۱۴۰۵ اردیبهشت ۴, جمعه

تاونهال - استروان استیونسون- جنگ سایه در خیابان‌های ما: تروریسم ایرانی از خلیج فارس تا بریتانیا می‌رسد



           تاونهال - استروان استیونسون-  جنگ سایه در خیابان‌های ما: تروریسم ایرانی از خلیج فارس تا بریتانیا می‌رسد

یک رشته‌ تاریک از بیابان‌های امارات متحده عربی تا خیابان‌های لندن امتداد دارد. این رشته‌ای است که توسط رژیم آخوندی در ایران بافته شده، با ایدئولوژی حفظ وحمایت می‌شود، از طریق کانال‌های مخفی تأمین مالی می‌شود و توسط عوامل نیابتی که مایل به معامله وجدان با پول هستند، اجرا می‌شود. دستگیری‌های اخیر در هر دو منطقه، کمپینی را آشکار می‌کند که بسیار فراتر از درگیری‌های متعارف است، این پدیده خود را در زندگی غیرنظامیان جای داده و بافت جوامع باز را هدف قرار می‌دهد.

مقامات امارات متحده عربی شبکه‌ای را که گفته می‌شود با دکترین ولایت فقیه (ولایت فقیه اسلامی) مرتبط است، متلاشی کرده‌اند. بر اساس اظهارات مقامات، این گروه به دنبال جذب نیرو، شستشوی مغزی و بی‌ثبات کردن از درون بود. بودجه به بیرون سرازیر شد. وفاداری به سمت داخل، به سمت تهران، بود. هدف واضح به نظر می‌رسید - تضعیف انسجام اجتماعی و ایجاد نفوذ در زیر رادار.

به طور همزمان، در بریتانیا، گزارش‌های نگران‌کننده‌ای از نوجوانانی منتشر شده است که برای انجام حملات آتش‌زدن کنیسه‌ها و املاک یهودیان استخدام و پول دریافت کرده‌اند. این اقدامات به قلب امنیت جامعه و آزادی مذهبی ضربه می‌زند.

ارزیابی‌های اطلاعاتی سازمان امنیت داخلی بریتانیا ام آی فایو (MI5)‌ بارها توطئه‌های خنثی‌شده مرتبط با عوامل ایرانی یا عوامل نیابتی آنها را برجسته کرده است. هر حمله خنثی‌شده نشان‌دهنده یک موفقیت خاموش است. هر تلاشی، نیتی را نشان می‌دهد که هر روز جسورانه‌تر می‌شود.

این الگو، رژیمی را نشان می‌دهد که در جنگ نامتقارن رشد می‌کند. سپاه پاسداران (IRGC)، به‌ویژه نیروی قدس آن، مدت‌هاست که در اعمال قدرت از طریق ابزارهای قابل انکار تخصص دارد. رویارویی مستقیم با ایالات متحده یا اسرائیل خطراتی را به همراه دارد که تهران سعی در اجتناب از آنها دارد. در عوض، این کشور شبکه‌ها را پرورش می‌دهد، هواداران را بسیج می‌کند و از آسیب‌پذیری‌ها در جوامع باز سوءاستفاده می‌کند.

درگیری اخیر بین واشنگتن، اورشلیم و تهران این رفتار را تشدید کرده است. تلافی‌جویی به ندرت از یک خط مستقیم پیروی می‌کند. این امر در مکان‌های غیرمنتظره‌ای مانند فرودگاه‌های خلیج فارس، مراکز فرهنگی در اروپا، عبادتگاه‌ها در محله‌های آرام ظاهر می‌شود. اهداف فراتر از دارایی‌های نظامی به نمادهای هویت و اتحاد گسترش می‌یابند.

بریتانیا با یک چالش خاص روبرو است. باز بودن، تنوع و حاکمیت قانون آن، نقاط قوتی ایجاد می‌کند که تحسین جهانی را به خود جلب می‌کند. همین ویژگی‌ها فرصت‌هایی را برای بازیگران متخاصم فراهم می‌کنند. جوانان، به ویژه کسانی که احساس می‌کنند به حاشیه رانده شده‌اند یا سرخورده شده‌اند، به نیروهای بالقوه تبدیل می‌شوند. انگیزه‌های مالی، پیام‌رسانی ایدئولوژیک و کمپین‌های نفوذ آنلاین با هم ترکیب می‌شوند تا ترکیبی قدرتمند ایجاد کنند.

استفاده از نوجوانان در حملات ادعایی آتش‌سوزی، نشان‌دهنده یک تکامل تکان‌دهنده است. این نشان دهنده یک استراتژی است که به دنبال برون‌سپاری ریسک و در عین حال تقویت ترس است. یک فرد جوان با یک قوطی بنزین و یک بی عدالتی می‌تواند آسیبی فراتر از آسیب فیزیکی وارد کند. جوامع احساس می‌کنند در معرض خطر هستند. اعتماد از بین می‌رود. تفرقه افزایش می‌یابد.

چنین تاکتیک‌هایی، روش‌های به کار گرفته شده در سراسر خاورمیانه را منعکس می‌کنند. گروه‌های همسو با تهران، مانند حماس، حزب‌الله، حوثی‌ها و شبه‌نظامیان عراقی، ریل استخدام و شستشوی مغزی پیچیده‌ای را توسعه داده‌اند. این ساختارها به راحتی با محیط‌های جدید، به ویژه در عصری که ارتباطات دیجیتال از مرزها فراتر می‌رود، سازگار می‌شوند.

دستگیری‌ها در امارات متحده عربی، بُعد دیگری را برجسته می‌کند. کشورهای خلیج فارس، که اغلب به عنوان لنگرگاه‌های پایدار در منطقه‌ای آشفته دیده می‌شوند، با فشار مداوم روبرو هستند. زیرساخت‌ها، مراکز گردشگری و تأسیسات انرژی، همگی به عنوان اهداف بالقوه مطرح شده‌اند. به نظر می‌رسد پیام تهران برای نشان دادن دسترسی و انعطاف‌پذیری طراحی شده است. هیچ گوشه‌ای از منطقه از دسترس آن دور نیست.

برای بریتانیا، درس عبرتی آشکار است. فاصله جغرافیایی، محافظت کمی در برابر رژیمی که از طریق شبکه‌ها به جای ارتش عمل می‌کند، ارائه می‌دهد. هوشیاری باید فراتر از چارچوب‌های سنتی مبارزه با تروریسم باشد. این امر مستلزم یک رویکرد جامع است که اطلاعات، مشارکت جامعه و ابزارهای قانونی قوی را در بر می‌گیرد.

سرویس‌های امنیتی در بریتانیا اثربخشی قابل توجهی در خنثی کردن توطئه‌ها نشان داده‌اند. کار آنها شایسته تقدیر و حمایت پایدار است. با این حال، پیشگیری به تنهایی نمی‌تواند به محرک‌های اساسی بپردازد. تلاش‌ها همچنین باید بر تاب‌آوری و تقویت جوامع در برابر تفرقه متمرکز شوند و تضمین کنند که افراد آسیب‌پذیر مسیرهایی برای دوری از رادیکالیسم پیدا می‌کنند.

وضوح سیاسی نقش حیاتی ایفا می‌کند. فعالیت‌های سپاه پاسداران و وابستگان آن مستلزم محکومیت صریح است. مماشات، خطر جسارت بیشتر به تجاوز را به همراه دارد. قاطعیت، همراه با هماهنگی بین‌المللی، مسیر معتبرتری را ارائه می‌دهد. قدرت‌های غربی باید سفارتخانه‌های ایران را ببندند و دیپلمات‌های آنها را اخراج کنند. این سفارتخانه‌ها مراکزی برای توطئه برای اقدامات تروریستی هستند.

همچنین یک بُعد اخلاقی وجود دارد. حمله به کنیسه‌ها و املاک یهودیان، تاریخ دردناکی را تداعی می‌کند که اروپا به خوبی با آن آشناست. اجازه دادن به چنین حوادثی برای تکثیر، نشان‌دهنده یک شکست عمیق خواهد بود. حفاظت از آزادی مذهبی و امنیت جامعه، وظیفه اساسی هر جامعه دموکراتیک است.

جنگ سایه‌ای که توسط ایران آغاز شده است، به فضای مجازی نیز گسترش می‌یابد. کمپین‌های اطلاعات نادرست، استخدام آنلاین و نظارت دیجیتال، بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر را تشکیل می‌دهند. مقابله با این تهدیدها مستلزم سرمایه‌گذاری در قابلیت‌های فناوری در کنار روش‌های اطلاعاتی سنتی است. همگرایی رویدادها در امارات متحده عربی و بریتانیا، یک استراتژی واحد و منسجم را نشان می‌دهد که از تهران سرچشمه می‌گیرد. این استراتژی به دنبال نفوذ، اختلال و انتقام است، در حالی که امکان انکار موجه را نیز حفظ می‌کند. این رویکرد در مناطق خاکستری بین جنگ و صلح رونق دارد.

بریتانیا بر سر دوراهی قرار دارد. رضایت از خود، تهاجم‌های بیشتری را به دنبال خواهد داشت. عزم راسخ، با پشتیبانی سیاست روشن و اتحادهای قوی، می‌تواند در برابر این تجاوز مقاومت کند. خطرات فراتر از نگرانی‌های امنیتی فوری است. آنها به یکپارچگی نهادهای دموکراتیک و انسجام خود جامعه اشاره دارند.

رهبری ایران ممکن است معتقد باشد که فاصله و قابلیت انکار، آن را از عواقب محافظت می‌کند. این محاسبه باید به چالش کشیده شود. یک واکنش متحد از سوی متحدان، همراه با هوشیاری تزلزل‌ناپذیر داخلی، می‌تواند این عملیات پنهانی را افشا و با آن مقابله کند. پیام دستگیری‌های اخیر غیرقابل انکار است. این تهدید واقعی، مداوم و در حال تحول است. مقابله با آن نیازمند عزمی برابر با چالش است.

با وجود شواهد فزاینده‌ای مبنی بر دامنه نفوذ بدخواهانه سپاه پاسداران، بریتانیا همچنان آشکارا مردد است، در حالی که متحدان کلیدی قاطعانه عمل کرده‌اند. ایالات متحده، کانادا، استرالیا و اخیراً اتحادیه اروپا همگی به طور رسمی کل سپاه پاسداران را به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کرده‌اند. با این حال، دولت بریتانیا همچنان پشت این استدلال پنهان می‌شود که ممنوعیت یک شاخه رسمی یک کشور مستقل، مشکلات حقوقی و دیپلماتیک را به همراه دارد.

در مواجهه با الگوی مداوم توطئه‌ها، خشونت نیابتی و خرابکاری در خاک بریتانیا، این موضع به طور فزاینده‌ای غیرقابل دفاع به نظر می‌رسد. وقتی یک نهاد دولتی به عنوان معمار و حامی تروریسم عمل می‌کند، تمایز بین دولت و شبکه تروریستی بی‌معنی می‌شود. عدم اقدام بریتانیا اکنون کمتر شبیه احتیاط و بیشتر شبیه بی‌خیالی خطرناک در مواجهه با یک تهدید فزاینده است.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7