۱۴۰۵ خرداد ۲, شنبه

مسعود رجوی - ۲ فروردین ۱۴۰۵ - و اینک سال جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات که بر قامت وطن نوشت: سال سرنوشت



مسعود رجوی - ۲ فروردین ۱۴۰۵  - و اینک سال جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات که بر قامت وطن نوشت: سال سرنوشت

اطلاعیه ارتش آزادیبخش ملی ایران

تبریک برای چهل و پنجمین بهار سرخ‌فام مقاومت تاریخی

و اینک سال جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات که بر قامت وطن نوشت: سال سرنوشت

بر خلاف بقایای شیخ و شاه، شورای ملی مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی می‌خواهند

هر گونه فاشیسم و دیکتاتوری اعم از دینی و سلطنتی هم‌چون ۱۰۰ سال گذشته جنگ با ملت ایران است

جنگ ۶۰ سالهٔ ما با شاه و شیخ برای آزادی و استقلال تا پیروزی انقلاب دموکراتیک ادامه دارد

 

نوروز پارسال گفتیم که خامنه‌ای از خدای ۴۰۴ بسیار می‌ترسد و بیم آن دارد طوری بشود که به سال ۶۰ غبطه بخورد و چنین شد، آن‌قدر که جایی برای غبطه نماند.

هم‌چنین گفتیم که هیچ مذاکرهٔ ”برد-برد“ و موفقیت‌آمیز برای خامنه‌ای متصور نیست. برخلاف خمینی ”زهر خوردن“ سیاسی هم در ظرفیتش نیست. بر سرکوب و غارت پا می‌فشارد اما ناخواسته بر ابعاد اشتعال و انفجاری که در تقدیر است، می‌افزاید. از این‌رو سال آتشفشان و قیام در پیش است و چنین شد، آن‌قدر که نظم و نظام منطقه و تا حدودی وضعیت جهانی آشفته شد.

در میانهٔ آشفتگی و این‌همه آتش و دود و گرد و غباری که دیده‌ها را تار می‌کند، باید رکن رکین و چند اصل راهنما و عاری از ابهام جستجو کرد تا قابل تکیه باشد، ذهن را از پیچ و تاب برهاند تا مانند پر کاه در گردباد به این‌سو و آن‌سو نرود. این نیاز پیشتاز و هر شورشگر انقلابی است. در غیراینصورت به درجات در دام بقایای شیخ و شاه و کاتبان و جارچیان و روضه‌خوانان آنها می‌افتد.

۱-پس از ۳۶ سال و ۹ ماه از سلطنت خامنه‌ای، ولی‌فقیه جدید ”کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم“ بر تخت ولایت نشست. ولایت فقیه هم موروثی شد. حاصل سیاسی آن قبل از هر چیز پس زدن و پرتاب بچهٔ شاه به عقب است. یعنی تا وقتی آن یکی هست و تعیین‌تکلیف نشده، قیمت این یکی در بازار سیاست داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی کیفاً کمتر است. اگر کسی می‌خواست بچهٔ‌شاه را بر تخت بنشاند باید او را بلافاصله پس از هلاکت خامنه‌ای ”صدا می‌زد“ و به‌رسمیت می‌شناخت. اما یک هفته گذشت نه از بالا و نه از پایین خبری از ”صدا و رضا“ نشد و خبرگان، مجتبی را در یک هفته ”آیت‌الله“ کرد و بر تخت نشاند. در حالی‌که یک روز هم نباید به خبرگان فرصت می‌دادند. این نکته را زودتر از همه حسن روحانی رئیس‌جمهور اسبق رژیم و شاهزاده حسن خمینی دریافتند و سریع و خاضعانه بیعت کردند.

در زورآزمایی‌های پیشین هم دیدیم که خامنه‌ای در مقام ولایت رقیبان قدرتمندی مانند ”اکبر شاه“ و خاتمی و موسوی و روحانی را که تقاضای رفراندوم هم داشت، یکی پس از دیگری در هم پیچید و کنار گذاشت. اکنون در جنگ شاهزادگان هم دیدیم که مجتبی، حسن و رضا را در هم پیچید! این معنی مشخص انتخاب بچهٔ خامنه‌ای در عرصهٔ سیاسی و جنگ جانشینی در میان ورثهٔ شیخ و شاه است.

اما آیا این به‌معنی پایان ماجراست؟ خیر، جنگ قدرت پایانی جز مرگ ندارد. مگر این‌که از اساس فکر کسب قدرت را به کناری گذاشته و هم‌چون مقاومت ایران از روز نخست، عاری از هر گونه ابهام و تکلف و تعارف، هم‌چنان که مریم تأکید کرده است، بنا را بر انتقال قدرت و رأی ملت بگذاریم.

۲- ”جنگ بشردوستانه“ که تکیه کلام بچهٔ شاه است، منتهای ابتذال و دجالیت است. مضحک و حاکی از فقدان بینش سیاسی و تاریخی است. جنگ‌ها برای منافع مشخص صورت می‌گیرند و نقطهٔ عزیمتی جز این ندارند.

کسی که امروز خواهان ”جنگ بشردوستانه“ و ”حملات استراتژیک“ برای ”فروپاشی“ رژیم است تا دیروز سراپا ”خشونت پرهیز“ بود و قسم و آیه می‌خورد که ”متد مبارزه“ او همیشه پرهیز از خشونت و ”نافرمانی مدنی“ بوده است. قبل از آن هم دست‌بند سبز به دست می‌کرد:

  •  «ضمناً اضافه می‌کنم که از نظر متد مبارزه، من همیشه روش پرهیز از خشونت و کارنافرمانی مدنی رو تشویق کردم» (صدای آمریکا- ۲۲ خرداد ۱۳۹۷)
  •  «اگه باور نداشتم به خشونت‌پرهیزی که اصلاً مطرحش نمی‌کردم، ولی دلیلی داره. برای این‌که شما در اصل اگه بخواین هزینه تغییر رو به حداقل برسونید و به‌خصوص که پشت سر حرکتهایی که بر مبنای انتقام‌جویی و کشت و کشتار پایه‌ریزی بشه، اغلب نتیجه دموکراتیک ازش درنمیاد. یه حکومت دیکتاتوری رو با یه حکومت دیکتاتوری دیگر جایگزین می‌کنید» (رادیو فردا-۱۹ اسفند ۱۴۰۱)

دست‌بند سبز

۳-جنگ و بمباران، فرصت قیام نمی‌دهد. حتی برعکس رژیم از آن به‌عنوان سپر بلا، برای بستن شکافها و عجالتاً برون‌رفت از سایر بحرانها یا سرپوش گذاشتن بر آنها، استفاده می‌کند.

۴- فرضیه ”فروپاشی“ هوایی و خودبه‌خودی که عمود خیمهٔ شاهپرستان و مرکز ثقل بافته‌های میان‌تهی بچهٔ شاه است، به‌کلی باطل و موهوم است. نشان می‌دهد که او از مبانی ساختار رژیم ولایت فقیه و تاریخچهٔ آن بی‌اطلاع است و از آن فهمی ندارد.

این رژیم از هوا فرو نمی‌پاشد. از زمین و توسط یک نیروی مشخص، فروپاشانده و سرنگون می‌شود. فروپاشی خودبه‌خودی و قیام خودبه‌خودی جواب ندارد.

۵-سرنگون کردن رژیم ولایت فقیه نیازمند نیروی جنگنده و رزم‌آور بر روی زمین است. تشکیلات و سازمان رزم و ایدئولوژی مشخصی هم می‌خواهد. ”گارد جاویدان“ کاغذی نیست که بتوان آن را یک‌شبه با پروپاگاند و هوچیگری درست کرد. اگر می‌شد، چرا با ۴۷ سال تأخیر؟ ما برای تشکیل کانون‌های شورشی در فضای اختناق حداکثری ۱۲ سال بی‌وقفه کار کرده و قیمت داده‌ایم. آن هم با استفاده از تجارب گرانبهای ارتش آزادیبخش که سابقهٔ آن به ۱۳۶۶ برمی‌گردد. این با حباب‌سازی و حباب‌بازی متفاوت است!

در همینجا این را هم بگویم که اگر ارتش آزادیبخش با ۱۴ قرارگاه و سلاحها و مهماتش در کنار مرزهای خودمان در کمین بود و دست باز می‌داشت، بدون شک نتایج قیامهای ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ و ۴۰۴ سراپا متفاوت بود.

ما رسیدهای تحویل ۱۹ هزار و ۷۶۱ سلاح سبک و سنگین را به نیروهای آمریکایی در جنگ اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ در اختیار داریم که شامل۸۲۰ خودروی زرهی، هزار و ۱۲۳ تیربار زرهی، ۵۱۰ قبضه توپخانه، ۳۰۸ سلاح پدافندی، ۱۷ هزار قبضه سلاحهای پیاده و ۱۷ هزار و ۳۱۸ تن مهمات است.

۶- آمار عملیات ضداختناق کانون‌های شورشی در ۱۴۰۴ در میهن اشغال‌شده ۴۰۹۲ فقره و تعداد پراتیک‌های انقلابی در ۳۱ استان ۱۳ هزار و ۱۳۳ مورد شامل ۲۴۰ کارزار پیاپی یعنی دو سوم ایام سال بوده و از تلویزیون ملی ایران پخش شده است. کارزارهای بی‌وقفه در جمعه‌های زاهدان هم از دیماه ۱۴۰۱ تاکنون۱۷۲ هفته است، ادامه دارد. شرکت و حمایت از کارزار ”سه‌شنبه‌های نه به اعدام“ حسابی جداگانه دارد و در این آمار محسوب نشده است.

تشریح و توضیح آنچه کانون‌های شورشی از ۷ تا ۲۱ دیماه در جریان قیام در ۶۳۰ عملیات در مصاف با اهریمن و قوای دشمن ضدبشری در سراسر ایران انجام دادند، مبحث دیگری است. فقط تکرار می‌کنم که فرزندان رشید وطن درسهای ماندگار و فراموشی‌ناپذیر بر جای گذاشتند که روزگاری به آن خواهیم پرداخت. یادآوری می‌کنم که چندی پیش گفتم که از کانون‌های شورشی در قیام دیماه هنوز بیش از ۲ هزار نفر مفقود و ناپدید داریم که معلوم نیست چه تعداد دستگیر و چه تعداد شهید شده‌اند. اسامی و مشخصات همهٔ آنها موجود و قابل ارائه به هر دادگاه و مرجع بین‌المللی است.

اما بر تارک و فراتر از همهٔ اینها، که در آمار و ارقام بالا محسوب نشده و نمی‌گنجد، عملیات بزرگ و شگفت پتک آتشین در فروغ۲ در حمله به بیت‌العنکبوت خامنه‌ای در قلب تهران با شرکت ۲۵۰ نفر از مجاهدین در بامداد ۴ اسفند ۱۴۰۴ می‌درخشد و سزاوار کتابی ویژه است. بگذارید دشمن از سر ترس هر چه می‌خواهد بپوشاند و انکار کند اما اسامی دستگیر شدگان و مفقودین برای مراجع بین‌المللی ارسال شده در حالی‌که رژیم تا امروز حتی اسم یکی از آنها را (اعم از دستگیری یا شهید) اعلام نکرده است. ما باز هم به درخواستهای خود از گزارشگر ویژهٔ ملل متحد و نمایندگان سازمانهای بین‌المللی برای دیدار با نفرات دستگیر شده و رویت پیکرهای شهیدان ادامه می‌دهیم.

۷-در سال ۱۴۰۴ عملیات و کارزارهای مقاومت ایران در داخل میهن اشغال شده هم‌چون سالهای پیشین با بیشترین و گسترده‌ترین کارزارهای جهانی و حمایتهای بین‌المللی در ۵ قاره به همت و پایداری و وفای بیکران یاران شورشگر و اشرف‌نشان، ترکیب و تکمیل شد. با کهکشانها و کارزارهای پیاپی که در مجموع ۱۵۸۵ فقره تظاهرات و جلسات و تجمعات و نمایشگاهها در کشورهای مختلف جهان بود.

 

برای عبور مبارک و پیروزمند

از جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات در سال سرنوشت آماده و برپا شوید

رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران

ضامن پیروزی محتوم خلق ماست

زنده باد انقلاب دموکراتیک -برقرار باد جمهوری دموکراتیک

 

مسعود رجوی-۲ فروردین ۱۴۰۵






🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



مارکو روبیو وزیرخارجه آمریکا : تنگه هرمز؛ بحرانی که سرانجام دودش به چشم رژیم ایران خواهد رفت



        مارکو روبیو وزیرخارجه آمریکا : تنگه هرمز؛ بحرانی که  سرانجام دودش به چشم رژیم ایران خواهد رفت

واشنگتن طرح دریافت عوارض در تنگه هرمز را تهدیدی جهانی توصیف کرد

هم‌زمان با ادامه تنش‌ها میان حکومت آخوندی و کشورهای غربی، اظهارات تازه مقام‌های آمریکایی درباره تنگه هرمز بار دیگر این آبراه راهبردی را به مرکز بحران‌های بین‌المللی بازگرداند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اعلام کرد که هرگونه تلاش حکومت ایران برای دریافت عوارض در تنگه هرمز با مخالفت گسترده جهانی روبه‌رو خواهد شد. او هشدار داد که چنین اقدامی می‌تواند مسیر هرگونه توافق دیپلماتیک را مسدود کند.

مارکو روبیو روز جمعه اول خردادماه ۱۴۰۵، پیش از سفر به سوئد، در یک کنفرانس مطبوعاتی درباره طرح احتمالی حکومت ایران برای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری در تنگه سخن گفت. او تاکید کرد که «ایجاد سیستم دریافت عوارض در تنگه‌های بین‌المللی «غیرقانونی و غیرقابل قبول» است. مخالفت با این طرح تنها موضع آمریکا نیست و بسیاری از کشورهای جهان نیز با آن مخالف هستند».

وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد «واشنگتن در حال پیگیری قطعنامه‌ای در سازمان ملل است. این قطعنامه با حمایت بحرین ارائه شده و بیش از صد کشور آن را امضا کرده‌اند». روبیو گفت حتی کشورهایی مانند چین نیز با اقدام حکومت ایران در تنگه هرمز مخالفت کرده‌اند. او تاکید کرد که آزادی عبور و مرور دریایی در این منطقه برای اقتصاد جهانی حیاتی است.

تنگه هرمز و نگرانی قدرت‌های جهانی

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان محسوب می‌شود. بخش بزرگی از صادرات نفت کشورهای خلیج فارس از این مسیر عبور می‌کند. به همین دلیل هرگونه تنش در این تنگه می‌تواند بازار جهانی انرژی را دچار بحران کند. در سال‌های گذشته نیز سرکردگان حکومت ولایت فقیه بارها از بستن یا محدود کردن عبور کشتی‌ها در این منطقه سخن گفته بودند.

مارکو روبیو هشدار داد که «تلاش برای اجرای طرح دریافت عوارض در تنگه هرمز نه‌تنها یک چالش منطقه‌ای بلکه «تهدیدی برای کل جهان» است». او گفت «این اقدام می‌تواند امنیت تجارت جهانی را با خطر روبه‌رو کند». وزیر خارجه آمریکا همچنین تاکید کرد که اجرای چنین طرحی احتمال رسیدن به توافق دیپلماتیک را بسیار دشوار خواهد کرد.

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که واشنگتن از پیشرفت نسبی مذاکرات با حکومت ایران خبر داده است. با این حال مقام‌های آمریکایی می‌گویند اقداماتی مانند تهدید کشتیرانی بین‌المللی می‌تواند تمام روند مذاکرات را نابود کند. روبیو بدون اشاره مستقیم به جزئیات مذاکرات گفت آمریکا همچنان مسیر دیپلماسی را باز نگه داشته اما اقدامات تحریک‌آمیز حکومت آخوندی می‌تواند شرایط را تغییر دهد.

واکنش‌ها به تنش تازه بر سر تنگه هرمز

حکومت ایران تلاش می‌کند از موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز به عنوان ابزار فشار سیاسی استفاده کند. این در حالی است که کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی بارها هشدار داده‌اند امنیت این مسیر دریایی نباید به ابزار باج‌گیری سیاسی تبدیل شود.

در سال‌های گذشته نیز تنش‌های مرتبط با این تنگه باعث افزایش حضور نظامی آمریکا و متحدانش در خلیج فارس شده بود. اکنون نیز برخی ناظران معتقدند طرح دریافت عوارض می‌تواند بحران تازه‌ای در منطقه ایجاد کند. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تاکنون چندین بار نسبت به تهدید امنیت کشتیرانی هشدار داده‌اند.

حکومت ایران هنوز به‌صورت رسمی جزئیات دقیقی از طرح دریافت عوارض در تنگه هرمز منتشر نکرده است. با این حال مقام‌های آمریکایی می‌گویند جامعه جهانی این اقدام را نقض قوانین بین‌المللی می‌داند. روبیو تاکید کرد که اجماع جهانی علیه چنین طرحی شکل گرفته و بسیاری از کشورها آماده حمایت از قطعنامه سازمان ملل هستند.

در ماه‌های اخیر، بحران اقتصادی، فشار تحریم‌ها و انزوای سیاسی حکومت ایران افزایش یافته است. بسیاری از منتقدان حکومت آخوندی معتقدند حاکمیت تلاش می‌کند با ایجاد تنش‌های منطقه‌ای، فشارهای داخلی را تحت‌الشعاع قرار دهد. با این حال افزایش تنش در تنگه هرمز می‌تواند پیامدهای سنگینی برای اقتصاد ایران و امنیت منطقه به همراه داشته باشد.

بحران تازه بر سر تنگه هرمز بار دیگر شکاف عمیق میان حکومت ایران و جامعه جهانی را آشکار کرده است. هشدارهای آمریکا و حمایت گسترده کشورها از قطعنامه سازمان ملل نشان می‌دهد که هرگونه اقدام برای محدود کردن عبور کشتی‌ها با واکنش بین‌المللی روبه‌رو خواهد شد. در شرایطی که حکومت ایران با بحران‌های داخلی و خارجی متعددی دست‌وپنجه نرم می‌کند، افزایش تنش در تنگه هرمز می‌تواند انزوای سیاسی و اقتصادی حکومت آخوندی را بیش از گذشته تشدید کند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

تجمع اعتراضی دانش‌آموزان خرم‌آباد علیه امتحانات حضوری؛ درگیری با نیروهای سرکوبگر



                        تجمع اعتراضی دانش‌آموزان خرم‌آباد علیه امتحانات حضوری؛ درگیری با نیروهای سرکوبگر


جمعی از دانش‌آموزان خرم‌آباد روز شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به حضوری شدن امتحانات، مقابل اداره‌کل آموزش و پرورش استان لرستان تجمع اعتراضی برگزار کردند و با سردادن شعارهایی علیه مدیران آموزش و پرورش، خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.

بر اساس گزارشهای محلی، این تجمع با دخالت نیروهای پلیس و یگان ویژه همراه شد. دانش‌آموزان معترض می‌گویند ماه‌هاست با مشکلاتی مانند اختلال گسترده در روند آموزش، ضعف اینترنت و شرایط نابرابر آموزشی روبه‌رو هستند و مسئولان به جای پاسخگویی به خواسته‌های آنان، اقدام به سرکوب اعتراضات کرده‌اند.

گزارشها حاکی است نیروهای یگان ویژه برای متفرق کردن تجمع‌کنندگان به دانش‌آموزان حمله کرده و شماری از آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند. هم‌چنین گفته می‌شود از گاز اشک‌آور نیز علیه دانش‌آموزان استفاده شده است.

این تجمع در حالی برگزار شد که در روزهای گذشته نیز دانش‌آموزان در شهرهایی مانند شهرکرد و بیرجند نسبت به‌نحوه برگزاری امتحانات و شرایط آموزشی دست به تجمع اعتراضی زده بودند.

در پی اعتراضات دانش‌آموزان در لرستان، مقامات آموزش و پرورش استان اعلام کردند تمامی امتحانات پایه‌های هفتم تا دهم در این استان به‌صورت مجازی برگزار خواهد شد.

 

  • عقب‌نشینی آموزش‌وپرورش لرستان پس از اعتراض دانش‌آموزان

  • تصاویری دیگری از تجمع اعتراضی دانش آموزان در خرم آباد



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

«شایستگی» در مکتبِ سرکوب - حمایت وتائید جلاد ثابتی توسط مزدور فرومایه وشاگرد لاجوردی مصداقی



           «شایستگی» در مکتبِ سرکوب  - حمایت وتائید جلاد ثابتی توسط مزدور فرومایه وشاگرد لاجوردی مصداقی 

مصداقی، این فرومایه، که مرزهای فرومایگی را در سراسر تاریخِ سیاهِ استبداد عمامه پرستی و تاج پرستی را پشت سر گذاشته است, „شایستگی» جلادی چون ثابتی را در مجمع «عدالت» تاج پرستان تایید کرد. آنچه او «شایستگی» می‌نامد، نه فضیلت انسانی، نه خرد سیاسی و نه خدمت به جامعه، بلکه مهارت در سرکوب، شکار اندیشه و خفه‌کردن نفسِ آزادی است. در قاموس اینان، شایسته کسی است که بتواند جان انسان را بی‌لرزش بگیرد، کرامت آدمی را خرد کند، ناخن از دست زندانی بکشد، قلب هزاران مادر و پدر را داغدار کند و کودکان را در سوگ پدران و مادرانشان یتیم بر جای بگذارد.

دستگاه جهنمی ساواک کارخانهٔ تولید خوف و تحقیر و‌مرگ و رنج بود. از نگاه این فرومایه شلاق، اعتراف اجباری، سلول انفرادی و تحقیر انسان، به «شایستگی» ارتقا می یابد تا آزادی، چونان مجرمی خطرناک، به زنجیر کشیده شود. آنچه امروز از دهان این چهره‌های فرورفته در تباهی بیرون می‌ریزد (از جمله مصداقی)، محصول سال‌ها آموزش در مکتب نفرت و مرگ است؛ همان شریعت متعفنی است که خمینی بنیان گذاشت و ثمره همان کلاس‌های دهشتناکی است که لاجوردی در زندان‌ها برپا کرد؛ کلاس‌هایی که در آن، انسانیت تحقیر می‌شد و قساوت، پاداش می‌گرفت. یکی از شاگردان «شایسته» این فرومایه بود، فرومایه ای که تجسم فرومایگی دوران ما است.

در چنین نظمی، ارتقا نه بر پایهٔ دانش، اخلاق یا خدمت، بلکه بر اساس میزان وفاداری به خشونت و فرومایگی تعریف می‌شود. هرچه سنگدل‌تر، مقرب‌تر؛ هرچه بی‌رحم‌تر، «شایسته‌تر». این وارونگیِ اخلاق، جامعه را به جایی رساند که شکنجه‌گر در جای معلم نشست، زندانبان ردای قضاوت پوشید و قاتل، خود را پاسدار ارزش‌ها نامید.

در ساختارهای استبدادی، شکنجه صرفاً یک ابزار امنیتی نیست؛ بلکه به بخشی از جهان‌بینی سیاسی قدرت تبدیل می‌شود. حکومت‌هایی که بقای خود را نه بر رضایت عمومی بلکه بر ترس، ارعاب و خاموش‌کردن صداهای مخالف بنا می‌کنند، ناگزیر به تولید و بازتولید چهره‌هایی هستند که بتوانند خشونت را توجیه، عادی‌سازی و حتی تقدیس کنند. در چنین نظامی، مدافع شکنجه تنها یک مأمور یا بازجو نیست؛ او به سخنگوی فلسفهٔ سرکوب بدل می‌شود. مصداقی متشرع دستگاه شریعت شکنجه است که مدام «فتوی» صادر می کند.

چهرهٔ منفور مصداقی را می‌توان در همین چارچوب فهمید؛ کسی که نه‌تنها از سرکوب دفاع می‌کند، بلکه می‌کوشد خشونت علیه انسان را به‌عنوان ضرورتی سیاسی و اخلاقی بازنمایی کند. در گفتار این‌گونه چهره‌ها، قربانی هرگز «انسان» نیست؛ بلکه «دشمن»، «فتنه‌گر» یا «تهدید امنیت» معرفی می‌شود تا اعمال خشونت علیه او مشروع جلوه کند. این همان مکانیسم خطرناکی است که در بسیاری از نظام‌های تمامیت‌خواه تاریخ دیده‌ایم: حذف انسانیت از چهرهٔ قربانی، تا شکنجه‌گر بتواند بدون احساس مسئولیت اخلاقی عمل کند.

در این منطق، زندان تنها محل نگهداری مخالفان نیست؛ آزمایشگاهی برای شکستن ارادهٔ انسان است. اعتراف اجباری، تحقیر، انفرادی، تهدید خانواده و خشونت جسمی، همه به ابزارهایی برای تولید «اطاعت» تبدیل می‌شوند. مدافعان این دستگاه اندیشه کش، تلاش می‌کنند چنین اعمالی را نه جنایت، بلکه «حفظ نظام» یا «ضرورت انقلابی» بنامند. درست در همین نقطه است که زبان سیاسی آلوده می‌شود؛ واژه‌هایی چون عدالت، امنیت و ارزش، معنای واقعی خود را از دست می‌دهند و در خدمت سرکوب قرار می‌گیرند.

ریشهٔ این ذهنیت را باید در سنتی جست‌وجو کرد که از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی، خشونت ایدئولوژیک را امری مشروع معرفی کرد؛ سنتی که در آن فرومایگانی چون مصداقی تربیت شدند و آموزش دیدند.در آن دستگاه، شکنجه نه انحراف از نظام، بلکه بخشی از منطق درونی آن بود؛ روشی برای ساختن جامعه‌ای مطیع و خاموش.

چهره‌هایی مانند مصداقی، محصول همین فرهنگ سیاسی‌اند؛ فرهنگی که در آن قساوت، نشانهٔ وفاداری و سنگدلی، معیار «شایستگی» تلقی می‌شود. آنان می‌کوشند حافظهٔ جمعی جامعه را انکار یا تحریف کنند، اما خاطرهٔ رنج زندانیان، مادران داغدار و نسل‌هایی که زیر فشار سرکوب زیسته‌اند، همچنان زنده است. تاریخ نیز بارها نشان داده است که هیچ دستگاهی که بر شکنجه و تحقیر انسان بنا شده باشد، نمی‌تواند برای همیشه دوام بیاورد؛ زیرا خشونت شاید بتواند بدن‌ها را به بند بکشد، اما قادر نیست میل انسان به آزادی و کرامت را نابود کند.

از تاریخ می آموزیم که حکومت‌هایی که بر تحقیر انسان و سرکوب آزادی بنا می‌شوند، هرچند بتوانند مدتی خیابان را خاموش کنند، سرانجام در برابر حافظهٔ جمعی مردم و ارادهٔ آزادی‌خواهانهٔ جامعه فرومی‌ریزند. زیرا هیچ قدرتی، هرقدر مسلح و خشن، نمی‌تواند برای همیشه حقیقت را در سلول انفرادی زندانی کند.

عزیز فولادوند



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

وال استریت ژورنال: بابک زنجانی ۸۵۰ میلیون دلار پول به ایران منتقل کرد - افشای ابعاد جدیدی از شبکه مالی بابک زنجانی برای انتقال ارز به ایران



وال استریت ژورنال: بابک زنجانی ۸۵۰ میلیون دلار پول به ایران منتقل کرد - افشای  ابعاد جدیدی از شبکه مالی بابک زنجانی برای انتقال ارز به ایران 

گزارش تازه وال‌استریت ژورنال ابعاد جدیدی از شبکه مالی بابک زنجانی را فاش کرد

گزارش تازه روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال، بار دیگر نام بابک زنجانی را به صدر اخبار بازگردانده است. این گزارش می‌گوید بابک زنجانی، فعال اقتصادی نزدیک به ساختار قدرت در حکومت آخوندی، از طریق شبکه‌ای از حساب‌های رمزارزی در صرافی بایننس، صدها میلیون دلار تراکنش مالی انجام داده است. این تراکنش‌ها، به گفته منابع داخلی بایننس، بارها مشکوک تشخیص داده شدند اما فعالیت حساب‌های مرتبط با زنجانی برای ماه‌ها ادامه یافت.

بر اساس این گزارش، زنجانی طی دو سال دست‌کم ۸۵۰ میلیون دلار جابه‌جایی مالی انجام داده است. وال‌استریت ژورنال می‌نویسد این مبالغ بخشی از شبکه بزرگ‌تری بوده‌اند که میلیاردها دلار سرمایه را در سال‌های اخیر منتقل کرده‌اند. این جریان‌های مالی، طبق اسناد داخلی بایننس، به شبکه‌های تامین مالی سپاه پاسداران متصل بوده‌اند.

شبکه حساب‌های مرتبط با بابک زنجانی

گزارش وال‌استریت ژورنال نشان می‌دهد بابک زنجانی تنها از یک حساب استفاده نکرده است. این شبکه شامل چندین حساب وابسته به افراد نزدیک به او بوده است. نام خواهر زنجانی، شریک عاطفی او و مدیر یکی از شرکت‌هایش در میان صاحبان حساب‌ها دیده می‌شود.

بررسی‌های داخلی بایننس نشان داده این حساب‌ها از مجموعه‌ای مشترک از دستگاه‌ها استفاده می‌کردند. تیم‌های نظارتی بایننس این الگو را نشانه‌ای روشن از تلاش برای پنهان کردن هویت واقعی کاربران و دور زدن تحریم‌های آمریکا علیه حکومت ایران ارزیابی کرده‌اند.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است که هشدارهای متعدد درباره فعالیت این حساب‌ها به مدیران بایننس ارسال شده بود. با این حال، حساب اصلی مرتبط با بابک زنجانی برای ماه‌ها فعال باقی ماند و تراکنش‌ها ادامه پیدا کرد.

بابک زنجانی و سابقه دور زدن تحریم‌ها

نام بابک زنجانی از سال‌ها پیش با پرونده‌های فساد مالی و دزدی‌های کلان و دادن رشوه به سردمداران حکومتی و دور زدن تحریم‌ها گره خورده است. او در دوران تحریم‌های گسترده نفتی، یکی از چهره‌های اصلی انتقال پول و فروش نفت حکومت ایران محسوب می‌شد. مقام‌های حکومتی بارها اعلام کردند که زنجانی میلیاردها دلار از درآمد نفتی را بازنگردانده است.

با وجود بازداشت و صدور حکم سنگین برای بابک زنجانی، گزارش تازه وال‌استریت ژورنال نشان می‌دهد شبکه‌های مالی مرتبط با او همچنان فعال بوده‌اند. این موضوع بار دیگر پرسش‌هایی جدی درباره ارتباط ساختارهای قدرت با شبکه‌های مالی غیرشفاف مطرح کرده است.

کارشناسان اقتصادی می‌گویند استفاده از رمزارزها در سال‌های اخیر به یکی از ابزارهای مهم حکومت ایران برای دور زدن تحریم‌ها تبدیل شده است. نبود شفافیت در برخی صرافی‌های بین‌المللی نیز امکان انتقال منابع مالی را آسان‌تر کرده است.

نقش بایننس در این پرونده

در گزارش وال‌استریت ژورنال، عملکرد صرافی بایننس نیز زیر ذره‌بین قرار گرفته است. این رسانه می‌نویسد تیم‌های تطبیق و نظارت داخلی بایننس بارها درباره حساب‌های مرتبط با بابک زنجانی هشدار داده بودند. با این حال، اقدام موثری برای توقف فوری این حساب‌ها انجام نشد.

بایننس در سال‌های گذشته بارها به دلیل ضعف در اجرای قوانین مقابله با پولشویی و تحریم‌ها مورد انتقاد قرار گرفته است. نهادهای نظارتی آمریکا نیز تحقیقات متعددی درباره فعالیت این صرافی انجام داده‌اند.

افشای تازه درباره زنجانی در شرایطی منتشر می‌شود که فشارهای بین‌المللی علیه شبکه‌های مالی حکومت ایران افزایش یافته است. کشورهای غربی تلاش می‌کنند مسیرهای تامین مالی سپاه پاسداران و نهادهای وابسته را محدود کنند.

پرونده تازه بابک زنجانی تنها یک رسوایی اقتصادی نیست. این گزارش تصویری از شبکه‌های پیچیده مالی ارائه می‌دهد که سال‌ها در سایه تحریم‌ها و نبود شفافیت رشد کرده‌اند. انتشار این اسناد بار دیگر نشان می‌دهد ساختار اقتصادی حکومت ایران چگونه به شبکه‌ای از واسطه‌ها، حساب‌های پنهان و مسیرهای غیررسمی مالی وابسته شده است؛ شبکه‌ای که هزینه آن را مردم ایران با فقر، تورم و فروپاشی اقتصادی پرداخت می‌کنند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

آیا نزاع مجاهدین خلق با رضا پهلوی بر سر قدرت در آینده ایران است؟ - چرا رضا پهلوی مانع سرنگونی رژیم آخوندی است ؟



آیا نزاع مجاهدین خلق با رضا پهلوی بر سر قدرت در آینده ایران است؟  - چرا رضا پهلوی مانع سرنگونی رژیم آخوندی است ؟


پهلوی چگونه مانع سرنگونی ولایت فقیه است؟

در ظاهر، اختلاف میان سازمان مجاهدین خلق با رضا پهلوی و جریان سلطنت بر سر شکل نظام آینده ایران تعریف می‌شود؛ یکی مدافع جمهوری و دیگری نماد بازگشت و احیای پادشاهی خواهی است. اما اگر این نزاع را صرفاً در همین سطح متوقف کنیم، در واقع مهم‌ترین لایه آن را نادیده گرفته‌ایم. مسئله اصلی نه «سلطنت یا جمهوری»، بلکه نسبت هر جریان با «فرایند سرنگونی» و امکان شکل‌گیری یک جنبش انقلابی سازمان‌یافته در ایران است.

از منظر مجاهدین خلق، جریان سلطنت‌طلب صرفاً یک رقیب سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از سازوکاری است که به دلیل هم‌خونی و هم سنخی با دیکتاتوری مذهبی ، انرژی رادیکال جامعه را مهار، منحرف و خنثی می‌کند. این تلقی اگرچه در ادبیات سیاسی روزمره تند به نظر می‌رسد، اما در علوم اجتماعی و نظریه‌های مربوط به خاستگاه فاشیسم و اقتدارگرایی، ریشه‌ای جدی و قابل بررسی تاریخی دارد.

جامعه‌شناس آلمانی هربرت مارکوزه در کتاب انسان تک‌ساحتی توضیح می‌دهد که نظام‌های سلطه، تنها از طریق سرکوب مستقیم دوام نمی‌آورند؛ بلکه مهم‌تر از آن، «اعتراض را بی‌خطر می‌کنند». به تعبیر او، قدرت سیاسی زمانی احساس امنیت می‌کند که خشم اجتماعی به نمایش فرهنگی، ژست نمادین و تخلیه احساسی تقلیل یابد. این همان نقطه‌ای است که منتقدان سلطنت، عملکرد مشکوک آنان در اعتراضات ۱۴۰۱ مورد مداقه قرار می‌دهند.

قیام ۱۴۰۱ در آغاز، واجد ویژگی‌هایی بود که هر جنبش انقلابی کلاسیک داراست: نفی کامل نظم موجود، رادیکالیسم خیابانی، عبور از اصلاح‌طلبی و شکل‌گیری هسته‌های مقاومت محلی که جنبش زنان و جوانان را رهبری می کرد.. اما به‌تدریج، بخش بزرگی از فضای رسانه‌ای مدعیان  اپوزیسیون، به‌جای تمرکز بر سازماندهی، اعتصاب، استمرار مبارزه و دمیدن در رادیکالیزم قیام برای سرنگونی نظام، به سمت نمادسازی‌های کم‌هزینه سوق داده شد؛ از جشن‌های خیابانی و کارناوال‌سازی سیاسی تا تقلیل مبارزه به کنش‌های فردی و نمایشی. در چنین وضعیتی، اعتراض از «تهدید ساختاری» به «رویداد فرهنگی» تنزل پیدا می‌کندجریان سلطنت و رسانه‌های همسو با آنان بیش از هر کسی در این وضعیت نقش داشتند.

این پدیده را می‌توان با نظریه‌های مربوط به خاستگاه فاشیسم نیز توضیح داد. تاریخ‌نگار آمریکایی روبرت پاکستون در کتاب کالبدشکافی فاشیسم می‌نویسد: «نیروهای محافظه‌کار، زمانی به سمت بسیج توده‌ای می‌روند که بخواهند انرژی انقلابی جامعه را مهار کنند، نه اینکه نظم موجود را واژگون سازند.»

بنابراین می بینیم که، مسئله فقط بازگشت سلطنت نیست؛ بلکه کارکرد سیاسی جریانی است که به باور بسیاری از منتقدان، رادیکالیسم انقلابی را از محتوا تهی می‌کند. در این چارچوب، دعوای مجاهدین و سلطنت‌طلبان، بیش از آنکه بر سر «گذشته» باشد، بر سر «سرنوشت نیروی انقلابی» سرنگون کننده است.

در قیام دیماه ۱۴۰۴نیز بار دیگر رضا پهلوی و جریانش در بزنگاه تاریخی به تاراج قیام مردم نشستند. اعتراضاتی که از هفتم دی آغاز شد، به‌سرعت ماهیتی سرنگون‌کننده یافت.کانون‌های شورشی در کنار شورشگران جوان به تسخیر برخی شهرها و مراکز رژیم پرداختند و رادیکالیزم قیام با هدف قرار دادن عوامل سرکوب توسط جوانان درحال وارد کردن ضربات جانکاه به رژیم بود. رژیم در دو راهی بین سرکوب تمام عیار یا سرکوب مهار شده به سبک ۱۴۰۱گرفتار شده بود .اما یک باره در دهمین روز قیام سرو کله رضا پهلوی پیدا شد. رضا پهلوی، بر ضرورت حمایت خارجی، فشار بین‌المللی و حتی دخالت بیرونی تحت عنوان حمایت از قیام تأکید کرد. این فراخوان و این موضع‌گیری نه‌تنها کمکی به جنبش نکرد، بلکه به حکومت امکان داد که معترضان را به «همکاری با بیگانه» متهم کند و زمینه روانی و تبلیغاتی سرکوب خونین ۱۸ و ۱۹ دی را فراهم سازد.

هانا آرنت در خاستگاه‌های توتالیتاریسم توضیح می‌دهد که حکومت‌های اقتدارگرا، همواره مخالفان داخلی را به «دشمن خارجی» پیوند می‌زنند تا خشونت علیه آنان را مشروع جلوه دهند. از همین رو، هر اپوزیسیونی که مبارزه داخلی را به پروژه مداخله خارجی گره بزند، ناخواسته در زمین تبلیغاتی رژیم بازی می‌کند.

تجربه تاریخی نیز این مسئله را تأیید می‌کند. موسیلینی دیکتاتور فاشیست ایتالیا، مخالفان خود را «ضدملت» می‌نامید و فرانکو در جنگ داخلی اسپانیا، جمهوری‌خواهان را «مزدور قدرت‌های خارجی» معرفی می‌کرد. در همه نظام‌های اقتدارگرا، پیوند دادن اعتراض داخلی با «بیگانه»، مقدمه سرکوب گسترده بوده است. اما رضا پهلوی نه تنها تلاش کرد قیام مردم را قدرت خارجی پیوند بزند و از این طریق وعده حمایت به تظاهرکنندگان بدهد بلکه به سخیف‌ترین شکل با برافراشتن پرچم کشورهای مهاجم در تظاهرات خارج کشور تلاش کرد بین یک نیروی آزادیبخش قیام مردم و نیروی مهاجم « این همانی کند».این امر دست فاشیستهای حاکم بر تهران را برای کشتار بیرحمانه مردم و جوانان و نمایش کیسه‌های سیاه جسد باز کرد.

اما شاید مهم‌ترین وجه عملکرد جریان پهلوی ایجاد تشتت و دودستگی میان اپوزیسیون است . جریان سلطنت‌طلب، نه در جهت ایجاد یک جبهه متحد انقلابی، بلکه در مسیر قطبی‌سازی، شخصی‌سازی سیاست و منحرف کردن نیروهای رادیکال جوان عمل می‌کند. نتیجه این روند، پراکندگی انرژی اجتماعی و فرسایش نیروی مبارزه است.

آنتونیوی گرامشی  این وضعیت را «هژمونی فرهنگی» می‌نامید؛ یعنی زمانی که طبقه یا جریان مسلط، بدون نیاز به سرکوب مستقیم، ذهن و تخیل سیاسی جامعه را کنترل می‌کند. در چنین وضعیتی، حتی نیروهای معترض نیز در چارچوبی بازی می‌کنند که نظم مسلط تعیین کرده است.

از نگاه مجاهدین خلق مساله با سلطنت‌طلبان و طیف وابسته به رضا پهلوی صرفا یک اختلاف سیاسی نیست . آنان معتقدند که جریان سلطنت‌طلب، به‌دلیل ماهیت ارتجاعی و فاشیستی، رسانه‌محور و وابسته به حمایت خارجی خود، عملاً در برابر شکل‌گیری یک جنبش انقلابی سازمان‌یافته قرار می‌گیرد. جنبشی که هدفش نه اصلاح ساختار قدرت، بلکه سرنگونی کامل آن است.

تا آنجا که به مجاهدین بر می گردد بارها اعلام کرده بودند که ما در قدرت رقیب کسی نیستم همان طور که در فدا و فدیه کسی رقیب ما نیست.

بنابراین، مناقشه میان این دو جریان را نمی‌توان صرفاً دعوایی بر سر «آینده ایران» دانست. مسئله اصلی بر سر این پرسش است که چه نیرویی اساسا خواست و اراده و ظرفیت عبور از نظم موجود را دارد و چه جریانی، آگاهانه به سوپاپ اطمینان بقای فاشیزم دینی حاکم تبدیل می‌شود. در این معنا، دعوای واقعی نه بر سر تاج و جمهوری، بلکه بر سر «امکان انقلاب» است.



زیرنویس‌ها و منابع

۱. The Anatomy of Fascism — Robert O. Paxton, 2004.
۲. The Origins of Totalitarianism — Hannah Arendt, 1951.
۳. Selections from the Prison Notebooks — Antonio Gramsci, 1971 edition.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7