۱۴۰۵ فروردین ۲۷, پنجشنبه

محکومیت اعدام ۶مجاهد خلق در پارلمان کانادا؛ تأکید جودی اسگرو بر پاسخگویی رژیم به نقض حقوق بشر



محکومیت اعدام ۶مجاهد خلق در پارلمان کانادا؛ تأکید جودی اسگرو بر پاسخگویی رژیم به نقض حقوق بشر

در جلسه پارلمان کانادا، جودی اسگرو نماینده پارلمان و وزیر پیشین شهروندی و مهاجرت این کشور روز ۲۶ فروردین در مورد اعدام ۶قهرمان مجاهد خلق گفت: آقای رئیس، من در پاسخ به گزارشات عمیقاً نگران‌کننده از اعدامها و سرکوب در ایران، از جمله اعدام شش مخالف سیاسی در هفته‌های اخیر در مجلس نمایندگان قیام کردم.

هدف قرار دادن افراد به‌دلیل باورهای مذهبی‌شان، نقض فاحش حقوق‌بشر در سراسر جهان است. کانادا باید به محکوم کردن این سوءرفتارها ادامه دهد، با متحدان خود همکاری کرده و برای حسابرسی از مسئولان این رفتار فشار بیاورد. ایرانیان شایسته کرامت، عدالت و رهایی از ترس هستند.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

سؤال تلویزیون سوئد از بچه شاه در مورد مشکل سابقه موروثی خانوادگی و افتخارکردن وقیحانه بچه شاه به دوران پدرش



سؤال تلویزیون سوئد از بچه شاه در مورد مشکل سابقه موروثی خانوادگی و افتخارکردن وقیحانه بچه شاه به دوران پدرش

  • سؤال تلویزیون سوئد از بچه شاه در مورد مشکل سابقه موروثی خانوادگی و افتخار کردن وقیحانه بچه شاه به دوران پدرش
  • یوناس شو استدت نماینده پارلمان اروپا از سوئد: او گفت به آنچه خانواده‌اش انجام داده افتخار می‌کند پدرش قدرت را از طریق یک کودتای نظامی کسب کرد و حکومت دموکراتیک را سرنگون کرد
  • دوران حکومت شاه مملو از یک دیکتاتوری خون آلود بود تعداد زیادی شکنجه و اعدام شدند که به انقلاب منجر گردید

در حالی که اعتراض و انزجار در مطبوعات سوئد علیه سفر بچه شاه به این کشور بالا گرفته، بچه شاه در پاسخ به سؤال مجری برنامه آجندا در تلویزیون سراسری سوئد مبنی بر این‌که آیا سابقه تاریخی خانواده تو، برایت مشکلی ایجاد نمی‌کند؟، وقیحانه گفت:

من به خانواده خودم و هرکاری آنان کرده‌اند و میراث گذاشته افتخار می‌کنم.

بچه شاه در این مصاحبه مدعی شد: میلیون‌ها ایرانی به خیابان‌ها آمدند و اسم پدر بزرگ، پدر من و من را فریاد زدند و شعار دادند که پهلوی برمی‌گردد و جاوید شاه و نسل جوان Z اسم پدر من را روی بدنشان خالکوبی کرده‌اند. و این برخلاف چیزی است که جهان می‌خواهد القا کند

من بی‌نهایت به میراث خود و آنچه که در آن دوران صورت گرفته افتخار می‌کنم.

در ادامه این برنامه، یوناس شو استدت نماینده پارلمان اروپا از سوئد و دبیرکل پیشین حزب چپ به تلویزیون سراسری سوئد، درباره دعوت دو نماینده راست افراطی از بچه شاه گفت:

من فکر می‌کنم که این دعوت بسیار غیرمنطقی است! او گفت که به آنچه که خانواده‌اش انجام داده افتخار می‌کند، پدرش قدرت را از طریق یک کودتای نظامی کسب کرد و حکومت دموکراتیک را سرنگون کرد و دوران حکومتش مملو از یک دیکتاتوری خون آلود بود که تعداد زیادی شکنجه و اعدام شدند که باعث رشد یک اپوزیسیون بسیار قوی در کشور شد که به انقلاب منجر گردید. رضا پهلوی توان آن را ندارد که بگوید آن دوران دیکتاتوری بود و از آن دوری کند. این بسیار نگران‌کننده است و همان‌طور که گفتم دعوت از او بسیار غیرمنطقی است و به‌خصوص از جانب ابا بوش که شعار جاوید شاه داده است. او برای باقی ماندن یک دوران دیکتاتوری شعار می‌دهد.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

نیویورک پست: صدور احکام اعدام برای بیتا همتی و ۳زندانی دیگر؛ فراخوان فوری برای اقدام بین‌المللی جهت توقف اعدام‌ها



نیویورک پست: صدور احکام اعدام برای بیتا همتی و ۳زندانی دیگر؛ فراخوان فوری برای اقدام بین‌المللی جهت توقف اعدام‌ها


نیویورک پست نوشت: شورای ملی مقاومت طی اطلاعیه‌یی خبر داد رژیم ایران بیتا همتی را به جرایم متعددی از جمله استفاده از مواد منفجره و سلاح، شرکت در تجمعات اعتراضی و برهم زدن امنیت به اعدام محکوم کرده است. همسر او، محمدرضا مجید اصل، ۳۴ساله، و هم‌چنین دو مرد دیگر، بهروز و کوروش زمانی‌نژاد، نیز پس از یک محاکمه شتاب‌زده به اعدام محکوم شدند و اموالشان مصادره شد.

شورای ملی مقاومت ایران اعلام کرد: مقاومت ایران بار دیگر از سازمان ملل متحد، نهادهای بین‌المللی مربوطه و مدافعان حقوق‌بشر می‌خواهد که برای نجات جان زندانیان محکوم به اعدام، به‌ویژه زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان در جریان قیام، بلادرنگ اقدام کنند.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

«شاه کوچک مرده است!»

«شاه کوچک مرده است!»

در ماه‌های اخیر، در فهم ناظران بین‌المللی و رسانه‌های معتبر جهان نسبت به پروژه‌ٔ ارتجاعی- استعماری سلطنت یک چرخش آشکار مشاهده می‌شود. بی‌آیندگی بقایای سلطنت مدفون دیگر نه یک شعار سیاسی، بلکه یک جمع‌بندی واقع‌گرایانه از تلاقی تاریخ، مشروعیت و ضرورت‌های ژئوپلیتیک است. این نوشتار با استناد به فاکت‌های رسانه‌یی و مواضع تحلیل‌گران بین‌المللی، به بررسی دلایل احتضار سیاسی این پروژه می‌پردازد.

حافظه تاریخی و کابوس حکومت پلیسی

یکی از موانع بنیادین بازگردانی سلطنت به ایران، وزن سنگین کارنامه تاریخی آن است. برخلاف تلاش برخی جریان‌ها برای ارائه تصویری رمانتیک و نوستالژیک از دوران پهلوی، رسانه‌هایی که از منظر لیبرال‌دموکراسی به جهان می‌نگرند، بر جنبه‌های سیاه استبداد موروثی تأکید دارند.

روزنامه سوئدی «داگنز نی‌هیتر» در سرمقاله اخیر خود (۱۱ آوریل ۲۰۲۶) به یادآوری «حکومت پلیسی» دوران شاه پرداخته و نقش «سرکوب و شکنجه» را در شکل‌گیری انفجار اجتماعی سال ۱۳۵۷ برجسته می‌کند. از دیدگاه این رسانه، ریشه‌ٔ انقلاب ضدسلطنتی نه یک اتفاق گذرا، بلکه واکنشی به دهه‌ها انسداد سیاسی بود. این فاکت تاریخی نشان می‌دهد که بازگشت به مدل پادشاهی، از منظر ناظران خارجی، به‌معنای بازگشت به ساختاری است که خود مولد بحران‌های کنونی بوده است.

استراتژی «مداخله خارجی» و زوال مشروعیت ملی

نقطه عطف بی‌اعتباری پروژه سلطنت در سال‌های اخیر، گره خوردن سرنوشت آن با گزینه نظامی و دخالت‌های قدرت‌های خارجی بوده است. تکیه بر قدرت‌های فرامنطقه‌یی برای تغییر رژیم، همواره در تاریخ سیاسی ایران به‌معنای خودکشی ملی تلقی شده است.

فرانسوا آسلینو، سیاست‌مدار فرانسوی، با نگاهی تحلیلی به ریشه‌های به‌قدرت رسیدن پهلوی‌ها، ایده بازگشت آنها را «مضحک» توصیف می‌کند. او به نکته‌یی کلیدی اشاره دارد: وابستگی تاریخی به قدرت‌های خارجی و میراث مخوف ساواک، سدی در برابر پذیرش اجتماعی این جریان است. اما تیر خلاص بر پیکر این ادعا، زمانی شلیک شد که موضوع حمایت از حملات نظامی مطرح گردید. آسلینو معتقد است:

«این واقعیت که او بمباران‌های گسترده مردم خود را تأیید کرد و برای بازگرداندن تاج و تخت خود روی آن حساب می‌کرد، او را کاملاً در نظر تقریباً همه ایرانیان بی‌اعتبار کرد».

این استراتژی، یعنی قمار بر سر امنیت ملی برای دستیابی به قدرت موروثی، شکافی پرناشدنی میان این پروژه و بدنه اجتماعی در حال قیام ایران ایجاد کرده است.

پایان سیاسی: «شاه کوچک» در آینه‌ٔ تاریخ

تحلیل‌های رسانه‌یی فراتر از نقد عملکرد، به مرحله اعلام پایان سیاسی این جریان رسیده‌اند. تلویزیون «فرانس انفو» در تحلیلی، از مرگ سیاسی این ایده سخن می‌گوید. سردبیر خارجی این رسانه با اشاره به مواضع اخیر در قبال تنش‌های منطقه‌یی و حمایت از گزینه‌های نظامی علیه زیرساخت‌های ایران، تصریح می‌کند که از نظر سیاسی «شاه کوچک مرده است».

این تعبیر به‌معنای آن است که او «توسط تاریخ پاک شده است». وقتی یک فیگور سیاسی، آزادی مردم خود را در گرو بمب‌های بیگانه می‌بیند، در واقع پیوند ارگانیک خود را با جامعه‌یی که مدعی رهبری آن است، قطع می‌کند. به‌قول تحلیل‌گر فرانس انفو، تاریخ ایران در حال نگارش است، اما «قطعاً تاریخ بدون او نوشته می‌شود».

گذار از مدل‌های موروثی به اراده قیام‌آفرینان

بحران اصلی نئوفاشیسم سلطنتی، فقدان «پایگاه اجتماعی فعال» و «شعور سیاسی منطبق با زمانه» است. جامعه ایران، به‌ویژه نسل جوان و نیروهای پیشتاز که در سال‌های اخیر هزینه‌های سنگینی برای تغییر پرداخته‌اند، به‌دنبال عبور از هر گونه ساختار فردمحور و موروثی هستند.

تضاد میان «بمب‌های آمریکایی به‌مثابه مداخله بشردوستانه» (دیدگاه منتسب به بچه‌ٔ شاه) و واقعیت «رنج ایرانیان عادی از خشونت و سرکوب» (واقعیت میدانی)، بیانگر یک گسست طبقاتی و معرفتی است. نیروهایی که آینده ایران را در خیابان‌ها و از دل قیام‌ها جست‌وجو می‌کنند، نمی‌توانند با الگویی که بقای خود را در لابی‌های بین‌المللی و تکرار ساختارهای شکست‌خورده گذشته می‌بیند، هم‌سو شوند.

حکمی که صادر شده است

آنچه در ارزیابی رسانه‌هایی چون داگنز نی‌هیتر، فرانس انفو و تحلیل‌گران مستقل اروپایی دیده می‌شود، نه یک جانبداری جناحی، بلکه درک یک ضرورت تاریخی است. پروژه بازگشت سلطنت به دلایل زیر با بن‌بست مواجه شده است:

  • فقدان مشروعیت تاریخی به‌دلیل سوابق سرکوب و دیکتاتوری
  • بی‌اعتباری ملی ناشی از هم‌سویی با پروژه‌های نظامی خارجی علیه خاک ایران
  • تعارض ماهوی با خواسته‌های دموکراتیک و متکثر جامعه امروز

واقعیت این است که آینده ایران نه از دل نوستالژی‌های اشرافی، بلکه از بطن اراده‌ٔ جوانانی شکل می‌گیرد که به‌دنبال واژگونی تمام اشکال استبداد هستند. بر اساس فاکت‌های موجود و داوری افکار عمومی جهانی، باید پذیرفت که سلطنت، نه یک گزینه برای فردا، بلکه تنها برگی از گذشته است که دیگر توان بازگشت به تقویم سیاسی ایران را ندارد. این گذشته، آینده ندارد.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




تئوکراسی و خاموشی شهروند؛ : دکتر عزیز فولادوند



تئوکراسی و خاموشی شهروند؛  : دکتر عزیز فولادوند 

فرود انسان به رعیت

در تاریخ اندیشه سیاسی، یکی از بنیادی‌ ترین پرسش‌ها همواره این بوده است که سرچشمه مشروعیت قدرت کجاست. آیا قدرت از اراده انسان‌ها و قرارداد اجتماعی (جان لاک، ژان ژاک روسوِ مونتسکیو) میان آنان برمی‌خیزد، یا از منبعی متعالی و قدسی که بیرون از جهان انسانی قرار دارد؟ پاسخ به این پرسش نه صرفاً مسئله‌ای نظری، بلکه تعیین‌کننده شکل زندگی اجتماعی، حقوق فردی و جایگاه انسان در نظم سیاسی است. در نظام‌های تئوکراتیک، پاسخ روشن است: قدرت از آسمان می‌آید، نه از زمین. همین ادعا نقطه آغاز تحولی عمیق در مفهوم جامعه و انسان است.

تئوکراسی (Theocracy) را می‌توان نظامی دانست که در آن منبع مشروعیت قدرت سیاسی نه اراده شهروندان، بلکه امر قدسی تلقی می‌شود. در چنین ساختاری، حاکمیت خود را واسطه‌ای میان جهان انسانی و امر قدسی معرفی می‌کند. او خود را فراتر از زمان، مکان و نقد انسانی می ‌پندارد. حاکمیت تئوکراتیک خود را دارنده گنجینه‌ای اسرارآمیز از حقیقت معرفی می‌کند؛ حقیقتی که گویی تنها بر او مکشوف شده است. او خویش را دریافت‌ کننده فرمان الهی دانسته و اجرای آن فرمان را رسالت خود می داند. از این‌رو، قدرت سیاسی نه نهادی زمینی و قابل نقد، بلکه تجلی اراده‌ای فرازمینی قلمداد می‌شود. در این الگو، حقیقت نه محصول گفت‌ وگو، تجربه تاریخی و خرد جمعی، بلکه ودیعه‌ای قدسی دانسته می‌شود که تنها در اختیار نهاد حاکم قرار گرفته است. هر مخالفتی نه صرفاً مخالفتی سیاسی، بلکه نوعی سرپیچی از نظم مقدس و کیهانی جلوه داده می‌شود. در سایه تئوکراسی، جامعه آرام‌آرام چهره خود را از دست می‌دهد. آنچه روزگاری می‌توانست میدان گفت‌ وگو و خرد جمعی باشد، به صحنه‌ای بدل می‌شود که در آن تنها یک صدا حق سخن گفتن دارد: صدای قدرتی که خود را سخنگوی آسمان می‌داند. مردمان در برابر چنین ادعایی دیگر شهروندانی آزاد نیستند؛ آنان شاگردانی‌اند که باید بیاموزند، مقلدانی‌اند که باید پیروی کنند، رعایایی‌اند که باید سر به فرمان فرود آورند. این چنین تلقی‌ای، دگرگونی بنیادین مفهوم «شهروند» است.

هرگونه مخالفت با آن را به‌مثابه سرپیچی از نظم الهی تفسیر می‌کند. در چنین دستگاهی، سیاست از حوزه اختلاف نظر و گفت‌ وگوی انسانی خارج می‌شود و به قلمرو ایمان و اطاعت منتقل می‌گردد. مخالفت دیگر صرفاً مخالفتی سیاسی نیست؛ بلکه نوعی گناه یا طغیان تلقی می‌شود. پیامد این ادعا، گسترش دامنه اقتدار سیاسی به همه عرصه‌های زندگی است. وقتی قدرت خود را مسئول هدایت انسان‌ها به سوی رستگاری معرفی کند، دیگر نمی‌تواند به اداره امور عمومی بسنده کند. از نگاه چنین نظامی، حتی کوچک‌ ترین رفتارهای فردی نیز ممکن است بر سرنوشت معنوی انسان اثر بگذارد. بنابراین حوزه خصوصی به تدریج از میان می‌رود و زندگی روزمره به میدان نظارت و مداخلهٔ قدرت تبدیل می‌شود.

انسان شناسی تئوکراسی

در چنین نظمی، انسان دیگر شهروندی خردورز و صاحب حق تلقی نمی‌شود، بلکه موجودی هدایت‌ پذیر است که باید در پرتو اقتدار قدسی اداره شود. تئوکراسی از همان ابتدا با نوعی انسان‌ شناسی خاص همراه است: انسان موجودی خطاپذیر، سرگشته و ناتوان معرفی می‌شود که بدون هدایت نمایندگان امر الهی راهی به حقیقت نخواهد یافت. بنابراین قدرت سیاسی نه تنها مجاز، بلکه موظف است تا زندگی انسانها را هدایت کند؛ زیرا ادعا می‌شود که این هدایت برای نجات و رستگاری آنان ضروری است. در نتیجه چنین نگرشی، جامعه شهروندان به جامعه مقلدان بدل می‌شود. در جامعه شهروندی، افراد دارای حق پرسش، حق نقد و حق مشارکت در تعیین سرنوشت جمعی‌اند. اما در جامعهٔ مقلدان، حقیقت از پیش تعیین شده است و نقش مردم نه مشارکت در کشف آن، بلکه اطاعت از آن است.

برای تحقق چنین پروژه‌ای، تئوکراسی تنها به ابزارهای حقوقی یا اداری تکیه نمی‌کند. این نظام نیازمند شبکه‌ای گسترده از نهادهای فرهنگی و ایدئولوژیک است که مشروعیت آن را بازتولید کنند. همه امکانات د ر خدمت تولید و بازگویی یک روایت قرار می ‌گیرند: روایتی که در آن قدرت سیاسی به عنوان پاسدار ایمان و حقیقت معرفی می‌شود. در کنار این سازوکارهای نمادین، ابزارهای سرکوب نیز نقشی اساسی دارند. زندان‌ها، دادگاهها، و نهادهای امنیتی مرزهای اطاعت را تعیین می‌کنند. در چنین نظمی، مجازات نه تنها ابزاری برای حفظ نظم اجتماعی، بلکه وسیله‌ای برای دفاع از حقیقت مقدس تلقی می‌شود. به همین دلیل، خشونت دولتی اغلب با زبانی اخلاقی و دینی توجیه می‌گردد. مجازات، در این روایت، نه ستم بلکه اجرای عدالت الهی است. برای استوار ماندن این نظمِ آهنین، جهان را به رشته‌هایی نامرئی می‌بندند: هر که بپرسد، هر که تردید کند، ناگهان در برابر دستگاهی عظیم قرار می‌گیرد: منبرها، چون پژواکی یکنواخت، حقیقتی از پیش نوشته را تکرار می‌کنند؛ مداحان، با آوایی آغشته به ستایش، به قدرت،  جامه‌ای از تقدس می‌پوشانند؛ و در پسِ دیوارهای سردِ زندان و سایه‌های لرزانِ شکنجه‌ گاه، مرزهای اطاعت را با درد بر تنِ انسان حک می‌کنند. نهادها، همچون چشمانی بی‌ پلک، بر رفتار و حتی بر سیمای آدمی نظاره دارند، گویی که هر حرکت، هر نگاه، نیازمند تأیید نظمی از پیش مقدر است.

زوالِ تعهد اجتماعی

چنین نظمی پیامدی دیگر نیز دارد: تضعیف حس مسئولیت شهروندی. هنگامی که قدرت خود را دانای مطلق معرفی کند، شهروندان نیز به تدریج از مسئولیت اندیشیدن درباره امور عمومی کنار می‌روند. اگر حقیقت نزد حاکمان است، چرا باید مردم خود به جست‌وجوی آن بپردازند؟ بدین ترتیب، فضای عمومی از مشارکت فعال تهی می‌شود و جای آن را نوعی انفعال اجتماعی می‌گیرد. در درازمدت، این انفعال می‌تواند به فراموشی آزادی بینجامد. آزادی تنها در قوانین یا نهادها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در ذهنیت انسان‌ها نیز ریشه دارد. جامعه‌ای که به اطاعت عادت کند، به تدریج توانایی تخیل بدیل‌های سیاسی را از دست می‌دهد. انسان‌ها ممکن است همچنان از محدودیت‌ها رنج ببرند، اما دیگر تصور روشنی از امکان نظمی متفاوت نداشته باشند. در چنین دستگاهی، اراده فردی به آهی خاموش بدل می‌شود و آزادی، پرنده‌ای‌ ست که پیش از پرواز، بال‌هایش را در قفسِ مصلحت می‌چینند. چرا که قدرت، خود را آگاه‌ تر از انسان به سرنوشت انسان می‌پندارد، و به نامِ خیر، حقِ انتخاب را از دلِ او بیرون می‌کشد. تولید معنا و اعمال زور، امکان تداوم نظام تئوکراتیک را فراهم می‌آورد. این دو سازوکار، تولید معنا و اعمال زور، در کنار یکدیگر نظم تئوکراتیک را پایدار می‌سازند. از یک سو، دستگاه ایدئولوژیک تلاش می‌کند تا اطاعت را فضیلتی اخلاقی جلوه دهد؛ از سوی دیگر، دستگاه سرکوب یادآوری می‌کند که سرپیچی هزینه‌ای سنگین دارد. بدین ترتیب، جامعه در وضعیتی قرار می‌گیرد که در آن مرز میان باور و ترس، ایمان و اجبار، به دشواری قابل تشخیص است.

الگوی کهن

این تصور ریشه‌هایی دیرینه در تاریخ دارد. در بسیاری از تمدن‌های باستانی، پادشاهان مشروعیت خود را از خدایان می‌گرفتند. آنان خود را برگزیدگان آسمان می‌دانستند و فرمانروایی‌شان را ادامه نظم الهی در زمین معرفی می‌کردند. در چنین ساختارهایی، تاج و تخت نه تنها نماد قدرت سیاسی، بلکه نشانه‌ای از پیوند با امر قدسی بود. تئوکراسیهای مدرن نیز، هرچند در قالبهای تازه، همین الگوی کهن را بازتولید می‌کنند: قدرتی که خود را واسطه میان آسمان و زمین می‌داند. اما در پس این روایت، حقیقتی تلخ نهفته است: جامعه‌ای که در آن پرسش جرم باشد و اطاعت فضیلت، به تدریج حافظهٔ آزادی را از دست می‌دهد. انسانها دیگر خود را صاحبان سرنوشت خویش نمی‌بینند؛ آنان به رعایایی بدل می‌شوند که به جای اندیشیدن، تنها فرمان می‌برند. و شاید بزرگ‌ ترین تراژدی چنین نظمی همین باشد: اینکه انسان‌ها پیش از آنکه آزادی‌ اشان را از دست بدهند، باور به امکان آزادی را فراموش می‌کنند.

افولِ امرِ راستین

اما شاید مهم‌ ترین پیامد تئوکراسی در سطحی عمیق‌ تر رخ دهد: در دگرگونی مفهوم حقیقت. در جامعه‌ای که حقیقت در انحصار قدرت قرار می‌گیرد، امکان گفت‌ وگوی آزاد درباره آن از میان می‌رود. حقیقت دیگر نتیجه جست‌ وجوی مشترک انسانها نیست، بلکه امری اعلام‌ شده از سوی مرجعی مقدس است. در چنین فضایی، پرسشگری به جای آنکه فضیلتی فکری باشد، به نشانه‌ای از انحراف تبدیل می‌شود. در نتیجه، عقلانیت عمومی، اساس سیاست مدرن است، به تدریج تضعیف می‌شود. سیاست مدرن بر این فرض استوار است که انسان‌ها می‌توانند از طریق گفت‌ وگو و استدلال دربارهٔ امور مشترک خود تصمیم بگیرند. اما در نظم تئوکراتیک این فرض جای خود را به این باور می‌دهد که حقیقت از پیش معلوم است و وظیفه مردم تنها اطاعت از آن است.

با این حال، تاریخ نشان می‌دهد که چنین وضعیتی هرگز کاملاً پایدار نیست. حتی در سخت‌ ترین نظام‌های تئوکراتیک نیز صداهای پرسشگر خاموش نمی‌شوند. انسان همواره موجودی است که می‌پرسد، تردید می‌کند و در پی فهم جهان پیرامون خویش است. همین میل به پرسشگری سرچشمهٔ بسیاری از دگرگونی‌های تاریخی بوده است. از منظر فلسفهٔ سیاسی، مسئلهٔ اصلی در برابر تئوکراسی دفاع از اصل بنیادین خودآیینی انسان است؛ این ایده که انسانها قادرند با اتکا به خرد خویش دربارهٔ سرنوشت خود تصمیم بگیرند. این اصل به معنای نفی ایمان یا معنویت نیست، بلکه تأکید بر این نکته است که هیچ قدرت زمینی نمی‌تواند خود را مالک حقیقت مطلق بداند. جامعه‌ای که بر پایهٔ این اصل شکل می‌گیرد، جامعهٔ شهروندان است. در چنین جامعه‌ای، قدرت نه موهبتی آسمانی بلکه مسئولیتی زمینی است؛ مسئولیتی که باید همواره در معرض نقد و پرسش قرار گیرد. مشروعیت سیاسی نه از ادعای قدسی بودن، بلکه از رضایت و مشارکت مردم سرچشمه می‌گیرد.

و شاید مهم‌ترین پرسش همین باشد: آیا انسان‌ها رعایایی‌اند که باید هدایت شوند، یا شهروندانی که می‌توانند خود سرنوشت خویش را رقم بزنند؟ پاسخ به این پرسش، نه تنها شکل حکومت، بلکه معنای آزادی، مسئولیت و حتی کرامت انسانی را تعیین می‌کند.

عزیز فولادوند  فروردین ۱۴۰۵


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

هشدار تند وزیر جنگ آمریکا هگست: فرصت مذاکره محدود است؛ گزینه بمباران روی میز!



هشدار تند وزیر جنگ  آمریکا هگست: فرصت مذاکره محدود است؛ گزینه بمباران روی میز!

پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، با لحنی هشدارآمیز اعلام کرد در صورتی که رژیم ایران «انتخاب اشتباهی» انجام دهد، حملات نظامی می‌تواند از سر گرفته شود. او تأکید کرد که ادامه‌دار بودن وضعیت فعلی، تنها به دلیل فرصتی است که دونالد ترامپ برای رسیدن به توافق در اختیار تهران قرار داده است.

هگست روز پنج‌شنبه ۲۷ فروردین در یک کنفرانس خبری تصریح کرد که محاصره دریایی رژیم ایران تا زمان دستیابی به توافق ادامه خواهد داشت و این فشار نظامی بخشی از راهبرد واشنگتن برای وادار کردن تهران به عقب‌نشینی است. وی همچنین ادعای رژیم ایران درباره کنترل تنگه هرمز را رد کرد و گفت این ادعا با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد، چرا که به گفته او، ایران عملاً از توان دریایی مؤثری برخوردار نیست.

در همین حال، مقام‌های ارشد نظامی آمریکا نیز بر تداوم فشارها تأکید کردند. دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، از استقرار نیروهای آمریکایی در ۷۰ موقعیت مختلف خبر داد و سطح همکاری با متحدان منطقه‌ای، به‌ویژه اسرائیل را «بسیار نزدیک و قدرتمند» توصیف کرد.

همزمان، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، اعلام کرد که محاصره دریایی تنها به تنگه هرمز محدود نمی‌شود و تمامی کشتی‌هایی که به مقصد بنادر ایران در حرکت باشند یا از آن خارج شوند، تحت نظارت و بازرسی قرار خواهند گرفت؛ هرچند تاکنون موردی از توقیف شناورها گزارش نشده است.

این مواضع در مجموع نشان‌دهنده افزایش فشارهای نظامی و سیاسی آمریکا علیه رژیم ایران در شرایطی است که سرنوشت مذاکرات احتمالی همچنان نامشخص باقی مانده است.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

کشته شدن سه نیروی تکاوری سرکوبگررژیم در جریان تیراندازی افراد مسلح در سراوان سیستان وبلوچستان



کشته شدن سه نیروی تکاوری  سرکوبگررژیم  در جریان تیراندازی افراد مسلح در سراوان سیستان وبلوچستان 

نفرات کشته شده از یگان تکاوری نیروی انتظامی بودند در پی تیراندازی افراد مسلح در شهرستان سراوان، دست‌کم سه تن از مزدوران یگان تکاوری کشته شدند. این حادثه روز پنج‌شنبه ۲۷ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ و در جریان انجام گشت زنی‌ این نیروهای سرکوبگر در سطح شهر رخ داده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، افراد مسلح با هدف قرار دادن نیروهای یگان...


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

لغو توافق نظامی بین بولیوی ورژیم ایران توسط بولیوی؛ ضربه‌ای تازه به موقعیت بین‌المللی رژیم ایران



لغو توافق نظامی توسط بولیوی؛ ضربه‌ای تازه به موقعیت بین‌المللی رژیم ایران

 کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کرد لغو توافق نظامی میان بولیوی و رژیم ایران، نشانه‌ای دیگر از تضعیف جایگاه این رژیم در عرصه جهانی است. اکثریت این کمیته روز چهارشنبه ۲۶ فروردین تأکید کردند که بولیوی تازه‌ترین کشوری است که به همکاری نظامی خود با رژیم ایران پایان داده و این اقدام را «ضربه‌ای دیگر» به این رژیم توصیف کردند.

در بیانیه این کمیته با انتقاد از عملکرد چند دهه گذشته رژیم ایران آمده است که این حکومت طی ۴۷ سال گذشته به صدور ترور و بی‌ثباتی در خارج از مرزهای خود پرداخته است. همچنین ادعا شده که در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، روند تحولات به زیان رژیم ایران در حال تغییر بوده است.

در همین حال، دولت راست‌گرای رودریگو پاز در بولیوی در تاریخ ۱۹ فروردین اعلام کرد توافق همکاری نظامی با رژیم ایران را که سه سال پیش و در دوران ریاست‌جمهوری لوئیس آرسه امضا شده بود، لغو کرده است. این خبر به نقل از رائول سالیناس، وزیر دفاع بولیوی، منتشر شد.

تحلیلگران این تصمیم را نشانه‌ای از تغییر جهت‌گیری سیاست خارجی دولت جدید بولیوی می‌دانند؛ تغییری که به‌طور مشخص بر فاصله گرفتن از همکاری با رژیم ایران تمرکز دارد.

بر اساس مفاد این توافق، همکاری‌هایی در حوزه‌های امنیت و دفاع، انتقال فناوری ساخت پهپاد، فروش تجهیزات نظامی از جمله قایق‌های رزمی، تبادل و آموزش نیروهای نظامی و همچنین همکاری‌های سایبری پیش‌بینی شده بود؛ موضوعاتی که به گفته منتقدان می‌توانست به گسترش نفوذ رژیم ایران در منطقه آمریکای جنوبی منجر شود.پیش از این نیز آمریکا و آرژانتین، این توافق را نمونه‌ای از «نفوذ خطرناک» رژیم ایران در آمریکای جنوبی ارزیابی کرده بودند.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

۱۵هدیهٔ آتشین برای بچهٔ خامنه‌ای خلیفـه نورسیدهٔ ارتجـاع به یاد مجاهدان و شورشگران سربدار


۱۵ هدیهٔ آتشین برای بچهٔ خامنه‌ای خلیفـه نورسیدهٔ ارتجـاع به یاد مجاهدان و شورشگران سربدار

صد سال است که جنگ اصلی در ایران بین آزادی با استبداد و شاه و شیخ ستمگر است

مرگ بر دیکتاتوری، نه شـاه استعماری، نه شیـخ ارتجاعی

تهران-انفجار در شهرداری غارتگر حکومتی منطقه ۴: زنده باد دولت موقت بر اساس ۱۰ماده‌یی خواهر مریم

گناباد-انفجار در اداره تعزیرات حکومتی

چابهار-انفجار در پایگاه بسیج سپاه پاسداران: زنده باد ارتش آزادیبخش ملی ایران، درود بر مجاهدین شهید: محمد تقوی، اکبر دانشورکار، پویا قبادی و بابک علیپور

کرمانشاه - تهاجم به حوزه جهل و جنایت با پرتاب کوکتل

ایرانشهر- به آتش کشیدن پایگاه بسیج ضددانش آموزی

چابهار- به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای و بچه‌اش: درود بر رجوی، زنده باد ارتش آزادیبخش ملی ایران

اصفهان-به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای: مرگ بر خامنه‌ای، درود بر رجوی برای حمایت از دولت موقت جمهوری دموکراتیک با برنامه ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی، زنده باد ارتش آزادیبخش ملی ایران و درود بر کانون‌های شورشی

سنقر- به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای به یاد فرمانده قهرمان وحید بنی عامریان زنده باد ارتش آزادیبخش. درود بر رجوی

مشهد- به آتش کشیدن بنرهای خامنه‌ای سفاک

گناباد- به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای سفاک

تالش- به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای سفاک

ایلام-به آتش کشیدن بیلبرد خامنه‌ای سفاک و سلیمانی جلاد

بندر انزلی- به آتش کشیدن بنر جلاد سلیمانی

🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

پیام سعید ماسوری از زندان قزلحصار به شیرین عبادی




پیام سعید ماسوری از زندان قزلحصار به شیرین عبادی

 

 پیام سعید ماسوری از زندان قزلحصار به شیرین عبادی توسط یکی از بستگان او 

 

سرکار خانم شیرین عبادی-  با سلام و احترام،

اینجانب محسن ماسوری  این پیام را از طرف آقای سعید ماسوری @SaeedMasouri . خدمتتان ارسال می‌کنم، چرا که ایشان امکان ارتباط مستقیم ندارند.

متن پیام ایشان به شرح زیر است:

"ضمن سپاس از اینکه از من، به عنوان یکی از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران، یاد کرده‌اید و اجازه نداده‌اید نام و رنج من به فراموشی سپرده شود، لازم دانستم نکاتی را با حسن نیت و از سر خیرخواهی خدمتتان عرض کنم. البته شایسته است یادآور شوم که برادرم، غلامحسین کلبی، عضو سازمان مجاهدین خلق ایران که در زندان شیبان اهواز محبوس است، از نظر سابقه زندان از من نیز پیشی دارد و در مجموع ۳۲ سال را در زندان گذرانده است؛ به‌ویژه در ۲۶ سال اخیر حتی یک روز مرخصی نیز نداشته و در واقع او قدیمی‌ترین زندانی سیاسی ایران به شمار می‌رود.

اما مقصود اصلی من از این پیام، موضوع مهم‌تری است؛ و آن، آلوده شدن نام شما و جایزه‌تان به ارتباط با ایادی سلطنت است. دریغ و افسوس که نام شما در کنار نمادهای دیکتاتوری و وابستگی قرار گیرد. صادقانه و از سر خیرخواهی برای خود شما عرض می‌کنم که در کنار شما نیز فردی نفوذی و مزدور گمارده شده تا شما را به طور کامل تحت کنترل داشته باشد.

همچنین در خصوص ایرج مصداقی، لازم به ذکر است که ۱۶۰۶ زندانی سیاسی نسبت به نقش نفوذی و عملکرد او شهادت داده‌اند.
این نکات را صرفاً با حسن نیت، احترام و قدردانی از زحمات شما در دوران حضورتان در ایران خدمتتان عرض کردم.

با سپاس"  
سعید ماسوری -  زندان قزلحصار ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
#دادخواهی 
#آزادی_زندانیان_سیاسی
#نه_به_اعدام



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

فرانسه - لوموند دیپلماتیک - یک شاهزاده‌، مجموعه‌یی از شبکه‌ها و یک ایدئولوژی برتری‌جویانه : نگاهی به درون هیاهوی پر زرق و برق پهلوی



فرانسه - لوموند دیپلماتیک - یک شاهزاده‌، مجموعه‌یی از شبکه‌ها و یک ایدئولوژی برتری‌جویانه : نگاهی به درون هیاهوی پر زرق و برق پهلوی

لوموند دیپلماتیک - یک شاهزاده‌، مجموعه‌یی از شبکه‌ها و یک ایدئولوژی برتری‌جویانه: نگاهی به درون هیاهوی پر زرق و برق پهلوی .  در سخنرانی پسر شاه در مونیخ در ۱۳فوریه ، شعارهایی سرداده شد که یادآور شعار معروف نازی‌ها

«یک ملت، یک رایش، یک رهبر» در زمان رایش سوم است. 



لوموند دیپلماتیک یک مقاله مبسوط برگرفته از تحقیقات کوینتین مولر QUENTIN MULLER در رسانه تحقیقی مستقل فرانسوی بلاست تحت عنوان «یک شاهزاده‌، مجموعه‌یی از شبکه‌ها و یک ایدئولوژی برتری‌جویانه: نگاهی به درون هیاهوی پر زرق و برق پهلوی» منتشر کرده که حدود ۴۳۰۰کلمه به فارسی است. در این تحقیق پرده‌هایی از کارهای بچه شاه و اذناب او کنار زده شده که هر ناظر بی‌طرف را حیرت‌زده می‌کند.

در مقاله لوموند دیپلماتیک خاطرنشان شده است که پسر آخرین شاه ایران در پشت اظهارات به ظاهر معتدل، با هوادارانش در راستای اتحاد با راست افراطی یک خط هویت محور نژادپرستانه را پیش می‌برند. جنبش سطنت طلبی با ارعاب و تهدید در فرانسه و در سطح بین‌المللی، بر شبکه‌های اعمال نفوذ و حامیان بحث‌برانگیزی متکی است. امری که سؤالاتی را در مورد ماهیت واقعی پروژه‌ٔ سیاسی ولیعهد مزبور برمی‌انگیزد.

در ۱۳فوریه، در مونیخ، رضا پهلوی در یک تجمع علیه رژیم ایران، سخنرانی کرد. در حالی که توجه رسانه‌ها عمدتاً بر حضور گسترده‌ٔ تظاهرکنندگان متمرکز شده بود و حتی این تجمع را «نمایش قدرت» نامیدند، این رویداد، به‌ویژه، گرایش‌های سیاسی هواداران او را آشکار کرد. زیرا اگر چه پسر آخرین شاه ایران، به‌طور مکانیکی برنامه‌ٔ بازگشت خود به ایران را تکرار کرد، اما هواداران او، تصویر بسیار متفاوتی را ارائه دادند.

در این گردهم‌آیی، شعارهایی مانند «یک میهن، یک پرچم، یک رهبر: شاهزاده رضا پهلوی» سرداده شد که یادآور شعار معروف «یک ملت، یک رایش، یک رهبر» نازی‌ها در زمان رایش سوم است.

شعار «مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی، مجاهد» نیز سر داده شد که ساخته‌ٔ یاسمین پهلوی، همسر رضا است که در این تظاهرات حضور داشت. در تجمعات پاریس، ژنو و بروکسل نیز هواداران پهلوی شعارهای مشابهی سر دادند و به چپ‌های ایرانی و اروپایی حمله کردند. این‌ها همه نشانه‌های روشنی از همسویی رو به رشد این جریان با راست افراطی بین‌المللی است.

در فرانسه، انجمن «فم آزادی (Femme Azadi) هوادار پهلوی که در اواخر سال ۲۰۲۲ توسط مونا جعفریان، طراح داخلی و اینفلوئنسر سبک زندگی، تأسیس شد، عملاً با راست افراطی فرانسه است.

آلیس کوردیه (Alice Cordier)، مدیر گروه نمسیس، چندین عکس از خود در کنار «فم آزادی» در تجمعات طرفداران سلطنت منتشر کرده است، مانند تجمع ۱۱ژانویه که او در کنار دریا صفایی، نماینده‌ٔ راست افراطی پارلمان در بلژیک دیده می‌شود.

نزدیک به ۴سال است که تجمعات سلطنت‌طلبان در فرانسه، تحت پوشش حمایت از آزادی زنان ایرانی برگزار می‌شود که توسط راستهای افراطی و نژادپرستان حمایت می‌شود.

سمیه رستم‌پور، جامعه‌شناس کرد و نویسنده‌ٔ کتاب زنان مسلح، می‌گوید: «اینها رویدادهای جداگانه‌ای نیستند، بلکه نمایانگر یک همسویی گفتمانی و ساختاری می‌باشند».

مونا جعفریان بارها در حساب اینستاگرام خود شعار «ما آریایی هستیم، عرب نمی‌پرستیم» را به اشتراک گذاشته است.

این اینفلوئنسر سلطنت‌طلب حتی آشکارا اسلام‌هراسی خود را با هشتگ #jesuisislamophobe (#من اسلام‌هراس هستم) اعلام کرده است. سمیه رستم‌پور تحلیل می‌کند: «سنت ملی‌گرایی پهلوی را می‌توان به‌عنوان دیدگاهی توصیف کرد که ایران پیش از اسلام را یک عصر طلایی می‌پندارد، دیدگاهی که اسلام را به‌عنوان یک دین خارجی بازطراحی می‌کند»...

رامین پرهام، که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۰ مشاور پسر شاه بود، درباره‌ٔ چرخش ایدئولوژیک ولیعهد می‌گوید: «رضا پهلوی، در طول دهه‌های ۲۰۰۰ و حتی چندین بار پس از این سال‌ها تعریف کرده بود که شاگرد جین شارپ است [دانشمند آمریکایی در علوم سیاسی که به‌خاطر نوشته‌هایش در مورد عدم خشونت «عملی» شناخته شده است]. او هم‌چنین خود را شاگرد مارتین لوتر کینگ می‌دانست. الگوی کاملاً متضاد با مراسم مونیخ که می‌توان آن را به‌عنوان یک تجمع فاشیستی خلاصه کرد».

در ادامه مقاله به چرخش سیاسی و دور شدن بسیاری از اطرافیان بچه شاه از او اشاره شده و از جمله آمده است:

در سال ۲۰۲۰، رامین پرهام یک کتاب و یک پادکست ۵۳ قسمتی در مورد جنبش مشروطه منتشر کرد که منجر به تماس رضا پهلوی با او شد که در آن زمان ادعا کرده بود با دیدگاه‌های رامین پرهام موافق است. سپس به پرهام پیشنهاد داد که در مورد این مسائل، یک مناظره‌ٔ فیلمبرداری شده تهیه کند. این مصاحبه بیش از ۳ساعت طول کشید... . پرهام می‌گوید: «سرانجام این مصاحبه هیچوقت پخش نشد، و آنها به تدریج به سمت یک ایدئولوژی برتری‌جویانه تغییر جهت دادند».

در ایالات متحده، در میان کسانی که این چشم‌انداز را ترویج می‌دهند می‌توان عمدتاً از افراد زیر نام برد: سعید قاسمی‌نژاد با یک راهبرد سیاسی محافظه‌کار، علیرضا کیانی و امیر اعتمادی، فعال سابق دانشجویی که به ایالات متحده کوچ کرده است.

امیر اعتمادی، کسی است که به‌ویژه در سال ۲۰۲۲ در توئیتر از حق دادن شعار «مرگ بر فلسطین» دفاع کرد با این توجیه که: «اگر با شعار “مرگ بر فلسطین” مشکل دارید، یعنی حداقل به یکی از این ۲ویروس آلوده شده‌اید: چپگرایی و اسلام‌گرایی».

به گفته سمیه رستم‌پور، «امیر اعتمادی از زمان اقامت خود در ایالات متحده، به یکی از فعال‌ترین سازمان‌دهندگان سلطنت‌طلبی رادیکال تبدیل شده است. او، به همراه سعید قاسمی‌نژاد، از بنیانگذاران و تأثیرگذارترین اعضای سازمان فرشگرد است. سازمانی نژادپرست و فارس‌محور که به نام دفاع از تمدن ایران، به‌طور مداوم سخنان نفرت‌پراکنانه، به‌ویژه علیه اعراب، را منتشر می‌کند».

این ۳نفر بر تدوین پیش‌نویس معروف «دفترچه‌ٔ دوران اضطرار» که ولیعهد آن را ارائه کرد نظارت داشتند، که هدف آن ارائه‌ٔ «طرح عملیاتی برای ۱۸۰روز اول پس از سقوط جمهوری اسلامی» بود. طبق این سند که اولین نسخه‌ٔ آن در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، قرار بود که این دوره‌ٔ گذار برای آماده‌سازی یک رفراندوم باشد. برای آن که مردم «بتوانند نظام حکومتی خود را انتخاب کنند: سلطنت پارلمانی یا جمهوری».

آزاده کیان، استاد بازنشسته‌ٔ جامعه‌شناسی از دانشگاه پاریس سیته، می‌گوید: «وقتی این کتابچه را می‌خوانید، یاد دیکتاتوری خامنه‌ای می‌افتید. آقای پهلوی به خود این قدرت را می‌دهد که همه را منصوب کند. علاوه بر این، معلوم نیست که دوره‌ٔ گذار چقدر طول خواهد کشید. این یک دیکتاتوری است. تمام این ماجرا، مسخره‌بازی‌یی بیش نیست».

در واقع، طبق «دفترچه‌ٔ دوران اضطرار»، اعضای قوه‌ٔ مقننه، مجریه و قضاییه‌ٔ دوران گذار فقط توسط «رهبر قیام ملی»، یعنی شاهزاده رضا پهلوی، منصوب خواهند شد. علاوه بر این، مدت دوران گذار نیز مبهم است، زیرا این دفترچه، صحبت از اولین «مرحله‌ٔ اضطراری» می‌کند که شامل «۶ماه اول دوره‌ٔ گذار» است، سپس «مرحله‌ٔ دوم» یا مرحله‌ٔ «تثبیت» را مطرح می‌کند که «از ماه هفتم تا پایان دوره‌ٔ گذار» ادامه خواهد داشت، اما مدت آن مشخص نشده است. سرانجام، «مرحله سوم» فرا می‌رسد که به‌عنوان «مرحله‌ٔ اصلاحات بلندمدت پس از گذار» ارائه شده است که «با تشکیل اولین دولت منتخب آغاز می‌شود». هیچ زمان‌بندی‌یی برای این‌که دولت گذار، رفراندوم مورد نظر و سپس انتخابات پارلمان را سازماندهی کند، مطرح نشده است.

در بخش‌های دیگری از مقاله مبسوط درج شده در لوموند دیپلماتیک آمده است:

- تشخیص بین حرف‌های کلیشه‌ای ولیعهد و اعتقادات واقعی او حقیقتاً دشوار است. اما یکی از پست‌های عجولانه‌ٔ اخیر او در توئیتر، پیام‌های مطبوعاتی اطمینان‌بخش نزدیکانش را نقش‌برآب کرد. در ۲۲فوریه ۲۰۲۶، هنگامی که ۵حزب سیاسی اصلی کردستان ایران تشکیل یک اتحاد سیاسی را اعلام کردند و در یک بیانیه‌ٔ مشترک متعهد شدند که برای سرنگونی رژیم آخوندی موجود و ایجاد یک سیستم سیاسی دموکراتیک و سکولار در ایران تلاش کنند، رضا پهلوی با بیانیه‌ٔ بسیار تندی واکنش نشان داد و احزاب کرد را بدون نام بردن از آنها، «تجزیه‌طلب» خواند و «تمامیت ارضی» ایران را به‌عنوان «خط قرمز» خود معرفی کرد. او نوشت: «هر کسی که از این خط قرمز عبور کند، یا با کسانی که این کار را می‌کنند همکاری کند، با پاسخ قاطع مردم ایران روبه‌رو خواهد شد». پس وعده‌ٔ دموکراسی پهلوی به اقلیت‌ها، در واقع یک «خودگردانی» بسیار نسبی است.

دفترچه‌ٔ دوران اضطرار» که با دقت تمام تدوین شده است، نشانه‌های واضحی از پروژه‌ٔ پسر شاه و حلقه‌ٔ نزدیکانش ارائه می‌دهد.

در فرانسه، مریدان پهلوی از همین ایدئولوژی پیروی می‌کنند. علاوه بر مونا جعفریان، سهند صابر، وکیل، و گروه وکیلان فرانسوی ایرانی او، مهمانان مکرر برنامه‌های تلویزیونی محافظه‌کار هستند. سهند صابر که از همکاران سابق رضا پهلوی است به همیاری الکساندر فاطمی - سرمایه‌داری که عمدتاً در خلیج‌فارس فعالیت داشته است - تهاجم رسانه‌یی در فرانسه را هماهنگ می‌کند. رامین پرهام، استراتژی شبکه‌ٔ همکاران جدید رضا پهلوی را این‌گونه خلاصه می‌کند: «آنها فکر می‌کنند با به دست آوردن حمایت ایالات متحده و اسراییل، پیروزی آنها قطعاً تضمین خواهد شد. آنها توطئه‌گر هستند». شاخه‌ٔ فرانسوی آنها، که حول فاطمی متمرکز است، توانسته است به‌طور قابل توجهی از ارتباطات رسانه‌یی یکی از همکاران سابق برونو رتایو وزیر کشور سابق(که اخیراً با او ملاقات کرد) بهره ببرد.

- همانگونه که رضا پهلوی در ایالات متحده از حمایت لجستیکی و مالی لابی‌های طرفدار اسراییل و عربستان سعودی بهره می‌برد، نشانه‌های متعددی وجود دارد مبنی بر این‌که شبکه‌ٔ فرانسوی آنها نیز این نوع روابط را با نهادهای تبلیغاتی رژیم اسراییل برقرار کرده است.

- رامین پرهام به یاد می‌آورد که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، «یک شخص فرانسوی» ۲بار به او پیشنهاد داد که به پرچمدار تبلیغات برای پهلوی در فرانسه تبدیل شود. «او می‌خواست مرا با اعضای پارلمان فرانسه و اروپا و هم‌چنین با تمام رسانه‌های فرانسوی و اروپایی در ارتباط قرار دهد»، برای انتشار مقالات، شرکت در کنفرانس‌ها و حضور در رسانه‌ها. «در عوض می‌بایست از پهلوی و هم‌چنین از عملیات در غزه پشتیبانی می‌کردم. این یک معامله‌ٔ تمام‌عیار بود». مشاور سابق ولیعهد توضیح می‌دهد که شخص رابط، پولی به او پیشنهاد نکرد، اما پیشنهاد او «بزرگراه مجللی بود برای دستیابی به خدمات پرسود». به گفته‌ٔ پرهام، دستگاه ارتباطی اطرافیان شاهزاده در طول ۳سال گذشته به یک کارخانه‌ٔ واقعی تبدیل شده است. او با شگفتی می‌گوید: «می‌توانم بگویم که چنین ساختاری قبلاً هرگز در این سطح وجود نداشته است. آنها اکنون منابع مالی مهم و هم‌چنین شبکه‌های نفوذ بسیار قدرتمندی در اختیار دارند. سفرهای او به بروکسل، رم، مونیخ، پاریس، لندن و غیره... مخارج همه‌ٔ این افراد تأمین می‌شود...» .

رامین پرهام تأکید می‌کند: «هرگز در تاریخ، پادشاهی برای تصاحب قدرت، خواستار حمله یا مداخله‌ٔ یک نیروی خارجی در کشور خود نشده بود».

- نازیلا معروفیان، روزنامه‌نگار ایرانی، که به‌دلیل مصاحبه با پدر مهسا امینی دستگیر شد، در اکتبر ۲۰۲۳ به فرانسه کوچ کرد. مهسا امینی، دانشجوی ۲۲ساله‌ٔ کرد ایرانی بود که در ۱۶سپتامبر، ۳روز پس از دستگیری و ضرب و شتم توسط پلیس امنیت اخلاقی درگذشت. معروفیان، این زن جوان که در پاریس زندگی می‌کند، در حساب اینستاگرام خود تعریف کرد که سهند صابر به او پیشنهاد کرد که با پسر شاه ملاقات کرده (و برای او کار کند) در عوض به او کمک‌های مادی خواهد کرد.

- یک مرد ایرانی ساکن فرانسه که ترجیح می‌دهد ناشناس بماند، مدت‌ها برای تلویزیون من و تو کار می‌کرد که یک کانال ماهواره‌یی است که تبلیغات سلطنت‌طلبان را پخش می‌کند. این شخص، که «حقوق بسیار خوبی دریافت می‌کرد»، می‌گوید مدت‌ها فکر می‌کرد که منابع گسترده‌ٔ رسانه‌یی مورد استفاده برای «هیپنوتیزم کردن ایرانیان داخل از کشور»، از ثروت شخصی شاهزاده تأمین می‌شود، اما متوجه شد که قضیه طور دیگری است.

-گذشته از جنبه‌های ایدئولوژیک، روش‌های به کار گرفته شده توسط حلقه‌ٔ هواداران پهلوی، که ارتباطات او را مدیریت می‌کنند نیز سؤال‌برانگیز است. در ایالات متحده، امیر اعتمادی، مشاور او، به‌خاطر پیام‌های تهدیدآمیزش علیه مهاجران، شناخته شده است. جف گلدبرگ (Goeff Goldberg)، روزنامه‌نگار آمریکایی، به نوبه‌ٔ خود فاش کرد که اطرافیان پهلوی، برای ارعاب و بی‌اعتبار کردن مخالفان سلطنت‌طلبان، یک ارتش دیجیتالی شامل حساب‌های جعلی تشکیل داده‌اند.

-در فرانسه، رسانه‌ٔ بلست (Blast)، شهادت‌های متعددی از ایرانیان فرانسوی جمع‌آوری کرده است که توسط مونا جعفریان و هم‌چنین توسط چیزی که به نظر می‌رسد ارتشی از ربات‌ها باشد، مورد آزار و اذیت و تهدید قرار گرفته‌اند. مینا، یک زن سوئیسی ایرانی‌تبار، مورد آزار و اذیت گسترده‌ٔ او قرار گرفت. این اینفلوئنسر سبک زندگی، که مرتباً به رسانه‌های فرانسوی - از جمله تلویزیون عمومی – دعوت می‌شود، خطاب به مینا نوشت: «ای کثافت بوگندو، با کسی در افتادی که نمی‌توانی از پسش درآیی! امیدوارم آمادگی‌اش رو داشته باشی! [...] تازه کارم با تو شروع شده است!» سپس جعفریان، حساب‌های شخصی و حرفه‌یی مینا را در استوری خود گذاشت و برای آبونه‌های خود نوشت: «فقط ۲دقیقه طول می‌کشد، لطفاً او را گزارش دهید تا حساب‌هایش مسدود شود […] هر کسی که اطلاعاتی در مورد او، برندهایی که با آنها کار می‌کند یا والدینش دارد، لطفاً به‌صورت خصوصی برای من ارسال کند». جعفریان، یک استوری دیگر گذاشت و تکرار کرد: «باز هم تکرار می‌کنم، هر کسی که اطلاعاتی در مورد او دارد، خریدارم... لطفاً آن را خصوصی برای من ارسال کنید […]. و البته، از همگان دعوت می‌کنم که برای همه‌ٔ پست‌های او کامنت بگذارند». مینا سپس از دوستانش خواست که پست‌های مونا جعفریان را گزارش کنند. اینستاگرام حساب کاربری مونا جعفریان را به مدت ۳روز مسدود کرد که عکس‌العمل او این بود: «اینستا از جواب من به آن احمق طرفدار رژیم خوشش نیامد. بنابراین اگر پیامی ارسال کنید، تا ۳روز نمی‌توانم جواب دهم».

سمیه رستم‌پور، جامعه‌شناس، نیز با پست‌های تهاجمی مونا جعفریان مواجه شده است که عمدتاً به کرد بودن او حمله کرده و به او تهمت‌های سیاسی جعلی زده است.

- مینا و دیگر قربانیان ایرانی‌تبار خارج از کشور، به رسانه‌ٔ بلست گفته‌اند که آنها نیز در معرض تهدید و ارعاب قرار گرفته‌اند و به آنها با تهدید گفته‌اند که از ایرانی‌های خارج از کشوری که با سلطنت موافق نیستند «لیست‌هایی» درست شده است. در پست‌های مونا جعفریان و ربات‌های سایبری سلطنت‌طلبان بارها به این لیست‌ها اشاره شده است. امیر اعتمادی، مشاور ایرانی آمریکایی پهلوی، بارها تهدیدهای مشابهی علیه صداهای منتقد سلطنت منتشر کرده است. در تاریخ ۲۶ژانویه در توئیتر پیامی منتشر شد که هشدار می‌دهد: «این پیام برای کسانی است که تصمیم گرفته‌اند جزو دستگاه سانسور و تحریف صدای ملت باشند: نام شما ثبت شده است». این «لیست‌ها»، چه واقعاً وجود داشته باشند چه نباشند، نشان می‌دهد که ایران تحت حکومت مجدد پهلوی چه حال و هوایی خواهد داشت.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7