۱۴۰۵ اردیبهشت ۵, شنبه

سی دی ام پرس :مصاحبه با علی صفوی درباره اعدامها در رژیم آخوندی



سی دی ام پرس :مصاحبه با علی صفوی درباره اعدامها در رژیم آخوندی 

نگاهی مستقیم به اعدام ها در ا یران – علی صفوی -شورای ملی مقاومت ایران

گفتگوی ال تاد وود با علی صفوی از مقاومت ایران در مورد اعدام‌های جاری در ایران.

مجری:حال شما چطوره؟ شما می توانید به ما بگویید در باره اعدام ها چه خبر است؟ به همین خاطر می‌خواستم با شما صحبت کنم.

علی صفوی: بله، حتماً. خیلی ممنون بابت این فرصت. خب، رژیم ایران داره از فضای جنگ نهایت استفاده رو می‌کنه و نه تنها اعدام‌ها، بلکه دستگیری مخالفان را هم افزایش داده است. فقط در ماه‌های گذشته، ۱۶ نفر اعدام شده اند. ۸ نفر از اونها در جریان قیام ژانویه ۲۰۲۶ دستگیر شده اند. یکی از آنها ۱۸ ساله بود، یکی ۱۹ ساله، همه‌شون جوان بودند، از ۱۸ تا ۳۰ سال، ۳۳ ساله. همچنین، ۸ نفر از اعضای مجاهدین خلق همین هفته‌ی پیش اعدام شدند.

و دیروز، اونها اعدام یک نفر دیگر را هم اعلام کردند. و بنابراین، تعداد مجاهدین خلق و معترضانی که توسط این رژیم اعدام شدن به ۱۷ نفر می‌رسد.

همچنین، دو روز پیش، نیروهای امنیتی، مأموران وزارت اطلاعات به منازل مسکونی ۱۲ نفر از اعضای خانواده‌های هواداران و حامیان مجاهدین حمله کردند و منظورم اپوزیسیون است، و آنها را دستگیر و مکانی نامعلوم بردند. بنابراین رژیم به طور واقعی سرکوب مردم داخل ایران را تشدید می‌کند، زیرا این رژیم به روشنی می‌داند که اگر این آتش‌بس پابرجا بماند، مردم دوباره به خیابان‌ها خواهند آمد. به یاد داشته باشید که پس از جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵، سپس ما در ژانویه قیام سراسری عظیمی را در تمام ۳۱ استان داشتیم. و بنابراین رژیم بسیار نگران وقوع دوباره چنین اتفاقی است، امری که نشان می‌دهد چگونه آنها اعدام‌ها را افزایش می‌دهند، می دانی اعدام‌های بسیار بسیار سریع و شتاب‌زده. در واقع، رئیس قوه قضائیه به همه قضاتی که به تشریفات اهمیت ندهند، گفته است. ما باید مجازات کسانی را که مستحق مجازات هستند و کسانی را که علیه دولت زندانی می‌کنند، تسریع و تسهیل کنیم.

و بنابراین این وضعیت فعلی است، متأسفانه من باید بگویم که جامعه بین‌المللی در این مورد سکوت پیشه کرده است. و آنها هیچ کاری نمی‌کنند. آنها صدایشان را بلند نمی‌کنند. و آنها سفیران رژیم‌ها را در پایتخت‌های اروپایی احضار نمی‌کنند تا در این مورد از آنها سوال کنند، به همین دلیل است که امروز یک جلسه بسیار بسیار مهم در پارلمان اروپا در بروکسل برگزار شد، جایی که خانم رجوی، رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران، سخنران اصلی به همراه ده‌ها عضو پارلمان اروپا، همچنین نخست وزیر سابق بلژیک، وزیر دادگستری سابق فدرال آلمان بودند و در مورد این موضوع صحبت کردند.

تایم کد 0311

و آنها گفتند که پارلمان اروپا واقعا باید اقدامی انجام دهد زیرا این درست است که نگرانی اصلی اکنون برنامه تسلیحات هسته‌ای رژیم ایران، حمایت این رژیم از گروه‌های تروریستی نیابتی و البته برنامه موشکی اوست. اما در هر نوع توافقی با این رژیم، اگر غرب به آن برسد، حقوق بشر و توقف اعدام‌ها و آزار و اذیت مخالفان این رژیم باید در مرکز توجه باشد، که البته نه اینکه تاکنون چنین نبوده است.

مجری: بگذارید از شما بپرسم، ترامپ در مورد هشت زن صحبت کرده است که قرار است به زودی اعدام شوند. آیا شما چیزی در بارهء آن می‌دانید؟

علی صفوی: خب، بله. در واقع، هشت زن در حال حاضر در زندان هستند. همه آنها در جریان قیام دستگیر و به اعدام محکوم شده‌اند. در واقع، یکی از آنها، به نام بیتا [همتی]، که جزو آن هشت نفر است و همسر او، هر دو از هواداران مجاهدین هستند و آنها به این دلیل که مخالف این رژیم دستگیر شده‌اند و البته ما با اپوزیسیون همکاری می‌کنیم. بنابراین، بله، این یک مسئله بسیار بسیار جدی است.

و ما امیدواریم که بقیه جهان نیز واکنش نشان دهند. این شگفت‌انگیز است که آنها چقدر ساکت هستند و اساسا هیچ کاری در این مورد انجام نمی‌دهند. و متأسفانه، من فکر می‌کنم با توجه به اینکه جنگ تمام توجه را به خود جلب کرده است، هیچ گونه فضایی باقی نمانده است که اساسا جامعه بین‌المللی را به انجام کاری مؤثر برای جلوگیری از اعدام ایرانیان سوق دهد.

می‌دانید، مدتی پیش، یکی از مقامات رژیم ایران گفت که ما باید آنچه را که در سال ۱۹۸۸ اتفاق افتاد تکرار کنیم، که ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی مخفیانه اعدام شدند. حالا، با توجه به اینکه رژیم بسیار بسیار ضعیف‌تر از زمانی است که جنگ در ماه فوریه آغاز شد، تنها چاره‌ای که آنها دارند، سلاخی کردن و کشتار وحشیانه مردم است، زیرا آنها می‌دانند که به محض فروکش کردن گرد و غبار این جنگ، انفجاری از سوی جامعه در ایران رخ خواهد داد.

0607

مجری: بنابراین من سعی می‌کنم تصویر بهتری از اوضاع داشته باشم. چه چیزی واقعاً برای جلوگیری از این نوع اتفاقات مؤثر است؟

علی صفوی: می دانید، معیارهای مشخصی برای مذاکره با این رژیم تعیین شده است. فکر می‌کنم یک معیار باید اضافه شود و آن توقف اعدام‌ها در ایران است.

آزادی زندانیان سیاسی، اخراج دیپلمات‌های رژیم ایران از اروپا و سایر کشورها. و البته، فراخواندن سفرای رژیم ایران، منظورم سفرای اروپایی از ایران است. اما مهمتر از همه، به نظر من، جامعه بین‌المللی باید شورای ملی مقاومت ایران و دولت موقت اعلام شده توسط آن را به رسمیت بشناسد.

در واقع، امروز، در پارلمان اروپا، تقریباً هر عضوی که صحبت کرد، گفت که زمان آن فرا رسیده است تا اروپا تعامل و مماشات با این رژیم را کنار بگذارد و در اساس مذاکرات و گفتگوی مستقیم با اپوزیسیون را آغاز کند.

زیرا من به شما می‌گویم که چیزی که رژیم بیش از بمب از آن می‌ترسد، اپوزیسیون هستند زیرا این رژیم می‌داند که این مخالفان شبکه‌ای در داخل کشور دارند و آماده و مایل هستند. می‌دانید، فقط در هفته گذشته، 20 عملیات مختلف توسط کانون های شورشی مجاهدین خلق علیه پایگاه‌های سپاه، علیه بسیج و سایر ارگان هایی که رژیم را نمایندگی می کنند، انجام شده است. و البته، در سال ۲۰۲۵، تعداد ۴۰۹۹ مورد از این عملیات‌ها رخ داده است. متأسفانه، رسانه‌های اصلی، و رسانه‌های قدیمی و با سابقه، آن را گزارش نمی‌کنند.

بنابراین، و در اساس تحلیلگران اکنون به اشتباه می‌گویند که در واقع این رژیم با جنگ، تقویت شده است. این به طور کامل غلط است. با مرگ خامنه ای، این رژیم بسیار ضعیف‌تر از قبل است. زیرا پسر او، اگر او هنوز سر پا است و می تواند کارآیی داشته باشد، اگرچه بسیاری از مردم نمی‌دانند، اما دیگر آن قدرت، جایگاه و خامنه ای را که پس از به قدرت رسیدن از سال ۱۹۸۹ به دست آورده بود، ندارد. و بنابراین، من فکر می‌کنم سیاست باید همان چیزی باشد که ما در دو دهه گذشته یا بیشتر گفته‌ایم. تغییر رژیم توسط مردم ایران و اپوزیسیون سازمان‌یافته.

0845

مجری: اجازه دهید من فقط به این موضوع بپردازم زیرا فکر می‌کنم مردم واقعاً نمی‌فهمند که این یک جنبش جوانان است.

منظورم این است که بسیاری از این افراد در جنبش شما حتی زیر ۲۰ سال سن دارند و هنوز هم با وجود از ترس مرگ به اعتراض می‌آیند. اگر به تصاویر این هشت زن نگاه کنید، منظورم این است که بسیاری از آنها ۲۰ سال یا کمتر سن دارند. زنان جوان زیبا. منظورم این است که این تکان دهنده است که این افراد اعدام خواهند شد.

علی صفوی: بله.

مجری: خب، منظورم این است که این چیز جدیدی نیست. این موضوع دهه‌هاست که ادامه دارد.

علی صفوی: بله. کاملاً درست می فرمایید تاد. در واقع، می‌دانید، از هشت مجاهد خلقی که اعدام شدند، سه نفر از آنها در دهه سوم زندگی خود بودند. فکر می‌کنم دو نفر در دهه ششم زندگی خود و سه نفر دیگر در دهه چهارم زندگی خود بودند.

بنابراین، شما اینجا سه نسل دارید. و همین امر در مورد یازده نفر از آنها که همین الان صحبت می‌کنیم نیز صدق می‌کند، یازده نفر از آنها در صف اعدام هستند. و جوان‌ترین آنها ۲۲ ساله است. و مسن‌ترین آنها یک زن ۶۷ ساله به نام زهرا طبری است که صرفاً به دلیل پوشیدن شالی که روی آن نوشته شده بود «مقاومت زنان، آزادی» دستگیر شد. و این شعار مجاهدین خلق است. می‌دانید، ومن فکر می‌کنم نام او باید به لیست هشت نفری که در رسانه‌ها منتشر شده‌اند اضافه شود.

و می‌دانید، پسر او زیاد در مورد مادر خود با رسانه‌های غربی صحبت کرده است و البته بسیار بسیار از اینکه ممکن است اعدام شود، می‌ترسد. بنابراین، این رژیم واقعاً در حال کشتن گل سرسبد جامعه ما، جوانان، تحصیل‌کرده‌ها و ایرانیانی است که آینده‌ای روشن در پیش روی خود دارند.

اما همانطور که می‌دانید، این رژیم به رفاه و آسایش ایران علاقه‌ای ندارد. این رژیم به آینده ایران علاقه‌ای ندارد. این رژیم فقط می‌خواهد به هر قیمتی قدرت را حفظ کند، حتی اگر به معنای بازگرداندن ایران به عصر حجر باشد.

این وضعیتی است که ما با آن روبرو هستیم.

مجری: بنا براین، پیش‌بینی شما از اتفاقات چند هفته آینده چیست؟

به گوی بلورین [جام جم] خود نگاه کنید و به من بگویید که فکر می‌کنید چه اتفاقی خواهد افتاد.

علی صفوی: خب، باید دید که آیا ملاها به میز مذاکره خواهند آمد یا خیر. من فکر می‌کنم، به وضوح، و به خصوص با کشته شدن خامنه‌ای، من فکر می‌کنم رژیم از هم پاشیده است.

به یاد داشته باشید، همه اینها جناح‌هایی بودند که با یکدیگر اختلاف داشتند. و خامنه ای مانند چسب عمل می‌کرد.

این خامنه ای رژیم را متحد نگه می‌داشت. اما در حال حاضر، به نظر من، چهره‌های مختلفی، اگر بخواهیم بگوییم، وجود دارند که برای قدرت رقابت می‌کنند. منظورم این است که این فرمانده سپاه، احمد وحیدی، از ناکجاآباد آمده است تا، همانطور که می‌گویند، تا حاکم جدید کشور باشد. می‌دانید، او، به عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه، مستقیما در بسیاری از فعالیت‌های تروریستی دست داشته است. او به دلیل نقش خود در بمب‌گذاری ارتش در سال ۱۹۹۴ در آرژانتین تحت تعقیب است. و در واقع، یک حکم بازداشت بین‌المللی علیه او صادر شده است.

دیگران که البته بخشی از این بازی هستند یکی محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، کسی که فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران بود و بعدا فرمانده نیروی انتظامی شد که اگر یادتان باشد، جنبش دانشجویی سال ۱۹۹۹ را به طرز وحشیانه ای سرکوب کرد. و سپس شهردار تهران شد و شهر را غارت کرد. چندین پرونده بزرگ اختلاس علیه او داشت. اما به دلیل روابط نزدیکش با بسیاری از تبهکاران در شرق، همه آن پرونده‌ها بایگانی شدند و او هرگز، هرگز به خاطر آنها تحت پیگرد قانونی قرار نگرفت.

مجری: علی، وقتمان تمام شده، باید به مهمان بعدی بروم، اما می‌خواهم وقتی این داستان را پیش می‌بریم، شما را ببینم، چون ترامپ دقیقاً در مورد همین ساختار فرماندهی از هم پاشیده در ایران صحبت کرده است، و به همین دلیل او آتش‌بس را چند روز تمدید کرد. بنابراین می‌خواهم وقتی این ماجرا پیش می‌رود، شما را به این موضوع برگردانم. اما از حضورتان امروز متشکرم.

علی صفوی: البته، باعث افتخار من است. متشکرم، تاد. باشه،

مجری: مواظب خودت باش.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

ای بی سی نیوز – مصاحبه با دکتر کاظم کازرونیان عضو هیئت مشاور سازمان جوامع ایرانیان آمریکایی درباره وضعیت جنگ ومداکره ، وضعیت رژیم وافزایش اعدامها – نقش شورای ملی مقاومت در تحولات ایران



ای بی سی نیوز – مصاحبه با دکتر  کاظم کازرونیان عضو هیئت مشاور سازمان جوامع ایرانیان آمریکایی درباره وضعیت جنگ ومداکره ، وضعیت رژیم وافزایش اعدامها  – نقش شورای ملی مقاومت در تحولات ایران 

کارشناس: «شکاف‌هایی در رژیم ایران در حال شکل‌گیری است»

کاظم کازرونیان، عضو هیئت مشاور سازمان جوامع ایرانیان آمریکایی، می‌گوید هدف سپاه پاسداران کشاندن ایالات متحده به یک «درگیری طولانی، کثیف و غیرقابل برد» است.

مجری: فرماندهان نظامی ایران در یک نمایش وحدت به دولت و مجلس پیوستند، آن هم پس از آنکه پرزیدنت ترامپ گفت آن‌ها مثل سگ و گربه با هم می‌جنگند. اما شما می‌گویید نشانه‌هایی از شکافهای داخلی وجود دارد. منظورتان چیست؟

کاظم کازرونیان: «بله، ما شاهد بروز شکاف‌هایی در داخل رژیم ایران هستیم؛ اما فکر می‌کنم درک استراتژی ایران که خودشان آن را "استراتژی صبر" می‌نامند، مهم است. مثلث آن‌ها تلاش برای "خون‌ریزی تدریجی" از پیکر آمریکاست. تله آن‌ها کشاندن ایالات متحده به یک درگیری طولانی، کثیف و غیرقابل پیروزی است که بودجه، تمرکز و اراده سیاسی را تخلیه کند. آن‌ها به سیاست‌های داخلی [آمریکا] و احتمالاً چرخه‌های انتخاباتی چشم دوخته‌اند. آن‌ها امیدوارند ایالات متحده را درگیر یک نبرد نامتقارن کنند. به خوبی می‌دانید که برای ایران ساخت پهپاد یا ایجاد اختلال، پشیزهایی هزینه دارد، در حالی که دفاع در برابر آن برای ایالات متحده میلیاردها دلار هزینه برمی‌دارد. هم‌زمان، سپاه (IRGC) در حال انطباق با ساختاری است که برای جذب ضربات طراحی شده؛ یعنی ضربه را می‌خورند و بقیه سیستم به حرکت خود ادامه می‌دهد. آن‌ها همچنین از این جنگ برای کنترل داخلی استفاده می‌کنند. این برای آن‌ها یک سلاح است. آن‌ها اهمیتی به نابودی زیرساخت‌ها یا رنجی که مردم می‌کشند نمی‌دهند، بلکه از جنگ به عنوان ابزاری برای سرکوب داخلی بهره‌برداری می‌کنند. رژیم از آشوب برای تشدید سرکوب استفاده می‌کند؛ همان‌طور که در اعدام‌های اخیر دیدیم. آن‌ها هم‌زمان اعضای گروه اپوزیسیون اصلی (مجاهدین خلق - MEK) و کسانی که در قیام ژانویه بازداشت شده بودند را اعدام می‌کنند. اما ما شاهد شکاف هستیم. سیگنال‌های متناقضی از رژیم صادر می‌شود؛ تصمیمات و حرکات عصبی و نامنظم. در برهه‌ای می‌شنویم وزیر خارجه استعفا داده و هم‌زمان اخبار متناقضی می‌رسد. همه این‌ها به ما نشان می‌دهد که رژیم با حذف ۵۰ یا ۶۰ نفر از مقامات ارشدش [در حملات اخیر] تضعیف شده و این نشان‌دهنده رهبری‌ای است که تحت فشار شدیدی قرار دارد.

تایم کد: 0252

مجری: «این مسائل داخلی ایران چقدر در نحوه مدیریت درگیری با آمریکا توسط رژیم حیاتی است؟»

کاظم کازرونیان: «بسیار مهم است که درک کنیم نیروی واقعی تغییر از داخل ایران می‌آید. این جنگ نیست، بلکه مقاومت سازمان‌یافته در خیابان‌های ایران است که در نهایت این رژیم را به پایین می‌کشد. این رژیم باید به خاطر مردم ایران و به خاطر جهان سرنگون شود، اما تغییر باید از درون باشد. هیچ ارتش خارجی نمی‌تواند آزادی را برای مردم ایران به ارمغان بیاورد؛ هیچ ارتش خارجی بدون حضور گسترده نیروی زمینی - بسیار بیشتر از آنچه آمریکا در عراق داشت - نمی‌تواند این رژیم را سرنگون کند.بنابراین تنها راه پیش رو، واحدهای مقاومت در داخل ایران هستند. آن‌ها یک تغییر رژیم ساختاریافته و نه هرج‌ومرج‌گونه را ارائه می‌دهند؛ و "شورای ملی مقاومت ایران" (NCRI) چنین جایگزین منضبط و سازمان‌یافته‌ای را پیشنهاد می‌کند. آن‌ها پلتفرمی دارند که طی چهار دهه گذشته تحت رهبری خانم مریم رجوی آزمایش شده است. یک مسیر روشن سکولار و دموکراتیک وجود دارد.

این همان نقطه‌ای است که غرب، از جمله ایالات متحده، نسبت به آن "نقطه کور" دارند. این یک اشتباه محاسباتی استراتژیک است. سیاست فعلی فقط روی مذاکرات هسته‌ای قفل شده، در حالی که بزرگترین نقطه ضعف رژیم یعنی مردم ایران و مقاومت در خیابان‌ها را نادیده می‌گیرد. مقاومت سازمان‌یافته، حلقه مفقوده است. زمان آن رسیده که استراتژی‌های غرب در تعامل با ایران بازنگری شود. آن‌ها باید از تغییری که توسط مردم ایران ایجاد می‌شود حمایت کنند. ما باید تمرکز خود را از "سیاست مهار" بی‌انتها که هرگز کاملاً موفق نبوده، فراتر ببریم.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

کدام طرف جنگ از سناریوهای احتمالی وضعیت جنگ سودمیبردوکدام کشورها ضرر میکنند



کدام طرف  جنگ از سناریوهای احتمالی وضعیت  جنگ سودمیبردوکدام کشورها  ضرر میکند 

روزنامه العرب:  سناریوهای پایان جنگ ایران به سود کشورهای خلیج نیست

تحولات در ائتلاف‌ها، نقشه نفوذ را از نو ترسیم می‌کند.

ریاض – جنگ در جریان میان اسرائیل و ایران نشان می‌دهد که خاورمیانه در آستانه مرحله‌ای از بازشکل‌دهی عمیق قرار دارد؛ مرحله‌ای که پایان‌های این درگیری – هر مسیری هم که داشته باشد – به‌نظر نمی‌رسد نتایج مثبت روشنی برای کشورهای خلیج به همراه داشته باشد. به‌جای آنکه این جنگ راه را برای ثباتی جدید در منطقه هموار کند، داده‌ها حاکی از آن است که همه سناریوهای محتمل، با درجات متفاوت، به فرسایش موقعیت راهبردی کشورهای خلیج و بازتوزیع موازنه‌های قدرت به شکلی می‌انجامد که نفوذ اقتصادی و سیاسی آنها را محدود می‌کند.

مری مزاید، تحلیلگر، در گزارشی که در مجله آمریکایی «نشنال اینترست» منتشر شده، می‌نویسد در مرکز این تحلیل سه سناریوی اصلی برای پایان جنگ قرار دارد که با وجود تفاوت در نتایج ظاهری، در تأثیر منفی بر کشورهای خلیج مشترک‌اند.

سناریوی نخست به تحقق آنچه می‌توان «موفقیت راهبردی» اسرائیل نامید مربوط می‌شود؛ چه از طریق تضعیف شدید ایران یا کمک به بازشکل‌دهی نظام سیاسی آن.

در ظاهر، این تحول ممکن است با منافع برخی کشورهای خلیج که ایران را منبع اصلی تهدید می‌دانند همسو به نظر برسد، اما پیامدهای عمیق‌تر این سناریو می‌تواند بسیار پیچیده‌تر باشد.

در صورت شکل‌گیری «ایرانی جدید» که تعامل بیشتری با جهان دارد، این کشور از معادله قدرت حذف نخواهد شد، بلکه به‌عنوان بازیگری منطقه‌ای با توان اقتصادی تازه بازمی‌گردد.

با داشتن جمعیتی بزرگ، منابع طبیعی متنوع و موقعیتی جغرافیایی راهبردی که آسیا را به اروپا پیوند می‌دهد، ایران می‌تواند به رقیبی مستقیم برای کشورهای خلیج در بخش‌های حیاتی مانند انرژی، حمل‌ونقل و خدمات لجستیکی تبدیل شود؛ امری که پویایی رقابتی جدیدی ایجاد کرده و برتری کشورهای خلیج را تضعیف می‌کند.

این تحول همچنین می‌تواند به کاهش نسبی جذابیت اقتصادهای خلیج بینجامد و مراکز ثقل اقتصادی منطقه را بازتوزیع کند؛ چیزی که چالش‌های بیشتری برای الگوهای توسعه در این کشورها ایجاد خواهد کرد.

سناریوی دوم بر پایداری ایران و ادامه مقاومت آن در برابر فشارهای نظامی و سیاسی، بدون فروپاشی یا تغییر بنیادین، استوار است.

در این حالت، منطقه به‌سوی ثبات حرکت نمی‌کند، بلکه وارد دوره‌ای طولانی از «تنش کم‌شدت» می‌شود؛ جایی که درگیری‌ها به‌صورت پراکنده از طریق حملات موشکی، پهپادی و تهدیدهای مکرر علیه گذرگاه‌های دریایی و زیرساخت‌های حیاتی ادامه می‌یابد.

این نوع از درگیری به این معناست که کشورهای خلیج از دایره تأثیر دور نخواهند بود، بلکه به نوعی «خط تماس غیرمستقیم» تبدیل می‌شوند؛ جایی که تأسیسات حیاتی‌شان مانند میادین نفتی، تأسیسات آب‌شیرین‌کن و بنادر، همواره در معرض تهدید یا هدف‌گیری قرار دارند.

با گذشت زمان، این وضعیت می‌تواند جذابیت خلیج را به‌عنوان یک مرکز مالی و تجاری جهانی کاهش دهد و آن را به محیطی شکننده‌تر تبدیل کند که در برخی جنبه‌ها به مناطق دارای درگیری‌های مزمن شباهت پیدا می‌کند، هرچند با شدت کمتر.

در این چارچوب، کاهش نقش آمریکا به معنای حذف کامل تأثیر آن نیست، بلکه به معنای بازتوزیع این تأثیر است؛ به‌گونه‌ای که اسرائیل به بازیگر امنیتی اصلی در خاورمیانه تبدیل می‌شود و حمایت آمریکا از پشت صحنه ادامه می‌یابد.

این تغییر پیامدهای راهبردی عمیقی برای کشورهای خلیج دارد، زیرا می‌تواند به حاشیه‌رانده شدن نقش آنها در شکل‌دهی به ترتیبات امنیتی منطقه بینجامد. به‌جای آنکه شریک اصلی در تصمیم‌سازی باشند، ممکن است خود را خارج از دایره‌های اصلی نفوذ بیابند، با وجود آنکه بیشترین تأثیر را از نتایج این درگیری می‌پذیرند.

در کنار این سناریوها، جنگ مجموعه‌ای از عوامل ساختاری را نیز آشکار می‌کند که بر شکنندگی موقعیت خلیج می‌افزاید. نخستین عامل، تمرکز بالای زیرساخت‌ها در این کشورهاست؛ جایی که اقتصادها به‌شدت به تأسیسات مشخص و باارزش بالا مانند پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها و تأسیسات آب‌شیرین‌کن وابسته‌اند. این تمرکز، این مراکز را به اهدافی جذاب در هرگونه تشدید نظامی تبدیل می‌کند و در صورت هدف قرار گرفتن، میزان خسارت را افزایش می‌دهد.

عامل دوم، ماهیت شهری متراکم شهرهای خلیج است که در عین حال که مراکز مالی و اقتصادی جهانی هستند، از نمادگرایی بالایی نیز برخوردارند و همین امر آنها را به اهدافی راهبردی در جنگ‌های مدرن تبدیل می‌کند.

عامل سوم به ماهیت ائتلاف‌های امنیتی کشورهای خلیج مربوط می‌شود که به‌طور گسترده به ایالات متحده و شرکای آن متکی است.

با هرگونه تغییر در سطح یا ماهیت این حمایت – همان‌گونه که در سناریوی کاهش حضور آمریکا مطرح است – این کشورها ممکن است با نوعی خلأ نسبی امنیتی مواجه شوند یا دست‌کم ناچار به بازتعریف ترتیبات دفاعی خود شوند.

در پرتو این داده‌ها، به نظر می‌رسد نقطه مشترک همه سناریوهای پایان جنگ، کاهش نسبی جایگاه راهبردی کشورهای خلیج باشد؛ چه از طریق ظهور رقبای جدید، چه استمرار تهدیدات امنیتی، یا بازتوزیع نقش‌ها در نظام منطقه‌ای.

این کاهش الزاماً به معنای فروپاشی نیست، بلکه نشان‌دهنده گذار از مرحله‌ای از برتری نسبی به مرحله‌ای رقابتی‌تر و شکننده‌تر است.

کشورهای خلیج که برای مدت طولانی در مرکز این نظام قرار داشتند، اکنون با آزمونی واقعی برای سنجش توانایی خود در سازگاری با جهانی به‌سرعت در حال تغییر روبه‌رو هستند؛ جهانی که در آن دیگر موقعیت جغرافیایی یا ثروت اقتصادی به‌تنهایی برای تضمین ثبات یا نفوذ کافی نیست.

روزنامه العرب:



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

سایت الحره : افشای پشت پرده سفر قاآنی فرمانده سپاه تروریستی قدس به عراق



سایت الحره : افشای  پشت پرده سفر قاآنی فرمانده سپاه تروریستی قدس به عراق 

منابع عراقی در گفت‌وگو با «الحُرّه» از پشت‌پرده‌های سفر ژنرال ایرانی به بغداد پرده برداشتند.  منابعی عراقی جزئیات تازه‌ای درباره سفر اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس ایران، به بغداد در ۱۸ آوریل جاری فاش کردند؛ سفری که هم‌زمان با ارسال پیام‌هایی از سوی آمریکا درباره شکل دولت آینده عراق انجام شد.

قاآنی با شماری از رهبران «چارچوب هماهنگی» (الاطار التنسیقی)، ائتلاف شیعی حاکم، دیدار کرد؛ از جمله نوری المالکی، رهبر ائتلاف دولت قانون، و عمار الحکیم. این دیدارها در حالی انجام شد که تلاش‌های ائتلاف برای توافق بر سر نامزد نخست‌وزیری پیش از پایان مهلت قانونی با بن‌بست روبه‌رو شده بود.

بر اساس اطلاعاتی که «الحُرّه» به دست آورده، قاآنی همچنین با رهبران گروه‌های مسلح دیدار کرده است. یک منبع اطلاعاتی عراقی به این شبکه گفت: «تأمین امنیت این سفر بر عهده نیروهای نخبه‌ای از گروه‌های مسلح بود. قاآنی از راه زمینی وارد شد و از همان مسیر نیز خارج شد.»

«الحُرّه» با چند تن از اعضای چارچوب هماهنگی تماس گرفت، اما بیشتر آن‌ها از این سفر یا جزئیاتش بی‌اطلاع بودند؛ امری که نشان می‌دهد دیدارها احتمالاً به دلایل امنیتی به حلقه محدودی از افراد محدود شده بود.

با این حال، یکی از رهبران این چارچوب به «الحُرّه» گفت: «قاآنی رهبران شیعه را به حفظ انسجام چارچوب فراخواند. او بر اهمیت این ساختار سیاسی تأکید کرد و گفت ایران از هر تصمیمی که آن‌ها درباره نامزد نخست‌وزیری بگیرند، حمایت خواهد کرد.»

سفر قاآنی تلاشی برای تنظیم رفتار گروه‌های مسلح و نیروهای سیاسی زیر چتر چارچوب هماهنگی تلقی می‌شود؛ به‌ویژه پس از رویدادهایی که پیش از آتش‌بس میان واشنگتن و تهران رخ داد، زمانی که گروه‌های شیعه و نیروهای آمریکایی به تبادل حملات می‌پرداختند.

به گفته همین منبع، قاآنی پیام‌هایی از تهران نیز منتقل کرده که بر ضرورت «وحدت موضع» در قبال مسائل راهبردی، به‌ویژه پایان دادن به حضور ائتلاف بین‌المللی در عراق، تأکید داشته است.

مصطفی الناجی، استاد علوم سیاسی دانشگاه بغداد، می‌گوید: «این سفر از یک منظر نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد توازن در میزان مداخله خارجی در روند تشکیل دولت میان جناح‌های مختلف چارچوب هماهنگی است.»

او که در امور منطقه‌ای تخصص دارد، افزود: «در حالی که واشنگتن بر مسیری تأکید می‌کند که حذف گروه‌های مسلح از معادله سیاسی را در پی دارد، تهران در پی حمایت از متحدان خود است.»

در درون چارچوب هماهنگی اختلاف دیدگاه آشکاری وجود دارد؛ برخی جناح‌ها به دنبال تشدید میدانی برای فشار بر آمریکا هستند، در حالی که جناحی دیگر به رهبری نخست‌وزیر کنونی محمد شیاع السودانی و حکیم، آرامش را تنها راه دور نگه داشتن عراق از جنگ می‌دانند.

دو منبع، یکی از ائتلاف «الاعمار و توسعه» به رهبری السودانی و دیگری از ائتلاف دولت قانون به رهبری مالکی، به «الحُرّه» گفتند: «هدف از سفر قاآنی نزدیک کردن دیدگاه‌های رهبران چارچوب درباره انتخاب نخست‌وزیر آینده بود.»

منبع نزدیک به ائتلاف دولت قانون افزود: «پیام‌های آمریکا معادلات چارچوب را به‌هم ریخت. قرار بود بر سر نامزد نخست‌وزیری پیش برویم، اما واشنگتن پیام‌های شدیدی فرستاد و به‌ویژه در موضوع توقف جریان دلار به عراق فشار وارد کرد.»

یک مشاور سیاسی در دفتر السودانی به «الحُرّه» گفت: «این سفر بیش از هر چیز نمایش حضور بود؛ او می‌خواست بگوید ‘ما اینجا هستیم’.»

در نهایت، چارچوب هماهنگی در انتخاب جایگزینی برای نامزد اولیه خود، یعنی نوری المالکی، که با مخالفت داخلی و وتوی آشکار آمریکا (از سوی دونالد ترامپ) روبه‌روست، ناکام ماند.

به گفته یک منبع، المالکی از پس گرفتن نامزدی خود خودداری کرده و به‌جای آن باسم البدری را پیشنهاد داده و با تمدید دوره نخست‌وزیری السودانی مخالفت کرده است.

در مقابل، السودانی رئیس دفتر خود، احسان العوادی، را نامزد کرده است. در رأی‌گیری داخلی، هر یک ۶ رأی کسب کردند.

با این حال، این تساوی در سطح رهبران، با توازن واقعی در پارلمان همخوانی ندارد. چارچوب هماهنگی حدود ۱۸۷ نماینده در پارلمان دارد، اما وزن رهبران آن متفاوت است؛ از کسانی که هیچ نماینده‌ای ندارند تا کسانی که تا ۵۰ نماینده در اختیار دارند.

در ابتدا قرار بود نامزدی که دو سوم آرا (۸ از ۱۲) را کسب کند انتخاب شود، اما بعداً پیشنهاد شد این معیار بر اساس تعداد نمایندگان نیز اعمال شود؛ موضوعی که روند را پیچیده‌تر کرد.

منبع یادشده گفت: «این سازوکار جدید اوضاع را پیچیده کرده و انتخاب نامزد را دشوار ساخته است، زیرا نیاز به گفت‌وگوها و توافق‌های بیشتری وجود دارد.»

همچنین اقدامات آمریکا مانند توقف ارسال دلار به عراق و تعلیق همکاری‌های امنیتی، که به تشکیل دولتی دور از نفوذ ایران مشروط شده، به پیچیدگی اوضاع افزوده است.

این منبع افزود: «در حال حاضر دو جناح در چارچوب وجود دارد؛ یکی حامی المالکی با حدود ۵۰ نماینده، و دیگری حامی السودانی با حدود ۱۱۰ نماینده.»

طبق بند اول ماده ۷۶ قانون اساسی عراق (۲۰۰۵)، رئیس‌جمهور موظف است ظرف ۱۵ روز از زمان انتخاب، نامزد فراکسیون بزرگ‌تر پارلمانی را برای تشکیل دولت معرفی کند.

نزار آمیدی در ۱۰ آوریل به این سمت انتخاب شد؛ بنابراین چارچوب هماهنگی تا ۲۵ آوریل فرصت دارد نامزد خود برای نخست‌وزیری را معرفی کند.

الحره - گردآوری: مصطفی سعدون و غسان تقی



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

۱۴۰۵ اردیبهشت ۴, جمعه

دستگیری ۹ جوان شورشگر به اتهام هلاکت پاسدار جنایتکار فرج الله شوشتری در مشهد



                             دستگیری ۹ جوان شورشگر به اتهام هلاکت پاسدار جنایتکار فرج الله شوشتری در مشهد

خبرگزاری نیروی تروریستی قدس جمعه چهارم اردیبهشت از دستگیری ۹ جوان شورشگر به اتهام هلاکت پاسدار جنایتکار فرج الله شوشتری در مشهد خبر داد.

در این خبر به‌نقل از دادستان قضاییه جلادان در مرکز استان خراسان رضوی آمده است که پس از قتل فرج‌الله شوشتری، با تلاش شبانه‌روزی سربازان گمنام! یک تیم ۹ نفره که با وارد آوردن ضربات سلاح سرد آن پاسدار جنایتکار را کیفر دادند شناسایی و دستگیر شدند و پرونده به بازپرس ویژه دادسرای مشهد ارجاع شده است.

این جوانان هم‌چنین به تخریب و آتش‌زدن مراکز حکومتی مبادرت کرده‌اند.

به گزارش نیروی تروریستی قدس آنها «ایجاد رعب و وحشت را نیز در کارنامه خود دارند».

منظور رعب و وحشت در میان سپاه و اطلاعاتی‌ها و دیگر مزدوران رژیم است.

این پاسدار جنایتکار در جریان قیام دیماه ۱۴۰۴ که نقش ویژه‌یی در سرکوب جوانان شورشگر داشت، توسط جوانان به هلاکت رسید.

شبکه‌های اجتماعی ۲۰ دیماه تصاویری از ضرب و شتم این پاسداران جنایتکار منتشر کردند



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

گزارشهای رسانه‌ها و جوامع کرد ایرانی در آلمان از اعتراضها به سفر بچه شاه



گزارشهای رسانه‌ها و جوامع کرد ایرانی در آلمان از اعتراضها به سفر بچه شاه

فرانکفورتر روندشاو ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ با عنوان «اعتراضات علیه سفر پهلوی به برلین» نوشت: پسر شاه با سس گوجه فرنگی مورد حمله قرار گرفت. سفر او نیز با انتقادات شدیدی روبه‌رو شده است. پلیس در گزارش خود به پرتاب یک مایع قرمز رنگ به جانب وی اشاره کرد و متعاقباً مردی دستگیر شد.

این حادثه پس از آن رخ داد که پسر شاه سابق ایران که در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد، در کنفرانس مطبوعاتی فدرال حاضر شد. پلیس جزئیات بیشتری ارائه نکرد. مایع سس مانند روی شانه و گردن پهلوی قابل مشاهده بود.

فرانکفورتر روندشاو هم‌چنین نوشت: پسر شاه در یک کنفرانس مطبوعاتی در برلین، دولت آلمان را به‌دلیل امتناع از گفتگو با او به‌شدت مورد انتقاد قرار داد. دولت آلمان تحت رهبری صدراعظم فریدریش مرتس هم‌چنان از پهلوی فاصله دارد. به‌گفته استفان کورنلیوس، سخنگوی دولت، هیچ دیداری با اعضای دولت، در برنامه نبوده است.

 

اشپیگل روز جمعه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ نوشت: پسر شاه، که در تبعید در آمریکا زندگی می‌کند، خود را به‌عنوان کاندیدای رهبر موقت در ایران معرفی کرده ولی او هم‌چنان در میان اپوزیسیون ایران بسیار بحث برانگیز است و دلایل متعددی برای این امر وجود دارد. پهلوی از حملات اسراییل و آمریکا که بر جمعیت غیرنظامی نیز تأثیر گذاشته، حمایت می‌کند. هم‌چنین پدرش با مشت آهنین بر کشور حکومت می‌کرد. او مخالفان را سرکوب و منتقدان را زندانی کرد و سرویس مخفی بدنام او (ساواک) به طرز وحشیانه‌ای علیه مخالفان عمل کرد.

 

تاگس اشپیگل روز ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ در رابطه با سفر بچهٔ شاه به برلین نوشت: سیاستمداران حزب دموکرات‌مسیحی، سبزها و حزب چپ از رضا پهلوی فاصله گرفتند. فلور بادنبرگ گفت: پهلوی از نقض حقوق‌بشر توسط پدرش فاصله نگرفته و حزب چپ او را یک دموکرات معتبر" نمی‌داند.

بادنبرگ به تاگس اشپیگل گفت: «خانواده پهلوی نمایندهٔ یک سیستم استبدادی است که قبل از سال ۱۹۷۹ وجود داشته است. پدرش مخالفان سیاسی را مورد آزار و اذیت، شکنجه و قتل قرار داده بود. آزادی مطبوعات و قوه قضاییه مستقل وجود نداشت».

جانسو اوزدمیر، سخنگوی سیاست خارجی حزب چپ، دیدار برنامه‌ریزی شده پهلوی را «بسیار مشکل‌ساز» خواند. زیرا پهلوی خود را از میراث استبدادی دیکتاتوری شاه دور نمی‌کند و اخیراً با «اظهارات ضد کردی» توجه‌ها را به خود جلب کرده است.

لوئیز آمتسبرگ، کارشناس سیاست خارجی حزب سبز، گفت ایرانیان بارها گفته‌اند «که توسط هواداران پهلوی تهدید و آزار و اذیت می‌شوند».

مارتین پاتسلت، رئیس سابق کمیته حقوق‌بشر مجلس فدرال، در نامه‌یی سرگشاده به جولیا کلوکنر، رئیس مجلس فدرال، «نگرانی جدی» خود را از سفر پهلوی ابراز کرد. او گفت که فراهم کردن این بستر، خطر «مشروعیت بخشیدن به یک مدل سیاسی اقتدارگرا و تضعیف آرمانهای دموکراتیک واقعی مردم ایران» را به همراه دارد.

 

تاگس شاو نیز روز ۳ اردیبهشت نوشت: این سفری است که باعث ایجاد دوقطبی می‌شود. پسر شاه در برلین است اما دولت آلمان نمی‌خواهد با او ملاقات کند. بر اساس اظهارات استفان کورنلیوس، سخنگوی دولت، هیچ‌گونه ملاقاتی با مقامات دولتی در برنامه نیست. این سفر از چندین طرف مورد انتقاد قرار گرفته است. چندین سیاستمدار از حزب دموکرات‌مسیحی، سوسیال مسیحی، حزب چپ و حزب سبزها از پسر شاه فاصله گرفتند و خاطرنشان کردند، خانوادهٔ پهلوی نماینده یک سیستم اقتدارگرا متعلق به قبل از سال ۱۹۷۹ است. پدرش مخالفان سیاسی را مورد آزار و اذیت، شکنجه و قتل قرار می‌داد و آزادی مطبوعات و قوه قضاییه مستقل وجود نداشت.

 

دی ولت نیز در روز ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ نوشت: پسر شاه صبح پنجشنبه کنفرانس مطبوعاتی داشت، اما هیچ ملاقاتی با مقامات دولت آلمان برای او برنامه‌ریزی نشده است. پهلوی بعد از کنفرانس مطبوعاتی در خیابان با سس گوجه فرنگی مورد حمله قرار گرفت.

پهلوی به‌دلیل حمایتش از جنگ که بر جمعیت غیرنظامی تأثیر گذاشت، با انتقاد بخش‌هایی از جامعه ایران روبه‌رو شد. پدرش با مشت آهنین بر کشور حکومت می‌کرد، مخالفان سرکوب می‌شدند، منتقدان زندانی می‌شدند و یک سرویس مخفی بدنام به طرز وحشیانه‌ای علیه مخالفان عمل می‌کرد.

 

جوامع کرد ایرانی در آلمان نیز در روز ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ در حساب ایکس خود نوشتند: پسر آخرین شاه ایران برای مذاکره در برلین است. سلطنت پدرش نماد موارد زیر است:

- سرکوب - آزار و اذیت سیاسی - فقدان مشروعیت دموکراتیک.

این نماد گذشته امروز نیز هم‌چنان تأثیر خود را دارد، به‌ویژه برای کردها. این سفر سؤالات سیاسی را مطرح می‌کند. ما صریحاً از این واقعیت که هیچ دیدار رسمی با دولت آلمان برنامه‌ریزی نشده، استقبال می‌کنیم. این یک سیگنال سیاسی مهم است، زیرا پهلوی کاندیدای مورد اجماع اپوزیسیون نیست. نتیجه این دیدار نباید به مشروعیت یا تأیید سلطنت منجر شود. همبستگی دولت آلمان باید منحصراً شامل مردمی در ایران باشد که برای آزادی، حقوق‌بشر و حق تعیین سرنوشت مبارزه می‌کنند.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

دورانی جدید و رهبری جدید در ایران- چه کسانی ایران را رهبری میکنند - مجتبی خامنه ای درچه وضعیتی است ، آیا میتواند سکان رهبری را هدایت کند



دورانی جدید و رهبری جدید در ایران- چه کسانی ایران را رهبری میکنند  - مجتبی خامنه ای درچه وضعیتی است  ، آیا میتواند سکان رهبری را هدایت کند 

ژنرال‌هایی که ایران را اداره می‌کنند

وقتی علی خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه بر ایران حکومت می‌کرد، قدرت مطلق را بر تمام تصمیمات مربوط به جنگ، صلح و مذاکره با ایالات متحده اعمال می‌کرد. پسر و جانشین او چنین نقشی را ایفا نمی‌کند.

آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، پسر، چهره‌ای گریزان است که از زمان انتصابش در ماه مارس دیده نشده و صدایش شنیده نشده است. در عوض، جمعی از فرماندهان کارآزموده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و افراد همسو با آنها، تصمیم‌گیرندگان کلیدی در امور امنیتی، جنگی و دیپلماسی هستند.

عبدالرضا داوری، سیاستمداری که در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد به عنوان مشاور ارشد او خدمت می‌کرد و خامنه‌ای را می‌شناسد، گفت: «مجتبی کشور را طوری مدیریت می‌کند که انگار مدیر هیئت مدیره است.»

داوری در مصاحبه تلفنی از تهران گفت: ”او به شدت به توصیه‌ها و راهنمایی‌های اعضای هیئت مدیره متکی است و آنها به طور جمعی تمام تصمیمات را می‌گیرند. ژنرال‌ها اعضای هیئت مدیره هستند.“

این روایت از ساختار جدید قدرت در ایران بر اساس مصاحبه با شش مقام ارشد ایرانی، دو مقام سابق، دو عضو سپاه پاسداران، یک روحانی ارشد آشنا با سازوکار درونی نظام و سه نفر که مجتبی خامنه‌ای را به خوبی می‌شناسند، تهیه شده است. 9 نفر دیگر که با سپاه و دولت ارتباط دارند نیز ساختار فرماندهی را توصیف کرده‌اند.

خامنه‌ای که توسط شورایی از روحانیون ارشد به عنوان رهبر جدید انتخاب شده است، از زمان بمباران مجتمع پدرش توسط نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در 28 فوریه، جایی که او نیز به همراه خانواده‌اش زندگی می‌کرد، در خفا به سر می‌برد. پدر، همسر و پسرش همگی کشته شدند. دسترسی به او اکنون بسیار دشوار و محدود است. او عمدتاً توسط تیمی از پزشکان و کادر پزشکی احاطه شده است که در حال درمان جراحات وارده به او در حملات هوایی هستند.

فرماندهان ارشد سپاه و مقامات ارشد دولتی از ترس اینکه اسرائیل آنها را به او ردیابی و او را بکشد، به ملاقات او نمی‌روند. رئیس جمهور مسعود پزشکیان، که او نیز جراح قلب است، و وزیر بهداشت هر دو در مراقبت از او مشارکت داشته‌اند. اگرچه آقای خامنه‌ای به شدت زخمی شده است، اما به گفته چهار مقام ارشد ایرانی که از وضعیت سلامتی او آگاه هستند، از نظر ذهنی تیزبین و فعال است. یک پایش سه بار جراحی شده و منتظر پروتز است. یک دستش جراحی شده و به آرامی در حال بازیابی عملکرد خود است. مقامات گفتند صورت و لب‌هایش به شدت سوخته و صحبت کردن را برایش دشوار کرده است و افزودند که در نهایت به جراحی پلاستیک نیاز خواهد داشت.

مقامات گفتند خامنه‌ای پیام ویدیویی یا صوتی ضبط نکرده است، زیرا نمی‌خواهد در اولین سخنرانی عمومی خود آسیب‌پذیر یا ضعیف به نظر برسد. او چندین بیانیه کتبی صادر کرده است که به صورت آنلاین منتشر و در تلویزیون دولتی خوانده شده‌اند.

پیام‌ها به او دست‌نویس هستند، در پاکت‌ها مهر و موم می‌شوند و از طریق یک زنجیره انسانی از یک پیک مورد اعتماد به پیک بعدی منتقل می‌شوند، که در بزرگراه‌ها و جاده‌های فرعی، با ماشین و موتورسیکلت سفر می‌کنند تا به مخفیگاه او برسند. راهنمایی‌های او در مورد مسائل به همین ترتیب منتقل می‌شود.

ترکیبی از نگرانی برای امنیتش، جراحاتش و چالش محض دسترسی به او، منجر به این شده است که خامنه‌ای، حداقل فعلاً، تصمیم‌گیری را به ژنرال‌ها واگذار کند. جناح‌های اصلاح‌طلب و همچنین تندروهای افراطی، هنوز در بحث‌های سیاسی دخیل هستند. اما تحلیلگران می‌گویند که روابط نزدیک خامنه‌ای با ژنرال‌ها، که با آنها بزرگ شده، زمانی که در نوجوانی داوطلبانه برای جنگیدن در جنگ ایران و عراق شرکت کرد، ژنرال‌ها را به نیروی غالب تبدیل کرده است.

پرزیدنت ترامپ گفته است که جنگ، همراه با کشته شدن لایه‌هایی از رهبران و نهادهای امنیتی ایران، منجر به «تغییر رژیم» شده است و رهبران جدید «بسیار منطقی‌تر» هستند. در واقع، جمهوری اسلامی سرنگون نشده است. قدرت اکنون در دست یک ارتش تندرو و ریشه‌دار است و نفوذ گسترده روحانیون رو به کاهش است...

محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و سرتیپ سابق سپاه و مذاکره‌کننده ارشد با ایالات متحده در پاکستان، روز شنبه در یک سخنرانی تلویزیونی گفت که پیشنهاد ایالات متحده برای توافق هسته‌ای و طرح صلح و پاسخ ایران با آقای خامنه‌ای در میان گذاشته شده و نظرات او هنگام تصمیم‌گیری‌ها در نظر گرفته شده است...

سپاه پاسداران اهرم‌های قدرت متعددی دارد. فرمانده کل قوا سرتیپ احمد وحیدی است. سرلشکر محمد باقر ذوالقدر، رئیس تازه منصوب شده شورای عالی امنیت ملی، فرمانده سابق تندرو سپاه است. سرلشکر یحیی رحیم صفوی، یک فرمانده، به عنوان مشاور ارشد نظامی دو ولی فقیه پدر و پسر خدمت کرده است.

علی واعظ، مدیر ایران در گروه بحران بین‌المللی که ارتباطات گسترده‌ای در ایران دارد، می‌گوید ”مجتبی مطیع سپاه پاسداران است زیرا جایگاه خود را مدیون آنها و بقای نظام را مدیون آنهاست.“

مقامات مصاحبه شده می‌گویند که ژنرال‌ها جنگ با ایالات متحده و اسرائیل را تهدیدی برای بقای رژیم می‌دانند و پس از پنج هفته نبرد شدید، مطمئن هستند که این تهدید را مهار کرده‌اند. در هر مقطعی، آنها رهبری تصمیم‌گیری در مورد استراتژی و استفاده از منابع را به دست گرفته‌اند.

آنها با بستن تنگه هرمز اقتصاد جهانی را واژگون کرده‌اند و از هرگونه دستاورد در جنگ به عنوان اهرمی برای غلبه بر رقبای سیاسی در داخل استفاده کرده‌اند. به گفته مقامات آگاه، رئیس جمهور و کابینه‌اش به حاشیه رانده شده‌اند و به آنها گفته شده که فقط بر امور داخلی، مانند تأمین جریان مداوم غذا و سوخت، تمرکز کنند و از عملکرد صحیح کشور اطمینان حاصل کنند.

به گفته مقامات، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در مذاکراتی که قبل از جنگ با ایالات متحده رهبری می‌کرد، حالا به حاشیه رانده شده است. قالیباف، رئیس مجلس، رهبری مذاکرات را بجای او به دست گرفته است.

آنها گفتند که ولی فقیه جدید نیز از آنها پیروی کرده و به ندرت یا هرگز به ژنرال‌ها اعتراض نکرده است.

این سپاه پاسداران بود که استراتژی حملات ایران به اسرائیل و کشورهای خلیج فارس، همراه با بستن تنگه به روی ترافیک دریایی را تدوین کرد. آنها کسانی بودند که با آتش‌بس موقت با ایالات متحده موافقت کردند و دیپلماسی پشت پرده و مذاکرات مستقیم با ایالات متحده را تأیید کردند. آنها قالیباف را از میان خود برای رهبری مذاکرات با معاون رئیس جمهور جی دی ونس در اسلام آباد انتخاب کردند.

برای اولین بار، چندین ژنرال نظامی سپاه بخشی از هیئت ایرانی مذاکره کننده با ایالات متحده بودند.

مقامات ایرانی و سه نفر دیگر که مجتبی خامنه‌ای را می‌شناسند، در مصاحبه‌هایی از تهران گفتند که واگذاری تصمیمات توسط او به سپاه تا حدودی به این دلیل است که او در نقش رهبری تازه‌کار است. او فاقد جایگاه سیاسی و نفوذ مذهبی است که پدرش را به چنین نیرویی منحصر به فرد تبدیل کرده بود. و تا بخشی از علت هم به دلیل پیوندهای عمیق شخصی او با سپاه است...

در میان دوستان نزدیک خامنه‌ای از گردان حبیب [گردانی که مجتبی خامنه‌ای در جنگ ایران-عراق در آن بود-م]، آخوند حسین طائب، رئیس سابق اطلاعات سپاه و سرلشکر محسن رضایی، که در دهه ۱۹۸۰ فرماندهی او را بر عهده داشت و از بازنشستگی فراخوانده شده است، وجود دارند. قالیباف نیز دوست قدیمی اوست.

سال‌ها، خامنه‌ای، طائب و قالیباف هفته‌ای یک بار برای ناهارهای کاری طولانی در مجتمع آیت‌الله ملاقات می‌کردند. آنها به عنوان "مثلث قدرت" شناخته شدند. این سه نفر توسط یک روحانی میانه‌روتر، یعنی مهدی کروبی، به مداخله در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ که وی در آن نامزد بود و دستکاری نتایج به نفع رئیس جمهور وقت، آقای احمدی‌نژاد، متهم شدند. کروبی شکست خورد و این آشفتگی انتخاباتی منجر به ماه‌ها آشوب، اعتراض و خشونت گردید...

ژنرال‌ها تنها صداهای پشت میز مذاکره نیستند. سیاست ایران هرگز یکپارچه نبوده و سیستم به گونه‌ای طراحی شده است که ساختارهای قدرت موازی داشته باشد. اختلاف نظرها و تفرقه‌ها همیشه در میان چهره‌های سیاسی و فرماندهان نظامی ایران رایج و در بسیاری از موارد، علنی بوده است. پزشکیان و عراقچی نیز در شورای امنیت ملی هستند.

اما تحت رهبری جمعی فعلی، این ژنرال‌ها هستند که پیروز می‌شوند و در حال حاضر هیچ نشانه‌ای از اختلاف بین آنها وجود ندارد.

روز سه‌شنبه، هنگامی که تیم‌های مذاکره‌کننده ایران و آمریکا برای پرواز به اسلام‌آباد برای دیدار برای دور دوم مذاکرات آماده می‌شدند، ژنرال‌ها مذاکرات را متوقف کردند...

به گفته مقامات و دو عضو سپاه که در جریان جلسه قرار گرفتند، فرمانده کل قوا، سردار وحیدی، و چند ژنرال دیگر استدلال کردند که مذاکرات بی‌فایده است، زیرا محاصره بنادر ایران نشان داد که ترامپ علاقه‌ای به مذاکره ندارد و می‌خواهد ایران را برای تسلیم شدن تحت فشار قرار دهد.

مقامات گفتند که پزشکیان و عراقچی نظر مخالف داشتند. پزشکیان در مورد خسارات اقتصادی وخیم ناشی از جنگ، که توسط دولت حدود ۳۰۰ میلیارد دلار تخمین زده شده، و لزوم لغو تحریم‌ها برای بازسازی، هشدار داد. همچنین اختلافاتی در مورد میزان فشار ایران در بستن تنگه بروز کرد.

ژنرال‌ها پیروز شدند و مذاکرات از هم پاشید.

ترامپ آتش‌بس را تمدید کرد، اما محاصره را تا زمانی که به گفته او، «رهبران شقه» ایران پیشنهاد صلح خود را ارائه دهند، ادامه می‌دهد. مشخص نیست که در ادامه چه اتفاقی می‌افتد. همچنین مشخص نیست که آیا سپاه پاسداران به ایالات متحده در مورد برنامه هسته‌ای ایران برای تحقق توافق صلح، امتیاز کافی خواهد داد یا خیر.

یک جناح حاشیه‌ای تندرو در ایران، اگرچه که غالب نیست، با هرگونه امتیازی مخالفت کرده و معتقد است که اگر ایران به جنگ ادامه دهد، اسرائیل و ایالات متحده را شکست خواهد داد...

این افراد آتش‌افروز، حامیان سعید جلیلی، نامزد ریاست جمهوری فوق تندرو هستند که از تصمیم‌گیری‌ها کنار گذاشته شده است، اما هنوز نفوذی از جمله بر تلویزیون دولتی که برادرش آن را اداره می‌کند، دارد. برخی خواستار آن شدند که مجتبی خامنه‌ای یک پیام ویدیویی یا صوتی ارسال کند تا به مردم تأیید کند که با مذاکرات با واشنگتن موافق است.

قالیباف شنبه شب به وقت محلی در تلویزیون دولتی خطاب به ملت سخنرانی کرد و به ایرانیان اطمینان داد که خامنه‌ای درگیر این مذاکرات هست. او با لحنی جسورانه اما عملگرایانه گفت که ایران دستاوردهای نظامی، از جمله سرنگونی یک جت جنگنده آمریکایی، را به دست آورده است، اما اکنون زمان آن رسیده که از این دستاوردها در مذاکرات دیپلماتیک استفاده شود.

قالیباف گفت: ”گاهی اوقات، می‌بینم که مردم ما می‌گویند ما آنها را نابود کردیم. نه، ما آنها را نابود نکردیم؛ شما باید این را بفهمید. دستاوردهای نظامی ما به این معنی نیست که ما از ایالات متحده قدرتمندتر هستیم.“

نیویورک تایمز



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

تاونهال - استروان استیونسون- جنگ سایه در خیابان‌های ما: تروریسم ایرانی از خلیج فارس تا بریتانیا می‌رسد



           تاونهال - استروان استیونسون-  جنگ سایه در خیابان‌های ما: تروریسم ایرانی از خلیج فارس تا بریتانیا می‌رسد

یک رشته‌ تاریک از بیابان‌های امارات متحده عربی تا خیابان‌های لندن امتداد دارد. این رشته‌ای است که توسط رژیم آخوندی در ایران بافته شده، با ایدئولوژی حفظ وحمایت می‌شود، از طریق کانال‌های مخفی تأمین مالی می‌شود و توسط عوامل نیابتی که مایل به معامله وجدان با پول هستند، اجرا می‌شود. دستگیری‌های اخیر در هر دو منطقه، کمپینی را آشکار می‌کند که بسیار فراتر از درگیری‌های متعارف است، این پدیده خود را در زندگی غیرنظامیان جای داده و بافت جوامع باز را هدف قرار می‌دهد.

مقامات امارات متحده عربی شبکه‌ای را که گفته می‌شود با دکترین ولایت فقیه (ولایت فقیه اسلامی) مرتبط است، متلاشی کرده‌اند. بر اساس اظهارات مقامات، این گروه به دنبال جذب نیرو، شستشوی مغزی و بی‌ثبات کردن از درون بود. بودجه به بیرون سرازیر شد. وفاداری به سمت داخل، به سمت تهران، بود. هدف واضح به نظر می‌رسید - تضعیف انسجام اجتماعی و ایجاد نفوذ در زیر رادار.

به طور همزمان، در بریتانیا، گزارش‌های نگران‌کننده‌ای از نوجوانانی منتشر شده است که برای انجام حملات آتش‌زدن کنیسه‌ها و املاک یهودیان استخدام و پول دریافت کرده‌اند. این اقدامات به قلب امنیت جامعه و آزادی مذهبی ضربه می‌زند.

ارزیابی‌های اطلاعاتی سازمان امنیت داخلی بریتانیا ام آی فایو (MI5)‌ بارها توطئه‌های خنثی‌شده مرتبط با عوامل ایرانی یا عوامل نیابتی آنها را برجسته کرده است. هر حمله خنثی‌شده نشان‌دهنده یک موفقیت خاموش است. هر تلاشی، نیتی را نشان می‌دهد که هر روز جسورانه‌تر می‌شود.

این الگو، رژیمی را نشان می‌دهد که در جنگ نامتقارن رشد می‌کند. سپاه پاسداران (IRGC)، به‌ویژه نیروی قدس آن، مدت‌هاست که در اعمال قدرت از طریق ابزارهای قابل انکار تخصص دارد. رویارویی مستقیم با ایالات متحده یا اسرائیل خطراتی را به همراه دارد که تهران سعی در اجتناب از آنها دارد. در عوض، این کشور شبکه‌ها را پرورش می‌دهد، هواداران را بسیج می‌کند و از آسیب‌پذیری‌ها در جوامع باز سوءاستفاده می‌کند.

درگیری اخیر بین واشنگتن، اورشلیم و تهران این رفتار را تشدید کرده است. تلافی‌جویی به ندرت از یک خط مستقیم پیروی می‌کند. این امر در مکان‌های غیرمنتظره‌ای مانند فرودگاه‌های خلیج فارس، مراکز فرهنگی در اروپا، عبادتگاه‌ها در محله‌های آرام ظاهر می‌شود. اهداف فراتر از دارایی‌های نظامی به نمادهای هویت و اتحاد گسترش می‌یابند.

بریتانیا با یک چالش خاص روبرو است. باز بودن، تنوع و حاکمیت قانون آن، نقاط قوتی ایجاد می‌کند که تحسین جهانی را به خود جلب می‌کند. همین ویژگی‌ها فرصت‌هایی را برای بازیگران متخاصم فراهم می‌کنند. جوانان، به ویژه کسانی که احساس می‌کنند به حاشیه رانده شده‌اند یا سرخورده شده‌اند، به نیروهای بالقوه تبدیل می‌شوند. انگیزه‌های مالی، پیام‌رسانی ایدئولوژیک و کمپین‌های نفوذ آنلاین با هم ترکیب می‌شوند تا ترکیبی قدرتمند ایجاد کنند.

استفاده از نوجوانان در حملات ادعایی آتش‌سوزی، نشان‌دهنده یک تکامل تکان‌دهنده است. این نشان دهنده یک استراتژی است که به دنبال برون‌سپاری ریسک و در عین حال تقویت ترس است. یک فرد جوان با یک قوطی بنزین و یک بی عدالتی می‌تواند آسیبی فراتر از آسیب فیزیکی وارد کند. جوامع احساس می‌کنند در معرض خطر هستند. اعتماد از بین می‌رود. تفرقه افزایش می‌یابد.

چنین تاکتیک‌هایی، روش‌های به کار گرفته شده در سراسر خاورمیانه را منعکس می‌کنند. گروه‌های همسو با تهران، مانند حماس، حزب‌الله، حوثی‌ها و شبه‌نظامیان عراقی، ریل استخدام و شستشوی مغزی پیچیده‌ای را توسعه داده‌اند. این ساختارها به راحتی با محیط‌های جدید، به ویژه در عصری که ارتباطات دیجیتال از مرزها فراتر می‌رود، سازگار می‌شوند.

دستگیری‌ها در امارات متحده عربی، بُعد دیگری را برجسته می‌کند. کشورهای خلیج فارس، که اغلب به عنوان لنگرگاه‌های پایدار در منطقه‌ای آشفته دیده می‌شوند، با فشار مداوم روبرو هستند. زیرساخت‌ها، مراکز گردشگری و تأسیسات انرژی، همگی به عنوان اهداف بالقوه مطرح شده‌اند. به نظر می‌رسد پیام تهران برای نشان دادن دسترسی و انعطاف‌پذیری طراحی شده است. هیچ گوشه‌ای از منطقه از دسترس آن دور نیست.

برای بریتانیا، درس عبرتی آشکار است. فاصله جغرافیایی، محافظت کمی در برابر رژیمی که از طریق شبکه‌ها به جای ارتش عمل می‌کند، ارائه می‌دهد. هوشیاری باید فراتر از چارچوب‌های سنتی مبارزه با تروریسم باشد. این امر مستلزم یک رویکرد جامع است که اطلاعات، مشارکت جامعه و ابزارهای قانونی قوی را در بر می‌گیرد.

سرویس‌های امنیتی در بریتانیا اثربخشی قابل توجهی در خنثی کردن توطئه‌ها نشان داده‌اند. کار آنها شایسته تقدیر و حمایت پایدار است. با این حال، پیشگیری به تنهایی نمی‌تواند به محرک‌های اساسی بپردازد. تلاش‌ها همچنین باید بر تاب‌آوری و تقویت جوامع در برابر تفرقه متمرکز شوند و تضمین کنند که افراد آسیب‌پذیر مسیرهایی برای دوری از رادیکالیسم پیدا می‌کنند.

وضوح سیاسی نقش حیاتی ایفا می‌کند. فعالیت‌های سپاه پاسداران و وابستگان آن مستلزم محکومیت صریح است. مماشات، خطر جسارت بیشتر به تجاوز را به همراه دارد. قاطعیت، همراه با هماهنگی بین‌المللی، مسیر معتبرتری را ارائه می‌دهد. قدرت‌های غربی باید سفارتخانه‌های ایران را ببندند و دیپلمات‌های آنها را اخراج کنند. این سفارتخانه‌ها مراکزی برای توطئه برای اقدامات تروریستی هستند.

همچنین یک بُعد اخلاقی وجود دارد. حمله به کنیسه‌ها و املاک یهودیان، تاریخ دردناکی را تداعی می‌کند که اروپا به خوبی با آن آشناست. اجازه دادن به چنین حوادثی برای تکثیر، نشان‌دهنده یک شکست عمیق خواهد بود. حفاظت از آزادی مذهبی و امنیت جامعه، وظیفه اساسی هر جامعه دموکراتیک است.

جنگ سایه‌ای که توسط ایران آغاز شده است، به فضای مجازی نیز گسترش می‌یابد. کمپین‌های اطلاعات نادرست، استخدام آنلاین و نظارت دیجیتال، بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر را تشکیل می‌دهند. مقابله با این تهدیدها مستلزم سرمایه‌گذاری در قابلیت‌های فناوری در کنار روش‌های اطلاعاتی سنتی است. همگرایی رویدادها در امارات متحده عربی و بریتانیا، یک استراتژی واحد و منسجم را نشان می‌دهد که از تهران سرچشمه می‌گیرد. این استراتژی به دنبال نفوذ، اختلال و انتقام است، در حالی که امکان انکار موجه را نیز حفظ می‌کند. این رویکرد در مناطق خاکستری بین جنگ و صلح رونق دارد.

بریتانیا بر سر دوراهی قرار دارد. رضایت از خود، تهاجم‌های بیشتری را به دنبال خواهد داشت. عزم راسخ، با پشتیبانی سیاست روشن و اتحادهای قوی، می‌تواند در برابر این تجاوز مقاومت کند. خطرات فراتر از نگرانی‌های امنیتی فوری است. آنها به یکپارچگی نهادهای دموکراتیک و انسجام خود جامعه اشاره دارند.

رهبری ایران ممکن است معتقد باشد که فاصله و قابلیت انکار، آن را از عواقب محافظت می‌کند. این محاسبه باید به چالش کشیده شود. یک واکنش متحد از سوی متحدان، همراه با هوشیاری تزلزل‌ناپذیر داخلی، می‌تواند این عملیات پنهانی را افشا و با آن مقابله کند. پیام دستگیری‌های اخیر غیرقابل انکار است. این تهدید واقعی، مداوم و در حال تحول است. مقابله با آن نیازمند عزمی برابر با چالش است.

با وجود شواهد فزاینده‌ای مبنی بر دامنه نفوذ بدخواهانه سپاه پاسداران، بریتانیا همچنان آشکارا مردد است، در حالی که متحدان کلیدی قاطعانه عمل کرده‌اند. ایالات متحده، کانادا، استرالیا و اخیراً اتحادیه اروپا همگی به طور رسمی کل سپاه پاسداران را به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کرده‌اند. با این حال، دولت بریتانیا همچنان پشت این استدلال پنهان می‌شود که ممنوعیت یک شاخه رسمی یک کشور مستقل، مشکلات حقوقی و دیپلماتیک را به همراه دارد.

در مواجهه با الگوی مداوم توطئه‌ها، خشونت نیابتی و خرابکاری در خاک بریتانیا، این موضع به طور فزاینده‌ای غیرقابل دفاع به نظر می‌رسد. وقتی یک نهاد دولتی به عنوان معمار و حامی تروریسم عمل می‌کند، تمایز بین دولت و شبکه تروریستی بی‌معنی می‌شود. عدم اقدام بریتانیا اکنون کمتر شبیه احتیاط و بیشتر شبیه بی‌خیالی خطرناک در مواجهه با یک تهدید فزاینده است.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

نیوز مکس:با افزایش فشار آمریکا، ایران در موقعیت ضعیف قرار دارد



نیوز مکس:با افزایش فشار آمریکا، ایران در موقعیت ضعیف قرار دارد

کیت سلف، نماینده جمهوری‌خواه تگزاس، روز پنجشنبه به نیوزمکس گفت ایران در «موقعیت بسیار ضعیف مذاکره‌ای» قرار دارد، هم‌زمان با آن‌که راهبرد آتش‌بس دونالد ترامپ و تداوم فشار نظامی با هدف وادارکردن تهران به بازگشت به میز مذاکره دنبال می‌شود.

سلف که عضو کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان است، در برنامه «نشنال ریپورت» گفت رویکرد دولت آمریکا بر بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌های ایران و در عین حال حفظ اهرم فشار از طریق کنترل آبراه‌های کلیدی استوار است.

او گفت: «راستش ایران در اینجا موقعیت بسیار ضعیفی دارد. آتش‌بس تمدیدشده‌ای که رئیس‌جمهور دنبال می‌کند برای آغاز دوباره مذاکرات است، اما در نهایت ایران ضعیف است و فکر می‌کنم بالاخره باید کار را تمام کنیم.»

اظهارات او در حالی بیان شد که ترامپ اخیراً با توقف بمباران‌ها در چارچوب تلاش برای آتش‌بس و بازگشایی تنگه هرمز موافقت کرده و هم‌زمان فشار دیپلماتیک و اقتصادی بر ایران را ادامه داده است.

این آتش‌بس که اوایل ماه جاری اعلام شد، گامی به‌سوی «صلح بلندمدت» توصیف شده، اما همچنان با تنش و تردید درباره پاسخ‌گویی ایران به مطالبات آمریکا همراه است.

سلف تأکید کرد استقرار نظامی آمریکا در منطقه موازنه قدرت را، به‌ویژه در تنگه هرمز، تغییر داده است.

او گفت: «اکنون کنترل تنگه دست ماست. تردیدی در این باره نداشته باشید. بازنده بزرگ این وضعیت چین است.»

تنگه هرمز بخش قابل‌توجهی از نفت جهان را منتقل می‌کند و از این نظر برای مناقشه و ثبات اقتصادی جهانی اهمیتی حیاتی دارد.

با وجود آتش‌بس، سلف اذعان کرد این رویکرد هنوز به نتیجه فوری نرسیده، به‌ویژه به‌دلیل ابهام در مورد توان هسته‌ای ایران.

او گفت: «ما هنوز اورانیوم ۶۰ درصدی ایران را داریم که نمی‌دانیم کجاست و به آن دست پیدا نکرده‌ایم. این یک مشکل است.»

سلف افزود که قدرت در داخل ایران ممکن است به‌سمت جناح‌های نظامی تندرو در حال انتقال باشد و این امر مذاکرات را پیچیده‌تر می‌کند.

او گفت: «الان تندروها و افراد مسلح تصمیم‌گیر اصلی هستند. فکر نمی‌کنم آیت‌الله‌ها در حال حاضر کنترل کامل داشته باشند؛ به‌نظر می‌رسد سپاه پاسداران فرماندهی اوضاع را در دست گرفته است.»

با این حال، او راهبرد دولت آمریکا را یک کارزار فشار حساب‌شده و بلندمدت برای واداشتن ایران به عقب‌نشینی در برنامه هسته‌ای‌اش توصیف کرد.

او گفت: «ما به‌آرامی در حال خفه‌کردن آن‌ها هستیم و کل ایده هم همین است.»

خواست اصلی آمریکا همچنان تحویل‌دادن اورانیوم غنی‌شده ایران است؛ موضوعی که ترامپ بارها آن را شرط جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای دانسته است.سلف گفت اگر بقای رژیم به خطر بیفتد، ایران در نهایت تسلیم خواهد شد.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

سایت الیوم - سوریه - ;کنفرانس د رپارلمان اروپا: مسئولیت اتحادیه اروپا درباره افزایش اعدامها ونقض حقوق بشر د رایران



 سایت الیوم - سوریه -  ;کنفرانس د رپارلمان اروپا: مسئولیت اتحادیه اروپا  درباره افزایش اعدامها ونقض حقوق بشر د رایران 

در پی تداوم نقض حقوق مردم ایران، به‌ویژه افزایش اعدام‌ها، پارلمان اروپا در جریان کنفرانسی که به بررسی این موضوع اختصاص داشت، خواستار اتخاذ موضعی صریح‌تر و قاطع‌تر در قبال وضعیت حقوق بشر در ایران شد؛ موضعی که در رأس آن، توقف فوری اعدام‌ها و آزادی تمامی زندانیان سیاسی قرار دارد.

این کنفرانس به ابتکار گروه «دوستان ایران آزاد» برگزار شد و شماری از نمایندگان پارلمان اروپا، مقامات پیشین و شخصیت‌های سیاسی در آن حضور داشتند. مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، نیز از جمله سخنرانان این نشست بود.

محور اصلی سخنان شرکت‌کنندگان، افزایش اعدام‌ها در ایران و مسئولیت اتحادیه اروپا در مواجهه با این مسئله، در شرایط تداوم تنش‌های منطقه‌ای و وخامت وضعیت حقوق بشر در داخل کشور بود.

مریم رجوی در سخنان خود تأکید کرد: «نبرد سرنوشت‌ساز در ایران امروز میان مردم و دیکتاتوری در جریان است» و افزود که افزایش اعدام‌ها نشان‌دهنده میزان نگرانی حاکمیت از گسترش نارضایتی عمومی است. وی با اشاره به اعدام ۱۶ زندانی سیاسی در یک ماه—از جمله هشت تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق و هشت نفر از شرکت‌کنندگان در اعتراضات اخیر—این روند را نشانه‌ای از تشدید سرکوب دانست.

رجوی از اتحادیه اروپا خواست که توقف اعدام‌ها را به‌عنوان شرطی اساسی در هرگونه رابطه یا توافق با ایران قرار دهد و تأکید کرد که «مقابله با بحران ایران صرفاً به محکومیت سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه مستلزم به‌رسمیت‌شناختن حق مردم ایران برای تغییر است.»

در ادامه، خاویر سارسالخوس، رئیس کمیته آزادی‌های مدنی پارلمان اروپا، اظهار داشت: «اعدام‌ها بیش از آن‌که نشانه قدرت حاکمیت باشد، بیانگر ناتوانی آن در مواجهه با جامعه‌ای است که خواستار تغییر است.»

در پایان این کنفرانس، شرکت‌کنندگان از اتحادیه اروپا و نهادهای آن خواستند سیاستی قاطع‌تر در قبال تهران اتخاذ کنند؛ سیاستی که بر پیوند هرگونه توسعه روابط با توقف فوری اعدام‌ها، آزادی زندانیان سیاسی و پاسخگو کردن عاملان نقض‌های جدی حقوق بشر استوار باشد.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

«دهه‌ٔ ۶۰»؛ کمین تاریخ، انسان و آزادی



«دهه‌ٔ ۶۰»؛ کمین تاریخ، انسان و آزادی

«دهه‌ی ۶۰» کمین تاریخ، انسان و آزادی برای به دادگاه حقیقت آوردن جنایت سازماندهی‌شده با اهرم‌های مذهب، سیاست و قدرت است.

«دهه‌ی ۶۰» کمین اختیار، انتخاب و حقوق‌بشر برای حسابرسیِ ملی از تمامیت‌خواهیِ مذهبی و انحصارطلبیِ سیاسی است.

«دهه‌ی ۶۰» تا روز آخر نظام ولایت فقیه، گریبان نسل به نسل آن را رها نخواهد کرد.

«دهه‌ی ۶۰» توفان همیشه وزانٍ دادخواهیِ ‌مردمی‌ست بر ساحت و پیکر حاکمیت آخوندی.

«دهه‌ی ۶۰» پرتوی‌ست از فراز جغرافیای ایران بر سلول به سلول تاریک شناسنامه‌ی صدارت و فقاهتی نگاشته با الفبای فاشیسم و توتالیتاریسم.

«دهه‌ی ۶۰» با قتل‌عام زندانیان سیاسی، آینه‌یی‌ست برابر عمر نظام ولایت فقیه. بدین سبب است که کلیت نظام و تک‌تک عناصر و کارگزار آن هرگز از کمین دهه‌ی ۶۰ گریز نداشته‌اند و نخواهند داشت.

«دهه‌ی ۶۰» ناقوس کابوسی‌ست سایه‌به‌سایه‌ی خاطرات کارگزاران زیسته در  کسب و کار با مرگ. چند دهه هم که از آن سال‌ها گذشته باشد، کارگزاران نظام با ناقوس آن کابوس، خاطرات‌شان را لب‌خوانی می‌کنند.

«تردیدی نیست كه رخدادهای دهه ۶۰ باید در ظرف زمانی خود تفسیر شود. برای داوری، دهه ۶۰ از دو جهت باید مورد توجه باشد؛ یكی در مورد حركت كلی دهه ۶۰ و دیگری مثلاً حركت و تصمیمات و موضع‌گیری‌های شخصی افرادی مثل آقای موسوی تبریزی. موسوی تبریزی در همان دهه ۶۰ منتقد جدی لاجوردی بود. آقای موسوی معتقد بود برخی از این اقدامات غیراسلامی بود.»[۱]


پرتوهای افشاگر و روشنگر «دهه‌ی ۶۰» آن‌چنان بر دهه‌های بعد از خود تابیده و گسترده‌اند که پوست‌اندازی حتی به‌شیوه‌ی مار هم نمی‌تواند ماهیت جنایت و ساعیِ جانی را از دایره‌ی این پرتو روشنگر بیرون ببرد. آخوند ایازی یادآوری می‌کند که اگرچه موسوی تبریزی لباس اصلاحاتی به تن کرد،‌ ولی حتی در خود نظام هم او را با کارنامه‌ی سراسرجنایت دهه‌ی ۶۰ وی می‌شناسند:

«موسوی تبریزی اگرچه در سال‌های اخیر به‌عنوان چهره‌ای حزبی و سیاسی در جریان اصلاح‌طلب شناخته می‌شد، اما همواره نام سیاسی او زیر سایه مسوولیتی كه در سال‌های ابتدایی انقلاب داشت، قرار گرفته بود. او در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۲ دادستان انقلاب اسلامی بود.»


در یک ساختار تمامیت‌خواه و سلطنت مطلق ــ چه شیخی، چه شاهی ــ هرگز جایی برای حقوق، قضا، عدالت، قانون، اخلاق، وجدان و انسانیت نیست؛ که هرچه هست، پلشتیِ اندیشه‌ی خودپرستیِ فرعون‌صفتانه‌ی آغشته به استثمار اقتصادی و زن‌ستیزیِ ضدبشری است. تصویر و توصیف سردر و لوح دیوار اتاق محاکم نظام ملایان در دهه‌ی ۶۰ و پس از آن، جز این نبوده است. منتها تاریخ، همیشه به ۲عامل موازی نیاز دارد تا کنه حقایق را از زیر پرده‌های خاطرات و اسناد و گواهی‌ها آشکار نماید: عامل زمان، عامل تداوم مبارزه و پایداری در برابر خودکامگی. پاشنه‌آشیل همه‌ی دیکتاتورها همین ۲عامل است که هرگز نمی‌توانند جنایت، دروغ، سانسور، دجالیت و تبه‌کاری را پنهان از مردم نگاه دارند.

اکنون با استمرار دهه‌ها مستی‌ از کسب و کار با مرگ، آمران و فاعلان و ساعیان میدان‌دار آن، اندکی پرده‌برداری می‌کنند:  

«بخشی از تندروی‌هایی كه در آن دوره رخ داده توسط آقای لاجوردی بود. یا مثلاً احكامی كه آقای محمدی‌ گیلانی صادر می‌كرد یا برخی از دادستان‌های جوان در تهران صادر می‌كردند.»[۲]  

آری، استمرار کمین تاریخ، انسان و آزادی از«دهه‌ی ۶۰» تا دهه‌های بعد، زمینه‌ساز قیام پشت قیام و پیوند نسل به نسل ایرانیان تاکنون شده است؛ از حافظه به اعتراض و از اعتراض به قیام. این کمین با تکیه بر تاریخ بیداری، انسان اجتماعی و فلسفه‌ی آزادی، در کار رقم زدن سرنوشت نیکوی ایران‌زمین با زدودن مرز پرگهرش از پلیدی‌های فاشیسم موروثی شیخی و شاهی است.

 

پی‌نوشت:

[۱] محمدعلی ایازی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه، سایت نواندیش، ۲۸فروردین ۱۴۰۵، به‌نقل از روزنامه اعتماد.

[۲] همان. 



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

هشدار کایا کالاس: خطر دستیابی به توافقی ضعیف‌تر از برجام در مذاکرات ایران و آمریکا



            هشدار کایا کالاس: خطر دستیابی به توافقی ضعیف‌تر از برجام در مذاکرات ایران و آمریکا

کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا امروز جمعه ۴ اردیبهشت در قبرس گفت: مذاکرات صلح بین آمریکا و ایران در معرض خطر دستیابی به توافقی «ضعیف‌تر» از توافقی است که یک دهه پیش در دوران دولت اوباما منعقد شد.

او گفت: «اگر مذاکرات فقط درباره مسأله هسته‌یی باشد و هیچ متخصص هسته‌یی دور میز نباشد، در نهایت به توافقی ضعیف‌تر از برجام خواهیم رسید.

کالاس افزود اگر مذاکره‌کنندگان «برنامه‌های موشکی ایران، حمایت آنها از گروه‌های نیابتی و هم‌چنین فعالیت‌های سایبری در اروپا» را مطرح نکنند، این احتمال وجود دارد که «در نهایت با ایرانی خطرناک‌تر» مواجه شویم.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7