۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

آخرین تحولات جنگ ومذاکره - جهش بهای نفت پس از رد پاسخ تهران توسط ترامپ- عصر دوشنبه ۱۱ می



آخرین تحولات جنگ ومذاکره -  جهش بهای نفت پس از رد پاسخ تهران توسط ترامپ- عصر دوشنبه ۱۱ می

خبرگزاری رویترز  گزارش داد که رد فوری پاسخ حکومت ایران از سوی ترامپ موج تازه‌ای از نگرانی در بازارهای جهانی ایجاد کرد و بهای نفت را به‌شدت افزایش داد؛ به‌طوری که قیمت هر بشکه نفت در معاملات روز دوشنبه حدود ۳ دلار جهش کرد.

بر اساس این گزارش، چند روز پس از ارائه طرح پیشنهادی آمریکا با هدف ازسرگیری مذاکرات، حکومت ایران روز یکشنبه پاسخ خود را منتشر کرد. رسانه‌های حکومتی اعلام کردند که تهران در این پاسخ بر پایان جنگ در تمامی جبهه‌ها، به‌ویژه لبنان، تأکید کرده و خواستار دریافت غرامت جنگی شده است. همچنین حکومت ایران بار دیگر بر ادعای حاکمیت خود بر تنگه هرمز پافشاری کرده است.

خبرگزاری تسنیم نیز گزارش داد که تهران در طرح پیشنهادی خود از آمریکا خواسته است محاصره دریایی ایران را متوقف کند، تضمین دهد حملات جدیدی صورت نخواهد گرفت، تحریم‌ها لغو شود و محدودیت‌های فروش نفت ایران پایان یابد.

با این حال، تنها ساعاتی پس از انتشار این پاسخ، ترامپ در پیامی در شبکه‌های اجتماعی، پیشنهاد تهران را رد کرد؛ اقدامی که بلافاصله بازار انرژی را تحت تأثیر قرار داد و نگرانی‌ها درباره تشدید بحران و اختلال در عرضه جهانی نفت را افزایش داد.

رویترز همچنین گزارش داد که ترامپ قرار است روز چهارشنبه وارد پکن شود؛ سفری که در آن، بحران ایران و پیامدهای جنگ بر امنیت انرژی جهان از محورهای اصلی گفت‌وگو میان او و رهبر چین خواهد بود.

**

الشرق الاوسط: مختل شدن تشکیل دولت عراق به‌دنبال «وتوی» رژیم ایران برای جلوگیری از کنار گذاشتن گروه‌های مسلح از دولت


الشرق الاوسط روز ۲۱ اردیبهشت نوشت: دو مقام عراقی گفتند «وتوی» رژیم ایران برای جلوگیری از کنار گذاشتن گروه‌های مسلح از دولت عراق، مذاکرات تشکیل دولت جدید را مختل کرده است.

بنا به این گزارش آنان تأکید کردند تهران از نمایندگان «چارچوب هماهنگی»، ائتلاف شیعی حاکم، خواسته است به دولتی رأی ندهند که «به نفوذ متحدان ایران و ترکیب حضورشان در داخل دولت آسیب می‌زند».

الشرق الاوسط افزود: این تحولات همزمان با اطلاعاتی درباره ورود ناگهانی اسماعیل قاآنی، فرمانده «نیروی قدس» «سپاه پاسداران»، به بغداد رخ می‌دهد؛ در زمانی که مذاکرات علی الزیدی، نخست‌وزیر مکلف، به مراحل پیشرفته رسیده و رقابت آمریکا و ایران بر سر شکل دولت آینده شدت گرفته است.

**

وال استریت ژورنال: درست وقتی مذاکرات به او بیشترین نیاز را دارد، مجتبی خامنه‌ای پیدایش نیست

وال استریت ژورنال روز ۱۹ اردیبهشت دربارهٔ غیبت مجتبی خامنه‌ای نوشت: در حالی‌که رهبران ایران تلاش دارند به جنگ از طریق مذاکره پایان دهند، یک مشکل دارند و آن این‌که ولی‌فقیه جدید آنها به‌طور بارزی حضور ندارد و سر گفتگوها ساکت است. در حالی‌که تهران تلاش دارد پایان جنگ را مذاکره کند، عدم حضور او تبدیل به مشکل بزرگتری شده است.

وال استریت ژورنال افزود: رهبران رژیم ایران طی جنگ از خود وحدت نشان داده‌اند و پیام سیاسی خود را هماهنگ کرده و فرماندهی و کنترل روی نیروهای مسلح را حفظ کرده‌اند. اما آنها بر سر این‌که برای توافق با آمریکا تا کجا پیش بروند، دچار گسستگی شده‌اند.

وال استریت ژورنال درباره تصاویر منتشر شده از مجتبی خامنه‌ای نوشت: رژیم ایران تصاویر جدیدی از مجتبی خامنه‌ای منتشر نکرده است. به نظر می‌رسد تمام تصاویر رسمی او از جمله تصویر پروفایل‌اش در حساب ایکس و بیلبوردهای تبلیغاتی عظیم در خیابانهای تهران، توسط هوش مصنوعی تولید یا اصلاح شده‌اند...




🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

پیوستن به نام ممنوع؛ نگاهی به دفاعیه‌ٔ قهرمان مجاهد خلق، شهید اکبر دانشورکار



پیوستن به نام ممنوع؛ نگاهی به دفاعیه‌ٔ قهرمان مجاهد خلق،  شهید اکبر دانشورکار

مجاهد سربه‌دار، دانشورکار، نمونه‌‌ای از قهرمانانی است که مبارزه با فاشیسم دینی حاکم بر ایران را نه در کتابخانه‌ها، که در کارگاه‌های عمرانی سیستان و بلوچستان و عرصه جوشان جامعهٔ ایران جست‌وجو کرده است. او در ابتدای وصیت‌نامه فکری خود، شرط ورود به ساحت فهم زندگانیش را چنین بیان می‌کند:

«زندگیم خیلی عجیب و پرفراز و نشیبه، شاید گفتنش چراغی باشه برای اون کسایی که دنبال حق و حقیقت و عدالت هستند. اما برای اون کسانی که با عینک تعصب به دنیا و زندگی نگاه نمی‌کنند».

این دعوت به کنار نهادن «عینک تعصب»، نخستین گام در روش‌شناسی اوست. او فرزند نسلی است که با سودای عدالت و نان حلال بزرگ شد، اما در مواجهه با واقعیت عریان قدرت، دچار شکنجه ذهنی گردید. دانشورکار در جایگاه مهندس ناظر نیروگاه، فساد ساختاری را لمس کرد؛ جایی که رانت و اختلاس جایگزین تخصص شده بود. او از همین نقطه، یعنی «اخلاق کار»، به «اخلاق سیاسی» پل می‌زند.

عبور از صغارت تحمیلی؛ نفی ولایت و اصلاحات

گذار فکری دانشورکار، بازتابی از شکست کلان‌روایت‌های سیاسی در ایران است. او که روزی در جهاد سازندگی و جبهه حضور داشت، با یک پرسش هستی‌شناختی مواجه می‌شود: نسبت انسان با قدرت چیست؟ او با زبانی ساده اما عمیق، نظریه «ولایت فقیه» را به چالش می‌کشد:

«از خودم پرسیدم خمینی به چه مسیری دارد می‌ره؟ خب ولایت فقیه است. ولایت فقیه یعنی چی؟ یعنی من یک گوسفندی هستم که ولی‌فقیه باید باشه چوپان من. پس خمینی و ولایت فقیه‌اش را زدم کنار».

این عبور، تنها به نفی استبداد دینی ختم نمی‌شود. او در دهه ۷۰، به ایده «اصلاحات گام‌به‌گام» دل می‌بندد، اما تجربه دوران موسوم به «سید خندان»، او را به این نتیجه می‌رساند که ساختار موجود، اصلاح‌ناپذیر است. او سرخوردگی خود را از تکرار تاریخ و درجا زدن در نقش «تدارکاتچی» ابراز داشته و به این شهود سیاسی می‌رسد که اصلاح در چارچوب قانون اساسی فعلی، یک بن‌بست است.

آبان ۹۸: نقطه‌عطف و گسست از «مبارزه‌ٔ شیک»

برای دانشورکار، فاجعه آبان ۱۳۹۸ مرز میان انتزاع و واقعیت است. او با نقد تند به ایده‌های «مبارزه خشونت‌پرهیز» در برابر حکومتی که فرمان آتش صادر می‌کند، به نوعی رادیکالیسم ایجابی روی می‌آورد. وی با نگاهی منتقدانه به اپوزیسیون‌های کلاسیک و میراث‌خواهان سلطنت، ماهیت قدرت‌طلبانه‌ٔ آنان را برملا می‌کند:

«رضا پهلوی آمدش و گفتش مبارزه خشونت پرهیز. این در برابر این خشونت عریانی که این رژیم به کار برد، اصلاً خشونت پرهیزی مسالمت‌آمیز جایی دیگر نداشت... رضا پهلوی را بالا آوردمش چون واقعاً تهوع‌آور بودش کسی که خون این همه آدم را نمی‌بینه».

این انزجار، او را به سمت جریانی سوق می‌دهد که به‌زعم خودش، تنها نیروی «آنتاگونیست» و سازمان‌یافته در برابر وضع موجود است. او آگاهانه به سراغ تابوترین گزینه سیاسی می‌رود: سازمان مجاهدین خلق.

پارادایم تعهد در عصر بی‌تعهدی

دانشورکار در بخش پایانی دفاعیه خود، از منطق انتخابش پرده برمی‌دارد. او با طرح پرسش‌های کلیدی درباره عراق، حجاب و اسلام، نشان می‌دهد که انتخابش نه از سر تعصب، بلکه محصول یک دیالوگ درونی و پاسخ به ضرورت‌های زمانه است. وی تحت تأثیر مفاهیمی چون «تعهد» و «انتخاب تمام‌عیار» قرار می‌گیرد:

«من سؤالات زیادی داشتم. سؤال‌هایم چی‌ها بودند؟

-چرا عراق؟

-چرا حجاب؟

-اصلا چرا اسلام؟

-دعوای بین خمینی و رجوی بر سر سهم‌خواهی بود به این علت بود؟

مسأله زیاد داشتم اما مهم‌ترین چیزی که بهم کمک می‌کرد که یک خورده توی انتخابم مصر باشم این بود که از تمام جریان‌هایی که من عبور کرده بودم همه‌شان بر علیه مجاهدین بد می‌گفتند. منو به فکر واداشت که چرا؟ چرا از سازمان دارند بد می‌گویند؟ اصلاً بگذار ببینیم مجاهدین چه می‌گند؟

خانم مریم رجوی می‌گه: نقطه آغاز مسیرهای نو انتخاب تمام‌عیار است و نقطه آغاز جهش‌های عظیم تعهد است در زمانه‌ای که جهان اسیر بی‌تعهدی است.

اینها از آزادی مردم دارند صحبت می‌کنند، دغدغه‌شان آزادی مردم است، هیچی برای خودشان نمی‌خواهند. یعنی چی؟

نمی‌خواهم مسیر و راهی که اومدم طولانی بکنم مجاهدین در یک‌کلام دنبال آزادی هستند، آزادی مردم. چرا؟ چون مجاهد خلق هستند».

 

 

«برای صدمین بار طرح ۱۰ماده‌ای خواهر مریم را مرور کردم، دقیقاً تمام اون چیزی که یک نفر آزادی‌خواه، وطن‌پرست، دنبال حق و حقیقت هستش توی اونجا مطرح شده، همه‌اش لحاظ شده، کامل کامل».

ایران فردا - برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی - تنها آلترناتیو دموکراتیک فاشیسم مذهبی

او در این مسیر، به نوعی آگاهی بالابلند سیاسی می‌رسد که مرزبندی‌اش نه بر اساس عقیده، بلکه بر اساس موضع‌گیری در برابر ارتجاع است. از این رو با استناد به مواضع سازمان، تأکید می‌کند:

«مرزبندی اصلی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، بین اسلام و غیراسلام نیست».

ایستادگی بر سر موضع

اکبر دانشورکار، مرگ خود را نه یک پایان، بلکه بخشی از «قانون تکامل» می‌بیند؛ فرآیندی برگشت‌ناپذیر که در آن فرد، جان خود را فدای آرمان آزادی می‌کند. وی با پیوند زدن شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، بر نفی تمام اشکال دیکتاتوری تأکید می‌ورزد و در آستانه اعدام، با لحنی حماسی بر سر موضع خود باقی می‌ماند:

«برای آزادی مردمم یکبار دیگر جونم را می‌دهم. قسم به خون یاران ایستاده‌ایم تا پایان»

دفاعیه او، سندی است از تلاطم‌های فکری یک مهندس تکنوکرات که در جست‌وجوی عدالت، از تمامی فیلترهای سیاسی گذشت و در نهایت، رادیکال‌ترین مسیر را برای اعتراض برگزید. او نشان داد که در جغرافیای سیاسی ایران، گاه «ایستادگی بر موضع»، تنها دارایی یک انسان در برابر چوبه دار است. زندگی و مرگ او، بازخوانی دوباره این پرسش است: در میانه سرکوب و بن‌بست، مرز میان «تعهد اخلاقی» و «هزینه سیاسی» کجاست؟ دانشور کار پاسخ این پرسش را با خون خود در دیوارهای زندان نوشت.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

استبداد صغیر، تکرار هولناک یک نبرد ناتمام - از استبداد صغیر تا امروز؛ نبرد ملت، استبداد و سایه قدرتهای خارجی



        استبداد صغیر، تکرار هولناک یک نبرد ناتمام  - از استبداد صغیر تا امروز؛ نبرد ملت، استبداد و سایه قدرتهای خارجی


در حافظه تاریخ ایران، «استبداد صغیر» تنها یک دوره کوتاه در عصر قاجار نیست؛ بلکه نمادی از لحظه ای است که قدرت، در برابر خواست مردم برای مشارکت در سرنوشت خویش، به سرکوب پناه می‌برد. دوره‌ای که پس از طلوع امیدِ مشروطه، سایه استبداد بار دیگر بر سر جامعه افتاد و حکومت کوشید با زور، توپ، زندان و خاموش کردن صداها، حرکت تاریخ را متوقف کند.

پس از انقلاب مشروطه و شکل گیری مجلس شورای ملی، مردم ایران برای نخستین بار طعم محدود شدن قدرت مطلقه و حاکمیت قانون را چشیدند. اما این مسیر دیری نپایید. با به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه، استبداد صغیر آغاز شد؛ دوره‌ای که در آن حکومت تلاش کرد اراده جامعه را درهم بشکند و بار دیگر همه چیز را به نقطه صفر بازگرداند.

اما آنچه «استبداد صغیر» را به مفهوم ماندگار در تاریخ ایران تبدیل کرده، تنها رویدادهای آن دوران نیست؛ بلکه الگویی است که بارها در اشکال مختلف تکرار شده است. الگویی که در آن، هر گاه جامعه به سوی آگاهی، مطالبه گری ومشارکت بیشتر حرکت می‌کند، ساختارهای متمرکز قدرت، آن را تهدیدی برای بقای خود می‌بینند و با امنیتی کردن فضا، حذف صداهای مخالف و ایجاد رعب، می کوشند مسیر تغییر را متوقف سازند.

از همین روست که می‌توان وضعیت امروز ایران را نیز از زاویه‌ای تاریخی، یادآور نوعی «استبداد صغیر» دانست؛ نه به این معنا که تاریخ عیناً تکرار شده، بلکه از آن جهت که همان کشمکش بنیادین هم‌چنان پابرجاست: کشمکش میان جامعه‌یی که خواهان سهم داشتن در تعیین سرنوشت خویش است و قدرتی که تمرکز و انحصار را شرط بقای خود می‌بیند.

امروز جامعه ایران در برابر دو تصویر متضاد ایستاده است: از یک سو نسلی که خواهان آزادی، عدالت، حق انتخاب و مشارکت در آینده کشور است؛ و از سوی دیگر ساختاری که با ابزارهای امنیتی، اعدام، سانسور، سرکوب و کنترل، می‌کوشد این حرکت را مهار کند. همان گونه که در دوران استبداد صغیر، روزنامه‌ها بسته شدند، آزادی خواهان تحت تعقیب قرار گرفتند وصدای جامعه خاموش شد، امروز نیز نبرد بر سر «حق سخن گفتن»، «حق انتخاب» و «حق حضور مردم در سرنوشت خویش» ادامه دارد.

اما تاریخ ایران حقیقت دیگری را نیز نشان داده است: هیچ استبدادی، حتی اگر موقتاً پیروز به نظر برسد، نتوانسته اراده جامعه برای آزادی و مشارکت را برای همیشه خاموش کند. استبداد صغیر دیروز و کبیر امروز نیز با همه خشونت و سرکوبش، سرانجام در برابر مقاومت مردم فروپاشید. تبریز ایستاد، مشروطه خواهان برخاستند و جامعه راه خود را دوباره پیدا کرد.

شاید مهمترین درس تاریخ همین باشد: قدرت می‌تواند مدتی حرکت جامعه را کند کند، اما نمی‌تواند برای همیشه زمان را متوقف سازد. خواست مردم برای کرامت، آزادی و نقش داشتن در سرنوشت خویش، حقیقتی است که دیر یا زود راه خود را باز می‌کند.

از این منظر، «استبداد صغیر» فقط نام یک دوره تاریخی نیست؛ آینه‌ای است که هر نسل می‌تواند در آن، نسبت میان جامعه و قدرت را بازخوانی کند. و شاید راز ماندگاری این مفهوم نیز همین باشد: این‌که تاریخ، اگر چه نام‌ها و چهره‌ها را تغییر می‌دهد، اما نبرد میان آزادی وتمرکز قدرت را بارها وبارها، در اشکال تازه پیش روی ملتها قرار می‌دهد.

 

از استبداد صغیر تا امروز؛ نبرد ملت، استبداد و سایه قدرتهای خارجی

تاریخ ایران تنها روایت نبرد میان مردم و استبداد داخلی نیست؛ بلکه همواره صحنه تلاقی سه نیرو بوده است:

ملتِ خواهان آزادی، استبدادِ حاکم، و قدرتهای خارجی که هر یک در مقاطع مختلف، کوشیده‌اند مسیر تحولات ایران را مطابق منافع خویش شکل دهند.

در دوران مشروطه، مردم ایران برای نخستین بار خواهان محدود شدن قدرت مطلقه و حاکمیت قانون شدند. اما این خیزش بزرگ مردمی، تنها با دشمنی دربار قاجار روبه رو نبود. روسیه تزاری و بریتانیا نیز، هر یک به گونه ای، نگران شکل گیری ایرانی مستقل و متکی بر اراده مردم بودند. به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه، بدون حمایت و پشت گرمی روسیه ممکن نبود. نیروهای قزاق تحت نفوذ روسها عمل می‌کردند و بسیاری از آزادی خواهان مشروطه، قربانی همین پیوند میان استبداد داخلی ومداخله خارجی شدند.

سال‌ها بعد نیز، هنگامی که کشور از آشفتگی و ضعف رنج می‌برد، ظهور رضاخان و شکل گیری دولت متمرکز جدید، در بستری رخ داد که انگلستان در آن نقش مهمی ایفا می‌کرد. کمتر کسی تردید دارد که قدرتهای خارجی همواره کوشیده‌اند در بزنگاههای تاریخی ایران، مهره‌های مطلوب خود را تقویت کنند تا مانع شکل گیری یک اراده مستقل ملی شوند.

امروز نیز احساس می‌شود که تاریخ، با چهره‌هایی متفاوت، اما با الگوهای آشنا در حال تکرار است. از یک سو، حکومت با اعدام، سرکوب، زندان امنیتی کردن جامعه، تلاش می‌کند هر صدای معترضی را خاموش کند؛ و از سوی دیگر، قدرتهای جهانی هر یک با محاسبات ژئوپلتیک و منافع خود، به مسأله ایران می‌نگرند، نه الزاماً با معیار آزادی مردم ایران.

در چنین شرایط است که مقاومت مردم ایران، شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران خود را ادامه دهندگان راه مشروطه و مصدق کبیر در امتداد همان جریان مقاومت علیه استبداد شاه و ارتجاع شیخ می‌دانند. جریانی که معتقد است امروز در برابر رژیم فاشیستی مذهبی، باید سازمان یافته ایستاد و بهای سنگین برای آزادی پرداخت.

شاید تصویر دقیق ترِ امروز، نه تکرار کامل گذشته، بلکه نوعی «بازتاب تاریخی» باشد؛ بازتابی که در آن، ملت ایران بار دیگر میان سه فشار قرار گرفته است:

استبداد داخلی، بازی قدرتهای خارجی، و مقاومت مردم ایران.

اراده و آگاهی جامعه آخرین بار پس از قیامهای مکرر ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱، در ۷ تا ۲۱ دیماه ۱۴۰۴ و تا عملیات مجاهدین خلق در ۴ اسفند ۱۴۰۴ تا بیت‌العنکبوت خامنه‌ای پیش رفته است، همان نیروی مردمی و سازمان یافته‌ای که از مشروطه تا امروز، بارها کوشیده است راهی به سوی آزادی و کرامت انسانی بگشاید.

تا زمانی که ظلم، تبعیض و تمرکز مطلق قدرت وجود دارد، شکل‌های مختلفی از اعتراض، مقاومت و مطالبه گری نیز در برابر آن شکل خواهد گرفت. این واقعیت نه به یک گروه خاص محدود می‌شود و نه به یک دوره تاریخی؛ بلکه بخشی از پویایی همیشگی جامعه ای است که خواهان کرامت، آزادی و حق تعیین سرنوشت خویش است.


اسکویی 



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

زنِ قدرت، مردِ تفسیر - عادل عبیات



زنِ قدرت، مردِ تفسیر - عادل عبیات

عادل عبیات در مطلبی در ایکس نوشت: روشنفکریِ ایرانی زن را تا وقتی می‌فهمد که میان درد باشد، اما همین زن اگر از زخم‌اش عبور کرده باشد و با اراده‌اش بایستد، مردِ تفسیر دچارِ وحشت می‌شود. مریم رجوی برای روشنفکرِ ایرانی از همین جنس است، نه زن، که یک بحران، نه بحرانِ داوریِ سیاسی، که بحرانِ فهم.

الیت ایرانی با همه‌ٔ واژه‌های لوکس‌اش درباره‌ٔ زن، آزادی، برابری، رهایی و عبور از مردسالاری؛ اما وقتی با مریم روبه‌رو می‌شود، نمی‌تواند او را در شکل آشنای زنِ رنج‌دیده، زنِ حذف‌شده، زنِ رانده شده، زنِ سوژه‌ٔ همدلی، یا زنِ موضوعِ نوشتن ببیند. چون حاملِ درد نیست، که حاملِ تصمیم است، حامل اراده.

روشنفکر و الیتِ ایرانی در عمیق‌ترین لایه‌های روانی و تاریخیِ خود، هنوز با زنِ صاحبِ قدرت آشتی نکرده، زن را می‌پذیرد، اما تا جایی که زن در مدارِ رنج‌اش باشد، تا جایی که بتواند برایش اشک بریزد، بنویسد، از حذفش بگوید و او را هم‌چون سندی اخلاقی در برابر سلطه قرار دهد، اما این زن اگر از مقامِ زخم عبور کند و به مرکز برسد، به اراده، به قدرت، همین روشنفکر دچار لکنت می‌شود، عقب می‌نشیند.

موضوع فقط این نیست که او زنِ قدرت را دوست ندارد، مسأله این است که دیدنِ زنِ قدرت، برای مرد به‌معنای ترک برداشتنِ یک انحصارِ دیرپاست. تا وقتی زن موضوعِ تفسیر است، مرد هنوز در مرکز ایستاده، هنوز اوست که می‌بیند، نام می‌گذارد، معنا می‌کند، مرز تعیین می‌کند، داوری می‌کند. اما زمانی که زن خود به مرکزِ اراده تبدیل می‌شود، مردِ تفسیر ناگهان با امکانِ سقوطِ خودش روبه‌رو می‌شود. موضوع فقط بالا آمدنِ زن نیست، که پایین آمدنِ مرد هم هست، بسیاری از روشنفکرانِ ما با همه‌ٔ ادعاهایشان، هنوز شجاعتِ این جابه‌جایی را ندارند.

شاید بتوان برای زن جا باز کرد، این کار چندان دشوار هم نیست، اما دشواری آن‌جاست که جای خود را به زن بدهی. میانِ این دو، فاصله نوری‌یست. اولی هنوز از موضعِ بالا اتفاق می‌افتد، لطف است، گذشت است، ژستِ مدرن است، اما دومی اعتراف است، به این‌که قدرت، مرکزیت، تفسیر و فرمان، ملکِ طبیعیِ مرد نیست. مردِ ایرانی، در بزنگاههای مختلف تا اولی پیش آمده، اما در آستانه‌ٔ دومی عقب نشسته است. از زن دفاع می‌کند، اما به‌سختی تن داده که زن نیز بتواند از جایگاهِ یکی از صورت‌های قدرت صحبت کند.

مریم رجوی برای روشنفکرِ ایرانی فقط یک چهره‌ٔ سیاسی نیست، که یک بحران است، نقضِ نظمِ نمادینِ مردانه است، روشنفکر نمی‌تواند این مریم را با فرمولِ زنِ قربانی بفهمد، با الگوی زنِ آکادمیکِ بدون‌ خطر توضیح دهد یا در شکل یک ژورنالیست یا سلبریتی رسانه‌یی رام کند.

سارتر می‌گفت انسان با انتخاب‌هایش خود را می‌سازد. این گزاره اگر چه ساده به نظر می‌رسد، برای روشنفکریِ ایرانی حکمی سنگین است. چون سکوت هم انتخاب است، عقب‌نشینی هم انتخاب است، پرهیز هم انتخاب است. هیچ روشنفکری با ننوشتن از زیرِ بارِ مسئولیت بیرون نمی‌رود. هیچ‌کس با پیچیده‌نماییِ موضوع بی‌طرف نمی‌شود. روشنفکریِ منفعل، بی‌موضع نیست، که با نگفتن نیز جایی ایستاده، با داوری‌ نکردن نیز از جایی داوری کرده و با فاصله‌گرفتن نیز نسبتی معین با حقیقت برقرار کرده. آزادی فقط حقِ سخن‌گفتن نیست، که توانِ ایستادن پایِ سخن نیز هست.

کامو هم از طغیان صحبت می‌کرد، اما نه از طغیانِ تزئینی و شاعرانه، که از آن ایستادنی که در جهانِ بدونِ‌تضمین، باز هم به سکوت تن نمی‌دهد. روشنفکریِ ایرانی با طغیان تا جایی مشکل ندارد که طغیان در سطحِ زبان بماند، در حدِ اعتراض، بیانیه، ژست، خشمِ بدونِ‌هزینه. مریم در متنِ این بحران، فقط زنِ یک سازمان نیست، که زنِ طغیانِ متجسد هم هست. همین است که موضوع را سنگین‌تر می‌کند.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

برگزاری اولین جلسهٔ مضحک مجلس ارتجاع با نمایندگان ترسان به‌صورت «وبیناری» و غیرعلنی در غیبت قالیباف



برگزاری اولین جلسهٔ مضحک مجلس ارتجاع با نمایندگان ترسان به‌صورت «وبیناری» و غیرعلنی در غیبت قالیباف

تجدید بیعت با رهبر معظم و تأکید بر اتحاد مردم و مسئولان در برابر دشمنان خارجی و اصرار مجلس بر حفظ و رعایت خطوط قرمز و ممنوعیات رهبر معظم

بررسی بحران گرانی و نگرانی‌ها از وخامت اوضاع معیشتی

سخنگوی هیأت‌رئیسه مجلس رژیم: شاهدیم که چهار مجموعه عهده‌دار مدیریت و نظارت بر کالاها هستند، وزارت صمت، جهاد، سازمان تعزیرات حکومتی و اصناف که این موضوع خودش موجب برخی نگرانی‌ها در اقدامات موازی شده

گودرزی سخنگوی هیأت‌رئیسه مجلس رژیم ـ ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

امروز جلسه غیرعلنی به‌صورت وبیناری با حضور اعضای هیأت‌رئیسه و نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی به ریاست جناب آقای نیکزاد نایب‌رئیس مجلس برگزار شد خب در این جلسه در ابتدا رئیس محترم جلسه ضمن تسلیت شهادت رهبر شهید انقلاب و اعلام تجدید بیعت نمایندگان مردم با رهبر معظم انقلاب و آرمانهای امام راحل امامین انقلاب و شهدای انقلاب اسلامی جنایات آمریکا را محکوم کرد و بر مقاومت و ایستادگی و اتحاد مقدس و همبستگی مردم و مسئولان در برابر دشمنان خارجی و هم‌چنین اصرار مجلس بر حفظ و رعایت خطوط قرمز و ممنوعیات رهبر معظم انقلاب و مطالبات مردم نکاتی مطرح شد در ادامه خوب رئیس محترم کمیسیون کشاورزی آب منابع طبیعی و محیط‌زیست مجلس در خصوص آخرین وضعیت تأمین کالاهای اساسی و اقدامات لازم در جهت مهار گرانی اقلام مذکور گزارشی رو دادند گزارشی در خصوص قیمتهای کالاهای اساسی قبل و بعد از سال جدید در جلسه به سمع و نظر همه همکاران گلایه‌های مردم در خصوص افزایش نامتعارف قیمتها به‌ویژه در حوزه کالای اساسی مطرح شد هم‌چنین نکته‌یی بیان شد و اون این‌که در نشستها و جلسات نظارتی شاهدیم که چهار مجموعه عهده‌دار مدیریت و نظارت بر کالاها هستند وزارت صمت جهاد سازمان تعزیرات حکومتی و اصناف که این موضوع خودش موجب برخی نگرانی‌ها در اقدامات موازی شده و باعث تضعیف اقدامات نظارتی که اینجا لازمه توسط مجلس شورای اسلامی در بحث قانون‌گذاری اقدامات اصلاحی داشته باشید هم‌چنین در این جلسه نمایندگان محترم نقطه نظراتشون رو در ارتباط با وضعیت بازار تعمیر کالاهای اساسی گرانی‌های اخیر اعلام کردند و وزیر محترم جهاد هم گزارشی رو ارائه دادند و تأکید داشتند که در ایام جنگ ما در بحث ثبت سفارش در بحث تأمین ارز و در بحث مبادی و مسیرهای ورود کالا تسهیلات و اقدامات مؤثر و مثبتی توسط دولت انجام شده نکته آخر فرصت کم هست گزارشی هم از اقدامات نظارتی مجلس در خصوص جنگ تحمیلی ارائه شد که حاکی از این است که کمیسیون ها هیأت‌رئیسه و کمیته‌های مختلف بخشهای مختلف فعال بودند و در ارتباط با مشکلات مردم چه در بحث خسارات وارد امنیت قضایی مدیریت انرژی راهبردها و دیگر مسائل ظاهراً فرصت کم است جلسه اولین جلسه بود که به‌صورت وبینار برگزار شد غیرعلنی...



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

برگی از تاریخ، اعدام شورشگر بختیاری آعلیمراد امامی توسط شاه خائن



برگی از تاریخ، اعدام شورشگر بختیاری آعلیمراد امامی توسط شاه خائن

اعدام آعلیمراد امامی؛ روایتی از تقابل دولت و ایل بختیاری در بستر تاریخ

در تاریخ معاصر ایران، نام آعلیمراد امامی به‌عنوان یکی از چهره‌های معترض و شورشی در مناسبات میان دولت شاه خائن و ایلات بختیاری ثبت شده است. آعلیمراد امامی در سال ۱۳۰۲خورشیدی در منطقه زاگرس بختیاری چشم به جهان گشود. پدرش حاج محمدقلی امامی از مالکان شناخته‌شده دشتک و از خاندان‌های محلی بود و مادرش بی‌بی‌قزی از تبار احمدخسروی‌ها به شمار می‌رفت. ریشه‌های خانوادگی او به طایفه مقمرهی بهداروند بازمی‌گشت که بعدها به دلایل اختلافات طایفه‌ای به میان تیره علاسوند کوچ کردند.

جرقه‌های درگیری؛ از خلع سلاح عشایر تا آغاز مقاومت

فضای پرتنش آن دوران، به‌ویژه در جریان سیاست‌های خلع سلاح عشایر، زمینه‌ساز شکل‌گیری مقاومت‌های پراکنده در مناطق بختیاری شد. در همین بستر، کشته شدن آصفی‌الله، عموی آعلیمراد امامی، به دست نیروهای حکومت دیکتاتوری دست‌نشانده شاه مخلوع، نقطه عطفی در زندگی او محسوب می‌شود؛ رخدادی که به تشدید درگیری‌ها و شکل‌گیری چرخه‌ای از خشونت انجامید.

سال‌های زندگی مخفی و تعقیب؛ زندگی آعلیمراد امامی در حاشیه قدرت

بر اساس روایت‌های تاریخی، آعلیمراد امامی حدود دو دهه در وضعیت زندگی مخفی به سر برد و در این مدت در برخی تحولات و درگیری‌های محلی نقش داشت. در این دوره، تلاش‌های گسترده‌ای برای دستگیری او صورت گرفت اما به دلیل شرایط جغرافیایی و حمایت‌های محلی، دستگیری‌اش به‌سادگی ممکن نشد.

سرانجام در سال ۱۳۴۹در روستای چُلبار بازداشت و پس از انتقال‌های متعدد به مراکز مختلف از جمله لالی، مسجدسلیمان، اهواز و سوسنگرد، در شرایط امنیتی شدید نگهداری شد. این انتقال‌های پی‌درپی با هدف جلوگیری از هرگونه فرار یا عملیات حمایتی از سوی نیروهای محلی انجام گرفت.

اعدام در ملأعام و بازتاب سیاسی آن

در ۱۲فروردین ۱۳۵۱، حکم اعدام آعلیمراد امامی در ملأعام در سوسنگرد اجرا شد. پیکر وی پس از اجرای حکم در گورستان نفتون مسجدسلیمان به خاک سپرده شد. برخی گزارش‌های تاریخی همچنین به بهره‌برداری تبلیغاتی حکومت شاه خائن از این رویداد اشاره دارند؛ به‌گونه‌ای که انتشار تصاویر اعدام با هدف ایجاد رعب و نمایش قدرت در مناطق عشایری صورت گرفت.

این رویداد در حافظه تاریخی بخشی از جامعه بختیاری، همچنان به‌عنوان نمادی از مقاومت نیروهای عشایر بختیاری با ساختار قدرت سرکوبگر مرکزی باقی مانده است؛ تقابلی که در تحلیل‌های تاریخی، بازتابی از شکاف‌های عمیق سیاسی و اجتماعی آن دوران تلقی می‌شود.

حکومت‌های دیکتاتوری در ایران و بطورخاص دوره دیکتاتوری خاندان پهلوی یکی از دوران‌های سیاه برای عشایر مختلف ایران بود که به گواهی تاریخ کشتار و کوچ اجباری به عنوان یک شیوه رایج سرکوب صورت می‌گرفت.

بعد از سرنگونی حکومت شاه توسط مردم ایران، حکومت مستبد ولایت فقیه این سرکوب را ادامه داد و هم اکنون بسیاری از اقلیت‌های قومی و عشایر از رنج و سختی که ازجانب حکومت ستمگر آخوندی تحمل می‌کنند، ادامه همان روندی است که حکومت دیکتاتوری پهلوی پایه‌گذار آن بود.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

مجله آمریکایی آتلانتیک: قتل مسعود مسجودی ازشاکیان ومنتقدان رضا پهلوی ، شکاف‌ها پیرامون پهلوی را عمیق‌تر کرده است



مجله آمریکایی آتلانتیک: قتل مسعود مسجودی ازشاکیان ومنتقدان رضا پهلوی ،  شکاف‌ها پیرامون پهلوی را عمیق‌تر کرده است

رضا پهلوی در برابر منتقدانش قرار می گیرد

مجله آمریکایی آتلانتیک در گزارشی نوشت قتل مسعود مسجودی در کانادا، رضا پهلوی را در برابر موج رو‌به‌گسترشی از منتقدان قرار داده که او و حلقه اطرافش را دارای گرایش‌های خطرناک اقتدارگرایانه می‌دانند.

این گزارش می‌گوید مسجودی معتقد بود دو تن از مشاوران پهلوی به‌صورت مخفیانه با سپاه پاسداران در ارتباط هستند. او بارها شکایت تنظیم کرده و ادعاهایی مطرح کرده بود که برخی آنها را غیرعادی تلقی می‌کردند؛ از جمله این‌که دو تن از حامیان پهلوی برای قتل او توطئه می‌کنند.

جسد مسجودی در ۶ مارس پیدا شد و پلیس کانادا اندکی بعد مهدی احمدزاده رضوی و آرزو سلطانی، دو تن از هواداران سلطنت‌طلب، را به قتل عمد متهم کرد.

مجله آتلانتیک در مقاله‌یی به قلم «رابرت اف. ورث» با عنوان «تبعیدی ایرانی که می‌خواست شاه باشد» نوشت: در اوایل فوریه و هم‌زمان با تمرکز افکار عمومی جهان بر احتمال وقوع جنگ در خلیج‌فارس، مسعود مسجودی، فعال صریح‌اللهجه ایرانی ساکن کانادا، ناپدید شد.

پس از کشف جسد او در ماه مارس، پلیس کانادا دو تن از پیروان رضا پهلوی را متهم به قتل کرد. مسجودی که از منتقدان سرسخت پهلوی بود، ماه‌ها پیش از مرگش بارها از رضا پهلوی و اطرافیانش انتقاد کرده و حتی نام متهمان را مطرح کرده بود. او مدعی بود آنها قصد خاموش کردن صدای او را دارند.

آتلانتیک می‌نویسد این قتل به‌نظر می‌رسد بخشی از نزاع گسترده‌تری باشد که پهلوی را در برابر منتقدانی قرار داده که او و اطرافیانش را اقتدارگرا و حذف‌طلب می‌دانند.

در ادامه گزارش آمده است که پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسراییل علیه رژیم ایران، پهلوی و حامیانش آشکارا از وقوع جنگ استقبال می‌کردند و مدعی بودند بیش از ۱۰۰هزار نیروی ریزش‌کرده آماده‌اند تا از بازگشت او حمایت کنند. به‌گفته آتلانتیک، پهلوی انتظار داشت با استقبالی مشابه بازگشت خمینی در سال ۱۹۷۹ روبه‌رو شود.

اما با گذشت بیش از دو ماه از جنگ، نه‌تنها چنین اتفاقی رخ نداده، بلکه تنگه هرمز همچنان بسته مانده و رژیم ایران نیز در قدرت باقی مانده است. در همین حال، پهلوی و بخشی از حامیانش از روند مذاکرات صلح ابراز نارضایتی کرده و خواهان ادامه حملات نظامی شده‌اند.

آتلانتیک به نقل از یکی از اعضای هیأت مدیره سازمان غیرانتفاعی رضا پهلوی نوشت که وی در شبکه X نوشته است: «جنگ آن‌طور که می‌خواستم پیش نرفت» و افزوده بود تهران «باید روزانه با ۵۰۰۰ هدف بمباران می‌شد».

این گزارش همچنین به افزایش حملات لفظی منتقدان پهلوی اشاره می‌کند؛ منتقدانی که او را متهم به رهبری یک «فرقه سمی و جنگ‌طلب» کرده‌اند. نیک‌آهنگ کوثر، روزنامه‌نگار و کاریکاتوریست شناخته‌شده که زمانی به پهلوی نزدیک بود، در آوریل نوشت: «مردی با امتیازات موروثی، بدون دستاورد جدی، با توانایی فوق‌العاده در درگیر نگه داشتن عاطفی میلیون‌ها نفر، در حالی که چیزی جز تناقض و توهم ارائه نمی‌دهد».

در بخش دیگری از مقاله آمده است که مشاوران پهلوی تلاش دارند او را وارث «میراث باشکوه» سلطنت ۲۵۰۰ساله معرفی کنند و هر صدای مخالفی را به حاشیه برانند. فردی که با دو مشاور نزدیک پهلوی همکاری داشته، به آتلانتیک گفته است: «آنها معتقدند درهم شکستن اپوزیسیون به اندازه مبارزه با رژیم ایران اهمیت دارد».

گزارش سپس به اختلافات نیک‌آهنگ کوثر با مشاوران جدید پهلوی در سال ۲۰۱۸ می‌پردازد. کوثر گفته است آنها رفتاری «شبیه سگ‌های روت‌وایلر» داشتند؛ در برابر پهلوی مطیع و در برابر دیگران پرخاشگر.

کوثر در ایمیلی به پهلوی نوشته بود: «من برای نجات جانم از ایران فرار کردم، اما رفتار اطرافیان شما خاطرات رژیم ایران را برایم زنده کرده است».

آتلانتیک در ادامه به ماجرای مسعود مسجودی می‌پردازد که او نیز ابتدا از حامیان پهلوی و عضو شبکه «فرشگرد» بود، اما بعدها به یکی از تندترین منتقدان او تبدیل شد. او در نهایت به این باور رسیده بود که دو مشاور جوان پهلوی با سپاه پاسداران در ارتباط هستند و مدعی شده بود دو تن از حامیان پهلوی قصد قتل او را دارند.

طبق این گزارش، یکی از اسناد پرونده نشان می‌دهد متهمان با یک پزشک طب سنتی در ونکوور برای تهیه ماده‌یی کشنده جهت «خلاص شدن» از مسجودی ملاقات کرده بودند.

مقاله همچنین به گزارشی از جف گلدبرگ، کارشناس دستکاری رسانه‌های اجتماعی، اشاره می‌کند که در سال ۲۰۲۳ از وجود شبکه‌یی هماهنگ از حساب‌های جعلی برای تبلیغ پهلوی پرده برداشت. در این گزارش از ۴۷۶۵ حساب کاربری نام برده شده که صدها میلیون توییت منتشر کرده‌اند.

آتلانتیک همچنین به تحقیقی از روزنامه اسراییلی هاآرتص اشاره می‌کند که از وجود نهادی با حمایت دولتی در اسراییل برای تبلیغ پهلوی خبر داده بود.

در ادامه مقاله آمده است که پس از قیام دی‌ماه و سرکوب خونین آن، پهلوی به‌دلیل تشویق مردم به اعتراض و ادعاهایش درباره ریزش نیروهای حکومتی با انتقادات شدیدی روبه‌رو شد، زیرا هیچ سند قابل تأییدی برای این ادعاها ارائه نشده بود.

پس از اعلام آتش‌بس از سوی ترامپ در ۷ آوریل، پهلوی در پیامی به حامیانش اذعان کرد که این تصمیم بسیاری را ناامید کرده است. او سپس سفرهایی به اروپا انجام داد و از سیاست «تغییر رژیم» دفاع کرد.

آتلانتیک در پایان می‌نویسد که منتقدان پهلوی اکنون بلندتر از همیشه سخن می‌گویند و حتی برخی چهره‌های سلطنت‌طلب داخل ایران نیز به صف منتقدان پیوسته‌اند. از جمله منوچهر بختیاری، زندانی سیاسی، که در پیامی صوتی خطاب به پهلوی گفت: «شما بیش از هر کس دیگری به آنچه سوگند خورده بودید پشت کرده‌اید».

این مقاله در پایان به نقل از یکی از حامیان پهلوی می‌نویسد که اگر ارتش آمریکا بتواند زمینه ورود پهلوی به یکی از شهرهای ایران را فراهم کند، «کار سپاه تمام خواهد شد».

اما نویسنده مقاله با اشاره به سخنان پیشین پهلوی یادآوری می‌کند که او در سال ۲۰۲۳ گفته بود: «زندگی من در ۴۰سال گذشته در آمریکا بوده است. فرزندانم، دوستانم و همه کسانی که می‌شناسم اینجا هستند. اگر قرار بود برگردم، به چه چیزی برمی‌گشتم؟»



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7