آخرین اخبار وتحولات جنگ - عصر دوشنبه ۲۰ ژوئیه - رویترز: گسترش حملات ایران و آمریکا، نگرانیها را برای کشتیرانی و منابع آب در خلیجفارس افزایش داد
خبرگزاری رویترز امروز ۲۹ تیر گزارش داد: گسترش حملات ایران و آمریکا، نگرانیها را برای کشتیرانی و منابع آب در خلیجفارس افزایش داد. سپاه پاسداران روز دوشنبه اعلام کرد که پس از یک شب دیگر بمباران شهرهای ایران توسط آمریکا، به مراکز نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه حمله کرده است.
این درگیری همچنین با حملات به تأسیسات آب شیرینکن تشدید شد و احتمال کمبود آب در بخشهایی از خلیجفارس را افزایش داد.
رویترز افزود: با وجود تبادل حملات متقابل هر دو طرف، تهران و واشنگتن بهطور جداگانه اعلام کردند که بازگشت به مذاکرات را منتفی نکردهاند. در همین حال سپاه پاسداران اعلام کرد که ۲ نفتکش پس از تلاش برای عبور از تنگه از طریق مسیری «ناامن»، «منفجر» شده و از کار افتادهاند.
آژانس عملیات تجارت دریایی انگلستان اعلام کرد که یک کشتی در سواحل عمان، مشرف به تنگه هرمز، مورد اصابت قرار گرفته است. این آژانس اعلام کرد که این کشتی همچنان در آبهای آزاد شناور است، اما خدمه آن در امان هستند. فرماندهی مرکزی آمریکا در بیانیهای اعلام کرد که نهمین شب متوالی حملات هوایی علیه ایران انجام شده است. خبرگزاری نیمه رسمی تسنیم اعلام کرد که موشکهای آمریکایی اوایل روز دوشنبه چندین شهر ایران را هدف قرار دادهاند.
به گفته رویترز انفجارهایی در تبریز، چابهار، کنارک و بندر ماهشهر گزارش شده است. به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، یک نفر کشته و چندین نفر دیگر در جنوب غربی تبریز زخمی شدهاند.
**
حمله هوایی به شیراز؛ شنیدهشدن صدای انفجار در سیریک و رهگیری حملات موشکی و پهپادی رژیم ایران در کویت
همزمان با ادامه هشتمین روز درگیریهای نظامی میان آمریکا و رژیم ایران، دوشنبه ۲۹ تیر، رسانههای حکومتی از حمله هوایی به شمالغرب شیراز و شنیده شدن صدای انفجار در شهرستان سیریک خبر دادند. همزمان، کویت اعلام کرد پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادی منتسب به رژیم ایران است و بحرین نیز از به صدا درآمدن آژیرهای هشدار حمله هوایی خبر داد.
رسانههای حکومتی و کاربران شبکههای اجتماعی عصر دوشنبه از شنیده شدن صدای انفجار در شهر شیراز خبر دادند.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در گزارش اولیه خود اعلام کرد که نشانههای اولیه از وقوع یک «حمله هوایی» به نقطهای در شمالغرب شیراز حکایت دارد. ساعاتی بعد، معاون امنیتی استانداری فارس وقوع این حمله را تأیید کرد و مدعی شد این حمله تلفات انسانی نداشته است.
تا لحظه تنظیم این خبر، سنتکام، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، درباره این حمله احتمالی بیانیهیی منتشر نکرده است.
همزمان، برخی منابع خبری و ساکنان محلی از شنیده شدن چندین صدای انفجار در محدوده شهرستان سیریک در استان هرمزگان خبر دادند. خبرگزاری مهر نوشت که ماهیت این انفجارها هنوز مشخص نشده و مقامهای حکومتی نیز تاکنون توضیحی درباره علت آن ارائه نکردهاند.
این تحولات در حالی رخ میدهد که دور تازه درگیریهای نظامی میان آمریکا و رژیم ایران وارد هشتمین روز خود شده است. رسانههای حکومتی بامداد دوشنبه نیز از حملات به نقاطی در استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و بوشهر خبر داده بودند.
در همین حال، ارتش کویت عصر دوشنبه اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با موج تازهیی از حملات موشکی و پهپادی منتسب به رژیم ایران هستند.
همچنین وزارت کشور بحرین از به صدا درآمدن آژیرهای هشدار حمله هوایی در این کشور خبر داد. بر اساس گزارش مقامهای کویتی، اعلام کردهاند که این حملات به برخی زیرساختهای غیر نظامی این کشور خسارت وارد کرده است.
فوری - ژاننوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، از ربودن و آزار دو دیپلمات خود در تهران توسط نیروهای امنیتی خبر داد
فرانسه از ربودن و آزار دو دیپلمات خود در تهران توسط نیروهای امنیتی خبر داد
فرانسه: دو دیپلمات سفارت این کشور در تهران توسط نیروهای امنیتی رژیم ایران بازداشت و بازجویی شدندوزیر امور خارجه فرانسه اعلام کرد دو دیپلمات سفارت این کشور در تهران از سوی نیروهای امنیتی رژیم ایران برای چند ساعت بازداشت و بازجویی شدهاند و یکی از آنها نیز مورد آزار جسمی قرار گرفته است.
ژاننوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، روز دوشنبه با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس این اقدام را «نقض آشکار مصونیت دیپلماتیک» و «اقدامی بسیار جدی برای ارعاب» توصیف کرد.
به گفته او، این دو دیپلمات اواخر شامگاه یکشنبه بدون هیچ دلیل مشخصی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و برای چند ساعت مورد بازجویی قرار گرفتند. بارو افزود یکی از دیپلماتها در جریان این بازداشت با آزار جسمی نیز مواجه شده، اما هر دو در نهایت توانستهاند به سفارت فرانسه در تهران بازگردند.
وزیر خارجه فرانسه تأکید کرد این اقدام رژیم ایران بدون پاسخ نخواهد ماند و به همتای ایرانی خود اعلام کرده است که این نقض جدی حقوق دیپلماتیک، پیامدهایی در پی خواهد داشت.
اندی برنهام از حزب کارگر وشهردار سابق منچستر روز دوشنبه هفتمین نخستوزیر انگلستان در یک دهه اخیر شد
اندی برنهام Andy Burnham روز دوشنبه هفتمین نخستوزیر انگلستان در یک دهه اخیر شد.
نخست وزیر مستعفی کییر استارمر، همکار او در حزب کارگر، سخنرانی خداحافظی خود را در بیرون ساختمان شماره ۱۰ خیابان داونینگ ایراد کرد و خطاب به هوادارانش گفت: «کار من تمام شده است».
اندی برنهام قبل از اینکه به این سمت برسد، شهردار منچستر بوده است.
ناپدیدسازی قهری؛ سلاح پنهان سرکوب در ایران – از ۱۳۶۷تا برزخ دی ۱۴۰۴
در شبی سرد از اوایل بهمن ۱۴۰۴، وقتی صدای تیراندازیهای گسترده در شهرهای مختلف فروکش کرده بود، مادری به نام فریده در مقابل درب زندان اوین ایستاده بود، با چشمانی پر از اشک و نگرانی. پسرش امیر، دانشجوی ۲۲ ساله، از ۱۸ دیماه که اعتراضات سراسری آغاز شد، ناپدید شده بود. آخرین پیام امیر: «مامان، زود برمیگردم، فقط میخوام صدامون شنیده بشه.» اما حالا، هیچ خبری نبود. فریده هر روز به مراکز امنیتی، دادسراها و پزشکی قانونی مراجعه میکرد، عکس پسرش را نشان میداد و التماس میکرد: «فقط بگید زندهست یا نه.» پاسخها همیشه یکی بود: انکار، توهین یا تهدید. «چنین کسی اینجا نیست»، «اگر ادامه بدی، خودت هم میری تو لیست». شبها فریده در تنهایی به عکس امیر نگاه میکرد و میپرسید: «کجایی پسرم؟ هنوز زندهای یا…» این داستان فریده، تنها یکی از دهها هزار روایت خانوادههایی است که در پی اعتراضات دیماه ،۱۴۰۴ در برزخ ناپدیدسازی قهری گرفتار شدهاند. این پدیده، نه یک حادثه تصادفی، بلکه سلاح پنهان و سیستماتیک نظام ولایت مطلقه فقیه برای ترساندن جامعه و خاموش کردن صدای مخالفت است.
تعریف و ماهیت ناپدیدسازی قهری به عنوان جرم بینالمللی
ناپدیدسازی قهری، طبق تعریف سازمان عفو بینالملل و کنوانسیون بینالمللی ۲۰۱۰، زمانی رخ میدهد که مقامات دولتی یا نیروهای تحت کنترل آنها فرد را بازداشت، ربوده یا محروم از آزادی کنند، اما مسئولیت آن را انکار کنند یا سرنوشت و مکان او را پنهان سازند. این جرم اغلب با بازداشت خودسرانه بدون حکم قضایی همراه است و قربانی را در موقعیتی کاملاً بیدفاع قرار میدهد: بدون دسترسی به وکیل، خانواده یا حمایت قانونی، در معرض شکنجه، خشونت جنسی، یا حتی اعدام مخفیانه.
از منظر تحلیلی، ناپدیدسازی قهری ابزاری استراتژیک برای کنترل اجتماعی است؛ ایجاد حس ناامنی گسترده بدون نیاز به محاکمه علنی. این روش، که در دیکتاتوریهای آمریکای جنوبی رواج داشت،سال ها در ایران به عنوان بخشی از سرکوب مخالفان سیاسی، اتنیکی و مدنی به کار گرفته میشود. منتقدان آن را «ترور خاموش» مینامند، زیرا مخالفان را حذف میکند و جامعه را در وحشت دائمی نگه میدارد. در ایران، این جرم اغلب علیه مدافعان حقوق بشر، شاهدان، وکلا و نزدیکان ناپدیدشدگان پیشین رخ میدهد و الگویی سیستماتیک برای حفظ قدرت نشان میدهد.
انتقاد اساسی به این است که انکار مسئولیت توسط مقامات، جرم را ادامهدار میکند. دادبان تأکید میکند که ناپدیدسازی شامل انکار بازداشت توسط ضابط قضایی، بازداشت ربایشگونه، خودداری از اطلاعرسانی به خانواده، و انکار هویت است. این عناصر حقوق اساسی مانند امنیت شخصی، مصونیت از شکنجه، دادرسی عادلانه و حق حیات را نقض میکنند. کنوانسیون ۲۰۱۰ این عمل را جرمانگاری کرده، اما عدم اجرای آن در ایران به مصونیت عاملان منجر شده و چرخه خشونت را دائمی میکند.
در سطح جهانی، ناپدیدسازی اغلب در رژیمهای سرکوبگر رخ میدهد و خانوادهها را در رنج روانی مداوم قرار میدهد: بیخبری از سرنوشت عزیزان، زندگی را به برزخ تبدیل میکند. این پدیده آثار و پیامدهای جنسیتی نیز دارد؛ مردان بیشتر هدف قرار میگیرند و زنان پیشگام مبارزه میشوند اما خود در معرض تهدیدند. علاوه بر این، فقدان نانآور خانواده مشکلات اقتصادی و حقوقی ایجاد میکند.
تاریخچه ناپدیدسازی قهری در ایران از دهه ۶۰ تا پیش از اعتراضات ۱۴۰۴
تاریخ ناپدیدسازی قهری در ایران ریشه در دهههای پس از انقلاب۱۳۵۷ دارد و الگویی مداوم از سرکوب را نشان میدهد. گزارش مانیتور حقوق بشر به مناسبت روز جهانی علیه ناپدیدسازی قهری، این جرم را از کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ تا اعتراضات ۱۴۰۱ ردیابی میکند. در تابستان ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی، بطور فراقضایی اعدام شدند، اجسادشان مخفیانه دفن گردید و مقامات همچنان سرنوشت و مکان دفن را پنهان میکنند. این اقدام نه تنها ناپدیدسازی اولیه بود، بلکه با تخریب گورهای جمعی و تهدید بازماندگان، به جرم و جنایت ادامهدار تبدیل شد. از دیدگاه تحلیلی، این نقطه عطف استفاده از ناپدیدسازی برای کنترل است، زیرا بدون پاسخگویی، عاملان شناخته شده در دستگاه قضایی به مناصب بالاتر نیز رسیدند.
انتقادها بر مصونیت نظاممند تمرکز دارند که تکرار جرائم را ممکن میسازد. عفو بینالملل گزارش میدهد که نهادهای امنیتی، زندانیان عقیدتی را برای هفتهها یا ماهها ناپدید میکنند و تحت شکنجه قرار میدهند. الگوی اعدام مخفیانه افراد از اقلیتهای اتنیکی و پنهان کردن محل دفن، ناپدیدسازی را علیه خانوادهها ادامه میدهد. کارشناسان سازمان ملل در سالهای اخیر هشدار دادند که کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ جنایت علیه بشریت است و خواستار تحقیق بینالمللی شدند، اما عدم اقدام رژیم ایران و بی اعتنایی به آن، به ادامه جنایت کمک کرده است.
در زندانهای پیش از اعتراضات اخیر، ناپدیدسازی بخشی از روال بود: بازداشت بدون اطلاع، شکنجه برای اعتراف، و انکار مسئولیت. این الگو نه تنها حقوق بشر را نقض میکند، بلکه جامعه را در ترس دائمی نگه میدارد و نشاندهنده شکست ساختاری نظام قضایی است که به جای عدالت، ابزاری برای سرکوب است.
ناپدیدسازی قهری در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴: ابعاد و الگوهای بهروزشده
اعتراضات سراسری از ۷ دی ۱۴۰۴ آغاز شد و با کشتارهای گسترده در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید. گزارش دیدهبان حقوق بشر (۲۴ فوریه ۲۰۲۶) این را «سونامی بازداشتهای خودسرانه و ناپدیدسازیهای قهری» توصیف میکند: دهها هزار نفر (بیش از ۵۳ هزار نفر طبق HRANA تا فوریه ۲۰۲۶) بازداشت شدند، بسیاری در بازداشتگاههای غیررسمی و مخفی نگهداری شدند و در معرض شکنجه، اعدام مخفیانه و ناپدیدسازی قرار گرفتند. خانوادهها از سرنوشت عزیزانشان بیخبر ماندند و این بیخبری مصداق جرم ادامهدار ناپدیدسازی قهری است.
از دیدگاه تحلیلی، این اقدام بخشی از کارزاری هماهنگ برای جلوگیری از اعتراضات بیشتر بود؛ نیروی انتظامی، سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات سرکوبی سیستماتیک را پیش بردند. شکنجه نظاممند شامل ضربوشتم شدید، خشونت جنسی، اعترافات اجباری تلویزیونی (صدها مورد، شامل کودکان) و تهدید به اعدام است. گزارش عفو بینالملل و (HRW) Human Rights Watch از خطر موج اعدامهای شتابزده و مخفیانه هشدار میدهند، با مواردی مانند اعدامهای صوری و پخش اعترافات اجباری.
انتقادها بر محرومیت از وکیل (تنها وکلای تأییدشده مجازند) و نگهداری جداگانه بازداشتیها تمرکز دارند که شفافیت در زمان بازجویی را حذف میکند. همچنین خانوادهها در تجمعات مقابل زندانها با انکار از سوی مقامات زندان روبرو میشوند. کارشناسان سازمان ملل (۲۰ فوریه ۲۰۲۶) خواستار افشای سرنوشت ناپدیدشدگان و توقف اعدامها شدند، اما ادامه ناپدیدسازیها حتی پس از فروکش ظاهری اعتراضات (با یورشهای شبانه و بازداشتگاههای مخفی) نشاندهنده استراتژی دائمی است. این وضعیت ناپدیدسازی را از ابزار موقت به مکانیسم کنترل بلندمدت تبدیل کرده است.
تأثیرات اجتماعی و روانی ناپدیدسازی قهری بر خانوادهها و جامعه
ناپدیدسازی قهری فراتر از قربانیان، خانوادهها و جامعه را نابود میکند. عفو بینالملل توصیف میکند که خانوادهها در رنج روانی مداوم هستند: بیخبری از زنده بودن عزیزان، زندگی را به برزخ تبدیل میکند و جستجو برای حقیقت آنها را در خطر تهدید قرار میدهد. از دیدگاه تحلیلی، این تأثیر، ابزاری برای رعب گسترده است؛ ترس به کل جامعه سرایت میکند و اعتراض را سرکوب مینماید.
انتقادها همچنین بر ابعاد اقتصادی تمرکز دارند: ناپدیدشده اغلب نانآور خانواده است و بدون گواهی فوت، خانواده از حمایتهای قانونی محروم میشود. گزارشهای اخیر HRW و CHRI نشان میدهد که پس از اعتراضات ۱۴۰۴، خانوادهها همچنان در جستجوی ناپدیدشدگان به مراکز مراجعه میکنند اما پاسخی نمیگیرند؛ و همین انکار مداوم، رنج و اندوه را تشدید میکند. از منظر اجتماعی، ناپدیدسازی جامعه را نیز تضعیف میکند: حس ناامنی دگراندیشی را حذف مینماید و پخش اعترافات اجباری تصویر «تروریست» از معترضان میسازد.
در نهایت، این پدیده چرخه خشونت را مداوم می سازد و مصونیت عاملان جنایت را تثبیت میکند. گزارشها نشان میدهد که ناپدیدسازی، حقوق، امنیت، حیات خانوادگی و دادرسی قانونی را نقض میکند و جامعه را در ترس دائمی نگه میدارد- سلاح پنهانی که از ۱۳۶۷ تا امروز ادامه دارد.
سـیامین گلـریزان همیـاری با سیمای آزادی - تلویزیون ملی ایران
سـی امین گلـریزان همیـاری
با سیمای آزادی -تلویزیون ملی ایران
جمعه، شنبه و یکشنبه ۱۶، ۱۷ و ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
۷ و ۸ و ۹ اوت ۲۰۲۶
هموطنان و همیاران گرامی سیمای آزادی،
سیاُمین برنامهٔ همیاری ملی با سیمای آزادی، در روزهای جمعه، شنبه و یکشنبه ۱۶، ۱۷ و ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ برابر با روزهای ۷ و ۸ و ۹ اوت ۲۰۲۶ برگزار میشود.سیامین گلریزان در بحبوحهٔ «سال جنگجنگها و آزمایش آزمایشات» برگزار میشود که «بر قامت وطن نوشت: سال سرنوشت».
از یکسو بقایای فاشیسم دینی برای به تأخیر انداختن سرنگونی رژیم ولایت فقیه و خروج از مردابی که در آن گرفتار شدهاند مذبوحانه تلاش میکنند با جنگافروزی و با اعدام پیدر پی شورشگران از انفجار خشم خلق و بالاگرفتن شعلههای قیام جلوگیری و هرفریاد اعتراض را خاموش کنند. آنها برای سرکوب و شیطانسازی و برای ممانعت از پیشرفت مقاومت و کانونهای شورشی از هیچ چیز فروگذار نمیکنند.
از سوی دیگر بقایای فاشیسم سلطنتی و دنبالچههای ساواک شاه با انواع و اقسام ترفندها در کمین هستند تا در هر فرصتی حاصل رنج و خونها و انقلاب ناتمام ۵۷ را بربایند. آنها برای برگرداندن چرخ تاریخ به عقب از هیچ رذیلتی حتی مشارکت در سناریوی بمبگذاری در تظاهرات مسالمتآمیز مقاومت ایران در پاریس فروگذار نمیکنند. بهرغم دهها میلیارد سرقت درآمدهای نفت ایران توسط این خاندان کماکان از مردم ایران ارث پدری یعنی دستمزد ۵۷ سال دیکتاتوری و وابستگی و کودتا و شکنجه و سرکوب را طلب میکنند.
در چنین شرایطی در جنگ جنگها و آزمایش آزمایشات تاریخ وطن، رساندن صدا و سیمای مقاومت و خروش آزادیخواهی مردم ایران، نیازمند حمایت و کمکهای هر چه بیشتر هموطنان و همیاران سیمای آزادی است فرزندان رشید وطن در تجمعات و تظاهرات خود با شعارهای «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، به روشنترین صورت نشان دادند که مردم ایران نه دیکتاتوری سلطنتی میخواهند و نه دیکتاتوری دینی، بلکه خواستار ایران دموکراتیک و آیندهیی مبتنی بر رأی جمهور مردم هستند.
همیاری با سیمای آزادی، یاری رساندن به خروش آزادیخواهی مردم ایران است، بازتاب دادن به صدای شورشگران و مجاهدان سرموضعی است که بدون ذرهیی تزلزل سرودخوانان به پای چوبههای دار میروند.
سیمای آزادی تنها رسانه و کانالی است که در برابر شیطانسازیهای ارتجاعی و استعماری و سانسور بزرگ قرن علیه مقاومت سازمان یافته، فعالیتهای فرزندان رشید ایران در کانونهای شورشی و اعتراضات همهٔ اقشار مردم تحت ستم را از پس دیوار اختناق، به اطلاع خلق در زنجیر میرساند.
همیاری با سیمای آزادی فقط نثار کمک مالی نیست؛ اعلان حضور، اعلان تعهد مردمی و میهنی در برابر نظام اعدام و قتلعام و رژیم سرکوب و سانسور و خفقان است. حاضر گفتن برای صلح و آزادی و برپایی جمهوری دموکراتیک است.
سیمای آزادی اولین تلویزیون ماهوارهیی سراسری فارسیزبان ۲۴ ساعته و مستقل است که بدون تکیه به هیچ قدرت و دولتی، تمام امکانات و هزینههای خود را از حمایتهای همیاران و هموطنان آزادیخواه و مشتاق آزادی و استقلال وطن کسب میکند.
سیمای آزادی خط و سیاست هیچ دولت و قدرتی جز مردم ایران را پیش نمیبرد و تمام مخارج و هزینههای آن توسط هموطنان و همیاران و شورشگران برای آزادی تأمین میشود.
در سیامین گلریزان حمایت از سیمای آزادی در روزهای جمعه، شنبه و یکشنبه ۱۶، ۱۷ و ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، یقین داریم که با تماسها و رابطهها و عاطفهها و با کمکهای تکتک شما، کهکشانی از همیاری و همبستگی ملی برای پیروزی رقم خواهد خورد و صدای آزادیخواهی و حقطلبی مردم ایران و شورشگران پیشتاز و فرزندان فداکار میهن، هر چه رساتر میشود.
انفجار مرکز یهودیان « آمیا » در آرژانتین؛جنایت سازمانیافته رژیم آخوندی ایران که هرگز فراموش نمی شود!
ادای شهادت چهار عضو شورای ملی مقاومت ایران
در ۲۷تیر ماه ۱۳۷۳ساختمان ۷ طبقه مرکز فرهنگی یهودیان آرژانتین به نام آمیا در بوینس آیرس را هدف قرار داد. آمیا مرکز همکاریهای اسرائیل و آرژانتین است که وابسته به کمیته یهودیان آمریکا بوده و دفتر مرکزی آن در ساختمان هفتطبقهای در شهر بوئنوسآیرس قرار دارد. در انفجار آمیا یک اتومبیل وانت رنوی بمب گذاری شده با ۲۷۵ کیلو مواد منفجره منجر به فرو ریختن ساختمان شد. انفجار آمیا بزرگترین انفجار تروریستی در آرژانتین، در آمریکای لاتین و شاید بزرگترین عمل تروریستی بعد از ۱۱ سپتامبر در قاره آمریکا است. تعداد جانباختگان در این حادثه از ۸۸ نفر تا ۶۹ نفر تخمین زده شد. در این انفجار بیش از ۳۰۰ مجروح شدند و به ۴۰۰ مغازه و خانه آسیب وارد شد.
وبسایت آرژانتینی اینفوبائه گزارش داد که چهار ایرانی از اعضای باسابقه شورای ملی مقاومت ایران، در ارتباط با پرونده انفجار مرکز یهودیان آمیا در بوئنوسآیرس، در برابر دادستان آرژانتین شهادت دادهاند. این افراد که بهدلیل مسائل امنیتی هویتشان فاش نشده است، اطلاعات مهمی درباره نحوه برنامهریزی این حمله ارائه کردهاند؛ اطلاعاتی که از نظر قضایی میتواند نقش تعیینکنندهای در محاکمه غیابی متهمان داشته باشد.
این شهادتها در فرانسه و در حضور سباستین باسو، دادستان پرونده آمیا، و تیمی از بازرسان واحد ویژه تحقیقات انجام شد؛ هیأتی که تحت نظارت قاضی فدرال دانیل رافکاس فعالیت میکند. هماهنگیهای حقوقی این روند از اوایل سال جاری و در چارچوب یک درخواست قضایی بینالمللی آغاز شده بود که از سوی ادواردو کاسال، دادستان کل کشور آرژانتین، به وزارت خارجه ارسال شد.
بر اساس این گزارش، چهار شاهد نهتنها بهعنوان شاهد عینی بلکه در جایگاه «کارشناس» نیز شهادت دادهاند. آنها پیش از خروج از ایران بهطور مستقیم به سطوح بالای حاکمیت دسترسی داشته و اطلاعات دستاولی از مقطع زمانی طراحی عملیات انفجار آمیا در اختیار دارند.
جنایت سازمانیافته به دستور خامنه ای
به گفته منابع مطلع، اعضای شورای ملی مقاومت ایران نخستین گروهی بودند که تنها چند روز پس از انفجار، نقش رژیم ایران را در این عملیات تروریستی بهطور علنی اعلام کردند. انفجاری که در ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۴ (۲۷ تیر ۱۳۷۳) رخ داد و جان ۸۵ نفر را گرفت.
در این پرونده، ده نفر بهعنوان متهم برای محاکمه غیابی معرفی شدهاند که در میان آنها شماری از مقامات سابق رژیم ایران و همچنین اعضایی از حزبالله لبنان دیده میشوند. بر پایه کیفرخواست، تصمیم اجرای این عملیات تروریستی در ۱۴ اوت ۱۹۹۳ (مرداد ۱۳۷۲) در جلسهای با حضور عالیترین مقامات وقت، از جمله علی خامنهای، اکبر هاشمی رفسنجانی، علیاکبر ولایتی و علی فلاحیان اتخاذ شده و دستور اجرایی آن صادر شده است.
از دیگر متهمان این پرونده میتوان به محسن رضایی، احمد وحیدی، هادی سلیمانپور (سفیر وقت رژیم در آرژانتین)، محسن ربانی و احمدرضا اصغری اشاره کرد. سه متهم دیگر نیز از اعضای لبنانی حزبالله هستند.
شورای ملی مقاومت ایران که در سال ۱۹۸۱ تأسیس شده، خود را بهعنوان «پارلمان ایران در تبعید» معرفی میکند و بر استقرار یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین و دولت و برابری جنسیتی تأکید دارد. در سالهای اخیر، شماری از نمایندگان پارلمان آرژانتین در گردهماییهای بینالمللی «ایران آزاد» با حضور مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورا، شرکت کردهاند.
به گزارش اینفوبائه، اعضای شورای ملی مقاومت همچنان از اهداف اصلی تهدیدهای رژیم ایران محسوب میشوند. یک منبع آگاه در اینباره تصریح کرده است که بخش قابلتوجهی از عملیاتهای برونمرزی رژیم علیه این افراد انجام میشود. چهار شاهدی که اکنون در پرونده آمیا شهادت دادهاند، سالهاست با تهدید مستقیم مواجه بودهاند؛ برخی از آنها سابقه زندان داشته و تعدادی از اعضای خانوادهشان نیز در حملات تروریستی جان خود را از دست دادهاند.