
تلگراف لندن : مصاحبه علی صفوی عضو کمیته امور خارجه شورای ملی مقاومت ایران در باره وضعیت رژیم ، نیروی سرنگون کننده وجایگزین رژیم بعد از سرنگونی
خلأ بزرگ در رژیم ایران پس از ترور علی لاریجانی، رئیس شورای امنیت ملی بهعلاوه: چرا مجاهدین خلق فکر میکنند فقط یک قیام مسلحانه میتواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند اعتقاد بر این است که علی لاریجانی، رئیس امنیت ایران، امروز توسط اسرائیل ترور شده است، که میتواند ضربه بزرگی به رژیم ایران باشد.
رولاند اولیفانت به همراه اختر ماکویی توضیح میدهند که لاریجانی که بود و چرا مرگ او میتواند برای تهران در بحبوحه جنگ جاری ایالات متحده مهمتر از مرگ خامنهای باشد.
بهعلاوه، رولند با علی صفوی، چهره اپوزیسیون، عضو کمیته امور خارجه شورای ملی مقاومت ایران، صحبت میکند. شورای ملی مقاومت اساساً گروه اپوزیسیون ضد سلطنت ایران است و توسط سازمان به شدت جنجالی مجاهدین خلق ایران (MEK) که قبلاً به عنوان تروریست شناخته میشد، رهبری میشود.
صفوی، حامی مجاهدین خلق، استدلال میکند که برای سرنگونی جمهوری اسلامی، به یک قیام مسلحانه به جای جنگ نیاز است. او همچنین درباره تاریخچه پر فراز و نشیب مجاهدین خلق، ولیعهد در تبعید رضا پهلوی، و اختلافات عظیم بین گروههای اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور بحث میکند.
علی صفوی: خامنه ای احساس میکردند که لری جان مردی است که اساساً میتواند جناحهای متخاصم را گرد هم آورد و اوضاع را مدیریت کند. یا البته اکنون با غیبت او، فکر میکنم این یک خلاء بزرگ در رهبری رژیم ایجاد میکند.
ترامپ: مدتی پیش، ارتش ایالات متحده عملیات جنگی بزرگی را در ایران آغاز کرد.
یک مقام آمریکایی: اگر آمریکاییها را بکشید، اگر آمریکاییها را در هر کجای زمین تهدید کنید، ما بدون عذرخواهی و بدون تردید شما را شکار خواهیم کرد و شما را خواهیم کشت.
یک مقام انگلیسی: ما در حملات اولیه به ایران دخیل نبودیم و اکنون به اقدامات تهاجمی نخواهیم پیوست.
مجری: امروز، رئیس جمهور ترامپ میگوید آیت الله علی خامنهای، رهبر معظم ایران، در این حملات کشته شده است.
خبرنگار: من رولند اولوفند هستم و این آخرین خبر ایران است. سهشنبه ۱۷ مارس، روز هجدهم جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. مهمترین خبر امروز صبح، ادعای اسرائیل است، ما هنوز آن را تأیید نکردهایم، مبنی بر اینکه علی-لاریجانی، رئیس شورای امنیت ملی ایران، کشته شده است.
برای اطلاعات بیشتر در این مورد، من به معنای واقعی کلمه به سمت اتاق خبر دویدم تا اختر ماکویی را ببینم.
اختر، ما در مورد ادعای اسرائیل مبنی بر زنده بودن او چه میدانیم؟
اختر ماکویی: ما نمیدانیم. اسرائیلیها ادعا میکنند که او را کشتهاند و او با غلامرضا سلیمانی، فرمانده بسیج که دیشب در حمله به تهران، کشته شده است.
رسانههای دولتی ساکت هستند، دو حساب کاربری دارند یا چیزهایی منتشر میکنند، اما بدیهی است که تلویزیون دولتی چیزی در مورد آن گزارش نکرده است.
ما چند توییت از خبرگزاری فارس، خبرگزاری تسنیم، دیدهایم که در حال رمزگذاری و بازنشر چیزهایی هستند که در حساب توییتر علی-لاریجانی منتشر شده است.
اگر این درست باشد و اگر مرده باشد، این یک ضربه بسیار بزرگ و قابل توجه برای جمهوری اسلامی است.
خبرنگار: بسیار خوب،علی لاریجانی کیست و چرا از دست دادن او برای آنها چنین ضربهای است؟
اختر ماکویی:علی-لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی است و مستقیماً توسط رهبر عالی قبلی، منصوب شده است. و خود این شغل، یعنی دبیری عالی امنیت ملی، در ساختار نظام جمهوری اسلامی بسیار مهم است زیرا در زمان جنگ و صلح تصمیم میگیرد. علی لاریجانی خود مردی است که از زمان مرگ علی خامنه ای و حتی ماهها قبل از کشته شدنش در ۲۸ فوریه، جمهوری اسلامی را حفظ کرده است.
علی لاریجانی ۳۰ سال گذشته، بیش از ۳۰ سال، سه دهه را در جمهوری اسلامی گذرانده است. او ابتدا رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود. به مدت ۱۲ سال، او رئیس مجلس بود. قبل از اینکه رئیس مجلس شود، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز بود و سال گذشته دوباره توسط خامنه ای، توسط علی خامنه ای، به این سمت منصوب شد.
خبرنگار: من یک سوال دارم. منظورم این است که او آشکارا یک رژیم عمیق در درون خود است. ما فکر میکردیم که او اساساً کسی است که کشور را اداره میکند، چیزی بالاتر از پزشکیان، بالاتر از رئیس جمهور که از زمان ناپدید شدن رهبر، کشور را اداره میکند.
و همانطور که میگویید، اگر او رفته باشد، این یک ضربه بزرگ است. فکر میکنم یکی از سوالات این است که اگر اسرائیلیها او را پیدا میکردند، چه کسی به او خیانت میکرد؟ و من نمیگویم که به او خیانت شد. نمیگویم که اطلاعات سیگنال یا چیزی شبیه به آن نبود. اما آیا ممکن است کسی میخواسته شخص دیگری در رژیم بخواهد از شر او خلاص شود؟
اختر ماکویی: او هم به تندروها و هم به اصلاحطلبان و هم به میانهروها نزدیک بود، بنابراین گفتن اینکه آیا کسی در داخل رژیم، همانطور که گفتید، به او خیانت کرده است یا نه، دشوار است، زیرا او میتوانست بسیار تندرو یا بسیار میانهرو باشد و همزمان با هیچکدام از آنها هم طرف نمیشد.
خبرنگار:بنابراین کمی دمدمی مزاج است.
اختر ماکویی: بله، چیزی بین این دو. و اگر زمان مناسب فرا برسد، او تندرو خواهد بود. اگر زمان مناسب فرا نرسد، او فقط میانهرو خواهد بود.
بستگی دارد که در چه زمانی زندگی میکنیم. و ما در 30 سال گذشته شاهد انجام این کار توسط او بودهایم. او دو بار برای ریاست جمهوری نامزد شد. آنها او را رد صلاحیت کردند. بدون هیچ گونه توضیحی.
و فکر میکنم او را برای امروز نگه داشته بودند. و ظاهراً، ظاهراً، او اکنون مرده است.
خبرنگار: تا جایی که میتوانیم بفهمیم امروز در ایران چه اتفاقی میافتد، چه چیز دیگری میتوانیم تشخیص دهیم؟
اختر ماکویی: در حال حاضر، در تهران شب فرا میرسد و آخرین سهشنبه سال ایرانی است که اهمیت دارد.
فردا امشب با چهارشنبه سوری مواجه خواهیم شد. و مقامات جمهوری اسلامی از مردم خواستهاند که اگر کسی هر نوع آتشبازی انجام دهد که به عنوان دشمن تلقی شود، این کار را انجام دهند. در صورتی که معمولاً آتشبازی زیادی خواهید داشت.
خیلی زیاد، چون این مربوط به چند هزار سال گذشته است. و آنها از مردم میخواهند که به خیابانها بروند، این خلا را پر کنند و نگذارند کسی از این وضعیت به قول خودشان سوءاستفاده کند.
و بمبها هنوز در سراسر کشور در حال سقوط هستند. رسانههای دولتی هم از این موضوع حمایت نمیکنند. به گفته سخنگوی سپاه پاسداران، آنها به تازگی موشکهایی را شلیک کردهاند که چندین کشور در سراسر خلیج فارس هستند.
خبرنگار: من همچنین دیدم که در 24 ساعت گذشته گزارشهایی مبنی بر سختتر و سختتر شدن محاصره اینترنتی داشتهایم. آیا تماس با منابع روی زمین برای شما دشوارتر شده است؟
اختر ماکویی: بله، منابع بر روی زمین و همچنین دسترسی به تلویزیون دولتی.
خبرنگار: حتی دسترسی به تلویزیون دولتی هم اکنون دشوار است.
اختر ماکویی: بله، بله. به معنای واقعی کلمه هر وبسایتی که رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی دارد غیرقابل دسترسی است.
خبرنگار: اختر ماکویی خبرنگار خارجی تلگراف، در آنجا با من صحبت میکند. ما قصد داریم کمی استراحت کنیم. وقتی برگردیم، با علی صفوی، عضو تبعیدی پارلمان ایران و عضو شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق، صحبت خواهم کرد.
خبرنگار: خوش آمدید. شما به آخرین اخبار تلگراف در مورد ایران گوش میدهید. من رولند اولیفانت هستم.
به ما گفته شده است که یکی از اهداف این جنگ، تغییر رژیم در ایران است. هم اسرائیلیها و هم آمریکاییها به روش خود گفتهاند که امیدوارند یا انتظار دارند که مردم ایران قیام کنند و رژیم را سرنگون کنند.
اما چه کسی باید جایگزین آن شود؟ گروههای اپوزیسیوین ایرانی مختلفی وجود دارند. شاید برجستهترین رهبر در خارج از کشور، رضا پهلوی، ولیعهد تبعیدی، باشد که خود را به عنوان یک رهبر ملی در انتظار معرفی کرده است.
اما یک گروه دیگر نیز وجود دارد که ادعای عنوان اپوزیسیون سازمانیافته ایرانی را دارد. مجاهدین خلق اگر نگوییم بحثبرانگیز، چیزی نیستند. بسیاری از ایرانیان آنها را چیزی بیش از یک فرقه تروریستی نمیدانند.
آنها در جنگ صدام حسین علیه ایران در دهه ۱۹۸۰ در کنار او بودند. به همین دلیل، بسیاری از ایرانیان، چه موافق و چه مخالف رژیم، آنها را چیزی بیش از خائن نمیدانند. آنها مدتی توسط ایالات متحده به عنوان یک گروه تروریستی در فهرست قرار داشتند. با این وجود، آنها هنوز وجود دارند. آنها ارتباطات قابل توجهی با دولتهای غربی دارند. و گزارشهای معتبری وجود دارد که شبکه مسلح زیرزمینی آنها در داخل ایران با اطلاعات اسرائیل در ترور دانشمندان برجسته و رهبران نظامی ایران همکاری نزدیکی داشته است. هر نظری که در مورد آنها داشته باشید، آنها به نوعی در این تصویر فوقالعاده پیچیده پیرامون رویدادهای امروز ایران نقش دارند.
بنابراین من با علی صفوی از شورای ملی مقاومت ایران نشستم.
علی صفوی، به ایران خوش آمدید، آخرین خبر. فکر میکنم اکنون هجدهمین روز جنگ است.
خبر امروز صبح، که بسیار مهم به نظر میرسد، این است که یک حمله هوایی اسرائیل، فکر میکنم یک حمله هوایی اسرائیل، شاید یک حمله هوایی آمریکا، ممکن است علی لاریجانی را کشته باشد.
من تعجب میکنم که اگر این خبر درست باشد، فکر میکنید چقدر مهم خواهد بود.
علی صفوی: بله، من هم مثل شما این خبر را از رسانهها شنیدم. فکر میکنم این یک تحول بسیار مهم است. و نه تنها به این دلیل که لاریجانی توسط خامنهای انتخاب شد، زمانی که، البته، هر پیشبینی مبنی بر شروع جنگ برای مدیریت امور کشور وجود داشت. چون همانطور که میدانید، او در یک پناهگاه زیرزمینی بود و نمیتوانست به امور روزمره کشور رسیدگی کند. و البته، لاریجانی اساساً نفر دوم رژیم بود. او سابقه بسیار بسیار طولانی دارد.
و سپس اوضاع تغییر کرد. او اساساً وقتی برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد شد، به حاشیه رفت.
وقتی رئیسی نامزد شد، شورای نگهبان، نهاد ۱۲ نفره که نامزدها را بررسی میکند، او را رد صلاحیت کرد.
خبرنگار: فکر میکنم این در سال ۲۰۲۱ است، انتخابات رئیسی.
علی صفوی: بله، بله. بله. به اندازه کافی عجیب، او رد صلاحیت شد. و آنها گفتند، شاید به این دلیل که فکر میکنم اقوام او یا در لندن هستند یا در آمریکا، که میدانید، برای مردی که از روز اول در راس قدرت و با رژیم بوده، مسخره بود. البته، این به این دلیل بود که خامنهای میخواست رئیسی را برای تثبیت قدرت خود داشته باشد. و البته، پس از کشته شدن رئیسی، بسیاری از لاریجانی دوباره برای ریاست جمهوری کاندید شدند. و دوباره، او توسط شورای نگهبان رد شد. بنابراین، پزشکیان رئیس جمهور شد. اما من فکر میکنم، با توجه به شرایط و مشکلاتی که رژیم با توجه به قیام ژانویه ۲۰۲۶ داشت، خامنهای احساس کرد که لاریجانی مردی است که در اساس میتواند جناحهای متخاصم را گرد هم آورد و اوضاع را مدیریت کند.
البته، حالا با غیبت او، فکر میکنم این یک خلأ بزرگ در سلسله مراتب رهبری رژیم ایجاد میکند. این [مقام] با حذف خامنهای از قبل تضعیف شده بود، زیرا به هیچ وجه، مجتبی خامنه ای ، یک گزینه دقیق نیست، و نمی تواند مانند پدرش باشد. او نیز مدتی است که در صحنه غایب است و من فکر میکنم ما همچنین، از برخی تندروها در ایران شنیدهایم که او و افرادی مانند او را سازشکار مینامند، میدانید، نه به اندازه کافی تندرو.
خبرنگار: من فکر می کنم که کشته شدن احتمالی لاریجانی مشکلی ایجاد میکند ما هنوز تاییدیه ای مبنی بر کشته شدن او نداریم . در تهران افرادی که پیرامون او بوده اند می گویند این خبر درست نیست. اسرائیل می گوید او کشته شده است. الان در زمانی که ما صحبت می کنیم ما نمی دانیم که او کشته شده است یا نه؟
همانطو که شما گفتنید این خیلی مهم است که ما بدانیم چه کسی کشور را اداره می کند. او کسی بود که در اساس پس از کشته شدن خامنه ای کشور را اداره می کرد.
اما همچنین او کسی است که به نحوی می توانست با دولت های غربی گفتگو کند و کسی است که نوعی رقص دیپلماتیک را بلد است . و من فکر می کنم که آمریکایی ها امید وارند که کسی در رژیم را پیدا کنند که با او مذاکره کنند. من فکر می کنم مانند گزینه ونزوئلا، گزینه رودریگز. اگر این باشد.
من فکر می کنم ما از تندروهای ایران شنیده ایم که افرادی مانند او سازشکار و به اندازه کافی تندرو نیستند. آیا شما فکر می کنید که این احتمالا یک مشکل برای آمریکا خواهد بود اگر آنها به دنبال این باشند که با آن کسانی که از رژیم باقی مانده اند به یک توافق برسد؟
علی صفوی: خب، فکر میکنم دو نگرش دارم. یکی، من حدس میزنم، پوستری دیدم که در آن ایالات متحده در واقع 10 میلیون دلار جایزه برای چندین مقام رژیم که در جریان درگیری اخیر زنده مانده بودند، تعیین کرده بود.
و نفر اول در آن لیست لاریجانی بود. بنابراین من نمیدانم که آیا ایالات متحده به فکر باز کردن برخی کانالها یا ارتباط با او بود یا خیر. طبیعتاً، من در کاخ سفید نیستم و فقط افراد آنجا میدانند. اما به طور کلیتر، فکر میکنم، به نظر من هرگونه امید یا انتظاری مبنی بر اینکه بتوانید با این رژیم وارد گفتگوی معناداری شوید، یک توهم است. و به یاد داشته باشید که در طول ۴۷ سال گذشته، هیچ کمبودی در گفتگو با این رژیم وجود نداشته است. شما محمد خاتمی را در دهه ۱۹۹۰ داشتید که توسط غرب به عنوان گورباچف ایران لقب گرفته بود.
و چه اتفاقی افتاد؟ هیچ چیز. ما بدترین مورد قتلهای زنجیرهای روشنفکران و مخالفان ایرانی را در داخل کشور داشتیم.
سپس روحانی آمد و همه گفتند، خب، او یک میانهرو است. چه اتفاقی افتاد؟ خب، شما شاهد پیشرفت برنامه تسلیحات هستهای ایران تا جایی بودید که چند ماه یا یک سال یا بیشتر با بمب هستهای فاصله داشت.
بنابراین این ایده که به نحوی میتوانید از طریق گفتگو، این رژیم را به رفتار دلخواه خود ترغیب کنید، یک کار احمقانه است. و به یاد داشته باشید که ۲۲ سال پیش، در پارلمان اروپا، رئیس جمهور منتخب ما، خانم رجوی، گفت که راه حل امروز، بحران ایران، تعامل یا مماشات نیست، و جنگ هم نیست. و شما باید به دنبال تغییر رژیم باشید، اما در داخل، توسط مردم ایران و توسط اپوزیسیون سازمانیافته. بنابراین من واقعاً باور ندارم که بحث با کسی در داخل این رژیم نتایجی را که غرب میخواهد به همراه داشته باشد، به جایی نخواهد رسید.
خبرنگار: و در آن مورد، شما در مورد تغییر رژیم از درون توسط مردم ایران صحبت کردید. بنابراین پیامی که از بنجامین نتانیاهو دریافت میکنیم، میدانید، او صریح بود. بنابراین دونالد ترامپ، در واقع، ایده آنها این است که آنها در حال ایجاد فضایی برای مردم ایران هستند تا علیه رژیم قیام کنند و منصفانه است که انقلابی در داخل ایران رخ دهد، شاید انقلابی شبیه به انقلاب ۱۹۷۹ یا چیزی شبیه به آن.
ما اکنون ۱۸ روز از جنگ گذشتهایم و واقعاً هیچ نشانهای از وقوع آن ندیدهایم. آیا این انتظار واقعبینانهای است؟
علی صفوی: من معتقدم که تغییر رژیم در ایران باید از پایین به بالا، توسط نیروهای بومی داخلی انجام شود. به یاد داشته باشید که حداقل از سال ۲۰۱۷، چهار قیام بزرگ در ایران رخ داده است. شما آن را در سال ۲۰۱۷، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ داشتید، و البته، قیام ژانویه که منجر به مرگ هزاران نفر، اگر نگوییم دهها هزار نفر، شد. حالا، این قیامها خودجوش نبودهاند.
هر چقدر هم که غرب و به ویژه رسانههای قدیمی ترجیح دادهاند آن را گزارش نکنند، یک جریان پنهان، اگر بخواهیم بگوییم، یک مقاومت سازمانیافته در داخل ایران وجود دارد.
خبرنگار: فقط برای روشن شدن موضوع، شما میگویید ارتش آزادیبخش ملی ایران، آیا منظورتان کانون های شورشی مجاهدین خلق در داخل ایران است؟ آیا منظورتان همین است؟
علی صفوی: بله، البته، میدانید، مجاهدین خلق، مجاهدین خلق یک لشکر مکانیزه دائمی و ارتش قوی درست در آن سوی مرز قبل از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ داشتند.
متأسفانه، غرب در پی مماشات با ملا ها و به دنبال خلع سلاح بود و البته، ارتش آزادیبخش ملی مجاهدین خلق، داوطلبانه، ۲۱۰۰ قطعه تجهیزات، تانک، توپخانه، نفربر و غیره را به فرماندهی مرکزی تحویل داده بود.
اما به نظر من در طول این سالها، مجاهدین خلق در اساس، در داخل خود ایران، زیر پوست جامعه، اگر بخواهید، آن نیروی سازمانیافته را توسعه داده است، یک نیروی ساختاریافته که برای مقابله با سپاه پاسداران مورد نیاز است.
خبرنگار: شما ادعا میکنید که یک شبکه مسلح سازمانیافته مجاهدین خلق در داخل ایران وجود دارد که همین الان که ما صحبت میکنیم، حملات خود را افزایش میدهد؟
علی صفوی: بله، من این را یک جمله میگویم. در واقع، در جریان قیام ژانویه، مجاهدین خلق اعلام کردند که ۲۰۰۰ نفر از کانون های شورشی آنها ناپدید شدهاند، بدون اینکه بدانند آیا کشته شدهاند یا بازداشت شدهاند یا چه چیزی.
خبرنگار: فکر میکنم باید بپرسیم، منظورم این است که مجاهدین خلق در ایران مشکل مشروعیت دارند، درست است؟ و شما از ادعاهایی که علیه آن مطرح میشود، آگاه خواهید بود، اینکه یک سازمان تروریستی است، یک سازمان فرقهمانند است، و شاید جدیتر از همه در نظر بسیاری از ایرانیان عادی. و من در مورد ایرانیان بسیار ضد رژیم صحبت میکنم، افرادی که مردم خود را از دست دادهاند، شما مردم خود را به خاطر رژیم از دست دادهاید، کسانی که به یاد دارند که مجاهدین خلق در طول جنگ ۱۹۸۸ با صدام حسین همراه بودند، و بنابراین، و در حمله به ایران شرکت کردند، و ایرانیان را کشتند، و بنابراین، آن سازمان خطرناک و خائن و غیرقابل قبول است.
منظورم این است که شما چگونه به این موضوع پاسخ میدهید؟ و آیا واقعاً فکر میکنید مجاهدین خلق میتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند یا در جامعه مدرن ایران با توجه به اینکه بسیاری از ایرانیان در مورد سازمان شما اینگونه فکر میکنند، جذابیتی داشته باشند؟
علی صفوی: فکر میکنم سوال خیلی خوبی است، و واقعاً خوشحالم که آن را مطرح کردید، چون رک و پوست کنده فکر میکنم، هرگز تلاش جدی و صادقانهای برای بحث جدی در مورد این مسائل صورت نگرفته است.
و چند نکته برای گفتن دارم. اول از همه، مجاهدین خلق باشگاه بحث یکشنبه شما نیست، این سازمان یک نیروی منظم، سازمانیافته و آماده به رزم است. که شصت سال است علیه دو استبداد در ایران میجنگد، اول شاه و دوم رژیم ملاها. و فکر میکنم، رک و پوست کنده، با جنبشی که از بالا تا پایین توسط زنان رهبری میشود، این یک دلیل برای رد و محکوم کردن این موضوع که این سازمان یک فرقه است، می باشد.
کجا سازمانی دیدهاید که زنان نه تنها در رهبری آن باشند؟
خبرنگار: این تعریف یک فرقه نیست، تعریف یک فرقه الزام وفاداری کامل است. و افرادی هستند که مجاهدین خلق را ترک کردهاند، به خصوص از پایگاهی که شما در آلبانی دارید، که گفتند، ببینید، ما اجازه نداریم اقتدار را زیر سوال ببریم. ما تحت کنترل گستردهای بودهایم، و اساساً این نوعی دیکتاتوری کوچک مریم رجوی است، و تمام این چیزهایی که شما در مورد طرفداری از دموکراسی و غیره میگویید تنها ظاهر امر است. و در مورد آن چه میگویید؟
علی صفوی: اول از همه، برخی از کسانی که چنین ادعاهایی را مطرح کردند، بعداً به دبیرکل سازمان ملل و سایر آژانسها نوشتند که آنچه ما گفتیم توسط امنیت وزارت اطلاعات ایران به ما دیکته شده و ما برای آن پول گرفتهایم.
اما اجازه دهید فقط یک نکته دیگر در مورد جنگ ایران و عراق که شما به آن اشاره کردید بگویم.
خبرنگاری: بله، این مهم است زیرا ایرانیان عادی این موضوع را زیاد مطرح میکنند.
علی صفوی: چند نکته در مورد این باید گفته شود. اول، وقتی عراق به ایران حمله کرد، مجاهدین خلق آن را محکوم کردند. این سازمان در نوامبر ۱۹۸۰ بیانیهای صادر کرد و حمله به عراق را محکوم کرد.
نیروهای مجاهدین خلق به جبهه جنگ در خرمشهر، بهویژه مناطقی که توسط نیروهای عراقی اشغال شده بود، رفتند و علیه نیروهای عراقی جنگیدند. ما در آنجا افرادی را از دست دادیم. هزاران نفر از اعضای مجاهدین خلق دستگیر، توسط ارتش عراق اسیر و تا سال ۱۹۸۹ به عنوان اسیر جنگی در عراق نگهداری میشدند، زمانی که صدام حسین تمام اسرای جنگی ایرانی را به طور یکجانبه آزاد کرد.
خبرنگار: اما شما نیز در حمله عراق شرکت کردید و از عراق به ایران حمله کردید. این درست است.
علی صفوی: به آن میپردازم. به آن میپردازم. بنابراین، شکی نیست که ما، به عنوان ایرانیان میهنپرست، با حمله به کشورمان، درست مانند عراق، مخالف بودیم و با هر کشور دیگری نیز مخالفت خواهیم کرد.
آن نکته شماره یک. نکته شماره دو. مجاهدین خلق پس از سال ۱۹۸۲، زمانی که نیروهای عراقی به پشت مرزهای بینالمللی عقبنشینی کردند و گفتند که آماده مذاکره هستند، مجاهدین خلق، زیرا بسیاری از ایرانیان معتقد بودند که این جنگ دیگر یک جنگ میهنی نیست.
این جنگ خمینی بود. خمینی، به یاد داشته باشید، شعار آزادسازی اورشلیم، از طریق کربلا را و ۸۰٪ تلفات جنگ را داشت. به خصوص آن دهها هزار مینروب که به جبهه جنگ اعزام شدند، پس از سال ۱۹۸۲ آمدند. با این حال، مجاهدین خلق در فرانسه بودند. و بنابراین مجاهدین خلق یک طرح صلح بر اساس توافقنامه الجیز ۱۹۷۵ پیشنهاد دادند که به ایران غرامت میداد و اختلاف بر سر شط العرب را حل و فصل میکرد. و عراق آن را به عنوان مبنایی عملی برای رسیدن به یک توافق مذاکرهای رسما پذیرفت. اما خمینی آن را رد کرد. و بنابراین ماموریت واقعی ما در رفتن به عراق، برقراری صلح در آن درگیری بود زیرا هم مردم ایران و هم مردم عراق و کل منطقه از آن درگیری رنج میبردند. حالا، نکته سوم، اگر اجازه دهید بگویم، مجاهدین خلق شش سال پس از شروع جنگ به عراق رفتند و فعالیتهای نظامی آنها در سال ۱۹۸۷، هفت سال پس از جنگ، آغاز شد. و در تمام آن عملیاتها، مستقل از دولت عراق عمل میکرد و سپاه پاسداران را هدف قرار میداد. و در آخرین حمله خود در ژوئیه ۱۹۸۸، زمانی که مجاهدین خلق ۱۷۰ کیلومتر تا دروازههای شهر زادگاه من، کرمانشاه، نفوذ کردند، تنها به این دلیل خنثی شد که هیچ پوشش هوایی نداشت. حالا به یاد داشته باشید که در کل دوره جنگ ایران و عراق، هیچ یک از طرفین بیش از شاید پنج یا شش کیلومتر به خاک یکدیگر نفوذ نکرده بودند.
مجاهدین خلق ۱۷۰ کیلومتر پیشروی کردند زیرا مردم در روز شهر نزدیک میشدند و من آنها را از بر هستم، خسروی، اسلام آباد، سر پلیس ذهاب، همه آنها با آغوش باز از مجاهدین خلق استقبال کردند.
این تصور که به نوعی طرف مجاهدین خلق عراق در مبارزهاش علیه ایران است، روایتهای تحریف شدهای است که استفاده میشود.
خبرنگار: اما علی، این چیزی است که اکثر ایرانیهای من واقعاً به آن اعتقاد دارند.
و ما در مورد رژیم صحبت نمیکنیم. ما در مورد افرادی صحبت میکنیم که، منظورم این است که من شخصاً بارها این مکالمات را داشتهام.
ما داریم درباره افرادی صحبت میکنیم که نمیتوانند رژیم را تحمل کنند، از رژیم متنفرند، خانوادهشان را زندانی کردهاند یا شاهد کشته شدن مردم بودهاند.
و منظورم این است که شما باید این را بدانید که بارها و بارها، بسیاری از آنها میگویند تنها چیزی که از این رژیم بدتر است، مجاهدین خلق هستند. و تا جایی که به آنها مربوط میشود، شما هر کاری که کردید را انجام دادید. شما طرف صدام حسین را گرفتید.
پس چطور، به آنها چه میگویید؟ چون...
علی صفوی: بله، البته، ایران درست مثل دیگران، درست مثل غربیها، در معرض تبلیغات رژیم ایران قرار دارد.
یادتان هست گوبلز چه گفت؟ دروغی بگویید که به اندازه کافی بزرگ و تکرار شده باشد و تمام دنیا آن را باور کند.
و، اما فکر میکنم حالا سوال این است که با گذشت زمان، با روشنتر شدن حقایق، مردم شروع به درک این میکنند که کل این روایت، روایتی اشتباه است.
و داستان کاملاً متفاوت بود. ما میخواستیم برای ایران، برای جنگ ایران و عراق صلح بیاوریم، زیرا، رهبری مجاهدین خلق در طول جنگ شهرها، صدام حسین را مجبور به توقف شلیک موشک به شهرهای ایران کرد. و آنها موافقت کردند. و در این مورد، صادقانه بگویم، به نظر من، سیاست ما این است.
خبرنگار: آیا فکر میکنید مردم ایران آماده شنیدن این پیام هستند؟
و تا جایی که به آنها مربوط میشود، شما هر حرفی که زدید را زدید. شما طرف صدام حسین را گرفتید.
علی صفوی: خب، من فکر میکنم این واقعیت که مجاهدین خلق، علیرغم همه مصیبتها و رنجها، اعدام اعضا و هوادارانش در قتل عام ۱۹۸۸، و همه موانعی که متأسفانه دولتهای غربی، از جمله دولت بریتانیا، در مسیرشان برای مماشایت با ملاها قرار دادهاند، هنوز برقرار و سالم و قوی است، به نوع حمایتی که در داخل ایران از آن دارند اشاره دارد. چگونه میتوانستیم بدون داشتن پایگاه مردمی در داخل ایران بقا پیدا کنیم؟ چه کسی فعالیتهای ما را تأمین مالی میکند؟
خبرنگار: خب، چه کسی فعالیتهای شما را تأمین مالی میکند؟
علی صفوی: خب، مردم ایران این کار را میکنند. مردم ایران این کار را میکنند. مردم خارج از کشور این کار را میکنند.
خبرنگار: شما در مورد این گروههای مسلح، این گروههای مسلح مجاهدین خلق در محل صحبت میکنید. آنها چقدر با آمریکاییها و اسرائیلیها همکاری نزدیکی دارند؟ شما از گزارشهایی مطلع خواهید شد که نشان میدهد مأموران مجاهدین خلق بودند که به نمایندگی از اسرائیلیها، قتل دانشمندان ایرانی را در دهه ۲۰۱۰ انجام دادند.
هفته گذشته یک کارشناس سابق اطلاعات آمریکا در این گروه بود که میگفت اغلب تیمهای میدانی که برای اسرائیلیها کار میکنند، مجاهدین خلق هستند. آیا منصفانه است که بگوییم گروه شما، این جنگجویان مسلح مجاهدین خلق در این عملیات، در حال حاضر با هماهنگی نزدیک با اسرائیلیها و آمریکاییها کار میکنند؟
علی صفوی: این یک روایت دروغ دیگر است که به عنوان واقعیت پذیرفته شده است. مطلقاً نه. مجاهدین خلق هرگز هیچ نقشی در کشتن دانشمندان ایرانی نداشتهاند.
خبرنگار: اما در این جنگ فعلی، چون شما میگویید تعداد بسیار زیادی از آنها مسلح هستند و در حال جنگ هستند، آیا آنها در هماهنگی نزدیک با اسرائیلیها و آمریکاییها کار میکنند؟
علی صفوی: نه، من فکر میکنم یک چیز.
خبرنگار: نه بخشی از همان جنگ.
علی صفوی: نه، یک چیزی که مجاهدین خلق در این تاریخ ۶۰ ساله به آن شناخته میشود، استقلال آن است. مستقل است. ما هرگز در تاریخ خود چنین چیزی نداشتهایم.
نه مجاهدین خلق و نه هیچ گروهی از ائتلاف شورای ملی مقاومت که این سازمن بخشی از آن هست، هرگز از هیچ دولت خارجی درخواست کمک مالی یا حمایت نظامی نکردهاند. ما هرگز در واقع...
خبرنگار: پس چرا برای اینکه به نوعی افراد اطلاعاتی ما به ما بگویند که مجاهدین خلق یکی از گروههایی است که گاهی با موساد همکاری میکند؟
علی صفوی: خب، بروید و از آنها بپرسید. اما وقتی صحبت از ما میشود، ما اصلاً با هیچ آژانس اطلاعاتی خارجی کار نمیکنیم. باور کنید، اگر حتی یک مدرک، چه از همکاری بین مجاهدین خلق و سرویسهای اطلاعاتی خارجی و چه با عراق در طول سالهای زیادی که در عراق بودند، وجود داشت، تا الان آشکار شده بود.
خبرنگار: موضع شما طرفدار دموکراسی است و میخواهید پس از برکناری رژیم، شاهد انتخابات دموکراتیک در ایران باشید. آیا این درست است؟
علی صفوی: کاملاً. در واقع، در 28 فوریه، پس از کشته شدن خامنه ای، ظرف چند ساعت، شورای ملی مقاومت ایران یک دولت موقت را اعلام کرد که بیش از شش ماه در قدرت نخواهد بود. این شورا انتخابات آزاد و همگانی را برای انتخاب مجلس ملی و تدوین قانون اساسی آینده برگزار خواهد کرد. مطمئنم که طرح 10 مادهای خانم رجوی را دیدهاید، که بسیاری آن را طرح جفرسونی نامیدهاند. ببینید، نکته من این است. ما شصت سال است که این مبارزه تاریخی را آغاز کردهایم، نه برای اینکه قدرت را به دست بگیریم و نه حتی سهمی از قدرت داشته باشیم.
وظیفه ما، همانطور که خانم رجوی بارها و بارها گفته است، مبارزه و فداکاری است تا مردم ایران بتوانند به آزادی دست یابند و حاکمیت به صاحبان اصلی خود که مردم ایران هستند، بازگردد. این بازی ماست. چیزی بیش از این نیست.
خبرنگار: مسئله این است که شما تنها افرادی نیستید که از دولتهای موقت بالقوه صحبت میکنید.
شما آنجا نشستهاید و میگویید که ما نماینده مردم ایران هستیم، یک دولت موقت خواهیم داشت، سپس انتخابات خواهیم داشت و ما نمایندگان واقعی یک ایران دموکراتیک آینده هستیم.
همانطور که میدانید، شخص دیگری که این کار را انجام میدهد، رضا پهلوی، ولیعهد تبعیدی ایران است که در داخل و خارج از کشور تا حدی طرفدار دارد.
آیا او مرد رهبری کشور است؟ گمان میکنم شما میگویید نه. گمان میکنم سوال این است که چرا چنین شکاف بزرگی بین شما وجود دارد؟
علی صفوی:
خب، اول از همه، اجازه دهید حرف شما را با یک نکته توضیح دهم.
ما ادعا نمیکنیم که نمایندگان واقعی مردم ایران هستیم. مردم ایران نماینده خود را از طریق انتخابات آزاد و از طریق صندوق رأی انتخاب میکنند. ما خودمان را میهنپرستانی میدانیم که حاضرند فداکاری کنند و همانطور که توماس جفرسون گفت، درخت آزادی را با خون خود دوباره پربار میکنند. ما همین هستیم. حالا، اینکه آیا فردا مردم ایران به ما رأی میدهند یا نه. این انتخاب آنهاست. اگر به ما رأی ندهند، ما کاملاً راضی هستیم که در نیروی اپوزیسی.م باقی بمانیم.
ما ۶۰ سال است که در اپوزیسیون هستیم. شاید ۶۰ سال دیگر در نیروی اپوزیسیون باشیم. اشکالی ندارد. این نکته اول است.
نکته دوم.، وقتی صحبت از رضا پهلوی میشود، مسئله واقعاً یک مسئله شخصی نیست.
سلطنت در ایران در ۱۰۰ سال گذشته و حتی قبل از آن در دوران سلسله قاجار و حتی در دوران سلسله صفویه، و میدانید، اجداد من هستند، من از سلسله صفویه هستم. اینکه سلطنت در ایران همیشه مترادف با اقتدارگرایی و دیکتاتوری بوده است.
و وقتی صحبت از سلسله پهلوی میشود، به یاد داشته باشید که رضا شاه، پدربزرگ رضا پهلوی، توسط انگلیسیها به تخت سلطنت نشست.
سر ریموند آیرونساید معتقد بود که ایران مرد قوی است و البته رضا پهلوی شاه ایران شد.
و حکومت او چگونه بود؟ او ۳۵٪ از جمعیت ایران، اقلیتهای قومی، کردها، اعراب، بلوچها و غیره را سرکوب کرد.
و سپس در طول جنگ جهانی دوم با هیتلر صمیمی شد و البته سفارت انگلیس یک تلگراف سه حرفی سه جملهای ارسال کرد که اساساً او را از قدرت برکنار و پسرش، محمدرضا، را منصوب کرد.
و محمدرضا کیست؟ خب، شما میدانید، خب، من هم میدانم که ام آی سیکس و سی آی ای با حزب کمونیست ایران و جاسوسان مخفی تبانی کردند تا دکتر مصدق، تنها نخستوزیر منتخب ایران، را سرنگون کنند و شاه را به قدرت بازگردانند.
خبرنگار: این همان کودتای ۱۹۵۳ است که در موردش صحبت خواهید کرد.
علی صفوی: بله، و البته، شاه چه کرد؟ پس میبینید که ایران در تاریخ ۱۰۰ سالهاش، ۵۷ سال شاه و پدرش را داشته، و ۴۷ سال خمینی، خمینی و حالا مجتبی را. چشمانداز ما برای آینده ایران، دیکتاتوری نیست.
خبرنگار: خب، اما او میگوید که به دیکتاتوری علاقهای ندارد. او در مورد سلطنت مشروطه صحبت میکند. او در مورد همهپرسی صحبت میکند که در آن مردم ایران میتوانند بین جمهوری و سلطنت مشروطه یکی را انتخاب کنند.
او میگوید تنها خط قرمزش این است که باید دموکراسی باشد. بنابراین او هم تقریباً همان حرفهای شما را میزند.
و نکته دیگر، البته، این است که او هر چه در موردش فکر میکنید، دارد. او تا حدی طرفدار دارد. منظورم این است که ما با او صحبت کردهایم، باز هم، میدانید، دلایل واضحی در ایران وجود ندارد.
شما نمیتوانید یک نظرسنجی موری ایپساس داشته باشید که دقیقاً به شما بگوید افکار عمومی چه فکر میکند، زیرا این یک رژیم استبدادی است.
اما با این وجود، میدانید، به طور غیرمستقیم، ما با بسیاری از ایرانیان صحبت کردهایم. من با بسیاری از ایرانیان صحبت کردهام، از جمله افرادی که میگویند من سلطنتطلب نیستم. من چپگرا هستم. من هرگز از او خوشم نمیآمد.
افرادی که من میشناسم و قبلاً میگفتند که من نمیتوانم رضا پهلوی را تحمل کنم، اکنون شروع به گفتن چیزهایی مانند این کردهاند که، ببین، ما به یک چهره شاخص نیاز داریم. او چهره شاخصی است که ما داریم.
این بهتر از ملاهاست. و این خوب است. ما میتوانیم با آن کار کنیم.
علی صفوی:
اول از همه، وقتی صحبت از رضا پهلوی میشود، او هرگز از جنایات پدرش فاصله نگرفته است. در واقع، حتی الان هم او پدر و پدربزرگش را ستایش میکند.
الان از ایالات متحده و اسرائیل التماس میکند که به ایران حمله کنند، کدام رهبر ملیگرا که به مردم خودش اهمیت میدهد چنین درخواستی میکند.
و این باعث مداخله بشردوستانه شد. چه نوع مداخله بشردوستانهای؟ هزاران غیرنظامی قبلاً کشته شدهاند. ۱۱۰ کودک مدرسهای در میناب در جنوب ایران کشته شدند.
و بنابراین او مطلقاً هیچ گونه مشروعیتی برای صحبت در مورد آینده ایران ندارد. و علاوه بر این، در ۴۷ سال گذشته، او در داخل ایران چه کرده است؟
ما ۱۰۰۰۰۰ زن و مرد را در کشور از دست دادیم. ما مجبور به تبعید شدیم. و بنابراین نکته من این است که رضا پهلوی نماینده هیچ چیزی نیست. بله، او در مورد دموکراسی صحبت میکند.
خبرنگار: در مورد همه آن ایرانیها چطور؟ در مورد آن ایرانیهایی که در موردشان صحبت میکردم چطور؟ افرادی که میگویند ما او را به عنوان چهره شاخص خود انتخاب خواهیم کرد؟
نکته ای که من اینجا به آن میرسم، میتوانم ببینم که چقدر در مورد این موضوع احساس قوی دارید. میتوانم ببینم که چقدر در مورد سلطنتطلبان، در مورد پاکلوی و غیره احساس قوی دارید. و من میتوانم درک کنم که شما چقدر نسبت به ادعاهایی که علیه سازمان شما مطرح شده است، احساس نگرانی میکنید. اما اینجا یک مسئله وجود دارد، اینطور نیست؟ و آن این است که اپوزیسیون ایران، اپوزیسیون رژیم، به طرز باورنکردنی دچار تفرقه است.
و تا زمانی که شما چنین چیزهایی را در مورد کسی میگویید که نماینده بخش وسیعی است، شاید نه همه، مطمئناً نه شما و پیروانتان، بلکه بخش وسیعی از جامعه ایران و کسی که برخی از ایرانیان اکنون میگویند، حتی افرادی که ضد سلطنت هستند میگویند، خب، میدانید، ما به یک چهره شاخص نیاز داریم.
شاید او باشد. شاید بتوانیم یک گذار به سبک اسپانیایی داشته باشیم. منظورم این است که آیا همه اینها به نفع رژیم سپاه پاسداران نیست که ببیند مخالفان فرضی آنها اینقدر میجنگند؟
علی صفوی: من کاملاً برعکس میگویم. در واقع، میدانید، ایرانیها و نه فقط ما، بسیاری، رضا پهلوی را رضا تفرقه مینامند، که به معنی رضای تفرقهانداز است. مردم ایران، مردم ایران به هیچ وجه نمیخواهند به دوران شاه برگردند. آنها تجربه شاه را دارند. من انکار نمیکنم که برخی افراد ممکن است نوستالژیک باشند، اما این نشان دهنده احساسات غالب مردم ایران نیست.
میتوانم یک سوال ساده بپرسم؟ آنها در ژانویه ۲۰۲۶ کجا بودند، زمانی که سپاه پاسداران مردم ایران را قتل عام میکرد؟ کجا بودند؟ او ادعا نکرده است. او ادعا نکرده است که ۱۰۰ تا ۱۶۰ هزار نفر وجود دارد. آنها کجا هستند؟
اگر این را برعکس کنم، میتوانم بگویم، مجاهدین خلق کجا بودند؟ شما میگویید که این هزاران هزار نفر را دارید. شما از قتل عام جلوگیری نکردید. و با وجود همه این افراد مسلح، شما میگویید که در میدان حضور دارید. شما در سرنگونی رژیم شکست خوردید.
علی صفوی: ما تمام تلاش خود را کردیم. ما فقط در طول ژانویه ۲۰۰۰ نفر را از دست دادیم. و بنابراین، بله، این یک مبارزه سخت است. شما با یک دشمن بسیار قوی و سنگر گرفته روبرو هستید، یک سپاه پاسداران که البته ابزار بسیار پیچیدهای برای سرکوب مردم ایجاد کرده است.
اما ما در حال جنگ در ایران هستیم. مبارزان رضا پهلوی در ایران کجا هستند؟ آیا شما کسی را دیدهاید؟ من کسی را ندیدهام. آیا کسی از آنها بینیاش خون آمده است؟ من کسی را ندیدهام.
بنابراین، من فکر میکنم نشستن در کنفرانس واشنگتن و اعلام موضع به مردم ایران یک چیز است، و حضور در صحنه و مواجهه با مرگ هر روز و هر روز چیز دیگری است. این دو چیز کاملاً متفاوت هستند. و بگذارید به شما بگویم، من در سال ۱۹۷۱ به ایالات متحده آمدم. به پاریس به نوفل لوشاتو زمانی که خمینی آنجا بود رفتم. من آنجا بودم. یک ماه آنجا بودم.
و خمینی همه حرفهای درست را زد، حتی بهتر از رضا پهلوی. او در مورد انقلاب ۱۹۷۹ صحبت نکرد.
خبرنگار :قبل از انقلاب؟
علی صفوی: بله، قبل از انقلاب. و وقتی به ایران رفت، چه کرد؟
او به هر وعدهای که داده بود خیانت کرد. و وقتی مردم از او پرسیدند، چرا این کار را کردی، گفت، در مورد آنچه در پاریس گفتی چطور؟ او گفت، من همه را فریب دادم. او این را به طور علنی گفت.
و بنابراین، مطرح کردن همه این ادعاهای خوب در مورد دموکراسی و غیره یک چیز است و تمایل به پرداخت هزینه برای آن چیز دیگری است.
خبرنگار: ببینید، میتوانیم بحث را اینطور تمام کنیم که ببینیم اوضاع به کجا ختم میشود؟ ما ۱۸ روز جنگ داشتیم. اسرائیلیها و آمریکاییها پیشنهاد دادند که خب، ما فضا را برای یک قیام خیابانی ایجاد خواهیم کرد.
به نظر نمیرسد که این اتفاق افتاده باشد. تمام گزارشهای ما از محل نشان میدهد که رژیم خیابانها را کنترل میکند و در کنترل خیابانها بسیار محتاط است، تا مطمئن شود که هیچ فضایی برای وقوع یک انقلاب خیابانی وجود ندارد. فکر میکنید ماجرا از اینجا به کجا ختم میشود؟
علی صفوی: خب، من فکر میکنم همانطور که در ابتدای بحثمان گفتم و خانم رجوی بارها و بارها گفتند، مسئولیت آزادسازی ایران و مردمش از چنگال این رژیم قاتل فقط و فقط بر عهده مردم ایران و میهنپرستانی است که حاضرند هزینه آن را بپردازند. بله، من با شما موافقم. این یک مبارزه بسیار دشوار است. ما این را میدانیم. ما ۴۷ سال است که درگیر سختیها و مشکلات آن هستیم، با همه شکستها، با همه موفقیتها، با همه دردها، با همه لبخندها. بله، این یک مبارزه بسیار دشوار است. و این مسئولیت ماست. این بدان معناست که ما باید بیشتر کار کنیم. ما باید بیشتر فداکاری کنیم. باید بیشتر سازماندهی کنیم.
خبرنگار: فداکاری بیشتر، تعداد بیشتری کشته خواهند شد.
علی صفوی: ما بیشتر فداکاری خواهیم کرد. مردم ما، جان ما. هیچ کس آزادی را در سینی نقره به شما نخواهد داد. هیچ کس، هیچ کس. مردم بریتانیا در زمان هیتلر رنج زیادی کشیدند، اما آنها حاضر بودند هزینه آن را بپردازند. در زمانی که هیچ کس فکر نمیکرد هیتلر شکست بخورد، این بود که...
خبرنگار پس شما میگویید که فقط باید اوضاع را به حالت عادی برگردانیم؟ آیا میگویید که برای سرنگونی رژیم باید در ایران جنگ و خشونت وجود داشته باشد؟
علی صفوی: خب، میدانید، جان کندی زمانی گفت، کسانی که انقلاب مسالمتآمیز را غیرممکن میکنند، انقلاب خشونتآمیز را اجتنابناپذیر میکنند. تاریخ آمریکا این را دارد. تاریخ فرانسه این را دارد.
خبرنگار: آیا از تهدید یک جنگ داخلی که از هم بپاشد نمیترسید؟
علی صفوی: نه، ما نمیدانیم. چرا؟ زیرا مردم ایران از هر مذهب، نژاد یا قومیتی که باشند، برای سرنگونی ملاها متحد شدهاند.
خبرنگار: باشه، اما شما میگویید که باید در ایران قیام مسلحانه صورت بگیرد.
علی صفوی: باید هم همینطور باشد. بله. و مردم ایران در مواجهه با این موضوع چه کاری میتوانند انجام دهند، میدانید، همین سه روز پیش، احمدرضا رادان، رئیس نیروهای امنیتی دولت، گفت که هر کسی که به خیابان بیاید، به او شلیک خواهیم کرد. پس شما چه میکنید؟
خبرنگار: متوجه شدم.
علی صفوی: خب، شما باید اراده کنید و باید آماده باشید که برای آزادی خود بجنگید و آن اتفاق خواهد افتاد. مطمئنم که باید صبور بود.
خبرنگار: سوال اصلی این است که آیا شما اساساً طرفدار جنگ هستید؟ آیا فکر میکنید جنگ باید متوقف شود؟
علی صفوی: خب، ما از همان ابتدا گفتیم که جنگ پاسخ خروج ایران نیست. جنگ هرگز نبوده است.
در عراق نبود. در لیبی نبود. و در ایران هم نخواهد بود. من فکر میکنم یک چیزی که از طرف ایالات متحده و اروپا بسیار مؤثرتر خواهد بود این است که بگوییم، این رژیم باید برود و ما حمایت سیاسی خود را از سازمانیافته برای پیشبرد پیشروی خود به سوی آزادی اعلام می کنیم.
خبرنگار: شما دوست دارید عملیات ایران و آمریکا به زودی پایان یابد.
علی صفوی: این به دولت آمریکا، دولت ایالات متحده بستگی دارد که تصمیم بگیرد. اما چیزی که من میگویم این است که باید مردم ایران به رسمیت شناخته شوند تا آیندهای دموکراتیک داشته باشند. و من با اپوزیسیون سازمانیافته به توافق خواهم رسید.
این علی صفوی از شورای ملی مقاومت ایران بود. این برای امروز است. فردا با مطالب بیشتری برمیگردیم.
تلگراف لندن - نویسنده:رولاند اولیفانت، تحلیلگر ارشد امور خارجه. اختر ماکویی
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7