشمن نهاده‌ایم تا به هر سو که خواست آن را هدایت کند؛ اما از خود نمی‌پرسیم اگر اینها توطئه دشمن است پس راه‌حلش هم در دستان همین دشمنان نهفته است، دیگر این همه آب و تاب دادن به ماجرا برای چیست؟». این روزنامه در ادامه به نقش باندهای مافیایی نظام در شکل‌گیری این بحران اذعان کرده و نوشته است:« اما رنگ رخسار این روزهای بازار ارز از مشکلات ساختاری داخل کشور حکایت دارد‌. به بیانی مشکل هر چه هست به خودمان برمی‌گردد‌. مگر غیر از این است که تنها ظرف چند ماه گذشته چه‌ها بر سر بازار آمد تا مجری سیاستهای دستوری دولتمردان باشد‌. اول ارز را تک‌نرخی کردند‌. بعد از آن بازار آزاد را غیررسمی اعلام کردند و کمی بعد از آن که توان کنترل بازار با این شرایط را نداشتند بحث و جدل‌هایی برای ایجاد بازار جدید ارزی به راه انداختند؛ آن هم بعد از میلیاردها رانتی که با این سیاستهای دولتی به جیب تنها یک عده خاص سرازیر شد»‌. جهان صنعت نتیجه گرفته است« دولت تدبیر و امید دیگر امیدی برای اقتصاد باقی نگذاشته است‌. اگر این دولت مقتدرانه تورم‌های ۴۰درصدی را به کمتر از ۱۰درصد رساند، در عوض نرخ ارز را چنان بر مدار افزایشی قرار داده که نمی‌توان ترمز حرکتش را کشید...‌ بی‌تدبیریهای دولت چنان امیدها را به خاکستر تبدیل کرده که حتی توان تصمیم‌گیریهای درست اقتصادی را هم از همگان گرفته است‌».

ابراز نگرانی از پیامدهای اجتماعی فساد و غارت در بالای نظام موضوع چند مقاله در یک روزنامه همسو با روحانی است.
روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان«آفت آقا زادگی» با اشاره به اظهارات فرزند طهماسب مظاهری رئیس کل اسبق بانک مرکزی در شبکه‌های اجتماعی از جمله نوشته است« اگر یه سری خون دادن ما هم پول دادیم.» این بخشی از اظهارات فرزند یکی از مسئولان سابق است. وی این اظهارات را در یک کلیپ بیان کرده است که تصاویر آن در شبکه‌های اجتماعی در حال دست به دست شدن است. او معتقد است که تا کنون بیش از ٣٠٠یا ٤٠٠میلیون برای خرید اتومبیل هزینه نکرده و اگر کسی توانایی خرید اتومبیل ندارد مقصرش فرزندان مسئولان نیستند. این نخستین‌بار نیست که یک آقازاده در برابر دوربین قرار گرفته و جملاتی را بر زبان می‌راند که تنها خروجی آن ضربه به اعتماد عمومی نسبت به نظام انقلاب است. در شرایطی که کشور در جنگ اقتصادی قرار دارد چرا فرزند یک مسئول به خود اجازه می‌دهد با ادبیاتی پر تبختر و از موضع بالا با مردمی که روزبه‌روز با مشکلات اقتصادی بیشتری روبه‌رو می‌شوند صحبت کند و این چه توجیهی دارد؟« این روزنامه سپس به‌نقل از کارگزاران رژیم نوشته است« فرشاد مومنی، کارشناس مسائل سیاسی و اقتصادی نیز معتقد است عدم برخورد با آقازاده‌ها منجر به افزایش طبقاتی و در نهایت اضمحلال می‌شود». فرشاد مومنی همچنین به این روزنامه گفته است« نابرابریهای غیرموجه، مشروعیت‌سوز و بحران‌ساز هستند. وقتی این نابرابریها از یک حدودی فراتر می‌رود، الگوی مسلط مناسبات اجتماعی به جای آن که الگوی همکاری، تقسیم کار عقلایی و تخصصی شدن امور باشد، به سمت الگوی ستیز میل می‌کند».

مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ  مقاومت ودر توئیتربنام @BAHAREAZADY   دنبال کنید

 ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

Editorial: Iran Regime Launching a Cabinet Reshuffle Game in Extra Time




Editorial: Iran Regime Launching a Cabinet Reshuffle Game in Extra Time


The news and analyses found in Iranian regime’s media space these days are filled with a brand new topic: the issue of Hassan Rouhani’s cabinet reshuffle.
Reshuffling cabinet is somewhat unprecedented in the history of the Iranian regime, with the rare instances found in some of the mullahs’ past 11 governments being mainly due to conflicts and clashes within the regime and not as a result of change in government’s policies, something that could more appropriately be described as a ‘re-allocation of positions’ rather than a cabinet reshuffle.
Raising the issue of cabinet reshuffle in dictatorships is generally a reaction to threatening conditions due to domestic social and political developments or international pressures, with consecutive reshuffles during the five final months of Shah’s regime in 1979 being a clear instance in this regard.
A too important question to point out here is that when a system fails to make any change or improvement within its structure by playing the ‘reform’ card at home and the ‘appeasement’ card abroad, then how is it supposed to pull out a winning card in extra time out of its thick trick book through simply moving some pieces all of whom have sworn to be loyal to the vilayat-e-faqih principle) The absolute rule of clergy) as the regime’s very foundation?
What is quite clear for both Iranian people and the mullahs’ regime, as two ends of Iran’s spectrum, is that the society’s eruptive state and the course of political, social and international developments are all threatening the very existence of the vilayat-e-faqih regime. Such intimidating conditions that are undoubtedly the most important factors forcing the regime to turn to a ridiculous cabinet reshuffle show – by changing a piece at the end of his term!—could be summed up in the following three important developments:
1- A total regime change is what’s being demanded by Iran’s general public, a demand that keeps getting stronger day by day, week by week, and year by year; a demand which Iranian people have never backed down from and have constantly cried for in their protests and uprisings.
This is a reality which Rouhani’s Head of Office ‘Vaezi’ is forced to acknowledge, albeit implicitly. “The new circumstances require that some cabinet members, who were appointed by the president under normal conditions, to be replaced,” says Vaezi while pointing to Rouhani’s cabinet meeting with Khamenei.
2- With regard to international factors, the two issues of the 2015 nuclear deal, aka the JCPOA, and human rights have irreversibly put the mullahs’ regime under utmost pressure. The two crises, both of which being the results of Iranian people’s struggles and resistance, will have direct devastative effect on the mullahs’ regime in its entirety.
3- Conflicts between regime’s rival bands have gone beyond quantitative borders and are now spreading towards regime’s foundations, a development that is undoubtedly the result of the first factor, namely the people’s nationwide protests.
The three above mentioned facts and developments have joined hands to push the entire vilayat-e-faqih regime deeper into an identity crisis. That’s why the issue of a cabinet reshuffle is raised with Khamenei’s supervision to act as a safety valve for extending regime’s lifespan.
To implement the so-called cabinet reshuffle, a package containing the mullahs’ well-known combination of vulgarity, lie, fraud and deception is pulled out of regime’s trick box, with the result being replacement of only one piece: resignation of regime’s head of the Central Bank at the end of his term!
As the presenter of such packages, Hassan Rouhani stated in the most vulgar way that the reason why exploited people hated the outgoing head of the Central Bank was his fight against corruption, saying “Mr. Seif was an extremely honest and precious director who fulfilled his obligations quite well. Fighting corruption raised by unauthorized entities will go down in history as Mr. Seif’s achievement. He fought this type of corruption at full power and succeeded to remove this cancerous tumor.” (Hassan Rouhani’s speech, Wednesday, July 25, 2018)
To see the real picture, however, it would suffice to turn the camera away from Rouhani and zoom it in through his office window on people that have kept gathering for at least the past two years in front of state-linked predatory thieving entities, shouting and pounding on their closed doors so they could retrieve part of their assets.
And to respond to Rouhani’s remarks, it would suffice to put Seif’s record on his table and show him the biting realities that keep tightening their grip on Iranian people: a quadrupled cash flow, a tripled foreign currency rate, a 75 percent decrease in the value of national currency, and the list goes on.
Rouhani’s remarks are so flagrantly vulgar and ridiculous that even regime MP ‘Ahmadi Lashki’ reacts against them while trying to put the real picture in front of regime’s president. “Mr. Rouhani, for how long are you going to tie in the country’s economy with Dr. Seif’s policies? Due to Dr. Seif’s wrong policies, many people have turned against the Islamic regime. When are you going to announce the date at which the failed credit institutions will fully repay their investors? When are you going to stabilize the currency and gold market?” says Lashki on July 24, 2018.
But aside from such duplicate games and banal packages, the fact is that Khamenei, Rouhani and all their office and cabinet members as well as the MPs are fully aware of what they’ve done to people and, as put by Rouhani’s head of office Vaezi, what the new circumstances require.
The new circumstances, in which the so-called ‘reformism’ and ‘moderation’ bridges are totally destroyed at the hands of Iranian people who launched a nationwide uprising in January and never stopped protesting ever since, the golden era of West’s appeasement policy has turned into days and weeks of global pressure, the collapse of the country’s economic structure and the conflicts within the ruling mafia has reached the very foundation of the regime, all suggest a reshuffle game in extra time, and not with spectators who are sitting at the stadium to support either of the two teams, but have took to the streets and city squares instead to cry out their 40-year-old love for freedom and to launch Iran’s big reshuffle by putting an end to the vilayat-e-faqih’s dominance and overthrowing the mullahs’ regime.

مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ  مقاومت ودر توئیتربنام @BAHAREAZADY   دنبال کنید

 ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

Tuesday's Iran Mini Report - July 31, 2018




Tuesday's Iran Mini Report - July 31, 2018

• India loaded 12% less Iranian oil in June against May amid sanctions fear
Indian refiners ordered about 12 per cent less Iranian oil in June than in May, when the US said it would reintroduce sanctions on Iran, but sales remained around 50 percent than a year ago.
Indian refiners bought around 664,000 barrels per day (bpd) of Iranian oil in June, according to a statement presented by oil minister Dharmendra Pradhan in the Lok Sabha.
• Bazaar merchants, laborers across Iran supporting truckers’ strike
Iran, July 30, 2018 - The strike launched by truck drivers across the country has reached over 125 cities in 30 provinces, and now enjoys the support of people from all walks of life in cities throughout the country.
“Hat’s off to these hardworking and brave men, the sultans of Iran’s high roads. All across this country people’s protests are spreading, demanding their rights, and the globe is witnessing this ongoing movement. Without a doubt, these measures will bear results.
• The harsh conditions of Isfahan’s Dastgerd prison
Iran, July 30, 2018 - Isfahan’s Dastgerd prison, located 12 kilometers north of Isfahan city, currently houses between 8,000-9,000 prisoners in 17 wards, suffering under harsh conditions.
Dastgerd prison has two wards for workers, which are separated from other sections. Ward no. 1 is, in fact, a warehouse and ward no. 2 is filled with three-story bunk beds. There are 900 people jam-packed in this ward. More than half of them have to sleep on the ground. There are similar conditions in other wards of the prison.
• Four-Day Protest by Iran’s Travers Railway Workers in Protest to Indifference to Their Demands
The Travers Railway workers continue to protest against the indifference of the railway unit’s managers to pay their wage arrears.
Some reports indicate that the cause of a four-day protest is the indifference of the employer and the relevant authorities to the payment of the workers of the technical and concrete line of the railways in Iran.

مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ  مقاومت ودر توئیتربنام @BAHAREAZADY   دنبال کنید

 ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

Iran Regime Coerces Afghans to Fight and Die in Syria





Iran Regime Coerces Afghans to Fight and Die in Syria


By Staff Writer
Since 2014, thousands of young Afghan Shiite men have been recruited to fight in the Syrian civil war on behalf of the Iran Regime to prop up the brutal Bashar Assad dictatorship. These Afghan recruits are being sent to the front lines, where they risk death and serious injury, somewhere Iranian troops are not sent, but they know little about the wider context of the war that they are fighting.
Over 840 of these men, pushed into a foreign conflict by economic hardship, have died, but survivors are still signing up, desperate that they and their families can escape economic hardship if they reenlist and take home another few hundred US dollars.
There have been between 5,000 and 12,000 Afghan fighters in the Syrian civil war since the units were established within the Fatemiyoun Division of Iran’s Revolutionary Guard Corps. Most are refugees in Iran or impoverished workers from the Afghanistan-Iran border, meaning that it is easy for the Iranian Regime to take advantage of them.
The Afghan troops are only one part of Iran’s Shiite forces in Syria –in fact Israel accused Iran in December of sending up to 80,000 foreign fighters to Syria. Iran has also recruited from Lebanon, Iraq, and Pakistan, but Afghans have the second highest death rates among the Shiite forces.
Many of these Afghan fighters report that the Iranian Regime makes them feel obligated to continue fighting in order to receive further medical treatment for injuries received during the fighting.
One fighter, known only as Hussain, told the Washington Post: “You get caught up in a situation; they give you money and food, they promise you more medical treatment, they give you documents to move freely inside Iran. They make you feel obligated.”
As if it's not bad enough that poverty and pressure are forcing young men into armed conflict, many human rights groups report that the Iranian Regime is recruiting young boys of just 13 into the fighting force, a violation of international law. These children receive the most basic of training and suffer high casualty rates.
Hussain said: “At first, a lot of guys believed they were fighting for something, but by the end that was gone. It was all about need.”
Naeem, a fighter who survived four deployments in Syria, told WaPo: “Afghans are dying for $30 a day. My cousin died in front of my eyes. But there is no work for us anywhere. There is nothing to do but fight. I know I am gambling with my life, but it is a matter of necessity.”
This is yet another example of the fact that the Iranian Regime’s malign activities do not only affect their own people – although that would be bad enough – but infects the whole region and by extension the whole world.
مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ  مقاومت ودر توئیتربنام @BAHAREAZADY   دنبال کنید

 ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

IRAN: Shopkeepers, Traders Strike in Many Cities, Tehran Bazaar Merchants Arrested



IRAN: Shopkeepers, Traders Strike in Many Cities, Tehran Bazaar Merchants Arrested



Iran Uprising-No. 190
Mrs. Rajavi's call for public support for strikers and immediate action to release the arrested

After the dollar exchange rate passed 12,000 Tomans on Monday July 30th, many bazaar merchants and shopkeepers in Tehran and various cities went on strike in protest of the catastrophic situation of the country's economy and the destruction of their assets, and refused to open their stores.
In Tehran, shops in the goldsmith, carpet, iron and building materials bazaars, Alaeddin and Charsu shopping centers, as well as manufacturers and shopkeepers in the Ray and Shoosh bazaars, and the shoe market on 15 Khordad Ave. and Toopkhaneh Square went on strike.
In fear of the spread of protests, the repressive forces, including police, IRGC and plainclothes mercenaries were stationed at the shopping centers in the Grand Bazaar of Tehran as well as in the central squares and avenues of Tehran and around Tehran Bazaar, Shoosh Square, Sirous street, Vanak and Enqelab squares, Vali-e Asr intersection, and the areas where the exchange shops are located such as Toopkhaneh, Ferdowsi Square and the Istanbul intersection and Manuchehri Street. They threatened and pressured the bazaar merchants to open their shops. Several bazaar merchants who refused to open their shops as well as a number of money changers on Ferdowsi and Manouchehri streets were arrested.
In Tabriz, the Amir Kabir gold and jewelry market went on strike. In Qeshm, Karaj, Rasht, Bandar Abbas, Qazvin and Takestan, a large number of bazaar merchants went on strike and closed their shops.

In Mashhad, bazaar merchants went on strike in protest of doubling shops’ rent. In Isfahan, the car tools market went on strike on Sunday, July 29, and stopped working.
Mrs. Maryam Rajavi saluted the striking bazaar merchants and shopkeepers in Tehran and various cities who have been protesting devastating policies and astronomical plunders that have been institutionalized by Khamenei, Rouhani and the IRGC. She called on all Iranian people, especially the brave youths, to support the strike of bazaar merchants, and asked all international authorities to take immediate action to release the detainees.
Secretariat of the National Council of Resistance of Iran
July 31, 2018

مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ  مقاومت ودر توئیتربنام @BAHAREAZADY   دنبال کنید

 ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

IRAN: Strike, Protest in Isfahan



IRAN: Strike, Protest in Isfahan


Beginning this morning, Tuesday, July 31, truck drivers and owners as well as large group of people and youth in the city of Isfahan have been staging a protest against spiraling high prices, repeated power outages and inhuman policies of the clerical regime in the city’s Amirkabir (now called new Shapour) industrial district. They subsequently marched toward the city’s main streets.
Shop keepers have stopped work and all shops are shut down. Enraged over the runaway inflation, high prices, corruption and repression, the crowd were chanting: “Death to high prices, death to unemployment,” “death to the dictator,” “dignified Shapouris, support us, support us,” “dignified Iranians, support us, support us,” and “incompetent officials, resign, resign.”
Referring to the regime’s hollow promises, they are chanting “these are all lies.” The city’s industrial workers are taking parts in the demonstration by carrying a placard protesting against high prices and terrible living conditions.
A large group of repressive forces and anti-riot units have been stationed on the scene and on different streets to disperse the crowd and prevent its expansion.
Secretariat of the National Council of Resistance of Iran
July 31, 2018


مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ  مقاومت ودر توئیتربنام @BAHAREAZADY   دنبال کنید

 ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد

جنگ يا مذاكره و شرايط پيشرو !!؟





جنگ يا مذاكره و شرايط پيشرو !!؟ :ناصر دريادل



تحولات و تداوم قيام در داخل گسترده و سرعت گرفته است . تخاصمات منطقه اي و جهاني با رژيم افزايش يافته است .طبيعتأ فعل وانفعالات اين روابط جهاني را درگير خودش كرده است و به ويژه مردم ايران را تحت تاثير خود قرار داده است .
پيامهاي بيرون إمده از سوي امريكا و رژيم ،ذهن ها را به سمت جنگ يا مذاكره كشانده است ، از طرف امريكايي ها ،گاهأ سيكنالهاي متفاوت بيرون مي آيد ،أخرينش مربوط به جيمز متيس وزير دفاع امريكا بود : نه به دنبال تغيير رژيم و نه فرو پاشي از درون ايران هستيم .
اما آنچه دلخواه رژيم است بي شك جنگ و ايجاد بحران است . فرستادن سليماني به صحنه، كه : (طرف همه شما منم ! ) رويكرد رژيم را به حوادث به خوبي روشن كرد . ظاهر و كليت پيام سليماني ظاهرأ سمت و سوي ضد امريكايي داشت و امريكا را هدف قرار داده بود ،اما روح و جوهر پيام به سمت دشمن واقعي رژيم ، همانا سازمان مجاهدين خلق و بلاخص خانم رجوي را نشانه رفته بود . براي رژيم در تماميتش واضح و روشن است كه اگر امكان مذاكره با امريكا در چشم انداز باشد ،اما امكان مذاكره و مصالح با تنها آلترناتيوش به هيچ وجه در چشم اندازش نيست ، خشم و غيض سليماني باتوهين به خانم رجوي ،اوج استيصال و درماندگي رژيم را نشان داد : ( خانم مریم رجوی را به «زن ولگرد»ی در راستای رساندن ترامپ به اهدافش، تشبیه می کند «ایسنا: جمله اي كه وحشت و هراس رژيم از توانايي ها يك رهبر سياسي براي هدايت امريكا براي رسيدن به اهدافش در آن نهفته است اما با توهين كردن به رهبر بي بديل مقاومت ،هيچ آبي سوزش رژيم را خنك نخواهد كرد . دنباله روي امريكا ازمجاهدين پيام اي است كه اين روزها به انحاي مختلف در تمامي سخن راني ها و نمايشات رژيم و از دهان و قلم بسياري از مسئولين نظام بيرون مي آيد .
اين قدرت مجاهدين به گونه ديگر در روزنامه رسالت رژيم نيز باز تاب يافته است :
🔸روزنامه رسالت رژیم امروز ۶مرداد۹۷، در مطلبی نوشت: «مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا صدایی جز صدای مجاهدین نمی‌شنود».
🔸رسالت در همین رابطه ادامه داد: «اين روزها رئيس جمهور آمريکا و وزيرخارجه اين کشور اختيار زبان و قلم خود را به مجاهدین داده‌اند!»
🔻بهرحال سوال اینجاست که دشمن اصلی برانداز نظام، چه قدرت و نفوذ سیاسی‌ای دارد که رئیس جمهور و وزیر خارجه ابرقدرت جهان،‌ در رابطه با ایران تنها صدای آنرا شنیده و قلمشان بر اساس گفته‌های مجاهدین بر روی کاغذ می‌دود؟!
پيام سليماني در اصل در همين نكته نهفته است ،انجام هرگونه مذاكره اي منوط به عدم گوش دادن امريكا به فرمان هاي مجاهدين است .
و ظاهرأ متيس با توجه به پيام بالا كه خواستار تغيير از بيرون و يا درون رژيم نيست خبر خوشي را به رژيم داده است .
در هفته اي كه سالگرد عمليات كبير فروغ جاودان بود ،رژيم علاوه بر نمايشهاي هرساله اش كه حاكي از وحشتش از اين عمليات بود به گونه ديگر و كاملا بي سابقه در ماندگي و استيصالش را نيز با شكايت از مجاهدين به سازمان ملل به نمايش گذاشت . رژيم بسيار تلاش داشت شكايت از مقاومت به سازمان ملل را زير پوش شكايت از امريكا پيش ببرد ، كه بايد منتظر نتايج اين شكايت بود .نتايج بدست آمده دست آورد زيادي براي مقاومت خواهد داشت .
اما فكر ميكنيد واكنش اعضاي سازمان ملل و جامعه جهاني چه خواهد بود؟؟؟
(
از اين رو اگر كسي فكر ميكند يا مي خواهد چنين إلقاء كند كه امريكا به واقع در صدد سرنگون كردن رژيم و پرداختن قيمت است يا اشتباه ميكند يا عمد دارد براي بهره برداري سياسي خودش چنين قلمداد كند . ادعاهاي ميان تهي ألترناتيو سازان راه دور را در اين خصوص نبايد جدي گرفت گفته ايم و تكرار مي كنيم كه تغيبر و سرنگوني رژيم وظيفه و كارما و بر عهده مردم ما و پيشاهنك انقلابي خلق ماست با كانونها و شهر هاي شورشي و موُسسان چهارم ارتش أزادي )
پس با اتكاء به گفته فرمانده وإلا مقام نبرد رهايي بخش ايران مسعود رجوي بگذاريد با تاكيد بگويم ،جنگي در كار نخواهد بود ، رژيم در تماميتش در حال فرو پاشي است .
،پتك درون بر سندان رژيم بسا بسا كاري تر و زودتر از پتك بيرون بر او فرو خواهد أمد . فرستادن سرايدار سپاه قدس رژيم جنگ افروز خميني ، به صحنه و واكنش مردم ،در فضاي مجازي ،پيام بسيار رسايي به رژيم داد ،كه ديگر از طريق ايجاد بحران ،امكان آوردن مردم به صحنه را ندارند ، هرچند رژيم تداومش را در بحران و جنگ مي بيند ، تن دادن به مذاكره با امريكا بيشتر از جنگ در دسترس رژيم است ،
اما تن دادن به مذاكره ،يعني دست شستن از جنك افروزي هاي استراتژيك منطقه ايي ،و خروج از تمام كشورهاي منطقه، و نابودي قدرت موشكي !
شايد در مرحله اول اين طور به نظر برسد كه از طريق اين مذاكره ، تحريمها برداشته شده و هزينه هايي كه صرف جنگهاي منطقه  و كمك به حزب الله و حماس و ديگران ميشد، قطع و روابط اقتصادي برقرار و نهايتا شرايط بهبود خواهد يافت ،
اما
اگر حتي يكي از شروط مذاكره حقوق بشر هم نباشد ،كه به زعم من اگر اين اتفاق ( مذاكره ) بيافتد ،نخواهد بود ،
رژيم بيرون إمده بسا بسا متزلزل تر قبل خواهد بود ،
أنچه در قيام دي ماه سال گذشته بسيار بارز و مشخص بود و كماكان در تمام صحنه هاي قيام چشمگير است ،چرخش شعارهاي اقتصادي به شعارهاي خلص سياسي و تيز بود .
اگر فضاي باز سياسي به شاه براي ماندگاريش كمك كرد مذاكره با امريكا و ،دست شستن شيخ از عمليات تروريستي هم به شيخ كمك خواهد كرد .
ناصر دريادل
۲۸/۰۷/۲۰۱۸

مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ  مقاومت ودر توئیتربنام @BAHAREAZADY   دنبال کنید

 ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  قیام سراسری#  اتحاد