۱۴۰۵ خرداد ۳۱, یکشنبه

۳۰ خرداد و امروز – مهدی خدایی‌صفت



۳۰ خرداد و امروز – مهدی خدایی‌صفت

ما خالق ۳۰ خرداد نبودیم، ما پاسخ ۳۰ خرداد بودیم. اما به این منظور باید خلق جدیدی می‌کردیم تا پاسخ به ضرورت تاریخ باشد. و بدین‌گونه بود که از حوالی ساعت ۳ بعدازظهر روز جمعه ۳۰ خرداد ۶۰ تظاهرات عظیم نیم میلیونی مجاهدین و هواداران‌شان در قلب تهران در کسوت یک سازماندهی پیچیده و مخفی، چون رعد در آسمان بی‌ابر به غرش درآمد. صمیمی، استوار و مصمم؛ چهره‌های آفتاب‌سوخته‌‌ای که بسیاری‌شان را در آخرین روزهای قبل از ۳۰ خرداد در جنگ و گریز خیابانی با پاسداران می‌دیدیم که اکنون راه را با کنار زدن خیل لات و لومپن‌ها و گزمه‌های جرار خمینی می‌شکافتند و پیش می‌رفتند. خمینی در نشئه بدمستی می‌رفت تا به خیال خود ما را در محاصرهٔ سرکوب غافلگیر کند و تاریخ اما در خطیرترین لحظات بر تحولات میهن، چشم دوخته بر روی مجاهدین خلق و نقشه‌مسیر خلق‌شان درنگ کرده بود و دشمن خدا و خلق، خمینی، چنگال در خون مجاهدین فرو برده، ما را بین مرگ و تسلیم به چالش می‌کشید. یا باید صبر و سکوت پیشه می‌کردیم و به‌گفته مهندس بازرگان، زندگی خفیف و خائنانه در پیش می‌گرفتیم و یا به نام خدا و خلق قهرمان برمی‌خاستیم و با حداکثر تهاجم بر پیرکفتار و بنیاد پلید و تباهش می‌تاختیم و از شرف خود و خلق‌مان حفاظت می‌کردیم.

جان‌شیفتگان آزادی البته این یکی را انتخاب کردند و به پیروی از راهبر عقیدتی و تاریخی‌شان امام حسین و هدایت راهبری پاکبازشان، هیهات‌گویان با پیکرهایشان پلی ساختند تا تاریخ از آن عبور کند و سد زمان را درهم‌بشکند. از غروب ۳۰ خرداد، دوران عوض شده بود و ما باید یک‌بار برای همیشه با همه چیز خدا حافظی می‌کردیم و قیمت زیستن و مبارزه در دنیای جدید را با گران‌ترین بهای ممکن می‌پرداختیم.

نسلی که ۳۰خرداد را آفرید، این مسیر را در اوج باور و یقین برگزید و تا به آخر بر وفای یک رسم، «مجاهد خلق» و با عشق به یک نام، «رجوی»، در اوج شرف و افتخار به‌پیش برد. مسیری که طی دو و نیم سال مبارزه درخشان سیاسی و تقدیم بیش از ۸۰ شهید و هزاران زندانی، آن را با گوشت و پوست آزموده و از آن عبور کرده بود.

درباره ۳۰ خرداد بسیار گفته، خوانده و نوشته‌ایم. حالا اما در چهل‌وپنجمین سالروز ۳۰ خرداد، آیا باز هم حرف تازه‌‌ای برای گفتن باقی مانده است؟

در نخستین سالیان پس از ۳۰ خرداد، گفتمان جاری از جمله این بود که «۳۰ خرداد تردید برنمی‌دارد» و این‌که «۳۰ خرداد نه یک روز زودتر و نه یک روز دیرتر» و این همه درباره ضرورت و حقانیت ۳۰ خرداد بود. سپس در سال‌های بعد کم‌کم این گفتمان بالا گرفت که «اگر ۳۰ خرداد نبود چه می‌شد» و این‌که «۳۰ خرداد پاسخ بود و نبود، بود» و بالاخره در سال‌های بعد درباره آثار و دست‌آوردهای ۳۰ خرداد بسیار سخن‌ها گفته شد و خلاصه ۳۰ خرداد همواره گفتمان پرچالش نزدیک به ۵دهه گذشه بود.

امروزه روز، اما پس از تغییر دوران و عبور ایران و خلق کبیرش از ۶ قیام فراگیر و به‌خصوص پس از قیام ۱۴۰۴ که بسیاری چشم‌ها را به روی واقعیت‌ها گشود و حتی سینه‌چاکان مبارزه بی‌هزینه را نیز در تنگنای قافیه به سخن‌گفتن شرمگینامه از انقلاب و براندازی سوق داد، سرفصل تاریخی ۳۰ خرداد درخشان‌تر از همیشه حقانیت خود را به‌اثبات رسانده و نه گفتن قاطع به خمینی و دودمان سیاسی و عقیدتی‌اش را به‌مثابه «پاسخ به ضرورت تاریخ» و «درس ماندگار»، به‌ثبت رسانده است.

فراموش نمی‌کنیم که در میان آتش و خون قیام ۴۰۴ بارها در فضای مجازی و حقیقی دیدیم و شنیدیم که از ضرورت یک ۳۰ خرداد دیگر صحبت به میان می‌آمد و از مرزبندی‌های خلل‌ناپذیر بین جبهه خلق و ضدخلق، بین خمینی و ضد خمینی، بین ارتجاع و آزادی و...

شکی نیست که با تغییر دوران و عوض شدن شرایط، هم انسان‌ها تغییر کرده‌اند و هم نگاه‌ها و انتخاب‌ها. در چنین ظرفی نگرش به ۳۰ خرداد هم مثل هر مفهوم دیگر متفاوت با گذشته است. اما در ورای این تغییرات عام، آنچه از قضا تیزتر، برجسته‌تر، پویاتر و گویاتر از همیشه رخ نموده و ما را یک‌بار دیگر با عمق مفهوم و محتوای سرفصلی ۳۰خرداد آشنا و عجین می‌کند، همان مضمون اصلی ۳۰ خرداد؛، یعنی «پاسخ به ضرورت تاریخ» است. این همان اصل بنیادین و قانون متقنی است که همیشه نو و تازه مانده و هرگز کهنه نمی‌شود. این همان درس ماندگار ۳۰خرداد برای همه فصول است، همان درسی که امروز خلق ما و مقاومت ما باید یک‌بار دیگر به آن پاسخ دهد. با این تفاوت که این‌بار به یمن موقعیت و جایگاه والای مقاومت از یک‌سو و حضیض ذلت دشمن در بحران سرنگونی از سوی دیگر و به یمن تشکیلات منسجم و خطوط استوار رهبری‌شده که هر روز صحت خود را بیشتر و بیشتر به‌اثبات می‌رسانند و به پاس رود خروشان خون شهیدان‌مان و پایداری اسیرمان، تعادل‌قوا در سمت جبهه خلق قرار گرفته است. این است پیام و فراخوان امروز ۳۰ خرداد در خیز سرنگونی.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




انعکاس خبرگزاری فرانسه از تظاهرات ایران آزاد ۲۰۲۶ در پاریس



انعکاس خبرگزاری فرانسه از تظاهرات ایران آزاد ۲۰۲۶ در پاریس

خبرگزاری فرانسه در رابطه با تظاهرات ایران آزاد در پاریس نوشت: این تظاهرات که لغو شد، توسط انجمنهای فرانسوی-ایرانی، از جمله کمیته حمایت از حقوق‌بشر در ایران و سازمانهای غیردولتی فرانسوی و بین‌المللی در حمایت از مخالفان ایران، در نزدیکی میدان ووبان در مرکز پاریس در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ برگزار شد.

معترضانی که سرکوب داخلی در ایران را محکوم می‌کنند، علی‌رغم ممنوعیت تظاهرات صادرشده، در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس تجمع کردند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




محمد قرایی : بهمن موسی‌پور، گواه تاریخی دفاع از میهن

 




                                                             مجاهد شهید  بهمن موسی‌پور


محمد قرایی : بهمن موسی‌پور، گواه تاریخی دفاع از میهن   

۸سال اسارت با شکنجه و سپس اعدام، تنها به جرم دفاع از میهن

روز پانزدهم خرداد دیدن برنامه‌ای از سیمای آزادی با نام «یادی از شهیدان مجاهد خلق در جبهه جنگ با عراق در سال ۱۳۵۹»، خاطراتم از یکی از دوستان دوران دانشگاه را زنده کرد؛ دانشجویی قهرمان از دانشجویان دانشکد‌ة پزشکی دانشگاه تهران. شهیدی که نام و زندگینامه‌اش یکی از اسناد محکم اصولی بودن سازمان مجاهدین در تمامی پهنه‌ها به‌ویژه در دفاع از مردم و میهن است. شهیدی که به نظر من بهایی بسیار سنگین را به جرم دفاع از میهن خود پرداخت؛ آن هم در نهایت مٍظلومیت، چرا که از سال ۱۳۵۹ در جبهة دفاع مجاهدین دربرابر عراق در آبادان به دستور بهشتی دستگیر شد و از همان سال۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ در زندانهای خمینی در اسارت و شکنجه به سر برد و سرانجام در قتل عام ۶۷ به دستور خمینی به دار کشیده شد! بدون آن که هیچ جرمی به‌جز دفاع از میهن داشته باشد.

 به یاد می آورم که درسال ۱۳۵۴ در هر دانشکدة دانشگاه تهران یک هستة دانشجویی شکل گرفت که تظاهرات را شکل داده و با «شعار مرگ برشاه» تظاهرات را هدایت می‌کردند. دو تن از اعضای این هسته در دانشکدة پزشکی مجاهد سربدار بهمن موسی پور و مجاهد شهید مهرداد علوی بودند. بهمن با روحیة جنگنده همواره جلودار تظاهرات در دانشگاه بود وقتی در سال ۱۳۵۵ این هسته، تظاهرات دانشجویی را از سال ۵۴ به خیابانها کشیدند بهمن درارتباط با دانشجویان علم و صنعت قرار گرفت و همیشه برای برپایی تظاهرات در خیابانها با ارتباط با هسته‌های دیگر تلاش می‌کرد.  تظاهرات در خیابانها با «جنگ و گریز» همراه بود.     

درآستانة آمدن کارتر به تهران ، ازطرف تشکل هواداران سازمان در بیرون زندان تصمیم به تظاهرات آرام با پلاکارد گرفته‌شد. شد همه می‌گفتند تظاهرات آرام در سلطة ساواک مگر امکان دارد؟ بهمن از کسانی بود که در آماده سازی پلاکارد وحمل آن نقش داشت و او و یارانش اولین پلاکارد «زندانیان سیاسی آزاد باید گردند»را درخیابان حنیف نژاد در جلو بیمارستان رازی بر دستان خود حمل کردند و در پایان تظاهرات بین دو درخت درکنار خیابان نصب نمودند.

در اولین تظاهرات عمومی روز ۱۳ شهریور ۵۷ که تظاهرات روز عید فطر برپا شد و همین‌طور درتظاهرات بزرگ روز عاشورای همان سال، بهمن در آماده سازی تراکت و پلاکارد و آرم سازمان نقش فعالی داشت.

«جنبش ملی مجاهدین» محل فعالیتهای بعدی بهمن بود. او علیرغم اینکه دانشجوی سال پنجم پزشکی بود و چشم‌انداز یک زندگی مرفه را داشت، ادامة تحصیل، و موقعیت اجتماعی را برای آرمان بالاتر به کناری نهاد و پا در میدان مبارزة حرفه‌یی گذاشت.

در سال ۱۳۵۸ بهمن با شماری از مجا‌هدین از تهران به آبادان رفت و تحت مسئولیت مجاهد شهید ابراهیم ذاکری (کاک صالح) در راه‌اندازی «جنبش ملی مجاهدین» در آبادان شرکت نمود. او در آموزش میلیشیا نقشی قا‌بل توجه داشت.

در  همان سال وقتی سیل خوزستان را فراگرفت بهمن یکی از پر تلاشترین افراد برای کمک‌رسانی به سیلزدگان بود. خیلی از بچه های مجاهد یا میلیشیاهای ابادان که بعد‌ها در شمار قهرمانان ارتش آزادیبخش ملی ایران به شهادت رسیدند، در کنار فرمانده بهمن بودند؛ مجاهدانی چون سیامک کی‌شمس، رئوف شهیدزاده، عادل جدیدیان و رضا وادیان که همراه با بهمن، مسئولیت امنیتی جنبش را پیش می‌بردند.

رضا وادیان در موشکباران مزدوران خامنه‌ای در هفتم ابان ۱۳۹۴که هشتاد موشک به لیبرتی شلیک کردند به شهادت رسید.

با شروع جنگ ایران و عراق، بهمن از سوی سازمان، دست‌به‌کار سازماندهی نیروهای هوادار مجاهدین برای دفاع از مردم آبادان شد.

در نبود هرگونه نیروی نظامی سازمانیافته و فرار و عقب نشینی پاسداران از شهر، بهمن در جمع هواداران مجاهدین با سد کردن پیشروی نیروهای عراقی، راه تخلیه و عقب‌نشینی هزاران تن از مردم به نقاط امن را فراهم کردند، اما پاسداران بنا ‌به فتوا و تحریکات امام جمعه‌های جنایتکاری همچون آخوند دستغیب در شیراز که به مردم برچسب «فرار از جهاد» می‌زدند مانع عقب نشینی مردم از شهر می‌شدند.

نشریه مجاهد شماره ۱۰۵ به تاریخ ۲۳ دیماه ۱۳۵۹تحریکات امام جمعه‌های خمینی صفت در سرکوب آوارگان جنگی با اتهام خمینی ساختة فرار را درج کرد. از جمله این عبارات: 

« مردم نواحی میزبان علیه آوارگان تحریک می‌شدند، تا با فشار وارده از سوی ایشان، مردم جنگ‌زده ناچار از بازگشت شوند، امام جمعة تهران در خطبه خود مردم را ارشاد! کردند که ”مردم شهر نباید آنها (آوارگان ) را، راه بدهند“! آقای دستغیب امام جمعة شیراز به شیرازیها دستور دادند که : ”برروی آبادانیها تف بیاندازند“! امام جمعة اصفهان هم فرمودند که : “آبادانیها بی‌غیرتند و مردم باید آنها را برانند“»!

اما بهمن و نیروهای تحت‌امرش روزانه در زیر بمبارانهای پی‌درپی در تمامی سنگرهای دیدبانی جلویی، با استواری مستقر بودند. مأموریت آنها مقاومت در برابر پیشروی نیروهای عراقی بود.

اما آخوند محمدحسین بهشتی رئیس وقت دیوان عالی کشور دستور بازدداشت نیروهای مجاهد خلق را که برای دفاع از مردم و شهر در خرمشهر و آبادان مانده بودند، صادر کرد.

عوامل رژیم شروع به دستگیری نیروهای مجاهدین در جبهه نمودند. بهمن نیز به همراه سایر مدافعان حقیقی شهر آبادان به زندان اهواز منتقل شد، بدون آن‌که اتهام مشخصی به آنان بزنند.

پس از سی خرداد، بهمن به همراه سایر دستگیر‌شدگان به تهران منتقل شد

یکی از اعضای خانوادة بهمن نقل کرده است که: :«چند ماه پس از دستگیری بهمن خبری از او ند‌اشتیم. بعد از یکسال توانستیم به ملاقات او برویم. بهمن در انفرادی بود. او ورزشکار و دارای اعتماد به‌نفس بود، فکر می‌کردم با قرار گرفتن در انفرادی و در شرایطی که در زیر بمباران در زندان اهواز بودند روحیه‌اش پایین آمده باشد اما برخلاف تصور من  سرحال بود. با فشارهای خانواده و با نامه دادن به جاها و قسمتهای مختلف نهایتاً او را از اهواز به زندان اوین تهران منتفل کردند. در سال ۱۳۶۳ مدتی او را از بند انفرادی به بند عمومی بردند».

از سال ۱۳۶۳تا ۱۳۶۷بهمن را بارها از بند عمومی اوین به انفرادی منتقل کردند و در سال ۱۳۶۶ او را از زندان اوین به زندان گوهردشت کرج بردند.

به گواهی همبندیها‌یش بهمن، یک اسطوره برای تمام زندانیان بود اصلا اسم بهمن برای لاجوردی و داوود رحمانی قاتل و رئیس زندان قزل حصار یک کابوس بود چون بچه ها به بهمن،  موسی خیابانی زندان می گفتند و لاجوردی به‌شدت از این لقب وحشت داشت. چند بار گفت این بهمن شما و شاید همة شما را یک روز اعدام خواهیم کرد.

یکی از همبندیهایش نقل کرده که «زندانبان به بهمن می‌گفت یا تو را می‌کشیم یا در انفرادی خواهی پوسید. بهمن در جواب گفت شما از الان پوسیده شده اید...».

بهمن موسی پور از زمان دستگیری تا مرداد ۱۳۶۷ بعنوان یکی از استوارترین مجاهدان زندانی در برابر رژیم ایستاد. تشکیلات زندانیان مجاهد را برقرار می‌داشت و به زندانیان درس ایستادگی آموخت. او درهر کجا توانست، خواری و خفت رژیم آخوندی و عواملش را افشا کرد و به همه نشان داد. او به واقع یکی از الگوهای مجاهدت در زندانها بود. در سال ۱۳۶۶ او را از زندان اوین به زندان گوهردشت کرج بردند.

یکی دیگر از همبندیهایش می‌گوید «در تمام دورانهای زندان بهمن، دژخیمان او را کتک می‌زدند و یا برای شکنجه می بردند. یک‌بار بعد از اردیبهشت ۱۳۶۳ بهمن موسی پور، و قاسم جوانشجاع و علیرضا سالاری را برای بازجویی به شعبة زیر زمین می‌برند. بعد از سه شبانه روز، آنها را به‌صورت نیم‌هوش به بند ۲۲ و سلول خودشان بر گرداندند.

بهمن تا مدتها توان راه رفتن و تعادل نداشت.... دو روز بعد مجدداً قاسم و بهمن را برای بازجویی به شعبه بردند. بعد از ۴۸ ساعت بهمن دلاور را با تن پرجراحت به سلول بر می‌گردانند... دکتر ... در رابطه با وضعیت بهمن خبر داد که او از ناحیه چشم بسیار آسیب دیده و  شکنجه‌های الکتریکی بر حافظة بهمن تاثیر جدی گذاشته است.

این وضعیت بهمن تا سه ماه ادامه داشت یکی از بچه‌ها ..، بهمن را در محوطة هواخوری دیده بود، گفت راه رفتن برایش سخت بود، ولی خنده‌هایش محو نمی‌شد، و به پاسداران ریشخند می زد ».

سرانجام بهمن قهرمان را به دار آویختند اما در حسرت یک لحظه تزلزل و تردید از این مجاهدین باقی ماندند.

بازجو کتابهایی رژیم آخوندی برای مطالعه به بهمن می‌دهد وقتی نتیجه را از او سئوال می‌کند بهمن جواب می‌دهد نتیجه گرفتم شما ناحق و ظالم هستید وآماده برای اعدام هستم.

یکی از آشنایان خانوادة بهمن نقل می‌کند که «به خانه دایی‌ام رفته بودم. ..، زنگ در به‌صدا در آمد، زن‌دایی ام در را باز کرد، مدتی گذشت صدای خاصی نشنیدم پس از لحظاتی که زن‌دایی ام وارد هال خانه شد با سر به زمین افتاد. به طرفش دویدم، بی هوش شده بود و بالای ابرویش از قسمت پیشانی به دلیل برخورد با چوب دستگیرة  مبل داخل هال شکست. چند بار به صورتش زدم و صدایش کردم: ...پس از لحظاتی چشمش باز شد، دیدم که روی ساک کوچکی که در دستش بود، افتاده بود. گفت بهمن، بهمن. مزدورانی از دادستانی آمده بودند و لباس و وسایل فرزند دلبندش، بهمن موسی‌پور، دانشجوی سال پنجم پزشکی را که اعدام کرده بودند به او داده بودند. یک شلوار، یک پیراهن آستین کوتاه و عینک پسرش بود که در قتل عام زندانیان مجاهد در سال ۱۳۶۷ او را به دار آویخته بودند.»

خمینی خواهر و برادر قهرمان بهمن موسی پور را هم به شهادت رساند.

مجاهد شهید «سیما موسی‌پور» دانشجوی رشته بیولوژی دانشگاه تهران  و یکی از فرماندهان  تیمهای زبده عملیاتی مجاهدین بود  که در سال ۱۳۶۱دستگیر شد و به دستور خمینی به شهادت رسید.

برادر کوچکتر بهمن نیز، مجاهد خلق «فرهاد موسی پور»، در  اردیبهشت سال  ۱۳۶۷ خود را به ارتش آزادی بخش ملی ایران رساند و در صفوف مجاهدان قهرمان و رزمندگان ارتش ازادی در عملیات بزرگ فروغ جاویدان جنگید و در نبرد با مزدوران رزیم آخوندی سرانجام به شهادت رسید.

یکی از هم‌بندیهای بهمن نقل می‌کند: «وقتی برادر کوچکترش مجاهد قهرمان «فرهاد موسی‌پور» خبر شهادت «سیما» را به بهمن داد، بهمن گفت: «سیما» خواهرم به عهد خودش با خدا و خلق و مسعود وفا نمود. بعد فرهاد را صدا کرد که نباید احساس دلتنگی کنی بلکه می‌بایست هر لحظه سیما را در جنگ و نبرد و مقاومت خودت حاضر و ناظر بدانی ».سلام به شهیدان قهرمان مجاهد، بهمن و سیما و فرهاد موسی پور.

محمد قرایی۱۹ خرداد۱۴۰۵



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



رویداد تاریخی ۳۱خرداد ۱۳۶۰ شهادت شاعر وهنرمند انقلابی ، - ترانه سرای خون ارغوانها فدایی خلق سعید سلطان‌پور



رویداد تاریخی ۳۱خرداد ۱۳۶۰-  شهادت شاعر وهنرمند  انقلابی  ،  فدایی خلق سعید سلطان‌پور

شاعر و هنرمند انقلابی، سعید سلطانپور اولین‌بار در سال ۱۳۴۹ در حین اجرای نمایشنامه «آموزگاران» دستگیر و به زندان افکنده شد.
پس‌ از آزادی از زندان، فعالیت‌های خود را ادامه داد و در سال ۱۳۵۱ کتاب «نوعی از هنر، نوعی از اندیشه» را انتشار داد.
بر اثر انتشار این کتاب، سلطانپور دیگربار روانه زندان شد.
وی پس‌ از آزادی، مجدداً به فعالیت‌های خویش ادامه داد ولی در سال ۱۳۵۳ پس‌ از انتشار کتاب شعر «آوازهای بند» دستگیر شد و ۳سال را در زندان شاه گذرانید و حاصل این سال‌ها، کتاب شعر «از کشتارگاه» است.

فدایی شهید سعید سلطانپور، تنها دوسال‌ونیم بعد از انقلاب، در مراسم ازدواجش، به‌وسیله پاسداران خمینی دستگیر و بعد از چند ماه در اولین‌ موج کشتارهای علنی و افسارگسیخته رژیم ضدبشری خمینی پس‌ از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ در کنار ده‌ها مجاهد و انقلابی، سینه پرشورش در زندان اوین آماج رگبارهای جانیان سیه‌کار حاکم بر ایران گشت.

یکی از رزمندگان مجاهد خلق که در زمان شهادت سعید در ایران بوده در یادداشتی چنین نوشته است:
«اول تیرماه سال ۱۳۶۰ پس‌ از تظاهرات به‌دنبال کسب خبر به‌ همه‌جای تهران سرزدم. انبوهی از مردم جلو پزشک قانونی جمع شده بودند. خانواده‌هایی که ۲روز بود از عزیزان‌شان خبر نداشتند، وامانده از همه‌جا، سری به ‌آن‌جا می‌زدند تا اثری از گمشده خود پیدا کنند. پیرمردی که متصدی صدا‌زدن اسامی شهیدان بود، نام شهید یا متوفی را می‌خواند تا بستگان‌شان برای تحویل‌گیری اجساد مراجعه کنند. در این میان ناگهان تابوتی بالا آمد که به‌جای یک جسد، ۴جسد را روی هم ریخته بودند. پیرمرد، نام ۲نفر آنها را صدا زد: سعید سلطانپور! و... باورم نمی‌شد، اما حقیقت داشت. نام او چندین‌ بار تکرار شد، اما کسی برای تحویل‌گیری جسد نیامد. جمعیت به‌ هم نگاه می‌کردند و با نگاه به‌ هم می‌گفتند لعنت بر خمینی جلاد! من و یک نفر دیگر رفتیم جلو. از موها و فرم صورت سعید سلطانپور، او را شناختم. عکسش را هنگام کاندیداتوری اولین‌ دوره مجلس پس‌ از انقلاب دیده بودم. بر سینه‌اش اسمش را نوشته بودند. تابوت را برداشتیم، اما هنگام پایین‌آوردن، به‌علت سنگینی، از دست پیرمرد رها شد و پیکر شهیدان بیرون افتاد. روی بدن سعید اثر ۷گلوله بود. پشتش هم در اثر شکنجه سیاه شده بود».
در سالگرد شهادت این شاعر و هنرمند فدایی خلق با شعری از او یادش را گرامی می‌داریم:

نغمه در نغمه خون غلغله زد تندر شد...
ابیات این غزل قوی که روزگاری سعید سلطانپور سرود، گویی داستان این ۴دهه‌ی اخیر هم هست. اگر‌چه سعید آن‌هنگام این شعر را برای همان زمانه و در دهه ۵۰ نوشت و منظورش غلغله زدن خون پیشتازان مبارزه‌ٔ انقلابی بود، اما در این زمان به ابياتی از این غزل نگاه کنید:

نغمه در نغمه خون غلغله زد تندر شد
شد زمین رنگ دگر، رنگ زمان دیگر شد
چشم هر اختر پوینده، که در خون می‌گشت
برق خشمی زد و بر گرده‌ی شب خنجر شد

آیا از نغمه در نغمه‌ی خون فرزندان ایران تندری بپا نشده است؟

آیا چشمان شهیدان راه آزادی مردم ایران، امروز بر گرده شب ستم و اختناق و دیکتاتوری و دجالیت، خنجر نشده است؟

شب خودکامه که در بزم گزندش گل خون
زیر رگبار جنون جوش زد و پرپر شد
روی شب‌گیر گران ماشه‌ٔ خورشید چکید
کوهی از آتش و خون، موج زد و سنگر شد

آیا شب ستم ۴۰سالهٔ آخوندها، به شبگیری گران نرسیده است و آیا کوهی از آتش در کناره‌ی افق، به سنگری بزرگ برای مبارزان ایران تبدیل نشده است؟
آن‌که چون غنچه ورق در ورق خون می‌بست
شعله زد در شفق خون شرف خاور شد
عاقبت آتش هنگامه به میدان افکند
آن‌همه خرمن خون‌شعله که خاکستر شد

و آیا آن صدهزاران مبارز و شهید راه آزادی، اکنون به شرف خاور تبدیل نشده‌اند؟

 آیا آن‌همه خرمن خون‌شعله که خاکسترش می‌خواستند، اکنون آتش هنگامه‌ای بزرگ را به میدان نبرد و به صحن ایران و جهان نیانداخته است؟
شاخه‌ٔ عشق که در باغ زمستان می‌سوخت
آتش قهقهه در گل زد و بارآور شد


**

ترانه خون ارغوانها به یاد شهیدان سرفراز قیام سراسری

خون ارغوان‌ها، نام یکی از سرودهای انقلابی ایران است که که در دوران انقلاب ۵۷ در آلبومی بنام «شراره‌های آفتاب» توسط سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران منتشر و از معروفیت فراوانی برخوردار شد.متن این ترانه توسط سعید سلطانپور سروده شده و با صدای داوود شراره‌ها خوانده شده‌است.موسیقی این ترانه را مهرداد برآن ساخته و تنظیم کرده‌است.

صدای خواننده را گروه کر دانشجویان ایرانی واشینگتن همراهی می‌کند. اکنون با گسترش دوباره قیام خلق که بر آن است که بساط طلم و استبداد دینی را برای همیشه از ایران محو سازد، ترانه خون ارغوانها را تقدیم شما می کنیم. و نگاهی کوتاه داریم به زندگی شاعر ترانه خون ارغوانها:

۲۷ فروردین ۱۳۶۰ دستگیری شاعر و هنرمند مردمی، سعید سلطانپور به دست  پاسداران خمینی است. فدایی شهید سعید سلطانپور، در این روز در مراسم ازدواجش، به‌وسیله پاسداران خمینی دستگیر و در اولین‌ موج کشتارهای افسارگسیخته رژیم آخوندی در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ درکنار دهها مجاهد و انقلابی، سینه پرشورش در زندان اوین آماج رگبارهای جانیان سیه‌کار حاکم بر ایران گشت.
این شاعر و هنرمند انقلابی، متولد ۱۵ خرداد سال ۱۳۱۹ در سبزوار، اولین‌بار در سال ۱۳۴۹ در حین اجرای نمایشنامه «آموزگاران» توسط مأموران بدنام ساواک شاه خائن دستگیر و زندانی شد.

فعالیت‌های سعید بعد از سقوط شاه

با سقوط رژیم سلطنت به سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران می‌پیوندد و فعالیت‌های هنری‌اش را دنبال می‌کند.

نمایشنامه «عباس آقا، کارگر ایران ناسیونال» از کارهای انتقادی اوست که به لحاظ فرم کاملاً تجربی و غیر قراردادی بود و به عنوان نخستین تئاتر مستند ایرانی بر بنیاد زندگی واقعی یک کارگر معترض سه ماه پس از خیزش مردم در ۲۲ بهمن ۵۷، به روی صحنه آمد و تبلور فریاد هزاران کارگر علیه کارگزاران جدید دولت و سیستم از هم پاشیده مملکتی بود.

در قسسمتی از نمایش، او نظام حکومتی را به اتوبوس آشفته و کج راهی تشبیه می‌کند که دو راننده دارد و به جای رفتن به محله کارگران جلوی در بازار بارش را خالی می‌کند.

بازداشت بدلیل پخش تراکت

وی در سال ۱۳۵۹ هنگام پخش تراکت در تهران، در خیابان انقلاب، به وسیله گشت کمیته سپاه دستگیر می‌شود. با داد و فریاد، جنجال خیابانی به راه می‌اندازد و در میان مردم ناپدید می‌شود. در میتینگ هفدهم بهمن ماه ۱۳۵۹ بناست که خود او چکامه‌ای در میدان آزادی بخواند. نزدیک به چهل هزار نفر به سوی میدان روانه می‌شوند.

پاسداران در لباس رسمی حمله می‌آورند و تظاهرات به خون کشیده می‌شود.

جهانگیر قلعه میاندوآب کارگر کمونیست ربوده می‌شود و پس از شکنجه با گلوله‌هایی در دهان و چشم در سردخانه پزشک قانونی یافته می‌شود و سعید چکامه «جهان کمونیست» را می‌سراید.

سراینده خون ارغوانها پس‌از آزادی از زندان، فعالیتهای خود را ادامه داد و در سال ۱۳۵۱ کتاب «نوعی از هنر، نوعی از اندیشه» را انتشار داد که بار دیگر توسط ساواک دستگیر و زندانی شد.
وی پس‌از آزادی، مجدداً به فعالیتهای خویش ادامه داد ولی در سال ۱۳۵۳ پس‌ از انتشار کتاب شعر «آوازهای بند» برای سومین بار از سوی ساواک دستگیر شد و سه سال را در زندان‌های شاه خائن گذرانید و حاصل این سالها، کتاب شعر «از کشتارگاه» بود.

ترانه خون ارغوانها

زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوان‌ها

تو ای بانگ شورافکن، تا سحر بزن، شعله تا کران‌ها

که در خون خستگان، دل‌شکستگان، آرمیده طوفان

به آیندگان نگر، در زمان نگر، بردمیده طوفان

قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را

که لبخند آزادی، خوشهٔ شادی، با سحر بروید

سرود ستاره را، موج چشمه با آهوان بگوید

ستاره ستیزد و، شب گریزد و، صبح روشن آید

زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و، سوی میهن آید

گرفته تمام شب، شاخه‌ای به لب، سرخ و گرده‌افشان

پرد گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران

قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را

که لبخند آزادی، خوشهٔ شادی، با سحر بروید

سرود ستاره را، موج چشمه با آهوان بگوید

زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوان‌ها

تو ای بانگ شورافکن، تا سحر بزن، شعله تا کران‌ها

که در خون خستگان، دل‌شکستگان، آرمیده طوفان

به آیندگان نگر، در زمان نگر، بردمیده طوفان

قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را

که لبخند آزادی، خوشهٔ شادی، با سحر بروید

سرود ستاره را، موج چشمه با آهوان بگوید

ستاره ستیزد و، شب گریزد و، صبح روشن آید

زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و، سوی میهن آید

گرفته تمام شب، شاخه‌ای به لب، سرخ و گرده‌افشان

پرد گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران

قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را

که لبخند آزادی، خوشهٔ شادی، با سحر بروید

سرود ستاره را، موج چشمه با آهوان بگوید

ترانه خون ارغوانها


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7






مذاکرات فنی میان آمریکا و رژیم ایران امروز در سوئیس برگزار میشود، موضع ترامپ در رابطه با تنگه هرمز



    مذاکرات فنی میان آمریکا و رژیم ایران امروز در سوئیس  برگزار میشود،  موضع ترامپ در رابطه با تنگه هرمز

امروز یکشنبه قرار است مذاکرات فنی میان آمریکا و رژیم ایران برگزار شود.

جی دی ونس وارد سوئیس شد تا در مذاکرات مستقیم با ایران شرکت کند. او پیش از عزیمت خود اعلام کرده بود که یک یا دو روز در سوئیس خواهد ماند، اما تیم‌های فنی پس از او نیز در آنجا باقی خواهند ماند. هدف اصلی این سفر، پیشبرد گفت و گوها درباره برنامه هسته‌یی رژیم ایران و هم‌چنین آتش‌بس میان اسراییل و حزب‌الله در لبنان عنوان شده است.

قالیباف و عراقچی نیز روز شنبه وارد سوئیس شدند.

دفتر نخست‌وزیری پاکستان و وزارت امور خارجه این کشور اعلام کردند: شهباز شریف، نخست‌وزیر و عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، برای شرکت در گفتگوهای فنی بین آمریکا و ایران، عازم سوئیس شده‌اند. این مذاکرات در تاریخ ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ (۳۱ خرداد ۱۴۰۵) برگزار می‌شود. پاکستان به همراه قطر، به‌عنوان میانجی در این مذاکرات حضور دارند.

دونالد ترامپ در تروث سوشیال خود نوشت: هیچ عوارضی در تنگه هرمز برای ۶۰ روز در طول دوره آتش‌بس وجود نخواهد داشت، و پس از انقضای دوره ۶۰ روزه نیز هیچ عوارضی وجود نخواهد داشت، مگر این‌که توسط آمریکا و برای آن وضع شود.


 

🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



کهکشان ۳۰ خرداد در پاریس - در حمله و ضرب و شتم پلیس فرانسه به شرکت کنندگان در تظاهرات بیش از ۵۰ تن دستگیر ودهها تن مجروح ومصدوم شدند

 


کهکشان ۳۰ خرداد در پاریس - در حمله و ضرب و شتم پلیس فرانسه به شرکت کنندگان در تظاهرات  بیش از ۵۰ تن دستگیر ودهها تن مجروح ومصدوم شدند 

در ضرب و شتم پلیس فرانسه بیش از ۵۰ تن از شرکت‌کنندگان در تظاهرات دستگیر شدند اما به‌خاطر انزجار عمومی از این اقدام شرم‌آور که برای کسب رضایت رژیم آخوندی انجام شد، دستگیر شدگان تا غروب شنبه آزاد شدند

دهها تن در اثر ضرب و شتم مجروح و مصدوم شده‌اند

دست حسن حبیبی در اثر ضربات پلیس شکسته و در بیمارستان بستری است

هزاران تن از تظاهر کنندگان به‌طور خودجوش به نقاط مختلف پاریس رفته و به شعار دادن و تظاهرات خود ادامه می‌دهند از جمله در میدان باستیل، ریپابلیک و تروکادرو

تعداد اتوبوسهایی که برای آوردن تظاهر کنندگان از سایر کشورها تا ساعت ۱۴ روز شنبه به پاریس رسید بیش از ۸۰۰ اتوبوس است

به بسیاری مسافران در فرودگاههای فرانسه از جمله شارل دو گل اجازه ورود داده نشد و به آنها گفتند بایستی با اولین پرواز به کشور مبدأ برگردند



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



سخنرانی بوریس جانسون نخست‌وزیر انگلستان ۲۰۱۹ ـ ۲۰۲۲ در گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶ - در پاریس



سخنرانی بوریس جانسون نخست‌وزیر انگلستان ۲۰۱۹ ـ ۲۰۲۲ در گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶- در پاریس 

بخش‌هایی از سخنان بوریس جانسون نخست‌وزیر انگلستان ۲۰۲۲-۲۰۱۹ در گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶

  • این افتخار بسیار بزرگی است که این‌جا سخنرانی می‌کنم و حمایت می‌کنم از آزادی در ایران و مبارزه شما برای آزادی و حقوق‌بشر و برنامه ۱۰ماده‌ای عالی خانم مریم رجوی
  •  نباید تظاهرات مقاومت ایران در پاریس لغو می‌شد. ادعای مقامها برای جلوگیری از تظاهرات مضحک بود. علت مشخص بود. وزیر خارجه فرانسه با عراقچی تماس گرفت و تصمیم گرفتند به اپوزیسیون ایران اجازه تظاهرات ندهند
  • دولت فرانسه در برابر رژیم ایران تسلیم شد و کوتاه آمد. رژیمی که این همه شکنجه و کشتار می‌کند. این رژیم هزاران نفر را در دیماه کشت
  •  لغو تظاهرات امروز اشتباهی فاجعه‌بار بود
  •  من مطمئن هستم که خانم رجوی شما پیروز خواهید شد و به این رژیم پایان می‌دهید
  • ما باید صدای مردم ایران را در مخالفت با رژیم تهران بشنویم. مردم ایران باید بدانند که از حمایت شما برخوردار هستند
  • معلوم شد با جنگ تغییر در ایران حاصل نمی‌شود. تغییر باید از داخل و توسط مردم ایران صورت بگیرد. مردم ایران می‌خواهند آینده دیگری را برای خود انتخاب کنند. مردم ایران باید از شر این رژیم خلاص بشوند. ایران آزاد، محقق خواهد شد. سال آینده در تهران
 

                                           کلیپ سخنرانی بوریس جانسون 



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7