۱۴۰۵ تیر ۱۸, پنجشنبه

ترامپ: آتش‌بس با ایران تمام شد؛امشب ضربه بدی به رژیم ایران خواهیم زد



ترامپ: آتش‌بس با ایران تمام شد؛امشب ضربه بدی به رژیم ایران خواهیم زد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با لحنی کم‌سابقه از پایان تفاهم‌نامه و آتش‌بس با ایران خبر داد و اعلام کرد دیگر تمایلی به تعامل مستقیم با مقام‌های رژیم ایران ندارد. ترامپ روز چهارشنبه ۱۷ تیر، ساعاتی پس از حملات ارتش آمریکا به اهدافی در ایران، در حاشیه نشست ناتو در آنکارا و در کنار مارک روته، دبیرکل این پیمان، گفت به اعتقاد او تفاهم‌نامه اخیر میان تهران و واشینگتن عملاً پایان یافته است.

او با حمله‌ای لفظی به مقام‌های رژیم ایران، آنان را «شرور، بیمار و فریبکار» توصیف کرد و مدعی شد که تهران بار دیگر تعهدات خود را زیر پا گذاشته است.

رئیس‌جمهور آمریکا گفت حملات بامداد چهارشنبه در پاسخ به حملات موشکی و پهپادی منتسب به ایران علیه کشتی‌ها در منطقه انجام شده و شدت آن «چندین برابر» عملیات‌های پیشین بوده است.

ترامپ اظهار داشت: «به آن‌ها فرصت دادیم، اما به جای پایبندی به توافق، دوباره به کشتی‌ها حمله کردند. به همین دلیل پاسخ آمریکا بسیار شدیدتر بود.»

او همچنین مدعی شد که سال‌هاست هدف اصلی برنامه‌های ترور رژیم ایران بوده و افزود: «من نفر اول فهرست آن‌ها هستم. تا امروز خوش‌شانس بوده‌ام، اما معلوم نیست این خوش‌شانسی تا چه زمانی ادامه داشته باشد.»

هشدار دوباره درباره حملات بیشتر

ترامپ در ادامه با متهم کردن حاکمان ایران به حمایت از خشونت و کشتار، تأکید کرد که ایالات متحده هرگز اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.

او در عین حال گفت هنوز امکان گفت‌وگو میان مذاکره‌کنندگان دو کشور وجود دارد، اما از دید او ادامه مذاکره با مقام‌های رژیم ایران «اتلاف وقت» است.

رئیس‌جمهور آمریکا همچنین مدعی شد که مقام‌های ایران به‌طور مداوم توافق‌ها را نقض می‌کنند، به رسانه‌ها اطلاعات نادرست می‌دهند و قابل اعتماد نیستند.

ترامپ در بخش دیگری از سخنانش با استفاده از تعبیری تند، رژیم ایران را به «سرطان» تشبیه کرد و گفت: «سرطان را باید هرچه زودتر ریشه‌کن کرد.»

او ساعاتی بعد و پیش از دیدار با ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، بار دیگر درباره ادامه عملیات نظامی هشدار داد و گفت: «فقط می‌خواهم یک هشدار بدهم؛ امشب ضربه سختی به آن‌ها خواهیم زد.»

ارتش آمریکا سه‌شنبه شب اعلام کرد در واکنش به حملات منتسب به ایران علیه کشتی‌ها در تنگه هرمز، اهدافی را در جنوب ایران هدف قرار داده است.

در جریان دیدار با زلنسکی نیز ترامپ بار دیگر از رفتار تهران انتقاد کرد و گفت: «آن‌ها هر روز توافق را نقض می‌کنند، دروغ می‌گویند، تقلب می‌کنند و مردم را می‌کشند.»

ایران و آمریکا پیش‌تر در قالب یک تفاهم‌نامه بر سر آتش‌بس و ادامه مذاکرات هسته‌ای به توافق رسیده بودند و این آتش‌بس در ۲۵ خرداد برای ۶۰ روز دیگر تمدید شده بود. بر اساس این توافق، ایران تنگه هرمز را بازگشایی کرد و آمریکا نیز محاصره دریایی ایران را متوقف ساخت.

با این حال، در روزهای اخیر تنش‌ها دوباره افزایش یافت و پس از حملات پهپادی منتسب به ایران علیه چند کشتی در تنگه هرمز، آمریکا با حملات نظامی جدید به این اقدامات پاسخ داد؛ رخدادی که به گفته ترامپ، پایان عملی آتش‌بس و تفاهم‌نامه میان دو کشور را رقم زده است.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




افول عبرت‌انگیز بچه‌ٔ شاه در افق واقعیت‌های سیاسی ایران - ناپدید شدن ناگهانی از صفحات اخبار و وزن واقعی سیاسی



افول عبرت‌انگیز بچه‌ٔ شاه در افق واقعیت‌های سیاسی ایران  - ناپدید شدن ناگهانی از صفحات اخبار و وزن واقعی سیاسی


افول عبرت‌انگیز بچه‌ٔ شاه در افق واقعیت‌های سیاسی ایران

در فضای پرشتاب رسانه‌های نوین، مرز میان «نماد تبلیغاتی» و «رهبر سیاسی» بیش از هر زمان دیگری مخدوش شده است. فرآیند تبدیل یک چهره موروثی به لیدر جریان‌های عمیق اجتماعی، بدون پشتوانه تشکیلاتی و پایگاه بومی، جریانی است که بارها در تاریخ معاصر خاورمیانه آزمایش شده و به شکست انجامیده است. نشریه معتبر ایتالیایی «پانوراما» (Panorama) در گزارشی استراتژیک، به بررسی پدیده توهم بازگشت فرزند آخرین شاه ایران به هرم قدرت پرداخته و کناره‌گیری سریع پسر آخرین شاه ایران از مرکز توجه را نشانه‌ای بر این دانسته که تبدیل کردن یک نماد رسانه‌‌ای به یک رهبر سیاسی تا چه اندازه خطرناک است؛ اقدامی روبنایی که امیدهای غرب را با واقعیت ملموس ایران درهم می‌آمی‌زد.

ناپدید شدن ناگهانی از صفحات اخبار و وزن واقعی سیاسی

این نشریهٔ ایتالیایی نوشته است. ماه‌ها بود که مصاحبه‌ها، همایش‌ها، دیدارهای رسمی و حضور غلیظ رضا پهلوی در رسانه‌ها، از نگاه بسیاری از ناظران غربی، او را به فردی تبدیل کرده بود که قرار است سقوط نظام ایران را رهبری کند. گویی سرنوشت ایران از پیش رقم خورده بود و فرزند آخرین شاه آماده بود میراث قدرت را در دست بگیرد. اما امروز او تقریباً از صفحات اخبار ناپدید شده است و این سکوت ناگهانی باید مایه تأمل و بازنگری عمیق تحلیل‌گران غربی باشد. واقعیت این است که از همان ابتدا نیز آشکار بود روایت ساخته‌شده پیرامون پهلوی، تا حد زیادی با وزن واقعی سیاسی و میزان نفوذ عملیاتی او در داخل کشور تناسبی نداشت.

شکست الگوهای کلاسیک رسانه‌‌ای در برابر پیچیدگی‌های جامعه ایران

طبق گزارش این نشریه، در هفته‌های پرتنش جنگ اسراییل و آمریکا با نظام ایران، تقریباً این باور در محافل غربی شکل گرفته بود که ساختار سیاسی ایران در آستانه فروپاشی است و تنها کافی است برای «روز بعد» چهره‌ای شناخته‌شده پیدا شود. این همان الگوی خطرسازی است که بارها در تاریخ معاصر خاورمیانه (نظیر بحران عراق) دیده شده است: جست‌وجوی «فرد مناسب» برای قرار دادن در برابر حکومت وقت.

اما تاریخ تحولات اجتماعی نشان داده است که تغییر حکومت‌ها در همایش‌های بین‌المللی ساخته نمی‌شوند و از دل کارزارهای رسانه‌‌‌ای و روابط عمومی به‌وجود نمی‌آیند. چنین تحولاتی به حمایت گسترده داخلی، ساختاری سازمان‌یافته، طبقه‌ای از مدیران کارآمد و مشروعیتی نیاز دارند که به هیچ عنوان نمی‌تواند از خارج از کشور تأمین یا تزریق شود.

تمایز بنیادین میان مخالفت با نظام و طرفداری از پهلوی

پانورما می‌افزاید یکی از خطاهای محاسباتی برجسته غربی‌ها، یکسان‌انگاری هر گونه اعتراض داخلی با پادشاهی‌خواهی است. مخالف نظام ایران بودن، الزاماً به‌معنای طرفداری از پهلوی نیست. این تمایز حیاتی، در بسیاری از تحلیل‌های ژورنالیستی غربی کاملاً نادیده گرفته شده است. به نظر می‌رسد که بار دیگر، روایتی ساده و هالیوودی بر واقعیتی بسیار پیچیده‌تر ترجیح داده شده است.

این تصویرسازی ایده‌آلیستی، در نهایت انتظاراتی غیرواقع‌بینانه ایجاد کرد و اکنون به نظر می‌رسد که رویدادهای میدانی و عینی از آن پیشی گرفته‌اند. پیچیدگی و پویایی جامعه ایران قربانی تبلیغات رسانه‌‌ای و نیاز مبرم غرب به یافتن چهره‌ای شد که بتوان آن را به‌سادگی به افکار عمومی غرب عرضه کرد. پهلوی امروز، طبعاً هم‌چنان به فعالیت سیاسی خود در حاشیه جریان‌های تبعیدی ادامه می‌دهد، اما با همان سرعتی که وارد مرکز توجه رسانه‌ها شده بود، از آن خارج شده است.

بی‌اعتبار بودن پروژه‌های سیاسی گلخانه‌‌ای

از دید نشریهٔ ایتالیایی پانوراما، افول زود هنگام حضور رسانه‌‌ای رضا پهلوی ثابت کرد که پروژه‌های سیاسی گلخانه‌‌ای که فاقد ریشه‌های عمیق در عمق استراتژیک جامعه هستند، طول عمر کوتاهی دارند. این تجربه نشان داد که دوران تکیه بر چهره‌های نمادین رسانه‌یی بدون پشتوانه تشکیلاتی به پایان رسیده و هر گونه تحلیل واقعی از آینده ایران، باید معطوف به پویایی‌ها، ساختارها و نیروهای واقعی درون مرزهای ایران باشد.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




روزنامه هلندی ان آر سی: اعتراض گسترده به حضور رضا پهلوی در مجلس هلند؛ زخم‌های گذشته دوباره باز می‌شوند



           روزنامه ان آر سی: اعتراض گسترده به حضور رضا پهلوی در مجلس هلند؛ زخم‌های گذشته دوباره باز می‌شوند

روزنامه هلندی ان آر سی روز ۱۵ تیرماه درباره سفر بچه شاه به هلند و اعتراض مخالفان این سفر تحت عنوان زخمهای گذشته دوباره باز می‌شوند مقاله‌یی منتشر کرد. در قسمتهایی از مقاله ان آر سی آمده است: رضا پهلوی، که خودش را رهبر در تبعید اپوزیسیون ایران معرفی می‌کند، بعدازظهر دوشنبه به مجلس نمایندگان هلند رفت. نمایندگان گروه‌های مختلف اقلیت‌های ایرانی نیز حضور داشتند که پسر آخرین شاه ایران را با گذشته اقتدارگرایانه حکومت پدرش یکی می‌دانند.

از ساعت ۱۳:۰۰ ورودی مجلس بسته شد. حدود ۸۰ نفر از حامیان رضا پهلوی که از کشورهایی مانند سوئد، نروژ و آلمان آمده بودند، مقابل ورودی تجمع کردند. جلسه با رضا پهلوی غیرعلنی برگزار شد

۱۶ سازمان ایرانی، از جمله سازمانهای بلوچ‌ها، کردها، عرب‌ها، ترکمن‌ها و هم‌چنین گروه‌های چپ‌گرای ایرانی در هلند، در نامه‌یی سرگشاده به مجلس نوشتند: «برای بسیاری از مردم ایران، نام پهلوی نه یادآور آزادی، بلکه یادآور یک حکومت اقتدارگراست».

جریان دعوت از رضا پهلوی با آشفتگی همراه بود. کمیسیون امور خارجه از قبل قصد داشت با طیف گسترده‌یی از نمایندگان اپوزیسیون ایران دیدار کند. اما دو هفته پیش، دو نماینده حزب راست VVD، درخواست کردند رضا پهلوی زودتر در مجلس حضور یابد

برای جلوگیری از این‌که تنها به رضا پهلوی تریبون داده شود، کاتی پیری از حزب PRO پیشنهاد کرد کل نشست میزگرد به روز دوشنبه منتقل شود. اندکی بعد نیز از سخنرانان بیشتری، از جمله نمایندگان اقلیت‌های ایرانی، دعوت شد.

یکی از دلایل جنجالی شدن موضوع رضا پهلوی این است که او هرگز به‌صراحت از ساواک سازمان اطلاعات و امنیت حکومت پدرش که مخالفان سیاسی را زندانی و شکنجه می‌کرد، اعلام برائت نکرده است.

زمانی که ویدئوهایی منتشر شد که برخی از هوادارانش با پرچم‌ها و تی‌شرت‌های دارای نماد ساواک حضور داشتند، او تنها گفت بهتر است دیگر از این نماد استفاده نکنند، اما هیچ‌گاه ساواک را به‌صراحت محکوم نکرد.

سپیده عرفا، پژوهشگر علوم سیاسی و رئیس سازمان «جوانان ایرانی در هلند»، می‌گوید حضور رضا پهلوی خاطرات دردناک گذشته را دوباره زنده کرده است.

او می‌گوید: «وقتی سه ساله بودم، جای زخم‌های روی پای پدرم را دیدم؛ پدری که پنج سال در دوران شاه زندانی بود. همان موقع فهمیدم شکنجه یعنی چه. برای من و بسیاری از ایرانیان هلند، حضور او در مجلس باعث می‌شود زخم‌های گذشته دوباره باز شوند».

ان آر سی خاطرنشان کرده است: رضا پهلوی در ابتدا خواهان دیدار اختصاصی با مجلس، بدون حضور سایر نمایندگان ایرانی، بوده و این درخواست را به دبیرخانه مجلس ارائه کرده بود.

اما در داخل جلسه فقط ۴ نماینده که ۲ تن از آنان همان دعوت کنندگان رضا پهلوی بودند، حضور داشتند. در جایگاه تماشاگران هم تنها چند ایرانی حضور داشتند. وقتی جلسه غیرعلنی رضا پهلوی آغاز شد از همه افراد دیگر خواسته شد ساختمان مجلس را ترک کنند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




جی دی ونس معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، : یادداشت تفاهم با ایران در موضع قدرت امضا شد؛ همه گزینه‌ها روی میز است



جی دی ونس: یادداشت تفاهم با ایران در موضع قدرت امضا شد؛ همه گزینه‌ها روی میز است

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه ۱۷ تیر تأکید کرد که ایالات متحده در حالی با ایران یادداشت تفاهم امضا کرده که «در موضع قدرت» قرار دارد و افزود دونالد ترامپ همه گزینه‌ها را برای برخورد با تهران حفظ کرده است.

ونس در گفتگو با خبرنگاران گفت ایران تنها یک هفته پس از تعهد خود، حمله به کشتی‌ها را از سر گرفته است و تأکید کرد که دولت آمریکا باز ماندن تنگه هرمز را یک اولویت استراتژیک می‌داند.

او هم‌چنین هشدار داد هر گونه تلاش ایران برای بستن تنگه هرمز با «پاسخ نظامی قاطع» روبه‌رو خواهد شد.

این اظهارات پس از آن مطرح شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، چهارشنبه اعلام کرد که انتظار ندارد درگیری گسترده‌یی با ایران آغاز شود.

ترامپ پس از پایان نشست سران ناتو در آنکارا به خبرنگاران گفت: «فکر نمی‌کنم این درگیری دوباره آغاز شود. معتقدم خیلی سریع پایان خواهد یافت. آنها دو کشتی را هدف قرار دادند و ما هم ضربه‌ای بسیار شدیدتر به آنها وارد کردیم».

شایان ذکر است که آمریکا سه‌شنبه در واکنش به حملات ایران علیه کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز، بیش از ۸۰ هدف را در داخل ایران هدف قرار داد.

تهران نیز امروز اعلام کرد در پاسخ به حملات واشنگتن، پایگاههای آمریکا در کویت و بحرین را هدف قرار داده است.آمریکا هم‌چنین پس از حملات به کشتی‌ها، تعلیق موقت تحریم‌های نفتی ایران را لغو کرد.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



اکسپرس لندن: شبکه زیرزمینی مقاومت ایران ۶۰۰ وب‌سایت حکومتی را از کار انداخت



                     اکسپرس لندن: شبکه زیرزمینی مقاومت ایران ۶۰۰ وب‌سایت حکومتی را از کار انداخت

اکسپرس لندن روز ۱۷ تیر در گزارشی از در اختیار گرفتن صفحات ۶۰۰ سایت در ۴ دانشگاه ایران توسط دانشجویان شورشگر نوشت

دانشجویان شجاع ایرانی با در اختیار گرفتن بیش از ۶۰۰ وب‌سایت دانشگاهی وابسته به حکومت، ضربه‌ای تحقیرآمیز به دیکتاتوری حاکم در تهران وارد کردند.

وب‌سایت‌های متعلق به دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه اصفهان هدف این حملات قرار گرفتند و صفحه اصلی آنها با شعارهایی در حمایت از مقاومت ایران جایگزین شد.

از جمله این شعارها عبارت بودند از:

«مرگ بر کینگ مجتبی سفاک»

«لعنت بر خمینی خون‌آشام»

«لعنت بر خامنه‌ای ستمگر»

«درود بر رجوی»

هم‌چنین تصاویر مریم رجوی و مسعود رجوی، رهبر مقاومت ایران، بر روی این وب‌سایتها قرار داده شد.

از زمان قطع گسترده اینترنت توسط حکومت، پس از قیام سراسری دیماه ارتباط با داخل و خارج ایران بسیار دشوار شده است.

با این حال، دانشجویان موفق شدند ایمیلی را مستقیماً برای روزنامه اکسپرس ارسال کنند و در توضیح این عملیات نوشتند:

«به یاد دانشجویان شهید که قربانی دیکتاتوری رژیم آخوندی شدند»

آنها هم‌چنین نوشتند: «همزمان با مراسم خاکسپاری خامنه‌ای و در سالگرد قیام دانشجویی ۱۸ و ۱۹ تیر ۱۳۷۸، امروز چهارشنبه ۸ ژوئیه ۲۰۲۶، دانشجویان آزادیخواه و شورشی بیش از ۶۰۰ وب‌سایت متعلق به چهار دانشگاه را هک کردند».

در ادامه این پیام آمده است: «ما در پی آن هستیم که دور باطل سلطنت و حکومت روحانیت در تاریخ ایران را درهم بشکنیم. بیایید فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم».

دانشگاه آزاد نیز از جمله مراکزی بود که هدف این حملات قرار گرفت.

هم‌چنین سامانه وادانا (سامانه آموزش مجازی دانشگاه آزاد) نیز در اطلاعیه‌یی تأیید کرد که توسط دانشجویان حامی سازمان مجاهدین خلق هک شده است. این باور وجود دارد که شبکه گسترده‌یی از دانشجویان مخالف حکومت در این عملیات نقش داشته‌اند.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




اهداف و پشت‌های در کمین جنازه‌گردانی ونعش کشی خامنه ای - سیاسی - تحلیلی



اهداف  و پشت‌های در کمین جنازه‌گردانی ونعش کشی  خامنه ای - سیاسی - تحلیلی 


هدف از ۴ ماه تدارک

 بیش از ۴ ماه است که برنامه‌ریزی و نقطه‌گذاری شهری کرده‌اند تا ۲ هدف کلیِ «تبلیغاتی» و «امنیتی» را با جنازه‌گردانیِ علی خامنه‌ای پیش ببرند.

می‌خواهند ضربه‌های کلانی را که نظام در تحولات ۵ ماه گذشته خورده است، با جمعیت‌نماییِ میان‌تهی به قدرت‌نمایی تبلیغاتی، سیاسی و امنیتی برگردانند. می‌خواهند روی مخاطب بیرون حکومت در داخل ایران، اثر انفعال یا پاسیویسم با چاشنیِ رعب‌افکنی تلقین کنند. می‌خواهند رو به خارج ایران پیام بدهند که قوی‌تر از گذشته شده و پشتیبانیِ اجتماعی دارند.

واقعیت‌ها چیست‌اند؟

واقعیت این است که نظام ملایان در بحرانی‌ترین موقعیتٍ بود و نبود در ۴۷ سال گذشته واقع شده است. از هژمونیِ ولی فقیه ــ که ستون خیمه‌ی نظام بود ــ دیگر خبری نیست و نخواهد بود. محور مهار نزاع و تخاصم باندی از بین رفته و روزانه هم در حال تشدید است.

واقعیت این است که کل حاکمیت در معرض آثار سراسریِ کلان‌جنایت در دی‌ماه گذشته است. حکم‌فرماییِ بعد از خامنه‌ای هیچ راه گریزی از آماج خشم سراسری اکثریت مردم ایران ندارد. حاکمیت می‌خواهد این خشم را با جنازه‌گردانی و توسل به پروپاگاندای حداکثری دور بزند. اما تا کی؟

واقعیت این است که بیش از ۷۰ درصد جمعیت را با تهدید قطع حقوق کارمندان و کارگران، اخراج، محرومیت از تحصیل، توسل به ارعاب و زور و تحمیل توسط بسیجی‌های محلات و نیز با وعده و وعید صنفی و شغلی از بسیاری شهرها برای تهران و قم دست‌وپا کرده‌اند.

سایت کوردستان میدیا(فارسی) در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵ با استناد به گزارش «مرکز تشکیلات حزب دموکرات کوردستان ایران» نوشته است:

 «نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای کوردستان موج گسترده‌ای از فشار را برای وادار کردن شهروندان به شرکت در مراسم عزاداری علی خامنه‌ای آغاز کرده‌اند. بخش‌های حراست در ادارات، کارمندان کورد را با اتوبوس و به‌صورت اجباری به محل‌های برگزاری مراسم منتقل کرده و افراد سرپیچی‌کننده را به اخراج و قطع حقوق تهدید می‌کنند. همچنین، خانواده‌های نیروهای همکار حکومت(جاش‌ها) موظف به حضور در تجمعات تهران و قم شده‌اند. در ادامه این فشارها، خانواده‌های تحت پوشش نهادهای حمایتی مانند «بهزیستی» و «کمیته امداد» در کوردستان نیز با تهدید قطع دائمی کمک‌های مالی مواجه شده‌اند. هم‌زمان، «مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور» نیز روحانیون اهل سنت را برای حضور در این مراسم‌ها تحت فشار قرار داده است.»

واقعیت این است که همین حالا اگر حاکمیت ملایان تن به تظاهرات آرام مخالفان خود در کل ایران را بدهد، در هر شهری جمعیتی معادل چندین برابر آن‌چه دوربین‌های نظام این روزها در اطراف جنازه‌ی خامنه‌ای نشان می‌دهند، به خیابان خواهد آمد و واقعیت میان جامعه‌ی ایران و نظام اشغال‌گر ایران را در منظر داخلی و بین‌المللی هویدا خواهد نمود. 

۲ هدف اصلی

هدف از این هیاهوی چشم‌پرکن، فقط‌وفقط جنبه‌ی «تبلیغاتی» و «امنیتی» دارد و بس. این تاکتیک با دی.ان.ای پروپاگاندای نظام موسوم به «جمهوری اسلامی» کاملاً منطبق است؛ تاکتیکی که از اولین سال صدارت تا الآن به آن توسل جسته و چه جنایاتی که با این تاکتیک در داخل و خارج ایران مرتکب نشده است.

مفهوم تبلیغات در نظام‌های تمامیت‌خواه (توتالیتر)

اما مفهوم تبلیغات در نظام‌های توتالیتر یا تمامیت‌خواه به‌مثابه مکمل سرکوب و امنیتی کردن جامعه، چیست و چه کارآیی دارد؟ به این موارد که محصول تجربیِ تبلیغات در دستان نظام‌های فاشیستی، توتالیتاریستی و دیکتاتوری‌های سیاسی ــ مذهبی بوده است توجه کنید:

ــ «آیا اعمال رسوایی که دیکتاتوری اجازه‌ی ارتکابش را به خود می‌دهد، می‌توان نام دیگری جز فاسد بر آن گذاشت؟ به‌دلخواه خویش می‌توانند تازیانه‌ی دروغ را بر فراز سر جامعه به پیچ‌وتاب آورند، تازیانه‌ی دروغی که تبلیغات نامیده می‌شود.»[۱]   

ــ «يقيناً تبليغ در دست دیکتاتورها، آلت پست تحقیر بشریت است.»[۲]  

ــ «تبلیغات توتالیتر تنها زمانی می‌تواند صریحاً به عقل سلیم توهین كند كه عقل سلیم، اعتبارش را از دست داده باشد.»[۳]

ــ «دیریست این واقعیت شناخته شده است که در کشورهای توتالیتر، تبلیغات و ارعاب، دو روی یک سکه را بازمی‌نمایند.»[۴]

ــ «دروغ‌گوییِ منظم برای سراسر جهان را تنها تحت شرایط فرمانروایی توتالیتر می‌توان انجام داد.»[۵] 

فوران‌ها از پس جنازه‌گردانی

مثل تمام عمر نظام ملایان در سرفصل‌های سیاسی و اجتماعی و بین‌المللی، آن‌چه از پس این جنازه‌گردانی باقی می‌ماند، واقعیت میان جامعه و حاکمیت، جهان و حاکمیت و نیز میان باندهای حکومتی است. این جنازه‌گردانی هیچ‌کدام از این ۳ کلان‌بحران را نتوانسته از سر راه بردارد.

جامعه‌ی ایران از آزادی و حقوق‌ بشر گرفته تا نان و تورم و مسکن و کار، در کمین عبور از این پروپاگاندای حکومتی نشسته است.

جامعه‌ی جهانی ــ که حاکمیت در همین جنازه‌گردانی هم باز علم جنگ‌افروزی را برافراخت ــ‌ تا تعیین تکلیف هسته‌‌ای و تنگه‌ی هرمز، گریبان نظام را رها نخواهد کرد.

باندهای حکومتی حتی در جنازه‌گردانی هم دست از سر هم برنداشتند. تازه پس از دفن خامنه‌ای، عقده‌ها و کینه‌ها و کشاکش‌ها بر سر قدرت و ثروت، فوران خواهند کرد.

 پی‌نوشت:

[۱ و۲] پیروزی آینده دموکراسی، نوشته‌ی توماس مان، ترجمه‌ی محمدعلی اسلامی ندوشن، ص ۷۴ و ۷۵

[۳ و۴ و۵] توتالیتاریسم، نوشته‌ی هانا آرنت، ترجمه‌ی محسن ثلاثی، ص ۹۷ و ۱۱۸ و ۲۲۴   



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



تحولات ورویدادهای جنگ - افزایش تنش - سنتکام: بیش از ۹۰ هدف نظامی رژیم را زدیم؛ اختلال در تنگه هرمز و مسیر تهران–مشهد


تحولات ورویدادهای جنگ - افزایش تنش - سنتکام: بیش از ۹۰ هدف نظامی رژیم را زدیم؛ اختلال در تنگه هرمز و مسیر تهران–مشهد

 در دور تازه حملات آمریکا به رژیم ایران که بامداد پنجشنبه ۱۸ تیر انجام شد، فرماندهی مرکزی نیروهای آمریکا (سنتکام) اعلام کرد بیش از ۹۰ هدف نظامی در نقاط مختلف ایران را مورد حمله قرار داده است. به‌گفته سنتکام، این عملیات با هدف کاهش توان رژیم ایران برای حمله به کشتی‌های تجاری و خدمه غیرنظامی در تنگه هرمز انجام شده است.

بر اساس بیانیه سنتکام، اهداف مورد حمله شامل سامانه‌های پدافند هوایی، تأسیسات نظارتی ساحلی، زاغه‌های موشکی و پهپادی، تجهیزات و تأسیسات دریایی و زیرساخت‌های لجستیکی نظامی در امتداد نوار ساحلی ایران بوده است. این فرماندهی هم‌چنین اعلام کرد در نخستین شب عملیات نیز ۶۰ فروند قایق سپاه پاسداران هدف قرار گرفته بودند.

هم‌زمان، رسانه‌های حکومتی ایران از حمله به ۲ پل راه‌آهن در شمال‌شرق کشور خبر دادند. صدا و سیمای رژیم اعلام کرد چندین پرتابه به پلی در استان گلستان اصابت کرده و خبرگزاری مهر نیز این پل را در مسیر گرگان–اینچه‌‌برون معرفی کرد. باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، نیز به‌نقل از یک مقام نظامی آمریکا از هدف قرار گرفتن ۲ پل راه‌آهن در ایران خبر داد.

در پی این حملات، راه‌آهن رژیم ایران از توقف حرکت قطارهای مسیر تهران–مشهد خبر داد و اعلام کرد یکی از نقاط مسیر ریلی بر اثر حملات آسیب دیده و عملیات بازسازی آن آغاز شده است. این توقف ساعاتی پیش از مراسم تشییع علی خامنه‌ای در مشهد رخ داد.

در خوزستان نیز معاون امنیتی استانداری اعلام کرد در حمله آمریکا به اطراف اهواز ۳ نفر کشته و تعدادی دیگر زخمی شده‌اند، اما جزئیاتی درباره محل دقیق هدف یا هویت قربانیان ارائه نشد.

در همین حال، خبرگزاری بلومبرگ گزارش داد که پس از تبادل حملات آمریکا و رژیم ایران، تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز تقریباً متوقف شده است. بر اساس داده‌های ردیابی کشتی‌ها، بیشتر شناورها از مسیر نزدیک به آب‌های تحت کنترل ایران حرکت کرده‌اند و کریدور دریایی مورد حمایت آمریکا و عمان عملاً بدون تردد بوده است.

از سوی دیگر، سپاه پاسداران مدعی شد ۴ پایگاه نیروهای آمریکایی در کویت و بحرین را هدف قرار داده است. این ادعا تاکنون از سوی آمریکا یا کشورهای میزبان تأیید نشده است.

**

دور تازه حملات آمریکا به مواضع رژیم ایران؛ پیام ترامپ درباره پاسخ به حملات در تنگه هرمز

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در پی آغاز دور تازه حملات آمریکا علیه اهدافی در ایران، اعلام کرد این عملیات در پاسخ به حمله رژیم ایران به کشتی‌های تجاری انجام شده است.

رئیس‌جمهور آمریکا در پیامی در شبکه اجتماعی «تروت سوشال» هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی بار دیگر چنین حملاتی را تکرار کند، پاسخ ایالات متحده «بسیار شدیدتر» خواهد بود.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که آمریکا اعلام کرده است هدف از عملیات اخیر، پاسخگو کردن حکومت ایران و حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز است.

 

ادامه حملات؛ گزارش‌ها از هدف قرار گرفتن تأسیسات بندری چابهار

خبرگزاری حکومتی مهر به نقل از منابع محلی گزارش داد که در حملات شامگاه چهارشنبه، اسکله موسوم به بهشتی، اسکله کلانتری و برج کنترل ترافیک دریایی چابهار هدف قرار گرفته‌اند. بر اساس این گزارش، این حملات خسارت‌هایی به این تأسیسات وارد کرده است.

همزمان، منابع محلی از قطع برق در حدود نیمی از شهر چابهار خبر داده‌اند. تاکنون علت دقیق این قطعی برق و ارتباط آن با حملات به طور مستقل تأیید نشده است.

در ادامه حملات، رسانه‌های حکومتی از شنیده شدن انفجارهای جدید در نقاط مختلف جنوب ایران خبر دادند. بنابر گزارش صداوسیمای رژیم، سه انفجار در محدوده روستای طاهرویی شهرستان سیریک به وقوع پیوسته است.

همچنین صدای دو انفجار در بوموسی و چندین انفجار در جاسک نیز گزارش شده است که همزمان با ادامه درگیری سامانه‌های پدافند هوایی در مناطق جنوبی کشور رخ داده است.

 

فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) شامگاه چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ اعلام کرد به دستور فرمانده کل قوای آمریکا، نیروهای این فرماندهی دور تازه‌ای از حملات علیه رژیم ایران را آغاز کرده‌اند.

سنتکام در بیانیه خود اعلام کرد: «به دستور فرمانده کل قوا، نیروهای فرماندهی مرکزی آمریکا حملات بیشتری علیه ایران را آغاز کرده‌اند تا توانایی آن‌ها برای تهدید آزادی ناوبری در تنگه هرمز بیش از پیش تضعیف شود. ایالات متحده ایران را بابت اقدامات اخیر پاسخگو می‌داند.»

همزمان با انتشار این بیانیه، خبرگزاری‌های حکومتی فارس و مهر شامگاه چهارشنبه ۱۷ تیر از شنیده شدن چندین انفجار در جنوب ایران خبر دادند.

بر اساس گزارش فارس، حوالی ساعت ۲۳:۱۵ صدای چند انفجار در بندرعباس و شهرستان سیریک شنیده شده و برخی از این انفجارها از سمت دریا و محدوده ساحل غربی سیریک به گوش رسیده است.

خبرگزاری مهر نیز گزارش داد سامانه‌های پدافند هوایی رژیم در اطراف بندرعباس برای مقابله با آنچه «اهداف متخاصم» خوانده شده، وارد عمل شده‌اند. همچنین بنا بر گزارش‌ها، پدافند ساحلی بندرعباس و قشم نیز هم‌اکنون در حال مقابله با اهداف هوایی است.

در همین حال، گزارش‌های محلی از وقوع چندین انفجار شدید در چابهار نیز حکایت دارد، اما تاکنون جزئیات بیشتری درباره محل دقیق انفجارها یا خسارات احتمالی منتشر نشده است.

 

در ادامه حملات، گزارش‌های منتشرشده حاکی از وقوع حدود ۱۰ انفجار در چابهار و کنارک است. همزمان، خبرگزاری رسمی ایرنا اعلام کرد در پی این انفجارها، برق بخش‌هایی از شهر چابهار قطع شده است.

همچنین خبرگزاری ایرنا از شنیده شدن صدای پرواز هواپیماهای جنگی بر فراز جزیره کیش خبر داد.

در استان بوشهر نیز منابع محلی و خبرگزاری مهر از شنیده شدن صدای چند انفجار و همزمان درگیری آتشبارهای پدافند هوایی با اهداف متخاصم خبر دادند.

در همین حال، یک منبع نظامی به رسانه‌های حکومتی مدعی شد که علاوه بر فعالیت شبکه یکپارچه پدافند هوایی، یگان‌های موشکی و پهپادی نیروهای مسلح رژیم تا دقایقی دیگر عملیات گسترده‌ای علیه پایگاه‌های ارتش آمریکا در منطقه آغاز خواهند کرد. این ادعا تا زمان انتشار این خبر از سوی منابع مستقل تأیید نشده است.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7






۱۴۰۵ تیر ۱۷, چهارشنبه

دانشجویان شورشگر صفحات اول ۶۰۰ سایت را در ۴ دانشگاه ایران جایگزین کردند



دانشجویان شورشگر صفحات اول ۶۰۰ سایت را در ۴ دانشگاه ایران جایگزین کردند


دانشجویان شورشگر صفحات اول ۶۰۰ سایت را در ۴ دانشگاه ایران جایگزین کردند

 

dakhel 01 

dakhel 02 

dakhel 03 

dakhel 04 

dakhel 05 

dakhel 06 

dakhel 07 




🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



عزیز فولادوند: حقوق بشر و آزمون اروپا - وجدان اروپا در بوته آزمون

 

عزیز فولادوند: حقوق بشر و آزمون اروپا ،وجدان اروپا در بوته آزمون

شرافت از کمیاب ‌ترین فضیلتهایی است که می‌توان در جهان سیاست معاصر سراغ گرفت. در روزگاری که مصلحت بر حقیقت، منفعت بر اخلاق و محاسبه بر وجدان غلبه یافته است، انسانهایی که حاضرند برای کرامت انسان هزینه بپردازند، به استثنا بدل شده‌اند. بهزاد نظیری از همین تبار است؛ انسانی که با شرافتی کم‌ نظیر پای در راه مبارزه نهاده و بهای سنگینی را برای دفاع از آزادی، عدالت و کرامت انسان پرداخت. سرگذشت او، پیش از آنکه یک روایت فردی باشد، سندی تاریخی بر ماهیت نظامی است که مشروعیت خود را بر سرکوب، انکار آزادی و نقض سازمان‌ یافته حقوق بشر بنا کرده است. زندگی او شهادتی زنده بر خشونت ساختاری شریعتِ سیاسیِ حاکم بر ایران است؛ نظامی که بقای خود را، طی دهه‌ها، نه فقط مدیون ابزار سرکوب داخلی، بلکه مرهون سیاست مماشات بخشی از دولت‌های دموکراتیک نیز بوده است.

بهزاد نظیری؛ شرافتی است که در برابر دادگاه ایستاده است.

بحران بزرگ جهان امروز، تنها بحران سیاست نیست؛ بحران اخلاق است. ارزشهایی که اروپا پس از قرنها رنج، جنگ و استبداد، از دل اندیشه‌های سترگ عصر روشنگری آفرید؛ ارزشهایی چون آزادی، کرامت ذاتی انسان، حاکمیت قانون و حقوق جهانشمول بشر، امروز بیش از هر زمان دیگری زیر فشار منافع اقتصادی، معامله‌های ژئوپلیتیک و عقلانیت، ابزاری رنگ باخته‌اند. گویی آرمانهایی که روزگاری تمدنی نو بنا کردند، اکنون در برابر سود و مصلحت، به آسانی قربانی می‌شوند. در چنین چشم‌اندازی، بهزاد تنها مدافع حقوق مردم ایران نیست. او به نمادی اخلاقی برای دفاع از جهانشمولی حقوق بشر بدل شده است؛ انسانی که با ایستادگی خویش یادآوری می‌کند، حقوق بشر نه امتیازی سیاسی، بلکه میراث مشترک بشریت است؛ میراثی که اگر در هر نقطه‌ای از جهان نقض شود، امنیت اخلاقی همه انسانها را تهدید می‌کند.

 

پناهنده‌ای که به روح کنوانسیون ژنو وفادار ماند

از این منظر، پناهندگی سیاسی صرفاً یک وضعیت حقوقی نیست، بلکه حامل مسئولیتی اخلاقی است. کنوانسیون ژنو درباره وضعیت پناهندگان (مصوب ۱۹۵۱) و نظام بین‌المللی حقوق بشر تنها مجموعه‌ای از مواد قانونی نیستند؛ این اسناد بر بنیان تجربه تاریخی رنج انسان و بر ایمان به کرامت ذاتی او بنا شده‌اند. کسی که تحت حمایت این نظام قرار می‌گیرد، در معنایی عمیق، خود را در تداوم همان سنت اخلاقی قرار می‌دهد که پس از فجایع قرن بیستم برای صیانت از انسان پدید آمد. بنابراین، پناهنده سیاسی تنها دریافت‌کننده حمایت نیست؛ او امانتدار ارزشهایی است که این حمایت بر بنیاد آنها مشروعیت یافته است. لذا دفاع از آزادی، عدالت و کرامت انسان، برای یک پناهنده سیاسی انتخابی صرفاً سیاسی نیست، بلکه وفاداری به پیمانی اخلاقی با وجدان بشری است؛ پیمانی که مرزهای ملی، دینی و ایدئولوژیک را درمی‌نوردد و همه انسانها و همه نسلها را مخاطب قرار می‌دهد. به بیان دیگر، برخورداری از حمایت‌های ناشی از کنوانسیون ژنو صرفاً اعطای یک حق نیست، بلکه مسئولیتی اخلاقی و حقوقی نیز به همراه دارد. پناهنده سیاسی، در قبال ارزشهای انسانی و اصول بنیادین حقوق بشر، وظیفه‌ای متقابل برای دفاع و پاسداری از این ارزشها بر عهده دارد و عدول از این مسئولیت با روح و فلسفه کنوانسیون ژنو ناسازگار است. زندگی «بهزاد»، چه پیش از پناهندگی و چه پس از آن، شاهدی فاخر بر این وفاداری است. او هرگز میان باورهایش و منافع شخصی معامله نکرد. هزینه داد، ایستاد، رنج کشید و نشان داد که شرافت، هنوز هم می‌تواند بر مصلحت غلبه کند و وجدان، هنوز هم می‌تواند بر قدرت پیروز شود.

در جهانی که اخلاق بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدافعان خویش است، ارزش انسانهایی چون «بهزاد» تنها در کنش سیاسی آنان خلاصه نمی‌شود؛ آنان یادآور این حقیقت‌اند که اگر شرافت از سیاست رخت بربندد، سیاست دیگر هنر سامان دادن به زندگی انسانها نخواهد بود، بلکه به فن مدیریت قدرت و منفعت فروکاسته خواهد شد. و هیچ جامعه‌ای بدون شرافت، هر اندازه هم که ثروتمند یا قدرتمند باشد، نمی‌تواند خود را حقیقتاً متمدن بداند.

 

وجدان اروپا در بوته آزمون

پرونده سازی در پاریس، اگر در افقی فراتر از یک پرونده فردی نگریسته شود، صرفاً یک رخداد حقوقی نیست؛ بلکه رویدادی است که پرسش‌هایی بنیادین درباره نسبت میان حقوق، اخلاق و حافظه تاریخی اروپا برمی‌انگیزد. آنچه در اینجا در معرض آزمون و داوری قرار گرفته، تنها سرنوشت یک پناهنده سیاسی نیست، بلکه میزان وفاداری به سنتی است که پس از تجربه هولناک استبداد، جنگ و سرکوب، در قالب حقوق بین‌الملل پناهندگان و منظومه جهانی حقوق بشر تکوین یافت. نهاد پناهندگی، در معنای فلسفی و تاریخی خود، صرفاً سازوکاری اداری برای حمایت از افراد نیست؛ بلکه تجسم تعهدی اخلاقی است که تمدن جدید در قبال وجدان انسانی پذیرفته است. کنوانسیون پناهندگان، پیش از آنکه متنی حقوقی باشد، میثاقی اخلاقی است که بر این اصل استوار است: هیچ انسانی نباید به سبب دفاع از آزادی، عدالت و کرامت انسانی، بی‌ پناه رها شود. از همین رو، هرگونه مواجهه با مدافعان حقوق بشر، خواه ناخواه، بازتابی از نسبت دولتهای دموکراتیک با همین میراث اخلاقی و تمدنی خواهد بود. «بهزاد» را نمی‌توان صرفاً در مقام یک متقاضی یا دارنده حمایت بین‌المللی نگریست. او نماد نسلی از انسانهایی است که زیستن در حقیقت را بر آسودگی در سازش ترجیح داده‌اند؛ نسلی که برای پاسداری از آزادی، هزینه داده، رنج کشیده و از امنیت و آسایش خویش گذشته است. از این منظر، او نه فقط یک پناهنده سیاسی است که با کمال تعجب موضوع یک پرونده حقوقی و د ر واقع موضوع معامله با فاشیسم دینی ناقض حقوق انسانها قرار می گیرد، بلکه حامل حافظه تاریخی مقاومت در برابر استبداد و خشونت سازمان‌یافته است.

تاریخ مدرن آکنده از نمونه‌هایی است که در آنها مدافعان عدالت، در زمانه خویش، در جایگاه متهم ایستادند و بعدها وجدان بشریت آنان را در جایگاه قهرمانان اخلاق نشاند. نلسون ماندلا و دالای لاما تنها نمونه های برجسته این چهره‌ها هستند. این حقیقت تاریخی یادآور آن است که مشروعیت حقوق، هرگز صرفاً از اجرای قانون ناشی نمی‌شود، بلکه از نسبت آن با عدالت، کرامت انسان و حقیقت اخلاقی سرچشمه می‌گیرد. اگر اروپا خود را وارث عصر روشنگری و خاستگاه اندیشه حقوق بشر می‌داند، اعتبار این ادعا نه در خطابه‌ های سیاسی، بلکه در نحوه مواجهه با انسان‌هایی سنجیده می‌شود که زندگی خویش را وقف دفاع از همان ارزشها کرده‌اند. فلسفه حقوق بشر، هنگامی اصالت خود را حفظ می‌کند که در بزنگاه‌ های دشوار، از مدافعانش نیز پاسداری کند؛ در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که این منظومه اخلاقی، به مجموعه‌ای از اصول انتزاعی و بی‌اثر فروکاسته شود.

از این منظر، احضار «بهزاد» به دادگاه، فارغ از نتیجه نهایی رسیدگی، واجد اهمیتی نمادین است. این رویداد آزمونی است برای سنجش میزان انطباق عملکرد نهادهای دموکراتیک با ارزشهایی که خود مروج و مدافع آنها بوده‌اند. اگر این فرایند، در افکار عمومی، این تصور را پدید آورد که مدافعان حقوق بشر به جای حمایت، در معرض فرسایش و فشار قرار می‌گیرند، این امر می‌تواند پرسشهایی جدی درباره نسبت میان تعهدات حقوقی و مسئولیتهای اخلاقی دولتهای دموکراتیک ایجاد کند. «بهزاد»، بیش از آنکه نیازمند تجلیل شخصی باشد، شایسته آن است که به مثابه نمادی از پایداری اخلاقی شناخته شود. او شاهدی زنده بر این حقیقت است که آرمانهای حقوق بشر هنوز در وجدان انسانهایی نفس می‌کشند که حاضرند برای آنها هزینه بپردازند. پاسداری از چنین انسانهایی، صرفاً دفاع از یک فرد نیست؛ دفاع از اعتبار همان سنتی است که کرامت انسان را به عالی‌ترین ارزش تمدن جدید بدل ساخت.

«بهزاد» در اروپا، نه از تعهدی که کنوانسیون ژنو بر دوش یک پناهنده سیاسی نهاده فاصله گرفته، بلکه دقیقاً در امتداد همان تعهد زیسته است. فلسفه وجودی پناهندگی، صرفاً اعطای حق اقامت یا حمایت اداری نیست؛ بلکه پاسداری از انسان‌هایی است که به دلیل دفاع از آزادی، عدالت و کرامت انسانی مورد تعقیب قرار گرفته‌اند. از این منظر، وفاداری به روح کنوانسیون، تنها در بهره‌مندی از حمایت آن معنا نمی‌یابد، بلکه در استمرار همان مبارزه‌ای متجلی می‌شود که سبب اعطای این حمایت شده است.

کارنامه «بهزاد» در اروپا گواه آن است که او هرگز این مسئولیت اخلاقی را واننهاده است. مبارزه پیگیر و پرهزینه علیه مجازات اعدام، مخالفت با شکنجه، دفاع از آزادی زندانیان سیاسی و ایستادگی در برابر نقض حقوق بشر، نه فعالیت‌هایی حاشیه‌ای، بلکه تجلی عملی همان ارزشهایی هستند که حقوق بین‌الملل پناهندگان بر بنیاد آنها شکل گرفته است. او نه از روح کنوانسیون فاصله گرفته، بلکه کوشیده است آن را در عرصه عمومی به فعلیت برساند. در چنین چارچوبی، پرسش اساسی این نیست که «بهزاد» باید از اقدامات خود دفاع کند؛ بلکه این است که آیا انسانی که زندگی خود را در راه دفاع از حقوق بشر، نفی شکنجه، مخالفت با اعدام و حمایت از آزادی قربانیان استبداد صرف کرده است، اصولاً سزاوار آن است که به سبب همین تعهدها در معرض تعقیب یا احضار قرار گیرد؟

 

این پرسش، صرفاً درباره یک فرد نیست.

پرسشی است که وجدان حقوقی و اخلاقی اروپا را مخاطب قرار می‌دهد. اعتبار نظام حقوق بشر، بیش از آنکه در متون و اسناد بین‌المللی تجلی یابد، در نحوه مواجهه با کسانی سنجیده می‌شود که پرهزینه‌ترین شکل وفاداری به آن ارزشها را برگزیده‌اند. اگر مدافعان حقوق بشر، به جای آنکه مورد حمایت قرار گیرند، احساس کنند که باید برای همان ارزشهایی پاسخگو باشند که نظام حقوقی اروپا مدعی پاسداری از آنهاست، این امر پرسشهایی جدی درباره نسبت میان آرمانهای اعلام‌ شده و عملکرد عملی نهادها برخواهد انگیخت. «بهزاد» را باید در جایگاه نماد وفاداری به روح کنوانسیون پناهندگان نگریست، نه صرفاً دارنده حقوق ناشی از آن. او نشان داده است که پناهندگی، پایان مسئولیت اخلاقی نیست؛ بلکه آغاز مسئولیتی عمیق‌ تر برای پاسداری از کرامت انسان است. جامعه‌ای که چنین انسانهایی را ارج می‌نهد، در حقیقت از اعتبار ارزشهای بنیادین خود دفاع می‌کند؛ و جامعه‌ای که آنان را در موقعیتی قرار دهد که گویی دفاع از حقوق بشر نیازمند توجیه است، ناگزیر باید به این پرسش پاسخ دهد که مرز میان وفاداری به قانون و وفاداری به عدالت را در کجا ترسیم می‌کند.

 

دکتر عزیز فولادوند


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7