۱۴۰۵ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

خورشید جنبش دادخواهی بر سپهر ایران



خورشید جنبش دادخواهی بر سپهر ایران

نهانی‌های سالیان جنایت‌گستر حاکمیت قتل‌عام را کدامین پرتو، آشکار می‌کند؟ کدام صفیری حتی یک روز هم از حرکت و روشنگری در ایران و جهان بازنمی‌ایستد؟ کدام رشته‌‌ای میان مادران ایرن‌زمین و جغرافیای خاوران آن، پیوند ناگسستنی را مهر زده است؟

جنبش دادخواهی؛ تکیه‌گاه کهکشانی از خاطره، عاطفه، امید و عشق

«جنبش دادخواهیِ قتل‌عام‌شدگان تابستان ۶۷» در ۳۸ سال گذشته به فرهنگی از گفتار، ارتباط و مسؤلیت‌پذیری میان ایرانیان داخل و خارج کشور بالغ شده است. گسترده‌ترین و عمیق‌ترین پیوند میان خانواده‌های قتل‌عام‌شدگان تابستان ۶۷ و نیز خانواده‌های شقایق‌های قیام‌های سه دهه‌ی اخیر را جنبش دادخواهی میسر نموده است.

گرامی‌داشت هر خاطره‌، نام و راه شقایق‌های محبوب آزادی، برگی از تاریخ پایداری و نبرد برای آزادی را به آلبوم همیشه گشوده‌ی جنبش دادخواهی می‌افزاید. هر گرامی‌داشتی، همبستگیِ خاطره‌ها و عاشقانه‌های مشترک است. هر گرامی‌داشتی، پرده‌‌ای از جنایت بزرگ قرن توسط خمینی را کنار می‌زند. هر پرده‌‌ای از جنایت و سانسور که پس زده می‌شود، شکوه و غرور مبارزه و پایداریِ نسل‌های فرهیخته‌ی مرز پرگهر ایران آشکار می‌شود.

اکنون جنبش دادخواهی به تکیه‌گاه کهکشانی از خاطره، عاطفه، امید و عشق انسانی و اجتماعی بالغ شده ا‌ست.

اعتلای جنبش دادخواهی به یک هویت

مادران، سنگین‌ترین بهای عاطفیِ وطن برای آزادی را پرداخت کرده‌اند و در زمره‌ی کانون‌های انگیزه‌‌‌گستر جنبش دادخواهی هستند. فریاد هر مادر دادخواه، ندای ایران‌زمین برای ستاندن داد از بیدادگران سلطه‌گر ولایی ــ آخوندی است. فدای بیکران مادران و استحکام و پایداری‌ عاشقانه‌شان، قلب تپنده‌ی جنبش دادخواهی‌ست. خاطرات مادران ایران‌زمین، آلبوم عظیم گواهان بیش از ۴ دهه جنایت علیه شیفتگان محبوب آزادی است. رازهای نهفته در زوایای ۴۷ سال آه و شکیبایی فوق تصور مادران، حجیم‌ترین و بزرگ‌ترین اسناد دادخواهی ایران علیه حاکمیت متکی بر قتل‌عام و اعدام است.

اینک موقعیت ویژه‌ی سیاسی و اجتماعی ایران ــ به‌طور خاص پس از قیام دی ۱۴۰۴ ــ ایجاب می‌کند که شبکه‌ی داخلی و بین‌المللیِ جنبش دادخواهی سازمانیافته‌تر، همه‌جانبه‌تر و گسترده‌تر در میان اقشار ایرانیان به‌عنوان یک «هویت» ظهور یابد.

برگ‌ و بار ظفرنمون جنبش دادخواهی

پیام جنبش دادخواهی از قاره‌ها و اقیانوس‌ها عبور نمود و با روشنگری بر بام جهان، وجدان‌های بیدار را به حمایت از آن گرد آورده است. اکنون این فعالیت‌ها بدل به یک سنت و فرهنگ پایدار گشته که پلی بین راهیان و راویان جنبش دادخواهی در ایران و خارج از ایران شده است.

محکومیت‌های پیاپیِ فصلی و سالیانه‌ی حاکمیت متکی بر اعدام و نقض حقوق بشر توسط مجامع جهانی و نهادهای سازمان ملل متحد، برگ‌هایی از گستره و میدان فراخ جنبش دادخواهی هستند. زیربنای حقوقی این محکومیت‌ها و تهیه‌ی انبوه اسنادشان، با هزاران ساعت فعالیت جنبش دادخواهی توسط ایرانیان در داخل ایران و سراسر جهان محقق شده است. محکومیت‌هایی که نظام آخوندی را بدل به منفورترین حکومت در جهان نموده است. هر قطعنامه‌ی محکومیت، گواه مستدل و مستند برگ‌ و بار ظفرنمون گلستان جنبش دادخواهی‌ست. 

چشم‌انداز تکامل جنبش دادخواهی

جنبش دادخواهی، اصالت و هویت یک پایداری شکوه‌مند برای آزادی را نمایندگی می‌کند؛ یک پایداری سرفراز ملی و جهانی. اینک کلیه‌ی فعالیت‌های این جنبش را باید به نتیجه‌ی مطلوب و راهگشا برای به رسمیت شناختن حق پایداری و مقاومت برای مردم و مقاومت ایران بالغ نمود.

جنبش دادخواهی در وسعتی ملی و جغرافیایی، با میلیون‌ها سند و گواه ناظر بر ۴۷ سال جنایت علیه حق مسلم آزادی مردم ایران، اینک باید حق این پایداری را به یک دست‌آورد سیاسی برای جبهه‌ی سراسریِ مبارزه برای آزادی و پایداری و مقاومت سراسری بدل کند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



چرا سرنگونی نیازمند یک سازمان‌یافتگی سراسری است؟



چرا سرنگونی نیازمند یک سازمان‌یافتگی سراسری است؟

مکانیسم‌های واقعی تغییر رژیم می‌بایست به‌دقت آسیب‌شناسی شوند.

باور به فروپاشی ارگانیک و خودبه‌خودی فاشیسم دینی، توهمی آسیب‌زا است که نادیده گرفتن ماشین سرکوب حکومتی را در پی دارد. تغییر واقعی، نیازمند درهم‌شکستن فیزیکی و تشکیلاتی اهرم محوری سرکوب یعنی سپاه پاسداران، اتکا به «کانون‌های شورشی» به‌عنوان شبکه میدانی قیام و تکیه بر یک «آلترناتیو دموکراتیک سازمان‌یافته» برای تضمین انتقال مسالمت‌آمیز قدرت و جلوگیری از آنارشی است.

مرز میان آرزواندیشی و واقع‌گرایی راهبردی

در فضای تحلیلی سیاست معاصر ایران، جایی که مرز میان «آرزواندیشی» و «واقع‌گرایی راهبردی» اغلب مخدوش و ناپیدا می‌شود، پرسش در شرایط کنونی دیگر بر سر لزوم اصل تغییر نیست، بلکه تماماً بر سر «چگونگی» و مکانیسم اجرایی آن متمرکز شده است.

آیا رژیم ولایت فقیه تحت فشارهای تراکم‌یافته درونی و انزوای بین‌المللی دچار فروپاشی خودبه‌خودی می‌شود؟ یا تغییر واقعی مستلزم درهم‌شکستن ارگان محوری و شریان حیاتی سرکوب، یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؟

تحلیل ساختاری رفتار حاکمیت نشان می‌دهد که حضور «آلترناتیو دموکراتیک» و «کانون‌های شورشی»، تنها ضمانت اجرایی برای گذار مسالمت‌آمیز، حفظ تمامیت جامعه و جلوگیری از بروز هرج و مرج و آنارشی در فردای سرنگونی است.

بطلان نظریه «فروپاشی خودبه‌خودی» و ساختار نظام‌های توتالیتر

یکی از رایج‌ترین و در عین‌حال خطرناک‌ترین خطاهای تحلیلی، انتظار برای فروپاشی ارگانیک و خودبه‌خودی سیستم‌های توتالیتر و فاشیسم دینی است. بقای حاکمیت کنونی به‌طور بیولوژیک و ساختاری به بقای سپاه پاسداران گره خورده است. برخلاف نظام‌های اقتدارگرای کلاسیک که ممکن است تحت فشارهای اقتصادی یا سیاسی دچار گسست درونی و اصلاح شوند، فاشیسم دینی فاقد هر گونه مکانیسم اصلاح درونی است.

بنابراین سقوط نظام حاکم یک حادثه اتفاقی نیست، بلکه یک «پروژه» تدوین‌شده است که پیش‌شرط بنیادین آن درهم‌شکستن فیزیکی و تشکیلاتی دستگاه سرکوب توسط «مقاومت سازمان‌یافته» و قیام سراسری است.

از این منظر، انتظار برای استحاله یا فروپاشی از درون، حاصلی جز طولانی کردن عمر استبداد و انفعال نیروهای اجتماعی ندارد. تحول واقعی تنها زمانی محقق می‌شود که نیرویی رزمنده و آگاه در شهرهای ایران، قادر به رویارویی با ماشین جنگی سپاه بوده و توازن قوا را در میدان عمل به‌نفع مردم تغییر دهد.

آلترناتیو دموکراتیک؛ سدی استوار در برابر آنارشی

یکی از دغدغه‌های اصلی در ادبیات سیاسی معاصر، ترس‌پراکنی نسبت به بروز آنارشی و فروپاشی نهادهای مدنی پس از سقوط استبداد است. حاکمیت همواره از این ترس جامعه به‌عنوان ابزاری برای سلب اراده تغییر استفاده کرده است. پاسخ واقعی به این هراس جمعی، نه در شعارهای کلی و انتزاعی، بلکه در «آمادگی عملی» و برنامه مدون شورای ملی مقاومت ایران نهفته است.

این ائتلاف، دهه‌هاست خود را برای «ساعت صفر» و اداره مرحله گذار آماده کرده است. برنامه‌های عملیاتی این آلترناتیو شامل موارد زیر است:

بهره‌گیری از توان کارشناسی متخصصان در داخل و خارج از کشور برای اداره نهادهای خادمانه و خدمات عمومی

انتقال قانونمند قدرت بدون انقطاع در خدمات اساسی و ساختارهای اداری و اجرایی کشور

تشکیل بلافاصله یک دولت موقت پس از سرنگونی که مسئولیت اصلی آن برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی ظرف مدت ۶ ماه است

تدوین قانون اساسی توسط مؤسسان بر پایه رأی و اراده مستقیم مردم و سپردن آن به رفراندوم عمومی

تفاوت بنیادی شورش کور و انقلاب سازمان‌یافته

ساختار حرفه‌‌ای و طرح مدون آلترناتیو دموکراتیک، مرز فاصل دقیق میان یک «شورش کور» و یک «انقلاب سازمان‌یافته» را رسم می‌کند. این سازوکار تضمین می‌کند که اقتدار سیاسی مستقیماً از دست دیکتاتوری به دست جمهور مردم منتقل شود، بی‌آن که کشور دچار خرابی، خلأ قدرت یا آنارشی شود.

مسئولیت تاریخی و انتخاب راهبردی

سرنوشت سیاسی ایران بر سر یک انتخاب تاریخی بزرگ رقم می‌خورد: آیا باید در انفعال به امید معجزه غیرواقعی «فروپاشی خودبه‌خودی» نشست، یا باید به نیروی رزمنده و سازمان‌یافته‌ای با ریشه‌های عمیق اجتماعی تکیه کرد که هم توانایی درهم‌شکستن اهرم سرکوب سپاه را دارد و هم دارای طرحی دقیق و مدون برای «فردای سرنگونی» است؟

واقعیت سرسخت میدانی نشان می‌دهد که بدون سازمان‌یافتگی سراسری و انضباط مبارزاتی، ماشین سرکوب استبداد عقب نخواهد نشست. مسیر آزادی ایران، از دالان درهم‌شکستن قهر سازمان‌یافته حکومتی توسط قهر سازمان‌یافته مردمی می‌گذرد. این همان مسیری است که شورای ملی مقاومت با تکیه بر شبکه‌های داخلی خود هموار کرده تا اطمینان حاصل شود که طلوع آزادی، نه آغاز هرج‌ومرج، بلکه سرآغاز عصری نوین و دموکراتیک، مبتنی بر حاکمیت قانون و اراده آزاد جمهور مردم ایران خواهد بود.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



مسعود رجوی- از مصاحبه‌های سال ۱۳۵۹: دستیابی به استقلال و رهایی از وابستگی



                      مسعود رجوی- از مصاحبه‌های سال ۱۳۵۹: دستیابی به استقلال و رهایی از وابستگی

✅در دنیای معاصر ما، برای دست یافتن به استقلال پایدار ملی و خروج از مدار اسارت و وابستگی جامعه باید یک سری تغییرات اجتناب‌ناپذیری را در سازمان داخلی خودش بپذیرد.
مثل ورزشکاری که برای موفقیت در یک رشته و وزن بخصوص، باید بدن خودش را تربیت و سازمان خاصی بدهد، جامعه نیز فی‌المثل برای برداشتن وزنه‌ی استقلال و وابستگی بایستی تناسب اندام بدست آورد،

➖باید اختلاف طبقاتی را به حداقل برساند تا بتواند اصلی‌ترین بخش مولد خود یعنی کارگران و دهقانان را بسیج و آماده‌ی کارزار کند،

➖باید ارتش کلاسیک را که ابزار قهر و حاکمیت طبقات بالایی بر طبقات پایینی است، به ارتش خلق تبدیل کند،

➖باید شوراهای مردمی را در همه جا گسترش بدهد،

➖ باید حقوق انقلابی و آزادی‌های اساسی همه‌ی اعضا و جوارح خود را به رسمیت بشناسد،

➖باید قوه‌ی رهبری‌کننده و اعتقادات شایسته برای انجام همه‌ی این کارها را نیز در درون خودش رشد بدهد و باید... خود را از انواع آلودگی‌های رفرمیستی، لیبرالی، اپورتونیستی ارتجاعی و امثالهم تصفیه کند و...

🟠خوب، روشن شد که هر جامعه‌ای باید از این سرفصل‌ها عبور کند و این راه طولانی را هم، نه می‌شود جفت‌جفت پرید و نه می‌شود «لی‌لی» دوید. بلکه باید با متانت و استواری و ثبات قدم، ذره‌ذره‌ی راه را پیمود و به تاریخ هم نمی‌شود کلک زد!


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@

رژیم آخوندی دودیپلمات فرانسه را بعد از دستگیری عنصر نامطلوب اعلام کرد .وزیر خارجه فرانسه اعلام کرد دو دییلمات رژیم آخوندی را اخراج می‌کند


🔴 بدلیل اینکه رژیم آخوندی دودیپلمات فرانسه را  بعد از دستگیری عنصر نامطلوب اعلام کرد . فرانسه دو دییلمات رژیم آخوندی را اخراج می‌کند.

رژیم ایران با صدور بیانیه‌ای دو تن از کارکنان پیشین سفارت فرانسه در تهران را عنصر نامطلوب اعلام کرد. در مقابل فرانسه نیز از اقدام متقابل درباره دو دیپلمات رژیم خبر داد.

ژان نوئل بارو وزیر خارجۀ فرانسه اعلام کرد که به‌زودی دو دیپلمات ایرانی را از پاریس اخراج خواهد کرد.

بارو با انتشار مطلبی در شبکۀ ایکس، نوشته «مردم بزرگ ایران، قربانی دوره‌ای از فشار بی‌حد و حصر شده‌اند و از یک‌سو تحت فشار سرکوب خونین دیماه گذشته بوده‌اند و از سوی دیگر، زیر بمباران».

وزیر خارجۀ فرانسه در ادامه نوشته که «به همین دلیل حمایت فرانسه از هنرمندان، دانشمندان و محققان ایرانی و ایستادن در کنار مردم این کشور است که درست یک ماه پیش، دو دیپلمات فرانسوی به عمد و با بیشرمی مورد آزار و اذیت قرار گرفتند».

ژان نوئل بارو در انتها با یادآوری این‌که قبلاً هم گفته بوده که این موضوع، عواقبی خواهد داشت، از اخراج قریب‌الوقوع دو دیپلمات رژیم آخوندی از فرانسه خبر داده است.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@

رویترز: «حکام ایران، پس از جنگ، نگران اعتراضات هستند»



رویترز: «حکام ایران، پس از جنگ، نگران اعتراضات هستند»

رویترز در گزارشی با عنوان «حکام ایران، پس از جنگ، نگران اعتراضات هستند» نوشت: با وجود تمام قدرت‌نمایی‌های رهبران ایران پس از نزدیک به شش ماه جنگ، و با وجود بستن مؤثر تنگه هرمز که یک مسیر حیاتی برای تأمین نفت جهانی است، آنها در داخل کشور با فشارهای فزاینده‌یی روبه‌رو هستند. به‌گفته سه مقام ایرانی، این فشارها می‌تواند به اعتراضات سراسری منجر شود.

رویترز افزود: در پشت پرده، نگرانی‌های عمیقی نسبت به وضعیت اقتصادی و پتانسیل بروز اعتراضات گسترده وجود دارد. جنگ اخیر و تبعات آن، بار سنگینی بر دوش اقتصاد کشور گذاشته و زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است. مقامات ایرانی به این نکته واقف‌اند که ادامه این وضعیت و تشدید فشارها از سوی آمریکا می‌تواند به وخامت بیشتر اوضاع اقتصادی و در نتیجه، افزایش نارضایتی عمومی منجر شود که به‌طور بالقوه ثبات داخلی را تهدید می‌کند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نسرین (اکرم) شهرابی فراهانی از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی پس از ۴۷سال نبرد بی‌وقفه با فاشیسم مذهبی - تسلیت خانم مریم رجوی

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نسرین (اکرم) شهرابی فراهانی از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی پس از ۴۷سال نبرد بی‌وقفه با فاشیسم مذهبی  - تسلیت خانم مریم رجوی

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نسرین (اکرم) شهرابی فراهانی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی و عضو شورای ملی مقاومت پس از ۴۷سال نبرد بی‌وقفه با فاشیسم مذهبی. مجاهد والا نسرین شهرابی که سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ پس از چند ماه بیماری و بستری بودن در بیمارستان در لندن درگذشت، متولد ۱۳۳۷ در تهران، لیسانسیه ادبیات، در جریان انقلاب ضدسلطنتی با مجاهدین آشنا شد و پس از انقلاب ضدسلطنتی فعالیت‌های حرفه‌یی و تمام وقت خود را آغاز کرد.

خواهر مجاهد نسرین شهرابی (اکرم) پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز مقاومت سراسری با حداکثر شجاعت در واحدهای عملیاتی به‌نبرد با دیکتاتوری دینی و پاسداران جهل و جنایت ادامه داد.

او یکی از فرماندهان میلیشیا در تظاهرات و خیزش مسلحانه و حماسی ۵ مهر۱۳۶۰ بود که با قهرمانی برای نخستین‌بار شعار «مرگ بر خمینی» و «شاه سلطان خمینی مرگت فرا رسیده» را طنین‌انداز کردند.

قهرمان مجاهد خلق نسرین شهرابی در سال۱۳۶۴ از طریق پاکستان به‌منطقهٔ مرزی ایران و عراق اعزام شد و به واحدهای عملیاتی مجاهدین در منطقه مرزی پیوست.

با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران، لباس رزم و شرف ارتش صلح و آزادی را پوشید و به‌عنوان یک فرمانده دلیر در عملیات مختلف از جمله آفتاب، چلچراغ، فروغ جاویدان و عملیات مروارید حضوری قهرمانانه داشت و در ادامه به‌عنوان یکی از فرماندهان برجسته ارتش آزادیبخش ملی با استبداد دینی می‌جنگید.

قهرمان مجاهد خلق نسرین شهرابی در جریان حملهٔ مزدوران و وحوش نیروی تروریستی قدس به‌سرکردگی قاسم سلیمانی به اشرف در ۶ و ۷ مرداد۱۳۸۸ و در حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ در صفوف مقدم دفاع از اشرف بود. نبردهایی که تا سال ۱۳۹۳ در لیبرتی ادامه یافت.

برادر او مجاهد سربدار حمید رضا شهرابی فراهانی در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۶ در شکنجه‌گاه اوین به‌شهادت رسید.

خانم مریم رجوی با تسلیت به‌خاطر فقدان مجاهد والا نسرین شهرابی به او درود فرستاد و گفت او از آن نفس‌های مطمئنه و یگانه شده در راه و آرمانش است که خدا گفته است می‌پسندد و اکنون خوشنود آرمیده است.

سلام بر این شیرزن والا و جنگاور که از الگوهای درخشان مبارزه تاریخی و رهائیبخش زن ایرانی در برابر فاشیسم دینی و در مسیر رهایی میهن اسیر است.

به‌راستی در زمانه‌یی که هیولای آزادی‌کشی و زن‌ستیزی و هم‌چنین فرهنگ جنسیت و کالایی، یک‌سره برای تیرگی و تاریکی دنیای زنان می‌کوشند، وجود چنین زنانی، نور یک امید بزرگ و واقعی را برافروخته است.

مریم رجوی: پرواز جاودانگی ”اکرم“ عزیزم با سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی و نسل‌کشی مجاهدین و سربدار شدن زنان مجاهد در سراسر کشور همزمان شده است.

او در اوج سرفرازی و افتخار مبارزاتی، راه سربداران را با جنگ صد برابر ادامه داد و اکنون به زنان مجاهد سر موضعی می‌پیوندد که در سال ۶۷ با قهرمانی و رشادت و با نام مجاهد خلق بر بنیاد ارتجاع دین‌فروش خمینی و فرهنگ جهل و بندگی آتش گشودند.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



واشینگتن پست : چگونه چین و روسیه رژیم ایران را مسلح و خطرناک نگه می‌دارند



واشینگتن پست :  چگونه چین و روسیه رژیم ایران را مسلح و خطرناک نگه می‌دارند 

فهرست گسترده خواسته‌های رژیم ایران برای بازکردن تنگه هرمز، بسیاری را سردرگم کرده است و تعجب می‌کنند که چگونه می‌توان رویکرد شتاب‌زده ایالات متحده را در قبال رژیم تهران که در حال اعمال نفوذ است، درک کرد.

یک دلیل مهم برای تاب‌آوری، کشندگی و اهرم فشار رژیم ایران، حمایت روزافزون تهران از سوی چین و روسیه است. این دو کشور زمانی که اسرائیل و ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۵ به سایت‌های هسته‌ای و نظامی رژیم ایران حمله کردند و تهران را برای دفاع از خود تنها گذاشتند، در هیچ کجا دیده نمی‌شدند.

اما زمانی که آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه عملیات نظامی علیه رژیم ایران را آغاز کردند، روسیه کمک‌های خود را افزایش داد و پهپادها و پشتیبانی اطلاعاتی ارزشمندی را در اختیار رژیم ایران قرار داد که توانمندی‌های تهاجمی آن را تقویت کرد. گزارش شده است که روسیه با به اشتراک گذاشتن تاکتیک‌ها و فناوری‌های ارزشمند پهپادی که در میدان نبرد اوکراین آزمایش شده‌اند، به کمپین حملات پهپادی رژیم ایران کمک کرده است.

در واقع، استفاده گسترده رژیم ایران از حملات پهپادی علیه نیروهای آمریکایی و شرکا در سراسر خاورمیانه، یکی از قوی‌ترین ابزارهای تهران در طول جنگ بوده است. در ۱ مارس، یک پهپاد رژیم ایران به یک مرکز عملیاتی آمریکا در کویت اصابت کرد و شش سرباز آمریکایی را کشت.

شاید شگفت‌انگیزتر از همه این باشد که طبق گزارش‌ها، روسیه تصاویر ماهواره‌ای و سایر اشکال اطلاعاتی را در اختیار رژیم ایران قرار داده است تا حملات رژیم ایران به مواضع نظامی آمریکا در منطقه را امکان‌پذیر سازد و احتمالاً توانایی تهران را برای هدف قرار دادن نیروها و دارایی‌های با ارزش بالا — مانند رادارها و سایت‌های فرماندهی و کنترل — با پهپادها و موشک‌های بالستیک بهبود بخشد. در ۱۷ ژوئیه، سه سرباز آمریکایی در اثر حمله موشک بالستیک رژیم ایران در اردن کشته شدند.

چین هم بیکار ننشسته است. پکن مدت‌هاست که پشتیبانی با دو کاربرد (دوگانه) به تهران ارائه کرده است، به این معنی که کالاهایی که می‌توانند برای مقاصد غیرنظامی و نظامی استفاده شوند. این موضوع شاید بیش از همه در برنامه موشک‌های بالستیک رژیم ایران مشهود باشد. چین موادی شیمیایی مانند پرکلرات سدیم را در اختیار رژیم ایران قرار داده است که می‌تواند برای تولید پرکلرات آمونیوم استفاده شود. ماده اخیر تحت رژیم کنترل فناوری موشکی (یک توافق چندملیتی که هدف آن محدود کردن تکثیر موشکی است) کنترل می‌شود. پرکلرات آمونیوم می‌تواند در موتورهای راکت با سوخت جامد که توان‌بخش اکثر موشک‌های بالستیک هستند، استفاده شود.

محموله‌ها مداوم بوده‌اند. در ژانویه ۲۰۲۵، دو شناور باری رژیم ایران از چین حرکت کردند که حامل بیش از ۱۰۰۰ تن پرکلرات سدیم بودند. تا ژوئن ۲۰۲۵، تهران سفارش جدیدی برای پرکلرات آمونیوم از طریق یک شرکت هلدینگ مستقر در هنگ‌کنگ ثبت کرده بود.

در ۲۹ آوریل ۲۰۲۵، وزارت خزانه‌داری نهادهای رژیم ایران و چینی را به دلیل تامین مواد اولیه پیشران موشک برای سپاه پاسداران تحریم کرد و گفت این شبکه «تدارک پرکلرات سدیم» از چین به رژیم ایران را تسهیل کرده است.

کمک‌ها پس از حملات آمریکا و اسرائیل به رژیم ایران در ژوئن ۲۰۲۵ ادامه یافت. به گفته منابع اطلاعاتی اروپایی، چین حدود ۲۰۰۰ تن پرکلرات سدیم در چند محموله ارسال کرد که ورود آن‌ها از ۲۹ سپتامبر سال گذشته آغاز شد، زیرا تهران برای بازسازی ذخایر موشک‌های بالستیک خود تلاش می‌کرد. حتی در طول جنگ امسال، به نظر می‌رسد ارسال محموله‌های شیمیایی چین به رژیم ایران ادامه داشته است و بر اساس داده‌های ردیابی دریایی، دو کشتی مشکوک به حمل پرکلرات سدیم در ماه مارس وارد رژیم ایران شده‌اند.

اما پشتیبانی چین از توانایی رژیم ایران برای تهدید منطقه، فراتر از کمک به تولید موشک‌های بالستیک است. در سال ۲۰۲۴، سپاه پاسداران یک ماهواره شناسایی و نظارت چینی را که قبلاً توسط چین پرتاب شده بود به دست آورد که طبق گزارش‌ها تهران از آن برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی استفاده کرده است.

اگر واشنگتن این اقدامات روسیه و چین را نادیده بگیرد، حکومت تهران همچنان تاب‌آورتر و کشنده‌تر خواهد شد. این امر احتمالاً فشار بیشتری بر مهمات ایالات متحده وارد می‌کند، مشکلات در تنگه هرمز را تشدید می‌کند و پتانسیل ایجاد تلفات بیشتر آمریکایی در درگیری‌های آینده را دارد.

پاسخ ضعیف واشنگتن، کمک‌های بیشتری را برای رژیم ایران در حالی که به دنبال بازسازی توپخانه و پایه دفاعی-صنعتی خود است، جلب خواهد کرد. این می‌تواند شامل تحویل صدها سیستم دفاع هوایی دوش‌پرتاب QW-12 و FN-16 ساخت چین باشد.

برای تنبیه، بلوکه کردن و بازداشتن چین و روسیه از تقویت رژیم ایران، واشنگتن و متحدانش باید گام‌های قاطعی بردارند. این گام‌ها باید شامل افزایش پشتیبانی اطلاعاتی و مهماتی از حملات تهاجمی اوکراین و اعمال تحریم‌ها علیه پکن در صورت ارائه سیستم‌های تسلیحاتی یا قطعات نظامی قابل توجه به رژیم ایران باشد. ایالات متحده و متحدانش همچنین باید محموله‌های شیمیایی چین را که برنامه موشک‌های بالستیک رژیم ایران را تقویت می‌کند، توقیف کنند. در نهایت، کنگره باید جامعه اطلاعاتی را ملزم کند تا گزارش سالانه‌ای از پشتیبانی با کاربرد دوگانه پکن به رژیم ایران ارائه دهد و آن اطلاعات را با شرکای آمریکایی به اشتراک بگذارد.

واشینگتن پست :به قلم بردلی بومن و کامرون مک‌میلان



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



سایت انگلیسی : ترامپ تمام برگ‌های برنده را برای فروپاشی ایران از درون در اختیار دارد



                        سایت انگلیسی : ترامپ تمام برگ‌های برنده را برای فروپاشی ایران از درون در اختیار دارد

وقتی صحبت از فشار شدید اقتصادی می‌شود، واشنگتن بین همه چیز و هیچ چیز، گزینه‌های عظیمی در اختیار دارد. گزینه‌ای در این میان که آسیب زیادی به ایران وارد کند، کاملاً کارساز خواهد بود. آینده تاریک ایران زیر فشار ترامپ: تحت محتمل‌ترین سناریو، ایران شبیه کره شمالی بدون سلاح هسته‌ای یا کوبا بدون کوبا لیبره خواهد شد. تنها تهدید ترامپ به جنگ اقتصادی، این رژیم را برای مدتی به حاشیه استراتژیک جهان می‌راند. علاوه بر این، وعده رئیس‌جمهور برای اقدام نظامی در آینده را نیز اضافه کنید که در صورت شروع هر تحرکی از سوی ایرانی‌ها، همانند خاموش کردن یک آتش کوچک قبل از شعله‌ور شدن آتش‌سوزی بزرگ، آن‌ها را سرکوب کند. هیچ نتیجه‌ای وجود ندارد که در آن تهران در آینده قابل پیش‌بینی به قدرت و وزنی که یک سال پیش داشت بازگردد. و این، دوستان من، تازه سناریوی خوش‌بینانه است.

انتظار ایرانی فقیر، از نظر جغرافیایی منزوی و ضعیف‌تر در برابر همسایگانش را داشته باشید؛ بازیگری کم‌اهمیت در بازار جهانی انرژی و باری سنگین به جای یک دارایی برای دوستان و متحدان باقی‌مانده آیت‌الله.

توافق شود یا نشود، محتمل‌ترین وضعیت نهایی برای ایالات متحده به شکلی قابل توجه مشابه به نظر می‌رسد.

ایران در بازیابی توانمندی‌هایی که تهران را به قدرتی منطقه‌ای که باید از آن ترسید تبدیل می‌کرد، با نفوذ جهانی و وتوی مجازی بر هر مسیری به سوی خاورمیانه بزرگتر که شامل صلح، رفاه و امنیت گسترده باشد، ناکام مانده است. این یعنی: بدون سلاح هسته‌ای؛ بدون زرادخانه‌ای از تسلیحات دوربرد برای در هم کوبیدن همسایگان به هر میزان که بخواهند؛ و بدون ارتشی از نیروهای نیابتی که بتوانند به دستور برای کاشتن هرج و مرج و آشوب رها شوند. ایالات متحده تا حد زیادی به این اهداف دست یافته است. اکنون سوال این است: وضعیت نهایی برای تداوم جدول زمانی تا چه حد می‌توان پایین آوردن قدرت رژیم ایران در آینده به چه شکلی است؟

یک گزینه این است که ایران به توافق برسد.

نماینده ویژه رئیس‌جمهور تقریباً اصل مطلب را بیان کرد. جرد کوشنر اظهار داشت: اگر ایران مایل است توافقی را که با ما در حال بحث بوده به پایان برساند تا توانایی خود برای ساخت سلاح‌های هسته‌ای را کنار بگذارد، پس مشخصاً آن‌ها مایل به ایجاد توافقی هستند که می‌تواند برای مردم ایران عالی باشد. این چیزی است که او پذیرای آن خواهد بود.

ترجمه این است: ترامپ در مورد هیچ‌یک از دستاوردهایی که کسب کرده، مصالحه نخواهد کرد. او قرار نیست دوباره توانایی قلدری در منطقه را به ایرانیان بازگرداند. مزیت پذیرش این گزینه توسط ایران این است که رژیم از فقر مطلق می‌گریزد. ترامپ ممکن است در کاهش فشار خفقان‌آور اقتصادی سخاوتمندتر باشد. این ممکن است همان توافقی باشد که کوشنر پیش‌بینی کرد که برای مردم ایران عالی باشد، اما حداقل ایرانیان عادی مجبور نخواهند بود با تورم عظیم و نبود گوشت بر سر سفره کنار بیایند.

از سوی دیگر، تسلیم شدن در برابر خواسته‌های استراتژیک واشنگتن، که بدون شک شامل انواع هشدارها در مورد اعتماد و راستی‌آزمایی خواهد بود، کاملاً تحقیرآمیز خواهد بود. اعتراف به شکست، آنچه از رهبری رژیم باقی مانده را ضعیف نشان می‌دهد، همان تحقیرآمیزی که آن‌ها مشتاقانه سعی در اجتناب از آن دارند.

اگر آن‌ها بر عدم توافق پافشاری کنند، ترامپ فقط نخواهد گفت مهم نیست و آنجا را ترک نخواهد کرد. رژیم باید بهای آن را بپردازد. این ممکن است به خوبی تغییری باشد که آن‌ها اتخاذ می‌کنند. مجازات یک ملت بسیار آسان‌تر از مجازات دیکتاتورهای آن است.

مقاوم‌کنندگان اغلب برای مدت طولانی مقاومت می‌کنند. کره شمالی هرگز توافق نکرد و هنوز هم پابرجاست. کوبا نیز همین‌طور است که از میان خلیج خوک‌ها، بحران موشکی کوبا و دهه‌ها تحریم جان سالم به در برد. طالبان شکست خوردند و اکنون در جهنم خود که قبلاً افغانستان نامیده می‌شد، به سر می‌برند. مردم ممکن است تحت ستم و فقیر باشند، اما این برای رژیم‌هایی که استدلال می‌کنند تا زمانی که سرپا هستند در اوج قدرت‌اند، مسئله بزرگی نیست.

با این حال، اگر ایران به توافق تن ندهد، نه نفوذ استراتژیک خود را باز خواهد یافت و نه هرگز به چیزی بیش از یک منطقه عقب‌مانده و فقیر در جهان تبدیل خواهد شد. از آنجا که ظرفیت نظامی آن‌ها به شدت کاهش یافته است، تقریباً می‌توان روی تهدید ترامپ برای استفاده از زور و چمن‌زنی [رفع موقت مشکلات] در هر زمانی که لازم باشد حساب کرد. ایالات متحده نیز مجبور نخواهد بود که بار این مسئولیت را برای همیشه به تنهایی به دوش بکشد. اسرائیل بر ایران نظارت خواهد کرد. به احتمال زیاد همسایگان تهران نیز کمک خواهند کرد. ما همچنین احتمالاً شاهد ائتلاف‌های بین‌المللی در آبراه‌های خلیج فارس خواهیم بود که کمک می‌کنند تا

حفظ آزادی کشتیرانی. با همکاری ائتلاف و استراتژی حملات انتخابی، ایالات متحده می‌تواند سرعت عملیاتی معقولی را حفظ کند، زرادخانه‌های خود را مدیریت نماید و دارایی‌ها را به تئاترهای عملیاتی دیگر بازگرداند.

از دست دادن اهرم فشار. علاوه بر عدم دستیابی مجدد به اهرم استراتژیک، نفوذ ایران در تنگه به دلیل روی آوردن منطقه به ابزارهای جایگزین و انعطاف‌پذیر برای جابجایی کالا و خدمات، به تدریج برای تجارت جهانی و بازارهای نفت بی‌اهمیت خواهد شد. همانطور که در مقاله اخیر بلومبرگ اشاره شد: تولیدکنندگان نفت خاورمیانه با انتقال حجم عظیمی از نفت خام از خلیج فارس، به کنترل قیمت‌ها و کاهش ترس از جهش تورمی ناشی از انرژی کمک می‌کنند، حتی در حالی که جنگ ایران ادامه دارد. وقتی صحبت از تنگه می‌شود، تهران گروگان خود را کشته است؛ و هر کسی که فیلم فارگو را دیده باشد، می‌داند که ارزش یک گروگان مرده چقدر است. علاوه بر این، هیچ سناریویی وجود ندارد که در آن ایران بتواند تنگه را به یک منبع درآمد جدی تبدیل کند.

هیچ توافقی نمی‌تواند جایگزین قوانین بین‌المللی شود که حق عبور بی‌ضرر از تنگه‌ها را تضمین می‌کند. علاوه بر این، هیچ کشوری که بر تنگه‌ای نظارت دارد، حق قانونی برای دریافت عوارض ندارد. حتی ترکیه که تحت کنوانسیون مونترو، اختیارات گسترده‌ای برای مدیریت تنگه‌های بسفر و داردانل دارد، نمی‌تواند عوارض دریافت کند، بلکه فقط می‌تواند هزینه‌های مربوط به تامین کمک‌های ناوبری، بازرسی‌های ایمنی و سایر عملیات نگهداری تردد را دریافت نماید. ایران هرگز با دریافت هزینه‌های ترانزیت در تنگه هرمز ثروتمند نخواهد شد یا زیرساخت‌ها و ارتش خود را بازسازی نخواهد کرد.

بدون سلاح هسته‌ای.

ایران ممکن است به اندازه کره شمالی منزوی و فقیر شود (که در مقایسه، تولید ناخالص داخلی آن حدود ۲ درصد کره جنوبی است، آن هم با حمایت مستمر روسیه و چین). با این حال، کره شمالی دارای زرادخانه هسته‌ای قابل توجه و در حال رشدی است. اما این درسی برای جامعه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای است، همراه با دهه‌ها تلاش بیهوده برای متوقف کردن جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران. در آینده، بسیار بعید است که واشنگتن تحمل کند رژیم‌های سرکش به زرادخانه هسته‌ای دست یابند؛ و درس آموخته شده این است که مداخله زودتر بهتر از دیرتر است. در نتیجه، ایرانی که تحت تحریم‌ها و محاصره‌های شدید قرار دارد، شبیه به کره شمالی خواهد بود، اما بدون مزیت حضور در باشگاه هسته‌ای.

بدون اقتصاد.

محور اصلی اقتصاد ایران انرژی است. بیش از ۵۰ درصد صادرات کشور از سوخت و محصولات مرتبط تامین می‌شود. ایران نه تنها با رقابت شدید سایر تامین‌کنندگان و چالش تحریم‌ها روبرو خواهد شد، بلکه به احتمال زیاد تقریبا هیچ تامین مالی برای تعمیر، بازسازی و مدرن‌سازی زیرساخت‌های انرژی کشور در دسترس نخواهد بود. ضربه دوجانبه تحریم‌ها و محاصره‌ای که ایالات متحده در نظر دارد، واقعاً دلهره‌آور است، از جمله هدف قرار دادن بانک‌های چینی، ناوگان‌های سایه و صرافی‌ها. درست است که واشنگتن ممکن است با واکنش‌هایی نسبت به برخی از این اقدامات، از جمله تلافی‌جویی چین و تاثیرات منفی بر اقتصاد ایالات متحده مواجه شود، اما با این وجود، به نظر می‌رسد کاخ سفید آماده پذیرش برخی ریسک‌ها است و می‌تواند در صورت لزوم اقدامات را تعدیل و تلطیف کند.

وقتی صحبت از فشار اقتصادی شدید می‌شود، واشنگتن گزینه‌های گسترده‌ای میان هیچ و همه چیز در اختیار دارد. راهکار میانه‌ای که آسیب قابل توجهی به تهران وارد کند، به خوبی کارساز خواهد بود.

برای شفاف‌سازی باید گفت استدلال قدرتمندی وجود دارد که فشار اقتصادی به تنهایی نمی‌تواند نظام را مجبور به سقوط کند یا تهران را به توافق وادارد. این موضوع ممکن است کاملاً درست باشد، اما اهمیتی ندارد؛ زیرا برای دستیابی واشنگتن به خواسته‌هایش، هیچ‌کدام از این دو هدف، شرط لازم نیستند.




🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



مسئولیت جهانی و بررسی حقوقی قتل‌عام ۶۷ - قتل‌عام ۶۷ رمز‌آلودترین جنایت در عصر حاضر: نظام میرمحمدی؛ حقوقدان – کارشناس مسایل ایران



مسئولیت جهانی و  بررسی حقوقی قتل‌عام ۶۷ - قتل‌عام ۶۷ رمز‌آلودترین جنایت در عصر حاضر:  نظام میرمحمدی؛ حقوقدان – کارشناس مسایل ایران

قتل‌عام ۶۷ رمز‌آلودترین جنایت در عصر حاضر

نظام میرمحمدی؛ حقوقدان – کارشناس مسایل ایران

در جریان قتل‌عام ۶۷، هزاران زندانی سیاسی در زندان‌های ایران، پس از محاکمه‌هایی چنددقیقه‌ای و در شرایطی که بسیاری از آنان دوران محکومیت خود را می‌گذراندند، به پای چوبه‌های دار رفتند؛ رویدادی که یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران و از جدی‌ترین موارد نقض حقوق بنیادین انسان در چهار دهه گذشته به شمار می‌رود. پرسش درباره این فاجعه تنها یک پرسش تاریخی نیست: آیا کشتار سازمان‌یافته زندانیان سیاسی را می‌توان در چارچوب حقوق کیفری و بین‌المللی، جنایت علیه بشریت یا دیگر جرایم بین‌المللی تلقی کرد؟ مسئولیت آمران و عاملان این کشتار بر اساس اصول حقوقی چیست و گذر زمان چه اثری بر امکان پیگرد آنان دارد؟ بررسی حقوقی قتل‌عام ۶۷ تلاشی است برای عبور از روایت‌های سیاسی و احساسی و پاسخ دادن به این پرسش بنیادین که در برابر جنایتی با این ابعاد، قانون چه می‌گوید و عدالت چگونه می‌تواند راه خود را به سوی حقیقت باز کند.

حکم قتل‌عام و تشکیل هیئت‌های مرگ

در تابستان سال ۱۳۶۷، پس از آنکه خمینی مجبور به پذیرش قطعنامه آتش‌بس در جنگ هشت‌ساله با عراق شد و به تعبیر خود «جام زهر» را سر کشید، برای جلوگیری از فروپاشی درونی نظامش به یک تصفیه خونین روی آورد. او مسبب اصلی بن‌بست استراتژیک خود را سازمان مجاهدین خلق ایران می‌دانست. از منظر حقوق کیفری بین‌المللی، فرمان دست‌نویس خمینی در آن مقطع، یک سند بی‌بدیل از قصد مجرمانه (Mens Rea) در بالاترین سطح حاکمیت است. او در این فتوا صراحتاً دستور اعدام تمامی زندانیان سیاسی، و به طور اخص زندانیان مجاهدی که بر مواضع خود استوار (سرموضع) بودند را صادر کرد.

برای اجرای این حکم غیرقانونی و فراقضایی، نهادهایی موسوم به «هیئت‌های مرگ» در تهران و تمامی مراکز استان‌ها تشکیل شد. روندهای طی شده در این هیئت‌ها فاقد هرگونه استانداردهای دادرسی عادلانه (Fair Trial) مندرج در میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی بود. بر اساس شهادت‌های مستند جان‌به‌دربردگان، در عرض چند ماه، ۳۰ هزار زندانی سیاسی که ۹۰ درصد آنان از اعضا و هواداران مجاهدین خلق ایران بودند، به صورت جمعی اعدام و در گورهای دسته‌جمعی و بی‌نام‌ونشان دفن شدند.

توصیف مجرمانه: جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی

ابعاد و ماهیت قتل‌عام ۱۳۶۷ به گونه‌ای است که در چارچوب حقوق بین‌الملل کیفری، فراتر از قتل‌های خودسرانه دسته‌بندی می‌شود. حقوق‌دانان برجسته بین‌المللی نظیر پروفسور «جفری رابرتسون» و پروفسور «اریک داوید»، در نظریه‌های حقوقی خود تأکید کرده‌اند که این کشتار سیستماتیک و سازمان‌یافته، مصداق بارز «جنایت علیه بشریت» (Crimes Against Humanity) است. افزون بر این، به دلیل قصد خاص (Dolus Specialis) حاکمیت برای نابودی یک گروه مشخص با عقاید سیاسی و مذهبی متمایز (مجاهدین خلق)، این جنایت به شدت مستعد انطباق با کنوانسیون «نسل‌کشی» (Genocide) می‌باشد.

این موضع در گزارش‌های رسمی سازمان ملل نیز تثبیت شده است. پروفسور جاوید رحمان، گزارشگر ویژه پیشین حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، در گزارش‌های تاریخی خود صراحتاً به این موضوع پرداخته و اعدام‌های دهه شصت و به طور خاص قتل‌عام ۱۳۶۷ را به عنوان جنایات قساوت‌بار، جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی مستند کرده است. این اسناد حقوقی، پایه و اساس محکمی برای پیگرد کیفری آمران و عاملان این جنایت در دادگاه‌های بین‌المللی فراهم آورده‌اند.

پایان مصونیت: رویه قضایی حمید نوری در سوئد

یکی از دستاوردهای عظیم جنبش دادخواهی، دستگیری و محاکمه یکی از مجریان دون‌پایه این قتل‌عام به نام حمید نوری (معروف به حمید عباسی در زندان‌های اوین و گوهردشت) بود. وی که بر اساس اصل «صلاحیت قضایی جهانی» (Universal Jurisdiction) در استکهلم سوئد دستگیر شد، پس از برگزاری ۹۲ جلسه محاکمه طولانی و استماع شهادت ده‌ها شاهد عینی، به حبس ابد محکوم گردید. این حکم که سنگین‌ترین مجازات بر اساس قوانین جزایی کشور سوئد محسوب می‌شود، یک رویه قضایی (Jurisprudence) بی‌نظیر ایجاد کرد و نشان داد که مرور زمان شامل جنایات بین‌المللی نمی‌شود و عاملان کشتار تابستان خونین هیچ‌گاه از تیغ عدالت در امان نخواهند بود.

استمرار جنایت در مرحله پایانی رژیم

فولکر تورک کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در تاریخ چهارشنبه ۵ اوت  با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که از روند فزاینده اجرای احکام اعدام در ایران «به‌شدت نگران» است. وی گفت از زمان اجرای نخستین احکام اعدام مرتبط با اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶، شمار اعدام‌های امنیتی به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.

به گفته وی، از آن زمان تاکنون دست‌کم ۵۶ نفر با اتهامات مرتبط با امنیت ملی اعدام شده‌اند که ۲۷ نفر از آنان در پرونده‌های مرتبط با اعتراضات ماه‌های گذشته قرار داشته‌اند. لازم به یادآوری است که ۱۱ نفر از اعدام شدگان از اعضای مجاهدین خلق ایران بوده‌اند.

تورک همچنین هشدار داد که بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز با اتهام‌های مشابه در معرض خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند.

جنبش دادخواهی و چشم‌انداز آینده

قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان حادثه‌ای تلخ در تاریخ معاصر ایران نگریست؛ ابعاد، گستردگی و سازمان‌یافتگی این جنایت، آن را در چارچوب جدی‌ترین نقض‌های حقوق بین‌الملل قرار می‌دهد و در عرصه جهانی نیز از سوی نهادهای حقوق بشری و کارشناسان مستقل، به‌عنوان مصداق جنایت علیه بشریت و با توجه به شواهد موجود، در چارچوب بحث نسل‌کشی مورد شناسایی و بررسی قرار گرفته است. گذشت نزدیک به چهار دهه نه از اهمیت این جنایت می‌کاهد و نه مسئولیت آمران و عاملان آن را از میان می‌برد. بر همین اساس، عدالت ایجاب می‌کند پرونده قتل‌عام ۶۷ همچنان در دستور کار جامعه جهانی قرار داشته باشد و کسانی که در طراحی، صدور فرمان، اجرا و پنهان‌کردن این جنایت نقش داشته‌اند، بدون مصونیت و فارغ از جایگاه سیاسی و حکومتی خود، در برابر مراجع قضایی صالح پاسخگو شوند. حقیقت بدون عدالت ناقص است و عدالت درباره قتل‌عام ۶۷ زمانی تحقق خواهد یافت که آمران و عاملان این جنایت به محاکمه کشیده شوند.

پانوشت‌ها

۱. عفو بین‌الملل، Blood-soaked secrets: Why Iran’s 1988 prison massacres are ongoing crimes against humanity، ۲۰۱۸. این گزارش کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸ را گسترده و سازمان‌یافته و مصداق جنایت علیه بشریت دانسته و درباره پنهان‌کاری حکومت ایران در مورد سرنوشت قربانیان مستندسازی کرده است. گزارش عفو بین‌الملل

۲. جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، Atrocity Crimes and Gross Human Rights Violations in the Islamic Republic of Iran: 1981–1982 and 1988–1990، گزارش نهایی، ژوئیه ۲۰۲۴. این گزارش اعدام‌های گسترده و فراقضایی سال ۱۹۸۸، ناپدیدسازی‌های قهری و سایر موارد نقض شدید حقوق بشر را مستند کرده و آنها را در چارچوب «جنایات قساوت‌بار» مورد بررسی قرار داده است. گزارش جاوید رحمان در سازمان ملل

۳. عفو بین‌الملل، Iran: Conviction of former Iranian official over involvement in 1988 prison massacres a landmark step towards justice، ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۲. این سازمان محکومیت حمید نوری در سوئد را گامی مهم در جهت پاسخگو کردن مسئولان کشتار زندانیان سیاسی سال ۱۹۸۸ دانسته است. گزارش عفو بین‌الملل درباره حمید نوری

۴. دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، Iran: Alarmingly high number of executions in short period of time، اوت ۲۰۲۴. این بیانیه موضع فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، درباره افزایش اعدام‌ها در ایران و نگرانی جدی او نسبت به اجرای احکام اعدام و روندهای قضایی در پرونده‌های امنیتی را منعکس می‌کند. بیانیه دفتر حقوق بشر سازمان ملل درباره اعدام‌ها در ایران


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@