۱۴۰۵ تیر ۵, جمعه

نوحه‌های عاشورای حسینی؛ مجاهدم به نامم افتخار می‌کنم / ای گردانها به‌پا...



                 نوحه‌های عاشورای حسینی؛ مجاهدم به نامم افتخار می‌کنم / ای گردانها به‌پا...

                              نوحه عاشورای حسینی - مجاهدم به نامم افتخار می‌کنم، به‌جرم ناتمامم افتخار می‌کنم


نوحه عاشورای حسینی - ای گردانها به‌پا

نوحه عاشورای حسینی: حسین، حسین، حسین، حاضر حاضر حاضر

نوحه عاشورای حسینی - ترکی



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



کشورهای عربی خلیج‌فارس: مهار برنامه موشکی و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی شرط صلح پایدار است



      کشورهای عربی خلیج‌فارس: مهار برنامه موشکی و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی شرط صلح پایدار است


وزیران خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس در پایان نشست مشترک با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اعلام کردند که دستیابی به صلح و ثبات پایدار در منطقه مستلزم مقابله با برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی است.

در بیانیه مشترک این نشست آمده است که تهدیدهای ناشی از موشکهای بالستیک، پهپادها و حمایت جمهوری اسلامی از گروه‌های نیابتی باید به‌طور کامل مورد رسیدگی قرار گیرد تا امنیت پایدار در منطقه برقرار شود.

وزیران خارجه این کشورها هم‌چنین تأکید کردند که هرگونه تجارت و سرمایه‌گذاری با جمهوری اسلامی، مشروط و قابل بازگشت خواهد بود و ادامه آن به پایبندی تهران به تفاهم‌نامه و توافق نهایی با آمریکا، توقف اقدامات بی‌ثبات‌کننده و فراهم شدن شرایط لازم برای همکاریهای اقتصادی بستگی دارد.

شورای همکاری خلیج‌فارس متشکل از شش کشور عربستان سعودی، قطر، عمان، بحرین، امارات متحده عربی و کویت است. بسیاری از این کشورها در جریان جنگ ۴۰ روزه، هدف حملات موشکی و پهپادی رژیم ایران قرار گرفتند. مارکو روبیو نیز پس از پایان این نشست اعلام کرد که ایالات متحده در هرگونه توافق با جمهوری اسلامی، منافع و نگرانی‌های کشورهای متحد خود در منطقه را مدنظر قرار خواهد داد.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

دستگیری یک تبعه ایرانی مرتبط با سپاه پاسداران، مظنون به حملات هکری به زیرساخت‌های آمریکا توسط پلیس مونته‌نگرو



دستگیری یک تبعه ایرانی مرتبط با سپاه پاسداران، مظنون به حملات هکری به زیرساخت‌های آمریکا توسط پلیس مونته‌نگرو

به گزارش رویترز؛ مونته‌نگرو اعلام کرد پلیس این کشور و اداره تحقیقات فدرال آمریکا اف‌ بی ای یک تبعه ایرانی را که در ارتباط با سپاه پاسداران است و مظنون به حملات هکری به زیرساخت‌های آمریکا است، دستگیر کرده است. این حملات ۳ میلیارد دلار و ۴۰۰ میلیون دلار خسارت وارد کرده است

به گزارش رویترز این مرد ۳۹ ساله با تابعیت دوگانه ایرانی و ترکیه‌ای توسط دادگاه منطقه‌یی جنوبی نیویورک به اتهام توطئه برای کلاهبرداری رایانه‌ای، هک و سرقت هویت تحت تعقیب است.

بیانیه پلیس مونته‌نگرو اعلام کرد فرد دستگیر شده از سال ۲۰۱۳ به بعد حملات هکری گسترده‌یی را به بیش از ۱۵۰ دانشگاه در آمریکا انجام داده است. داده‌های به دست آمده از حملات هکری این فرد به نفع سپاه پاسداران و سایر نهادهای رژیم ایران مورد استفاده قرار گرفته است.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



تاسوعای حسینی؛ سوگند هر مجاهد، هیهات مناالذله «اشرف۳»+ فیلم وتصاویر



تاسوعای حسینی؛ سوگند هر مجاهد، هیهات مناالذله «اشرف۳»

سوگند هر مجاهد - هیهات مناالذله

سوگند هر مجاهد - هیهات مناالذله









فیلم مراسم 

با سرور شهیدان اشرف حاضر در میدان

خون حسین می جوشد مجاهد می‌خروشد

سوگند هر مجاهد هیهات مناالذله

مرگ بر اصل ولایت فقیه زنده باد ارتش آزادی

مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



طوبی حق شنو: پاریس، کهکشانِ ۲۰ ژوئن؛ تجلی أراده یک ملت

 

طوبی حق شنو: پاریس، کهکشانِ ۲۰ ژوئن؛ تجلی أراده یک ملت

۲۰ ژوئن ۲۰۲۶، پاریس؛ روزی که قرار بود قلب اروپا شاهد گردهمایی عظیم صد هزار ایرانی آزادیخواه باشد. روزی که قرار بود کهکشانی از انسان‌های آزاده، از چهار گوشه جهان، در کنار هم بایستند و با صدایی واحد فریاد بزنند: نه به هر نوع دیکتاتوری؛ نه شاه، نه شیخ.

آن روز صرفاً یک تجمع سیاسی نبود؛ تجلی اراده ملتی بود که دهه‌ ها زیر چکمه‌های استبداد زیسته، زخمی شده، اما هرگز تسلیم نشده است.

سیل خروشانی از ایرانیان آزادیخواه آمده بودند تا یاد شهیدان راه آزادی و تمامی جان‌ باختگانِ راه میهن را گرامی بدارند؛ آمده بودند تا صدای زندانیان سیاسی، صدای مادران و پدران دادخواه، صدای اعدام‌ شدگان و شکنجه‌ شدگانی باشند که پیش از رفتن، رسالتی تاریخی را بر دوش نسل امروز گذاشتند.

ما از سراسر جهان آمده بودیم؛ با خستگی راه، با رنج فاصله‌ها، اما با قلب‌هایی سرشار از ایمان. نه برای منفعت شخصی، نه برای جاه طلبی سیاسی، بلکه برای یک حقیقت بزرگ:

عشق. عشق به ایران، عشق به آزادی. عشق به آرمانی که انسان در برابر آن خود را مسئول می‌داند.

دو ماه پیش از این گردهمایی، مجوز رسمی برگزاری از سوی دولت فرانسه صادر شده بود. اما تنها یک روز مانده به برگزاری، مجوز لغو شد. بهانه، مسائل امنیتی بود؛ احتمال درگیری، تهدید به بمب‌گذاری، خطر آشوب.

اما پرسش همچنان پابرجاست: اگر تهدیدی وجود دارد، وظیفه پلیس تأمین امنیت است یا لغو حق اعتراض؟

این تصمیم، در نگاه بسیاری صرفاً یک اقدام اداری نبود؛ نشانه ای دیگر از همان سیاست مماشاتی است که سال‌هاست آزادیخواهان نسبت به آن هشدار داده‌اند. همان زدوبندهای پنهان، همان سازش‌های آلوده‌ای که بوی تعفن‌ شان از مرزها فراتر رفته است.

غرب بار دیگر گمان کرد می‌تواند صدای مقاومت را در گلو خفه کند. اما غافل بود. غافل از آن‌ که ما بیدی نیستیم که با این بادها بلرزیم.

آنها خواستند ما را محدود کنند؛
اما ما منتشر شدیم. آنها خواستند ما را محاصره کنند؛ اما ما تکثیر شدیم.

آنها خواستند یک کهکشان را خاموش کنند؛ اما ما چندین کهکشان در چندین نقطه پاریس ساختیم.

ما محدود نشدیم؛ ما منتشر شدیم.

پاریس آن روز فقط یک شهر نبود؛ میدان نبرد اراده‌ها بود. در یک سو، قدرت، سرکوب، محاصره و باتوم ایستاده بود؛ و در سوی دیگر، انسان‌هایی بی‌ سلاح اما مجهز به آگاهی، ایمان و اراده. پلیس ما را محاصره کرد. تعدای را بازداشت کرد. برخی را مورد ضرب و شتم قرار داد. اما مگر می‌توان اندیشه را دستگیر کرد؟ مگر می‌توان آرمانی را که از آگاهی و ایمان زاده شده خاموش کرد؟ هرگز.

زیرا آنچه مبارزه را پیش می‌برد صرفاً جسم فیزیکی نیست؛ تفکر و ایده است.
جسم را می‌توان زندانی کرد، اما اندیشه را نه.
جسم را می‌توان زخمی کرد، اما آرمان را نه.
جسم را می‌توان کشت، اما ایمان را نه.

اگر آن‌ گونه که شاه و شیخ ادعا می‌کنند، مجاهدین عددی نیستند و پایگاه مردمی ندارند، پس این همه هراس برای چیست؟ این همه سانسور برای چیست؟
این همه شیطان‌سازی برای چیست؟
این همه فیلم، کلیپ، کتاب و ماشین تبلیغاتی برای چیست؟ چرا حتی یک گردهمایی مردمی در قلب اروپا باید چنین حجم عظیمی از توطئه، فشار و تخریب را برانگیزد؟ پاسخ روشن است؛

زیرا دشمنان آزادی بهتر از هر کس وزن واقعی این مقاومت را می‌شناسند. آنان می‌دانند با جریانی گذرا روبه رو نیستند؛ با مقاومتی سازمان‌ یافته روبه رو هستند که بهای سنگینی پرداخته، حافظه تاریخی دارد و توانسته خود را به‌ عنوان آلترناتیوی جدی در برابر استبداد مذهبی تثبیت کند. آنها از جسم نمی‌ترسند، از فکر می‌ترسند. از اندیشه‌ ای می‌ترسند که انسان را از بی‌ تفاوتی به مسئولیت می‌رساند.

و این همان پرسشی است که وجدان هر انسان آزاده را به چالش می‌کشد:

اگر ما انسانیم، چگونه می‌توانیم در برابر این همه بی‌عدالتی سکوت کنیم؟
اگر آزادی را برای خود و هموطنانمان می‌خواهیم، چگونه می‌توانیم در برابر سرکوب، شکنجه و اعدام بی‌تفاوت بمانیم؟
چگونه می‌توان انسان بود اما برای کرامت انسانی ارزشی قائل نشد؟

چگونه می‌توان باران بود و نبارید؟
چگونه می‌توان طوفان بود و نغرید؟
چگونه می‌توان عاشق بود و عشق نورزید؟

آزادی با آرزو به دست نمی‌آید. آزادی بها می‌خواهد. رنج می‌خواهد. فدا می‌خواهد.

باید ایستاد. باید عصیان کرد. باید غرید. گاهی باید کفش آهنین پوشید و به راه افتاد.

۲۰ ژوئن حقیقتی بزرگ را به جهان نشان داد: مبارزه برای آزادی پیر و جوان نمی‌شناسد. در آن روز جوانان، نوجوانان، زنان، مردان و حتی آنان که با وجود بیماری و کهولت سن به پاریس آمده بودند، به دنیا نشان دادند که مبارزه برای آزادی انتخابی آگاهانه است. آنان آموخته‌ اند شادی و رنجشان را با هم قسمت کنند؛ خسته نشوند، بلکه دشمن را خسته کنند.

در آن روز ما صدای خود را به فریادی تبدیل کردیم که از پاریس تا تهران طنین انداخت. و این همان هدفی بود که از ابتدا داشتیم.

همان‌گونه که آقای مسعود رجوی خطاب به ایرانیان حاضر در پاریس گفتند:

«شما با وفا و پرداخت بها، از شر کثیر خیر عظیم درو کردید.»

این جمله، معنای واقعی دستاورد ۲۰ ژوئن است. دشمن می‌خواست این روز را به شکست تبدیل کند. اما همان فشارها، همان محدودیت‌ ها و همان سرکوب‌ ها، نتیجه‌ای معکوس داد. صدای مقاومت رساتر شد. أراده ها پولادین‌ تر شد. عزم ها راسخ‌ تر شد.

و آن‌ گونه که آقای رجوی گفتند:

«راستی که تاریخ ایران به خود می‌بالد.»

آری؛ تاریخ ایران به فرزندانی می‌بالد که در برابر ظلم سر خم نمی‌کنند. به آنان که از مقاومت آموخته‌اند:

خستگی معنا ندارد. نا امیدی معنا ندارد. باید همیشه نوک قله بود. عقب نشینی معنا ندارد. هر حمله دشمن، ما را یک گام به جلو پرتاب خواهد کرد. امروز بیش از هر زمان دیگر مصمم هستیم.

ما این زنجیره انسانی را به سراسر جهان گسترش خواهیم داد و تا روزی که حق خود را از حلقوم جنایتکاران فاسد حاکم بر ایران بازستانیم، از پا نخواهیم نشست. زیرا حقیقتی هست که دشمن هرگز نخواهد فهمید. می توان خیابانی را بست. می توان جمعیتی را پراکنده کرد. می توان تظاهراتی را لغو کرد. اما هرگز نمی‌توان ملتی را که تصمیم گرفته آزاد شود، متوقف کرد. فردا از آنِ کسانی است که ایستادگی می‌کنند. فردا از آنِ کسانی است که بهای آزادی را می‌پردازند. فردا از آنِ کسانی است که تسلیم نمی‌شوند؛

 از آنِ ماست پیروزی.
از آنِ ماست فردا.

و من آن روز آنجا بودم. در قلب پاریس.
در میان کهکشانی که خواستند خاموشش کنند و نتوانستند.
من با چشمان خود دیدم که چگونه می‌توان خیابان‌ها را بست، اما نمی‌توان مسیر تاریخ را بست.
من لمس کردم که مقاومت فقط یک واژه نیست؛ تپش قلب انسان‌هایی است که آزادی را انتخاب کرده‌اند، حتی به بهای جان خویش.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



مینو همیلی: لغو یک‌روزه گردهمایی پاریس؛ تصمیم امنیتی یا سایه‌ی مذاکرات با تهران

 

مینو همیلی: لغو یک‌روزه گردهمایی پاریس؛ تصمیم امنیتی یا سایه‌ی مذاکرات با تهران

گردهمایی سالانه مجاهدین در پاریس، در حالی که دو ماه پیش مجوز رسمی دریافت کرده بود، تنها یک روز پیش از برگزاری ممنوع شد! این تصمیم پرسش‌های جدی حقوقی و سیاسی را مطرح می‌کند.

فرانسه، که خود را «مهد حقوق بشر»، آزادی بیان و آزادی اجتماعات می‌داند، بر اساس چه معیارهایی چنین تصمیمی گرفته است؟ چرا مجوز دو ماه پیش صادر شد و لغو آن در آخرین لحظه بر چه مبنای حقوقی استوار است؟ آیا با دیگر گروه‌های سیاسی در این کشور نیز چنین برخوردی صورت گرفته است؟ اگر نه، این تبعیض چگونه با اصول برابری در برابر قانون و آزادی فعالیت سیاسی قابل جمع است؟

جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته، محدود کردن فعالیت مجاهدین را یکی از مطالبات ثابت خود در روابط با دولت‌های غربی قرار داده است. آمریکا زمانی برای خوش خدمتی به رژیم تهران، نام این سازمان را در لیست تروریستی قرار داد. آیا همزمانی این تصمیم با مذاکرات و تلاش برای رسیدن به توافق با تهران، صرفاً یک تصادف است؟

اگر کشورهای غربی مدعی دموکراسی هستند، آزادی اجتماعات و حقوق سیاسی نباید مشروط به رضایت حکومت‌هایی باشد که خود ابتدایی‌ترین حقوق مخالفانشان را به رسمیت نمی‌شناسند.

امروز موضوع، موافقت یا مخالفت با مجاهدین نیست، موضوع، پایبندی به اصولی است که دموکراسی‌های غربی مدعی دفاع از آن هستند.

آزادی بیان و آزادی اجتماعات، زمانی ارزش دارند که از حق مخالفان نیز دفاع کنند، وگرنه دموکراسی به امتیازی مشروط تبدیل می‌شود که دولت‌ها آن را متناسب با منافع روز خود اعطا یا سلب می‌کنند.

 



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



گرامیداشت عاشورای حسینی - ۱۴۰۵ - سخنرانی مریم رجوی


گرامیداشت عاشورای حسینی - ۱۴۰۵  - سخنرانی مریم رجوی 

مریم رجوی: در ایام قیام امام حسین، تصاویر شهیدان قیام دیماه را بر ضد یزید زمانه در همه جا بالا ببرید  . 

سلام بر تو، ای خون خدا و فرزند خون او! ای خون جاری دوران، ای خون جوشان در رگ‌های عدالت و ای یگانه بی‌همتا سلام برتو و بر آن جانهایی که در آستانت فرود آمدند و با تو تا مرز جاودانگی همسفر شدند.
ای فروغ‌های جاودان و خاموش‌نشدنی آن غروب خونین!
سلام بر شما از ژرفای دل ما، سلامی که پایان نمی‌پذیرد تا آن دم که نفس در سینه داریم و تا آنگاه که شب و روز در رفت و آمد است.
روز شهادت امام حسین برای ما هم روز سوگ عظیم است به‌خاطر از دست دادن پیشوای آرمانی و تاریخی‌مان؛ و هم روز درخشش یک الگوی جاودان برای انقلاب و برای رهایی است.
پیام او فدای حداکثر برای شکستن بن‌بست‌هاست. خلقی که به این پیام رو می‌آورد و از بها پرداختن دریغ نمی‌کند، شکست ناپذیر می‌شود و موانع را از سر راه برمی‌دارد.
آخوندها، شاهان و حاکمان ستمگر در هر دوره‌یی بسیار کوشیده‌اند که پیام عاشورا را مسخ کنند و روح شورش و خون‌خواهی و آزادی‌طلبی را از آن بگیرند. اما قیام حسین علیه‌السلام وجدان حق‌طلبی و ظلم‌ستیزی در جامعه بوده و هست از نسل‌های دوردست تا امروز.
عاشورا که در عواطف توده‌های مردم ما عمیقاً رسوخ کرده، سرمایه مبارزاتی، انسانی و معنوی جامعه و ملت ماست. سرمایه بشریت در زنجیر و تشنه عدالت و آزادی است. سرمایه‌یی است همیشه جوشان. سرمایه‌یی است که زوال نمی‌پذیرد و گرد شاه و شیخ بر آن نمی‌نشیند.
این نسل‌های پی‌درپی که در برابر دیکتاتوری سرخم نمی‌کنند، این قیامهای ادامه‌دار، این عزم خروشان برای به‌دست آوردن آزادی که با هیچ سرکوب و کشتاری فروکش نمی‌کند، همه الگوی حماسه جاودان حسین‌ (ع) را پیشاروی خود دارند.
همه از کربلا سرمشق گرفته‌اند که آری با فداکاری می‌توان سد ظلم و استبداد را درهم شکست و می‌توان تعادل‌قوای نابرابر را دگرگون کرد برای جامعه ایران، عاشورای حسینی به‌طور تاریخی، الگوی زنده پایداری در سختی و داغ و درد است.
الهام ایستادگی در برابر «جبار گردن‌کشی» است که به‌قول امام حسین "بر ضعیف سخت‌گیر است و فرمانروایی است که خدا را نمی‌شناسد”. همان جبار گردن‌کش، این دشمن خدا و خلق که در ماه دی هزاران جوان و نوجوان را به‌قتل رساند، مجروحان را روی تخت بیمارستان هدف قرار داد و خیابان‌ها را با خون فرزندان ایران رنگین کرد.
اما مادران و پدران داغ‌دار، خاکسپاری هر شهید را به مراسم تجدید عهد و ادای سوگند برای ادامه راه‌شان بدل کردند. این راه و رسمی است که از عاشورا جوشیده و زینب کبری آن را پایه‌گذاری کرده است.
نفرین مادران داغ‌دار و لعنت تاریخ بدرقه کننده خامنه‌ای شد که حکومت‌اش را با کیسه‌های سیاه پرخون به پایان برد. حالا پسر او که همدستش در همان کشتار بود، به اعدام‌های ضحاک‌وار روزانه پناه برده است.
اما هر شهیدی که به خاک می‌افتد و هر سری که بالای دار می‌رود، بذری است که از آن، درخت آزادی می‌روید. هشت مجاهد خلق و دهها شورشگر قیام که در هفته‌های اخیر سربه‌دار شده‌اند، در امتداد نبرد کربلا به میدان آمده‌اند.
سخنان‌شان در بی‌دادگاهها را بشنوید که می‌گویند برای براندازی ولایت فقیه به‌پا خاسته‌اند، وصیت‌نامه‌ها و پیام‌هایشان را بخوانید، سرودخوانی‌شان در قتل‌گاه قزل‌حصار در آستانه حلق‌آویز را گوش کنید.
این قطره، قطره خونهای به زمین ریخته در عاشوراست که باز به حرکت درآمده است. آنها نمرده‌اند. بلکه امیدهای زنده مردم سرکوب‌شده‌اند. آنها نمرده‌اند. بلکه جنگاور و خروشان در صف اول قیام‌ها باز می‌آیند. باشد که روز بزرگ دادخواهی فرا برسد.
به قول مسعود «به راستی که اگر سیدالشهدا تماماً و مطلقاً بر هر چه ستمگری و مانع کمال انسان، شوریده است پس قصاص خون او را فقط آن هنگام می‌توان باز پس گرفته دانست که فرا راه کمال بشری هیچ دست‌انداز ستم‌گرانه‌یی نبوده و همواری اجتماعی تکامل، به‌غایت تأمین شده باشد».

باشد که هموطنان‌مان به‌ویژه جوانان دلیر، یاد شورشگران و مجاهدان سربه‌دار و یاد یاران شهید خود در قیام دی را در ایام قیام امام حسین گرامی بدارند.
باشد که عکس شهیدان قیام را در هر کجا که می‌توانند بر ضد یزید زمانه، نصب کنند، باشد که عزاداران حسینی، امسال فریاد خشم و انتقام شهیدان قیام دی و مجاهدان سربه‌دار باشند و از آه مادران، سوز دل داغ‌دیدگان و فریاد زندانیان تحت شکنجه توفان خروشان قیام را به حرکت درآورند.

برگرفته از سایت مریم رجوی



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



بیانیه کمیته فرانسوی برای یک ایران دموکراتیک - احضار شرم‌آور مجاهد خلق و از اعضای شورای ملی مقاومت ایران بهزاد نظیری توسط پلیس فرانسه و تشکیل پرونده علیه او- سخنگوی مطبوعاتی مجاهدین



بیانیه کمیته فرانسوی برای یک ایران دموکراتیک  - احضار شرم‌آور  مجاهد خلق و از  اعضای شورای ملی مقاومت ایران بهزاد نظیری توسط پلیس فرانسه و تشکیل پرونده علیه او سخنگوی مطبوعاتی مجاهدین








احضار شرم‌آور بهزاد نظیری توسط پلیس فرانسه و تشکیل پرونده علیه او که چرا قبل از نتیجه دادگاه پیشاپیش صدهزار تظاهر کننده در پاریس را به جای خودشان برنگردانده است! . مجاهد خلق بهزاد نظیری از اعضای شورای ملی مقاومت ایران ۲ ماه پیش از سوی کمیته بین‌المللی برگزار کننده تظاهرات آن را به ثبت داده و درخواست برگزاری را امضا کرده بود.

بیانیه کمیته فرانسوی برای یک ایران دموکراتیک از سوی شخصیتهای برجسته سیاسی در فرانسه شامل آندره شاسین، ژیلبر میتران، فرانسوا لوگاره، ژان پیر برار و دومینیک آتیاس رئیس هیأت مدیره وکلای اروپایی

آندره شاسین کاندیدای پیشین ریاست مجلس ملی فرانسه و نماینده افتخاری کنونی در پارلمان، ژیلبر میتران رئیس بنیاد دانیل میتران «فرانس لیبرته»، ژان پیر برار رئیس کمیته فرانسوی ایران دموکراتیک و ژان فرانسوا لوگاره شهردار پیشین منطقه یک پاریس و رئیس کنونی بنیاد مطالعات خاورمیانه، هستند.

بیانیه کمیته فرانسوی برای ایران دموکراتیک: ممنوعیت تظاهرات علیه اعدام در ایران و احضار بهزاد نظیری رسواکننده و شرم‌آور است و تمامی مدافعان آزادی و حقوق‌بشر را شوکه کرده است.

بیانیه: لغو تظاهرات علیه رژیم رکورد دار اعدام که در قیام دیماه هزاران نفر را به‌قتل رسانده و اخیراً دهها زندانی سیاسی از جمله اعضای مجاهدین و بازداشت شدگان قیام را اعدام کرده، مایه ننگ دموکراسی ماست.

بیانیه: اعلام ممنوعیت، چند ساعت پس از گفتگوی وزیر خارجه فرانسه و وزیر خارجه رژیم ایران، نگرانی عمیق ما را نسبت به حراج ارزش‌های فرانسه در برابر فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران برمی‌انگیزد.

بیانیه: خطراتی که به‌عنوان تهدید علیه امنیت عمومی مطرح شده‌اند، چیزی جز بهانه نیستند. صدها تظاهرات کوچک و بزرگ سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران در شهرهای مختلف اروپا و آمریکای شمالی که ما گاه در برخی از آنها شرکت داشته‌ایم همواره در آرامش، نظم و امنیت کامل برگزار شده‌اند، موضوعی که پرفکتور پلیس پاریس نیز آن را تأیید می‌کند.

بیانیه: پرفکتور پلیس از طریق تماس‌ها، رایزنیها و مکاتبات متعدد، با برگزاری تظاهرات ۲۰ ژوئن در میدان ووبان موافقت کرده بود و در نشست ۱۵ ژوئن نیز برگزار کنندگان تمامی جزئیات را با یکی از مقامات ارشد پرفکتور هماهنگ کرده بودند.

بیانیه: این ممنوعیت شامگاه ۱۸ ژوئن، یعنی تنها یک روز کاری پیش از برگزاری تظاهرات، اعلام شد؛ در حالی که دهها هزار شرکت‌کننده از ایالات متحده آمریکا، کشورهای اسکاندیناوی و بسیاری دیگر از کشورهای جهان، راهی پاریس شده بودند.

بیانیه: استقرار گسترده نیروهای پلیس در میدان ووبان و خشونتی که علیه افرادی اعمال شد که برای شرکت در این تجمع مسالمت‌آمیز آمده بودند، بی‌آبرویی و ننگی برای فرانسه است، بهایی که در ازای سیاست مماشات با دیکتاتوری حاکم بر ایران پرداخت شده است.

بیانیه: احضار آقای بهزاد نظیری توسط پلیس فرانسه و تشکیل پرونده علیه او، به این دلیل که نتوانسته در آخرین لحظات و در شرایطی که خود پرفکتور ایجاد کرده بود، از برگزاری تظاهرات در میدان ووبان جلوگیری کند، نمونه دیگری از تسلیم و تبعیت در برابر رژیم ایران است.

بیانیه: آقای نظیری که ما او را شخصاً می‌شناسیم، عضو شورای ملی مقاومت ایران و نماینده این شورا نزد سازمانهای مدافع حقوق‌بشر در مقر ملل متحد در ژنو و یکی از متعهدترین و فعال‌ترین مدافعان حقوق‌بشر است.

او در صدها کنفرانس و مصاحبه جنایات رژیم ایران را افشا و به یاری زندانیان و قربانیان شکنجه شتافته است.

بیانیه: ما مفتخریم که بهزاد نظیری را در کنار خود داریم و در هر گونه روند و پیگرد قضایی در کنار او خواهیم ایستاد؛ زیرا زندگی او گواه تعهدی پایدار و بی‌وقفه در خدمت حقوق‌بشر و عدالت بوده است.

بهزاد نظیری در سال ۱۳۶۱، زمانی که خبرنگار خبرگزاری فرانسه در تهران بود، بازداشت و به ۸ سال زندان محکوم شد. خواهرش گیتی که خبرنگار تلویزیون بود، در سال ۱۳۶۱ اعدام شد.

بیانیه کمیته فرانسوی برای یک ایران دموکراتیک: بهزاد نظیری در سال ۱۳۶۴ موفق به فرار از زندان شد، اما پدرش در تلافی به‌جای او بازداشت و به مدت ۵ سال زندانی شد.

سخنگوی مطبوعاتی مجاهدین: یکی از جرایم دکتر یحیی نظیری (پدر بهزاد) از نظر قضاییه جلادان، استقبال از برادر مجاهد مسعود رجوی در بالکن زندان قصر در زمان آزادی در ۳۰ دی ۱۳۵۷ بود. او به‌نمایندگی از پدر طالقانی برای استقبال آمده بود.

سخنگوی مطبوعاتی مجاهدین: زنده‌یاد دکتر نظیری استاد حقوق در دانشگاه تهران و معاون وزیر کشاورزی در دولت بازرگان پس از انقلاب ضدسلطنتی بود.سخنگوی مطبوعاتی مجاهدین: روز چهارشنبه سوم تیر پس از انجام بازجویی از بهزاد نظیری، دادستان برای او تاریخ دادگاه و محاکمه در ۱۰ فوریه ۲۰۲۷ برابر با ۲۱ بهمن ۱۴۰۵ معین کرد. این حیرت‌انگیز است.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



۱۴۰۵ تیر ۴, پنجشنبه

امین باقری: چگونه پلیس فرانسه یکی از مهم‌ترین پیام‌های تظاهرات را با باتوم و بازداشت اثبات کرد: سرکوبِ نیروی مستقل!

 


امین باقری: چگونه پلیس فرانسه یکی از مهم‌ترین پیام‌های تظاهرات را با باتوم و بازداشت اثبات کرد: سرکوبِ نیروی مستقل!

آن‌ها می‌خواستند از شکل‌گیری یک تجمع ۱۰۰ هزار نفری جلوگیری کنند؛ اما ناخواسته همان عدد را به یک نماد تبدیل کردند. اگر قرار بود ۱۰۰ هزار نفر در یک میدان جمع شوند، با حمله پلیس، آن میدان به صدها نقطه در سراسر پاریس تقسیم شد. آنچه قرار بود یک تظاهرات بزرگ باشد، به نوعی به «صد هزار تظاهرات» تبدیل شد. این همان منطقی است که سال‌ها پیش در استراتژی «هزار اشرف» صورت‌بندی شد: در عصر سرکوب، بقای یک جنبش فقط در تمرکز نیست، در توانایی تکثیر است. یک خیابان را می‌توان بست، یک میدان را می‌توان محاصره کرد، یک مجوز را می‌توان لغو کرد؛ اما ایده‌ای که تکثیر شده باشد، با جابه‌جایی جغرافیا از میان نمی‌رود. درست در همان نقطه‌ای که قدرت تصور می‌کند حضور را متوقف کرده، جنبش شکل تازه‌ای از حضور را آغاز می‌کند. این رخداد را نباید یک واکنش لحظه‌ای یا اتفاقی دانست. جنبشی که چهل‌وپنج سال در برابر اعدام، زندان، تبعید، ترور، شیطان‌سازی، عملیات امنیتی و معامله‌های سیاسی دوام آورده، اگر منطق سرکوب و واکنش قدرت را نمی‌شناخت، بارها از میان رفته بود. بقای چنین جریانی با شانس توضیح داده نمی‌شود؛ محصول شناخت دشمن، شناخت زمین بازی و توانایی تبدیل ضربه به فرصت است. در همین‌جاست که اندیشه مسعود رجوی درباره «تکثیر» معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. بقا در این نگاه، حفظ یک نقطه، یک قرارگاه یا یک تجمع نیست؛ بقا یعنی رسیدن به مرحله‌ای که ضربه دشمن، به جای حذف جنبش، خود به عامل گسترش آن تبدیل شود. قدرت می‌تواند یک شکل از حضور را بزند، اما اگر رهبری، سازمان و ایده توان تکثیر داشته باشند، همان ضربه، شکل تازه‌ای از حضور می‌سازد. قدرت یک جنبش صرفا در تعداد نیروهای حاضر در یک میدان نیست؛ در توانایی حفظ معنا پس از ضربه است. انتخاب زمان، شعار، نماد و حتی شیوه بروز اعتراض، اگر بر پایه نگاه راهبردی نباشد، در برابر دستگاه‌های پیچیده سرکوب فرومی‌ریزد. اما وقتی یک جنبش همزمان برای تظاهرات، نشست سیاسی تراز ا‌ول، مقابله حقوقی با دولت میزبان، پوشش رسانه‌ای و سناریوی سرکوب آماده است، دیگر با واکنش احساسی روبه‌رو نیستیم؛ با محاسبه سیاسی روبه‌رو هستیم. نتیجه همین شد: تصاویری که قرار بود مانع دیده شدن تظاهرات شوند، به سند زنده سرکوب تبدیل شدند. همان باتوم و بازداشتی که برای خاموش کردن پیام آمده بود، بخشی از پیام را به جهان نشان داد. تصاویر سرکوب هواداران #مجاهدین_خلق_ایران در پاریس، در همان ساعات نخست، به افکار عمومی و شخصیت‌های سیاسی رسید و واکنش‌هایی چون محکومیت فوری این رفتار از سوی چهره‌هایی مانند بوریس جانسون را برانگیخت. پلیس فرانسه ناخواسته یکی از پیام‌های اصلی تظاهرات را اثبات کرد: قدرت، مخالف مستقل را تحمل نمی‌کند.

 اما ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ فقط یک رویداد پاریسی نبود؛ بازگشت همان پرسشی بود که ۴۵ سال پیش در تهران مطرح شد، این بار در قلب اروپا. چهار دهه است که روایت رسمی می‌گوید سرکوب ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به دلیل «مسلح بودن» مجاهدین بود. امروز همان پرسش تاریخی دوباره پیش روی ماست: آیا هوادارانی که در خیابان‌های پاریس خواهان ابتدایی‌ترین حق دموکراتیک، یعنی حق تجمع بودند، نیز مسلح بودند که با ممنوعیت، یورش پلیس، ده‌ها مجروح و حدود ۵۰بازداشت‌شده روبه‌رو شدند؟ پاسخ، فراتر از یک واقعه است. مسئله هیچ‌گاه صرفا سلاح نبود؛ مسئله حضور یک نیروی سازمان‌یافته بود که حاضر نیست در معادلات قدرت حل شود و استقلال سیاسی خود را رها کند. از تهران ۱۳۶۰ تا پاریس ۱۴۰۵، شکل سرکوب تغییر کرده، زبان توجیه تغییر کرده، جغرافیا تغییر کرده؛ اما منطق همان است: هرجا نیروی مستقل، نظم مطلوب قدرت را به چالش بکشد، نخستین چیزی که قربانی می‌شود همان اصولی است که در روزهای آرام از آن سخن می‌گویند. تناقض سیاست مدرن همین‌جاست. آزادی تا زمانی ستایش می‌شود که بی‌هزینه باشد. اما وقتی آزادی به صدای مخالفی تبدیل شود که معادلات قدرت را برهم می‌زند، ناگهان زبان امنیت، مصلحت و ضرورت جای زبان حق را می‌گیرد. دفاع از آزادیِ همفکران فضیلت نیست؛ معیار واقعی، تحمل آزادی نیرویی است که خوشایند قدرت نیست.

 از همین منظر، ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ فقط یادآور سرکوب نبود؛ یادآور شکست یک خط سیاسی نیز بود. در این سال‌ها تقریبا همه کارت‌های دیگر آزموده شده‌اند: اصلاح‌طلبی، فشار خارجی، پروژه‌های سلطنت‌طلبانه و آلترناتیوهای ساخته‌شده در اتاق‌های فکر. آخرین جنگ هم نشان داد که بمباران و درگیری نظامی قادر به ایجاد آن تغییری نیست که سال‌ها وعده داده می‌شد. پروژه‌هایی که قرار بود با ریزش‌های گسترده، فروپاشی ناگهانی یا مداخله خارجی به قدرت برسند، یکی پس از دیگری سوختند.

 


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



نگاهی به موقعیت مجتبی خامنه‌ای در ساختار ولایت فقیه - مهم‌ترین چالش‌هایی که با آن روبروست کدامست ؟



         نگاهی به موقعیت مجتبی خامنه‌ای در ساختار ولایت فقیه - مهم‌ترین چالش‌هایی که با آن روبروست کدامست ؟


مجتبی چگونه و در چه شرایطی به رأس هرم قدرت رسید؟

مرگ علی خامنه‌ای و انتقال قدرت به مجتبی خامنه‌ای را می‌توان یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی در تاریخ ولایت فقیه دانست. این تحول نه تنها مسئله جانشینی را وارد مرحله‌ای جدید کرد، بلکه بار دیگر پرسش‌هایی را درباره مشروعیت، ثبات و آینده ساختار ولایت فقیه مطرح ساخت.

بر اساس تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌ها و محافل سیاسی نزدیک به حکومت، مجتبی خامنه‌ای حتی در چارچوب قوانین و سازوکارهای رسمی نظام نیز با چالش‌های جدی در زمینه کسب مشروعیت برای تصدی مقام رهبری روبه‌رو بوده است. در صورتی که انتقال قدرت در شرایط عادی و بدون وقوع جنگ صورت می‌گرفت، پیشبرد یک جانشینی خانوادگی با مقاومت‌های بیشتری در درون حاکمیت مواجه می‌شد. از این منظر، شرایط جنگی و فضای امنیتی ناشی از آن، به عاملی برای مهار یا به تعویق انداختن بخشی از اختلافات داخلی بر سر جانشینی تبدیل شد.

در همین رابطه، آخوند قمی، عضو مجلس خبرگان رهبری، اعلام کرد که از مجموع ۸۴ عضو مجلس خبرگان، ۲۵ نفر در فرآیند رأی‌گیری شرکت نکردند و از میان ۵۹ عضو حاضر نیز ۱۵ نفر به مجتبی خامنه‌ای رأی ندادند. بر اساس این روایت، وی با ۴۴ رأی انتخاب شده است. اگر این آمار را مبنا قرار دهیم، او در بهترین حالت با حمایت حدود ۵۲ درصد اعضای مجلس خبرگان به این جایگاه رسیده است. همزمان، حسین شریعتمداری، نماینده خامنه‌ای در روزنامه کیهان، در واکنش به انتقادها اظهار داشت: «آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای برگزیده حضرت صاحب‌الزمان است، نه خبرگان». این موضع‌گیری خود بیانگر تلاش بخشی از حاکمیت برای انتقال بحث مشروعیت از حوزه حقوقی و نهادی به حوزه اعتقادی و ایدئولوژیک است.

در نتیجه می‌توان گفت که اگرچه جنگ و بحران‌های ناشی از آن ضربات سنگینی به ساختار سیاسی رژیک وارد کرد، اما همزمان برای مدیریت یکی از پیچیده‌ترین معضلات درونی نظام، یعنی مسئله جانشینی، نقش یک عامل بازدارنده در برابر تشدید شکاف‌های داخلی را ایفا کرد.

تفاوت شرایط مجتبی با شرایط علی خامنه‌ای

مقایسه شرایط کنونی مجتبی خامنه‌ای با وضعیت علی خامنه‌ای در سال ۱۳۶۸ نشان می‌دهد که این دو انتقال قدرت در بسترهای سیاسی کاملاً متفاوتی رخ داده‌اند.

علی خامنه‌ای در شرایطی به رهبری رسید که بخش مهمی از بحران‌های تعیین‌کننده نظام پیش از مرگ روح‌الله خمینی مدیریت یا سرکوب شده بود. عزل حسینعلی منتظری، به‌عنوان مهم‌ترین رقیب جانشینی، یکی از جدی‌ترین شکاف‌های درونی حاکمیت را مهار کرد. پذیرش آتش‌بس در جنگ ایران و عراق، هرچند با هزینه‌های سنگین سیاسی همراه بود، اما پرونده جنگ را بست و تکلیف یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های نظام را روشن کرد. همچنین قتل‌عام زندانیان در تابستان ۱۳۶۷ که به اعدام بیش از ۳۰هزار زندانی مجاهد و مبارز منجر شد، فضای سیاسی کشور را به شدت امنیتی کرد و شرایط متفاوتی را برای آغاز رهبری خامنه‌ای فراهم آورد.

در کنار این عوامل، حمایت اکبر هاشمی رفسنجانی و بخش مهمی از ساختار قدرت نیز در تثبیت موقعیت خامنه‌ای نقش مهمی ایفا کرد.

جانشینی‌ای که هنوز تثبیت نشده است

برخلاف پدرش، مجتبی خامنه‌ای در شرایطی به قدرت رسیده که مشروعیت و جایگاه او همچنان محل بحث در بخش‌هایی از حاکمیت است. بسیاری از ناظران معتقدند فضای امنیتی ناشی از جنگ، امکان طرح علنی اختلافات را محدود کرده است، اما با کاهش فشارهای ناشی از بحران‌های فوری، مسئله جانشینی می‌تواند دوباره به یکی از محورهای اصلی رقابت‌های درونی تبدیل شود.

نمونه‌هایی از این اختلافات در ماه‌های اخیر در رسانه‌ها و محافل سیاسی نزدیک به جناح‌های مختلف نظام مشاهده شده است؛ از جمله گزارش‌هایی درباره سانسور برخی پیام‌ها یا اختلاف‌نظرها میان جریان‌های وابسته به حکومت.

بحران جنگ و رابطه با آمریکا

دومین تفاوت اساسی میان شرایط مجتبی و پدرش، حل‌نشده ماندن پرونده رابطه با آمریکا و تنش‌های منطقه‌ای است. علی خامنه‌ای رهبری خود را در دوره‌ای آغاز کرد که جنگ ایران و عراق پایان یافته بود، اما مجتبی خامنه‌ای با بحرانی روبه‌روست که هنوز سرنوشت آن مشخص نشده است.

این وضعیت او را در برابر انتخاب‌های دشواری قرار می‌دهد. ادامه مسیر تقابل می‌تواند هزینه‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی سنگینی برای نظام ایجاد کند و عقب‌نشینی نیز ممکن است با مقاومت بخش‌هایی از بدنه قدرت و جریان‌های تندرو مواجه شود. به همین دلیل، این پرونده یکی از مهم‌ترین آزمون‌های رهبری او به شمار می‌رود.

جامعه‌ای متفاوت با سال ۱۳۶۸

شرایط اجتماعی ایران نیز نسبت به اواخر دهه ۱۳۶۰ دگرگون شده است. جامعه امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی، معیشتی و اجتماعی روبه‌روست که دامنه نارضایتی عمومی را افزایش داده است. افزون بر این، قیام‌های سراسری سال‌های اخیر نشان داده که مردم ایران از سازوکارهای رسمی اصلاح درون نظام عبور کرده و در مسیر سرنگونی گام بر می دارند.

در چنین فضایی، رژیم با جامعه‌ای مواجه است که از نظر سطح آگاهی، دسترسی به اطلاعات، تجربه اعتراضات و میزان نارضایتی، تفاوت‌های قابل توجهی با جامعه سال ۱۳۶۸ دارد. همین امر، ظرفیت حکومت برای اعمال راهکارهای سنتی کنترل سیاسی را با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو کرده است.

مهم‌ترین چالش‌های پیش روی مجتبی خامنه‌ای

مجتبی خامنه‌ای علاوه بر تمامی بحران‌های ساختاری ولایت فقیه، با سه چالش محوری مواجه است.

نخست، تعیین تکلیف رابطه با آمریکا و مدیریت تنش‌های منطقه‌ای است؛ مسئله‌ای که در دوران رهبری علی خامنه‌ای نیز بدون راه‌حل نهایی باقی ماند. هر تصمیم در این زمینه می‌تواند پیامدهای سنگینی برای توازن قدرت درون حاکمیت به همراه داشته باشد.

دوم، حفظ انسجام درونی ساختار قدرت است. اختلاف میان جناح‌ها و باندهای مختلف پس از مرگ خامنه‌ای نه تنها کاهش نیافته، بلکه در بسیاری موارد تشدید شده است. تأکید مکرر مجتبی خامنه‌ای بر وحدت و پرهیز از اختلافات جناحی نیز نشان می‌دهد که این مسئله یکی از نگرانی‌های اصلی اوست. در یکی از پیام‌های اخیر خود خطاب به مسئولان، وی هشدار داد: «اختلافات غیرموجه و حتی موجه جناحی را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید.»

سومین چالش، وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور است. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، بحران آب، بیکاری و نارضایتی‌های گسترده اجتماعی، زمینه‌های بالقوه ناآرامی‌های جدید را حفظ کرده است. از این رو، بخش مهمی از نگرانی‌های حاکمیت معطوف به مدیریت پیامدهای این بحران‌هاست.

تضادهای درونی نظام و چشم‌انداز آینده

مرگ علی خامنه‌ای بدون تردید یکی از مهم‌ترین رخدادهای سیاسی رژیم در چند دهه اخیر محسوب می‌شود و انتقال قدرت به مجتبی خامنه‌ای نیز به‌طور طبیعی بر شدت تضادهای درونی نظام افزوده است. با این حال، وجود این تضادها به خودی خود به معنای فروپاشی خودکار ساختار حکومت نیست.

آنچه از شرایط کنونی قابل استنتاج است، تضعیف ظرفیت رهبری برای اعمال هژمونی کامل بر تمامی جناح‌ها و مراکز قدرت است. به بیان دیگر، شکاف‌های درونی می‌توانند توان حکومت را کاهش دهند، اما تبدیل شدن این شکاف‌ها به یک بحران تعیین‌کننده، به عوامل متعدد دیگری نیز وابسته است.

از این منظر، اهمیت تضادهای درونی نه در فروپاشی خودبه‌خودی نظام، بلکه در تأثیری است که بر تضعیف ساختار قدرت و ایجاد فرصت برای نیروهای معترض و مخالف و شکل‌گیری دوباره قیام بر جای می‌گذارند. بنابراین، تحلیل واقع‌بینانه از وضعیت کنونی مستلزم توجه همزمان به هر دو مؤلفه است: از یک سو فرسایش تدریجی انسجام درونی حاکمیت و از سوی دیگر استمرار توان سرکوب و کنترل سیاسی بر باندها و جناح‌های قدرت.

از این رو باید تاکید کرد که رژیم اکنون در ضعیف‌ترین موقعیت خود قرار دارد و فرصت طلایی برای مردم و مقاومت سازمان یافته‌ آنان است که ضربه نهایی را بر پیکره رژیم وارد سازند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7