۱۴۰۵ شهریور ۲۲, یکشنبه

کشف سکوهای پرتاب پهپاد در نزدیکی مرز عراق و ایران در پی هدف قرار دادن عربستان



کشف سکوهای پرتاب پهپاد در نزدیکی مرز عراق و ایران در پی هدف قرار دادن عربستان

نیروهای امنیتی عراق سکوهای پرتاب پهپاد را در منطقه‌یی دورافتاده در استان میسان و در نزدیکی مرز ایران کشف کردند؛ اقدامی که در پی تحقیقات بغداد درباره حملات پهپادی اخیر به تأسیسات حیاتی عربستان سعودی صورت گرفته است.

به گزارش العربیه، دو منبع امنیتی عراقی اعلام کردند نیروهای امنیتی این کشور چند سکوی پرتاب پهپاد را در منطقه «الطیب» در استان جنوبی میسان، در نزدیکی مرز عراق و ایران، کشف کرده‌اند. این کشف پس از آن صورت گرفت که تحقیقات عراق، منشأ حملات پهپادی اخیر علیه عربستان سعودی را به خاک این کشور مرتبط دانست.

پیش از این، دفتر نخست‌وزیری عراق از برکناری یکی از فرماندهان ارشد مسئول عملیات در استان میسان خبر داده بود. این اقدام پس از تحقیقات درباره حملات پهپادی علیه عربستان انجام شد؛ حملاتی که به‌گفته مقام‌های سعودی، از خاک عراق به سوی تأسیسات نفتی این کشور انجام شده بود.

دولت عراق ضمن محکوم کردن حملات، تحقیقات گسترده‌یی را برای شناسایی عاملان آغاز کرده و اعلام کرده است اجازه نخواهد داد خاک این کشور برای حمله به کشورهای همسایه مورد استفاده قرار گیرد.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran





آیا رژیم ایران از ان‌پی‌تی خارج می شود؟- عواقب اینکار برای رژیم چیست ؟



آیا رژیم ایران از ان‌پی‌تی خارج می شود؟- عواقب اینکار برای رژیم چیست ؟

از قسم‌های پزشکیان تا طرح آزمایش اتمی!

پرونده اتمی رژیم ایران با ارجاع داده شدن به شورای امنیت سازمان ملل وارد مرحله خطرناکی برای رژیم شده است. در حالی که پزشکیان در هندوستان بار دیگر مدعی شده است رژیم ایران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست، هم‌زمان شماری از نمایندگان مجلس رژیم از آماده‌سازی طرحی برای خروج ایران از ان‌پی‌تی پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، خبر داده‌اند؛ طرحی که حتی با درخواست برای انجام «آزمایش‌های لازم» جهت دستیابی به سلاح هسته‌ای همراه شده است. این مواضع متناقض، بار دیگر تردیدها درباره مسیر واقعی برنامه هسته‌ای رژیم ایران را افزایش داده است.

پیمان ان‌پی‌تی مهم‌ترین پروتکل بین‌المللی برای جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای است. کشورهای عضو متعهد می‌شوند در جهت اشاعه سلاح هسته‌ای حرکت نکنند و در مقابل، فعالیت‌های هسته‌ای آن‌ها تحت نظارت و راستی‌آزمایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار می‌گیرد. خروج از این پیمان می‌تواند یک اقدام بسیار مهم و نگران‌کننده تلقی شود و نگرانی‌های بین‌المللی درباره اهداف هسته‌ای یک کشور را افزایش دهد.

پزشکیان در گفت‌وگو با شبکه «ایندیا تودی»مدعی شد: «اگر دنبال سلاح هسته‌ای بودیم، عضو ان‌پی‌تی نمی‌شدیم.» او همچنین ادعا کرد که برنامه هسته‌ای ایران تحت شدیدترین نظارت‌ها قرار داشته و تهران در چارچوب قوانین بین‌المللی فعالیت کرده است. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌گوید بیش از یک سال است اطلاعات کافی درباره وضعیت برنامه هسته‌ای ایران در اختیار ندارد و از ژوئن ۲۰۲۵ نتوانسته فعالیت‌های راستی‌آزمایی خود را در تأسیسات اعلام‌شده ایران انجام دهد.

خروج از ان‌پی‌تی یا بن‌بستی مرگبارتر؟

پزشکیان درحالی‌که برای جامعه جهانی قسم و آیه یاد می‌کند که باند مقابل از زبان حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نماینده مجلس رژیم، اعلام کرده است شماری از نمایندگان طرحی سه‌فوریتی برای خروج ایران از ان‌پی‌تی آماده و امضا کرده‌اند. او با متهم کردن آژانس به انتقال اطلاعات محرمانه به «نیروهای متخاصم»، خواستار انجام «آزمایش‌های لازم» برای دستیابی به سلاح هسته‌ای شده و گفته است برخورداری از چنین سلاحی برای ایران به «ضرورتی اجتناب‌ناپذیر» تبدیل شده است.

عباس گودری، سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس، نیز خروج از ان‌پی‌تی و تجدیدنظر در دکترین هسته‌ای را اقدامی «دست‌یافتنی» توصیف کرده است. پیش از آن نیز محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی رژیم نیز به تلویح تهدید کرده بود که از ان پی تی خارج خواهند شد، رضایی گفته بود اقدامات آژانس می‌تواند کشورها را به سمت خروج از ان‌پی‌تی سوق دهد.

در همین حال، شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اخیراً با تصویب قطعنامه‌ای، پرونده هسته‌ای ایران را پس از دو دهه برای نخستین‌بار به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده است. دلیل این اقدام، ادامه خودداری تهران از ارائه اطلاعات کافی و فراهم کردن دسترسی لازم برای بازرسان اعلام شده است.

رژیم ایران همچنین پس از حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات اصفهان، فردو و نطنز، اجازه دسترسی بازرسان آژانس به سایت‌های آسیب‌دیده را نداده و درباره وضعیت ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود نیز اطلاعات کاملی ارائه نکرده است. آژانس برآورد کرده بخش بزرگی از اورانیوم با غنای بالا از حملات جان سالم به در برده است.

بخش قابل توجهی از ذخایر رژیم ایران نیز تا سطح ۶۰ درصد غنی شده؛ سطحی که از نظر فنی فاصله چندانی با غنای مورد نیاز برای ساخت سلاح هسته‌ای ندارد. در چنین شرایطی، طرح موضوع خروج از ان‌پی‌تی از سوی مقام‌های رژیم، در کنار محدود شدن دسترسی‌های آژانس و ابهام درباره ذخایر اورانیوم، می‌تواند نشانه تشدید تقابل هسته‌ای تهران با جامعه بین‌المللی باشد.

با وجود آنکه رژیم ایران همچنان رسماً ساخت سلاح هسته‌ای را رد می‌کند، طرح خروج از ان‌پی‌تی اکنون در مجلس مطرح شده و برخی مقام‌های ارشد نیز آشکارا از بازنگری در دکترین هسته‌ای سخن می‌گویند؛ موضوعی که این پرسش را بیش از گذشته جدی کرده است: آیا رژیم ایران در آستانه برداشتن گام دیگری به سوی خروج از ان‌پی‌تی است؟


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran



تحولات جنگ -محاصره دریایی؛ ایران توسط آمریکا تنگتر میشود : ۱۰۰ نفتکش مرتبط با رژیم ایران بازگردانده شدند



                تحولات جنگ -محاصره دریایی؛ ایران  توسط آمریکا :  ۱۰۰ نفتکش مرتبط با رژیم ایران بازگردانده شدند

محاصره دریایی تنگتر شد

محاصره دریایی آمریکا علیه شبکه انتقال نفت رژیم ایران، فعالیت ناوگان موسوم به «سایه» را با محدودیت جدی روبه‌رو کرده است. بر اساس اعلام فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، تاکنون مسیر حدود ۱۰۰ کشتی مرتبط با ایران تغییر داده شده و از ادامه مسیر آن‌ها جلوگیری شده است.

شرکت ردیابی نفتکش‌ها، «تانکر ترکرز»، نیز اعلام کرده بود که از ۱۴ ژوئیه تاکنون هیچ نفتکش مرتبط با رژیم ایران نتوانسته از خط محاصره دریایی آمریکا عبور کند. این وضعیت در حالی است که رژیم ایران برای دور زدن تحریم‌های نفتی و تأمین منابع مالی خود، سال‌ها از شبکه‌ای از نفتکش‌های موسوم به «ناوگان سایه» استفاده کرده است.

با این حال، ابرنفتکش «کارینا» شامگاه شنبه موفق شد از این خط عبور کرده و بار دیگر وارد دریای عمان شود. این نفتکش که به‌دلیل انتقال نفت رژیم ایران از سوی آمریکا تحریم شده، ظرفیت حمل حدود دو میلیون بشکه نفت دارد و طبق گزارش تانکر ترکرز، تاکنون دست‌کم ۲۲ میلیون بشکه نفت ایران را جابه‌جا کرده است.

این شرکت می‌گوید کارینا هنگام عبور از خط محاصره خالی بوده و در حالی با پرچم برزیل حرکت می‌کند که سابقه‌ای از ثبت این پرچم در پایگاه داده اتحادیه بین‌المللی مخابرات وجود ندارد. بر اساس این گزارش، کشتی عملاً فاقد تابعیت معتبر است و می‌تواند مشمول بازرسی یا توقیف شود.

بازگشت کارینا نشان می‌دهد شبکه انتقال نفت رژیم ایران همچنان در تلاش برای شکستن محدودیت‌های دریایی و ادامه فعالیت‌های خود است.



کشتی تجاری ایران مورد هدف قرار گرفت

کشتی تجاری ایران مورد هدف قرار گرفت

یک کشتی تجاری ایرانی بامداد یکشنبه ۲۲ شهریور در آب‌های نزدیک جزیره قشم هدف قرار گرفت و به گفته فرماندار قشم، یک کشته و سه زخمی بر جای گذاشت. امیر تیموری، فرماندار قشم، اعلام کرد این کشتی حدود ساعت پنج صبح در محدوده میان جزیره هنگام و ساحل شیب‌دراز مورد اصابت قرار گرفته است. درباره نام کشتی، نوع پرتابه و...


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran




کتاب طلوع ماندگار؛ شجره طیبه ، شماره ۲ ،انسان و تشکیلات ، چرا مبارزه بدون سازمان‌یافتگی پایدار نمی‌ماند؟ : شهرام بهزادی

 



کتاب طلوع ماندگار؛ شجره طیبه ، شماره ۲ ،انسان و تشکیلات ، چرا مبارزه بدون سازمان‌یافتگی پایدار نمی‌ماند؟ :  شهرام بهزادی

لینک به منبع - کتاب طلوع ماندگار 

پیشگفتار:  انسان‌هایی که راه را سازمان دادند

مسعود رجوی در توصیف مسیری که مجاهدین و مقاومت ایران طی کرده‌اند، از تعبیری استفاده می‌کند که برای ورود به موضوع این کتاب معنایی ویژه دارد:

«بزرگ‌ترین، طولانی‌ترین، بغرنج‌ترین و خونین‌ترین مقاومت سازمان‌یافته تاریخ ایران با چراغ راهنمای “نه شاه، نه شیخ“.»

در این عبارت، برای موضوع این کتاب، یک کلمه بیش از همه اهمیت دارد:

سازمان‌یافته.

زیرا طولانی‌بودن یک مبارزه به‌خودی‌خود توضیح نمی‌دهد که چگونه ادامه یافته است. خونین‌بودن آن نیز توضیح نمی‌دهد که چرا پس از هر ضربه پایان نگرفته است. بغرنج‌بودن مسیر هم به‌تنهایی روشن نمی‌کند که چگونه یک جریان توانسته است از شرایطی کاملاً متفاوت عبور کند و رشته خود را حفظ کند.

پرسش این کتاب درست از همین‌جا آغاز می‌شود:

چه چیزی انسان‌های آرمان‌خواه را به نیرویی سازمان‌یافته تبدیل می‌کند و چگونه این نیروی سازمان‌یافته می‌تواند از نسلی به نسل دیگر ادامه پیدا کند؟

این پرسش را نمی‌توان جدا از تاریخ واقعی سازمان مجاهدین خلق ایران پاسخ داد.

پانزدهم شهریور ۱۳۴۴، محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان تنها گرد هم نیامدند تا درباره آزادی، عدالت، استبداد و آینده ایران گفت‌وگو کنند. پیش از آنان نیز هزاران انسان آزادی‌خواه چنین آرمان‌هایی داشتند، مبارزه کرده بودند، زندان رفته بودند و جان داده بودند.

مسئله‌ای که بنیانگذاران در برابر خود قرار دادند، یک گام فراتر بود:

چگونه می‌توان آرمان را سازمان داد؟

چگونه می‌توان تجربه یک مبارز را به تجربه جمع تبدیل کرد؟

چگونه می‌توان شناخت را منتقل کرد؟

چگونه می‌توان انسان تازه تربیت کرد؟

چگونه می‌توان کاری کرد که با دستگیری چند مسئول، زندانی‌شدن یک نسل یا حتی اعدام بنیانگذاران، راه پایان نگیرد؟

پاسخ آنان، ساختن یک سازمان انقلابی حرفه‌ای بود.

اما «سازمان» در اینجا فقط یک نام، ساختمان، مرکزیت یا سلسله‌مراتب نبود. سازمان باید ظرفی می‌شد که در آن آرمان، آموزش، تجربه، نظم، مسئولیت، فدا و انسان به یکدیگر پیوند بخورند.

این همان نقطه‌ای است که موضوع «انسان و تشکیلات» آغاز می‌شود.

تشکیلات را باید در زندگی آن دید

در این کتاب نمی‌خواهیم تعریفی دانشگاهی از سازمان ارائه کنیم.

اگر بخواهیم بفهمیم تشکیلات در تجربه مجاهدین چه بوده است، باید آن را در زندگی واقعی آنان ببینیم.

باید ببینیم چرا بنیانگذاران سال‌ها برای آموزش نخستین اعضا وقت گذاشتند.

چرا شناخت و آموزش را مقدم بر عمل شتاب‌زده می‌دانستند.

چگونه مسئولیت تقسیم می‌شد.

چگونه فرد باید از محدوده زندگی شخصی خود عبور می‌کرد و خود را جزئی از یک جمع می‌دید.

چگونه تجربه یک نفر به دیگری منتقل می‌شد.

چگونه عضو تازه آموزش می‌دید و مسئولیت می‌گرفت.

چگونه مسئول دیروز باید انسان دیگری را برای مسئولیت فردا آماده می‌کرد.

و مهم‌تر از همه، چگونه این سازوکار در لحظه‌هایی آزمایش شد که ادامه حیات سازمان دیگر امری بدیهی نبود.

ضربه شهریور ۱۳۵۰ یکی از نخستین این آزمایش‌ها بود. مرکزیت سازمان دستگیر شد و پس از آن بنیانگذاران اعدام شدند. شرح این واقعه و چگونگی عبور سازمان از آن در جلد نخست، «چرا ماندگار شدند؟» آمده است. اینجا قرار نیست آن تاریخ دوباره نوشته شود.

پرسش این جلد چیز دیگری است:

چه چیزی پیش از آن ضربه ساخته شده بود که پس از اعدام سازندگان اولیه‌اش کاملاً از میان نرفت؟

این پرسش، پرسش تشکیلات است.

اگر حنیف فقط مجموعه‌ای از سخنان زیبا باقی گذاشته بود، با اعدام او امکان داشت آن سخنان نیز به خاطره تبدیل شوند.

اگر سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان فقط دو مبارز فداکار بودند، شهادت آنان می‌توانست پایان زندگی دو انسان باشد.

اما آنان در سال‌های پیش از ضربه، انسان تربیت کرده بودند، آموزش داده بودند، تجربه منتقل کرده بودند و مناسباتی ساخته بودند که قرار بود مسئولیت را از فرد جدا و به یک جمع تاریخی منتقل کند.

از این رو، تشکیلات از همان آغاز با یک مسئله اساسی پیوند خورد:

راه نباید به عمر افراد محدود شود.

از حنیف تا نسلی که مسئولیت گرفت

این مسئله پس از اعدام بنیانگذاران معنایی بسیار عینی پیدا کرد.

مسعود رجوی از اعضای مرکزیت نسل نخست، در زندان با همان سؤال روبه‌رو بود: آنچه حنیف و بنیانگذاران ساخته بودند چگونه باید حفظ، جمع‌بندی و به نسل بعد منتقل شود؟

در اینجا «حفظ» به معنای منجمدکردن گذشته نبود.

حفظ یک راه یعنی بتوان اصول آن را از میان شرایط تازه عبور داد.

یعنی تجربه را فهمید، از آن نتیجه گرفت، نیرو آموزش داد، مسئولیت واگذار کرد و اجازه نداد سازمان به خاطره بنیانگذاران تبدیل شود.

موسی خیابانی یکی از نمونه‌های برجسته همین انتقال مسئولیت بود.

نسل دیگری آموزش دید، رشد کرد و وارد میدان شد.

پس از آزادی زندانیان سیاسی در دی ۱۳۵۷، مسئله باز هم تغییر کرد. سازمانی که تا آن زمان بخش مهمی از تجربه خود را در شرایط مخفی و زندان اندوخته بود، ناگهان با جامعه‌ای روبه‌رو شد که هزاران جوان به آن روی می‌آوردند.

دیگر مسئله آموزش چند عضو نبود.

باید یک نسل سازمان داده می‌شد.

پدیده میلیشیا را از همین زاویه باید دید. شرح سیاسی آن مرحله در جلد نخست آمده است؛ آنچه در این کتاب اهمیت دارد، سازوکار تبدیل نیروی اجتماعی به نیروی آموزش‌دیده و سازمان‌یافته است.

چگونه جوانی که دیروز فقط نام مجاهدین را شنیده بود، وارد یک جمع می‌شد؟

چه می‌آموخت؟

چگونه کار جمعی را تجربه می‌کرد؟

چگونه مسئولیت می‌گرفت؟

چگونه از یک هوادار به نیرویی تبدیل می‌شد که می‌توانست خودش مسئولیت دیگری را بر عهده بگیرد؟

اینجاست که تشکیلات دیگر یک مفهوم انتزاعی نیست.

تشکیلات یعنی فرایند ساخته‌شدن انسان برای مسئولیت.

وقتی ضربه، معنای تشکیلات را آشکار می‌کند


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran




۶۱سال انقلاب و رویش در برابر ارتجاع و ریزش ـ دکتر بهروز پویان



۶۱سال انقلاب و رویش در برابر ارتجاع و ریزش ـ دکتر بهروز پویان 

شصت و یک سال رزم بی‌امان

سال ۴۴ سه جوان بیست و چند ساله در یک خانه کوچک و بدون هیاهو، تشکیلات مجاهدین را پایه‌گذاری کردند، نزدیک به ۶۱ سال بعد یک جوان ۳۳ ساله نخبه (وحید بنی عامریان) که فرمانده یک یکان از مجاهدین را برعهده داشت همراه تمامی اعضای یکان تحت فرماندهی‌اش سر به دار شد، اندک زمانی بعد، یک جوان ۲۶ ساله (مهدی خانکی) که در یک خانه تیمی مسلح مجاهدین دستگیر شده بود بر چوبه دار بوسه زد. در فاصله این دو رویداد که نزدیک به ۶۱ سال فاصله است، صدها هزار نوجوان و جوان در پیوند با تشکیلات مجاهدین شکنجه و اعدام و قتل‌عام شدند. روز اول، کسی مجاهدین را نمی‌شناخت حتی نام هم نداشتند، ۶۱ سال بعد نامشان عالمگیر شد. آن‌روز باید نفر به نفر زیر اختناق سلطنتی عضوگیری می‌شد، امروز یکان یکان زیر اختناق فاشیسم دینی سازماندهی می‌شوند و  پا به پای کانون‌های شورشی، با ارتجاع و استعمار می‌جنگند. در خارج از کشور هم هزار هزار در کادر هواداران همین تشکیلات سازماندهی می‌شوند.

در این ۶۱ سال هیچ بلایی نبود که از سوی ارتجاع و استعمار بر سر مجاهدین نیامده باشد، اما کافیست تشکیلات سه نفره مجاهدین در روز نخست را با تشکیلات امروز کنار هم بگذاریم تا بفهمیم ما فقط با یک جریان سیاسی مقطعی یا حتی یک جنبش سیاسی معمول که عمر محدودی دارد مواجه نیستم، ما با یک سنت مواجهیم. سنت نه به‌معنای “هر آنچه مربوط به گذشته است”، بلکه به‌معنای تداوم.

وحید و مهدی و پویا و بابک، که سر بدار شدند و نیز جوانانی که اکنون به اتهام مجاهد بودن زیر حکم اعدام هستند یا دوران حبس خود را می‌گذرانند، تمام عمرشان را زیر حاکمیت رژیم فاشیستی ولایت فقیه گذرانده‌اند، یعنی جدای از سانسور و سرکوب نام مجاهدین که نباید به گوش جامعه می‌رسید، مرز سرخهای رژیم در رابطه با مجاهدین عاملی بوده است که قاعدتاً باید این جوانان را از مجاهدین دور می‌کرده است. مضاف بر این، جاذبه‌های زندگی و پرهیز از راه پر خطر مجاهدین می‌توانسته دافعه‌ای بزرگ ایجاد کند تا استمرار مجاهدین در نسل‌های پیاپی تا امروز را از یک جایی قطع کند. اما چه جذابیتی در این سازمان هست که این تداوم ۶۱ ساله را ضمانت کرده است؟

۶ سال پس از روز نخست، مرکزیت سازمان توسط دیکتاتوری سلطنتی اعدام می‌شوند و مسعود رجوی ۲۴ ساله از آن جمع با فشارهای بین‌المللی زنده می‌ماند، ۷ سال بعد، پس از سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی، مسعود رجوی سازمان مجاهدین را مجهز به یک ایدئولوژی فربه و مترقی کرده، سازمان را در جامعه تثبیت می‌کند. این ایدئولوژی سازه مستحکمی بود که ثمرات آن در تداوم سازمان در سر فصل‌های مختلف بعدی به‌خوبی بارز شد. اما تحولی شگرف در دل این ایدئولوژی شکل گرفت که مجاهدین از آن به‌عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی یاد می‌کنند. انقلابی که با ایده درخشان مریم رجوی به ظهور رسید: نفی جنسیت و فردیت. ظاهراً در افتادن با این دو عنصر وسوسه انگیز که جذابیت عالمگیر آنها جای هیچ تردیدی در حقانیت این دو عنصر باقی نمی‌گذاشت، می‌توانست مجاهدین را از پیوند با جامعه و به‌ویژه نسل‌های تازه محروم کند، اما در کمال شگفتی، نفی همین دو جاذبه یعنی فردیت و جنسیت نه تنها مجاهدین را ایزوله نکرد بلکه آنها را در سرفصل‌های صعب و سهمگین آتی پولادین و آب بندی کرد. و اتفاقاً همین رویکرد تازه تداوم را برای سازمان امکانپذیر ساخت.

شاید عجیب به نظر برسد چون وسوسه و جذابیت جنسیت و فردیت به قدری بالاست که در عالم زندگی خود‌به‌خودی و مناسبات بورژوازی این دو عنصر مثل هوا برای ادامه بقاست. اما باید گفت محصول بالفعل این دو عنصر در نهایت فقدان معناست. در مورد عنصر کهنه جنسیت که مسأله روشن است، و اما عنصر فردیت نیز برخلاف عنوان فریبنده‌اش، منجر به فروپاشی معنا درون فرد می‌شود. فردیت بورژوازی به‌قول برخی جامعه‌شناسان در اصل یک فردیت مجازی است، به نوعی یک استاندارد شخصی سازی شده که فرد را از پیوند با سرنوشت جمعی جدا می‌کند و او را به منابع قدرت پیوند می‌زند. در این شرایط فرد که قرار بوده با به‌رسمیت شناختن فردیت در برابر جمع معنا را درون خود پیدا کند، با رابطه یک طرفه‌ای که منبع قدرت با او برقرار می‌کند، در واقع هم‌چنان معنا را در بیرون از خودش جستجو می‌کند. روشن است که در برابر این شیوه از زیستن، زندگی مجاهدین که معنا را با نفی جنسیت و فردیت، درون خود پیدا می‌کنند و در واقع یک زندگی اصیل دارند، برای نسل‌های تازه که در جستجوی اصالت در زیستن هستند جاذبه فراوان دارد. دختران و زنانی که از مناسبات جنسیت‌زده ارتجاع و بورژوازی به تنگ آمده‌اند وقتی به ایدئولوژی انسانی و جنسیت زدایی شده مجاهدین می‌رسند، احساس رهایی می‌کنند. جوانی که برایش فهم معنای زیستن دغدغه است، زندگی اصیل مجاهدین را الگو می‌کند.

ثمره سیاسی این دیدگاه نیز در برابر نگرش جنسیت‌زده منفعت طلبانه ارتجاع شاه و شیخ در صحنه سیاسی ایران کاملاً گویای همه چیز است. در حالی‌که مجاهدین بر نیروی درونی خود برای تعیین سرنوشت تکیه می‌کنند، پسمانده ارتجاع سلطنتی ملتمسانه بر این و آن دولت دخیل می‌بندد. کانون شورشی مجاهدین به دل خطر می‌زند و هر روز و هر شب بر ارگانهای سرکوب و غارت رژیم آتش می‌بارد، مجیز گویان ارتجاع سلطنتی چشم به آسمان دوخته‌اند تا آزادی برایشان با بمب بر شهرهای ایران فرود بیاید. همین دستگاه فکری کاملاً متضاد با ارتجاع و بورژوازی است که به راه و رسم مجاهدین نه تنها نیرو بخشیده که تداوم آنرا تضمین کرده است.

بهروز پويان – كارشناس علوم سياسی – تهران



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran