Friday, August 10, 2018

زری اصفهانی : در باب مسائل مالی مجاهدین




زری اصفهانی : در باب مسائل مالی مجاهدین
حقیقت اش من مدافع مجاهدین هستم و لی سخنگوی آنها نیستم و بالطبع نمیتوانم وکیل مدافع آنها باشم . اما بهرصورت من سالها با آنها زندگی کرده ام . زندگی تنگا تنگ و زیر یک سقف . از سقف خانه های هراسناک و بی خواب و پرکابوس تیمی در فاز نظامی گرفته تا سقف خانه های روستایی درکردستان که از بالا و پائین اش مار وعقرب و موش و کک و سایر موجودات خدا به سرو کولمان فرو میریخت . و همچنین زیرسقف زیرزمین هاو درداخل سنگرها در بغداد و دراشر ف و سایر جاها.من پزشک بودم و همسرم دندانپزشک بود و میتوانستیم پول و پله زیادی بهم بزنیم . درشهرمان حتی مطب های مارا هم اقواممان آماده کرده بودند ولی ما به توفانی به اسم انسانیت پیوستیم . طوفانی که به جز کشته شدن و فرار و غربت و تبعید و نداشتن درآن . چیزی وجود نداشت .توفانی که درامواج اش همه چیز را نابود میکرد به جز وجدان انسانی را . به جز شرف و روح عصیانی را . به جز ایستادن دربرابر ستمگر و نه گفتن به شر وبدی و تزویر و دروغ و جهل و خرافات رایکی از مجاهدین یک وقت دریک سخنرانی میگفت .از وقتی خبر کشته شدن فلسطینی ها و اشغال سرزمین هایشان به ما رسید دیگر مزه نان و پنیر هم تغییر کرد . دیگر هیچ لذتی درخوردن هم وجود نداشت و نه درخوابیدن و نه درعشق ورزیدن و نه در پول وثروت و حساب بانکی و خانه بزرگ و مسافرت و این چیزهاهیچ انسانی بعد از اینکه از این مدار بگذرد یعنی طعم نان وپنیرش با شنید ن خبر گرسنگی انسان های دیگر تغییر کند دیگر نمیتواند به گذشته برگردد . دیگر نمیتواند از یک مبارز ضد بورژوا به قول آن زمان های ما به یک خرده بوژوا وبورژوا بدل شود . دیگر نمیتواند زندگی آرام و رام طبقه متوسط درهرگوشه دنیا را داشته باشد زیرا که چشم هایش درهر کوچه و درهر گذر و هر خیابان کارگرانی را می بیند که عرق ریزان درجستجوی نان شب خود رنج می برندو همیشه بقول معروف هشت شان گرو نه -9-شان است . هرگاه که معدنی منفجر میشود و چند کارگر درزیر انبوهی سنگ و خاک مدفون میشوند نفرت از سرمایه داری و نفرت از سرمایه و نفرت از پول و پولدارها زنده میشوند . وقتی کسی با مبارزه طبقاتی آشنا میشود و آن را بدرستی درک میکند دیگر نمیتواند درجامعه سرمایه داری آسوده و آرام زندگی کند و از زندگیش لذت ببرد . تلخی نداشتن دیگران سخت تر و گزنده تر از فقر خود آدمی است . این چیزیست که من سالیان سال تجربه کرده ام . از همان زمان که خیلی جوان بودم و درک کرده بودم که دلیل فقر اکثریت مردم و از جمله خود من و خانواده ام ،داشتن بیش از حد اقلیت است ....بودجه بندی دقیق و برنامه ریزی درغذا همیشه یک مساله جدی برای مجاهدین بود . بخصوص زمان جنگ اول خلیج . مابرای صبحانه یک عدد نان کوچک و چند عدد خرما داشتیم . برای ناهار قاطی پلو که اجبارا هرروز گوشت اش کمتر میشد . باز خرما با چای . یک بار عطیه امامی به من می گفت که به پدرش ( زنده یاد پدرامامی که همانجا دراشرف فوت کرد ( گفته بود امسال ازهمیشه بیشتر خرما خوردیم و پدرش جواب داده بود و از همیشه هم بیشتر کرم خوردیم . !! وسط خیلی خرماها کرم بود این زندگی مجاهدین بوده است .
هیچکسی نمیتواند درهیچ گوشه عالم بگوید که آنها ولخرجی میکرده اند . که آنها لوکس زندگی میکرده اند که آنها اهل تجملات بوده اند . یک آسایشگاه عمومی بود با تخت های چند طبقه . و همه درکنار هم میخوابیدیم . وقتی کسی نشست داشت و دیروقت می آمد دیگران هم بیدار میشدند . شب های بمباران وقتی آژیر کشیده میشد باید بسرعت زیرباران به سنگرها ی پرآب می رفتیمجنگ همین است وهمه هم قبول کرده بودند که برای جنگیدن باید زندگی سختی داشت وباید به آن عادت کرد . لباس همه شبیه هم بود . غذای همه یکی بود . همه کارگری میدادند همه ظرف می شستند و همه نظافت میکردند و کارها به شراکت انجام میشد /برتری افراد به میزان مسئولیتی بود که به عهده میگرفتند و میزان کاری بود که میکردند و البته به میزان اعتمادی بود که به تشکیلات و به سمبل های تشکیلاتی داشتندزندگی مجاهدین از همان ابتدای امر چه درزندان ها و چه بیرون از زندان ها یک زندگی سوسیالیستی بوده است . هرجا که بوده اند داشته هایشان مال همه بوده است . هیچکس از خودش چیزی نداشته است . یادم هست یک بار دریک پایگاهی برادری که یک جعبه گز از اصفهان برایش رسیده بود درنشست جمعی شرمزده گفت که گزها را خودش تنهایی خورده است ! و ما از خنده مرده بودیم . او چند روزی نتوانسته بود با این عذاب وجدان بسربرد و با گفتن اشد درجمع خودش را آسوده کرد . و حقیقت امر این بود من درفیس بوک به مواردی برمیخورم که هشدار میدهند که مجاهدین میخواهند اسلام سیاسی را روی کار بیاورند و چنین چیزهایی . ولی برداشت من از همه آنچه دیده ام این است که عقاید مجاهدین هیچ شباهتی به اسلام سیاسی که مرسوم است ندارد . و آنها یک نیروی بطور پایه ای ضد استثماری هستند ( والبته برنامه های شورای ملی مقاومت درحال حاضر مد نظر مجاهدین است . که الگوی این برنامه ها کشورهایی مثل کشورهای اسکاندیناوی است نه دوستان عزیز مجاهدین ولخرجی نمیکنند و نکرده اند . یک سفربروید اور و زندگی آنها را درحومه شهر پاریس ببینید . سرو لباس شان را نگاه کنید . به زنهایشان نگاه کنید که از 24 ساعت شبانروز شاید 5 ساعت بیشتر خواب ندارند . به عمرشان یک گوشوار هم نخریده اند که زینت گوششان کنند . ولباسی که به تن دارند شاید سرتا پا 30 یورو هم قیمت نداشته باشد . غذایشان را هم نگاه کنید . یک آشپزخانه عمومی دارند . که شاید هرنفری درشابانروز 10 یورو بیشتر خرج غذایش .نشود .امکان ندارد که مجاهدین پولی را که هوادارها ازد اخل کشور با هزارجور مشکل برایشان می فرستند که گاهی هم باعث دستگیری و زندان و شکنجه شان میشود /خرج خودشان بکننداگر می بینید که مراسم های عمومی شان یک مقدار مجلل به نظر میرسد . اجبار کارآنهاست . هرجنبشی نیاز به تبلیغات دارد و نیاز به حمایت های بین المللی و نیاز به سیاستمداران باسابقه ای دارد که از این جنبش در کشورهای غربی حمایت کنند و آنرا بشناسانند و راه برای آلترناتیو شدن اش را بگشایند .درضمن که فضای امن تر بین المللی برایش بوجود بیاورند . اگر مجاهدین این سیاستمدارها را دعوت نمیکردند و خرجشان نمیکردند به باور من حتی همین پناهنده های ایرانی هم که اکثرا با کیس مجاهدین پناهنده شده اند درامنیت نبودند . گذاشتن مجاهدین درلیست تروریستی آمریکا و دیگر کشورها باعث مشکلات زیادی برای پناهنده های ایرانی . شد .و حل و فصل مسایل قانونی شان تا سالها به تاخیر افتادخلاصه اینکه خوردن مال دیگران آخرین اتهام خود ساخته ایست که اضداد مجاهدین اخیرا مرتبا رویش مانور میدهند وعلتش هم این است که اتهامات رذیلانه دیگرشان از قبیل تجاوز به زنها و کردکشی و چنین خزعبلاتی محلی از اعراب نیافت و کسی آنرا جدی نگرفت سازمان مجاهدین خلق درخت تنومندی درتاریخ و فرهنگ ایرانی است که شاید گاهی دچار زمستانی سرد میشود و برگ و بارش به زمین می ریزد اما این زمستان ها خواهند گذشت و سیاهی به ذغال های اجاق دژخیمان و قاتلان و شکنجه گران مردم ایران خواهد ماند


مطالب   مارا در وبلاک خط سرخ  مقاومت ودر توئیتربنام @bahareazady   دنبال کنید

قیام سراسری مرداد 97 ما بر اندازیم#   تهران # قیام دیماه#  اعتصاب # تظاهرات#  سرنگونی #  اتحاد.

No comments:

Post a Comment