۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه

کنفرانس «ایران: به سوی جمهوری دموکراتیک، حمایت از دولت موقت» در پارلمان انگلستان



                        کنفرانس «ایران: به سوی جمهوری دموکراتیک، حمایت از دولت موقت» در پارلمان انگلستان

در کنفرانس «ایران: به‌سوی جمهوری دموکراتیک» در پارلمان بریتانیا، نمایندگان برجسته مجلس عوام و اعیان با استقبال از اعلام دولت موقت شورای ملی مقاومت، آن را گامی شجاعانه برای انتقال حاکمیت به مردم ایران توصیف کردند. سخنرانان با تأکید بر پایان‌پذیری دیکتاتوری مذهبی و رد هر گونه بازگشت به سلطنت، خواستار به‌رسمیت‌شناختن رسمی دولت موقت و بستن سفارت رژیم در لندن شدند

 

سخنرانیهای:

باب بلکمن نماینده پارلمان انگلستان - رئیس مشترک کمیته بین‌المللی پارلمانترها برای ایران دموکراتیک

بارونس ورما- عضو مجلس اعیان انگلستان - معاون پارلمانی وزارت توسعه بین‌المللی (۲۰۱۶)

جیم شانون- نماینده مجلس عوام انگلستان

 

باب بلکمن- رئیس مشترک کمیته بین‌المللی پارلمانترها برای ایران دموکراتیک

ما با یکدیگر در برهه‌ای فوق‌العاده استثنایی از تاریخ ایران گردهم آمده‌ایم. این یک فوریت است و ما آشکارا باید اطمینان حاصل کنیم که به جای رژیم استبداد مذهبی که برای مدتی طولانی با بی‌رحمی بر ایران حکومت کرده است، یک دولت مشروع و منتخب در ایران بر سر کار بیاید. آنها در حال حاضر با توسل به اعدام، سرکوب، سانسور و ایجاد رعب و وحشت به قدرت چنگ زده‌اند. همان‌طور که شما می‌دانید، شورای ملی مقاومت ایران تشکیل یک دولت موقت را برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و استقرار جمهوری دموکراتیکی که همه ما به آن باور داریم – بر اساس طرح ۱۰ماده‌ای مریم رجوی – اعلام کرده است. مریم گرامی، من از جانب همه، بابت این گام تاریخی در اعلام دولت موقت انتقالی صمیمانه به شما خوش‌آمد می‌گویم. این گامی شجاعانه و آینده‌نگرانه در راستای تحقق یک جمهوری دموکراتیک در ایران است.

نمی‌دانم وضعیت سایر همکاران چگونه است، اما دو هفته پیش هنگامی که اوضاع به‌گونه‌یی بود که گویی انفجاری در پیش است، من بیش از ۱۰هزار ایمیل دریافت کردم که از من می‌خواستند از تروریستی اعلام کردن (لیست‌گذاری) سپاه پاسداران حمایت کنم. به‌عنوان کسی که ۱۶سال برای لیست‌گذاری سپاه مبارزه کرده است، این درخواستها برایم قدری طعنه‌آمیز بود. اکنون نیز ایمیل‌های متعدد و هجمه‌های گسترده‌یی در فضای مجازی از سوی فرزند شاه دریافت کرده‌ام که مدعی است شاه تنها نماینده مردم ایران است. اجازه دهید تا به‌صورت کاملاً شفاف بگویم: او ممکن است مدتها در صحنه بوده باشد، اما در واقع در خواب زمستانی بوده است. شورای ملی مقاومت و خانم رجوی سالیان سال است که رهبری مقاومت در ایران را برعهده دارند و صدای مشروع مردم ایران هستند.

بنابراین طرح ۱۰ماده‌ای برای «ایران آزاد» اکنون مورد حمایت بیش از ۴۰۰۰پارلمانتر در سراسر جهان، از جمله ۶۰۰نماینده پارلمان بریتانیا قرار گرفته است.

اکنون شتاب این جنبش غیرقابل انکار است.

من بسیار خرسندم که به اطلاع همه برسانم تنها در ۷۲ساعت گذشته، بیش از ۷۰نماینده از تمامی احزاب در هر دو مجلس پارلمان بریتانیا، بیانیه‌یی را در حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت امضا کرده‌اند. ما از دولت انگلستان می‌خواهیم که با الگوبرداری از این اقدام، دولت موقت را به‌طور رسمی به‌رسمیت شناخته و به‌طور مستقیم با آن وارد تعامل شود. سفارت رژیم ایران در لندن دیگر فاقد مشروعیت است و باید تعطیل شود. ما باید اپوزیسیون دموکراتیک را به‌عنوان صدای واقعی مردم ایران به‌رسمیت بشناسیم و من پیش‌بینی می‌کنم که تعداد امضاها برای حمایت دولت انگلستان ساعت به ساعت افزایش یابد.

همه ما امیدواریم که تغییر رژیم به‌زودی فرا برسد. اما اکنون این برعهده مردم ایران است که تصمیم بگیرند. در حالی که برخی از بازگشت شاه سخن می‌گویند، آنها فراموش می‌کنند که پدر او نیز به همان اندازه بی‌رحم بود و ساواک نسخه قدیمی سپاه پاسداران او محسوب می‌شد. بنابراین، جایگزین کاملاً روشن است: مریم رجوی و طرح ۱۰ ماده‌ای او برای یک ایران آزاد.

بیایید شفاف بگوییم که این طرح به چه معناست: انتخابات آزاد و منصفانه بر اساس حق رأی همگانی، یک جمهوری کثرت‌گرا مبتنی بر جدایی دین از دولت، برابری کامل جنسیتی در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، لغو مجازات اعدام، یک قوه قضاییه مستقل و حاکمیت قانون، خودمختاری و حقوق برابر برای اقلیت‌های قومی ایران، و یک ایران غیراتمی متعهد به همزیستی مسالمت‌آمیز. این یک آرمان مبهم نیست، بلکه یک نقشه راه دموکراتیک و دقیق است. این طرح به‌طور کامل با ارزش‌هایی که ما در بریتانیا مدعی دفاع از آنها هستیم همخوانی دارد: حقوق‌بشر، حاکمیت مبتنی بر جدایی دین و دولت، برابری در برابر قانون و تعامل بین‌المللی صلح‌آمیز. به همین دلیل است که رژیم از آنچه ما ارائه می‌دهیم، هراس دارد.

ثبات از طریق مدارا با این رژیم حاصل نخواهد شد، بلکه از طریق توانمندسازی مردم ایران و به‌رسمیت شناختن مقاومت سازمان‌یافته آنها به دست می‌آید.

بنابراین، کاملاً واضح است که ما باید نه تنها از طرح ۱۰ماده‌ای حمایت کنیم، بلکه باید مطمئن شویم که از حرف به‌عمل برسیم. بنابراین، اقداماتی هم‌چون: اعمال تحریم‌های حقوق بشریِ معنادار علیه آمران اعدام و سرکوب، قرار دادن کل سپاه پاسداران در فهرست تروریستی و توقیف دارایی‌های آنها در بریتانیا، مشروط کردن تعاملات دیپلماتیک به توقف فوری اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی، حمایت از سازوکارهای پاسخگویی و مورد حسابرسی قرار دادن بین‌المللی برای جنایات علیه بشریت، و به‌رسمیت شناختن علنی حق مردم ایران برای مقاومت در برابر استبداد و استقرار یک جمهوری دموکراتیک.

همه ما خواهان تغییری دموکراتیک به رهبری خود مردم ایران هستیم؛ یک تغییر سازمان‌یافته، اصولی و مبتنی بر یک چشم‌انداز قانون اساسیِ شفاف. بنابراین، طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی ثابت می‌کند که انتخاب پیش روی ایران، میان «هرج و مرج و استبداد دینی» نیست، بلکه میان «دیکتاتوری در مقابل دموکراسی» است.

مردم ایران انتخاب خود را کرده‌اند. حمایت از این جایگزین دموکراتیک، نه تنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه یک سرمایه‌گذاری استراتژیک برای یک ایران در آینده است که می‌تواند به جای سرکوب و درگیری، نیرویی برای صلح، ثبات و همکاری باشد. ما می‌دانیم که رژیم ایران مسبب درگیریها در سراسر خاورمیانه و کشورهای مختلف منطقه بوده است. اکنون زمان آن فرا رسیده که ایران نقش کامل خود را در همزیستی مسالمت‌آمیز با همسایگانش ایفا کند. آینده ایران نه به اعدام‌کنندگان، بلکه به مردم تعلق دارد و آنها آماده‌اند.

 

بارونس ورما- عضو مجلس اعیان انگلستان، معاون پارلمانی وزارت توسعه بین‌المللی (۲۰۱۶)

 خواهر عزیزم، دوست من، همکاران شریف و ارجمند، مهمانان گرامی و اعضای جامعه ایرانیان مقیم انگلستان؛ مایه مباهات است که امروز در این نشست بهنگام حضور دارم. صمیمانه‌ترین درودهای خود را به همه شما ابراز می‌دارم، و به‌ویژه مراتب قدردانی خود را نثار دوست عزیزم مریم می‌کنم که در تمام سال‌هایی که او را می‌شناسم، در این نبرد استوار و ثابت‌قدم بوده است.

من به این پیشتاز واقعی حقوق زنان و دموکراسی در ایران و خاورمیانه صمیمانه خوش‌آمد می‌گویم.

همان‌گونه که شما، خانم رجوی، در کنفرانس بین‌المللی ۲۱ فوریه در پاریس و در آستانه روز جهانی زن تأکید کردید، نسلی از زنان مسئولیتها و نقش‌های رهبری را در مقاومت ایران برعهده گرفته‌اند. در این قیام، زنان نشان دادند که نه قربانیانی ناتوان، بلکه خودِ نیروی تغییر هستند.

به همین سبب است که مقاومت سازمان‌یافته، بیش از ۴۰سال در برابر کشتارها و تروریسمِ رژیم ایستادگی کرده است و کانون‌های شورشی در سراسر ایران، جنبش مردمی برای یک انقلاب دموکراتیک را به پیش می‌برند. حتی در مواجهه با توحشی غیرقابل تصور، زنان ایرانی همواره پیشتاز این تلاش‌ها بوده‌اند. آنان نقشی محوری و تاریخی در مبارزه برای دموکراسی، آزادی و عدالت در کشورشان ایفا کرده‌اند.

آنچه امروز می‌خواهم بر آن تأکید و رزم این است که هر جایگزین دموکراتیک و پایداری برای آینده ایران، نه تنها باید مدافع برابری کامل جنسیتی باشد، بلکه باید آن را در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حقوق اقتصادی و نیز مشارکت برابر زنان در سطوح رهبری به‌طور فعال اجرا کند. این دقیقاً همان چشم‌اندازی است که طرح ۱۰ماده‌ای مریم ارائه می‌دهد؛ طرحی که به زنان و دختران ایرانی ابزار و فرصت لازم را می‌بخشد تا آپارتاید جنسیتی در تهران را در هم شکسته و آینده‌ای روشن‌تر برای تمام ایران رقم بزنند.

اخیراً شورای ملی مقاومت ایران دولت موقت بر اساس طرح ۱۰ماده‌ای خانم رجوی را اعلام کرد تا حاکمیت را به مردم ایران منتقل کرده و یک جمهوری دموکراتیک پایه‌گذاری کند. با وجود این دولت موقت و زنان و دختران شجاعی که نزدیک به نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، دلایل بسیاری برای امیدواری و خوش‌بینی وجود دارد.

اگر در کنار آنان بایستیم و حمایت‌های معنوی و عملی خود را دریغ نکنیم، مردم ایران در عزم خود برای پایان دادن به این رژیم بی‌رحم و زن‌ستیز، و رد هر گونه دیکتاتوری – از جمله دیکتاتوری شاه – و برقراری یک جمهوری واقعاً دموکراتیک متحد هستند. این واقعیت به‌درستی در اعلامیه تاریخی شورای ملی مقاومت مبنی بر تشکیل دولت موقت بازتاب یافته است؛ دولتی که جنگهای خارجی و سیاست استمالت را رد کرده و برای موفقیت خود کاملاً بر مردم ایران و رهبری زنان تکیه دارد.

من این گام را تحسین می‌کنم و از دولت انگلستان می‌خواهم که آن را به‌رسمیت شناخته و با شما مریم، برای یافتن راهی عملی جهت حمایت از مردم ایران در مسیر دستیابی به آزادی و دموکراسی تعامل کند. دولت ما می‌تواند اقدامات فوری انجام دهد: نخست، می‌تواند سپاه پاسداران را که مسئول کشتارهای فراقانونی بی‌شمار و صدور تروریسم است، در لیست گروه‌های تروریستی قرار دهد.

دوم، انگلستان باید با متحدان خود در سازمان ملل همکاری کند تا سازوکاری برای پاسخگو کردن رژیم ایران بابت جنایاتش علیه بشریت ایجاد نماید.

سوم، وزارت امور خارجه باید سفیر رژیم در بریتانیا را اخراج و سفارتخانه را تعطیل کند.

فراتر از همه، دولت ما باید به حمایت‌های خود از زنان و مردم ایران ادامه دهد تا به تغییر موازنه قدرت به نفع آنان کمک نماید.

دوست من، خواهر من، و تمامی زنان ایران که امروز بیننده ما هستید؛ بدانید که این پارلمان در مبارزه بنیادین شما برای آزادی و دموکراسی در کنار شما ایستاده است.

اجازه دهید به شما اطمینان دهم که صدای شما هر روز توسط شورای ملی مقاومت در پارلمان طنین‌انداز و نمایندگی می‌شود. شما تا آزادی کامل ایران، از تعهد و همبستگی کامل ما برخوردارید. مشتاقانه منتظر دیدار شما هستم».

 

جیم شانون- نماینده مجلس عوام انگلستان

خانم رجوی، مهمانان عالی‌قدر، همکاران و دوستان ایران آزاد. خانم رئیس‌جمهور، اجازه دهید پیش از هر چیز، اعلام تاریخی دولت موقت انتقالی را صمیمانه به شما تبریک بگویم. این گام شجاعانه و دوراندیشانه، مسیر روشنی را برای انتقال مسالمت‌آمیز قدرت و تحقق یک جمهوری دموکراتیک در ایران ترسیم می‌کند.

همان‌طور که همگی مطلع هستید، در آخر هفته گذشته، شورای ملی مقاومت ایران دولت موقت را برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برقراری یک جمهوری دموکراتیک بر اساس طرح ۱۰ ماده‌ای خانم رجوی اعلام کرد. خانم رجوی، من روز دوشنبه در پارلمان، این موضوع را خطاب به نخست‌وزیر مطرح کردم. من اعلام تاریخی دولت موقت انتقالی را صمیمانه به شما تبریک می‌گویم. این یک گام شجاعانه و دوراندیشانه در جهت تحقق جمهوری دموکراتیک در ایران است و من، خانم رجوی، حمایت کامل و بی‌چون و چرای خود را از شما و آنچه در این نبرد برایش ایستادگی می‌کنید، اعلام می‌کنم.

این طرح برای ایران آزاد، حمایت ۴۰۰۰پارلمانتر در سراسر جهان، از جمله ۶۰۰نماینده از پارلمان خودمان در سال گذشته را جلب کرده است. این طرح تضمین‌کننده آزادی بیان، آزادی تجمع، برابری جنسیتی، لغو حکم اعدام، به‌رسمیت شناختن خودمختاری ملیت‌های تحت ستم در چارچوب یک ایران واحد، کشوری غیراتمی و اصل اساسی جدایی دین از دولت است.

همکاران، ما امروز در یک نقطه‌عطف سرنوشت‌ساز تاریخی ایستاده‌ایم. سال‌هاست که جهان با احترامی عمیق نظاره‌گر برخاستن دوباره و دوباره مردم ایران برای بازپس‌گیری حق طبیعی و غصب شده‌شان از دست یک رژیم سرکوبگر و بی‌رحم بوده است. از قلب تهران تا دورترین استانها، مردم ایران پیام خود را به‌وضوح اعلام کرده‌اند: آنها دیگر استبداد ملاها را تحمل نخواهند کرد. همان‌طور که کتاب مقدس می‌گوید: «بنگرید که پایان نزدیک است». من معتقدم که پایان استبداد ملاها نزدیک است.

در قیامهای اخیر دسامبر و ژانویه، شاهد شجاعتی بودیم که در کلام نمی‌گنجد. هزاران روح شجاع والاترین ایثار را انجام دادند و جان خود را در راه آرمان آزادی و دموکراسی فدا کردند. امروز، فداکاری آنها در حال ثمر دادن است.

برای بیش از چهار دهه، شورای ملی مقاومت ایران تپش قلب استوار این مبارزه بوده است. آنها خستگی‌ناپذیر تلاش کرده‌اند تا اطمینان حاصل کنند که وقتی غبار دیکتاتوری فرو نشست، حاکمیت به صاحبان اصلی‌اش، یعنی مردم، بازگردد. به‌عنوان حامی دیرینه این مقاومت، بسیار مفتخرم که در کنار شما، خانم رجوی، بایستم و حمایت کامل و تزلزل‌ناپذیر خود را از این دولت موقت اعلام کنم.

با این حال، ما باید هشیار بمانیم. تاریخ به ما نشان داده است که مسیر دموکراسی واقعی اغلب توسط کسانی که ارواح گذشته را احیا می‌کنند، تهدید می‌شود. در حالی که رژیم ملاها در حال سرنگونی است، می‌بینیم که بازماندگان سلطنت که در انقلاب ۱۹۷۹ سرنگون شدند، تلاش می‌کنند خود را به‌عنوان یک جایگزین معرفی کنند. به‌گفته بسیاری از ایرانیان، این یک سراب خطرناک است.

مردم ایران تحت دو نوع دیکتاتوری به اندازه کافی رنج کشیده‌اند: دیکتاتوری سلطنتی و دیکتاتوری مذهبی. آنها به‌دنبال بازگشت به گذشته نیستند؛ آنها به سوی آینده‌ای گام برمی‌دارند که با صندوق رأی، تکثرگرایی و جدایی دین از دولت تعریف می‌شود. وظیفه هر آزادیخواه، تک‌تک ما در این اتاق و خارج از آن، و هر دولت دموکراتیک در سراسر جهان است که از دولت موقت شورای ملی مقاومت حمایت کند. بیایید در کنار مردم ایران بایستیم تا پیروزی خود را نهایی کنند و کشوری بسازند که حقیقتاً آزاد، حقیقتاً دموکراتیک و حقیقتاً متعلق به خودشان باشد. و من معتقدم، خانم رجوی، که این هدفی است که ارزش مبارزه کردن دارد. متشکرم.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

واکنش مای ساتو گزارشگر ویژه سازمان ملل به تداوم اعدامها در ایران



واکنش مای ساتو  گزارشگر ویژه سازمان ملل به تداوم اعدامها در ایران

مای ساتو در شبکه ایکس: اعدام شرکت‌کنندگان در اعتراضات سراسری و متهمان جرایم مختلف هم‌چنان ادامه دارد.

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق‌بشر ایران، با انتشار پیامی در حساب رسمی خود در شبکه اجتماعی ایکس، نسبت به استمرار موج اعدامها ابراز نگرانی کرد. وی تأکید کرد که گزارشهای تکان‌دهنده‌ای از اعدام افرادی که در جریان اعتراضات سراسری شرکت داشته‌اند، دریافت کرده است؛ موضوعی که نشان‌دهنده تداوم نقض سیستماتیک حق حیات در ایران است.

گزارشگر ویژه ملل متحد، در حساب ایکس خود پرده از تداوم ماشین اعدام رژیم برداشته و نوشت: «اعدامها برای جرایم مختلف، در طول اعتراضات سراسری ادامه یافت». این مقام بین‌المللی با اشاره به دریافت مستندات جدید، نسبت به سرنوشت بازداشت شدگان قیام هشدار داد.

 گزارشگر ویژه ملل متحد در پیام خود صراحتاً به هدف قرار گرفتن شرکت‌کنندگان در خیزش‌های مردمی اشاره کرد و افزود: «من اطلاعات نگران‌کننده‌ای در مورد اعدام افرادی که در اعتراضات سراسری شرکت کرده بودند دریافت کرده‌ام».

ناظران حقوق‌بشر این موضع‌گیری ساتو را سندی بر غیرقانونی بودن احکام صادره و استفاده رژیم از مجازات مرگ به‌عنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی تلقی می‌کنند.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

نشست بین‌المللی برای بازگشایی تنگه هرمز توسط لندن و پاریس



نشست بین‌المللی برای بازگشایی تنگه هرمز توسط لندن و پاریس


رسانه‌های بریتانیا گزارش می‌دهند که لندن و پاریس طی هفته جاری ریاست مشترک نشستی با حضور حدود ۳۰ کشور را برعهده خواهند داشت تا مأموریتی ائتلافی برای بازگشایی تنگهٔ راهبردی هرمز شکل گیرد.

تنگهٔ هرمز، یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان که حدود یک‌پنجم صادرات نفت خام و گاز مایع از آن عبور می‌کند، از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ عملاً مسدود شده و تنشها بر سر کنترل آن افزایش یافته است.

روزنامه گاردین چهارشنبه پنجم فروردین به‌نقل از یک مقام دفاعی ناشناس نوشت که این نشست شامل وزرای دفاع و احتمالاً «اواخر هفته جاری» برگزار خواهد شد و انتظار می‌رود کنفرانس امنیتی دیگری درباره تنگه هرمز در آینده نزدیک برگزار شود.

روزنامه تایمز نیز گزارش داده بریتانیا پیشنهاد کرده میزبان جلسه‌یی برای بررسی جزئیات و شکل‌گیری ائتلاف بازگشایی تنگه هرمز باشد. بر اساس گزارشهایی که خبرگزاری فرانسه نیز منتشر کرده، هدف این ائتلاف اطمینان از بازگشایی سریع این آبراه به‌محض فراهم شدن شرایط است. با این حال، خبرگزاری فرانسه اسامی کشورهایی که در این نشست شرکت خواهند کرد را اعلام نکرده است.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

انزوای جهانی رژیم بعداز مماشات بیش از ۴۰ سال با رژیم - اخراج دیپلمات‌های رژیم از عربستان و اخراج سفیر از لبنان



انزوای جهانی رژیم بعداز مماشات بیش از ۴۰ ساله  کشورها - اخراج دیپلمات‌های رژیم از عربستان و اخراج سفیر از لبنان


در ادامه افزایش تنش‌های منطقه‌ای، خبر اخراج دیپلمات‌های حکومت ایران از عربستان سعودی توجه گسترده‌ای را جلب کرده است. این اقدام که به‌صورت رسمی از سوی وزارت خارجه عربستان اعلام شد، نشانه‌ای از تشدید اختلافات میان دو کشور تلقی می‌شود. اخراج نیروهای دیپلوماتیک حکومت ولایت فقیه در شرایطی رخ می‌دهد که روابط تهران و ریاض پس از سال‌ها تنش، به‌تازگی وارد مرحله‌ای شکننده شده بود.

بر اساس گزارش منتشرشده، روز شنبه ۱فروردین‌ماه ۱۴۰۴، وزارت خارجه عربستان سعودی وابسته نظامی سفارت حکومت ایران در ریاض را به همراه معاون او و سه عضو دیگر هیات دیپلماتیک «عنصر نامطلوب» اعلام کرد. در این بیانیه تاکید شد که این افراد باید ظرف ۲۴ساعت خاک عربستان را ترک کنند. اخراج دیپلمات‌های حکومت ایران در این سطح، اقدامی کم‌سابقه در روابط دیپلماتیک دو کشور محسوب می‌شود.

اخراج دیپلمات‌های حکومت تروریستی آخوندی در پی اتهام حملات منطقه‌ای

در بیانیه رسمی وزارت خارجه عربستان، دلیل این تصمیم «حملات آشکار حکومت ولایت فقیه علیه عربستان سعودی، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و شماری از کشورهای عربی و اسلامی» عنوان شده است. این اتهام‌زنی در حالی مطرح می‌شود که طی ماه‌های اخیر، گزارش‌های متعددی از افزایش تنش‌های امنیتی در منطقه منتشر شده بود. اخراج اعضای دیپلوماسی حکومت ایران به‌عنوان واکنشی مستقیم به این تحولات معرفی شده است.

همچنین در این بیانیه آمده است که ادامه چنین اقداماتی می‌تواند به تشدید بیشتر تنش‌ها منجر شود. مقام‌های سعودی هشدار داده‌اند که این روند بر روابط کنونی و آینده دو کشور تاثیر جدی خواهد گذاشت. اخراج دیپلمات‌های حکومت آخوندی در این چارچوب، به‌عنوان پیامی سیاسی و امنیتی از سوی ریاض ارزیابی می‌شود.

در سال‌های گذشته، روابط تهران و ریاض بارها دستخوش بحران شده است. با این حال، پس از تلاش‌هایی برای احیای روابط، انتظار می‌رفت سطح تنش‌ها کاهش یابد. اکنون اخراج دیپلمات‌ها نشان می‌دهد که این روند نه‌تنها تثبیت نشده، بلکه بار دیگر در مسیر تنش قرار گرفته است.

اخراج سفیر رژیم ایران از لبنان

دولت لبنان با لغو پذیرش محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر رژیم ایران در بیروت را «عنصر نامطلوب» توصیف کرده و دستور داد ظرف شش روز لبنان را ترک کند.

در بیانیه وزارت خارجه لبنان محمدرضا رئوف «سفیر تعیین‌شده» توصیف شده است که به معنی آن است که رئیس‌جمهور، بالاترین مقام رسمی لبنان، هنوز استوارنامه او را دریافت نکرده و آقای رئوف به طور کامل ماموریت رسمی‌اش را شروع نکرده بود.

سفرای اعزامی تا زمانی که استوارنامه خود را به بالاترین مقام دولت مهمان ارائه نکرده باشند، قادر به دیدارهای رسمی و انجام ماموریت‌های محوله نیستند.

محمدرضا رئوف در برهه‌ای به ماموریت بیروت اعزام شد که روابط شکننده دو کشور بر سر حزب‌الله لبنان و فشار اسرائیل برای خلع سلاح در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌ها پس از استقرار جمهوری اسلامی است.اخراج رئوف از بیروت به معنی قطع روابط لبنان با رژیم ایران نیست اما به این معناست که لبنان دیگر مثل گذشته تیول رژیم ایران نیست و می‌تواند در مقابل عوامل رژیم بایستد.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

در چهارمین هفته جنگ؛ چرا راه‌حل نهایی از درون ایران می‌گذرد؟



در چهارمین هفته جنگ؛ چرا راه‌حل نهایی از درون ایران می‌گذرد؟

قانونمندی‌های حاکم بر صحنه نبرد

با ورود جنگ جاری به چهارمین هفته خود، اکنون تصویر روشن‌تری از توازن قوا، ظرفیت‌های واقعی طرفین و مهم‌تر از همه، چشم‌انداز خروج از بحران شکل گرفته است. برخلاف بسیاری از تحلیل‌های اولیه که بر فروپاشی سریع ساختار قدرت در ایران یا تسلیم آن در برابر فشارهای نظامی خارجی تأکید داشتند، روند تحولات میدانی نشان می‌دهد که معادله جنگ کنونی پیچیده‌تر از آن است که با بمباران و فشار از بیرون تعیین تکلیف شود. در این چارچوب، بازخوانی واقعیت‌های صحنه نبرد و دینامیزم درونی قدرت در ایران، ما را به یک جمع‌بندی مشخص هدایت می‌کند: مسیر حل بحران، نه در آسمان و نه در میزهای مذاکره، بلکه در تحولات داخلی ایران رقم خواهد خورد.

رژیم ایران فرو نمی‌پاشد

نخستین واقعیت این است که ساختار سیاسی ایران، حتی در شرایطی که دچار ضربات جدی شده، به‌صورت «قانونمند» به سمت تسلیم بی‌قید و شرط حرکت نمی‌کند. تجربه جنگ‌های معاصراز عراق تا افغانستان- نشان داده است که فروپاشی کامل یک نظام سیاسی، صرفاً با حملات هوایی و موشکی ممکن نیست. این نوع جنگ‌ها اگرچه می‌توانند زیرساخت‌ها را تخریب کنند و هزینه‌های سنگینی تحمیل نمایند، اما به‌تنهایی قادر به تغییر رژیم نیستند. برای تحقق چنین هدفی، حضور نیروی زمینی و کنترل میدانی ضروری است؛ گزینه‌ای که برای قدرتی مانند ایالات متحده، به‌دلایل سیاسی، نظامی و اجتماعی، عملاً غیرقابل اجرا و پرهزینه است. بنابراین، این جنگ حتی در شدیدترین حالت خود، به تسلیم کامل حکومت ایران منتهی نخواهد شد.

گسترش بحران تاکتیک ضد انسانی رژیم

در سطح منطقه‌ای، یکی از ابعاد مهم جنگ، گسترش دامنه درگیری به کشورهای عربی خلیج فارس است. حملات ایران به این کشورها، در چارچوب یک استراتژی مشخص قابل تحلیل است: انتقال فشار به منافع آمریکا و متحدانش، آن هم از طریق ابزارهایی کم‌هزینه‌تر مانند موشک‌ها و پهپادها. این رویکرد، به ایران امکان می‌دهد که بدون ورود به یک رویارویی مستقیم و پرهزینه، میدان جنگ را گسترده نگه دارد. با این حال، پیامد سیاسی این اقدام، افزایش انزوای منطقه‌ای رژیم ایران و سوق دادن کشورهای عربی به سمت اسرائیل خواهد بود. بسیاری از دولت‌های عربی این حملات را نه در راستای  از خود بلکه نشانه‌ای از بحران درونی و ناتوانی استراتژیک تهران تلقی کرده‌اند. این تغییر نگاه، به‌تدریج یکی از مهم‌ترین ابزارهای مشروعیت‌سازی منطقه‌ای ایران را تضعیف می‌کند.

خیابان عرصه واقعی نگرانی رژیم

در داخل کشور، مهم‌ترین دغدغه حاکمیت نه جنگ خارجی، بلکه «خیابان» است. شواهد و اظهارات مقامات نشان می‌دهد که تهدید اصلی از نگاه آنان، نه بمباران، بلکه احتمال شکل‌گیری یک قیام گسترده مردمی است. به همین دلیل، تمرکز اصلی بر حفظ و بازسازی نیروهای سرکوب، از جمله بسیج و سپاه، قرار گرفته است.

 حتی در شرایطی که زیرساخت‌های شهری و اقتصادی آسیب دیده‌اند، اولویت تخصیص منابع برای رژیم، تقویت این نیروها و کنترل فضای داخلی است. این الگو، با آنچه در بسیاری از نظام‌های اقتدارگرا مشاهده شده، همخوانی دارد: بقای رژیم، بیش از هر چیز به توانایی آن در مهار نارضایتی‌های داخلی وابسته است.

در این میان، استفاده از تاکتیک‌هایی مانند استقرار نیروها در اماکن غیرنظامی یا به‌کارگیری نیروهای غیررسمی برای کنترل شهرها، نشان‌دهنده آن است که حکومت، خود را در آستانه یک چالش جدی داخلی می‌بیند. این اقدامات، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت به تثبیت وضعیت کمک کند، اما در بلندمدت، شکاف میان حکومت و جامعه را عمیق‌تر کرده و زمینه‌های انفجار اجتماعی را تقویت می‌کند.

بدون سر شدن حکومت و تشدید شکاف

از سوی دیگر، جنگ جاری تأثیرات قابل توجهی بر انسجام درونی ساختار قدرت نیز داشته است. مرگ خامنه‌ای و تضعیف برخی از مراکز کلیدی تصمیم‌گیری، همراه با ابهام در مورد آینده رهبری، می‌تواند به افزایش شکاف‌های درونی منجر شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بسیاری از نظام‌ها، نه در اوج فشار خارجی، بلکه در مرحله پس از آن و در نتیجه تعارضات داخلی دچار بحران بقا شدند. در چنین شرایطی، هرگونه کاهش شدت جنگ می‌تواند به‌جای تثبیت وضعیت، به تشدید بحران‌های درونی منجر شود. آن هم در شرایطی که مجتبی خامنه‌ای به رغم تلاش سپاه پاسداران، در موقعیت متزلزلی قرار دارد.

بحران‌های فزاینده اجتماعی و اقتصادی

از منظر اقتصادی و اجتماعی نیز، فشارها به سطحی رسیده که ادامه وضعیت موجود را دشوار می‌سازد. ترکیب جنگ، تحریم‌ها و بحران‌های ساختاری، شرایطی ایجاد کرده که هرگونه شوک جدید می‌تواند به یک بحران فراگیر تبدیل شود. جامعه‌ای که پیش از این نیز با نارضایتی‌های گسترده مواجه بوده و قیام خونین دیماه ۱۴۰۴ را در بطن خود دارد، اکنون در معرض فشارهای مضاعف قرار دارد. این وضعیت، پتانسیل شکل‌گیری یک قیام گسترده و  حرکت اعتراضی فراگیر را افزایش می‌دهد؛ حرکتی که در صورت سازمان‌یافتگی، می‌تواند معادلات را به‌طور اساسی تغییر دهد.

بر این اساس، می‌توان گفت که نقطه تعیین‌کننده در این بحران، نه در میدان نبرد خارجی، بلکه در تعامل میان جامعه و ساختار قدرت در داخل ایران شکل خواهد گرفت. اگرچه فشارهای بین‌المللی و منطقه‌ای می‌توانند نقش تسریع‌کننده داشته باشند، اما عامل تعیین‌کننده، میزان توانایی نیروهای داخلی در ایجاد تغییر است. در اینجاست که به نقش عنصر سازماندهی و نقش نیروی پیشتاز و مقاومت سازمان یافته می رسیم. بنابراین در فضای پس از جنگ نیرویی توان تاثیر گذاری و هدایت تحولات را دارد که توان سازماندهی خیابان ها و شهرها را داشته باشد. عنصری که طی دهه اخیر تحولات ایران با ظهور کانون‌های شورشی در کف خیابان شاهد آن بودیم.

بنابراین جمع‌بندی تحولات سه هفته گذشته نشان می‌دهد که ادامه وضعیت کنونی، نه به یک پیروزی قاطع نظامی برای طرفین منجر خواهد شد و نه به یک مصالحه پایدار. آنچه بیش از همه محتمل به نظر می‌رسد، انتقال مرکز ثقل بحران به داخل ایران است؛ جایی که فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، در کنار شکاف‌های درونی قدرت، می‌تواند زمینه‌ساز تحولات بنیادین با استفاده از عنصر سازماندهی شود.

در چنین شرایطی، هرگونه تحلیل واقع‌بینانه از آینده جنگ، باید این واقعیت را در نظر بگیرد که بدون تغییر در معادلات داخلی ایران، هیچ راه‌حل پایداری برای این بحران وجود نخواهد داشت. به بیان دیگر، سرنوشت این جنگ، نه در آسمان منطقه، بلکه در خیابان‌های ایران تعیین خواهد شد.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

هادی مظفری:‌ نوروز، نماد اتحاد و یکپارچگی ایران زمین


هادی مظفری:‌ نوروز، نماد اتحاد و یکپارچگی ایران زمین

قرنهاست که نامش با آغاز سال نو برای ما ایرانی ها، پیوند خورده است. همیشه سرِ وقت خودش را می رساند، حتی اگر زادگاهش ایران زمین، مثل این روزهای سخت و سیاه، شرایطِ دشواری را تجربه کند.نوروز را می گویم، که نه تنها رفیقِ روزهای شاد و خوبِ یک ملت، بلکه یار و یاور و پشتیبانِ یک میهن در تیره ترین دورانِ تاریخ بوده است.

کهن ترین عید جهان که عمر پر برکتش را بین سه تا هفت هزار سال تخمین زده اند، ارزشمندترین میراث نیاکان ماست و در طول تاریخِ وجودی خود نشان داده که فراتر از یک جشن و عید معمولی، سندِ هویت ایران و ایرانی به شمار می رود.

سرزمینِ ما در طول تاریخ به دفعات مورد تهاجم قرار گرفته و بیگانگان بر ما حکومت کرده اند. اما فرهنگ غنی ایرانی چنان متجاوزان را در خود غرق کرده که پس از مدتی آنها یا در این فرهنگ ذوب شده و هویت اصلی خود را از دست داده اند و یا اینکه سرانجام به ستوه آمده و شرّشان را از سرِ مردم و میهن ما کم کرده اند.

در برهه هایی از تاریخ، اشغالگرانِ سرزمینِ ما برای از بین بردن هویت ایرانی، نوروز و دیگر جشن ها و سنت ملی را ممنوع کرده بودند. اما مردم این ممنوعیت ها را به هیچ گرفته و به شکل پنهانی حتی در زیرزمین ها، آنرا برگزار می کردند.

اوایلِ دورانِ صفوی نیز با فشارهای حکومتِ نو پا، نوروز به شدت دچار محدودیت شد.

در همین دورانِ ولایتِ منفور فقیه نیز، آخوندها خیلی سعی کردند، "دهه زجر" را جایگزین نوروز نمایند، اما همانند سایر اشغالگران، فقط عِرض خود بردند و به ناچار در مقابل شکوه و عظمتِ این میراثِ ملی و فرهنگی، دست تسلیم بالا برده و سر تعظیم فرو آوردند.

سرزمینِ ما سرایِ ملیتها و اقوام مختلف است. ما قرنها در کنار هم در صلح و صفا و دوستی و یگانگی، زیر سایه یک میهن، زندگی کرده ایم. در این میان نوروز در رأسِ دیگر جشن ها و سنتهای ایرانی، نقش بسیار ارزنده ای را در تحکیم اتحاد و همبستگی بلوچ، آذری، کرد، فارس، عرب، ترکمن و گیلکی ها و مازندرانی ها و لرها... ایفا کرده است.

نوروز با غنای فرهنگی که در وجود آن متجلی ست، طی سالیانِ متمادی برای تمامی فرزندانِ سرزمینِ ما، نه تنها یک جشن، که سمبل و نماد یکپارچگی و وحدت ملی بوده است.

هر سال وقتی می آید، از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب، آینه های وحدت و یگانگی ما را صیقلی دوباره می زند. وادارمان می کند که  سراسر ایران دست به کارِ خانه تکانی بشویم. تا حد امکان لباسهای نو بپوشیم. بر سر یک سفره با نمادهای همسان بنشینیم. روزگار اگر تلخ، کاممان را حتی با یک حبه قند، شیرین کنیم.

درست در یک لحظه، از بندِ کهنگی سالِ رو به انتها رهایمان می کند و دریچه های سالی جدید را بر روی ما می گشاید. بازارِ تبریک و دید و بازدید گرم می شود و ما مردم ایران با او و همراه بهار، دوباره سبز و تازه می شویم.

البته مردم هم در بعضی از مناطق با آداب و رسوم محلی خود، بر غنای آن می افزایند و مجموعِ اینها یعنی همه ما هر کجای آن وطن که زندگی می کنیم، فرزندانِ یک مرز و بومیم.

این یگانگیِ ملی تحت نامِ نوروز طیِ هزاران سال شکل گرفته و پیوسته غنی تر و مستحکم تر شده است. امروز و دیروز حاصل نشده که یک بچه نورسیده و کوته فکر بتواند با انگ و برچسب زدنِ "تجزیه طلبی" و نظایر آن، به این قوم یا به آن ملیت، بین فرزندانِ ایران زمین تفرقه بیندازد تا بتواند از آبِ گل آلود، ماهیِ دیکتاتوری و سلطنت مطلقه صید کند.

نوروزِ فرخنده به ما همیشه با حضورِ به موقعِ خود در سراسر ایران زمین، درس "تکثرگرایی" در عین حفظ وحدت و تمامیت ارضی داده است.

این عامل قدرتمندِ وحدت بخش، البته در تضاد با دیکتاتوری های شیخ و شاه که جهت حفظ قدرت و سلطه، سعی در تفرقه افکنی داشته اند، به عنوان ارزشمندترین سنتِ ملی، همیشه در کنار مردم ایران، انسجام ملی را به نمایش گذاشته است.

پاس می داریم این میراثِ گرانبهای نیاکان خویش را و متحدتر از همیشه، در مقابل ضحاکانِ عمامه دار و فرعونهای تاجدار، که "هراس شان از یگانگی ماست" جهت ساختن و بنای یک ایرانِ آباد و آزاد و متحد و یک پارچه در سایه یک جمهوری دموکراتیک، تلاش و کوشش خواهیم کرد. نوروز، کهن ترین جشن جهان و زیباترینِ سرمایه فرهنگیِ اتحاد و همبستگی، بر شما فرخنده و مبارک باد.

هادی مظفری-  ۱۹ مارس ۲۰۲۶-  ۲۸ اسفند ۱۴۰۴


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

ترامپ: رژیم ایران «هدیه بسیار بزرگ» نفت و گاز به آمریکا داده است



ترامپ: رژیم ایران «هدیه بسیار بزرگ» نفت و گاز به آمریکا داده است

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که رژیم ایران در جریان تحولات اخیر یک «هدیه بسیار بزرگ» در حوزه نفت و گاز به ایالات متحده داده و هم‌زمان تأکید کرد که گفت و گوها برای رسیدن به توافق و پایان درگیریها در جریان است. ترامپ روز سه‌شنبه چهارم فروردین در جمع خبرنگاران در دفتر بیضی کاخ‌سفید گفت آمریکا در حال مذاکره با «افراد مناسب» در ایران است و مدعی شد مقام‌های رژیم به‌شدت به‌دنبال رسیدن به توافق هستند. او گفت: «ما همین حالا در حال مذاکره هستیم و آنها خیلی، خیلی می‌خواهند به توافق برسند».

این اظهارات در حالی مطرح شد که مقامات رژیم از جمله سخنگوی وزارت‌خارجه و پاسدار قالیباف، رئیس مجلس ارتجاع، انجام مذاکره با آمریکا را رد کرده‌اند.

ترامپ هم‌چنین گفت رژیم ایران یک «هدیه بسیار بزرگ» در حوزه نفت و گاز به آمریکا داده است، اما از ارائه جزئیات خودداری کرد و تنها اشاره کرد که این موضوع به تنگه هرمز مربوط است. او این اقدام را «امتیازی بسیار مهم» توصیف کرد و گفت این موضوع نشان می‌دهد آمریکا با «افراد درستی» در حال مذاکره است.

رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه نیز مدعی شد که طرف ایرانی پذیرفته است هرگز به سلاح هسته‌یی دست پیدا نکند و با این موضوع موافقت کرده است.

این اظهارات در حالی بیان می‌شود که هم‌زمان گزارشهایی از تلاش‌ها برای آغاز مذاکرات جدید و هم‌چنین اعلام آمادگی پاکستان برای میزبانی گفت و گوها میان آمریکا و رژیم ایران منتشر شده است.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

پیام نوروز ۱۴۰۵؛ رویش امید در میهن مجروح



پیام نوروز ۱۴۰۵؛ رویش امید در میهن مجروح

  نوروز و بهار ۱۴۰۵ اگرچه از آینده همراه با خاطرات زیسته‌ی ما می‌آیند، ولی با خاطره‌ی قتل عام شقایق‌های آزادی در دی‌ماه ۱۴۰۴ و با ویرانی‌های جنگ در میهن‌مان، آمیخته با سوگ و سور شده‌اند.


 نوروز و بهار همواره زیستی آیینی و فلسفی در فرهنگ ما داشته‌اند. از این‌رو با آمدن‌شان، همواره پاسخ به چراییِ بودن هستند. پاسخ به گذار ناگزیر فردی و اجتماعی از کهنگی به نو و از عادت به پویش و شکفتگی. نوروز و بهار با این خجستگی، از گرد و غبار جنگ و از جامه‌ی سوگ هم عبور می‌کنند.

و این‌شان اعجاب‌ناک و نامکرر است؛ اگرچه ورق خوردن مکرر تقویم باشد بر گرد نقطهٔ پرگار زمان؛ چرا که نوروز همواره جامه‌ی عشقی انسانی به‌بر دارد؛ بدین سبب است که حتی در میان سوگ و جنگ هم، پیام نوروز، عشق به رهایی‌ست، درست هم‌چون گشودن ناگهانیِ شیپور بنفشه در حصار برف.

 

میهن ما هنوز از ارتعاش سوگ دی‌ماه و سنگینیِ جنگ رها نشده است. اما این، همه‌ی تصویر میهن نیست. انسان‌هایی هستند که پیام نوروز و جوهر بهار را به‌سان گلی‌ از سیم خاردار سوگ و سنگینی، عبور می‌دهند و حصارهای تحمیل و ناگزیری را می‌شکنند.   

 

 بی‌شک نوروز به‌خاطر بالندگیِ ذاتی و پیوندش با جوهر و نهاد انسانی، هنگامه‌یی که با باد صبا می‌رسد، در سوگ و سنگینیِ فضا هم دنبال انسان نو می‌گردد؛ انسان یگانه‌شده با پیام بهار و نوروز که هیچ دیکتاتور و سارقی را توان رهزنیِ آن نیست. این همان نوروز و بهاری‌ست که زنجیر می‌گسلد؛ نوروز توانستن و بایستن. بایستن و توانستنی که در پیوندمان با هر برگ شقایق‌ آزادی، تداوم فرخنده‌گی، خجسته‌گی و خرمی را ضمانت می‌کند.

 

هر نوروز و بهار، در پیام آیینی و اجتماعی‌اش، تجلی و تبلور بهار و رویش اجتماعی جامعه‌ی انسانی را می‌جوید. همان‌گونه که اگر ایران آزاد و جمهوریِ دموکراتیک را در آینه‌ی نوروز و بهار تداعی می‌کنیم، باید پویند‌گان مقاومت برای آزادی و پاسخ‌گویان بهای این انتخاب را در نبرد برای گذار از سوگ‌آفرینان حاکمیت ولایت فقیهی جست.

 

در این چشم‌انداز، نوروز دیگر یک رخ‌داد تقویمی نیست، بلکه افقی‌ست برای بازاندیشی در معنای بودن و شدن؛ فرصتی برای آن‌که جامعه، خود را در آینه‌ی تجربه‌های تلخ و امیدهای شیرین بازشناسد. آن‌چه از دل زمستان‌های سیاسی و اجتماعی [مثل سرکوب، دیکتاتوری و جنگ] سر برمی‌آورد، بازتولید اراده‌ای جمعی برای ایستادن، برای ادامه دادن و برای نپذیرفتنِ تقدیرهای تحمیلی است.

 

مشاهده می‌شود که نوروز در این معنا، از افق آینده و نیز از حافظه‌ی زنده‌ی یک ملت می‌آید؛ حافظه‌یی که نه‌فقط سوگ را به یاد می‌سپارد، بلکه آن را به نیرویی برای دگرگونی بدل می‌کند. از همین روست که هر سفره‌ی هفت‌سین، هر جوانه‌ی سبز و هر نسیم بهاری، پیامی از امکان برخاستن از زیر آوار رنج زمان، امکان بازسازیِ امید و امکان پیوند دوباره‌ی انسان با کرامت و آزادی را دارد.

 

اگرچه زخم‌ها هنوز تازه‌اند و سایه‌ی اندوه بر چهره‌ی میهن سنگینی می‌کند، اما تاریخ بارها و بارها نشان داده است که میل به گسستن از جبرها و شوق به رویش، در کنش‌های کوچک و بزرگ انسان‌هایی جاری‌ست که باوجود همه‌ی تنگناها، چراغ معنا را روشن نگه می‌دارند و از دل تاریکی، راهی به سوی فردا می‌گشایند.

 

از این‌رو، نوروز و بهار ۱۴۰۵ را می‌توان آغازی دیگر دید؛ نه به‌معنای فراموشی رنج‌ها، بلکه به‌مثابه‌ تبدیل آن‌ها به سرمایه‌یی برای ساختن آینده. آینده‌یی که در آن، آزادی نه رؤیا، که تجربه‌یی زیسته باشد و شکوفه‌ها در روشنای آزادی و عدالت بشکفند. چنین افقی نوید می‌دهد: بهار اجتماعیِ ایران، نه‌فقط خواهد آمد، بلکه خواهد ماند.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7