۱۴۰۵ خرداد ۱۴, پنجشنبه

رضا محمدی: از سی خرداد تا پاریس، ادامه یک راه، ادامه یک عهد

 


رضا محمدی: از سی خرداد تا پاریس، ادامه یک راه، ادامه یک عهد


پاریس، این بار فقط یک شهر نیست، میعادگاه حافظه یک ملت است.

بیستم ژوئن، سالگرد سی خرداد، روزی نیست که فقط در تقویم ورق بخورد و بگذرد، روزی ‌ست که تاریخ بار دیگر در برابر ما می‌ایستد و می‌پرسد: در برابر استبداد چه کردید؟
وقتی آزادی را به زنجیر کشیدند، کجا ایستادید؟
وقتی حقیقت را تیرباران کردند، صدای شما در کدام سوی میدان بود؟

سی خرداد فقط یک تاریخ نیست، مرز میان تسلیم و ایستادگی است، مرز میان آنان که سر خم کردند تا بمانند و آنان که برخاستند تا انسان بماند. نسلی بود با دست‌هایی خالی، اما با قلب‌هایی سرشار از ایمان به آزادی، نسلی که می‌توانست سازش کند، سکوت کند و معامله کند، اما مرگ را برگزید تا شرف زنده بماند. نسلی که واژه‌های "صدق"، "وفا" و "فدا" را نه در کتاب ‌ها، بلکه بر دیوار سلول ‌ها، بر طناب‌ های دار، در میدان‌های تیرباران و در آخرین نگاه‌ های پیش از اعدام معنا کرد.

امروز، در زمانه‌ای که مزدوران قلم ‌فروش، هرزه‌گویان شاه و شیخ و تاجران سیاست، واژه‌ ها را آلوده کرده‌اند، حضور در پاریس فقط یک حضور سیاسی نیست، دفاع از حرمت همان کلمات است. این نسل نگذاشت "وفا" به تملق قدرت تبدیل شود، نگذاشت "فدا" به شعاری توخالی فروکاسته شود و نگذاشت "آزادی" را در بازار معامله سیاست به حراج بگذارند.

آنان که در دهه شصت بر چوبه‌های دار رفتند، آنان که در قتل‌عام ۶۷ سربدار شدند، آنان که در خیابان‌های ایران گلوله خوردند و آنان که امروز در زندان‌ های خامنه‌ای زیر شکنجه‌ اند، همگی یک پیام داشتند:
ایران را نمی‌توان تا ابد در اسارت نگه داشت.

ما به پاریس می‌رویم تا بگوییم خون فراموش نمی‌شود، تا بگوییم نام شهیدان را نمی‌توان از حافظه تاریخ پاک کرد. هنوز مادرانی هستند که چشم‌ انتظارند، هنوز صندلی ‌هایی خالی مانده است، هنوز زخم‌ هایی هست که هر شب در سکوت می‌سوزند و هنوز نسلی هست که بر عهد خود ایستاده است.

این گردهمایی، تجمع نوستالژی یا رژه خاطرات نیست، سوگواری صرف هم نیست. این، اعلام ادامه راه است، اعلام اینکه مشعل آزادی از میان خون و خاکستر عبور کرده و هنوز روشن است.

امروز ایران زیر سایه دو ارتجاع زخمی‌ ست، ارتجاعی که با عمامه حکومت می‌کند و ارتجاعی که می‌خواهد با حسرت تاج بازگردد. یکی به نام دین و دیگری به نام عظمت گذشته، می‌خواهند حق حاکمیت مردم را مصادره کنند. اما صدای این نسل روشن و بی‌ ابهام است:
نه شاه، نه شیخ
نه استبداد موروثی و نه استبداد مذهبی

ایران نه ملک خاندان‌ هاست و نه غنیمت ولایت‌ فقیه. ایران متعلق به مردم ایران است، به همان مردمی که دهه ‌ها زندان، شکنجه، اعدام و تبعید را تحمل کردند، اما رویای آزادی را زمین نگذاشتند.

امروز، در جهانی که بسیاری حقیقت را فروخته‌ اند، ایستادن در کنار مقاومت مردم ایران یک انتخاب ساده نیست، موضع‌گیری در برابر تحریف تاریخ است.

باید به پاریس رفت، برای آنان که هرگز بازنگشتند، برای آنان که بی ‌نام ‌و نشان در گورهای جمعی خفته‌اند، برای زندانی سیاسی که هم‌ اکنون پشت دیوارهای اوین و قزلحصار با صدای گام ‌های مرگ زندگی می‌کند، برای جوانی که در خیابان‌ های ایران فریاد "آزادی" سر داد و گلوله پاسخ گرفت، برای دخترانی که ایستادند تا کرامت زن ایرانی تحقیر نشود و برای نسلی که از هیچ چیز دریغ نکرد، نه جوانی‌ اش را، نه عشقش را، نه خانواده ‌اش را و نه جانش را، برای نسل وحید و پویا و حامد و بابک .

آری، باید به پاریس رفت، زیرا سکوت، کمک به فراموشی است و فراموشی، دومین مرگ شهیدان

حضور در این تظاهرات تنها شرکت در یک برنامه سیاسی نیست، ادای دین به تاریخی است که با خون نوشته شده است. هر گام در خیابان‌ های پاریس ادامه گام‌ های همان نسل شوریده‌ ای‌ ست که در سی خرداد برخاست، نسلی که فهمیده بود آزادی هدیه دیکتاتورها نیست، بلکه باید آن را با رنج، ایستادگی و فدا به دست آورد.

امروز، جای هر ایرانی آزاده، با هر اندیشه و مرام، هر عقیده و ایدئولوژی که دل در گرو آزادی و رهایی ایران دارد و به خط سرخ مقاومت وفادار، در پاریس است.

جای هر انسانی که هنوز به شرف سیاسی ایمان دارد، هر وجدانی که حاضر نیست میان جلاد و قربانی علامت مساوی بگذارد، در پاریس است.

پاریس این بار فقط صحنه یک تظاهرات نیست، میعادگاه همبستگی و وفاداری به آزادی است.
سرزمین دیدار دل‌هایی است که هنوز برای ایران می‌تپند، میعادگاه نسلی است که هرگز تسلیم نشد، نسلی که تحقیر را نپذیرفت، زانو نزد و با همه زخم ‌هایی که بر تن و جانش نشست، هنوز ایستاده است.

این‌جا، صدای نسلی طنین می‌اندازد که آزادی را با رنج، تبعید، زندان و خون معنا کرده است، نسلی که در تاریک‌ترین سال‌ ها ایستاد تا چراغ امید خاموش نشود و اکنون، با قامتی استوار، ایران را فریاد می‌زند.

پاریس این بار فقط یک شهر نیست، نبض تپنده آرزوی ملتی است که آزادی را حق خود می‌داند و برای آن، از هیچ فداکاری دریغ نکرده است.

بیایید،

با نام زندانیان سیاسی،
با تصویر شهیدان،
با خاطره قتل‌عام‌شدگان،
با یاد خاوران و همه گورهای بی‌نام‌ و نشان،
با پرچم آزادی،
و با فریادی که از اعماق یک قرن مبارزه، رنج و مقاومت برمی‌خیزد.

بیایید تا جهان بشنود:
ایران، اسیر ابدی استبداد نخواهد ماند.
نه تاج، نه عمامه و نه هیچ دیکتاتوری دیگری نخواهد توانست اراده مردمی را که برای آزادی بهای خون داده‌ اند، خاموش کند.

و چه با شکوه ست دیدار دوباره دوستان و یارانی که هنوز امید را زنده نگه داشته ‌اند، همان‌ ها که هنوز باور دارند سپیده از دل تاریک‌ترین شب ‌ها زاده می‌شود.

امید به دیدار شما در پاریس،
در کنار پرچم‌ هایی که بوی رنج، مقاومت و آزادی می‌دهند،
در کنار نسلی که هنوز ایستاده است،
در کنار نسل جوانی که هرچند ایران را از نزدیک ندیده و دوران تاریک سلطه شاه و حاکمیت آخوندی را با پوست و استخوان تجربه نکرده است، اما با قلبی شوریده و سرشار از عشق به میهن، برای آزادی و آینده ایران می‌تپد،
و در کنار رؤیای ایرانی آزاد، دموکراتیک و متعلق به مردم،
نه با امید واهی به جنگ خارجی، بلکه با اتکا به اراده، همت و دستان توانای مردم و مقاومت خونبار آنان



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



فرسودگی یا خیزش؟ تناقض بزرگ جامعه امروز ایران - خیزش نسل جوان در دود دم وسرکوب واعدام ، نماد واقعی جامعه ایران


فرسودگی یا خیزش؟ تناقض بزرگ جامعه امروز ایران  - خیزش نسل جوان در دود دم وسرکوب واعدام ، نماد واقعی جامعه ایران 


فرسودگی یا خیزش؟ تناقض بزرگ جامعه امروز ایران

از بحران معیشتی تا خیزش نسل جوان؛ دو چهره واقعی جامعه ایران

در حالی که بن‌بست‌های سیاسی و اقتصادی رژیم همچنان ادامه دارد و چشم‌انداز روشنی برای حل بحران‌های انباشته کشور دیده نمی‌شود، رسانه‌های حکومتی خود تصویری نگران‌کننده از وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران ارائه می‌دهند. اما در کنار این تصویر، واقعیت دیگری نیز در حال شکل‌گیری است؛ واقعیتی که نشان می‌دهد جامعه ایران، به‌رغم فشارهای گسترده اقتصادی و اجتماعی، نه تسلیم شده و نه به انفعال کشیده شده است. اعتراضات و تحرکات نسل جوان، به‌ویژه دانش‌آموزان و دانشجویان، نشانه‌ای از همین پویایی اجتماعی است.

روزنامه جهان صنعت در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ در گزارشی با عنوان «وضعیت بحرانی رژیم غذایی خانوار» به تشدید مشکلات معیشتی پرداخت. این روزنامه با اشاره به افزایش قیمت لبنیات و کاهش شدید مصرف مواد غذایی ضروری نوشت که بسیاری از خانواده‌ها ناچار شده‌اند گوشت، لبنیات و برخی میوه‌ها را از سبد غذایی خود حذف کنند. کارشناسان حوزه سلامت نیز هشدار داده‌اند که ادامه این روند می‌تواند در سال‌های آینده به افزایش سوءتغذیه، پوکی استخوان، کم‌خونی و مشکلات جسمی در نسل‌های آینده منجر شود.

جهان صنعت در گزارش روز ۱۳ خرداد ۴۰۵ با عنوان «فرسودگی روان جمعی مردم» از کاهش تاب‌آوری اجتماعی، افزایش تنش‌های روزمره، رشد نزاع‌های خیابانی و گسترش ناامیدی سخن گفت. این گزارش با استناد به دیدگاه کارشناسان تأکید می‌کرد که جامعه ایران زیر فشار بحران‌های اقتصادی، نااطمینانی سیاسی، تورم، بیکاری و مشکلات اجتماعی، دچار نوعی فرسایش گسترده شده است.

اما آیا چنین وضعیتی به معنای خاموش شدن جامعه است؟

بسیاری از نظریه‌پردازان علوم اجتماعی پاسخ متفاوتی به این سؤال می‌دهند. تد رابرت گور در نظریه «محرومیت نسبی» توضیح می‌دهد که اعتراضات زمانی شکل می‌گیرند که فاصله میان انتظارات مردم و واقعیت زندگی آنها افزایش پیدا کند. از نگاه او، احساس بی‌عدالتی و محرومیت می‌تواند به طغیان و خشم اجتماعی منجر شود.

چارلز تیلی و سیدنی تارو نیز در مطالعات خود درباره جنبش‌های اجتماعی نشان داده‌اند که بحران‌های اقتصادی و سیاسی، اگر با آگاهی و سازمان‌یافتگی همراه شوند، می‌توانند زمینه‌ساز ظهور حرکت‌های اعتراضی گسترده شوند. تدا اسکاچپول نیز در بررسی انقلاب‌ها به این نتیجه رسیده است که انباشت بحران‌ها و ناتوانی حکومت‌ها در پاسخگویی به مطالبات مردم، اغلب بستر تحولات بزرگ اجتماعی را فراهم می‌کند.

تحولات امروز ایران نیز نشانه‌هایی از همین واقعیت را در خود دارد. در حالی که برخی تحلیلگران حکومتی از «فرسودگی اجتماعی» سخن می‌گویند، نمونه‌های متعدد نشان می‌دهد که بخش مهمی از جامعه، به‌ویژه نسل جوان، همچنان در حال اعتراض، و جستجوی راهی برای تغییر هستند.

بیانیه اخیر هزار جوان معترض نمونه‌ای از این روند است. جوانانی که همگی پس از انقلاب ۱۳۵۷ متولد شده‌اند و در مواضع خود بر آزادی، استقلال و رد هرگونه دیکتاتوری تأکید کرده‌اند. این نسل که در متن بحران‌های اقتصادی و محدودیت‌های سیاسی رشد کرده، خود را از تحولات آینده کشور کنار نکشیده و بر نقش‌آفرینی در تعیین سرنوشت ایران پافشاری می‌کند.

نمونه عملی این پویایی را می‌توان در اعتراضات گسترده دانش‌آموزان در ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ مشاهده کرد. در تهران، دانش‌آموزان معترض در مقابل وزارت آموزش و پرورش تجمع کردند و نسبت به تغییرات اعمال‌شده در قوانین کنکور، سوابق تحصیلی و ترمیم معدل اعتراض کردند. شعارهایی مانند «دانش‌آموز بیداره، از تبعیض بیزاره»، «دانش‌آموز می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» و «تا حق خود نگیریم، از پا نمی‌نشینیم» بیانگر روحیه اعتراض و شورش نسلی است که حاضر نیست حقوق خود را نادیده بگیرد. گزارش‌ها حاکی از آن بود که معترضان پس از این تجمع به سمت شورای عالی انقلاب فرهنگی حرکت کردند تا اعتراض خود را ادامه دهند.

همزمان در لرستان نیز دانش‌آموزان پایه‌های یازدهم و دوازدهم همراه با خانواده‌های خود در برابر استانداری تجمع کردند و نسبت به تصمیمات جدید آموزشی اعتراض کردند. حضور همزمان دانش‌آموزان و خانواده‌ها در این تجمعات نشان می‌دهد که مطالبات اجتماعی دیگر محدود به یک قشر خاص نیست و به بخش‌های مختلف جامعه گسترش یافته است.

در همان روز، گروهی از معترضان شرکت فرهان دیزل نیز از نقاط مختلف کشور مقابل دادگستری اسلامشهر تجمع کردند و خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند. این تجمع نیز نشان‌دهنده استمرار اعتراضات صنفی و اجتماعی در شرایطی است که فشارهای اقتصادی روزبه‌روز افزایش می‌یابد.

مجموع این تحولات نشان می‌دهد که جامعه ایران را نمی‌توان صرفاً با شاخص‌های فقر، تورم، فرسودگی و ناامیدی توصیف کرد. بدون تردید بحران‌های اقتصادی و اجتماعی عمیق هستند و حتی رسانه‌های حکومتی نیز به بخشی از این واقعیت اعتراف می‌کنند. اما در سوی دیگر، نسلی قرار دارد که همچنان به دنبال احقاق حقوق خود است، اعتراض می‌کند، سازمان می‌یابد و در برابر تبعیض سکوت نمی‌کند.

از این رو، واقعیت امروز ایران دو چهره دارد: از یک سو فشارهای اقتصادی، کاهش سطح رفاه و فرسایش اجتماعی؛ و از سوی دیگر، تداوم روحیه اعتراض، وشورشگربا  آگاهی و مطالبه‌گری در میان جوانان و اقشار مختلف جامعه.  واصالت با همین پویایی شورشگران است که خصوصا از قیام ۱۴۰۴ ببعد به نماد واقعی جامعه تبدیل شده است که نشان می‌دهد جامعه ایران، با وجود همه دشواری‌ها،  زنده  وپویا وعصانی است و ظرفیت تأثیرگذاری وپتانسیل فراگیری را باور میکند واین روند روبه صعود است 


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



از نوید افکاری قهرمان سربدار تا جام جهانی ۲۰۲۶؛- فیفا در برابر اعدام قهرمانان ورزشی ونقض مستمر حقوق بشر توسط حاکمان جنایتکار ایران چه خواهد کرد؟



از نوید افکاری قهرمان سربدار  تا جام جهانی ۲۰۲۶؛-  فیفا در برابر اعدام قهرمانان ورزشی  ونقض مستمر حقوق بشر توسط حاکمان جنایتکار ایران   چه خواهد کرد؟

فوتبال، سیاست و حقوق بشر؛ مرزهایی که امروز پررنگ‌تر از گذشته‌اند.

در حالی که جهان خود را برای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ در آمریکا، کانادا و مکزیک آماده می‌کند، بحثی جدی در میان فعالان حقوق بشر، ورزشکاران و مدافعان آزادی در حال شکل‌گیری است: آیا حکومتی که طی دهه‌ها ورزشکاران خود را سرکوب، زندانی و اعدام کرده، باید از مهم‌ترین ویترین فوتبال جهان برای کسب اعتبار و مشروعیت سیاسی استفاده کند؟

این پرسش صرفاً درباره فوتبال نیست. موضوع بر سر رابطه ورزش با ارزش‌هایی است که فیفا و نهادهای بین‌المللی ورزشی همواره از آنها سخن گفته‌اند؛ ارزش‌هایی چون کرامت انسانی، احترام به حقوق بشر و مخالفت با تبعیض و سرکوب.

تاریخ ورزش جهان؛ وقتی حکومت‌ها با تحریم ورزشی روبه‌رو شدند

جامعه جهانی ورزش پیش از این نیز در برابر برخی حکومت‌ها سکوت نکرده است. مشهورترین نمونه، رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی بود. این رژیم به دلیل سیاست‌های نژادپرستانه خود برای سال‌ها از حضور در رقابت‌های بین‌المللی فوتبال و بسیاری از رویدادهای ورزشی محروم شد.

فیفا در سال ۱۹۶۱ عضویت آفریقای جنوبی را تعلیق کرد و در سال ۱۹۷۶ این کشور را به‌طور کامل اخراج نمود. آفریقای جنوبی تنها پس از پایان نظام آپارتاید و آغاز اصلاحات سیاسی توانست دوباره به خانواده فوتبال جهان بازگردد.

این تصمیم نشان داد که ورزش جهانی نمی‌خواهد به ابزاری برای عادی‌سازی و مشروعیت‌بخشی به حکومت‌هایی تبدیل شود که حقوق اساسی انسان‌ها را نقض می‌کنند.

نمونه‌های دیگری نیز وجود دارد. یوگسلاوی در سال ۱۹۹۲ به دلیل تحریم‌های بین‌المللی از حضور در رقابت‌های بزرگ فوتبال محروم شد. در سال‌های اخیر نیز روسیه به دلیل جنگ اوکراین با محدودیت‌ها و تعلیق‌های گسترده در فوتبال بین‌المللی مواجه شده است.

بنابراین سابقه تاریخی نشان می‌دهد که فیفا در شرایط خاص، اقدامات فراتر از زمین فوتبال را نیز مدنظر قرار داده است.

ورزشکاران؛ قربانیان فراموش‌شده در ایران

منتقدان حضور رژیم ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ معتقدند که حکومت ایران نه‌تنها از ورزش حمایت نکرده، بلکه بارها ورزشکاران را به دلیل عقاید سیاسی یا حمایت از اعتراضات مردمی تحت پیگرد، بازداشت و اعدام قرار داده است.

در چهار دهه گذشته شمار قابل توجهی از ورزشکاران ایرانی بازداشت، شکنجه، محروم یا اعدام شده‌اند. نام‌هایی مانند نوید افکاری، قهرمان کشتی ایران، در حافظه افکار عمومی جهان ثبت شده است. پیش از او نیز ورزشکارانی چون حبیب خبیری، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، فروزان عبدی، عضو تیم ملی والیبال زنان ایران، هوشنگ منتظرالظهور، ملی‌پوش کشتی فرنگی، صمد منتظری، قهرمان وزنه‌برداری، علاءالدین عترتی کوشالی و مهشید رزاقی از جمله ورزشکارانی بودند که قربانی سرکوب سیاسی شدند.

علاوه بر این، ده‌ها ورزشکار دیگر به دلیل حمایت از اعتراضات یا بیان دیدگاه‌های شخصی از حضور در تیم‌های ملی و مسابقات بین‌المللی محروم شده‌اند.

فوتبال ایران؛ ورزش یا ابزار سیاسی؟

یکی از انتقادهای مطرح‌شده، نفوذ گسترده ساختارهای حکومتی و امنیتی در فوتبال ایران است. منتقدان می‌گویند فدراسیون فوتبال و بخش مهمی از باشگاه‌های بزرگ کشور تحت نفوذ نهادهای وابسته به حکومت قرار دارند و موفقیت‌های ورزشی به‌جای آنکه متعلق به مردم و بازیکنان باشد، به ابزاری برای تبلیغات سیاسی تبدیل می‌شود.

در چنین شرایطی، حضور تیم ملی در جام جهانی تنها یک رویداد ورزشی تلقی نمی‌شود، بلکه فرصتی برای نمایش مشروعیت و عادی‌سازی چهره حکومتی است که با اعتراضات گسترده داخلی و انتقادات بین‌المللی روبه‌رو است.

صدای قهرمانان پیشین فوتبال و ورزش ایران

اعتراض به حضور رژیم ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ تنها از سوی فعالان سیاسی مطرح نشده است. تعدادی از ورزشکاران شناخته‌شده و ملی‌پوشان سابق ایران نیز خواستار بررسی این موضوع شده‌اند.

از جمله امضاکنندگان این درخواست می‌توان به مسلم اسکندرفیلابی، مسئول کمیسیون ورزش شورای ملی مقاومت ایران، محمد قربانی قهرمان جهان در کشتی، اصغر ادیبی ملی‌پوش فوتبال ایران، بهرام مودت عضو تیم ملی ایران در جام جهانی ۱۹۷۸، حسن نایب‌آقا عضو تیم ملی ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ و المپیک ۱۹۷۶ و عباس نوین‌روزگار ملی‌پوش سابق فوتبال ایران اشاره کرد.

این ورزشکاران معتقدند فیفا نباید اجازه دهد حکومتی که به گفته آنان مسئول سرکوب و حذف شمار زیادی از ورزشکاران ایرانی بوده است، از جام جهانی برای اهداف سیاسی بهره‌برداری کند.

پرسشی که فیفا باید پاسخ دهد

بحث اصلی مخالفان، محروم کردن بازیکنان ایرانی از فوتبال نیست. پرسش این است که آیا حکومتی که متهم به نقض گسترده حقوق بشر و سرکوب ورزشکاران است باید بتواند از پرچم فوتبال ملی برای کسب اعتبار سیاسی در بزرگ‌ترین تورنمنت جهان استفاده کند؟

همان‌گونه که فیفا در گذشته در قبال آپارتاید آفریقای جنوبی و برخی دیگر از موارد استثنایی موضع‌گیری کرد، اکنون نیز با این پرسش مواجه است که آیا اصول اعلام‌شده خود درباره حقوق بشر و کرامت انسانی را بدون تبعیض اجرا خواهد کرد یا خیر.

جام جهانی ۲۰۲۶ فقط یک رقابت فوتبالی نخواهد بود. برای بسیاری از ایرانیان، این رویداد به آزمونی برای سنجش پایبندی نهادهای بین‌المللی ورزش به ارزش‌هایی تبدیل شده است که سال‌ها از آنها سخن گفته‌اند. اینکه فیفا چه پاسخی به این مطالبه خواهد داد، موضوعی است که بدون تردید فراتر از مستطیل سبز فوتبال مورد قضاوت قرار خواهد گرفت.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



نبرد خلق - فراسوی خبر- منصور امان :حزب‌الله؛ قُمار با یک کارت سوخته



نبرد خلق - فراسوی خبر- منصور امان :حزب‌الله؛ قُمار با یک کارت سوخته

رژیم ج.ا با قرار دادن پرونده حزب‌الله لُبنان در ذیل پرونده خود، به گونه بیهوده‌ای پاره‌های گُسسته یک سیاست شکست‌خورده را به بهای افکندن دوباره کشور و مردُم به دامن جنگ، بند می‌زند.در واکُنش به حمله احتمالی اسراییل به منطقه «ضاحیه» در جُنوب بیرون، دستگاه نظامی امنیتی حاکم تهدید به حمله موشکی به اسراییل و به این ترتیب، شُروع یک درگیری نظامی جدید با این کشور کرد. «ضاحیه» پایگاه مرکزی گُروه نیابتی ج.ا، حزب‌الله، است و بخش عُمده زیرساختهای تشکیلاتی، سیاسی و اجتماعی آن در این منطقه قرار دارد.

در آنچه که حاکمان ماجراجوی کشور به عُنوان دُکترین بازدارندگی تعریف کرده بودند، گُروه نیابتی حزب‌الله سُتون اصلی به‌حساب می‌آمد. این جریان همزمان با آنکه به سیاست باجگیری منطقه‌ای آنها مادیت می‌بخشید، دست دراز آنان در سوریه، یمن و عراق نیز بود.

حمله ۷ اکتبر حماس به اسراییل، یک تغییر دورانی را رقم زد که دینامیزم آن به شتاب از مرزهای غزه، لُبنان و سوریه گذشت و به ایران هم رسید. استراتژی بازدارندگی ج.ا در نتیجه این تحوُل در عمل ناکارا شده و در انتهای گُنجایش روانی و مادی خود به بُن‌بست خورد. حزب‌الله پس از دریافت ضربات سنگین و از دست دادن کادر رهبری خود، به یک سوژه بی‌حفاظ تبدیل شد که اسراییل گاه وبیگاه، بنا به نیازها و ضروریات خود، آن را زیر ضرب می‌گیرد. در پی تضعیف حزب‌الله، عُنصر مُهم دیگر در استراتژی بازدارندگی ج.ا یعنی سوریه و رژیم بشار اسد نیز از مُعادله حذف شد. باید در نظر داشت که سوریه برای ج.ا نه فقط یک منطقه نُفوذ در برابر اسراییل بود، بلکه دریچه حیاتی تغذیه مالی و لُجستیکی حزب‌الله نیز به حساب می‌آمد.

به این ترتیب پایه‌هایی که چارچوب «بازدارندگی» ج.ا روی آن ایستاده بود فرو ریخت؛ تغییری بُنیادی که به گونه روشن ویژگیهای مرحله جدید را در بیرون آمدن جنگ از سایه و کشیده شدن به خاک ایران به نمایش گذاشت. دو جنگ دوازده و چهل روزه نشان داد که دستگاه حاکم هیچ اهرُم بازدارنده‌ای برای فرار از پیامدهای شرارتها و ماجراجوییهای خود ندارد و حزب‌الله کارکرد خویش به این عُنوان را از دست داده است.

با گره زدن سرنوشت این جریان نیابتی به مساله درگیری با آمریکا چنین می‌نماید که اربابان آن در حال حاضر وظیفه دیگری برایش اندیشیده‌اند و آن استفاده به مثابه اهرُم فشار در مُذاکرات با آمریکا است. حاکمان ج.ا با پیش کشیدن حزب‌الله تلاش می‌کنند قُدرت چانه‌زنی خود را بالا برده و هزینه عقب‌نشینی را کاهش دهند. همزمان، حفظ پرستیژ خود در نقش پدرخوانده و پُشتیبان جریانهای نیابتی و مُزدور انگیزه دیگری است که آنها را پیش می‌برد. برای حاکمان کشور حفظ اعتبار نزد دست نشاندگان‌شان یک هدف انتزاعی نیست، بلکه اُمید به بازسازی «محور مُقاومت» در درازمُدت را در خود دارد.

تاثیر فوری این سیاست، ایجاد دست‌انداز در مسیر خاتمه جنگ، افزایش مدار تنش با آمریکا و درگیر کردن بیشتر اسراییل در روند آن است. همچون گُذشته، حاکمان ج.ا با تصمیمها و راهکارهای ضد ملی و ضد مردُمی‌شان، روی بروز یا بروز نیافتن جنگ شرط‌بندی کرده و مردُم و کشور را در آستانه موج تازه‌ای از مرگ و ویرانی قرار داده‌اند.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

گاردین- پرویز ثابتی؛ شکنجه‌گر مشهور ساواک پس از دهه‌ها سکوت در برابر دادگاه



                       گاردین-   پرویز ثابتی؛ شکنجه‌گر مشهور ساواک پس از دهه‌ها سکوت در برابر دادگاه

عدالت پس از نیم‌قرن برای سرجلاد ساواک شاه در راه است

در حالی که دهه‌ها از سقوط حکومت پهلوی می‌گذرد، نام یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های دستگاه امنیتی آن دوران بار دیگر در صدر اخبار قرار گرفته است. پرویز ثابتی، مقام ارشد ساواک و مسئول امنیت داخلی رژیم شاه، اکنون در ایالات متحده با شکایتی سنگین روبه‌رو شده است؛ پرونده‌ای که شاکیان آن خواهان پاسخگویی درباره اتهاماتی چون شکنجه، بازداشت‌های غیرقانونی و نقض گسترده حقوق بشر هستند.

بر اساس گزارش منتشرشده توسط روزنامه گاردین، مردی که همسایگانش در منطقه اعیانی ویندرمیر فلوریدا او را با نام «پیتر» می‌شناسند، در واقع همان پرویز ثابتی است؛ فردی که بسیاری از زندانیان سیاسی دوران پهلوی او را یکی از چهره‌های اصلی سرکوب در سال‌های پیش از انقلاب ۱۳۵۷ می‌دانند.

پرویز ثابتی سال‌ها در یکی از مجلل‌ترین مناطق فلوریدا زندگی آرام و کم‌حاشیه‌ای را برای خود و خانواده‌اش فراهم کرده بود. او و همسرش نسرین ثابتی با هویت جدید، فعالیت اقتصادی گسترده‌ای در حوزه ساخت‌وساز راه‌اندازی کردند و مالک چندین ملک ارزشمند شدند. با این حال، گذشته‌ای که دهه‌ها از دید افکار عمومی پنهان مانده بود، اکنون دوباره در کانون توجه قرار گرفته است.

اتهامات سنگین علیه پرویز ثابتی

ماه گذشته یک قاضی فدرال آمریکا درخواست وکلای پرویز ثابتی برای مختومه شدن پرونده را رد کرد. این تصمیم راه را برای رسیدگی قضایی به شکایت سه زندانی سیاسی سابق هموار کرد. شاکیان که اکنون در ایالت کالیفرنیا زندگی می‌کنند، مدعی هستند در دوران فعالیت ساواک بازداشت، شکنجه و وادار به اعترافات اجباری شده‌اند.

در متن دادخواست، فهرستی از شکنجه‌ها ذکر شده است. شوک الکتریکی، غرق مصنوعی، کشیدن ناخن‌ها، تجاوز و ضرب‌وشتم شدید از جمله مواردی است که شاکیان مطرح کرده‌اند. آنان تأکید دارند این اقدامات در چارچوب ساختار امنیتی تحت مدیریت پرویز ثابتی انجام شده است.

یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های پرونده به ابزاری موسوم به «آپولو» مربوط می‌شود. این وسیله که در زندان‌های ساواک مورد استفاده قرار می‌گرفت، شامل صندلی و کلاه فلزی ویژه‌ای بود که صدای فریاد قربانیان را به گوش خود آنان بازمی‌گرداند و شدت فشار روانی را افزایش می‌داد.

سایه ساواک بر زندگی امروز پرویز ثابتی

نام پرویز ثابتی برای بسیاری از مخالفان حکومت پهلوی یادآور ساختار امنیتی گسترده‌ای است که وظیفه کنترل، تعقیب و سرکوب مخالفان سیاسی را برعهده داشت. اسناد منتشرشده از سوی سازمان سیا نیز او را یکی از قدرتمندترین مقام‌های امنیتی رژیم شاه معرفی کرده‌اند؛ فردی که اختیارات وسیعی در بازداشت، بازجویی و پیگرد مخالفان داشت.

برآوردهای مختلف نشان می‌دهد که در فاصله سال‌های ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۷ هزاران نفر توسط ساواک بازداشت و شکنجه شدند. همچنین گزارش‌های متعددی از مرگ و ناپدید شدن مخالفان سیاسی در این دوره منتشر شده است. هرچند آمار دقیق قربانیان همچنان نامشخص است، اما نقش ساواک در سرکوب مخالفان سیاسی یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود.

پرویز ثابتی تاکنون به صورت رسمی به اتهامات مطرح‌شده در پرونده جدید پاسخ نداده است. او در سال‌های گذشته بارها ادعا کرده بود که با شکنجه مخالف بوده و نقش مستقیمی در این اقدامات نداشته است. با این حال، شاکیان و وکلای آنان معتقدند اسناد و شهادت‌های موجود تصویر دیگری ارائه می‌کند.

افشای هویت پس از چهار دهه

طبق اسناد دادگاه، پرویز ثابتی طی بیش از چهار دهه کوشیده بود از توجه رسانه‌ها و افکار عمومی دور بماند. این وضعیت تا فوریه ۲۰۲۳ ادامه داشت؛ زمانی که تصویری از او در یک گردهمایی طرفداران شاه مخلوع در لس‌آنجلس منتشر شد. انتشار این تصویر بار دیگر توجه رسانه‌ها را به محل زندگی و هویت واقعی او جلب کرد.

گزارش‌ها همچنین از ارتباط‌های سیاسی پرویز ثابتی در سال‌های اخیر خبر داده‌اند. برخی منابع او را از مشاوران امنیتی رضا پهلوی معرفی کرده‌اند؛ موضوعی که بار دیگر نام او را وارد فضای سیاسی ایران و جامعه ایرانیان خارج از کشور کرد.

اکنون با تصمیم دادگاه فدرال آمریکا، پرونده‌ای که سال‌ها در سکوت مانده بود وارد مرحله تازه‌ای شده است. شاکیان این پرونده معتقدند که گذشت زمان نباید مانعی برای رسیدگی به اتهامات مربوط به شکنجه و نقض حقوق بشر باشد.

در شرایطی که دهه‌ها از دوران فعالیت ساواک می‌گذرد، قربانیان این نهاد امنیتی همچنان خواهان پاسخگویی مسئولان آن هستند. بسیاری از فعالان حقوق بشر نیز تأکید می‌کنند که اصل پاسخگویی در قبال شکنجه و جنایت‌های سیاسی مشمول فراموشی یا مرور زمان نمی‌شود و عدالت، هرچند دیرهنگام، باید مسیر خود را طی کند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



زندانی سیاسی وشورشگر قیام فتح‌الله آوری مخفیانه وبدون اطلاع از قبل در همدان اعدام شد



                   زندانی سیاسی وشورشگر قیام  فتح‌الله آوری  مخفیانه وبدون اطلاع از قبل در همدان اعدام شد


بامداد سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، حکم اعدام فتح‌الله آوری، ازمعترضان شرکت کننده در قیام و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در همدان، در زندان مرکزی این شهر به اجرا درآمد.

به ادعای رسانه‌های حکومتی وی در ارتباط با پرونده کشته‌شدن یکی از نیروهای حکومتی در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت و از سوی دستگاه قضایی حکومتی به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده بود. گزارش‌ها حاکی است که حکم اعدام وی به‌صورت مخفیانه و بدون اعطای فرصت آخرین ملاقات با خانواده اجرا شده است.

نهادهای حقوق بشری و فعالان مدنی در ماه‌های گذشته نسبت به روند رسیدگی به این پرونده ابراز نگرانی کرده بودند. این نهادها با اشاره به گزارش‌های متعدد درباره فشار بر متهمان سیاسی و امنیتی، نسبت به احتمال اخذ اعترافات اجباری، محدودیت دسترسی به وکیل مستقل و فقدان دادرسی عادلانه هشدار داده بودند.

در مقابل، رسانه‌های وابسته به حکومت مدعی‌اند که پس از بازداشت فتح‌الله آوری، در بازرسی محل سکونت او مدارک و شواهدی مرتبط با پرونده کشف شده و وی نیز در مراحل بازجویی اتهامات مطرح‌شده را پذیرفته است.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه مدعی شد که وی در کشتن یک مامور سرکوبگر انتظامی  به نام سرگرد محمدجواد بخشیان  نقش داشت. این رسانه مدعی شد که این مأمور نیروی انتظامی در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در همدان جان خود را از دست داده است.

بر اساس روایت منتشرشده از سوی رسانه‌های حکومتی، نیروهای انتظامی در زمان وقوع اعتراضات در منطقه مستقر بودند که با معترضان درگیر شدند. به ادعای این رسانه‌ها، سرگرد بخشیان در جریان این حوادث از سایر نیروها جدا افتاد و پس از حمله معترضان دچار جراحات شدید شد. وی پس از انتقال به بیمارستان جان باخت.

همچنین رسانه‌های حکومتی مدعی شده‌اند که پس از دستگیری فتح‌الله آوری، چاقو، یک هودی آغشته به خون و یک جفت کفش که به گفته آنها با تصاویر دوربین‌های مداربسته مطابقت داشته، از محل سکونت وی کشف شده است.

اجرای این حکم در حالی صورت می‌گیرد که سازمان‌های حقوق بشری بارها نسبت به صدور و اجرای احکام اعدام علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات و استفاده از اتهاماتی چون «محاربه» در پرونده‌های سیاسی هشدار داده و خواستار شفافیت در روند دادرسی و رعایت استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر شده‌اند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



مراسم سالمرگ خمینی دجال وضد بشر سوت‌و‌کورتر از همیشه! حاکی از منفور بودن خمینی ومتزلزل بودن نظام ولایت فقیه


مراسم سالمرگ خمینی  دجال وضد بشر سوت‌و‌کورتر از همیشه! حاکی از  منفور بودن  خمینی ومتزلزل بودن نظام ولایت فقیه 

مراسم حکومتی سالمرگ خمینی امسال در شرایطی برگزار شد که نسبت به سال‌های گذشته با حضور بسیار محدود مقامات ارشد نظام همراه بود و برای نخستین بار بدون حضور علی خامنه‌ای برگزار شد؛ موضوعی که توجه بسیاری از ناظران را به خود جلب کرد.

در این مراسم که روز ۱۴ خرداد در تهران برگزار شد، تنها غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضاییه  حضور داشت و رؤسای دیگر قوا و بسیاری از چهره‌های ارشد حکومتی در آن شرکت نکردند. این در حالی است که مراسم سالمرگ خمینی در سال‌های گذشته معمولاً با حضور گسترده مقام‌های حکومتی، فرماندهان ارشد نظامی و سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی برگزار می‌شد.

در جریان این مراسم، پیامی منسوب به مجتبی خامنه‌ای توسط محمدجواد حاج‌علی‌اکبری، امام جمعه تهران، قرائت شد. در این پیام، آمریکا و اسرائیل به راه‌اندازی «جنگ ترکیبی» علیه جمهوری اسلامی متهم شده و ادعا شده است که هدف این جنگ، تضعیف تاب‌آوری مردم و ایجاد اختلال در محاسبات مسئولان نظام است.

در بخش دیگری از این پیام، بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام درون حاکمیت تأکید شده و هر اقدامی که به گفته نویسنده پیام موجب «بدبینی و سرخوردگی» شود، کمک به دشمن توصیف شده است. این دومین بار طی هفته‌های اخیر است که در پیام‌های منسوب به مجتبی خامنه‌ای نسبت به گسترش اختلافات درونی هشدار داده می‌شود.

هفته گذشته نیز او از نیروهای وفادار به نظام خواسته بود اختلافات، حتی اختلافات «موجه»، به کشمکش و تفرقه تبدیل نشود. تکرار این هشدارها در شرایطی صورت می‌گیرد که گزارش‌ها از افزایش شکاف‌ها و رقابت‌های درونی در ساختار قدرت حکایت دارند.

از زمان مطرح شدن نام مجتبی خامنه‌ای به عنوان جانشین احتمالی رهبر جمهوری اسلامی، هیچ تصویر یا فایل صوتی از او منتشر نشده و رسانه‌های حکومتی تنها به انتشار پیام‌های مکتوب منسوب به وی بسنده کرده‌اند.

برگزاری کم‌رونق مراسم امسال و غیبت رهبر جمهوری اسلامی و بخش بزرگی از مقامات ارشد نظام، باعث شده است که بسیاری این مراسم را کم‌فروغ‌ترین و سوت‌و‌کورترین سالگرد مرگ بنیانگذار جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته توصیف کنند.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7