۱۴۰۴ بهمن ۱۴, سه‌شنبه

نگاهی به سوابق جنایتکارانه دژخیم تروریست مجید خادمی رئیس جدید سازمان اطلاعات سپاه پاسداران



                  نگاهی به سوابق جنایتکارانه دژخیم   تروریست مجید خادمی رئیس جدید سازمان اطلاعات سپاه پاسداران


پاسدار مجید خادمی رئیس جدید سازمان اطلاعات سپاه پاسداران کیست؟

محمد پاکپور فرمانده جدید سپاه پاسداران حکومت ایران در روز پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ سرتیپ پاسدار مجید خادمی حسینی را به عنوان فرمانده جدید سازمان اطلاعات سپاه و جایگزین محمد کاظمی معرفی کرد. مجید خادمی کیست؟

مجید خادمی حسینی که گاهی با عنوان مجید خادمی و گاهی با عنوان مجید حسینی معرفی می‌شود؛ چهره‌ای امنیتی،‌ اطلاعاتی و سرکوبگر در ارگان نظامی سپاه پاسداران است که از ابتدا در ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی سپاه پاسداران به امر سرکوب مردم ایران مشغول بوده است.

این تفاوت در نام‌گذاری ممکن است به دلایل امنیتی یا عملیاتی باشد. سوابق مجید خادمی در هر دو سازمان حفاظتی و اطلاعاتی، نشان از تجربه‌های گسترده او در حوزه‌های امنیتی حکومت ایران دارد.

مجید خادمی اردیبهشت ۱۳۹۷ جایگزین اصغر میرجعفری در ریاست حفاظت اطلاعات وزارت دفاع (ساحفاودجا) شد.

در تیر ۱۳۹۸ برخی رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده بودند که اصغر میرجعفری رئیس پیشین حفاظت اطلاعات وزارت دفاع در محلی نزدیک به بندر جاسک ربوده شد. اما رسانه‌های حکومت ایران هیچ اخباری راجع به این موضوع منتشر نکردند.

پس از ریاست سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع، انتصاب مجید خادمی به ریاست حفاظت اطلاعات سپاه، نقطه‌عطفی در سوابق او محسوب می‌شود. گزارش‌ها از این انتصاب ابتدا در ۶ تیر ۱۴۰۱ منتشر شد. سپس در ۹ تیر ۱۴۰۱، مراسم معارفه وی به‌طور رسمی برگزار گشت. ارتباط خادمی با محمدباقر ذوالقدر، قائم‌مقام پیشین فرمانده کل سپاه، به دلیل اصالت فسایی او، قابل‌توجه است.

تغییرات ساختاری و نفوذ در سپاه پاسداران

سال ۱۴۰۱ شاهد برکناری‌های مهمی در ارگان‌های اطلاعاتی سپاه پاسداران بودیم. این تغییرات شامل حسین طائب،‌ رئیس سازمان اطلاعات سپاه، ابراهیم جباری، فرمانده سپاه «ولی امر» و حسن مشروحی‌فرد (امامی) نیز به‌عنوان جانشین جباری بود. این رویدادها بحث نفوذ عمیق در ساختار نظامی و سیاسی حکومت ایران را به‌صورت جدی مطرح کرد. سازمان حفاظت اطلاعات سپاه، نهادی امنیتی است که برای مقابله با این نفوذها و حفظ امنیت داخلی سپاه تشکیل شده است.

پس از تأسیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، مجید خادمی حداقل تا سال ۱۳۹۳ به‌عنوان جانشین حسین طائب، رئیس وقت سازمان اطلاعات سپاه، شناخته می‌شد. او همچنین مدتی مسئولیت جانشینی سازمان حفاظت اطلاعات سپاه را بر عهده داشت. این نهاد اطلاعاتی نظامی، زیر نظر مستقیم «فرماندهی کل قوای» حکومت ایران یعنی خامنه‌ای فعالیت می‌کند.

وظایف اصلی آن نیز «مقابله با جاسوسی در داخل سپاه، جلوگیری از نفوذ جریان‌های ناهمسو با خط‌مشی سپاه، جلوگیری از راه یافتن اطلاعات محرمانه به خارج از سپاه و نظارت سیاسی امنیتی بر فرماندهان و پرسنل این نیروی مسلح» عنوان شده است. این گستره وظایف، اهمیت نقش مجید خادمی را در این سازمان نشان می‌دهد.

درخواست بودجه و تأیید مقامات

بر اساس اطلاعاتی که گروه تلگرامی «قیام تا سرنگونی» در بهمن ۱۴۰۲ فاش ساخت، پاسدار سرتیپ مجید خادمی، رئیس سازمان حفاظت اطلاعات سپاه، نامه‌ای محرمانه به قالیباف ارسال کرده بود. در این نامه که در ۲ اسفند ۱۴۰۱ ارسال شد، وی خواستار افزایش بودجه حفاظت اطلاعات سپاه به مبلغ ۲ تریلیون و ۸۰۰ میلیارد تومان برای سال ۱۴۰۲ شده بود. پاسدار قالیباف نیز در پاسخ، دستور «با توجه به دستور فرماندهی معظم کل قوا در جداول سپاه به‌طور ویژه مورد توجه قرار گیرد!» را صادر کرد. این درخواست و تأیید، اهمیت مالی و عملیاتی این سازمان را برای حکومت ایران برجسته می‌کند.

محمد کاظمی، رئیس پیشین اطلاعات سپاه، همراه با معاونان خود بر اثر حمله اسرائیل به ساختمانی در تهران کشته شد. این حادثه ۲ روز پس از آغاز حملات هوایی اسرائیل در روز یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ رخ داد که به کشته شدن مقام‌های ارشد نظامی حکومت ایران انجامید. سازمان اطلاعات سپاه یک نهاد اطلاعاتی موازی با وزارت اطلاعات در حکومت ایران است. این سازمان نقش زیادی در برخورد با مخالفان و منتقدان حکومت ایران ایفا کرده است.

مواضع مجید خادمی در برابر تهدیدات؛ واقعیت در برابر بلوف

در ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، مجید خادمی در کسوت رئیس سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران،‌ به گزارش‌ها و هشدارها درباره حمله نظامی به حکومت ایران واکنش نشان داد. او اظهار داشت: «ما از این جهت کاملا این آمادگی را داریم.» او به قدرت نیروهای حکومت ایران در «وعده صادق یک و دو» و «قدرت توان فرزندان مقاومت در طوفان‌الاقصی و نبرد اربعین در یمن‌» اشاره کرده بود. خادمی افزوده بود: «این را قطعا به خاطر داشته باشید که دشمن آسیب‌پذیر است و اهداف آن زیر دندان ما قرار دارد. ما با آمادگی کامل مسیر را رصد می‌کنیم و امیدوار هستیم به نفع منافع نظام رقم بخورد اما برای شرایط مختلف آماده هستیم.»

اما به فاصله کمتر از ۲ ماه پس از این اظهارات، سرنوشتی برای ارگان تحت نظارت مجید خادمی و نهاد بالادستی آن رقم خورد که نشان داد این‌گونه اظهارات او و سایر سران سپاه چیزی جز بلوف نیست. این وقایع، اعتبار ادعاهای مقامات امنیتی را زیر سؤال برد.

خادمی همچنین در ۲۴ بهمن ۱۴۰۳، ضمن تکرار مواضع خامنه‌ای، هرگونه مذاکره با رئیس‌جمهور آمریکا را «خط قرمز نظام» خوانده بود. او تأکید کرده بود: «اگر آمریکا منافع ملی ما را به خطر اندازد، منافع ملی آن‌ها را در سرتاسر دنیا به خطر می‌اندازیم.» این تهدید نیز پوچی خود را به فاصله چند ماه به اثبات رساند و نشان داد مذاکره نه تنها خط قرمز خامنه‌ای و ملایان نیست بلکه در منتهای ضعف حاضر به تن‌دادن به آن شد. این اظهارات نشان می‌دهد توانایی‌های عملی حکومت ایران در برابر ادعاها متفاوت است.

سازمان اطلاعات سپاه؛ نهاد اصلی سرکوب

سازمان اطلاعات سپاه پاسداران که اکنون پاسدار مجید خادمی به عنوان رئیس آن گماشته شده است، در حکومت ایران یکی از اصلی‌ترین نهادهای سرکوب به شمار می‌رود، به‌ویژه در سال‌های اخیر. این نهاد امنیتی‌ـ‌اطلاعاتی از زمان تأسیس در مهر ماه ۱۳۸۸ تاکنون، نقش مستقیم در نقض گسترده و جدی حقوق شهروندی و انسانی بسیاری از شهروندان ایرانی و حتی غیر ایرانی داشته است. این سازمان به عنوان ابزاری برای حفظ قدرت و کنترل مخالفان عمل می‌کند.

برخورد با فعالان حقوق بشر، حقوق زنان، اصناف، روزنامه‌نگاران، وکلای دادگستری و فعالان محیط‌زیست از جمله اقدامات این سازمان است. علاوه بر این، نقض جدی حقوق اصناف، اقلیت‌های مذهبی، قومی و جنسیتی نیز توسط سازمان اطلاعات سپاه صورت می‌گیرد. مشارکت در سرکوب معترضان در جریان اعتراضات و به ویژه اعمال شکنجه علیه بازداشت‌شدگان و زندانیان از جمله موارد بارز نقض حقوق بشر توسط سازمان اطلاعات سپاه است. این اقدامات، سوابق تاریکی را برای این نهاد رقم زده است.

به‌گفته یک روزنامه‌نگار ساکن تهران، موضوع «کشته‌شدگان و بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان ماه و سرنگونی هواپیمای اوکراینی با موشک سپاه پاسداران» از مواردی است که سازمان اطلاعات سپاه با ضبط وسایل روزنامه‌نگاران و فشار از طریق مدیران مسئول، مانع از نقد و انتشار «غیر از روایت رسمی حکومت» در شبکه‌های اجتماعی می‌شود.

نقش سازمان اطلاعات سپاه در پرونده‌سازی و قتل‌ها

افراد بی‌شمار دیگری نیز در سال‌های اخیر تحت سرکوب و فشار سازمان اطلاعات سپاه قرار گرفته‌اند. از جمله می‌توان به پرونده‌سازی و دخالت در صدور حکم زندان برای آرش صادقی، سهیل عربی، آتنا دائمی، گلرخ ایرایی، زینب جلالیان، مریم اکبری منفرد، هاشم خواستار و شمار بی‌شماری از دیگر فعالان سیاسی، اجتماعی و صنفی اشاره کرد.

محمدرضا نقدی، معاون هماهنگ‌کننده سپاه، در سال ۱۳۹۸ اظهار داشت: «حدود ۳ سالی است که اطلاعات سپاه از حالت نظامی در آمده است». این اذعان نشانگر ابعاد جدیدی از نقش سازمان اطلاعات سپاه در سرکوب فعالان سیاسی و اجتماعی بود.

همچنین نقش سازمان اطلاعات سپاه در قتل کاووس سیدامامی، محمد راجی، سینا قنبری، وحید حیدری، یا در حکم اعدام زندانیان سیاسی، اعدام زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین حسین‌پناهی و شکنجه علی یونسی و امیرحسین مرادی بارز است. این موارد نشان‌دهنده عمق و گستردگی اقدامات این سازمان در نقض حقوق بشر است.

با این اوصاف حالا پاسدار مجید خادمی به ریاست این ارگان سرکوب گماشته شده است. باید منتظر ماند و دید که سرنوشت وی چه خواهد شد، آیا به سرنوشت سلف خود دچار خواهد شد یا…؟


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

دکتر نعیم عبداللهی اندیشمندی که جانش را برای آزادی فدا کرد- قهرمان فراموشی ناپذیر و فروغ جاودان آزادی از خطه آزادی ستانهای «کرمانشاه» همیشه سرفراز



دکتر نعیم عبداللهی اندیشمندی که جانش را برای آزادی فدا کرد- قهرمان فراموشی ناپذیر و فروغ جاودان آزادی از خطه آزادی ستانهای «کرمانشاه» همیشه سرفراز

قهرمان فراموشی ناپذیر و فروغ جاودان آزادی از خطه آزادی ستانهای «کرمانشاه» همیشه سرفراز

دکتر نعیم عبداللهی  ساله، فوق دکترای حقوق و علوم سیاسی، استادیار دانشگاه تهران، فرمانده کانونهای شورشی سازمان مجاهدین خلق ایران در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در نازی آباد تهران با شلیک گلوله‌های مستقیم نیروهای سرکوبگر و خونخوار حکومت جلاد خامنه ای قهرمانانه به شهادت رسید. او فقط یک اندیشمند آکادمیک نبود؛ وجدان مبارز و بیدار دانشگاه بود. او فقط یک مبارز نبود؛ فرمانده آگاه نسلی بود که تسلیم و سازش را نمی‌شناسد.



تبلور آگاهی در عصر اختناق بود

دکتر نعیم عبداللهی فقط مبارز نبود؛ فرمانده کانون شورشی فرهیخته و آگاه نسلی بود که زانو زدن، تسلیم و سازش را برای همیشه از قاموس خود حذف کرده است. در قیامهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸و ۱۴۰۱، نه در حاشیه که در صف نخست ایستاد؛ با دستانی خالی، اما با ایمانی پولادین با قلبی سرشار از عشق به مردم و با باوری انقلابی به حقیقت و آزادی. اسارت در زندان اوین، اخراج از دانشگاه، حذف از جایگاه علمی، تهدید، تعقیب و فشار بی امان، هیچ کدام نتوانست اراده سترگ او را درهم بشکند.

حکومتی که از چنین اندیشه هایی می هراسد، نخست مغزها را نشانه می‌گیرد

اما حکومت آدمخوار نفهمید و هرگز نخواهد فهمید که هر اندیشه آگاه، هر ذهن بیدار، هزاران شعله در دل جامعه می افروزد و هر شهید، ارتشی از قیام کنندگان را به میدان می آورد. گلوله‌ای که سینه فراخ دکتر نعیم عبداللهی قهرمانمان را شکافت، هرگز پایان راهش نبود؛ اعلام آغازی دیگر بود،آغاز فصلی نو که در آن دانشگاه سنگر قیام است و دانشجو پیشتاز بی‌بازگشت آزادی.

خون دکتر نعیم عبداللهی، تهران را به سوگ ننشاند؛ تهران را به خشم، به خیزش، به میدان نبرد برای رهایی بدل کرد. او نیفتاد؛ بلکه برافروخت. او خاموش نشد؛ که روشنی بخش راه و ادامه مسیر شد. او رفت تا ما بمانیم، تا راه را ادامه دهیم تا پرچم را بر زمین نگذاریم. او جان داد تا مقاومت برای رهایی ایران از چنگال عفریت پلید ارتجاع هار زنده بماند و پیش برود.

وصیتنامه اش دکتر نعیم عبداللهی

در قسمتی از وصیت نامه شهید خلق آمده است: «من چقدر خوشبختم كه می توانم قطره ای از دريای اين فداكاری باشم جان ناجيزترين دارایی من است در زندگی. هيج تضمينی برای بقای ابدی نیست ولی چقدر مرگ لذت بخش است وقتی با آرمان آزادی پیوند می‌خورد. زندگی هر قدر که کوچک است اما مرگ آنگاه جاودانه می‌شود که با عشق برای آزادی پیوند بخورد».

نامش فریاد ما خواهد بود و راهش پر رهرو. این حکومت انسان ستیز با هر شهیدی که در خاک می‌غلتد یک گام بلند دیگر به سقوط حتمی و نهایی خود نزدیکتر می‌شود. با تعظیم و تکریم به روان پرفتوح دکتر نعیم عبداللهی و به یاد همه شهیدان بیشمار قیام سرخ فام دیماه ۱۴۰۴ که تاریخ را با خون خود نوشتند و آزادی را تضمین کردند.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

سرگذشت روبینا امینیان و مسعود ذات پرور که در خون خود غلطیدند - جهان باید بداند چه اتفاقی در حال رخ دادن درحکومت خامنه ای است



سرگذشت روبینا امینیان و مسعود ذات پرور که در خون خود غلطیدند  - جهان باید بداند چه اتفاقی در حال رخ دادن درحکومت خامنه ای است


سرگذشت روبینا امینیان و مسعود ذات پرور که در خون خود غلطیدند

جهان باید بداند چه اتفاقی در حال رخ دادن درحکومت خامنه ای است

نام روبینا امینیان و مسعود ذات پرور این روزها زیاد شنیده می شود. دو شهید سرفرازی که در قیام کنونی ایران به دست عوامل خامنه ای به شهادت رسیدند.

با توجه به اینکه خاموشی اینترنت تهران به معنای آن است که نام‌های کشته‌شدگان در قیام تنها شروع به ظاهر شدن کرده‌اند، دیاسپورا [دیاسپورا (Diaspora) به پراکندگی، مهاجرت یا آوارگی گروهی از مردم یک قوم یا ملت در خارج از سرزمین اصلیشان گفته می‌شود که با وجود دوری، هویت، فرهنگ و ارتباط خود را با وطن مادری حفظ می‌کنند] با شوک، غم و خشم واکنش نشان می‌دهد.

طبق آژانس خبری فعالان حقوق بشر مستقر در آمریکا، بیش از ۲۵۰۰ نفر تاکنون کشته شده‌اند، اما تعداد کشته‌شدگان انتظار می‌رود با کاهش رژیم از خاموشی ارتباطات اعمال‌شده از ۸ ژانویه، به طور قابل توجهی افزایش یابد.

حکومت خامنه ای یکی از بزرگ‌ترین دیاسپوراها در جهان را دارد

ایران یکی از بزرگ‌ترین دیاسپوراها در جهان را دارد، بسیاری از آنها پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ کشور را ترک کرده‌اند و حداقل نیم میلیون در اروپا زندگی می‌کنند. اما با خاموش بودن اینترنت، بستگان مستقر در خارج به کندی سرنوشت اعضای خانواده در ایران پی برده‌اند.

سرگذشت شورشگر دلیر روبینا امینیان

هاله نوری، ۴۰ ساله، می‌گوید وقتی تماسی دریافت کرد که به او گفت خواهرزاده ۲۳ ساله‌اش، روبینا امینیان، پس از پیوستن به دوستان دانشگاهی در اعتراض در تهران در ۸ ژانویه با تیر به سر از پشت کشته شده است، به زانو افتاد. این خبر تنها پس از اینکه بستگان در ایران به مرز عراق سفر کردند تا اتصال اینترنتی کافی برای تماس با خارج داشته باشند، آمد.

نوری می‌گوید: «این تراژدی برای خانواده من است. نمی‌دانم چه می‌توانم برای آنها بکنم، اما می‌خواهم صدای روبینا باشم و نمی‌خواهم حکومت خامنه ای صدای بچه‌های ما را خاموش کند».

نوری می‌گوید خانواده‌اش در ایران به تهران سفر کرده بودند تا امینیان را شناسایی کنند و «صدها جسد جوانان تیرخورده و کشته‌شده» را دیدند. او می‌گوید: «آنها سپس مجبور شدند جسد امینیان را به طور پنهانی بردارند پس از اینکه سرکوب‌گران اجازه بردن آن به خانه را ندادند».

نوری می‌گوید: «آمنه [مادر امینیان]، که یکی از شجاع‌ترین اعضای خانواده ما است، با صدای بلند ناله کرد، اما مصمم بود فرزند خود را به خانه بیاورد. او او را در آغوش گرفت و مجبور شد جسد کودک خود را بدزدد؛ او با پیکر روی زانویش به خانه رانندگی کرد».

نوری می‌گوید، «اما پس از ترک، خانواده امینیان توسط نیروهای امنیتی حکومت خامنه ای به خانه تعقیب شدند، که خارج از خانه‌شان مستقر ماندند. پس از نزدیک شدن به چندین مسجد، خانواده می‌گویند مراسم تشییع جنازه را منع کردند و «مجبور شدند او را در کنار جاده دفن کنند، زمین را خودشان حفر کنند تا بچه شان را دفن کنند».

نزار مینویی، شوهر نوری، می‌گوید: «روبینای ما پر از انرژی و رویاها بود. او پر از عشق بود. هر بار که از دانشگاه برمی‌گشت، به تخت والدینش می‌خزید و می‌خوابید. او بچه خانواده بود».

ما با جنگ و گرسنگی بزرگ شدیم

سارا رسولی، ۳۹ ساله، پس از اعتراضات سال ۱۴۰۴ از ایران فرار کرد و اکنون پناهنده در آلمان است. پس از اینکه بالاخره با خانواده‌اش که هنوز در ایران هستند صحبت کرد، می‌گوید پی برد که پسرعمویش ابراهیم یوسفی، پدر کرد ۴۲ ساله دارای سه فرزند، پس از تیراندازی توسط نیروهای امنیتی حکومت خامنه ای کشته شده است.

ساعاتی قبل از شرکت در اعتراض، یوسفی پیامی در رسانه‌های اجتماعی خود منتشر کرده بود و گفته بود: «ما خودمان هرگز شانسی نداشتیم، نه کودکان‌مان … ما با جنگ و گرسنگی بزرگ شدیم، کودکان‌مان با تحریم‌ها، قطع برق، کمبود آب، و آلودگی … خدا، در نهایت، چه بر سر کودکان‌مان خواهد آمد».

رسولی می‌گوید خبر مرگ او را وقتی بستگان پس از سفر به مرز عراق با او تماس گرفتند، دریافت کرد.

رسولی می‌گوید: «پسرعمویم بیرون رفت تا برای آزادی و حقوق مردم‌شان بجنگد. او مهربان بود و فقط بهترین کسی که می‌توانستید ملاقات کنید». او همچنین می‌گوید: «یکی دیگر از پسرعموهایش زخمی شده و دیگری در اعتراض دستگیر شده است».

رسولی در ادامه می‌گوید: «آخرین چیزی که می‌دانم این است که دو نفر از بستگانم رفتند تا جسد یوسفی را بازیابی کنند. نه تنها جسد را ندادند، بلکه هر دو نیز توسط نیروهای امنیتی حکومت خامنه ای دستگیر شدند. ما به‌روزرسانی در مورد چیزی دیگری که برای اعضای خانواده‌ام اتفاق می‌افتد به دلیل خاموشی نداریم».

او می‌گوید: «کل جهان باید بداند چه اتفاقی برای کودکان ایران، به ویژه کردها [اقلیت قومی قابل توجه در غرب ایران]، در حال رخ دادن است».

صدایی که بیش از ۴۰ سال در من خاموش شده باید فریاد بزنم

یک ایرانی دیگر ساکن کانادا، اکبر سرباز، ۳۶ ساله، قهرمان جهان بدنسازی، نمی‌توانست باور کند وقتی فهمید مربی و دوست بیش از ۱۵ ساله‌اش، مهدی (مسعود) ذات‌پرور، در اعتراض در ۹ ژانویه توسط سرکوبگران حکومت خامنه ای تیر خورده و کشته شده است».

سرباز می‌گوید: «ذات‌پرور، قهرمان بدنسازی و مربی، همچنین پستی در اینستاگرام درست ساعاتی قبل از مرگش به اشتراک گذاشته بود و گفته بود: «من فقط حقوقم را می‌خواهم. صدایی که بیش از ۴۰ سال در من خاموش شده باید فریاد بزند».

شما جوانی، امیدها، رویاهای ما را گرفتید، او می‌گوید. «من اینجا هستم تا فردا به خودم در آینه نگاه نکنم و بگویم که هیچ رگی نداشتم، هیچ شرافتی … هر چیزی برای آن پرداخت خواهم کرد». سرباز می‌گوید: «فقط ساعاتی قبل از اینکه کشته شود، از من خواست این پست اینستاگرام را به اشتراک بگذارم و صدای مردم معترض ایران باشم». او بی‌باک و مهربان‌ترین بود.

مسعود ذات پرور همچنین دو سازمان خیریه را مدیریت می‌کرد. نمی‌توانم باور کنم دیگر او را نخواهم دید. هنوز در شوک هستم، او می‌خواست برای حقوق و آزادی هموطنان‌مان بجنگد و علی‌رغم سرکوب مزدوران حکومت خامنه ای، به دیگران در خیابان‌ها پیوست. او شجاع‌ترین بود.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

کاروان سپاه پاسداران تروریست در محور خاش به زاهدان مورد تهاجم مسلحانه قرار گرفت!



              کاروان سپاه پاسداران تروریست  در محور خاش به زاهدان مورد تهاجم مسلحانه قرار گرفت!

حمله مسلحانه به خودروهای نیروهای سپاه پاسداران تروریست در محور خاش به زاهدان

عصر روز دوشنبه ۱۳بهمن‌ماه۱۴۰۴، خبری از استان سیستان و بلوچستان منتشر شد که بار دیگر وضعیت امنیتی این منطقه را در کانون توجه قرار داد. بر اساس بیانیه منتشرشده از سوی جوانان مسلح آزادیخواه یک حمله به کاروان سپاه پاسداران تروریست در اطراف شهر زاهدان انجام شده است. این خبر تا زمان تنظیم این گزارش با واکنش رسمی از سوی نهادهای حکومتی همراه نبوده است.

جزئیات حمله به کاروان سپاه پاسداران تروریست در محور خاش–زاهدان

طبق این بیانیه، کاروانی متشکل از سه خودروی متعلق به سپاه پاسداران تروریست در منطقه «قطارخنجک» و در محور خاش به زاهدان، هدف مین کنار جاده‌ای قرار گرفت. در نتیجه این حمله به کاروان سپاه پاسداران، شماری از نیروهای سپاه کشته یا زخمی شدند. در متن بیانیه تأکید شده است که عاملان این عملیات پس از انجام حمله، بدون تلفات به پایگاه‌های خود بازگشتند.

انتشار خبر حمله به کاروان سپاه در شرایطی صورت می‌گیرد که منابع رسمی حکومت خامنه ای تاکنون هیچ اطلاعیه‌ای در این‌باره صادر نکرده‌اند. این سکوت خبری، هم‌زمان با افزایش تنش‌های امنیتی در استان، توجه افکار عمومی را جلب کرده است.

سکوت خبری حکومت و پیامدهای امنیتی

به گفته منتشرکنندگان بیانیه، عدم اعلام رسمی این حمله از سوی حکومت خامنه ای با هدف جلوگیری از ایجاد «رعب و وحشت» در میان نیروهای حکومتی صورت گرفته است. در سال‌های اخیر، حمله به کاروان سپاه پاسداران و دیگر نیروهای امنیتی در مناطق مختلف بلوچستان بارها گزارش شده و نشان‌دهنده تداوم مبارزه آزادیخواهان علیه نیروهای سرکوب‌گر خامنه ای در این منطقه است.

در پایان بیانیه، عاملان حمله به کاروان سپاه اعلام کرده‌اند که اقدامات مسلحانه خود را تا تحقق آنچه «آزادی ایران» خوانده‌اند، ادامه خواهند داد. این موضع‌گیری، چشم‌انداز امنیتی سیستان و بلوچستان را همچنان پرتنش و نگران‌کننده نشان می‌دهد و نیروهای آزادیخواه اعلام کردند که به مبارزه شان برای آزادی ایران از چنگال حکومت ستمگر خامنه ای ادامه خواهند داد. این حمله درشرایطی صورت گرفت که روز یکشنبه ۱۲بهمن ماه ۱۴۰۴ کلیپ های متنوعی در شبکه های اجتماعی منتشر شد که کاروان بزرگی، سلاح های سنگین را از استان کرمان به استان سیستان و بلوچستان منتقل می‌کردند.

در خبری دیگر که در شبکه‌های اجتماعی محلی منتشر شده است، مزاران گمنام( مبارزان بی‌نام و نشان) بلوچستان اعلام کردند که بعد از سرکوب خونین مردم در قیام سراسری دیماه۱۴۰۴در بیش از ۴۰۰شهرتوسط سپاه پاسداران اقدام به حملات مسلحانه خواهند کرد و جواب تک تک گلوله‌هایی که خون جوانان آزادیخواه ایران را بر زمین ریخته است را خواهند داد.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

آیا خامنه‌ای میتواند رد خونهایی که از مردم ایران ریخت وهزاران خانواده را داغدار کرد، وشهرهارا با خون جوانان رنگین نمود پاک کند؟



 آیا  خامنه‌ای میتواند رد خونهایی که از مردم ایران ریخت وهزاران خانواده را داغدار کرد، وشهرهارا  با خون جوانان رنگین نمود   پاک کند؟ 

تلاش بی ثمر خامنه‌ای برای کتمان جنایت!

خامنه‌ای بعد از جنایت بزرگ و قتل‌عام هزاران تظاهرکننده در خیابان‌های ایران برای بار دوم در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ در انظار ظاهر شد. خامنه‌ای برای بار دوم تلاش کرد کشتن هزاران جوان و زن و مرد ایرانی را به خود معترضان نسبت بدهد.شاید در میان خونریز‌ترین دیکتاتورهای تاریخ او نخستین دیکتاتوری است که به سبک خمینی هم جنایت می‌کند و هم نقش قربانی جنایت را بازی می‌کند.

در تاریخ جهانگشا آمده است که وقتی در سال ۱۲۲۱ میلادی چنگیز خان مغول به مرو که در آن زمان یکی از آبادترین شهرهای ایران و جهان اسلام بود حمله کرد و توانست خط دفاعی شهر را در هم بشکند، دستور داد که تمامی ساکنان شهر را به خارج شهر منتقل کنند. بعد دستور قتل‌عام آنان را صادر کرد. می‌گویند یک نسل‌کشی کامل صورت گرفت طوری که هر سرباز مغول مامور کشتن چند صد نفر بود.می گویندپس از پایان کشتار، شهر خالی شد؛ نه صدای انسانی شنیده می شد و نه دود اجاقی بلند بود. مرو، که قرن‌ها مرکز علم و تجارت بود، به ویرانه‌ای خاموش بدل شد. می‌گویند چنگیز بارها گفته بود که ترس بهترین سپر من است.
خامنه ای همان شعار چنگیز خان را با ترجمه النصر بالرعب سالها اجرا کرده است. این بار نیز در ادامه همان سیاست خامنه‌ای به پاسدارانش دستور شلیک به معترضان و قتل‌عام قیام کنندگان را داد.

حمام خونی که خامنه ای در روزهای اوج قیام دیماه در خیابانهای بسیاری از شهرهای ایران به راه انداخت، اگرچه برای ولی فقیه فرصتی کوتاه برای بقا فراهم کرد، اما خود او به خوبی می داند که در ادامه اشتباهات استراتژیک سالهای اخیر این کشتار هم یکی از بدترین اشتباهات او بود.

به همین دلیل هم روایت رسمی دولت و هم روایت خود خامنه‌ای از این جنایت انکار رسمی آن است. با دجالیت تمام می‌گویند:«دشمنان نظام برای کشته سازی و بدنام کردن نظام!»  از پیاده نظام خود کشتند. این روایت وارونه جنایت با حضور هزاران شاهد و هزاران تصویر و ویدئو از شلیک پاسداران خریداری ندارد. اما سوال این است که چرا خامنه ای تلاش دارد این روایت مضحک را تکرار کند؟ چرا تمام تبلیغات حکومتی سمت و سویش این است که از حکومت یک چهره رئوف و مهربان! نشان بدهد که مورد هجمه تبلیغاتی و روانی دشمن! قرار گرفته است؟ مخاطب این تبلیغات چه کسانی هستند؟

مخاطب خامنه‌ای در تبلیغات حکومتی کیست؟

برای پاسخ به این سوال به چند واقعیت ساده باید اشاره کرد.

۱.مردم ایران و جوانان که در خیابان‌های شاهد جنایت پاسداران خامنه‌ای بودند قطعا نمی‌توانند مخاطب این دروغ‌ها و روایت‌های وارونه باشند. این مردم و جوانان اگر تا دیروز اندک تردیدی در ماهیت رژیم حاکم ولایت فقیه داشتند با این جنایت به چنان شناخت شگرف و عمیقی از ماهیت جنایتکاران حاکم رسیدند که تنها با  محو و نابود کردن این حاکمیت جنایت پیشه ممکن است کمی خشم‌شان فروکش کند.

۲.مخاطب این تبلیغات جهان و افکار عمومی دنیا نیز نمی تواند باشند، رسانه‌ها و ارگان‌های بین‌المللی از خلال رصد تحولات ایران و صدها فیلم و ویدئو  و روایت قربانیان این جنایت  کمتر تردیدی ندارند که رژیم ولایت فقیه خونریزترین دیکتاتوری قرن ۲۱ است که به چنین جنایتی دست زده است.

حفظ خودی‌ها!

۳.انکار برای فرار از مسئولیت حقوقی احتمالی؛ اگرچه این احتمال ممکن است یکی از دلایل این تبلیغات رژیم باشد اما همان واکنش‌های اولیه شورای حقوق بشر و گزارشگر مای ساتو و کمیسر عالی حقوق بشر نشان می‌دهد که  جنایت چنان بزرگ است که با این شعبده‌ها قابل انکار نیست.

۴.حفظ نیروهای خودی؛ به نظر می رسد مخاطبان اصلی این انکار و کتمان جنایت، نیروهای خودی باشند. خامنه‌ای می‌داند اگر چهره واقعی او برای همین نیروهای سرکوبگر کف خیابان آشکار شود که از سر ضعف و ذلت دستور چنین کشتاری را صادر کرده است، ریزش و خروج از حکومت به یک مرحله کیفی‌تری خواهد رسید. خامنه ای می‌داند که در شرایط فقدان مشروعیت داخلی و فقدان مقبولیت جهانی تنها دو تکیه گاه دارد؛ مزدوران برون مرزی که باید آنها را تغذیه کند و مزدوران داخلی که علاوه بر تغذیه و تامین باید خود را پیش آنان مشروع!‌ جلوه بدهد.

بنابراین باید فهم کرد که تبلیغات خامنه ای در مورد«کشته سازی» دشمنان!‌ یک ترفند کودکانه و بسیجی باورکن!‌ برای پوشاندن جنایت است که البته سودی برایش ندارد. اما در عین حال بیانگر این واقعیت است که جنایت چنان بزرگ و دهشتناک است که حتی خامنه ای شعار چنگیزوارش را هم نمی‌تواند تکرار کند.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7