۱۴۰۴ اسفند ۳, یکشنبه

وقتی قاتلان روایتگر عفو می‌شوند – پشت پرده حضور هادی صفایی همکار لاجوردی برای لودادن مجاهدین در دادگاه نمایشی قضاییه جلادان



وقتی قاتلان روایتگر عفو می‌شوند – پشت پرده حضور هادی صفایی همکار لاجوردی برای لودادن مجاهدین در دادگاه نمایشی قضاییه جلادان

در چهل و ششمین جلسه از دادگاه نمایشی قضاییه جلادان که با هدف محاکمه غیابی مجاهدین خلق برگزار می‌شود، پرده از چهره‌ای دیگر کنار رفت. فردی به نام «هادی صفایی» که خود را مسئول سابق «انجمن ونک» و عضو قدیمی مجاهدین معرفی کرد، به جایگاه شهود فراخوانده شد. اما در پسِ این معرفی به ظاهر ساده، روایتی از خیانت، نفوذ و همکاری با دستگاه سرکوب نهفته است. حضور صفایی در این نمایش قضایی، نه برای اجرای عدالت، بلکه بخشی از پروژه تکراری وزارت اطلاعات برای بازیافت مهره‌های سوخته و توابان دهه شصت است.

بازیگران تکراری سناریوی خیانت

هادی صفایی تنها یک نام در این پرونده نیست؛ او جرثومه سیستمی است که در آن خائنانی هم‌چون «عیسی آزاده» یا «بهزاد علیشاهی»، بسته به نیاز روز رژیم تغییر چهره می‌دهند. روزی در قامت پناهنده سیاسی در اروپا ظاهر می‌شوند، روزی دیگر کارشناس مسائل مجاهدین می‌شوند و زمانی که تاریخ مصرف‌شان در خارج تمام شد، با ریش و تسبیح به‌عنوان «شاهد» به دادگاههای رژیم بازمی‌گردند.

ناصر رضوی، از سرکردگان «میز مجاهدین» در وزارت اطلاعات، سال‌ها پیش اعتراف کرده بود که «بدون توابین، سازمان اصلاً ضربه نمی‌خورد». حضور هادی صفایی در دادگاه ۱۰۴، تجسم عینی همین اعتراف است.

روایت جعلی از عفو و توبه

هادی صفایی در دادگاه مدعی شد که حکم اعدامش در اواخر سال ۶۳ یا اوایل ۶۴ شکسته و به ابد تبدیل شده است. او تلاش کرد این‌گونه وانمود کند که صرفاً با بیان جمله «من دیگر سازمان را قبول ندارم» مورد عفو قرار گرفته است. اما حقیقت ماجرا چیز دیگری است. در دستگاه قضایی رژیم، به‌ویژه در دهه ۶۰، هیچ عفوی بدون «توبه» و همکاری فعال در سرکوب و شکار همرزمان سابق معنا نداشت. صفایی در حالی از رأفت اسلامی دم می‌زند که تلاش دارد دستان آغشته به خون خمینی و خامنه‌ای را از قتل‌عام ۶۷ پاک کند. او با تفکیک احکام اولیه و ثانویه، سعی در توجیه جنایت دارد، غافل از آن که اسناد تاریخی و حتی فایل صوتی منتظری، ماهیت جنایتکارانه آن «هیئت‌های مرگ» را افشا کرده‌اند.

دام‌گذاری خائنانه در ونک و اراک

هادی صفایی واقعاً کیست و چرا حکم اعدامش شکست؟ پاسخ در «خیانت» نهفته است. او که پیش از دستگیری از اعضای انجمن ونک بود، پس از به دام افتادن، به ابزاری در دست لاجوردی و بازجویان اوین تبدیل شد. شهادت شاهدان عینی و هم‌بندان او پرده از جنایاتش برمی‌دارد. طبق اسناد و روایت‌ها، رژیم در سال ۶۲ با استفاده از خائنانی چون صفایی، خانه‌های امن جعلی (خانه‌های نفوذی) راه‌اندازی کرده بود. صفایی پس از خیانت، با همرزمان سابق خود تماس می‌گرفت و آنها را به بهانه وصل مجدد به تشکیلات، به این قربانگاهها می‌کشاند. یکی از تلخ‌ترین فصل‌های این خیانت، لو دادن مجاهد شهید «محسن امیرپناهی» و «مهرداد ابراهیمی» بود. صفایی با سوءاستفاده از اعتماد قبلی، محسن را که پس از ضربه تشکیلات اراک متهورانه به تهران گریخته بود، دوباره به دام انداخت. شاهدان می‌گویند صفایی در خانه‌های امن وزارت اطلاعات، با اصرار عجیب بر گرفتن کروکی و چارت تشکیلاتی، تلاش می‌کرد تمامی اعضای هسته‌های مقاومت را شناسایی کند. نتیجه مستقیم همکاری او، دستگیری و اعدام محسن امیرپناهی و احتمالاً تأثیر در پرونده شهید حبیب خبیری (کاپیتان تیم ملی فوتبال) بود.

مهره‌ای سوخته برای مأموریتی جدید

خیانت هادی صفایی چنان آشکار بود که حتی خانواده‌اش در محله ونک نیز از شرم انگشت‌نما شدن، مجبور به ترک محله شدند. او که روزگاری در پارک ملت خود را در میان خانواده‌های زندانیان پنهان می‌کرد تا نقش قربانی را بازی کند، خیلی زود ماهیتش برای مبارزان رو شد و از سوی هسته‌های مقاومت طرد گردید. حالا پس از چهار دهه، رژیم درمانده خامنه‌ای بار دیگر این مهره زنگ‌زده را از بایگانی خارج کرده است. هدف چیست؟ ترساندن نسل جوان. خامنه‌ای با آوردن امثال صفایی می‌خواهد به جوانان شورشی بگوید که سرنوشت مبارزه، یا اعدام است یا تبدیل شدن به تفاله‌ای مثل صفایی. اما این تقلای مذبوحانه، نتیجه معکوس دارد. حضور این جنایتکاران در دادگاه، تنها حقانیت مقاومت و مظلومیت سربداران دهه ۶۰ را اثبات می‌کند. هادی صفایی که امروز برای خوش‌خدمتی به جلادان طناب دار می‌بافد، در فردای آزادی ایران، باید در دادگاهی عادلانه پاسخگوی خون‌هایی باشد که با خیانت او بر زمین ریخته شد. آن روز، برخلاف دادگاههای نمایشی امروز، عدالت حقیقی جاری خواهد شد



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

هیئت نویسندگان - رضا پهلوی؛ یک بازیچه وآلت دست ارتجاع واستعمار یا چوب لای چرخ سرنگونی؟



 هیئت نویسندگان - رضا پهلوی؛ یک بازیچه وآلت دست ارتجاع واستعمار  یا چوب لای چرخ سرنگونی؟


تحلیل نقش رضا پهلوی در انحراف تحولات انقلابی در ایران

پس از قیام دی‌ماه ۱۳۹۶ و استمرار اعتراضات مردمی در داخل ایران، صحنه سیاسی خارج از کشور نیز وارد فاز تازه‌ای شد. تجمع‌های پراکنده در اروپا، موضع‌گیری‌های بحث‌برانگیز درباره نقش قدرت‌های خارجی در آینده ایران، و داغ شدن بحث «آلترناتیو» و «مسیر گذار» نشان می‌دهد که بازیگران مختلف در حال بازتعریف موقعیت خود هستند.

 در این میان، نام رضا پهلوی به صورت  ناگهانی برجسته شد. از گردهمایی مونیخ تا دیدارها و لابی‌های بین‌المللی. اما پرسش کلیدی این است: رضا پهلوی نماینده کدام پروژه سیاسی است؟ آیا هم‌زمانی تحرکات دیپلماتیک و نظامی غرب با فعالیت‌های او صرفاً تصادف است یا بخشی از معادله بزرگ‌تری که هدف آن نه سرنگونی رژیم، بلکه کنترل و جهت‌دهی به اعتراضات مردمی است؟ این مقاله با تکیه بر واقعیت‌های مستند فعالیت‌های او، به بررسی این پرسش می‌پردازد.

رضا پهلوی کیست؟- بیوگرافی  نوه رضا میرپنج 

رضا پهلوی پسر دیکتاتور سابق ایران  در مقام فردی از اپوزیسیون، فاقد جدیّت و مسئولیت‌پذیری لازم است. شواهد متعدد نشان می‌دهد که او خود نیز به‌درستی نمی‌داند چه هدفی دنبال می‌کند یا آماده پرداخت هزینه رهبری واقعی است. رهبری در چنین شرایطی بازی نیست؛ مسئولیت سنگین و پرهزینه‌ای است که نیازمند تعهد عمیق و فداکاری است. برخی گمان می‌کنند فعالیت‌های او بیشتر ابزاری برای کسب درآمد است، هرچند ممکن است نیازی به آن نداشته باشد، زیرا میلیاردها دلار از اموال پدرش در بانک‌های سوئیس که از مردم ایران دزیده بود ؛ موجود است.

نمونه بارز عدم جدیّت او، مصاحبه اخیرش در ایالات متحده آمریکاست. وقتی از او پرسیدند: «ده‌ها هزار نفر کشته شده‌اند و شما خودتان فراخوان حضور در خیابان داده بودید؛ نظرتان چیست؟» پاسخ او بسیار ساده و وقیحانه و غیر مسولانه بود: «در جنگ آدم کشته می‌شود.» حتی یک کلمه درباره مسئولیت مستقیم علی خامنه‌ای، بسیج و سپاه پاسداران در این کشتارها بر زبان نیاورد. این سکوت معنادار، او را نه به عنوان رهبر مخالفان، بلکه به عنوان فردی فرصت‌طلب نشان می‌دهد که همیشه منتظر وقوع اتفاقی در داخل یا خارج است و پس از اطمینان از ادامه‌دار بودن حرکت، خود را وارد صحنه می‌کند.

پروژه‌های سیاسی ناپایدار و تاریخچه شکست‌ها

در سی و هفت یا چهل سال گذشته، رضا پهلوی تلاش کرده ائتلاف‌های متعددی بسازد، اما همه آن‌ها با شکست مواجه شده‌اند. شورای همبستگی ایرانیان در سال ۱۹۹۰، بنیاد فرزندان ایران در سال ۱۹۹۱، شورای ملی ایران در سال ۲۰۱۳، افق ایران نشنال در سال ۲۰۱۴، پروژه ققنوس در سال ۲۰۱۹، عهد جدید، اتحاد برای دموکراسی و آزادی ایران، و جبهه اجلاس جرج‌تاون در سال ۲۰۲۳ همگی عمر کوتاهی داشتند و پس از چند هفته به دلیل اختلاف، دعوا، عدم توافق یا حتی اختلاس و دزدی از صندوق هایی که برای این پروژه ها ایجاد شده بودند ؛ منحل شدند. پس از خیزش مهسا امینی و اعتراضات سراسری در سال ۱۴۰۱ ، کمپین «من وکالت می‌دهم» در سال ۲۰۲۳، پروژه رفاه ایران و پروژه همکاری ملی سال گذشته راه‌اندازی شد؛ پروژه‌ای که منتقدان معتقدند می‌تواند به راحتی به دام رژیم تبدیل شود و اطلاعات فعالان بالقوه را در اختیار نهادهای امنیتی قرار دهد.

از نظر علمی و تخصصی نیز وضعیت او ضعیف است. برخلاف برادرش که تحصیلات عالی داشت و در دانشگاه هاروارد دکتری زبان پهلوی گرفت و فردی اهل مطالعه بود، رضا پهلوی فاقد چنین توانمندی‌هایی است. این تاریخچه طولانی شکست، نشان‌دهنده نبود برنامه منسجم و عدم توانایی در مدیریت حتی کوچک‌ترین ائتلاف‌هاست. مشاوران سابقش معتقدند او حتی توان جمع و جور کردن و اداره یک گروه چهار نفره را هم ندارد.

استراتژی رژیم در برجسته‌سازی چهره‌های تفرقه‌افکن

مقاله تحلیلی مهمی در سال ۲۰۱۲ (منتشرشده در یک نشریه تحلیلی) به خوبی این مکانیسم را توضیح می‌دهد: رژیم‌های اقتدارگرا برای مقابله با تهدیدها، از تشکیل ائتلاف‌های گسترده بین نخبگان و نیروهای اجتماعی جلوگیری می‌کنند. یکی از راه‌های مؤثر، برجسته کردن چهره‌هایی است که ظرفیت ایجاد تفرقه در جبهه مخالفان را دارند. چنین استراتژی‌ای انسجام مخالفان را تضعیف می‌کند. از این منظر، فعالیت‌های سیاسی رضا پهلوی لزوماً به معنای افزایش قدرت اجتماعی او نیست، بلکه می‌تواند بخشی از ساختار مدیریت‌شده برای کنترل اعتراضات باشد. نقش تفرقه‌افکنی او دقیقاً در همین چارچوب قابل درک است.

مطالعات سال ۲۰۱۹ توسط گوری فریسم و همچنین سامانتا برادشا و فیلیپ ان. هاوارد نیز نشان می‌دهد که مدیریت روایت و دستکاری دیجیتال به ابزار اصلی بقای رژیم‌های اقتدارگرا تبدیل شده است. این رژیم‌ها دیگر فقط با سرکوب فیزیکی حکمرانی نمی‌کنند، بلکه با استراتژی‌های پیچیده دیجیتال، مخالفت را مدیریت و تفرقه ایجاد می‌کنند.

آمارهای فضای مجازی رضا پهلوی مثال بارز این دستکاری است. طبق گزارش نهاد مستقل کانادایی Citizen Lab، اعداد دنبال‌کنندگان و تعاملات او تا چهارصد برابر بزرگ‌نمایی شده است. در تظاهرات مونیخ نیز یک پروفسور آلمانی گزارش داد که پلیس در اعلام تعداد شرکت‌کنندگان اشتباه کرده و آمار چند برابر اعلام شده بود. حامیان او در داخل ایران اغلب دسترسی آزاد به اینترنت دارند که نشان‌دهنده نزدیکی برخی از آن‌ها به نهادهای رژیم است. از سوی دیگر، رسانه‌هایی مانند ایران اینترنشنال –به طور گسترده او را تبلیغ می‌کنند.

مشاوران کلیدی او مانند سعید قاسمی‌نژاد و امیرحسین اعتمادی نیز که عموما در کنار او نشسته اند ؛ سابقه بسیار روشنی از همکاری با دستگاه وزارت اطلاعات در داخل ایران دارند. سعید قاسمی نژاد از دانشجویان سابق دانشکده فنی دانشگاه تهران بعد از بازداشت در زندان اقدام به نوشتن توبه نامه و مصاحبه کرد و از زندان آزاد شد و با وزارت اطلاعات همکاری کامل میکرد تا این که به خارج از ایران اعزام شد. امیر حسین اعتمادی نیز تا قبل از خروج از ایران در همکاری کامل با وزارت اطلاعات رژیم بود.

این عوامل در کنار هم، پروژه رضا پهلوی را به ابزاری برای ایجاد تفرقه، مخدوش کردن مرزهای اپوزیسیون و جلوگیری از انسجام مخالفان در خارج تبدیل کرده است.

او ادعا کرده بود که ۵۰هزار نفر از نیروهای نظامی با او بیعت کرده‌اند و این عدد پس از خیزش اخیر به ۱۰۰ یا ۱۵۰ هزار نفر رسیده است. اگر این ادعا جدی بود، چرا این افراد در جریان خیزش هیچ اقدامی نکردند؟ این تناقض آشکار، بار دیگر عدم جدیّت و فقدان دانش واقعی مبارزه را در وی نشان می‌دهد.

لابی‌گری برای حمله نظامی به ایران

لابی‌گری رضا پهلوی  برای حمله نظامی خارجی به ایران، نشان‌دهنده تمایل به انتقام از مردمی است که چهل و شش سال پیش پدرش را سرنگون و از ایران اخراج کردند. این رفتار دقیقاً نشان می‌دهد که او چگونه توسط قدرت‌های خارجی «بازی» داده می‌شود. اگر قدرت خارجی او را به قدرت برساند، همان قدرت او را نیز برکنار خواهد کرد؛ درست مانند سرنوشت پدر و پدربزرگش. رضا شاه توسط انگلیسی‌ها آورده شد و سپس برکنار و از ایران اخراج گردید. محمدرضا شاه نیز توسط آمریکایی‌ها به قدرت رسید و به گفته مقامات نظامی، «مانند موش از دُم گرفته شد و بیرون انداخته شد».

برخی قدرت‌های خارجی به طور جدی دنبال تجزیه ایران هستند و رضا پهلوی به عنوان عامل دست آن‌ها عمل می‌کند. حملات طرفداران او به اقوام مختلف ایرانی، در راستای خط تجزیه‌طلبی و فاشیسم است. الیگارش‌های بین‌المللی به دنبال کنترل ایران برای بهره‌برداری از منابع معدنی، نفت، گاز، اورانیوم و طلا هستند. این الگو را در کشورهای غیردموکراتیک دیگر نیز دیده‌ایم. اما ملت ایران ۱۲۰ سال برای آزادی جنگیده، صدها هزار شهید داده و اگر لازم باشد ۱۲۰ سال دیگر نیز خواهد جنگید. رضا پهلوی در این میان، تنها یک خام خیال تازه به دوران رسیده است که آگاهانه یا ناآگاهانه، بازیچه رژیم و قدرت‌هایی شده که ایران مستقل و دموکراتیک را نمی‌خواهند.

نتیجه‌گیری

رضا پهلوی نه چهره‌ای جدی برای رهبری گذار است، نه دانش و توانمندی لازم را دارد و نه حاضر به پرداخت بهای واقعی رهبری است. تاریخچه طولانی پروژه‌های شکست‌خورده، بزرگ‌نمایی دیجیتال، مشاوران مشکوک و شناخته شده به همکاری با وزارت اطلاعات رژیم ، سکوت در برابر جنایات رژیم و مجیز گویی برای سپاه پاسداران و بسیج و نیروی سرکوبگر انتظامی به عنوان حافظان نظام آینده مورد نظر او و لابی برای دخالت نظامی خارجی، همه و همه او را به ابزاری برای تفرقه‌افکنی و منحرف کردن اعتراضات مردم و اقشار مختلف تبدیل کرده است. در شرایطی که ملت ایران با هزینه سنگین در حال مبارزه است، چنین چهره‌ای به عنوان بازیچه‌ای عمل می‌کند که چرخ سرنگونی را کند یا منحرف می‌سازد. آینده ایران نه در دست فرصت‌طلبان خارج‌نشین، بلکه در اراده مردمی است که ۱۲۰ سال برای آزادی جنگیده‌اند و همچنان خواهند جنگید.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

کنفرانس بین‌المللی در آستانهٔ ۸ مارس، روز جهانی زن - سخنرانیها

                                  کنفرانس بین‌المللی در آستانهٔ ۸ مارس، روز جهانی زن - سخنرانیها


کنفرانس بین‌المللی در آستانهٔ ۸ مارس، روز جهانی زن .  رهبری زنان؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک
شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴


سروناز چیت‌ساز – مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

میهمانان گرامی، خواهران عزیز، دوستان و حامیان مقاومت ایران، من به گرمی به تمامی شما خوش‌آمد می‌گویم و بسیار مفتخرم و تشکر می‌کنم به خاطر حضور شما در اجلاس زنان در سال ۲۰۲۶. من همچنین می‌خواستم تشکر بکنم از خواهرانم در انجمن‌های زنان ایرانی که از راه‌های دور به اینجا آمدند تا با ما همراه باشند. همچنین می‌خواستم از خانم مریم رجوی تشکر بکنم که امروز در این کنفرانس همراه ما هستند. و من بسیار مفتخرم که اعلام بکنم که خواهران ما از اشرف ۳ به ما در این اجلاس ملحق می‌شوند.

من سلام و درود خودم را به تمامی آن‌ها می‌فرستم و بسیار خوشحالم که آن‌ها را امروز همراه خودمان داریم. دوستان گرامی، امسال ما در حالی به استقبال روز جهانی زن می‌رویم که شرایطی بسیار سنگین وجود دارد. در دوران قیام دی‌ماه، زنان و مردان بسیاری در خیابان‌های تهران توسط نیروهای رژیم به شهادت رسیدند. سازمان مجاهدین خلق ایران نام ۲۴۱۱ تن از این شهدا، من‌جمله ۲۵۹ زن و ۱۷۴ نوجوان و کودک را تا به الان اعلام کرده. این اعداد نشانه یک جنایت هست و بیشتر از آن بسیار نگران‌کننده است به خاطر اینکه رژیم ایران تلاش می‌کند با قطع اینترنت راه بروز اطلاعات به بیرون را بگیرد. ما چنین چیزی را در دهه ۶۰، خصوصاً در جریان قتل‌عام ۶۷ تجربه کرده بودیم. در آن دوران دنیا به طور کامل ندید که چه اتفاقی بر سر مردم ایران آمد و همچنین بر سر سازمان مجاهدین خلق ایران. به خاطر همین بگذارید بگویم که ما نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.  این رژیم زن‌ستیز فکر می‌کند که می‌تواند مردم ایران را با قتل‌عام، دستگیری‌های گسترده، شکنجه و زندان و اعدام سرکوب بکند و با نشان دادن اجساد مردم در کیسه‌های سیاه، اآن‌ها را بترساند، مرعوب کند و به سکوت وادارد. ولی این مقاومت و این جنبش در ژانویه شروع نشد، بلکه از ۳۰ خرداد ۶۰ آغاز شد و دهه‌هاست مردم ما هر فشاری رو تحمل کردند، هر هزینه‌ای رو که لازم بوده پرداخت کردند تا هرچه زودتر به پایان این راه نزدیک بشوند، راهی که به آزادی ختم می‌شود. زنان و مردان ایرانی خواهان آزادی هستند،برابری و عدالت و نفی هرگونه دیکتاتوری. پیام آنها واضح است : نه شاه، نه شیخ.

آینده ایران در بازگشت به سلطنت نیست و همچنین ربطی به دیکتاتوری مذهبی فعلی ندارد. بلکه آینده ایران یعنی آینده‌ای آزاد، برابر و جمهوری که بر اساس خواست و اراده مردم ایران ساخته شده. به تمام کسانی که تلاش می‌کنندصدها سال مبارزات مردم ایران را به سرقت ببرند ، خصوصاً بچه شاه، می‌خواستم  بگویم که مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر. همان شعاری که مردم ایران دادند، رژیم ایران در وهله سقوط قرار دارد. در این دوران شاهد هستیم که چطور هرگونه  دیکتاتوری، چه در گذشته و چه در حال تلاش می‌کنند با هم دست در دست هم از این تغییر جلوگیری بکنند. ولی مقاومت ایران، مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته، یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت، راه را به سمت آزادی و پیروزی باز می‌کنند  و همه این‌ها را، این آینده روشن را در ده ماده خانم مریم رجوی می‌بینیم، آینده‌ای سرشار از برابری در یک جمهوری دموکراتیک. و حالا این افتخار من است که از خانم مریم رجوی بخواهم تا سخنان خودشان را ایراد بکنند.

خانم مریم رجوی:

دختران و خواهران عزیزم در سراسر ایران،
قانون‌گذاران، دانشگاهیان، متفکران و شخصیت‌های محترم!
به همهٔ شما درود می‌فرستم. روز جهانی زن که امسال از قیام بزرگ و خونبار ایران گرما و نیرو گرفته، روز زنان و جوانان قیام‌آفرین ایران است؛ آن‌ها که زنجیرهای اختناق را گسستند و به بزرگ‌ترین دژ سرکوب و زن‌ستیزی در جهان امروز یورش بردند....

آزاده ضابطی ـ رئیس کمیتهٔ وکلای ایرانی در انگلستان

…به‌خاطر رهبری شما، برای من افتخار بزرگی است که امروز اینجا باشم. بگذارید همچنین تشکر کنم از خانم سروناز چیت‌ساز به‌عنوان رئیس کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران و تلاش‌های این کمیته برای افشای جنایاتی که علیه زنان در داخل ایران انجام می‌شود. نام من آزاده ضابطی است و برای من بسیار مایهٔ افتخار است که امروز اینجا، به‌عنوان مجری برنامه در این کنفرانس سالانهٔ شورای ملی مقاومت ایران به مناسبت روز جهانی زن، همراه شما باشم.

 

آنِلی یَتِنمِکی – نخست‌وزیر فنلاند (۲۰۰۳) و وزیر سابق دادگستری فنلاند

دوستان عزیز، مدافعان گرامی حقوق بشر، عصر همگی‌تان بخیر. مردم ایران همچنان تحت سرکوب سیستماتیک زندگی می‌کنند. در سراسر جهان، وقتی تلویزیون را روشن می‌کنیم و اخبار را نگاه می‌کنیم، شاهد شقاوت این رژیم هستیم؛ رژیم آخوندی. اما به‌رغم سرکوب شدید، این رژیم هرگز نتوانسته اعتراضات را متوقف کند. سال‌هاست که ایرانیان در سراسر کشور اعتراضاتی را پیش برده‌اند، رژیم را به چالش کشیده‌اند و بنیادهای دیکتاتوری را تضعیف کرده‌اند.

کشتارها، اعدام‌ها و قتل‌هایی که سازمان‌های حقوق بشری گزارش کرده‌اند، با شدتی هشداردهنده ادامه دارد. این شامل کودکان، زنان، افراد مسن، روزنامه‌نگاران، مادران، پدران، دانشجویان و انسان‌های معمولی است که فقط می‌خواهند زندگی عادی خود را داشته باشند. می‌خواهم از تصمیم اتحادیهٔ اروپا استقبال کنم؛ پارلمان اروپا نیز پیش‌تر گفته بود: لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران. و این چند هفته پیش رخ داد.

مدافعان عزیز حقوق بشر، بسیاری از مردم ایران بارها و بارها زندگی‌شان را در مبارزه برای آزادی، رهایی از دیکتاتوری و تبعیض به خطر انداخته‌اند. باید بگویم که من به همهٔ شما درود می‌فرستم و شما را تحسین می‌کنم. مطمئن نیستم که آیا همهٔ ما آماده باشیم کارهایی را که شما می‌کنید انجام بدهیم. من امروز اینجا هستم تا بگویم که ما با شما و در کنار شما ایستاده‌ایم؛ شما مبارزان آزادی ایران.

در پایان، می‌خواهم از مریم رجوی تشکر کنم به‌خاطر فعالیت‌هایی که طی سالیان داشته‌اید؛ تلاش‌های سختی که برای مردم ایران کرده‌اید. فعالیت بسیار گسترده‌ای بوده و ما تا به آخر ادامه خواهیم داد تا ایران آزاد و مقتدر برقرار شود.

 

میشل آلیو ماری ـ وزیر خارجه و وزیر ارشد دولت فرانسه (۲۰۱۰–۲۰۱۱)

خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور گرامی؛ دوستان عزیز من در اشرف، در ایران و دوستان عزیزی که از کشورهای اروپایی و ایالات متحده به اینجا آمده‌اید، به شما خوش‌آمد می‌گویم. بسیار خوشبختم که امروز، در روز جهانی زن، در کنار شما هستم؛ روزی که ما آن را گرامی می‌داریم، نه فقط به‌عنوان مادران و خواهران، بلکه به‌عنوان کسانی که فرهنگ را پیش برده‌اند، بهداشت را پیش برده‌اند و در علم و ورزش جلودار بوده‌اند.

امروز، در روز جهانی زن، ما این توانایی را داریم که بر حقوق زنان تأکید کنیم؛ اینکه آزاد باشند هرگونه که می‌خواهند فکر کنند، آزادی پوشش داشته باشند و هر شغلی را که می‌خواهند انتخاب کنند. در هر کشوری، زنان نقشی مهم برای ایفا کردن دارند؛ نقشی که آیندهٔ کشور و آیندهٔ انسانیت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این را باید به خودمان یادآوری کنیم، زیرا با وجود اینکه ما در دموکراسی زندگی می‌کنیم، کشورهای زیادی وجود دارند که زنان در آن‌ها از ایفای نقشی که باید داشته باشند منع  شده‌اند.

روز جهانی زن همچنین زمانی است برای اعلام همبستگی و حمایت و نثار عشق و علاقه به زنان و مردان ایرانی که با شجاعت و عزمی خلل‌ناپذیر علیه رژیمی اعتراض می‌کنند که وحشی‌ترین رژیم در سراسر زمین است؛ رژیمی که ده‌ها هزار نفر را به قتل رسانده، به‌ویژه زنان را، فقط به این دلیل که زنان و مردان ایرانی گفته‌اند این شرایط را نمی‌خواهند و از زندگی تحت دیکتاتوری خسته شده‌اند. از اینکه حق زندگی از آنها گرفته شده است.

این یک سمبل است که ما امروز اینجا کنار هم، پشت سر زنی جمع شده‌ایم که دهه‌ها نمایندهٔ آمال و آرزوهای خلقی و ملتی یعنی زنان و مردان ایرانی بوده است که خواهان آزادی بوده‌اند؛ زنی که رهبری جنبشی را بر عهده دارد که بیش از نیمی از اعضای آن زنان هستند. می‌خواهم همین‌جا به او ابراز محبت کنیم و احترام خود را به او اعلام کنیم: خانم مریم رجوی.

می‌خواهم به شما بگویم چیزی که باعث شده سالیان سال رابطه‌ام را با خانم رجوی و این مقاومت ادامه بدهم، این است که او هرگز مواضع خود را عوض نکرده و هیچ خللی در ایمانش به‌وجود نیامده است. او با گذشت زمان مواضعش را تغییر نداده، بلکه نقش جدی ایفا کرده و رهبری مقاومت را پیش برده و همواره تأکید کرده که این مردم هستند که آیندهٔ ایران را رقم می‌زنند.

امروز می‌توانیم بگوییم ایران آن چیزی نیست که آخوندها نشان می‌دهند. برخی می‌گویند بعد از سرنگونی رژیم، دموکراسی متصور نیست. اما دموکراسی تا زمانی که آخوندها سر کار هستند متصور نیست؛ تا زمانی که زنان نقش خود را ایفا نکنند متصور نیست؛ تا زمانی که آزادی بیان، آزادی ادیان و آزادی عمل برای انتخاب نحوه زندگی هر زن و مردی وجود نداشته باشد متصور نیست. بدون برابری زن و مرد، دموکراسی وجود ندارد. این یکی از اصلی‌ترین محورهای یک دموکراسی است.

این موارد در برنامهٔ شماست، خانم مریم رجوی؛ مواردی که شما از آن‌ها دفاع کرده‌اید و به همین دلیل است که ما در کنار شما هستیم و از شما حمایت می‌کنیم. ما که اینجا هستیم، همانطور که خواسته ایم زندگی کرده‌ایم . زندگی‌ما بسیار ساده‌تر از کسانی است که در داخل ایران هستند و به قیمت به خطر انداختن جان خود از ارزش‌هایی دفاع می‌کنند که شما از آن‌ها دفاع می‌کنید. ما امروز اینجا هستیم تا به آن‌ها بگوییم تنها نیستند. ما از تمام امکانات خود استفاده می‌کنیم تا کنار آن‌ها باشیم.

طبیعتاً ما نمی‌خواهیم دخالت مستقیم برای تغییر رژیم در ایران داشته باشیم، بلکه اینجا هستیم تا اعلام حمایت کنیم و بگوییم  و تأکید کنیم که در کنار شما هستیم و از تمام امکاناتمان برای حمایت از مبارزهٔ شما استفاده می‌کنیم. این بسیار مهم است. ما می‌بینیم که در برخی کشورها دموکراسی تحت تهاجم است. در کشورهای بزرگی می‌بینیم که دموکراسی فقط چیزی است که بخش کوچکی از جامعه می‌خواهد. این یک مشکل اساسی است و به همین دلیل، در جهانی که هر روز با مشکلات وحشتناک‌تری روبه‌رو می‌شود، باید تأکید کنیم که اصلی‌ترین وظیفه، دفاع از دموکراسی و حمایت از کسانی است که از آن دفاع می‌کنند.

بله، جهان به زنان نیاز دارد. جهان به یک ایران دموکراتیک نیاز دارد که به ثبات منطقه کمک کند. جهان به شما ایرانیانی که اینجا، در داخل ایران و در اشرف هستید نیاز دارد. آینده را شما می‌نویسید. به همین دلیل است که ما از شما حمایت می‌کنیم، به شما علاقه داریم و در کنار شما هستیم. ممنونم.

 

کارلا سندز – سفیر آمریکا در دانمارک و جزایر فارو (۲۰۱۷–۲۰۲۱)

خانم رجوی، میهمانان برجسته، مایهٔ افتخار بسیار است که امروز در کنار شما هستم تا دربارهٔ وضعیت زنان در ایران صحبت کنم. همهٔ ما شنیده و خوانده‌ایم دربارهٔ تحقیر زنان در این رژیم مذهبی. با قوانین تبعیض‌آمیز، اقدامات تحقیرآمیز علیه زنان و زن‌ستیزی نهادینه‌شده‌ای که این دیکتاتوری را توصیف می‌کند، آشنا هستیم. این رژیم یک هیولاست؛ سیستمی که کارنامه‌اش در همهٔ زمینه‌ها زیر صفر است.

امروز می‌خواهم روی دو موضوع متمرکز شوم: نخست یک دیدگاه اشتباه یا انحرافی، و دوم دستاوردهای زنان ایرانی—به‌جای اینکه فقط دربارهٔ درد و رنج آن‌ها صحبت کنیم. یک سوءتفاهم جدی وجود دارد که زنان در زمان شاه حقوقی داشتند. این ادعا غلط است. رژیم شاه یک دیکتاتوری وحشی بود که با شکنجه، اعدام، سانسور و وحشت‌آفرینی حکومت می‌کرد. به همین دلیل مردم ایران نمی‌خواهند به سلطنت برگردند و رضا پهلوی را استمرار همان میراث می‌دانند.

یک دیکتاتوری نمی‌تواند برابری را ارائه کند و شاه این را خودش بسیار روشن کرده بود. اجازه بدهید از مصاحبهٔ اوریانا فالاچی با شاه در اول دسامبر ۱۹۷۳ نقل کنم: «در زندگی مردان، زنان فقط در صورتی به حساب می‌آیند که بتوانند کارشان را انجام دهند، زن بمانند و آن‌ها نمی‌توانند شاید در چشم قانون برابر باشند.»

او در همان مصاحبه می‌گوید این زنان شرور هستند او همچنین در گفت‌وگویش با باربارا والترز در سال ۱۹۷۷ صحبت های زن ستیزانه بیشتری را بیان کرد. وقتی از او پرسیدند آیا فکر می‌کنید مردان و زنان برابرند؟ شاه پاسخ داد: «خب، مواردی هست که بله، اما به‌طور میانگین نه، برابر نیستند. شما کجا یک دانشمند زن داشته‌اید؟» باربارا والترز پرسید: «فکر می‌کنید همسر شما می‌تواند مثل یک مرد حکومت کند؟» شاه گفت: «ترجیح می‌دهم پاسخ ندهم. می‌توانم بگویم واکنشی که شاید داشته باشد در بحران‌ها، این موضوع را زیر سؤال می‌برد.»

آنچه نقل کردم، حرف‌های خود شاه است، با دوربین ضبط شده، و این نکتهٔ اول را روشن می‌کند. حالا به نکتهٔ دوم می‌رسم: نه سرکوب زنان ایران، بلکه دستاوردهای فوق‌العادهٔ آن‌ها.

در میان دستاوردهای زنان، مبارزهٔ آن‌ها برای برابری، به یک فهم مهم رسیده‌اند: اینکه نمی‌توانند تحت یک رژیم زن‌ستیز به حقوق خود برسند. آزادی و رهایی آن‌ها جدایی‌ناپذیر از رهایی کل مردم ایران است. این فهم، آن‌ها را از «قربانی» به «رهبران جنبش ملی مقاومت» تبدیل کرد. آن‌ها فداکاری‌های عظیمی کردند؛ ده‌ها هزار نفرشان شکنجه، دستگیر و اعدام شدند. بسیاری زندگی فردی خود را کنار گذاشتند برای آرمانی بالاتر تا به زن‌ستیزی در ایران برای همیشه پایان دهند. این حد از فداکاری فقط سیاسی نیست؛ کاملاً اخلاقی است.

زنان چند دهه است که مقاومت اصلی ایران یعنی سازمان مجاهدین را رهبری کرده‌اند—بیش از سه دهه. این فقط چند زن برجسته نیستند؛ یک نسل کامل از زنان است که به رهبری اعتلا یافته‌اند و همهٔ آنچه شاه روزی علیه زنان گفته بود را باطل کرده‌اند. دستاوردهای آن‌ها باید امروز، در روز جهانی زن، به رسمیت شناخته شود. این زنان شجاعت خود را نشان داده‌اند؛ نشان داده‌اند که تعهدشان فقط روزانه نیست، بلکه تعهدی برای تمام عمر است، و اینکه رهبری را می‌توان به‌دست آورد، نه اینکه از ابتدا برای کسی تعیین شده باشد.

با اقدامات و فداکاری‌هایشان نشان داده‌اند که زنان ایرانی نه‌تنها توان رهبری دارند، بلکه نیروی محرک در مبارزه برای یک ایران آزاد هستند. خانم رجوی، من عمیقاً رهبری شما را تحسین می‌کنم. زنان ایران مسئولیت خود را برای هدایت یک جنبش به‌سوی پیروزی بر عهده گرفته‌اند. شما همهٔ تابوهای گذشته دربارهٔ مشارکت زنان در رهبری سیاسی را کنار زدید. به زنان الهام بخشیدید تا به مقاومت بپیوندند و با این رژیم مبارزه کنند. از شما آموختند و شعار «زن، مقاومت، آزادی» را به یک واقعیت ارتقا دادند—و ما آن‌ها را در اشرف دیده‌ایم.

ما حضور برجسته و تعیین‌کنندهٔ آن‌ها را در قیام ۱۴۰۱ دیدیم و همچنین شجاعتشان را در قیام اخیر در دی‌ماه امسال. این زنان منتظر نیستند که تاریخ عوض شود؛ آن‌ها خودشان تاریخ را عوض می‌کنند، تحت رهبری شما.

بله، زنان ایرانی آزاد خواهند شد؛ اما آزادی آن‌ها از توهمات گذشته ناشی نخواهد شد و نه از بازگشت هرگونه نیروی استبدادی—چه با تاج، چه با عمامه. آزادی آن‌ها با پایان‌دادن به این رژیم زن‌ستیز و برقراری یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت و آزادی است؛ همان‌گونه که در برنامهٔ ده‌ماده‌ای خانم رجوی و برنامهٔ ایشان برای حقوق زنان ارائه شده است.

یک ایران آزاد و برابر فقط یک آرزو نیست؛ یک رویا نیست ، یک تعهد است که با شجاعت، فداکاری و رهبری زنان ایران شکل می‌گیرد. قدرت این زنان بسیار فراتر از دیکتاتوری گذشته و دیکتاتوری حال است. خیلی ممنون.

 

اینگرید بتانکور – کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا

مریم رجوی عزیز، دوستان گرامی، خواهران عزیز این مبارزه، بسیار احساس فروتنی می‌کنم بعد از اینکه به صحبت‌های دوستانم میشل آلیو ماری، آنِلی یَتِنمِکی و دیگران گوش کردم. در این اجلاس چهره‌های بسیاری می‌بینم که می‌شناسم و به آن‌ها علاقه دارم؛ مثل خانم رزالیا آرتیاگا، لیندا چاوز و دومینیک آتیاس.

امروز ما گرد هم آمده‌ایم نه فقط برای گرامی‌داشت روز جهانی زن، بلکه برای گرامی‌داشت مقاومت آتشین ایرانیان. ما با زنان ایران هستیم؛ آن‌هایی که درد و رنج را به قدرت، به آتش تبدیل کردند. مبارزه برای برابری در ایران هرگز موضوعی دست دوم نبوده؛ هرگز خواسته‌ای دست‌دوم نبوده که بتوان آن را به بعد از تغییر سیاسی موکول کرد. از آغاز تاریخ مدرن ایران، حقوق زنان جدایی‌ناپذیر از مبارزهٔ مردم ایران برای آزادی، کرامت و استقلال ملی بوده است.

تحت دیکتاتوری شاه، زنان را به‌عنوان چهره‌های «مدرنیزه شدن کشور» نشان می‌دادند، در حالی که چهره‌های سیاسی زنان به‌شدت و بی‌رحمانه سرکوب می‌شدند و فقط ابزاری برای پروپاگاندا بودند تا موضوعاتی مانند سرکوب سیاسی پنهان بماند. در رژیم کنونی، سرکوب چهرهٔ سیاه‌تری به خود گرفته است. آن‌ها می‌خواهند بر همه‌چیز زنان کنترل داشته باشند؛ بر بدنشان، پوشش‌شان، صدایشان، انتخاب‌هایشان و زندگی‌شان. تبعیض به قانون تبدیل می‌شود، زن‌ستیزی به سیاست تبدیل می‌شود و خشونت نهادینه می‌شود. اما در هر دو رژیم یک چیز ثابت مانده است: استبداد. رژیم‌های حاکم بر ایران نمی‌توانند با برابری کنار بیایند. اما زنان ایران کنار نکشیده‌اند؛ آن‌ها رشد کرده‌اند.

قیام سراسری در ماه دی این واقعیت را نشان داد. زنان فقط شرکت‌کننده نبودند؛ خودشان موتور محرک بودند، خودشان سازمان‌دهنده بودند، خودشان از رهبران قیام بودند و در پیشاپیش آن حرکت می‌کردند. این فقط نمادین نبود؛ از نظر سیاسی و اخلاقی موضوع را تغییر داد. جهان هرگز فراموش نخواهد کرد آن کیسه‌های سیاهی را که در سردخانه‌ها بود و هزاران زن که اجسادشان آنجا افتاده بود. یک نسل‌کشی و یک خونریزی در ایران رخ داد.

حضور زنان در خطوط مقدم یک واقعیت جدی را آشکار کرد: برابری زن و مرد چیزی نیست که بتوان دربارهٔ آن «بعد از تغییر» مذاکره کرد؛ بلکه پیش‌شرط اصلی آزادی واقعی و برقراری حقوق بشر در ایران است.

وقتی زنان جوان در برابر نیروهای مسلح ایستادند و شعار دادند، صحنه‌ای شبیه میدان تیان‌آن‌من دوباره پیش چشم ما تکرار شد. زنان نقش مرکزی در سرنگونی رژیم حاکم دارند، اما این همچنین شکست رهبران غربی را نشان می‌دهد. آن‌ها برای این زنان تظاهرات برگزار نکردند، محکوم نکردند. آیا این زنان «بیش از حد افراطی» بودند؟ «بیش از حد انقلابی» بودند برای مرزهای سیاسی شما؟ یا شاید این واقعیت را نشان داد که به نحو سبعانه‌ای امروز پول و منافع اقتصادی آن‌قدر قدرتمند شده‌اند که اصول دموکراتیک دیگر توان پیشروی ندارند.

در دوران پهپادها و هوش مصنوعی، زنان ایران نشان دادند که بیش از هر زمان دیگری، حقوق زنان باید راهنمای بشریت باشد.

وقتی زنان ایران با مرگ روبه‌رو می‌شوند، بدون تردید یک حقیقت را روشن می‌کنند: برابری در ایران فقط یک «رفرم» نیست که بتوان آن را به بعد از تغییر سیاسی موکول کرد؛ بلکه مبارزهٔ زنان ایرانی برای استقلال‌شان، بنیاد یک انقلاب انسانی در قرن جدید و هزارهٔ جدید است. حفظ کرامت، تلاش برای رسیدن به حقیقت و عدالت، و همهٔ این‌ها بستگی دارد به اینکه به درس‌ها و شهادت‌های زنان ایرانی گوش فرا دهیم. زنان ایران نشان داده‌اند که تا زمانی که دین و دولت جدا نباشند، در یک دیکتاتوری آزادی و برابری زن و مرد ممکن نخواهد بود. از این واقعیت یک نتیجهٔ روشن و غیرقابل مذاکره بیرون می‌آید: دو عنصر ضروری وجود دارد، نه انتخابی و نه قابل‌چانه‌زنی:

۱. سرنگونی رژیم دیکتاتوری مذهبی.
۲. برقراری یک جمهوری دموکراتیک که در آن زنان فقط به‌صورت سمبلیک مشارکت داده نشوند یا سمبلیک وزیر نشوند، بلکه تصمیم‌گیرندگان در بالاترین سطح قدرت سیاسی باشند.

هر دیدگاهی برای آیندهٔ ایران که رهبری زنان را عقب بیندازد یا به تأخیر بیندازد، منجر به رهایی نخواهد شد؛ فقط به معنای همان سلطه با نامی جدید است. به همین دلیل، خواست مردم ایران برای تغییر سیاسی و خواست زنان ایران برای برابری، دو مبارزهٔ جدا نیستند؛ یک مبارزه‌اند.

زنان ایرانی خواهان «حفاظت» از سوی مردان نیستند؛ آن‌ها نمی‌خواهند در یک مبارزهٔ دیگر «راه داده شوند» یا در مورد دیدگاه آینده «چیزی» به آن‌ها داده شود. آن‌ها با شهادت خود حقشان را به‌دست آورده‌اند تا این آینده را خودشان شکل دهند؛ نه فقط برای ایران، بلکه برای جهان و برای دوران جدیدی که پیش چشم ما شکل می‌گیرد. به همین دلیل بحث آلترناتیوهای سیاسی بسیار مهم است.

برخی در خارج از ایران طی سال‌ها تلاش کردند پسر شاه سابق را به‌عنوان راه‌حل بحران ایران ترویج کنند. واقعاً؟ «ارث و میراث» اعتبار دموکراتیک نیست. همان‌طور که کارلا سندز نشان داد، دیکتاتوری‌ای که مردم ایران در سال ۵۷ سرنگون کردند، یک دیکتاتوری تک‌حزبی فاسد بود که آزادی سیاسی را سلب می‌کرد. نمی‌توان یک نوع دیکتاتوری را با نوع دیگری به‌خاطر نوستالژی جایگزین کرد.

مهم‌تر از همه اینکه هر پلتفرم سیاسی که حقوق زنان را به‌طور روشن، دقیق و صریح تضمین نکند، نمی‌تواند ادعا کند که آیندهٔ ایران را نمایندگی می‌کند. وقتی دربارهٔ زنان فقط «اشارهٔ کلی» می‌شود—مثل پروپاگانداها و طرح‌های پسر شاه—این برابری نیست؛ تحقیر عمدی است. و ما در ایران دیده‌ایم که در نهایت زنان را کاملاً حذف خواهند کرد. در روز جهانی زن باید صریح بگوییم: حقوق زنان را نمی‌توان به‌عنوان «پاورقی» تعیین کرد؛ نه در ایران و نه در هیچ جای جهان.

زنان باید در مرکز هر پلتفرم سیاسی، هر پروژه و هر دیدگاهی برای قرن بیست‌ویکم باشند. به همین دلیل است که جنبش مقاومت ایران تحت رهبری مریم رجوی این‌قدر مهم است. برنامهٔ ده‌ماده‌ای او دقیقاً همین معنا را دارد و از تجربهٔ خاص و استثنایی خودش به‌دست آمده است. این جنبش برابری را «شعار» نکرده، بلکه آن را در سلسله‌مراتب خود نهادینه کرده است. چندین دهه پیش، قبل از اینکه جهان دربارهٔ «توانمندسازی زنان» صحبت کند، این جنبش زنان را به رأس خود، به رهبری رساند—نه به‌عنوان استثنا، بلکه به‌عنوان یک قاعده.

تحت سخت‌ترین شرایط—زندان، تبعید، تعرض، تلاش برای قتل و ترور، پروپاگاندای بی‌وقفه—زنان در این مقاومت عقب ننشستند؛ آن‌ها رو به جلو حرکت کردند.

دیدگاه مریم رجوی کاملاً روشن است: برابری کامل حقوقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میان زن و مرد؛ لغو قوانین تبعیض‌آمیز؛ مشارکت برابر در رهبری؛ آزادی پوشش؛ آزادی بیان؛ آزادی انتخاب؛ و ممنوعیت هرگونه خشونت جنسیتی. همهٔ چیزهایی که ما در دنیای غرب آن‌ها را تضمین‌شده می‌دانیم، اما می‌دانیم که بسیار شکننده‌اند. به همین دلیل اینجا هستیم و موضع می‌گیریم. مریم رجوی وعده‌های توخالی نمی‌دهد؛ وعده‌های او اصولی است که در عمل آزموده شده و نشان داده که رهبری زنان فقط از نظر اخلاقی درست نیست، بلکه از نظر استراتژیک ضروری است. رهبری زنان به مقاومت قدرت می‌بخشد، اعتبار را تعمیق می‌کند و دموکراسی را در یک تجربهٔ زنده شکل می‌دهد، نه در شعارهای توخالی.

تغییری در تاریخ ما در حال شکل‌گیری است. ما، به‌عنوان زنان، رو به جلو حرکت می‌کنیم و به همین دلیل است که همیشه از قدرت زنان ترسیده‌اند و آن را سرکوب کرده‌اند. مبارزه برای آزادی زنان و مبارزه علیه استبداد جدایی‌ناپذیرند، زیرا از یک بنیاد مشترک ناشی می‌شوند؛ سیستمی که از زنان می‌ترسد، چون از تغییر، از حقیقت و از عدالت می‌ترسد.

بگذارید صادقانه بگوییم: آیندهٔ ایران با نوستالژی ساخته نخواهد شد، با خواسته‌های سلطنتی ساخته نخواهد شد، و ما هرگز نخواهیم پذیرفت که پشت درهای بسته دربارهٔ آن مذاکره شود، توسط کسانی که از فداکاری مردم هیچ نمی‌دانند. آیندهٔ ایران را زنانی خواهند ساخت که بهای مقاومت را پرداخته‌اند و مردانی که این مبارزه را به رسمیت می‌شناسند. چون با هم است که می‌توانیم برخیزیم و تغییر را به‌وجود بیاوریم. و می‌دانیم هیچ گروهی بیش از این جنبش—مقاومت ایران تحت رهبری مریم رجوی—بهای آن را نپرداخته و استمرار و شجاعت بیشتری نداشته است.

برخی مادران هنوز برای دخترانی که زیر حکم اعدام از دست داده‌اند سوگواری می‌کنند. بسیاری از دانشجویان اخراج شده‌اند، مورد تعرض قرار گرفته‌اند، زندانی شده‌اند. فعالانی که مبارزه می‌کنند و زنانی که در تبعید سازمان‌دهی و مقاومت می‌کنند، به ما نشان داده‌اند که رهبری زنان چگونه است: غیرقابل فساد، غیرقابل تسلیم، غیرقابل خیانت و غیرقابل معامله.

به همین دلیل، یک ایران دموکراتیک بدون برابری زنان نه‌تنها نامناسب، بلکه غیرممکن است و درواقع یک توهم به شمار می‌رود. امروز انتخاب ما بسیار روشن است: حمایت از رهبری زنان نمادین نیست؛ استراتژیک و ضروری است. مسیر، مسیرِ یک جمهوری است؛ جمهوری‌ای که در آن قانون حمایت می‌کند، نه اینکه تنبیه کند. جایی که هرکس بتواند باور خود را آزادانه انتخاب کند و چیزی به او تحمیل نشود. جایی که دختران بتوانند طوری بزرگ شوند که آرزوهایشان را تحقق ببخشند.

در روز جهانی زن، بگذارید نه‌فقط تحسین خود را ابراز کنیم، بلکه فعال باشیم؛ به صدای مقاومت ایران قدرت بدهیم؛ با چالش‌هایی که می‌خواهند زنان را به حاشیه برانند مقابله کنیم. تأکید کنیم که هر آینده‌ای برای ایران باید زنان را در مرکز تصمیم و قدرت قرار دهد، نه در حاشیه. چون وقتی مریم رجوی سخن می‌گوید، سخن از آزادی ایران است. وقتی زنان ایران قیام می‌کنند، یک ملت با آن‌ها قیام می‌کند. و وقتی زنان ایرانی آزاد شوند، همهٔ ما زنان در سراسر جهان همراه با آن‌ها آزاد خواهیم شد. خیلی ممنون.

 


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

اوج جنایات خامنه ای ضد بشر -از بیمارستان تا سردخانه؛ شلیک «تیر خلاص» بر پیکر نیمه‌جان معترضان



            اوج جنایات خامنه ای ضد بشر -از بیمارستان تا سردخانه؛ شلیک «تیر خلاص» بر پیکر نیمه‌جان معترضان

اظهارات ۲۹بهمن ۱۴۰۴ جواد تاجیک، مدیرعامل سازمان بهشت زهرا، سندی تکان‌دهنده از ابعاد خشونت عریان در ساختار حکمرانی است. اعتراف به شلیک «تیر خلاص به بیش از ۷۰درصد پیکرها»، پرسش‌هایی بنیادین و هولناک را پیش روی وجدان بیدار جامعه قرار می‌دهد:

چگونه یک نهاد مدنی-خدماتی(بهشت زهرا) به ویترین گزارش‌دهی جنایات جنگی تبدیل می‌شود؟

آیا نسبت دادن این حجم از شلیک‌های دقیق و نهایی به «تروریست‌های ناشناس!»، تلاشی برای سلب مسئولیت است یا اعترافی ناخودآگاه به سازمان‌یافتگی سرکوب؟

مرز میان «بیمارستان» و «مسلخ» در جغرافیای سیاسی امروز ایران کجاست؟

تیر خلاص به‌مثابه امضای حاکمیت

اعتراف به این‌که اکثریت مطلق جان‌باختگان(۷۰ درصد) هدف شلیک نهایی قرار گرفته‌اند، فرضیه «تقابل تصادفی» یا «تیراندازی هوایی برای تفرق» را به کلی باطل می‌کند. «تیر خلاص» در فرهنگ نظامی و امنیتی، نه یک واکنش غریزی، بلکه یک «تصمیم عملیاتی» است. وقتی پیکرهایی مانند سام افشاری یا نوجوان ۱۳ ساله، ابوالفضل وحیدی، با صورت‌های متلاشی شده و آثار اصابت گلوله دوم در سردخانه‌ها یافت می‌شوند، ما با یک «پروتکل حذف» روبه‌رو هستیم.

این شلیک‌ها پیام صریحی از سوی هسته سخت قدرت به معترضان است: در این پیکار، مجروحی باقی نخواهد ماند. حاکمیت با استفاده از این شگرد، در پی آن است که هزینه اعتراض را تا مرز «نیستی مطلق» بالا ببرد. استناد به حضور «تروریست‌ها» در این میان، تنها یک فرار به جلوست؛ چرا که در هیچ منطق امنیتی، تروریست‌های نفوذی دسترسی سیستماتیک به پیکرهای داخل آمبولانس یا اتاق‌های احیا در بیمارستان را ندارند.

تناقض در تطهیر؛ از انکار «پول تیر» تا تأیید فاجعه

جواد تاجیک با ادبیاتی مشمئزکننده مدعی می‌شود که در نظام ولایت فقیه سابقه دریافت «پول تیر» وجود ندارد و حتی «صلوات هم از مردم نگرفته‌اند». این ادعا در تقابل مستقیم با روایت‌های دست‌اول خانواده‌هایی است که در دهه‌های گذشته و قیام‌های اخیر، برای تحویل پیکر عزیزان‌شان با انواع اخاذی‌های دولتی و امنیتی مواجه بوده‌اند.

تلاش برای قانونی جلوه دادن دفن ۱۱۲۴پیکر، در حالی که اعتراف می‌شود نیمی از آنها تحت تدابیر امنیتی به شهرستان‌ها گسیل شده‌اند، نشان‌دهنده هراس از تجمع در «بهشت زهرا» و تبدیل شدن مزارها به کانون‌های جدید شورش است. حاکمیت با تقسیم پیکرها، در واقع در حال «توزیع جغرافیایی سوگ» است تا از تراکم خشم در پایتخت جلوگیری کند.

کادر درمان؛ شاهدان مسلخ

گزارش‌های مستقل نشان می‌دهد که جنایت تیر خلاص نه در کف خیابان، بلکه در بسیاری از موارد در مسیر انتقال یا حتی در مراکز درمانی رخ داده است. وقتی فردی با «تجهیزات احیا و درمان» هدف گلوله نهایی قرار می‌گیرد، معنای آن سقوط کامل اخلاق پزشکی در سیطره امنیتی است. بیمارستان که باید مأمن باشد، به دالانی برای نهایی کردن پروژه حذف تبدیل شده است. این اعترافات، مهر تأییدی است بر گزارش‌های کادر درمان که از حضور نیروهای لباس‌شخصی در اتاق‌های عمل و بخش‌های اورژانس برای «تمام کردن کار مجروحان» خبر می‌دادند.

جنایت علیه بشریت در ترازوی تاریخ

اظهارات مدیرعامل بهشت زهرا، اگر چه با هدف عادی‌سازی و سلب اتهام صورت گرفت، اما در عمل به «کیفرخواستی» علیه کل ساختار تبدیل شد. عدد ۷۰درصد، تصادفی نیست؛ این عدد شاخصی از یک اراده معطوف به کشتار جمعی است. حاکمیت با این اعتراف، ناخواسته پرده از وحشتی برداشته که خود در درون آن زندگی می‌کند؛ هراس از مجروحی که ممکن است زنده بماند و به «شاهد عینی» و «نماد مقاومت» تبدیل شود. در منظومه فکری رژیمی که به بن‌بست رسیده، «تیر خلاص» آخرین ابزار برای ساکت کردن صدای تاریخ است، غافل از آن که پیکرهای بی‌جان در بهشت زهرا، امروز بلندتر از هر فریادی در خیابان، سخن می‌گویند.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

فاکس نیوز: جعفرزاده با استناد به تصاویر ماهواره‌یی از تداوم بازسازی سایتهای اتمی آسیب دیده در بمبارانهای قبلی خبر داد



فاکس نیوز: جعفرزاده با استناد به تصاویر ماهواره‌یی از تداوم بازسازی سایتهای اتمی  آسیب دیده در بمبارانهای قبلی  خبر داد

فاکس نیوز گزارش داد: علیرضا جعفرزاده معاون نمایندگی شورای ملی مقاومت در واشنگتن اعلام کرد: رژیم ایران به‌رغم مذاکره با دولت ترامپ، در حال بازسازی سایت‌های هسته‌یی آسیب دیده در حملات قبلی آمریکاست. تصاویر ماهواره‌یی تازه منتشر شده هم‌چنین ثابت می‌کند که رژیم تلاش‌های خود را برای بازیابی قابلیت‌های غنی‌سازی اورانیوم تسریع کرده است. تلاش مداوم برای افزایش قابلیت‌های غنی‌سازی اورانیوم نگران‌کننده است.

جعفرزاده به فاکس نیوز گفت: شورای ملی مقاومت ایران تحت هدایت مریم رجوی برای اولین بار سایت‌های هسته‌یی در نطنز، اراک، فردو و بیش از ۱۰۰ سایت و پروژه دیگر را افشا کرده است.

 

رویترز روز ۲۹ بهمن در گزارشی نوشت: تصاویر ماهواره‌یی نشان می‌دهد ایران در بحبوحه تنشها با آمریکا، در حال ترمیم و تقویت سایت‌هاست.

تصاویر ماهواره‌یی نشان می‌دهد که ایران اخیراً در یک پایگاه حساس نظامی، با ساخت سپر بتنی در اطراف یک تأسیسات جدید و پوشاندن آن با خاک، در حال محصورسازی آن است.

این تصاویر هم‌چنین نشان می‌دهد که ایران ورودی‌های تونل یک تأسیسات هسته‌یی که آمریکا اول تیرماه امسال، در جریان جنگ ۱۲روزه اسراییل، آن را هدف قرار داد، پوشانده است.

ورودی‌های تونل‌های نزدیک به یک پایگاه دیگر تعمیر شده و پایگاه‌های موشکی که در جنگ ۱۲روزه تابستان امسال خسارت دیده بودند بازسازی شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، این تصاویر ماهواره‌یی نمایی از فعالیت‌های ایران در برخی از پایگاه‌ها را در میانهٔ تنش‌ها با اسراییل و آمریکا ارائه می‌دهند؛ آن هم در زمانی که واشنگتن به‌دنبال حل و فصل برنامهٔ هسته‌یی ایران است و تهدید کرده که در صورت شکست مذاکرات دست به اقدام نظامی خواهد زد.


آسوشیتدپرس در گزارشی که روز جمعه ۱۰ بهمن منتشر کرد اعلام که تصاویر ماهواره‌یی از آغاز فعالیت‌های تازه در دو سایت هسته‌یی نطنز و اصفهان خبر می‌دهد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس با استناد به تصاویر ماهواره‌یی شرکت «پلنت لبز» گزارش داد رژیم ایران در ساختمانهای آسیب‌دیده این دو سایت، که در جریان جنگ ۱۲روزه اسراییل و جمهوری اسلامی هدف حملات هوایی اسراییل و سپس ایالات متحده قرار گرفته بودند، اقدام به احداث سقف کرده است. به‌گفته آسوشیتدپرس، این نخستین نشانه فعالیت عمده در این مراکز از زمان آن حملات به‌شمار می‌رود.
به گزارش این خبرگزاری، سقف‌های جدید عملاً امکان مشاهده آنچه در داخل ساختمانها می‌گذرد را از ماهواره‌ها سلب می‌کند؛ در شرایطی که پس از جنگ ۱۲روزه، جمهوری اسلامی اجازه دسترسی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به سایت‌های نطنز، اصفهان و فردو را نداده و نظارت بین‌المللی تنها به تصاویر ماهواره‌یی محدود شده است.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7