
پرفسور دیوید ام.کرین: آتش بسی که اعدام را نادیده بگیرد صلح نیست
حکومت ایران بیسروصدا چهار زندانی سیاسی را در ۴۸ ساعت اعدام کرد
رسانه ژوریست درتاریخ ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۵ مقاله ای تحت عنوان« هرگونه آتشبس با حکومت ایران که اعدامها را نادیده بگیرد، به هیچ وجه صلح نیست» به قلم آقای دیوید ام.کرین، دادستان کل و بنیانگذار دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون در مورد اعدامهای جنایتکارانه حکومت ایران را منتشر کرد.
دیوید ام.کرین ، رهبر جهانی در عدالت کیفری بینالمللی و دادستان کل بنیانگذار دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون است. او دههها در شکلدهی سازوکارهای پاسخگویی در سراسر جهان، از جمله به عنوان معمار محرک دادگاه ویژه جنایت تجاوز علیه اوکراین، فعالیت داشته است. کرین، محقق برجسته حقوق بینالملل، مقام ارشد سابق شورای امنیت ملی ایالات متحده و از چهرههای برجسته در زمینه حاکمیت قانون، مسئولیت دولت و محدودیتهای قانونی استفاده از زور است.
حکومت ایران بیسروصدا چهار زندانی سیاسی را در ۴۸ ساعت اعدام کرد
در حالی که قدرتهای جهانی بر موشکها و تحریمها تمرکز میکنند، حکومت ایران بیسروصدا چهار زندانی سیاسی را در ۴۸ ساعت اعدام کرد. دیوید ام. کرین، دادستان کل و بنیانگذار دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون، میگوید: «هرگونه آتشبس که این قتلها را نادیده بگیرد، از نظر اخلاقی غیرقابل دفاع است».
مقاله پرفسور دیوید ام.کرین در ژوریست
«این هفته، در حالی که توجه جهانی به تشدید رویارویی بین واشنگتن و تهران معطوف شده بود، حکومت ایران چهار زندانی سیاسی را در دو روز اعدام کرد. نامهای آنها بابک علیپور، پویا قبادی، اکبر دانشورکار، محمد تقوی، در پیشنهادهای آتشبس یا نکات گفتگوی دیپلماتیک ظاهر نمیشود.
اما آنها بیشتر از هر پرتاب موشک یا اطلاعیه نظامی، واقعیت سیاسی کشور را به ما میگویند. به گزارش خبرگزاری دولتی تسنیم، علیپور و قبادی سحرگاه به جرم عضویت در سازمان مجاهدین خلق (MEK) و «تلاش برای سرنگونی حکومت ایران» اعدام شدند. دو مردی که روز قبل اعدام شده بودند، با اتهامات مشابهی روبرو بودند. چهار اعدام، دو صبح، یک پیام: «مخالفت صرفا سرکوب نمیشود، بلکه خاموش میشود»..
حکومت ایران مدتها است که از اعدامها به عنوان ابزاری برای کنترل سیاسی استفاده میکند. اما از زمان قیام سراسری که پس از دههها سرکوب فوران کرد، سرعت آن به چیزی نزدیک به پاکسازی افزایش یافته است. از زمان شروع اعتراضات، هزاران نفر اعدام شدهاند. قربانیان اغلب جوان، اغلب به حاشیه رانده شده و اغلب به جرمی جز امتناع از پذیرش محدودیتهای زندگی تحت حکومتی که اعتماد مردم خود را از دست داده است، گناهکار نیستند.
با این حال، حتی در حالی که حکومت ایران کمپین خشونت دولتی خود را تشدید میکند، ایالات متحده در حال دنبال کردن راهبردی است که تلاشی غیرقانونی برای سرنگونی حکومت ایران است. طنز ماجرا آشکار است، مداخلهای غیرقانونی در کنار دولتی که مرتکب نقضهای شدید حقوق بشر میشود، در حال وقوع است و ایرانیان عادی بین این دو گرفتار شدهاند.
اعدام ها باید متوقف شوند
این بخشی از داستان است که به ندرت وارد بحثهای سیاسی میشود. آتشبسها از نظر جابجایی نیروها، برد موشکها و بازدارندگی منطقهای مورد بحث قرار میگیرند. اما آتشبس همچنین یک سند اخلاقی است. این نشان میدهد که جامعه بینالمللی مایل به اصرار بر چه چیزی است و چه چیزی را حاضر به نادیده گرفتن آن است.
اگر جهان در مورد حفاظت از جان انسانها جدی است، پس هرگونه آتشبس شامل حکومت ایران باید شامل یک شرط ساده و غیرقابل مذاکره باشد: اعدامها باید متوقف شوند.
این یک خواسته انتزاعی نیست. در درگیریها از بالکان تا آمریکای مرکزی، از توافقهای آتشبس برای توقف کشتارهای فراقضایی و ایجاد فضایی برای گفتگوی سیاسی استفاده شده است. حکومت ایران نباید از چنین تعهداتی مستثنی باشد. در واقع، با توجه به مقیاس خشونت دولتی، این نیاز فوریتر است.
اعدام در حکومت ایران نشانه ثبات نیست؛ بلکه نشانه زوال و فروپاشی است
برخی استدلال میکنند که پیوند دادن آتشبس به شرایط حقوق بشر، خطر طولانی شدن درگیری را به همراه دارد. اما گزینه دیگر، اجازه دادن به ادامه اعدامها در سایه از نظر اخلاقی غیرقابل دفاع است. آتشبسی که کشتارهای حکومت ایران را نادیده میگیرد، به منزله تایید ضمنی آن خواهد بود. این نشان میدهد که جهان آماده مذاکره بر سر حملات هوایی و تحریمها است، اما نه بر سر جان شهروندان ایرانی.
این نشان میدهد که ماهیت بحران را اشتباه فهمیده است. حکومت ایران مخالفان را اعدام نمیکند چون احساس امنیت میکند. این حکومت آنها را اعدام میکند چون احساس تهدید میکند، از سوی مردم خودش. خشونت حکومت ایران نشانه ثبات نیست؛ بلکه نشانه زوال و فروپاشی است. مردم ایران دههها سرکوب، فساد و فروپاشی اقتصادی را تحمل کردهاند. آنها بارها و بارها قیام کردهاند، اما با گلوله، زندان و چوبه دار روبرو شدهاند.
مبارزه آنها تئوری نیست. این مبارزه در چهره علیپور، قبادی، دانشورکار و تقوی مردانی که تنها جرمشان این بود که باور داشتند کشورشان میتواند چیزی بیش از جایی باشد که امید با طناب دار مجازات میشود، نوشته شده است.
جهان نمیتواند مرگ آنها را جبران کند، اما میتواند از مرگ بعدی جلوگیری کند
آتشبس که نتواند اعدامها را متوقف کند، گامی به سوی صلح نیست. این تنفسی است که به ماشین سرکوب اجازه میدهد به کار خود ادامه دهد. اگر جامعه بینالمللی میخواهد ذرهای جدیت اخلاقی داشته باشد، باید بر یک مطالبه فوری اصرار ورزد،کشتار را متوقف کنید. از آنجا شروع کند.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7