۱۴۰۴ آذر ۷, جمعه

ایران آبستن خیزش شعله وار - افزایش قیمت بنزین؛ قمار خطرناک خامنه‌ای و جامعه‌ی در آستانه انفجار



         ایران آبستن خیزش شعله  وار - افزایش قیمت بنزین؛ قمار خطرناک خامنه‌ای و جامعه‌ی در آستانه انفجار


تبعات افزاش قیمت بنزین برای رژیم ایران

تصویب افزایش رسمی قیمت بنزین توسط دولت پزشکیان، اگرچه در ظاهر به‌صورت مرحله‌ای و با الفاظ پیچیده اعلام شد، اما ماهیت آن چیزی جز برداشت دوباره از سفره مردم محروم نیست؛ اقدامی که به‌روشنی نشان می‌دهد رژیم در پی یافتن راهی برای تأمین درآمدهای از دست‌رفته و مقابله با ورشکستگی ساختاری اقتصاد است. تصمیمی که از یک‌سو بر فقر موجود می‌افزاید و از سوی دیگر، رژیم را در برابر خطر یک انفجار اجتماعی قرار می‌دهد؛ انفجاری که زمینه‌های آن در جامعه امروز ایران بیش از هر زمان دیگری فراهم است.

مصوبه کابینه پزشکیان که از نیمه آذرماه اجرایی می‌شود، به‌ظاهر سهمیه‌های ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی را حفظ کرده، اما در عمل، قیمت بنزین مورد دسترس مردم را با تردستی به ۵۰۰۰ تومان افزایش داده است. حذف سهمیه برای خودروهای دولتی، خارجی، مناطق آزاد و کسانی که بیش از یک خودرو دارند، تنها بخشی از سازوکار پیچیده‌ای است که در نهایت مصرف‌کننده واقعی ـ یعنی اکثریت مردم ـ را با بنزین گران‌تر روبه‌رو می‌کند. این سیاست در حالی اعلام شده که تجربه آبان ۹۸ همچنان در حافظه جمعی مردم زنده است و هراس آن در محاسبات سیاسی رژیم، سایه انداخته است.

فقر گسترده؛ زمینه آماده برای هر جرقه

جامعه ایران امروز در بحرانی‌ترین وضعیت معیشتی طی دهه‌های گذشته قرار دارد. بر اساس گزارش‌های موجود، بیش از نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند؛ حقوق کارگران کفاف کمتر از یک‌سوم هزینه‌های ضروری را می‌دهد؛ اجاره‌خانه، خوراک، دارو و حمل‌ونقل به‌طور سرسام‌آور افزایش یافته و سفره مردم به‌شدت کوچک شده است. کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران و بیکاران به‌طور هم‌زمان در وضعیتی از ناتوانی معیشتی و بی‌اعتمادی کامل به حکومت قرار دارند. در چنین شرایطی حتی افزایش اندک قیمت یک کالای ضروری می‌تواند بار روانی و اجتماعی شدیدی ایجاد کند؛ چه رسد به بنزین که افزایش آن بلافاصله تمام قیمت‌های دیگر را به‌صورت دومینویی بالا می‌برد.

حمل‌ونقل عمومی، توزیع کالا، قیمت مواد غذایی، هزینه درمان و حتی اجاره‌خانه همگی وابسته به قیمت سوخت هستند. تجربه‌ سال‌های گذشته نشان داده است که هر افزایش در قیمت بنزین، به‌سرعت تورمی چندبرابری ایجاد می‌کند؛ و در اقتصادی که از پیش در آستانه فروپاشی است، این تورم می‌تواند به معنای فشار مستقیم بر ضعیف‌ترین اقشار جامعه باشد. در شرایطی که مردم از تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی درمانده‌اند، افزایش قیمت بنزین معنایی جز تشدید خشم و انباشت نارضایتی ندارد.

دولت درمانده، جامعه جوشان

اظهارات مقامات حکومتی خود بهترین سند برای وحشت از پیامدهای این تصمیم است. رضا سپهوند، عضو مجلس رژیم، آشکارا هشدار داده است که افزایش قیمت بنزین می‌تواند «تبعات اجتماعی مانند ۹۸» داشته باشد. رسانه‌های حکومتی نیز با نگرانی از «تصمیم سخت و ناگزیر» دولت سخن می‌گویند و چندین بار به اعتراضات ۹۸ اشاره کرده‌اند؛ اعتراضی که تنها در چند روز سراسر کشور را فراگرفت و نشان داد که جامعه ایران نسبت به فشار اقتصادی بسیار حساس است.

واقعیت این است که رژیم راهی جز گران کردن بنزین ندارد. خزانه خالی، صادرات نفت محدود، بدهی‌های عظیم، و هزینه‌های سنگین نظامی و امنیتی، آن را به نقطه‌ای رسانده که تنها راه چاره‌اش دست‌بردن بیشتر به جیب مردم است. اما همین راه اجباری، اکنون به بزرگ‌ترین تهدید برای بقای آن تبدیل شده است. افزایش قیمت بنزین برای رژیمی که مشروعیت اجتماعی‌اش سال‌هاست فروپاشیده و جز سرکوب ابزاری ندارد، به منزله بازی با آتشی است که هر لحظه ممکن است دامانش را بگیرد.

تردستی اقتصادی؛ خشم عمومی

افزایش قیمت بنزین این بار نه مانند سال ۹۸ شبانه و ناگهانی، بلکه مرحله‌بندی‌شده و با ظاهر فریبنده انجام شده است. در نگاه اول، حکومت چنین وانمود می‌کند که سهمیه‌های ارزان‌قیمت باقی است؛ اما در عمل با حذف سهمیه برای میلیون‌ها خودرو و سوق‌دادن مردم به سمت «کارت اضطراری» جایگاه‌ها، قیمت واقعی و مصرف عمومی را بالا برده است. این شیوه که حتی برخی رسانه‌های حکومتی نیز آن را «قورباغه قورت دادن» توصیف کرده‌اند، نه‌تنها کمکی به کاهش نارضایتی نکرده، بلکه احساس فریب‌خوردگی را در جامعه تقویت کرده است.

همان‌طور که خانم مریم رجوی نیز اشاره کرده است، عرضه بنزین سوپر وارداتی با قیمت‌های ۶۵ تا ۷۲ هزار تومان نشان می‌دهد که رژیم در مسیر افزایش پله‌پله قیمت‌ها پیش می‌رود و هر گام آن فشار جدیدی بر مردم وارد می‌کند. این روند در حالی است که رژیم هیچ طرح اقتصادی، هیچ برنامه حمایتی و هیچ ظرفیت مدیریتی برای کنترل تبعات اجتماعی آن ندارد. نتیجه آن چیزی جز تهی‌تر شدن سفره مردم و نزدیک‌تر شدن جامعه به نقطه انفجار نیست.

نتیجه‌گیری: گام‌های لرزان روی لبه پرتگاه

افزایش قیمت بنزین، نماد آشکاری از بن‌بست اقتصادی و ترس سیاسی رژیم است. حکومتی که می‌داند جامعه ایران در وضعیت انفجاری به‌سر می‌برد، با وجود این، ناچار شده است به سمت افزایش قیمت سوخت حرکت کند. این تصمیم، هرچند با ظاهری محتاطانه و مرحله‌ای اجرا می‌شود، اما خطر آن بسیار بزرگ‌تر از سال ۹۸ است. امروز شکاف طبقاتی عمیق‌تر، فقر گسترده‌تر، نارضایتی ریشه‌دارتر، و تجربه مردم در اعتراض و قیام بسیار بیشتر شده است.

واقعیت این است که رژیم گمان می‌کند می‌تواند با افزایش تدریجی قیمت‌ها جامعه را آرام نگه دارد؛ اما جامعه‌ای که زیر بار فقر، گرانی، بی‌عدالتی و بی‌آیندگی خفه شده، نیاز به یک جرقه بیشتر ندارد. افزایش قیمت بنزین همان جرقه بالقوه‌ای است که می‌تواند جامعه را شعله‌ور کند. شرایط، همان شرایط پیش از یک تحول بزرگ است: رژیمی در بن‌بست و مردم در آستانه انفجار.

پس همان‌طور که رژیم خود را برای بحران‌های سخت احتمالی آماده می سازد، مردم و مقاومت سازمان یافته مردم ایران نیز باید برای تحولات پیش‌بینی ناشده در فرصتهایی که پیش می‌آید آماده باشند.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7