۱۴۰۴ بهمن ۱۰, جمعه

اخبار جنایت علیه بشریت در جریان قیام - کشتار قیام سراسری از نگاه ، مشاهدات وگواهی یک پزشک جراح



    اخبار جنایت علیه بشریت در جریان قیام - کشتار قیام سراسری از نگاه ومشاهدات  وگواهی  یک  پزشک جراح

گواهی یک پزشک جراح از شب‌های قتل‌عام مردم

اخبار جنایت علیه بشریت در جریان قیام ۱۴۰۴– شماره ۱۰

گزارش کشتار قیام سراسری مردم ایران، شهادت یک پزشک جراح ایرانی است؛ پزشکی که در میانه قیام سراسری مردم ایران، در بیمارستان‌هایی کار کرده که به میدان جنگ تبدیل شدند. روایت او، نه تحلیل سیاسی است و نه بیانیه اعتراضی. این متن، ثبت آن چیزی است که در جریان این کشتار سراسری رخ داد؛ آن‌هم از زاویه اتاق‌های عمل، تخت‌های خون‌آلود و بدن‌هایی که با گلوله‌های جنگی دریده شدند. این گزارش در روزنامه گاردین درتاریخ۶بهمن ماه۱۴۰۴درج گردیده است.


کشتار قیام سراسری از نگاه یک جراح

این پزشک جراح می‌گوید سال‌ها در مناطق بحران‌زده کار کرده است. او زلزله، حوادث بزرگ و تلفات انبوه را دیده بود. با این حال، هیچ‌چیز با آنچه در بیمارستان‌های ایران در جریان قیام سراسری دید، قابل مقایسه نبود. تا پیش از شامگاه پنجشنبه ۱۸دیماه۱۴۰۴، تصاویر مجروحان از طریق واتس‌اپ می‌رسید. زخم‌های ساچمه‌ای به پشت، دست و سر. جراحاتی دردناک اما قابل درمان. نشانه‌هایی از خشونت، اما با حدی مشخص.

ساعت حدود هشت شب، همه‌چیز قطع شد. اینترنت از کار افتاد. تلفن‌ها خاموش شدند. پیام‌ها ناپدید شدند. دقایقی بعد، صدای تیراندازی شهر را پر کرد. شلیک‌ها پیوسته بود. فریادها با انفجارها درهم می‌آمیخت. جراح به بیمارستان فراخوانده شد.

گلوله‌های جنگی، نه هشدار

با ورود به بیمارستان، همه‌چیز تغییر کرده بود. مجروحان دیگر با ساچمه نیامده بودند. این بار، بدن‌ها با مهمات جنگی سوراخ شده بودند. گلوله‌هایی که برای عبور طراحی شده‌اند، نه برای ترساندن. گلوله‌هایی که از یک سمت وارد می‌شوند و از سمت دیگر خارج. این پزشک که جراح تنه است، با موجی از زخم‌های قفسه سینه، شکم و لگن روبه‌رو شد. جراحاتی که در چند دقیقه سرنوشت بیمار را تعیین می‌کنند. فرصتی برای تأخیر وجود نداشت. حاشیه‌ای برای خطا نبود. بسیاری از تیرها از فاصله نزدیک شلیک شده بودند. تخریب بافت‌ها شدید و در مواردی فاجعه‌بار بود. این تصویر، هسته عریان کشتار قیام سراسری را نشان می‌داد.

بیمارستان به منطقه تلفات انبوه تبدیل شد

خیلی زود بیمارستان کارکرد عادی خود را از دست داد. همه‌چیز کم بود. جراح کم بود. پرستار کم بود. متخصص بیهوشی کم بود. اتاق عمل کافی نبود. فرآورده‌های خونی نایاب شد. زمان وجود نداشت. مجروحان سریع‌تر از توان درمان می‌رسیدند. برانکاردها در صف می‌ماندند. اتاق‌های عمل بدون توقف عوض می‌شدند.

در بیمارستانی که معمولاً دو جراحی اورژانسی در یک شب انجام می‌شد، بین ساعت نه شب تا شش صبح حدود هجده عمل انجام گرفت. با طلوع صبح، هنوز برخی بیماران روی تخت عمل بودند. این حجم، با هیچ وضعیت عادی پزشکی همخوانی نداشت. این نشانه‌ای دیگر از کشتار قیام سراسری بود.

خستگی جسمی و فروپاشی روحی

جراح از خستگی مطلق می‌گوید. خستگی بدن قابل تحمل بود. آنچه ویران می‌کرد، فشار روانی بود. وظیفه جراح نجات جان انسان‌هاست. آن شب، آنها جان کسانی را نجات می‌دادند که دولت خودشان به آنها شلیک کرده بود. این تناقض، ذهن را می‌شکست. کار ادامه پیدا می‌کرد چون توقف ممکن نبود. بیماران می‌رسیدند. خونریزی‌ها ادامه داشت. اما درون بسیاری از کادر درمان، چیزی فرو ریخته بود. این احساس، بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه کشتار قیام سراسری شد.

صدای جنگ در خیابان‌های شهر

در اتاق عمل، صداهایی شنیده می‌شد که به شهر تعلق نداشت. صدای سلاح‌های سنگین. صدای مسلسل‌های دوشکا. کمی بعد، همین سلاح‌ها روی وانت‌هایی دیده شدند که در خیابان‌ها حرکت می‌کردند. فضا، فضای پلیسی نبود. قوانین جنگی بر غیرنظامیان اعمال می‌شد.

با ادامه شب، شمارش کشته‌ها ناممکن شد. هیچ سازوکاری برای ثبت دقیق وجود نداشت. حجم تلفات فراتر از ظرفیت بیمارستان‌ها بود. بسیاری از مردم از آمدن به بیمارستان می‌ترسیدند. تجربه به آنها آموخته بود که پس از «کنترل وضعیت»، نهادهای امنیتی اطلاعات بیماران را مطالبه می‌کنند. این ترس، بخشی از سازوکار کشتار قیام سراسری بود.

زخمی‌هایی که هرگز نیامدند

بسیاری از مجروحان تصمیم گرفتند اصلاً به بیمارستان نروند. آنها به‌صورت پنهانی تماس می‌گرفتند. مکالمه‌ها رمزآلود بود. همه می‌ترسیدند که شنود شوند. تماس‌ها فقط از جوانان نبود. از کودک شانزده‌ساله می‌گفتند. از مرد هفتادساله. از رهگذرانی که فقط در خیابان بودند. برای هدف قرار گرفتن، لازم نبود معترض باشی.

تا صبح جمعه، جراح همچنان در اتاق عمل بود. همان روز مجبور شد به شهری دیگر سفر کند. شهری که زخمی به نظر می‌رسید. ایستگاه‌های مترو سوخته بودند. مسیرهای کوتاه، ساعت‌ها طول می‌کشید. دوستان پزشک در آن شهر نیز از شبی فاجعه‌بار گفتند. در یک بیمارستان، سیزده جراحی شکم و قفسه سینه در یک شب انجام شده بود.

برآورد مرگ، فراتر از آمار رسمی

آمار رسمی وجود ندارد. اما ظرفیت بیمارستان‌ها قابل محاسبه است. وقتی بیمارستانی کوچک که معمولاً روزی یک مرگ می‌بیند، در یک شب هشت جسد دریافت می‌کند، ابعاد فاجعه روشن می‌شود. وقتی بیمارستان‌های متوسط ده‌ها جسد می‌پذیرند، تصویر کامل‌تر می‌شود.

در شهری با حدود دو میلیون نفر جمعیت، این پزشک تخمین می‌زند بیش از هزار نفر ممکن است در یک شب کشته شده باشند. در مقیاس ملی، برآورد او به بیش از بیست هزار نفر می‌رسد. این اعداد، بر اساس تجربه میدانی است، نه گزارش رسمی. این برآوردها، چهره واقعی کشتار قیام سراسری را نشان می‌دهد.

برکه‌های خون در خیابان

در یکی از خیابان‌ها، جراح برکه‌ای از خون دید. حدود چند لیتر خون در جوی آب جمع شده بود و ردی چندمتری داشت. کسی که چنین حجمی از خون را از دست بدهد، زنده به بیمارستان نمی‌رسد. با گذشت زمان، خشونت افزایش یافت. پنجشنبه، شلیک‌های تکی بود. جمعه، شلیک‌های خودکار شنیده می‌شد.

خانواده‌ها همچنان تماس می‌گرفتند. ترس آنها فقط از جراحت نبود. آنها از مراجعه به پزشک می‌ترسیدند. بیمارستان، که باید امن باشد، به مکانی پر از هراس تبدیل شده بود. این وضعیت، نشانه فروپاشی کامل اعتماد عمومی در جریان کشتار قیام سراسری است.

آنچه در جریان قیام سراسری رخ داد، بسیار فراتر از روایت‌های رسمی است. این کشتار، در تاریکی قطع ارتباطات و در سکوت تحمیلی انجام شد. شهادت این پزشک جراح نشان می‌دهد که خشونت سازمان‌یافته، آگاهانه و با سلاح جنگی علیه مردم به کار رفت. کشتار قیام سراسری نه یک حادثه مقطعی، بلکه نقطه عریان‌شدن ماهیت حکومتی جنایتکار است که برای بقا، به شلیک به مردم خود متوسل شد.

در مشهد در روزهای ۱۸و ۱۹ دیماه چه گذشت؟

اخبار جنایت علیه بشریت در جریان قیام ۱۴۰۴– شماره ۹

آن چه که در زیر می آید سه گزارش از شاهدان عینی در مشهد است که روایتگر جنایتی هولناک در این شهر در جریان قیام دیماه۱۴۰۴ است.


شاهد اول از مشهد:

 خیلی ها کشته شدند در بهشت رضوان مشهد قبر کندن و گفتند کاری نداشته باشید و ۲۰۰ جنازه ریختن در گودال رویش خاک ریختن. یکی دیگر را در مشهد کشتند خودشان بردند نیشابور دفن کردن .خانواده ای یواشکی رفتن قبر را باز کردن که بچه را ببرند روستا، بعد دیدن ۴ جنازه دیگر روی همان جنازه هست.

 جمعه بیمارستان فارابی فقط ۱۰۰۰تا امضا سردخانه داشت .یک مغازه که سنگ قبر درست میکند گفت فقط ۱۴۸ سنگ سفارش دادن که همه متولد ۸۶ تا ۷۹ دختر وپسر هستند هیچکس نمیتواند عمق فاجعه را بفهمد. این کشتار دسته جمعی باعث شده یکسری ها بروند در حالت اغما و رو نداریم به خانواده هاشون نگاه کنیم. رفتم جنازه رفیقم را تحویل بگیرم ۲۰ نفر از دوستانم کشته شدند. یک برگه جلوی پدرم گذاشتند و گفتند امضا کن و این جنازه به دست منافقین کشته شد و جزو بسیج بوده. این پیرمرد هم نمیدانسته چی امضا کرده و جنازه را تحویل گرفته. برای دوست دومم میرن میگن امضا کن برادرش امضا نمیکنه جنازه رو تحویل نمیدهند.

شاهد دوم از مشهد:

تو مشهد قسمت زیادی از جنازه ها را بردند و باغ رضوان دفن کردند و برای جلوگیری از ازدیاد آمار کشته شده ها ، قسمت زیادی از آمار کشته ها را در قبرستان های استان خراسان پخش کردند.

مشهد شاهد سوم:

آقا توی مشهد احمد آباد و وکیل آباد بیشترین شلوغی‌ها را داشتن  و بیشترین کشته را دادند. مردم اون شب پنجشنبه و جمعه خیلی از پاسگاه هاشون را محاصره کرده بودند و می خواستند پاسگاه‌ها را بگیرند.نیروهای سرکوبگر یک دفعه مردم را به رگبار بستن. ما اون شب تمام عابربانکها و فروشگاه‌ای کوروش افق و بانکها ، مراکز دولتی، دوربینها و خلاصه تمام متعلقات رژیمی را به آتش کشیدیم. اونها هم بی مهابا شلیک کردند. رد تیرهاشون همه جا هست. مردم  و بخصوص نوجوونها و جوانهای زیادی را کشتند. اون شب مردم همه محلات اومده بودند. اصلا ادم فکر می کرد تمام شده است. همه جا جمعیت بود. اونها میون این همه جمعیت شلیک کردند. کشتار کردند. من اهل غلو نیستم اما به نظرم مشهد به تنهایی بیش از هزار کشته داده. اصلا همین طور  جنازه بود که روی زمین بود . مردم وحشت زده می دویدند و اونها شلیک می کردند.

بعدش هم جنازه را به خانواده ها ندادندو  هنوز هم نمی دهند.

می دونم یک سری جنازه ها را بردن توی یه قبرستون قدیمی توی جاده کلات به صورت جمعی دفن شون کردند. اصلا قبر نکندن. همین طور جوون و نوجوون را ریختن توی چاله و خاک کردند جمعی.این قبرستون کنار پاسگاه خلق آباد مشهده. بیشتر را اونجا  خاک کردن.

یک سری رو هم بار کامیون زدن بردن تو بیابونا خالی کردن. من دستکم یه نقطه ای را میشناسم که اینها جنازه های بچه‌ها را ریختن توش و رویش هم با لودر خاک ریختنن. آدم هرچیزی را توی زندگی ممکمه ببینه به جز این صحنه‌هایی که ما این چند روز دیدیم.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

پرونده یک جنایت؛ روایت مای ساتو از قتل‌عام خونین دیماه توسط رژیم ضد بشری ایران



                 پرونده یک جنایت؛ روایت مای ساتو از قتل‌عام خونین دیماه توسط رژیم ضد بشری  ایران

اخبار جنایت علیه بشریت در جریان قیام ۱۴۰۴– شماره ۱۱

قطع اینترنت نتوانست همه جنایت‌هایی را که از ۱۸ دی ۱۴۰۴ در خیابان‌های ایران توسط عوامل سرکوب حکومت رخ داده مخفی کند. گزارش‌ها کم‌کم درحال بیرون آمدن هستند. «انجمن ایران آزادی» بر آن  است که این اخبار و احیانا اسناد را جمع‌آوری کند. از همه هموطنان و ایرانیان آزادیخواه می خواهیم در این مسیر به ما کمک کنند.

روایت مای ساتو از قتل‌عام خونین دیماه توسط رژیم ایران

روایت گزارشگر سازمان ملل از سرکوبی که شواهدش انکارناپذیر است

مای ساتو، حقوقدان ژاپنی و گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، در یکی از پرتنش‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران مأموریت خود را پیش می‌برد. هنوز کمتر از دو سال از آغاز مسئولیت او می‌گذرد، اما این دوره با یکی از مرگبارترین سرکوب‌های حکومتی در ایران هم‌زمان شده است. سرکوبی که هزاران شهروند معترض را به کام مرگ کشاند و تصویری تازه از ابعاد خشونت سازمان‌یافته رژیم ایران ارائه داد.

در روزهایی که اینترنت به‌طور گسترده قطع شد و دسترسی به اطلاعات مستقل به‌شدت محدود بود، گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای از جنوب تهران و دیگر نقاط کشور منتشر شد. تلنبار شدن کیسه‌های جنازه، که بخشی از قربانیان سرکوب اخیر را در خود داشت، به یکی از نمادهای سیاه این دوره بدل شد. در چنین شرایطی، مای ساتو کار خود را بر بررسی وقایع و الگوهای نقض فاحش حقوق بشر متمرکز کرده است.

مای ساتو و ثبت الگوی سرکوب

مای ساتو درباره موارد ثبت‌شده می‌گوید:
«هدف قرار دادن معترضان با گلوله جنگی به سمت اعضای حیاتی بدن، استفاده گسترده از زور بیش از حد علیه معترضان غیرمسلح، یورش به بیمارستان‌ها که نقض بی‌طرفی پزشکی است، اخاذی از خانواده‌های داغدار برای تحویل اجساد، و قطع ارتباطات مخابراتی هم‌زمان با افزایش تلفات.»

او به‌تازگی از نشست اضطراری شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو به لندن بازگشته است. این نشست در پی سرکوب‌های مرگبار دی‌ماه برگزار شد. مای ساتو اکنون خود را برای ارائه گزارش به هیئت حقیقت‌یاب بین‌المللی آماده می‌کند؛ هیئتی که پس از سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ تشکیل شد و دامنه بررسی‌های آن به وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ گسترش یافته است.

در همین فاصله، مای ساتو با رسانه‌های بین‌المللی نیز گفت‌وگو کرده است. او هفته گذشته به یک رسانه آمریکایی گفت که هیئت حقیقت‌یاب مستقل باید احتمال ارتکاب جنایت علیه بشریت در جریان سرکوب اعتراضات اخیر را بررسی کند. او در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی نیز تأکید کرد:
«جنایت علیه بشریت از جدی‌ترین جرایم در حقوق کیفری بین‌المللی است.»

با این حال، او هم‌زمان هشدار داد:
«صدور چنین تشخیصی در این مرحله از سوی من غیرمسئولانه خواهد بود.»

گستره سرکوب و قطع ارتباطات

به گفته مای ساتو، الگوی به‌کارگرفته‌شده در این سرکوب با نمونه‌های پیشین تفاوت دارد. او تصریح می‌کند:«گستره سرکوب حکومتی، یکی از شدیدترین موارد در تاریخ معاصر ایران را نشان می‌دهد»

گزارشگر ویژه سازمان ملل همچنین می‌گوید:
«اعتراضات و سرکوب متعاقب آن، ظاهرا سراسری بوده و همه استان‌های ایران را دربر گرفته است.»

او عامل تشدیدکننده این وضعیت را چنین توضیح می‌دهد:
«آنچه این وضعیت را به‌ویژه شدید می‌کند، قطع ارتباطات مخابراتی است؛ امری که مانع از مشاهده بین‌المللی رویدادهای میدانی می‌شود.»

مای ساتو و نقض بی‌طرفی پزشکی

یکی از محورهای مهم گزارش‌های مای ساتو، یورش نیروهای امنیتی به مراکز درمانی است. او در این باره می‌گوید:
«گزارش‌هایی از یورش به مراکز درمانی دریافت کرده‌ام که نقض اصول بی‌طرفی پزشکی است. وقتی بیمارستان‌ها به‌عنوان مکان‌های امن تلقی نشوند، معترضان مجروح از مراجعه برای دریافت خدمات درمانی خودداری می‌کنند و این امر به‌طور اجتناب‌ناپذیری تلفات را افزایش می‌دهد.»

در نشست اضطراری شورای حقوق بشر، موضوع ارجاع مقام‌های ارشد و فرماندهان نظامی دخیل در سرکوب‌ها به دیوان کیفری بین‌المللی مطرح شد. با این حال، مسیر حقوقی چنین اقدامی با موانع جدی روبه‌روست. رژیم ایران عضو این دادگاه نیست و ارجاع پرونده از سوی شورای امنیت نیز با توجه به مواضع روسیه و چین بعید به نظر می‌رسد.

مای ساتو درباره این وضعیت می‌گوید:
«من این وضعیت را بن‌بست کامل توصیف نمی‌کنم. سازوکارهای دیگری برای پاسخ‌گویی [قضایی] هم وجود دارد، از جمله صلاحیت جهانی. با این حال، لازم است فراتر از تعقیب قضایی ـ هرچند مهم ـ درباره معنای عدالت و مسئولیت‌پذیری فکر کنیم.»

او تأکید می‌کند:
«رسیدن به عدالت نیازمند تلاشی پایدار و چندوجهی است، حتی زمانی که سازوکارهای سنتی مسدود شده‌اند.»

اهمیت حقیقت‌یابی و ثبت تاریخی

مای ساتو درباره گام‌های پیش رو می‌گوید:
«من در نشست آتی شورای حقوق بشر در ماه مارس، درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، از جمله نقض‌های مرتبط با اعتراضات، گزارش خواهم داد»

به گفته او، گزارش‌های ارائه‌شده از سوی گزارشگر ویژه و هیئت حقیقت‌یاب می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری دادگاه‌ها و سازوکارهای قضایی ویژه شود. او در این باره می‌گوید:
«حقیقت‌یابی و مستندسازی برای ثبت تاریخی، اجزای بنیادین پاسخگویی‌اند. سال‌ها مستندسازی سازمان ملل، از جمله گزارش‌های مأموریت من، بخشی از اسناد رسمی است که تجربه قربانیان را حفظ می‌کند و تضمین می‌کند حقیقت ثبت شود.»

در ادامه می‌افزاید:
«پرونده جامعی که امروز در حال شکل‌دادن آن هستیم، ممکن است در آینده به شواهدی حیاتی برای سازوکارهای پاسخ‌گویی که پدید می‌آیند، تبدیل شود.»

روایت مای ساتو، تصویری مستند از سرکوبی ارائه می‌دهد که  رژیم ایران تلاش دارد آن را پنهان کند. تأکید او بر ثبت، حقیقت‌یابی و حفظ شواهد نشان می‌دهد که حافظه تاریخی قربانیان، برخلاف خواست حاکمیت، در حال شکل‌گیری است. این پرونده، حتی اگر امروز به دادگاه نرسد، به‌عنوان سندی ماندگار علیه نظامی باقی خواهد ماند که بقای خود را بر سرکوب و کشتار بنا کرده است.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

راویان حکومتی؛ هراس از «اغتشاش» یا سازمان‌یافتگی؟



راویان حکومتی؛ هراس از «اغتشاش» یا سازمان‌یافتگی؟

کارگزاران نظام آخوندی و دستگاه تبلیغاتی‌شان مدام بر این طبل می‌کوبند که قیام‌آفرینان دی ۱۴۰۴ ــ و به‌قول آن‌ها اغتشاش‌گران ــ برنامه داشتند، سازماندهی داشتند، هدف‌ داشتند و از قبل هماهنگ کرده بودند. این گزاره، نه یک تحلیل از شرایط، بلکه بخشی از جنگ روانی حاکمیتی است که بقای خود را در جعل واقعیت و وارونه‌سازی حقیقت جست‌وجو می‌کند. حاکمیتی که سال‌هاست هر فریاد آزادی‌خواهانه‌ای را یا «توطئه خارجی» نامیده یا «اغتشاش کور»؛ و حالا، به تناقضی مضحک افتاده است: هم قیام را بی‌ریشه و بی‌پشتوانه می‌خواند و هم آن را حاصل برنامه‌ریزی و سازماندهی می‌داند!

اینان می‌خواهند با این تعبیرات و توصیفات، دامنه‌ی سرکوب و جنایات‌شان را، هم توجیه کنند و هم فریب اجتماعی را به‌زعم خود پیش ببرند. وقتی می‌گویند «برنامه داشتند»، در واقع به‌دنبال صدور مجوز سرکوب‌اند؛ وقتی از «هماهنگی» حرف می‌زنند، می‌خواهند بازداشت، شکنجه و اعدام را اقدامی پیش‌گیرانه جلوه دهند. این زبان، زبان قدرتی است که از جامعه می‌ترسد و وحشت و هراس روزافزون خود را پشت تکرار مداوم واژه‌های امنیتی در رادیو و تلویزیون و تریبون‌های متعدد پنهان می‌کند.

اینان به‌عمد نمی‌خواهند سراغ این اصل بنیادی بروند که اکثریت یک جامعه در حال نبرد با حاکمیت اشغال‌گر ایران هستند. پذیرش این اصل، به‌معنای فروپاشی کل روایت رسمی نظام است؛ روایتی که خود را «نماینده مردم» جا می‌زند، در حالی که در عمل، در برابر مردم ایستاده است. از همین روست که قیام را تقلیل می‌دهند، تکه‌تکه می‌کنند تا به‌زعم خود آن را به چند «هسته‌ی اغتشاش‌گر» فروبکاهند.

اینان به‌عمد می‌خواهند مبارزه‌ی سراسری و هدف‌مند ــ و البته سازمان‌یافته ــ با حاکمیت ولایت فقیه را دور بزنند. چرا که اذعان به سراسری‌بودن، هدف‌مندی و سازمان‌یافتگیِ مبارزه، به‌معنای اذعان به شکست سیاسی و تاریخی و اعتراف به نداشتن مشروعیت آنان است. آنان می‌دانند که این مبارزه نه یک واکنش مقطعی، بلکه روندی ممتد و ریشه‌دار است که از حافظه‌ی جمعی مردم ایران تغذیه می‌کند.

بله، مبارزه‌یی تاریخی با هدف سرنگونی ناجمهوری آخوندی در کف خیابان‌های ایران جریان داشته و ادامه خواهد یافت. این مبارزه، حاصل انباشت تجربه‌ی تاریخی، آگاهیِ فراگیر و خشم ملی است، نه محصول یک رخ‌داد بی‌پشتوانه یا یک فراخوان. این یک مبارزه‌ی بسیار جدی و قوی و هماهنگ برای پایان دادن همیشگی به سلسله‌ی دیکتاتوری در ایران‌زمین است.

این افتخار از آن تمام قیام‌آفرینان از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۱۸ تیر ۷۸ و تا دی ۱۴۰۴ بر تارک و آقاق این سرزمین است. این افتخار، تاریخ زنده‌ی مقاومت مردمی است که هرگز تسلیم نشده‌اند. این افتخار باز هم قدرت‌مندتر، گسترده‌تر، سازمانیافته‌تر، هماهنگ‌تر و سراسری‌تر به میدان خواهد آمد تا عظیم‌ترین نبرد پیروزی بر اشغال‌گران فقاهتی و ولایتی را رقم بزند؛ نبردی که پایان آن، نه در روایت‌های جعلی و مبتذل راویان حاکمیت، که با اراده‌ی راسخ مردم ایران نوشته خواهد شد. بعد از قیام دی ۱۴۰۴، روزگار آتیِ ایران فقط با عظیم‌ترین خروش و خیزش ملی برای برچیدن بساط ساختار پلیدترین قاتلان ولایی ــ آخوندی رقم خواهد خورد.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

هفته‌نامه فرانسوی کانار آنشنه: رضا پهلوی؛ شاه دیگر معنایی ندارد؛ بچه‌ها بروید جلو، من دارم می‌آیم!


                  هفته‌نامه فرانسوی کانار آنشنه: رضا پهلوی؛ شاه دیگر معنایی ندارد؛ بچه‌ها بروید جلو، من دارم می‌آیم!


هفته‌نامه فرانسوی کانار آنشنه در مطلبی در ۸بهمن ۱۴۰۴ نوشت: رضا پهلوی؛ شاه دیگر معنایی ندارد تنها «پسرِ پدر بودن»، نیازمند خوش‌بینی در هر لحظه است این هفته نامه افزوده است: بروید جلو بچه‌ها، من دارم می‌آیم! و مشکل دقیقاً همین‌جاست، اگر او به سختی در اشتباه باشد چه؟!

آنشنه می افزاید: ایرانیان بی‌شماری هستند که مشت گره می‌کنند و فریاد می‌زنند: «نه شاه، نه ملا!»؛ پیامی که از صراحت بالایی برخوردار است.

هفته نامه آنشنه در ادامه به رویکرد پسر شاه با دوره زمامداری پدرش اشاره می‌کند و می‌‌نویسد: 

پسر شاه سرسختانه از انجام کوچکترین نقد و بررسی دوران سلطنت پدرش خودداری می‌کند حتی با ایجاد جنجال در سال‌های جوانی‌ مدعی شده بود که پدرش نمی‌توانسته به مردمی «بی‌سواد» دموکراسی ارائه دهد.

توجهتان را به این مطلب تحلیلی در هفته نامه آنشنه جلب میکنیم: 

رضا پهلوی اکنون بیش از چهل و پنج سال است که بی‌باکانه منتظر ساعت پیروزی خود است. شورش‌ها یکی پس از دیگری می‌آیند بدون آن که شبیه هم باشند، اما رژیم جمهوری اسلامی سرپاست.

او فکر می‌کند: «دفعه بعد، دفعه درست خواهد بود، رژیم ایران مثل یک میوه رسیده خواهد افتاد. بروید جلو بچه‌ها، من دارم می‌آیم!» و مشکل دقیقاً همین‌جاست. اگر او به سختی در اشتباه باشد چه؟ رضا از زمان خروجش از ایران پیش از سقوط سلطنت در سال ۱۹۷۹ در ایالات متحده در تبعید است، گویی خارج از واقعیتِ خاک ایران زندگی می‌کند.

برنارد هورکاد، پژوهشگر برجسته مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه و متخصص ایران، یادآوری می‌کند که «خمینی پیش از بازگشت، شبکه‌های قدرتمندی در ایران داشت که با آنها در ارتباط مداوم بود: البته شبکه مساجد، کمونیستها هم به‌دلیل نفرت عمیق از شاه از او حمایت می‌کردند. رضا پهلوی نزد ایرانیان شناخته شده است، اما حامیان او که در اقلیت هستند، هیچ سازماندهی خاصی ندارند»

جاناتان پیرون، استاد روابط بین‌الملل در لیژ، تأکید می‌کند: «بخشی از جمعیت که نامش را بیشتر از سر نوستالژی برای رژیم گذشته بر زبان می‌آورند. اما این‌که این موضوع از نظر سیاسی چه معنایی دارد، بحث دیگری است»؛ به‌ویژه که ایرانیان بی‌شماری هستند که مشت گره می‌کنند و فریاد می‌زنند: «نه شاه، نه ملا!»؛ پیامی که از صراحت بالایی برخوردار است.

نوستالژی رژیم شاه در میان بخشی از جوانان که نه ساواک (پلیس سیاسی) وحشتناک را دیده‌اند، نه نابرابریهای چشمگیر آن زمان و نه سرکوب‌های بی‌پرده معترضان را، تصادفی نیست. یک تحقیق در روزنامه اسراییلی «هاآرتص» نشان داد که پشت سیل فیلم‌های مربوط به تهران دهه ۱۹۷۰ و کوه کامنت‌های همراه آنها در شبکه‌های اجتماعی، آژانس‌های تبلیغاتی ماهر پنهان شده‌اند.

باید این امتیاز را به رضا پهلوی داد که این مدعی تخت و تاج ایران با تمام جناح‌های راست افراطی جهان معاشرت می‌کند. او وعده رفراندوم درباره شکل دموکراتیک حکومت در آینده را داد، بدون آن که هرگز درباره جایگاهی که خودش مایل است اشغال کند، صراحتاً صحبت کند. او سرسختانه از انجام کوچک‌ترین نقد و بررسی دوران سلطنت پدرش خودداری می‌کند و حتی با ایجاد جنجال در سال‌های جوانی‌اش، مدعی شده بود که پدرش نمی‌توانسته به مردمی «بی‌سواد»، دموکراسی ارائه دهد.

او که توسط افرادی به‌شدت مرتجع، از جمله همسرش محاصره شده. هرگز کلمه‌یی درباره جمعیت‌های کرد، آذری، ترکمن یا عرب بر زبان نیاورده است. علاوه بر این، برنامه او هیچ دغدغه اجتماعی در بر ندارد. او به‌سادگی فراموش می‌کند که اصلی‌ترین خواسته معترضان، البته بعد از آزادی، کاهش نابرابریهاست.

رضا پهلوی خود را در متحد کردن اپوزیسیون خارج از کشور ناتوان نشان داده است. تلاش برای اتحاد موسوم به «شورای جورج تاون» حدود دو سال پیش به‌سرعت از هم پاشید. فقدان ابهت و وزن سیاسی او از دید ترامپ هم پنهان نماند؛ کسی که او را «یک پسر شیک» توصیف کرد، در حالی‌که افزود مطمئن نیست او مرد این میدان باشد. با این حال، به نظر نمی‌رسد پهلوی از این حرف‌ها دلسرد شده باشد.

در سایت مؤسسه ملی سمعی و بصری فرانسه، می‌توان فیلم کوتاهی از کودکی رضا دید که در سال ۱۹۶۱ در تهران فیلم‌برداری شده است. او که ۱۱ماهه است، به سختی می‌تواند تعادلش را حفظ کند و این باعث واکنشی از سوی گزارشگر می‌شود که می‌گوید: «او هنوز نمی‌داند که بازیهای سیاست دشوار است و ممکن است گاهی در مسیر قدرت پایش بلغزد» شصت و پنج سال بعد، به نظر می‌رسد هیچ چیز تغییر نکرده است.


کانار آنشنه فرانسه ۸ بهمن ۱۴۰۴


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

مسعود رجوی - ۹ بهمن ۱۴۰۴: لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران ولایت فقیه توسط اتحادیه اروپا


مسعود رجوی - ۹ بهمن ۱۴۰۴: لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران ولایت فقیه توسط اتحادیه اروپا


لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران ولایت فقیه توسط اتحادیه اروپا

کلان ضربه به خامنه‌ای و یک نقطهٔ عطف در مسیر سرنگونی

محصول بلافصل خون شهیدان و برآمد ۳دهه کارزار مقاومت ایران و دیگر آزادیخواهان

راستی که بیشتر از این نمی‌شد کش داد و این پا و آن پا و مماشات کرد

اما جوشش خون شهیدان قیام دیماه بر این‌همه نقطهٔ پایان گذاشت

آه که چه سنگین و خونین، با کهکشانی از فرزندان رزمنده و رشید میهن

اما اکنون جهان به حقانیت مبارزه ما با فاشیسم دینی و حق دفاع از خود این خلق ستمدیده

و تسلیح فرزندانش در صفوف ارتش آزادی گواهی می‌دهد

بچهٔ‌شاه که همیشه مجاهدین و رزم‌آوران ارتش آزادی را «بخشی از مشکل» و سپاه و بسیج را «بخشی از راه‌حل» می‌دانست، اکنون بور شده و سرمایه‌گذاری‌اش بر روی سپاه سوخته است


به صراحت می‌گفت: «من تکیه‌گاهم روی همین نیروهای انتظامی است. روی همین سپاهی‌ها، روی همین پاسدارها. روی همین بسیجی‌ها، روی همین نظامی‌هایمان»!

راستی تکلیف آن ۵۰هزار نفر موهوم که می‌گفت از سپاه پاسداران به او اعلام پیوستگی کرده‌اند حالا پس از این لیست‌گذاری چه می‌شود؟!

اما واقعیت سرسخت روی زمین که در یک‌کلام در قیام و سرنگونی خلاصه می‌شود

با شیخ و شاه شوخی ندارد. بهتر است خامنه‌ای در اسرع وقت به شاه ملحق شود

انقلاب دموکراتیک ایران پیروز می‌شود



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7