۱۴۰۵ فروردین ۱۹, چهارشنبه

پیام شدت اعدام در هیاهوی جنگ ؟ - مسأله‌ی روز ایران چیست؟ جنگ؟ اعدام؟ - کدام؟



                   پیام شدت اعدام در هیاهوی جنگ ؟  - مسأله‌ی روز ایران چیست؟ جنگ؟ اعدام؟   - کدام؟


مسأله‌ی روز ایران چیست؟ جنگ؟ اعدام؟   - کدام؟

جنگ، هیمنه‌اش گسترده و صدا و سایه‌اش همه‌جا را گرفته و پر کرده است؛ حضوری سنگین و مداوم که افق را تیره می‌کند و ذهن‌ها را به خود مشغول می‌سازد. اعدام‌ها اما در سایه‌ی جنگ می‌توانند راهبردی همه‌جانبه‌تر و بیشتر و کاراتر داشته باشند؛ خاصه که زیر صدا و سایه‌ی جنگ اجرا می‌شوند و شاید بازتابی را نیابد که در شرایط عادی ممکن است برانگیزند. جنگ، نگاه‌ها را به آسمان می‌دوزد، حال آن‌که اعدام، در زمین و در سکوت، کار خود را پیش می‌برد.

حاکمیت ملایان ضربات کلان از جنگ هوایی خورده است، اما تهدید اصلی نه هوا، که زمینی به‌وسعت ایران با بیش از ۹۰ درصد مردم سرنگونی‌خواه و مستعد و مترصد قیامی دیگر است. این زمین، نه فقط جغرافیا که اجتماع انباشته‌یی از نارضایتی، خشم و امید به تغییر است؛ جامعه‌یی که تجربه کرده، آزموده و به این نتیجه رسیده که راه بازگشتی به وضعیت پیشین وجود ندارد. همین تهدید است که حاکمیت، اعدام شش مجاهد و چهار مبارز شورشگر را طی شش روز هزینه‌ی آن می‌کند؛ هزینه‌یی که در نگاه حاکمیت، با همه‌ی تبعاتش، ضروری برای بقا تلقی می‌شود.

تهدید، جامعه‌یی‌ست که با پیام زندانیان سیاسی در بیش از ۱۱۰ هفته «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» پیوند یافته است؛ پیوندی که صرفاً یک حرکت اعتراضی نیست، بلکه شکلی از تداوم و سازمان‌یافتگی اجتماعی را نشان می‌دهد. این استمرار، معنایی فراتر از اعتراض مقطعی دارد: نوعی حافظه‌ی جمعی که سرکوب را ثبت می‌کند و در برابر آن، ایستادگی را بازتولید می‌نماید. تهدید، جامعه‌یی است که پس از قیام خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ دیگر هرگز آبش با حاکمیت به یک جوی نخواهد رفت؛ شکافی که از سطح نارضایتی گذشته و به مرز گسست کامل رسیده است.

در چنین شرایطی، اعدام تنها یک ابزار قضایی یا امنیتی نیست؛ بلکه به‌مثابه زبان حاکمیت برای سخن گفتن با جامعه عمل می‌کند؛ زبانی که می‌خواهد پیام ترس، انفعال و عقب‌نشینی را القا کند. اما همین زبان، در سوی دیگر، به‌گونه‌یی معکوس نیز عمل می‌کند: هر اعدام، می‌تواند به انگیزه‌یی برای تداوم مقاومت و گسترش آن بدل شود. از این منظر، اعدام هم ابزار ارعاب است و هم بالقوه، جرقه‌ی خشم‌های تازه؛ کما‌این‌که پس از اعدام شش مجاهد و چهار شورشگر دلیر، یک اپرت همبستگی پیرامون این منادیان آزادی و پایداری در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت و هنوز ادامه دارد.

مشاهده می‌شود که حتی جنگ خارجی با تمام ضرباتی که بر پیکر نظام ملایان وارد می‌کند، می‌تواند در خدمت آن برای کشتار و ارعاب علیه جامعه‌ی مستعد قیام و انقلاب باشد. جنگ، با ایجاد وضعیت فوق‌العاده، به حاکمیت امکان می‌دهد تا سرکوب را توجیه‌پذیرتر جلوه دهد تا به‌زعم خود، حساسیت‌ها را کاهش دهد. در این میان، مرز میان «دفاع» و «سرکوب» عمداً مخدوش می‌شود تا هرگونه اعتراض داخلی، در سایه‌ی تهدید خارجی، به‌عنوان خطری مضاعف معرفی گردد.

بنابراین، مسأله‌ی روز ایران را نمی‌توان به‌سادگی به یکی از این دو تقلیل داد. جنگ و اعدام، نه در تقابل، بلکه در پیوندی پیچیده با یکدیگر عمل می‌کنند. جنگ، صحنه را می‌سازد و اعدام، در پشت این صحنه، نقش خود را ایفا می‌کند. آن‌چه تعیین‌کننده است، نه صرفاً وجود این دو، بلکه نسبت آن‌ها با جامعه‌یی است که هر اعدام را کم آوردن حاکمیت در جنگ و انتقام از مردم تلقی می‌کند. چنین جامعه‌یی دیگر خاموش نمی‌ماند و هر اعدام را در چارچوبی گسترده‌تر از تجربه و آگاهی، سوخت‌بار انقلاب ناگزیر ملی برای پایان دادن به حاکمیت جنگ‌طلب و اعدام‌زیست معنا می‌کند.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7