۱۴۰۵ فروردین ۴, سه‌شنبه

سینا دشتی: داروغه ی سلطنت، شاگردجلاد ولایت


سینا دشتی: داروغه ی سلطنت، شاگردجلاد ولایت

در ادبیات بارها این سئوال مطرح می‌شود که سقوط انسان در چاه تبهکاری آیا پایانی دارد؟ آیا حدی برای  رذالت متصور است ؟ این سئوال بیشتر از اذهانی بیرون میزند که خود فرد برای تعریف انسانیت خودش به مرزهایی پای بند است. خوب و بد را تعریف کرده و به آن اعتقاد دارد. این انسان از صدمه زدن به دیگران ، نه از ترس قانون ، بلکه از احترام به ارزش انسانی خودش ، خودداری می‌کند.

نظام های دیکتاتوری تلاش می‌کنند که با شکنجه همین شاقول و تنظیم نهادینه در انسان را از او‌ بگیرند. در هم شکستن افراد بخشی از مقوله ی مبارزه در نظام های دیکتاتوری هست که مملو از داستانهای جگر سوز و همزمان آموزنده هست.

اگرچه تاریخ همواره از مقاومت قهرمانان در زنجیر یاد می‌کند ، اما هستند خائنینی که گوشه ای از این تاریخ را به خود اختصاص داده تا مثل نفرینی و هشداری عمل کنند.

در تمامی جوامع بشری همکاری با دشمن ضد بشر و لو دادن یاران و همرزمان یکی از سخیف ترین خیانتها محسوب میشود، حتی در تاریخ مبارزات معاصر در دهه های اخیر در این مورد مواردی هست که این خیانت را از دشمنی نظام حاکم، محکومتر می‌دانند.

در تاریخ مبارزات مردم ایران هم افرادی بوده اند که نام آنها شناخته شده است، نه بخاطر مبارزه، بلکه به خاطر خیانت بی نظیر آنها به نزدیک ترین افراد و جنبشی که به آن تعلق داشته اند.

 ایرج مصداقی بدو‌ن هیچ شکی ،  بدنام ترین خائن در تاریخ معاصر ایران هست. بیش از هزار زندانی سیاسی  شهادت داده اند که مصداقی بیشترین همکاری ها را با دستگاه اعدام لاجوردی و نهاد های اطلاعاتی رژیم را داشته است. اما او مانند یک فرد درهم‌شکسته به گوشه ای نخزیده و به قصیل تر خویش بسنده نکرده است ،  او از روز اول آمده تا در خدمت به سیاهترین ساختار اطلاعاتی این رژیم ضد بشری، رهبری و سازمان اصلی مخالف این نظام را مورد تهاجم قرار بدهد. تمامی هم و غم او نابودی مرزبندیهای واقعی سیاسی گروهها با رژیم ضد بشر ولایت فقیه است. او همه چیز را در هم ریخته و با ترویج دروغ و شایعات و تهمت و ضد اطلاعات جعلی، باعث دلسردی مردم و‌جوانان شده، چرا جنگ روایت ها، بخش مهمی از نبرد را تشکیل می‌دهد.

با اوج گرفتن قیام ها و ورود آنها به فاز سرنگونی، رژیم لازم دیده از هر محوری سرعت گیر بسازد. ظهور این فرد در تجمع بچه ی شاه با شعار فاشیستهای جنگ‌دوم‌جهانی یک میهن، یک رهبر و یک‌پرچم‌ البته باعث شد که ماهیت سلطه طلبان به عنوان یک جریان نئو فاشیستی بیشتر آشکار بشود . رقم سازی جنون آسا نشان داد که این جماعت برای هیچ حقیقتی ، احترام ندارند و ککشان هم نمی‌گزد که به عنوان جاعل و دروغگو و بی پرنسیپ معرفی شوند.

تا اینجا ی کار بحث سیاست بود و ابتذال حاکم بر باند اطراف بچه ی شاه که ملغمه‌ی از دروغ و دغل و توهین به مخالفین و منتقدین را ارائه داده بودند .

اما وقتی بچه ی شاه غرق در توهم و سوار بر موج رسانه ی های استعماری یک گروه تحت عنوان عدالت انتقالی را معرفی کرد و در آن جمع ، مصداقی که نه تحصیلات حقوقی دارد و تجربه ی  او خدمت کردن در گشتهای سپاه و دادستانی ، در لو دادن زندانیان مقاوم، در همکاری با جرثومه ی جنایت مثل لاجوردی در زندان اوین و دیگر جنایتکاران در دیگر زندانها هست، در کنار بچه ی شاه ایستاده که پیام بدهد که وقتی بچه ی شاه شعار مرگ بر مجاهد میدهد، منظورش جدی است!

او که در دفترچه ی اضطرار( بخوانید استبداد) خود را به عنوان حاکم مطلق العنان معرفی کرده و سررشته ی تمامی امور را به خود واگذار کرده و در رویای  ایفای نقش سلطان صاحبقران است، اکنون حکم تاسیس عدالتخانه ی را داده که در همان قدم اول چیزی جز دادگاههای انقلاب ضد اسلامی خمینی را ، به یاد نمی آورد. کاریکاتور حکم حکومتی بچه ی شاه ، با توجه به واقعیات جامعه ایران عاقبتی جز این ندارد مضحکه خاص و عام‌بشود، اما خالی بودن دست و‌چرتکه ی هآمایونی از همین انتصاب مصداقی به عنوان داروغه ولایت ، آشکار می‌شود. هیچ حرمت حقوقی، سیاسی ، اداری ، قضایی، رعایت نشده است . حتی به کم حوصله گی ملوکانه، هم رحم نکرده اند.

حکم حکومتی بچه ی شاه،  بادکنک عظیم همه تبلیغات سرسام آور رسانه ی را خودش راسا سوراخ می‌کند! همه چیز بر همان پاشنه ی فرسوده ی دیکتاتوری با یک داروغه ی جلاد که قصدش ارعاب و ترویج شکنجه و اعدام هست می‌چرخد! بچه ی شاه هیچ چیز جدیدی برای ارائه ندارد ، نه تنها بقچه اش خالی است ، اصلا بقچه ی در کار نیست. بدنام ترین تواب تاریخ معاصر ایران، با حکم حکومتی بچه ی شاه چه ارمغانی آورده است جز اینکه او ضابط قضایی حکومتی خواهد شد که بر اساس نقض اساسی ترین حقوق بشر خود را تعریف می‌کند!



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

حسین یعقوبی:‌ وقتی متهم، معمار «عدالت انتقالی» می‌شود

 


حسین یعقوبی:‌ وقتی متهم، معمار «عدالت انتقالی» می‌شود

در ادامه «فیل‌هواکردن‌های» پیشین - از پروژه وکالت و کلکسیونی از منشورها و ائتلاف‌های رنگارنگ تا تشکیل گارد جاویدان و کیوآرکد - اکنون رضا پهلوی در اوهام خود، همه‌چیز را بر وفق مراد می‌بیند و خود را در پرتو بمب‌های مرگ‌زای بیگانه، در یک‌قدمی تکیه‌زدن بر اریکه قدرت تصور می‌کند. با وجود این، تلخیِ یک دل‌مشغولی جدی و دیرینه، شیرینیِ رؤیای بازگشت او به کاخ‌های سلطنتی را به کابوسی هراس‌انگیز بدل کرده است: هراس ناشی از پارادوکسِ لاف‌زدن از حاکمیت قانون در پایتخت‌های غربی که در صورت تحقق، پیش از هر کس به پاشنه آشیل خود او تبدیل می‌شود؛ هراس از نشستن بر صندلی اتهام برای حسابرسی درباره میلیاردها دلار اموالِ به‌غارت‌رفته مردم توسط پهلوی‌ها. چراکه او بهتر از هر کس واقف است که در ورای پروژه امنیتی-سیاسی «کینگ‌سازی»، که بر جهل و استیصال قشر لمپن (به معنای طبقاتی و نه مفهوم رایج آن) سوار است، در زمین سخت واقعیت، تأثیرات تصویرسازی‌های رمانتیک و نوستالژیک به‌سرعت رنگ می‌بازد و محو می‌شود. آنچه باقی می‌ماند، کارنامه اعمال گذشته افراد و جریان‌های سیاسی در حاکمیت فاشیسم مذهبی است که در معرض داوری بی‌رحمانه قرار می‌گیرد. در این میدان، وزن هر فرد و جریان سیاسی نه با لایک‌های رباتیک، بلکه در ترازوی سنجش عملکردها اندازه‌گیری می‌شود. اعلام تشکیل «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی» از سوی رضا پهلوی، تلاشی برای گریز از مواجهه با چنین سناریوی هراس‌آوری است.

اما پیش از واکاوی موضوع، نگاهی گذرا به معنای عدالت انتقالی بیندازیم. این مفهوم در علوم سیاسی و اجتماعی به مجموعه‌ای از سیاست‌ها، سازوکارها و فرایندهای قضایی و مدنی اشاره دارد که جوامع برای مواجهه با گذشته‌های رنج‌بار، آکنده از نقض گسترده حقوق بشر در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، در شرایط پسادیکتاتوری، فاشیسم، جنگ داخلی یا آپارتاید به کار می‌گیرند تا مسیر توسعه و پیشرفت از گذشته به سوی نظمی نوین، دموکراتیک و صلح‌آمیز ترسیم و پیموده شود. در این چارچوب، عدالت انتقالی نه به معنای انتقام‌جویی، بلکه به‌معنای حسابرسی شفاف و عبرت‌آموز برای استحکام‌بخشیدن به پایه‌های جامعه‌ای مبتنی بر اراده و کرامت انسانی است. عدالت انتقالی صرفاً به مجازات عاملان نقض حقوق بشر محدود نمی‌شود، بلکه به کشف و روشن‌سازی حقیقت می‌پردازد، رنج قربانیان را به رسمیت می‌شناسد و در پی ترمیم شکاف‌های عمیق اجتماعی است.

بدیهی است که تمام اعتبار تصمیمات یک نهاد واقعی عدالت انتقالی، به سابقه پاک‌دستی، خوش‌نامی، صداقت و شرافت سیاسی- اخلاقیِ اعضای آن نهاد بستگی دارد که مسئولیت بررسی و بازخوانی بی‌مسامحه تاریخچه تاریک حاکمیت توتالیتر و سرکوبگر مزبور را عهده دار میشوند.

نگاهی به ترکیب «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی» - از مبتکر آن، یعنی رضا پهلوی، پسر دیکتاتور سابق، تا برخی دیگر از اعضای آن - تردیدی باقی نمی‌گذارد که این پروژه از پیش محکوم به ابتذال و تهی‌سازی مفاهیمی چون عدالت اجتماعی و حتی ذبح آن‌هاست. هدفِ مستتر، نه اجرای عدالت، بلکه ایجاد بستر و تعیین مقرراتی برای رهایی متهمان و مجرمان، از حسابرسی و خاموش‌کردن هرگونه صدای عدالت‌خواهی واقعی در حوزه‌های جرایم سیاسی و فساد اقتصادی است.

بنا بر اسناد تاریخی، حدود ۳۳ میلیارد دلار از اموال چپاول‌شده مردم ایران در اختیار رضا پهلوی و بازماندگان حکومت سلطنتی قرار دارد که در یک فرایند جدی اجرای عدالت انتقالی، باید به‌صورت شفاف مورد بازخوانی و حسابرسی قرار گیرد.

در حوزه حقوق بشر، پوشالی‌بودن عدالت انتقالیِ مورد ادعا اساساً بی‌نیاز از هرگونه استدلال است؛ رسیدگی به نقض حقوق بشر در دستگاه سلطنت استعماری، به همان اندازه از اعتبار برخوردار است که در «حقوق بشر اسلامیِ» نظام ولایت فقیه. تنها تفاوت در این است که، برخلاف خمینی که وعده آزادی و عدالت می‌داد، «بچه شاه» در «دفترچه اضطرار» با صراحت خطوط نظام مورد نظر آینده را ترسیم کرده است؛ نظامی که از نظر تمرکز قدرت، به‌مراتب خودکامه‌تر از نظام ولایت فقیه و حتی سلطنت ساقط‌ شده پدر اوست. آنچه همسر رضا پهلوی، «علیاحضرتِ» خودخوانده، در جریان «فیل‌هواکردن» منشور جرج‌تاون در جایگاه «مدعی‌العموم» علناً اعلام کرد - اینکه «چرا باید دادخواهی شامل کشته‌شدگان مجاهدین خلق شود؟» - جوهره نگاه این جریان نئوفاشیستی نسبت به مقوله حقوق بشر را نشان می‌دهد.

بنابراین، گزاف نیست اگر گفته شود که پروژه مذکور در راستای مفاد «دفترچه اضطرار»، با محوریت شعار «مرگ بر چپ و مجاهد» تنظیم شده است؛ شعاری که اجرای آن نیز به «متخصصان» کارکشته خاص خودش نیاز دارد. در این زمینه، بچه شاه نشان داده است که، برخلاف ناتوانی در درک قانون‌مندی‌های حاکم بر مبارزه و سیاست، آنجا که به حفظ منافع مربوط می‌شود، می‌داند به چه کسانی باید تکیه کند:

ایرج مصداقی، هم سابقه همکاری با لاجوردی، قصاب اوین در سرکوب مجاهدین و مبارزان را در کارنامه دارد و هم همنشینی و همکاری با ساواکیِ شناخته شده چون پرویز معتمد؛ و در دشمنی با مجاهدین نیز تردیدی باقی نگذاشته است. این انتخاب جز اعاده حیثیت از ساواکی‌ها و شکنجه‌گران همدست مصداقی هیچ پیام دیگری ندارد. یا فرد دیگری مانند افشین علیان که تا زمانی که در ایران بود، در پروژه سرکوب چپ انقلابی از هیچ اقدامی دریغ نکرد - از تمجید «امام ضدامپریالیست» و درخواست مسلح‌کردن پاسداران به سلاح سنگین گرفته تا توصیه به شناسایی و لو دادن مجاهدین و چریک‌های فدایی خلق - و پس از مهاجرت به غرب، شیفته نظام بورژوایی شد و به مدافع سرسخت نظام پادشاهیِ مدل هلند تبدیل گشت.

اما چهره دیگر، با شهرتی جهانی و ادعای حقوق‌بشری و صلح‌طلبی، بنا بر گواهی زندانیان سیاسی دهه شصت، هرگز حاضر نشد وکالتِ حتی یک زندانی مجاهد یا فدایی زیر شکنجه را بر عهده بگیرد؛ فردی که کانفرمیسم مبتذل و تغییر مداوم مواضع سیاسی، برجسته‌ترین ویژگی کارنامه‌اش به شمار می‌رود. همچنان روشن نیست که او پس از سال‌ها حمایت از اصلاح طلبان قلابی چون خاتمی و روحانی، و نیز همراهی با نایاک و دیدار با ظریف در تبعید، و اکنون با حضور در کنار رضا پهلوی - که از اجنبی برای بمباران کشور التماس می کند - به اتکای کدام شجاعت اخلاقی یا ابتکار صلح‌آمیز، شایستگی دریافت جایزه صلح نوبل را یافته است.

گرچه عمر پروژه عدالت انتقالی بچه شاه هم مثل دیگر دود و دم‌های تبلیغاتی وی بسیار کوتاه خواهد بود، اما از منظر طنز قطعا در ادبیات سیاسی ایران باقی خواهد ماند، چیزی شبیه این ضرب المثل آلمانی :«بز را باغبانِ باغچه پر گلِ و گیاه کردن».



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

توقیف ۴سایت رژیم توسط وزارت دادگستری آمریکا



توقیف ۴سایت رژیم توسط وزارت دادگستری آمریکا

وزارت دادگستری آمریکا توقیف ۴سایت وزارت اطلاعات رژیم آخوندها را اعلام کرد. یکی از این سایتها از سال‌ها پیش علیه مجاهدین در آلبانی شیطان‌سازی می‌کرد. سایت وزارت اطلاعات رژیم ایران که با پوشش «عدالت میهن (آلبانی)» به شیطان‌سازی علیه مجاهدین و حملات سایبری به ارگانهای مختلف آلبانی به انتقام اقامت مجاهدین در این کشور اشتغال داشت، توسط اف.بی.آی بسته شد.

بر روی سایت توقیف شده «عدالت میهن» این اطلاعیه به چشم می‌خورد که این وب‌سایت طبق حکم دادگاه ناحیه مریلند در ایالات متحده توسط اف.بی.آی توقیف و از دسترس خارج می‌شود تا از سوءاستفاده بیشتر و استفاده‌های مخرب جلوگیری شود.

اف.بی.آی افزوده است خدمات یا زیرساختهایی که قبلاً از طریق این دامنه قابل دسترس بودند، دیگر در دسترس نیستند. افراد یا نهادهای دست‌اندرکار تحت پیگیرد و مجازاتهایی قرار خواهند گرفت که قانون معین کرده است.

وزارت دادگستری آمریکا این اقدام را بخشی از تلاش مداوم برای مختل کردن طرح‌های هک و سرکوب فراملی انجام شده توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران برای پیشبرد عملیات روانی علیه مخالفان رژیم توصیف کرد

وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد «عدالت میهن» که خود را آلبانیایی جلوه می‌داد، متعلق به وزارت اطلاعات رژیم ایران بود. این دستگاه اسناد حساس دولتی آلبانی را می‌دزدید و علیه این دولت استفاده می‌کرد. انگیزهٔ آن اقامت مجاهدین خلق در این کشور بود که آشکارا درصدد سرنگونی حکومت ایران بودند.

وزارت دادگستری آمریکا در ۲۰مارس به حکم دادگاه حذف ۴وب‌سایت تسهیل‌کننده تلاش‌های هک وزارت اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی ایران مرتبط با عملیات روانی و سرکوب فراملی را اعلام کرد.

وب‌سایت «عدالت میهن» مشخصاً برای پیشبرد عملیات روانی علیه مخالفان رژیم ایران در آلبانی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

 


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

۱۴۰۵ فروردین ۳, دوشنبه

جاودانگی و درگذشت شیرزن والای مجاهد خلق، کبری مختار عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران - پیام خانم مریم رجوی



جاودانگی و درگذشت شیرزن والای مجاهد خلق، کبری مختار عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران - پیام خانم مریم رجوی 

جاودانگی و درگذشت شیرزن والای مجاهد خلق کبری مختار عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران در اثر ایست قلبی در پاریس  .  قهرمان مجاهد خلق کبری مختار عضو شورای رهبری مجاهدین در سال ۱۳۷۶ از فرماندهان و معاونت‌های ارتش آزادیبخش ملی ایران در سال ۱۳۶۸ بود. در سال ۱۳۷۱ به عضویت شورای ملی مقاومت ایران در آمد.

خواهر مجاهد کبری مختار متولد ۱۳۳۵ در تهران در دوران قیام ضدسلطنتی گم‌شده خود را در آرمانهای مجاهدین یافت و تا روز جاودانه شدن به‌رغم بیماری شدید قلبی لحظه‌ای در مجاهدت درنگ نکرد. او ۱۲ سال با عمل پیوند قلب به‌سر برد.

او پس از انقلاب ضدسلطنتی از مسئولان بخش کارمندی در سازمان مجاهدین بود و نقش برجسته‌یی در سازماندهی کارمندان هوادار سازمان در تهران ایفا کرد.

پس از ۳۰خرداد به یاران مجاهدش در پایگاههای مخفی سازمان ملحق شد و تا سال ۱۳۶۲ بخشی از نبردهای روزانه واحدهای عملیاتی در تهران در «هنگ حنیف» را هدایت می‌کرد.

قهرمان مجاهد خلق کبری مختار در عملیات آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان، فرماندهی شماری از واحدها را به‌عهده داشت.

او در جریان کودتای ننگین ۱۷ژوئن مورد هجوم عوامل این کودتای ارتجاعی استعماری قرار گرفت، به‌شدت مضروب و دستگیر گردید اما به‌رغم بیماری سنگین قلبی در زندان به اعتصاب غذا مبادرت کرد.

خواهر مجاهد کبری مختار سالیان در سازمان خارج کشور مجاهدین و هم‌چنین دفاتر رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت در خارج کشور به کار مشغول بود.

خانم مریم رجوی فقدان دریغ‌انگیز قهرمان پاکباز مجاهد خلق کبری مختار با ۴۷ سال سابقه مبارزاتی و تشکیلاتی را تسلیت گفت و او را سرمشقی درخشان در مبارزه زن ایرانی برای رهایی و برابری و پیشتازی در نبرد برای آزادی توصیف کرد.

 


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

سلاح جنگ روانی؛ سلاح پنهان دیکتاتورها در بحران و جنگ‌های ضد میهنی- چگونه جنگ روانی ذهن مردم را هدف می‌گیرد؟




  سلاح جنگ روانی؛ سلاح پنهان دیکتاتورها در بحران و جنگ‌های ضد میهنی- چگونه جنگ روانی ذهن مردم را هدف می‌گیرد؟


چگونه جنگ روانی ذهن مردم را هدف می‌گیرد؟

حکومت بحران زده آخوندی چگونه با سلاح جنگ روانی تلاش می کند فضای کاذب را در جامعه ملتهب ایران القاء کند؟ در لحظات بحرانی، زمانی که حکومت‌های دیکتاتوری احساس خطر می‌کنند، میدان درگیری از خیابان‌ها به ذهن مردم منتقل می‌شود. در این شرایط، «جنگ روانی» به مهم‌ترین ابزار بقا برای این حکومت‌ها تبدیل می‌شود.

در این نوع جنگ، دیگر خبری از سلاح‌های کلاسیک نیست. ابزار اصلی، «روایت»، «تصویر» و «زبان» است. هدف نیز روشن است؛ ایجاد تردید، ترس و بی‌اعتمادی در میان مردم. جنگ روانی تلاش می‌کند انسجام مردم مخالف و بخصوص مردمی که زیر یوغ دیکتاتوری همچون مردم ایران قرار دارند را از درون بشکند و آنها را از اقدام جمعی بازدارد. حکومت آخوندی در شرایط امروزی که درگیر جنگ خارجی است تمام تلاش خود را به عمل می آورد که از این سلاح برای مهار جامعه استفاده کند. این گزارش بر اساس منابع تاریخی و تجربیات مبارزین و آزادیخواهان در کشورهایی که دیکتاتوری حاکم بوده است تنظیم شده است.

سلاح جنگ روانی با «نمایش قدرت مطلق»

یکی از نخستین اقدامات در جنگ روانی، نمایش کنترل کامل اوضاع است. حکومت تلاش می‌کند این تصویر را القا کند که همه چیز تحت کنترل است. این تصویرسازی حتی در آستانه سقوط نیز ادامه پیدا می‌کند. نمونه بارز آن حکومت آخوندی است. درحالیکه در جنگ خارجی بالاترین مقامات کشور کشته شده‌اند همچنان از رسانه‌های عمومی اعلام پیروزی می‌کند.

در گام بعد، واقعیت‌ها تغییر داده می‌شوند. حکومت‌ها تلاش می‌کنند واقعیت دلخواه خود را بسازند. در این مسیر، «پروپاگاندا» به یک ابزار کلیدی در این نوع جنگ تبدیل می‌شود. این ابزار با تکرار پیام‌های هدفمند، ذهن مخاطب را شکل می‌دهد.

دوگانه‌سازی؛ تکنیک قدیمی جنگ روانی

در بسیاری از نمونه‌های تاریخی، استفاده از سلاح جنگ روانی با ساده‌سازی افراطی واقعیت همراه بوده است. در این روش، جامعه به دو گروه کاملاً متضاد تقسیم می‌شود. مانند «با ما» یا «علیه ما».

در آلمان نازی، یوزف گوبلز این روش را به‌کار گرفت. او پیچیدگی‌های جامعه را حذف کرد و همه چیز را به انتخاب‌های ساده تبدیل کرد. در چین دوران مائو نیز همین الگو تکرار شد. جامعه به «انقلابی» و «ضدانقلابی» تقسیم شد.

این تکنیک در جنگ روانی باعث می‌شود مردم احساس کنند در یک انتخاب حیاتی قرار دارند. در چنین فضایی، حتی تردید نیز به‌عنوان خیانت دیده می‌شود.

جنگ روانی و «قربانی‌سازی حکومت»

یکی دیگر از روش‌های رایج در جنگ روانی، تغییر نقش‌ها است. در این روش، حکومت خود را قربانی معرفی می‌کند. حتی اگر در واقعیت نقش مهاجم داشته باشد. کما اینکه در حکومت سرکوبگر آخوندی هم اکنون برای ایجاد رعب و وحشت چوبه های دار را برپا کرده است و تلاش می کند هر مخالفی را تحت بهانه های آخوند ساخته به دامن مرگ بسپارد تا شاید تهدید برای بقاء خود را بکاهد.

این نوع روایت‌سازی در بکارگیری سلاح جنگ روانی باعث می‌شود اقدامات سرکوبگرانه، منطقی جلوه کند. مردم نیز در چنین فضایی، راحت‌تر محدودیت‌ها را می‌پذیرند.

بازی با احساسات؛ ابزار قدرتمند جنگ روانی

در بکارگیری سلاح جنگ روانی، احساسات نقش مهمی دارند. حکومت‌ها از تصاویر احساسی مانند کودکان یا قربانیان استفاده می‌کنند. این تصاویر به‌صورت گزینشی منتشر می‌شوند.

هدف این نیست که واقعیت کامل نشان داده شود. هدف هدایت ذهن مخاطب است. در این روش، مخاطب به‌جای تحلیل، واکنش احساسی نشان می‌دهد. این واکنش می‌تواند او را از تصمیم‌گیری منطقی دور کند.

جنگ روانی علیه مخالفان از درون

یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های جنگ روانی، تخریب مخالفان از درون است. در این روش، حکومت تلاش می‌کند اعتماد میان مخالفان را از بین ببرد. در همین رابطه حکومت آخوندی تلاش‌های زیادی می‌کند تا با شیطان سازی و دروغ‌پراکنی مخالفان را حذف کند، بخصوص نیروهای انقلابی و سازمان یافته که برای سرنگونی حکومت فعالیت شدید دارند مانند شورای ملی مقاومت که آلترناتیو سازمان‌یافته در ایران است و چهار دهه برای سرنگونی حکومت استبدادی ولایت فقیه مبارزه می‌کند.

نمونه های تاریخی دیگری هم این واقعیت را اثبات کرده است مثلاًدر آلمان شرقی، سازمان اشتازی از این روش استفاده می‌کرد. آنها با پخش شایعات، روابط میان مخالفان را تخریب می‌کردند. هدف این بود که مخالفان دیگر نتوانند به یکدیگر اعتماد کنند. بکارگیری از این نوع سلاح جنگ روانی باعث می‌شود گروه‌های مخالف، بدون برخورد مستقیم، از هم فرو بپاشند.

ترس از آینده؛ موتور محرک جنگ روانی

با بکارگیری سلاح جنگ روانی، حکومت‌ها آینده‌ای ترسناک را تصویر می‌کنند. آنها مدام از فروپاشی، جنگ داخلی یا هرج‌ومرج صحبت می‌کنند. این سناریوها همیشه کاملاً ساختگی نیستند. اما به‌گونه‌ای مطرح می‌شوند که بدترین حالت، تنها گزینه ممکن به نظر برسد. در نتیجه، تلاش می‌کنند مردم را از تغییر بترسانند و به وضعیت موجود تن ‌دهند.

برچسب‌زنی و توطئه؛ تکمیل‌کننده جنگ روانی

در ادامه بکارگیری سلاح جنگ روانی، مخالفان با برچسب‌هایی مانند «دشمن» یا «وابسته» یا «جاسوس» و «ستون پنجم» و برچسب‌های دیگر معرفی می‌شوند. این کار باعث می‌شود نیازی به پاسخ به استدلال‌ها نباشد. در همین رابطه حکومت آخوندی با گرفتن اعترافات اجباری زیر شکنجه قربانیان را برای اعدام و پیشبرد منافع خود بکار می‌گیرد.

همزمان، نظریه‌های توطئه نیز تقویت می‌شود. در این روایت‌ها، هر صدای مخالف بخشی از یک پروژه خارجی معرفی می‌شود. این روش اعتماد عمومی را از بین می‌برد.

وعده‌های اصلاح؛ تاکتیک زمان‌خرید در جنگ روانی

در بسیاری از موارد، حکومت‌ها از واژه‌هایی مانند «اصلاح» و «گفت‌وگو» استفاده می‌کنند. این وعده‌ها در ظاهر منطقی هستند. اما اغلب برای خرید زمان مطرح می‌شوند. تجربه کشورهای مختلف نشان داده که این وعده‌ها بدون تغییر ساختاری، نتیجه‌ای ندارند. با این حال، در چارچوب جنگ روانی، همین وعده‌ها می‌تواند بخشی از جامعه را دچار تردید کند.

مرور این الگوها نشان می‌دهد که استفاده از سلاح جنگ روانی بر «ایجاد تردید» استوار است. هدف این نیست که همه قانع شوند. کافی است بخشی از جامعه دچار شک شود، بخشی بترسد و بخشی اعتماد خود را از دست بدهد. در چنین شرایطی، کنش جمعی فلج می‌شود. شناخت این ابزارها، اولین گام برای خنثی کردن اثر جنگ روانی و عبور از فضای ابهام است. مردم ایران که بخوبی از تاکتیک‌ها و دسیسه‌های آخوندی واقف هستند هرگز فریب این شگردها و شیادی‌ها را نمی‌خورند و همچنان برسرنگونی حکومت فاشیستی ولایت فقیه اتفاق نظر دارند.

منابع:

  Edward Bernays، Propaganda، 1928.

  Noam Chomsky و ادوارد هرمن، Manufacturing Consent، 1988.

  Paul Linebarger، Psychological Warfare، 1954.

  The Oxford Handbook of Propaganda Studies، انتشارات آکسفورد، 2013.

  Richard Stengel، Information Wars، 2019.

  درباره نقشJoseph Goebbels بنگرید به: Goebbels: Mastermind of the Third Reich.

  درباره روش‌های Stasi: Stasi: The Untold Story of the East German Secret Police.

  گزارش‌هایRAND Corporation درباره جنگ اطلاعاتی.

  اسنادNATO درباره عملیات روانی (PSYOPS).


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

باج‌گیری در تنگه هرمز؛ اقتدار یا استیصال؟ - طرح باج‌گیری در تنگه هرمز واکنش‌ها را در جهان برانگیخت



              باج‌گیری در تنگه هرمز؛ اقتدار یا استیصال؟ - طرح باج‌گیری در تنگه هرمز واکنش‌ها را در جهان  برانگیخت

طرح باج‌گیری در تنگه هرمز واکنش‌ها را برانگیخت

در روزهای اخیر، طرح دریافت هزینه عبور از کشتی‌ها در تنگه هرمز بار دیگر موضوع باج‌گیری را در سطح رسانه‌ها مطرح کرده است. این موضوع پس از موضعگیری بروجردی یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره دریافت مبالغ دلاری از کشتی‌های عبوری، به یک بحث داغ تبدیل شده است. تلگرام چند ثانیه حکومتی در تاریخ ۲ فروردین ماه ۱۴۰۵ به نقل از بروجردی می‌نویسد: «دریافت حق عبور ۲ میلیون دلاری از کشتی‌ها در تنگه هرمز نشان‌دهنده اقتدار است.  بروجردی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در ادامه می‌گوید: «پس از ۴۷ سال یک رژیم حاکمیتی جدیدی در تنگه هرمز ایجاد شده که حق حکومت ایران است». ادعاهای بروجردی درشرایطی است که تنگه هرمز به عنوان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان است.

پیشینه تاریخی باج‌گیری در مسیرهای استراتژیک

باج‌گیری در تاریخ به عنوان یک پدیده رایج در دوران ضعف حکومت‌های مرکزی شناخته می‌شود. در گذشته، راهزنان و گروه‌های مسلح با تسلط بر مسیرهای حیاتی، از کاروان‌ها و مسافران باج دریافت می‌کردند. این اقدام اغلب در تنگه‌ها و مسیرهای کوهستانی رخ می‌داد. مناطقی مانند تنگه‌های صعب‌العبور، بستر اصلی چنین فعالیت‌هایی بودند.

در دوره‌های مختلف تاریخی، باج‌گرفتن به‌ویژه در زمان کاهش اقتدار دولت‌ها افزایش می‌یافت. در دوران قاجار، گروه‌هایی مانند نایبیان در برخی مسیرها اقدام به راهزنی و باج‌‌خواهی می‌کردند. همچنین در برخی مناطق محلی، نقاطی مانند تنگه کافرین به عنوان محل‌های شناخته‌شده باج‌خواهی مطرح بوده‌اند.

در این شرایط، باج‌گیری نه به عنوان نشانه قدرت، بلکه به عنوان نشانه‌ای از بی‌ثباتی و ضعف ساختار حکومتی شناخته می‌شد. کاروان‌ها برای عبور امن مجبور به پرداخت هزینه می‌شدند. این روند باعث ناامنی گسترده در مسیرهای تجاری می‌شد.

طرح جدید باج‌گیری در تنگه هرمز

براساس نوشته تلگرام حکومتی چند ثانیه یک مقام رسمی فرافکنانه اعلام کرد که دریافت حق عبور ۲ میلیون دلاری از کشتی‌ها در تنگه هرمز «نشانه اقتدار» است. این اظهارات ناشی از عقل سلیم نیست.

کارشناسان حمل‌ونقل دریایی و تحلیلگران بین‌المللی، طرح باج‌گیری در این منطقه را اقدامی تنش‌زا ارزیابی کرده‌اند. آن‌ها تأکید دارند که چنین اقداماتی می‌تواند بر امنیت کشتیرانی تأثیر بگذارد. همچنین احتمال واکنش‌های بین‌المللی را افزایش می‌دهد.

واکنش‌ها به ایده باج‌گیری

پس از انتشار این اظهارات، واکنش‌های مختلفی در سطح رسانه‌ای و سیاسی شکل گرفت. برخی منابع این طرح را مغایر با اصول شناخته‌شده حقوق بین‌الملل دریایی دانسته‌اند. در مقابل، برخی رسانه‌های نزدیک به حکومت از آن به عنوان حق حاکمیتی یاد کرده‌اند. در سطح بین‌المللی، امنیت تنگه هرمز همواره موضوعی حساس بوده است. هرگونه تغییر در قواعد عبور و مرور می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد. کشورهای وابسته به انرژی این مسیر، به دقت تحولات را دنبال می‌کنند.

باج‌خواهی در این سطح، از دید بسیاری از ناظران، می‌تواند باعث افزایش تنش‌های منطقه‌ای شود. این موضوع در شرایطی مطرح شده که منطقه خاورمیانه با بحران‌های متعدد مواجه است.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

جمع‌بندی سرکوب و نقض حقوق بشر رژیم آخوندی در سال ۱۴۰۴- بیش از ۲۶۰۰ اعدام در یکسال رکورد جهانی



           جمع‌بندی سرکوب و نقض حقوق بشر رژیم آخوندی  در سال ۱۴۰۴- بیش از ۲۶۰۰ اعدام در یکسال رکورد جهانی 


بیش از ۲۶۰۰ اعدام در یکسال از حاکمیت ولایت فقیه یک جلاد ساخت

کارنامه سرکوب و نقض حقوق بشر رژیم آخوندی در سال ۱۴۰۴ یکی از تیره‌ترین و هولناکترین رکوردها را برجای گذاشت. در این سال حاکمیت پابگور خامنه‌ای به طور جدی با بحران بقا روبرو بود. به همین دلیل از شروع سا ل ۱۴۰۴ موج اعدام ها به شکل معناداری افزایش یافت و در ماههای بعد به صورت تصاعدی بالا رفت.

دستگاه سرکوب و امنیت رژیم با پیش بینی قیام در جامعه انفجاری ایران تلاش کرد با افزایش سرکوب و خفقان مانع

خیزش جامعه شود. اما سرانجام در ۷ دیماه در پرتو اعتراضات بازار قیام سراسری در ایران اوج گرفت. قیامی که رادیکالیزم و خشم یک جامعه انفجاری را نمایندگی می کرد. علی خامنه ای با تهدید بقا روبرو شد. از همین رو همزمان با قطع اینترنت دستور سرکوب و کشتار را صادر کرد.

در جمع‌بندی و بررسی زیر ما به برجسته‌ترین وجوه سرکوب رژیم در سال ۱۴۰۴ می پردازیم

۱- اعدام:

آمار کلی اعدام‌ها:

براساس آمار و اطلاعات ثبت‌شده در سال ۱۴۰۴ آمار اعدام‌شدگان دست‌کم ۲۶۵۷ نفر است. این رقم نسبت به سال ۱۴۰۳ که ۱۱۵۵ نفر بود، بیش از ۲ برابر شده استالبته مشخص است با توجه به اجرای اعدام‌های مخفیانه توسط رژیم، بایستی آمار واقعی بیشتر از این باشد. همچنین از زمان جنگ هیچ خبری از اعدام‌های صورت‌گرفته، منتشر نشده است.

بیشترین اعدام‌ها در ماه آذر با  دست‌کم ۳۷۶ مورد و کمترین اعدام‌ها در ماه اسفند با دست‌کم ۶۵ مورد صورت گرفته است. آمار تفکیک‌شده اعدام‌ها به این قرار است:

۲۵۴۸ مرد در زندان (سال قبل ۱۱۱۰ نفر بود)

۱۳ مرد در ملاءعام (سال قبل ۷ نفر بود)

اعدام در ملاءعام

سجاد پیری: وی ۲۳ ساله بود و در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۴ برابر با ۲۷ می ۲۰۲۵ به اتهام محاربه از طریق سرقت مسلحانه منجر به قتل در نورآباد دلفان در ملاءعام اعدام شد.

۱ نفر: وی در تاریخ ۱۸ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۹ ژوئیه ۲۰۲۵ به اتهام قتل در باروق در ملاءعام اعدام شد.

ایلیا خلیفه زاده: وی در تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۵ به اتهام تجاوز و قتل در بوکان در ملاءعام اعدام شد.

۱ نفر: وی ۲۵ ساله بود و در تاریخ ۸ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۵ به اتهام قتل در دامغان در ملاءعام اعدام شد.

سجاد مولایی: وی در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۵ به اتهام قتل در لارستان در ملاءعام اعدام شد.

نقی دامغانی: وی در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۲۱ اوت ۲۰۲۸ به اتهام قتل در کردکوی در ملاءعام اعدام شد.

محمود انصاری: وی در تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵ به اتهام قتل در یاسوج در ملاءعام اعدام شد.

مصطفی (نام فامیل نامشخص): وی ۲۷ ساله بود و در تاریخ ۴ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵ به اتهام تجاوز در ملاءعام در بسطام سمنان اعدام شد.

۱ نفر: وی در تاریخ ۱۱ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۲ دسامبر ۲۰۲۵ به اتهام قتل در ملاءعام در سمنان اعدام شد.

محمد ذاکری: وی در تاریخ ۱۱ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۲ دسامبر ۲۰۲۵ به اتهام قتل و تجاوز در ملاءعام در برازجان اعدام شد.

صالح محمدی، سعید داوودی، مهدی قاسمی: آنها در قیام دی ۱۴۰۴ بازداشت شدند و در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴ برابر با ۱۹ مارس ۲۰۲۶ به اتهام محاربه در ملاءعام در قم اعدام شدند.اتهام محاربه برای قتل ۲ مأمور فراجا به آن وارد شده بود. صالح محمدی یک کشتی‌گیر جوان بود، در سال ۱۴۰۳ موفق به کسب مدال در مسابقات بین‌المللی کشتی آزاد در روسیه شده بود به تارگی ۱۹ ساله شده بود.وی در تاریخ ۲۵ دی ۱۴۰۴ در قیام دی ۱۴۰۴ بازداشت شده بود.

۸ کودک-مجرم در زندان (سال قبل ۷ نفر بود)

اعدام کودک-مجرم

بهزاد (نام فامیل نامشخص): وی ۲۰ ساله بود و در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۴ برابر با ۹ آوریل ۲۰۲۵ به اتهام قتل در زندان گنبدکاووس اعدام شد.

بهرام هداوندخانی: وی در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۴ برابر با ۹ آوریل ۲۰۲۵ به اتهام قتل در زندان قزلحصار اعدام شد.

مهدی متولی: وی در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ برابر با ۱۵ آوریل ۲۰۲۵ به اتهام قتل در زندان مرکزی اراک اعدام شد.

محمدرضا سبزی: وی۲۰ ساله بود و در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ برابر با ۱۳ می ۲۰۲۵ به اتهام قتل در زندان ملایر اعدام شد.

هادی سلیمانی: وی ۱۸ ساله بود و در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ برابر با ۱۴ می ۲۰۲۵ به اتهام قتل در زندان شیراز اعدام شد.

امیرحسین محمدی: وی ۲۲ ساله بود و درتاریخ ۷ خرداد ۱۴۰۴ برابر با ۲۸ می ۲۰۲۵ به اتهام قتل در زندان قزلحصار اعدام شد.

محمدرضا شیهکی: وی ۲۵ ساله و بلوچ بود و در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۲ اکتبر ۲۰۲۵ به اتهام قتل در زندان ایرانشهر اعدام شد.

علی آقاجری: وی ۲۲ ساله بود و در تاریخ ۲۸ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵ به اتهام قتل در زندان سپیدار اعدام شد.

اعدام ۲۲ زندانی سیاسی طی یک سال

در این سال ۱۹ زندانی سیاسی در زندان و ۳ زندانی سیاسی در ملاءعام اعدام شدند

اعدام زندانیان سیاسی

فرهاد شاکری، عبدالحکیم عظیم گرگیج، عبدالرحمان گرگیج، تاج محمد خرمالی، مالک علی فدایی نسب: فرهاد شاکری اهل سنت و عبدالحکیم عظیم گرگیج، عبدالرحمان گرگیج، تاج محمد خرمالی و مالک علی فدایی نسب، بلوچ اهل سنت بودند. آنها در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ برابر با ۸ آوریل ۲۰۲۵ به اتهام بغی، عضویت در  گروه سلفی حزب الفرقان و عضویت در جبهه همبستگی ملی اهل سنت ایران در زندان مرکزی مشهد اعدام شدند.

علی دهانی: وی ۲۲ ساله و بلوچ بود و در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۴ برابر با ۱۴ آوریل ۲۰۲۵ به اتهام قتل در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.

حمید حسین نژاد حیدرانلو: وی کْرد بود و در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ برابر با ۲۱ آوریل ۲۰۲۵ به اتهام مشارکت در ترور و قتل ۸ مرزبان در زندان مرکزی ارومیه به صورت مخفیانه اعدام شد.

رستم زین الدینی: وی ۳۰ ساله و بلوچ بود و در تاریخ ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ برابر با ۲۶ آوریل ۲۰۲۵ به اتهام همکاری با جیش العدل در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.

مجاهد (عباس) کورکور: وی ۴۲ ساله بود و به اتهام قتل در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ برابر با ۱۱ ژوئن ۲۰۲۵ در زندان شیبان اعدام شد. زندانی سیاسی مجاهد کورکوری روز ۲۹ آذر ۱۴۰۱ در جریان حمله‌ نظامی مأموران امنیتی به خانه شخصی‌اش در روستای پرسیلا ایذه، مجروح و بازداشت شد. در روز ۲۹ آذر، مأمورین مسلح با ادوات نیمه‌سنگین نظامی و لشکرکشی گسترده به منزل او حمله کرده و با به رگبار بستن و منفجر کردن منزل، حسین سعیدی و محمود احمدی را به قتل رسانده و ۲ تن دیگر ازجمله مجاهد کورکوری را مجروح و بازداشت کردند. سناریوسازی حکومتی برای پوشاندن جنایت خود در قتل کیان پیرفلک مقامات حکومتی با سناریوسازی، تلاش کردند که کشتار مردم توسط نیروی انتظامی در ایذه، از جمله قتل کیان پیرفلک ، را به گردن مجاهد کورکوری و دیگر جوانان این شهر بیندازند.

بهروز احسانی اسلاملو و مهدی  حسنی: بهروز احسانی اسلاملو ۷۰ ساله و مهدی حسنی ۴۸ ساله در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۵ به اتهام محاربه و بغی در زندان قزلحصار اعدام شدند. بهروز احسانی اسلاملو در آبان ماه ۱۴۰۱، در بحبوحه قیام سراسری ۱۴۰۱، در منزلش بازداشت و به بند ۲۰۹ اوین مربوط به وزارت اطلاعات منتقل شد.مهدی حسنی روز ۲۰ شهریور ۱۴۰۱، در شهرستان زنجان دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید. او مدت‌ها تحت شکنجه‌های فیزیکی و روحی قرار داشت و سپس به بند ۸ زندان اوین منتقل شد.اتهامات مهدی حسنی، «بغی، محاربه و افساد فی‌الارض عضویت در مجاهدین، جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی شده و اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» عنوان بود.

مهران بهرامیان: وی ۳۲ ساله بود و در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۶ سپتامبر ۲۰۲۵ به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی در زندان مرکزی اصفهان اعدام شد. وی در قیام ۱۴۰۱، توسط ماموران امنیتی به همراه برادرش فاضل بهرامیان و چندین تن از جوانان سمیرم بازداشت شده بود.

علی مجدم، معین خنفری، سیدسالم موسوی آلبوشوکه، محمدرضا مقدم، سیدعدنان موسوی غبیشاوی، حبیب دریس: زندانیان سیاسی علی مجدم ۴۴ ساله، معین خنفری ۳۱ ساله، سیدسالم موسوی آلبوشوکه ۴۱ ساله، محمدرضا مقدم ۳۳ ساله، سیدعدنان موسوی غبیشاوی ۲۹ ساله، حبیب دریس ۴۰ ساله در تاریخ ۱۲ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۴ اکتبر ۲۰۲۵ به اتهام بغی و عضویت در گروه حرکه النضال العربی در زندان سپیدار اعدام شدند.

سامان محمدی خیاره: وی ۳۴ ساله و کْرد بود و در تاریخ ۱۲ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۴ اکتبر ۲۰۲۵ به اتهام محاربه پس از ۱۶ سال حبس در زندان قزلحصار اعدام شد.

صالح محمدی، سعید داوودی، مهدی قاسمی: آنها در قیام دی ۱۴۰۴ بازداشت شدند و در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴ برابر با ۱۹ مارس ۲۰۲۶ به اتهام محاربه در ملاءعام در قم اعدام شدند.اتهام محاربه برای قتل ۲ مأمور فراجا به آن وارد شده بود. صالح محمدی یک کشتی‌گیر جوان بود، در سال ۱۴۰۳ موفق به کسب مدال در مسابقات بین‌المللی کشتی آزاد در روسیه شده بود به تارگی ۱۹ ساله شده بود.وی در تاریخ ۲۵ دی ۱۴۰۴ در قیام دی ۱۴۰۴ بازداشت شده بود.

۶۸ زن در زندان (سال قبل ۳۸ زن بود)

قتل‌عام دیماه ۱۴۰۴

سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر در گزارشی تکان‌دهنده و افشاگرانه، از قتل‌عام گسترده، سازمان‌یافته و بی‌سابقه معترضان ایران در جریان خیزش سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ خبر داد و اعلام کرد نیروهای امنیتی و نظامی رژیم ایران از ۱۸دی‌ماه به‌طور هماهنگ و برنامه‌ریزی شده دست به کشتار جمعی شهروندان غیرمسلح زده‌اند.

این سازمان تأکید کرده است که به‌دلیل قطع گسترده اینترنت و انسداد خبری، ابعاد واقعی این جنایت هم‌چنان پنهان مانده، اما بر اساس شواهد میدانی، شهادت شاهدان عینی، تصاویر و ویدئوهای تأییدشده، هزاران نفر در استان‌های مختلف کشور کشته شده‌اند.

نیروهای سرکوبگر رژیم خامنه‌ای پس از گسترش اعتراضات ضدحکومتی، از سلاح گرم جنگی علیه معترضان و حتی رهگذران استفاده کرده‌اند و شمار زیادی از قربانیان با اصابت گلوله به سر و بالاتنه جان‌باخته‌اند؛ موضوعی که حتی برخی مقامات حکومتی نیز به‌طور ضمنی به رسیدن شمار کشته‌شدگان به چند هزار نفر اذعان کرده‌اند.

دیده‌بان حقوق‌بشر با استناد به ویدئوهای راستی‌آزمایی‌ شده، از جمله تصاویر هولناک انباشت پیکرها و کیسه‌های متعدد اجساد در اطراف پزشکی قانونی کهریزک در جنوب تهران، اعلام کرده است که تنها در چند ویدئو دست‌کم ۴۰۰جسد قابل شمارش است و تعداد واقعی قربانیان بسیار بیش از این برآورد می‌شود.

لاما فقیه، مدیر برنامه‌های دیده‌بان حقوق‌بشر، با توصیف این سرکوب به‌عنوان بی‌سابقه در تاریخ معاصر ایران هشدار داد:
«حاکمانی که مردم خود را قتل‌عام می‌کنند، تا زمانی که پاسخگو نشوند، به ارتکاب جنایت ادامه خواهند داد».

به گفته این سازمان، بین ۲۲ تا ۲۴ دی‌ماه با دست‌کم ۲۱ شاهد عینی، بستگان قربانیان، کادر درمان، روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق‌بشر گفتگو شده و ده‌ها تصویر، پیام صوتی و ۵۱ عکس و ویدئوی تأییدشده توسط کارشناسان مستقل بررسی شده است. شواهد کشتار در استان‌هایی از جمله تهران، البرز، کرمانشاه، خراسان رضوی، گیلان، مازندران، مرکزی و کهگیلویه و بویراحمد مستند شده است.

این گزارش هم‌چنین فاش می‌کند که رژیم با تحویل ندادن اجساد، دفن مخفیانه، جلوگیری از مراسم خاکسپاری و اعمال فشار و تهدید خانواده‌ها می‌کوشد ابعاد واقعی قتل‌عام را پنهان کند؛ روشی که پیش‌تر نیز در سرکوب‌های خونین به‌کار گرفته شده بود.

دیده‌بان حقوق‌بشر استفاده گسترده و بدون توجیه از سلاح گرم علیه معترضان غیرمسلح را نقض فاحش حقوق بین‌الملل دانسته و خواستار برگزاری فوری نشست ویژه شورای حقوق‌بشر سازمان ملل، حفظ شواهد جنایات و فراهم‌کردن زمینه پیگرد قضایی آمران و عاملان این قتل‌عام از جمله در بالاترین سطوح حاکمیت جمهوری اسلامی شده است.

۲- دستگیری:

در سال ۱۴۰۴ دست‌کم ۲۷ هزار و ۷۵۲ نفر بازداشت شدند.بیشترین دستگیری‌ها در ماه دی با ۲۳۷۱۰ مورد و کمترین دستگیری‌ها در ماه فروردین با ۳۱۹ مورد صورت گرفته است.

آمار دستگیری‌ها به قرار زیر است:

– دستگیری‌های سیاسی: ۲۶۶۷۷ نفر

– دستگیری‌های خودسرانه: ۹۰۲ نفر

– دستگیری‌های پیروان سایر ادیان: ۱۵۰ نفر

– دستگیری‌های اجتماعی: ۲۳ نفر

دستگیری‌های سیاسی: این دستگیری‌ها شامل هواداران سازمان مجاهدین، نفراتی که در قیام دی ۱۴۰۴ و بعد از آن، در بهمن و اسفند در شهرهای مختلف بازداشت شدند، نفراتی که در جنگ رژیم با آمریکا و اسرائیل از ۹ اسفند به بعد بازداشت شدند وکلا، ورزشکاران، فعالین سیاسی، جهت اجرای حکم زندان، شرکت در تجمعات، موضعگیری در فضای اینترنت یا بدون دلیل خاصی بازداشت شدند.قابل ذکر است آمار بازداشتی‌های قیام دی ۱۴۰۴ حدودی است و آمار واقعی آن مشخص نیست.

بازداشت خودسرانه: این دستگیری‌ها تحت عناوین شرکت در مراسم مختلط، فعالیت در فضای اینترنت و انتشار تصاویر مغایر با شئونات اسلامی، کولبری، سوخت‌بری، شهروندان بلوچ بدون شناسنامه که به افغانستان رد مرز شدند، یا بدون دلیل خاصی بازداشت شدند.

دستگیری‌های پیروان سایر ادیان: این دستگیری‌ها شامل پیروان سایر ادیان (بهایی، مسیحی) تحت عنوان تبلیغ برای بهاییت، مسیحیت و جهت اجرای حکم زندان، یا بدون دلیل خاصی، بازداشت شدند.

۳- قتل خودسرانه:

گوشه‌ای دیگری از سرکوبی که رژیم بر جامعه حاکم کرده در رابطه با سوخت‌بران، کولبران، شهروندان و بازداشت‌های اجتماعی که به کشته‌شدن نفرات در اثر تیراندازی در خیابان‌ها صورت می‌گیرد یا به کشته شدن در بازداشتگاه‌ها زیرشکنجه منجر می‌شود. این آمار شامل نفراتی که در بازداشتگاه‌های رژیم در قیام دی ۱۴۰۴ زیر شکنجه کشته شدند، نیست.

آماری که در اخبار منعکس شده است به این قرار است:

تعداد کولبران کشته‌شده: ۱۴ نفر

تعداد سوخت‌بران کشته‌شده: ۳۷ نفر

تعداد شهروندان کشته‌شده: ۱۰۱ نفر

تعداد زندانیانی که زیر شکنجه کشته شدند: ۹ نفر

۴- شکنجه:

اخبار شکنجه‌های جسمی، قطع عضو و شلاق‌زدن، بسیار کم منعکس می‌شود. بطور خاص آمار مربوط به قیام دی ۱۴۰۴ و سرکوب بعد از آن منتشر نشده است. بدون در نظر گرفتن آمار قیام دیماه آمار به این قرار است:

شکنجه جسمی: ۱۴ نفر

شلاق‌زدن: ۵ نفر

قطع عضو: ۵ نفر



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7