۱۴۰۵ فروردین ۲۰, پنجشنبه

حق مقاومت مردم ایران در برابر دیکتاتوری : عبدالرحمن گورکی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی



                   حق مقاومت مردم ایران در برابر دیکتاتوری : عبدالرحمن گورکی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی

ایران؛ از اسارت تا رهایی

مذاکره یا جنگ یک کشور خارجی با رژیم مذهبی حاکم بر ایران الزاما به تغییر این رژیم منجر نمی‌گردد. زیرا آنچه یک کشور خارجی، سیاست و استراتژی خود را بر اساس آن می‌چیند، منافع مادی خودش است و نه منافع مردم ایران. بنابراین، مذاکره یا جنگ خارجی، دو روی یک سکه است و پیشاپیش بقای دیکتاتوری را در پی خواهد داشت.

آغاز ِپایان استراتژی‌های بازنده

در حالی که اخبار متناقضی در مورد جنگ به گوش می‌رسد، علاوه بر بسته شدن درها به روی «مماشات با دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران»، درها به روی «جنگ خارجی با این دیکتاتوری» نیز بسته می‌شود و پیروز ِمیدان، استراتژی مقاومت مردم ایران است که از آغاز اعلام شده بود. یعنی نه مماشات و نه جنگ خارجی، بلکه «سرنگونی دیکتاتوری مذهبی توسط مردم و مقاومت ایران». این را اعدام زندانیان سیاسی توسط دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران به ما می‌گوید. اعدام چهارتن از اعضای مجاهدین خلق، قبل از هر چیز، آدرس دقیق هماورد اصلی رژیم را به ما می‌دهد.

استراتژی‌ها در مصاف همدیگر

استراتژی کانون‌های شورشی مقاومت مردم ایران که سرنگونی رژیم مذهبی حاکم بر ایران است، اکنون بیش از هر زمان دیگری به عنوان واقعیتی انکارناپذیر، از استراتژی‌های غلط دیگر پیشی گرفته و هر روز که می‌گذرد، بر حامیان آن افزوده می‌گردد. استراتژی سرنگونی دیکتاتوری مذهبی و اعلام دولت موقت جمهوری دمکراتیک که توسط شورای ملی مقاومت ایران اعلام کرده است. استراتژی برتر، راه خود را باز خواهد کرد و استراتژی‌های دیگر را به چالش می‌کشد و از آنها پیشی خواهد گرفت.

دو روی سکه!

تا اینجا مردم ایران و جهان به خوبی شاهد این واقعیت هستند که مذاکره و جنگ خارجی با دیکتاتوری مذهبی ایران، قبل از هر چیز در خدمت بقای دیکتاتوری در ایران بوده است. جامعه جهانی اگر می‌خواهد جامعه خود را از گزند دیکتاتوری «بیمه» نماید و آن را سالم نگه دارد، شانس بقاء دارد. گردن گذاشتن به آنچه مردم ایران می‌خواهند. یعنی حمایت از مردم و مقاومت آنها در جهت سرنگونی دیکتاتوری حاکم و به رسمیت شناختن حق مقاومت در برابر دیکتاتوری. راه صلح و ثبات در منطقه و جهان نیز در همین مسیر است که معنا پیدا می‌کند.

سمت و سوی جنگ جاری

به رغم ظواهر امر، که شاید فریب‌دهنده افکار عمومی باشد، سمت و سوی جنگ جاری، «گسترش هرچه بیشتر» است. رژیم حاکم بر ایران اگرچه ضربات استراتژی دریافت کرده و می‌رود ضربات بیشتری را هم دریافت کند، اما آنچه جوهره وجودی این رژیم مذهبی نشان می‌دهد «کوبیدن بر طبل جنگ بیشتر» است. ساختار رژیم نیز بیش از گذشته این واقعیت را نشان می‌دهد. پاسداران این رژیم، بیشتر بر این ساختار چنگ انداخته و نه تنها مردم ایران، بلکه مردم منطقه و حتی جامعه جهانی را بیشتر مورد تهدید قرار داده‌اند. زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی در داخل ایران به صورت زنجیره‌یی در معرض اعدام قرار گرفته‌‌اند و در خارج از مرزها نیز، اهداف بیشتری در منطقه خاورمیانه مورد هدف تروریستی رژیم قرار گرفته‌ و هیچ نشانه‌یی وجود ندارد که این رژیم سمت و سوی پایان جنگ را از خود نشان دهد.

آقای نیوت گینگریچ، رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا، در تحلیلی از وضعیت می‌نویسد: «ما از روزهای آغازین حمله آمریکا و اسراییل به دیکتاتوری مذهبی ایران درس‌های سختی آموخته‌ایم. تهدید بستن تنگه هرمز، قیمت نفت و گاز طبیعی را برای هر کشوری در جهان به‌شدت افزایش می‌دهد. سپاه پاسداران بزرگ‌تر، آموزش‌دیده‌تر و وفادارتر از آن چیزی است که آمریکا تصور می‌کرد».

انفجار اجتماعی در داخل ایران

در این تحلیل، هراس رژیم حاکم از قیام سازمان‌یافته مردم ایران، بیشتر از آثار حملات خارجی است. اطلاعات سپاه پاسداران در پیامی به تاریخ جمعه ۲۲ اسفند گذشته، برای چندمین بار وعده «ضربه‌یی محکمتر» به هر نوع «آشوب خیابانی» داد و قبل از آن نیز، سرکرده نیروی انتظامی رسماً اعلام کرد: «اگر کسی به خیابان بیاید، او را ما معترض نمی‌بینیم. او را دشمن می‌بینیم و برخوردی می‌کنیم که با دشمن می‌کنیم. همه نیروهای ما هم دست به ماشه آماده‌اند».

وقتی رژیم مذهبی حاکم، ایرانی معترض را «دشمن» تعریف می‌کند، خیابانهای شهرهای ایران «سرخ» تعریف شده طرف مقابل نیز نه نیرویی خارجی، بلکه «مردم معترض» این سرزمین‌اند. برخی کارشناسان معتقدند چنین شرایطی یادآور تجربه‌های تاریخی جنگ هشت ساله با عراق است که حفظ فضای جنگی به بستری برای تشدید فضای امنیتی، کوبیدن میخ اختناق و محدود کردن هر گونه مخالفت داخلی تبدیل شد. از این منظر، پرسشی که امروز مطرح می‌شود این است که آیا ادامه جنگ صرفاً بخشی از یک منازعه ژئوپلیتیک است، یا نوعی سپر سیاسی برای مهار نارضایتی‌ها در شرایط انفجاری جامعه؟

اظهارات گوناگون سران جدید رژیم، در هراس عمیق از انفجار اجتماعی در داخل کشور نهفته است. شواهد کنونی این واقعیت را نشان می‌دهد که یگانه راه حل، حمایت از مردم و مقاومت مردم ایران و به رسمیت شناختن دولت موقت جمهوری دمکراتیک به ریاست خانم مریم رجوی است! در این صورت است ایران، این کشور دیرپا، به جامعه جهانی بازخواهد گشت.

عبدالرحمن گورکی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی

منابع:

۱.بیانیه شورای ملی مقاومت ایران

۲.تحولات سیاسی جنگ در واشنگتن پست

۳.تحولات منطقه در نشریات عرب



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7