۱۴۰۵ شهریور ۱۶, دوشنبه

مجاهد شورشگر علی‌اکبر اکبری از ایلام که دژخیم پلید لاجوردی را به هلاکت رساند چگونه در ۲۰ سالگی به یک قهرمان ملی تبدیل شد؟



مجاهد شورشگر علی‌اکبر اکبری از ایلام  که دژخیم پلید لاجوردی را به هلاکت رساند  چگونه در ۲۰ سالگی به یک قهرمان ملی تبدیل شد؟

چرا صدای شلیک علی اکبر ماندگار شد؟

همیشه تاریخ را ستمگران نمی‌نویسند. هرگاه انسان مبارزی مثل علی اکبر اکبری اراده کند خود بخشی از تاریخ یک ملت می شود.علی‌اکبر اکبری، جوانی از ایلام، از آن نسل‌هایی بود که در فضای سرکوب و اختناق رژیم خمینی چشم به جهان گشود؛ نسلی که نه انقلاب را دیده بود و نه با مقاومت و مبارزه خونین نسل آگاه آن دوران آشنا بود، اما خیلی زود با زخم‌های عمیق حاکمیت خمینی بر پیکر جامعه ایران روبه‌رو شد. او در شهریور ۱۳۵۷ در ایلام متولد شد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در خانواده‌ای متوسط گذراند. تحصیلاتش را تا دوم هنرستان ادامه داد، اما مسیر زندگی‌اش خیلی زود از یک زندگی معمولی فاصله گرفت.

علی‌اکبر تنها ۱۵ سال داشت که از طریق برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی سازمان مجاهدین خلق ایران با فعالیت‌های مخالفان رژیم آشنا شد. او به‌تدریج اخبار و برنامه‌های «صدای مجاهد» را دنبال کرد، مطالب آن را می‌نوشت، تکثیر می‌کرد و در میان دیگران پخش می‌کرد. این آشنایی، برای او صرفاً یک علاقه سیاسی نبود؛ نقطه آغاز مسیری بود که سرنوشتش را برای همیشه تغییر داد. در اردیبهشت ۱۳۷۵ ارتباط او با مجاهدین برقرار شد و به واحدهای مقاومت در داخل ایران پیوست. در یکی از نوشته‌هایش با شور و شوقی جوانانه گفته بود که می‌خواهد «بیاموزد و عمل کند»

اما آنچه نام علی‌اکبر اکبری را در تاریخ مقاومت ایران ماندگار کرد، تصمیمی بود که در اوج جوانی گرفت؛ تصمیمی که او را در برابر یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های سرکوب دهه شصت قرار داد: اسدالله لاجوردی، دادستان و رئیس زندان اوین.

لاجوردی سمبل جنایت و بدنامی

لاجوردی برای بسیاری از زندانیان سیاسی دهه شصت نماد شکنجه، سرکوب و اعدام بود. در روایت‌های منتشرشده درباره علی‌اکبر آمده است که او پیش از انجام عملیات، در نوشته‌ای از عزم خود برای از پا در آودن لاجوردی سخن گفته بود؛ عزم و اراده‌ای که نشان می‌داد این جوان بیست‌ساله از رویارویی با خطر مرگ هراسی ندارد.

روز اول شهریور ۱۳۷۷، درست در سالروز تولدش، علی‌اکبر اکبری در عملیاتی مسلحانه اسدالله لاجوردی را در بازار تهران هدف قرار داد. او پس از انجام مأموریت دستگیر شد. دو روز بعد، در سوم شهریور ۱۳۷۷، زیر شکنجه مأموران رژیم جان باخت. او تنها ۲۰ سال داشت.

سرگذشت علی‌اکبر در همین نقطه پایان نمی‌یابد. اهمیت زندگی او در این است که یک جوان بیست‌ساله، در برابر دستگاهی ایستاد که بر ترس و سرکوب بنا شده بود و مرگ را به بهای وفاداری به آرمان خود پذیرفت. حتی گزارش‌های منتشرشده درباره او تأکید می‌کنند که پس از دستگیری، در برابر شکنجه ایستادگی کرد و از موضع خود عقب ننشست.

علی‌اکبر اکبری برای مردم ایران، تنها یک نام در فهرست شهیدان نیست؛ نماد نسلی است که در اوج جوانی، میان سکوت و ایستادگی، دومی را انتخاب کرد. زندگی کوتاه او، از کودکی در ایلام تا لحظه‌ای که در برابر جلاد ایستاد، روایتی از انتخاب، جسارت و پرداخت بهای آزادی است.

۲۰ سال بیشتر زندگی نکرد؛ اما نامش را در خاطره سیاسی بخشی از جامعه ایران چنان ثبت کرد که گذشت زمان نتوانست آن را محو کند. قهرمانی او، در نگاه ستایشگرانش، نه در طول عمر، بلکه در لحظه‌ای معنا پیدا می‌کند که انسان میان حفظ جان خود و وفاداری به باورهایش باید یکی را برگزیند.

علی‌اکبر اکبری روزی که انتخاب کرده بود برای جاری کردن عدالت و انتقام خون شهیدان لاجوردی را به سزای عملش برساند فقط یک مجاهد و مبارز بود اما بعد از شلیک همان جوان به نمادی از نسلی تبدیل شد حاضر است بهای انتخابش را بپردازد.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@