۱۴۰۵ مهر ۹, پنجشنبه

پایان مأموریت ائتلاف،برهبری آمریکا در عراق ، بهانه نیروهای نیابتی رژیم ایران برای حفظ سلاح را از بین می‌برد



           پایان مأموریت ائتلاف،برهبری آمریکا در عراق  ،  بهانه نیروهای نیابتی رژیم ایران برای حفظ سلاح را از بین می‌برد

خبرگزاری فرانسه ۸ مهر گزارش داد: ائتلاف به رهبری آمریکا پس از یک دهه، به مأموریت خود در عراق پایان می‌دهد. نیروهای ائتلاف در سال ۲۰۱۴ برای مبارزه با (داعش) که بخش‌های وسیعی از دو کشور عراق و سوریه را تصرف کرده بودند، به عراق و سوریه اعزام شدند. داعش در سال ۲۰۱۷ در عراق و در سال ۲۰۱۹ در سوریه شکست خورد، اما نیروهای ائتلاف برای مبارزه با بقایای آن در منطقه باقی ماندند. بغداد و واشنگتن در سال ۲۰۲۴ توافق کردند مأموریت ائتلاف را کاهش دهند و به تدریج پایان بخشند؛ بر این اساس، نیروهای ائتلاف به تدریج از پایگاههای سراسر عراق خارج شده و حضور خود را به اقلیم کردستان در شمال عراق محدود کردند. خروج نهایی آنها از این منطقه برای روز چهارشنبه برنامه‌ریزی شده است. دولت عراق معتقد است که خروج ائتلاف، بهانه حفظ سلاحها توسط نیروهای نیابتی وابسته به رژیم ایران را از بین می‌برد.

علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، اعلام کرد که اول اکتبر (۹ مهرماه) یعنی روز پس از خروج نیروهای ائتلاف باید به‌عنوان «روز حاکمیت» جشن گرفته شود. مسأله وجود سلاح در خارج از حیطه اقتدار دولت باید مطابق با زمانبندی‌های تعیین‌شده توسط دولت و به‌گونه‌یی که حاکمیت دولت را تقویت کند، حل و فصل شود.

الزیدی که امسال با چراغ سبز آمریکا به قدرت رسید، متعهد شده است که انحصار سلاح در دست دولت را محقق کند.

دولت او ابتدا ۳۰ سپتامبر (۸ مهر ماه) را به‌عنوان ضرب‌الاجل خلع‌سلاح این گروهها تعیین کرده بود، اما بعداً با ادامه گفتگوها برای «ساماندهی» سلاحها، این محدودیت زمانی را لغو کرد؛ موضوعی که به تنشها دامن زده و انتظار می‌رود حل آن زمان بسیار بیشتری ببرد. در حالی که چندین گروه نیابتی از خلع‌سلاح خودداری می‌کنند، در این حال سیاستمداران ارشد عراقی وارد عمل شده و امیدوارند به توافقی مصالحه‌آمیز دست پیدا کنند.

خبرگزاری فرانسه: ۸ مهر ۱۴۰۵


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7


آسوشیتدپرس: شدیدترین حملات هوایی علیه پایگاه اصلی حوثیها ی وابسته به رژیم ایران در صعده انجام شد



                 آسوشیتدپرس: شدیدترین حملات هوایی علیه پایگاه اصلی حوثیها ی وابسته به رژیم ایران  در صعده انجام شد

خبرگزاری آسوشیتدپرس روز ۸ مهر گزارش داد نیروهای یمنیِ مورد حمایت عربستان سعودی روز سه‌شنبه استان صعده در شمال‌غرب یمن ـ پایگاه اصلی حوثی‌های وابسته به رژیم ایران ـ را هدف حملات هوایی شدید قرار دادند. این حملات شدیدترین تهاجم‌های روزانه علیه پایگاه اصلی حوثی‌ها در هفته‌های اخیر توصیف شده‌اند.

سخنگوی نظامی حوثی‌ها اعلام کرد نیروهای دولتی طی ۲۴ ساعت گذشته در مجموع ۳۵ حمله هوایی علیه مواضع این گروه انجام داده‌اند.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7

افزایش قیمت نفت پس از به تعلیق درآوردن صادرات فرآورده های نفتی توسط چین



افزایش قیمت نفت پس از به تعلیق درآوردن صادرات فرآورده های  نفتی توسط چین

رویترز ۹ مهر گزارش داد: امروز پنجشنبه پس از آن که چین صادرات فرآورده‌های نفتی خود را به‌حالت تعلیق درآورد، قیمت نفت حدود ۲ درصد افزایش یافت.

قیمت نفت خام برنت قبل از ظهر پنجشنبه با بیش از ۲ دلار افزایش به ۱۰۰ دلار و ۹ سنت در هر بشکه رسید.نفت خام وست تگزاس نیز با ۲ دلار و ۶ سنت افزایش، ۹۲ دلار و ۴۸ سنت در هر بشکه معامله شد.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7


«نه شاه، نه شیخ»؛ مرزبندی قاطع رابرت توریسلی با دیکتاتوری در همه اشکال آن



«نه شاه، نه شیخ»؛ مرزبندی قاطع رابرت توریسلی با دیکتاتوری در همه اشکال آن

تظاهرات پرشمار ایرانیان آزاده طنین‌انداز در نیویورک همزمان با برگزاری اجلاس مجمع عمومی ملل متحد، پیام نفی مشروعیت دیکتاتوری حاکم بر ایران بود. در دومین روز این تظاهرات اعتراضی، سناتور رابرت توریسلی، از چهره‌های باسابقه مجلس سنای ایالات متحده، با ایراد سخنرانی صریح و شفافی، تناقض پذیرش نماینده حکومت تهران در مقر دیپلماسی بین‌المللی را به چالش کشید و خطوط راهبردی دگرگونی بنیادین در ایران را ترسیم کرد.

نامشروع بودن حضور پزشکیان در سازمان ملل

سناتور توریسلی سخنان خود را با خطاب قرار دادن هیأت‌های نمایندگی حاضر در سازمان ملل آغاز کرد و حضور نماینده حاکمیت تهران در مجمع عمومی را نقض صریح رسالت صلح و عدالت در این نهاد بین‌المللی دانست:

 

«یکی از افرادی که اونجا هست، جایگاهی در اونجا نداره. به‌خاطر این‌که دستان اون به خون آغشته است. اون هیچ حقی نداره که مردم با افتخار ایران رو نمایندگی بکنه. رژیمی که اون نمایندگی می‌کنه، نامشروعه و با تمامی ارزش‌هایی که سازمان ملل اون رو نمایندگی و دفاع ازش می‌کنه، در تعارضه».

او از رهبران جهان خواست تا حقیقت سرکوب در ایران را نادیده نگیرند و نماینده چنین نظامی را پس بزنند.

شکاف در پایه قدرت حاکمیت و نقش میدانی کانون‌های شورشی

این سناتور پیشین آمریکایی با اشاره به گسترش اعتراضات مردمی، تأکید کرد که معادلات در ایران وارد مرحله‌ای بازگشت‌ناپذیر شده است:

«این رو باید بدونیم که شرایط تغییر کرده... وقتی هزاران نفر در ایران به خیابان‌ها اومدن، اونها تعداد بسیاری از اونها توسط رژیم به‌قتل رسیدن و آخوندها نشون دادن که اونها چه میزان دست به کشتار خواهند زد. ولی این رو باید بدونیم که زمین زیر پای آخوندها به‌لرزه در اومده».

او ایستادگی شبکه مقاومت سازمان‌یافته در برابر ابزارهای سرکوب رژیم را تمجید کرد و افزود:

«کانون‌های شورشی نشون دادن که چه کسانی هستند. وقتی که در شهرها، روستاها و تمامی استان‌ها در سرتاسر ایران در چشمان مرگ خیره شدن و با زبان قدرت صحبت کردن، خودشون رو سازماندهی کردن و رژیم هم می‌دونه که اونها چه کسانی هستند».

وی هم‌چنین پایداری تاریخی مجاهدین در اشرف ۳ را یادآور شد و آن را نماد عدم تسلیم در تاریک‌ترین دوران کشور خواند.

رد بقایای رژیم سابق و نفی توهم همکاری با سپاه

بخش مهمی از سخنرانی توریسلی به نقد قاطع تلاش‌ها برای بازتولید دیکتاتوری گذشته و توهم‌سازی عناصر سلطنت‌طلب اختصاص یافت. او با رد رویکردهای غیرمسئولانه گفت:

«یک چیزی من رو سورپرایز کرد و اون هم شازده هالیوودی بود. در مقابل تمام این مرگ و نابودی اون با افتخار از خانواده و پدرش صحبت می‌کنه. آیا اون هیچ چیزی در رابطه با مفهوم آزادی در این سالیان که در آمریکا زندگی کرده، نفهمیده؟ در حالی که ایران در حال تحول هستش، اون در حال پاشیدن بذر تفرقه است... در حالی که کانون‌های شورشی شجاعانه در خیابان‌های ایران مقاومت می‌کنند، اون با سپاه پاسداران همکاری می‌کنه».

او با اشاره به خواست راستین جامعه، شعار محوری را یادآور شد:

«ما این رو بهش باور داریم که نه شاه، نه شیخ، نه به دیکتاتوری در همه اشکال اون. ما یک ایران آزاد می‌خوایم برای همه مردم ایران».

پیروزی به دست مردم؛ رد دخالت خارجی و اهمیت تغییر فرهنگی

سناتور توریسلی با کنار زدن توهم دخالت نظامی یا تغییر از بیرون، پیروزی را حاصل تعهد و اراده خود اقشار جامعه ایران دانست:

«کاشکی اصلاً میشه گفت که از خارج میشه این تغییر رو حاصل کرد ولی همچین چیزی اتفاق نمی‌افته انقلاب در راهه و این توسط جوانان ایران، دانشجویان و تمام اقشار ایران پیروز خواهد شد. این یک انقلاب آمریکایی نیست. انقلاب اروپایی نیست. انقلاب مردم ایران است».

او بر گذار از ساختار استبداد به یک الگوی نوین دموکراتیک اصرار ورزید و بیان داشت:

«ما نمی‌خوایم فقط افراد رو عوض کنیم. ما به‌دنبال تغییر یک فرهنگ سیاسی هستیم. فقط صحبت از تغییر یک رژیم نیست، بلکه رسیدن به یک ایران شکوفاست برای همیشه... این آزادی توسط ملل متحد یا آمریکا به دست نمیاد. از اروپا به دست نمیاد. بلکه در قلب و ذهن شماست که اول از همه شکل می‌گیره».

معرفی آلترناتیو دموکراتیک و برنامه ۱۰ ماده‌ای

در بخش پایانی، رابرت توریسلی جامعه جهانی و نمایندگان حاضر در سازمان ملل را به درک وجود یک جایگزین ملموس فراخواند:

«به هیأت‌های نمایندگی کشورها در سازمان ملل متحد، من جمله کشور خودم، این رو می‌گم. باید به شما بگم که بله، انتخابی وجود داره در مقابل این رژیم سرکوبگر و اون برنامه ۱۰ ماده‌ایه و جنبشی که در سرتاسر جهان و در سرتاسر ایران حضور داره. کسانی که باور دارند به یک ایران غیراتمی. ایرانی که در اون برابری زن و مرد تضمین شده... این رو بفهمید که آلترناتیو وجود داره و این آلترناتیو سازمان مجاهدین خلق ایران و مقاومت ایران هستش».

وی با ستایش از ایستادگی مریم رجوی در رهبری این مسیر، سخنان خود را با معرفی او به‌عنوان چهره‌ای الهام‌بخش برای انتقال دموکراتیک حاکمیت به مردم ایران به پایان برد.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7


ژنو - کنفرانس در مقر اروپایی ملل متحد درباره وضعیت وخامت‌بار حقوق بشر و موج اعدام‌ها در ایران با حضور شخصیت‌های سیاسی و حقوقدانان



ژنو - کنفرانس در مقر اروپایی ملل متحد درباره وضعیت وخامت‌بار حقوق بشر و موج اعدام‌ها در ایران با حضور شخصیت‌های سیاسی و حقوقدانان

ژنو

کنفرانس در مقر اروپایی ملل متحد

درباره وضعیت وخامت‌بار حقوق بشر و موج اعدام‌ها در ایران

با حضور شخصیت‌های سیاسی و حقوقدانان

 


سخنرانی‌های

آلفرد د زایاس – کارشناس مستقل پیشین سازمان ملل در امور نظم بین‌المللی

اولاً الوستوئن - وزیر محیط‌زیست نروژ ۲۰۱۸-۲۰۲۰، معاون اول رهبر حزب لیبرال ۲۰۲۰-۲۰۱۲، نماینده پارلمان ۲۰۲۵-۲۰۱۳

کریستینا بلک‌لاوز - رئیس کانون وکلای انگلستان و ولز ۲۰۱۹-۲۰۱۸

رمی پاگانی - شهردار ژنو (سه دوره: ۲۰۱۰-۲۰۰۹، ۲۰۱۳-۲۰۱۲ و ۲۰۱۸-۲۰۱۷)، عضو کنونی شورای شهر ژنو

دکتر هنریک هرمانسون - دکترای علوم سیاسی

بهزاد نظیری

و آزاده عالمی

**


پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس حقوق‌بشر در سازمان ملل – ژنو

طرح یک سازوکار بین‌المللی برای حسابرسی از رژیم ایران

شخصیت‌های مدافع حقوق‌بشر، خانم‌ها و آقایان!
از برگزاری این کنفرانس در حمایت از حقوق‌بشر مردم ایران تشکر می‌کنم. در ماه‌های اخیر، نقض حقوق‌بشر در ایران شدت یافته است: این نقض‌ها شامل اعدام‌های روزانه زندانیان، به‌خصوص اعدام اعضای مجاهدین و شرکت‌کنندگان در قیام دی‌ماه، دستگیریهای گسترده و شکنجه و بدرفتاری با زندانیان سیاسی و قانون جرم‌انگاری ارتباط و همکاری با رسانه‌های خارجی است.

منحنی صعودی اعدام در ایران

منحنی صعودی اعدامها در چند سال اخیر هولناک است.
سال ۲۰۲۲: حداقل ۶۴۶ اعدام
سال ۲۰۲۳: حداقل ۸۶۴ اعدام
سال ۲۰۲۴: حداقل ۱۰۰۰ اعدام
و سال بعد یک جهش شوکه‌کننده در کار است: ۲۲۰۰ اعدام.
در سال ۲۰۲۶، علاوه بر ادامه روند اعدام‌ها، برای اولین بار بعد از قتل‌عام ۱۳۶۷، بیش از ۵۰ نفر، طی چند ماه گذشته، به دلایل سیاسی اعدام شدند و بیش از صد نفر دیگر در صف اعدام قرار دارند.
افزایش اعدام‌ها، با افزایش مقاومت و قیامهای عمومی همبستگی کامل دارد و ترس رژیم از مردم و مقاومت را نشان می‌دهد. ایران از یک‌سو شاهد قیامهای پی‌درپی است و از سوی دیگر یک نسل رزمنده و فداکار به مجاهدین رو آورده است. شجاعتی که آنها در روزهای قبل از اعدام نشان دادند، مردم ایران و مردم سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
حال به بیلان شهیدان و دستگیر شدگان در قیام‌ها توجه کنید:
قیام دی ۹۶: دهها جان‌باخته و دست‌کم ۸ هزار دستگیری
قیام آبان ۹۸: ۱۵۰۰ جان‌باخته و بیش از ۱۲ هزار دستگیری
قیام ۱۴۰۱: ۷۵۰ جان‌باخته و ۹۰ هزار دستگیری
و قیام دی ۱۴۰۴: چند هزار جان‌باخته و حداقل ۵۰ هزار دستگیری
این آمارها چهره هیولای سرکوب و خون‌ریزی است که بر ایران حکومت می‌کند. اما همین هیولا در برابر قیامهای مردم و مقاومت سازمان‌یافته شکست‌خورده و نتوانسته آنها را متوقف کند.
چهار دهه گذشته، تاریخ سکوت دولتها نسبت به جنایت‌های رژیم بوده است.
به جای هر گونه توضیحی، مایلم جملاتی از سخنرانی آقای تریویدیک، قاضی تحقیق ضدتروریسم سابق پاریس، که در ۱۰ سپتامبر امسال توسط رادیو تولوز پخش شد را نقل کنم.
او گفت: «وقتی در اوایل دهه ۲۰۰۰ در دفتر دادستانی ضدتروریسم بودم، شاهد نزدیکی عجیب بین فرانسه و ایران بودم. فرانسه می‌خواست قراردادهای پرسود زیادی، به‌خصوص در بخش نفت و گاز، با ایران امضا کند. رژیم ایران شرط گذاشت که مخالفانش را دستگیر کنیم. ما به‌ویژه سازمان مجاهدین خلق ایران را در اورسور اواز داشتیم…. به ما گفتند، آنها هم تروریست هستند!… این ماجرا سوءاستفاده ابزاری از سیستم قضایی برای اهداف سیاسی است».
این اتهام توجیهی بود برای سرکوب و اعدام بیشتر اعضا و هواداران سازمان مجاهدین.

تصریح نهادهای بین‌المللی بر جنایت علیه بشریت توسط رژیم

در سال‌های اخیر، نهادهای بین‌المللی حقوق‌بشر به‌طور فزاینده‌یی به شناسایی و توصیف نقض‌های نظام‌مند حقوق‌بشر در ایران به‌عنوان جنایت علیه بشریت پرداخته‌اند:
در سال ۲۰۲۴، گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد حقوق‌بشر ایران، آقای جاوید رحمان، در گزارش خود قتل‌عام ۶۷ را بدترین نقض حقوق‌بشر در تاریخ معاصر دانست و آن را جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی عنوان کرد.
در سال ۲۰۲۵، مجمع عمومی ملل متحد برای اولین بار در قطعنامه خود موضوع قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را مطرح ساخت.
هیأت حقیقت‌یاب ملل متحد در گزارشهای خود در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶، سرکوب قیامهای مردم را مصداق جنایت علیه بشریت توصیف کرد و اخیراً عفو بین‌الملل در گزارش اخیر خود همین حقیقت را تأیید کرد.
مقاومت ما طی بیش از چهار دهه علیه فاشیسم دینی حاکم، به‌دنبال استقرار یک جمهوری دموکراتیک است که در آن هیچ فردی به‌دلیل مذهبی یا موروثی از امتیازی برخوردار نباشد. ما متعهدیم به احترام به کنوانسیونهای بین‌المللی، آزادی بیان، اجتماعات و احزاب، برابری جنسیتی، استقلال کامل قوه قضاییه و به‌رسمیت شناختن اصل برائت و حق دفاع و هم‌چنین لغو حکم اعدام.
از جانب شورای ملی مقاومت ایران، طرح یک سازوکار بین‌المللی برای حسابرسی از رژیم ایران در زمینه نقض حقوق‌بشر را پیشنهاد می‌کنم:
۱ ـ ارجاع وضعیت حقوق‌بشر در ایران، از جمله پرونده کشتار زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷، به شورای امنیت سازمان ملل متحد و اتخاذ اقدامات لازم برای پایان دادن به مصونیت مسئولان و عاملان این جنایات.
۲ ـ ملزم ساختن رژیم به پذیرش بازدیدهای مستقل بین‌المللی از زندانها.
۳ ـ پیگرد قضایی مسئولان رژیم ایران به اتهام ارتکاب جنایت علیه بشریت بر مبنای اصل صلاحیت قضایی جهانی.
۴ ـ گنجاندن توقف اعدامها در ایران، در تمامی توافقات و مناسبات سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی با رژیم ایران.

برگرفته از سایت مریم رجوی



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7

اوج گیری درگیریهای گروههای مسلح با مزدوران ونیروهای سرکوبگر رژیم در بلوچستان - کشته شدن یک مامور انتظامی در راسک و درگیری شدید در زاهدان ۹ مهر, ۱۴۰۵



اوج گیری درگیریهای گروههای مسلح با مزدوران ونیروهای سرکوبگر رژیم در بلوچستان  - کشته شدن یک مامور انتظامی در راسک و درگیری شدید در زاهدان ۹ مهر, ۱۴۰۵

سیستان و بلوچستان روزهای ناآرامی را پشت سر می‌گذارد

مرکز اطلاع‌رسانی پلیس سیستان و بلوچستان از کشته‌شدن یک مأمور سرکوبگر نیروی انتظامی در جریان حمله مسلحانه به یک ایست و بازرسی در شهرستان راسک خبر داد. بر اساس اطلاعیه این مرکز، که پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵، منتشر شد، مأمور کشته‌شده «گروهبان یکم علیرضا سنچولی» نام دارد.

علی خلیل‌آبادی، معاون امنیتی و انتظامی استاندار سیستان و بلوچستان، پیش‌تر از تیراندازی افراد مسلح به ایست و بازرسی احمدآباد در ورودی شهر راسک خبر داده بود. او مدعی شد مهاجمان از سمت رودخانه تیراندازی کردند و در پی واکنش نیروهای امنیتی، عقب‌نشینی کردند.

خلیل‌آبادی در اظهارات اولیه خود گفته بود در این حادثه «خسارت یا اتفاق خاصی» رخ نداده است؛ اظهاراتی که با انتشار خبر کشته‌شدن گروهبان سنچولی در همان درگیری در تناقض قرار دارد.

هم‌زمان، گزارش‌هایی از ادامه درگیری مسلحانه در منطقه منزل‌آب زاهدان منتشر شده است. به گزارش منابع محلی مثل حال وش این درگیری از حدود ساعت ۶ صبح پنجشنبه میان نیروهای نظامی و افراد مسلح آغاز شده و تا زمان انتشار گزارش ادامه داشته است. منابع محلی از شنیده‌شدن صدای تیراندازی شدید و شلیک آرپی‌جی خبر داده‌اند.

تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاعات مستقلی درباره هویت افراد مسلح و شمار احتمالی کشته‌ها و زخمی‌ها در منزل‌آب منتشر نشده بود.استان سیستان و بلوچستان طی هفته‌های اخیر شاهد چندین درگیری مسلحانه بوده است؛ رویدادهایی که هم رسانه‌های رسمی و هم رسانه‌های محلی بلوچ درباره آن‌ها گزارش‌هایی منتشر کرده‌اند.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7


مارکو روبیو پس از شکست و بن بست رسیدن مذاکرات میانجی ها با هیئت ایران ، عراقچی وتیم همراه او را از آمریکا بیرون انداخت!


 مارکو روبیو بعد از بن بست  رسیدن  مذاکرات میانجی ها با هیئت ایران ،  عراقچی وتیم همراه او را از آمریکا بیرون انداخت!




  مارکو روبیو بعد از بن بست  رسیدن  مذاکرات میانجی ها با هیئت ایران ،  عراقچی وتیم همراه او را از آمریکا بیرون انداخت!

اکسیوس: پس از شکست مذاکرات غیرمستقیم، هیأت ایرانی به ریاست عراقچی نیویورک را ترک کرد

به گزارش «اکسیوس»، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پس از به بن‌بست رسیدن مذاکرات غیرمستقیم میان واشینگتن و رژیم ایران، از هیأت ایرانی به ریاست عباس عراقچی خواست نیویورک را ترک کند.

بر اساس گزارش باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، این پیام از طریق نمایندگی آمریکا در سازمان ملل به هیأت ایرانی منتقل شده و یک مقام آمریکایی و یک منبع دیگر نیز آن را تأیید کرده‌اند. یک مقام آمریکایی گفته است مجمع عمومی سازمان ملل به پایان رسیده بود و هیأت رژیم ایران بیش از زمان مورد انتظار در نیویورک مانده بود.

عراقچی و اعضای هیأت ایرانی چند ساعت پس از دریافت این پیام راهی فرودگاه شدند و ساعت یک و ۲۰ دقیقه بامداد سه‌شنبه، نیویورک را به مقصد دوحه ترک کردند. با این حال، یکی از منابع اکسیوس گفته است بازگشت عراقچی به تهران از پیش برای شامگاه دوشنبه برنامه‌ریزی شده بود.

عراقچی پیش از ترک نیویورک گفت پیشنهادهای رژیم ایران از طریق قطر به دولت آمریکا منتقل شده است. مذاکرات غیرمستقیم دو طرف با میانجیگری قطر و پاکستان، پس از چند دور گفت‌وگو، بدون دستیابی به نتیجه مشخص پایان یافت.اکسیوس همچنین گزارش داده است که دونالد ترامپ با اشاره به نزدیک شدن زمان تصمیم‌گیری واشینگتن، گفته است آمریکا باید میان ادامه درگیری و رسیدن به توافق تصمیم بگیرد.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7


وحشت رژیم از خیزش و اعتراض در دانشگاهها - دانشگاهها نماد خیزش واعتراض وقیام



وحشت رژیم از خیزش و اعتراض در دانشگاهها - دانشگاهها نماد خیزش واعتراض وقیام 

وحشت رژیم از خیزش و اعتراض در دانشگاهها، آقامیری گماشته حکومتی به‌عنوان رئیس دانشگاه ملی (اکنون بهشتی): از سال ۱۳۵۸-۵۹ که شما شاید بدنیا نیامده بودید تا می‌آمد صحبتی صورت بگیرد مجاهدین جنجالی راه می‌انداختند. شما دیگر نمی‌توانستید حرف بزنید! ما در دانشگاهها با حساس‌ترین شرایط سنی سر و کار داریم . دشمن می‌داند که بیشترین اثرگذاری را می‌تواند روی اینها داشته باشد اساتید ما احساس می‌کنند اگر شب باید تو میدان باشند ظهر هم باید تو دانشگاه حضور داشته باشند و دانشجویان هم همین‌طور همکاران و کارمندان هم همین‌طور... ... . .

مسعود تجریشی رئیس دانشگاه شریف: مطمئناً هم در بیرون کسانی هستند از خارج از کشور.....مطمئناً می‌روند دنبال دانشگاههایی که بتوانند با تحریک کردن این دانشگاهها را به هم بریزند ما سال گذشته الآن هم به همین شکل ما به دانشجویان‌مان می‌گوییم آقا دانشگاه محل تحصیل است محل علم اندوزی است محل ارائه نقطه‌نظرات هست دور از آشوب و بلوا جایی نیستش که شما توهین بکنید جایی هستش که منطقی باید با هم صحبت بکنیم در سخنان مقام معظم رهبری شهیدمون هم ایشان اشاره می‌کردند ما نباید در داخل دانشگاه دوقطبی ایجاد کنیم... .

آقا میری: من تو جمع این دوستان که صحبت می‌کردم یک نکته‌یی را گفتم، گفتم آفت مناظره کرسی‌های آزاد اندیشی ما جنجال است که از زمان سال ۱۳۵۸-۵۹ که حالا شما شاید هنوز در حیات نبودید یعنی دنیا نیامده بودید سازمان منافقین این کار یعنی تا می‌آمد صحبتی صورت بگیرد یک جنجالی راه می‌انداختند شما دیگر نمی‌توانستید حرف بزنید و افراد برای این‌که از این جنجال فرار کنند خود سانسوری می‌کنند یعنی دیگه حرف نمی‌زنند چون وقتی آقای دکتر دارد با من حرف می‌زند می‌بیند به ازای هر کلمه‌ای که می‌گوید من یک حمله‌یی می‌کنم یک فریادی یک جنجالی راه می‌اندازم طبیعتاً خودش دیگه صحبت نمی‌کند این اتفاق یک ترسی هست که خود اصلاً من این‌که الآن گفتگو صورت نمی‌گیرد بحث آزاد صورت نمی‌گیرد حکومتها نیستند دستگاه امنیتی هم نیستند ما خودمان هستیم یعنی من از جنجال می‌ترسم چون از جنجال می‌ترسم گفتگو نمی‌کنم

تلویزیون شبکه خبر (رژیم) ۵ مهر ۱۴۰۵


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7

نسل‌کشی مجاهدین ـ قتل‌عام۶۷ در شهرستانها



نسل‌کشی مجاهدین ـ قتل‌عام۶۷ در شهرستانها

سازمان مجاهدین خلق ایران در مهرماه ۱۴۰۴ یک کتاب تحقیقی درباره قتل‌عام ۶۷ در زندانهای شهرستانهای ایران منتشر کرده است. این نخستین کتاب جامع درباره قتل‌عام ۶۷ در شهرستانهاست.

تهیه این کتاب، با یاری صدها تن از اعضا و هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف کشور، هم‌چنین در اشرف۳ و اروپا و آمریکا ممکن شده است. در سال ۱۳۹۸ نیز سازمان مجاهدین اسامی بیش از پنج هزار مجاهد قتل‌عام شده را در کتابی به نام «جنایت علیه بشریت» منتشر کرد.

کتاب جدید مستندات پرشماری ارائه می‌کند که تأیید می‌کند کشتار بزرگ سال ۶۷ در اصل یک نسل‌کشی علیه اعضای مجاهدین بوده است.

انتشار این کتاب گام دیگری در مسیر جنبش دادخواهی قتل‌عام شدگان است که از تابستان ۹۵ با فراخوان رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت مریم رجوی گسترش یافته است.

این کشتار با این‌که در سال‌های اخیر موضوع کتاب‌ها و تحقیقات و روشنگریهای بی‌شماری بوده، هنوز اسرارآمیزترین واقعه‌ٔ سیاسی تاریخ معاصر ایران است. در میان سویه‌های گوناگون و در محاق‌مانده این واقعه، کشتار در زندانهای شهرستانها از همه مبهم‌تر است؛ به‌نحوی که نه‌فقط فهرست نام‌های قتل‌عام‌شدگان و نشانی مزارهایشان نامعلوم است، بلکه حتی دقیقاً روشن نیست کدام‌یک از شهرستانها محل کشتار بوده و زندانیان در کجا به‌شهادت رسیده‌اند؟

در نتیجه هنوز فهرستی از پرسش‌های بی‌پاسخ در برابر ما قرار دارد:

در محاکمه‌های صحرایی در منطقه کرمانشاه چه گذشت؟

چه تعدادی از هواداران مجاهدین یا زندانیان آزاد شده در همان مقطع دوباره دستگیر و اعدام شدند؟

قتل‌عام کسانی که حین خروج از مناطق مرزی جنوب شرقی کشور دستگیر شده بودند چه ابعادی داشت؟ چگونه آنها را سربه نیست کردند؟

اعدامها تا چه زمانی ادامه پیدا کرد؟‌

اعدامها از چه زمانی طراحی شد، از چه زمانی آغاز شد و تا چه کی ادامه داشت؟

جابه‌جایی زندانیان از زندانی به زندان دیگر، چه هدفی داشت؟

در زندانهای هر شهرستان چند نفر اعدام شدند؟

و قتل‌عام شدگان در هر شهر در چه نقاطی دفن شدند؟

یافتن پاسخ قطعی و نهایی این پرسش‌ها البته در گرو سرنگونی رژیم است، اما چنان‌که تجربه‌ٔ جنبش دادخواهی در سال‌های اخیر نشان داده، کوشش، پشتکار و از خود گذشتگی مجاهدین و هوادارانشان و سایر هموطنان توانسته است گره‌های بسیاری از این کلاف سردرگم را باز کند.

کتاب حاضر قدمی در همین مسیر و بخشی از تعهد این مقاومت به آشکارسازی تمام جزییات و زوایای پنهان قتل‌عام، و رساندن صدای شهیدانش به گوش جهان است؛ تعهد به زیر کشیدن قاتلانی که پایه‌های حکومت خود را بر این خون‌ها بنا کرده‌اند، و تعهد آرام نگرفتن تا گسستن بند از بند نظام اعدام و قتل‌عام.

کتاب قتل‌عام ۶۷ در شهرستانها، شهادت‌ها، گزارشها و اطلاعات تفصیلی پیرامون کشتار مجاهدین در ۲۶ استان است.

این استانها عبارت‌اند از:

استان آذربایجان شرقی

استان آذربایجان غربی

استان اردبیل

استان اصفهان

استان البرز

استان ایلام

استان بوشهر

استان چهارمحال و بختیاری

استان خراسان

استان خوزستان

استان زنجان

استان سمنان

استان سیستان و بلوچستان

استان فارس

استان قزوین

استان قم

استان کردستان

استان کرمان

استان کرمانشاه

استان گیلان

استان گلستان

استان لرستان

استان مازندران

استان مرکزی

استان هرمزگان

و استان همدان

 

تبریز ـ مهدی عبدالرحیمی

در اردیبهشت ۶۷ در حیاط بند سه‌گانه زندان، جملاتی را از آخوند جنایتکار عابدینی حاکم شرع رژیم در تبریز شنیدم که نشان از تغییر اوضاع داشت. وی در پاسخ به اعتراض تعدادی از زندانیان که می‌گفتند ما حکم‌مان تمام شده و چرا ما را آزاد نمی‌کنید؟ گفت: ما قصد داریم وضعیت زندان تبریز را تعیین‌تکلیف کنیم. عده‌یی را اعدام خواهیم کرد. تعدادی از شما را آزاد می‌کنیم و عده‌یی را هم نگه خواهیم داشت. شنیدن این حرف‌ها به‌مثابه به صدا درآمدن یک زنگ خطر بود. ۲ ماه بعد از این اتفاق بود که رژیم آتش‌بس را قبول کرد.

روز ۷ مرداد ۶۷ پاسداران سعید حیدرنیا را که ۲ سال حبس داشت با خود بردند و هر چه پرس‌وجو کردیم نتوانستیم خبری از او بگیریم... من آن زمان دربند ۲ از بندهای سه‌گانه‌ٔ زندان تبریز بودم. سعید یک هفته بعد پیدایش شد. در نهایت ناباوری ما، او گفت که پاسداران عده زیادی از زندانیان بند ۹ را به اطلاعات باغ شمال منتقل کرده و به همه حکم اعدام دادند، و خود من نیز قرار است امشب اعدام شوم. چند روز بعد شنیدیم خیلی‌ها را از بند ۹ و بند ۳ برای اعدام برده‌اند...

در میان زندانیانی که برای اعدام می‌بردند نفراتی هم بودند که حکمشان تمام شده و آزاد شده بودند اما در آن مقطع رژیم دوباره آنها را دستگیر و روانه زندان و اعدام کرد.

 

مشهد ـ سعید مقصودی

شب دوم حضور در زندان سپاه یکی از زندانیان به‌نام محمد خلخالی را با چشم‌بند فراخواندند. محمد از اتاق خارج شد اما هنوز ۵ دقیقه هم نشده بود که برگشت؛ حالتی عجیب داشت. بسیار بهم‌ریخته بود. هر چه از او پرسیدیم که چه اتفاقی افتاده پاسخی نمی‌داد، ناگهان بر اثر تکرار پرسش‌های ما بغضش ترکید و گفت: بچه‌ها را دارند یکی‌یکی حلق‌آویز می‌کنند. او ادامه داد: مرا به موتورخانه سپاه بردند. وقتی بازجو چشم‌بندم را کنار زد، انگشت پای یکی از بچه‌ها که به دار آویخته شده بود به سرم خورد. تعداد زیادی از بچه‌ها را دیدم که حلق‌آویز شده بودند. بازجو رو به من کرد و گفت، نگاه کن دوستان مجاهدت را ببین! همه را اعدام کرده‌ایم! اگر تو هم توبه نکنی اعدامت می‌کنیم. برو به هم‌اتاقی‌هایت بگو که اگر اصرار بر عقیده‌تان داشته باشید به همین طریق اعدام‌تان می‌کنیم. محمد آنچه را که دیده و شنیده بود بازگو کرد آنگاه مصمم رو به ما کرد و گفت: من تصمیمم را گرفته‌ام و کوتاه نمی‌آیم. شما هم خودتان باید تصمیم بگیرید. شب بعد محمد را با چند نفر دیگر از جمله جواد نصیری از کارکنان انقلابی ارتش و قهرمان شمشیر بازی که دربند ۴ مسئول ورزش بچه‌های زندانی بود از اتاق بیرون بردند، و ما دیگر آنها را ندیدیم. شب‌های بعد هم زندانیان را دسته‌دسته بیرون می‌بردند.

 

اهواز ـ مریم دلفی

سکینه خواهرم، که قبل از من آزاد شده بود، دنبال پیوستن به سازمان بود. او موفق شد کد رادیویی دریافت کند. وقتی من آزاد شدم قرار بود هم خودم هم خواهرم لیلا که الآن در اشرف۳ است، همراه با هم به منطقه برویم و به ارتش آزادی بپیوندیم. ولی وقتی با تهدیدات امنیتی مواجه شدیم، خواهرم سکینه بلافاصله گفت: اول خودم می‌روم و اگر توانستم به ارتش آزادی وصل شوم، دنبال شماها هم می‌فرستم که بیایید. سکینه وقتی که می‌خواست از مرز عبور کند دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. در آنجا او را زیاد شکنجه کردند. بعداً که دژخیم حبیب راستی متوجه دستگیری او شده بود، درخواست داده بود که خواهرم سکینه دلفی را از تهران به زندان سه راه خرمشهر منتقل کنند. در این زندان او به مدت شش ماه ممنوع‌الملاقات بود. فقط مادرم توانست او را در یک ملاقات ببیند. آن قدر شکنجه شده بود که چهره‌اش برای مادرم قابل تشخیص نبود. سکینه به مادرم گفت: خیلی شکنجه‌ام کرده‌اند و توان ایستادن سر پا ندارم و همان جا جلو مادرم افتاده بود. گفته بود: کف پاهایم را خیلی شلاق زده‌اند و به مدت ۶ ساعت آویزانم کرده‌اند. الآن هیچ جای بدنم سالم نیست. در آن ملاقات مادرم در چهره‌اش ایستادگی و مقاومت را دید و به او گفت: همین ور که هستی تا آخرش محکم بمان

 

سمنان ـ اسدالله نبوی

۸ مرداد ۶۷ بود که از بند کناری ما که دهها زندانی مجاهد در آن زندانی بودند به ما خبر دادند که حین بازگشت از ورزش، پاسداران به آنها حمله کرده و ضمن فحاشی و کتک‌کاری، سر برخی زندانیان را تراشیدند و به انفرادی منتقل کردند. چنین حرکتی بسیار غیرمنتظره بود. روز بعد هم خبر رسید که چند نفر دیگر را مجدد از بندشان احضار کرده و با خود برده‌اند. همه حدس‌هایی می‌زدیم اما هیچ‌کس تصوری از شروع یک کشتار جمعی و قتل‌عام را نداشت. اما واقعیت این است که ۸ مرداد شروع قتل‌عام زندانیان در زندان سمنان بود.

 

رشت ـ سعید هوشدار

در سال ۱۳۶۷ در مقطع قبل از اعدامها به زندان جدیدالتأسیس دادستانی رشت منتقل شده بودم. در تاریخ ۲۳ تیرماه ۶۷ یا به فاصله‌ٔ چند روز از هم آزاد شدیم. اما با پذیرش قطعنامه و خوردن جام‌زهر از سوی خمینی، این روند متوقف شد و پس از آن دیگر هیچ زندانی آزاد نشد.

در فردای همان روز یعنی در روز ۸ مرداد ۶۷ حدود ۳۰ نفر از زندانیان را در دو دستهٔ جداگانه و با فاصله‌ٔ یک ساعت صدا کرده و بدون هیچ‌گونه توضیحی با کلیه‌ٔ وسایل به بیرون از بند منتقل کردند. این عمل فردای آن روز و روزهای بعد نیز تکرار شد تا جایی که نفرات را در دسته‌های کوچک چند نفره به بیرون از بند فراخواندند و هرگز هیچکدام‌شان به بند برنگشتند. به گفته‌ٔ یکی از بازماندگان، ۲ هفته بعد هم ۵ نفر از بچه‌های دیگر را صدا کرده و برای اعدام بردند.

زندانیان باقی مانده ابتدا بر این تصور بودند که رژیم احتمالاً زندانیان را به زندان جدیدالتأسیس لاکان منتقل می‌کند و به‌هیچ‌وجه خبری از اعدامها نداشتند تا این‌که پس از مدتی پاسداران همه‌ٔ ساک‌ها و وسایل زندانیان را به یکی از سلول‌های بند آوردند و در آن سلول را نیز قفل زده و بستند

به‌گفته‌ٔ اهالی رشت محکومان را از جمله با طناب‌دار در چاله سرویس تعویض روغن محوطه زندان نیروی دریایی، حلق‌آویز کردند در حالی‌که تعدادی از آنها در روزهای پایانی محکومیت خود بودند.

 

همدان ـ فریده گودرزی

روز ۹ مرداد برادرانی که به‌صورت تنبیهی در زندان شهربانی بودند هوشنگ احمدی، محمود محمودی، احمد نظری و برادرم پرویز گودرزی را برای بازجویی به بی‌دادگاه همدان برده و آنجا بازجویی کردند. دقیقاً نمی‌دانم که توسط چه کسانی بازجویی شدند. فقط می‌دانم که برادرم پرویز در آخرین ملاقاتهایش در روزهای ۱۰ و ۱۱ مرداد از آنجایی که ضوابط زندان شهربانی مثل زندان زندانیان سیاسی نبود، مادرم توانسته بود از فرصت استفاده کرده و در پوشش خانواده‌های زندانیان عادی دو روز پی‌درپی به ملاقات برادرم برود به مادرم گفته بود که دیروز ۹ مرداد مرا برای بازجویی به دادگاه بردند و بعد ادامه داده بود که هر چه پرسیدند من هم مثل بچه‌های اوین پاسخ دادم. پرویز توضیح دیگری نداد اما اسم ابوالقاسم صلواتی همین قاضی صلواتی فعلی را که دادیار بی‌دادگاه همدان بود، برده بود.

 

قتل‌عام در بند زنان زندان رشت

اطلاعات به دست آمده درباره واقعه قتل‌عام در بند زنان زندان رشت بسیار محدود است. زیرا تمام زنان مجاهد زندانی به‌شهادت رسیده‌اند. از خلال اطلاعات پراکنده، فهرستی از قتل‌عام شدگان در این بند به دست آمده است. این فهرست زندانیانی را در بر می‌گیرد که از مدتها قبل در این بند زندانی بوده و به‌طور نسبی اطلاعاتی دربارهٔ آنها وجود داشته است. شمار واقعی شهیدان به‌طور قطع از این فهرست بیشتر است. زیرا به‌گفته شاهدان، در آستانه قتل‌عام، شمار بیشتری از دختران هوادار مجاهدین دستگیر و به‌سرعت قتل‌عام شدند.

 

رباب حقگو

در زندان رشت، در اتاقی که زندانی بودم، همه‌ٔ زندانیان، مجاهد بودند جز یک نفر که مارکسیست بود. البته او هم تا موقعی که از زندان آزاد شد، در برابر همه‌ٔ فشارها و سرکوب‌ها سرموضع بود. آن‌هایی که در بندهای مختلف زندان رشت بعد از قتل‌عام زنده ماندند آن‌هایی هستند که مانند من، قبل از مرداد ۶۷ آزاد شده‌اند.

 

قتل‌عام در بند زنان زندان دستگرد

پروین کوهی

بعد از دو هفته حضور در سلول انفرادی، به بند عمومی منتقل شدم، که یک ساختمان بزرگ دو طبقه بود. در کمال تعجب دیدم در آنجا فقط ۱۲-۱۳ نفر زندانی وجود دارد. یعنی تا قبل از شهریور ۶۷ یک ساختمان دو طبقه که در هر طبقه چندین اتاق بزرگ، و هر اتاق تخت‌های سه‌طبقه داشت؛ همه از زندانی پر بوده و بر طبق گفته زندانیانی که از قبل در آن مکان حضور داشتند حدود ۵۰۰ الی ۶۰۰ نفر زندانی بوده؛ اما در برهه‌ٔ قتل‌عام، تمام آن زندانیان را تعیین‌تکلیف کردند. یعنی آن‌هایی که آزاد شدنی بودند، آزاد شده و مابقی در دادگاههای مرگ، محکوم به اعدام شده، و سربدار شدند.

 

چند واقعه بزرگ همزمان با کشتار در زندانها

کتاب قتل‌عام ۶۷ در استانها با ارائه مدارک متعدد نشان می‌دهد که این واقعه، علاوه بر کشتار در زندانها، دربرگیرنده چند جنایت هولناک دیگر است که به‌طور همزمان در جریان بوده است. از جمله:

دستگیریهای حین قتل‌عام، محاکمه صحرایی هواداران مجاهدین در کرمانشاه، کشتار اسیران جنگی آزاد شده از سوی ارتش آزادیبخش و کشتار نظامیانی که از شلیک کردن به مجاهدین خودداری کرده بودند

 

دستگیریهای حین قتل‌عام

آنچه زندانیان سیاسی سابق و بازماندگان قتل‌عام درباره‌ٔ این واقعه بیان می‌کنند، به‌طور معمول مشاهدات عینی از بند محل اسارت‌شان یا از شنیده‌هایشان درباره‌ٔ سایر بندهاست. اما فراگرد مهم دیگری که به‌موازات همان قتل‌عام به‌راه افتاد، در بیرون زندانها واقع شد و آن دستگیری وسیع زندانیان آزاد شده و سپس اعدام آنان در زندانها بود. این بخشی از برنامه‌ٔ گسترده‌ٔ نسل‌کشی بود که موضوع آن به‌طور خاص اعضاء و هواداران سازمان مجاهدین خلق بودند. رژیم از مدتها پیش در تدارک اجرای این طرح شوم بود. در مقابل، رهبر مقاومت، هواداران مجاهدین را فراخوانده بود که به سرعت خود را از دام رژیم رها کرده و از هر طریق ممکن برای پیوستن به ارتش آزادی از ایران خارج شوند: رهنمود، مشخصاً این است: اگر رد دارید معطل نکنید. بلند شوید به ارتش آزادیبخش بپیوندید، این را یک‌سال و نیم پیش هم در همین برنامه در همین مصاحبه‌ها چند بار به تأکید گفتم، که باید یک بار تصمیم گرفت، بلند شد ردهای در دست دشمن را سوزاند و آمد. از هر راهی، از هر طریقی که میسر باشد. والا این دشمن به سراغتان می‌آید.

در سال‌های ۶۵ و ۶۶ مجاهدین با تلاش بسیار در پی بیرون کشیدن زندانیان آزاد شده از شهرهای تحت حاکمیت رژیم بودند. به این منظور؛ تشکیلات خاصی در کشورهای همسایه به‌ویژه پاکستان و ترکیه برقرار شد.

پس از شروع قتل‌عام، در سوم شهریور ۶۷، مسئول شورای ملی مقاومت مسعود رجوی در تلگرامی به دبیرکل ملل متحد، فاش کرد که هم‌زمان با اعدام‌های جمعی زندانیان سیاسی موج گسترده‌ی دستگیریهای سیاسی در شهرهای مختلف ایران آغاز شده که بیش از ۱۰ هزار نفر را شامل می‌شود

 

چند ماه پس از این، سازمان مجاهدین گزارش محرمانه‌ای را فاش کرد که برحسب آن «خمینی شخصاً با صدور حکمی به مسئولان قضایی رژیم‌اش دستور داده که کلیه‌ٔ هواداران مجاهدین که از سال۱۳۶۰ به بعد از زندان آزاد گردیده‌اند مجدداً دستگیر و اعدام شوند».

 

این بخش از واقعه‌ٔ قتل‌عام به‌میزان زیادی در محاق مانده، و به‌ندرت چیزی درباره‌ٔ آن منتشر شده است.

عفو بین‌الملل در دی ۶۷ به چهل و پنجمین اجلاس‌ کمیسیون حقوق‌بشر ملل متحد در ژنو گزارش کرد: در مواردی زندانیان سیاسی پیشین به‌رغم این‌که پس از آزادی از زندان در فعالیت‌های سیاسی غیر‌قانونی شرکت نکرده بودند، مجدداً دستگیر و سپس اعدام گردیده‌اند. گزارشات اعدام‌هایی که به دست عفو بین‌الملل رسیده است تمامی مناطق ایران را شامل می‌گردد و توسط بستگان و گروه‌های سیاسی متعدد ارائه گردیده است.

 

محاکمه‌های صحرایی در منطقه‌ٔ کرمانشاه

در تاریخ ۲ مرداد ۶۷، خمینی به‌صورت محرمانه حکم برپایی یک دادگاه ضربتی تحت عنوان دادگاه رسیدگی به تخلفات جنگی را صادر و آخوند علی رازینی را به ریاست آن گمارد. متن کامل این حکم محرمانه سه ماه بعد از سوی مقاومت ایران افشا شد.

این به‌اصطلاح دادگاه در روزهای بعد به‌سرعت تغییر جهت داد و به‌جای تخلفات مربوط به‌جنگ ایران و عراق، حامیان مجاهدین را در غرب کشور هدف قرار داد. این احتمال هم وجود دارد که خمینی حکم جداگانه‌یی نیز برای برپایی همین محاکمه‌ها صادر کرده باشد. افراد تحت محاکمه مردم مناطق غرب ایران بودند که به حمایت از مجاهدین و ارتش آزادیبخش برخاسته بودند. این حکم هم‌چنین جوانانی را که از سایر استانهای ایران به همین منظور به‌غرب کشور رفته بودند را شامل می‌شد.

در ۱۲ مرداد، مسئول شورای ملی مقاومت برادر مجاهد مسعود رجوی در تلگراف به دبیرکل ملل متحد اعدام جمعی گروهی از مردم بی‌گناه کرمانشاه به جرم حمایت از عملیات ارتش آزادیبخش ملی را فاش کرد.

 

در ۲۶ مرداد ۶۷ مسئول شورای ملی مقاومت در تلگراف دیگری به دبیرکل سازمان ملل و رهبران پنج عضو دائمی شورای امنیت درباره اعدام گسترده‌ٔ مردمی که در نبردهای ارتش آزادیبخش حضور نداشته و تنها به‌خاطر هواداری از مجاهدین صورت می‌گیرد، هشدار داد: تیرباران و حلق‌آویز کردن گروه‌های مردم و جوانان بی‌گناه از جمله در شهرهای ایلام، کرمانشاه، کنگاور، اسلام‌آباد و کرند آغاز شده و هنوز ادامه دارد و هر روز بر ابعاد دستگیریها و شکنجه و اعدام افزوده می‌شود.

روزنامهٔ جمهوری اسلامی، مورخ ۱۲ مرداد ۱۳۶۷، در صفحات ۱ و ۲ چنین می‌نویسد: ۷ نفر از منافقین صبح پریروز در ملأعام در باختران به دار آویخته شدند. معدومین در جریان حمله منافقین به میهن اسلامی با منافقین همکاری داشتند.

صفحه‌ٔ دوم روزنامه مورخ ۱۵ مرداد ۶۷: دو تن دیگر از اعضاء گروهک منافقین که اخیراً دستگیر شده‌اند، عصر پریروز در شهرستان کنگاور در ملأعام به دار آویخته شدند. تاکنون ۱۵ تن از منافقین در شهرهای باختران، اسلام‌آباد غرب و کنگاور بعد از عملیات مرصاد به دار آویخته شده‌اند‌.

روزنامه جمهوری اسلامی مورخ ۱۵ مرداد ۶۷در صفحه‌ٔ ۴: یکی از سرکردگان منافقین در ایلام به دار آویخته شد. این منافق جزء هسته اصلی منافقین بود

چنانکه از گزارش مطبوعات دولتی بر می‌آید اعدام شدگان حامیان مجاهدین یا اعضاء هسته‌های مجاهدین در داخل ایران بوده‌اند که در همان زمان به جرم تلاش برای پیوستن به مجاهدین، دستگیر و زندانی شده و به‌سرعت تحت محاکمه‌های ضربتی قرار گرفته و به دار آویخته شدند.

سال‌ها بعد آخوند علی رازینی که گرداننده‌ٔ این محاکمات صحرایی بود، برگزاری این محاکمات را تأیید کرد: در حوادث پس از جنگ به‌خصوص مرصاد با همین رویه دادگاههای صحرایی برخورد شد. یعنی در اسلام‌آباد و کرمانشاه دادگاهها بر اساس همین حکم امام تشکیل شد.

 

کشتار «همهٔ» اسیران جنگی

کشتار دیگری که در سال ۱۳۶۷ در زندانهای رژیم جریان داشت، اعدام اسیران جنگی است. این افراد سربازان و نظامیانی بودند که در خلال نبردهای ارتش آزادیبخش ملی علیه رژیم آخوندی به‌اسارت مجاهدین درآمده بودند.

مطابق تلگرام مسئول شورای ملی مقاومت مسعود رجوی به‌پروفسور موریس کاپیتورن نماینده ویژه وقت ملل متحد در مورد حقوق‌بشر ایران از سال ۱۹۸۷ تا سال ۱۹۹۰، حدود ۳۰۰۰ اسیر جنگی توسط ارتش آزادیبخش ملی ایران آزاد شده و بنا به میل و اراده خود به داخل ایران رفته‌اند، نمایندگان صلیب‌سرخ خود بر این جریان نظارت داشته‌اند یا گزارشهای آن را از‌سوی مقاومت دریافت داشته‌اند. اما گزارشهای متعددی حاکی از اعدام شماری از این اسیران، در زندانهای اوین و قزل‌حصار و هم‌چنین زندانهای مختلف استان خوزستان است.

 

دو زندانی که در این مقطع در بند ۴ زندان اوین تهران زندانی بوده‌اند، شهادت می‌دهند که در اوایل مهر ۱۳۶۷ حدود ۲۵۰ زندانی را در هواخوری بند شماره دو مشاهده کرده‌اند که لباس سربازی به‌تن داشته‌اند. بعدها از زندانیان عادی شنیده‌اند که سربازان کسانی هستند که توسط مجاهدین آزاد شده‌اند.

 

سال‌ها بعد، برخی از مقامات ارشد امنیتی رژیم اعتراف کردند همه اسیران جنگی آزاد شده از جانب مجاهدین را اعدام کردند.

 

به‌نقل از مسئول بخش التقاط واحد اطلاعات سپاه پاسداران آمده است: متأسفانه یک سری سرباز در بین اسرای جنگی عراق داشتیم که در اردوگاهها جذب سازمان شده بودند، چون می‌خواستند شرایط راحت‌تری داشته باشند. اصلاً هم نمی‌دانستند منافقین چیست. متأسفانه آن جا هم تندروی‌هایی در قوه قضاییه شد و به همهٔ آنها حکم اعدام دادند. شاید واقعاً محارب بودند. اما سربازهای معمولی بی‌سواد یا کم‌سواد بودند. بیچاره‌ها بدون انگیزه جذب سازمان شده بودند و الآن که راجع به آنها صحبت می‌کنم، دلم برایشان می‌سوزد

 

کشتار نظامیان

در تابستان ۶۷ موجی از دستگیریها نظامیان را در برگرفت. این دستگیریها بیشتر متوجه کسانی بود که از مقابله با مجاهدین در خلال نبرد فروغ جاویدان سرپیچی کرده بودند. در ۱۱ آذر ۶۷ نشریات مقاومت ایران فاش کردند که بر اساس گزارشات دریافتی پس از عملیات بزرگ فروغ جاویدان ۱۷۰۰ تن از افسران، درجه‌داران و سربازان از یگانهای مختلف ارتش خمینی که از مقابله با ارتش آزادیبخش ملی ایران خودداری کرده بودند، دستگیر و برخی از آنان نیز تاکنون توسط دژخیمان خمینی اعدام شده و مابقی در معرض اعدام قرار دارند.

انتشار این کتاب تلاشی برای نور انداختن بر زوایای تاریک یکی از بزرگترین جنایت‌های رژیم ولایت فقیه است. اما چنان‌که فصل‌های مختلف نشان می‌دهد، هنوز بخش مهمی از اسرار این فاجعه پوشیده مانده است. به دست آوردن جزء به جزء این اطلاعات، تکمیل فهرست نام‌های سربداران پرافتخار این واقعه، فاش کردن اسامی هیأت‌های مرگ در همه‌ٔ شهرستانها، هم‌دستان و همکاران آنها و همه‌ٔ کسانی که اسباب کار این کشتار وسیع را فراهم کردند یا به‌پرده‌پوشی آن کمک رساندند، تعهد خدشه‌ناپذیر مجاهدین در جنبش دادخواهی و بخشی از نبرد برای سرنگونی استبداد دینی است: نه می‌بخشیم؛ نه فراموش می‌کنیم.

 

کتاب با جملاتی از یک سخنرانی خانم مریم رجوی به پایان می‌رسد:

در برابر شکنجه‌گران و جلادان، به مسعود درود می‌فرستادند و با نام او بر تیرک اعدام بوسه می‌زدند،

بی‌شک آنها در تکرار این سرخ‌ترین نام زمانه ما، پیامی داشته و دارند. پیام‌شان این است که‌ای نسل‌هایی که بعد از ما می‌آیید، ای جوانانی که داستان تمام ناشده ما را می‌شنوید، راه و آرمان مسعود را در پیش بگیرید!

راه نبرد برای جامعه‌یی عاری از ستم و بهره‌کشی، عاری از اختناق و استبداد و عاری از جهل و فریب. و راه و آرمانی که با کلمه مقدس آزادی معنی می‌شود.

 


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ 🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@7