النهار لبنان : آیا نظام ایران آماده بازنگری در رویکرد خود برای اتخاذ یک مسیر تازه درمنطقه هست ؟ یا دنبال خرید زمان برای بازسازی موقعیتش میباشد ؟
اعلام «یادداشت تفاهم اولیه» میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، پرسشهای بسیاری را درباره ابعاد سیاسی آن و اینکه آیا این توافق آغازگر مسیری تازه است یا صرفاً یک آتشبس موقت در دل بحرانی عمیقتر، برانگیخته است.
اما بررسی دقیقتر این تحول نشان میدهد آنچه اعلام شده، یک توافق نهایی برای حل ریشههای مناقشه نیست، بلکه تفاهمی اولیه است که بر اثر موازنه پیچیده قوا شکل گرفته و دو طرف را وادار کرده است بدون آنکه هیچیک به اهداف اصلی خود دست یافته باشند، رویارویی نظامی را متوقف کنند.
ایالات متحده به نتیجهای که در پی آن بود نرسید؛ چه به دلیل پیامدهای اقتصادی جنگ، چه نگرانیهای مربوط به امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و چه به علت ملاحظات سیاسی داخلی و منطقهای.
در مقابل، رژیم ایران نیز این یادداشت تفاهم را از موضع قدرت، آنگونه که تبلیغات رسمیاش القا میکند، نپذیرفت، بلکه به این دلیل با آن موافقت کرد که خود را در برابر خطرهای فزایندهای دید که بقای نظام را تهدید میکرد. ازاینرو، ترجیح داد موقتاً از شدت رویارویی بکاهد، تا به مسیری کشیده نشود که میتوانست مخاطرات بسیار بزرگتری برایش به همراه داشته باشد.
از این منظر، تلاش تهران برای معرفی این تفاهم بهعنوان یک پیروزی سیاسی، با واقعیت فاصله زیادی دارد. نظام جمهوری اسلامی امروز یکی از ضعیفترین دورههای خود را از زمان تأسیس پشت سر میگذارد و دیگر اولویت اصلیاش گسترش نفوذ یا تحمیل خواستههایش نیست، بلکه حفظ بقای خود در برابر بحرانهای انباشته داخلی و فشارهای روزافزون خارجی است. این نظام عملاً از مرحله تهاجم به مرحله دفاع از موجودیت خود وارد شده است.
نکته مهمتر آن است که این تفاهم هیچیک از مسائل اصلی که سبب آغاز رویارویی شده بودند را حل نکرده است. پرونده هستهای، برنامه موشکی، مداخلات منطقهای و ماهیت روابط با ایالات متحده، همگی همچنان بدون راهحل نهایی باقی ماندهاند. این بدان معناست که ریشههای بحران همچنان پابرجاست و تا زمانی که رژیم بر همان سیاستهایی که بحران را به وجود آوردهاند اصرار بورزد، احتمال بازگشت تنش یا ازسرگیری رویارویی همچنان وجود خواهد داشت.
مذاکرات؛ ابزاری برای خرید زمان
هیچ نشانه جدی وجود ندارد که نظام ولایت فقیه آماده بازنگری واقعی در رویکرد خود باشد. تجربه بیش از چهار دهه گذشته نشان داده است که این نظام، زمان را یکی از مهمترین ابزارهای سیاسی خود میداند. از اینرو، مذاکرات و توافقهای موقت را نه برای کنار گذاشتن سیاستهای اصلی خود، بلکه برای خرید زمان و بازسازی موقعیتش به کار میگیرد.
بنابراین، امید بستن به اینکه امتیازدهی بتواند رفتار این نظام را تغییر دهد، قمار سیاسیای است که تجربه بارها ناکامی آن را ثابت کرده است.
نتیجه جنگ نیز واقعیت مهم دیگری را آشکار کرد که بارها نادیده گرفته شده بود: نظام ولایت فقیه با بمباران خارجی سرنگون نمیشود و تغییر واقعی تنها از درون ایران، به دست مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنان امکانپذیر است.
جنگ، با وجود خسارتهای فراوانی که به همراه داشت، نتوانست منازعه را تعیین تکلیف کند؛ زیرا به ریشه اصلی بحران، یعنی رابطه انفجاری میان حکومت و جامعه ایران، دست نزد.
امروز رژیم با چالشهایی روبهروست که از هر تهدید خارجی خطرناکتر است. کارشناسان و مسئولان نزدیک به حکومت نیز به تشدید بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اعتراف میکنند و بارها نسبت به احتمال وقوع موج تازهای از اعتراضات هشدار دادهاند.
همین واقعیت، تداوم بازداشتها، اعدامها و تشدید فضای امنیتی را توضیح میدهد؛ زیرا حکومت بهخوبی میداند که بزرگترین تهدید برای بقای آن، نه صرفاً فشارهای خارجی، بلکه خیزش مردمی است.
با فروکش کردن فضای جنگ نیز توان تبلیغات رسمی برای پنهان کردن عمق نارضایتی عمومی کاهش یافته است. بحرانهایی که پیش از قیام ژانویه وجود داشتند، نهتنها حل نشدهاند، بلکه پیچیدهتر نیز شدهاند. تورم، فروپاشی اقتصادی، بیکاری و کاهش سطح معیشت مردم بار دیگر با شدت بیشتری خود را نشان میدهند؛ وضعیتی که از احتمال بازگشت و گسترش دوباره اعتراضات مردمی خبر میدهد.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران








