۱۴۰۵ مرداد ۲۲, پنجشنبه

سروناز چیت‌ساز مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی



سروناز چیت‌ساز مسئول کمیسیون  زنان شورای ملی مقاومت ایران   در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی

همیاری سی‌ام؛ از «حاضر حاضر» برای آزادی تا نقش تعیین‌کننده زنان در مقاومت

سلام مجدد به همه شما یاران مقاومت، اشرف‌نشان‌های عزیز، شورشگران برای آزادی و هموطنان و بینندگان عزیز ما. به همه کسانی که یک حماسه ملی و میهنی دیگری رو در این همیاری سی‌ام رقم زده و می‌زنند. طی این ۳ روز شاهد حمایت‌های بی‌دریغ یارانی سرشار از عزم پایداری و همیارانی پاک‌باز و از خود گذشته از سراسر ایران و جهان بودیم که با تمام قوا تلاششون رو می‌کردند تا مانع خاموش شدن صدای مقاومتی باشند که با رود خروشان خون شهیدان بیش از ۶۰ ساله که برای آزادی ایران و ایرانی آزمایش پس داده و همواره حاضر حاضر گفته. البته ما هم در سیمای آزادی در برابر همه تعهدات مردمی و میهنی تک‌تک شما عزیزان حاضر حاضر می‌گیم و همراه شما هستیم و خواهیم بود. حاضر گفتن برای صلح و آزادی، برای برپایی جمهوری دموکراتیک و امید به این‌که قطعاً خورشید آزادی در ایرانمون طلوع خواهد کرد.

در این قسمت از برنامه همراه هستیم با خواهر عزیزم سروناز چیت‌ساز مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران که بهشون خوش‌آمد می‌گیم. خواهر سروناز عزیز سلام بر شما.

سلام به شما حشمت عزیز. سلام به همه بینندگان، حامیان و پشتیبانان مقاومت ایران در داخل و خارج ایران و به همه شورشگران و کانون‌های شورشی در شهرهای مختلف ایران و به خواهران و برادران مجاهدم در اشرف ۳. در این چند روز برنامه همیاری تا جایی که من امکان و فرصت دیدن اون‌ها رو داشتم که حمایت‌های اون‌ها رو ببینم هموطنان‌مون رو و صحبت‌هاشون رو بشنوم، به واقع همون‌طور که گفتین یک حماسه ملی و میهنی دیگری رو در این همیاری سی رقم زدند و می‌زنند. واقعاً همه کسانی که تماس گرفتند، صحبت کردند، مواضع‌شون رو گفتند، میزان حمایت‌شون، همه عواطف، فهم و اراده و عزم‌شون برای کمک به مقاومتی که از همون ابتدا با اتکا به کس‌نخاست، یعنی که تکیه‌گاهش همواره نیروها و مردم ایران بوده و هست، واقعاً غرورانگیز بود و در مقابل چنین نسل‌هایی، چون واقعاً از همه نسل‌ها در این برنامه شرکت داشتند، در مقابل تک‌تک همه اون‌ها سر تعظیم فرود می‌آرم. خدا قوت و خسته‌ نباشید به شما و به همه دست‌اندرکاران سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران می‌دم و می‌دونم که با یک تلاش شبانه‌روزی بی‌وقفه این حماسه پرشکوه رو تا الآن محقق کردین و پیش می‌برین. در خدمت شما هستم و بسیار بسیار به‌خاطر شرکت در این برنامه از شما تشکر می‌کنم.

قربان شما، خیلی ممنون که این فرصت رو به ما دادید. خب سروناز عزیز، تو مردادماه ما مناسبت‌های مختلفی داریم. از پرواز برادر مسعود از داخل خاک میهن به پاریس، از فروغ جاویدان، عملیات کبیر فروغ جاویدان، تا قتل‌عام سربه‌داران در سال ۱۳۶۷ و همین‌طور فروغ اشرف در ۶ و ۷ مرداد ۸۸ و مناسبت‌های دیگه‌ای که متأسفانه الآن فرصت نیست که به اون‌ها بپردازیم. اما یکی از همین مناسب‌ها معرفی شورای رهبری در سال ۱۳۷۲ بود که الآن ۳۳ سال ازش گذشته که می‌خواستم اگه امکان داره شما در این رابطه برای ما بگید.

برابری زنان؛ شعار یا شرط واقعی برای سرنگونی استبداد مذهبی؟

بله، حتماً. خب انتخاب ۲۴ زن مجاهد خلق در سال ۱۳۷۲ به‌عنوان اعضا و کاندیداهای شورای رهبری سازمان مجاهدین، البته یک نقطه شروع نبودش، بلکه در ادامه تحولی بودش که از اواخر سال ۱۳۶۳ با انتخاب خواهر مریم به‌عنوان هم‌ردیف رهبری سازمان شروع شده بود. کما این‌که خود این تحول بزرگ هم که به‌عنوان سرآغاز انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین شناخته می‌شه، ریشه در مبارزه ضدارتجاعی سازمان از همون روزهای اول انقلاب در سال ۵۷ داره که همه شاهد بودیم که چطوری در فردای انقلاب ضدسلطنتی، خمینی و دار و دسته‌اش حقوق و آزادی‌های فردی و به‌طور خاص زنان ایران رو مورد هدف قرار دادند و در واقع با سرکوب زنان تحت عنوان حجاب می‌خواستند که کل جامعه رو کنترل و سرکوب کنند. یعنی در واقع این‌که مقاومت ما و به‌طور مشخص سازمان مجاهدین خلق در این چند دهه تونسته که در مقابل دیکتاتوری زن‌ستیز آخوندی بایسته به‌دلیل همین اعتقادش به آزادی و برابریه. اصلاً بدون برابری و بدون نقش تعیین‌کننده زنان، مقاومت ما امکان ماندگاری در برابر فاشیسم مذهبی زن‌ستیز رو نداشت. و در واقع هر چقدر که مبارزه با استبداد مذهبی حادتر و عمیق‌تر شد، نقش زنان در اون ضروری‌تر شد. یعنی مجاهدین در واقع برای مبارزه سخت و خونین‌شون با استبداد دینی به این باور رسیده بودند که و این باور رو هم عملی کردند که حضور زنان در رهبری و امر برابری یک الزام سرنگونی آخوندهاست. من اینجا می‌خوام زیر این جمله یک بار خط بکشم و تأکید کنم که یعنی امر برابری یک الزام سرنگونی آخوندهاست. واقعیت اینه که ورود به امر خطیر و بسیار سختی مانند هژمونی زنان و برابری، اون هم در گرماگرم یک مبارزه بسیار سخت و خونین و بی‌امان با استبداد مذهبی، این کار ساده‌ای نیستش. اون هم در اوایل دهه ۱۳۷۰ که تقریباً می‌شه گفت کار شگفت‌انگیز و باور نکردنی بوده که چون هیچ نیرویی تا اون موقع اصلاً جرأت نکرده بود به چنین موضوعی نزدیک بشه، چه برسه که بخواد اجراش کنه. ولی مجاهدین معتقد بودند که اگه حضور زنان و برابری و نقش هژمونیک و رهبری‌کننده اون‌ها که الزام پایداری علیه فاشیسم دینی و سرنگونی هست، یعنی اگر این الزام وجود داره، نباید لحظه‌ای در اون درنگ کرد و اون رو باید اجرا کرد. وگرنه موضوع برابری در حد یک شعار و یک امر تشریفاتی باقی می‌مونه.

البته این فراز با شکوه در سازمان ما، در مقاومت ما و در واقع در تاریخ ایران بدون نقش رهبری‌کننده خود خواهر مریم اصلاً امکان‌پذیر نبود. در واقع خواهر مریم بود که به ما تک‌تک زنان مجاهد جرأت داد که توانایی‌های خودمون رو بشناسیم و به اون‌ها باور کنیم و مهم‌تر از اون، به این توانایی‌ها ایمان بیاوریم و به ما یقین داد که ما توان پذیرفتن مسئولیت‌های زیاد و بالا رو داریم، توان فرماندهی نظامی و توان نقش‌آفرینی در مسئولیت‌های سیاسی رو داریم. خواهر مریم بود که هم به ما آموخت که نقش رهبری‌کننده زنان یک قپه و سردوشی و خلاصه یک رده شکلی و فرمالیسم نیست، بلکه پذیرش یک مسئولیت بسیار جدیه و به مردان‌مون هم به مردان مجاهدم آموخت که رهبری زنان به‌معنی تهی شدن اون‌ها از مسئولیت نیست و در واقع زنان نیامدند که علیه مردها شورش کنند یا جای اون‌ها رو بگیرند و جایگزین بشند، بلکه آمدند که ایدئولوژی جنسیت‌گرایی رو کنار بزنند و هویت انسانی زن و هویت انسانی مرد رو به اون‌ها برگردونند.

۴ دهه آزمون سخت؛ چگونه یک جنبش از طوفان‌های پی‌درپی عبور کرد؟

حالا بعد از ۴۰ سال که از شروع این انقلاب در واقع می‌گذره، ما می‌بینیم که نه تنها زنان نقش رهبری‌کننده خودشون رو ایفا می‌کنند، بلکه زنان پیشتاز تحت رهبری خواهر مجاهد زهرا مریخی عزیز که مسئول اول سازمان هستش و شورای مرکزی هزار نفره که همه از زنان مجاهد تشکیل شده و هم‌چنین مردان مجاهد خستگی‌ناپذیر در پیشبرد مبارزه علیه فاشیسم دینی بالاترین مسئولیت‌ها رو دارند به دوش می‌کشند. در کانون‌های شورشی در ایران هم ما شاهد هستیم که دوشادوش این جنگ بزرگ رو پیش می‌برند.

به همین خاطر هست که در حالی که طبق همه قانونمندی‌ها و همه نمونه‌هایی که ما سراغ داریم و می‌شناسیم، در برابر این همه طوفان‌های بنیان‌کن این سازمان استوار ایستاده، از جای خودش تکون نخورده و به پیش داره می‌ره. طوفان‌هایی مثل اشغال کویت، ۱۱ سپتامبر، اشغال عراق، بمباران قرارگاه‌های مجاهدین، لیست‌گذاری مجاهدین در لیست‌های تروریستی، محاصره اشرف و پایداری ۱۴ ساله و بسیاری بحران‌‌های دیگه که الآن ازش می‌گذریم که هر کدوم از این‌ها کافی بود که نه تنها یک جنبش مبارز رو بلکه حتی یک دولت رو سرنگون کنه. همون‌طور که بسیار از دولت‌ها هم در این دوران در اثر همین طوفان‌ها از صحنه خارج شدند.


                           سروناز چیت‌ساز در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی ـ قسمت اول


                        سروناز چیت‌ساز در سی‌امین گلریزان همیاری با سیمای آزادی ـ قسمت دوم

 



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@




چرا عاملان کشتار۶۷ از مجازات مصون ماندند؟- اسرار به خون آغشته



چرا عاملان کشتار۶۷ از مجازات مصون ماندند؟- اسرار به خون آغشته

اسرار به خون آغشته 

کشتار۶۷ – جنایتی، علیه بشریت که همچنان ادامه دارد

گزارش عفو بین‌الملل در مورد قتل عام ۶۷ که نخستین بار در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.

بحران مصونیت از مجازات

 عفو بین‌الملل در ادامه گزارش خود به بحران مصونیت از مجازات عاملان کشتار۶۷ می‌پردازد و می‌نویسد: «مصونیت از مجازات در موارد نقض حقوق بشری که از طرف حکومت انجام شده در ایران یک روال رایج است. اکثر خانواده‌های قربانیان ناپدیدسازی‌های قهری و اعدام‌های فراقضایی سال ۱۳۶۷، اعتمادی به دستگاه قضایی ندارند و خانواده‌هایی که آنقدر شهامت داشته‌اند که به دنبال دادخواهی باشند با بی‌عملی یا انتقام‌جویی مواجه شده‌اند.

مقام‌های ارشد مرتبط با «هیات‌های مرگ»

در ۳۰ سال گذشته، بسیاری از کسانی که به مشارکت در ناپدیدسازی‌های قهری و اعدام‌های  فراقضایی کشتار۶۷ متهم‌اند همچنان منصب‌های مهمی را در ایران در اختیار داشته‌اند. افرادی که به عنوان حاکم شرع، دادستان کل، معاون دادستان و نماینده‌ی وزارت اطلاعات در «هیأت‌های مرگ» حضور داشتند، به منصب‌های بلندپایه‌ای در قوه‌ قضاییه و مجریه منصوب شده‌اند و در برخی موارد این منصب‌ها را همچنان در اختیار دارند.

برای نمونه، عفو بین‌الملل شواهد و گزارش‌هایی را شناسایی کرده و مورد بررسی قرار داده است که نشان می‌دهند مقام‌ها و مسئولان زیر در هیأت‌های مرگ عضویت ومشارکت داشته‌اند:

اسامی افراد هیأت مرگ کشتار۶۷

علیرضا آوایی، وزیر دادگستری (در سال ۲۰۱۸)، که دادستان کل دزفول در استان خوزستان بود و مأمور شده بود که در «هیأت مرگ» آن شهر مشارکت کند.

حسینعلی نیری که به عنوان حاکم شرع در «هیأت مرگ» شهر تهران حضور داشت در سال ۱۳۶۸ به معاونت رئیس دیوان عالی کشور رسید و تا شهریور ۱۳۹۲ در این مقام باقی ماند. نیری بعدا به ریاست دادگاه عالی انتظامی قضات رسید و در حال حاضر همین منصب را در اختیار دارد.

ابراهیم رئیسی، که معاون دادستان کل تهران در سال ۱۳۶۷ و یکی از اعضای هیأت مرگ در این شهر بود، از ۱۳۶۸تا ۱۳۷۳دادستان کل تهران، از ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳ معاون اول رئیس قوه‌ی قضاییه و از ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵ دادستان کل کشور بوده و در سال ۱۳۹۶ نامزد انتخابات ریاست جمهوری شده بود. رئیسی در یک سخنرانی در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، با اشاره به گزارش‌های رسانه‌ای در خصوص نقشی که در کشتار۶۷ داشته، در صدد تبرئه‌ی خود برآمد.

او حضور خود در جلسه‌ی ملاقات با حسینعلی منتظری را انکار نکرد، اما گفت که در آن دوره رئیس دادگاه نبوده و اضافه کرد «رئیس دادگاه حکم صادر می‌کند و دادستان کار مدعی العموم را انجام می‌دهد».

در همین حال او با استفاده از کلمه‌ی«برخورد» در اشاره به اعدام‌ها، از قرار معلوم این کشتار را از «افتخارات نظام» و از روح‌الله خمینی به عنوان «قهرمان ملی» تجلیل کرد.

مصطفی پورمحمدی، که در سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶ وزیر دادگستری کشور بود و نمایندگی وزارت اطلاعات در«هیأت مرگ» در تهران را بر عهده داشت، او در ۸ شهریور ۱۳۹۵، با اشاره به گزارش‌های رسانه‌ای درباره‌ی کشتار۶۷ و نقش خود در آن گفت: «ما افتخار می‌کنیم که دستور خدا در رابطه با منافقین (اعضای سازمان مجاهدین خلق) را اجرا کردیم» و علناً اذعان کرد که در طول این سال‌ها به خاطر این کشتارها «حتا یک شب هم بی‌خوابی نکشیده» است.

محمدحسین احمدی، که حاکم شرع استان خوزستان در سال  ۱۳۶۷ و از اعضای «هیات مرگ» در این استان بود، درحال حاضر عضو مجلس خبرگان است، نهادی که به حکم قانون اساسی تشکیل شده و اختیار نصب و عزل رهبر کشور را دارد. او همچنین حدود یک دهه، در دهه‌ی ۱۳۸۰، رئیس تشکیلاتی بود که مسئولیت انتخاب و انتصاب قضات در سرتاسر کشور را بر عهده دارد.

حضور و مشارکت این متهمان و سایر متهمانی که مقام‌های ارشدی در دستگاه دولت و دستگاه قضایی دارند، به شکل قابل درکی اعتماد خانواده‌های قربانیان را به تشکیلات داخل کشور برای اجرای عدالت و انجام اقدامات جبرانی مؤثر از بین برده است.

نوار صوتی منتظری در زمان کشتار۶۷

بحران مصونیت از مجازات در ایران از سال ۱۳۹۵ که نوار صوتی جلسه‌ی حسینعلی منتظری با اعضای «هیات مرگ» تهران در مرداد ۱۳۶۷ منتشر شد، بیش از پیش عیان شده است. انتشار این نوار صوتی موج بی‌سابقه‌ای از جلب توجه افکار عمومی به کشتار۶۷ پدید آورده است. در واکنش به این افشاگری، مقام‌ها و مسئولان کارزار هماهنگی برای انتشار اطلاعات غلط و مجرم‌انگاری و مقصر جلوه دادن قربانیان به راه انداخته و بیانیه‌های متعددی در تجلیل از مرتکبان و مجریان آن صادر کرده‌اند.

آنها هرگونه انتقادی از این جنایت‌های فجیع را به منزله‌ی حمایت از «تروریزم» دانسته و تهدید کرده‌اند که هرکسی که در صدد نور تاباندن بر زوایای کشتار۶۷  برآید با مجازات مواجه خواهد شد.

برای نمونه، در ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، صادق لاریجانی، رئیس قوه‌ی قضائیه، در واکنش به انتشار نوار صوتی اظهار کرد که بعضی افراد با انتشار این فایل رسانه‌های غربی را تغذیه کرده‌اند. لاریجانی تهدید کرد که قوه قضائیه «با اقتدارعمل خواهد کرد و هر گونه تشویش اذهان عمومی در اینگونه امور امنیتی مسلماً پیگرد قضایی خواهد داشت».

در ۲۳مرداد ۱۳۹۵، احمد منتظری، فرزند حسینعلی منتظری، چند روز پس از آن که نوار صوتی جلسه‌ی یادشده را منتشر کرده بود، برای بازجویی به دادگاه ویژه‌ی روحانیت احضار شده و به «اقدام علیه امنیت ملی» از طریق «افشای اسرار نظام» متهم شد.

احمد منتظری و دادگاه ویژه روحانیت

در آبان ۱۳۹۵ دادگاه ویژه‌ی روحانیت احمد منتظری را با عناوین اتهامی اقدام «علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «قرار دادن عامدانه و آگاهانه‌ی اطلاعات راجع به برنامه‌ها، اسرار، اسناد و تصمیمات مربوط به سیاست‌های داخلی و خارجی کشور در اختیار افراد غیرمجاز یا فراهم آوردن امکان دسترسی آنان به این موارد… به گونه‌ای که واجد شرایط به جاسوسی محسوب شود» به ۲۱ سال حبس محکوم کرد. این حکم متعاقباً به شش سال حبس تعلیقی کاهش یافت…

ادامه دارد


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



احسان و امینه قرایی: معیار قضاوت و رذالت تبلیغاتی



احسان و امینه قرایی: معیار قضاوت و رذالت تبلیغاتی

انتشار خبر دیدار ماکسیمیلیان جزنی، فرزند بیژن جزنی، با رضا پهلوی، بار دیگر بهانه‌ای برای جریان سلطنت‌طلب فراهم کرده است تا این ملاقات را نه به عنوان دیدار دو فرد که تنها دستاورد زندگی‌شان فرزند دیگری بودن است، بلکه دستاویزی برای «ابطال» اندیشه‌ها و زندگی سیاسی/مبارزاتی بیژن و حتی تأییدی بر حقانیت سلطنت پهلوی جلوه دهد. استدلالی که بیش از آنکه بر منطق استوار باشد، بر رذالت در بهره‌برداری تبلیغاتی تکیه دارد.

واقعیت اما این است که در تاریخ سیاست، هیچ‌گاه نمی‌توان درستی یا نادرستی یک تفکر و اندیشه را از طریق مواضع فرزندان صاحبان آن سنجید. استقلال فکری هر انسان، اصلی پذیرفته‌شده است. همان‌گونه که نمی‌توان عملکرد یا باورهای فرزندان را به پای پدران نوشت، نمی‌توان تغییر مواضع یا انتخاب‌های یک فرزند را نیز دلیلی بر بی‌اعتباری آرمان‌های پدر دانست.

اگر قرار بود فرزندان معیار قضاوت درباره اندیشه پدران باشند، بخش بزرگی از تاریخ سیاسی جهان باید از نو نوشته می‌شد. اندیشه‌ها نه با عقده‌های روانی فرزندان صاحبانشان، که با عملکرد و تأثیرات سیاسی، اجتماعی و تاریخی آن‌ها سنجیده می‌شوند.

بیژن جزنی تنها یک نظریه‌پرداز سیاسی نبود؛ او هزینه باورهای خود را با سال‌ها زندان و شکنجه، و در نهایت جان خود پرداخت. او در سال ۱۳۵۴ همراه با هشت زندانی سیاسی فدایی و مجاهد دیگر به دستور رژیم پهلوی اعدام شد.

 

در مقابل، ماکسیمیلیان جزنی در دهه‌های پس از شهادت پدرش، هیچگونه نقشی در مبارزه علیه حکومت پهلوی و حکومت ملایان نداشته است. از این رو، حتی اگر او امروز دیدگاهی کاملاً متفاوت با پدر خود داشته باشد، این اختلاف نظر به خودی خود نمی‌تواند جایگاه تاریخی بیژن یا بهای سنگینی را که او برای باورهایش پرداخت، زیر سؤال ببرد.

 

نام خانوادگی، نه مشروعیت سیاسی می‌آورد و نه اعتبار تاریخی. همان‌گونه که صرف فرزند بودن، کسی را وارث اندیشه پدر نمی‌کند، مخالفت با آن اندیشه نیز ارزش تاریخی آن را از میان نمی‌برد.  ما به عنوان کسانی که پدرمان  در قتل عام سال ۶۷ توسط رژیم ملایان اعدام شده است، تنها زمانی میتوانیم خود را وارث و نماینده‌ی او معرفی کنیم که ادامه دهنده‌ی راه و ارزشهای او در مسیر مبارزه باشیم. در غیر این صورت، در تجارت خون، نام پدر را ابزار منافع فردی و فکری خود کرده ایم.

 

ماکسیمیلیان جزنی را نمی‌توان در زمره‌ی توابین و نادمین دسته‌بندی کرد، چراکه بریدگی از یک راه و منش، الزامات بیشتری از یدک کشیدن یک نام خانوادگی را طلب می‌کند. اما حتی اگر بخواهیم او را تواب راه پدر بنامیم، بیژن تکلیف او و امثال او را بیش از نیم قرن پیش مشخص کرده است. او در زمانی که دوران اسارت در زندان شاه را سپری می‌کرد، به موضوع تغییر مواضع سیاسی و بریدگی پرداخته بود. بیژن در نامه مشهور خود در سال ۴۹ درباره پرویز نیکخواه، که پس از سال‌ها مبارزه علیه شاه، به یک‌باره تواب و مجیزگوی رژیم پهلوی شد، از جمله می‌نویسد:

«اینک او (نیکخواه) نیز همچون آن خیل زمین خورده و به ورطه کشیده شده، دشمن غدار حقیقت، مردانگی و مبارزه شده است. دریغ، اینک چه سود که او را نصیحتی کنیم تا به جای ایفای نقش نادمی پرشور و شر و زبان دراز، نقش نادمی را ایفا کند که دشمنی مبارزان را پیشه خود نساخته و هر گام مردانه ایشان و هر صلای امیدبخش ایشان، زخمی بر پیکر درهم شکسته اش نباشد. افسوس…

نه، نیکخواه صادق نیست و شجاع هم نیست. زیرا شجاعت قبول واقعیت دردناک را ندارد. او نمی خواهد بپذیرد که از پای در آمده است. هنوز باد جاه‌طلبی در مغزش بیداد می‌کند. او می‌خواهد در سقوط خودش، سقوط کائنات را بنمایاند، ولی افسوس که این نقش او نیز نگرفته است.

نیکخواه همانا نادمی است که از پرروئی بهره‌ای بیش از دیگران دارد. او از این پس مهره‌ای است که بر سر جا و مکانش بر روی صفحه شطرنج هیأت حاکمه با نادمین دیگر ستیز خواهد داشت. طفلک نیکخواه! چه زود جوانمرگ شد.»

از زاویه‌ای دیگر، این دیدار را می‌توان نیاز مبرم رضا پهلوی برای کسب اعتبار نیز عنوان کرد. او در سال‌های اخیر کوشیده است تصویری وحدت‌بخش از خود ارائه دهد و حمایت توابین و بریدگان از مبارزه را سند محبوبیت خود جلوه دهد. حال آنکه، شخص خود او، اطرافیان و طرفدارانش بزرگ‌ترین نقش را در راستای تفرقه بین ایرانیان ایفا می‌کنند. پهلوی بارها و بارها، و اخیراً در سفر مفتضحانه‌اش به هلند، «به تمامی کارها و دستاوردهای پدر و پدربزرگش» که قاعدتاً زندان، سرکوب، شکنجه، اعدام، فساد و وابستگی را شامل می‌شود، افتخار کرده است. مسئله‌ای که نمایانگر دیدگاه‌های اقتدارگرا و سرکوبگرانه اوست. در چنین شرایطی، دیدار با فرزند یکی از مشهورترین مبارزان علیه رژیم پدرش، ارزش تبلیغاتی قابل توجهی برای او دارد.

اما هیچ تصویر تبلیغاتی نمی‌تواند واقعیت تاریخ را تغییر دهد. شکنجه، سرکوب، سانسور و اعدام مخالفان سیاسی در دوران حکومت پهلوی، با چنین دیدارهایی از حافظه تاریخی ایران و ایرانیان پاک نمی‌شود. همان‌گونه که ایستادگی و جان‌فشانی کسانی مانند بیژن جزنی و تأثیرات اجتماعی/تاریخی آن‌ها نیز، با انتخاب‌های شخصی فرزندانشان بی‌اعتبار نخواهد شد. اگر قرار باشد بیژن جزنی در معرض قضاوت تاریخ قرار گیرد، باید آثار مکتوب او، مبارزاتش، سال‌های زندانش و سرانجام شهادت او معیار قضاوت قرار گیرند؛ نه افاضات و نظرات شخصی فرزندش. وارثان و رهروان راستین او نیز پویندگان مکتب او هستند و نه مدعیان دروغین او. از این رو، ماکسیمیلیان جزنی همان‌قدر وارث بیژن است که بریدگانی همچون فرخ نگهدار و علی کشتگر.

اگر زندگی مبارزاتی و مرگ بیژن جزنی، مسعود احمدزاده، امیرپرویز پویان و حمید اشرف در تاریخ معاصر ایران جایگاه ویژه پیدا کرده است، به سبب انتخاب‌ها، مشی آن‌ها در پیکار برای آزادی و پرداخت بالاترین بها در نبرد با دیکتاتوری بود. این جایگاه و تأثیرات ژرف آن‌ها در پیشروی مشی مبارزه‌ی قهرآمیز انقلابی، قابل انکار و مصادره توسط هیچ فرد و جریانی که استبداد شیخی و شاهی را نمایندگی می‌کند، نخواهد بود. تاریخ خونبار مبارزات و مقاومت ایران، دفتر خاطرات درباریان نیست که هر کس به میل خویش برگ‌هایی از آن را پاره کند و به جای آن افسانه بنویسد. خونِ بیژن جزنی و یارانش بر خاک این سرزمین نریخته است که امروز وارثان استبداد، نام آنها را دستاویز تطهیر سلطنت و ولایت کنند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



ناهید همت آبادی: درددلی کوتاه برای هر که میخواند

ناهید همت آبادی: درددلی کوتاه برای هر که میخواند

من اگر میتوانستم یا چون علا‌ٰٰ‌ء الدین چراغ جادویی اگر داشتم تا با آن گرد جهان بگردم برایم شاید هم دست میداد تا توحش و جنگهای جنون آمیز را سدی عظیم گردم شاید تراکم خشم و بغض تلنبار شده توی قلبم نیز کمی کاستی بگیرد و زندگی ام در چشم بستگی عمدی و ناآگاهی بر حقایق جاری ملموس بگذرد که در ایران خونچکان دربند که پس از حدود نیم قرن ابر سیاستمداران یکه تاز، علنی  یا زیر جلی به بازی رذیلانه‌ی موش و گربه و سیاست پلید مماشات عمداً دستار بر سران هار آدمخوار را به  مرحله توحشی رساندند که با همه بمبارانها و کشتار، رژیم خونخوار اما همچنان مانند همه سالهای طولانی گذشته و البته بسا بیش و افزوده تر از پیش حالا پایه های موریانه خورده و درهم شکسته ی حکومت جلادان را بر سیلاب خون نخبگان آزادی ستان ایران بنا و با خاطرجمع از سکوت و بی عملی سیاستمداران بی جربزه جهان و مردان مجذوب کبوتر زاییدن افعی ملایان، مردم اسیر ایران پهناور و ثروتمند را به بهای گسترش جنگ و حمایت از تروریسم در منطقه در فقر و محرومیت بی حساب نگهداشته و لقمه ی نان لایموت را نیز از آنان دریغ میدارد.

حالا هم در میانه میدان این همه جنون و جرم، دوره چرخانیهای «بچه شاه» از یک سو و هرزه درائیهای آلترناتیوهای بی سر و سودا هم که همه نیز از قضا جز حرافی و پوشال گویی فاقد درک یا حتی عدم کمترین امکان درافتادن با غولان غاصب ایران هستند را بطور طبیعی باید در هرزگی دنیای سیاسی جاری یا در زدو بندهای صراف پیشگانی دانست که در دنیای واقعی و حقیقی امروزه امری بسیار نادر و کمیاب است و صداقتی که باید آن را بی غرض و کینه‌ی شخصی برحسب درک، فهم و شعور دریافت و از مسیر آن بی حسادت و عداوت گذشت.

مجاهدین خلق ایران نه از بابت اینکه من گفته و یا میگویم اما به گواه تاریخ خونچکان این سرزمین محروم رنجدیده، طی شصت و یک سال آزگار از هفتصد هزار خوان خونین جنگ و قتل عام و اعدام سرفراز عبور کرده و همچنان هنوز میگذرند حتماً با امید به یقینی که دلاور قهرمانان کانونهای شورشی روز موعود پیش رو با حمایت خیل عظیم مردم ستمدیده ایران نسل دستار بر سران خون آشام را از سرزمین گربه نشان به قعر تاریخ بشر فرو خواهند ریخت که چشم انداز آن بسی دلفریب و جان افزاست.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



پیشروی تحمیلی «مرگ بر اصل ولایت‌فقیه» در درون رژیم



پیشروی تحمیلی «مرگ بر اصل ولایت‌فقیه» در درون رژیم

پیشروی تحمیلی «مرگ بر اصل ولایت‌فقیه» در درون رژیم

آخوند ابوطالبی عضو هیأت علمی مؤسسه خمینی

الان خیلی‌ها از فرصت غیبت ولی‌فقیه استفاده می‌کنند

تا اصل ولایت فقیه را آرام آرام حذف کنند

 

ابوطالبی عضو هیأت علمی مؤسسه خمینی: یعنی ببینید بحث مثل قطعنامه چطور زمان قطعنامه که حالا همین آتش‌بسی که ما داشتیم خیلی برایشان سؤال بود آقا ما داشتیم می‌جنگیدیم ها؟ آقا لشکر امام حسن فراهم کرد خود همین هم دلیل بر این است نکته اول که شما فرمودید که امام هیچ‌گاه آغازگر آن صلح نبودند این‌ها می‌گویند اه شما که لشکر جمع کردی هزار هزار نفر جمع کردی از این طرف لشکر از آن طرف لشکر چرا یکهو گفتی صلح؟ کما این‌که مثلاً ما در جنگ ۸ ساله وقتی قطعنامه شد خیلی‌ها بهت‌زده شدند چی شد امام قطعنامه را پذیرفت؟ همین امام که می‌گفت اگر جنگ ۲۰ سال طول بکشد این‌ها ابهام‌ها پیش آمد.

مجری: قبل از این‌که فرد را ترور فیزیکی کنند همین کار را با امام شهید هم کردند

ابوطالبی: آره امام شهید هم کردند با شیخ فضل‌الله هم همین کار را کردند

اول ترور شخصیت می‌کند و بعد هم اگر بتواند ترور فیزیکی می‌کند و لذا امثال شهید مطهری هم مثال می‌زنند امثال شهید بهشتی رو مثال می‌زنند خب شهید بهشتی چه مظلومیتی کشید بله همین طور است... .

مستحضرید در همان دهه ۷۰ و اول دهه هشتاد، ۳-۴ نهادی که به نوعی بالاخره زیر مجموعه رهبری حساب می‌شود وزارت اطلاعات با آن قتل‌های زنجیره‌یی سپاه نیروی انتظامی با کوی دانشگاه این‌ها نهادهایی بود که به‌شدت مورد هجمه قرار گرفتند و سمت و سوی هجمه هم این بود که این‌ها زیر نظر ولی‌فقیه هستند و حتی در کوی دانشگاه تهران معروف بود که بعضی می‌خواستند بیایند به‌سمت پاستور که فرمانده وقت سپاه رسماً تهدید کرد.

مجری: یکی از جاهایی که علیه ایشان شخص ایشان و جایگاه ولایت فقیه کف خیابان یک عده‌یی شعار دادند سال ۸۸ بود

ابوطالبی: بله از آنجا تقریباً شروع شد علناً شعار دادن بله همانجا شروع شد و حالا دیگر در این سال گذشته خب دیگر خیلی شدیدتر شد

بعضی‌ها که آمدند رسماً گفتند ولایت فقیه به بن‌بست رسیده و ثابت شد که ولایت فقیه غلط است

در حالی که امام صریح دارند در قانون اساسی که اگر رأی همه مردم و همه نمایندگان مجلس خلاف اسلام باشد من با آن مخالفت می‌کنم.

اتفاقاً امروز نقطه‌ای است که به‌نظر من شاید بی‌سابقه‌ترین حضور و ایستادگی مردم رو ما داریم و تمامش هم به نعمت ولایت فقیه است یعنی امروز خوشبختانه موافق توافق مخالف توافق موافق مذاکره مخالف مذاکره همه ارجاع می‌دهند به این‌که آقا نظر رهبری این است یعنی این محور است ولی خب یک جریانهایی هستند که می‌خواهند از این فضا استفاده بکنند و این را ببرند به‌سمت یک نگاه غیرولایت فقیه و قطعاً گام‌های اول تضعیف اختیارات ولایت فقیه است یعنی ولی‌فقیه باشد اما به‌جای حکم او نهادها باشند ولی‌فقیه باشد اما به‌جای نظر او نظرات دیگر مسئولان باشد.

مجری: در دهه ۸۰ خیلی تلاش شد.

ابوطالبی: بله الآن از این فرصت خیلی دارند استفاده می‌کنند خصوصاً که حالا ما بالاخره با یک غیبت ظاهری ولی‌فقیه هم مواجه هستیم که هر لحظه‌ای در فضا نیستند که موضع بگیرند لذا این فضا را قطعاً دنبال می‌کنند و حتماً هم گام اولش این نیست که اصل ولایت فقیه را حذف بکنند همین آرام آرام تضعیف نهادها جایش بیاید و بعد یواش یواش...


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@


۳۰ شعله همیاری شورشگران در گلریزان ۳۰ با تلویزیون ملی ایران



۳۰ شعله همیاری شورشگران در گلریزان ۳۰ با تلویزیون ملی ایران


۳۰ شعله همیاری شورشگران در گلریزان ۳۰ با تلویزیون ملی ایران سیمـای آزادی در کارزار استقلال

گلریزان، دست‌افشان، پاکوبان، سرافشان، دیدار در تهران

ما کانون‌های شورشی در داخل ایران، پولی نداریم ولی سر و جان فـدای ایـران و شما یاران اشـرف‌نشان

  • اصفهان: انفجار در حوزه بسیج سپاه پاسداران
  • شیراز: انفجار در کمیته غارتگر امداد خمینی ملعون
  • کرمانشاه: انفجار در پایگاه بسیج سپاه پاسداران
  • اصفهان: انفجار در ۳ حوزه بسیج سپاه پاسداران
  • مشهد: به آتش کشیدن پایگاه بسیج سپاه پاسداران با پرتاب کوکتل
  • مشهد: به آتش کشیدن واحد بسیج دانش آموزی
  • کرمانشاه: به آتش کشیدن پایگاه بسیج سپاه پاسداران
  • الیگودرز: به آتش کشیدن شورای ضداسلامی شهر
  • الیگودرز: به آتش کشیدن ستاد جاسوسی سازمان ارتباطات
  • سبزوار: به آتش کشیدن پایگاه بسیج ضددانش آموزی
  • ایرانشهر: به آتش کشیدن پایگاه بسیج سپاه پاسداران
  • تهران: به آتش کشیدن بنر خمینی دجال
  • تهران: به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای ضحاک
  • شهریار: به آتش کشیدن بنر بسیج
  • مشهد: به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای
  • شیراز: به آتش کشیدن بنر مجتبی خامنه‌ای سفاک
  • شیراز: به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای
  • زاهدان: به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای
  • زاهدان: به آتش کشیدن پوستر خمینی ملعون، خامنه‌ای ضحاک و مجتبی سفاک
  • بیرجند: به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای
  • سمیرم: به آتش کشیدن بنر خمینی دجال
  • الیگودرز: به آتش کشیدن ۲ بنر خامنه‌ای
  • ازنا: به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای
  • زاهدان: به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای ضحاک و مجتبی سفاک
  • خرم‌آباد: به آتش کشیدن ۲ بنر خامنه‌ای
  • ایرانشهر: به آتش کشیدن بنر مجتبی خامنه‌ای
  • نیک شهر: به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای
  • سمیرم: به آتش کشیدن بنر خامنه‌ای ضحاک: مرگ بر اصل ولایت فقیه، زنده باد ارتش آزادی، درود بر رجوی


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@




۱۴۰۵ مرداد ۲۱, چهارشنبه

ترامپ: آمریکا کنترل کامل تنگه هرمز را در دست دارد؛ توکیو خواستار توافق سریع تهران و واشنگتن شد



ترامپ: آمریکا کنترل کامل تنگه هرمز را در دست دارد؛ توکیو خواستار توافق سریع تهران و واشنگتن شد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز چهارشنبه ۲۱ مرداد بار دیگر تأکید کرد که آمریکا کنترل کامل تنگه هرمز را در دست دارد و گفت واشنگتن این کنترل را حفظ خواهد کرد.ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال نوشت: «آمریکا کنترل کامل تنگه هرمز را در دست دارد. فکر می‌کنم آن را حفظ خواهیم کرد!»

رئیس‌جمهور آمریکا با اشاره به محاصره دریایی رژیم ایران گفت: «محاصره دریایی ما را همه "دیوار فولادین" می‌نامند و ایران هیچ کاری از دستش برنمی‌آید».

وی افزود: «آنها نیروی دریایی ندارند، نیروی هوایی ندارند، سربازان باقی مانده‌شان حقوق نمی‌گیرند، سپاه پاسداران درهم کوبیده شده و در حال فرار است و وضعیت رهبری آنها، در بهترین حالت، نامشخص است».

ترامپ در ادامه با اشاره به وضعیت اقتصادی ایران نوشت: «آنها پولی ندارند؛ کشورشان ویران شده است. تمام چیزی که دارند اخبار جعلی و ۳۰۰ درصد تورم است که روزبه‌روز هم بدتر می‌شود! ایران فقط حرف می‌زند و هیچ اقدامی نمی‌کند؛ دیگر آن قلدر خاورمیانه نیست».

ترامپ در پایان پیام خود عبارت «خدا را شکر» را با استفاده از واژه عربی «الله» به کار برد.

ژاپن خواستار توافق سریع و نهایی تهران و واشنگتن شد

همزمان، سانائه تاکایچی، نخست‌وزیر ژاپن، در چهارمین گفتگوی تلفنی خود با پزشکیان، خواستار آرام‌شدن اوضاع در تنگه هرمز در سریع‌ترین زمان ممکن و دستیابی تهران و واشنگتن به یک توافق نهایی و جامع شد.

تاکایچی تأکید کرد ایران و آمریکا باید مذاکرات خود را بر اساس تفاهم قبلی ادامه دهند و در اسرع وقت به توافقی جامع دست یابند که موضوع هسته‌یی را نیز شامل شود.

پزشکیان نیز در این تماس تلفنی مدعی شد که تهران «کاملاً به قوانین و تعهدات بین‌المللی پایبند است و به‌هیچ‌وجه آنها را نقض نکرده است».

نخست‌وزیر ژاپن هم‌چنین خواستار حل وضعیت یک شهروند ژاپنی شد که همزمان با جنگ ایران و آمریکا، بیش از دو ماه و نیم در ایران بازداشت بوده و پس از آزادی نیز اجازه خروج از ایران و بازگشت به ژاپن را پیدا نکرده است.

پیش‌تر گزارش‌شده بود شینو سکه کاواشیما، رئیس دفتر شبکه رادیو و تلویزیون «ان‌اچ‌کی» ژاپن در ایران، روز ۳۰ دی ۱۴۰۴ و پس از سرکوب اعتراضات سراسری در ایران، توسط نیروهای امنیتی رژیم بازداشت شده بود.

رئیس‌جمهور آمریکا طی روزهای اخیر نیز بارها درباره تشدید فشارهای اقتصادی بر رژیم ایران و تأثیر محاصره دریایی بر وضعیت این رژیم موضع‌گیری کرده است. ترامپ در مصاحبه‌یی که روز سه‌شنبه ۲۰ مرداد منتشر شد، درباره گزینه‌های آمریکا در قبال رژیم ایران گفت واشنگتن می‌تواند تهران را به‌حال خود بگذارد تا از نظر اقتصادی شکست بخورد یا به‌گفته او، «خیلی، خیلی سخت» به ایران ضربه بزند.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



محمود درویش، شاعر معروف وانقلابی و نویسنده فلسطینی



محمود درویش، شاعر معروف وانقلابی  و نویسنده فلسطینی

محمود درویش، شاعر و نویسنده فلسطینی
محمود درویش در ۱۳ مارس ۱۹۴۱ در روستای البروه در شرق شهر عکا در فلسطین به دنیا آمد.
اسرائیلی‌ها دهکده او را آتش زدند. محمود درویش در ۶ سالگی به همراه خانواده‌اش به لبنان پناهنده شد. محمود درویش سرودن را از زمانی که دانش آموز بود شروع کرد. در سال ۱۹۶۰ نخستین مجموعه آثار او در زمانی منتشر شد که تنها نوزده سال داشت.
با دومین مجموعه‌اش بنام برگ‌های زیتون در سال ۱۹۶۴، به عنوان یکی از شاعران پیشرو شعر مقاومت شناخته شد.
بسیاری از شعرهای محمود درویش به شکل سرودهای عمومی و آوازهای محبوب درآمده‌اند.
او بیش از سی دفتر شعر منتشر کرد. شعرهای او بیشتر به مسئله فلسطین می‌پردازد و در بین خوانندگان عرب و غیر عرب شهرت و محبوبیت دارد.
برخی از شعرهای او به فارسی ترجمه و منتشر شده‌ است.
وی از سال ۱۹۸۷ عضو سازمان آزادیبخش فلسطین بود و در ۱۹۹۳ در اعتراض به پذیرش پیمان اسلو از این سازمان استعفا داد.
محمود درویش در روز ۹ اوت ۲۰۰۸ پس از عمل جراحی قلب در تگزاس آمریکا درگذشت.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@

تاریخچه کوتاه رفرمیسم در ایران - رفرمیسم ایرانی از دیروز تا امروز «از خون تا خیانت»

 


تاریخچه کوتاه رفرمیسم در ایران - رفرمیسم ایرانی از دیروز تا امروز «از خون تا خیانت»

#آموزشی
🔴رفرمیسم ایرانی از دیروز تا امروز
«از خون تا خیانت»

مقدمه:
مردم و میهن ما دهه‌هاست که درگیر انقلاب و رفرم هستند. و در این مسیر بهایی سنگین پرداخته‌اند.
بحث انقلاب را به یادداشت دیگری وامی‌گذاریم تا این یادداشت را به شناخت «رفرمیسم» اختصاص دهیم.

تعریف کوتاه رفرمیسم:

رفرمیسم نظریه یا رویکردی است که به اصلاح تدریجی و برنامه‌ریزی‌شده ساختارها و نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی می‌پردازد، بدون آن که به انقلاب یا تغییر رادیکال متوسل شود؛ هدف آن دستیابی به پیشرفت تدریجی و توسعه پایدار است. (فرهنگ‌نامه علوم اجتماعی، ۲۰۲۴)

تاریخچه کوتاه رفرمیسم در ایران:

میرزا تقی خان  امیرکبیر را بیشتر ایرانی‌ها میشناسند، بزرگ‌ترین، صدیق‌ترین و آزاده‌ترین رفرمیست تاریخ معاصر ایران که تلاش کرد جامعه درهم‌شکسته ایران در نظام منحط سلطنتی قاجار را با اصلاحاتش از درون نظام سلطنتی نوسازی کند، نتیجه چه شد؟
امیرکبیر توسط شاه فاسد و جنایت‌کار قاجار کشته شد.
امیرکبیر اولین شهید این مسیر نبود، پیش از او قائم‌مقام فراهانی هم در همین راه، به همین سرنوشت دچار شده بود.
اولین واکنش مردم به شکست رفرمیسم در آن دوره،‌ مجازات ناصرالدین‌شاه توسط میرزا رضا کرمانی بود.

مشروطه پاسخی به رفرمیسم شکست خورده

اما فراتر از اقدام آتشین میرزا رضا و سیدجمال، انقلاب مشروطه پاسخ سرخ و شعله‌ور مردم ایران به آن‌همه شکست در رفرمیسم  و تلاش‌های خونین و بی‌نتیجه اصلاحات از درون حاکمیت بود.
شاید گفته شود «انقلاب مشروطه هم که شکست خورد!»
خب بله، اما گرچه که انقلاب مشروطه هم نهایتا درهم شکست، ولی آن‌چنان سنت‌های انقلابی نوینی در تاریخ ایران از خود به‌یادگار گذاشت که تاریخ ایران را به قبل و بعد از خودش تقسیم کرد و یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های تاریخی مردم ایران از همان دوره تا امروز شد.  
یکی از آن سنت‌های انقلابی، این درس تاریخی و فراموشی‌ناپذیر بود که تا وقتی که دیکتاتوری حاکم است و یک شاه یا مثل امروز یک ولی‌فقیه قدرت مطلقه را در دست دارد،‌ رفرم و اصلاحات، بی‌نتیجه است و هر تلاشی در مسیر اصلاحات بی‌هوده است.
یعنی در عمل ثابت شد؛ رفرم و اصلاح مال وقتی است که حاکمیت و ساختار حکومتی دستکم تا یک جاهایی و به درجاتی دموکراتیک باشد، جامعه هم چندتایی انجمن مردم‌نهاد و رسانه نیمه آزاد داشته باشد، اولین پاسخ حاکمیت به رفرم و اصلاح، اقدام برای زندان و اعدام مخالفان نباشد و خلاصه به مردم و نظر مخالف اجازه اندک تحرکی بدهد!

تجربه مصدق

تجربه رفرمیسم در دوره نخست‌وزیری دکتر مصدق یک‌بار دیگر تکرار شد.
دکتر مصدق به عنوان یک رفرمیسم صادق و پیگیر،‌ تلاش کرد در چارچوب اصلاحات ملی و دموکراتیک، از درون حاکمیت و از بالا، تغییرات ضروری تاریخی ایجاد کند، اما دیکتاتوری شاه و ارتجاع آخوندی و قدرت‌های استعماری در اقدامی متحد، مانع شدند و سرانجام با یک کودتای ارتجاعی استعماری، بار دیگر به مردم یادآوری کردند که در ایران تا زمانی که دیکتاتوری وجود دارد، رفرم یک اقدام شکست‌خورده است.

انقلاب ضدسلطنتی پاسخ سرخ مردم به رفرمیسم شکست‌خورده

با انقلاب ضدسلطنتی ۵۷ بود که مردم نشان دادند،‌ درس‌های لازم را از نهضت ملی و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ آموخته‌اند.
خلاصه آن‌که؛
این یادداشت نه در باره انقلاب مشروطه است و نه در باره نهضت ملی دکتر مصدق.
این یادداشت در باره تاریخ ناصرالدین‌شاه و میرزا تقی خان امیرکبیر یا حتی قائم‌مقام فراهانی هم نیست
این یادداشت در باره امروز ایران است پس از ۱۲۰ سال مبارزه مردم ایران و نیروهای پیشتازشان برای آزادی،‌ برابری و پیشرفت اجتماعی،
به‌ویژه مسیری که مجاهدین به‌عنوان نیروی پیشتاز انقلاب ایران در نیمی از این ۱۲۰ سال تاریخ معاصر طی کرده‌اند
تجاربی که از سر گذراندند،
تا به نقطه امروزی رسیدند،
اما چرا از داستان ناصرالدین شاه و امیرکبیر و رفرمیسم و انقلاب شروع کردیم؟
به یک علت خیلی روشن و ساده!
چون مساله مردم ایران امروز هم پس از عبور از اصلاحات یا همان به اصطلاح رفرمیسم (به‌ویژه از نوع قلابی‌اش در دوره دیکتاتوری آخوندها) هم‌چنان انقلاب است و چگونگی محقق کردن آن!
پس، از انقلاب مشروطه و نهضت ملی دکتر مصدق بگذریم و بیاییم تا برسیم به ۵۰ – ۶۰ سال اخیر و درس‌هایی که در همین مدت، ما و پدرو مادرهایمان از سر گذراندند و گذراندیم. دوره‌ای که با وجود تموم بالا و پایینی‌هایش و تغییر حکومت و آمدن و رفتن چند شاه و نخست‌وزیر، پیوسته یک بازیگرش ثابت، و در همه دوره‌ها حاضر بوده است!
آن بازیگر ثابت کیست؟
سازمان مجاهدین خلق ایران!


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@