۱۴۰۵ خرداد ۵, سه‌شنبه

۴ خرداد سالگرد شهادت بنیانگذاران سازمان مجاهدین ـ گفتگو با مهدی ابریشمچی



۴ خرداد سالگرد شهادت بنیانگذاران سازمان مجاهدین ـ گفتگو با مهدی ابریشمچی

بزرگداشت سالگرد شهادت محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن، اصغر بدیع‌زادگان، رسول مشکین‌فام و محمود عسگری‌زاده
میهمان برنامه: مهدی ابریشمچی  . 


سلام و درود به همه شما هموطنان و به همه شما همراهان گرامی ارتباط مستقیم. امشب در شب سالگرد شهادت بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران با برادر مجاهد مهدی ابریشمچی از مسئولان با سابقه سازمان مجاهدین خلق ایران همراه می‌شویم تا یک مسیر تاریخی تاریخی سخن بگوییم. مسیری که از صبحگاه خونین چهارم خرداد سال ۱۳۵۱ آغاز شد.

امروز پس از دهه‌ها ایستادگی در قیام‌ها، کانون‌های شورشی و خیزش نسل جوان ایران ادامه یافته و همه ما هر روز شاهد آن هستیم. ۵۵ سال پیش رژیم شاه تصور می‌کرد با تیرباران بنیانگذاران مجاهدین می‌تواند آرمان آزادی را خاموش کند. اما آن خون‌ها نه‌تنها خاموش نشد بلکه به فرهنگی از فدا، صداقت، مسئولیت‌پذیری و نبرد برای آزادی تبدیل شد.

فرهنگی که امروز در زندان‌های رژیم آخوندی در مقاومت جوانان شورشگر و در ایستادگی نسلی که نه شاه و نه شیخ را فریاد می‌زند ادامه پیدا کرده است. در شرایطی که رژیم آخوندی با موج اعدام‌ها، سرکوب و جنگ‌افروزی تلاش می‌کند بقای خودش را حفظ کند و هم‌زمان جریان‌های وابسته به سلطنت هم تلاش می‌کنند مسیر مبارزه مردم ایران را منحرف کنند تظاهرات بزرگ ایران آزاد در پاریس در ۲۰ ژوئن به صحنه‌ای برای نمایش اراده مردم ایران و حمایت آنها از آلترناتیو دموکراتیک تبدیل شده است.

در فراخوان مقاومت ایران برای برگزاری تظاهرات جهانی ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ در پاریس آمده است:

«کهکشان ۳۰ خرداد در پاریس در چهل‌وپنجمین سالگرد مقاومت انقلابی سراسری، روز شهیدان و زندانیان سیاسی و سالروز تأسیس ارتش آزادی‌بخش ملی، میعادگاه ایرانیان آزاده‌ای است که برای آزادی و استقلال ایران در برابر توطئه و سناریوهای ارتجاعی و استعماری، به پشتیبانی ارتش آزادی‌بخش و شورشگران دلیر و به حمایت از آلترناتیو دموکراتیک و مستقل شورای ملی مقاومت، قیام کرده‌اند».

مبدأ حرکت مجاهدین خلق و مقاومت ایران کجاست؟ آن نقطه‌ٔ عزیمت که همواره باید به آن نگریست و برای تداومش پیمان بست، کدام است؟

حقیقت آن است که مقاومت ایران از دل یک گسست و مرزبندی خونین متولد شد؛ مرزی میان آزادی‌خواهی و استبدادی سهمگین که ردای دین بر تن داشت. در ۳۰ خرداد ۶۰، تقابل این دو جریان به اوج خود رسید و سرفصلی بی‌بدیل رقم خورد. این تاریخ، خط فاصلی روشن میان نیروهای پیشرو و جریان‌های ارتجاعی ترسیم کرد. پس از این واقعه، تمامی جریانهای سیاسی ناگزیر به انتخاب شدند. این یک ادعای انتزاعی یا قراردادی تحمیلی نبود؛ بلکه واقعیت میدانی آن زمان چنین دیکته می‌کرد. از فردای آن روز، حاکمیت دیگر هیچ موجودیت مستقلی را بر نمی‌تافت، مگر آن‌که با خواری و تسلیم، سر بر آستان ولایت می‌سایید. هر جریانی که اهمیت این سرفصل را درک نکرد، در نهایت توسط ماشین هضم ارتجاع بلعیده شد.

 




🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



افسانه اژدهای هفت‌سر و شمشیر آخته سرنگونی! - حکومت ایران در محاصره خشم جامعه و مقاومت سازمان‌یافته،



افسانه اژدهای هفت‌سر و شمشیر آخته سرنگونی!  - حکومت ایران در محاصره خشم جامعه و مقاومت سازمان‌یافته،

اژدهای حکومت ایران در محاصره خشم جامعه و مقاومت سازمان‌یافته، راهی جز سقوط و نابودی پیش‌رو ندارد.

در افسانه‌های کهن آمده است که اژدهای خونخواری مردم آبادی را مستأصل کرده بود و هر روز از آنان قربانی می‌گرفت. سایه ناامیدی بر سر همه سنگینی می‌کرد و همگان اژدها را شکست‌ناپذیر می‌پنداشتند. تا اینکه پیر دانا و عاقلی، جوانان آبادی را گرد آورد، آنان را در کوره آزمایش و فدا انداخت و از آنان انسانی نو ساخت؛ سپس تمامی شمشیرها را در کوره گداخت و یک شمشیر آخته و بی‌باک صیقل داد. آن یل پاک‌باز با شمشیر یگانه به مصاف اژدها رفت و در چشم‌برهم‌زدنی، پهلوی دیو را درید و آبادی را تا به ابد آزاد ساخت.

امروز حکایت رژیم آخوندی، حکایت همان اژدهای رو به زوال است. دستگاه سرکوب و وحشیگری نظام حاکم، فضایی از ارعاب را حاکم کرده تا این باور غلط و انحرافی را تزریق کند که رژیم نفوذناپذیر است و حتی جنگ‌های خارجی نیز نتوانسته‌اند آن را سرنگون کنند. اما این استدلال، یک آدرس غلط عامدانه است. مقاومت ایران بارها تأکید کرده است که این رژیم نه با مماشات دولت‌های غربی و نه با جنگ‌های خارجی (نظیر بحران‌های عراق، افغانستان و کویت) سرنگون نمی‌شود؛ برعکس، جنگ خارجی همواره راه‌بند قیام، ابزار سرکوب داخلی و مایه استمرار عمر رژیم بوده است. واقعیت تاریخی این است که در ۴۷ سال گذشته، هیچ حکومتی در تاریخ معاصر ایران به اندازه دیکتاتوری آخوندی از سیاست مماشات غرب سرمایه نبرده است.

امروز اما این سیاست استعماری به بن‌بست رسیده و رژیم تمام سرمایه‌های استراتژیک و مشروعیت اجتماعی خود را از دست داده است. رژیم در باتلاق کلان‌بحران‌ها و مشخصاً بحران جانشینی ، قادر به حفظ وحدت در باندهای درونی نیست. این حاکمیت تنها با قهر عریان، اعدام‌های وحشیانه و ایجاد فضای «نه جنگ و نه صلح» تلاش می‌کند در برابر سیلاب سقوط سد ببندد. هدف از اعدام مجاهدین و شورشگرانی که معتقد به براندازی و تسلیح هستند، نه از موضع قدرت، بلکه ناشی از هراس از تلفیق دو عنصر حیاتی است: «قیام مردمی» و «مقاومت سازمان‌یافته». رژیم آدرس خطر واقعی را یافته است؛ خط سرخی که می‌خواهد جلوی تکثیر کانون‌های شورشی و یگان‌های ارتش آزادی‌بخش را بگیرد. در قیام‌های گذشته، اگر خیانت جریان‌های وابسته نظیر «بچه شاه»—که زمینه را برای کلان‌کشتار قیام‌آفرینان فراهم کرد—نبود، تعادل رژیم به کلی فرومی‌پاشید.

در این میان، جان‌فشانی کانون‌های شورشی در کف خیابان و پایداری اعضای مقامت سازمان یافته در زندان‌ها، قوی‌ترین پاسخ به توطئه‌های بین‌المللی است. این جان‌های برکف به دولت‌های غربی اثبات می‌کنند که آلترناتیو اصیل، مستقل و دموکراتیک در درون خاک ایران جاری است و سرمایه‌گذاری روی مهره‌های دست‌نشانده و استعماری بیهوده است. رژیم حاکم شاید به ظاهر سرپا باشد، اما در یک محدوده زمانی مشخص گرفتار است و پس از ضربات مهلک در قیام‌های پیاپی به‌ویژه قیام ۱۴۰۴، هیچ راه حلی برای بقا ندارد. اژدهای آخوندی در محاصره جامعه‌ای انفجاری و ارتش آزادی‌بخش، فرجامی جز نابودی ندارد؛ چرا که شمشیر آخته این نبرد، در کوره صداقت و فدای مجاهدین صیقل خورده است.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




جامعه ایران پس از مشروطه تا کنون - جامعه ایران و نهادهای سیاسی : فرهاد پویان



جامعه ایران پس از مشروطه تا کنون - جامعه ایران و نهادهای سیاسی : فرهاد پویان 

جامعه ایران را نمی‌توان با یک متغیر واحد توضیح داد. نه اقتصاد به تنهایی برای فهم آن کافی است، ‌نه سیاست،‌ نه فرهنگ و نه حتی تاریخ. ایران حاصل انباشت لایه‌های متراکم تاریخی،‌ حافظه‌ی جمعی، تجربه‌های مکرر شکست و بازسازی، کشمکش دائمی میان دولت وجامعه و تلاش مداوم برای تعریف آینده است. همین ویژگی،‌ ایران را به یکی از پیچیده‌ترین جوامع خاورمیانه تبدیل کرده است؛ جامعه‌ای که همزمان خسته،‌ حساس،‌ سیاسی، بی‌اعتماد و در عین حال زنده و در حال حرکت است.

برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه که در نتیجه مرزبندی‌های مدرن و تحولات استعماری شکل گرفتند، ایران دارای تداوم تاریخی و حافظه‌ی تمدنی عمیقی است. این تداوم فقط در زبان و فرهنگ خلاصه نمی‌شود،‌ بلکه در نوع نگاه جامعه به قدرت، حکومت و تغییر هم دیده می شود. جامعه ایران حتی در شدید‌ترین بحران‌ها نیز معمولا دچار فروپاشی کامل هویتی نشده است. ساختار اجتماعی آن بارها آسیب دیده،‌اما دوباره خود را بازسازی کرده است. این ویژگی را می توان در عبور ایران از جنگ‌ها، اشغال‌ها، انقلاب‌ها،‌ سرکوب‌ها و بحران‌های سیاسی یک قرن اخیر مشاهده کرد.

از انقلاب مشروطه به بعد، جامعه ایران وارد مرحله‌ای شد که می‌توان آن را آغاز مسئله‌ی «دولت مدرن» در ایران دانست. مشروطه فقط نزاع میان شاه ومجلس نبود؛ بلکه نقطه ورود مفاهیمی مانند قانون، حاکمیت ملی، محدودیت قدرت، مشارکت سیاسی و حقوقی شهروندی به ذهن اجتماعی ایرانیان بود. اهمیت مشروطه در این بود که برای نخستین بار،‌ رابطه مردم و حکومت به یک مسئله عمومی تبدیل شد. جامعه ایران دیگر صرفا رعیتٍ قدرت نبود؛ به تدریج می‌خواست در تعریف و کنترل قدرت نقش داشته باشد.

جامعه ایران و نهادهای سیاسی

اما مشکل اساسی از همان جا آغاز می شود؛ جامعه‌ی ایران سریع‌تر از نهادهای سیاسی‌اش تغییر کرد و وارد فرآیند مدرن شدن شد. بدون آنکه نهادهای قابل اعتمادی برای انتقال قدرت را به طور کامل ساخته باشد. نتیجه این شکاف،‌ شکلگیری چرخه‌ای تاریخی بود که بارها در ایران تکرار شده است؛ خیزش اجتماعی،‌ امید به تغییر، بسیج گسترده،‌ سرکوب،‌ فرسودگی و بازتولید دوباره‌ي نارضایتی.

در بسیاری از کشورهای منطقه، حتی دولت‌های اقتدارگرا نیز توانستند نوعی نظم پایدار و قابل پیش‌بینی ایجاد کنند؛ نظمی که اگر چه محدود کننده بود، اما رابطه دولت و جامعه را تا حدی تثبیت میکرد. در ایران اما رابطه حکومت و جامعه غالبا بی‌ثبات، پرتنش و مبتنی بر سوءظن متقابل باقی‌مانده است. دولت در دوره‌های مختلف اغلب از بالا یا نگاه امنیتی به جامعه نگریسته وجامعه نیز قدرت سیاسی را ساختاری دور، غیرشفاف و غیر قابل اعتماد تلقی کرده است.

نتیجه چنین وضعیتی، شکل‌گیری جامعه‌ای به شدت سیاسی اما کم اعتماد بوده است. سیاست در ایران فقط در نهادهای رسمی جریان ندارد؛ درخانواده،‌دانشگاه، بازار، هنر، شبکه‌های اجتماعی، مهاجرت وحتی گفتگوهای روزمره حضور دارد. مردم صرفا مصرف کننده‌ی رویدادها نیستند، بلکه دائما آنها را تفسیر و تحلیل می‌کنند. همین مسئله باعث شد، سطح حساسیت سیاسی در ایران نسبت به بسیاری از جوامع منطقه بالاتر باشد.

اما این سیاسی بودن الزاما به معنای وجود اعتماد سیاسی نیست. برعکس، یکی از عمیق‌ترین بحران‌های جامعه ایران، بحران اعتماد است؛ نه فقط میان دولت وجامعه، بلکه میان خود نیروهای اجتماعی، تجربه‌های مکرر شکست، سرکوب؛ ناکامی اصلاحات، انقلاب، وعده‌های تحقق نیافته و پروژه‌های ناتمام باعث شده بخش مهمی از جامعه نسبت به هر روایت مطلق، هر منجی سیاسی و هر وعده نجات‌بخش با احتیاط برخورد کند.

تلاش مستمر جامعه برای تغییر

جامعه ایران در طول یک قرن گذشته بارها وارد تلاش برای تغییر نظم سیاسی شده است؛ از مشروطه تا ملی شدن نفت، از انقلاب ۵۷ تا جنبش‌ها و اعتراضات دهه‌های اخیر. اما تقریبا هیچ کدام از این لحظات تاریخی نتوانسته‌اند به یک تعادل پایدار و مورد توافق جامعه ختم شوند.همین مسئله نوعی حافظه تاریخی از بی‌ثباتی و ناکامی را در ذهن جامعه انباشته کرده است.

برای همین ،‌جامعه ایران را نمی‌توان صرفا جامعه‌ای«امیدوار» یا «ناامید» توصیف کرد. جامعه ایران همزمان حامل هر دو وضعیت است. از یک سو میل شدیدی به تغییر، مشارکت و دخالت در سرنوشت سیاسی خود دارد و از سوی دیگر، نسبت به قدرت وآینده دچار تردید عمیق است. این دوگانه فقط یک ویژگی روانی یا فرهنگی نیست؛ بلکه حاصل تجربه تاریخی جامعه‌ای است که بارها، بسیج شده، هزینه داده،‌ شکست خورده و دوباره تلاش کرده است.

در کنار این مسئله، ایران جامعه‌ای به شدت متکثر نیز هست. تفاوت‌های نسلی، فرهنگی، طبقاتی، قومی، سبک زندگی و جهان‌بینی در آن گسترده است.این تنوع، اگر در چارچوب قواعد مشترک و نهاد‌های قابل اعتماد مدیریت نشود،‌ می‌تواند به شکاف و پراکندگی اجتماعی منجر شود. اما در عین حال، همین تکثر یکی از مهم‌ترین منابع پویایی جامعه ایران نیز محسوب می‌شود. جامعه ایران برخلاف بسیاری از جوامع بسته و ایستا، دائما در حال تولید ایده، بحث، نقد و بازتعریف خود است.

یکی دیگر از ویژگی‌های مهم ایران، حضور دائمی «مسئله آینده» در ذهن جامعه است. در بسیاری از جوامعی که دچار فرسایش طولانی می‌شوند، نوعی انفعال تاریخی شکل میگیرد وجامعه به تدریج از تصویر آینده تهی می شود.اما در ایران حتی در دوره‌های سرکوب و ناامیدی، مسئله تغییر و بازسازی همچنان زنده مانده است. جامعه ممکن است خسته شود، دچار سرخوردگی شود یا به عقب رانده شود. اما میل به بازتعریف نظم سیاسی و اجتماعی در آن از بین نرفته است.

شاید مهم‌ترین واقعیت درباره‌ی ایران همین باشد: جامعه‌ای که بارها فرسوده شده،‌اما هنوز از حرکت باز نایستاده است؛ جامعه‌ای که هنوز بر سر شکل نهایی رابطه‌ی میان قدرت، مردم و آینده به توافق نرسیده، اما همچنان درگیر تعریف دوباره آن است.

به قلم فرهاد پویان


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

آخرین تحولات ورویدادهای جنگ و مذاکره - سنتکام: حملات جدیدی علیه رژیم ایران انجام دادیم



آخرین تحولات ورویدادهای جنگ و  مذاکره  - سنتکام: حملات جدیدی علیه رژیم ایران انجام دادیم


سنتکام: حملات جدیدی علیه رژیم ایران انجام دادیم

بیانیه سنتکام درباره حملات به اهداف نظامی در جنوب ایران

ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد ارتش ایالات متحده روز دوشنبه حملاتی را در جنوب ایران علیه اهدافی انجام داده که به گفته این نهاد شامل «قایق‌هایی در حال مین‌گذاری و همچنین سایت‌های پرتاب موشک» بوده است.

سنتکام در بیانیه خود این عملیات را «اقدامی دفاعی» توصیف کرد و همزمان مدعی شد آتش‌بس میان دو طرف همچنان برقرار است.

در این بیانیه آمده است که حملات با هدف حفاظت از نیروهای آمریکایی «در برابر تهدیدهای ناشی از نیروهای رژیم ایران» انجام شده است.

خبرگزاری رویترز نیز به نقل از کاپیتان تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام، گزارش داد: «فرماندهی مرکزی ایالات متحده در حالی که خویشتنداری خود را در جریان آتش‌بس حفظ کرده، همچنان از نیروهایش دفاع می‌کند.»

این تحولات در حالی رخ می‌دهد که بامداد سه‌شنبه پنجم خرداد شماری از ساکنان سواحل خلیج فارس، به‌ویژه در بندرعباس، سیریک و جاسک، از شنیده شدن صدای چند انفجار و فعال شدن پدافند ضدهوایی خبر داده بودند.

رسانه‌های داخلی ایران نیز بامداد سه‌شنبه گزارش دادند که «جنگنده‌های آمریکایی چند شناور ایرانی را در جنوب جزیره لارک هدف قرار دادند»؛ حمله‌ای که بنا بر این گزارش‌ها دست‌کم سه کشته برجای گذاشته است.

جنیفر گریفین، خبرنگار فاکس‌نیوز، به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد: «دو قایق متعلق به رژیم ایران که در حال مین‌گذاری در تنگه هرمز بودند شناسایی شدند و هر دو شناور سپاه پاسداران منهدم شدند.»

همچنین پایگاه خبری تابناک در تهران خبر داد که «دو قایق تندروی سپاه هدف حمله هوایی قرار گرفتند» و در نتیجه آن چهار نفر کشته شدند.

سپاه مدعی سرنگونی پهپاد آمریکایی شد

سپاه پاسداران اعلام کرد یک پهپاد آمریکایی را «سرنگون» کرده و به سوی چند پهپاد دیگر آمریکا که وارد حریم هوایی ایران شده بودند نیز شلیک کرده است.

در بیانیه سپاه که روز سه‌شنبه پنجم خرداد منتشر شد، آمده است پس از ورود «هواپیماهای نظامی آمریکا به حریم هوایی ایران در منطقه خلیج فارس»، یگان‌های پدافند هوایی سپاه «یک پهپاد ام‌کیو-۹ را شناسایی و منهدم کردند».

سپاه همچنین مدعی شد نیروهایش به سوی یک پهپاد آرکیو-۴ و یک جنگنده اف-۳۵ نیز شلیک کرده‌اند.

در این بیانیه اشاره‌ای به زمان دقیق وقوع این درگیری‌ها نشده است.

انتشار این بیانیه در حالی صورت می‌گیرد که سنتکام پیش‌تر از حملات ارتش آمریکا به اهدافی در جنوب ایران، از جمله قایق‌های در حال مین‌گذاری و سایت‌های پرتاب موشک، خبر داده بود.

رسانه‌های ایران نیز بامداد سه‌شنبه گزارش داده بودند که جنگنده‌های آمریکایی چند شناور ایرانی را در جنوب جزیره لارک هدف قرار داده‌اند؛ حملاتی که بنا بر گزارش‌ها دست‌کم سه کشته بر جای گذاشته است.

**

سفر هیئت مذاکره کننده رژیم به قطر - سفر هیأت رژیم ایران به قطر همزمان با تشدید مذاکرات با آمریکا

در حالی که گمانه‌زنی‌ها درباره نزدیک شدن تهران و واشینگتن به یک توافق تازه افزایش یافته، رسانه‌های حکومتی از سفر هیأتی بلندپایه از رژیم ایران به قطر خبر دادند. این سفر همزمان با اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره روند مذاکرات انجام شده است.

تلویزیون حکومتی روز دوشنبه اعلام کرد محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس رژیم، در رأس هیأتی رسمی وارد دوحه شده تا درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقه‌ای گفت‌وگو کند. پیش‌تر مقام‌های دولت پزشکیان، قالیباف را رئیس هیأت مذاکره‌کننده رژیم معرفی کرده بودند.

عباس عراقچی، وزیر خارجه رژیم، و عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، نیز در این سفر حضور دارند. به گزارش روزنامه شرق، بخشی از مذاکرات به موضوع آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده رژیم اختصاص یافته است.

بر اساس این گزارش، رایزنی‌های هیأت رژیم با مقام‌های قطری عمدتاً بر تنگه هرمز و ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران متمرکز خواهد بود. قطر که پیش‌تر نیز نقش میانجی میان تهران و واشینگتن را ایفا کرده بود، اکنون در کنار پاکستان در تلاش‌های دیپلماتیک فعال است.

همزمان دونالد ترامپ در شبکه «تروث سوشال» نوشت مذاکرات با رژیم ایران «خوب پیش می‌رود»، اما تأکید کرد هر توافقی باید «عالی و معنادار» باشد، در غیر این صورت توافقی در کار نخواهد بود.

ترامپ همچنین با انتقاد دوباره از برجام، آن را «فاجعه» خواند و هشدار داد اگر توافقی حاصل نشود، آمریکا «به شیوه‌ای دیگر» با رژیم ایران برخورد خواهد کرد.

**

قطر گزارش پیشنهاد ۱۲ میلیارد دلاری به رژیم ایران را تکذیب کرد؛ روبیو: توافق ممکن است ظرف چند روز حاصل شود

قطر گزارش‌ها درباره پیشنهاد ۱۲ میلیارد دلاری به رژیم ایران برای نهایی‌شدن توافق با آمریکا را رد کرد؛ تکذیبی که هم‌زمان با تشدید رفت و آمدهای دیپلماتیک و اظهارات تازه مقامات آمریکایی درباره نزدیک بودن توافق صورت می‌گیرد.

ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت‌خارجه قطر، روز سه‌شنبه پنجم خرداد در شبکه ایکس نوشت گزارشهایی که مدعی‌اند دوحه برای تضمین توافق با جمهوری اسلامی پیشنهاد مالی ارائه کرده، «کاملاً بی‌اساس» است.

او مدعی شد این گزارشها از سوی طرف‌هایی منتشر می‌شود که هدفشان برهم زدن روند توافق و تضعیف تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش در منطقه است.

الانصاری هم‌چنین تلاش‌های قطر را «شفاف و هماهنگ با شرکای منطقه‌ای» توصیف کرد و انتشار این روایتها را اقدامی برای خدشه‌دار کردن اعتبار دوحه دانست.

این موضع‌گیری تنها ساعاتی پس از سفر غیرمنتظره هیأتی از رژیم ایران به ریاست پاسدار قالیباف و با همراهی عراقچی به قطر مطرح شد.

خبرگزاری رویترز نیز به‌نقل از منابع آگاه گزارش داده بود که همتی رئیس کل بانک مرکزی رژیم برای گفتگو درباره آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده رژیم در چارچوب توافق احتمالی در دوحه حضور داشته است.

همزمان، خبرگزاری حکومتی تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز نوشت سفر قالیباف، عراقچی و رئیس بانک مرکزی به قطر در ارتباط با آزادسازی بخشی از پول‌های بلوکه‌شده جمهوری اسلامی در مرحله نخست اجرای تفاهم احتمالی انجام شده است.

بر اساس این گزارش، رژیم ایران اصرار دارد بخشی از دارایی‌های مسدودشده در همان مرحله اول آزاد شود.

شبکه الجزیره نیز به‌نقل از یک منبع آگاه مدعی شد قطر و آمریکا درباره آزادسازی بخشی از دارایی‌های مالی بلوکه‌شده جمهوری اسلامی به تفاهم رسیده‌اند.

در همین حال، مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا روز سه‌شنبه اعلام کرد دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی ممکن است تنها «چند روز» زمان ببرد و واشنگتن پیش از بررسی «راه‌های دیگر»، به دیپلماسی فرصت کامل خواهد داد.

روبیو که در مسیر سفر خود در شهر جیپور هند با خبرنگاران گفتگو می‌کرد، با اشاره به تنشها در خلیج‌فارس و حملات اخیر سنتکام تأکید کرد تنگه هرمز باید «به هر شکل ممکن» باز بماند.


او هم‌چنین از وجود «پیشنهاد بسیار محکمی» درباره بازگشایی تنگه هرمز و مذاکراتی «واقعی، مهم و محدود از نظر زمانی» درباره برنامه هسته‌یی رژیم ایران خبر داد.




🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



جنگ قدرت؛ گسترش یابنده بحرانی پایان ناپذیر در رأس حاکمیت رژیم آخوندی در ایران



جنگ قدرت؛ گسترش یابنده  بحرانی پایان ناپذیر در رأس حاکمیت  رژیم آخوندی در ایران

تشدید اعتراضات، باندهای حکومتی را وارد نبردی تازه کرده است

همزمان با گسترش بحران اقتصادی و افزایش نارضایتی‌های اجتماعی، نشانه‌های تازه‌ای از تشدید جنگ قدرت در درون حاکمیت نمایان شده است. در شرایطی که مقام‌های حکومتی طی ماه‌های گذشته با تکرار شعارهایی مانند «حفظ وحدت» و «شرایط جنگی» تلاش می‌کردند هرگونه اعتراض اجتماعی را سرکوب کنند، اکنون خود درگیر رقابت‌ها و تسویه‌حساب‌های درونی شده‌اند. تازه‌ترین نمونه این جنگ قدرت در ماجرای انتخابات هیات‌رئیسه مجلس دوازدهم آشکار شده است.

رسانه حکومتی جهان صنعت گزارش داد: «دوشبه ۴ خردادماه انتخابات هیات‌رییسه سومین اجلاسیه مجلس دوازدهم برگزار می‌شود؛ انتخاباتی که شرایط ویژه کشور باعث نشده تا یارکشی‌های معمول در این‌دست رخدادهای سیاسی انجام نشود. هرچند نحوه برگزاری انتخابات هیات‌رییسه با توجه به تعطیلی مجلس، در ‌هاله‌ای از ابهام قرار داشت».

پرده برداری از عملیات پایداری برای پایین کشیدن قالیباف

روزنامه حکومتی «جهان صنعت» در گزارش خود از آنچه «عملیات پایداری برای پایین کشیدن قالیباف» نامیده، پرده برداشت. این گزارش نشان می‌دهد که برخلاف تبلیغات رسمی حکومت درباره ضرورت انسجام داخلی، باندهای مختلف حکومتی همچنان سرگرم رقابت و سهم‌خواهی هستند.

بر اساس این گزارش، جریان‌های تندرو مخالف قالیباف تلاش کرده‌اند چهره‌هایی مانند مرتضی آقاتهرانی و نقدعلی را وارد رقابت ریاست مجلس کنند. هدف اصلی این اقدام، نه پیروزی واقعی، بلکه شکستن آرای قالیباف و جلوگیری از تثبیت موقعیت او عنوان شده است. روزنامه حکومتی جهان صنعت در گزارش خود تصریح می‌کند که تندروها به‌خوبی می‌دانند وزن سیاسی آنها با قالیباف قابل مقایسه نیست، اما تلاش دارند مانع از آن شوند که او با رأی بالا کنترل کامل مجلس را در اختیار بگیرد. هرچند که باند قالیباف توانست برای هفتمین بار او را بر کرسی ریاست مجلس حکومت ضد بشری بنشاند اما جنگ و جدال های باندی همچنان ادامه دارد.

این جنگ قدرت تنها به کرسی ریاست مجلس محدود نمانده است. گزارش رسانه حکومتی جهان صنعت از تلاش گسترده برای حذف نزدیکان قالیباف در جایگاه‌های نایب‌رئیسی و دبیری هیات‌رئیسه نیز خبر می‌دهد. طبق این گزارش، تمرکز اصلی مخالفان بر کنار زدن علی نیکزاد قرار گرفته و حتی برای کرسی دبیران هیات‌رئیسه «نهضت نام‌نویسی» شکل گرفته است تا آرای وابستگان قالیباف پراکنده شود.

جنگ قدرت و هراس از آینده

تحولات اخیر در مجلس، بازتاب بحرانی عمیق‌تر در ساختار قدرت حکومت ایران ارزیابی می‌شود. همزمان با افزایش فشارهای اقتصادی و رشد دوباره اعتراضات اجتماعی، باندهای حکومتی نسبت به آینده سیاسی خود احساس ناامنی بیشتری می‌کنند. هر جریان تلاش می‌کند پیش از هر تحول احتمالی، موقعیت خود را تثبیت و رقبای درونی را تضعیف کند.

در ماه‌های اخیر، همزمان با تشدید تورم، سقوط ارزش پول ملی و گسترش اعتراضات صنفی و معیشتی، سردمداران حکومتی بارها بر ضرورت «وحدت داخلی» تاکید کرده بودند. با این حال، افشای لابی‌های سنگین و رقابت‌های پشت‌پرده در انتخابات هیات‌رئیسه مجلس، شکاف‌های عمیق در ساختار قدرت را آشکارتر کرده است.

تحلیلگران حکومتی نیز از افزایش تنش میان باندهای مختلف خبر می‌دهند. برخی رسانه‌های نزدیک به حکومت هشدار داده‌اند که ادامه این جنگ قدرت می‌تواند شکاف‌های درونی را عمیق‌تر کند. با این حال، نشانه‌ها حاکی از آن است که رقابت بر سر سهم بیشتر از قدرت، بر هرگونه انسجام سیاسی غلبه کرده است.

نکته قابل‌توجه این است که رسانه‌های داخلی نیز دیگر قادر به پنهان کردن ابعاد این بحران نیستند. وقتی رسانه‌ای مانند جهان صنعت آشکارا از «عملیات برای پایین کشیدن قالیباف» سخن می‌گوید، درواقع تصویری از ساختاری ارائه می‌دهد که درگیر فرسایش درونی و بی‌اعتمادی گسترده شده است.

اعتراضات اجتماعی و تشدید شکاف‌ها و جنگ و جدال‌های باندی

همزمان با این جنگ قدرت، موج تازه‌ای از اعتراضات اجتماعی در شهرهای مختلف ایران جریان دارد. بازنشستگان، کارگران، معلمان و دیگر اقشار معترض طی هفته‌های اخیر بارها نسبت به وضعیت اقتصادی، گرانی و کاهش شدید قدرت خرید اعتراض کرده‌اند. بسیاری از ناظران معتقدند که افزایش این اعتراضات، ترس باندهای حکومتی از آینده را تشدید کرده است.

در چنین شرایطی، نزاع‌های درونی حکومت بیش از گذشته نمایان شده است. هر باند حکومتی تلاش می‌کند موقعیت خود را حفظ کند و مانع حذف شدن از ساختار قدرت شود. این جنگ قدرت اکنون به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بحران درونی حکومت تبدیل شده است.

در حالی که جامعه ایران زیر فشار شدید اقتصادی قرار دارد، رقابت‌های درونی حاکمیت نشان می‌دهد که اولویت اصلی باندهای قدرت نه حل مشکلات مردم بلکه حفظ جایگاه سیاسی و گسترش نفوذ خود در ساختار حکومت است. افزایش این شکاف‌ها، تصویری از حاکمیتی ارائه می‌دهد که بیش از هر زمان دیگری با بحران مشروعیت و فرسایش درونی روبه‌رو شده است.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



اعدام بلوچ؛ چرا کشتار در سکوت ادامه دارد؟ - صدها خانواده بلوچ در هراس اجرای احکام اعدام فرزندانشان



       اعدام بلوچ؛ چرا کشتار در سکوت ادامه دارد؟  - صدها خانواده بلوچ در هراس اجرای احکام اعدام فرزندانشان

صدها خانواده بلوچ همچنان در هراس اجرای احکام اعدام زندگی می‌کنند

اعدام بلوچ در سال‌های اخیر به یکی از تلخ‌ترین بحران‌های حقوق بشری در ایران تبدیل شده است. آماری که نهادهای حقوق بشری منتشر می‌کنند، ابعاد هولناک این فاجعه را آشکار می‌سازد. با وجود تکرار مداوم این اعدام‌ها، واکنش نهادهای حکومتی همچنان بر پایه سکوت، سرکوب و پنهان‌کاری استوار مانده است. بسیاری از فعالان حقوق بشر هشدار می‌دهند که عادی شدن خبر اعدام، جامعه را در برابر یک فاجعه انسانی بی‌حس کرده است. البته احکام اعدام هر روز دامنه آن در سراسر ایران گسترش یافته است و حکومت ولایت فقیه از احکام اعدام به عنوان ابزاری درخدمت بقاء نظام بکار می‌گیرد. فعالان سیاسی و نهادهای حقوق بشری روزانه گزارشات متعددی از اعدام در شهرهای ایران را منتشر می‌کنند که نقض حقوق بشر به شدیدترین شکل صورت می‌گیرد و به نوعی یک نسل کشی که نمونه آن در تابستان ۶۷ صورت گرفت در حال انجام است.

بر اساس گزارش «شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان»، از سال ۲۰۱۷ تا پایان سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۷۶۶ شهروند بلوچ در زندان‌های ایران اعدام شده‌اند. این آمار تنها مربوط به مواردی است که امکان ثبت و مستندسازی آنها وجود داشته است. فعالان بلوچ تأکید می‌کنند که فضای شدید امنیتی در استان سیستان و بلوچستان و فشار بر خانواده‌ها، مانع انتشار بسیاری از موارد دیگر شده است.

اعدام مردم بلوچ در حالی ادامه دارد که جمعیت بلوچ‌ها تنها حدود ۵درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهد. با این حال سهم آنها از احکام اعدام به‌طرز چشمگیری بالااست. بخش بزرگی از این احکام به پرونده‌های مواد مخدر مربوط می‌شود. نهادهای حقوق بشری می‌گویند فقر گسترده، نبود فرصت شغلی و محرومیت ساختاری، بسیاری از جوانان بلوچ را در معرض اتهام‌های مرتبط با سوخت‌بری و مواد مخدر قرار داده است.

اعدام بلوچ و نقش فقر سیستماتیک

فعالان اجتماعی در سیستان و بلوچستان بارها اعلام کرده‌اند که توسعه‌نیافتگی عامدانه و تبعیض حکومتی، مردم این منطقه را به حاشیه رانده است. بسیاری از شهروندان بلوچ از حداقل امکانات درمانی، آموزشی و اشتغال محروم هستند. در چنین شرایطی، شمار زیادی از خانواده‌ها تنها از طریق مشاغل پرخطر امرار معاش می‌کنند.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که ده‌ها نفر از اعدام‌شدگان بلوچ، نان‌آور خانواده بوده‌اند. اکنون بسیاری از خانواده‌ها پس از اجرای حکم، با بحران شدید اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو شده‌اند. در موارد متعددی نیز خانواده‌ها تنها چند ساعت پیش از اجرای حکم مطلع شده‌اند و حتی امکان آخرین ملاقات را نداشته‌اند.

اعدام بلوچ فقط به پرونده‌های مواد مخدر محدود نمانده است. شماری از زندانیان بلوچ با اتهام‌های سیاسی، امنیتی و عقیدتی اعدام شده‌اند. نهادهای حقوق بشری می‌گویند بسیاری از این پرونده‌ها فاقد روند دادرسی عادلانه بوده‌اند. محرومیت از وکیل مستقل، اعتراف‌گیری تحت فشار و نبود شفافیت قضایی از جمله مواردی است که بارها درباره آنها گزارش منتشر شده است.

زندان مرکزی زاهدان یکی از اصلی‌ترین مراکز اجرای احکام اعدام در استان بوده است. بر اساس آمار منتشرشده، حکم اعدام دست‌کم ۲۸۳ زندانی بلوچ تنها در این زندان اجرا شده است. خانواده‌های زندانیان بارها نسبت به شرایط غیرانسانی نگهداری زندانیان و بی‌خبری از وضعیت پرونده‌ها اعتراض کرده‌اند.

سکوت در برابر اعدام بلوچ

آنچه بیش از آمار اعدام بلوچ افکار عمومی را تکان می‌دهد، عادی شدن این چرخه مرگ است. خبر اعدام‌ها معمولا چند روز در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کند و سپس در میان انبوه اخبار روزمره فراموش می‌شود. فعالان حقوق بشر می‌گویند این بی‌تفاوتی، به حکومت امکان داده است که بدون هزینه سیاسی گسترده، روند اعدام‌ها را ادامه دهد.

همزمان بسیاری از زندانیان بلوچ همچنان در صف اجرای حکم قرار دارند. خانواده‌های آنان در نگرانی دائمی زندگی می‌کنند. برخی مادران و همسران زندانیان می‌گویند هر تماس تلفنی زندان برای آنها می‌تواند خبر پایان زندگی عزیزانشان باشد.

اعدام بلوچ اکنون تنها یک پرونده حقوق بشری نیست. این مسئله به نمادی از تبعیض، سرکوب و محرومیت ساختاری در ایران تبدیل شده است. فعالان بلوچ تأکید می‌کنند که سکوت در برابر این اعدام‌ها، به معنای پذیرفتن ادامه چرخه خشونت حکومتی علیه مردمی است که سال‌ها تحت فشار امنیتی و اقتصادی قرار داشته‌اند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



تداوم کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"در هفته صدو‌بیست‌و‌دوم در ۵۶ زندان مختلف



تداوم کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"در هفته صدو‌بیست‌و‌دوم در ۵۶ زندان مختلف

بیانیه کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام در هفته صدوبیست‌و‌دوم، با این فراخوان که «ارگان‌های حقوق‌بشری بین‌المللی در مبارزه با تراژدی اعدام کنار مردم ایران بایستند»، روز سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ منتشر شد. این بیانیه ضمن یادآوری اعدام شماری از شورشگران قیام دی‌ماه و موج اعدام‌های اخیر توسط رژیم جلادان، خاطرنشان می‌کند که بر اساس اطلاعات رسیده دست‌کم ۷۲ تن از ابتدای سال تاکنون اعدام شده‌اند که بالغ بر ۲۵ تن از آنها زندانیان سیاسی _امنیتی بوده‌اند. علاوه بر موارد بر شمرده شده، ده‌ها و صدها زندانی بی‌نام و نشان دیگر در زندان‌های مختلف زیر حکم اعدام قرار دارند و در هفته اخیر حکم اعدام زندانی سیاسی منوچهر فلاح در زندان لاکان رشت پس از نقض مجدد تأیید و روح‌الله کرکی در زندان شیبان اهواز و حکم اعدام زندانیان سیاسی میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سید محمدمهدی حسینی متهمان پرونده موسوم به “شهرک اکباتان” تأیید شده و جان آنها به‌شدت در خطر است.

در مقابل این اعدام‌ها، کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"در زندان‌ها صدو‌بیست‌و‌دو هفته ایستادگی کرده‌اند. از جمله بند زنان زندان اوین که هر سه‌شنبه در اعتراض به این اعدام‌ها شعار سرمی‌دهند و به همین خاطر از طرف زندان ممنوع‌الملاقات شده و از تماس تلفنی با خانواده‌های خود محروم شده‌اند.

در ادامه این بیانیه، ضمن تأکید بر نقش زنان در قیام‌ها و هم‌چنین نقش زنان در کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، از جمله آمده است که جنبش دادخواهی مملو از نام زنانی است که علیه اعدام شوریده و در پیشبرد جنبش نه به اعدام نقش جدی داشته‌اند.

در کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" نیز زنان مقاوم در زندان‌های مختلف همواره صدای آزادی و حق حیات سرداده‌اند از همین رو حکومت حتی نمی‌تواند صدای زنان را تحمل کند، چرا که زن‌ستیزی یکی از پایه‌های اصلی حاکمیت از روز اول است.
در یک هفته اخیر کمیسرعالی حقوق‌بشر ولکر تورک و عفو بین‌الملل و بسیاری از مراجع مدافع حقوق‌بشر موج اعدام‌ها در ایران را محکوم کردند و خواستار توقف فوری آن در ایران شدند و در همین راستا پارلمان اروپا نیز قطعنامه‌‌ای در محکومیت اعدام‌ها و سرکوب‌های هدفمند حکومت ایران تصویب کردند و خواستار فشار قاطع بر این حکومت شدند و از دولت‌های خود خواسته‌اند هر گونه مراوده سیاسی با ایران را مشروط به توقف احکام اعدام‌ها بکنند.
ما اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" دیگر بار از ارگان‌های حقوق‌بشری بین‌المللی و وجدان‌های بیدار می‌خواهیم که با به‌کارگیری اقدامات مؤثر مانع تداوم اعدام‌های غیرانسانی شوند و در تراژدی اعدام‌ها کنار مردم ایران و خواست آنها برای آزادی و عدالت و لغو حکم اعدام بایستند.

اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ در هفته صدو‌بیست‌ودوم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:

زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبد کاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام


هفته صدو بیست‌ودوم -  سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ .  #کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران - حکم جنایتکارانه ۳۷ سال و ۶ ماه حبس برای زندانی سیاسی، بیژن کاظمی، توسط دژخیم صلواتی



اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران - حکم جنایتکارانه ۳۷ سال و ۶ ماه حبس برای زندانی سیاسی، بیژن کاظمی، توسط دژخیم صلواتی

شورای ملی مقاومت ایران -سربرگ

حکم جنایتکارانه ۳۷ سال و ۶ ماه حبس برای زندانی سیاسی، بیژن کاظمی، توسط دژخیم صلواتی . در یک اقدام ضدانسانی، زندانی سیاسی مجتبی تقوی، برادر مجاهد شهید محمد تقوی، به تیمارستان منتقل شد فراخوان مجدد به بازدید هیأت حقیقت‌یاب بین‌المللی از زندان‌های ایران  .  زندانی سیاسی، بیژن کاظمی ۴۵ ساله، پس از تحمل ۱۶ ماه بلاتکلیفی، بازجویی و شکنجه‌های طاقت‌فرسا در مخفیگاه‌ها و بندهای امنیتی، در شعبه ۱۵ بیدادگاه ضدانقلاب تهران به ریاست دژخیم ابوالقاسم صلواتی در مجموع به ۳۷ سال و ۶ ماه زندان محکوم شد.

بیژن در اول بهمن ۱۴۰۳ توسط مأموران اطلاعات در کوهدشت دستگیر و به بند ۲۰۹ اوین منتقل شد و تحت شکنجه قرار گرفت. وی پس از تخلیه زندان اوین در تیر ۱۴۰۴ به زندان فشافویه و در مهر ۱۴۰۴ مجدداً به اوین منتقل شد. در اطلاعیه ۱۳ تیر ۱۴۰۴ دبیرخانه شورای ملی مقاومت آمده است: «بازجویان ادعا می‌کنند که او برای ضارب رازینی و مقیسه، دو سردژخیم قضاییه خامنه‌ای، سلاح تهیه کرده است». بیژن یک‌بار دیگر در فروردین ۱۳۹۹ دستگیر و بیش از ۲ سال در زندان خرم‌آباد محبوس بود.

در یک اقدام جنایتکارانه و ضدانسانی دیگر، زندانی سیاسی، مجتبی تقوی ۵۸ ساله، برادر مجاهد شهید محمد تقوی که در ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ سربه‌دار شد، از زندان به تیمارستان امین‌آباد(محل نگهداری بیماران روانی) منتقل شد. موضوعی که فشار بر او و خانواده تقوی را دوچندان می‌کند. مجتبی در اسفندماه ۱۴۰۲ صرفاً به‌دلیل ارتباط با برادر مجاهدش دستگیر شد و پس از ماه‌ها شکنجه و بازجویی در مهر ۱۴۰۳ به ۶ سال و ۷ ماه زندان محکوم شد. دژخیمان در یک رفتار کینه‌توزانه مجتبی را مورد اذیت و آزار قرار می‌دادند و به‌خصوص پس از شهادت برادرش، در تحویل دادن داروهای او اخلال ایجاد می‌کردند.

فاشیسم دینی حاکم بر ایران در هراس از فوران خشم خلق و برای جلوگیری از قیام، تلاش می‌کند با تشدید اعدام و سرکوب، صدور احکام سنگین حبس و اذیت و آزار زندانیان سیاسی، فضای رعب و وحشت ایجاد کند. مقاومت ایران بار دیگر بر ضرورت بازدید هیأت حقیقت‌یاب ملل متحد از زندان‌های ایران و دیدار با زندانیان به‌ویژه زندانیان سیاسی تأکید می‌کند.


دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

۵ خرداد ۱۴۰۵ (۲۶ مه ۲۰۲۶)


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7