۱۴۰۵ مهر ۲۶, یکشنبه

سایت او پی آنلاین آلمان : اعتراض ۳۰۶ انجمن ایرانی: سکوت بنیاد نائومان، اختلاف بر سر رضا پهلوی را تشدید می‌کند



  سایت او پی آنلاین آلمان : اعتراض ۳۰۶ انجمن ایرانی: سکوت بنیاد نائومان، اختلاف بر سر رضا پهلوی را تشدید می‌کند

برلین (ots) - چهره‌های برجسته آلمانی، زندانیان سیاسی سابق و سازمان‌های جمهوری‌خواه خواستار پاسخگویی در مورد مراسم اهدای جایزه جنجالی در کلیسای پاول فرانکفورت هستند. در نامه‌ای به تاریخ ۱۶ اکتبر، ۳۰۶ انجمن و جامعه ایرانی، از جمله ۷۰ انجمن از آلمان، اروپا، ایالات متحده آمریکا، کانادا و استرالیا، به تصمیم بنیاد آزادی فریدریش نائومان برای اعطای «جایزه آزادی ۲۰۲۶ برای مردم ایران» به رضا پهلوی اعتراض کردند.

امضاکنندگان این نامه، این را مغایر با ماموریت جایزه و بی‌توجهی به ایرانیانی می‌دانند که هم دیکتاتوری مذهبی فعلی و هم بازگشت به سلطنت را رد می‌کنند. این تصمیم با محل برگزاری برنامه‌ریزی‌شده پیچیده‌تر می‌شود: کلیسای پاول فرانکفورت، نماد تاریخی دموکراسی پارلمانی و حاکمیت مردمی.

این نامه آخرین اوج موج گسترده‌ای از اعتراضات است. پیش از این، ۸۲ شخصیت برجسته از آلمان - از جمله اعضای پارلمان، وزرای سابق و دیپلمات‌ها - از تجلیل از یک «چهره عمیقاً دوقطبی» به نمایندگی از مردم ایران انتقاد کرده بودند. در میان امضاکنندگان، وزرای سابق فدرال آلمان، هرتا دابلر-گملین و بریژیت زیپریس، وزیر سابق فدرال، پیتر آلتمایر، رئیس سابق شورای کلیسای انجیلی در آلمان، مارگوت کاسمن، قاضی سابق دادگاه قانون اساسی فدرال، سوزان بائر، و ۱۵ عضو مجلس فدرال آلمان حضور دارند.

زندانیان سیاسی سابق دوران شاه و بازماندگان شکنجه توسط پلیس مخفی ساواک نیز در این باره صحبت کردند. شش نفر از آنها در نامه اعتراضی جداگانه‌ای، زندان، بدرفتاری و اعدام‌ها در دوران دیکتاتوری پهلوی را شرح دادند و نسبت به نسبی کردن یاد قربانیان خود از طریق چنین جایزه‌ای هشدار دادند. این علاوه بر اعتراض ۲۵ سازمان و حزب ایرانی در طیف وسیعی از سیاسی جمهوری‌خواهان است.

این انتقاد نه تنها بر زندگینامه دریافت‌کننده پیشنهادی، بلکه بر نحوه برخورد او با میراث سیاسی خانواده‌اش نیز متمرکز است. منتقدان استدلال می‌کنند که رضا پهلوی تا به امروز به طور واضح سرکوب سلطنت و جنایات ساواک را محکوم نکرده است. برای زندانیان سابق، شکنجه، تحقیر و مرگ هم‌بندانشان مسائل تاریخی انتزاعی نیستند، بلکه زخم‌های بازی هستند که ناشنیده می‌مانند. در عین حال، مخالفان ایرانی به گزارش‌هایی از تهدید، ارعاب و حملات هواداران سلطنت‌طلب در چندین کشور غربی اشاره می‌کنند - ادعاهایی که به گفته آنها، در برخی موارد موضوع تحقیقات پلیسی یا قضایی هستند.

این انتقاد نه تنها بر زندگینامه دریافت‌کننده مورد نظر، بلکه بر نحوه برخورد او با میراث سیاسی خانواده‌اش نیز متمرکز است. بنابراین، این موضوع که جوامع ایرانی، به گفته خودشان، تا به امروز هیچ پاسخ اساسی از بنیاد دریافت نکرده‌اند، بسیار جدی‌تر است. این بی‌توجهی مداوم توسط بسیاری از افراد آسیب‌دیده، آزاردهنده تلقی می‌شود و بی‌اعتمادی را تشدید می‌کند. دقیقاً به همین دلیل، یک بیانیه شفاف از سوی بنیاد فوراً مورد نیاز است: این بنیاد نه تنها باید معیارهای تصمیم خود را افشا کند، بلکه باید توضیح دهد که چرا اعتراضات ۳۰۶ انجمن، اعضای متعدد جامعه مدنی، زندانیان سیاسی سابق و سازمان‌های جمهوری‌خواه بی‌پاسخ مانده است.

متن نامه سرگشاده امضا شده توسط ۳۰۶ انجمن و جامعه ایرانی در خارج از کشور در زیر آمده است.

متن نامه سرگشاده، امضا شده توسط ۳۰۶ انجمن و جامعه ایرانی در خارج از کشور، را می‌توانید در زیر بخوانید.

نامه سرگشاده اعتراضی ۳۰۶ جامعه ایرانی علیه اعطای «جایزه آزادی ۲۰۲۶» به رضا پهلوی از طرف مردم ایران

به آقای اشتفن سایبیش

رئیس هیئت مدیره بنیاد فریدریش ناومن برای آزادی

به آقای ولفگانگ کوبیکی

رئیس حزب دموکرات آزاد آلمان

۱۶ اکتبر ۲۰۲۶

جناب آقای سایبیش،

جناب آقای کوبیکی،

به نمایندگی از جوامع ایرانی ساکن اروپا و آمریکا (هواداران شورای ملی مقاومت ایران)، تصمیم اعطای «جایزه آزادی ۲۰۲۶ برای مردم ایران» به رضا پهلوی، فرزند دیکتاتور مخلوع ایران، را در تضاد آشکار با اهداف این جایزه و توهینی به انقلاب مردم ایران علیه فاشیسم سلطنتی و دیکتاتوری وابسته شاهان می‌دانیم.

رضا پهلوی نه تنها جنایات دیکتاتوری سلطنتی و ساواک شکنجه‌گر را محکوم نکرد، بلکه در موارد متعدد، از جمله سال گذشته، آنها را توجیه کرد و بارها به گذشته و اعمال خانواده‌اش افتخار کرد.

بسیاری از اعضای ما خود یا از طریق نزدیک‌ترین بستگانشان، قربانی دستگیری، زندان، شکنجه‌های وحشیانه و اعدام در دوران دیکتاتوری شاه بودند. جنایات ساواک شاه نه یک خاطره دور یا یک مسئله انتزاعی، بلکه یک زخم زنده است؛ آثار شکنجه حتی بر بدن مادران ما هنوز قابل مشاهده است.

کلیسای پاول فرانکفورت، محل برگزاری این مراسم اهدای جایزه و نماد تاریخی حاکمیت مردمی و دموکراسی پارلمانی در آلمان، تأثیر تصمیم بنیاد علیه مبارزه مردم ایران برای آزادی و دموکراسی را تقویت می‌کند. اینها افرادی هستند که علیه فاشیسم مذهبی حاکم و فاشیسم سلطنتی گذشته، برای یک جمهوری دموکراتیک با جدایی دین از دولت، برای برابری زن و مرد و برای حق خودمختاری ملیت‌ها مبارزه می‌کنند.

پسر شاه سرکوب مخالفان در خارج از ایران را آغاز کرده است. پرونده‌های متعددی توسط مقامات قضایی و ادارات پلیس در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی در حال بررسی است. تعدادی شکایت مبنی بر حمله و حتی قتل توسط باند رضا پهلوی علیه مخالفان او وجود دارد.

حدود ۸۰ نفر از چهره‌های برجسته و نمایندگان برجسته آلمانی در نامه‌ای سرگشاده به تاریخ ۱ اکتبر اعلام کردند: «اعطای جایزه به نام مردم ایران به پسر دیکتاتور سابق این کشور، که شخصیتی بسیار تفرقه‌انگیز است، با ارزش‌های ما در تضاد است. برای آلمان، پیامدهای این تصمیم را نمی‌توان جدا از تاریخ دیکتاتوری پهلوی در نظر گرفت.»

ما معتقدیم که این افراد با نامه مهم خود، صدای وجدان بیدار آلمان هستند و احترام خود را به مبارزه مردم ایران و افراد بی‌شماری که جان خود را برای آزادی فدا کردند، ابراز می‌کنند.

با احترام،

رونوشت به: آقای مایک جوزف، شهردار فرانکفورت، و نمایندگان کلیسای سنت پاول در فرانکفورت

(انجمن‌ها و سازمان‌های امضاکننده )



🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B

لوسوار بلژیک - پیر گالاند سناتور سابق بلژیکی از حزب سوسیالیست: مردم نباید [مجبور به] انتخاب بین عمامه و تاج باشند



لوسوار بلژیک - پیر گالاند سناتور سابق بلژیکی از حزب سوسیالیست: مردم نباید [مجبور به] انتخاب بین عمامه و تاج باشند

ایران: مردم نباید [مجبور به] انتخاب بین عمامه و تاج باشند

ژرژ-لوئی بوشه می‌خواهد به رضا پهلوی در مجلس نمایندگان تریبونی ارائه دهد. این دعوت، بحث در بلژیک در مورد نقش وارث آخرین شاه در بحث ایران را دوباره شعله‌ور می‌کند

ژرژ-لوئی بوشه، رئیس جنبش اصلاح‌طلبان (MR)، می‌خواهد از رضا پهلوی، پسر دیکتاتور ایرانی سرنگون شده در سال ۱۹۷۹، برای سخنرانی در مجلس نمایندگان بلژیک دعوت کند. طبق اطلاعات گزارش شده در ۱۴ اکتبر توسط بلگا [خبرگزاری دولتی بلژیک]، این ابتکار که در کنفرانس رؤسا مورد بحث قرار گرفت، هنوز نیاز به تأیید وزارت امور خارجه دارد. چنین دعوتی که می‌تواند جایگاه معتبر و برجسته‌ای را برای وارث یک دیکتاتوری ساقط‌شده فراهم کند، یک سوال اساسی را مطرح می‌کند: چه مشروعیت دموکراتیکی را می‌توان به کسانی که ادعا می‌کنند آینده ایران را تجسم می‌کنند، اعطا کرد؟

ایران در یک بزنگاه تاریخی قرار دارد. پس از سرکوب وحشیانه قیام‌های مردمی در ژانویه و همچنین یک جنگ ویرانگر، مردم با رژیمی حتی بیشتر مهاجم‌تر روبرو هستند، رژیمی که از طریق ترس، اعدام و فقر حکومت می‌کند. بنابراین، سوال اصلی نه تنها پایان دیکتاتوری مذهبی، بلکه مسیر دستیابی به آن نیز هست: چگونه می‌توان این رژیم را تغییر داد و چه جایگزینی برای آینده وجود دارد؟

در میان راه‌حل‌های پیشنهادی، پروژه احیای سلطنت با محوریت پسر شاه سابق وجود دارد. این فرضیه گاهی اوقات به عنوان عامل ثبات یا به عنوان نقطه گردهم آوردن اپوزیسیون ارائه می‌شود. با این حال، این تفسیر شایسته بررسی دقیق‌تر است.

اشتیاق برای تحول عمیق

برای کسانی که از حقوق بشر، دموکراسی و حق تعیین سرنوشت مردم دفاع می‌کنند، موضوع را نمی‌توان به جستجوی شخصیتی که قادر به جایگزینی رهبران کنونی باشد، تقلیل داد. سوال واقعی این است که آیا ایران می‌تواند پس از دهه‌ها حکومت استبدادی، سرانجام به حاکمیت مردمی واقعی دست یابد؟

خیزش‌های مردمی که در سال‌های اخیر رخ داده است، میزان رد دیکتاتوری مذهبی را نشان داده است. زنان، جوانان، کارگران، دانشجویان و اقلیت‌ها هزینه قابل توجهی را برای مطالبه آزادی، عدالت و دموکراسی پرداخته‌اند. این بسیج‌ها بیانگر اشتیاق عمیق برای تحول سیاسی مبتنی بر رأی مردم و حاکمیت قانون بوده است.

پهلوی: کدام مسئولیت تاریخی؟

با این حال، جنبش سلطنت‌طلبان تلاش می‌کند بازگشت سلسله پهلوی را به عنوان نتیجه طبیعی دوران پس از سقوط رژیم معرفی کند. این روایت، بحث را از مطالبات دموکراتیک در ایران منحرف کرده و آن را بر یک چهره غیرمنتخب متمرکز می‌کند.

مدافعان رضا پهلوی اغلب تأکید می‌کنند که او را نمی‌توان مسئول اعمالی دانست که در دوران سلطنت پدر یا پدربزرگش انجام شده است. با این حال، این حقیقت بدیهی به سوال سیاسی دیگری پاسخ نمی‌دهد: او خود چگونه به این میراث نگاه می‌کند؟ وقتی چندین بار از او سوال شد، او به سابقه خانوادگی و اقداماتش در راس ایران افتخار کرد (1). چنین موضعی شایسته جدی گرفته شدن است. زیرا این صرفاً یک مسئله حافظه نیست، بلکه به چگونگی درک یک جایگزین آینده از مسئولیت تاریخی مربوط می‌شود.

ایرانیان تقریباً نیم قرن پیش به دلایل بی‌اهمیت سلطنت را سرنگون نکردند. با وجود برخی پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی، رژیم شاه همچنین به تمرکز شدید قدرت، فقدان آزادی‌های سیاسی واقعی و سرکوب مخالفان متکی بود. این تاریخ در حافظه جمعی بسیاری از ایرانیان زنده مانده است. یک جایگزین دموکراتیک معتبر باید بتواند این واقعیت را بپذیرد، نه اینکه از آن طفره برود یا آن را ایده‌آل جلوه دهد.

خطرات تبلیغ یک چهره سلطنت‌طلب

این موضوع صرفاً یک بحث تاریخی نیست. این موضوع پیامدهای مستقیمی برای توازن قدرت فعلی در ایران دارد. در جریان قیام‌های مردمی، بسیاری از معترضان همزمان رد دیکتاتوری مذهبی و بازگشت به سلطنت را ابراز کردند. شعار "مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه آخوند" به یکی از بارزترین جلوه‌های این آرمان تبدیل شد.

به همین دلیل است که تبلیغ تقریباً انحصاری یک چهره سلطنت‌طلب به عنوان جایگزینی برای رژیم، یک خطر سیاسی بزرگ را به همراه دارد. به طور متناقضی، این امر می‌تواند به منافع خود رژیم نیز خدمت کند. سال‌هاست که مقامات ایرانی تلاش کرده‌اند آینده را به عنوان یک انتخاب دوگانه ارائه دهند: یا جمهوری اسلامی یا بازگشت رژیم گذشته. با تقلیل بحث به درگیری بین دو گذشته استبدادی، آنها دقیقاً نیروهایی را که برای ظهور آینده‌ای دموکراتیک تلاش می‌کنند، تضعیف می‌کنند.

این منطق رویارویی نظامی، به دلایل مختلف، هم به نفع رژیم و هم به نفع برخی از جناح‌های سلطنت‌طلب است. اولی از آن برای توجیه سرکوب استفاده می‌کند، در حالی که دومی آن را ابزار اصلی خود برای کسب قدرت می‌داند. در هر دو مورد، آرمان‌های دموکراتیک مردم ایران به حاشیه رانده می‌شود. با این حال، واقعیت این است که دموکراسی را نمی‌توان از طریق جنگ یا دخالت خارجی ساخت.

مردم ایران باید مستقل و دارای حق حاکمیت و تعیین سرنوشت باشند

به همین دلیل یادآوری یک اصل اساسی حقوق بین‌الملل مهم است: هر مردمی حق سلب‌ناپذیر تعیین آزادانه آینده سیاسی خود را دارند. این حق فقط متعلق به ایرانیان است. نه حکومت دینی فعلی، نه وارثان سلطنت سابق، و نه هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند ادعا کند که از طرف آنها صحبت می‌کند.

در نهایت، می‌توان موضوع را به سادگی خلاصه کرد: مردم ایران نباید مجبور باشند بین عمامه و تاج یکی را انتخاب کنند. بین یک حکومت دینی که قدرت را به نام دین انحصار می‌کند و یک احیای سلطنت مبتنی بر وراثت سیاسی، مسیر دیگری وجود دارد: یک جمهوری دموکراتیک، سکولار، کثرت‌گرا و مستقل. این مدل از قبل از حمایت نیروهای مردمی گسترده، از جمله در میان اقلیت‌های قومی و مذهبی، چه در داخل و چه در خارج از ایران، برخوردار است.

پس از نزدیک به نیم قرن دیکتاتوری مذهبی، ایرانیان از طریق قیام‌های پی در پی نشان داده‌اند که مشتاقند معماران سرنوشت خود باشند. هدف مبارزه آنها جایگزینی یک قدرت موروثی با قدرتی دیگر نیست، بلکه ایجاد نظامی است که در آن اقتدار از اراده عمومی نشأت می‌گیرد.

بنابراین، برای کسانی که در اروپا از حقوق بشر و دموکراسی دفاع می‌کنند، چالش باید روشن باشد: حمایت از مردم ایران، نه یک مدعی. حمایت از حاکمیت مردمی، تنها تضمین پایدار برای اداره یک کشور توسط مردمش و برای مردمش.بنابراین، تحول واقعی برای ایران تغییر صاحب قدرت نخواهد بود. پس از دیکتاتوری‌های سلطنتی و مذهبی، سرانجام شامل بازگرداندن قدرت به مردم ایران خواهد بود.

معرفی نویسنده: پیر گالاند، سناتور سابق بلژیکی (حزب سوسیالیست، ۲۰۰۳-۲۰۰۷)، فعال حقوق بشر باسابقه، دبیرکل سابق آکسفام بلژیک، رئیس سابق او ام سی تی (OMCT)اروپا و چندین سازمان همبستگی بین‌المللی 



🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


ایندپندنت عربی- خبرگزاری فرانسه ‌: درگیری میان گشت‌های پلیس و اعضای «مجاهدین خلق» در تهران برای هدف قرار دادن محسن اژه ای رئیس قوه قضائیه ایران به بازداشت تعدادی از مجاهدین منجر شد



ایندپندنت عربی- خبرگزاری فرانسه   ‌: درگیری میان گشت‌های پلیس و اعضای «مجاهدین خلق» در تهران برای هدف قرار دادن محسن اژه ای  رئیس قوه قضائیه ایران به بازداشت تعدادی از مجاهدین  منجر شد

در مقابل یک تابلوی تبلیغاتی ضدآمریکایی در میدان «انقلاب» تهران -  تلاش برای هدف قرار دادن رئیس قوه قضائیه ایران به بازداشت‌هایی منجر شد  . درگیری میان گشت‌های پلیس و اعضای «مجاهدین خلق» در تهران

سازمان مجاهدین خلق اعلام کرد که شماری از شرکت‌کنندگان در عملیات توانستند حلقه محاصره امنیتی ایجادشده از سوی نیروهای حکومتی را بشکنند و محل درگیری‌ها را ترک کنند.

موج بازداشت‌های گسترده در ایران بار دیگر از سر گرفته شده است؛ به‌طوری‌که سازمان مخالف «مجاهدین خلق» تأیید کرد که شماری از اعضای این سازمان دو روز پیش، در پی درگیری‌هایی با نیروهای امنیتی قوه قضائیه و گشت‌های پلیس در تهران، بازداشت شده‌اند.

در بیانیه‌ای که از سوی «مجاهدین خلق» صادر شد، آمده است که این درگیری‌ها در نزدیکی مقر مرکزی قوه قضائیه در تهران، ساعت ۹ شب به وقت محلی ایران رخ داده است.

«مجاهدین خلق» توضیح داد که چند ساعت پیش از وقوع درگیری‌ها، اطلاعاتی دریافت کرده بود مبنی بر اینکه غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران، در مسیر حرکت به سوی بلوار کشاورز برای رفتن به مقر مرکزی بوده است.

این سازمان اشاره کرد که پس از دریافت این اطلاعات، چند گروه از «کانون‌های شورشی» وابسته به مجاهدین خلق، با هدف هدف قرار دادن محسنی اژه‌ای، «در واکنش به احکام اعدام صادرشده از سوی قوه قضائیه»، به سمت منطقه حرکت کردند.

به‌سرعت، رویارویی‌ها و درگیری‌هایی در نزدیکی ساختمان مرکزی میان اعضای این گروه‌ها و نیروهای امنیتی قوه قضائیه و گشت‌های پلیس آغاز شد که به بازداشت شماری از اعضای سازمان انجامید؛ موضوعی که در همان بیانیه تأیید شده است.

این سازمان اعلام کرد که شماری از شرکت‌کنندگان در عملیات توانستند حلقه محاصره امنیتی ایجادشده از سوی نیروهای حکومتی را بشکنند و محل درگیری‌ها را ترک کنند. بااین‌حال، در این بیانیه تعداد کل شرکت‌کنندگان یا شمار بازداشت‌شدگان مشخص نشده و همچنین اطلاعاتی درباره وقوع جراحت یا کشته‌شدن افراد در جریان درگیری‌ها ارائه نشده است.

سازمان مجاهدین خلق متعهد شد که پس از تأیید بازداشت افراد، اسامی و مشخصات شخصی بازداشت‌شدگان را به نهادهای بین‌المللی ذی‌ربط ارسال کند. این سازمان همچنین تأکید کرد که محسنی اژه‌ای برای انجام وظایف خود از مکان‌های متعددی استفاده می‌کند و مقر مرکزی قوه قضائیه در بلوار کشاورز یکی از این مکان‌هاست.

در بیانیه این سازمان همچنین اشاره شده بود که ساختمان اصلی مقر مرکزی قوه قضائیه از ۲۰ طبقه روی زمین و سه طبقه زیرزمین تشکیل شده است.

پیش‌تر، بررسی انجام‌شده از سوی «ایندیپندنت فارسی» نشان داده بود که دستگاه قضایی نظام ایران از ۱۸ مارس ۲۰۲۶ تاکنون، دست‌کم ۳۶ نفر را در پرونده‌های مرتبط با اعتراضات دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ و فعالیت‌های اعتراضی پس از آن اعدام کرده است؛ درحالی‌که بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز با خطر اجرای احکام اعدام علیه خود مواجه هستند.


عکس از خبرگزاری فرانسه - منبع خبر:‌ایندپندنت عربی


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


سایت هیل کنگره – جی دی ونس معاون ترامپ : ونس می‌گوید از «برخی جهات» آمریکا «قاطعانه» در جنگ ایران پیروز شده است



سایت هیل کنگره – جی دی ونس معاون ترامپ : ونس می‌گوید از «برخی جهات» آمریکا «قاطعانه» در جنگ ایران پیروز شده است

معاون رئیس‌جمهور ونس روز شنبه ادعا کرد که از «برخی جهات» ایالات متحده «قاطعانه» در جنگ خود علیه ایران پیروز شده است.

ونس در یک نشست عمومی به تونی دوکوپیل از سی‌بی‌اس نیوز گفت: «من می‌گویم از برخی جهات، ما قاطعانه پیروز شده‌ایم، اما ایرانی‌ها – دشمن در اینجا حق رأی دارد و آنها به روش‌های خاصی پاسخ داده‌اند. بنابراین، اگر کمی به عقب برگردیم، چرا رئیس‌جمهور ایالات متحده این کار را انجام داد؟»

معاون رئیس‌جمهور افزود: «رئیس‌جمهور ایالات متحده این کار را انجام داد زیرا او معتقد است که این بسیار مهم است، و من فکر می‌کنم حق با اوست، من فکر می‌کنم اکثر مردم اینجا موافق خواهند بود، حتی اگر با تمام جزئیات این سیاست موافق نباشند، که ایران، بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان، نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد.»

اظهارات ونس تنها چند هفته قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای مطرح می‌شود، که در آن او و حزبش با چالش‌های سیاسی سختی از جمله جنگ نامحبوب در ایران روبرو هستند. این درگیری باعث افزایش قیمت انرژی شده است زیرا تنگه هرمز، یک آبراه کلیدی برای صنعت نفت، در بحبوحه درگیری بسته شده است.

جنگ در ایران قرار است در کمتر از دو هفته به هشت ماهگی خود برسد.

بر اساس گزارش AAA، میانگین قیمت هر گالن بنزین صبح یکشنبه حدود ۴ دلار و سی سنت بود که نسبت به حدود ۳ دلار و ۴ سنت در سال گذشته در همین زمان افزایش یافته است. میزان محبوبیت رئیس‌جمهور ترامپ نیز در بحبوحه جنگ در ایران کاهش یافته است، به طوری که بر اساس میانگین نظرسنجی‌های Decision Desk HQ، میزان محبوبیت او صبح یکشنبه ۳۹ هشت دهم درصد و میزان عدم محبوبیت او ۵۸ و هفت دهم درصد بوده است.


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


سایت یوروپ سیز انگلیسی : کنفرانس ۴ اکبتر برلین بر مقاومت سازمان‌یافته به عنوان راه‌حل دموکراتیک برای بحران ایران تاکید میکند



سایت یوروپ سیز انگلیسی   : کنفرانس ۴ اکبتر  برلین بر مقاومت سازمان‌یافته به عنوان راه‌حل دموکراتیک برای بحران ایران تاکید میکند

کنفرانس برلین بر مقاومت سازمان‌یافته به عنوان راه‌حل دموکراتیک برای بحران ایران تاکید می‌کند. -  سایت یوروپ سیز: کنفرانس برلین بر مقاومت سازمان‌یافته به عنوان راه‌حل دموکراتیک برای بحران ایران تاکید می‌کند

معصومه بلورچی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) در آلمان، به اعتراضات زندانیان و کمپین «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به عنوان شواهدی از تاب‌آوری جنبش مقاومت اشاره کرد.

در کنفرانسی در برلین با عنوان «بحران در ایران و راه‌حل دموکراتیک»، معصومه بلورچی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) در آلمان، تاکید کرد که مقاومت سازمان‌یافته در داخل ایران یک مسیر عملی برای تغییر دموکراتیک ارائه می‌دهد.

بلورچی به کمپین «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به عنوان نمونه‌ای روشن از پایداری مقاومت اشاره کرد. در ۱۳ اکتبر، زندانیان در ۶۶ زندان در سراسر ایران با اعتصاب غذا به هفته ۱۴۲ این کمپین پیوستند، با وجود تهدید اعدام.

او گفت که عزم زندانیان برای دفاع از کرامت انسانی نشان می‌دهد که مقاومت حتی در پشت میله‌های زندان نیز در حال رشد است. او تاکید کرد که خواسته‌های آنها مستلزم آن است که جامعه بین‌المللی فراتر از محکومیت‌های لفظی رفته و گام‌های عملی برای توقف اعدام‌ها بردارد.

بلورچی تاکید کرد که مسیر تغییر نه در مذاکرات با رژیم و نه در جنگ یا مداخله خارجی است، بلکه در مبارزه خود مردم ایران علیه سرکوب نهفته است.

او همچنین از رضا پهلوی انتقاد کرد و استدلال نمود که دفاع او از جنایات پدرش و ترویج خصومت نسبت به مخالفان سیاسی، وحدت را تضعیف کرده و مانع تغییر واقعی می‌شود.

بلورچی با اشاره به پیام مریم رجوی گفت که نادیده گرفتن مقاومت سازمان‌یافته ایران به عنوان یک جایگزین دموکراتیک، یکی از اشتباهات اساسی غرب در سیاست خود در قبال ایران بوده است. او نتیجه گرفت که بیش از چهار دهه مقاومت در برابر زندان، شکنجه و اعدام، عزم این جنبش را برای تامین آزادی و تغییر دموکراتیک در ایران نشان می‌دهد.



🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


توافقنامه اسلام‌آباد؛ حسرت به دلی جدید باندهای قدرت! - چرا برخی کارگزاران رژیم از آن بعنوان یک برگ برنده صحبت میکنند وعامل اختلاف جناحهای رژیم است



توافقنامه اسلام‌آباد؛ حسرت به دلی جدید باندهای قدرت! - چرا برخی کارگزاران رژیم از آن  بعنوان یک برگ برنده صحبت میکنند وعامل اختلاف جناحهای رژیم است 

چرا کسی مسئولیت نقض توافقنامه اسلام آباد را نمی‌پذیرد؟

توافقنامه اسلام‌آباد که بعد از مذاکرات فشرده بین رژیم ایران و آمریکا در ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ امضا شده بود با شلیک سپاه پاسداران به کشتی‌‌ها در تنگه هرمز از هم پاشید. اکنون در تعادل قوای جدید همین توافقنامه به موضوع اختلاف باندهای حاکم تبدیل شده است.

روزنامه هم‌میهن در مطلبی با عنوان «فروپاشی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را مدیون کدام نهاد هستیم؟» پرسشی را مطرح کرده که فراتر از یک انتقاد مطبوعاتی، پرده از بحران تصمیم‌گیری در ساختار قدرت برمی‌دارد: «چه نهادی به آن رزمنده دستور داد تا کشتی‌ها را بزند؟» این روزنامه همچنین می‌پرسد: «آیا آن رزمنده، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را جلوی خودش گذاشت و طبق دستور متن این تفاهم‌نامه عمل کرد یا به او دستور داده شد؟»

اهمیت این پرسش‌ها در آن است که هم‌میهن، به نقل از گزارش‌هایی که به دستش رسیده، می‌نویسد نه شورای عالی امنیت ملی و نه قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا از این اقدام اطلاع نداشته‌اند. اگر این روایت درست باشد، موضوع تنها تخلف احتمالی از یک توافق نیست؛ مسئله، آشفتگی در زنجیره فرماندهی و ناتوانی ساختار حاکم در کنترل اقداماتی است که می‌تواند هزینه‌های سنگینی بر کشور تحمیل کند.

این درحالی است که سپاه پاسداران چند روز پیش بیانیه‌ای صادر کرد و مدعی شد که شلیک به کشتی‌ها در تنگه هرمز با دستور مقامات بالا صورت گرفته است.

توافقی که به میدان جنگ باندها تبدیل شد

هم‌میهن در نقد دفاع سیداحمد خاتمی از حمله به کشتی‌ها، این پرسش را مطرح می‌کند: «آیا این سایه جنگ که الان روی سر کشور سیاهی سنگینی می‌کند همان امنیتی نیست که اقدام این رزمنده به بار آورده است؟» این پرسش، تناقض اصلی تبلیغات حکومتی را برجسته می‌کند: اقدامی که با عنوان تأمین امنیت توجیه می‌شود، ممکن است به تشدید خطر جنگ و گسترش فشارهای اقتصادی منجر شود.

روزنامه همچنین یادآوری می‌کند که خبر شلیک به سه کشتی ابتدا از سوی آمریکا منتشر شد و برخی منابع رسمی ایرانی در نخستین واکنش‌ها از آن ابراز بی‌اطلاعی کردند. هم‌میهن این موضوع را قرینه‌ای بر بی‌اطلاعی یا نبود رضایت نهادهای مسئول می‌داند. این روایت، در صورت تأیید مستقل، می‌تواند نشانه‌ای مهم از اختلاف در سطوح تصمیم‌گیری رژیم باشد.

عقب‌نشینی در موازنه قوا و تشدید جنگ گرگ‌ها

تحولات ماه‌های اخیر، از جنگ و فشارهای خارجی تا مذاکرات و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، رژیم را در موقعیتی قرار داده که هر تصمیم می‌تواند موازنه شکننده میان باندهای قدرت را برهم بزند. برای باند مغلوب حکومت، توافق و کاهش تنش فرصتی برای کاستن از فشارها و جلوگیری از تشدید بحران اقتصادی است؛ در مقابل، نیروهایی که بقای خود را در تداوم فضای نظامی و امنیتی می‌بینند، ممکن است چنین توافقی را محدودکننده میدان عمل خود تلقی کنند.

در این چارچوب، نقض توافق و حمله به کشتی‌ها را نمی‌توان بدون بررسی شواهد، مستقیماً به تصمیم یک باند مشخص نسبت داد؛ اما مناقشه بر سر مسئولیت آن، به‌روشنی نشان می‌دهد که توافق اسلام‌آباد به عرصه تازه‌ای برای تسویه‌حساب‌های درونی تبدیل شده است. هر جناح می‌کوشد هزینه شکست یا عقب‌نشینی را به گردن دیگری بیندازد و خود را مدافع واقعی امنیت و منافع کشور معرفی کند.

توافق اسلام‌آباد اکنون نه‌فقط موضوعی در سیاست خارجی، بلکه به معیاری برای سنجش انسجام و توان تصمیم‌گیری رژیم تبدیل شده است. اگر نهادهای مختلف درباره مسئولیت یک حمله و پیامدهای آن روایت‌های متفاوتی داشته باشند، ادعای وجود فرماندهی منسجم با پرسش‌های جدی روبه‌رو خواهد شد.


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


آیا استارلینک می‌تواند دیوار سانسور را بشکند؟ - نگاهی دقیق‌تر به کارایی استارلینک در مقابله با سانسور



         آیا استارلینک می‌تواند دیوار سانسور را بشکند؟ - نگاهی دقیق‌تر به کارایی استارلینک در مقابله با سانسور 

نگاهی دقیق‌تر به کارایی استارلینک در مقابله با سانسور

فناوری‌های تازه معادله اطلاع‌رسانی و کنترل اطلاعات را به‌سرعت تغییر داده‌اند. از استارلینک و اینترنت ماهواره‌ای تا هوش مصنوعی، ابزارهایی وارد میدان شده‌اند که هم می‌توانند محدودیت‌های ارتباطی را بشکنند و هم زمینه‌های تازه‌ای برای فریب و دستکاری اطلاعات فراهم کنند. اما این تغییرات چه معنایی برای رسانه‌ها و جامعه دارند؟

استارلینک و تأثیر در معادله قدرت

در هر قیامی که داشته‌ایم، برای مثال از همان آبان ۱۳۹۸ که اعتراضات شروع شد و پس از آن نیز مرتباً چنین جنبش‌هایی وجود داشت، همواره یک الگو تکرار می‌شد: سرکوب آغاز می‌شد و بلافاصله اینترنت را قطع می‌کردند.

این دو مسئله کاملاً به یکدیگر مرتبط هستند و قطعی اینترنت اصلاً یک اختلال فنی نیست، بلکه بخشی از فرایند سرکوب است؛ زیرا حکومت می‌داند اگر جوانان و کانون‌های شورشی به اینترنت دسترسی داشته باشند، هزینه سرکوب را برای رژیم بالا می‌برند.

قدرت رژیم در جلوگیری از پخش اطلاعات از کجا ناشی می‌شود؟ از آنجا که تمام مسیرهای اینترنت ایران، از فیبر نوری گرفته تا دروازه‌ها (گیت‌های) بین‌المللی اینترنت و اپراتورهای موبایل، همگی در دست حکومت است. یعنی یک کلید اصلی وجود دارد و این کلید اصلی نیز در دست رژیم قرار دارد.

استارلینک دقیقاً همین کلید را بی‌اثر می‌کند. یک دیش کوچک روی پشت‌بام می‌تواند مستقیماً با ماهواره‌ای که در حدود ۵۵۰ کیلومتری بالای سرمان می‌چرخد، ارتباط برقرار کند. اطلاعاتی که توسط این دیش به ماهواره ارسال می‌شود، اطلاعاتی است که اصلاً وارد شبکه‌های داخلی مورد دسترسی رژیم نمی‌شود؛ بنابراین رژیم نمی‌تواند آن‌ها را فیلتر یا شنود کند یا قطع نماید. به همین دلیل است که وقتی رژیم کل کشور را خاموش می‌کند، آن دیش همچنان می‌تواند روشن باشد. نکته مهم این است که لازم نیست همه افراد استارلینک داشته باشند؛ یک ترمینال در یک محله می‌تواند چندین نفر را به اینترنت متصل کند.

رژیم در جریان قیام تلاش کرد که داشتن استارلینک و یا خرید و فروش آن را به یک جرم بزرگ امنیتی معرفی کند. اما پیشرفت این فناوری به حدی است که امکان مهار در عمل برای رژیم وجود ندارد. تلاش برای تبدیل استارلینک به یک جرم امنیتی هم محلی از اعراب ندارد. کما اینکه روزگاری رژیم داشتن دستگاه ماهواره و ویدئو و سی دی را ممنوع کرده بود. اما سرانجام با پیشرفت و فراگیر شدن این مصنوعات در ایران ناچار به عقب‌نشینی شد.

چرا رژیم از استارلینک وحشت دارد؟

نخست، انحصار روایت است. یک رژیم نامشروع و توتالیتر بدون کنترل اطلاعات نمی‌تواند سرپا بماند. اگر مردم ببینند، اگر جهانیان بشنوند و اگر مردم با یکدیگر در ارتباط باشند، آن ترس و انزوایی که سرکوب بر پایه آن بنا شده است، فرو می‌ریزد.

دوم، این امر نشان‌دهنده ورشکستگی پروژه شبکه به‌اصطلاح ملی رژیم است. همان‌طور که می‌دانیم، رژیم سال‌ها میلیاردها تومان هزینه کرده تا یک اینترانت بسته بسازد، اما استارلینک از بالای سر تمام این دیوارها عبور می‌کند.

برای اینکه شدت حساسیت رژیم را متوجه شویم، کافی است به واکنش آن‌ها نگاه کنیم؛ رژیم سفیر کشور نروژ را احضار کرد، تنها به این دلیل که ماهواره‌های استارلینک از طریق نروژ در اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) ثبت شده‌اند. در مجلس رژیم استفاده از استارلینک را جرم‌انگاری کرده‌اند، به دنبال ضبط ترمینال‌ها هستند و مرتباً پارازیت می‌فرستند. وقتی یک حکومت برای یک دیش کوچک، دیپلمات‌های کشور نروژ را احضار می‌کند و قانون جزایی برای آن می‌نویسد، خودش اعتراف می‌کند که این فناوری یک تهدید جدی است.

استفاده از استارلینک چالش‌ها و تضادهای خود را نیز دارد: ترمینال‌ها و هزینه خدمات گران هستند، ترمینال‌ها باید به‌صورت قاچاق وارد شوند، داشتن آن‌ها خطرات امنیتی از سوی رژیم دارد و رژیم با ارسال پارازیت روی امواج استارلینک در برخی مناطق اختلال ایجاد کرده است. اما با افزایش تعداد ماهواره‌ها، چالش و فشار روی رژیم طبیعتاً بیشتر شده و خواهد شد و به نقطه‌ای خواهد رسید که به قول معاون پزشکیان رژیم ناچار خواهد شد برای خلاصی از استارلینک برق سراسر کشور را قطع کند.

رژیم که درگیر بحران بقاست، قطعا که حتی به قیمت قطع سراسری برق در وضعیت بحرانی تلاش خواهد کرد تهدید را از خود دور سازد، اما چه کسی است که نداند این همان دست‌وپا زدن‌های نهایی غریقی است که سرعت غرق شدنش را سرعت خواهد بخشید.


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


چرا پاسدار مهرداد اخلاقی که نام او در فهرست تحریم‌های بین‌المللی است به عنوان وزیر دفاع معرفی شد؟!



               چرا  پاسدار مهرداد اخلاقی که نام او در فهرست تحریم‌های بین‌المللی  است  به عنوان وزیر دفاع معرفی شد؟!

وزیر دفاع جدید رژیم ایران؛ انتخابی برای تقویت ماشین موشکی و پهپادی

رأی اعتماد مجلس به مهرداد اخلاقی در روز یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ صورت گرفت و وی عملا وزیر دفاع رژیم شد. سوابق طولانی اخلاقی در صنایع موشکی و هوافضا، قرار داشتن نام او در فهرست تحریم‌های بین‌المللی و تأکیدش بر گسترش تولید تسلیحات، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا رژیم در چنین مقطعی فردی با این پیشینه را برای تصدی وزارت دفاع برگزیده است.

از صنایع موشکی تا رأس وزارت دفاع

مهرداد اخلاقی پیش از رسیدن به وزارت دفاع، از مدیران ارشد صنایع تسلیحاتی رژیم بود. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، او در میانه دهه ۱۳۸۰ مدیریت گروه صنعتی باقری را بر عهده داشت و سپس به مدیریت سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع رسید. در برخی گزارش‌ها نیز از سابقه مدیریتی او در صنایع هوافضای سپاه پاسداران نام برده شده است.

نام اخلاقی در فهرست تحریم‌های مرتبط با قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد، مصوب سال ۱۳۸۵، قرار دارد. این تحریم‌ها در ارتباط با برنامه موشک‌های بالستیک رژیم ایران اعمال شدند. او همچنین در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا و وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار گرفته است.

این سابقه نشان می‌دهد که انتخاب وزیر جدید از میان مدیران باسابقه صنایع تسلیحاتی صورت گرفته است؛ فردی که فعالیت حرفه‌ای او با توسعه توان موشکی رژیم گره خورده است. بنابراین، انتصاب او را نمی‌توان صرفاً انتخاب یک مدیر اداری برای اداره وزارتخانه‌ای دولتی دانست.

پیام انتخاب اخلاقی چیست؟

وزارت دفاع در ساختار رژیم ایران صرفاً مسئول روابط نظامی خارجی نیست؛ این وزارتخانه در تأمین تجهیزات، توسعه فناوری‌های دفاعی و پشتیبانی از نیروهای مسلح نیز نقش دارد. از این رو، جهت‌گیری مدیریتی آن می‌تواند بر ظرفیت تولید تسلیحات و اولویت‌های نظامی حکومت تأثیر بگذارد.

معرفی اخلاقی در شرایطی صورت گرفت که رژیم ایران با پیامدهای جنگ‌های اخیر و آسیب‌های واردشده به بخش‌هایی از ساختار نظامی خود روبه‌رو بوده است. در چنین وضعیتی، سپردن وزارت دفاع به مدیری با سابقه فعالیت در صنایع موشکی و هوافضا می‌تواند نشانه تلاش برای بازسازی، تقویت و گسترش ظرفیت تولید تسلیحات راهبردی باشد.

این برداشت با سخنان خود اخلاقی در جلسه رأی اعتماد نیز تقویت می‌شود. او با تهدید آمریکا و اسرائیل، هشدار داد که در صورت حمله مجدد، پاسخ رژیم «غافلگیرکننده و گسترده» خواهد بود. وی همچنین از شناسایی محصولاتی سخن گفت که در جنگ‌های اخیر کارآمد بوده‌اند و بر ادامه تولید تسلیحات با طبقه‌بندی‌های مختلف در چارچوبی که تشریح کرد، تأکید گذاشت.

اولویت تسلیحاتی در برابر بحران‌های جامعه

در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه ایران با تورم، کاهش قدرت خرید، بحران خدمات عمومی و مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، تمرکز حکومت بر گسترش توان موشکی و پهپادی پرسش‌های جدی درباره تخصیص منابع عمومی ایجاد می‌کند. البته صرف انتصاب یک مدیر نظامی به‌تنهایی میزان بودجه یا اولویت قطعی هزینه‌های دولت را اثبات نمی‌کند؛ اما سوابق اخلاقی و مواضع اعلام‌شده او، نشانه‌ای از اهمیت جایگاه صنایع تسلیحاتی در سیاست دفاعی رژیم است.

از سوی دیگر، وزارت دفاع در ساختار قدرت ایران از نیروهای مسلحی پشتیبانی می‌کند که در کنار مأموریت‌های نظامی، بخشی از سازوکار امنیتی حکومت نیز به شمار می‌روند. از این منظر، تقویت ظرفیت‌های تسلیحاتی و لجستیکی حکومت را نمی‌توان جدا از ساختار گسترده‌تر قدرت و ابزارهای حفظ آن بررسی کرد.

رأی اعتماد مجلس حکومتی به مهرداد اخلاقی، با توجه به سوابق او در صنایع موشکی و هوافضا، تحریم‌های بین‌المللی و مواضعش درباره تولید تسلیحات و پاسخ نظامی، نشانه‌ای مهم از جهت‌گیری دفاعی رژیم ایران است. این انتخاب دست‌کم نشان می‌دهد که حکومت در شرایط پس از جنگ، به مدیرانی تکیه می‌کند که با ساختار تولید و توسعه تسلیحات راهبردی آشنایی عمیق دارند زیرا رژیم دارد خود را برای شرایط مهیب‌تر و بی‌ثبات‌تر آماده می‌سازد.


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


روبیو وزیر خارجه آمریکا : واشینگتن نقش رژیم ایران در طرح حمله به پایگاه فرفورد را تأیید می‌کند



روبیو وزیر خارجه آمریکا : واشینگتن نقش رژیم ایران در طرح حمله به پایگاه فرفورد را تأیید می‌کند

روبیو با تأیید ارزیابی لندن، نقش رژیم ایران در طرح حمله به پایگاه فرفورد را تأیید کرد.

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اعلام کرد واشینگتن با ارزیابی دولت بریتانیا درباره نقش رژیم ایران در طرح حمله به پایگاه هوایی فرفورد موافق است. این موضع‌گیری، حمایت آشکار آمریکا از اتهام‌های لندن علیه تهران را نشان می‌دهد؛ اتهام‌هایی که در پی افزایش نگرانی‌ها درباره فعالیت‌های تهدیدآمیز رژیم ایران در خاک بریتانیا مطرح شده‌اند.

روبیو روز شنبه ۲۵ مهر، برابر با ۱۷ اکتبر، در گفت‌وگو با خبرنگاران در پایگاه مشترک اندروز در ایالت مریلند، درباره گزارش‌های مربوط به تهدیدهای روسیه و ایران اظهارنظر کرد و گفت این دو موضوع باید جداگانه بررسی شوند.

او درباره اتهام‌های مطرح‌شده علیه رژیم ایران تصریح کرد: «دولت بریتانیا اعلام کرده است که ایرانی‌ها پشت طرح حمله به پایگاه هوایی بوده‌اند. ما از نظر واقعی دلیلی برای مخالفت با این ارزیابی نداریم و با آن موافقیم.»

پیش‌تر دولت بریتانیا اعلام کرده بود که رژیم ایران در طرح حمله به پایگاه هوایی فرفورد، واقع در جنوب غربی انگلستان و محل استقرار هواپیماهای نظامی آمریکا، نقش داشته است.

مقام‌های بریتانیایی همچنین درباره گسترش فعالیت‌های تهران در این کشور، از جمله فشار بر مخالفان و تهدید مراکز نظامی و اماکن مرتبط با جامعه یهودیان، هشدار داده‌اند. دولت بریتانیا احتمال نقش‌آفرینی سپاه پاسداران در طراحی این حمله را نیز مطرح کرده است.

در همین ارتباط، پلیس هفت نفر را بازداشت کرد که همگی با وثیقه آزاد شده‌اند و تاکنون اتهام رسمی علیه آنان اعلام نشده است.

لندن همچنین دو فرد مرتبط با سپاه و شبکه‌های تبهکاری را تحریم کرده و سفیر رژیم ایران را احضار کرده است.

اظهارات روبیو در شرایطی بیان می‌شود که هم‌سویی واشینگتن و لندن در ارزیابی تهدیدهای منتسب به رژیم ایران می‌تواند فشارهای سیاسی و امنیتی بر تهران را افزایش دهد.


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


اعتراضات بازنشستگان در شوش و هفت‌تپه، کرمانشاه و اصفهان؛ تجمع کارگران شهرداری اهواز و حواله‌داران خودرو


اعتراضات بازنشستگان در شوش و هفت‌تپه، کرمانشاه و اصفهان؛ تجمع کارگران شهرداری اهواز و حواله‌داران خودرو

روز یکشنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵، بازنشستگان تأمین اجتماعی در شوش و کرمانشاه و بازنشستگان فولاد و ذوب‌آهن در اصفهان با برگزاری تجمع و راهپیمایی اعتراضی، نسبت به مشکلات معیشتی، گرانی، تورم و وضعیت اقتصادی اعتراض کردند. هم‌زمان، کارگران شهرداری اهواز و حواله‌داران خودروهای لاماری نیز در اعتراض به مطالبات و مشکلات خود تجمع کردند.



اعتراضات بازنشستگان تأمین اجتماعی در شوش

جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی در شوش روز یکشنبه ۲۶ مهرماه با برگزاری راهپیمایی و تجمع اعتراضی، به وضعیت معیشتی و اقتصادی اعتراض کردند.


                                      تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته شوش و هفت‌تپه 

 تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته شوش و هفت‌تپه

 تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته شوش و هفت‌تپه

 تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته شوش و هفت‌تپه

 تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته شوش و هفت‌تپه

 

اعتراض بازنشستگان تأمین اجتماعی در کرمانشاه

در کرمانشاه نیز بازنشستگان با تجمع اعتراضی، مشکلات معیشتی، افزایش قیمت‌ها، تورم و وضعیت درمانی را مورد اعتراض قرار دادند. معترضان شعارهایی از جمله «اموال بازنشسته، غارت میشه پیوسته»، «دلار نفتی کجاست، تورمش مال ماست»، «مرگ بر گرانی، فقر و جنگ و ویرانی» و «درمان بازنشسته، فاجعه‌یی گسترده» سر دادند.

از دیگر شعارهای بازنشستگان کرمانشاه این بود: «فساد مدیران، ایران رو کرده ویران» و «فقر و ستم فراوان، ما رو کشاند خیابان».


 

تجمع اعتراضی بازنشستگان فولاد و ذوب‌آهن در اصفهان

بازنشستگان فولاد و ذوب‌آهن روز یکشنبه ۲۶ مهرماه با تجمع مقابل استانداری اصفهان، اعتراض خود را نسبت به وضعیت موجود اعلام کردند. آنان در جریان این تجمع شعار «دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌گن آمریکاست» سر دادند.


 

تجمع اعتراضی کارگران شهرداری اهواز

روز شنبه ۲۵ مهرماه، جمعی از کارگران مناطق هشت‌گانه شهرداری اهواز در مقابل یکی از ساختمانهای اداری این شهر تجمع کردند. این تجمع در اعتراض به رانت و واسطه‌گری برگزار شد.


 

تجمع حواله‌داران خودروهای لاماری

هم‌چنین جمعی از حواله‌داران خودروهای لاماری در اعتراض به تأخیر در تحویل خودروهای خود تجمع کردند. معترضان می‌گویند با گذشت نزدیک به یک سال از زمان انتظار، هنوز خودروهایشان را تحویل نگرفته‌اند و بلاتکلیفی در روند تحویل، موجب نارضایتی آنان شده است.



🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B