عراقچی وزیر خارجه درمانده رژیم در یک دروغگویی آشکار گفت: از نظر ما تنگه هرمز برای همه کشتیهای تجاری بازه ….. ما هیچ مانعی ایجاد نکردیم این آمریکاست که محاصره دریایی ایجاد کرده »
اگر شما نکردید این فرمانده بدون مغز سپاه چه میگوید؟
این در حالی است که جباری یکی از فرمادهان سپاه پاسداران به صورت واضحی تاکید کرد:« تنگه هرمز بسته شده هرکس بخواد عبور بکنه قهرمانان پدافند ما در نیروی دریایی سپاه و ارتش اون کشتیها رو به آتش خواهند کشید. »
پس عراقچی دارد دروغ میگوید. این هم جدید نیست سیاست ۴۷ ساله رژيم است.
سالهاپیش در یک جنایت آشکار حرم امام رضا را منفجر کردند و مردم و زائران بیگناه را کشتند و بعد گفتند کار مجاهدین است!
حرم سامرا را منفجر کردند گفتند کار سنیها است. با این انفجار بزرگترین جنگ فرقهای بین شیعه و اهل سنت را در عراق به راه انداختند و از قبل آن بر خاک عراق مسلط شدند.
در خیابان در همین دیماه۱۴۰۴ روز روشن مردم را میکشند میگویند دشمن کشتهسازی کرده
اما این تاکتیک دیگر کارایی ندارد کسی جدی نمیگیرد.
به همین خاطر در اجلاس بریکس هم حرفهایشان را تحویل نگرفتند.
دوران دروغگویی و دجال بازی هم تمام شده. دیگه خریداری نداره. نه تنها بسیجیهای فاقد قوه عاقله را نمی فریبه بلکه مزدوران اجارهای برون مرزی شما هم کسی خریدارش نیست. این پایان مسیره!
ایران در صدر سرکوب نویسندگان - گزارش جدید انجمن قلم آمریکا از بازداشت تصاعدی نویسندگان
گزارش تازه انجمن قلم آمریکا از جهش بازداشت نویسندگان در ایران پرده برداشت
انجمن قلم آمریکا «پن» در تازهترین گزارش سالانه خود، تصویری نگرانکننده از وضعیت آزادی بیان و سرکوب نویسندگان در جهان منتشر کرده است. این گزارش نشان میدهد که شمار نویسندگان زندانی در سال ۲۰۲۵ برای نخستین بار از مرز ۴۰۰ نفر عبور کرده است. در این میان، حکومت ایران پس از چین، به دومین زندان بزرگ نویسندگان جهان تبدیل شده است. گزارش پن آمریکا تأکید دارد که افزایش بازداشت نویسندگان در ایران، نشانه تشدید سرکوب آزادی بیان در فضای جنگ، بحران و نارضایتی اجتماعی است.
بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۲۵ میلادی دستکم ۴۰۱ نویسنده در ۴۴ کشور جهان زندانی بودهاند. این رقم در سال قبل ۳۷۵ نفر در ۴۰ کشور ثبت شده بود. انجمن قلم آمریکا اعلام کرده که طی هفت سال گذشته، شمار نویسندگان زندانی در جهان ۶۸ درصد افزایش یافته است. این نهاد بینالمللی، روند کنونی را نشانه گسترش سرکوب آزادی بیان در بسیاری از کشورها توصیف کرده است.
در رتبهبندی جهانی، چین با ۱۱۹ نویسنده زندانی همچنان در صدر قرار دارد. با این حال، پن آمریکا تأکید کرده که شدیدترین رشد بازداشتها در ایران ثبت شده است. طبق این گزارش، سرکردگان حکومت ایران در یک سال گذشته دستکم ۱۷ بازداشت تازه انجام دادهاند. این بازداشتها شمار نویسندگان زندانی را به سطح دوران سرکوب گسترده اعتراضات سال ۱۴۰۱ نزدیک کرده است.
آزادی بیان زیر فشار بازداشتهای تازه
کارین دویچ کارلکار، مدیر برنامه «نویسندگان در معرض خطر» در پن آمریکا، اعلام کرده که حکومت ایران کارزاری خشن علیه صداهای مستقل به راه انداخته است. او گفته «شاعران، مترجمان، پژوهشگران، ترانهسرایان، تحلیلگران آنلاین و فعالان حقوق بشر هدف مستقیم دستگاههای امنیتی قرار گرفتهاند. حکومت ایران تلاش میکند هرگونه بحث، انتقاد و مخالفت را خاموش کند و آزادی بیان را محدودتر از گذشته سازد».
در بخش دیگری از گزارش آمده است که موج تازه سرکوب پس از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل در خرداد و تیر ۱۴۰۴ شدت گرفت. این سرکوب تنها منتقدان سیاسی را دربر نگرفت. بلکه پژوهشگران، مترجمان و فعالان فرهنگی نیز با بازداشت و پیگرد روبهرو شدند. نام چندین چهره شناختهشده در این گزارش دیده میشود. به نوشته پن آمریکا، این بازداشتها هنگام مراسم هفتم خسرو علیکردی، وکیل حقوق بشری، با خشونت انجام شد.
ایران؛ دومین زندان نویسندگان جهان
پن آمریکا اعلام کرده که ایران اکنون با ۵۳ نویسنده زندانی، پس از چین در رتبه دوم جهان قرار دارد. این رقم نسبت به سال قبل ۲۳ درصد افزایش نشان میدهد. گزارش تأکید میکند که تشدید بحرانهای داخلی و فضای جنگی، فشار بر آزادی بیان را افزایش داده است.
طبق این گزارش، ایران بالاترین نسبت نویسندگان زن زندانی در جهان را نیز دارد. ۳۲ درصد نویسندگان زندانی در ایران زن هستند. این در حالی است که میانگین جهانی تنها ۱۶ درصد اعلام شده است. در این گزارش از گلرخ ابراهیمی ایرایی نیز نام برده شده است. پن آمریکا اعلام کرده که این نویسنده و فعال حقوق بشر، با وجود چندین حکم زندان، همچنان از داخل زندان اوین به فعالیتهای حقوق بشری ادامه میدهد.
پس از ایران، عربستان سعودی با ۲۷ نویسنده زندانی، ویتنام با ۲۴ نفر، ترکیه با ۲۲ نفر و اسرائیل با ۲۱ نفر در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند.
آزادی بیان قربانی جنگ و سرکوب
گزارش پن آمریکا تنها به ایران محدود نمیشود. این نهاد وضعیت جهانی آزادی بیان را نیز بررسی کرده است. بر اساس این گزارش، در روسیه بسیاری از نویسندگان به دلیل مخالفت با جنگ اوکراین بازداشت شدهاند. در اسرائیل نیز چندین نویسنده به دلیل مواضع ضد جنگ بازداشت یا تحت پیگرد قرار گرفتهاند.
پن آمریکا همچنین اعلام کرده که نام ایالات متحده برای نخستین بار وارد «شاخص آزادی نوشتن» شده است. این پرونده به بازداشت چند هفتهای سامی حمدی، تحلیلگر و ستوننویس بریتانیایی منتقد اسرائیل، مربوط میشود. این سازمان، اقدام مقامهای مهاجرتی آمریکا را نمونهای از استفاده سیاسی از سازوکارهای مهاجرتی دانسته است.
در بخش پایانی گزارش آمده که تعداد پروندههای ثبتشده در پایگاه «نویسندگان در معرض خطر» برای نخستین بار از هزار مورد عبور کرده است. این پایگاه، ۱۰۵۹ مورد آزار و پیگرد نویسندگان در ۸۳ کشور را ثبت کرده است. این آمار شامل ۵۳ قتل، ۱۳ ناپدیدسازی اجباری و ۱۷۰ مورد تبعید یا مهاجرت اجباری نویسندگان میشود.
کارین دویچ کارلکار در پایان این گزارش هشدار داده که حمله به نویسندگان، تنها حمله به چند فرد نیست. به گفته او، این روند نشانه تهدید گسترده علیه آزادی بیان، حق مخالفت و آزادی اندیشه در سراسر جهان است.
ساواک بدنام در آلمان؛ بازگشت سایههای سرکوب سلطنتی
نمایش نمادهای ساواک در رگنسبورگ جنجال سیاسی تازهای ایجاد کرد
ساواک بدنام در نقش جنبش نئوفاشیستی اعلام حضور میکند. در حالیکه موج تازه اعدامها و سرکوب در ایران ادامه دارد، بخشی از ایرانیان تبعیدی در اروپا و آمریکا اعتراضات خود را علیه حکومت ضد بشری ایران گسترش دادهاند. اما همزمان، انتشار تصاویر مربوط به تجمعی در شهر رگنسبورگ آلمان بحثهای گستردهای را درباره نقش جریانهای سلطنتطلب و بازتولید نمادهای سرکوب دوره شاه خائن بهراه انداخته است. روزنامه آلمانی «مونشنر مرکور» در گزارشی مفصل، نمایش علائم و نمادهای ساواک بدنام در این تجمع را نشانهای نگرانکننده از ظهور یک «جنبش نئوفاشیستی» توصیف کرد.
نمایش نمادهای ساواک بدنام توهین به قربانیان شکنجه و اعدام در سلطنت پهلوی
بر اساس گزارش این روزنامه، روز یکشنبه ۱۰ مه ۲۰۲۶ گروهی از هواداران سلطنت مدفون در شهر رگنسبورگ با در دست داشتن بنرهایی از رضا پهلوی و پوشیدن تیشرتهایی با نشان ساواک بدنام در خیابان حاضر شدند. انتشار تصاویر این تجمع در شبکههای اجتماعی مانند X، فیسبوک و اینستاگرام واکنشهای تندی را بهدنبال داشت. بسیاری از فعالان سیاسی و زندانیان سابق حکومت شاه خائن، نمایش نمادهای ساواک را توهین مستقیم به قربانیان شکنجه و سرکوب دانستند.
سازمان اطلاعات و امنیت کشور با نام مخفف ساواک، سازمان مخفی حکومت شاه خائن، از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۹ فعالیت داشت. این نهاد امنیتی بهدلیل بازداشت، شکنجه و سرکوب گسترده مخالفان سیاسی شهرتی سیاه و بدنام در تاریخ معاصر ایران دارد. گزارشهای متعدد نهادهای حقوق بشری، از جمله عفو بینالملل، طی دهههای گذشته عملکرد ساواک بدنام را مصداق آشکار نقض حقوق بشر توصیف کردهاند.
روزنامه «مونشنر مرکور» نوشت که نمایش علائم ساواک موجب خشم بخشی از شهروندان و ایرانیان ساکن آلمان شده است. سخنگوی پلیس نیز تأیید کرد که برخی افراد، بهویژه کسانی که شخصاً قربانی شکنجههای ساواک بودهاند، از این اقدام احساس نگرانی و تهدید کردهاند.
احیای نماد ساواک بدنام بازتاب شکنجه و اعدام
در ادامه این گزارش آمده است که یک زندانی سیاسی سابق حکومت شاه، طی نامهای رسمی به مارکوس سودر، نخستوزیر ایالت بایرن، و وزارت کشور این ایالت نسبت به گسترش فعالیت هواداران ساواک بدنام هشدار داده است. نویسنده نامه اعلام کرده که خود تحت شکنجه ساواک قرار داشته و اکنون از بازگشت نمادها و روشهای این دستگاه سرکوب نگران است.
او در نامه خود نوشته است: «بسیاری از زندانیان سیاسی مانند من توسط ساواک بهشکل وحشیانه شکنجه شدند». این زندانی سابق همچنین تجمع اخیر در رگنسبورگ را بخشی از یک «جنبش نئوفاشیستی» توصیف کرده و خواهان نظارت نهادهای امنیتی آلمان بر این جریان شده است.
در گزارش مونشنر مرکور تأکید شده که عفو بینالملل در سال ۱۹۷۶ جزئیات گستردهای از شکنجه زندانیان سیاسی توسط ساواک منتشر کرده بود. این سازمان حقوق بشری، عملکرد ساواک بدنام را مبتنی بر «بیرحمی شدید» توصیف کرده بود. همچنین به نقش نیروهای وابسته به حکومت شاه در حمله به معترضان ایرانی در جریان سفر محمدرضا پهلوی شاه مخلوع ایران به برلین در سال ۱۹۶۷ اشاره شده است.
روزنامه آلمانی در بخش دیگری از گزارش خود نوشت که رضا پهلوی تاکنون مرزبندی روشنی با عملکرد سرکوبگرانه ساواک و میراث سیاسی پدرش انجام نداده است. بهنوشته این روزنامه، او اغلب با «افتخار» از خانواده سلطنتی سخن میگوید و همین مسئله سوءظن بسیاری از مخالفان را افزایش داده است.
سایه خشونت و نگرانی از تشدید درگیریها
گزارش مونشنر مرکور همچنین به افزایش نگرانیها درباره خشونت سیاسی در میان بخشی از اپوزیسیون خارج کشور اشاره میکند. این روزنامه با استناد به گزارشی از گاردین نوشت که اخیراً یک فعال ایرانی در کانادا به قتل رسیده است. این فرد از منتقدان حکومت ایران و همچنین مخالف جریان سلطنتطلب بود.
برخی فعالان سیاسی معتقدند ترویج نمادهای ساواک بدنام و تجلیل از دستگاه سرکوب حکومت شاه خائن میتواند زمینهساز تشدید درگیریها میان گروههای مختلف اپوزیسیون شود. منتقدان میگویند جریانهایی که امروز با نمادهای ساواک در اروپا ظاهر میشوند، نهتنها فاصلهای با گذشته سرکوبگر سلطنت ندارند، بلکه تلاش میکنند همان الگوهای حذف و ارعاب را بازسازی کنند.
این اتفاق در حالی رخ داده که بسیاری از مردم ایران طی دهههای گذشته هم حکومت سلطنتی شیخ و هم حکومت سلطنتی شاه را دو شکل متفاوت از سرکوب سیاسی میدانند. بازگشت نمادهای ساواک بدنام به خیابانهای اروپا برای بسیاری از قربانیان شکنجه، یادآور دورانی است که دستگاههای امنیتی با خشونت سازمانیافته هر صدای مخالفی را خاموش میکردند.
تحلیلگران معتقدند نمایش علنی نمادهای ساواک در کشوری مانند آلمان، که تجربه تاریخی فاشیسم و پلیس مخفی را در حافظه جمعی خود دارد، حساسیتهای سیاسی و اجتماعی گستردهای ایجاد خواهد کرد. بهویژه آنکه بسیاری از پناهندگان سیاسی ایرانی در اروپا، خود قربانی مستقیم شکنجه و سرکوب در هر دو حکومت بودهاند.
پاسدار چماقدار قالیباف به دستور ولیفقیه نورسیده ارتقاء درجه پیدا کرد
پاسدار چماقدار قالیباف ارتقاء درجه پیدا کرد و به دستور ولیفقیه نورسیده پرونده چین هم به او محول شد. کروبی در انتخابات قلابی رژیم در سال ۱۳۸۴ به خامنهای شکایت کرد که مجتبی در انتخابات به نفع قالیباف دخالت و تقلب کرده است.
اکنون خبرگزاری نیروی تروریستی قدس یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ بهنقل از منابع مطلع گزارش داد: قالیباف، با پیشنهاد پزشکیان و تأیید مجتبی خامنهای بهعنوان نماینده ویژه ایران در امور چین منصوب شده است. منابع خاطرنشان کردند: با توجه به نوع انتصاب قالیباف، این مسئولیت از نظر سطح اختیارات با نمایندگان قبلی متفاوت است. رحمانی فضلی پیشتر بهعنوان نماینده پزشکیان در امور چین فعالیت میکرد و علی لاریجانی نیز بهعنوان نماینده ویژه رهبر در امور چین فعال بود. با این حال قالیباف، با پیشنهاد پزشکیان و تأیید مجتبی خامنهای بهعنوان نماینده ویژه ایران این مسئولیت را عهدهدار شده است.
متقابلاً قالیباف هم با ژست یک چماقدار فیلسوفنما در یک توئیت به زبان انگلیسی اظهار فضل کرد که جهان در آستانه یک نظم جدید ایستاده و آینده متعلق به «جنوب جهانی» است!
قالیباف در پیام خود نوشت:
همانطور که رئیسجمهور «شی» گفت: «تحولی که در یک قرن گذشته بیسابقه بوده، در سراسر جهان در حال شتاب گرفتن است»؛ و من تأکید میکنم که مقاومت ۷۰ روزه ملت ایران، به این تحول سرعت بخشیده است.
آینده به «جنوب جهانی» (Global South) تعلق دارد.
*****
پاسدار قالیباف:
در حادثه کوی دانشگاه با آقای (قاسم سلیمانی) بودیم
عکس من روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست
جزو چوب زنهایم، افتخار هم هست
از سال ۵۸ هم علیه مسعود رجوی چوب می زدیم
ما جزو دار و دسته بچههای شهید بهشتی بودیم
اونها هم دار و دسته مسعود رجوی بودند
دانشگاه صنعتی شریف
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲
من حتماً بهعنوان اینجا قالیباف نمیتونم همون رفتاری داشته باشم که یک عزیز دانشجوی انقلابی ۲۰ساله که عکس امام را میبینه این کار شده جریحهدار میشه و عکسالعمل نشون میده، از قالیباف پنجاه ساله و ۴۹ساله که از فتنه بنی صدر و مسعود رجوی و شیخ علی تهرانی رو تا فتنه سال۸۲ رو کف خیابون وایساده و با این دار و دسته سی سال زندگی کرده و میفهمه که اونها دارند با انقلاب چکار میکنند. از من اون رفتار رو نخواهید. از نماینده مجلسی که حالا آمده یک دفعه رفته تو مجلس اونجا رسیده احساس میکنه از یک حرف از یک یا حالا برای خدا یا از این یک نمد یک کلاهی برای خودش درست کنه. اونو نگاه نکن قالیباف اونها متفاوته، دلیلش رو براتون بگم چرا متفاوته چرا من میگویم اگر حرف دارند، مجوز قانونی بدیم. شما میگید آقا این مردم آدمهای سازشکارید اگر سازشکار نباشه این حرف رو نمیزنه، مجوز قانون هم میشه مرد که ریخته تو خیابان بزن داغنش کن اگه انقلابیه، اگر نیستی نیستی، این دوره نیست. حادثه سال ۷۸ که اتفاق افتاد در کوی دانشگاه، اون نامهیی که نوشته شده بنده نوشتم. با آقای سلیمانی بودیم با هم. این رو چرا دارم میگم، وقتی ما آمدیم اونجا وایسادیم. خیلیها با ما حرف زدند. همین الآن هم هر کجا بریم با ما حرف میزنند. کف خیابون وقتی راه افتادند به سمت بیت رهبری راه افتادند. بنده فرمانده نیروی هوایی بودم. عکس من روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. وایسادم کف خیابون که کف خیابون اونجا را جمع کنه
پس نگاه کنید اون جایی که لازم بشه بیایم کف خیابون چوب بزنیم. جزو چوب زنهایم. افتخار هم هست، از سال ۵۸ هم با مسعود رجوی چوب میزدیم. تو خیابون دانشگاه و دانشکده (خنده جمعیت) اونجا میزدیم. جلوشون هم میگرفتیم، خوب ما جزو دار و دسته بچههای شهید بهشتی بودیم شهید بهشتی بودیم اونها هم دار و دسته مسعود رجوی بودند. از اون روز ما اونجوری که لازم بوده چوب بزنیم کف خیابون چوب میزدیم (...). من سردار فرمانده نیروی هواییام تو را چه رو چه کف خیابون. فرماندهی اینجا کف خیابونه. ولی همین قالیباف فرمانده نیروی انتظامیه وقتی حوادث ۱۸تیر اتفاق میافته هر سال تو کشور مشغله بود یا نبودها؟.
تلگراف لندن: رژیم ایران از پوشش رسانهیی برای انتقال عوامل نفوذی به انگلستان استفاده کرده است
روزنامه تلگراف در گزارشی فاش کرد شرکت «راد مدیا ورلد» در شمال لندن که دارای ارتباط با رسانههای وابسته به رژیم ایران از جمله پرستی. وی و هیسپانتی. وی است، با دریافت مجوز رسمی از وزارت کشور انگلستان توانسته از طریق ویزای «کارگران ماهر» افرادی را بهصورت قانونی وارد این کشور کند.
بر اساس این گزارش، کارشناسان اطلاعاتی و ضدتروریسم هشدار دادهاند رژیم ایران از پوشش رسانهیی و فرهنگی برای انتقال نیروهای وابسته به خود به انگلستان استفاده میکند؛ اقدامی که میتواند برای جاسوسی، عملیات نفوذ و هدف قرار دادن مخالفان ایرانی و جامعه یهودیان مورد استفاده قرار گیرد.
تلگراف نوشت شرکت «راد مدیا ورلد» که خود را شرکت تولیدات تلویزیونی معرفی میکند، در عمل به یک واحد خالی در یک شهرک تجاری در ومبلی لندن مرتبط است. این شرکت همچنین با استودیوهایی در غرب لندن ارتباط دارد که برنامههای شبکه پرستی. وی در آنجا تولید میشده است.
طبق این گزارش، پرستی. وی پیشتر از سوی آمریکا، اتحادیه اروپا، کانادا و استرالیا تحریم شده و وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرده بود این شبکه برای جذب نیرو توسط دستگاههای اطلاعاتی رژیم ایران مورد استفاده قرار گرفته است.
کارشناسان امنیتی هشدار دادهاند صدور ویزاهای کارگران ماهر برای نهادهای مرتبط با رژیم ایران، «درِ باز» برای ورود عوامل نفوذی رژیم ایران به بریتانیا ایجاد کرده است.
راجر مکمیلان، کارشناس مبارزه با تروریسم، گفت شبکه نفوذ رژیم ایران طی دو دهه گذشته در ساختار رسانهیی، مذهبی و اجتماعی انگلستان ریشه دوانده و اکنون ابعاد آن آشکار شده است.
جاناتان هکت، مقام پیشین اطلاعاتی آمریکا، نیز تأکید کرد رژیم ایران با استفاده از رسانهها و مراکز فرهنگی، نیروهای اطلاعاتی خود را برای جمعآوری اطلاعات، انتقال پول و شناسایی مخالفان به انگلستان اعزام میکند.
بر اساس اسناد رسمی، مدیران شرکت «راد مدیا ورلد» سابقه فعالیت در «یوکی پرستی. وی» و هیسپانتی. وی را داشتهاند.
در پی انتشار این گزارش، نمایندگان پارلمان انگلستان خواستار لغو فوری مجوزهای ویزای مرتبط با این شرکت و آغاز تحقیقات امنیتی درباره افراد وارد شده به انگلستان شدهاند.
وزارت کشور انگلستان نیز اعلام کرده تهدیدهای رژیم ایران را جدی میداند و علاوه بر تحریم سپاه پاسداران و صدها فرد و نهاد ایرانی، قوانین تازهیی برای مقابله با شبکههای وابسته به دولتهای متخاصم در دست اجرا دارد.
نامه ۱۴ نماینده پارلمان اروپا به رئیس شورای اروپا و رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره موج اعدامها در ایران
رئیس قضاییه رژیم به دادگاهها و سیستم قضایی دستور داده است حالت جنگی به خود بگیرند و احکام اعدام را تسریع کنند
این امر یادآور کشتارهای دستهجمعی دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۸۸ است که گزارشگر ویژه سازمان ملل جاوید رحمان آن را نسلکشی ارزیابی کرد
ما از شما میخواهیم اعدامهای سیاسی اخیر در ایران را محکوم کنید هر گونه توافق صلح باید شامل یک توقف الزامآور و قابل تأیید اعدامها باشد
۱۴ نماینده پارلمان اروپا در نامهیی به آنتونیو کاستا رئیس شورای اروپا و کایا کالاس نماینده عالی و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از جمله نوشتند: در ماههای اخیر، جهان شاهد موج دیگری از اعدامهای با انگیزه سیاسی در ایران، از جمله ۱۰ زندانی سیاسی و اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران و ۱۵ معترض جوان بازداشت شده در جریان قیام سراسری اخیر بود.
مدتهاست که بدون هیچ شک و تردید ثابت شده است که رژیم ایران از مجازات اعدام بهعنوان یک ابزار سیاسی برای سرکوب مخالفان استفاده میکند.
طبق گزارشها، رئیس قضاییه رژیم ایران به دادگاهها و سیستم قضایی دستور داده است که حالت جنگی به خود بگیرند و احکام اعدام را تسریع کنند. این امر یادآور کشتارهای دستهجمعی دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۸۸ است که گزارشگر ویژه سازمان ملل، جاوید رحمان (ژوئیه ۲۰۲۴) آن را بهطور بالقوه منعکسکننده نیت نسلکشی ارزیابی کرده است. عاملان این جنایات همچنان در قدرت هستند.
موج اعدامها بخشی از تلاش عمدی برای تحکیم سلطه آهنین رژیم بر جامعه ایران است. این واقعیت سرکوب مداوم دولتی را آشکار میکند. قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دسامبر ۲۰۲۵، که با حمایت مشترک اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن تصویب شد، مصونیت از مجازات را به جنایات جاری مرتبط کرده که یادآور قتل عام سال ۱۹۸۸ است.
سکوت شورای اتحادیه اروپا در قبال اعدامهای سیاسی اخیر در ایران، رژیم را جریتر میسازد و خطر تکرار تاریکترین فصلهای تاریخ، یعنی قتلعام دیگری را افزایش میدهد.
بنابراین، ما از شما و شورا میخواهیم که بدون تأخیر:
• اعدامهای سیاسی اخیر در ایران را محکوم کنید و خواستار توقف فوری اعدام زندانیان سیاسی و معترضان دستگیر شده شوید.
• اطمینان حاصل کنید که هرگونه توافق صلح شامل یک توقف الزامآور و قابل تأیید اعدامها باشد و رژیم را مجبور کند تا به دارندگان مجوز سازمان ملل اجازه دسترسی بدون مانع به کشور، زندانهای آن و قربانیان سرکوب دولتی رژیم را بدهد.
• هر گونه تعامل دیپلماتیک و اقتصادی آینده را به پایان قابل تأیید اعدامهای سیاسی و بهبود حقوقبشر مشروط کنید.
• رهبری تلاشها در سازمان ملل متحد برای ایجاد یک دادگاه ویژه کشوری برای ایران جهت پایان دادن به مصونیت از مجازات. را برعهده بگیرید.
پاسخگوکردن رژیم ایران از طریق ساز و کار بینالمللی و صلاحیت جهانی در دادگاههای اروپایی همانطور که توسط سازمان ملل توصیه شده بر اساس شواهد مستند شده ضروری است. ما انتظار داریم شورای اروپا و اتحادیه اروپا در این رابطه تصمیم سیاسی لازم را اتخاذ کند.
برای خواندن این مقاله، بهتر است ابتدا این ترانه را گوش کنید. وگرنه بخش بزرگی از آنچه امروز برای گفتن دارم را از دست خواهید داد.
شاید بسته به اینکه چه کسی را دنبال میکنید، این ویدئو در روزهای اخیر در شبکههای اجتماعی برایتان ظاهر شده باشد. شاید هم از کنار آن عبور کرده باشید.
آن شش نفر کیستند؟
کجا هستند؟
در زندان قزلحصار در ایران.
چه زمانی میخوانند؟
در آخرین هفته فوریه.
چه میخوانند؟
«قسم خوردم که با خونم ستمگر را براندازم
فلک را سقفبشکافمو طرحی نو دراندازم
منم توفان منم عصیان منم خیزش منم فریاد
منم رگباری از آتش به سر تا پایت ای جلاد»
چرا میخوانند؟
چون میدانستند که قرار است بمیرند.
و چنین شد.
در گروه آن شش مردی که میدانند قرار است بمیرند، ترسی نیست، تردیدی نیست؛ یقینی وجود دارد که در پایان نامههایی که یکی از آنها، بابک علیپور، پیش از اعدام نوشته بود و منتشر شد، منعکس شده است: «حاضر! حاضر! حاضر!».
همین یقین در نامهٔ «انتخابی برای آزادی» که زندانی دیگر، اکبر دانشورکار بر جای گذاشت نیز دیده میشود:
«اگر یکبار دیگر توی این مسیر بخواهم بروم بیرون زندگیم، از همان اولش... به جنگ ستم و ستمکار میروم، باز هم این کار را میکنم ولی این بار از اون اولش با شعار مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر برای آزادی مردمم یکبار دیگر جانم را میدهم... سر خم قدغن».
یکی دیگر از اعدامشدگان، وحید بنیعامریان (۳۴ ساله)، فارغالتحصیل ممتاز در رشته مهندسی برق از دانشگاه خواجه نصیر (مکانی بسیار سختگیر برای تحصیل در ایران) و دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی است. او فیزیک تدریس میکرد ودر این (ویدئو) او را در یکی از کلاسهایآنلاینشمیبینیم
از سوی دیگر، اکبر دانشورکار (۵۹ ساله) هشت سال را در زندانهای رژیم گذرانده بود. او نیز مهندسی ممتاز بود، اما داستانش بسیار خاص است (او). بهدلیل انزجار از بیعدالتیها و تناقضات حکومت، دچار تحولی ایدئولوژیک و عمیق شد (و) به یک مبارز اپوزیسیون تبدیل شد. او به کانونهای شورشی سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست. او بهترین نمونه برای این است که انسان میتواند تکامل یابد، به آنچه فکر نمیکرد بیندیشد تا به اصولش خیانت نکرده باشد. او در ۳ ژانویه ۲۰۲۴ بازداشت شده بود.
شش مرد در حیاط زندان یک استبداد میخوانند: «منم رگباری از آتش به سر تا پایت ای جلاد!».
و مطمئناً جلاد نامهای محمد تقوی و اکبر دانشورکار را در ۳۰ مارس گذشته شنیده است. و در روز ۳۱، نامهای پویا قبادی و بابک علیپور را. و در ۴ آوریل، نامهای وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر را.
و پس از شنیدن هر نام، در سحرگاه، در سولهای کثیف و بدون هیچ شاهدی جز جیرهخواران استبداد، آنها را به دار آویخت.
آنها سرودند:
«اگر ایران خراب آباد و ویران است، اگر جان من و تو جان ایران است، اگر این خانه زیر سایهٔ مرگ است، اگر داغ گلوله سهم گلبرگ است، هلا برخیز و چون تندر، مسلح کن سلاحت را، بهپا گردان رزم آور، تو بشکن سد راهت را».
آنچه این شش مرد خواندند، از سرودهای سازمان مجاهدین خلق ایران است.
سازمان مجاهدین خلق چیست؟
اصلیترین سازمان اپوزیسیون ایرانی علیه رژیم ایران است که تاریخ آن با مخالفت با رژیم شاه آغاز میشود. آنها پیشگامان انقلاب سال ۵۷ بودند، البته بدون ارتباط با خمینی و اطرافیانش؛ در واقع، رهبران گروههای انقلابی که اعتراضات را هدایت میکردند، یا توسط شاه اعدام شده بودند و یا در زمان انقلاب در زندان بودند. در آنجا خمینی خود را بهعنوان «رهبر» انقلاب معرفی کرد، در حالیکه در واقعیت کاری برای مبارزه با سلطنت انجام نداده بود. رهبران سازمان مجاهدین خلق تنها دو هفته قبل از انقلاب ۵۷ از زندان آزاد شدند. این امر راه را برای خمینی هموار کرد تا بهنوعی رهبری را بهدست گیرد و «جمهوری اسلامی» کذاییاش را مستقر کند که نه اسلامی بود و نه جمهوری.
خیلی زود، خمینی شروع به بازداشت، کشتار و سرکوب آنها کرد و حتی گفت: «کسانی که به قانون اساسی من رأی «آری» ندادهاند، نمیتوانند در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کنند». بنابراین کاندیدای سازمان مجاهدین خلق که در آن زمان بسیار محبوب بود، نتوانست در آن انتخابات شرکت کند. اوضاع به همین منوال بود تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که سازمان مجاهدین خلق تظاهرات بزرگی را در تهران سازماندهی کرد. آنجا پایان رویا بود. پاسداران بهسوی تظاهرکنندگان شلیک کردند و دستگیریها و اعدامها آغاز شد. دهها هزار نفر توسط خمینی اعدام شدند (که بسیاری از آنها اعضا یا هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند).
از سال ۱۳۶۰، فعالیت این سازمان در ایران ممنوع شده و بهشدت توسط رژیم تحت تعقیب است. رژیم برای بیاعتبار کردن آنها دست به هر کاری زد و حتی در دورهای موفق شد دولتهای غربی را متقاعد کند تا برای جلب رضایت رژیمِ آخوندها، آنها را بهعنوان «سازمان تروریستی» اعلام کنند. این برچسب در نهایت شکست خورد و امروز فقط (رژیم) ایران است که همچنان این عنوان را به آنها میدهد. سال گذشته ۱۳۰ نمایندهٔ پارلمان آرژانتین بیانیهٔ «ایران آزاد» را در حمایت از شورای ملی مقاومت ایران امضا کردند؛ شورایی که سازمان مجاهدین خلق ایران عضوی از آن است و برای استقرار یک ایران دموکراتیک، مبتنی بر جدایی دین و دولت، غیراتمی و با برابری جنسیتی تلاش میکند.
این مردانی که سرود میخواندند، سالها شکنجه، اتهامات واهی و محاکمههای دروغین را تحمل کردند. آنها پیشتر در دسامبر ۲۰۲۴، به همراه دیگر متهمان اعلام کرده بودند که بر سر زندگی خود معامله نخواهند کرد و تأکید داشتند که
«منم توفان، بترس ای بید لرزیده!
هماوردت حریفی سخت ورزیده! منم ایمان، منم عصیان، پر از باور که میجنگم که میمانم تواناتر منم کانون شورشگر که حاضر گفته تا آخر».
نمایشِ معمول رژیمهای آدمکش که نباید بهخاطر حقوق بینالملل مزاحمشان شد؛ حقوقی که همه میدانند همیشه مانند آداب معاشرت گروهی از بانوان قرن هجدهمی هنگام صرف چای در ظروف چینی اداره شده است.
اتهامات عجیب و غریب درباره اتفاقاتی که هرگز رخ نداده، امری عادی است: اعترافات اجباری تحت شکنجه، نمایشهای معمول رژیمهای قاتل... با اینحال، در هیچیک از این شش مورد، داستان اینگونه نبود. وحید و ابوالحسن در حالی بازداشت شدند که برای اقدام علیه مراکز سرکوب (مانند پایگاههای سپاه پاسداران) آماده میشدند. کانونهای شورشی روزانه علیه مراکز سپاه پاسداران، بسیج و بسیاری دیگر از مراکز نیروهای سرکوبگر رژیم عملیات میکنند.
تا ۱۵ می، رژیم ایران بر اساس خوشبینانهترین محاسبات سازمانهای حقوق بشری، بین ۶۰۰ تا ۶۵۰ نفر را بهدار آویخته است.
شاید، خواننده عزیز، برای تکمیل حسی که این مقاله، که تصادفاً نامش «این عادی نیست» میباشد، بر جای میگذارد، بخواهید صدای یکی از اعدامشدگان، پویا، را بشنود که به تنهایی از درون زندان آواز میخواند.