۱۴۰۳ بهمن ۳, چهارشنبه

مجازات رازینی و مقیسه؛ دوجلاد قضائیه رژیم - پیام وحشت برای اردوی خامنه ای ضد بشر

                                                        مجازات رازینی و مقیسه؛ دوجلاد قضائیه رژیم 

شلیک‌های پیاپی در ساختمان دیوان عالی کشور رژیم و خبر کشته شدن آخوند رازینی و آخوند مقیسه دو مقام بلندپایه قضایی ، موجی از شادمانی در میان مردم و در نقطه مقابل  ترس ورعشه مرگ  در دستگاه حاکم ایجاد کرد. این رخداد، نمادی از خشم انباشته‌شده مردم نسبت به سالها سرکوب و بی‌عدالتی در کشور تحت اشغال آخوندی  بود.

چهره‌های نمادین سرکوب

آخوند مقیسه و رازینی از نمادهای اصلی دستگاه سرکوب رژیم محسوب می‌شدند. رازینی به عنوان قاضی دادگاه‌های صحرایی در غرب کشور، به اعتراف خود، بسیاری از مردم و مخالفان را به دار آویخت. مقیسه نیز که به ناصریان معروف بود، نقش کلیدی در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ داشت. این دو به دلیل نقش برجسته خود در صدور احکام اعدام، شکنجه و سرکوب، از نزدیکان و معتمدان خمینی و خامنه‌ای بودند. چنین پیشینه‌ای باعث شده بود که نام آن‌ها برای بسیاری از مردم مترادف با ظلم و جنایت باشد.

واکنش عمومی به مجازات جلادان

انتشار خبر مجازات رازینی و مقیسه، فضای مجازی و حقیقی ایران را مملو از شادمانی کرد. مردمی که سال‌ها تحت فشار و سرکوب این دستگاه بوده‌اند، با استقبال از این خبر به بیان خاطرات و جنایات این دو پرداختند. بسیاری از خانواده‌ها که عزیزان خود را در دهه ۶۰ از دست داده‌اند، این رویداد را نوعی عدالت دیرهنگام دانستند. حتی نسلی که مستقیماً این دو مقام را نمی‌شناخت، از سرنوشت آن‌ها خوشحال شد.

هشتگ آبدارچی” به سرعت در فضای مجازی تبدیل به یک نماد شد، چرا که رژیم مدعی شد فردی که این عملیات را انجام داده، یکی از کارکنان ساده دیوان عالی بوده است. این داستان، به دلیل نمادین بودنش، بر محبوبیت این رویداد در میان مردم افزود.

شیرینی انتقام در میان مردم

شادمانی مردم نه فقط به دلیل کشته شدن دو مقام سرکوبگر، بلکه به دلیل تأثیر نمادین این رویداد بود. بسیاری از مردم که از جنایات این دو در دهه ۶۰ اطلاع نداشتند. این دو نفر بخشی از دستگاهی بودند که هزاران نفر را قربانی سیاست‌های سرکوبگرانه خود کرده بود. برخی از مردم حتی در خیابان‌ها شیرینی پخش کردند تا این پیروزی را جشن بگیرند. این واکنش‌ها نشان داد که خشم مردم نسبت به رژیم  رو به گسترش و اعتلا دارد.

واکنش رژیم: شوک و سردرگمی

این اتفاق، شوک بزرگی به دستگاه حاکم وارد کرد. برای اولین بار پس از دهه ۶۰، رژیم با چنین واقعه‌ای مواجه شد و ناتوانی خود را در کنترل اوضاع نشان داد. این عملیات در مکانی رخ داد که به شدت تحت تدابیر امنیتی بود. حتی مقاماتی مانند پورمحمدی و منتظری، به رغم اعتراف به قدرت نفوذ عاملان این حادثه، سعی کردند آن را کوچک جلوه دهند.

دستگاه اطلاعاتی رژیم، در این مورد کاملاً سردرگم به نظر می‌رسید. رسانه‌های حکومتی نیز نتوانستند مانند گذشته، روایتی قابل قبول از حادثه ارائه دهند. آن‌ها به جای متهم کردن عوامل خارجی یا ساختن داستانی شخصی، به اذعان به نفوذپذیری و ضعف دستگاه خود پرداختند. این موضوع نشان‌دهنده پوسیدگی ساختاری رژیم و شکاف‌های جدی در سیستم امنیتی آن است.

وحشت از بازگشت دهه ۶۰

رژیم با یادآوری دوران پرتلاطم دهه ۶۰، به شدت نگران بازگشت آن فضاست. مقاله‌ای در یکی از روزنامه‌های وابسته به سپاه، با عنوان “بوی باروت دهه ۶۰”، این نگرانی را بازتاب داد. این مقاله به صراحت اعلام کرد که هدف قرار گرفتن دو قاضی، تنها آغاز یک موج جدید است و پایان آن هنوز مشخص نیست.

ترس و وحشت از این رخداد، به‌ویژه در میان کسانی که در کشتارهای دهه ۶۰ و قتل‌عام ۶۷ نقش داشته‌اند، به وضوح دیده می‌شود. مصطفی پورمحمدی، یکی از اعضای هیأت مرگ، به سرعت در رسانه‌ها حاضر شد تا به توجیه این رویداد بپردازد. او تلاش کرد با بیان اینکه هیچ سیستم امنیتی بدون نقص نیست، ضربه وارد شده را کوچک جلوه دهد. اما سخنان او نه تنها آرامش‌بخش نبود، بلکه نشان از عمق نگرانی و وحشت در میان سران رژیم داشت.

تحلیل رسانه‌های حکومتی

خبرگزاری ایسنا، در تحلیلی نسبتاً صریح، اذعان کرد که این عملیات به دلیل برنامه‌ریزی دقیق و نفوذ به مراکز حساس رژیم انجام شده است. این اعتراف، خود نشان‌دهنده ضعف امنیتی و شکنندگی رژیم در مواجهه با مخالفان است. روزنامه سپاه پاسداران نیز با اشاره به شادی گسترده مردم در فضای مجازی، از آن به عنوان یک “جنگ شناختی” یاد کرد که هدفش تضعیف مشروعیت رژیم است.

آینده مقاومت

این حادثه، نقطه عطفی در مبارزات مردم ایران علیه سرکوب و بی‌عدالتی محسوب می‌شود. شادمانی عمومی از مجازات دو مقام سرکوبگر، نشان‌دهنده عزم مردم برای ادامه مبارزه است. هرچند رژیم سعی خواهد کرد با افزایش سرکوب، مانع از وقوع چنین رخدادهایی شود، اما این واقعه نشان داد که حتی در قلب دستگاه امنیتی رژیم نیز، شکاف‌ها و نقاط ضعف جدی وجود دارد.

در نهایت، این حادثه نه تنها یک پیروزی نمادین برای مردم، بلکه زنگ خطری برای رژیم است که دوران مصونیت از پاسخگویی به سر آمده است. مردم ایران بار دیگر ثابت کردند که امید به عدالت و آزادی، حتی در تاریک‌ترن لحظات، زنده و پایدار است.

 


🌴براندازیم  #تيك_تاك_سرنگوني    #قیام_تنها_جوابه  

🍏# مجاهدین_خلق ایران #ایران  #  کانونهای شورشی

🌳# MaryamRajavi  # IranRegimeChange   

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7