
کنفرانس در پارلمان ایتالیا - سخنرانیهای سناتور جولیو ترتزی، سناتور مارکو اسکوریا و پاتریک کندی
کنفرانس در پارلمان ایتالیا
بحران ایران: راهحل دموکراتیک برای آینده
سخنرانیهای
سناتور جولیو ترتزی رئیس کمیسیون سیاستهای اروپایی سنای ایتالیا
وزیر خارجه ۲۰۱۳-۲۰۱۱
سناتور مارکو اسکوریا – عضو سنای ایتالیا، دبیر کمیسیون سیاستهای اروپا
پاتریک کندی – نمایندهٔ کنگرهٔ آمریکا ۲۰۱۱-۱۹۹۵
سناتور جولیو ترتزی
مریم رجوی امید است
او «یقین و اطمینان» زنان و مردان ایران است
در سال ۱۳۶۷ با فتوای خمینی، ۳۰ هزار نفر قتلعام شدند
و این روند تا به امروز از طریق شبکهیی از سفارتخانهها در سراسر جهان
که بهعنوان پایگاههایی برای عملیات تروریستی عمل میکنند ادامه دارد
ما مدیون مجاهدین خلق و فعالیتهای بزرگ آنان هستیم
مدیون آموزه و الگویی از شجاعت و درس شفافیت بزرگی
درباره چگونگی تدوین یک سیاست خارجی و امنیتی که قادر باشد
مانع از گسترش این هیولای خشونت، توتالیتاریسم و سلطهجویی شود
صحبت کردن پس از رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، مایه افتخار و هیجان بزرگی است. و این احساس بهمراتب قویتر میشود، بهویژه پس از شنیدن توضیحات و فراخوان او.
چنین موضع سیاسی بینقص معاون رئیس پارلمان، آقای فابیو رامپلی، و سخنان بانی و برگزارکننده این نشست؛ نشستی با حضور شخصیتهای برجسته که در این پنل حضور دارند و اطمینان دارم در ادامه بحث نیز سخن خواهند گفت. و من دوستان دیرینهای از مقاومت را میبینم؛ دوستداران ایران واقعی، کشوری که باید مهد بزرگ دموکراسی و آزادی باشد؛ کشوری غنی از سنتی فوقالعاده و هویت تاریخی که نمیتواند توسط جنایتکارانی که اکنون بر آن حکومت میکنند، نابود و لگدمال شود.
این یک امتیاز بزرگ است که دقیقاً در این لحظه، پس از سخنان خانم مریم رجوی و رئیس رامپلی صحبت میکنم. چرا که آقای رامپلی تصویری بسیار پویا و در عینحال شورانگیز از فعالیتهای پارلمان ایتالیا، نهادهای اروپایی و کمیسیونها ترسیم کردند. ایشان به کمیسیون سوم، سایر کمیسیونهای سنا و کمیسیونهای مجلس نمایندگان اشاره کردند که به این موضوعات میپردازند؛ و مایلم بهویژه از کمیسیون حقوقبشر نام ببرم که امروز صبح افتخار میزبانی از خانم مریم رجوی را داشت و مباحث مهمی در آن مطرح شد.
پیش از هر چیز میخواهم از رئیسجمهور رجوی برای حضورشان در اینجا و برای سخنانشان تشکر کنم؛ و برای اینکه ایشان همان چیزی هستند که خانم نایکه گروپیونی بهدرستی در سخنرانی زیبای خود گفتند: ایشان امید همه زنان و مردان ایران هستند، و نایکه عزیز، اگر اجازه دهی یک پینویس کوچک اضافه کنم، باید بگویم مریم رجوی «یقین و اطمینان» زنان و مردان ایران است.
و معتقدم آنچه مریم رجوی گفت، نوری است که بار دیگر با قدرت بر تاریکیِ چیره شده از سالهای ۷۹-۸۰ (۱۳۵۷-۱۳۵۸) میتابد؛ تاریکیای که درست زمانی سایه افکند که با سقوط شاه، شعله نیرومند دیگری از دموکراسی و آزادی در انتهای تونل در حال افروختهشدن بود رژیمی که آن هم از بسیاری جهات، حکومتی منفور و جنایتکار بود. بیایید حقیقت تاریخی را بگوییم؛ آنگونه نیست که پسر شاه در مصاحبههای تلویزیونیاش میگوید وقتی از او میپرسند: «میراث پدرتان برای کشورش چه بود؟» و پسر شاه مرتباً تکرار میکند او این را دو یا سه بار تکرار کرده و اخیراً در پارلمان آمستردام نیز هنگام تکرار آن هو شد و مورد تمسخر قرار گرفت که میگوید: «آه، من درباره این مسائل صحبت نمیکنم چون فقط تاریخ میتواند درباره آن قضاوت کند». این تا حدی نگرش ذهنی پادشاهی است که میخواهد با نشانهای اشرافیِ خودساخته دوباره خود را مطرح کند، در حالی که قطعاً در حد و اندازهای نیست که بتواند مظهر آزادیخواهی، قدرت و اراده ملت ایران برای حرکت به جلو باشد؛ ارادهای که مریم رجوی نماینده آن است.
به همین دلیل است که میخواهم به رئیسجمهور رجوی بگویم چقدر از ایشان سپاسگزارم. و معتقدم بسیاری از ما همانطور که از تشویقهای پرشور شما در بخشهایی از سخنان ایشان دیدم و امیدوارم همه ما، از ایشان برای یک موضوع مشخص و ویژه سپاسگزار باشیم؛ موضوعی که در سخنان قبلی آقای رامپلی و خانم گروپیونی نیز مطرح شد، اما خود ایشان بهطور خاص بر آن تأکید کردند.
اروپا باید قوی باشد، باید شجاعت داشته باشد، باید از قطعیت سیاسی برخوردار باشد و باید اصول راهنمای مشخصی داشته باشد تا درک کند ایران در طول این سالها، از سال ۱۹۷۹ تا امروز، چه بوده و در مقابل، چطور روزبهروز بدتر و مخربتر شده است؛ نه تنها بهدلیل فجایعی که در خاورمیانه در حال رخ دادن است و اکنون از خاورمیانه پیامدهای آن حتی به اقتصاد جهانی نیز سرایت کرده است. تا جایی که توانایی مردم برای مقابله با فاجعه فقر غذایی رو به افزایش در بسیاری از مناطق جهان را تحت تأثیر قرار داده است. این وضعیت به سبب آن چیزی است که معادل قدرت دو بمب اتمی در تنگه هرمز و بابالمندب توصیف میشود.
فاجعهای ناشی از بستن شریانهای اصلی تأمین کالا، زنجیرههای غذایی و ظرفیت تأمین انرژی برای کار، کشاورزی و حمایت از مردم در سراسر جهان، بهویژه در فقیرترین کشورها؛ بله، این سیمای ایرانِ امروز است.
ایرانی با ماهیت بنیادگرایی اسلامی، از طریق جنگافروزی و تداوم بخشیدن به جنگها برای بقا در قدرت. این ایران به فاجعهیی برای جهان تبدیل شده است. ما داریم هزینه آن را میپردازیم و اروپا هنوز باید به این باور قطعی برسد که هیچ راهی برای «مماشات» با این جنایتکاران وجود ندارد.
هیچ مماشاتی وجود ندارد، همانطور که وزیر امور خارجه بزرگ، جورج شولتز میگفت: «مذاکره، اگر سایه قدرت بر میز گفتگو سنگینی نکند، تنها واژهای مؤدبانه برای تسلیم است».
اروپا به بسیاری از ناظران—که من نیز یکی از آنها هستم -این برداشت را داده است که گویی همه چیز را میتوان همواره با تلاش، اصرار و حتی التماس برای ادامه گفتگو حل کرد؛ آن هم با رژیمی که از گفتگو صرفاً برای زمان خریدن، به تأخیر انداختن امور، تسلیح خود و ادامه کشتار صدها هزار مخالف سیاسی استفاده میکند. بیایید فراموش نکنیم که در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸)، با فتوای خمینی، ۳۰ هزار نفر تنها در عرض چند هفته قتلعام شدند.
و این روند تا به امروز نیز از طریق شبکهیی از سفارتخانهها در سراسر جهان که بهعنوان پایگاههایی برای عملیات تروریستی عمل میکنند، ادامه دارد. مایلم پروندهیی را یادآوری کنم که پیش از این نیز در همینجا به آن اشاره کردم، اما یادآوری آن ضروری است: اینکه سیاست خارجی ایران از ابزار تروریسم نیز استفاده میکند و دیپلماتهای ایرانی بیایید اسدالله اسدی را به یاد آوریم؛ دیپلمات سفارت ایران در وین که به ویلپنت فرستاده شد، جایی که گردهمایی بزرگ مجاهدین خلق برگزار میشد و بسیاری از ما از جمله برخی از حاضران در این سالن نیز در آنجا حضور داشتیم. آنها این تروریست را که یک دیپلمات رسمی و سرکرده یک شبکه تروریستی بود، فرستاده بودند تا آن سالن بزرگ با حضور ۶۰ هزار نفر و دهها هیأت خارجی را منفجر کند.
این را میگویم چون باید درک کرد که بله، سفارتخانهها کارکرد خود را دارند، اما ما نمیتوانیم هیچگونه فشاری از سوی سفارتهای ایران بر کشورهایمان و بر کشورهای اروپایی را بپذیریم. بهعنوان مثال، در فرانسه شاهد ماجرایی بودیم که ناظران و کسانی که واقعبینانه مسائل را تحلیل میکنند، آن را مستقیماً به فشارها نسبت میدهند: لغو تظاهرات مهم شورای ملی مقاومت در پاریس که بدون شک ناشی از یک تماس تلفنی یا فشار از سوی سفارت ایران بوده است.
ما نمیتوانیم سانسور از سوی کشورهای بیگانه را در قلمرو آزاد و کشورهای آزاد خود بپذیریم.
ما حتی از سوی خودمان نیز سانسور را قبول نمیکنیم؛ در کشورهای ما سانسوری وجود ندارد، نمایندگان منتخب ما در اینجا حضور دارند و واژه سانسور در فرهنگ ما معنایی ندارد و مطرود است؛ پس به هیچوجه نمیتوانیم آن را از سوی کسانی بپذیریم که نه به ملت ما تعلق دارند و نه به حاکمیت قانون ما پایبندند.
میخواستم این نکات را به شما بگویم زیرا در ورای تشکر از خانم رجوی که میخواهم با آن این یادداشتهای پراکنده برخاسته از شنیدن سه سخنرانی پیشین را به پایان برسانم معتقدم ما مدیون مجاهدین خلق و فعالیتهای بزرگ آنان هستیم؛ مدیون آموزه و الگویی از شجاعت. و همچنین مدیون درس شفافیت بزرگی درباره چگونگی تدوین یک سیاست خارجی و امنیتی که قادر باشد مانع از گسترش این هیولای خشونت، توتالیتاریسم و سلطهجویی در کشورهای لبنان و سوریه و عراق و یمن و کشورهای خلیجفارس و اکنون حتی می خواهد بیش از بیش گسترش پیدا کند.
بنابراین، سیاست خارجی اروپا و کشورهای اروپایی باید سیاستی باشد که واقعیت را همانگونه که هست ببیند؛ تاریخ یک رژیم و ماهیت واقعی کارگزاران آن را بشناسد، و بتواند از ملتی اصیل و زیبا الگو بگیرد. اشاره به «ماتزینی» تنها گویای باور ملتی است که میآفریند و میخواهد آزاد باشد و رسالتی مشترک در تلاش برای اثبات ملت خود دارد.
این است معنای شجاعت، فداکاری، امید به آینده و یقین به صلح و امنیتی که همه ملتهای ما بهدنبال آن هستند و مریم رجوی امروز آن را به ما نوید میدهد.
سپاسگزارم.
سناتور مارکو اسکوریا
خانم رجوی شما و سازمانتان درسی بنیادین به ما میآموزید
درس شجاعت، چیزی که در جوامع امروز بهسختی یافت میشود
شجاعت کسانی که با وجود داشتن عزیزانی زندانی یا جانباخته
تصمیم گرفتند دیگر سر تسلیم فرود نیاورند
متشکرم. از حضور پرشور و پرجمعیت شما در این سالن سپاسگزارم. از نایبرئیس محترم، جناب آقای رامپلی، بابت میزبانیشان تشکر میکنم. همچنین از همکار و بهویژه دوست عزیزم، نایکه گروپیونی، سپاسگزارم که با پیگیری ابتکارعملهای پیاپی در موضوع ایران، اشتیاق و تعهد بینظیری از خود نشان داده است؛ تعهد و اشتیاقی که حتی در اینجا نیز بهشدت به آن نیاز است.
همانطور که میدانید، این روزها در سراسر جهان سخن از وضعیت ایران است. از رویدادهای مربوط به تنگه هرمز صحبت میشود و بحرانهایی که از این مجرا بر اقتصاد و جوامع ما تحمیل میگردد، مورد توجه قرار میگیرد. اما به باور من، مسأله اصلی این است که در این میان، بسیار اندک و ناچیز درباره مردم ایران سخن گفته میشود؛ در حالی که دقیقاً باید درباره همین موضوع صحبت کرد. چرا که امروز ما با یک ضرورت حیاتی و فوری روبهرو هستیم: رقم زدن سرنوشتی آزاد و دموکراتیک برای شهروندان ایرانی.
ببینید، وقتی سخن از توافق یا معاهدهای میان ایالات متحده و جامعه بینالمللی با ایران بهمیان میآید، من چندان متقاعد نمیشوم؛ و این بهمعنای مخالفت من با صلح یا عدم علاقه من به آن نیست، بلکه به این دلیل است که به رژیم ایران اعتماد ندارم.
این رژیمی است که سالهاست ما را در قضیه هستهیی به بازی گرفته است؛ رژیمی که مذاکره و گفتگو را صرفاً برای اتلاف وقت و تداوم بخشیدن به اهداف خود میخواهد. این حکومتی است که هیچ قصدی برای گشودن پرونده حقوقبشر ندارد. این رژیم حتی به خود اجازه میدهد نخستوزیر ایتالیا، خانم جورجا مٍلونی، را تهدید کند؛
من به رژیم ایران اعتماد ندارم، خیلی ساده چون این رژیم کانون اصلی تروریسم بینالمللی است؛ رژیمی که به تروریسم جهانی میدمد و ائتلافی از بدترین حکومتهای امروزی جهان را تشکیل داده است؛
دوستان عزیز، من امروز این سالن را پر از جمیعت میبینم؛ پر از شهروندان ایرانی که بسیاری از آنها مجبور به ترک میهن خود شدهاند. امیدوارم کماکان ارتباط و تماس خود را با دوستان و اعضای خانوادهتان در سرزمین مادریتان حفظ کرده باشید. من همواره این را گفتهام و امروز نیز تکرار میکنم: به آنها بگویید که هرگز امید خود را از دست ندهند. به آنها بگویید هیچ زندانی نمیتواند وزش باد آزادی را متوقف کند. به آنها بگویید هیچ دادگاه ویژهیی قادر نیست جلوی تحقق حقوقبشر و حق مسلم انسانها برای زندگی آزاد و دموکراتیک را بگیرد. به آنها بگویید هیچ ترسی نمیتواند میلیونها شهروند مصمم را به زانو درآورد. به آنها بگویید این مبارزهیی است که ارزش جنگیدن دارد تا ملتی بتواند به آیندهای آزاد و دموکراتیک دست یابد.
اما ایران دوران شجاعانهای را پشت سر گذاشته است؛ روزگاری که در آن، خیزشهای مستمر زنان، جوانان و میانسالان، حتی پیش از هر گونه مداخله بینالمللی، رژیم ایران را به چالش کشیده و بهشدت متزلزل کرده است.
خانم رجوی، ما سالها پیش که گویی عمر چون باد گذشته است زمانی که من نماینده پارلمان اروپا در بروکسل بودم، با یکدیگر آشنا شدیم. از همان زمان، تعهد شخصی من، حزبم (که امروز «برادران ایتالیا» نام دارد) و بسیاری دیگر آغاز شد. امروز نمایندگان متعددی از احزاب مختلف پارلمان ایتالیا در اینجا حضور دارند؛ زیرا ایتالیا، بهعنوان میراثدار تاریخی که شما بدان اشاره کردید یعنی تاریخِ ماتزینی و میهنپرستان ما در این مسیر همگام است. کشور ما برخاسته از همین اشتیاق سوزان به آزادی است؛ اشتیاقی که هرگز متوقف نشده و نخواهد شد. میهنپرستان واقعی کسانی هستند که سهم دیگران را بهرسمیت میشناسند و در مسیر برپایی آزادی و دموکراسی برای سایر ملتها تلاش میکنند.
خانم رجوی، من از شما و کل سازمان شما سپاسگزارم؛ چرا که شما درسی بنیادین به ما میآموزید: درس شجاعت، چیزی که گاه در جوامع امروز به سختی یافت میشود.
شجاعت کسانی که با وجود داشتن عزیزانی زندانی یا جانباخته مانند بسیاری از حاضران در این سالن تصمیم گرفتند دیگر سر تسلیم فرود نیاورند و باور دارند که فریاد زدن این اشتیاق بیکران به آزادی ارزشش را دارد؛ چرا که سرانجام، این آزادی آغوش خود را به روی ملت شما خواهد گشود.
سپاسگزارم که همچنان به امیدی که همه ما را به هم پیوند میدهد، باور دارید.
پاتریک کندی
ما بهعنوان جامعه بینالمللی باید از مردم ایران
از خانم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران
و لشکرهای کانونهای شورشی و سازمانیافته در سراسر ایران
که دهههاست این مبارزه را پیش میبرند حمایت کنیم
همه ما هدفون به گوش داریم تا متوجه سخنان یکدیگر شویم: به ایتالیایی، انگلیسی و فارسی. اما همه ما در اینجا به یک زبان سخن میگوییم؛ و آن، زبان حقوقبشر است.
با تشکر از پارلمان ایتالیا. سپاسگزارم آقای نایبرئیس. از رهبری و تلاشهای شما برای تصویب قطعنامه ایستادگی در کنار مردم ایران سپاسگزارم. چرا که شما نه تنها در کنار مردم ایران ایستادهاید، بلکه از حقوقبشر دفاع میکنید.
زمانی که در کنگره بودم، این فرصت را داشتم تا با همکارم تام لانتوس، نماینده کنگره و از بازماندگان هولوکاست، در حمایت از «معاهده رم» همکاری کنم؛ معاهدهای که تصریح میکرد ما باید از حقوقبشر دفاع کنیم و در برابر جنایات علیه بشریت بایستیم. این یک اعلامیه جهانشمول بود. فرقی نمیکرد که در رم باشید، در اروپا یا در ایالات متحده؛ ما بهعنوان یک جامعه جهانی اعلام کردیم که دیگر جنایات علیه بشریت را، نظیر آنچه در طول تاریخ شاهدش بودهایم، تحمل نخواهیم کرد.
امروز ما شاهد جنایت علیه بشریت هستیم.
و مسبّب اصلی این جنایات علیه بشریت، ملّاهای حاکم بر تهران هستند که در چند دهه گذشته تریلیونها دلار دو، سه یا چهار تریلیون دلار را صرف دستیابی به سلاح هستهیی کردهاند. نیازی نیست آنها درگیر این جنگ باشند. اگر از عزم خود برای ارعاب جهان با سلاح هستهیی دست برمیداشتند، بهراحتی میتوانستند مانع این جنگ شوند. و این حقیقت را دریابید: ملاهایی که امروز در تهران بر مسند قدرت هستند و رژیم ایران، بزرگترین حامی تروریسم در سراسر جهان بهشمار میروند. رد پای آنها همه جا دیده میشود. آنها حامی اقدامات تروریستی در سراسر جهان هستند.
اما مهمتر از همه، آنها مردم خود را مرعوب و سرکوب میکنند. ایران رتبه نخست اعدام شهروندان خود در جهان را دارد. چه نوع حکومتی مدعی مشروعیت است در حالی که مردم را شکنجه میکند و بهقتل میرساند؟ آنها حتی ذرهیی از اعتبار و مشروعیت لازم را برای اینکه رهبران این کشور بزرگ، یعنی ایران، نامیده شوند ندارند؛ چرا که کمر بهقتل هموطنان خود بستهاند که کاری جز ایستادگی برای دموکراسی و آزادی انجام نمیدهند.
بنابراین، ما امروز اینجا هستیم تا بگوییم که میخواهیم از تاریخ درس بگیریم؛ زیرا همانطور که میدانید: «کسانی که از تاریخ درس نمیگیرند، محکوم به تکرار آن هستند». ما در چند دهه گذشته هر فرصتی را برای دستیابی به یک راهحل مسالمتآمیز در اختیار ملاها گذاشتهایم. خواه «توافق بزرگ» پرزیدنت اوباما باشد، خواه «توافق بزرگ» پرزیدنت بایدن؛ هر بار که جامعه جهانی گفت: «بیایید این موضوع را به روشی مسالمتآمیز حل کنیم»، رژیم ایران امتناع کرد و امروز نیز همچنان امتناع میورزد.
اما بیایید بدانیم که پاسخ این مسأله، بمبهای بیشتر نیست؛ زیرا میدانیم ترس واقعی ملاها از مردم خودشان است.
ما شاهد قیامهای مردمی بودهایم؛ چه در دسامبر ۲۰۱۷ [دی ۱۳۹۶]، چه در نوامبر ۲۰۱۹ [آبان ۱۳۹۸]، چه در سپتامبر ۲۰۲۲ [شهریور ۱۴۰۱]، یا اخیراً در ژانویه ۲۰۲۶ [دی ۱۴۰۴]؛ مردم ایران کشور خود را پس خواهند گرفت.
اما ما بهعنوان جامعه بینالمللی باید از این مردم حمایت کنیم. ما باید از مردم حمایت کنیم.
ما باید از خانم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران و لشکرهای کانونهای شورشی و سازمانیافته در سراسر ایران، یعنی رزمندگان مقاومت مجاهدین خلق که دهههاست این مبارزه را پیش میبرند، حمایت کنیم.
اکنون مردم میپرسند: «چگونه میتوان بر وحشت و سبوعیت آخوندها غلبه کرد و آنها را سرنگون ساخت؟» آیا هیچکس فکر میکرد روزی شاهد پایان آپارتاید باشیم؟ خیر. پدر فقید من، سناتور ادوارد کندی، پیشتاز تلاشها در سنای ایالات متحده برای اعمال تحریمهای اقتصادی علیه دولت آپارتاید بود و در نهایت، نلسون ماندلا از زندان آزاد شد و به ریاستجمهوری آفریقای جنوبی رسید. هیچکس، هیچکس هرگز گمان نمیکرد چنین روزی را به چشم ببیند.
دوستان من، این اتفاق رخ خواهد داد! این یک حقیقت تاریخی است. تنها پرسش کنونی این است: آیا ما در سمت درست تاریخ خواهیم ایستاد؟ و امروز ما این فرصت را داریم تا تعهد خود را به آن اصل تاریخی تجدید کنیم؛ این اصل که همه ما انسان هستیم و اگر لطف و عنایت الهی نبود، چه بسا ما نیز امروز در زندانهای ایران بودیم.
اما من در قبال تکتک همنوعانم که هر شب طعمه رعب و وحشت آخوندها میشوند، احساس مسئولیت میکنم؛ کسانی که نگرانند مبادا سپاه پاسداران و پلیس مخفی سر برسند، فرزندانشان را بربایند، به زندان بیندازند و شکنجه کنند. بسیار خرسندم که مجبور نیستم زیر سلطه رژیم آخوندها زندگی کنم؛ اما میدانم که بهعنوان یک انسان وظیفه دارم در حمایت از کسانی ایستادگی کنم که ناگزیر به تحمل چنین ظلم و شکنجهای هستند.
هنگامی که عموی من، پرزیدنت کندی، در برلین درباره این موضوع سخن گفت، معروفترین جملهاش این بود: «من یک برلینی هستم». منظور او چه بود؟ او میخواست بگوید: «من هم یکی از شما هستم. ما همه در این مسیر در کنار یکدیگریم».
از این رو، خطاب به خانم رجوی، تمامی اعضای شورای ملی مقاومت و همه رهبران مقاومت در ایران میگویم: ما با شما هستیم. من ایرانی هستم! من ایرانی هستم! من ایرانی هستم! من ایرانی هستم! بسیار سپاسگزارم.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7