۱۴۰۵ تیر ۲۷, شنبه

وال استریت ژورنال : با حملات شدیدتر، آمریکا و ایران آیا آنها بسوی یک جنگ گسترده‌تر پیش میروند



             وال استریت ژورنال :  با حملات شدیدتر، آمریکا و ایران  آیا آنها بسوی یک جنگ گسترده‌تر پیش میروند 

جنگ بین آمریکا و ایران گسترش یافته و ارتش آمریکا طیف وسیعی از اهداف را می‌زند و جت‌های جنگنده را وارد خاورمیانه می‌کند، در حالیکه تهران به سراسر خلیج فارس حمله می‌کند.

جنگ بر روی کنترل تنگه هرمز متمرکز است اما این دور این تهدید را دارد که به جنگ بزرگتری بازگردد. آمریکا مشغول زدن پل‌ها و دیگر اهداف در داخل ایران است تا فشار را در سراسر ایران افزایش دهد و ایران را مجبور به متوقف کردن حملاتش به کشتی‌ها در خلیج نماید. ایران با حملات وسیع‌تر و مرگبارتر پاسخ داده است...

ایران با چالش یک بازسازی عظیم و مردمی که عمیقاً از دولت‌شان ناراضی هستند، روبروست.

هر دو طرف برای احتراز از درگیری عمده انگیزه دارند. اما بگفتة سعید گلکار، یک متخصص نیروهای امنیتی ایران، هر یک دنبال بدست آوردن اهرم فشار است که نگرانی از کنترل خارج شدن اوضاع را دارد.

گلکار گفت: ”این تشدید بسرعت بدتر و دارد از کنترل خارج می‌شود. این تهدید هست که حتی اگر هیچیک از دو طرف نخواهد، ما به یک جنگ تمام عیار بازگردیم“...

مقامات آمریکایی این هفته گفتند که ترامپ بسمت گسترش عملیات نظامی برای شکستن بن‌بست دیپلماتیک پیش می‌رود. بنا به داده‌های اطلاعات پرواز و فردی که با موضوع آشناست، آمریکا در حال بردن جت‌های جنگنده از اروپا به خاورمیانه است...

اهداف اخیر شامل پل‌های متعدد بوده تا مسیرهای تدارکاتی به بندر و پایگاه هوایی در بندرعباس در تنگه هرمز را قطع کند. این بندر بطور معمول پذیرای 90% ترافیک کانتینر کشور است. ایران همچنین از این تأسیسات برای زدن کشتی‌ها استفاده می‌کند...

آمریکا مکرراً چابهار را زده است که تنها بندر آب عمیق ایران است...

یک مقام ارشد آمریکایی گفت که سربازان آمریکایی در حملات به اردن زخمی شدند اما به سر کار خود بازگشته‌اند.

روز جمعه کویت گفت که حملات ایران موجب صدمه به یک کارخانه تولید برق و یک کارخانه آب شیرین‌کن شده که بطور خاص در اوج تابستان اقدامی تحریک‌آمیز است و کویت را مجبور به فعال کردن طرح‌های اضطراری نمود.

پنجشنبه، مقامات در عراق گفتند که پهپادها یک نفتکش و یک کشتی حامل کانیتنر را در بنادر جنوبی آن و همچنین منطقه شمالی کردستان عراق را هدف قرار دادند.شرکت کپلر که ترافیک کشتیرانی را دنبال می‌کند گفت که تعداد کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور کرده‌اند به پایین‌ترین میزان خود طی 3 هفته رسیده و نیمی کشتی‌های ایرانی، و عمده ترافیک از مسیر ایرانی تنگه عبور می‌کند.

وال استریت ژورنال- به قلم: بنویت فوکون، مایکل گوردن، جرد مالسین


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




لاپرس خبرگزاری مستقل ایتالیایی، - رودی جولیانی: «رژیم ایران خطری برای غرب است، ایتالیا باید از رجوی حمایت کند»


لاپرس خبرگزاری مستقل ایتالیایی، -   رودی جولیانی:  «رژیم ایران  خطری برای غرب است، ایتالیا باید از رجوی حمایت کند»

«سالن ملکه» در مجلس نمایندگان ایتالیا میزبان همایشی با عنوان «بحران ایران: راه دموکراتیک برای آینده» بود. محوریت این نشست حضور مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران بود. در میان سخنرانان، رودولف «رودی» جولیانی، شهردار سابق نیویورک نیز حضور داشت که پیش از ورود به ساختمان پارلمان (مونته‌چیتوریو) در گفتگو با خبرنگاران گفت: «ما این رویدادها را در سراسر اروپا و آمریکا برگزار می‌کنیم تا آگاهی را درباره جایگزین بسیار قدرتمندی که در برابر آنچه در ایران می‌گذرد وجود دارد، افزایش دهیم.» به گفته شهردار سابق نیویورک، در واقع چیزی بدتر از «صدها هزار انسانی که آن‌ها کشته‌اند و هر روز به اعدامشان ادامه می‌دهند» وجود ندارد. جولیانی تاکید می‌کند به همین دلیل، هر کسی که در کنار اروپا، آمریکا و اسرائیل ایستاده، علیه این «قاتلان دیوانه» است. او هشدار می‌دهد: «آن‌ها ایتالیا، اروپا و غرب را به خطر می‌اندازند؛ آن‌ها می‌خواهند تمدن غربی را نابود کنند.» اما از دیدگاه او، این گذار به لطف طرح ۱۰ ماده‌ای تدوین‌شده توسط مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران امکان‌پذیر خواهد بود: «افرادی که به صورت موقت امور را به دست خواهند گرفت، از مدت‌ها پیش آزموده شده‌اند. ساختار حکومتی مشابه همان کاری خواهد بود که دولت آمریکا در زمان تاسیس خود در ۲۵۰ سال پیش انجام داد. این ساختار، حقوق مردم را از طریق یک سیستم حکومتی چندوجهی تضمین می‌کند که در آن هیچ‌کس تمام قدرت را در دست ندارد و سیستم نظارت و تعادل (تفکیک قوا) وجود دارد. این طرح، یک منشور حقوق مانند منشور ما ایجاد می‌کند.» و سپس، آنچه جولیانی آن را «مهم‌ترین مسئله» می‌نامد: «این جنبش توسط یک زن بسیار شجاع (مریم رجوی) رهبری می‌شود که در طول ۳۵ سال توانایی خود را اثبات کرده است.» این سیاستمدار آمریکایی با بیان اینکه رجوی به دنبال «قدرت» نیست، تصریح می‌کند: «او یک رهبر موقت فوق‌العاده خواهد بود. او فقط می‌خواهد که یک قانون اساسی تدوین شود، انتخابات برگزار گردد و این حکومت سرانجام برای مردم، متعلق به مردم و توسط مردم اداره شود.» جولیانی در پاسخ به این سوال که «ایتالیا چه نقشی باید در این فرآیند داشته باشد؟» گفت: «حمایت از آن». رجوی درخواست «نیروهای نظامی» ندارد، «حتی از آمریکا». او «خواستار مداخله خارجی نیست»، زیرا این گذار «تنها می‌تواند از درون کشور رخ دهد». جولیانی در پایان گفت: «او فقط درخواست حمایت ما را دارد، چرا که ما به هم شبیه هستیم و همگی در یک جبهه قرار داریم. آن‌ها (رژیم) کسانی هستند که در طرف مقابل ایستاده‌اند.»

رودی جولیانی:

ما این نشست‌ها را در سراسر جهان، سراسر اروپا و در آمریکا برگزار می‌کنیم تا آن‌ها را از جایگزین بسیار قدرتمندی که در برابر آنچه در ایران می‌گذرد وجود دارد، آگاه کنیم. یکی از چیزهایی که در این رابطه گفته می‌شود این است که آن‌ها غیرقابل‌جایگزین هستند و اوضاع از بد به بدتر تغییر خواهد کرد. خب، اول از همه، غیرممکن است که اوضاع از کشتار صدها هزار انسانی که آن‌ها به قتل رسانده‌اند، بدتر شود. آن‌ها هر روز به اعدام مردم ادامه می‌دهند. بنابراین اگر شما در جبهه آمریکا، اروپا یا در نقطه مقابل آن، در جبهه اسرائیل باشید... این‌ها قاتلان دیوانه هستند؛ قاتلان دیوانه انتحاری به مدت ۴۷ سال. آن‌ها ایتالیا، اروپا، آمریکا و غرب را به خطر می‌اندازند؛ و خیلی ساده و واضح بگوییم، آن‌ها می‌خواهند تمدن غربی را نابود کنند. خب، چه نوع گذاری؟ در واقع، این گذار بسیار بهتر از نمونه‌هایی است که معمولاً شاهدش هستیم. این همان طرح ۱۰ ماده‌ای است که توسط مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران تدوین شده است. این طرح ۳۵ سال است که وجود داشته، اصلاح شده و روی آن کار شده است. افرادی که امور را به صورت موقت به دست خواهند گرفت، در طول زمان آزموده شده‌اند. ساختار حکومتی همان کاری را انجام می‌دهد که دولت آمریکا مدت‌ها پیش، یعنی زمان تأسیس ما در ۲۵۰ سال قبل انجام داد: تضمین حقوق مردم از طریق یک سیستم حکومتی چندوجهی. هیچ‌کس تمام اهرم‌های کنترل را در دست ندارد و تفکیک قوا و سیستم نظارت وجود دارد. مسئله دوم اینکه، این طرح همانند ما دارای یک منشور حقوق است. مهم‌ترین چیز این است: این انقلابی خواهد بود که جهان را تکان خواهد داد. این جنبش توسط یک زن بسیار شجاع رهبری می‌شود که در طول ۳۵ سال توانایی خود را اثبات کرده است. او بارها به مرگ تهدید شده که من حتی نمی‌توانم آن را توصیف کنم. خرد او، دلسوزی او... می‌توانم به شما بگویم که من ۱۶-۱۷ سال است که با او کار کرده‌ام. او یک رهبر موقت فوق‌العاده خواهد بود و به دنبال قدرت نیست. او فقط می‌خواهد مطمئن شود که قانون اساسی تدوین می‌شود، انتخابات برگزار می‌گردد و این حکومت در نهایت توسط مردم، متعلق به مردم و برای مردم هدایت می‌شود. از او حمایت کنید. این تنها چیزی است که او درخواست می‌کند. او نیروهای نظامی نمی‌خواهد، خواستار مداخله خارجی نیست و تمام این تغییرات فقط می‌تواند از درون رخ دهد. او حتی از آمریکا هم نیروی نظامی نمی‌خواهد. او حمایت ما را می‌خواهد؛ ما به هم شبیه هستیم، برابر هستیم و همگی در یک جبهه قرار داریم. آن‌ها (رژیم) کسانی هستند که در طرف مقابل ایستاده‌اند.

استریم ۲۴ به نقل از لاپرس (LaPresse) خبرگزاری مستقل ایتالیایی، ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




آجن‌پارل خبرگزاری پارلمانی و مستقل ایتالیایی - گروپیونی (FDI) : امنیت بین‌المللی به آینده ایران وابسته است، دولت ملونی تسلیم تهدیدها نخواهد شد

آجن‌پارل خبرگزاری پارلمانی و مستقل ایتالیایی -  گروپیونی (FDI) :  امنیت بین‌المللی به آینده  ایران  وابسته است، دولت ملونی تسلیم تهدیدها نخواهد شد

«نگاه به ایران امروز به معنای چشم دوختن به یکی از چالش‌های بزرگ زمانه ماست. آینده ایران تنها به مردم ایران مربوط نمی‌شود، بلکه به تعادل خاورمیانه، امنیت بین‌المللی، ثبات اقتصادی و در نتیجه، به آینده دموکراسی‌های غربی نیز ارتباط دارد. یک ضرورت استراتژیک وجود دارد که ما نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم: ثبات. زیرا ثبات ایران به معنای امنیت برای کل منطقه، حفاظت از مسیرهای تجاری، تعادل انرژی و همچنین امنیت بیشتر برای کشور ماست. اما هیچ استراتژی‌ای را نمی‌توان با روی برگرداندن به سمت دیگر بنا کرد. دموکراسی صادرکردنی نیست، بلکه به دست آوردنی است. مردم ایران با شجاعت خود هر روز به ما یادآوری می‌کنند که آزادی متعلق به غرب نیست، بلکه متعلق به بشریت است. ما در ایتالیا هستیم؛ کشوری که قانون، آزادی و کرامت انسانی را پایه‌های قانون اساسی خود قرار داده است. به همین دلیل ما یک وظیفه سیاسی و پیش از آن یک وظیفه اخلاقی داریم: سکوت نکنیم. کسانی که به مسئولیت نهادها باور دارند می‌دانند که دموکراسی از دل هرج‌ومرج متولد نمی‌شود؛ و رژیم تئوکراتیک (دینی) ایران امروز یکی از عوامل اصلی بی‌ثباتی در منطقه است. سرکوب مخالفت‌ها، اعدام‌ها، نقض سیستماتیک حقوق بشر و حمایت از گروه‌های مسلح که به تنش‌های منطقه‌ای دامن می‌زنند، با نظم بین‌المللی مبتنی بر صلح و احترام به قانون ناسازگار است. به همین دلیل، گذار دموکراتیک نشانه‌ای از بی‌ثباتی نیست، بلکه برعکس، محکم‌ترین تضمین برای ثبات پایدار است. ایران آینده باید کشوری بزرگ تلقی شود که بتوان با آن روابطی بر پایه احترام متقابل، همکاری اقتصادی و صلح برقرار کرد. با این حال، آن آینده تنها می‌تواند توسط خود ایرانیان ساخته شود و هیچ‌کس نباید جایگزین آن‌ها گردد. وظیفه ما حمایت از کسانی است که در داخل و خارج از ایران، به‌طور مسالمت‌آمیز برای جامعه‌ای آزاد، دموکراتیک و محترم شمارنده حقوق اساسی تلاش می‌کنند. ما در این مسیر، نقش مریم رجوی و طرح ده ماده‌ای او را به رسمیت می‌شناسیم؛ طرحی که ایرانی مبتنی بر تکثرگرایی، جدایی دین از دولت، برابری زنان و مردان، لغو مجازات اعدام، حاکمیت قانون و احترام کامل به حقوق بشر را پیشنهاد می‌دهد. ایتالیا باید با شجاعت ایده‌ها و قدرت سنت دیپلماتیک خود به ایفای نقش خود ادامه دهد. من تهدیدها و اظهارات خصمانه علیه ایتالیا، نهادهای ما و نخست‌وزیر جورجا ملونی را با قاطعیت تمام محکوم می‌کنم. هیچ ارعابی هرگز نخواهد توانست یک نظام دموکراتیک را تحت تأثیر قرار دهد. ایتالیا به دفاع از ارزش‌ها، آزادی خود و حق ملت‌ها در انتخاب دموکراتیک آینده‌شان ادامه خواهد داد. اگر یک رژیم اقتدارگرا آزادی را یک تهدید تلقی می‌کند، به این معنی است که آزادی بزرگ‌ترین نقطه ضعف آن است. ما به ایستادن در کنار آزادی، در کنار مردم ایران و در کنار یک ایران دموکراتیک و در صلح با جهان ادامه خواهیم داد.» این سخنان توسط نایکه گروپیونی، نماینده حزب برادران ایتالیا (Fratelli d'Italia) در کمیسیون امور خارجه، طی کنفرانسی که با عنوان «ایران آینده» به ابتکار او امروز در سالن ملکه مجلس نمایندگان برگزار شد، بیان گردید.

آجن‌پارل (AGENPARL) خبرگزاری پارلمانی و مستقل ایتالیایی، ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



واشنگتن اگزمینر - بوریس جانسون نخست وزیر سابق انگلستان: «تجربه من با ایران اینست که آنها در تکنیک مذاکره خود دروغگوی قهارهستند.آنها صادق نیستند


واشنگتن اگزمینر - بوریس جانسون نخست وزیر سابق انگلستان:   «تمام تجربه من با ایران این است  که آنها در تکنیک مذاکره خود دروغگوی قهارهستند.آنها صادق نیستند 

بوریس جانسون، نخست‌وزیر سابق بریتانیا این هفته به من گفت: «تمام تجربه من با ایران که بسیار گسترده است این است که آنها در تکنیک مذاکره خود دروغگوی قهارهستند. آنها معتقدند که با تعلل و ابهام بی‌پایان، مخالفان خود را خسته می‌کنند. و آنها صادق نیستند. بنابراین، فکر می‌کنم جای تعجب نیست که رسیدن به توافق بسیار دشوار است. من سرخوردگی رئیس‌جمهور ترامپ را درک می‌کنم.»

کمتر از یک ماه پس از امضای تفاهم‌نامه‌ای بین ایالات متحده و ایران که با هدف توقف جنگ و ایجاد ۶۰ روز برای مذاکره امضا شد، تبادلات نظامی از سر گرفته شده، تنگه هرمز دوباره به شدت محدود شده است و رئیس‌جمهور دونالد ترامپ پایان آتش‌بس موقت را اعلام کرده است. تفاهم‌نامه ۱۷ ژوئن که توسط ترامپ و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران امضا شد اکنون بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد. قرار بود این سند، عبور و مرور تجاری از طریق تنگه را در حالی که مذاکرات به برنامه هسته‌ای ایران و سایر اختلافات حل نشده می‌پرداخت بازگشایی کند. در عوض، زبان مبهم آن باعث تفسیرهای متناقضی شد. جانسون در یک تماس تلفنی گفت: «همیشه این فرض وجود داشت که اگر ایرانی‌ها تنگه هرمز را ببندند، خودشان گلوی خودشان را بریده‌اند. متأسفانه این‌طور نشد. ما باید این را به واقعیت تبدیل کنیم. به عبارت دیگر، ما باید تنگه هرمز را برای اهداف اقتصاد غرب زائد کنیم. و این تنها راه عبور از این وضعیت است. شکی نیست که یک اشتباه بزرگ در صفحه شطرنج از طرف ما انجام شده است.» جانسون درست می‌گوید. استراتژی غرب بر این فرض استوار بود که وابستگی ایران به صادرات نفت مانع از انسداد جدی این آبراه می‌شود. در عوض، تهران نشان داده است که آماده است وقتی این آسیب قیمت انرژی را نیز افزایش می‌دهد و واشنگتن را مجبور به مذاکره تحت فشار می‌کند، به خودش آسیب برساند.

جانسون گفت: «بزرگترین اشتباه، دست کم گرفتن قدرت ایران بر تنگه هرمز بود. اکنون باید از نظر لجستیکی خنثی شود. من نمی‌دانم پاسخ‌ها چیست، چه خطوط لوله باشد یا هر چیز دیگری. اما ایالات متحده باید راه حل بهتری ارائه دهد.» دولت‌های خلیج فارس از قبل برنامه‌هایی برای خطوط لوله و پایانه‌هایی که از تنگه عبور می‌کنند تدوین کرده‌اند اما جایگزین‌ها نمی‌توانند جایگزین تمام نفت و گازی شوند که از طریق این آبراه منتقل می‌شوند و گسترش این مسیرها نیازمند سال‌ها سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های صادراتی جایگزین و همچنین حفاظت از مسیرهای دریای سرخ و جاهای دیگر است.

جانسون مدت‌هاست که از موضع سخت علیه تهران حمایت می‌کند اما محدودیت‌های کارزار هوایی علیه کشوری را که نزدیک به ۹۰ میلیون نفر را تحت ستم نگه می‌دارد، اذعان می‌کند. جانسون گفت: «رئیس جمهور ترامپ اولین رئیس جمهور آمریکا است که اجازه استفاده از قهر علیه ایران را داده است. این یک چیز کاملاً قابل توجه است. او قطعاً شرایط بحث را تغییر داده است. اما تحمیل تغییر رژیم بدون تعهدی از آن نوع که فکر نمی‌کنم کسی آماده انجام آن باشد، بسیار دشوار است. تنها راه برای انجام این کار مانند آلمان در سال ۱۹۴۵ رفتار کردن با آن است. و این اتفاق نخواهد افتاد.»

اینکه آیا تشدید فعلی به یک توافق ختم می‌شود یا دور دیگری از جنگ همچنان نامشخص است. با این حال، جانسون این ایده را که قمار ترامپ یا قدرت آمریکا را نشان می‌دهد یا محدودیت‌های آن را رد می‌کند.

جانسون گفت: «رئیس جمهور ترامپ توانایی‌های نظامی ایران را به شدت تضعیف کرده است. او مشکلات واقعی برای رژیم ایجاد کرده است. او کاری بسیار جسورانه را امتحان کرد و متأسفانه معلوم شد که به خوبی بررسی نشده است. اما برداشتی که جهان دارد این است که آمریکا مایل است کارهایی را امتحان کند که بسیار جسورانه و بسیار دشوار هستند که لزوماً چیز بدی نیست.»

واشنگتن اگزمینر- آنی چخیکوادزه Ani Chkhikvadze



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



فاکس نیوز – مصاحبه با مایک پمپئو درباره اهداف استمرار بمباران نقاط مختلف ایران ، موضع کشورهای منطقه درباره این حملات و سرنگونی رژیم و...



فاکس نیوز – مصاحبه با مایک پمپئو درباره اهداف استمرار بمباران نقاط مختلف ایران  ، موضع کشورهای منطقه درباره  این حملات و سرنگونی رژیم  و...

فاکس نیوز - مصاحبه با مایک پمپئو: هدف بسیار واضح و مشخص است

مجری (مارتا): بیایید در مورد این موضوع بمباران‌های مداوم در رژیم ایران صحبت کنیم. ما در طول چند شب گذشته شاهد حملاتی بوده‌ایم. ما شاهد تلافی‌جویی از سوی طرف ایرانی بوده‌ایم. فکر می‌کنید این وضعیت به کجا می‌رود و به نظر شما هدف واقعی این نبرد بمبارانی که اکنون در میان آن هستیم، چیست؟

مایک پمپئو: برداشت من این است که هدف واقعاً بسیار ساده است. این هدف با آنچه پرزیدنت ترامپ از ابتدا درباره آن صحبت می‌کرد همخوانی دارد. ما قرار است توانایی رژیم ایران برای کنترل تنگه هرمز را کاهش دهیم. ما به اعمال محاصره اقتصادی و نبرد فشار اقتصادی علیه رژیم ایران ادامه خواهیم داد و در نهایت ایرانی‌ها را متقاعد خواهیم کرد که ماهیت رژیم را تغییر دهند.

این همان روشی است که شما در نهایت از شر برنامه سلاح‌های هسته‌ای آن‌ها خلاص می‌شوید، برنامه‌ای که از زمان، خدای من، تا جایی که من او را می‌شناسم، صادقانه بگویم، از زمانی که در سال ۲۰۱۷ مدیر سی‌آی‌ای شدم، در مرکز گفتگوهای پرزیدنت ترامپ در این باره بوده است.

و بنابراین ما به کاهش توانایی‌های آن‌ها برای به گروگان گرفتن تنگه هرمز ادامه می‌دهیم. این کار در نهایت اجازه می‌دهد محصولات، کود ، نفت، و نفت خام فرآوری شده از تنگه عبور کنند. و سپس هر روز که ما کالاهایی را که از رژیم ایران خارج می‌شوند مسدود می‌کنیم، فرض کنید ارزشی معادل ۵۰۰ میلیون دلار خسارت برای رژیم ایران به همراه دارد. این فشار در نهایت در ایجاد رژیمی در ایران موفق خواهد بود که دیگر نخواهد برنامه هسته‌ای خود را دنبال کند.

مجری (مارتا): چند نکته را باید در اینجا با شما مطرح کنم، آقای وزیر. این از سوی مذاکره‌کننده رژیم ایران، قالیباف است، کسی که در بیشتر گفتگوها نقش بسیار محوری داشته است، و سپس می‌دانیم که او، به رهبری سپاه پاسداران بازمی‌گردد، و گاهی اوقات آن‌ها می‌گویند: «بله، ما با هیچ‌کدام از این چیزها موافقت نخواهیم کرد»، که آشکارا پرزیدنت ترامپ را تا حد زیادی ناامید کرده است. اما او امروز این را پست کرد، قالیباف: «ما در یک جنگ اساسی و وجودی با آمریکا هستیم که هدف آن، علاوه بر سرنگونی نظام ایران، تجزیه کشور عزیزمان ایران است.»

بنابراین، می‌توانید ببینید که رهبری تلاش می‌کند مردم ایران را متحد کند، بسیاری از مردمی که دوست دارند این رژیم از بین برود، اما برخی از آن‌ها، می‌دانید، حتی در سایه این رژیم نیز نوعی غرور ملی پیدا کرده‌اند. بنابراین، برداشت شما در مورد موضوع سرنگونی این رژیم، که همین الان به عنوان یک هدف به آن اشاره کردید، چیست؟

مایک پمپئو: من یک دهه و نیم است که روی این مجموعه از مشکلات کار می‌کنم، و رژیم کنونی، آن مجموعه از رهبران، هیچ انگیزه و هیچ تمایلی برای متوقف کردن کاری که انجام داده‌اند ندارند. شنیده‌ام که دیگران می‌گویند، خدای من، آن‌ها از کاری که در ۴۷ سال گذشته انجام داده‌اند پشیمان هستند، از منفجر کردن یک جمع از آمریکایی‌ها در بیروت، کشتن بسیاری از دوستان من با بمب‌های کنار جاده‌ای (IED) در عراق در اوایل دهه ۲۰۰۰. این‌ها همان گروه از شخصیت‌ها هستند. این‌ها همان اراذل و اوباش دین‌سالار هستند.

و بنابراین وقتی می‌بینید کسی مانند قالیباف بیرون می‌آید و چیزی شبیه به این می‌گوید، این فقط تکرار همان حرف‌های قبلی است. موسیقی ممکن است تغییر کند، اما داستان هرگز، هرگز ویرایش نمی‌شود. آن‌ها همچنان خواهان نابودی اسرائیل و ایالات متحده هستند، و تا زمانی که این رژیم به طور بنیادین متفاوت و تغییر یافته نشود، هیچ دلیلی وجود ندارد باور کنیم که آن‌ها بر سر هر چیزی که برای آمریکا اهمیت دارد، مذاکره خواهند کرد.

مجری (مارتا): پس شما اکنون دو منطقه استراتژیک دارید. شما تنگه را دارید، جایی که ما در حال بمباران برخی از توانایی‌های حمله به کشتی‌ها در تنگه هستیم. این هدف در آن سو است. ما می‌شنویم که رئیس‌جمهور به برخی از این لیست‌های اولیه بازمی‌گردد، و ژنرال کین دیروز به ما گفت که حدود ۲۵ درصد از اهداف اولیه هنوز پابرجا هستند.

ما بارها شنیده‌ایم که پرزیدنت ترامپ درباره بمباران پل‌ها، بمباران زیرساخت‌ها در رژیم ایران صحبت می‌کند. و چندین بار در طول دو ماه گذشته، او از آن عقب‌نشینی کرده و گفته است که گفتگو با کشورهای خلیج [فارس] از جمله دلایلی بوده که او تصمیم به تغییر آن گرفته است. این یک پست تروث سوشیال در تاریخ ۱۷ مه است: «برای رژیم ایران، ساعت در حال حرکت است. آن‌ها بهتر است سریع‌تر دست به کار شوند، وگرنه چیزی از آن‌ها باقی نخواهد ماند. زمان بسیار حیاتی است.» و سپس روز بعد: «امیر قطر، ولیعهد عربستان سعودی و رئیس امارات از من خواسته‌اند که حمله نظامی برنامه‌ریزی‌شده‌مان را متوقف کنم. به نظر آن‌ها، به عنوان رهبران و متحدان بزرگ، توافقی حاصل خواهد شد.»

بنابراین فکر می‌کنید موضع کشورهای خلیج [فارس] در این لحظه چیست، آقای وزیر پمپئو، و آیا آن‌ها از یک پایان پایدار و تمام کردن کار همه این اهداف، نه فقط در تنگه، بلکه در داخل کشور نیز حمایت خواهند کرد؟

مایک پمپئو: شما دقیقاً درست اشاره کردید که مشکل رژیم ایران در مرکز چالش‌های خاورمیانه قرار دارد، درست است؟ بنابراین این مشکلی بزرگتر از فقط ایالات متحده و رژیم ایران است. من فکر می‌کنم برخی از کشورهای خلیج [فارس] در موقعیت‌های متفاوتی قرار دارند، بنابراین آن‌ها کاملاً با هم متحد نیستند.

اما اگر این سوال را از رهبران عرب خلیج [فارس] بپرسید که اگر ایالات متحده آماده باشد به شما کمک کند تا از دارایی‌ها و منابع خود دفاع کنید و به تمام کردن کار برای از بین بردن توانایی رژیم ایران ادامه دهد، آیا از آن حمایت خواهید کرد؟ آن‌ها، آن‌ها از آن استقبال خواهند کرد. این‌ها کشورهایی هستند که برخی از آن‌ها به پیمان ابراهیم پیوستند، برخی از آن‌ها دوست دارند بپیوندند، و درک می‌کنند که تهدید از اورشلیم نمی‌آید، تهدید از واشنگتن نمی‌آید، تهدید از تهران می‌آید.

بنابراین من فکر می‌کنم اگر آن‌ها آمریکایی را ببینند که آماده است در مسیر خود باقی بماند و کار سختی را که پرزیدنت ترامپ از قبل آغاز کرده انجام دهد، بسیار از تلاشی که برای کاهش ظرفیت رژیم ایران جهت نابودی اقتصادهایشان صورت می‌گیرد، حمایت خواهند کرد. و صراحتاً، ما این را دیده‌ایم، شلیک موشک علیه برادران مسلمانشان.

مجری (مارتا): بله، جالب خواهد بود که ببینیم آن‌ها در این مورد کمی صریح‌تر صحبت کنند، به خصوص از آنجا که می‌دانیم در مراحل مختلف، آن‌ها به نوعی یکی از نهادهایی بوده‌اند که مشوق کمی عقب‌نشینی در اینجا شده‌اند. لیبرمن، من می‌دانم که دوست شما بود، و تعجب می‌کنم که نظر شما در مورد این واقعیت چیست که یکی از آرزوهای او درست قبل از مرگش این بود که معتقد بود توافقی در حال شکل‌گیری بین اسرائیل و عربستان سعودی است.

مایک پمپئو: بدون شک مجموعه دیگری از کشورها وجود دارند که چیزی جز ثبات در خاورمیانه نمی‌خواهند، کسانی که درک می‌کنند مشکل اصلی نیز، نه تنها در واشنگتن یا اورشلیم نیست، بلکه در غزه هم نیست، مشکل فلسطینی‌ها نیست، مشکل در تهران و با تروریست‌های اسلام‌گرای رادیکال است.

بنابراین من فکر می‌کنم سناتور لیبرمن درست می‌گفت، چه عربستان سعودی باشد یا دیگر کشورهای مسلمان، درست است؟ به جنوب شرقی آسیا نیز فکر کنید، مالزی، اندونزی، جمعیت‌های مسلمان بزرگ. آن‌ها درک می‌کنند که بهترین منافع آن‌ها کاهش خطر ناشی از اسلام رادیکال است، و تا جایی که ایالات متحده بتواند به آن‌ها در انجام این کار کمک کند، من مطمئنم که آن‌ها به پیشبرد هدف صلح در خاورمیانه ادامه خواهند داد، که شامل پیوستن به چیزی شبیه به پیمان ابراهیم می‌شود.

مجری (مارتا): آیا فکر می‌کنید صدای قوی‌تری از سوی عربستان سعودی، از این کشورهای دیگر بشنویم که بگویند: «ببینید، ما در همان سمتی هستیم که ایالات متحده علیه تهران قرار دارد»؟

مایک پمپئو: من فکر می‌کنم آن‌ها این را می‌گویند، این کار برای آن‌ها از برخی جهات از نظر سیاسی دشوار است، بنابراین برخی از چیزهایی که آن‌ها قادرند در جلسات خصوصی بگویند کمی متفاوت از چیزهایی است که بلند می‌گویند، و لحن آن‌ها کمی متفاوت است. بنابراین فکر می‌کنم شما، فکر می‌کنم هرگز آن‌ها را آن‌طور که ما امیدواریم تمام‌قد فریاد بزنند نخواهید داشت، اما من فکر می‌کنم ماموریت آن‌ها در رابطه با تهران دقیقاً همانند ماموریت ما است.




🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



مصاحبه فاکس نیوز با ژنرال جک کین تحلیلگر ارشد استراتژیک فاکس نیوز : ژنرال جک کین طرح ایالات متحده برای حملات مستمر به رژیم ایران واهداف آن را فاش می‌کند

مصاحبه فاکس نیوز با   ژنرال جک کین تحلیلگر ارشد استراتژیک فاکس نیوز :   ژنرال جک کین طرح ایالات متحده برای حملات مستمر  به رژیم ایران واهداف آن را فاش می‌کند

مجری: برای ژنرال چهارستاره بازنشسته جک کین، تحلیلگر ارشد استراتژیک فاکس نیوز، رئیس موسسه مطالعات جنگ. ژنرال، ما اینجا در روز ششم این نبرد هستیم. آیا برنامه‌ای وجود دارد، چیست، شما نقشه بازی را چگونه توصیف می‌کنید و عملکرد ما در اجرای آن چطور است؟

مهمان (ژنرال جک کین): خب، در واقع ما در حال اجرای «پروژه آزادی» هستیم. به یاد داشته باشید، این همان طرحی بود که برای باز کردن تنگه هرمز در تاریخ ۴ مه تنظیم شده بود. در آن زمان، این طرحی بود که قرار بود حدود دو هفته به طول بینجامد. این یک طرح بسیار جامع بود و ما در حال اجرای آن هستیم. ما نامی روی آن نمی‌گذاریم، اما این یک واقعیت است. و، و آن طرح، اول، تامین امنیت تنگه، پاکسازی تنگه و سپس حفاظت از کشتیرانی است.

و آنچه شما می‌بینید، اول، تمرکز بر از بین بردن تمام ابزارهای آن‌ها برای مداخله در کشتیرانی است: موشک‌ها، پهپادها، قایق‌های تندرو، و سپس چیزهایی که به آن کمک و آن را توانمند می‌سازند: فرماندهی و کنترل، حسگرها، رادارها، و پشتیبانی زیرساخت‌های لجستیکی آن. و سپس ما همچنین به توانایی رژیم ایران برای تلافی‌جویی علیه کشورهای خلیج [فارس]، پایگاه‌های ایالات متحده، یا اسرائیل، در صورتی که تصمیم به انجام آن بگیرند نیز ضربه می‌زنیم، و این شامل موشک‌های بالستیک، سیستم‌های پرتاب، و همچنین موجودی پهپادها و سایت‌های ذخیره‌سازی است.

گرفتن و منزوی کردن تنگه هرمز همیشه بخشی از این طرح بود. بنابراین، به همین دلیل است که شما می‌بینید پل‌ها در حال تخریب هستند، زیرا ما نمی‌خواهیم آن‌ها وارد شوند و بتوانند از نظر لجستیکی خود را تقویت کنند و شروع به بازیابی قابلیت‌هایی کنند که داریم از آن‌ها می‌گیریم.

بنابراین، هیچ چیز متفاوتی در این مورد وجود دارد. ما فقط هرگز ندیده بودیم که «پروژه آزادی» به طور کامل اجرا شود. به یاد داشته باشید، اگر به خاطر داشته باشید، این پروژه در ساعت ۳۶ام، چیزی که مایه تاسف بود، توسط عربستان سعودی متوقف شد، که به ما اجازه پرواز از پایگاه هوایی خود را نداد و اجازه استفاده از حریم هوایی خود را به ما نداد، و همچنین به ما فشار آورد تا عملیات را متوقف کنیم.

بنابراین، این کار به زمان نیاز دارد تا آشکار شود و واقعاً به درستی انجام گیرد. و امیدوارم این بار بتوانیم آن را کامل کنیم و درست انجامش دهیم. و سپس، این چیزی است که باید به یاد داشته باشیم: برای رژیم ایران، تنگه هرمز یک دارایی استراتژیک است.

مهم نیست در اینجا چه اتفاقی می‌افتد، آن‌ها همچنان مایل به پس گرفتن آن از ما خواهند بود، زیرا این شماره یک است. آن‌ها قابلیت انرژی هسته‌ای ندارند. آن‌ها، آن‌ها حتی در حال حاضر به توسعه یک سلاح نزدیک هم نیستند. این دارایی استراتژیک شماره یک آن‌ها است.

این به آن‌ها اهرم فشاری بر کشورهای خلیج [فارس] در منطقه می‌دهد، و آن‌ها واقعاً می‌خواهند عنصری از کنترل را در اینجا داشته باشند، و آن‌ها حاضرند برای آن با ما بجنگند، و ما باید آن را از آن‌ها بگیریم و از اینکه دوباره آن را تحت کنترل خود درآورند، جلوگیری کنیم. و بیایید این عملیات را برای انجام آن به پایان برسانیم.

مجری: ژنرال، آیا این امکان وجود دارد که رژیم ایران را در متوقف کردن تنگه هرمز ناتوان کرد؟

ژنرال جک کین: این، بله. منظورم این است که، آیا آن‌ها می‌توانند کمی مزاحمت ایجاد کنند؟ قطعاً. اما ما می‌توانیم تمام، تمام ابزارها و تمام توانایی آن‌ها را برای کنترل آن از بین ببریم، و این فقط کمی زمان می‌برد تا با این مسئله برخورد شود. و این یک طرح جامع است، مطمئناً. بیایید طرح را کامل کنیم.

اکنون، ما قرار است داشته باشیم، رژیم ایرانی‌ها اکنون چه می‌کنند؟ آن‌ها کاری را انجام می‌دهند که یک بار قبل برای متوقف کردن ما در ۸ آوریل انجام دادند، و آن این است که ما حاضر به توافق هستیم. و آن‌ها، آن‌ها از ما می‌خواهند چه کار کنیم؟ آن‌ها فقط از ما می‌خواهند کاری را که انجام می‌دهند متوقف کنیم. ما داریم دارایی استراتژیک شماره یک آن‌ها را از آن‌ها می‌گیریم، و آن‌ها می‌خواهند در مورد انجام یک توافق صحبت کنند.

و بیایید یک چیز را برای مردم آمریکا روشن کنیم. یک افسانه توسط رژیم ایرانی‌ها ایجاد شده است که یک بخش دیپلماتیک در رژیم ایرانی‌ها وجود دارد که میانه‌رو هستند و آن‌ها واقعاً می‌خواهند توافق کنند، و سپس این تندروها، سپاه پاسداران رژیم و دیگران هستند که نیستند، نمی‌خواهند توافق کنند، و این افراد دیپلماتیک باید به نوعی، به نوعی با آن‌ها کار کنند، به ما کمک کنند تا با آن‌ها کار کنیم، آمریکایی‌ها. شما باید چالش‌هایی را که ما با آن مواجه هستیم درک کنید. این‌ها همه‌اش افسانه‌ای است که توسط آن‌ها ساخته شده تا ما را بازی دهند. و ما باید نسبت به حقایقی که واقعاً در مقابل ماست بیدار شویم. و شواهد بلندتر از کلمات آن‌ها صحبت می‌کنند. آن‌ها در مدت چند روز پس از امضای یادداشت تفاهم توسط رئیس‌جمهورشان، آن را نقض کردند.

این یک واقعیت است. چرا؟ به خاطر همان چیزی که گفتم. این، مرکز ثقل آن‌ها است، این دارایی استراتژیک آن‌ها است. ما نباید قربانی این پیشنهاد دیپلماتیک اخیر و فعلی برای توافق دوباره شویم. آن‌ها فقط می‌خواهند ما را از گرفتن این دارایی استراتژیک از آن‌ها باز دارند. ما باید به انجام آن ادامه دهیم.

مجری: ژنرال، پس هیچ میانه‌رویی وجود ندارد، و ما این را در دهه ۸۰ یاد گرفتیم، اگر توجه کرده باشید. هیچ میانه‌رویی وجود ندارد. یک پلیس خوب، پلیس بد وجود دارد، هر طور که آن‌ها بازی‌اش می‌کنند. آن‌ها با یک صدا صحبت می‌کنند، اما تظاهر می‌کنند که با دو صدا صحبت می‌کنند. در نهایت، آن‌ها، رژیم ایران می‌گوید: «اگر شما بچه‌ها نیروگاه‌های ما را هدف قرار دهید، ما به حوثی‌ها خواهیم گفت که دریای سرخ را تا جایی که می‌توانند قطع کنند»، و ما آن نقشه را خواهیم دید. آیا حوثی‌ها می‌توانند این کار را بکنند، و اگر تلاش کنند ما چه کار خواهیم کرد؟

ژنرال جک کین: خب، حوثی‌ها قطعاً می‌توانند شلیک کنند و، و در ابتدا آن را تعطیل کنند، اما بعد از آن بهای سنگینی را پرداخت خواهند کرد. ما یک بار دیگر به گرفتن تقریباً همه چیز از حوثی‌ها نزدیک شدیم. ما آن نبرد را تمام نکردیم زیرا آن‌ها حاضر شدند چه کار کنند؟ آن‌ها حاضر شدند از مداخله، در دریای سرخ و کانال سوئز که باب‌المندب به آن منتهی می‌شود، دست بردارند. و آن‌ها به خوبی می‌دانند که اگر برای انجام این کار تلاش کنند، چه چیزی در انتظارشان است. و این احتمالاً اسرائیلی‌ها را دوباره به این معرکه در عملیات‌های جنگی بزرگ باز می‌گرداند. بنابراین، این، این انتخاب آنها برای انجام دادن است، قطعاً، اما اگر آن‌ها آن را اجرا کنند، ما می‌توانیم با آن برخورد کنیم.

مجری: درست است. این یک، این یک، این یک طرح جنگی بسیار چشمگیر است که در حال حاضر اتفاق می‌افتد. ما زیاد در مورد آن صحبت نمی‌کنیم. موسسه مطالعات جنگ در حال پوشش آن است و ژنرال جک کین کاملاً روی آن تسلط دارد. ژنرال، خیلی ممنون. واقعاً قدردانی می‌کنم، و امیدوارم با پایان یافتن روز ششم، همچنان به موفقیت خود ادامه دهیم.




🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



خبرگزاری آسوشیتدپرس – تشدید حملات آمریکا و ایران در خاورمیانه، سرانجام آن چه خواهد بود



           خبرگزاری آسوشیتدپرس  – تشدید حملات آمریکا و ایران در خاورمیانه، سرانجام آن چه خواهد بود 

دبی، امارات متحده عربی (خبرگزاری آسوشیتدپرس) - ایالات متحده و ایران روز شنبه با تشدید نبردشان بر سر تنگه هرمز، حملاتی را علیه زیرساخت‌ها و اهداف نظامی رد و بدل کردند.

این منطقه روزهای متمادی حملات پی در پی را در درگیری‌ای که به طور فزاینده‌ای بر کنترل تنگه متمرکز شده است، تحمل کرده است. فروپاشی آتش‌بس موقت، پایان روشنی برای جنگی که ایالات متحده و اسرائیل بیش از چهار ماه پیش آغاز کردند، باقی نمی‌گذارد.

فرماندهی مرکزی ایالات متحده اوایل شنبه اعلام کرد که هفتمین شب متوالی حملاتش «سایت‌های نظارتی، زیرساخت‌های لجستیک نظامی، انبارهای زیرزمینی سلاح و قابلیت‌های دریایی» را هدف قرار داده است.

کویت روز شنبه اعلام کرد که موشک‌ها و پهپادهای ایرانی را رهگیری می‌کند، در حالی که عراق اعلام کرد پهپادهای تهاجمی را بر فراز شهر اربیل سرنگون کرده است. خبرگزاری دولتی پترا اردن اعلام کرد که سیستم‌های دفاع هوایی این پادشاهی موشک‌های ایرانی را سرنگون کرده‌اند و به گفته دولت بحرین، آژیرهای هوایی در این کشور به صدا درآمده است. مقامات ایرانی می‌گویند حملات اخیر آمریکا ده‌ها نفر را کشته و صدها نفر را زخمی کرده است و تلفات جدید روز جمعه گزارش شد و ارتش آمریکا نیز مجروح شدن تعداد بیشتری از نیروهای نظامی را تایید کرد.

ایران پس از شروع جنگ در ۲۸ فوریه، تنگه هرمز را به طور مؤثر به روی ترافیک کشتیرانی بست. این امر باعث افزایش شدید قیمت نفت شد و به ایران اهرم فشار قابل توجهی در مذاکرات داد. قیمت نفت روز جمعه به بالای ۸۶ دلار در هر بشکه رسید که نزدیک به بالاترین سطح خود در یک ماه بود، زیرا عبور از تنگه به پایین‌ترین حد خود در سه هفته گذشته رسید.

ترامپ عصر پنجشنبه در سخنرانی خود خطاب به مردم آمریکا تأکید کرد که جنگ به خوبی پیش می‌رود. او گفت: «ما نیز در ایران پیروزی بزرگی به دست می‌آوریم و شما ثمرات این تلاش را خیلی خیلی زود خواهید دید.»

قبل از شروع جنگ، ایالات متحده در حال مذاکره با ایران بر سر برنامه هسته‌ای این کشور بود. ترامپ اکنون با فشار سیاسی برای پایان دادن به جنگ و جلوگیری از نوعی درگیری طولانی مدت در خاورمیانه که علیه آن مبارزه کرده بود، روبرو است.

پل‌ها و «زیرساخت‌های برق» در ایران مورد اصابت قرار گرفتند

تلویزیون دولتی ایران گزارش داد که حملات هوایی ایالات متحده، پل‌های استان هرمزگان در جنوب ایران را هدف قرار داده است. این حملات بندر خمیر، شهری در ساحل تنگه هرمز را هدف قرار داد.

به نظر می‌رسد حملات به بزرگراه و پل راه‌آهن با هدف قطع ارتباط بندرعباس، بندر اصلی ایران با جاده‌های منتهی به منطقه مرکزی جمهوری اسلامی و سپس تهران، پایتخت انجام شده است.

ایران برای اولین بار در روز جمعه، زمانی که وزارت انرژی این کشور از مردم خواست تا در استان‌های جنوبی که «گرمای شدید را تجربه می‌کنند» از برق کمتری استفاده کنند به «حملات به زیرساخت‌های برق» در جریان حملات هوایی ایالات متحده اذعان کرد. این وزارتخانه مشخص نکرد که چه چیزی مورد اصابت قرار گرفته است.

مقامات ایرانی گفتند که در حملات اخیر ایالات متحده، حداقل ۴۶ نفر کشته و بیش از ۴۰۰ نفر زخمی شده‌اند از جمله هشت نفر که در حمله به یک پل در روز جمعه کشته شدند.

مقامات آمریکایی اذعان کردند که ۱۳ نفر دیگر از اعضای نیروهای ایالات متحده - ۱۰ سرباز ارتش و سه ملوان نیروی دریایی - از روز دوشنبه زخمی شده‌اند اما جزئیات بیشتری ارائه نکردند. از زمان آغاز جنگ، ۱۴ سرباز آمریکایی کشته و ۴۲۷ نفر زخمی شده‌اند.

برج در بندر کلیدی در حمله آمریکا فرو ریخت

خبرگزاری دولتی ایرنا گزارش داد که حملات آمریکا که از شب گذشته تا جمعه انجام شد، برجی را در بندر چابهار ایران در خلیج عمان، یک مسیر تجاری کلیدی برای کشور همسایه و محصور زمینی افغانستان فرو ریخت.

بندر چابهار که ایران با حمایت هند آن را اداره می‌کرد، بارها هدف حملات هوایی آمریکا قرار گرفته است.

ایران اعلام کرد که این برج بر ترافیک تجاری به داخل بندر نظارت دارد. اما فرماندهی مرکزی اعلام کرد که این برج بخشی از یک شبکه نظارت دریایی است که توسط سپاه پاسداران شبه‌نظامی ایران برای «ردیابی و هدف قرار دادن» کشتی‌های تجاری در تنگه استفاده می‌شود.

عصر جمعه رسانه‌های دولتی ایران از انفجارهایی در اطراف ایران، از جمله در مرکز و جنوب کشور خبر دادند. مقامات محلی بدون ارائه جزئیات گفتند که آمریکا به اطراف شهر اهواز حمله کرده است. ایرنا همچنین از صدای انفجار در لار، یزد و سیریک خبر داد.

ایران با هدف قرار دادن قطر، میانجی جنگ تلافی می‌کند

روز جمعه، قطر به مردم هشدار داد که در حالی که رگباری از موشک‌های ایرانی این کشور را هدف قرار داده بود، پناه بگیرند. مردم صدای انفجارهایی را در بالای سر خود شنیدند و پدافند هوایی برای رهگیری موشک‌ها شلیک کرد. وزارت کشور قطر اعلام کرد که ریزش آوار یک کودک را زخمی کرد.

ایران همچنین اوایل جمعه بحرین و کویت را هدف قرار داد.

در کویت، مقامات اعلام کردند که ایران به یک کارخانه برق و تاسیسات آب شیرین‌کن حمله کرده و خسارات گسترده‌ای به این ایستگاه وارد کرده است. کویت اعلام کرد که آتش را خاموش کرده و در حال ارزیابی خسارات و راه‌اندازی مجدد این ایستگاه است. حدود ۹۰ درصد از آب آشامیدنی این کشور از آب شیرین‌کن تأمین می‌شود.

سخنگوی وزارت دفاع کویت گفت که حملات پهپادهای ایرانی به «تأسیسات و اردوگاه‌های» ارتش این کشور باعث زخمی شدن تعداد نامشخصی از پرسنل شده است. ارتش اردن اعلام کرد که سه موشک شلیک شده توسط ایران را صبح جمعه رهگیری کرده است.

همچنین صبح جمعه صدای انفجارهایی در اربیل و سلیمانیه در منطقه نیمه خودمختار کردستان عراق شنیده شد، زیرا پدافند هوایی آتش ورودی را هدف قرار داد. یک مقام رسمی که به دلایل امنیتی خواست نامش فاش نشود، گفت که این حمله ظاهراً گروه مخالف کرد ایرانی کومله را هدف قرار داده و حداقل نه نفر را کشته و تعدادی دیگر را زخمی کرده است. ایران بلافاصله مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفت، اما در گذشته کومله را هدف قرار داده است.

ارتش بریتانیا اعلام کرد که روز جمعه یک نفتکش که از تنگه هرمز عبور می‌کرد و از مسیر نزدیک به عمان عبور می‌کرد مورد حمله قرار گرفت. گزارش مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا حاکی از آن است که این کشتی آسیب جزئی دیده است بدون اینکه هیچ یک از خدمه آن آسیبی ببینند.

ایران بلافاصله هیچ حمله‌ای را تأیید نکرد. در روزهای اخیر، آشکارا کشتی‌هایی را که از این مسیر استفاده می‌کردند هدف قرار داده است، مسیری که تحت نظارت ارتش ایالات متحده است و قرار است خارج از کنترل تهران باشد.

این حملات در حالی صورت می‌گیرد که ایران و ایالات متحده برای تنگه هرمز رقابت می‌کنند

ایران گفته است که این تنگه باید تحت کنترل انحصاری آن باشد و کشتی‌ها باید به تهران عوارض بپردازند - حتی اگر جهان دهه‌هاست که آن را یک آبراه بین‌المللی می‌داند. ترامپ در روزهای اخیر به تهدیدهای خود مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاه‌ها و پل‌های ایران بازگشته است تا ایران را مجبور به کاهش تسلط خود بر تنگه هرمز کند، تنگه‌ای که زمانی حدود یک پنجم کل نفت و گاز طبیعی تجارت شده در زمان صلح از طریق آن عبور می‌کرد. ایالات متحده همچنین محاصره دریایی بنادر ایران را برای متوقف کردن حمل و نقل نفت خام این کشور دوباره اعمال کرد.

به گفته MarineTraffic.com، عبور از این تنگه روز پنجشنبه به پایین‌ترین حد خود در سه هفته گذشته یعنی تنها هشت کشتی رسید.بخش فزاینده‌ای از انرژی منطقه از طریق خطوط لوله حمل می‌شود، اما این مقدار برای جبران کاهش حمل و نقل از طریق این تنگه کافی نیست.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



تحولات مهم جنگ -آیا «قمار زمان» توسط ایران میتواند محاصره ترامپ را در هم بشکند؟



تحولات مهم  جنگ -آیا «قمار زمان» توسط  ایران میتواند محاصره ترامپ را در هم بشکند؟

آیا «قمار زمان» ایران می‌تواند محاصره ترامپ را در هم بشکند؟ میان هرمز، بیروت و بغداد...

تقابل جدید آمریکا و ایران دیگر تنها با تعداد حملات یا حجم ناوگان‌های نظامی مستقر در تنگه هرمز سنجیده نمی‌شود. محاصره‌ای که دولت دونالد ترامپ بار دیگر علیه بنادر ایران برقرار کرده، زنجیره‌ای گسترده‌تر از آزمون‌های سیاسی و امنیتی را رقم زده است؛ آزمون‌هایی که از بازار نفت و فضای انتخاباتی آمریکا آغاز می‌شود، به مذاکرات لبنان و اسرائیل در رم می‌رسد و تا تلاش برای بازتنظیم روابط واشنگتن و بغداد در جریان سفر علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، به کاخ سفید ادامه می‌یابد.

در تمامی این عرصه‌های به‌هم‌پیوسته، نزاع تنها بر سر قدرت نظامی نیست، بلکه بر سر زمان، هزینه و توانایی تبدیل فشار به دستاورد سیاسی است. واشنگتن در پی آن است که پیش از آنکه هزینه‌های تشدید تنش به رأی‌دهندگان آمریکایی منتقل شود، به نتایج ملموسی دست یابد؛ در مقابل، تهران می‌کوشد بدون ورود به یک جنگ فراگیر، تنگه هرمز را همچنان در وضعیت تهدید نگه دارد. هم‌زمان، دولت‌های لبنان و عراق نیز تلاش می‌کنند از کاهش نفوذ ایران برای افزایش حاکمیت و استقلال تصمیم‌گیری خود بهره ببرند.

ایالات متحده در هفته جاری بار دیگر محاصره بنادر و کشتی‌های ایرانی را برقرار کرد و هم‌زمان دامنه حملات خود علیه سامانه‌های راداری، پدافند ساحلی و سکوهای موشکی و پهپادی ایران را که برای تهدید کشتیرانی به کار گرفته می‌شوند، گسترش داد.

فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که بیش از بیست ناو جنگی و صدها هواپیمای نظامی در منطقه فعالیت می‌کنند. دونالد ترامپ نیز اعلام کرد که «تنگه هرمز برای کشتی‌های غیرایرانی باز است.»

با این حال، تجربه میدانی نشان می‌دهد که حتی آسیب دیدن یک نفتکش یا افزایش هزینه‌های بیمه نیز برای کند شدن تجارت دریایی کافی است و نیازی به بسته شدن کامل این گذرگاه وجود ندارد.

بزرگ‌ترین چالش آمریکا آن است که حفاظت از کشتی‌ها و اجرای محاصره، هر دو به منابع نظامی یکسانی نیاز دارند. ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده می‌توانند هم نفتکش‌ها را اسکورت کنند و هم موشک‌های ایرانی را رهگیری نمایند، اما همین شناورها باید در دریای عمان نیز از رسیدن کشتی‌ها به بنادر ایران یا خروج آنها جلوگیری کنند.

در دو ماه گذشته، نیروهای آمریکایی اعلام کرده‌اند که به بیش از ۸۰۰ کشتی برای عبور از تنگه کمک کرده‌اند، اما حملات اخیر ایران نشان داد که موشک‌های ساحلی که از فاصله نزدیک شلیک می‌شوند، ممکن است پیش از رهگیری به هدف برسند. این وضعیت نشان می‌دهد که کنترل آمریکا پرهزینه و ناقص است و به ایران امکان می‌دهد با وجود محدودیت توان دریایی خود، همچنان قدرت اخلال قابل توجهی در این آبراه داشته باشد.

در دست داشتن کلیدهای هرمز

در مقابل، ایران برای اثبات اینکه همچنان بخشی از «کلیدهای» تنگه هرمز را در اختیار دارد، نیازی به غرق کردن ده‌ها نفتکش ندارد. کافی است شرکت‌های کشتیرانی و بیمه را در وضعیت نگرانی نگه دارد و مسیر جنوبی در امتداد سواحل عمان را به مسیری کاملاً مطمئن تبدیل نکند.

واشنگتن، سپاه پاسداران را متهم کرده است که طی یک هفته به هفت کشتی تجاری حمله کرده است؛ در مقابل، تهران هشدار داده که اگر مانع عبور تجارت خود شوند، صادرات انرژی منطقه را متوقف خواهد کرد.

بدین ترتیب، ایران می‌کوشد محاصره‌ای را که علیه اقتصادش اعمال شده، به بحرانی فراگیر تبدیل کند که تولیدکنندگان انرژی منطقه و مصرف‌کنندگان در آسیا، اروپا و آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

اما این راهبرد، مخاطرات خاص خود را نیز دارد.

بر اساس گزارش وب‌سایت «آکسیوس» و خبرگزاری «رویترز»، دولت ترامپ در حال بررسی گسترش «بانک اهداف» خود است تا نیروگاه‌های برق، پل‌ها و مراکز راهبردی در عمق خاک ایران را نیز دربر گیرد؛ در صورتی که تهران از بازگشت به مذاکرات خودداری کند.

در همین حال، حملات آمریکا از نوار ساحلی فراتر رفته و تأسیسات غیرنظامی دو منظوره و همچنین مواضع مستحکم در عمق خاک ایران، از جمله منطقه «جبل الفأس»، را هدف قرار داده است؛ اقدامی که سطح جنگ را وارد مرحله‌ای متفاوت می‌کند و می‌تواند زمینه‌ساز حملات متقابل ایران علیه پایگاه‌های آمریکا یا تأسیسات انرژی در کشورهای منطقه و اسرائیل شود.

از این رو، هر دو طرف تلاش می‌کنند درگیری را زیر سقفی نگه دارند که کنترل آن دشوار اما هنوز ممکن باشد؛ نبردی که به اندازه کافی دردناک باشد تا فشار ایجاد کند، اما آن‌قدر گسترده نشود که همه فرصت‌های دستیابی به توافق را از میان ببرد.

نفت و صندوق‌های رأی

فشار زمانی که بیش از همه ترامپ را تحت تأثیر قرار می‌دهد، صرفاً نظامی نیست، بلکه انتخاباتی است.

انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره که قرار است در ماه نوامبر برگزار شود، محدودیت زمانی روشنی را پیش روی کاخ سفید قرار داده است.

پس از فروپاشی آتش‌بس، قیمت نفت برنت به حدود ۸۵ دلار در هر بشکه رسید و میانگین قیمت بنزین در آمریکا نیز به ۳٫۸۴ دلار برای هر گالن افزایش یافت.

به اعتقاد تحلیلگران، اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه یابد، قیمت بنزین ظرف چند روز ممکن است از مرز ۴ دلار عبور کند؛ سطحی که به‌راحتی می‌تواند به موضوعی روزانه در رقابت‌های انتخاباتی تبدیل شود.

این ارقام بخشی از منطق راهبرد تهران را توضیح می‌دهد.

رهبران ایران می‌دانند که محاصره، صادرات نفت، درآمدهای ارزی و توان اقتصادی کشور را تحت فشار قرار خواهد داد و موجب انباشت نفت در مخازن خواهد شد؛ اما هم‌زمان بر این باورند که هزینه سیاسی این بحران در آمریکا، سریع‌تر از فروپاشی اقتصادی ایران افزایش خواهد یافت.

بر اساس تحلیلی که روزنامه «وال‌استریت ژورنال» منتشر کرده است، هر دو طرف معتقدند می‌توانند درگیری را در سطحی محدود حفظ کنند تا طرف مقابل ناچار به عقب‌نشینی شود.

ترامپ می‌خواهد پیش از انتخابات، تنگه هرمز را کاملاً باز نگه دارد و امتیازهایی در پرونده هسته‌ای ایران به دست آورد؛ در مقابل، تهران امیدوار است با ادامه مقاومت، افزایش قیمت سوخت و تورم را به باری روزمره برای جمهوری‌خواهان تبدیل کند.

با این حال، این محاسبه ایران نیز قطعی نیست.

ماه‌های نخست جنگ نشان داد که واشنگتن، هرچند به‌طور نسبی، توانسته مسیرهای دریایی را باز نگه دارد و عبور صدها کشتی را تضمین کند.

از سوی دیگر، محاصره جدید، درآمدهای نفتی مورد نیاز ایران برای بازسازی زرادخانه موشکی و سامانه‌های پدافند هوایی را نیز تهدید می‌کند.

در عین حال، اگر ترامپ احساس کند ادامه این درگیری تا ماه نوامبر به زیان سیاسی او تمام خواهد شد، ممکن است به‌جای عقب‌نشینی، مسیر تشدید تنش را انتخاب کند.

در چنین شرایطی، انتخابات دیگر محدودکننده رئیس‌جمهور نخواهد بود، بلکه به انگیزه‌ای برای دستیابی به «یک پیروزی آشکار» تبدیل می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند هفته‌های آینده را خطرناک‌تر از گذشته کند.

با وجود این، کاخ سفید امیدوار است با افزایش صادرات نفت از منابعی غیر از ایران، توسعه مسیرهای جایگزین انتقال انرژی و مشارکت دادن متحدان خود در حفاظت از خطوط کشتیرانی، آثار شوک نفتی را مهار کند؛ اما هیچ تضمینی وجود ندارد که بازار نیز تا آن زمان منتظر بماند.

داده‌های مربوط به رهگیری کشتی‌ها نشان می‌دهد که بیشتر شناورهایی که پیش از آغاز محاصره جدید از تنگه عبور می‌کردند، با تجارت ایران مرتبط بودند؛ در حالی که حضور نفتکش‌های متعلق به سایر تولیدکنندگان منطقه تقریباً متوقف شده بود.

از این رو، اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه یابد، پیامدهای آن تنها به جایگاه‌های عرضه سوخت محدود نخواهد شد، بلکه بخش حمل‌ونقل، قیمت کالاها، نرخ تورم و حتی نرخ بهره را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ در شرایطی که ترامپ امیدوار بود کاهش قیمت‌ها را به‌عنوان نشانه موفقیت اقتصادی دولت خود مطرح کند.

با این حال، ترامپ می‌تواند با صدور فرمان‌های اجرایی، به دولت خود اجازه دهد همانند دوران همه‌گیری کووید-۱۹، کمک‌های مالی مستقیمی برای جبران افزایش هزینه‌ها به خانواده‌های آمریکایی پرداخت کند.

محاسبات جبهه لبنان

هم‌زمان با تشدید تنش‌ها در خلیج فارس، شهر رم میزبان دور تازه‌ای از مذاکرات لبنان و اسرائیل با میانجی‌گری آمریکا برای اجرای «توافق چارچوبی» بود که در ۲۶ ژوئن در واشنگتن به دست آمده بود.

گفت‌وگوها بر دو منطقه آزمایشی در جنوب لبنان متمرکز است؛ به‌گونه‌ای که ابتدا زیرساخت‌های نظامی گروه‌های مسلح برچیده شود، سپس ارتش لبنان در آن مناطق مستقر گردد و پس از آن، عقب‌نشینی تدریجی نیروهای اسرائیلی آغاز شود.

یک مقام آمریکایی این مذاکرات را «مثبت» توصیف کرد، اما در عین حال اذعان داشت که روند پیشرفت کند خواهد بود.

دلیل این کندی آن است که دولت لبنان اصرار دارد ابتدا عقب‌نشینی اسرائیل آغاز شود تا دولت بتواند کارآمدی این روند را برای افکار عمومی اثبات کند؛ در مقابل، اسرائیل اعلام کرده است تا زمانی که حزب‌الله سلاح خود را حفظ کرده باشد، از این مناطق خارج نخواهد شد.

این اختلاف صرفاً یک اختلاف اجرایی نیست، بلکه به این پرسش بازمی‌گردد که کدام طرف باید نخستین گام غیرقابل بازگشت را بردارد.

لبنان نگران است که ابتدا تعهدات امنیتی خود را اجرا کند، اما حضور نظامی اسرائیل ادامه یابد؛ در چنین شرایطی، دولت در برابر افکار عمومی ناتوان جلوه خواهد کرد و حزب‌الله بار دیگر حفظ سلاح خود را توجیه خواهد کرد.

در مقابل، اسرائیل بیم آن دارد که اگر نخست عقب‌نشینی کند، حزب‌الله بار دیگر مواضع خود را در جنوب رود لیتانی بازسازی کرده یا به مناطقی که ارتش لبنان تحویل می‌گیرد، نفوذ کند.

از همین رو، آمریکا و فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) در تلاش‌اند الگویی محدود و قابل راستی‌آزمایی ایجاد کنند که در آن استقرار ارتش لبنان، برچیدن مواضع نظامی و عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی به‌صورت هم‌زمان و مرحله‌به‌مرحله انجام شود.

از نگاه ایران، موفقیت چنین الگویی حتی از دست دادن یک موضع نظامی نیز خطرناک‌تر است.

حزب‌الله طی دهه‌های گذشته منسجم‌ترین و مؤثرترین بازوی منطقه‌ای ایران و پل ارتباطی نفوذ تهران در ساحل مدیترانه بوده است.

بنابراین، محدود شدن تدریجی سلاح حزب‌الله به چارچوب دولت لبنان، تنها به معنای تضعیف جبهه شمالی اسرائیل نیست، بلکه جایگاه حزب‌الله را در ساختار داخلی لبنان نیز دگرگون خواهد کرد؛ از نیرویی که خود را حافظ کشور معرفی می‌کرد، به جریانی که مخالفانش آن را مسئول ادامه اشغال و تضعیف حاکمیت لبنان می‌دانند.

با این حال، چنین تحولی صرفاً با تصمیم قدرت‌های خارجی محقق نخواهد شد.

حزب‌الله با این توافق و روند خلع سلاح مخالفت کرده و همچنان از پایگاه اجتماعی، تشکیلات نظامی و توانایی ایجاد مانع در مسیر اجرای توافق یا افزایش هزینه‌های داخلی آن برخوردار است.

همچنین هرگونه تلاش آمریکا یا اسرائیل برای معرفی حزب‌الله به‌عنوان «دشمن لبنان»، و نه یک نیروی سیاسی و نظامی ریشه‌دار لبنانی، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و به‌جای تقویت اقتدار دولت، شکاف‌های داخلی را عمیق‌تر کند.

همچنین نمی‌توان مذاکرات رم را از تحولات تنگه هرمز جدا دانست. ایران در تفاهم‌های پیشین خود با آمریکا، همواره کاهش تنش را به پایان جنگ در لبنان گره زده بود؛ اما اکنون دولت آمریکا بر معادله‌ای معکوس تکیه کرده است: هرچه گزینه‌های ایران در تنگه هرمز محدودتر شود، امکان گرفتن امتیاز از تهران در پرونده لبنان بیشتر خواهد شد، و هرچه توان حزب‌الله برای ابتکار عمل کاهش یابد، ایران در هرگونه مذاکره هسته‌ای یا منطقه‌ای منزوی‌تر خواهد شد.

بغداد در حال تغییر معادله نفوذ

جبهه سوم این تقابل در واشنگتن شکل گرفت؛ جایی که دونالد ترامپ از علی الزیدی، نخست‌وزیر جدید عراق، استقبال کرد. محور اصلی این سفر، خروج نیروهای آمریکایی، همکاری‌های اقتصادی و انرژی، و آینده گروه‌های مسلح وابسته به ایران بود.

دو طرف اعلام کردند که نیروهای باقی‌مانده آمریکا تا ۳۰ سپتامبر از عراق خارج خواهند شد و بدین ترتیب، مرحله‌ای نظامی که ۲۳ سال پیش آغاز شده بود، پایان می‌یابد. در عین حال، قرار است محور اصلی روابط دو کشور از حضور نظامی به همکاری اقتصادی و امنیتی منتقل شود.

ترامپ این دیدار را با ادبیات «توافق‌های اقتصادی» توصیف کرد و گفت ایالات متحده قراردادهای متعددی با عراق امضا خواهد کرد و شرکت‌های آمریکایی در استخراج نفت این کشور مشارکت خواهند داشت.

در مقابل، الزیدی تلاش کرد تأکید کند که خروج نظامیان آمریکایی به معنای پایان یافتن منافع و همکاری‌های واشنگتن در عراق نخواهد بود.

واشنگتن همچنین از احیای خط لوله کرکوک–بانیاس، که نفت عراق را به سواحل سوریه در دریای مدیترانه منتقل می‌کند، حمایت می‌کند؛ زیرا این خط لوله می‌تواند مسیر جایگزینی ایجاد کند و وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهد.

در شرایطی که ایران از تنگه هرمز به‌عنوان ابزار فشار استفاده می‌کند، ایجاد مسیرهای زمینی جدید برای صادرات نفت، دیگر صرفاً یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه بخشی از راهبرد امنیتی آمریکا محسوب می‌شود.

اما بهای سیاسی این همکاری نیز روشن است.

واشنگتن از بغداد می‌خواهد گروه‌های مسلح نزدیک به ایران را مهار کند و سلاح آنها را جمع‌آوری یا به‌طور کامل در چارچوب نهادهای دولتی ادغام نماید.

دولت عراق نیز متعهد شده است که تا پایان ماه سپتامبر، پرونده سلاح این گروه‌ها را تعیین تکلیف کند؛ همان زمانی که خروج نیروهای آمریکایی نیز تکمیل خواهد شد.

هم‌زمان شدن این دو روند، به الزیدی امکان می‌دهد در داخل کشور استدلال کند که دولت عراق سلاح گروه‌های مسلح را برای حفظ حضور نظامی آمریکا جمع‌آوری نمی‌کند، بلکه این اقدام هم‌زمان با پایان حضور نیروهای آمریکایی انجام می‌شود.

با این حال، این موضوع او را در برابر آزمونی بسیار دشوار قرار می‌دهد؛ زیرا بخشی از این گروه‌ها در ساختارهای رسمی عراق حضور دارند، از نفوذ سیاسی و اقتصادی برخوردارند و شبکه‌های اجتماعی و محلی گسترده‌ای دارند که برچیدن آنها با یک تصمیم اداری امکان‌پذیر نیست.

علاوه بر این، جریان‌های نزدیک به تهران می‌توانند فشارهای آمریکا را تلاشی برای جایگزین کردن نفوذ ایران با نوعی قیمومت اقتصادی و امنیتی آمریکا معرفی کنند؛ به‌ویژه اگر قراردادهای نفتی بیش از اندازه به سود شرکت‌های آمریکایی یا فاقد شفافیت تلقی شوند.

از نظر اقتصادی، الزیدی در تلاش است استقلال عمل عراق را افزایش دهد؛ آن هم در شرایطی که جنگ، خسارت‌های سنگینی به تولید نفت و وضعیت مالی این کشور وارد کرده است.

او در جریان سفر خود خواستار سهمی «عادلانه» برای عراق در سازمان اوپک شد و اعلام کرد که جنگ‌ها و تروریسم بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار به عراق خسارت وارد کرده‌اند؛ از همین رو، این کشور به سرمایه‌گذاری‌های آمریکا در بخش‌های نفت، گاز، برق و بازسازی نیاز دارد.

در مقابل، برخی تحلیلگران معتقدند اگر الزیدی بتواند مسیرهای جایگزین صادرات نفت را ایجاد کند، شراکت‌هایی مستقل از ایران شکل دهد و گروه‌های مسلح را تحت کنترل دولت قرار دهد، عراق نخستین گام‌های خروج تدریجی از حوزه نفوذ مستقیم ایران را برداشته است.

با این حال، این امر به معنای انتقال سریع عراق به مدار آمریکا نخواهد بود؛ زیرا پیوندهای اقتصادی، مذهبی، سیاسی و امنیتی میان بغداد و تهران بسیار عمیق‌تر از آن است که با یک سفر یا یک توافق نفتی از میان برود.

به احتمال زیاد، عراق همچنان سیاست ایجاد توازن میان دو طرف را دنبال خواهد کرد و از همکاری با آمریکا برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود در برابر ایران بهره خواهد گرفت.

گاز گرفتن انگشت با نبرد فرسایشی

در واقع، پرونده‌های هرمز، بیروت و بغداد، هرچند روی نقشه از یکدیگر جدا به نظر می‌رسند، اما همگی بخشی از یک رویارویی واحد بر سر آینده نفوذ ایران و چگونگی رهبری آمریکا بر منطقه هستند.

با این حال، برخی معتقدند مهره‌های دومینو همیشه در جهتی که بازیگر قدرتمندتر می‌خواهد سقوط نمی‌کنند.

هر فشار تازه بر ایران ممکن است این کشور را به استفاده شدیدتر از ابزارهای باقی‌مانده خود سوق دهد.

هرگونه تأخیر اسرائیل در عقب‌نشینی از لبنان نیز می‌تواند به حزب‌الله بهانه‌ای تازه برای حفظ سلاح خود بدهد.

همچنین هر اقدام شتاب‌زده عراق برای انحلال یا خلع سلاح گروه‌های مسلح، ممکن است بحرانی داخلی ایجاد کند که مهار آن آسان نباشد.

از سوی دیگر، ترامپ که می‌خواهد در انتخابات ماه نوامبر با چهره رئیس‌جمهوری ظاهر شود که توانسته است تنگه هرمز را باز نگه دارد، قیمت سوخت را کاهش دهد و شبکه نفوذ ایران را تضعیف کند، ممکن است خود را درگیر «جنگی فرسایشی» ببیند که در آن، دستاوردهایش پیش از آنکه به نتیجه سیاسی تبدیل شوند، به تدریج از میان بروند.

از این رو، رقابت کنونی در «نبرد عضّ الأصابع» تنها با این معیار تعیین نخواهد شد که کدام طرف مدت بیشتری توان تحمل ضربات را دارد، بلکه این مسئله تعیین‌کننده خواهد بود که کدام طرف می‌تواند مقاومت خود را به یک دستاورد سیاسی قابل بهره‌برداری تبدیل کند.

ایران این توانایی را دارد که از طریق تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد، اما در مقابل، خطر از دست دادن حساس‌ترین حوزه‌های نفوذ خود در لبنان و عراق را نیز می‌پذیرد.

در سوی دیگر، ایالات متحده قادر است محاصره را تشدید کرده و دامنه اهداف نظامی خود را گسترش دهد، اما ممکن است با فرا رسیدن پاییز، همچنان نه به یک تنگه امن دست یافته باشد، نه به توافقی هسته‌ای و نه حتی به قیمت سوختی که از نظر انتخاباتی قابل قبول باشد.

در میان این دو راهبرد، شاید پیروز نهایی نه طرفی باشد که قدرت بیشتری در اختیار دارد، بلکه آن طرفی باشد که زمان به سود او عمل کند و ساعتش زودتر به پایان نرسد. تهران به‌خوبی می‌داند که محاصره، صادرات نفت، درآمدهای ارزی و ذخایر نفتی آن را تحت فشار قرار خواهد داد؛ اما هم‌زمان بر این باور است که هزینه سیاسی این تقابل برای آمریکا، سریع‌تر از هزینه اقتصادی آن برای ایران افزایش خواهد یافت.

شرق الاوسط 



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



۵ مدل تنبلی مطلق - نگاهی علمی‌تر به پدیده اهمال‌کاری - کارها را آن‌قدر کوچک کن که ذهن آن را تهدید تلقی نکند



    ۵ مدل تنبلی مطلق  -   نگاهی علمی‌تر به پدیده اهمال‌کاری  - کارها را آن‌قدر کوچک کن که ذهن آن را تهدید تلقی نکند

نگاهی علمی‌تر به پدیده اهمال‌کاری

وقتی کارهایت را عقب می‌اندازی، معمولاً به خودت می‌گویی: «من تنبلم»، «بی‌اراده‌ام» یا «حال انجام دادن ندارم». اما پژوهش‌های روان‌شناسی نشان می‌دهند که اهمال‌کاری اغلب صرفاً تنبلی نیست؛ بلکه راهی است که ذهن برای فرار از فشار، اضطراب، ابهام یا ترس از شکست انتخاب می‌کند.

پشت بسیاری از این رفتارها چیزی پنهان شده است: تمایل مغز به حفظ وضعیت آشنا و قابل پیش‌بینی. مغز معمولاً وضعیت آشنا را- حتی  اگر چندان مطلوب نباشد- به وضعیت جدید و نامطمئن ترجیح می‌دهد. در ادامه، پنج الگوی رایج اهمال‌کاری را می‌بینیم.

۱. پناه بردن به منطقه امن (The Comfort Zone Trap)

مغز ما تغییر و مسیرهای ناشناخته را پرهزینه می‌بیند؛ بنابراین ترجیح می‌دهد ما را در الگوهای آشنا نگه دارد.

در علوم اعصاب، بخشی از رفتارهای تکراری و عادت‌گونه با ساختارهایی مانند Basal Ganglia مرتبط دانسته می‌شوند. وقتی رفتاری بارها تکرار می‌شود، انجام آن نیاز به تلاش آگاهانه کمتری دارد. در مقابل، شروع یک مهارت جدید معمولاً به درگیری بیشتر قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex) نیاز دارد که با برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و کنترل شناختی مرتبط است.

مثال:

سال‌هاست می‌خواهی زبان جدیدی یاد بگیری، اما هر بار به جای شروع، به سراغ کارهای آشنا مثل دیدن یک فیلم تکراری می‌روی.

راهکار کاربردی:

کار را آن‌قدر کوچک کن که ذهن آن را تهدید تلقی نکند: «فقط یک صفحه بخوان» یا «فقط پنج دقیقه تمرین کن».

منابع علمی مرتبط:

  • Charles Duhigg، The Power of Habit (2012)
  • Wendy Wood و Dennis Rünger، پژوهش درباره عادت‌ها و رفتار خودکار (2016)
  • Ann Graybiel، پژوهش‌های مربوط به Basal Ganglia و شکل‌گیری عادت

۲. کمال‌گرایی منفی (Perfectionism as a Defense Mechanism)

گاهی مشکل این نیست که نمی‌خواهیم شروع کنیم؛ مشکل این است که می‌ترسیم نتیجه کامل نباشد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که کمال‌گرایی ناسازگارانه می‌تواند با ترس از ارزیابی منفی، اضطراب و اهمال‌کاری مرتبط باشد. در این حالت، فرد معیارها را آن‌قدر بالا می‌برد که شروع کار دشوار یا غیرممکن می‌شود.

مثال:

فردی سال‌ها روی پروژه‌ای کار می‌کند، اما هرگز آن را منتشر نمی‌کند؛ چون می‌ترسد دیگران نقصی در آن پیدا کنند.

راهکار کاربردی:

به جای انتظار برای نسخه کامل، نسخه «به اندازه کافی خوب» را ارائه کن. بسیاری از متخصصان بهره‌وری از ایده‌ای مشابه «قانون ۷۰ درصد» برای غلبه بر کمال‌گرایی استفاده می‌کنند.

منابع علمی مرتبط:

  • Gordon Flett و Paul Hewitt، پژوهش‌های گسترده درباره کمال‌گرایی
  • Timothy Pychyl، پژوهش درباره اهمال‌کاری و تنظیم هیجان
  • Fuschia Sirois، ارتباط کمال‌گرایی، استرس و اهمال‌کاری

۳. ترجیح پاداش‌های فوری (Present Bias)

مغز معمولاً پاداش کوچکِ امروز را به پاداش بزرگِ آینده ترجیح می‌دهد.

این پدیده در اقتصاد رفتاری با عنوان Present Bias یا Temporal Discounting شناخته می‌شود. به همین دلیل، لذت فوریِ دیدن یک قسمت سریال می‌تواند از سود بلندمدتِ مطالعه برای امتحان جذاب‌تر به نظر برسد.

مثال:

به جای درس خواندن برای امتحان هفته آینده، ترجیح می‌دهی شبکه‌های اجتماعی را چک کنی.

راهکار کاربردی:

پاداش آینده را به زمان حال نزدیک کن؛ مثلاً بعد از ۳۰ دقیقه کار عمیق، به خودت یک استراحت کوتاه یا نوشیدنی مورد علاقه‌ات را بده.

منابع علمی مرتبط:

  • Daniel Kahneman و Amos Tversky، پژوهش‌های اقتصاد رفتاری
  • George Ainslie، نظریه تنزیل زمانی
  • Piers Steel، The Procrastination Equation (2010)

۴. برچسب‌زنی و پیش‌فرض‌های منفی (Cognitive Labeling)

وقتی یک شکست را به هویت خود تعمیم می‌دهیم، ذهن راه تلاش دوباره را می‌بندد.

گفتن جمله‌هایی مانند «من آدم فنی نیستم» یا «من استعداد زبان ندارم» نوعی برچسب‌زنی شناختی است. این برچسب‌ها می‌توانند به ذهنیت ثابت (Fixed Mindset) منجر شوند؛ یعنی باور اینکه توانایی‌ها تغییرناپذیرند.

مثال:

بعد از یک بار شکست در یادگیری رانندگی، می‌گویی: «من اصلاً برای این کار ساخته نشده‌ام.»

راهکار کاربردی:

کلمه «هنوز» را به جمله اضافه کن: «من هنوز این مهارت را یاد نگرفته‌ام.» این تغییر کوچک می‌تواند ذهن را از حالت بن‌بست به سمت یادگیری هدایت کند.

منابع علمی مرتبط:

  • Carol Dweck، Mindset: The New Psychology of Success (2006)
  • Aaron Beck، نظریه‌های شناختی درباره افکار خودکار و باورهای منفی
  • David Burns، خطاهای شناختی در CBT

۵. غرق شدن در کارهای فرعی (Productive Procrastination)

این فریبنده‌ترین نوع اهمال‌کاری است: مشغول بودن، بدون انجام دادن کار اصلی.

در این حالت، فرد به جای انجام کار دشوار، سراغ کارهای جانبی و آسان‌تر می‌رود؛ مثل مرتب کردن میز، پاسخ دادن به ایمیل‌ها یا برنامه‌ریزی بیش از حد. چون همچنان احساس «مفید بودن» دارد، مغز تا حدی احساس گناه را کاهش می‌دهد.

مثال:

فردا ارائه مهمی داری، اما به جای آماده کردن اسلایدها، ساعت‌ها میزت را مرتب می‌کنی.

راهکار کاربردی:

از «قانون ۵ دقیقه» استفاده کن: فقط پنج دقیقه روی کار اصلی کار کن. در بسیاری از موارد، شروع کردن باعث می‌شود ادامه دادن آسان‌تر شود.

منابع علمی مرتبط:

  • Timothy Pychyl، پژوهش درباره اهمال‌کاری و تنظیم هیجان
  • Neil Fiore، The Now Habit (1989)
  • Piers Steel، نظریه انگیزش زمانی (Temporal Motivation Theory)

جمع‌بندی

شاید پشت بسیاری از آنچه «تنبلی» می‌نامیم، در واقع ترس، اضطراب، ابهام، کمال‌گرایی یا ترجیح پاداش فوری پنهان شده باشد.

اهمال‌کاری همیشه نشانه بی‌ارادگی نیست؛ اغلب تلاشی است برای محافظت از خود در برابر احساسات ناخوشایند. به همین دلیل، مؤثرترین راه مقابله با آن معمولاً «سرزنش کردن خود» نیست، بلکه کوچک کردن قدم اول، کاهش ترس از شروع و ایجاد پاداش‌های نزدیک‌تر است.

منابع اصلی برای مطالعه بیشتر

  • Piers Steel (2010). The Procrastination Equation.
  • Timothy Pychyl (2013). Solving the Procrastination Puzzle.
  • Carol Dweck (2006). Mindset.
  • Charles Duhigg (2012). The Power of Habit.
  • Daniel Kahneman (2011). Thinking, Fast and Slow.
  • Neil Fiore (1989). The Now Habit.
  • Fuschia Sirois (2014). پژوهش‌های مربوط به اهمال‌کاری و تنظیم هیجان.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7