۱۴۰۵ خرداد ۱, جمعه

مصاحبه دکتر سنابرق زاهدی مسئول کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران با تلویزیون المشهد العربی امارات درباره اهداف مقاومت ایران ، شناخت از مجاهدین خلق ، چگونگی سرنگونی رژیم ، عملیات کانونهای شورشی

مصاحبه دکتر سنابرق زاهدی با تلویزیون المشهد العربی امارات درباره  اهداف مقاومت ایران ، درباره شناخت از مجاهدین خلق ، چگونگی سرنگونی رژیم ، عملیات کانونهای شورشی 

مجری برنامه طونی خلیفه: زاهدی، وقت‌به‌خیر و به شبکه المشهد خوش آمدید.

دکتر سنابرق زاهدی: وقت‌به‌خیر؛ درود بر شما آقای تونی، بر همه بینندگان و تمامی برادران و خواهرانی که در شبکه المشهد فعالیت می‌کنند.

مجری برنامه: ممنون دکتر. در ابتدا اجازه دهید به بینندگان بگوییم شما کیستید و شما (مجموعه شما) چه کسانی هستید؟

دکتر سنابرق زاهدی: بله، من طبیعتاً نامم دکتر سنابرق زاهدی است. من از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ در دانشگاه تهران، دانشگاه مادر در ایران، حقوق خواندم. در زمان شاه وقتی دانشجوی سال اول بودم به دلیل شرکت در تظاهرات زندانی شدم و از سوی دادگاه نظامی شاه به حبس محکوم شدم. وقتی حبسم تمام شد، خارج شدم و تحصیلاتم را ادامه دادم. سپس در سال ۱۹۷۶ وکیل شدم و باز هم به تحصیل ادامه دادم. در آغاز، یعنی پیش از انقلاب، در تهران حقوق خواندم و بعد از انقلاب هم برای چند ماه اول تحصیلاتم را دنبال کردم. بعدها چون از حقوقدانانی بودم که با نظام حاکم در ایران و قوانین سرکوبگرانه مخالفت کردیم، پس از بازداشت برخی از دوستان و همکارانم که برخی از آن‌ها توسط نظام اعدام شدند، از ایران خارج شدم.

مجری برنامه : بسیار عالی. سوالی که مطرح می‌شود این است: شما در زمان نظام شاه بازداشت و زندانی شدید و در دوران خمینی و خامنه‌ای هم مورد آزار و تعقیب قرار گرفتید. شما چه می‌خواهید؟ یعنی اگر نظام شاه مورد پسندتان نبود و نظام خمینی و خامنه‌ای را هم نمی‌خواهید، شما به دنبال چه کسی هستید؟ برای ایران چه می‌خواهید؟

دکتر سنابرق زاهدی:بله، معتقدم نسل ما، یعنی نسلی که علیه شاه انقلاب کرد و پس از آن علیه نظام حاکم فعلی مقاومت کرد، خواهان پایان دادن به دیکتاتوری در ایران و برپایی یک جمهوری دموکراتیک است که محصول رأی مردم باشد و نه هیچ چیز دیگر. چرا که دیکتاتوری شاه نیز دیکتاتوری سرکوبگری بود. در حقیقت شاه کسی بود که زمینه را برای روی کار آمدن خمینی و آخوندها در ایران فراهم کرد؛ زیرا او تمامی شخصیت‌های ملی ایران و تمامی رهبران جنبش مجاهدین خلق و دیگر جنبش‌های دموکراتیک را تصفیه کرد. در نتیجه فضا خالی شد و خمینی توانست این خلاء را پر کند و رهبری یک انقلاب مردمی گسترده را که میلیون‌ها ایرانی در آن شرکت داشتند، سرقت کند. من شخصاً از سازمان‌دهندگان تظاهرات علیه شاه بودم.

مجری برنامه: وقتی می‌گوییم «مجاهدین خلق»، معنای کلمه مجاهدین خلق چیست؟ یعنی مجاهد چه کسی؟ مجاهد در راه چه؟ یعنی چه می‌خواهید؟

دکتر سنابرق زاهدی: بله، «خلق» در زبان فارسی به معنای مردم است، پس مجاهدین خلق یعنی مجاهدان مردم. ما مسلمانانی هستیم که به تمامی ارزش‌های دینی پایبندیم، اما از نظر سیاسی، ما مجاهدان خلق هستیم؛ به این معنا که می‌خواهیم حقوق مردم ایران را در برابر دیکتاتوری محقق کنیم، خواه دیکتاتوری مدرن (به اصطلاح)، یعنی دیکتاتوری شاه باشد، یا دیکتاتوری مذهبی قرون‌وسطایی، منظورم دیکتاتوری ولایت فقیه است. ما خواهان پایان دادن به دوران دیکتاتوری در ایران و برپایی یک نظام دموکراتیک واقعی هستیم که متکی بر آرای مردم ایران باشد.

مجری برنامه: بگذارید وارد اصل موضوع شوم. امروز بسیاری می‌گویند شکست ترامپ تا این لحظه در تحقق اهدافش به خاطر شما بوده است. یعنی او شرط بسته بود که یک ضربه نظامی خارجی به ایران وارد می‌کند و شما در داخل برای سرنگونی نظام از درون اقدام می‌کنید. ترامپ با ارتشش حرکت نظامی کرد اما شما در داخل حرکتی نکردید. به همین دلیل ترامپ در مخمصه قرار گرفت و نظام سقوط نکرد.

دکتر سنابرق زاهدی: بله، معتقدم باید میان سیاست بین‌الملل، یعنی سیاست آمریکا و غرب، با آنچه در ایران به عنوان یک کشور و یک ملت می‌گذرد، تفکیک قائل شویم. زیرا ۸۳ میلیون ایرانی در داخل ایران زندگی می‌کنند. متأسفانه در معادلات عمومی، این عامل اساسی که همان عامل تغییر است را به حساب نمی‌آورند. ما به عنوان جنبش مقاومت ایران، همان‌طور که گفتم فعالیتمان را از ۶۰ سال پیش آغاز کردیم و از سال ۱۹۸۱ تاکنون با نظام حاکم در ایران در نبرد بوده‌ایم. حتی یک روز هم از سنگر مبارزه خارج نشدیم. بنابراین مردمی هستند که می‌خواهند از شر این نظام خلاص شوند. معتقدم ملت ایران پیش از آنکه نامی از ترامپ یا دیگران در صحنه بین‌المللی باشد، این را ثابت کرده است.

مجری برنامه: اکنون چه می‌کنید؟ زمین برای شما فراهم است تا قدرت را در ایران به دست بگیرید، چه چیزی مانع شماست؟

دکتر سنابرق زاهدی: بله، در واقع اول اگر اجازه دهید می‌خواهم نکته‌ای را درباره سوال اول تکمیل کنم. ما از ابتدا مخالف جنگ خارجی بودیم. به خوبی می‌دانستیم که یک مشکل بزرگ و پیچیده وجود دارد و این مشکل، مشکل مردم ایران، مشکل خاورمیانه و مشکل جهان است؛ یعنی همین نظام حاکم بر ایران. ما از جانب خودمان، چون عمق این نظام، ماهیت آن و عملکردهایش را می‌شناختیم، از همان ابتدا در سال ۱۹۹۳ در کتابی که در ایالات متحده منتشر کردیم، اعلام کردیم که این نظام، یعنی نظام تئوکراتیک یا نظام افراط‌گرای مذهبی حاکم بر ایران، یک تهدید جهانی جدید است؛ این عنوان کتاب بود. بنابراین می‌دانستیم برای خلاص شدن از شر این نظام باید روی مردم ایران حساب کرد. لذا ما مخالف جنگ خارجی و مخالف سیاست مماشات و دلجویی بودیم که سیاست مورد اتباع آمریکا، اروپا و سراسر جهان بود. ما با این سیاست مخالف بودیم و با صدای بلند می‌گفتیم؛ خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، در سال ۲۰۰۶ در پارلمان اروپا اعلام کرد که ما مخالف جنگ خارجی و مخالف سیاست مماشات با این نظام هستیم.

مجری برنامه: بسیار خوب جناب دکتر، اما شما با جنگ خارجی مخالف بودید و در داخل هم حرکتی نکردید، پس چگونه نظام را ساقط خواهید کرد؟ یعنی الان روی زمین چه کرده‌اید؟ هیچ‌چیز.

دکتر سنابرق زاهدی: بله، اولاً معتقدم ما نفسی طولانی داریم و این روزها نیز در حال حرکت هستیم. اگر اخبار را دنبال کرده باشید، متأسفانه بایکوت رسانه‌ای شدیدی بر فعالیت‌های ما حاکم است. کانون شورشی هر روز در این ایام عملیاتی را علیه این نظام انجام می‌دهند. ضمناً حتماً شنیده‌اید که در روز ۲۳ فوریه، یعنی پنج روز پیش از شروع جنگ، گروه بزرگی از اعضای کانون شورشی، ۲۵۰ نفر از اعضای (اگر تعبیر درست باشد) ارتش آزادی‌بخش ملی ایران، به مرکز اصلی امنیتی ایران و دولت پنهان، یعنی جایی که به آن «بیت خامنه‌ای» می‌گویند، حمله کردند و توانستند ضرباتی به نیروهای امنیتی و نیروهای سپاه وارد کنند.

مجری برنامه: دکتر، آمریکایی‌ها سلیمانی را کشتند، او را ترور کردند، و سه‌چهارم فرماندهان یا شاید همه رده‌بالاهای نظام ایران را ترور کردند اما نظام سقوط نکرد. حالا می‌خواهید با یک عملیات علیه یک مرکز امنیتی به من بگویید که می‌خواهید نظام را ساقط کنید؟ یک چیزی اینجا نامفهوم است، جور در نمی‌آید. شما اصلاً چطور می‌خواهید این نظام را سرنگون کنید؟

دکتر سنابرق زاهدی: بله، اولاً تنها طرفی در ایران که تجربه سرنگونی این نظام را دارد، آقای تونی، ما هستیم. ما سه بار تا آستانه سرنگونی این نظام پیش رفتیم. یک بار در سال ۱۹۸۱ در داخل تهران؛ چرا که عملیات‌های ما با ضربه زدن به تمامی مراکز این نظام و تمامی سران نظام آغاز شد. امروز احمد وحیدی که وزیر کشور بود و اکنون فرمانده کل سپاه است، گفت که مجاهدین خلق برخی روزها ۶۰۰ عملیات در تهران پایتخت انجام می‌دادند.

مجری برنامه: چه چیزی مانع شما شد؟ می‌گویید سه بار تا آستانه رفتید اما نتوانستید.

دکتر سنابرق زاهدی: بله، قطعاً موفق نشدیم، چون اگر می‌توانستیم و موفق می‌شدیم، مشکل را تمام کرده بودیم، درست است. تا الان نتوانسته‌ایم، اما می‌خواهم بر تجربه‌های موجودمان، تجربه‌های گرانبها، تمرکز کنم. ارتش آزادی‌بخش ملی ایران پس از پایان جنگ ایران و عراق نیز حمله‌ای به کل پیکره نظام ایران در غرب کشور انجام داد و عملیاتی به مدت پنج شبانه‌روز جریان داشت که توانستیم ضربات کمرشکنی به کل نظام ایران وارد کنیم؛ ۱۵۰ هزار نفر از نیروهای نظام یا کشته یا زخمی شدند.

مجری برنامه: جناب دکتر، اما امروز رسانه‌های جهانی می‌گویند (نه من)، که مردم ایران در داخل حرکتی نکردند چون اکثریتشان حامی نظام هستند. یعنی شما در ایران در اقلیت هستید؛ نه آمریکا را می‌خواهید، نه دخالت خارجی را و نه توانایی سرنگونی نظام را دارید، پس اصلاً چه می‌خواهید؟

دکتر سنابرق زاهدی: اولاً اجازه دهید گام‌به‌گام پیش برویم. اولاً چه کسی می‌گوید مردم ایران این نظام را می‌خواهند؟ هیچ تحلیل‌گر واقعی و واقع‌بینی چنین حرفی نمی‌زند.

مجری برنامه: پس مردم کجا هستند قربان؟ مردم کجایند؟ مردم ایران کجا هستند؟ امروز فرصت طلایی، بلکه الماسی، برای سرنگونی نظام ایران فراهم است، اما ما حتی یک تظاهرات در خیابان‌های ایران ندیدیم.

دکتر سنابرق زاهدی: نه، کاملاً برعکس آقای تونی. وقتی جنگ در جریان بود یا وضعیت جنگی حاکم بود، نمی‌توانید از مردم ایران بخواهید به خیابان بیایند. این پسر مخبول شاه که از ترامپ و دیگران خواست به ایران حمله کنند... بله، این گروه و بازماندگان نظام شاه بودند که روی جنگ خارجی شرط بستند.

مجری برنامه: ببخشید دکتر، عبارتی به کار بردید که متوجه نشدم، چه کسی تقاضا کرد؟

دکتر سنابرق زاهدی: همان پسر شاه، رضا پهلوی.

مجری برنامه: و او را چگونه توصیف کردید؟

دکتر سنابرق زاهدی: او مردی مخبول (دچار زوال عقل/دیوانه) است.

مجری برنامه: مخبول؟

دکتر سنابرق زاهدی: بله، بله، او مردی است که نمی‌فهمد، او برای منافع... کار می‌کند.

مجری برنامه: مگر شما الان در یک سنگر نیستید؟

دکتر سنابرق زاهدی: اصلاً و ابداً برادر من. ما به دست پدر او، شاه، ضربه خوردیم و کشته شدیم. برای او مهم نیست مردم ایران چه می‌خواهند. ما از جانب خودمان می‌گوییم، و این سخن برادر مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران است که می‌گوید اصطلاح «جنگ بشردوستانه» که پسر شاه از آن دم می‌زند، اوج ابتذال و دجال‌گری است؛ این حرف مضحک است و نشان‌دهنده فقدان بینش سیاسی و تاریخی است. جنگ‌ها برای منافع مشخصی در می‌گیرند و هیچ انگیزه دیگری ندارند. این سخن برادر مسعود رجوی در پیامش به مناسبت آغاز سال نو ایرانی است. سپس می‌گوید کسی که امروز خواستار جنگ بشردوستانه و ضربات استراتژیک برای سرنگونی نظام است، تا دیروز خشونت را نفی می‌کرد؛ این یک تناقض است. بنابراین می‌خواهم بگویم وقتی جنگ در جریان بود، ممکن نبود مردم برای سرنگونی نظام به خیابان بیایند.

مجری برنامه: یعنی الان چه می‌خواهید؟ می‌خواهید جنگ متوقف شود تا حرکت‌هایتان را آغاز کنید؟

دکتر سنابرق زاهدی: قطعاً، به محض اینکه جنگ تمام شود، با قدرت تمام به شما می‌گویم، به محض پایان جنگ... چون پیش از این قیام وجود داشت. ما تجربه داریم، قیام دی‌ماه در ماه‌های گذشته؛ مردم ایران در مناطق مختلف و شهرهای مختلف به خیابان آمدند تا خواست خود برای سرنگونی نظام را فریاد بزنند. نظام این قیام را به حمام خون تبدیل کرد، هزاران نفر از مردم به دست نظام کشته شدند، اما مطالباتی که منجر به آن قیام شد اکنون بسیار بیشتر از آن زمان شده است. بنابراین مردم ایران در کمین هستند؛ مردم ایران خواهان سرنگونی این نظام هستند و این را از طریق قیام‌های متوالی و عملیات‌های کانون شورشی وابسته به مجاهدین خلق ثابت کرده‌اند. ما فرزندان ملت ایران هستیم و می‌توانیم و عملاً توانسته‌ایم یک جنبش سازمان‌یافته و پایدار را در مناطق مختلف ایران سازمان‌دهی کنیم و این گروه‌ها به طور منظم هر شب و هر روز عملیات انجام می‌دهند. ما اکنون هر روز و هر شب نتایج این عملیات‌ها و هدف قرار دادن مراکز سپاه را اعلام می‌کنیم.

مجری برنامه: دکتر، شما وابسته به چه کسی هستید؟

دکتر سنابرق زاهدی: ما وابسته به مردم ایران و تاریخ ایران هستیم. ما حاصل مبارزات ۱۲۰ ساله ملت ایران هستیم؛ چهار انقلاب در ایران رخ داده است.

مجری برنامه: چه کسی شما را تأمین مالی می‌کند؟

دکتر سنابرق زاهدی: فقط مردم ایران. می‌خواهم بگویم...

مجری برنامه: مردم ایران هستند که شما را از نظر مالی تأمین می‌کنند؟

دکتر سنابرق زاهدی: بله، بله، بله. این رمز فعالیت ماست. ضمناً خواهش می‌کنم بگذارید نکته‌ای را بگویم.

مجری برنامه: رهبران شما کجا هستند دکتر؟

دکتر سنابرق زاهدی: ما پیش از هر جای دیگری در داخل ایران و در خیابان‌های تهران حضور داریم.

مجری برنامه: خود جناب‌عالی کجا هستید؟

دکتر سنابرق زاهدی: من الان در پاریس هستم.

مجری برنامه: و دیگر رهبران کجا هستند؟

دکتر سنابرق زاهدی: همان‌طور که گفتم، رهبرانی در مناطق مختلف هستند. مقر اصلی مجاهدین خلق و جنبش مقاومت ایران اکنون «اشرف ۳» در آلبانی است. حدود ۳۰۰۰ نفر از کادرهای مقاومت پس از خروج از عراق در آلبانی حضور دارند. ضمناً می‌خواهم به نکته‌ای اشاره کنم؛ ما در عراق بودیم و بسیاری می‌گفتند ما از سوی صدام حسین حمایت می‌شویم. ژنرال وفیق السامرایی که مستشار صدام حسین بود و از او جدا شد و به خارج آمد و مخالف صدام شد و بعدها مستشار جلال طالبانی رئیس‌جمهور عراق گشت، مقاله‌ای در روزنامه القبس کویت نوشت که در سایت‌های مختلف عربی بازنشر شد. عنوان مقاله «مجاهدین خلق؛ فلسفه بقا» بود. او درباره فلسفه بقای این جنبش گفت شهادت می‌دهم که آن‌ها مستقل ۱۰۰ درصد بودند وقتی در عراق حضور داشتند و با اینکه فعالیت می‌کردند، ارتش مستقلی از ارتش عراق داشتند. بنابراین ما، اگر بخواهید رمز واقعی وجود و بقای ۶۰ ساله‌مان را بگویم، این است که به مردم ایران، به پاهای خودمان، به بازوانمان و به اموال خودمان و اموال مردم ایران متکی هستیم.

مجری برنامه: دکتر، حدود یک ماه پیش، یک مخالف ایرانی در برنامه من حضور داشت؛ نمی‌دانم آن قسمت را دیدید یا نه، آقای رجبی.

دکتر سنابرق زاهدی: کدام رجبی؟

مجری برنامه: او یکی از مستشاران در ریاست‌جمهوری ایران بود و از نظام جدا شد و حرف‌های بزرگی زد. مثلاً گفت آنچه با چشمان خود در تهران دیده، بسیار بدتر از اپستین و جزیره اپستین است. از شکنجه‌ها و آزارها گفت. حتی فراتر رفت و وقتی از او پرسیدم چرا ایران مشخصاً به کشورهای خلیج و به ویژه امارات ضربه می‌زند، پاسخ داد ایران یک «قاتل اجاره‌ای» نزد یکی از کشورهاست تا به امارات و خلیج ضربه بزند. مجری برنامه: آیا شما با این حرف‌ها و تصویری که رجبی در آن مصاحبه ترسیم کرد موافقید؟

دکتر سنابرق زاهدی: من معتقدم در رابطه با فساد در جنبه‌های مختلف در داخل ایران، خواه فساد سیاسی، اخلاقی یا مالی باشد، با این اصل موافقم و ما صد برابر بیشتر از آنچه این مرد گفت را می‌دانیم. من شخصاً... شنیدم که شخصی حرف می‌زند و به برخی چیزها تفاخر می‌کند، اما فکر نمی‌کنم این‌ها از سر واقع‌بینی نسبت به آنچه می‌گذرد باشد؛ او می‌خواهد طوری جلوه دهد که انگار همه چیز را درباره نظام ایران می‌داند. متأسفانه روی این مسائل هم شرط‌بندی‌هایی می‌شود که من آن‌ها را شرط‌بندی‌های خوبی نمی‌دانم. به هر حال، در رابطه با ضربه زدن به کشورهای عربی، به‌ویژه امارات، عربستان، بحرین و غیره، معتقدم این هم ثابت‌کننده همان اصلی است که ما پیش از این بر آن تأکید داشتیم و می‌گفتیم این نظام اقدام به انبار و انباشت این سلاح‌ها و همچنین تلاش برای ساخت بمب اتمی می‌کند؛ بدون شک می‌خواهد با این بمب بر منطقه خاورمیانه و کشورهای عربی و اسلامی سیطره یابد و این برای ما روشن است. معتقدم نظام در طول این جنگ ثابت کرد که آن سخنان درست و دقیق بود. همچنین می‌خواهم به نکته‌ای که قبلاً گفتید اضافه کنم؛ در جریان جنگ ۱۲ روزه در ماه ژوئن، همان‌طور که می‌دانید، در حین جنگ هیچ حرکت اعتراضی از سوی مردم ایران صورت نگرفت، اما به محض پایان جنگ، مردم به خیابان آمدند و قیام دی‌ماه را رقم زدند که شنیدید و دیدید و جهان نظاره کرد. لذا به شما می‌گویم که در حال حاضر نیز شرایط برای حرکت مردم ایران مهیا و آماده است و همان‌طور که گفتم مقاومت سازمان‌یافته نیز آماده‌تر و با تجربه‌تر از آن زمان است. بنابراین با ترکیب حرکت سازمان‌یافته کانون شورشی و ارتش آزادی‌بخش در داخل ایران با قیام سراسری مردم، معتقدم می‌توان نیروهای سپاه را که ستون اصلی بقای نظام است از بین برد. سرنگونی نظام جز با فروپاشی سپاه ممکن نیست و معتقدم ملت ایران در پیوند با فرزندان مقاومت و مقاومت مسلحانه است که می‌تواند سپاه را درهم کوبیده، نیروهایش را متلاشی کند و بر مراکز آن در تهران و شهرهای بزرگ مسلط شود و بدین ترتیب نظام سقوط خواهد کرد.

مجری برنامه: دکتر، به نظر شما چرا دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، زمان‌هایی را برای ضربه زدن به ایران، پایان دادن به این جنگ، باز کردن تنگه هرمز و غیره تعیین می‌کند و سپس بارها و بارها از آن‌ها عقب‌نشینی می‌کند؟

دکتر سنابرق زاهدی: من خیلی ساده به شما می‌گویم؛ برادر عزیزم من وارد این پیچ‌وخم‌ها نمی‌شوم. خیلی ساده می‌گویم، یک مشکل بزرگ برای مردم ایران، خاورمیانه و کل کشورها و جهان وجود دارد. برای این مشکل تنها یک راه حل واقعی وجود دارد و نه بیشتر، و آن ضرورت تمرکز بر مردم ایران و مقاومت ایران است. سرنگونی این نظام جز با تجهیز صدها هزار نیرو روی زمین ممکن نیست و معتقدم هیچ طرفی حاضر به انجام چنین عملیاتی نیست. تازه اگر هم این کار را بکنند، مثل آنچه در عراق یا افغانستان انجام دادند، این عملیات‌ها به نتیجه‌ای به سود مردم ایران و به نفع کشور منجر نخواهد شد، همان‌طور که در عراق نشد.

مجری برنامه: اما دکتر، این همان چیزی است که آمریکایی‌ها، اسرائیلی‌ها و بیشتر کشورهایی که می‌خواهند از شر نظام ایران خلاص شوند روی آن شرط بستند، اما مردم به آن خواسته‌ها پاسخ ندادند. مجری برنامه: یعنی شما می‌گویید تنها راه این است که مردم علیه نظام قیام کنند؛ خب مردم تا این لحظه قیام نکرده‌اند، چه باید کرد؟

دکتر سنابرق زاهدی: چون مردم ایران با جنگ مخالفند برادر من؛ مردم با جنگ مخالفند. جنگ خارجی به سود مردم ایران نیست. وقتی آتش‌بس را اعلام کردند، خانم مریم رجوی گفت ما از آتش‌بس استقبال می‌کنیم و آرزو داریم آتش‌بس به صلحی پایدار تبدیل شود.

مجری برنامه: بسیار خوب، زمانی که مردم در خیابان‌های تهران بودند جنگی در کار نبود. عده‌ای بازداشت شدند، اعدام شدند، تصفیه شدند، شکنجه شدند. پس منتظر چه هستید؟ یعنی اگر نه جنگ می‌خواهید و نه می‌توانید انقلاب یا قیام کنید، و سرکوب بزرگی هم در داخل ایران هست، پس چه می‌خواهید؟ برخی می‌گویند مجاهدین خلق فقط یک چیز می‌خواهند: رسانه، جنجال رسانه‌ای، پروپاگاندای رسانه‌ای. در حالی که کسانی در داخل می‌میرند و کشته می‌شوند، مجاهدین خلق به دنبال تریبون‌های رسانه‌ای برای شعار دادن هستند که فقط شعار باقی بماند.

دکتر سنابرق زاهدی: این حرف وزارت اطلاعات ایران و دجال‌گری است. این دجال‌گری وزارت اطلاعات و آخوندهایی است که بر ایران حکومت می‌کنند و اکنون علیه مردم ایران و خلق‌های منطقه جنایت می‌کنند. نباید فراموش کنید این نظام با مردم سوریه چه کرد، با مردم لبنان -مردم خودتان- چه کرد، با مردم یمن، عراق و دیگر ملت‌ها چه کرد. بنابراین نباید ناامید شوید؛ ما ناامید نمی‌شویم برادر، شما هم باید نفس طولانی داشته باشید. درست است، معتقدم این مرحله، یعنی مرحله جنگ، ثابت کرد که این نظام مشکل بزرگ ایران، منطقه و جهان است. قطعاً حل مشکلی از این نوع که آمریکا و دیگر کشورها و غرب نتوانستند آن را حل کنند، زمان‌بر است و خون و بهای سنگینی می‌طلبد. اما مهم این است که بفهمیم راه حل چیست. برعکس آنچه شما گفتید -و من می‌فهمم این حرف‌هایی است که از وزارت اطلاعات ایران تکرار می‌کنید- دقیقاً برعکس است؛ بایکوت رسانه‌ای بزرگی بر ما تحمیل شده است.

مجری برنامه: دکتر، می‌خواهم با چند سوال کوتاه بحث را تمام کنم، ممنون می‌شوم سریع پاسخ دهید. امروز چه کسی بر ایران حکومت می‌کند؟ حاکم واقعی فعلی ایران کیست؟

دکتر سنابرق زاهدی: حاکم واقعی ایران امروز همان‌طور که بوده نظام ولایت فقیه است؛ یعنی ترکیبی از آخوندها و همچنین نیروهای سپاه. در زمان خامنه‌ای هم به همین شکل بوده است.

مجری برنامه: یعنی این مجتبی خامنه‌ای نیست که امروز حکومت می‌کند؟

دکتر سنابرق زاهدی: قطعاً مجتبی خامنه‌ای نفر اول است.

مجری برنامه: سوال دوم؛ آیا واقعاً امروز شکافی در داخل ایران وجود دارد؟

دکتر سنابرق زاهدی: بله، امروز شکاف بزرگی در داخل ایران وجود دارد، به‌ویژه در مورد مذاکرات با آمریکایی‌ها. جناحی وجود دارد که به شدت با این مذاکرات مخالف است چون این فرآیند نتیجه استراتژی خامنه‌ای است. خامنه‌ای عیناً گفت -خواهش می‌کنم توجه کنید- گفت: «ما از ترس مرگ خودکشی نمی‌کنیم». منظورش از خودکشی، انجام مذاکره با آمریکایی‌ها و سازگاری با مقتضیات زمانه بود، چون به خوبی می‌دانست اگر این حالت را بپذیرد به معنای سقوط نظام از درون است. و مرگ هم به معنای همان تصادم و برخوردی است که عملاً میان او و آمریکا رخ داد. او گفت ما از ترس مرگ خودکشی نمی‌کنیم. بنابراین گروهی در نظام هستند که خواهان خودکشی‌اند و طرف دیگر مرگ را می‌خواهد؛ یعنی نظام اکنون بین خودکشی و مرگ قرار دارد و راه دیگری ندارد.

مجری برنامه: سوال دیگر؛ آیا طبق اطلاعات شما از داخل، مجتبی خامنه‌ای امروز در سلامت کامل است؟ اطلاعات شما درباره او چیست؟

دکتر سنابرق زاهدی: نه، اطلاعات خاصی نداریم، اما وضعیت خوبی ندارد و واقعاً مشکلاتی هست، اما حضور دارد و با گروهش فعالیت می‌کند.

مجری برنامه: همچنین سوالی دیگر؛ آیا امروز از سران ایران کسی در حصر خانگی است یا اعدام شده است؟ نامی در این باره دارید؟

دکتر سنابرق زاهدی: همچنان میرحسین موسوی که در ده سال اول حکومت خمینی نخست‌وزیر او بود، در حصر خانگی است. ضمناً او هیچ موضعی در قبال جنگ اتخاذ نکرد چون با نظام، با خامنه‌ای و با این گروه مخالف است.

مجری برنامه: علت اعدام‌هایی که اخیراً در ایران صورت گرفت و در میان آن‌ها احتمالاً ۸ نفر از مجاهدین خلق بودند چیست؟

دکتر سنابرق زاهدی: نه، بیش از ۸ نفر بود. اما مهم این است که معتقدم این اعدام‌ها همان استراتژی را ثابت کرد که سعی کردم برایتان تشریح کنم. چون معروف است که اگر نظام بر ضرورت جنگ یا ایجاد فضای جنگی تمرکز می‌کرد، نباید فرزندان مردم را اعدام می‌کرد. اقدام او به اعدام‌های سیاسی به این معناست که او تهدید اصلی برای نظام را همین کسانی می‌بیند که در زندان هستند، یعنی اپوزیسیون واقعی این نظام؛ و البته در مقدمه آن‌ها مجاهدین خلق قرار دارند. بنابراین می‌بینید که مجاهدین خلق حضور داشتند، اما مهم این است که حتی برادران ما در زندان‌های نظام، پیش از اعدامشان نظام را در داخل زندان به چالش کشیدند و سرودهای آزادی سر دادند.

مجری برنامه: آیا معتقدید آمریکا با نظام ایران معامله‌ای به ضرر شما و مخالفان ایرانی انجام خواهد داد؟

دکتر سنابرق زاهدی: فکر نمی‌کنم نظام ایران آماده پذیرش معامله با آمریکایی‌ها باشد؛ همان‌طور که گفتم نمی‌تواند چون این را خودکشی می‌داند. اما آن‌ها چه کردند؟ تا به حال چندین بار بهای معامله را از جیب ما پرداخت کرده‌اند. می‌دانید که آمریکا، اروپا و بریتانیا برای خوش‌آمد خامنه‌ای و دارودسته آخوندها ما را در لیست تروریسم قرار دادند، اما چه شد؟ ما در سراسر جهان فعال هستیم و در روز ۲۰ ژوئن تظاهرات بزرگی در پاریس با شرکت بیش از صد هزار نفر از جامعه ایرانیان مقیم اروپا برگزار خواهیم کرد و معتقدم این هم جلوه‌ای از مقاومت و اپوزیسیون ایران خواهد بود تا حرف خود را به گوش جهانیان برساند.

مجری برنامه: در صورت سقوط نظام فعلی ایران، آیا پسر شاه، رضا پهلوی، رهبر آینده و جایگزین خواهد بود؟

دکتر سنابرق زاهدی: من این مرد را با صفت مشخصی توصیف کردم و معتقدم ملت ایران ملتی نیست که به چنین صفتی متصف شود. ملت ایران به دیکتاتوری باز نخواهد گشت. ملت ایران با بهای سنگینی که برای خلاص شدن از دیکتاتوری -خواه دیکتاتوری شاه یا دیکتاتوری آخوندها- پرداخته، محال است دوباره به دیکتاتوری بازگردد. نقش پسر شاه ایجاد مانع در برابر جنبش دموکراتیک واقعی برای سرنگونی این نظام است. ملت ایران بین تاج و عمامه محصور نمانده است؛ پیش روی ملت ایران یک جمهوری دموکراتیک، آزاد و صلح‌طلب با همسایگان قرار دارد. معتقدم این ملت در این مسیر حرکت می‌کند و نظام آینده ایران یک نظام آزاد، دموکراتیک و جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین از دولت، حقوق بشر، حقوق اقلیت‌های مذهبی و قومی و بر اساس طرح ده ماده‌ای خانم مریم رجوی خواهد بود که مبنای دوران انتقالی پس از سرنگونی نظام است.

مجری برنامه: آیا شما به عنوان مجاهدین خلق حاضر هستید برای خلاص شدن از شر نظام فعلی، دست در دست اسرائیل بگذارید؟

دکتر سنابرق زاهدی: من همان‌طور که به شما گفتم، ما فرزندان ملت ایران هستیم و با ملت ایران کار می‌کنیم و بهای ۶۰ سال رزم و مبارزه را پرداخته‌ایم و بیش از ۱۰۰ هزار نفر از اعضا و جنبش ما اعدام شده‌اند.

مجری برنامه: سوالم روشن است؛ آیا ممکن است برای خلاص شدن از نظام فعلی با اسرائیل همراه شوید؟

دکتر سنابرق زاهدی: ما موضع خود را نسبت به تمامی مسائل منطقه اعلام کرده‌ایم و همه چیز در این زمینه روشن است.

مجری برنامه: سوال را به شیوه دیگری می‌پرسم؛ امروز چه کسی را برای منطقه و جهان عرب خطرناک‌تر می‌دانید؟ ایران یا اسرائیل؟ ایران با نظام فعلی‌اش یا اسرائیل؟

دکتر سنابرق زاهدی: ما معتقدیم دشمن مردم ایران، نظام حاکم بر ایران است و می‌خواهیم از شر این نظام خلاص شویم و پس از آن روابطی متناسب با تمام همسایگان و تمام ملت‌های خاورمیانه بنا خواهیم کرد.

مجری برنامه: کلام آخری دارید که بخواهید از تریبون ما بگویید؟

دکتر سنابرق زاهدی: معتقدم پیش از هر چیز، همان‌طور که گفتم و خلاصه کلامم این است: پیش از آنکه به آمریکا، اروپا و دیگران متکی باشیم، باید به مردم ایران تکیه کنیم. یک مشکل بزرگ وجود دارد و آن مشکل نظام ولایت فقیه است که ۴۷ سال است بر ایران حکومت می‌کند. این مشکل راه حلی جز در داخل ایران، با مردم و ایران مقاومت نخواهد داشت. لذا جهان، غرب، آمریکا، اروپا و کشورهای مختلف باید این واقعیت را به رسمیت بشناسند و حق مردم ایران را برای سرنگونی این نظام -که هم حق و هم وظیفه آن‌هاست- برسمیت بشناسند. معتقدم در آن صورت مردم ایران ضامن سرنگونی این نظام و برپایی یک نظام دموکراتیک، آزاد و صلح‌طلب خواهند بود که در امنیت و آرامش در منطقه خاورمیانه و خلیج زندگی کند.

مجری برنامه: دکتر سنابرق زاهدی، رئیس کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران، ممنون از شما برای این گفتگو و حضورتان در برنامه ما. بینندگان عزیز، ممنون از همراهی شما، تا دیداری دیگر به امان خدا، شب‌به‌خیر.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

گل سرخ انقلاب مهدی رضایی؛ چرا با اعدام فراموش نشد؟ برگ زرینی از تاریخ



گل سرخ انقلاب مهدی رضایی؛ چرا با اعدام فراموش نشد؟ برگ زرینی از تاریخ

روایت هنرمندانی که در برابر دیکتاتوری سکوت نکردند

اعدام مهدی رضایی در سال ۱۳۵۱، تنها یک حکم سیاسی نبود. این رویداد به یکی از نمادهای سرکوب در دوران پهلوی تبدیل شد. بسیاری از روشنفکران و هنرمندان داخلی و خارجی به این اعدام واکنش نشان دادند. خاطرات ایرج زهری، نویسنده و کارگردان تئاتر، بخشی از این واکنش‌ها را ثبت کرده است.

ایرج زهری در کتاب خاطرات خود نوشته است که پیش از جشن هنر شیراز، فرناندو آرابال خبر اعدام قریب‌الوقوع مهدی را به او داد. زهری می‌گوید تا آن زمان شناختی از سازمان مجاهدین نداشت. او بیشتر در دنیای تئاتر و هنر زندگی می‌کرد و کمتر اخبار سیاسی را دنبال می‌کرد. با این حال، خبر اعدام مهدی او را تکان داد.

اعتراض هنرمندان خارجی به اعدام مهدی رضایی

به گفته زهری، فرناندو آرابال همراه با پیتر بروک، رابرت ویلسون، ویکتور گارسیا و جروم شومن تصمیم گرفتند نامه‌ای اعتراضی به فرح پهلوی بدهند. آنها از فرح پهلوی خواسته بودند برای توقف اعدام مهدی میانجیگری کند. اما پیش از رسیدن نامه، حکم اجرا شد.

زهری نوشته است صبح شانزدهم شهریور ۱۳۵۱، تیتر روزنامه کیهان را دید که خبر از اعدام مهدی رضایی می‌داد. او می‌گوید هنگام خواندن خبر بغض کرد و اشک ریخت. آرابال در پاسخ به او گفته بود: «دیکتاتور اگر رحم داشت دیکتاتور نبود.»

پس از این اعدام، چند هنرمند خارجی دعوت جشن هنر شیراز را تحریم کردند. همچنین رابرت ویلسون و اعضای گروهش در دانشگاه پهلوی با چشمان بسته حاضر شدند. آنها با این حرکت نمادین، همبستگی خود را با خانواده مهدی رضایی و دیگر آزادیخواهان ایرانی نشان دادند.

اعدام و سایه سرکوب بر جشن هنر شیراز

آرابال بعدها در مجله آلمانی اشپیگل، گزارشی درباره جشن هنر منتشر کرد. او در پایان گزارش نوشت که اعدام مهدی رضایی سایه‌ای سنگین بر فضای جشن انداخت. بسیاری از روزنامه‌نگاران ایرانی آن زمان جرئت انتشار این اعتراض‌ها را نداشتند.

خاطرات ایرج زهری نشان می‌دهد که نام مهدی تنها در تاریخ سیاسی ایران ثبت نشده است. این نام در حافظه هنرمندان و روشنفکرانی ماند که سرکوب و اختناق را از نزدیک دیده بودند. روایت این خاطرات، بخشی از صفحات ماندگار مبارزات مردم ایران علیه دیکتاتوری پهلوی را بازگو می‌کند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

از سلول‌های اعدام تا آفرینش امید؛ راز پایداری مجاهدان سربدار



از سلول‌های اعدام تا آفرینش امید؛ راز پایداری مجاهدان سربدار

چرا زندان دیگر جایی برای درهم شکستن نیست؟

در زندگی ملت‌ها لحظاتی هست که نه با قدرت سلاح سنجیده می‌شود و نه با بزرگی زندان‌ها، بلکه با توان انسان برای ایستاده ماندن در زمانی سنجیده می‌شود که می‌خواهند او را درهم بشکنند. امروز در ایران، پایداری زندانیان سیاسی و مجاهدین خلق محکوم به اعدام، پرسشی فراتر از سیاست روزمره مطرح می‌کند: چه چیزی باعث می‌شود انسانی در برابر چوبه دار عقب‌نشینی نکند و لحظه مرگ خود را به اعلام حیات برای آرمانی بزرگ‌تر از خود تبدیل کند؟

مسئله، شجاعتی گذرا در آخرین لحظه یا هیجانی عاطفی در برابر مرگ نیست. پایداری‌ای که مجاهدانی مانند وحید بنی‌عامریان و یارانش، و پیش از آنان و پس از آنان جوانان شورشی نشان دادند، از ساختاری درونی و عمیق‌تر حکایت می‌کند؛ ساختاری که حاصل سال‌ها انتخاب آگاهانه، پرورش بر پایه فداکاری، و ایمان به این حقیقت است که آزادی فقط یک شعار نیست، بلکه مسئولیتی فردی و جمعی است.

رژیم ایران می‌خواست زندان را به مکانی برای انزوا و شکستن انسان تبدیل کند، اما با شگفتی دید که برخی زندان‌ها به مدرسه مقاومت بدل شدند. زندانی‌ای که با وجود شکنجه، تهدید و معامله بر سر جان خود از عقب‌نشینی سر باز می‌زند، تنها از خودش دفاع نمی‌کند، بلکه معنای شکست و پیروزی را دوباره تعریف می‌کند. قدرت حاکم ممکن است جلاد و طناب را در اختیار داشته باشد، اما نمی‌تواند اراده انسانی را در اختیار بگیرد که تصمیم گرفته است آرمان خود را در برابر نجات فردی نفروشد.

«وقتی معنا بر ترس پیروز می‌شود»

راز این پایداری در نادیده گرفتن ترس نیست، بلکه در عبور از آن است. شجاع کسی نیست که نمی‌ترسد، بلکه کسی است که اندازه خطر را می‌شناسد و با وجود آن پیش می‌رود. این زندانیان می‌دانستند که این مسیر ممکن است به طناب دار ختم شود، اما در عین حال دریافته بودند که عقب‌نشینی در چنین لحظه‌ای می‌تواند پیروزی‌ای بزرگ‌تر از مرگ به جلاد بدهد.

از همین‌جا اعدام به نبردی نمادین تبدیل می‌شود. رژیم می‌خواهد به جامعه بگوید: پایان هر کس که مقاومت کند همین است. اما زندانی پایدار، با سکوت خود یا با آخرین کلماتش، می‌گوید: این آغاز راهی است که سرکوب قادر به متوقف کردن آن نیست. به همین دلیل، شهید در وجدان عمومی پس از مرگ حضوری پررنگ‌تر پیدا می‌کند، زیرا دیگر فقط یک فرد نیست، بلکه به معنایی زنده و جاری در حافظه مردم تبدیل شده است.

اعدام‌های اخیر شماری از اعضای «کانون‌های شورشی» در بهار امسال نشان داد که رژیم فقط از پیکرها نمی‌ترسد، بلکه از الگویی می‌ترسد که این پیکرها هنگامی می‌آفرینند که درهم شکستن را نمی‌پذیرند. خطر واقعی برای حاکمیتی که بر ترساندن بنا شده، این است که مردم ببینند ترس شکست‌پذیر است.

قدرت این افراد از فردیت آنان سرچشمه نمی‌گرفت، بلکه از احساس تعلقشان به مسیری طولانی می‌آمد؛ از مقاومتی چند دهه‌ای و از مردمی که در پی رهایی از استبدادند. از همین رو، پایداری آنان عملی شخصی و جداافتاده نبود، بلکه امتداد نسلی بود که در شعار «نه شاه نه ملا» نفی همه اشکال دیکتاتوری را می‌بیند و در جمهوری دموکراتیک، افق ایرانی دیگر را جست‌وجو می‌کند.

این پایداری را نمی‌توان از نقش «کانون‌های شورشی» در داخل ایران جدا کرد؛ جایی که فداکاری به پیامی عملی تبدیل می‌شود و نشان می‌دهد که سرکوب نتوانسته شعله عمل را خاموش کند. هر بار که رژیم می‌کوشد مقاومت را در زندان‌ها محصور کند، صدای آن به خیابان و سپس به جهان راه می‌یابد.

در نهایت، زندان‌ها همیشه تسلیم نمی‌سازند. گاهی آزادترین انسان‌ها را می‌آفرینند. این همان راز مجاهدان ایران است که مرگ را بی‌انکسار رویاروی خود دیدند: آنان فهمیدند که زندگی تنها با طول آن سنجیده نمی‌شود، بلکه با امیدی سنجیده می‌شود که به دیگران می‌بخشد. از همین رو، گاه از دل سلول‌های اعدام، چیزی زاده می‌شود که دیکتاتوری‌ها بیش از هر چیز از آن می‌ترسند: انسانی که دیگر نمی‌توان او را ترساند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

شورای همکاری خلیج فارس رژیم ایران را عامل ناامنی در منطقه اعلام کرد



شورای همکاری خلیج فارس رژیم ایران را عامل ناامنی در منطقه اعلام کرد

کشورهای عربی، تهران را عامل بحران و ناامنی منطقه معرفی کردند

انزوای منطقه‌ای حکومت آخوندی هر روز در بین کشورهای عربی بیشتر می‌شود. شورای همکاری خلیج‌فارس در تازه‌ترین موضع‌گیری خود، حکومت ایران را عامل اصلی بی‌ثباتی در خاورمیانه معرفی کرد. این شورا اعلام کرد سیاست‌های تهران امنیت منطقه را به‌صورت مستقیم هدف قرار داده و تنش‌های جاری در خلیج‌فارس نتیجه اقدامات حکومت ایران است. این بیانیه در شرایطی منتشر شد که نگرانی‌ها درباره امنیت کشتیرانی، زیرساخت‌های انرژی و افزایش درگیری‌های منطقه‌ای شدت گرفته است.

جاسم محمد البدیوی، دبیرکل شورای همکاری خلیج‌فارس، اقدامات حکومت ایران را نقض آشکار قوانین بین‌المللی و اصول حسن همجواری توصیف کرد. او تأکید کرد کشورهای عضو شورا از امارات و کویت در برابر تهدیدها و حملات منتسب به حکومت ایران حمایت کامل می‌کنند. البدیوی همچنین گفت امنیت کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت جمعی منطقه است و اعضای شورا در برابر تهدیدهای حکومت ایران موضع مشترک دارند. این موضع مشترک انزوای منطقه‌ای حکومت ایران را بیشتر خواهد کرد.

در این بیانیه، حملات منتسب به حکومت ایران علیه امارات و کویت «فاحش» توصیف شد. شورای همکاری خلیج‌فارس اعلام کرد اقدامات تهران نه‌تنها امنیت کشورهای عربی را تهدید می‌کند، بلکه ثبات اقتصادی و امنیت انرژی جهان را نیز با خطر روبه‌رو کرده است. اعضای شورا همچنین بر حق کشورهای منطقه برای دفاع از زیرساخت‌های حیاتی و امنیت ملی خود تأکید کردند.

افزایش تنش‌ها در خلیج‌فارس طی ماه‌های گذشته نگرانی‌های گسترده‌ای ایجاد کرده است. کشورهای منطقه بارها نسبت به تهدید مسیرهای کشتیرانی و حملات علیه تأسیسات انرژی هشدار داده‌اند. همزمان، بسیاری از دولت‌های عربی سیاست‌های منطقه‌ای حکومت ایران را عامل تشدید بحران‌ها در خاورمیانه می‌دانند. این وضعیت باعث شده انزوای منطقه‌ای حکومت ایران بیش از گذشته آشکار شود.

انزوای منطقه‌ای حکومت ایران و افزایش فشارهای سیاسی

موضع‌گیری تازه شورای همکاری خلیج‌فارس در حالی مطرح می‌شود که روابط حکومت ایران با بسیاری از همسایگان عربی همچنان پرتنش است. حکومت ایران طی سال‌های گذشته تلاش کرده با استفاده از گروه‌های نیابتی و سیاست‌های مداخله‌جویانه نفوذ منطقه‌ای خود را گسترش دهد. اما بسیاری از کشورهای عربی این سیاست‌ها را تهدیدی علیه ثبات منطقه ارزیابی می‌کنند.

کارشناسان سیاسی معتقدند انزوای منطقه‌ای حکومت ایران در نتیجه ادامه همین سیاست‌ها عمیق‌تر شده است. افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی علیه حکومت ایران اکنون به یکی از مهم‌ترین چالش‌های حکومت تبدیل شده است. همزمان، تشدید اختلاف‌ها با کشورهای عربی هزینه‌های اقتصادی سنگینی نیز برای ایران ایجاد کرده است.

در سال‌های اخیر، تنش‌های منطقه‌ای بر وضعیت اقتصادی ایران تأثیر مستقیم گذاشته است. کاهش سرمایه‌گذاری خارجی، محدود شدن همکاری‌های اقتصادی و افزایش فشارهای بین‌المللی بخشی از پیامدهای این بحران‌ها بوده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند هزینه سیاست‌های تنش‌زا در نهایت از جیب مردم ایران پرداخت می‌شود؛ مردمی که با تورم، بیکاری و سقوط قدرت خرید روبه‌رو هستند.

از سوی دیگر، حکومت ایران همچنان بخش بزرگی از منابع مالی کشور را صرف پروژه‌های منطقه‌ای و امنیتی می‌کند. منتقدان می‌گویند ادامه این سیاست‌ها نه‌تنها انزوای منطقه‌ای حکومت ایران را تشدید کرده، بلکه فشار اقتصادی بر جامعه ایران را نیز افزایش داده است. در چنین شرایطی، شکاف میان حکومت و افکار عمومی بیش از گذشته نمایان شده است.

شورای همکاری خلیج‌فارس در پایان بیانیه خود خواستار حفظ امنیت و ثبات منطقه شد و بر همکاری مشترک کشورهای عربی برای مقابله با تهدیدها تأکید کرد. این شورا همچنین اعلام کرد کشورهای عضو در برابر هرگونه اقدام تهدیدآمیز علیه امنیت منطقه موضع واحد خواهند داشت.

افزایش موضع‌گیری‌های تند کشورهای عربی علیه حکومت ایران نشان می‌دهد انزوای منطقه‌ای حکومت ایران وارد مرحله تازه‌ای شده است. روندی که همزمان فشارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر حکومت ایران را افزایش داده و بحران‌های داخلی را نیز عمیق‌تر کرده است.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

مصاحبه تلویزیون الغد با دکتر سنابرق زاهدی درباره جنگ ومذاکره ، موضوع تنگه هرمز ، وضعیت رژیم ومقاومت



      مصاحبه تلویزیون الغد با دکتر سنابرق زاهدی درباره جنگ ومذاکره ، موضوع تنگه هرمز ، وضعیت رژیم ومقاومت 

مجری:طرف ایرانی به چنین اظهاراتی از سوی رئیس‌جمهور آمریکا چگونه خواهد نگریست؟ یک فرصت آخر، اما او عجله‌ای ندارد؛ مایل به بازگشایی تنگه است، اما در این کار هم شتاب نمی‌کند. به‌ویژه اینکه این اظهارات پس از تهدیدهای سپاه پاسداران مبنی بر گسترش دامنه این جنگ به فراتر از منطقه، یعنی خاورمیانه، مطرح می‌شود؛ همان‌طور که در بیانیه سپاه آمده بود. در اینجا اضافه می‌کنم که این مقاله به مسائل داخلی ایران نیز پرداخته است؛ شاید بعداً در این باره صحبت کنیم، چون شما از اعضای شورای ملی مقاومت هستید و بر این موضوع اشراف دارید. بفرمایید.

سنابرق زاهدی: بله، اولاً فکر می‌کنم آنچه از زبان آمریکایی‌ها و همچنین از زبان رژیم حاکم بر ایران شنیده می‌شود، چیز جدیدی نیست. به نظر می‌رسد این مواضع هر روز تکرار می‌شوند؛ حتی اگر حملات جدیدی هم صورت بگیرد، باز هم حامل چیز جدیدی برای یک تغییر عمیق در ایران نیستند. لذا ما به عنوان مقاومت ایران و به عنوان کسانی که از زبان آرمان‌ها و خواسته‌های مردم ایران سخن می‌گوییم، معتقدیم بهتر و شایسته‌تر است که بر این جنبه از منازعه تمرکز کنیم. متأسفانه ۹۳ میلیون ایرانی تحت سلطه سرکوب و در فقر، تنگدستی و مشکلات عظیم اقتصادی، سیاسی و انسانی زندگی می‌کنند و اعدام‌ها در ایران همچنان ادامه دارد؛ اما متأسفانه این جنبه در معادله بزرگ ایران، منطقه و جهان نادیده گرفته شده یا به حاشیه رانده شده است. بنابراین به نظر من، و من این را ترجیح می‌دهم چون از این زاویه به موضوع نگاه می‌کنم، باید بر این جنبه تمرکز کنیم؛ این جنبه بسیار مهم است. رژیم ایران از شرایط جنگی سوءاستفاده کرده و این روزها دست به اعدام‌های مکرر زده است. هیچ روز یا زمان کوتاهی نمی‌گذرد که در آن اعدام علیه مبارزان سیاسی اجرا نشود.

مجری: اما آقای دکتر، مشخصاً در دوره‌ای نوعی تفکیک بین اتفاقات داخلی و این جنگ صورت می‌گرفت؛ به این صورت که می‌گفتند آنچه در داخل می‌گذرد یک مسئله داخلی است و این جنگ یک موضوع خارجی است که کل کشور، اعم از مردم و نظام، با آن روبه‌رو هستند.

سنابرق زاهدی: فکر می‌کنم اگر نگاهی واقعی و واقع‌بینانه داشته باشیم، نمی‌توان بین آنچه در داخل ایران میان مردم و رژیم می‌گذرد و آنچه در خارج در جریان است، تفکیک قائل شد؛ چرا که می‌دانید دشمن اصلی این رژیم، مردم ایران هستند. سرسخت‌ترین دشمن رژیم، مردم ایرانند و متقابلاً رژیم ایران نیز مردم را دشمن شماره یک خود می‌بیند. بنابراین یک سؤال ساده می‌پرسم: چرا رژیم ایران در بحبوحه جنگ، بار دیگر به اعدام‌های مکرر روی آورده است؟ منطقاً باید این اعدام‌ها را به بعد از جنگ موکول می‌کرد، اما در اوج روزهای جنگ، اعدام‌ها شروع شد؛ این یعنی رژیم از قیام‌های مردمی در آینده، بیش از جنگ می‌ترسد. ضمناً من معتقدم و این یک واقعیت است که این رژیم وضعیت جنگی یا وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را به پایان جنگ و صلح پایدار ترجیح می‌دهد. پس بهتر است ما هم به این جنبه واقع‌بینانه از معادله ایران نگاه کنیم؛ همان‌طور که اشاره کردم، در روزهای گذشته تعدادی از مجاهدین خلق به دست این رژیم اعدام شده‌اند. همچنین ما در صدد برگزاری تظاهرات بزرگی در اینجا در پاریس هستیم؛ تظاهراتی که بیش از ۱۰۰ هزار نفر از ایرانیان مقیم کشورهای مختلف اروپایی در آن شرکت خواهند کرد. آن‌ها به پاریس، به سالن ویلپنت می‌آیند تا حرف خود را بزنند. حرف مردم ایران چیست؟ حرف مردم ایران ضرورت سرنگونی این رژیم به دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته و سپس برپایی یک نظام جمهوری دموکراتیک به جای دیکتاتوری سابق، یعنی دیکتاتوری شاه، و دیکتاتوری فعلی، یعنی دیکتاتوری ولایت فقیه است. من معتقدم مردم ایران مصمم به پایان دادن به دیکتاتوری در ایران و برپایی یک نظام آزاد، دموکراتیک و صلح‌طلب با همسایگان هستند. این تنها راه حل و مطمئن‌ترین مسیری است که باید درباره آن صحبت کنیم و معتقدم دنیا هم، نیاز به آن دارد...

مجری: اما شاید این تحرکات تاکنون در سطح خارج از کشور باقی مانده باشد و این سؤالی را در مورد میزان اثربخشی آن‌ها در این مرحله ایجاد می‌کند؛ چرا که در داخل، رژیم همچنان حضور دارد و همچنان تهدید می‌کند و مسائلی از این دست.




🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

آخرین اخبار وتحولات جنگ ومذاکره - چرا باید به پاکستان بعنوان میانجی با ایران اعتماد کرد؟



آخرین اخبار وتحولات جنگ ومذاکره  - چرا باید به پاکستان بعنوان میانجی با ایران اعتماد کرد؟

ایالات متحده روز پنجشنبه تحریم‌هایی را علیه نه نفر، از جمله سفیر تعیین‌شده ایران در لبنان، به دلیل مانع‌تراشی در روند صلح در این کشور خاورمیانه و ممانعت از خلع سلاح گروه حزب‌الله تحت حمایت ایران، اعلام کرد. دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری اعلام کرد که این مقامات در بخش‌های پارلمان، ارتش و امنیت لبنان حضور داشتند و برای حفظ نفوذ حزب‌الله بر نهادهای کلیدی دولتی لبنان تلاش می‌کردند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، در بیانیه‌ای گفت: «حزب‌الله یک سازمان تروریستی است و باید کاملاً خلع سلاح شود.» حزب‌الله که در سال ۱۹۸۲ توسط سپاه پاسداران ایران تأسیس شد، توسط ایالات متحده و کشورهای عربی خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، به عنوان یک «گروه تروریستی» تعیین شده است.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز پنجشنبه اعلام کرد که ایالات متحده ۵۰۰۰ نیروی اضافی به لهستان اعزام خواهد کرد. ترامپ در پستی در وب‌سایت Truth Social، رابطه‌اش با کارول ناوروکی، رئیس جمهور ملی‌گرای محافظه‌کار لهستان، را دلیل تصمیم خود برای اعزام نیروهای اضافی عنوان کرد.

یک منبع ارشد ایرانی روز پنجشنبه به رویترز گفت که هیچ توافقی با ایالات متحده حاصل نشده است، اما اختلافات کاهش یافته است و افزود که غنی‌سازی اورانیوم ایران و کنترل تهران بر تنگه هرمز همچنان از جمله نکات مورد اختلاف است.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز پنجشنبه گفت که ایالات متحده خواهان عوارض در تنگه هرمز نیست و ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران را پس خواهد گرفت. ترامپ در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «ما آن را به دست خواهیم آورد. ما به آن نیازی نداریم، ما آن را نمی‌خواهیم. احتمالاً پس از اینکه آن را به دست آوریم، آن را نابود خواهیم کرد، اما اجازه نخواهیم داد که آنها به آن دست یابند.»

**

وال استریت ژورنال: چرا باید به پاکستان بعنوان میانجی با ایران اعتماد کرد؟

آمریکا می‌داند که پاکستان به پشتیبانی واشنگتن در صندوق بین‌المللی پول برای سرپا نگهداشتن اقتصادش نیاز دارد. ایرانی‌ها می‌دانند که پاکستان از خشمگین کردن مردمش که عمدتاً نسبت به ایران سمپاتی دارند، می‌ترسد، بخصوص یک اقلیت بزرگ شیعه که تا 20% جمعیت را تشکیل می‌دهند. کشورهای ثروتمند خلیج می‌دانند که پاکستان برای ارز ناشی از کار کارگران پاکستانی در کشورهایشان و وام‌های با نرخ بهره پایین به آنها متکی است...

دنیل پلتکا از مؤسسه آمریکن اینترپرایز می‌گوید که پاکستان ”به روشنی در تیم ایران“ است.

اخبار سی.بی.اس. هفته گذشته گزارش کرد که چندین هواپیمای ایرانی در پایگاه‌های هوایی پاکستان پارک شده‌اند، منجمله یک هواپیمای آر.سی-130 شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات نیروی هوایی ایران. تبعات این است که پاکستان ممکن است دارایی‌های هوایی پرارزش ایران را در مقابل حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل حفظ کرده باشد. در بیانیه‌ای در پاسخ به گزارش اخبار سی.بی.اس.، وزارتخارجه پاکستان این امر را تکذیب کرد: ”هواپیمای ایرانی که در حال حاضر در پاکستان پارک است، در زمان آتش‌بس آمده و هیچ ارتباطی با هرگونه ترتیبات برای پیشامدها یا حفظ آن ندارد.“

سناتور لیندسی گراهام در یک استماع سنا گفت: ”من تا جائیکه بتوانم به آنها اعتماد نمی‌کنم. اگر آنها واقعاً هواپیمای ایرانی پارک شده در پایگاه‌های پاکستان برای حفاظت از دارایی‌های نظامی ایران داشته باشیم، این بمن می‌گوید ما شاید باید دنبال کس دیگری برای میانجی باشیم“...

کنت پولاک، متخصص برنامه هسته‌ای ایران در موسسه خاورمیانه، در یک مصاحبه تلفنی، دو دلیل دیگر برای نزدیک شدن محتاطانه به اسلام‌آباد را برجسته می‌کند: اول، نزدیکی پاکستان به چین، که حمایت دیپلماتیک و حدود ۸۰ درصد از واردات سلاح اسلام‌آباد را فراهم می‌کند، سوالاتی را در مورد انگیزه‌های آن مطرح می‌کند. بعید است که پاکستان بدون چراغ سبز پکن، خود را وارد روند صلح کرده باشد. پولاک می‌گوید: «چینی‌ها خیلی دوست دارند ما را در ایران تحقیر شده ببینند.»

دوم، توسعه سلاح‌های هسته‌ای پاکستان خارج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و نقش شبکه قاچاق هسته‌ای عبدالقدیر خان، دانشمند پاکستانی، در کمک به برنامه هسته‌ای ایران در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، نشان می‌دهد که چگونه اسلام‌آباد در مورد عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای از واشنگتن فاصله دارد. پولاک می‌گوید: «رویکرد آنها به سلاح‌های هسته‌ای اساساً با رویکرد ما متفاوت است.»

پس راه پیش رو چیست؟ ایالات متحده می‌تواند یک میانجی سنتی‌تر مانند سوئیس را به این جمع اضافه کند. این امر خطر تلاش پاکستان برای شکل‌دهی نتیجه مذاکرات به نفع خودش یا چین را کاهش می‌دهد.

**

نخست‌وزیر جدید  عراق  علی الزیدی حملات از داخل خاک این کشور به امارات و عربستان را محکوم کرد

سی.بی.اس نیوز گزارش داد: علی فالح الزیدی نخست‌وزیر جدید عراق روز پنجشنبه حملاتی را که گفته می‌شود از داخل خاک این کشور به امارات و عربستان سعودی انجام شده است محکوم کرد.

امارات اعلام کرد پهپادی که چند روز قبل به نیروگاه هسته‌یی امارات اصابت کرد از داخل عراق شلیک شده است همزمان عربستان اعلام کرد سه پهپادی که از عراق وارد حریم هوایی عربستان شده بودند را رهگیری کرده است.

نخست وزیر عراق در بیانیه خود گفت ما محکومیت و انزجار خود را نسبت به‌عمل جنایتکارانه‌ای که عربستان سعودی و دولت امارات متحده عربی دو کشور برادر را هدف قرار داد تجدید می‌کنیم.

سی‌بی‌اس نوشت: چندین گروه شبه‌نظامی تحت حمایت ایران جدا از دولت عراق در خاک عراق فعالیت می‌کنند

**

مارکو روبیو در کنفرانس مشترک مطبوعاتی با دبیرکل ناتو: رژیم ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌یی دست یابد

مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا در یک کنفرانس مشترک مطبوعاتی با دبیرکل ناتو گفت: در گفتگوها پیشرفت‌های اندکی حاصل شده است؛ نمی‌خواهم در این باره اغراق کنم، اما تحرکات مختصری صورت گرفته و این امری مثبت است. اصول بنیادین به قوت خود باقی هستند: ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌یی دست یابد. این امر مطلقاً نباید رخ دهد. این رژیم هرگز نباید سلاح هسته‌یی داشته باشد. برای دستیابی به این هدف، ما ناگزیر به رسیدگی به موضوع غنی‌سازی و مسأله اورانیوم با غنای بالا هستیم.

مارکو روبیو افزود: من کسی را در جهان نمی‌شناسم که موافق ایجاد نظام اخذ عوارض در یک آبراه بین‌المللی باشد. این موضوع به هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست و نباید اتفاق بیفتد. اگر چنین اتفاقی در تنگه هرمز رخ دهد، در پنج نقطه دیگر در سراسر جهان نیز تکرار خواهد شد. چرا نباید کشورهای سراسر جهان بگویند که ما نیز می‌خواهیم چنین کاری انجام دهیم؟




🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

شیوه‌های مشابه شاه و شیخ علیه زندانیان سیاسی- مجتبی نجات بخش



شیوه‌های مشابه شاه و شیخ علیه زندانیان سیاسی- مجتبی نجات بخش

شیوه‌های مشابه شاه و شیخ علیه زندانیان سیاسی

(مقاله مجتبی نجات بخش، یکی از نوشته‌های مستند درباره تطابق روش‌های سرکوب و شکنجه در دو نظام دیکتاتوری شاه و رژیم آخوندها در ایران است. این اثر عمدتاً با اتکا به تجربه زیسته نویسنده و سایر قربانیان، بر یک راهبرد مشترک تمرکز دارد
مقاله در بهمن ۱۳۹۹ برای اولین بار در سایت ایران افشاگر منتشر شد، و اکنون بازنشر می‌شود)

یکی از بالاترین انگیزه‌های مردم ایران در قیام ضدسلطنتی ۵۷، برانگیختگی و تنفر آنان نسبت به اعدام، شکنجه و دسیسه‌های ساواک جهنمی شاه بود. سرکوب وحشیانه‌ای که حتی زندانیان دست‌بسته را هم در زندان آسوده نمی‌گذاشت و به هر وسیله فشار خود علیه آنان را اعمال می‌کرد.

من یکی از زندانیان سیاسی در زمان شاه بودم که در سال ۱۳۵۳ به جرم هواداری از مجاهدین دستگیر شدم. در آن سال‌ها برای منتشر کردن کتاب و اطلاعیه و… امکانات بسیار محدود بود و از روی کتاب‌ها و سایر متون رونویسی می‌کردیم. من هم به‌خاطر نوشتن دست‌نویس دفاعیات مهدی رضایی و ناصر صادق و محمد مفیدی و پخش کردن در دانشگاه و مساجد و رونویسی چندباره کتاب راه حسین و دست‌به‌دست دادن به دانشجویان و یا نفراتی که می‌شناختم، لو رفته و دستگیر شدم و در بیدادگاههای ساواک به ۳ سال زندان محکوم شدم.

سال‌ها بعد در سال ۶۱ و در حاکمیت آخوندهای جنایتکار دستگیرشده و تا سال ۶۵ در زندان اوین بودم. این بار دستگیری‌ام توسط یکی از فالانژهای کمیته منطقه ۹ تهران انجام گرفت و بلافاصله وارد زندان اوین شدم و مرا یکسره به زیر شکنجه بردند. شکنجه‌هایی که یک ماه به‌صورت مستمر ادامه داشت.

آن‌ها از من «اطلاعات» می‌خواستند ولی چیزی عایدشان نشد. من تا ۳ سال در زندان انفرادی ۲۰۹ و عشرت‌آباد بودم، روزانه مرا به شعبه می‌بردند و عصرها برمی‌گرداندند.

مدتی که در انفرادی بودم و روزها برای بازجویی می‌رفتم هرچند چشم‌بند داشتم ولی متوجه می‌شدم برادران و خواهران زندانی چه شکنجه‌های وحشیانه‌ای می‌شوند. یک روز که پشت در شعبه نشسته بودم، یک خواهر هم در نزدیکی من بود. او را صدا کردند که برای بازجویی برود. آن خواهر گفت نمی‌آیم. پاسداران وحشی بلافاصله او را کشان‌کشان به داخل اتاق بردند و به زیر کابل و شلاق گرفتند. تعداد کابلی که به او زندند و من صدای آن را می‌شنیدم و شمردم بالای ۴۰۰ بود. بعد از دو ساعت متوجه شدم که او را لای پتو پیچیده و بردند و حدس می‌زنم زیر شکنجه‌های وحشیانه به شهادت رسیده بود.

هدفم از این نوشته، اشاره به یک شیوه کار مشترک در زندان‌های هر دو نظام دیکتاتوری و آن‌هم سوءاستفاده از زندانیان عادی و خطرناک برای درهم شکستن و یا به ندامت کشاندن و…. زندانیان سیاسی است.

در سال ۵۳ من در زندان دستگرد اصفهان در جمع مجاهدین بودم، سایرین ازجمله مارکسیست‌ها نیز جمع خود را داشتند که به آن‌ها کمون می‌گفتیم. در کمون، برنامه‌های خاص خودمان را داشتیم از کلاس‌های آموزشی و مطالعات تکی و جمعی گرفته تا نشست‌های انتقادی و علیرغم همه محدودیت‌ها و زیر انواع فشارها، به ایستادگی در زندان و مبارزه علیه دیکتاتوری شاه ادامه می‌دادیم.

ساواک سرکوبگر از تسلیم‌ناپذیری زندانیان احساس ضعف و حقارت می‌کرد، درنتیجه کارهای روزانه ما برای ساواک گران می‌آمد. هر بار دنبال بهانه‌ای بود که فشار بیشتری برای شکستن ما وارد کند و مانع ادامه کار تشکیلاتی و ارتقاء مناسبات انقلابی ما شود و به همین خاطر علاوه بر شیوه‌های جاری فشار و شکنجه، از زندانیان عادی نیز برای سرکوب زندانیان سیاسی سوءاستفاده می‌کرد. البته به دلیل محبوبیتی که مجاهدین و مبارزین در بین زندانیان عادی داشتند کمتر موفق می‌شد، به همین جهت ساواک به عقب‌مانده‌ترین و لمپن‌ترین طیف زندانیان عادی و جرائم خطرناک، برای رسیدن به هدفش متوسل می‌شد و بهانه‌های مختلفی ایجاد می‌کرد تا آن‌ها را به جان زندانیان سیاسی بیندازد.

اواسط پائیز ۵۷ که آتش قیام و اعتراض در ایران شعله‌ور شده بود، یک‌بار که به‌صورت جمعی در حال رفتن به هواخوری بودیم، معدودی از زندانیان عادی با تحریک پلیس، بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای، به ما حمله کرده و با چاقو و میله آهنی به سر و بدن ما می‌کوبیدند، بطوریکه در پایان این تهاجم وحشیانه، بیش از ۲۰ نفر ازجمله خود من از ناحیه سینه زخمی و به بهداری زندان منتقل شدیم. در آن ایام که اوضاع از کنترل شاه و ساواک خارج شده بود،

زندانیان عادی ۱۷ زندانی سیاسی را در اصفهان چاقو زدند- روزنامه اطلاعات۱۴ آبان ۵۷

این خبر در روزنامه اطلاعات شماره ۱۵۷۵۱ به تاریخ ۱۴ آبان ماه ۵۷ نیز منتشر شد.

همان‌طور که در کلیشه خبر مشاهده می‌شود، در این خبر آمده است: «زندانیان عادی ۱۷ زندانی سیاسی را در اصفهان، چاقو زدند!… مادران زندانیان سیاسی زندان اصفهان… مراتب اندوه و تأسف خود را از بدرفتاری با زندانیان سیاسی اعلام داشتند… در این نامه آمده است: فرزندان ما از سوی مشتی دست‌پرورده مقامات زندان به‌وسیله چاقو موردحمله قرارگرفته و ۱۷ نفر از آنان مجروح شدند…»

از آن تاریخ ۴۲ سال گذشته است. انقلاب مردم ایران در سال ۵۷ متأسفانه براثر زندانی بودن رهبران حقیقی آن مانند مسعود رجوی، توسط خمینی دزدیده شد. درنتیجه این غصب ناعادلانه، آرمان‌های مردم ایران هم نه‌تنها تحقق پیدا نکرد بلکه با روی کار آمدن رژیم خمینی،‌ شیوه‌های شکنجه و اعدام و سرکوب زمان شاه که نفی آن‌ها نخستین خواست انقلاب بود، با شیوه‌های جدیدی در اعمال فشار و جنایت، ابعاد بی‌سابقه‌ای به خود گرفت، طوری که خارج از تصور انسان در عصر حاضر است. همین نقض وحشتناک حقوق بشر چه در ایران و چه در زندان‌های قرون‌وسطایی رژیم باعث ۶۶ بار محکومیت نقض حقوق بشر توسط این رژیم در بالاترین ارگان‌های ملل متحد شده است.

با خواندن خبرهایی از فشار به زندانیان سیاسی با انواع و اقسام شیوه‌های ضدانسانی، ازجمله سوءاستفاده از زندانیان عادی، به یاد همان تجربه خودم در سال ۵۷ و شیوه‌هایی که این رژیم وحشی برای به تسلیم کشاندن و ندامت و دست برداشتن زندانیان سیاسی دست‌بسته، از مبارزه بکار می‌گیرد، افتادم.

در این ایام که به سالگرد پیروزی آن قیام پرخروش و مردمی نزدیک می‌شویم، به راه طولانی طی شده سالیان فکر می‌کنم. این مخرج مشترک همه دیکتاتورها است که با زور و شکنجه و کشتار حکومت می‌کنند و به‌محض اینکه دست از کشتار و سرکوب بردارند، فرومی‌ریزند. البته قیمت ایستادگی و مقاومت در برابر دیکتاتوری، فداکاری و گذشت است. ولی شک ندارم که پایه‌های لرزان رژیم وحشی و جنایتکار حاکم بر میهنمان هم به‌زودی فرو خواهد ریخت. تعهد ما کسب آزادی به هر قیمت است. این بار نخواهیم گذاشت انقلابی که خون و درد و رنج هزاران هزار انسان بی‌گناه نثار آن شده است، به یغما برود.

نمونه‌هایی از سوءاستفاده از زندانیان عادی با جرم‌های خطرناک در زندان‌های رژیم آخوندی

رژیم آخوندی سوءاستفاده از زندانیان عادی به‌ویژه زندانیان با جرم‌های خطرناک، به‌عنوان اهرم فشار بر زندانیان سیاسی مقاوم را به امری عادی و متداول در زندان‌های قرون‌وسطایی خود تبدیل کرده است.

نمونه‌های زیر تنها گوشه‌هایی از این وجه از جنایت دژخیمان و شکنجه گران شیخ را نشان می‌دهد که جنایات ساواک آریامهری را به مدارهای جدیدی از وحشی‌گری ارتقا داده‌اند:

  • در فروردین ۹۵ دو زندانی سیاسی زندان ارومیه «مصطفی سبزی» و «علی یکانه»، به تحریک مأمورین جنایتکار زندان، با چاقو و مشت توسط زندانیان جرائم خشن مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
  •     ۱۸ اردیبهشت ۹۵ علیرضا گلی‌پور۱ ۳۰ ساله… پس از ماه‌ها شکنجه و حبس در سلول‌های انفرادی و علاوه بر تهدید مستمر خانواده‌اش، به بند مجرمان عادی در زندان اوین منتقل و توسط باندهای مافیایی رژیم در زندان مورد اذیت و آزار قرار گرفت.
  •    ۷ مرداد ۹۸، چهار تن از زندانیان سیاسی زن محبوس در زندان قرچک ورامین به تحریک مسئولین زندان و بهداری و به‌وسیله زندانیان جرائم عادی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند.
  •     ۱۵ تیر ۱۳۹۸ و ۲۷ تیر ۱۳۹۸ گزارشانی مبنی بر ضرب و شتم زندانیان سیاسی توسط زندانیان خطرناک منتشر شده بود.
  • روز ۲۰ خرداد ۹۸ زندانی سیاسی علیرضا شیرمحمدعلی، ۲۱ ساله، در زندان تهران بزرگ (فشافویه) به تحریک مقامات زندان، به دست مجرمان عادی کشته شد.

قتل علیرضا شیرمحمدعلی ۲۱ ساله توسط دو زندانی عادی

قتل علیرضا شیرمحمدعلی ۲۱ ساله توسط دو زندانی با جرائم مربوط به مواد مخدر و قتل صورت گرفت. وی از طریق ضربات چاقو در ناحیه شاهرگ و شکم به‌شدت مجروح شده و پیش از اعزام به بیمارستان جان خود را از دست داد.

  • در آبان ۹۶ رسول حردانی، زندانی سیاسی ۳۶ ساله که برای تنبیه به سالن ۱۰ بند ۳۰ زندان گوهردشت که به محل نگهداری مجرمان عادی بود منتقل و از سوی آدمکشان اجیرشده توسط مقامات رژیم در زندان، به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و مصدوم شد
  • اول آبان ۹۶، زندانی سیاسی سهیل عربی وبلاگر و عکاس ۳۲ ساله، به دنبال یورش دژخیمان به بند ۳۵۰ زندان اوین بار دیگر به بند هشت که یکی از بدترین بندهای زندان اوین و محل نگهداری مجرمان عادی است منتقل شد تا توسط آنان تحت‌فشار قرار بگیرد.
  • روز ۲۵ مهر ۹۶ پنج زندانی سیاسی کرد در بند یک روان‌درمانی زندان مرکزی ارومیه توسط شکنجه گران و جانیان باندهای مافیایی وابسته به کارگزاران رژیم در زندان، مورد ضرب و شتم قرارگرفته دو تن از آنها به سلول‌های انفرادی منتقل شدند.
  • اواخر فروردین ۹۹ زهرا صفایی و دخترش پرستو معینی به همراه فروع تقی پور از زندان اوین به زندان قرچک ورامین تبعید شدند. آن‌ها در این زندان تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارند و زهرا صفایی توسط زندانیان متهم به جرائم خشن تهدید به قتل شده‌اند.
  •  روز یکشنبه ۲۳ آذر ۹۹، گارد ضد شورش برای انتقال گلرخ ایرایی به زندان اوین به بند ۸ زندان قرچک حمله کرده که با مقاومت سایر زندانیان روبرو شده است. لازم به توضیح است که گلرخ ایرایی به همراه چند زندانی سیاسی دیگر از ماه‌ها قبل به‌منظور فشار بیشتر، به زندان قرچک منتقل شده بود.

مجتبی نجات بخش- بهمن ۹۹




🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7