۱۴۰۵ فروردین ۳۰, یکشنبه

۳۰فروردین، میعادگاه وفا به پیمان؛ از ناصر صادق تا وحید بنی‌عامریان



۳۰فروردین، میعادگاه وفا به پیمان؛ از ناصر صادق تا وحید بنی‌عامریان

برگ سرخ‌فام ۳۰فروردین در تقویم مقاومت، نه تنها یادآور ۲حماسه بزرگ در سال‌های ۱۳۵۱ و ۱۳۵۴ علیه استبداد سلطنتی است، بلکه امروز چشمه‌ای جوشان است که خون پاک قهرمانان آن سال‌ها را در رگ‌های نسل‌های جدید مجاهدین به جریان انداخته است. حماسه‌ای که دیروز توسط صادق‌ها و جزنی‌ها خلق شد، امروز در قامت دلاورانی چون فرمانده وحید بنی‌عامریان و یارانش با شکوه تمام می‌درخشد و اثبات می‌کند که آرمان آزادی، خاموشی‌ناپذیر است.

سپیده‌دم سرخ ۵۱؛ عهدنامه‌ای با جوهر خون

در ۳۰فروردین سال ۱۳۵۱، تهران شاهد به بار نشستن اولین شکوفه‌های سرخ درختی بود که محمد حنیف‌نژاد کاشته بود. در این روز، اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران، ناصر صادق، محمد بازرگانی، علی میهن‌دوست و علی باکری، در برابر جوخه‌های اعدام دیکتاتوری پهلوی ایستادند. آنها برای جاودانگی یک آرمان به مسلخ رفتند.

مسعود رجوی در آن دوران، با خروشی که در پهنای تاریخ طنین‌انداز شد، منطق این فداکاری را چنین تبیین کرد: «ما را اعدام کنید. این بالاترین افتخار ماست، منطق ما با جانبازی و از خود گذشتگی شروع می‌شود... پیروزی نزدیک است، ما قیمت آن را پذیرا هستیم و این شعله خاموش نخواهد شد». این کلمات، تبیین یک راهبرد نوین در مبارزه بود: شکستن بن‌بست با نثار جان. علی میهن‌دوست نیز پیش از اعدام، گفت:

«ما پذیرفته‌ایم که تنها با فدا کردن جان خود می‌توانیم در این راه قدم برداریم. ما دانسته‌ایم که نهضت قربانی‌های فراوان می‌طلبد و خود آماده‌ایم که از اولین قربانیان آن باشیم».

قتل‌گاه اوین در سال ۵۴؛ پیوند خونین مجاهد و فدایی

۳سال بعد، در همان روز ۳۰ فروردین، تپه‌های اوین شاهد یکی از رذیلانه‌ترین جنایات ساواک شاهنشاهی بود. ۹ستاره درخشان مبارزه، شامل ۲مجاهد خلق، کاظم ذوالانوار و مصطفی جوان‌ خوشدل، و ۷فدایی خلق به رهبری بیژن جزنی، هدف رگبار مسلسل‌های دژخیمان قرار گرفتند.

ساواک با وقاحتی تمام، سناریوی «فرار از زندان» را برای فریب افکار عمومی طراحی کرد. پرویز ثابتی سرجلاد آن دوران، رئیس اداره سوم و فرمانده این قتل‌عام شقاوت‌بار، مدعی شد که این زندانیان در حین انتقال گریخته‌اند. ولی حقیقت، سال‌ها بعد از دهان شکنجه‌گری چون «تهرانی» فاش شد. او اعتراف کرد که چگونه زندانیان را با دست و چشم بسته به بالای تپه‌ها بردند و به دستور مستقیم ثابتی، آنها را در خون خود غلتاندند.

این جنایت سازمان‌یافته، نه تنها مبارزه را متوقف نکرد، بلکه پیوند خونین میان نیروهای انقلابی را چنان مستحکم کرد که به سوختی برای موتور محرک انقلاب ۵۷ تبدیل شد. خون مجاهد و فدایی بر تپه‌های اوین در هم آمیخت تا به خلق زنجیر شده نشان دهد که بهای آزادی، گذشتن از «عزیزترین دارایی» است.

فلسفه فدا؛ گشودن بن‌بست‌های تکاملی

چرا قهرمانان سربه‌دار امروز آگاهانه به استقبال مرگ رفتند؟ پاسخ در آموزه‌های بنیان‌گذار، محمد حنیف‌نژاد نهفته است. او زمانی که بین زندگی ذلیلانه و مرگ سرخ مخیر شد، مرگ انقلابی را برگزید. حنیف‌نژاد با اقتدا به پیشوای آزادگان جهان، معتقد بود که وقتی راه تکاملی یک خلق توسط استبداد به بن‌بست می‌رسد، تنها «خون» است که می‌تواند آن را درهم بشکند.

این «فدا» یک اقدام به‌غایت آگاهانه برای تضمین بقای آرمان در دوره‌های تاریخی بعدی بود. آنها می‌دانستند که اگر در لحظه ضرورت، جان خود را نثار نکنند، آرمان آزادی برای دهه‌ها به محاق خواهد رفت. این همان منطقی است که امروز در کانون‌های شورشی تکرار می‌شود.

کمانه خون؛ از ۳۰فروردین تا امروز

خون ناصر صادق و بیژن جزنی در خلأ گم نشد؛ بلکه در رگ‌های جوانانی جوشید که امروز در زندان‌ها و خیابان‌های ایران، لرزه بر اندام رژیم ولایت فقیه می‌اندازند. نمونه بارز این استمرار حماسی، را در قامت افراشته‌ٔ مجاهدین سربه‌دار می‌توان دید.

وحید بنی‌عامریان، همان مسیر ۳۰فروردین را تداوم بخشیده است. او می‌گوید:

«خوشا به جنگیدن و جان فدا کردن در راه آرمان جامعه بی‌طبقه توحیدی».

این سخن، ترجمان نوین همان فریادهای علی میهن‌دوست و مسعود رجوی در دادگاه‌های نظامی شاه است. فرمانده وحید و یارانش نشان دادند که نه شکنجه‌های قرن بیست‌ویکمی و نه چوبه‌های دار رژیم شیخ، نمی‌تواند اراده‌ای را که از خون قهرمانان ۳۰فروردین سیراب شده، سست کند.

نسل نوین مجاهدین؛ وارثان پرچم حنیف

امروز ما با نسلی مواجهیم که از میان سنگلاخ شیطان‌سازی‌ها و دروغ‌های رسانه‌یی عبور کرده است. این نسل، به تمامی جاذبه‌های زندگی عادی پشت کرده تا به «اصل براندازی» وفادار بماند. نگاهی به جملات زرین مجاهدان سربه‌دار ماه‌های اخیر، گویای این حقیقت است:

اکبر دانشورکار: «پرچمی که در دستان محمد حنیف‌نژاد بود، اکنون در دستان من است».

پویا قبادی: «محکم و استوار به‌پای چوبه دار خواهم رفت».

بابک علی‌پور: «به جنگ صد برابر با رژیم ولایت فقیه بیا بیا می‌گویم».

ابوالحسن منتظر: «بالاترین آرزویم این است که مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم؛ این است رسم رستگاری».

این کلمات، مانیفست یک نسل است که از تاریخ درس گرفته و می‌داند که استبداد (چه شاه و چه شیخ) تنها با پرداخت بها فرو می‌ریزد. امیرحسین حاتمی، شورشگر قهرمانی که چشم در چشم بازجویان بر سر آرمان براندازی ایستاد، و محمد تقوی که با شجاعتی بی‌نظیر به دژخیمان گفت: «اگر امروز هم آزاد شوم، باز به مجاهدین وصل می‌شوم»، همگی تکثیر شده‌ٔ همان روح جمعی هستند که در ۳۰فروردین ۵۱ و ۵۴ متولد شد.

طلوع ارغوانی آزادی

بنابراین حماسه‌ٔ ۳۰فروردین، تنها یک ورق از تاریخ نیست؛ یک آیین رزم‌آوری است. آیینی که به ما می‌آموزد برای رسیدن به سپیده روشن، باید از دل سیاهی شب گذشت و بهای آن را با «خون» پرداخت.

حماسه فرمانده وحید بنی‌عامریان و دیگر مجاهدان نبرد پیشتاز، ثابت کرد که میراث ناصر صادق‌ها و کاظم ذوالانوارها در امن‌ترین جای ممکن یعنی در قلب و اراده نسل جوان ایران حفظ شده است. خلقی که چنین فرزندانی دارد، هرگز شکست نخواهد خورد. خون قهرمانان ۳۰فروردین، امروز در میدان‌های ملتهب نبرد با فاشیسم دینی و نه گفتن به فاشیسم سلطنتی دوباره شعله‌ور شده است تا طلوع زرین و ماندگار آزادی را به افق شب‌گرفته‌ٔ ایران‌زمین بازآورد.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

بحران در تنگه هرمز؛ تیراندازی به کشتی‌ها، بازگشت محدودیتها و تشدید اختلافات درونی رژیم



                 بحران در تنگه هرمز؛ تیراندازی به کشتی‌ها، بازگشت محدودیتها و تشدید اختلافات درونی رژیم

همزمان با تشدید تنشها در تنگه هرمز، گزارشهای بین‌المللی از بسته شدن مجدد این آبراه راهبردی، حمله به کشتی‌های تجاری و سرگردانی صدها شناور در خلیج‌فارس حکایت دارد؛ در حالی که اختلافات درونی رژیم بر سر نحوه مدیریت این بحران نیز آشکارتر شده است.

خبرگزاری رویترز به‌نقل از منابع کشتیرانی گزارش داد که کشتی‌های تجاری در روز شنبه هنگام عبور از تنگه هرمز با پیام رادیویی نیروی دریایی رژیم مواجه شده و از ادامه مسیر منع شده‌اند. به‌گفته این منابع، دو کشتی نیز در محدوده بین جزایر قشم و لارک هدف تیراندازی قرار گرفته‌اند و ناچار به بازگشت شده‌اند. هم‌چنین اعلام شده صدها کشتی و حدود ۲۰ هزار دریانورد در خلیج‌فارس بلاتکلیف مانده‌اند.

در همین حال، اسکای‌نیوز گزارش داد یک کشتی باری در نزدیکی تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفته و بر اثر اصابت یک پرتابه ناشناس در فاصله ۴۶ کیلومتری شمال‌شرق عمان آسیب دیده است.

سخنگوی قرارگاه مرکزی سپاه پاسداران با تأیید تشدید کنترل بر تنگه اعلام کرد که به‌دلیل ادامه «محاصره دریایی» از سوی آمریکا، وضعیت تنگه به‌حالت قبلی بازگشته و تحت کنترل شدید نیروهای مسلح قرار گرفته است. وی تأکید کرد تا زمانی که تردد شناورها از مبدأ و مقصد ایران آزاد نشود، این وضعیت ادامه خواهد داشت.

روزنامه وال‌استریت ژورنال نیز گزارش داد که کمتر از یک روز پس از اعلام باز بودن تنگه هرمز، سپاه پاسداران تصمیم به بازگرداندن محدودیتها گرفته و همین امر موجب بازگشت کشتی‌های منتظر عبور شده است. این رسانه هم‌چنین از وجود اختلافات درون حاکمیت بر سر امتیازدهی در مذاکرات خبر داد.

این اختلافات با واکنش‌های تند داخلی نیز همراه شده است. از جمله، رسانه‌های حکومتی از حمله چهره‌هایی مانند حسین شریعتمداری به مواضع وزیر خارجه رژیم درباره بازگشایی تنگه هرمز خبر داده‌اند. در همین راستا، سخنگوی وزارت‌خارجه رژیم تأکید کرده که تصمیمات مربوط به تنگه هرمز در چارچوب کلان نظام اتخاذ می‌شود و ارتباطی به یک نهاد خاص ندارد.

در تحولی دیگر، سخنگوی وزارت‌خارجه رژیم ضمن رد هر گونه انتقال اورانیوم غنی‌شده، اعلام کرد که محاصره دریایی نقض آتش‌بس است و تهران «تدابیر لازم» را اتخاذ خواهد کرد.

همزمان، آسوشیتدپرس گزارش داد که چین اعلام آمادگی کرده در صورت توافق طرفین، بخشی از اورانیوم غنی‌شده ایران را دریافت یا آن را به سطح غیرنظامی کاهش دهد.

در تکمیل این تحولات، بازتاب سخنرانی‌های نمازجمعه ۲۸ فروردین در تلویزیون رژیم نشان‌دهنده تشدید جنگ باندی بر سر تنگه هرمز و مذاکرات است. امام‌جمعه یزد با ادبیاتی تند خواستار بستن تنگه هرمز شده و آن را «بالاترین بمب هسته‌ای» توصیف کرد و بر فشار بر «گلوی دشمن» تأکید نمود. همزمان، احمد خاتمی امام‌جمعه منصوب خامنه‌ای در تهران نیز با هشدار به مذاکره‌کنندگان، بر بی‌اعتمادی کامل به آمریکا تأکید کرده و حتی «لبخند» دونالد ترامپ را نیز غیرقابل اعتماد دانست.

مجموع این مواضع، تصویر روشنی از تعمیق شکاف‌های درونی رژیم در بحبوحه بحران تنگه هرمز و بن‌بست مذاکرات ارائه می‌دهد.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

ترامپ: نمایندگان آمریکا برای مذاکره به پاکستان می‌روند؛ رد توافق به‌معنای هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های ایران



          ترامپ: نمایندگان آمریکا برای مذاکره به پاکستان می‌روند؛ رد توافق به‌معنای هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های ایران

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد که نمایندگان این کشور برای انجام دور جدید مذاکرات با ایران، «فردا شب» وارد اسلام‌آباد خواهند شد.

ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود با اشاره به پیشنهاد ارائه‌شده از سوی واشنگتن، آن را «منصفانه و معقول» توصیف کرد و هشدار داد در صورت رد این پیشنهاد از سوی تهران، ایالات متحده «تمام نیروگاهها و پل‌های ایران را از بین خواهد برد».

وی هم‌چنین با اشاره به تحولات اخیر در تنگه هرمز، اقدام ایران را «نقض کامل آتش‌بس» خواند و مدعی شد که تیراندازی به سمت کشتی‌های خارجی صورت گرفته است. ترامپ در عین‌حال تأکید کرد که با وجود این تنشها، هم‌چنان امکان دستیابی به توافق صلح وجود دارد.

رئیس‌جمهور آمریکا در اظهاراتی جداگانه این دور از مذاکرات را «آخرین فرصت» برای ایران دانست و تصریح کرد که در صورت عدم توافق، واشنگتن «به روش سخت» اقدام خواهد کرد. وی هم‌چنین تأکید کرد که نتیجه این روند «به هر شکل ممکن» مشخص خواهد شد.

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که تنشها در منطقه و اختلافات بر سر تنگه هرمز و محاصره دریایی رژیم ایران هم‌چنان ادامه دارد و آینده مذاکرات در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

نگاهی گذرا به خسارت‌های سنگین جنگ بر حیات مردم بخاطر جنگ افروزی وجاه‌طلبی خامنه‌ای به هلاکت رسیده



        نگاهی گذرا به خسارت‌های سنگین جنگ بر حیات مردم بخاطر جنگ افروزی وجاه‌طلبی خامنه‌ای به هلاکت رسیده 


بهای سنگین جاه‌طلبی خامنه‌ای؛ سایه خسارت و ویرانی بر معیشت و حیات شهروندان

سیاست‌های ماجراجویانه در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی و نیابتی‌های خامنه‌ای، سرانجام هزینه‌های جبران‌ناپذیری را بر پیکره جامعه مدنی ایران تحمیل کرد. جنگ اخیر که ریشه در فعالیت‌های نیابتی و تنش‌زای حکومت ایران داشت، فراتر از میادین نظامی، حیات روزمره مردم را هدف گرفت. این مناقشه با عبور از زیرساخت‌های استراتژیک، مستقیماً به سفره، سلامت و سرپناه شهروندان عادی آسیب‌های عمیقی وارد کرده است. اکنون با برقراری آتش‌بس، ابعاد فاجعه‌بار این تقابل بر زندگی عمومی بیش از پیش نمایان گشته است.

ابعاد هولناک خسارت بر پیکره اقتصاد و مسکن

نخستین آمارهای رسمی از میزان خسارت ناشی از درگیری‌های اخیر، نشان‌دهنده یک فاجعه گسترده در ابعاد انسانی است. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در اظهاراتی تکان‌دهنده برآورد اولیه خسارت ایران را ۲۷۰ میلیارد دلار اعلام کرد. وی تأکید ورزید که این رقم نجومی قطعی نیست و احتمال افزایش آن در بررسی‌های بعدی وجود دارد. این حجم عظیم از آسیب مالی، دقیقاً معیشت مردم ایران را در تمامی سطوح نشانه رفته است. در لایه‌های مختلف این نبرد، بخش مسکن و خدمات شهری سنگین‌ترین ضربات ممکن را متحمل شده‌اند. طبق اعلام سخنگوی دولت، ۸۳ هزار و ۳۵۱ واحد مسکونی در کل پهنه جغرافیایی کشور آسیب دیده‌اند. سهم کلان‌شهر تهران از این ویرانی‌ها، ۳۹ هزار و ۵۰۸ واحد مسکونی و مراکز تجاری خرد بوده است. تخریب این ابنیه، هزاران خانواده را با بحران بی‌خانمانی و نابودی سرمایه‌های زندگی مواجه کرده است. هدف قرار گرفتن مناطق مسکونی، امنیت روانی و جانی شهروندان را به شکلی مستقیم مخدوش ساخت. این خسارت فیزیکی به خانه‌ها، تنها یک عدد نیست بلکه به معنای فروپاشی کانون گرم خانواده‌هاست. آمارهای تکمیلی نشان می‌دهند که بازسازی این حجم از ویرانی سال‌ها زمان و بودجه‌های کلان نیاز دارد. تداوم این وضعیت، فشار مضاعفی بر دهک‌های پایین جامعه که دارایی محدودی داشتند، وارد کرده است. بخش بزرگی از این آسیب‌ها به دلیل استقرار تأسیسات در مجاورت بافت‌های پرجمعیت شهری رخ داده است.

نابودی زیرساخت‌های سلامت، آموزش و کسب‌وکارهای مردمی

جنگ اخیر تنها به خانه‌های مردم محدود نماند و مراکز خدمات عمومی را نیز به کام نابودی کشید. ۳۲۲ مرکز درمانی و بیمارستان در کنار ۷۶۳ مدرسه و ۵۵ کتابخانه در ۱۲ استان کشور تخریب گشته‌اند. این مراکز مستقیماً با حیات، سلامت و آینده فرزندان این مرز و بوم گره خورده بودند. ویرانی بیمارستان‌ها در شرایط بحرانی، دسترسی بیماران عادی به خدمات حیاتی را با اخلال جدی مواجه کرده است. چنین وضعیتی، نوعی خسارت انسانی غیرقابل جبران بر جای گذاشته که تأثیرات آن تا نسل‌ها باقی می‌ماند. در همین راستا، بخش خصوصی و معیشت شاغلان نیز ضربات مهلکی را پذیرا شده است. محمود نجفی‌عرب، رئیس اتاق بازرگانی تهران، از شناسایی ۳۰۰ واحد صنعتی آسیب‌دیده تنها در استان تهران خبر داد. هر واحد صنعتی ویران شده، به معنای بی‌کاری صدها کارگری است که تنها منبع درآمدشان قطع شده است. این خسارت اقتصادی به واحدهای تولیدی، زنجیره تأمین کالا و ارزاق عمومی را نیز با بحران روبه‌رو کرد. تعطیلی این واحدها، موجی از تورم و کمبود کالاهای اساسی را در بازارهای داخلی به راه انداخته است. فعالان اقتصادی معتقدند بازیابی توان تولیدی این کارخانه‌ها تحت شرایط تحریمی فعلی بسیار دشوار و پیچیده خواهد بود. آسیب به زیرساخت‌های بهداشتی در استان‌های مرزی، خطر بروز بیماری‌های واگیردار را به شدت افزایش داده است. این نوع خسارت پنهان، جان هزاران کودک و سالمند را در سکوت خبری به خطر انداخته است.

پیامدهای بلندمدت جنگ بر زیست اجتماعی و رفاه عمومی

وقوع این حجم از ویرانی، ساختار رفاه اجتماعی را به کلی از هم پاشیده و فقر را گسترش داده است. هر ریال خسارت وارد شده به زیرساخت‌های شهری، به معنای کاهش کیفیت زندگی برای عموم مردم است. تخریب شبکه‌های توزیع آب و برق خانگی، زندگی روزمره را در بسیاری از مناطق با سختی مواجه کرد. این وضعیت ناشی از سیاست‌هایی است که اولویت را به تقویت توان نظامی بر رفاه عمومی داده‌اند. اکنون مردم باید بهای سنگین تصمیماتی را بپردازند که نقشی در اتخاذ آن‌ها نداشته‌اند. میزان خسارت به محیط‌زیست و منابع حیاتی نیز در گزارش‌های غیررسمی بسیار نگران‌کننده توصیف شده است. آلودگی‌های ناشی از انفجارها در مناطق مسکونی، سلامت بلندمدت شهروندان را با تهدیدهای جدی روبرو کرده است. فرار سرمایه‌های داخلی و خارجی پس از این وقایع، امید به بهبود معیشت را به حداقل رسانده است. این خسارت معنوی و روانی بر پیکره جامعه، سنگین‌تر از هر رقم دلاری برآورد می‌شود. ناامیدی از آینده و ترس از تکرار درگیری‌ها، روند مهاجرت نخبگان و نیروهای کاری را تسریع کرده است. حکومت ایران برای جبران این حجم عظیم از خسارت مالی، ناچار به کاهش بودجه‌های عمرانی و رفاهی خواهد بود. این یعنی سفره مردم در سال‌های پیش‌رو کوچک‌تر و فشارهای معیشتی به‌صورت تصاعدی افزایش خواهد یافت. حیات جمعی ایرانیان اکنون زیر بار سنگین آوارهایی قرار دارد که محصول مستقیم تنش‌آفرینی‌های سیاسی است.

در پایان باید گفت که جنگ اخیر، آینه‌ای تمام‌نما از هزینه‌های گزاف جاه‌طلبی‌های سیاسی و نظامی خامنه‌ای بود. این تقابل نشان داد که چگونه حیات و معیشت مردم در آتش تصمیمات فرامرزی سوخته و خاکستر می‌شود. خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری تنها بخشی از واقعیت تلخی است که بر زندگی ایرانیان سایه افکنده است. جسد بی‌گور و تابوت خامنه‌ای نیز، مانند زمان زندن‌بودنش، بانی و باعث وخامت اوضاع معیشتی مردم ایران شده است.

منابع

  • روزنامه دنیای اقتصاد: گزارش برآورد خسارات جنگ؛ مسکن و صنایع در صدر آسیب‌ها
  • خبرگزاری ایسنا: جزئیات تخریب واحدهای مسکونی و مراکز درمانی در ۱۲ استان کشور
  • اتاق بازرگانی تهران: ارزیابی خسارت واحدهای صنعتی و تولیدی استان تهران پس از آتش‌بس
  • روزنامه اعتماد: فاجعه زیرساختی؛ بررسی ابعاد انسانی خسارات جنگ بر معیشت شهروندان
  • وب‌سایت جماران: سخنگوی دولت: خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری قطعی نیست؛ اولویت با بازسازی مناطق محروم است

🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

سردژخیم قوه قضائیه جلادان محسن اژه ای بار دیگر بر تسریع در احکام اعدام تاکید کرد



سردژخیم قوه قضائیه جلادان  محسن اژه ای بار دیگر بر تسریع در احکام اعدام تاکید کرد

اژه ای رئیس قوه قضائیه رژیم ایران بار دیگر با لحنی آمرانه از دادگاه‌ها خواسته که پرونده‌ها را با سرعتی غیرعادی و خارج از چارچوب‌های معمول بررسی کنند؛ رویکردی که عملاً به معنای حذف حداقل استانداردهای دادرسی عادلانه است. او در سخنان تازه‌اش حتی پا را فراتر گذاشته و بازداشت‌شدگان را پیشاپیش «پیاده‌نظام دشمن» خوانده؛ برچسبی که نشان می‌دهد حکم بسیاری از این افراد پیش از هرگونه رسیدگی قضایی صادر شده است.

اصرار مداوم اژه‌ای بر «تسریع» رسیدگی‌ها در حالی مطرح می‌شود که طی هفته‌های اخیر موجی از اعدام‌ها به راه افتاده و نگرانی‌های جدی در میان نهادهای حقوق بشری ایجاد کرده است. در چنین فضایی، تأکید بر کنار گذاشتن «روال عادی» نه تنها شائبه، بلکه تصویر روشنی از یک روند شتاب‌زده و فاقد شفافیت ارائه می‌دهد.

از سوی دیگر، بازداشت‌های گسترده با اتهاماتی کلیشه‌ای مانند «جاسوسی» و «خیانت» بدون انتشار هویت متهمان یا جزئیات پرونده‌ها، این پرسش را تقویت می‌کند که آیا اساساً چیزی به نام دادرسی مستقل باقی مانده یا همه‌چیز در خدمت یک سناریوی از پیش تعیین‌شده است.

اظهارات اخیر اژه‌ای-از درخواست تحویل چندساعته پرونده‌ها گرفته تا بازجویی در زندان برای تسریع صدور کیفرخواست- بیشتر به مدیریت یک خط تولید احکام شباهت دارد تا اجرای عدالت. وقتی حتی «دادگاه آنلاین» و صدور فوری حکم به عنوان دستاورد مطرح می‌شود، دیگر دشوار نیست که بفهمیم سرعت، جای حقیقت را گرفته و نتیجه، پیشاپیش تعیین شده است.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

تهدید‌های توخالی قالیباف در آستانه مذاکرات احتمالی



تهدد‌های توخالی قالیباف در آستانه مذاکرات احتمالی

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و سرپرست هیئت مذاکره‌کننده رژیم ایران، در ادامه مواضع دوگانه خود درباره روند مذاکرات و تحولات تنگه هرمز، هم‌زمان از احتمال محدودسازی تردد در این آبراه و تداوم اختلافات جدی با آمریکا سخن گفت. او در گفت‌وگو با تلویزیون حکومتی اعلام کرد در صورت تداوم آنچه «محاصره دریایی» از سوی آمریکا خواند، ممکن است عبور و مرور در تنگه هرمز با محدودیت مواجه شود. قالیباف همچنین مدعی شد کنترل این گذرگاه راهبردی در اختیار جمهوری اسلامی است و اقدام آمریکا را «نادرست و نسنجیده» توصیف کرد.

وی با اشاره به مذاکرات انجام‌شده در اسلام‌آباد، از بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف خبر داد و اذعان کرد این گفت‌وگوها نتوانسته این شکاف را برطرف کند، هرچند به گفته او، «درک متقابل تا حدی واقع‌بینانه‌تر شده است». قالیباف افزود برخی موضوعات به جمع‌بندی رسیده، اما در مسائل کلیدی همچنان اختلافات پابرجاست و فاصله تا توافق نهایی قابل توجه است.

سرپرست هیئت مذاکره‌کننده رژیم تأکید کرد که در موضوعاتی مانند پرونده هسته‌ای و وضعیت تنگه هرمز، اختلاف نظرهای جدی وجود دارد و با وجود پیشرفت‌های محدود، فاصله‌ها همچنان زیاد است. او با اشاره به رویکرد «تعهد گام‌به‌گام» گفت برخی مطالبات تهران «غیرقابل چشم‌پوشی» است.


قالیباف همچنین از بروز برخی «سوءتفاهم‌ها» در روند مذاکرات با میانجی خبر داد، اما مدعی شد ترکیب هیئت مذاکره‌کننده به‌گونه‌ای بوده که اختلافات داخلی در آن نقشی نداشته است.

او در ادامه با اشاره به احتمال تشدید تنش‌ها تصریح کرد که رژیم ایران «هیچ اعتمادی» به آمریکا ندارد و حتی در شرایط کنونی نیز احتمال بروز درگیری وجود دارد؛ به گفته وی، نیروهای نظامی در وضعیت آمادگی کامل قرار دارند.

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پیش‌تر نسبت به استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار هشدار داده بود. هم‌زمان، گزارش‌هایی از افزایش کنترل‌های نظامی در این آبراه و بروز تنش‌هایی در عبور کشتی‌ها منتشر شده است.

قالیباف در بخش دیگری از سخنان خود، ضمن اذعان به این‌که «دشمن از بین نرفته»، در عین حال مدعی شد جمهوری اسلامی در تقابل با آمریکا و اسرائیل «دست برتر» را داشته است.

 


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

تهدیدات بنادر خلیج - آیا شروع مجدد جنگ متصور است



تهدیدات بنادر خلیج -  آیا  شروع مجدد  جنگ  متصور است 

روزنامه‌نگار و روشنفکر سعودی، سردبیر پیشین روزنامه «الشرق الأوسط» و مجله «المجلة» و مدیرکل سابق شبکه «العربیه». فارغ‌التحصیل رشته رسانه از دانشگاه آمریکایی در واشنگتن و از نویسندگان ثابت این روزنامه. از زمان توقف مذاکرات در اسلام‌آباد، همه درگیری‌ها متوقف نشده است. خطرناک‌تر از آن، تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای اعمال محاصره بر تجارت دریایی ایران است؛ تصمیمی که صحنه را آشفته کرده و با تهدید ایران به هدف قرار دادن بنادر خلیج همراه شده است.

در میدان، نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان پیشروی می‌کنند و هر موفقیت در آنجا، توان ایران را در عرصه مذاکره و روحیه آن تضعیف می‌کند. اسرائیل حدود یک‌سوم از مساحت لبنان را تحت کنترل درآورده و در آستانه تسلط بر سه پایگاه مهم نظامی «حزب‌الله» یعنی بنت جبیل، الخیام و طیبه است. در نتیجه جنگ، دولت لبنان نیز جسارت یافته و گامی تاریخی برداشته و با وجود تهدیدهای «حزب‌الله»، مستقیماً با اسرائیل وارد مذاکره شده است.

ایرانی‌ها به‌سرعت خواستار ازسرگیری مذاکرات با ایالات متحده شده‌اند که نشان‌دهنده آمادگی آن‌ها برای ارائه امتیازاتی است که می‌تواند محاصره دریایی را متوقف کند.

محاصره، خطرناک‌ترین سلاح علیه تهران است. جلوگیری از تجارت دریایی ایران می‌تواند در صورت تداوم کافی و با شدتی که اعلام شده، به سقوط نظام ایران منجر شود. البته خفه کردن دریایی ایران پیامدهایی دارد و ممکن است توپخانه جنگی بزرگ را دوباره به میدان بازگرداند.

در اقدامی حساب‌شده، دونالد ترامپ اعلام کرد که محاصره بندرعباس، بوشهر و سایر بنادر در سواحل خلیج و دریای عمان را آغاز کرده و از تردد کشتی‌ها به مقصد و از مبدأ ایران در تنگه هرمز جلوگیری می‌کند؛ اقدامی که زیان‌هایی در حدود نیم میلیارد دلار در روز به ایران وارد خواهد کرد، افزون بر آنکه موقعیت سیاسی آن را تضعیف می‌کند. ایران پیش‌تر از تهدید به بستن تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشاری علیه کشورهای خلیج و اقتصاد جهانی استفاده می‌کرد.

از پیامدهای احتمالی، آن چیزی است که نظام ایران اعلام کرده: پاسخ به محاصره با حمله به بنادر خلیج و تهدید به بازگشت به سیاست تخریب متقابل. ..

آیا کشورهای خلیج می‌توانند خسارات بیشتری را تحمل کنند، اگر بنادرشان که شریان حیاتی آن‌هاست هدف قرار گیرد؛ همان بنادری که از طریق آن نفت، گاز و محصولات پتروشیمی به بازارهای جهانی صادر می‌شود؟

در جنگ، گزینه‌ای وجود ندارد؛ چنان‌که کشورهای خلیج هر آنچه در توان داشتند برای جلوگیری از جنگ انجام دادند و در نهایت نیروهای آمریکایی ناچار شدند عملیات خود را از ناوگان دریایی و پایگاه‌هایشان در کشورهای شمال ایران انجام دهند. با این حال، تهران حمله به تأسیسات خلیج را برای افزایش هزینه اقتصادی بر جهان انتخاب کرد و به هدف خود رسید؛ به‌طوری که قیمت نفت و گاز دو برابر شد و در پی آن هزینه‌های حمل‌ونقل، پرواز و محصولات نفتی مستقیم و غیرمستقیم افزایش یافت.

از همین رو، محتمل‌تر آن است که ایران این بازی را تکرار کرده و بار دیگر کشورهای خلیج را هدف قرار دهد.

محاسبات آمریکا شامل سنجش میزان درد و فشار بر هر دو طرف، برآورد مدت زمان محاصره که ممکن است تهران را به ارائه امتیاز وادار کند، و نیز ارزیابی ازسرگیری بمباران پس از پایان دو هفته آتش‌بس، با در نظر گرفتن میزان باقی‌مانده تسلیحات ایران و توان آن در شلیک بیشتر و دقت اصابت آن‌هاست.

در عین حال می‌دانیم که تهران از جنگ ۳۸ روزه به‌شدت آسیب دیده، با خلأ رهبری مواجه است و بازوهای خارجی‌اش، همان‌طور که در لبنان دیده می‌شود، تضعیف شده‌اند. آیا با وجود همه این‌ها، تصمیم می‌گیرد در بازی فشار و «گاز گرفتن انگشتان» ادامه دهد؟

شاید بتواند بخش مهمی از توان تأسیسات دریایی و نفتی کشورهای خلیج را نابود کند، اما این کشورها قادرند خود را بازیابی کرده، خرابی‌ها را ترمیم کنند و خسارات بزرگ را جذب نمایند. در مقابل، ایران بقای نظام خود را به قمار گذاشته و این ریسکی بسیار بالا در دور جدید تقابل‌هاست. واشنگتن نشان داده که آماده ادامه جنگ است. می‌توان گفت بهترین گزینه برای ترامپ ادامه بمباران تا وادار کردن نظام ایران به تسلیم است؛ امری که به او امکان می‌دهد در برابر جهان به‌عنوان پیروز ظاهر شود، به‌ویژه اینکه تلفات نیروهای آمریکایی در دور گذشته بسیار محدود بوده است: ۱۳ کشته که نیمی از آن‌ها در حادثه سقوط یک هواپیما در عراق جان باختند. ..

رهبری جدید ایران در ظاهر موضعی سخت‌گیرانه دارد، اما همین رهبری تمایل خود را برای بازگشت به مذاکره نشان داده است. این کشور منفعت بیشتری در پرهیز از گزینه ویرانی و به خطر انداختن موجودیت نظام دارد. در صورت بازگشت هیئت‌های آمریکایی و ایرانی به میز مذاکره، محاصره و تهدید به تخریب، کم‌احتمال‌تر به نظر می‌رسد.

روزنامه سعودی الشرق الاوسط – عبدالرحمن راشد

🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

تحولات وجابجایی قدرت در ایران - کدام ارگان وچه کسانی قدرت را دردست دارند ؟



           تحولات وجابجایی قدرت در ایران - کدام  ارگان وچه کسانی درایران قدرت را دردست دارند  ؟

جمهوری اسلامی ایران بر این اساس تأسیس شد که روحانیون زمام امور را در آن به دست گیرند. اما امروزه به‌طور گسترده پذیرفته شده است که قدرت واقعی در دست نهادی دیگر قرار دارد. با این حال، مسئله اینکه چه کسی واقعاً حکومت می‌کند و این تحول چگونه رخ داده، همچنان به‌درستی درک نشده است. بسیاری بر این باورند که تقابل با ایالات متحده و اسرائیل، دولت ایران را به وابستگی به نهاد امنیتی تندرو سوق داده است. این روایت در نگاه نخست قانع‌کننده به نظر می‌رسد، اما در جوهر خود ناقص است. نظامی‌سازی سیاست در ایران نه با جنگ کنونی آغاز شده و نه حتی با بحران‌های دهه اخیر.

آنچه امروز شاهد آن هستیم، تولد یک دولت امنیتی سکولار نیست، بلکه تکمیل مسیر آن و رسیدن به اوج است. شاید بهترین راه برای فهم اینکه ایران چگونه به این وضعیت رسیده، این باشد که از ایدئولوژی یا ژئوپلیتیک آغاز نکنیم، بلکه مسیر یکی از چهره‌های برجسته تازه‌صعودکرده در هرم قدرت ایران، یعنی محمدباقر ذوالقدر، را دنبال کنیم.

انتصاب ذوالقدر به‌عنوان جانشین علی لاریجانی، مشاور برجسته امنیت ملی که در جریان جنگ در اواسط مارس کشته شد، صرفاً یک جابه‌جایی اداری ساده نیست. این انتصاب نشان‌دهنده صعود نوعی از شخصیت‌هاست که سال‌ها در پشت صحنه به شکل‌دهی جمهوری اسلامی پرداخته‌اند و اکنون به‌طور آشکارتر به صحنه آمده‌اند.

ذوالقدر به معنای سنتی کلمه، یک سیاستمدار نیست. او هرگز به صندوق‌های رأی، پایگاه مردمی گسترده یا حتی حضور دائمی در عرصه عمومی متکی نبوده است. مسیر او عمدتاً در درون آنچه می‌توان «ساختار سخت» نظام نامید، یعنی سپاه پاسداران، دستگاه‌های اطلاعاتی و شبکه‌های نفوذ مرتبط با آن‌ها در نهادهای دولتی، شکل گرفته است.

ذوالقدر به نسلی تعلق دارد که پیش از تثبیت کامل ساختار دولت شکل گرفت. فعالیت سیاسی او در چارچوب شبکه انقلابی مخفی «منصورون» آغاز شد؛ شبکه‌ای که بعدها بسیاری از اعضای آن به بالاترین مناصب در سپاه پاسداران رسیدند. در آن فضا، ایدئولوژی، امنیت و سازماندهی از یکدیگر جدا نبودند، بلکه وجوه مختلف یک ساختار واحد محسوب می‌شدند.

جنگ ایران و عراق این ساختار را شکل داد و در معرض آزمونی سخت قرار داد. ذوالقدر در چارچوب واحدی از سپاه پاسداران موسوم به «قرارگاه رمضان» فعالیت داشت؛ جایی که جنگ، اطلاعات و عملیات نیابتی به هم پیوند می‌خوردند. این تجربه صرفاً یک تجربه میدانی نبود، بلکه آموزش عملی شیوه‌ای خاص از اعمال قدرت بود: قدرتی که از پشت صحنه، از طریق شبکه‌ها و با ریشه‌هایی فراتر از مرزها و درون نهادهای دولتی اعمال می‌شود.

پس از جنگ، ذوالقدر به‌صورت مستقیم وارد سیاست نشد، بلکه خود سیاست به‌تدریج به شکلی نزدیک به دنیای او تغییر یافت. طی بیش از یک دهه حضور در رأس سپاه پاسداران، از جمله در مقام معاون فرمانده، او نفوذ خود را نه از طریق قدرت آشکار، بلکه از طریق تثبیت جایگاهش در ساختار نهاد افزایش داد و به یکی از چهره‌های برجسته درون نظام تبدیل شد.

درک مسیر ذوالقدر بدون توجه به تحول گسترده‌تری که از اواخر دهه 1990 آغاز شد، ممکن نیست. دوره محمد خاتمی فضایی محدود برای گشایش سیاسی ایجاد کرد و اصلاح‌طلبان شعارهایی مانند جامعه مدنی، حاکمیت قانون و تکثر سیاسی را مطرح کردند. برای مدتی کوتاه چنین به نظر می‌رسید که جمهوری اسلامی توانایی تحول دارد.

اما این دوره به‌سرعت با واکنش متقابل مواجه شد. در جریان اعتراضات دانشجویی سال 1999، فرماندهان ارشد سپاه پاسداران با ارسال نامه‌ای هشدار دادند که در صورت عبور اصلاحات از خطوط تعیین‌شده، مداخله خواهند کرد. محمدباقر قالیباف از جمله امضاکنندگان این نامه بود.

این اقدام یک کودتا به معنای دقیق نبود، اما تأثیری عمیق‌تر داشت. سپاه پاسداران به‌جای تصرف مستقیم قدرت، حدود آن را بازتعریف کرد و از آن پس به مرجع تعیین‌کننده در نظام تبدیل شد.

هم‌زمان، سلسله‌ای از ترورها که معترضان و روشنفکران را هدف قرار داد و بعدها به عناصر وزارت اطلاعات نسبت داده شد، وجود دستگاهی سرکوبگر را آشکار کرد که خارج از هرگونه نظارت رسمی عمل می‌کرد.

این دو تحول نشان داد که در پشت نهادهای رسمی، منطق موازی قدرتی وجود دارد که هدف آن نه نمایندگی، بلکه کنترل و تسلط است.

در سال 2009، این واقعیت دیگر قابل نادیده گرفتن نبود. هنگامی که میلیون‌ها ایرانی در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری به خیابان‌ها آمدند، پاسخ نه سیاسی بلکه امنیتی بود. سپاه پاسداران و بسیج جنبش سبز را سرکوب کردند و دستگاه قضایی با بازداشت‌های گسترده و احکام سنگین این روند را تکمیل کرد.

اهمیت سال 2009 تنها در شدت سرکوب نبود، بلکه در آشکار شدن تغییر مرکز ثقل قدرت بود. نهادهایی که پیش‌تر در پشت صحنه بودند، به مرکز تصمیم‌گیری تبدیل شدند.

از آن زمان، مسیر روشن‌تر شد. آنچه در سایه بود آشکار شد و آنچه استثنا تلقی می‌شد، به رویه‌ای عادی تبدیل شد. دولت امنیتی دیگر ابزار موقت نبود، بلکه به شکل طبیعی حکومت بدل شد.

مسیر چهره‌هایی مانند علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف این تحول را نشان می‌دهد. لاریجانی نماینده الگوی قدیمی‌تر قدرت بود که میان ایدئولوژی و تکنوکراسی تعادل برقرار می‌کرد. قالیباف چهره‌ای انتقالی است که از سپاه به حوزه‌های غیرنظامی منتقل شد و ترکیبی از تجربه امنیتی و مدیریتی را نمایندگی می‌کند.

در مقابل، ذوالقدر نماینده الگویی متفاوت است؛ او محصول کامل همین ساختار است و مرز میان نظامی و سیاسی در او از میان رفته است. این امر نشان می‌دهد که دیگر صرفاً انتقال نیروهای امنیتی به سیاست مطرح نیست، بلکه خود سیاست در این ساختار ادغام شده است.

امروزه نهاد امنیتی تنها تعیین‌کننده حدود نیست، بلکه مستقیماً اعمال قدرت می‌کند. سپاه پاسداران در سیاست خارجی، اقتصاد و تصمیم‌گیری‌های کلان نقش اساسی دارد و مرز میان نقش‌های نظامی و غیرنظامی از میان رفته است.

در مقابل، نهاد دینی که زمانی منبع اصلی مشروعیت بود، به حاشیه رانده شده است. گفتمان آن همچنان وجود دارد، اما توان تعیین نتایج را از دست داده است.

این تحول ناگهانی نیست، بلکه نتیجه مسیری طولانی است که از جنگ، سرکوب اصلاحات و گسترش تدریجی نهادهای غیرپاسخگو شکل گرفته است.

برای سیاست‌گذاران، این وضعیت چند پیام دارد: افزایش فشار خارجی احتمالاً به اعتدال منجر نمی‌شود، بلکه نفوذ نهادهای امنیتی را تقویت می‌کند. همچنین، اتکا به انتخابات برای ایجاد تغییر اغراق‌آمیز است، زیرا تصمیم‌گیری در جای دیگری انجام می‌شود. در نهایت، رفتار خارجی ایران نیز بازتاب دیدگاهی امنیت‌محور خواهد بود.

این به معنای سکون کامل نظام نیست، اما جهت‌گیری آن روشن است. ایران به سمت نظامی صرف حرکت نمی‌کند، اما به ساختاری نزدیک می‌شود که در آن نقش دین و سیاست کاهش یافته و قدرت در دست نهادهای امنیتی متمرکز شده است.

جمهوری اسلامی همچنان با زبان حکومت دینی سخن می‌گوید، اما کنترل آن به‌تدریج به دست افرادی منتقل می‌شود که دیگر نیازی به این زبان ندارند.

المجله لندن



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

سی ان ان : مصاحبه با ژنرال دیوید پترائوس، مدیر سابق سیا درباره ادامه مذاکره آمریکا وایران وچشم اندازهای آن


         سی ان ان ـ مصاحبه با ژنرال دیوید پترائوس، مدیر سابق سیا درباره ادامه مذاکره آمریکا وایران  وچشم اندازهای آن 

کاخ سفید در حال بررسی آزادسازی ۲۰ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران در ازای واگذاری ذخایر اورانیوم غنی‌شده با غلظت بالا توسط ایران است. ژنرال دیوید پترائوس، مدیر سابق سیا، می‌گوید که این موضوع «مطمئناً ارزش بررسی دارد»، اما هرگونه پیشنهادی از این دست باید «شرایط بسیار مهمی را در رابطه با آن» در نظر بگیرد.

مجری: رئیس جمهور می گوید توافقی در یک یا دو روز دیگر. با توجه به این گفته‌ها، آیا فکر می‌کنید دستیابی به توافق در عرض یک یا دو روز، به‌ویژه با توجه به تکذیبیه‌های ایران، باورپذیر است؟

ژنرال دیوید پترائوس: خب، من قطعاً امیدوارم که درست از آب درآید، اما به نظر نمی‌رسد که تهران آنچه رئیس‌جمهور ترسیم کرده را کاملاً پذیرفته باشد. گاهی اوقات رئیس‌جمهور از این تکنیک استفاده می‌کند که آنچه امیدوار است طرف مقابل با آن بازگردد را به آن‌ها فرافکنی می‌کند. و گاهی این کار می‌تواند واقعاً باعث تحریک به اقدام شود. اما به نظر می‌رسد دو موضوع واقعاً بزرگ وجود دارد؛ اول اینکه آن‌ها دیگر هرگز در ایران اورانیوم غنی‌سازی نخواهند کرد، و دوم، ذخیره غنی‌شده ۶۰ درصدی که معتقدیم در زیر یکی از سایت‌های هسته‌ای سابقاً تخریب‌شده در اصفهان دفن شده است، باید احتمالاً به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تحویل داده شود تا آن‌ها آن را تأیید و راستی‌آزمایی کنند. این موضوع مطرح است. و سپس، البته، موضوع آزادی دریانوردی در تنگه هرمز را دارید؛ جایی که تهران سعی داشت آن را به نسخه خود از «کانال پاناما» تبدیل کند و برای هر عبور ۲ میلیون دلار هزینه بگیرد؛ آن هم برای ۱۳۰ کشتی در هر روز. این مبلغ ناچیزی نیست. و جایی که ما هستیم، محاصره کردن آن‌ها. من فکر می کنم این اقدام خوبی است زیرا فکر می‌کنم این کار فشار بر آن‌ها را به شدت افزایش می‌دهد و فشار اقتصادی و مالی عظیمی وارد خواهد کرد؛ به‌ویژه زمانی که ذخایر فعلی خود را - که حدود ۳۵ میلیارد دلار است - تمام کنند و نتوانند حدود ۱۵۰ میلیون بشکه نفتی را که در تانکرها در اطراف آسیا معلق است، تحویل دهند.

مجری: در صحبت از مسائل مالی، ما پیش‌تر گزارش دادیم که ایالات متحده در حال بررسی یک معامله ۲۰ میلیارد دلاری در ازای تحویل آن ذخیره اورانیومی است که اشاره کردید. آیا فکر می‌کنید این کار عاقلانه است؟

ژنرال دیوید پترائوس: خب، باید پیوندهای بسیار اساسی متصل به آن وجود داشته باشد. از جمله آن‌ها باید راستی‌آزمایی مطلق، شفافیت مطلق، و تعهد مطلق باشد مبنی بر اینکه ایران دیگر هرگز اورانیوم غنی نخواهد کرد، که این یک دستاورد بزرگ خواهد بود. و همچنین اینکه مواد غنی‌شده ۶۰ درصدی - که تنها یک مرحله غنی‌سازی با سطح تسلیحاتی فاصله دارد - خارج شود یا به شکلی دوباره توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی راستی‌آزمایی و محاسبه شود. اگر بتوانید به آن دست یابید، این دستاورد ناچیزی نیست. این به نوعی نشانه‌ای است از اینکه ایران سرانجام مایل است یکی از بزرگ‌ترین منابع تنش در رابطه بین ایران و کل جهان را کنار بگذارد. و البته، رؤسای جمهور متوالی آمریکا از هر دو حزب گفته بودند که هرگز اجازه نخواهند داد ایران سلاح هسته‌ای داشته باشد. بنابراین این یک دستاورد بسیار مهم خواهد بود.

فکر می‌کنم این موضوع قطعاً ارزش بررسی برای «آزاد کردن اموال» را دارد. به خاطر داشته باشید که ما به آن‌ها پول خودمان را نمی‌دهیم، بلکه به آن‌ها اجازه دسترسی به دارایی‌های مسدود شده خودشان را می‌دهیم. و فکر می‌کنم در اینجا فضایی برای معامله وجود دارد. و اگر بتوانید موضوع تنگه هرمز را هم حل و فصل کنید، این یک نتیجه بسیار مطلوب خواهد بود.

به یاد داشته باشید، فکر می‌کنم اخیراً در برنامه شما اشاره کردم که پارادوکس [تناقض] این بود که اگر موضوع تنگه هرمز و همچنین مسئله هسته‌ای را حل نمی‌کردیم، ممکن بود در نهایت با ایرانی روبرو شویم که از نظر نظامی به شدت ضعیف شده اما از نظر استراتژیک تقویت شده است. اگر بتوانید این را حل کنید، نتیجه‌ای بسیار مطلوب برای همه طرف‌های درگیر، همه در منطقه و واقعاً در سراسر جهان خواهد بود.

خبرنگار سی ان ان 



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

بدلیل بوجود آمدن مشکلات و تضادهای اقتصادی، کدامیک از دوکشور ایران و آمریکا برای بازکردن تنگه و پایان دادن به جنگ تحت فشار جهانی قرار میگیرند



بدلیل بوجود آمدن  مشکلات و تضادهای  اقتصادی، کدامیک از دوکشور  ایران و آمریکا برای بازکردن  تنگه و پایان دادن به جنگ تحت فشار جهانی قرار میگیرند 

اختلال در کشتیرانی در خلیج فارس موجب افزایش درد روی متحدین عرب آمریکا، ایران و اقتصاد جهانی شده است. سؤال این است که کدام طرف بیشتر تحت فشار قرار خواهد گرفت و تن خواهد داد...اقتصاد ایران که پیش از حمله آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه در وضعیت وخیمی قرار داشت، به شدت از بمباران‌ها آسیب دیده و با خشک شدن درآمدهای نفتی و واردات حیاتی، کم‌کم فشار محاصره آمریکا را احساس می‌کند.

سلمان الانصاری، تحلیلگر سیاسی سعودی، گفت: ”به نظر می‌رسد که ایالات متحده می‌خواهد رژیم ایران طعم داروی خودش را بچشد. این محاصره، تنها کارتی را که ایرانی‌ها دارند - تنگه هرمز - از آنها می‌گیرد، زیرا رژیم ایران را مجبور می‌کند برای بحث‌های مثبت و سازنده در مورد کنار گذاشتن جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود، پای میز مذاکره برود“...

تهران تاکنون محاصره آمریکا را به چالش نکشیده است، اما این بدان معنا نیست که در روزهای آینده نیز این کار را نخواهد کرد، به خصوص اگر مذاکرات متوقف شود و آتش‌بس بدون پیشرفت دیپلماتیک معنادار منقضی شود.

بازگشت به جنگ چیزی است که کشورهای خلیج فارس مانند عربستان سعودی قطعاً نمی‌خواهند. حملات دقیق موشکی و پهپادی ایران، به‌ویژه در روزهای پایانی جنگ، خسارات سنگینی به تأسیسات انرژی آنها، مانند پالایشگاه‌ها و کارخانه‌های پتروشیمی، وارد کرد و در عین حال ذخایر رهگیرهای پدافند هوایی آنها را تخلیه کرده است. ترجیح آنها این است که فشار اقتصادی بر ایران حفظ شود اما سلاح‌ها ساکت باقی بمانند.

با این حال، در مقطعی، با تشدید بحران اقتصادی، ایران با انتخاب سختی روبرو خواهد شد که آیا به بازگشایی مناسب تنگه هرمز تن دهد و اهرم مذاکره و جاه‌طلبی خود برای جمع‌آوری عوارض را از دست بدهد، یا محاصره ایالات متحده را به چالش بکشد - و خطر بازگشت به جنگ تمام‌عیار را به جان بخرد.

جنگ منطقه‌ای که توسط ایران شعله‌ور شود، تهران را در سایر نقاط جهان بسیار منزوی‌تر خواهد کرد، زیرا اقتصادهای اروپا و آسیا به دلیل اختلال در این آبراه حیاتی بیشتر تحت فشار قرار خواهند گرفت...

درد ناشی از اختلال در تنگه هرمز، که حدود 20 درصد از نفت و 25 درصد از گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور می‌کند، به طور مساوی بین کشورهای خلیج فارس توزیع نمی‌شود. همه آنها رنج می‌برند، اما با نرخ‌های بسیار متفاوت.

دو اقتصاد بزرگ خلیج فارس، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، قادرند تقریباً دو سوم حجم نفت قبل از جنگ را از طریق خطوط لوله‌ای که تنگه هرمز را دور می‌زنند و به ترتیب به بنادر ینبع در دریای سرخ و فجیره در خلیج عمان می‌رسند، صادر کنند.

عربستان سعودی همچنین از تبدیل شدن به مسیر اصلی لجستیک برای کشورهای کوچک‌تر خلیج فارس، یعنی قطر، کویت و بحرین، سود می‌برد.

در مقابل، این سه کشور هیچ راه جایگزینی برای صادرات نفت یا گاز طبیعی خود ندارند و بنابراین با سقوط درآمد مواجه هستند...

با این حال، برخلاف ایران، قطر و کویت بر صندوق‌های ثروت ملی به ارزش چندین سال تولید ناخالص داخلی خود تکیه دارند و می‌توانند تنها با قرض گرفتن در برابر دارایی‌های خود، از بحران عبور کنند...

در حالی که ایران مرتباً در مورد باب المندب تهدید می‌کند، مقامات و دیپلمات‌های منطقه می‌گویند که حوثی‌ها، حداقل تاکنون، تمایل کمی برای پیوستن به جنگ و قرار دادن خود در معرض تلافی ایالات متحده و شاید عربستان سعودی دارند. با این حال، این ممکن است تغییر کند.

اسفندیار باتمانقلیچ، مدیر اجرایی اندیشکده بورس و بازار، گفت: ”این تصور که امارات متحده عربی یا عربستان سعودی تحمل درد بیشتری نسبت به ایران دارند، تنها به این دلیل درست به نظر می‌رسد که در حال حاضر، آنها مستقیماً تحت تأثیر حملات بیشتر به زیرساخت‌های حیاتی قرار نمی‌گیرند. فرض ایران این است که در یک افق زمانی به اندازه کافی بلند مدت، همچنان قادر به تحمل درد بیشتری نسبت به همسایگان منطقه‌ای خود و ایالات متحده خواهد بود. من نمی‌بینم که چگونه پس از هشت سال تحریم‌های فشار حداکثری، هر کاری که ایالات متحده در زمینه افزایش فشار اقتصادی در چند هفته آینده انجام دهد، محاسبات را به طور معناداری تغییر ‌دهد.“

وال استریت ژورنال- به قلم: یاروسلاو تروفیموف



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

آکسیون ایرانیان آزاده در حمایت از اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران در برابر لانه جاسوسی آخوندها در برلین



آکسیون ایرانیان آزاده در حمایت از اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران در برابر لانه جاسوسی آخوندها در برلین


برلین - آکسیون ایرانیان آزاده در حمایت از اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران در برابر لانه جاسوسی آخوندها - ۲۸ فروردین ۱۴۰۵


 


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7