۱۴۰۴ اسفند ۲, شنبه

آخرین سنگر دیکتاتور در بن بست : تحریک برای ایجاد جنگ خارجی برای فرار از سرنگونی داخلی



       آخرین سنگر دیکتاتور در بن بست :  تحریک برای ایجاد جنگ خارجی خرید زمان برای  فرار از قیام داخلی و سرنگونی 


ملت در برابر دشمنی که نام «حاکم» دارد

در رأس ساختار قدرت در رژیم ایران، خامنه ای  قرار دارد که امروز بیش از هر زمان دیگری با یک بن‌بست تاریخی روبه‌روست… بن‌بستی که نه حاصل یک اشتباه تاکتیکی، بلکه نتیجه منطقی چهار دهه حکومت مبتنی بر سرکوب، صدور بحران و جنگ‌افروزی است.

واقعیت تلخ این است که این ساختار، از همان آغاز، نه بر پایه رضایت مردم، بلکه بر پایه کنترل، سرکوب و ایجاد ترس بنا شده است. در چنین نظامی، مردم نه منبع مشروعیت، بلکه تهدیدی بالقوه تلقی می‌شوند؛ تهدیدی که باید مهار، کنترل و در صورت لزوم، قربانی شود.

امروز، این تضاد به نقطه انفجار رسیده است.

اعتراف خامنه‌ای؛ وقتی رهبر از مردم به‌عنوان دشمن نام می‌برد

در آخرین مواضع خود، خامنه‌ای قیام‌های مردمی را «کودتا» نامید و طراح آن را ایالات متحده آمریکا و اسرائیل معرفی کرد. این سخنان، بیش از آنکه یک تحلیل سیاسی باشد، یک اعتراف ناخواسته است.

او با این سخنان، عملاً چند واقعیت کلیدی را تأیید کرد:

نخست، اینکه خیزش‌های مردمی تا مرز سرنگونی نظام پیش رفته‌اند.

دوم، اینکه بزرگ‌ترین تهدید برای بقای نظام، نه ارتش‌های خارجی، بلکه مردم ایران هستند.

سوم، اینکه نظام، مردم معترض را نه شهروند، بلکه دشمن تلقی می‌کند.

وقتی یک حاکمیت، مردم خود را «عامل کودتا» می‌نامد، در واقع اعلام می‌کند که رابطه میان حکومت و ملت، از بنیاد فروپاشیده است.

استقبال از جنگ؛ محاسبه‌ای برای بقا، نه برای دفاع از کشور

خامنه‌ای بارها نشان داده است که از تهدید جنگ خارجی، نه به‌عنوان یک خطر، بلکه به‌عنوان یک فرصت نگاه می‌کند. دلیل این محاسبه روشن است.

جنگ خارجی، حتی اگر ویرانگر باشد، الزاماً به سقوط فوری ساختار قدرت منجر نمی‌شود.

اما قیام مردم، یک تهدید کاملاً متفاوت است.

قیامی که از درون جامعه برخیزد، می‌تواند ستون‌های واقعی قدرت را هدف قرار دهد. به همین دلیل است که خامنه‌ای، بیش از هر چیز، از شکستن دستگاه سرکوب خود در برابر خیزش مردم هراس دارد.

او به‌خوبی می‌داند که حمله خارجی ممکن است زیرساخت‌ها را تخریب کند، اما این قیام مردم است که می‌تواند ساختار قدرت را از ریشه برکند.

استراتژی سپر انسانی؛ وقتی بقای نظام از جان ملت مهم‌تر است

در چنین شرایطی، مردم ایران عملاً به سپر انسانی رژیم حاکم تبدیل شده‌اند.  رژیمی که آماده است کشور را در معرض خطر جنگ، تحریم و فروپاشی اقتصادی قرار دهد، اما از عقب‌نشینی‌ای که بقای خود را به خطر اندازد، اجتناب کند.

نهادهایی مانند سپاه پاسداران ، ستون فقرات این استراتژی هستند؛ ساختاری که مأموریت اصلی آن، نه دفاع از مردم، بلکه دفاع از بقای نظام تعریف شده است. در این معادله، مردم نه هدف حفاظت، بلکه ابزار بقا هستند.

شکاف نهایی؛ وقتی ملت و حاکمیت در دو سوی یک جنگ قرار می‌گیرند

امروز، ایران با یک واقعیت بنیادین روبه‌روست: شکاف میان مردم و حاکمیت، از مرحله نارضایتی عبور کرده و به مرحله تقابل رسیده است.

این دیگر صرفاً یک بحران اقتصادی یا سیاسی نیست. این یک بحران مشروعیت است.

حکومتی که:

اعتراض مردم را «توطئه» می‌نامد،

پاسخ مطالبات را با سرکوب می‌دهد،

و بقای خود را بر زندگی ملت ترجیح می‌دهد،

در واقع خود را در برابر مردم قرار داده است.

حقیقت نهایی؛ سرنوشت این نظام نه در واشنگتن، بلکه در خیابان‌های ایران تعیین می‌شود

واقعیتی که حتی خامنه‌ای نیز ناگزیر به اعتراف ضمنی به آن شده، این است که تعیین‌کننده نهایی سرنوشت این نظام، نه حمله خارجی، بلکه تحولات داخلی است.

نه بمباران، نه تحریم، و نه فشار خارجی، هیچ‌کدام به‌تنهایی قادر به تعیین تکلیف نهایی نیستند.

آنچه تعیین‌کننده است، شکاف عمیق و غیرقابل‌انکار میان مردم و ساختار قدرت است.

تاریخ بارها نشان داده است که هیچ حکومتی نمی‌تواند برای همیشه در برابر مردمی که مشروعیت آن را رد کرده‌اند، دوام بیاورد.

پایان یک مسیر، آغاز یک تعیین تکلیف تاریخی

امروز، خامنه‌ای و ساختار ولایت فقیه در برابر یک واقعیت گریزناپذیر قرار گرفته‌اند: مسیر چهار دهه گذشته، به بن‌بست رسیده است.

نه جنگ خارجی می‌تواند این شکاف را ترمیم کند،
نه سرکوب می‌تواند آن را برای همیشه پنهان کند،
و نه بحران‌آفرینی می‌تواند آن را حل کند.

سرنوشت نهایی این ساختار، نه در میدان‌های جنگ خارجی، بلکه بدست توانای خلق و در روی زمین تعیین تکلیف و بند از بند یک دیکتاتوری هولناکی خواهد گسست

این حقیقتی است که حتی قدرتمندترین ساختارهای سرکوب نیز نمی‌توانند از آن بگریزند.

ی. یزدی



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

هشدار تند ۱۷ کارشناس سازمان ملل به رژیم تهران: سرنوشت ناپدیدشدگان را اعلام کنید!



                   هشدار تند ۱۷ کارشناس سازمان ملل به رژیم  تهران: سرنوشت ناپدیدشدگان را اعلام کنید!

گروهی از کارشناسان حقوق‌بشر وابسته به سازمان ملل متحد با صدور بیانیه‌ای رسمی، از مقامات رژیم  ایران خواستند سرنوشت و محل نگهداری بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان اعتراضات سراسری را به‌طور شفاف اعلام کرده و اجرای تمامی احکام اعدام مرتبط با تظاهرات را فوراً متوقف کنند.

این بیانیه که روز پنجشنبه ۲۰ فوریه ۲۰۲۶ منتشر شد، نسبت به وضعیت هزاران معترض بازداشت‌شده و نگرانی‌های گسترده خانواده‌ها هشدار می‌دهد. به‌گفته کارشناسان، مقامات ایرانی تاکنون ۳۱۱۷ مورد مرگ و حدود ۳۰۰۰ بازداشت را تأیید کرده‌اند، اما سازمان‌های حقوق‌بشری شمار واقعی کشته‌شدگان و بازداشت‌شدگان را ده‌ها هزار نفر برآورد می‌کنند. در میان بازداشت‌شدگان، نام کودکان، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، وکلا، پزشکان، هنرمندان و حتی اتباع افغانستان نیز دیده می‌شود.

کارشناسان تصریح کرده‌اند که بسیاری از خانواده‌ها از هرگونه تماس منظم با عزیزان خود محروم‌اند و در بی‌خبری کامل به‌سر می‌برند. آنان هشدار دادند که امتناع دولت از پاسخگویی درباره محل نگهداری بازداشت‌شدگان، فضای ابهام و بی‌اعتمادی را تشدید می‌کند و «بدترین سناریوها» را تقویت خواهد کرد. در بیانیه آمده است: مردم ایران حق دارند بدانند در کشورشان چه می‌گذرد.

مردم ایران حق دارند بدانند در کشورشان چه می گذرد

این هشدارها در شرایطی مطرح می‌شود که محدودیت‌های گسترده اینترنتی وارد ششمین هفته خود شده است. بنا بر گزارش‌ها، دسترسی کامل به اینترنت تنها برای کاربران مورد تأیید دولت فراهم است و بخش بزرگی از شهروندان با محدودیت شدید یا وابستگی به VPNهای پرهزینه مواجه‌اند. هم‌زمان گزارش‌هایی از بازرسی‌های خیابانی منتشر شده که طی آن نیروهای امنیتی تلفن‌های همراه شهروندان را برای یافتن محتوای مرتبط با اعتراضات، از جمله تصاویر، ویدئوها و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، بررسی می‌کنند.

خانم مای ساتو و گزارشگران حقوق بشر وضعیت ایران را دردناک توصیف کردند

کارشناسان همچنین نسبت به پخش آنچه «اعترافات اجباری» خوانده می‌شود از رسانه‌های دولتی ابراز نگرانی کرده و تأکید کرده‌اند برچسب‌زدن به معترضان به‌عنوان «تروریست» در حالی‌که آنان در حال اعمال حقوق بنیادین خود هستند، نقض آشکار اصول حقوق‌بشر است.

در این بیانیه تأکید شده است که ممنوعیت ناپدیدسازی قهری، شکنجه و نقض حق حیات از قواعد آمره حقوق بین‌الملل محسوب می‌شوند و تحت هیچ شرایطی قابل تعلیق یا نقض نیستند. کارشناسان خواستار توقف فوری تمامی اعدام‌ها، اعلام سرنوشت ناپدیدشدگان، آزادی بازداشت‌شدگان خودسرانه، برقراری دسترسی کامل به ارتباطات و انجام تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه درباره موارد نقض حقوق‌بشر شدند.

در میان امضاکنندگان این بیانیه نام گزارشگران ویژه و اعضای چندین گروه کاری حقوق‌بشری دیده می‌شود، از جمله گزارشگر ویژه وضعیت حقوق‌بشر در ایران، گزارشگر ویژه اعدام‌های فراقضایی، گروه کاری ناپدیدسازی‌های اجباری، گروه کاری بازداشت‌های خودسرانه، گزارشگر ویژه شکنجه، گزارشگر ویژه آزادی تجمعات مسالمت‌آمیز و انجمن، و دیگر کارشناسان مستقل حوزه‌های قضایی، اقلیت‌ها، سلامت، حریم خصوصی و مقابله با تروریسم.

این موضع‌گیری تازه، فشارهای بین‌المللی بر تهران را در پی اعتراضات گسترده اخیر وارد مرحله‌ای جدید کرده و خواست شفافیت و پاسخگویی را به یکی از محورهای اصلی مطالبات جامعه جهانی تبدیل کرده است.

اسامی گزارشگران و کارشناسان سازمان ملل امضا کننده بیانیه

 مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق‌بشر در ایران
• سیسیلیا ام. بایلیه، کارشناس مستقل حقوق‌بشر و همبستگی بین‌المللی
• الکساندرا زانتاکی، گزارشگر ویژه در حوزه حقوق فرهنگی
• موریس تیدبال-بینز، گزارشگر ویژه اعدام‌های فراقضایی، شتاب‌زده یا خودسرانه
• مارگارت ساترثویت، گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا
• مری لالر، گزارشگر ویژه وضعیت مدافعان حقوق بشر
• گابریلا سیترونی (رئیس گزارش)، گرازینا بارانوفسکا (نایب‌رئیس)، آوا بالده Aua Baldé و آنا لورنا دلگادیلو پرز، گروه کاری ناپدیدسازیهای اجباری یا غیرارادی
• نازیلا قانع، گزارشگر ویژه آزادی مذهب یا عقیده
• کلودیا فلورس (رئیس)، ایوانا کرستیچ (نایب‌رئیس)، دوروتی استرادا تانک، هاینا لو، و لورا نیرینکنیدی، گروه کاری تبعیض علیه زنان و دختران
• خانم گانا یودکیوسکا (رئیس-گزارشگر)، آقای متیو گیلت (معاون رئیس ارتباطات)، خانم میریام استرادا کاستیلو (معاون رئیس پیگیری)، آقای مومبا مالیلا، و آقای ایتان هی-سئوک شین، گروه کاری بازداشت‌های خودسرانه
• نیکولاس لورات، گزارشگر ویژه مسائل اقلیت‌ها
• مارگارت ساترویت، گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا
• تلالنگ موفوکنگ، گزارشگر ویژه حق همه برای برخورداری از بالاترین استاندارد قابل دستیابی سلامت جسمی و روانی
• آنا برایان نوگررس، گزارشگر ویژه حق حریم خصوصی
• جینا رومرو، گزارشگر ویژه حق آزادی تجمع مسالمت‌آمیز و انجمن
• ریچارد بنت، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق‌بشر در افغانستان
• بن سائول، گزارشگر ویژه ترویج و حمایت از حقوق‌بشر و آزادی‌های اساسی در حین مقابله با تروریسم
• آلیس ادواردز، گزارشگر ویژه شکنجه و سایر رفتارها یا مجازات‌های ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

نگاهی به ریشه‌های قیام دی‌ماه از زبان یک روزنامه حکومتی



                                    نگاهی به ریشه‌های قیام دی‌ماه از زبان یک روزنامه حکومتی

کالبدشکافی اقتصادی قیام دی‌ماه؛ چرا سفره‌های خالی به خیابان آمدند؟

در دی‌ماه ۱۴۰۴، ایران شاهد تحولاتی عمیق در مناسبات اجتماعی و اقتصادی خود بود. این خیزش که با اعتراض کسبه بازار تهران به نوسانات ارزی آغاز شد، به‌سرعت سراسر کشور را فراگرفت. تحلیل‌ها نشان می‌دهد ریشه‌های اصلی قیام دی‌ماه در چهار کانون اصلی اعتراضات، مستقیماً با فقر و تورم در ارتباط است. بیکاری و کاهش شدید قدرت خرید مردم، محرک‌های اصلی این نارضایتی‌های گسترده بودند.

کانون‌های اصلی و آغاز تلاطم‌های معیشتی در پایتخت

روزنامه حکومتی شرق به بررسی این عوامل پرداخته است. داده‌های زیر منتج از این روزنامه حکومتی است. دی‌ماه ۱۴۰۴ مقطعی سرنوشت‌ساز در تاریخ تحولات معیشتی ایران محسوب می‌شود. اعتراضات از بازار تهران شروع شد و به دلیل تورم شدید، به سرعت در کشور گسترش یافت. این واکنش‌ها اگرچه ابتدا جنبه اقتصادی داشت، اما به زودی به نماد انتقاد از سیاست‌های کلان بدل گشت. حضور اقشار مختلف در خیابان‌ها نشان‌دهنده عمق بحران رفاه در جامعه بود. طبق گزارش‌های میدانی، برخی شهرها به قطب‌های اصلی قیام دی‌ماه تبدیل شدند. تهران به عنوان مرکز ثقل این اتفاقات، نقش مهمی در شکل‌گیری اعتراضات داشت. اعتصابات در پایتخت نشانه‌ای از واکنش جدی به وضعیت وخیم معیشتی بود. هم‌زمان اصفهان نیز به دلیل ساختار صنعتی خود، به یکی از محورهای تداوم اعتراضات تبدیل شد. در شرق کشور، مشهد شاهد حضور پرشمار مردم در انتقاد به فشارهای اقتصادی بود. آبدانان در ایلام نیز به نماد اعتراض مناطق کمتر‌برخوردار تبدیل گشت. آمار وزارت بهداشت نشان می‌دهد بیشترین مراجعات درمانی مربوط به تهران، مشهد و اصفهان بوده است. این داده‌ها تلاقی فشارهای معیشتی و مراجعات گسترده به خدمات عمومی را تایید می‌کند. بررسی‌های مرکز آمار نشان‌دهنده وضعیت بحرانی اشتغال در این چهار استان کلیدی است. طبق آمار سال ۱۴۰۰، حدود ۳۸ درصد خانوارهای خراسان رضوی زیر خط فقر بوده‌اند. این رقم در ایلام حدود ۳۲ درصد و در اصفهان ۲۰ درصد گزارش شده است. در تهران نیز ۱۷ درصد جمعیت با فقر دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کنند.

شاخص فلاکت و گسترش فقر پنهان در کلان‌شهرها ییش‌ درآمد قیام دی‌ماه

شاخص فلاکت در سال ۱۴۰۲ برای اصفهان عدد ۵۵.۵ و برای خراسان رضوی ۴۹.۲ ثبت شده است. ایلام با عدد ۴۹.۸ و تهران با ۴۳.۲ در ردیف مناطق پرفشار اقتصادی هستند. این ارقام نشان‌دهنده کاهش شدید قدرت خرید و چالش‌های متراکم اجتماعی در این مناطق است. قیام دی‌ماه پاسخی به این فشارهای ساختاری در مناطق توسعه‌نیافته و صنعتی بود. در اصفهان، مطالبات اقتصادی مسئله‌ای دیرینه است که در لایه‌های جامعه جریان دارد. رکود تولید و بی‌ثباتی ارزی، معیشت هزاران خانواده را در این استان تضعیف کرده است. در جریان ناآرامی‌ها، بدنه اصلی صنعتگران کمتر درگیر خشونت‌های خیابانی شدند. اما در برخی مناطق اصفهان، درگیری‌های شدیدی به وقوع پیوست. مراجعات گسترده مردم به مراکز توزیع کالای حمایتی، نشانه‌ای از بحران است. «در منطقه ۱۴ اصفهان با نیم‌میلیون جمعیت، حجم مراجعات به مراکز حمایتی افزایش یافته است». این وضعیت به وضوح نشان‌دهنده گسترش فقر پنهان در میان طبقه متوسط است. افرادی که پیش‌تر وضعیت پایداری داشتند، اکنون تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی هستند. در این مناطق، بسیاری از خانواده‌ها عملاً در وضعیت بقا به سر می‌برند. بیکاری جوانان و وابستگی به یارانه‌ها، این نقاط را آسیب‌پذیر کرده است. اشتغال یکی از محورهای اصلی بحران اجتماعی در کلان‌شهر اصفهان است. بسیاری از نیروهای فعال با بیکاری یا اشتغال ناپایدار دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کنند. فشار اقتصادی اکنون مرزهای سیاسی را درنوردیده و همه اقشار را درگیر کرده است.

فرسودگی اجتماعی و بحران حاشیه‌نشینی در مشهد و ایلام

پدیده کارتن‌خوابی در اصفهان به یکی از نگران‌کننده‌ترین تحولات اجتماعی تبدیل شده است. مراکز حمایتی با کمبود منابع مواجه شده و توان پاسخ‌گویی به نیازها را ندارند. این جابه‌جایی طبقاتی نشان‌دهنده فروپاشی تدریجی طبقه متوسط روستایی است. قیام دی‌ماه در شهرهای محروم غرب کشور نیز پیامدهای ملموسی داشت. آبدانان نمونه‌ای است که ترکیب بیکاری مزمن و فاصله درآمدی را به تصویر می‌کشد. منابع نفت و گاز منطقه سهمی در بهبود زندگی مردم محلی نداشته است. ریشه نارضایتی در ایلام، تبعیض‌های ساختاری و نگاه ناعادلانه به توزیع منابع است. مردم آبدانان خواهان پایان دادن به تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر روابط هستند. قیام دی‌ماه در این مناطق با تمامی تجمعات پیشین تفاوت بنیادین دارد. کاهش ارزش پول ملی و تعطیلی تولید، مردم را به خیابان کشانده است. اعتراضات ابتدا در بازار شکل گرفت و سپس به دانشگاه و محله‌ها رسید. در مشهد، وضعیت اقتصادی بسیار وخیم‌تر از آمارهای رسمی است. حاشیه‌نشینی در این شهر به مرحله بحرانی و رو به رشد رسیده است. بیش از ۳۰ درصد جمعیت مشهد در سکونتگاه‌های غیررسمی زندگی می‌کنند.

تحلیل نهایی؛ پیوند ناگسستنی معیشت و اعتراض

بالاترین میزان حاشیه‌نشینی کشور با جمعیتی بیش از ۱.۳ میلیون نفر در مشهد قرار دارد. اگرچه نرخ بیکاری رسمی تک‌رقمی است، اما اشتغال ناامن در حاشیه‌ها بیداد می‌کند. درآمدهای ناچیز مردم توان پوشش هزینه‌های مسکن و خوراک را ندارد. تورم افسارگسیخته باعث شده مردم احساس کنند سازوکارهای رسمی کارایی ندارند. راه‌اندازی آشپزخانه‌های عمومی در حاشیه مشهد نشان‌دهنده شدت فقر است. همین فشارهای خردکننده باعث حضور فعال مردم در تجمع‌های قیام دی‌ماه شد. تحلیل داده‌ها ثابت می‌کند که اعتراضات سال ۱۴۰۴ صرفاً یک پدیده سیاسی نبود. بلکه واکنشی دفاعی از سوی جامعه‌ای بود که تحت فشار تورم ۵۰ درصدی له شده است. قیام دی‌ماه فریاد اقشاری بود که بین بیکاری و فقر مطلق محاصره شده‌اند. بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی، این پتانسیل اعتراضی در لایه‌های زیرین جامعه باقی خواهد ماند. توزیع ناعادلانه ثروت در استان‌هایی مثل ایلام و اصفهان، شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کرده است. قیام دی‌ماه نشان داد که معیشت، خط قرمز تمامی گروه‌های اجتماعی ایران است. در نهایت، تا زمانی که تورم مهار نشود، ثبات اجتماعی با چالش‌های جدی روبرو خواهد بود. قیام دی‌ماه آینه‌ای از واقعیت‌های تلخ اقتصادی در چهار کانون اصلی بحران بود. تکرار این حوادث پیامی روشن برای سیاست‌گذاران جهت تغییر رویکردهای کلان اقتصادی دارد.

بررسی کانون‌های چهارگانه اعتراضات نشان می‌دهد که قیام دی‌ماه ریشه‌ای عمیق در ناترازی‌های اقتصادی دارد. فقر مطلق در ایلام و مشهد، تورم ساختاری در اصفهان و بحران معیشتی در تهران به مانند دیگر شهرها و مناطق کشور، دست‌ به‌ دست هم دادند تا یکی از گسترده‌ترین اعتراضات دهه‌های اخیر شکل بگیرد. آمارها نشان‌دهنده سقوط طبقه متوسط به زیر خط فقر و ناامیدی از بهبود شرایط شغلی است. تا زمانی که ریشه‌های اقتصادی این بحران یعنی بیکاری و تورم درمان نشوند، سایه نارضایتی بر فضای اجتماعی ایران سنگینی خواهد کرد.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

بیانیه عفو بین‌الملل نسبت به اعدام دستکم ۳۰نفر از بازداشت شدگان قیام دیماه ۱۴۰۴هشدار داد



                   بیانیه عفو بین‌الملل نسبت به اعدام دستکم ۳۰نفر از بازداشت شدگان قیام  دیماه ۱۴۰۴هشدار داد

عفو بین‌الملل از صدور حکم فوری ۸ تن از جوانان خبر داد

سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای اعلام کرد مقام‌های رژیم ایران باید فوراً اجرای حکم اعدام هشت نفر از بازداشت‌شدگان مرتبط با قیام دیماه۴۰۴ را متوقف کنند. این سازمان همچنین خواستار لغو محکومیت‌ها و پایان دادن فوری به روند «دادگاه‌های شتاب‌زده، آلوده به شکنجه و به‌شدت ناعادلانه» علیه دست‌کم ۲۲ نفر دیگر شد.

بر اساس این بیانیه، عفو بین‌الملل اطلاعاتی درباره حداقل ۳۰ نفر گردآوری کرده که در ارتباط با قیام دیماه۴۰۴ با خطر مجازات اعدام روبه‌رو هستند؛ از جمله هشت نفری که تنها طی چند هفته پس از بازداشت در ماه فوریه به اعدام محکوم شده‌اند.

اسامی این افراد عبارت‌اند از: صالح محمدی (۱۸ ساله)، محمدامین بیگلری (۱۹ ساله)، علی فهیم، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی، شاهین واحدپرست کلور، شهاب ذهدی و یاسر رجایی‌فر.

عفو بین‌الملل همچنین اعلام کرد دست‌کم ۲۲ نفر دیگر، از جمله دو نوجوان ۱۷ ساله، در معرض خطر صدور حکم اعدام قرار دارند. این سازمان تأکید کرده روند رسیدگی به این پرونده‌ها با اعترافات اخذشده تحت شکنجه و نقض‌های جدی دادرسی عادلانه همراه بوده است؛ از جمله محرومیت از دسترسی به وکیل در مرحله تحقیقات و عدم پذیرش وکلای مستقل معرفی‌شده از سوی خانواده‌ها.

دیانا الطحاوی، معاون مدیر منطقه‌ای خاورمیانه و شمال آفریقا در عفو بین‌الملل، اعلام کرد صدور احکام اعدام در دادگاه‌های تسریع‌شده تنها چند هفته پس از بازداشت، نشان‌دهنده بی‌اعتنایی آشکار به حق حیات و عدالت است. به گفته او، مقام‌ها با استفاده ابزاری از مجازات اعدام در پی ایجاد فضای رعب و شکستن روحیه مردمی هستند که خواهان تغییرات بنیادین‌اند.

او تأکید کرد کودکان و جوانان بخش عمده بازداشت‌شدگان پس از اعتراضات ژانویه را تشکیل می‌دهند؛ افرادی که از دسترسی به وکیل مؤثر محروم بوده و برای اخذ اعترافات اجباری تحت شکنجه، بدرفتاری یا بازداشت در انزوای کامل قرار گرفته‌اند.

درخواست اقدام فوری جهانی

عفو بین‌الملل از کشورهای عضو سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی خواست در اقدامی هماهنگ، برای لغو احکام اعدام، جلوگیری از صدور احکام جدید و تضمین محاکمه عادلانه بدون توسل به مجازات مرگ، بر مقام‌های ایران فشار وارد کنند. این سازمان همچنین خواستار دسترسی سازوکارهای ویژه سازمان ملل، هیأت حقیقت‌یاب درباره ایران و نمایندگان سفارتخانه‌ها به زندان‌ها و روند محاکمات شد.

جزئیات پرونده‌ها؛ صدور حکم در کمتر از سه هفته

در مورد صالح محمدی (۱۸ ساله) اعلام شده حکم اعدام او در ۴ فوریه از سوی شعبه اول دادگاه کیفری قم صادر شده؛ کمتر از سه هفته پس از بازداشتش در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶، به اتهام دست داشتن در کشته شدن یک مأمور حکومتی در اعتراضات ۸ ژانویه قم؛ اتهامی که او رد کرده است. وی در دادگاه اعلام کرده اعترافاتش تحت شکنجه گرفته شده، اما دادگاه بدون تحقیق این ادعا را رد کرده است. به نقل از یک منبع آگاه، او در اثر ضرب‌وشتم دچار شکستگی دست شده است.

محمدامین بیگلری (۱۹ ساله) و شش نفر دیگر نیز از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «محاربه» و به دلیل آتش‌زدن یک پایگاه بسیج، در ۹ فوریه و حدود یک ماه پس از بازداشت، به اعدام محکوم شده‌اند. به گفته منابع، بیگلری هفته‌ها در وضعیت ناپدیدسازی قهری بوده و سپس به زندان قزل‌حصار منتقل شده است. او در مرحله تحقیقات از دسترسی به وکیل محروم و با وکیل تسخیری در دادگاه تسریع‌شده روبه‌رو بوده است.

محاکمه نوجوانان ۱۷ ساله با اتهام مستوجب اعدام

احسان حسینی‌پور حصارلو (۱۸ ساله)، متین محمدی و عرفان امیری (هر دو ۱۷ ساله) در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران با اتهاماتی روبه‌رو هستند که می‌تواند به حکم اعدام منجر شود. عفو بین‌الملل گزارش داده این نوجوانان پیش از وقوع حادثه مورد ادعا بازداشت شده بودند و احسان پس از ضرب‌وشتم شدید و با تهدید اسلحه در دهان، مجبور به اعتراف شده است. قاضی پرونده نیز وکلای انتخابی خانواده‌ها را نپذیرفته و وکیل تسخیری تحمیل کرده است.

این سازمان تأکید کرده حقوق بین‌الملل صدور حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال در زمان وقوع جرم ادعایی را به‌طور مطلق ممنوع می‌داند.

موارد دیگر و هشدار درباره گستردگی خطر

در پرونده‌ای دیگر، ابوالفضل کریمی (۳۵ ساله) که هنگام کمک به دو زن مجروح بازداشت شده بود، به گفته منابع با ساچمه هدف قرار گرفته، مورد ضرب‌وشتم واقع شده و در حالی که چشم‌بند داشته مجبور به امضای اظهارات علیه خود شده است. قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران حدود ۱۲ فوریه به او و ۱۳ نفر دیگر اعلام کرده در حال صدور حکم اعدام برای آنان است.

عفو بین‌الملل همچنین نام افراد دیگری از جمله شروین باقریان جبلی (۱۸ ساله)، دانیال نیازی (۱۸ ساله)، محمد عباسی (۵۵ ساله)، امیرحسین آذرپیرا (۲۴ ساله) و محمدرضا طبری را به عنوان افراد در معرض خطر ذکر کرده است.

این سازمان هشدار داده شمار واقعی افراد در معرض اعدام احتمالاً بسیار بیشتر است، زیرا مقام‌ها خانواده‌ها را از اطلاع‌رسانی منع کرده و بازداشت‌شدگان را در شرایطی مانند حبس انفرادی، ناپدیدسازی قهری و شکنجه قرار می‌دهند.

درخواست ارجاع پرونده ایران به دیوان کیفری بین‌المللی

عفو بین‌الملل در پایان از کشورهای عضو سازمان ملل خواسته است وضعیت ایران را به دفتر دادستان دیوان کیفری بین‌المللی ارجاع دهند و سازوکارهای بین‌المللی عدالت را برای تحقیق و پیگرد مسئولان بررسی کنند. همچنین از دولت‌ها خواسته شده بر پایه صلاحیت جهانی یا سایر اشکال صلاحیت فرامرزی، تحقیقات کیفری هماهنگ را آغاز کرده و در صورت وجود شواهد کافی، احکام بازداشت صادر کنند.

عفو بین‌الملل اعلام کرده برای جلوگیری از اجرای احکام، «اقدام فوری» صادر کرده و خواستار بسیج جهانی برای توقف اعدام‌ها شده است.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7