۱۴۰۵ مهر ۲۸, سه‌شنبه

ژان پیر برار رئیس کمیته فرانسوی برای ایران دموکراتیک و نماینده افتخاری مجلس ملی فرانسه، «جان باختگان نردبانی برای بالا رفتن پسر شاه نیستند»



ژان پیر برار رئیس کمیته فرانسوی برای ایران دموکراتیک و نماینده افتخاری مجلس ملی فرانسه،  «جان باختگان نردبانی برای بالا رفتن پسر شاه نیستند»

کنفرانس بین‌المللی «نه به اعدام در ایران: ضرورت حسابرسی از سردمداران رژیم و ارجاع پرونده جنایات به شورای امنیت» بستری برای گردهمایی حامیان بین‌المللی حقوق‌بشر و آزادی بود. در میان سخنرانی‌های این نشست، موضع‌گیری ژان پیر برار، رئیس کمیته فرانسوی برای ایران دموکراتیک و نماینده افتخاری مجلس ملی فرانسه، از زاویه‌یی راهبردی و ساختاری به مسأله آینده سیاسی ایران و خطرات پیش‌روی تغییرات بنیادین پرداخت. او با تکیه بر تجربه تاریخی مبارزات ضدفاشیستی در اروپا، کانون تحلیل خود را بر ممانعت از سرقت دست‌آوردهای مبارزاتی مردم و ضرورت مرزبندی قاطع میان دموکراسی‌خواهی اصیل و بقایای استبداد گذشته استوار ساخت.

 

همبستگی پارلمان فرانسه و یادآوری هزینه سنگین آزادی

ژان پیر برار سخنان خود را با ستایش از ایستادگی جامعه ایران در برابر ستم آغاز کرد و از همگرایی چشمگیر جامعه سیاسی فرانسه با این مطالبه دموکراتیک خبر داد:

«ما در پاریس، در مجلس ملی و سنا، موفق شدیم اکثریت نمایندگان پارلمان فرانسه را همراه کنیم؛ نمایندگانی که حمایت خود را از مقاومت و مردم ایران برای رهایی از دیکتاتوری اعلام کردند. این گامی بسیار مهم و دستاوردی برجسته است».

وی با یادآوری دوران تاریک اشغال فرانسه در جنگ جهانی دوم و مقاومت ملی در برابر نازیسم، بهای سنگین آزادی را بازگو کرد و با قیاس رنج‌های دو ملت خاطرنشان ساخت:

«مسلماً ما از تجربه تاریخ فرانسه و با یاد مقاومت در برابر نازی‌ها می‌دانیم که متأسفانه برای دستیابی به آزادی، خونهای بسیاری فدا می‌شود».

از دیدگاه این قانون‌گذار فرانسوی، پیشرفت جنبش‌های آزادیبخش به‌طور معمول با یک آفت تاریخی همراه است: ظهور مدعیانی که در روزهای سختی حضور نداشتند، اما هم‌زمان با تضعیف استبداد حاکم و در آستانه پیروزی، درصدد مصادره فداکاریهای مردم برمی‌آیند.

 

نقد آلترناتیوسازی از بقایای سلطنت

ژان پیر برار با بیانی بدون تعارف به نقد رویکرد بازماندگان نظام سلطنتی سابق پرداخت. او تلاش‌های صورت‌گرفته برای مطرح کردن رضا پهلوی به‌عنوان آلترناتیو یا گزینه‌یی برای دوران پس از فاشیسم دینی را به‌شدت مردود دانست:

«امروز شاهد ظهور جریانهایی هستید که هرگز در کنار مردم ایران نایستاده بودند، اما امروز سر برآورده‌اند و می‌کوشند بگویند: ما هم هستیم. به‌ویژه منظورم پسر شاه مخلوع ایران است؛ همان دیکتاتور سابق که آسیب‌های بی‌شماری به کشورش وارد کرد و اکنون پسرش که در آمریکا پناهنده است، سعی دارد وانمود کند که راه چاره یا جایگزین است. در حالی‌که او هرگز یک راه چاره نیست».

او ماهیت سرکوب در دوران پهلوی را یادآوری کرد و پلیس امنیتی آن نظام را به ساختارهای هراس‌افکن تاریخ اروپا تشبیه نمود:

«نه‌تنها پدرش جنایات هولناکی را به‌دست پلیس سیاسی خود، یعنی ساواک، رقم زد، ساواکی که به تعبیری هم‌چون گشتاپو در دوران نازی‌ها بود...»

برار ریشه عدم صلاحیت سیاسی فرزند شاه سابق را در امتناع مستمر او از اعلام برائت نسبت به جنایات آن دوران دانست. او استدلال کرد فردی که پیشینه استبدادی خانواده‌اش را تطهیر یا سکوت پیشه می‌کند، ظرفیت حرکت به‌سوی دموکراسی را نخواهد داشت:

«هرگز نباید از یاد برد که دیکتاتوری شاه جان هزاران هزار نفر را گرفت و این جان‌باختگان، نردبانی برای بالا رفتن پسر شاه نیستند؛ فردی که هرگز جنایات پدرش را محکوم نکرده است».

 

افشای سیاست‌های مماشات و تطهیر چهره‌های وابسته

بخش دیگر سخنان نماینده پیشین مجلس ملی فرانسه، انتقاد مستقیم از برخی نهادهای غربی بود که به‌زعم وی، با تلاش برای مشروعیت‌بخشی به بقایای دیکتاتوری گذشته، در پی تضعیف اپوزیسیون واقعی و تثبیت نوعی سازش با وضع موجود هستند. او به‌طور خاص به اقدام بنیاد آلمانی فردریش ناومن اشاره کرد. او این‌گونه تحرکات را نه راه‌حلی برای گذار به حاکمیت ملی، بلکه اهرمی برای ایجاد نوعی مصالحه به نفع بقای حاکمیت یا بخش‌هایی از آن دانست:

«این رویکرد، راهی برای تداوم ستم و حتی نجات‌بخشی از حکومت آخوندهاست؛ چرا که وقتی دیکتاتوری آخوندها در اثر پایداری مردم تضعیف شده است، نباید اجازه داد کسانی که پیش‌تر حامی نظام شاه بودند، بکوشند جایی در کنار آخوندها پیدا کنند و نوعی مصالحه به‌وجود آورند تا ملت ایران را از دستاورد مبارزات مقاومتشان محروم سازند».

 

مرزبندی بنیادین: «نه شاه، نه شیخ»

ژان پیر برار برای ترسیم چشم‌انداز دموکراتیک، شعار تاریخی و مردمی جامعه ایران را بازخوانی کرد و آن را یک اصل خدشه‌ناپذیر برای هر گونه همبستگی بین‌المللی با ایران آزاد فردا دانست:

«شعاری است که می‌گوید: نه شاه، نه شیخ؛ ما برای فرانسوی‌زبانان نیز همین را می‌گوییم: «نه شاه، نه شیخ. هر دوی آنها به یک اندازه هولناک و ستمگرند».

وی سخنان خود را با تعهد به استمرار نظارت و مقابله با هر گونه تحریف سیاسی به پایان رساند:

«ما در فرانسه هم‌چنان در کنار مبارزه دوستان ایرانی و مردم ایران خواهیم ایستاد و تمامی تلاش‌هایی را که برای مصادره این فداکاریها انجام می‌شود افشا خواهیم کرد... ما به تعهدات پیشین خود پایبند خواهیم بود و اجازه نخواهیم داد مردم ایران از پیروزی خود و ثمره فداکاریهایشان محروم شوند».



🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


ارتش یمن: نبرد تعز سرنوشت‌ساز است؛ حوثی‌ها در تلاش برای ورود به شهر شکست خوردند



ارتش یمن: نبرد تعز سرنوشت‌ساز است؛ حوثی‌ها در تلاش برای ورود به شهر شکست خوردند

سرلشکر عبدالعزیز المجیدی، رئیس ستاد محور تعز در ارتش یمن، تأکید کرد نیروهای دولتی در محورهای مختلف شهر تعز با شبه‌نظامیان تروریستی حوثی درگیر هستند و این نبرد را «جنگی سرنوشت‌ساز برای بقا» توصیف کرد.

المجیدی در گفتگویی اختصاصی با شبکه «العربیه» گفت نیروهای دولتی تلاش‌های حوثی‌ها برای پیشروی به داخل شهر تعز را از تمامی محورهای عملیاتی با شکست مواجه کرده‌اند و درگیریها در اطراف شهر هم‌چنان ادامه دارد.

او افزود نیروهای ارتش در حال مقابله با این تلاش‌ها هستند و برای جلوگیری از هر گونه پیشروی میدانی حوثی‌ها به سمت شهر تعز می‌جنگند.

درگیری در تمامی محورهای عملیاتی

رئیس ستاد محور تعز ماهیت درگیریهای جاری را «نبردی سرنوشت‌ساز» دانست و گفت این نبردها تنها به یک محور محدود نیست، بلکه تمامی محورهای شهر را دربر می‌گیرد؛ در حالی که حوثی‌ها به‌طور مستمر برای ورود به شهر تلاش می‌کنند.

المجیدی هم‌چنین تأکید کرد نیروهای دولتی اکنون نسبت به گذشته از آمادگی بیشتری برای مقابله با حوثی‌ها برخوردارند و توانایی بالایی در دفاع از شهر دارند.

شهر تعز از نظر راهبردی اهمیت ویژه‌یی دارد، زیرا موقعیت جغرافیایی آن مناطق شمالی و جنوبی یمن را به هم متصل می‌کند. این شهر طی سال‌های گذشته صحنه درگیریهای طولانی میان نیروهای دولتی و حوثی‌ها بوده و از پیامدهای انسانی و اقتصادی جنگ، از جمله محدودیت‌های رفت و آمد و انتقال کالا، به‌شدت آسیب دیده است.

اظهارات المجیدی نشان می‌دهد تنشهای نظامی در اطراف تعز هم‌چنان ادامه دارد و نیروهای دولتی بر جلوگیری از هر گونه پیشروی حوثی‌ها به داخل شهر تأکید دارند.


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


ارائه گزارش مای ساتو به مجمع عمومی توسط آنتونیو گوترز؛ اعدام‌های خودسرانه بی‌وقفه ادامه یافت



ارائه گزارش مای ساتو به مجمع عمومی توسط آنتونیو گوترز؛ اعدام‌های خودسرانه بی‌وقفه ادامه یافت

دبیرکل سازمان ملل متحد، گزارش مای ساتو گزارشگر ویژه حقوق‌بشر برای ایران را به مجمع عمومی ملل متحد ارائه داد. در این گزارش آمده است: «در طول دوره گزارش‌دهی، هزاران نفر در ایران، هم بر اثر حملات آمریکا و اسراییل و هم توسط مقام‌های ایرانی کشته شدند. حملات خارجی، سرکوب داخلی را متوقف نکرد: اعدام‌های خودسرانه بدون وقفه ادامه یافت، کما این‌که گزارشهای مربوط به کشتارهای غیرقانونی توسط نیروهای امنیتی نیز ادامه داشت. گزارشگر ویژه حقوق‌بشر هم‌چنان گزارشهایی در مورد استفاده از نیروی مفرط و کشنده توسط نیروهای امنیتی ایران در جریان اعتراضات سراسری دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ دریافت می‌کند که منجر به هزاران کشته شد. هیأت حقیقت‌یاب مستقل دریافته است که بسیاری از این موارد نقض، به سطح جنایات علیه بشریت می‌رسد».

در گزارش مای ساتو که توسط دبیرکل ملل متحد به مجمع عمومی ارائه شد، آمده است: «اعدامها در طول جنگ متوقف نشد. حداقل ۲۹ نفر در ارتباط با مشارکتشان در اعتراضات ژانویه اعدام شده‌اند که حداقل ۵ نفر از آنها در ملأعام بوده است».

گزارشگر ویژه حقوق‌بشر ملل متحد در گزارش خود خواستار تحقیقات فوری، مستقل و بی‌طرفانه در مورد کشتارها در ایران پیگرد قانونی عاملان آن شد. هم‌چنین از رژیم ایران خواست پیکر کشته‌شدگان را به خانواده‌هایشان بر گرداند و فشار بر آنها را پایان دهد


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران - تجمع و راهپیمایی اعتراضی بازنشستگان، کارگران، مال‌باختگان و سایر اقشار در شهرهای مختلف کشور



اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران - تجمع و راهپیمایی اعتراضی بازنشستگان، کارگران، مال‌باختگان و سایر اقشار در شهرهای مختلف کشور

شورای ملی مقاومت ایران -سربرگ

تجمع و راهپیمایی اعتراضی بازنشستگان، کارگران، مال‌باختگان و سایر اقشار در شهرهای مختلف کشور . «عدالت، عدالت، مرده در این ولایت»، «مرگ بر گرانی، فقر، جنگ، ویرانی»، «دشمن ما همین‌جاست، دروغ میگن آمریکاست»روزهای یکشنبه ۲۶ و دوشنبه ۲۷ مهر، شهرهای مختلف ایران شاهد تجمعات و راهپیمایی‌های اعتراضی اقشار مختلف مردم به ستوه آمده از غارت و چپاول رژیم آخوندی بود.

روز دوشنبه ۲۷ مهر، بازنشستگان مخابرات در استانهای کردستان، کرمانشاه، اصفهان، همدان و ایلام در اعتراض به غارتگریهای ستاد اجرایی فرمان خمینی و تعاون سپاه پاسداران، دست به تجمع زدند. در اصفهان تجمع‌کنندگان مقابل استانداری شعار می‌دادند: «عدالت، عدالت، مرده در این ولایت»، «مخابرات را ما ساختم سپاه برد و ما باختیم». در کرمانشاه شعار می‌دادند: «مخابرات ایران قانون نمی‌پذیرد»، «سهامدار عمده حق ما را خورده» و «تا حق خود نگیریم، از پا نمی‌نشینیم».

در همین روز غارت‌شدگان مؤسسه پیشگامان در یزد در اعتراض به بالا کشیدن سرمایه‌هایشان، خیابان فلاحی را بستند. هم‌چنین مال‌باختگان سهام «فجر بهمن» مقابل دادگاه رژیم در مشهد و متقاضیان پروژه مسکن ملی در دهدشت دست به تجمع زده و خواستار تعیین‌تکلیف و بازگرداندن سرمایه‌های به یغما رفته خود شدند.

روز یکشنبه ۲۶ مهر، بازنشستگان تأمین اجتماعی در تهران، کرمانشاه، شوش و رشت و اهواز و بازنشستگان فولاد و ذوب‌آهن در اصفهان تجمعات اعتراضی برگزار کردند. در اصفهان بازنشستگان شعار می‌دادند: «دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌گن آمریکاست». در تهران فریاد می‌زدند: «گرانی، اختلاس؛ این اقتصاد شماست». در کرمانشاه نیز شعارهای «اموال بازنشسته، غارت می‌شه پیوسته»، «دلار نفتی کجاست، تورمش مال ماست»، «مرگ بر گرانی، فقر و جنگ و ویرانی» و «فقر و ستم فراوان، ما رو کشاند خیابان» طنین‌انداز بود.


دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

۲۸ مهر ۱۴۰۵ (۲۰ اکتبر ۲۰۲۶)


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B

جنگ یا مذاکره؛ دو راهبرد برای حفظ نظام - تنگه هرمز؛ میدان تلاقی جنگ و مذاکره



جنگ یا مذاکره؛ دو راهبرد برای حفظ نظام -  تنگه هرمز؛ میدان تلاقی جنگ و مذاکره

در شرایطی که نگرانی از گسترش نارضایتی‌های اجتماعی و شکل‌گیری قیام سراسری، باندهای مختلف رژیم را تحت فشار قرار داده، اختلاف بر سر ادامه جنگ یا حرکت به سوی مذاکره ابعادی فراتر از یک مناقشه سیاست خارجی پیدا کرده است. مسئله اصلی این است که هر باند، راهبرد خود را برای حفظ نظام و تأمین سهم بیشتری از قدرت و ثروت دنبال می‌کند.

یک جریان، ادامه وضعیت جنگی را فرصتی برای تشدید فضای امنیتی، توجیه سرکوب و عقب راندن مطالبات اجتماعی می‌داند. در مقابل، جریان دیگری بر مذاکره و تفاهم با آمریکا تأکید می‌کند تا با کاهش فشارهای خارجی و گشودن روزنه‌ای اقتصادی، از تشدید بحران معیشتی و پیوستن انبوه ناراضیان به اعتراضات و  انفجار جامعه  جلوگیری کند. با این حال، اختلاف بر سر شیوه مواجهه با بحران، به معنای اختلاف بر سر اصل حفظ نظام نیست. هر دو جریان بقای رژیم را هدف قرار داده‌اند، اما مسیرهای متفاوتی برای رسیدن به آن پیشنهاد می‌کنند.

آقای مسعود رجوی، رهبر مقاومت ایران، با اشاره به انگیزه‌های مجتبی خامنه‌ای برای ادامه جنگ گفته است: «بچه خامنه‌ای مثل بچه شاه ادامه جنگ را می‌خواهد. اینان خوب می‌دانند که بدون جنگ آینده و شانسی ندارند. هر بلایی بر سر ایران و مردم ایران بیاید برای آنها هیچ اهمیتی ندارد.»

تنگه هرمز؛ میدان تلاقی جنگ و مذاکره

مواضع مقام‌های رژیم درباره تنگه هرمز نمونه روشنی از پیوند میان فشار نظامی و چانه‌زنی سیاسی است. قالیباف اعلام کرده است که تا تحقق هفت شرط مورد نظر تهران، تنگه هرمز باز نخواهد شد. او با تأکید بر اینکه رژیم قصد عقب‌نشینی ندارد، کنترل این آبراه را به اهرمی برای گرفتن امتیاز در مذاکرات فرض کرده است.

در سوی دیگر، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، اقدامات تهران را واکنشی به فشارها و محاصره دریایی آمریکا معرفی کرده و گفته است تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد، امنیت به تنگه هرمز بازنمی‌گردد. کاظم غریب‌آبادی نیز تنگه را بخشی از امنیت ملی رژیم دانسته و برای ترتیبات کنترلی مورد نظر تهران توجیه حقوقی ارائه کرده است.

در همین حال، علی نیکزاد، نایب‌رئیس مجلس، از آمریکا خواسته است ترتیبات جدید مورد نظر ایران در تنگه هرمز را بپذیرد. مجموعه این مواضع بیانگر تلاش بخشی از ساختار سیاسی برای تبدیل وضعیت جنگی به دستاوردی پایدار در مذاکرات است؛ دستاوردی که بتواند به کاهش فشارها و تثبیت موقعیت منطقه‌ای رژیم کمک کند.

اما مواضع نظامی نشان می‌دهد که این مسیر با تهدید به تشدید درگیری همراه است. سخنگوی سپاه پاسداران مدعی شده است که کنترل تنگه در اختیار نیروهای ایرانی است و عبور شناورها بدون اجازه و مدیریت ایران امکان‌پذیر نیست. قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا نیز تهدید کرده است که در صورت حمله آمریکا به زیرساخت‌های ایران، تنگه هرمز را به‌طور نامحدود مسدود خواهد کرد و اهداف نفتی و انرژی منطقه را هدف قرار خواهد داد. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز هشدار داده است که در صورت ازسرگیری جنگ، زیرساخت‌های فناوری آمریکا در منطقه، از جمله مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی، می‌توانند در فهرست اهداف قرار گیرند.

مجتبی خامنه‌ای و تلاش برای مهار شکاف‌ها

در اعماق این منازعه، رقابت بر سر هژمونی و آینده نظام جریان دارد. باند نزدیک به اصلاح‌طلبان حکومتی، با برجسته کردن ضرورت مذاکره و تعامل با غرب، می‌کوشد از شرایط موجود برای بازسازی موقعیت سیاسی خود استفاده کند. در مقابل، مجتبی خامنه‌ای و هسته سخت قدرت متکی بر سپاه پاسداران، نسبت به پیامدهای این رویکرد و احتمال تغییر موازنه قدرت حساس‌اند.

آقای مسعود رجوی در توصیف این کشمکش گفته است: «در جنگ گرگها، حرف مجتبی با اصلاحاتی‌ها که زیر سرشان بلند شده، این است که پدر و زن و خواهر و دختر خواهر و شوهر خواهر من کشته نشدند که شما جیبتان پر شود و سهم بیشتری از قدرت بخواهید».

تلاش مجتبی خامنه‌ای برای مهار این اختلاف‌ها در پیام او به مناسبت هفته دولت آشکار شد. او با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام اجتماعی اعلام کرد: «قاطعانه اعلام می‌کنم که ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.»

اقتصاد و قیام؛ نگرانی مشترک باندهای رژیم

یکی از عوامل اصلی این کشمکش، نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ و افزایش فشارهای معیشتی است. جریان مدافع مذاکره بیم دارد که ادامه تحریم‌ها، اختلال در تجارت و تشدید مشکلات اقتصادی، نارضایتی عمومی را به نقطه انفجار برساند. در مقابل، جریان مدافع ادامه رویارویی می‌کوشد فضای امنیتی و شرایط جنگی را به ابزاری برای محدود کردن اعتراضات و تحکیم موقعیت خود تبدیل کند.

با این حال، هر دو راهبرد با یک تناقض بنیادی روبه‌رو هستند: تشدید فشار اقتصادی می‌تواند نارضایتی را گسترش دهد و ادامه وضعیت جنگی نیز هزینه‌های سیاسی و اقتصادی سنگین‌تری بر جامعه تحمیل کند. از این رو، اختلاف میان باندها تنها بر سر چگونگی مواجهه با آمریکا نیست؛ بلکه بر سر نحوه مدیریت بحرانی است که ریشه‌های آن در تضاد میان جامعه و ساختار حاکم قرار دارد.

همین وضعیت می‌تواند رقابت بر سر سهم قدرت را تشدید کند. هنگامی که منابع محدودتر و هزینه‌های حفظ نظام بیشتر می‌شود، هر باند می‌کوشد مسئولیت شکست‌ها را به گردن دیگری بیندازد و خود را راه‌حل بحران معرفی کند. در چنین شرایطی، دعوت به وحدت نیز ممکن است بیش از آنکه نشانه رفع اختلاف باشد، بیانگر نگرانی از گسترش آن باشد.

پایان جنگ گرگ‌ها کجاست؟

کشمکش بر سر جنگ و مذاکره را نمی‌توان صرفاً اختلافی مقطعی میان تندروها و طرفداران تعامل دانست. این منازعه، رقابتی بر سر چگونگی حفظ نظام، کنترل پیامدهای بحران و سهم هر باند از قدرت است. مواضع قالیباف، بقائی، عراقچی و رضایی در کنار هشدارهای مجتبی خامنه‌ای درباره «دوگانه‌سازی‌های موهوم»، ابعاد گوناگون این رقابت را آشکار می‌کند.

در این میان، مسئله تعیین‌کننده، وضعیت جامعه‌ای است که زیر فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی قرار دارد. باندهای رژیم ممکن است بر سر روش‌ها اختلاف داشته باشند، اما در ضرورت حفظ ساختار قدرت اشتراک نظر دارند. از این منظر، پایان واقعی جنگ گرگ‌ها نه در جابه‌جایی سهم‌ها میان جناح‌ها، بلکه در دگرگونی بنیادی نظمی نهفته است که این رقابت بر سر بقای آن جریان دارد.

در تحلیل مقاومت ایران، راه برون‌رفت از این چرخه، سرنگونی تمامیت رژیم با اتکا به اراده مردم و مقاومت سازمان‌یافته است؛ راهی که بر اساس این دیدگاه، نه به ادامه جنگ برای حفظ قدرت و نه به توافقی محدود برای بازسازی همان ساختار، بلکه به تغییر بنیادین وضعیت سیاسی کشور منتهی می‌شود.


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


یوروپ سیز: تأکید کنفرانس برلین بر مقاومت سازمان‌یافته به‌عنوان راه‌حل دموکراتیک


یوروپ سیز: تأکید کنفرانس برلین بر مقاومت سازمان‌یافته به‌عنوان راه‌حل دموکراتیک

یوروپ سیز:  تأکید کنفرانس برلین ، بر مقاومت سازمان‌یافته به‌عنوان راه‌حل دموکراتیک . نماینده شورای ملی مقاومت ایران در این کنفرانس تأکید کرد تغییر در ایران نه در مذاکره با رژیم و نه در جنگ و مداخله خارجی بلکه در مبارزه خود مردم ایران نهفته است

یوروپ سیز در گزارشی از کنفرانس برلین و سخنان دکتر معصومه بلورچی نماینده شورای ملی مقاومت در این کنفرانس، نوشت: در کنفرانسی در برلین که با عنوان «بحران در ایران و راه‌حل دموکراتیک» برگزار گردید، معصومه بلورچی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران در آلمان، تأکید کرد که مقاومت سازمان‌یافته در داخل ایران یک مسیر عملی برای تغییر دموکراتیک ارائه می‌دهد.

بلورچی با اشاره به کارزار اعتصاب غذای «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به‌عنوان نمونه‌یی روشن از پایداری و مقابله با اعدامها در ایران گفت: این اعتصاب غذا که هر هفته برگزار می‌شود اکنون به ۶۶ زندان در سراسر ایران گسترش یافت و زندانیان در ۱۳ اکتبر صد و چهل و دومین هفته اعتصاب را در تداوم این کارزار برگزار کردند و این در حالی است زندانیان با تهدید اعدام مواجهند.

بلورچی گفت عزم زندانیان برای دفاع از کرامت انسانی نشان می‌دهد که مقاومت حتی در پشت میله‌های زندان در حال رشد است. او تأکید کرد که خواسته‌های آنها مستلزم آن است که جامعه بین‌المللی از محکومیت‌های لفظی فراتر رفته و گام‌های عملی برای توقف اعدامها بردارد.

وی هم‌چنین تأکید کرد که مسیر تغییر در ایران نه در مذاکرات با رژیم و نه در جنگ و مداخله خارجی، بلکه در مبارزه خود مردم ایران علیه سرکوب نهفته است.

بلورچی با اشاره به پیام مریم رجوی گفت که نادیده گرفتن مقاومت سازمان‌یافته ایران به‌عنوان یک جایگزین دموکراتیک، یکی از اشتباهات اساسی غرب در سیاست خود در قبال ایران بوده است.

او نتیجه گرفت که بیش از چهار دهه مقاومت در برابر زندان، شکنجه و اعدام، عزم این جنبش را برای تأمین آزادی و تغییر دموکراتیک در ایران نشان می‌دهد.


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


۲۶ مهر، سالروز مسئول اول شدن مریم رجوی؛ نماد صدق، فدا و پایداری در مسیر آزادی ایران گرامی باد



        🔵🔵 ۲۶ مهر، سالروز مسئول اول شدن مریم رجوی؛ نماد صدق، فدا و پایداری در مسیر آزادی ایران گرامی باد🌹🌹


در سرگذشت چهار دهه پیکار بی‌امان با استبداد مذهبی، فراز و نشیب‌هایی وجود دارد که هر یک به‌تنهایی می‌توانست نیرویی را از ادامه مسیر بازدارد؛ اما مقاومت ایران از دل سخت‌ترین آزمون‌ها عبور کرد، ایستاد، بالید و به مسیر خود برای تحقق آزادی و رهایی ایران ادامه داد. راز این ماندگاری را باید در آرمانی جست‌وجو کرد که از سختی‌ها بزرگ‌تر بود؛ در ایمانی که در برابر تندباد حوادث خم نشد و در نیرویی که بهای ایستادگی را با صدق و فدا پرداخت.

و در این مسیر، نام مریم رجوی برای هواداران مقاومت، یادآور مسئولیتی سنگین، تعهدی مستمر و نمادی از صدق و فدا در راه آزادی است؛ زنی که نامش با آرمان تغییر، پایداری و چشم‌انداز ایرانی آزاد گره خورده است.

۲۶ مهر، تنها یادآور یک تاریخ نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی معنای مسئولیت در روزگار دشوار، برای درنگ بر بهای وفاداری به آرمان و برای تجدید عهد با نسلی که رؤیای آزادی را، با وجود همه رنج‌ها و موانع، زنده نگه داشته است.

در روزگاری که استبداد می‌کوشد امید را خاموش کند و اراده‌ها را درهم بشکند، بزرگداشت چنین روزی، یادآور این حقیقت است که هیچ آرمان بزرگی بدون پرداخت بها و هیچ مسیر دشواری بدون ایستادگی به مقصد نمی‌رسد.

به امید روزی که ایران از بند استبداد رها شود، آزادی و کرامت انسانی در سراسر میهنمان شکوفا گردد و نسل‌های آینده، از رنج و ایستادگی امروز، سرگذشت رسیدن به فردایی آزاد را روایت کنند.

درود بر صدق و فدا؛

درود بر پایداری در راه آزادی؛

و درود بر آرزوی دیرپای ایرانی آزاد و آباد.

#مریم_رجوی

#۲۶_مهر

#مجاهدین_خلق_ایران


🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


شعار هاتان عالیه سفره ما خالی ، هرچه سکوت گزیدیم عدالتی ندیدیم - بحران تورم وفلاکت معیشت ودریای نارضایتی مردم در نظام فاشیستی آخوندی



شعار هاتان عالیه سفره ما  خالی ، هرچه سکوت گزیدیم عدالتی ندیدیم - بحران تورم وفلاکت معیشت در نظام فاشیستی آخوندی 

از سفره‌های خالی تا خیابان‌ها، اعتراضات و نارضایتی مردم از گرانی، فقر و بی‌پاسخ‌ماندن مطالبات توسط حکومت ایران هر روز ابعاد تازه‌ای به خود می گیرد. اعتراضات معیشتی ایران بار دیگر در شهرهای مختلف جلوه‌ای آشکار از بحران اقتصادی و نارضایتی اجتماعی را نشان داده است. دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، بازنشستگان مخابرات در شهرهای اصفهان، تهران، کرمانشاه، کردستان، اهواز و مالباختگان پیشگامان یزد اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند. معترضان به مستمری‌های ناچیز، گرانی، مشکلات درمانی و پرداخت‌نشدن مطالبات خود اعتراض داشتند.

بازنشستگان در شهرهای مختلف درتجمعات اعتراضی خود شعارهای رادیکالتری را نسبت به قبل علیه حکومت ایران فریاد زدند. برخی از این شعارها عبارتند از: «عدالت، عدالت، مْرده در این ولایت ـ مخابراتو ما ساختیم سپاه بْرد و ما باختیم ـ ظالم و حامیشان ننگ بر هر دوتاشان».

اعتراضات معیشتی؛ از حقوق ناچیز تا سفره‌های خالی

گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد بازنشستگان در کنار خواسته‌های اقتصادی، علیه فساد، سرکوب و احکام اعدام نیز شعار داده‌اند. در اهواز، معترضان از افزایش هزینه‌های زندگی و پرداخت‌نشدن مطالبات مزدی گفتند. در اصفهان نیز بازنشستگان مخابرات خواستار بهبود خدمات درمانی و پرداخت معوقات شدند.

ریشه این اعتراضات را باید در شکاف عمیق میان درآمد خانوارها و هزینه‌های زندگی جست‌وجو کرد. هنگامی که حقوق ماهانه از هزینه مسکن، خوراک، دارو و آموزش عقب می‌ماند، تأمین نیازهای اولیه به دغدغه‌ای روزانه تبدیل می‌شود.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، پایه دستمزد ماهانه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان اعلام شده است. این رقم در برابر افزایش قیمت کالاهای اساسی و هزینه‌های سنگین زندگی، قدرت خرید بسیاری از خانوارها را محدود می‌کند. این درحالی است که خط فقر هم اکنون در ایران نزدیک به صد میلیون تومان است.

چرا اعتراضات معیشتی ادامه دارد؟

تورم، کاهش ارزش پول ملی، ناامنی شغلی، تبعیض و فساد اقتصادی، فشار بر اقشار حقوق‌بگیر را تشدید کرده‌اند. بازنشسته‌ای که سال‌ها کار کرده، امروز برای دارو و درمان با دشواری روبه‌رو است. کارگری که تمام ماه کار می‌کند، ممکن است همچنان از تأمین هزینه مسکن و خوراک ناتوان بماند.

این نارضایتی‌ها فقط به مسائل اقتصادی محدود نیستند. شعارهای معترضان درباره فساد و زندانیان سیاسی نشان می‌دهد که بخشی از اعتراض‌ها، بی‌اعتمادی عمیق‌تر به ساختار قدرت را نیز بازتاب می‌دهد.

از قطره‌های پراکنده تا دریای نارضایتی

تکرار اعتراضات معیشتی در شهرهای مختلف نشان می‌دهد که مطالبات بازنشستگان و کارگران همچنان پابرجا است. هنگامی که اعتراض‌های صنفی با مشکلات مشترک روبه‌رو می‌شوند، زمینه همبستگی میان گروه‌های گوناگون جامعه افزایش می‌یابد.

حکومتی که پاسخ مؤثری به فقر، گرانی، فساد و خواسته‌های انباشته مردم نمی‌دهد، با گسترش شکاف میان جامعه و قدرت روبه‌رو می‌شود. هیچ‌کس نمی‌تواند زمان یا شکل تحولات آینده را با قطعیت پیش‌بینی کند؛ اما نادیده‌گرفتن این نارضایتی‌ها، بحران اعتماد را عمیق‌تر می‌کند.

اعتراضات امروز را نمی‌توان صرفاً تجمع‌هایی پراکنده برای افزایش حقوق دانست. این اعتراض‌ها نشانه فشار اقتصادی و نارضایتی انباشته در بخش‌هایی از جامعه‌اند. قطره‌های خشم اجتماعی ممکن است به موجی بزرگ‌تر تبدیل شوند؛ موجی که ریشه آن را باید در سال‌ها فقر، بی‌عدالتی و بی‌پاسخ‌ماندن مطالبات مردم جست‌وجو کرد.

منابع:

گزارش تجمعات اعتراضی در شبکه های اجتماعی ایکس و تلگرام



🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B



تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در صدوچهل‌وسومین هفته در ۶۶ زندان مختلف



تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در صدوچهل‌وسومین هفته در ۶۶ زندان مختلف

بیانیه صدوچهل‌وسومین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، روز سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ با تأکید بر تداوم این کازار به‌رغم اجرای روزانه احکام اعدام و سرکوب حکومتی، منتشر شد. در بیانیه آمده است: حکومت مستبد حاکم از ابتدای مهرماه تاکنون دست‌کم ۷۲ تن را به دار آویخته است و هم‌چنان بسیاری از زندانیان، به‌ویژه بازداشت شدگان قیام دیماه ۱۴۰۴، در معرض خطر صدور و اجرای حکم اعدام قرار دارند.

در همین رابطه، عفو بین‌الملل هشدار داد که ۲۰ معترض قیام دیماه ۱۴۰۴ در معرض خطر قریب‌الوقوع اعدام قرار دارند و دست‌کم ۳۴ نفر پیش‌تر اعدام شده‌اند.

در هفته گذشته، حکم اعدام و ریشه مرادی، زندانی سیاسی، که پیش‌تر در دیوان عالی کشور نقض شده بود، مجدداً تأیید شد.

حمایت‌های گسترده روزهای اخیر از کارزار و مخالفت با مجازات اعدام به‌مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام نشان داد که صدای اعتراض به این مجازات ضدانسانی هم‌چنان بلندتر می‌شود و همبستگی با زندانیان محکوم به اعدام گسترش می‌یابد.

آقای لئوپولدو مالدونادو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی بیان، نیز این هفته در اعتراض به اعدامها در ایران به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» پیوست. چند روز پیش نیز «مادران آشتی کردستان» به این کارزار پیوسته بودند.

بیانیه در ادامه با اشاره به اعتصاب غذای زندانیان در ۶۶ زندان کشور به‌عنوان نمادی از ایستادگی در برابر اعدام و فراخوان به وجدانهای بیدار در کشورهای مختلف جهان برای پیوستن به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، می‌افزاید:

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» روز سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵، در صد و چهل‌وسومین هفته این کارزار، در ۶۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:

زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزل‌حصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور، زندان ایرانشهر، زندان بندرعباس، زندان ضیابر صومعه‌سرا، زندان دره‌شهر ایلام و زندان مشگین‌شهر.



🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B


کنفرانس در آلمان، سخنرانی توماس لوتسه، سحر ثنایی، محمدعلی الهی، ویدا نیک طالعان، بهنام وفاسرشت و رضا موسوی



کنفرانس در آلمان، سخنرانی توماس لوتسه، سحر ثنایی، محمدعلی الهی، ویدا نیک طالعان، بهنام وفاسرشت و رضا موسوی

کنفرانس در آلمان سخنرانی‌های نمایندگان پارلمان، شخصیت‌های سیاسی.  نمایندگان جوامع ایرانیان در آلمان و شاهدان شکنجه‌های ساواک در زندانهای رژیم سلطنتی

 

توماس لوتسه - نمایندهٔ مجلس فدرال آلمان ۲۰۲۵-۲۰۰۹

  • برجسته‌سازی دوباره رضا پهلوی بیش از آن که متکی بر یک پایگاه اجتماعی واقعی باشد، مبتنی بر تبلیغات رسانه‌یی، شبکه‌های اینترنتی و لابی‌گری‌های تهاجمی است.
  • برجسته‌سازی سلطنت در خدمت پروپاگاندای جمهوری اسلامی قرار دارد.. حکومت سال‌هاست می‌کوشد هر گونه دگرگونی سیاسی را مترادف با بازگشت سلطنت جلوه داده و مردم را بر سر دوراهیِ انتخاب میان دو دیکتاتوری قرار دهد.

پرسش کلیدی امروز در اینجا این است: چرا مشروعیت بخشی به پهلوی به جنبش دموکراسی‌خواهی در ایران آسیب می‌زند؟

پهلوی نه برآمده از یک فرآیند دموکراتیک است، نه نماینده منتخب مردم ایران به‌شمار می‌رود و نه از شبکه‌یی سازمان‌یافته و قابل ارزیابی در داخل کشور برخوردار است. برجسته‌سازی دوباره او بیش از آن که متکی بر یک پایگاه اجتماعی واقعی باشد، مبتنی بر تبلیغات رسانه‌یی، شبکه‌های اینترنتی و لابی‌گری‌های تهاجمی است؛ همان‌طور که دقایقی پیش شرح آن را شنیدیم. در اینجا به هفت نکته به‌صورت گذرا و فشرده اشاره می‌کنم:

نخست: آزادی نه با جنگ همخوانی دارد و نه با بمباران. او از حمله نظامی خارجی به ایران حمایت می‌کند یا در گذشته حمایت کرده است و در رنج و آسیب بسیاری از ایرانیان، به‌ویژه خانواده‌هایی که قربانی جنگ و پیامدهای سرکوب ناشی از آن شدند، سهیم است. این موضوع عمیقاً نگران‌کننده است. او با این رویکرد، از موضعی جانبداری می‌کند که جمعیت غیرنظامی کشور و خطرات ناشی از فروپاشی و بی‌ثباتی را نادیده می‌گیرد؛ چنین رویکردی هرگز نمی‌تواند مبنایی برای یک جایگزین سیاسی باشد.

دوم: گذار دموکراتیک با تکیه بر دستگاههای سرکوب ممکن نیست. پهلوی خود از ارتباطات چند ساله با بخش‌هایی از سپاه پاسداران سخن گفته و برای نیروهای امنیتی و بخش‌هایی از سپاه در فرآیند انتقال قدرت نقش قائل شده است. اما مردم ایران که دهه‌هاست قربانی مستقیم همین نهادها هستند، دیدگاهی کاملاً متضاد دارند. پروژه‌یی که نگاه خود را به‌جای جامعه و نیروهای دموکراتیک، به کارگزاران دستگاههای امنیتی معطوف می‌کند، شایسته عنوان «نماد آزادی» نیست عنوانی که ظاهراً قرار است در ماه نوامبر در کلیسای پاول فرانکفورت به او اعطا شود.

سوم: برجسته‌سازی سلطنت در خدمت پروپاگاندای جمهوری اسلامی، یعنی رژیم حاکم، قرار دارد. حکومت سال‌هاست می‌کوشد هر گونه دگرگونی سیاسی را مترادف با بازگشت سلطنت جلوه دهد و مردم را بر سر دوراهیِ انتخاب میان دو دیکتاتوری قرار دهد. هنگامی‌که یک‌نهاد آلمانی پهلوی را برجسته می‌کند، ناخواسته دقیقاً همین دوگانه کاذب را تقویت می‌نماید و نیروهای دموکرات، جمهوریخواه و مدافعان حقوق‌بشر را به حاشیه می‌راند. این رویکرد بی‌نهایت خطرناک است.

چهارم: آزادی بدون قید و شرط است و امنیت منتقدان باید تضمین شود. گزارشهای پرتعداد مبنی بر تهدید، افشای اطلاعات خصوصی افراد، ارعاب و تعرض به منتقدان جریان پهلوی در اروپا و دیگر نقاط که نمونه‌هایی از آن را شنیدیم هشداری جدی است. هرگاه مخالفان یک جریان سیاسی برای ابراز عقیده خود احساس امنیت نکنند، نمی‌توان آن جریان را لیبرال یا هم‌سو با ارزش‌های لیبرال دانست. دموکراسی با پذیرش نقد و مدارا در برابر آن آغاز می‌شود.

پنجم: قربانیان دیکتاتوری دوران پهلوی نباید دوباره نادیده گرفته شوند. اهدای این جایزه صلح به مردم ایران از طریق فرزند شاه، پیامی تلخ و دردناک برای کسانی دارد که در آن دوره زندانی و شکنجه‌شده یا عزیزان خود را از دست داده‌اند. رنج قربانیان رژیم سلطنتی کمتر از رنج قربانیان حکومت جمهوری اسلامی نیست. هیچ رویکرد آزادیخواهانه‌ای مجاز نیست یک حافظه تاریخی را به نفع حافظه‌ای دیگر به سکوت بکشاند.

و در نهایت: حمایت از مردم ایران به‌معنای به‌رسمیت شناختن تنوع و تکثر آن است. میدان دادن به یک چهره مناقشه برانگیز، شکاف‌های جامعه ایران را عمیق‌تر می‌کند و جمهوری‌خواهان، اقوام، اقلیت‌های مذهبی، زنان، فعالان حقوق‌بشر و دیگر نیروهای دموکراتیک را به حاشیه می‌راند. وظیفه اروپا و آلمان نیست که برای مردم ایران رهبر بتراشند. وظیفه اروپا حمایت از مردم است تا خود بتوانند آینده‌شان را در چارچوب یک جمهوری دموکراتیک، با جدایی دین و دولت و مبتنی بر انتخابات آزاد رقم بزنند.

از توجه شما بسیار سپاسگزارم.

 

سحر ثنایی

بسیاری از شما مرا می‌شناسید و می‌دانید که خانواده‌ام نیز تا چه اندازه از جنایات رژیم ملاها آسیب‌دیده است. پس از تماشای ویدئویی که هم‌اکنون دیدیم، سخن گفتن برای من آسان نیست؛ این‌که بارها و بارها چهره زندانیانی را در برابر دیدگان داشته باشیم که هر روز در معرض خطر اعدام قرار دارند، در حالی‌که ما از تک‌تک لحظات برای دفاع از جان آنان بهره می‌گیریم. این نخبگان کشورمان هستند که هدف این سرکوب‌ها قرار گرفته‌اند و می‌توانم با اطمینان بگویم اکثر کسانی که امروز در این سالن نشسته‌اند نیز از این فجایع آسیب‌دیده‌اند. هیچ‌یک از ما این اقدامات را از سر انتقام‌جویی انجام نمی‌دهیم، بلکه انگیزه ما عشق به آزادی‌ست. ما خواهان رسیدگی به جنایات حقوق‌بشری در ایران و پاسخگو کردن عاملان آن هستیم؛ چرا که این امر، شالوده و بنیان یک دموکراسی‌ست. ما تلاش می‌کنیم حق دفاع مشروع مردم ایران به‌رسمیت شناخته شود تا این مسیرِ بسیار حیاتی و ضروری هموار گردد. این دقیقاً همان دلیلی است که رژیم ایران از دولتهای اروپایی می‌خواهد مقاومت را محدود کرده و صدای آن را به حاشیه برانند؛

روایت رژیم کاملاً روشن است: ادعا می‌کند هیچ جایگزینی وجود ندارد و جهان ناگزیر است میان بقای رژیم یا هرج‌ومرج، یکی را انتخاب کند. ما در برابر این ادعا می‌ایستیم. اما متأسفانه امروزه این تنها مانع نیست، مانع دیگری نیز وجود دارد؛ و آن، بزرگ‌نماییِ تصنعی یک آلترناتیو ظاهری و غیرمنتخب است، یعنی رضا پهلوی، فرزند دیکتاتور پیشین ایران.

با تبلیغات و لابی‌گری‌های پرهزینه و فعالیت‌های هماهنگ‌شده در شبکه‌های اجتماعی که بارها حتی در اینجا در آلمان نیز افشا شده است او را بسیار فراتر از پایگاه اجتماعی واقعی‌اش نشان می‌دهند. تجربه ثابت کرده است که چنین صحنه‌سازی‌هایی می‌تواند افکار عمومی را از یک راه‌حل واقعی، دموکراتیک و ریشه‌دار در میان ملت ایران منحرف سازد. این رویکرد در نهایت سودی به مردم نمی‌رساند، بلکه در خدمت دیکتاتوری حاکم بر تهران است. حمله به گردهمایی‌های مخالفان رژیم و کارزارهای تخریب شخصیت در فضای مجازی، به ایجاد رعب و وحشت، خاموش کردن صداهای دگراندیش و تعمیق تفرقه می‌انجامد.

ایجاد تفرقه میان مخالفان، صرف‌نظر از نیت بانیان آن، بیش از هر چیز به سود رژیم تمام می‌شود. نمایندگان رژیم بارها آشکارا اذعان کرده‌اند که پهلوی بیشترین نقش را در خنثی‌سازی اپوزیسیون ایفا کرده است.

بنیاد فریدریش ناومان نقشی نمادین به‌عنوان نماینده مردم ایران به چهره‌ای مناقشه برانگیز اعطا می‌کند. پرسش محوری این است: چه کسی حق دارد به نام ملت ایران سخن بگوید و مشروعیت چنین نمایندگی‌‌ای از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

من به‌عنوان نسل پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ علیه نظام سلطنتی در ایران، با صدای رسا اعلام می‌کنم که دوستان من و نسل بعد از من متعهد به‌حق تعیین سرنوشت مردم ایران هستند و به همین دلیل، ما از خانم مریم رجوی و طرح ۱۰ ماده‌ای ایشان پشتیبانی می‌کنیم.

 

محمدعلی الهی

با سلام به خانم‌ها و آقایان،

من محمدعلی الهی، استادیار سابق ریاضیات دانشگاه مشهد هستم. اما آنچه الآن اینجا هستم، نه به‌عنوان یک فرد دانشگاهی، بلکه به‌عنوان یک شاهد؛ شاهد شکنجه‌های ساواکِ شاه هستم.

در سال ۱۳۵۱ بود که مأموران مسلح ساواک مرا از محل کارم ربودند. جرمم توزیع اعلامیه‌ها، کتاب‌ها و جزوات سازمان مجاهدین خلق ایران بود. مرا با چشمان بسته بلافاصله به زندان ساواک منتقل کردند و شکنجه‌ها شروع شد.

به مدت ۲۵ روز من زیر شکنجه‌های ساواک شاه بودم، شلاق می‌زدند. درد شلاق بسیار کشنده است و به همین دلیل ساواکی‌ها به اون می‌گفتند شلاق خلاق است.

پاهایم، به‌طور خاص پای چپم، بر اثر این شلاق‌ها عفونت کرد و تمام این ناخنهای پای چپم ریخت، از بین رفت. علاوه بر آن، مرا با آتش سیگار شکنجه کردند که هنوز آثارش روی ران سمت راست من وجود دارد.

چهار ماه در سلول بودم؛ سلول انفرادی که عرضش فقط ۹۰ سانتی‌متر بود.

و اما یک شکنجهٔ بدتر؛ شکنجه بدتر این بود که درِ اتاق شکنجه را باز می‌کردند تا این‌که صدای زندانیان، زندانیانی که زیر شکنجه بودند، به گوش بقیه برسانند و این برای یک زندانی بدترین شکنجه است. به مدت چهار ماه در چنین سلولی بودم.

بعداً به مدت سه سال محکوم شدم. ولی مرا آزاد نکردند و دو سال اضافه کشیدم؛ یعنی به مدت پنج سال من در زندانهای شاه بودم.

و اما یک موضوع دیگر؛ من یکی از بازماندگان تظاهرات ۱۷ شهریورماه ۱۳۵۷ هستم و خودم شاهد بودم با چشم‌هایم دیدم که چگونه گارد جاویدان شاه روی مردم رگبار بست و جسد جوانها را من با چشمان خودم دیدم.

خانم‌ها و آقایان، این فقط سرگذشت من نبود، بلکه یک روشی بود که ساواک اینو به کار می‌برد. ساواک با شکنجه، با دستگیری، با سانسور و به‌طور خاص با از بین بردن روشنفکرانی که رهبریِ مردمو داشتند برای این‌که به یک جمهوری دموکراتیک برسند، آنها همه را از بین بردند و دستگیر کردند.

شاه هیچ راه‌حل مسالمت‌آمیزی برای مردم باقی نگذاشت و خلأ رهبری به‌وجود آمد، به‌دلیل این‌که اغلب رهبران آزادیخواه یا دستگیر شده بودند یا از بین رفته بودند. و این بزرگ‌ترین دلیل بود برای این‌که خمینی بتونه اون انقلاب مردم ایرانو مصادره کنه.

به‌عبارت‌دیگر، تاج رفت، عمامه آمد؛ چکمه رفت و نعلین آمد.

اما یه نکته‌یی که الآن می‌خواهم خدمتتان عرض کنم اینه که، باور کنید از زمانی که من به خارج کشور آمدم، بدترین خبر را من در چند روز قبل شنیدم. اون خبر زمانی بود که شنیدم که می‌خواهند به بچه شاه، به رضا پهلوی، جایزه «آزادی مردم ایران» را بدهند.

باور کنید مجدداً صدای اون شکنجه‌شده‌ها در گوشم طنین‌انداز شد. اون صحنه ۱۷ شهریورماه برایم تداعی و زنده شد. برای من غیرقابل‌ تصوره که چگونه می‌خواهند جایزه را به وارث یک دیکتاتور نظامی بدهند؛ آن‌هم نه‌تنها فاصله نگرفته از اون دیکتاتوری، بلکه می‌گه من به میراث خانواده‌ام افتخار می‌کنم.

چنین اقدامی نه‌تنها حمایت از مردم ایران نیست، بلکه تحقیر قربانیانه از جمله من. و باور کنید بالاترین هدیه سیاسی به رژیم ملأ.

و اما خواسته من؛ خواسته من اینه که صدای قربانیان ساواک شاه شنیده بشه، بدانند که مردم ایران مجبور نیستند که بین شاه و شیخ یکی را انتخاب کنند. مردم ایران شایسته آزادی، جمهوری، حاکمیت مردم و استقلال آینده خودشانند.

جایزه برای مردم ایران آری، ولی برای بچه شاه هرگز، هرگز، هرگز.

 

ویدا نیک طالعان

خانم‌ها و آقایان محترم، نمایندگان گرامی، من امروز نه‌فقط به‌عنوان یک قربانی صحبت می‌کنم. که هر چند خودم نیز قربانی این موضوع هستم؛ از سوی هواداران سلطنت به‌شدت مورد توهین، تهدید و حملات وحشیانه قرار گرفته‌ام و به همین دلیل چند شکایت کیفری ثبت کرده‌ام. اما هم‌زمان، امروز به‌نمایندگی از بیش از ۱۰۰ زن و مرد ایرانی در آلمان سخن می‌گویم که تجربیات مشابهی داشته‌اند: دشنام، توهینهای جنسیتی، ارعاب، نفرت پراکنی در فضای مجازی، افشای اطلاعات شخصی، حملات سایبری و خشونت فیزیکی.

این‌ها درگیریهایی پراکنده یا سوءتفاهم‌هایی تصادفی نیستند. ما شاهد الگویی تکرار شونده و فرا ملی هستیم که هدف آن ساکت کردن افراد و کنار زدن آنان از عرصه سیاسی ست. قربانیان به‌ویژه مخالفان بازگشت به سلطنت هستند.

گستره این اقدامات از کارزارهای نفرت پراکنی در اینترنت و تهدید و حمله در تجمعات گرفته تا مواردی از خشونت‌های شدید را در برمی‌گیرد.

یک نمونه تکان‌دهنده، پرونده مسعود مسجودی در کانادا ست. او از منتقدان صریح هم رژیم ایران و هم رضا پهلوی بود. دو نفر از محافل سلطنت‌طلب به اتهام قتل عمد درجه‌یک تحت پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند. رسیدگی قضایی به این پرونده هنوز به پایان نرسیده است. آقای مسجودی پیش از ناپدید شدنش، دو شکایت علیه شخص رضا پهلوی و شکایات دیگری علیه سایر افراد وابسته به او در کانادا ثبت کرده بود. این آقای مسجودی است.

اروپا نیز از این موضوع متأثر شده است. گزارشی از نهادهای امنیتی فرانسه که به دادگاههای این کشور ارائه شده، ثبت کرده است که در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶ از طریق سامانه پلیس، پیام‌هایی حاوی نماد ساواک دریافت شده است. در این پیام‌ها صراحتاً در صورتی‌که تظاهرات برنامه‌ریزی شده شورای ملی مقاومت برای بیستم ژوئن در پاریس مجوز دریافت کند، تهدید به بمب‌گذاری شده بود، . در نهایت، آن تجمع ممنوع و لغو شد.

همین ارزیابی‌ها هم‌چنین نمایش علنی نمادهای ساواک را در ۱۰ مه در رگنسبورگ و در ۲۶ آوریل در لندن مستند کرده‌اند. آنچه به‌ویژه نگران‌کننده است این است که فعالانی از این جریان علناً اعلام کرده‌اند ساختاری امنیتی، اطلاعاتی و عملیاتی با الگوبرداری از ساواک در اروپا ایجاد کرده و برای حدود ۶۰۰ فعال سیاسی، از جمله برای من، پرونده‌های امنیتی تشکیل داده‌اند.

بله، هنگامی‌که افراد در آلمان یا دیگر کشورهای اروپایی شناسایی، تعقیب و مرعوب می‌شوند، این دیگر یک رقابت سیاسی عادی نیست؛ بلکه تهدیدی برای امنیت داخلی، حقوق بنیادین و فضای دموکراتیک است.

اما آنچه ما وظیفه خود می‌دانیم: ما مقاوم خواهیم ماند. ما برای دموکراسی، آزادی، کرامت انسانی و برابری خواهیم ایستاد. نباید اجازه دهیم که ارعاب، نفرت پراکنی و حذف‌گرایی بر جامعه ما حاکم شود؛ زیرا دموکراسی امری بدیهی و تضمین‌شده نیست، بلکه با حضور همه ما و آنچه هر روز انجام می‌دهیم زنده می‌ماند.

 

بهنام وفاسرشت

امروز نه‌تنها به‌عنوان یک زندانی سیاسی فعال سیاسی، بلکه به‌عنوان کسی صحبت می‌کنم که خود و خانواده‌ام از سوی هواداران پهلوی مورد توهین و تهدید قرار گرفته. البته این روش برای من و خانواده‌ام تازگی نداره. همین برخوردها را من در بازجویی و در زندانهای ایران دیده و شنیده‌ام و بین این رژیم و طرفداران پهلوی فرقی نمی‌بینم. ما باید از حق آزادی و بیان و فعالیت‌های سیاسی مسالمت‌آمیز دفاع کنیم

 

رضا موسوی

رضا موسوی جامعه‌شناس در بررسی وضعیت جامعه ایران گفت:

جامعه ایران در وضعیتی انفجاری به سر می‌برد؛ نابرابری شدید اقتصادی، ناامیدی و عدم تأمین معیشت، از اصلی‌ترین محرک‌های اعتراضات سراسری ست، به‌طوری‌که دستمزدها حتی به یک‌چهارم خط فقر هم نمی‌رسد.

او درباره ماهیت اقتصادی ایران یادآور شد که بحران موجود، تنها ناشی از تحریم یا سوء‌مدیریت نیست. اقتصاد در انحصار نخبگان حاکم، به‌ویژه سپاه پاسداران و هلدینگ‌های بیت خامنه‌ای ست تا ثروت را از اکثریت جامعه به نفع اقلیتی کوچک تخلیه کنند.

این جامعه‌شناس با اشاره به مفاهیم گرامشی و هانا آرنت خاطرنشان کرد با انسداد تحول اقتصادی، تعرضهای به عرصه اجتماعی منتقل شده و رژیم با فقدان مشروعیت، دچار یک «بحران ارگانیک» شده که تنها با خشونت عریان حکومت می‌کند. از این‌رو، خیزش سراسری و گسست از نظم حاکم، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

راه‌حل بحران ایران ماهیتاً درونی‌ست و به‌طور گریزناپذیر به یک وضعیت انقلابی می‌انجامد. باین‌حال، تنگنای تاریخی چنین قیام‌هایی، بی‌شکلی و عدم انسجام آن‌هاست. لنین در رساله «چه باید کرد؟» تأکید می‌کند که اعتراض خودبه‌خودی، به‌تنهایی و بدون حضور یک پیشگام متشکل، قادر نیست و توده‌های نامتشکل توان آن را ندارند که یک رژیم سرکوبگر تادندان‌مسلح را سرنگون سازند. توده‌های غیرمتشکل اگر چه از انرژی انقلابی سرشارند، اما فاقد انسجام راهبردی هستند.

در این نقطه است که «کانون‌های شورشی» سازمان‌یافته نقشی کاتالیزور ایفا می‌کنند. آنها حلقه پیوند میان خودانگیختگی و تشکیلات هستند. آنها با نشان دادن آسیب‌پذیری رژیم از طریق عملیات‌های نامتقارن و هدفمند، بر معضل کنش جمعی که توسط مانکور اولسون تبیین شده و هم‌چنین بر ترس فلج‌کننده از سرکوب غلبه می‌کنند. آنها خشم پراکنده توده‌ها را هدایت کرده، تدارکات و لجستیک مقاومت را هماهنگ می‌سازند و اعتراضات پراکنده را به سمت سرنگونی استراتژیک و هدفمند رژیم پیش می‌برند. این امر پیش‌شرط ساختاری را برای شکل‌گیری ارتش آزادیبخش ملی و در نهایت سرنگونی نظام فراهم می‌سازد.

این بنیاد استراتژیک، همتای برنامه‌یی خود را در طرح ده‌ماده‌ای خانم مریم رجوی می‌یابد که به‌مثابه پیش‌نویس قانون اساسی برای یک ایران کثرت‌گرا، مبتنی بر جدایی دین و دولت و آزاد تدوین‌شده است. با توجه به این واقعیات، تغییر پارادایم در سیاست غرب ضرورتی انکارناپذیر است. نخستین گام برای اصلاح خطاهای دهه‌های گذشته، به‌رسمیت شناختن مشروعیت مقاومت سازمان‌یافته و نهاد نمایندگی‌کننده آن، یعنی شورای ملی مقاومت ایران، و پشتیبانی سیاسی از آن است.



🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی 🌳 # مریم رجوی 🌻 پیوند این بلاک با توئیتر B