مایک پنس: بدون برچیدن برنامه موشکی رژیم ایران، توافق بدتر از عدم توافق است
مایک پنس، معاون پیشین رئیسجمهور آمریکا، روز ۲۵ خرداد در برنامه «د هیل ساندی» شبکه نیوزنیشن، نسبت به هر گونه توافق با رژیم ایران بدون محدودیتهای گستردهتر هشدار داد و تأکید کرد به تهران اعتماد ندارد. پنس گفت: «من فقط به رژیم ایران اعتماد ندارم» و افزود «توافق نکردن بهتر از یک توافق بد است». او تأکید کرد رژیم ایران باید برنامه موشکی خود را برچیند، تنگه هرمز را فوراً بازگشایی کند و حمایت مالی از گروههای مسلح در منطقه را متوقف سازد. معاون پیشین رئیسجمهور آمریکا هشدار داد که در غیراین صورت، به اعتقاد او باید اجازه داد نیروهای مسلح آمریکا «کار را تمام کنند». پنس همچنین ضمن حمایت از دونالد ترامپ، گفت نگرانی او متوجه رئیسجمهور آمریکا نیست، بلکه به بیاعتمادی نسبت به رفتار و تعهدات رژیم ایران بازمیگردد.
ماکرون رئیس جمهور فرانسه : اورانیوم غنیشده رژیم ایران باید رقیق یا از کشور خارج شود
امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، روز ۲۵ خرداد اعلام کرد که اورانیوم غنیشده رژیم ایران باید تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی «رقیق یا از کشور خارج شود» تا امکان ازسرگیری برنامه غنیسازی در آینده از تهران سلب شود.
ماکرون در حاشیه نشست گروه هفت در شهر اویان فرانسه گفت: «اولویت ما این است که یک توافق محکم و جدی میان واشنگتن و تهران نهایی شود». او افزود «یا باید این مواد از کشور خارج شوند، یا رقیقسازی شوند. سپس باید اطمینان حاصل شود که کنترل آژانس برقرار است تا ایرانیها نتوانند در ماهها و سالهای آینده دوباره برنامه غنیسازی را از سر بگیرند». رئیسجمهوری فرانسه همچنین از آمادگی کشورش برای مشارکت در بازگشایی تنگه هرمز خبر داد و گفت پاریس آماده است بهسرعت تجهیزات خود، از جمله شناورهای مینروب، را برای کمک به بازگشایی مسالمتآمیز این آبراه راهبردی اعزام کند. او تأکید کرد فرانسه و انگلستان از مأموریتی برای بازگرداندن امنیت دریانوردی در تنگه هرمز حمایت میکنند و افزود: «ما هر کاری خواهیم کرد تا این توافق به واقعیت تبدیل شود و تنگه هرمز بتواند بهطور مسالمتآمیز باز شود و تردد از سر گرفته شود». رئیسجمهور فرانسه همچنین اعلام کرد رهبران مصر، قطر و امارات متحده عربی برای گفتگو درباره تحولات خاورمیانه و پرونده رژیم ایران به نشست گروه هفت دعوت شدهاند. او گفت: «فردا جلسهیی درباره موضوع ایران خواهیم داشت، بهویژه با حضور مصر، امارات و قطر». ماکرون در بخش دیگری از سخنانش بر ضرورت باز ماندن تنگه هرمز بدون دریافت هر گونه عوارض تأکید کرد و گفت: «ما از حقوق بینالملل دفاع میکنیم و هر کاری در توانمان باشد انجام میدهیم تا هیچ عوارضی دریافت نشود». رئیسجمهور فرانسه تأکید کرد هدف کشورهای اروپایی، اجرای توافق احتمالی با رژیم ایران و بازگشایی تنگه هرمز تحت نظارت بینالمللی است؛ تلاشی که بهگفته او باید از بروز بیثباتی بیشتر در منطقه جلوگیری کند.
۹ کشور با استقبال از تفاهم آمریکا و رژیم ایران خواستار جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح اتمی شدند
به گزارش کاخ الیزه رهبران ۹ کشور در بیانیه مشترکی از تفاهم آمریکا و رژیم ایران استقبال کردند و خواستار جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح اتمی شدند.
کشورهای استرالیا، کانادا، قبرس، فرانسه، آلمان، یونان، ایتالیا، ژاپن و انگلستان اعلام کردند: «ما از اعلام تفاهمنامه بین آمریکا و ایران به گرمی استقبال میکنیم. این، لحظهای از فرصت برای بازگرداندن ثبات منطقهیی و تثبیت اقتصاد جهانی است. اکنون بسیار مهم است که مذاکرات دقیق به نتیجه برسد و این توافق بهسرعت و بهطور جامع اجرا شود. بازگشایی فوری تنگه هرمز با آزادی بیقید و شرط و نامحدود ناوبری ضروری است». در بیانیه ۹ کشور آمده است: «ایران هرگز نباید به سلاح هستهیی دست یابد». در پایان این بیانه تصریح شده است: «ما همچنین حمایت کامل خود را از ثبات، حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان و اهمیت یک آتشبس قوی مجدداً تأکید میکنیم».
دعوت لاجوردی از ساواکیهای زندانی برای همکاری علیه مجاهدین – مسعود امیرپناهی
وحدت عمل دیکتاتوری شاه و شیخ در سرکوب انقلابیون – با تزریق ساواکیها به ساختار دستگاه سرکوب و شکنجه رژیم آخوندها – از همان ابتدای پیروزی انقلاب ضدسلطنتی تبدیل به یک پیوند دائمی شد. بر اساس شواهد و روایتهای متعدد، اساس نیروها و متخصصین ساواک در ساختار امنیتی جدید به کار گرفته شدند و به این ترتیب یکی از وحشیانهترین شکل دستگاه اطلاعاتی-امنیتی برای مقابله با نیروهای انقلابی شکل گرفت.
هنر شاه همچون شیخ، آباد کردن زندانها و استفاده کردن از آخرین تکنولوژیها در شکنجه زندانیان بود، اوین بزرگترین و مخوفترین زندان زندانیان سیاسی در ایران و قزلحصار از بزرگترین زندانهای خاورمیانه است، اوین و قزلحصار را پهلوی ساخت و سپس این میراثش را به ولیعهد واقعی خود «خمینی» سپرد.
مجاهد خلق مسعود امیرپناهی شاهدی است که صحنه فراخوان به همکاری ساواکیها توسط اسدالله لاجوردی جلاد را به چشم دیده و آنرا شرح میدهد،
وی میگوید؛
من قبل از سی خرداد ۶۰ دستگیر و ۲۲ مرداد از اوین به قزلحصار منتقل شدم. در آن زمان قزلحصار زندانی زیادی نداشت اما اوین شلوغ بود. در واقع اوین بازداشتگاه بود و زندانیان زیر بازجویی در آنجا بودند کسانی که به دادگاه نرفته بودند در اوین بودند. کسانی که حکم میگرفتند به قزلحصار منتقل میشدند.
همه ساواکیهایی که در سال ۵۸ و نوژهای هایی۱ که در سال ۵۹ دستگیر شده بودند، در واحد۳ بند ۱ قزلحصار بودند، ما (مجاهدین) را که به قزلحصار منتقل کردند، به بند ۲ کنار آنها بردند.
این ماجرا، یکی از روزهای شهریور ۱۳۶۰ تقریبا ۲۰ روز بعد از انتقال من به قزلحصار اتفاق افتاد.
در آن روزها برای بچههای کم سن و سال بند کلاس قرائت قرآن گذاشته بودم و در آن ساعت در مسجد یا همان اتاق تلویزیون بند۲ واحد ۳ زندان قزلحصار نشسته بودم و داشتم خودم را برای کلاس را آماده میکردم که نعره پاسداری از حیاط بند ۱ توجه مرا جلب کرد. پاسدار بند، زندانیان «بند یک» را که در حیاط بودند به تجمع در مقابل در حیاط فرا خواند. «بند یک» بند زندانیان وابسته به ساواک و کودتای نوژه۱ بود.
به همین دلیل کنجکاو شدم و بلند شده و از پنجره مسجد نگاه کردم که ببینم چه خبر است.
لازم به توضیح است واحدهای یک، دو و سه زندان قزلحصار عیناً مشابه یکدیگر طراحی و ساخته شده و مسجد هر بند در حیاط بند مجاور خود است، لذا مسجد بند ۲ در حیاط «بند یک» ساخته شده که عکس زیر گویای این موقعیت است.
زندان قزلحصار -بندهای ۱ و ۲ و ۳ – مسجد هر بند در حیاط بند دیگر قرار دارد
وقتی بلند شدم، دیدم اسدالله لاجوردی – که آن زمان رئیس زندانهای تهران و دادستان انقلاب رژیم بود – بالای راه پله درِ خروجی «بند یک» به هواخوری، ایستاده است. بعداز جمع شدن زندانیان ساواکی، لاجوردی شروع به صحبت با آنها کرد. از آنجایی که همه سکوت کرده بودند، صدای او به وضوح شنیده میشد.
مضمون صحبتهای لاجوردی با ساواکیها این بود:
«شما هرکاری کردید مال گذشته است. الان ما و شما یک دشمن مشترک داریم و اونم منافقین هستند. هر کی حاضره با ما در مبارزه با منافقین همکاری کنه دستش را بلند کنه».
در ادامه برای تطمیع زندانیان ساواکی گفت:
«شما میتوانید همه اموالتان را داشته باشید و حقوقی که از رژیم گذشته میگرفتید، تمام و کمال بگیرید…».
در پاسخ به حرفهای لاجوردی، گروهی از ساواکیها دست بلند کرده و اعلام همکاری کردند، برخی هم این کار را نکردند.
یکی از زندانیان مجاهد مدتی بعد، از بند ۸ مجرد – که سلولهای کوچک تنبیهی داشت – به بند ما آمد.
این مجاهد در بند۸، با یک زندانی که عضو گروه ضربت کمیته مشترک ساواک همبند بود، از او پرسیده بود «چرا تو نرفتی؟ [چرا به درخواست لاجوردی برای همکاری پاسخ ندادی]»
زندانی ساواکی سابق در جواب گفته بود: «یکبار اشتباه کردیم بسه. اگر شاه با بیل گور خودش رو کند این (منظور خمینی) داره با لودر گور خودش رو میکنه»، این فرد در زندان بهشدت تحت تأثیر مقاومت و منش زندانیان مجاهد قرار گرفته بود و به همین دلیل به بند هشت مجرد منتقل شده بود.
در آن زمان، باور این موضوع آنقدر برایم مشکل بود که اگر با گوش خودم نمیشنیدم و با چشم خودم لاجوردی را در آن صحنه ندیده بودم، باور نمیکردم. اینجا بود که به سادگی خود و پلیدی دشمن پی بردم.
در سالهای بعد، شواهد بیشتری این موضوع را روشنتر کرد،
حدود یک سال بعد از این ماجرا، همه به چشم دیدیم شبکه «عبدالله پیام۳» که طراح آن اداره چهارم ساواک و شخص ارتشبد فردوست همکلاسی و نزدیکترین فرد به شاه بود؛ راه اندازی شد و چه بسیار مجاهدین و مبارزین در سالهای اولیه دهه۶۰ توسط این شبکه دستگیر شده یا به شهادت رسیدند.
سالها بعد، پاسدار سبزعلی(محسن) رضایی و بسیاری دیگر، به رابطه ساواک با رژیم در دهه۶۰ اعتراف کردند. تا جاییکه پاسدار سبزعلی رضایی۴ گفت: ««ما در اوایل انقلاب، از کار اطلاعاتی و بازجویی چیزی بلد نبودیم. لذا مجبور شدیم از تجربیات و شیوههای کارشناسان ساواک که در اختیار ما بودند، برای آموزش بازجویی و ضدجاسوسی استفاده کنیم».
* * *
این تجربه تاریخی، امروز هم، در برخی تحولات سیاسی برای من تداعی میشود،
وقتی بچه شاه اعتراف میکند، در ارتباط مستقیم با اعضای سپاه پاسداران و نیروهای انتظامی است و مدعی است ۱۵۰هزار نفر از ارگانهای سرکوبگر رژیم به او پیوستهاند، برایم یادآور پیوستن اعضای ساواک به خمینی و اعلام بیعت با او است.
واقعیت این است، اینها مهرههای سرکوب و شکنجه هستند، به هر اربابی تن میدهند، فرق نمیکند شاه باشد یا شیخ! و در ازای مزد، مزدوری میکنند. آنها در خدمت به قدرت حاکم، خون میریزند و اسمش را میگذارند دفاع از امنیت کشور! اما برای هر ایرانی که در پی آزادی است، مرز سرخ «نه شاه نه شیخ» فقط یک شعار نیست بلکه نقشه مسیری است که مردم ایران را با نفی دو دیکتاتوری و تمام مظاهر آن به آزادی می رساند.
تداوم کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در هفته صدوبیستوپنجم در ۵۶ زندان مختلف- بیانیه کارزار سهشنبههای نه به اعدام
بیانیه کارزار سهشنبههای نه به اعدام که روز سهشنبه ۲۶خرداد با تأکید بر اینکه «تحقق آزادی، برابری و حفظ کرامت انسانی بدون تحقق حق حیات انسانها ممکن نیست»، انتشار یافت، مینویسد: در شرایط بحرانی جامعه ایران، در حالی که حکومت ولایت فقیه و دستگاه سرکوب و قضاییه آن از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون بیش از ۱۷۷ زندانی را به دار آویخته است، همچنان شاهد صدور و اجرای احکام غیرانسانی اعدام هستیم. تلاشی مذبوحانه برای مهار انفجار خشم مردمی که از ظلم و ستم و گرانی به ستوه آمدهاند.
بر اساس اخبار منتشر شده در هفته گذشته علاوه بر صدها زندانی جرایم عمومی که در بیخبری به اعدام محکوم میشوند و شمار زیادی حکم هایشان به اجرا درمیآید، دستکم حکم اعدام زندانیان سیاسی علی فتاح و محمد نقیزاده در دیوان عالی تأیید و به انفرادی زندان قزلحصار منتقل شدهاند. دو زندانی سیاسی دیگر بنامهای علی کمالی و پیمان گنجی نیز از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار منتقل شدهاند. پیمان گنجی جوان ۲۳سالهای است که در خیزش دیماه ۱۴۰۴ دستگیر شده و توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم گردید.
چنانکه پیش از این بارها اشاره کردهایم زندان قزلحصار بهعنوان مرکز اصلی اعدامهای استان تهران و یکی از قتلگاههای حکومتی است که بسیاری از محکومان به اعدام را در خود جای داده و زندانیانی که محکوم به اعدام هستند پس از انتقال به این زندان، در خطر اجرای حکم قرار میگیرند.
سازمان عفو بینالملل در واکنش به موج اعدامهای زندانیان سیاسی و خطر جان پنج زندانی (علیرضا مرداسی، مسعود جامعی، رضا عبدالی، فرشاد اعتمادیفر و حسن مصلاوی) خواهان توقف اعدام این پنج تن و دیگر زندانیان در ایران شده است.
ما اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" خواهان توقف سریع اعدامها هستیم و از همه وجدانهای بیدار و فعالان سیاسی، حقوق بشری، مدنی، صنفی و... میخواهیم به هر شکل ممکن اعدامها را محکوم کرده و برای توقف آن دست به اقدامی جدی بزنند.
تحقق آزادی، برابری و حفظ کرامت انسانی بدون تحقق حق حیات انسانها ممکن نیست. ما به تمام مخالفان اعدام برای درهم شکستن ساختار استبدادی و چرخه سلب حیات انسانی، فراخوان همبستگی و عمل متحدانه میدهیم.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۲۶خرداد ۱۴۰۵ در هفته صدوبیستوپنجم در ۵۶زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحد ۲و۳و۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام
دونالد ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی با امیر قطر: ما هیچ پولی در ایران سرمایهگذاری نمیکنیم
دونالد ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی با امیر قطر امروز ۲۶خرداد در فرانسه در رابطه با تفاهمنامه امضا شده با رژیم ایران گفت: «ما هیچ پولی در ایران سرمایهگذاری نمیکنیم. به هر حال، این شایعه دیروز منتشر شد که مضحک بود. ما این حق را داریم که روزی وارد عمل شویم و اگر من بخواهم کاری انجام دهم یا کسی بخواهد کاری انجام دهد، انجام دهیم، اما ما هیچ پولی سرمایهگذاری نمیکنیم. ما هیچ تعهدی برای سرمایهگذاری هیچ پولی در ایران نداریم».
ترامپ در همین مصاحبه اضافه کرد: «ما توافق خود را با ایران به انجام رساندهایم و این توافق باید موفقیتآمیز باشد. این توافق به مرحله دوم میرود که فکر میکنم در واقع آسانتر خواهد بود. من هفته گذشته نمیخواستم به آنها حمله کنم، اما چارهای نداشتیم و در واقع دو بار این کار را انجام دادیم. ما در حال انجام آن برای بار سوم بودیم و توانستیم از انجام آن خودداری کنیم. اما ما توافقی داریم که توافقی منصفانه است. این توافق خوبی است».
اعدام دو شورشگر دلیر جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی از جوانان شاهرود - پیام خانم مریم رجوی
اعدام دو شورشگر دلیر جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی از جوانان شاهرود - پیام خانم مریم رجوی
صبح امروز بار دیگر دژخیمان دیکتاتوری دینی حاکم برایران، جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی دو شورشگر دلیر از جوانان شاهرود را اعدام و سربدار کردند. دژخیم محمد صادق اکبری رئیس دادگستری استان سمنان گفت این دو جوان به اتهام «محاربه و افساد فی الارض از طریق کشیدن سلاح گرم و سرد، مقابله با نظام، اخلال در نظم و امنیت، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت، شکستن تجهیزات و درب چند شعبه بانک، ایجاد آشوب و شورش در مقابل فرمانداری، واژگون کردن خودروی پلیس و مشارکت در آتشزدن آن» به اعدام و ضبط کلیه اموال و دارائیهای منقول و غیرمنقول محکوم شدند.
خانم مریم رجوی با درود به دو شورشگر که صبح امروز سربدار شدند، گفت: جوانان برومند ایرانزمین بهویژه مردم و جوانان شورشگر خطه شاهرود و سمنان در برابر این جنایتهای سبعانه سکوت نخواهند کرد. اعدام شورشگرانی که برای آزادی مردم و میهنشان بپا خاستهاند، عزم جوانان را در مبارزه با این رژیم نامشروع جزمتر میکند.
خانم رجوی بار دیگر ملل متحد را به محکومیت قاطع اعدامهای جنایتکارانه در ایران و اقدامات مؤثر برای توقف اعدام زندانیان سیاسی و شورشگران فراخواند.
**
جرم این دو شگر دلیر محاربه ازطریق کشیدن سلاح عنوان شد
دژخیمان رژیم ایران بامداد سهشنبه ۲۶ خرداد در ادامه موج اعدامها و سرکوب مخالفان، دو شورشگر دلیر به نامهای جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی را به دار آویختند.
دستگاه قضایی رژیم ایران در توجیه این اعدامها، اتهاماتی چون «افساد فیالارض»، «محاربه»، «اخلال در نظم و امنیت» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» را مطرح کرده است. خبرگزاری وابسته به قوه قضاییه مدعی شد این دو زندانی در جریان قیام ۴۰۴ در شاهرود با سلاح گرم و سرد اقدام به مقابله با نیروهای حکومتی کرده بودند.
رئیس کل دادگستری استان سمنان با اعلام اجرای حکم اعدام این دو زندانی، مدعی شد پرونده آنان تمامی مراحل قضایی را طی کرده است. با این حال، نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به نبود دادرسی عادلانه، محرومیت متهمان سیاسی از دسترسی مؤثر به وکیل و استفاده از اعترافات اجباری در پروندههای امنیتی هشدار دادهاند.
رژیم ایران همچنین ویدئویی را بهعنوان «اعترافات» جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی منتشر کرده که در آن چهره افراد تار و صدای آنان تغییر داده شده است؛ روشی که سالهاست از سوی نهادهای حقوق بشری بهعنوان ابزاری برای مشروعیتبخشی به احکام از پیش تعیینشده مورد انتقاد قرار گرفته است.
این دو زندانی از بازداشتشدگان قیام ۴۰۴ بودند؛ قیامی که رژیم ایران از همان آغاز با بازداشتهای گسترده، احکام سنگین و سرکوب خونین به آن پاسخ داد. اکنون نیز با تشدید فضای امنیتی و استفاده از شرایط جنگی، روند صدور و اجرای احکام اعدام علیه معترضان و مخالفان شتاب بیشتری گرفته است.
سازمان ملل متحد روز گذشته اعلام کرد که رژیم ایران از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون دستکم ۴۰ نفر، از جمله ۱۸ معترض، را با اتهامهای مرتبط با «امنیت ملی» اعدام کرده است. فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، نسبت به تشدید سرکوبها و افزایش اعدامها ابراز نگرانی کرده و آن را بخشی از روند فزاینده محدود کردن مخالفان سیاسی دانسته است.
پیشتر نیز گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران هشدار داده بود که رژیم ایران از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای خاموش کردن صدای اعتراض و سرکوب مخالفان سیاسی، بهویژه در شرایط بحرانی و جنگی، استفاده میکند.
در حالی که مقامات قضایی رژیم ایران خواستار تسریع در رسیدگی و اجرای احکام بازداشتشدگان قیام ۴۰۴ شدهاند، فعالان حقوق بشر این روند را نشانهای از تشدید سرکوب سیاسی و تلاش برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه ارزیابی میکنند.