۱۴۰۵ مرداد ۳۱, شنبه

واکنش خبرگزاری نیروی تروریستی قدس به اخراج دیپلماتهای رژیم از فرانسه + سخنگوی مجاهدین


                واکنش خبرگزاری نیروی تروریستی قدس به اخراج دیپلماتهای رژیم از فرانسه + سخنگوی مجاهدین


خبرگزاری نیروی تروریستی قدس: اقدام فرانسه در اخراج دیپلماتهای ایرانی نشان داد پاریس هم‌چنان بر سیاست مداخله علیه ایران اصرار دارد

میزبانی چند دهه‌ای از مجاهدین تا حمایت از صدام در جنگ و ایستادن در کنار دشمنان کارنامه فرانسه را مملو از اقدامات ضدایرانی کرده است

خبرگزاری نیروی تروریستی قدس روز ۲۸ مرداد زیر عنوان «پاریس؛ از پناه دادن به تروریستها تا مداخله در امور ایران» نوشت:

پاریس؛ اقدام فرانسه در اخراج دیپلماتهای ایرانی، بار دیگر نشان داد پاریس هم‌چنان بر سیاست خصمانه، فشار و مداخله علیه ایران اصرار دارد؛ سیاستی که ریشه در دهه‌ها دشمنی دارد. از حمایت از گروه‌های تروریستی و میزبانی چند دهه‌ای از مجاهدین تا حمایت از صدام در جنگ و ایستادن در کنار دشمنان، کارنامه فرانسه را مملو از اقدامات ضدایرانی کرده است. اکنون هم نقش دیپلمات‌های فرانسوی در پرونده‌یی مرتبط با نفوذ و مداخله خارجی و تلاش برای بسترسازی علیه استقلال کشور، شناسایی شده است.

با چنین کارنامه‌ای، ژست دلسوزی وزیر خارجه فرانسه برای مردم ایران در پیام اخیرش، چیزی جز تلاش برای فریب افکار عمومی نیست. نمی‌توان هم میزبان دشمنان ایران بود و هم مدعی دلسوزی شد.
پاریس باید بداند ادامه این روند خصمانه بی‌پاسخ نخواهد ماند؛ ایران در برابر مداخله، حمایت از دشمنان و اقدامات خصمانه فرانسه دست بسته نخواهد بود و هر اقدام جدید، با پاسخی متناسب و قاطع مواجه خواهد شد.

ابراهیم عزیزی رئیس کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع نیز در واکنش به اظهارات وزیر خارجه فرانسه و اخراج دو تن از دیپلمات تروریستهای رژیم از فرانسه در حساب ایکس خود نوشت: ایران هرگز خیانت‌های همیشگی فرانسه در موضوعاتی مانند خونهای آلوده، اینس‌تکس و اسنپ‌بک را فراموش نمی‌کند. ادامه این روند و اقدامات ضدایرانی فقط باعث سخت‌تر شدن شرایط برایش خواهد شد.

سخنگوی مجاهدین:

تا آنجا که به میزبانی از مجاهدین برمی‌گردد

در دولت شیراک در سال ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵

با آوردن باند تبهکار توسط اطلاعات فرانسه در برابر اقامتگاه

تبعید مجاهدین به گابن در سال ۱۳۶۶

حمله به ۱۳ مقر مجاهدین با ۱۳۰۰ پلیس و قایق و هلیکوپتر

در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ (۲۷ خرداد ۱۳۸۲) با خودسوزیهای متعاقب آن

و لغو تظاهرات ۳۰ خرداد ساعاتی قبل از برگزاری در ۱۴۰۵

مجاهدین برخلاف کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو در مورد حقوق پناهندگی

با میزبانی‌های بسیار آخوندپسند مواجه بوده‌اند

اما تجربه چند ده ساله نشان داده است که ضعف و کوتاه‌آمدن در برابر فاشیسم دینی

فقط اشتهای گرگ را بیشتر و آن را درنده‌تر می‌کند

دوران جویدن استخوانهای صدام توسط رژیم و هم‌ریشان

برای زدن زیرآب مقاومت یک خلق اسیر نیز لو رفته و سپری شده است



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



اسدالله لاجوردی؛ هیولای خمینی صفت که دوباره باید اورا شناخت!



اسدالله لاجوردی؛ هیولای خمینی صفت  که دوباره باید اورا  شناخت!

اسدالله لاجوردی؛ چهره واقعی حکومت ولایت فقیه

اول شهریور ۱۳۷۷صدای رگبار مسلسلی سکوت مرگبار حجره‌‌های بازار تهران را در هم شکست. اسدالله لاجوردی کشته شد. کسی که لوله مسلسلش را به سمت لاجوردی نشانه گرفته بود، علی اکبر اکبری جوان ۲۰ ساله  اهل ایلام بود که سه روز بعد زیر شکنجه جان باخت.

اسدالله لاجوردی برای ایرانیان نسل دهه ۶۰ و ۷۰ چهره شناخته شده‌ای است. شاید نسل جدید ایران بخصوص دهه هشتادی‌ها و دهه نودی‌ها با این چهره آشنا نباشند. لاجوردی در مقام دادستان تهران و رئیس سازمان زندان‌ها بعنوان یکی از بی‌رحم‌ترین و خشن‌ترین چهره‌های سرکوب حکومت ایران در دهه۶۰ خود را نشان داد. او درجنایتکاری پدر همه جنایتکاران کنونی حاکم بر ایران بود.

اسدالله لاجوردی پسر یک هیزم فروش در جنوب تهران در سال ۱۳۱۴ به دنیا آمد. سال دوم دبیرستان ترک تحصیل کرد و در کنار پدرش به کار مشغول شد.

لاجوردی و مالیخولیای انسان کشی

به دلیل بافت فرهنگی که لاجوردی در آن بزرگ شد به زودی جذب گروه‌های مذهبی مثل فدائیان اسلام شد. به همین دلیل دو بار در زمان شاه به زندان افتاد. یک بار ۱۸ ماه و بار دیگر ۳ سال در زندان ماند. در زندان با همان افکار ماورای راست خود مرز بندی‌اش را روی مذهبی و غیرمذهبی گذاشت و برای همین هم مارکسیست‌ها و چپ‌ها را نجس می‌دانست و حاضر به همسفره شدن و معاشرت با مبارزان چپ نبود.

لاجوردی درسال ۵۶ از زندان آزاد شد. پس از به قدرت رسیدن خمینی به سرعت مدارج ترقی را طی کرد. دادستان تهران و رئیس سازمان زندان‌های ایران شد. او در دهه ۶۰ فرماندهی پاسداران مستقر در اوین را به عهده داشت و در شکار مبارزان و حمله و هجوم به مجاهدان و مبارزان و ایجاد رعب و وحشت ید طولایی داشت. او در حقیقت چهره واقعی حکومت در دهه ۶۰ بود.

اقدام اصلی لاجوردی در سرکوب زندان و زندانیان بود. او در کنار سرکوب بی‌رحمانه جامعه، پروژه‌های هولناک تواب سازی در زندان را پیش می‌برد. پروژه هایی مثل «خانه‌های مسکونی»، «قیامت»، «قبر» و تابوت از ابتکارات او و همکارانش برای تواب سازی زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز بود.

لاجوردی شخصا بسیاری از کشتارهای دهه ۶۰ را طراحی و سازماندهی کرده بود. این قتل‌عام‌ها که از جمله کشتار نوجوانان و جوانان حتی بدون هیچ محاکمه‌ای را در بر می‌گرفت، حتی مورد اعتراض افرادی از باندهای حکومت قرار گرفت که منجر به عزل وی در سال ۱۳۶۳ گردید. با این همه او در سال ۱۳۶۸ به مدیریت زندان‌ها بازگشت و تا سال ۷۶ در سمت خود باقی بود.

اسدالله لاجوردی سرانجام در تاریخ ۱ شهریور ۱۳۷۷ در محل کسب خود در بازار تهران، طی عملیاتی توسط دو نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق به نام‌های علی‌اکبر اکبری ده‌بالایی و علی‌اصغر غضنفرنژاد جلودار کشته شد.

اسدالله لاجوردی در نقش دادستان

لاجوردی در کنار مهدی عراقی و اسلامی از مسئولان انتظامات کمیته استقبال از خمینی بودند. در جریان رسیدگی به پرونده گروه فرقان او از ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ با نظر بهشتی، دادستان انقلاب تهران شد. حکم انتصاب لاجوردی به عنوان دادستان انقلاب تهران توسط علی قدوسی صادر شد.

بدین ترتیب پای لاجوردی به مدیریت زندان‌ها و انجام کارهای اطلاعاتی و محاکمه مخالفان سیاسی باز شد. دیری نگذشت که وی ارتقاء جایگاه یافت و به چهره اصلی در برخورد با گروه‌های اپوزیسیون تبدیل شد.

یکی از زندانیان سیاسی بازمانده در مورد او می‌گوید: «در شهریور سال ۶۰ سلول‌های زندان اوین مملو از زندانیان سیاسی بود. بیشترشان هم از مجاهدین بودند. روزی لاجوردی برای بازدید زندان آمد. خطاب به زندانیان مجاهد گفت: «تصور نکنین روزی سازمان میاد و در سلول‌ها را به روی شما باز می‌کنه. قبل از چنین اتفاقی، همگی شماها مردین برای هر سلولی چند نارنجک در نظر گرفتیم. این همان چیزی است که در سال ۶۷ و قتل عام زندانیان سیاسی رقم خورد».

در سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۳ وی به تدریج حاکم بلامنازع زندان‌های سیاسی شد. در طول این دوران او همزمان سه پست سرپرستی زندان ها، دادستان انقلاب مرکز و ریاست اطلاعات دادستانی را بر عهده داشت.

عزل و نصب دوباره لاجوردی

در دی ۱۳۶۳ اسدالله لاجوردی توسط شورای عالی قضایی از تمامی مناصب برکنار شد. تا زمان مرگ خمینی هیچ پست دولتی نداشت. در سال ۱۳۶۸ اسدلله لاجوردی دوباره به مدیریت زندان‌ها برگشت و ریاست سازمان زندان‌ها را تا اسفند ۱۳۷۶ بر عهده داشت. در این زمان رئیس دفتر قوه قضاییه از اسدالله لاجوردی خواست که استعفا دهد.

برخی از کسانی که توسط لاجوردی به قتل رسیدند، افرادی بودند که وی آن‌ها را از زمان شاه در زندان می‌شناخت و به سوابق و مبارزات آن‌ها آشنایی داشت.

قتل شکرالله پاکنژاد

شکرالله پاک‌نژاد از مبارزان سوسیالیست بود که از زمان شاه در زندان با اسدالله لاجوردی آشنا بود. لاجوردی با دستگیری وی بخاطر مخالفتش با خمینی، انواع فشارها و شکنجه‌ها را روی شکرالله پاک‌نژاد آزمایش کرد تا او را به ندامت در تلویزیون حکومتی بکشاند. اما شکرالله پاک‌نژاد به این کار، تن نداد. از این رو لاجوردی به‌طور مشخص و  بر خلاف قانون قضای مصوب خودشان، او را در مدت کوتاهی پس از دستگیری‌اش تیرباران کرد.

 شهادت محمدرضا سعادتی

محمدرضا سعادتی از اعضای سازمان مجاهدین خلق از زندانیان سیاسی شناخته‌شده زندان‌های شاه بود .محمد رضا سعادتی پنجم اردیبهشت ۱۳۵۸، سه ماه پس از پیروزی انقلاب به اتهام جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی بازداشت شد.

محمدرضا سعادتی از اردیبهشت ۵۸ تا تیرماه سال ۶۰ در اسارت و زندان بود.

پس از خرداد ۶۰ و شروع اعدام‌ها اسدالله لاجوردی و گیلانی تصمیم به اعدام سعادتی گرفتند. گفته می‌شود اسدالله لاجوردی متوجه می‌شود که شاید رایزنی‌هایی در کار باشد که از اعدام سعادتی جلوگیری کند. همین اتفاق هم می‌افتد. شبی یکی از مقامات به اسدالله لاجوردی زنگ می‌زند و موضوع سعادتی را از وی پرس و جو می‌کند. لاجوردی بدون قطع کردن گوشی، دستور اعدام فوری سعادتی را به پاسداران می‌دهد. چند دقیقه بعد در ادامه تماس با مقام مزبور، لاجوردی اطلاع می‌دهد که سعادتی اعدام شده است.

قتل سعید سلطان‌پور

سعید سلطانپور شاعر فدایی در اواخر اردیبهشت سال ۶۰ در مراسم ازدواجش دستگیر شد. سعید سلطانپور را به اسدالله لاجوردی تحویل دادند. لاجوردی او را بدون هیچ محاکمه‌یی در زندان گروگان نگه می‌دارد. بعد از ۳۰خرداد ۶۰ اسدالله لاجوردی سراغ سعید سلطان‌پور می‌رود و او را بدون هیچ محاکمه و دادگاه قانونی، در ۳۱خرداد تیرباران می‌کند.

هزار سلول برای شکنجه

اواخر مهر ۶۱ به ‌دستور اسدالله لاجوردی، یک دوره سرکوب در زندان قزلحصار شروع شد. آبان همان سال ساختن زندان گوهردشت به اتمام رسید و سلول‌های انفرادی آن را آماده بهره‌برداری کردند. این بازسازی به‌ابتکار و با ایده اسدالله لاجوردی ساخته شد و اسم آن را «زندان هزار سلول» گذاشتند. ایده لاجوردی این بود که با انداختن زندانیان مقاوم در سلول‌های انفرادی گوهردشت، مقاومت آنها را بشکند.

در تیرماه سال ۱۳۶۲ اسدالله لاجوردی به قزلحصار آمد تا برای شروع فصل جدیدی از فشار، آنجا را تصفیه کند. ابتدا در سلول‌ها را بستند و رفت و آمد را محدود کردند. تنبیه رایج، ایستادن سرپا و بی‌خوابی بود. این شکنجه دستکم ۷۲ساعت بود و گاه تا زمانی نامحدود ادامه داشت. در همین دوره تعدادی از زندانیان دچار بیماری‌های عجیب و غریب شده بودند.

تجاوز به زنان زندانی

رینالدو گالیندوپل فرستاده ویژه سازمان ملل در گزارش خود به گزارشات خانواده‌های اعضای مجاهدین خلق اشاره می‌کند که مقامات رسمی زندان مدارک ازدواج دختر زندانی‌شان را به آن‌ها داده‌اند. مدارکی که به مفهوم تجاوز جنسی به دختران زندانی پیش از اعدام است.

روزنامه گاردین در گزارشی در سال ۱۹۸۹ مهم‌ترین نوآوری اسدالله لاجوردی در زندان‌های ایران را تجاوز جنسی به دختران باکره از طریق ازدواج اجباری آن‌ها با زندانبانان ذکر می‌کند. این گزارش اضافه می‌کند: شاید این ابتکار برای رفع تردیدها در مورد ممنوعیت شرعی اعدام دختر باکره صورت گرفته باشد.

لاجوردی چهره واقعی ولایت فقیه

لاجوردی در اول شهریور ۱۳۷۷ کشته شد اما او نماد واقعی حکومت ولایت فقیه بود. حکومتی که تنها با تکیه به اعدام و شکنجه و زندان می‌توانست سرپا بماند.

زندانیان سیاسی بازمانده از دهه ۶۰ در خاطرات خود شمه‌ای از جنایت‌ها و خوی وحشیگری لاجوردی را نقل کردند. بخصوص خاطرات زنانی که در شکنجه‌گاهها و درخانه‌های مسکونی حاج داوود و لاجوردی محبوس بودند منابع خوبی برای شناخت چهره لاجوری هستند.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@



حکم اعدام زندانی سیاسی ارغوان فلاحی تأیید شد - جان ارغوان فلاحی در خطر است



حکم اعدام زندانی سیاسی ارغوان فلاحی تأیید شد - جان ارغوان فلاحی در خطر است

جان ارغوان فلاحی در خطر است

حکم اعدام ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۴ ساله محبوس در بند زنان زندان اوین، در دیوان عالی کشور تأیید و نتیجه آن به وکیل وی ابلاغ شده است. این تحول، پس از ماه‌ها بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی و طرح گزارش‌هایی درباره فشارهای روانی و محدودیت‌های دفاعی، خطر اجرای حکم اعدام این زندانی سیاسی را افزایش داده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، ارغوان فلاحی در دهم تیرماه ۱۴۰۵ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اتهام «بغی» و با استناد به ماده ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی به اعدام محکوم شد. این حکم اکنون در مرحله فرجام‌خواهی نیز تأیید شده و نتیجه تصمیم دیوان عالی کشور به وکیل او ابلاغ شده است.

تأیید حکم در دیوان عالی به معنای پایان مرحله عادی فرجام‌خواهی است، هرچند راه‌های دیگر از جمله درخواست اعاده دادرسی، همچنان می‌تواند مطرح شود. با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش، شماره شعبه دیوان عالی، تاریخ دقیق صدور رأی، متن کامل دادنامه و استدلال‌های قضایی منتهی به تأیید حکم منتشر نشده است. همچنین مشخص نیست وکیل فلاحی به تمامی محتویات پرونده و متن کامل رأی دسترسی داشته است یا خیر؛ موضوعی که امکان ارزیابی مستقل روند رسیدگی را محدود می‌کند.

بازداشت و نگهداری در سلول‌های انفرادی

ارغوان فلاحی در ششم بهمن‌ماه ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. بر اساس گزارش‌های حقوق بشری، او مدتی در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۱ و در شرایط انفرادی تحت بازجویی قرار داشته است.

یک منبع مطلع پیش‌تر گزارش داده بود که فلاحی در دوران بازداشت تحت فشار شدید روانی قرار گرفته و بازجویان برای گرفتن اعتراف درباره کشته‌شدن دو قاضی، محمد مقیسه و علی رازینی، از او بازجویی کرده‌اند. اما گزارش‌های مربوط به فشار روانی و نحوه بازجویی، در کنار ابهام درباره روند دادرسی، نگرانی‌ها درباره رعایت حق دفاع و برخورداری از یک دادرسی عادلانه را افزایش داده است.

فلاحی این اتهام‌ها را رد کرده و پیش‌تر نیز گزارش‌هایی درباره محدودیت دسترسی او به وکیل و غیرعلنی بودن روند رسیدگی قضایی منتشر شده بود.

جابه‌جایی میان زندان‌ها

پس از حمله به زندان اوین در خردادماه ۱۴۰۴، ارغوان فلاحی ابتدا به زندان تهران بزرگ در فشافویه و سپس به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او در ادامه بار دیگر به زندان اوین بازگردانده شد و اکنون در بند زنان این زندان نگهداری می‌شود.

سابقه بازداشت و محکومیت

ارغوان فلاحی پیش از پرونده کنونی نیز در سال ۱۴۰۱ همراه با پدرش بازداشت شده بود. پرونده او در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران رسیدگی شد و وی به اتهام‌های «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» به دو سال حبس محکوم شد. او پس از پایان دوران محکومیت آزاد شد، اما در بهمن‌ماه ۱۴۰۳ بار دیگر بازداشت و این بار با حکم اعدام روبه‌رو شد.


زندانی سیاسی ارغوان فلاحی به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت و تحت فشار و شکنجه قرار گرفت.

حکم اعدام در سایه ابهام‌های قضایی

تأیید حکم اعدام ارغوان فلاحی در شرایطی صورت گرفته که جزئیات رأی دیوان عالی و مستندات قضایی آن در دسترس عموم قرار نگرفته است. از سوی دیگر، گزارش‌های مربوط به ماه‌ها نگهداری در شرایط انفرادی، فشارهای روانی، ادعای تلاش برای اخذ اعتراف و محدودیت‌های دفاعی، پرسش‌های جدی درباره روند رسیدگی به پرونده ایجاد کرده است.

اکنون با تأیید حکم در دیوان عالی کشور، ارغوان فلاحی در معرض خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد؛ خطری که نگرانی‌ها درباره وضعیت این زندانی سیاسی جوان و ضرورت روشن شدن جزئیات پرونده و روند دادرسی او را بیش از پیش افزایش داده است.

وضعیت فعلی ارغوان فلاحی

سن: ۲۴ سال

تاریخ بازداشت: ۶ بهمن ۱۴۰۳

محل نگهداری فعلی: بند زنان زندان اوین

اتهام منتهی به حکم: «بغی»

دادگاه صادرکننده حکم: شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران

قاضی: ابوالقاسم صلواتی

تاریخ صدور حکم بدوی: ۱۰ تیر ۱۴۰۵

وضعیت حکم: تأییدشده در دیوان عالی کشور

آخرین تحول: ابلاغ تأیید حکم به وکیل

خطر اصلی: احتمال اجرای حکم اعدام

هر رسانه ملی و حقوق بشری در شرایط کنونی باید صدای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام مثل ارغوان فلاحی باشد.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@