۱۴۰۵ شهریور ۲۶, پنجشنبه

اتحادیه اروپا: سرکوب مداوم، اعدام‌های سیستماتیک و ارعاب معترضان توسط رژیم ایران محکوم است



                      اتحادیه اروپا: سرکوب مداوم، اعدام‌های سیستماتیک و ارعاب معترضان توسط رژیم ایران محکوم است

اتحادیه اروپا طی بیانیه‌یی اعلام کرد: چهار سال پس از کشته شدن ژینا -مهسا امینی، و در پی اعتراضات سراسری ژانویه ۲۰۲۶ که طی آن هزاران معترض به‌قتل رسیدند، اتحادیه اروپا شجاعت زنان و مردان ایرانی را می‌ستاید و از آرمانهای آنان برای آینده‌ای بهتر حمایت می‌کند. آینده‌ای که در آن حقوق‌بشر و آزادی‌های بنیادینشان محترم شمرده، محافظت و محقق شود

در ادامه بیانیه اتحادیه اروپا آمده است: روند کنونی اجرای احکام اعدام در ایران تکان‌دهنده است. اتحادیه اروپا مخالفتی قاطع و اصولی با اعمال مجازات اعدام در تمامی موارد و شرایط دارد.

اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن یک‌صدا سرکوب مداوم توسط مقامات ایرانی، از جمله استفاده سیستماتیک از مجازات اعدام، خشونت، بازداشت‌های خودسرانه و تاکتیک‌های ارعاب برای خاموش کردن صداهای معترض را محکوم می‌کنند.اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن از مقامات ایرانی می‌خواهند که به خشونت و سرکوب مردم پایان دهند.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran



عفو بین‌الملل یک گزارش ۱۱۰۰ صفحه‌یی درباره قیام ۱۴۰۱ در پی قتل حکومتی ژینا امینی منتشر کرد



                     عفو بین‌الملل یک گزارش ۱۱۰۰ صفحه‌یی درباره قیام ۱۴۰۱ در پی قتل حکومتی ژینا امینی منتشر کرد

عفو بین‌الملل یک گزارش ۱۱۰۰ صفحه‌ای درباره قیام ۱۴۰۱ در پی قتل حکومتی ژینا امینی منتشر کرد. عفو بین‌الملل اعلام کرد مقامات رژیم ایران مرتکب جنایات علیه بشریت شدند.

عفو بین‌الملل از شورای امنیت سازمان ملل می‌خواهد که وضعیت ایران را به دفتر دادستان دیوان کیفری بین‌المللی ارجاع دهد.

از مجمع عمومی سازمان ملل می‌خواهد یک سازوکار قضایی کیفری بین‌المللی برای ایران، ایجاد کند.

عفو بین‌الملل در این گزارش نوشته است: مقامات ایرانی صدها معترض و رهگذر از جمله کودکان را به‌طور غیرقانونی به‌قتل رساندند و هزاران نفر را در معرض بازداشت خودسرانه، ناپدیدسازی قهری یا شکنجه قرار دادند.

این ارگان بین‌المللی ۸۷ مقام ایران را که باید هدف تحقیقات کیفری قرار گیرند، شناسایی کرده است

عفو بین‌الملل همچنین نوشته است: مصونیت از مجازات برای جنایات علیه بشریت در سال ۲۰۲۲، راه را برای فجایع بیشتری هموار کرد.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran



ژنرال چاک والد: ایران با یک بحران رشد یابنده داخلی مواجه است، فرصت تاریخی برای تغییر دموکراتیک

 


                   ژنرال چاک والد: ایران با یک بحران رشد یابنده داخلی مواجه است، فرصت تاریخی برای تغییر دموکراتیک

ژنرال چاک والد معاون پیشین فرماندهی نیروهای آمریکا در اروپا در مقاله‌یی در رییل کلیرورلد می‌نویسد: شش ماه پس از جنگ ایالات متحده و رژیم ایران، لاف‌زنی و تبلیغات تهران هر چه باشد، این فاشیسم مذهبی امروز ضعیف‌تر از هر زمان دیگر است. ادامه این وضعیت، برای غرب و جامعه بین‌المللی روزبه‌روز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند تا سیاست‌های لازم در رابطه با تغییر در ایران را بررسی کنند آن هم تغییری که نه با مداخله خارجی، بلکه توسط مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آنان هدایت می‌شود.

اقتصاد ایران پیش از جنگ از سال‌ها افول رنج می‌برد، اما اکنون برخی شاخص ها، نشان از بدتر از شدن وضعیت دارد. از جمله تورم بالای ۱۰۰ درصد در کالاهای اساسی مصرفی. از طرف دیگر این فشارها درگیریهای جناحی درون رژیم را شدت بخشیده است. بحران درون رژیم با کشته شدن علی خامنه‌ای، در نخستین روز جنگ دوچندان شده است.

مجتبی خامنه‌ای جانشین پدرش شد. با این حال، این انتقال قدرت، تناقض بنیادینی را در سیستم آشکار کرده است که ادعا می‌کند اختیارات عالی را به واجد شرایط‌ترین فقیه شیعه واگذار می‌کند. صلاحیت‌های مجتبی خامنه‌ای بیشتر از آن‌که بر دانش دینی استوار باشد، بر تداوم ساختار قدرت موجود، به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متکی است. انتصاب او این دیدگاه را تقویت کرده که جمهوری اسلامی روزبه‌روز بیشتر به دیکتاتوری موروثی شبیه می‌شود که زمانی ادعای جایگزینی آن را داشت؛ چشم‌اندازی که بسیاری از ایرانیان با تردید عمیق به آن می‌نگرند.

آسیب‌پذیری رژیم ایران با رشد مداوم اپوزیسیون سازمان‌یافته و دموکراسی خواه بیشتر شده است. دست‌کم از سال ۲۰۱۴، سازمان مجاهدین خلق ایران شهروندانی از تمام اقشار جامعه را در شبکه‌یی از «کانون‌های شورشی» جذب کرده است که نقش مهمی در چهار قیام بزرگ طی هشت سال گذشته ایفا کرده‌اند. تهران با سرکوب شدیدتر این شبکه‌ها و سایر معترضان پاسخ داده است، اما نمادهای عملکرد مقاومت هم‌چنان در سراسر کشور پدیدار می‌شوند.

دستگاه قضایی ایران از ماه مارس تاکنون بیش از ۴۰ معترض و مخالف را اعدام کرده است. گزارشها حاکی از آن است که دست‌کم ۵۰ نفر دیگر در آستانه اعدام قرار دارند، در حالی که دهها و شاید صدها نفر دیگر ممکن است با احکام مشابهی روبه‌رو شوند. با این حال، این اقدامات نتوانسته است حمایت از جنبش مقاومت را کاهش دهد؛ واقعیتی که توسط چند تن از مقامات ایرانی، از جمله نمایندگان مجلس اذعان شده است.

کلید شتاب دادن به تغییرات معنا‌دار در ایران، به‌رسمیت شناختن و گنجاندن نقش مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آنان در چارچوب سیاست‌های بین‌المللی است.

شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف اپوزیسیون دموکراتیک ایران، و رئیس‌جمهور منتخب آن، خانم مریم رجوی، همواره تأکید کرده‌اند که تغییر دموکراتیک را نمی‌توان از طریق اقدام نظامی خارجی بر ایران تحمیل کرد. در عین‌حال، آنها استدلال کرده‌اند که دموکراسی‌های غربی باید فشارهای سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی خود را بر مقامات حاکم بر جمهوری اسلامی حفظ کنند.

نیروهای مقاومت پیش از این آمادگی فوق‌العاده‌ای برای به چالش کشیدن رژیم نشان داده‌اند، حتی در غیاب حمایت‌های بین‌المللی معنا‌دار. قیامهای سراسری سال‌های ۲۰۱۸، ۲۰۱۹، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ گواهی بر این واقعیت است. هم‌چنین اقدامات بی‌شمار اعتراضی، و مقاومت در سراسر کشور گواه آن است.

در همین عداد تلاش سازمان مجاهدین خلق پیش از وقوع جنگ، برای تسخیر مجتمع مطهری تهران قابل توجه بود که در آن زمان محل دفاتر و اقامتگاه مرتبط با رهبر جمهوری اسلامی بود.

آن عملیات با مشارکت ۲۵۰ تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق در تهران، هم به رژیم و هم به ناظران خارجی نشان داد که این سازمان به نیرویی رو به رشد و روزبه‌روز توانمندتر تبدیل شده است که خود به‌عنوان عاملی تأثیرگذار برای تغییرات سیاسی است

در واقع، ظرفیت و قدرت مجاهدین و نیروهای مقاومت سال‌هاست توسط قانون‌گذاران، پژوهشگران و کارشناسان سیاست خارجی غربی که طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای آینده ایران را بررسی کرده‌اند، به‌رسمیت شناخته شده است.

وضعیت در داخل ایران روزبه‌روز غیرقابل تحمل‌تر می‌شود. به همان اندازه روشن است که بسیاری از فرض‌هایی که سیاست‌های بین‌المللی را در قبال تهران هدایت کرده‌اند، شایسته بررسی مجدد هستند. یک رویکرد مؤثرتر باید با ارزیابی مجدد نیروهایی آغاز شود که فعالانه رژیم ایران را از درون به چالش می‌کشند و نقشی که آنها ممکن است در شکل دادن به آینده ایران ایفا کنند.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran




۱۴۰۵ شهریور ۲۵, چهارشنبه

کنفرانس بین‌المللی آنلاین با حضور گزارشگران کنونی و پیشین ملل متحد+ سخنرانی جفری رابرتسون، کلاودیو گروسمن، استفانی وولف، الهام ساجدیان و حنیفه خیّری



کنفرانس بین‌المللی آنلاین با حضور گزارشگران کنونی و پیشین ملل متحد+ سخنرانی جفری رابرتسون، کلاودیو گروسمن، استفانی وولف، الهام ساجدیان و حنیفه خیّری

قتل‌عام ۶۷ و استمرار اعدام‌ها

جنایت ادامه‌دار علیه بشریت در ایران

اعدام‌های سیاسی در ایران و مسئولیت اقدام

 

کنفرانس بین‌المللی آنلاین

با حضور گزارشگران کنونی و پیشین ملل متحد

حقوقدانان و کارشناسان برجسته حقوق‌بشر و دادستانهای بین‌المللی

 

سخنرانی‌های

  • جفری رابرتسون - قاضی دادگاه ویژه ملل متحد برای سیرالئون
  • کلاودیو گروسمن Claudio Grossman - گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق بین‌الملل سازمان ملل متحد در مورد مصونیت مقامات دولتی از صلاحیت کیفری خارجی، رئیس کمیته پیش‌نویس حقوق بین‌الملل سازمان ملل (۲۰۱۹)؛ مشاور ویژه دادستان دادگاه کیفری بین‌المللی (۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴)؛ رئیس کمیته سازمان ملل متحد علیه شکنجه (۴ دوره، از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵)
  • استفانی وولف Stephanie Wolfe - رئیس انجمن بین‌المللی پژوهشگران نسل‌کشی
  • و الهام ساجدیان

 

جفری رابرتسون - قاضی دادگاه ویژه ملل متحد برای سیرالئون

بسیار سپاسگزارم که مرا دعوت کردید. این دعوت مرا به سال۲۰۰۹ می‌برد؛ من با حدود ۵۰نفر از قربانیان و بازماندگان مصاحبه کردم که بیشترشان در زمان (قتل‌عام) در زندان بودند و یکی از آنها نیز از اعدام جان به‌در برده بود. من ترجمه تمام روزنامه‌های دولتی سال۱۳۶۷ را خواندم و همه روایتهایی را که پیش از آن منتشر شده بود، مطالعه کردم. اجازه بدهید، در صورت امکان، بند اول گزارش خود را که نشان‌دهنده یافته‌های من از آن رویدادهاست، برای شما بخوانم:

«در اواخر ماه ژوئیه۱۹۸۸ (مرداد۱۳۶۷)، هم‌زمان با پایان یافتن جنگ با عراق در قالب یک آتش‌بس خصمانه، زندانهای ایران که انباشته از مخالفان حکومت بود، ناگهان در وضعیت قطع کامل با بیرون قرار گرفتند. تمامی ملاقات‌های خانوادگی لغو شد، تلویزیونها و رادیوها خاموش شدند و توزیع روزنامه‌ها متوقف شد. زندانیان در سلول‌های خود محبوس شدند و از هواخوری محروم گشتند. تنها ملاقات مجاز، با هیأتی از افراد عمامه به‌سر و ریشدار بود که با خودروهای بی‌ام‌و دولتی به زندانهای حومه‌ای و دورافتاده می‌آمدند: یک حاکم شرع، یک دادستان و یک نماینده وزارت اطلاعات؛ سه قاضی عضو هیأت مرگ. در برابر آن‌ها، تقریباً تک‌تک زندانیان که تعدادشان به هزاران نفر می‌رسید و به‌دلیل وابستگی یا هواداری به اشکال مختلف از سازمان مجاهدین زندانی شده بودند، به‌طور کوتاه و انفرادی حاضر می‌شدند. این هیأت، یعنی همان هیأت مرگ، فقط یک سؤال از این زنان و مردان جوان داشت؛ کسانی که اکثراً از سال۱۳۶۰ صرفاً به‌دلیل شرکت در تظاهرات خیابانی بازداشت شده بودند و زندگی‌شان به پاسخ این سؤال بستگی داشت. کسانی که در پاسخ خود هر گونه وابستگی یا حمایت مداوم از مجاهدین را ابراز می‌کردند، چشم‌بند زده و به آنها دستور داده می‌شد به صفی زنجیروار ملحق شوند که مستقیماً به‌سمت چوبه‌های دار هدایت می‌شد. آنها را در گروه‌های چهار تایی یا شش تایی از جرثقیل‌ها و از طناب‌هایی دار می‌زدند که در برابر سن سالن اجتماعات آویزان بود. برخی را شب‌هنگام به پادگانهای ارتش می‌بردند، از آنها می‌خواستند وصیت‌نامه خود را بنویسند و سپس تیربارانشان می‌کردند. پیکرهایشان با مواد ضدعفونی‌کننده آغشته می‌شد، در کامیونهای یخچال‌دار بارگیری می‌شد و شبانه در گورهای دسته‌جمعی دفن می‌شد. ماهها بعد، به خانواده‌هایشان که درمانده و ناامید در جستجوی نشانی از فرزندان یا همسران خود بودند، کیسه‌ای پلاستیکی حاوی معدود وسایل شخصی آنها تحویل داده می‌شد. از دادن هر گونه اطلاعاتی درباره محل دفن آنها خودداری می‌شد و به آنها دستور می‌دادند که هرگز در ملأعام برایشان عزاداری نکنند. تا اواسط ماه اوت۱۹۸۸، هزاران زندانی به این شیوه توسط حکومت، بدون محاکمه، بدون حق تجدیدنظرخواهی و در قساوت مطلق به‌قتل رسیدند».

خب، رژیم به نابودی مجاهدین بسنده نکرد. آنها در موج دوم، به کشتار آتئیست‌ها، لیبرال‌ها، سوسیالیستها و هر کسی پرداختند که حکومت دینی مضحک پایه‌گذاری‌شده توسط خمینی را نمی‌پذیرفت یا حاضر به پذیرش آن نبود. من این گزارش را که به تحلیل جنایاتی چون شکنجه، قتل و نسل‌کشیِ صورت‌گرفته می‌پرداخت، نوشتم و بعداً آن‌را در قالب کتابی با عنوان «آخوندهای بی‌رحم» منتشر کردم؛ با این نگرش که رژیم چگونه خود را مستقر کرد و از طریق رویکرد غیرقانونی اتهام محاربه یا توهین به مقدسات‌ِ الهی که هدایت‌کننده این حکومت دینی بود، به حیات خود ادامه داد. به این ترتیب، این روند هم‌چنان ادامه یافت و هرگز هیچ مسئولیتی پذیرفته نشد. دیپلمات‌های ایرانی به سازمان ملل دروغ گفتند. آنها سرِ گزارشگر ویژه وقت سازمان ملل کلاه گذاشتند و او را فریب دادند که خوشبختانه دیگر این‌طور نیست. و هیچ واکنش مناسبی از سوی سازمان مللی که طبق منشور خود متعهد به جلوگیری از بلای جنگ و بلای جنایات جنگی است، صورت نگرفت. این‌ها بدترین جنایات جنگی، دست‌کم در زمینه رفتار با زندانیان، پس از «راهپیمایی‌های مرگ» ژاپنی‌ها در اواخر جنگ در اقیانوس آرام بودند. و البته مسئولان و مسببان آن، یعنی کسانی که فتوای خمینی را اجرا کردند، به مقامات عالی ارتقا یافتند؛ بالاترین مقام انتخابی نصیب ابراهیم رئیسی شد که قاضی صادر‌کننده حکم اعدام بود، دادستانی که قرار بود در هیأت مرگ حضور داشته باشد تا جلوی بی‌قانونی را بگیرد، اما در عوض، او با اشتیاق از آن حمایت کرد. عاملان این جنایتها از مصونیت کامل برخوردار بودند و قتل‌عام‌های سال۱۳۶۷ هیچ‌گاه با پیآمد یا حسابرسی واقعی مواجه نشد. اما بی‌تردید بازتاب همان رویدادها را می‌توان در کشتارهای اوایل امسال دید؛ زمانی که مردم ایران در آغاز برای اعتراض به دشواریهای اقتصادی به‌پا خاستند و هزاران نفر از آنان به‌قتل رسیدند. به‌دلیل قطع اینترنت در آن زمان، امکان برآورد دقیق شمار قربانیان وجود ندارد، اما تعداد آنها بی‌تردید به چندین هزار نفر می‌رسید. بسیاری از آنان صرفاً با شلیک مستقیم به‌صورت توسط نیروهای سپاه پاسداران کشته شدند؛ روشی که خود، شکلی تازه از شکنجه به‌شمار می‌رفت.

بنابراین، امروز من سخنان خود را با این پرسش به پایان می‌برم: چه باید کرد؟ یکی از کارهایی که می‌توانیم انجام بدهیم، به‌دلیل نقش پلیدی که دیپلمات‌های ایرانی در طول این سال‌ها در سرپوش گذاشتن بر این کشتار ایفا کرده‌اند، پایان دادن به تمامی روابط دیپلماتیک با ایران است. من فکر می‌کنم این مسأله به‌طور کامل مستقل از اتخاذ موضع در قبال حمله آمریکا است. تمام کشورهایی که نگرانی ارزش‌های بشردوستانه را دارند، باید به ماهیت وحشیانه حکومت ایران چه در سال۱۳۶۷ و چه در زمان حال پی ببرند و روابط دیپلماتیک خود را با آن قطع کنند. این حکومتی نیست که انسان‌هایی با ارزش‌های اخلاقی والا بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، چه سوسیالیست باشند، چه دموکرات یا هر چیز دیگری.

در نهایت، موضوع محاکمه غیابی مسئولان قتل‌عام۱۳۶۷ مطرح است. بیشتر آنها هنوز زنده‌اند؛ رئیسی در سانحه هلیکوپتر کشته شد، اما بقیه حضور دارند. نام آنها در گزارشهای متعددی مشخص شده است و می‌توان آنها را به‌صورت غیابی محاکمه کرد. این کار می‌تواند و باید توسط شورای امنیت با تشکیل یک دادگاه اختصاصی برای تعقیب قضایی غیابی و شاید پس از مرگ، کسانی که مسئول سبعیت‌های هولناک سال۱۳۶۷ و حتی ۱۴۰۵ بودند، انجام شود. مهم است به‌یاد داشته باشیم که دستاورد اصلی دادگاهها همین است: ثبت مستند، معتبر و رسمیِ آنچه به‌واقع رخ داده تا هرگز نتوان آن‌را انکار کرد. دادگاه نورنبرگ نمونه‌یی از محاکمه‌ای است که به‌دلیل حکم معتبر و مستند آن، احتمال انکار هولوکاست را برای همیشه از بین برد. بنابراین، محاکمه غیابی مسئولان کشتارهای ۱۳۶۷ در یک دادگاه بین‌المللی، این مزیت را خواهد داشت که منجر به صدور حکمی معتبر و غیرقابل انکار شود که دیپلمات‌های ایرانی یا هر شخص دیگری، به هیچ‌وجه نتوانند منکر آن شوند. سپاسگزارم.

 

کلاودیو گروسمن - گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق بین‌الملل سازمان ملل

در مورد مصونیت مقامات دولتی از صلاحیت کیفری خارجی

 

کلاودیو گروسمن - رئیس کمیته سازمان ملل علیه شکنجه در ۴ دوره، ۲۰۱۵-۲۰۰۸

 - مشاور ویژه دادستان دادگاه کیفری بین‌المللی ۲۰۲۴-۲۰۲۱

در ابتدا مایلم تشکر کنم از برگزار کنندگان این کنفرانس برای دعوت از من جهت مشارکت در حمایت از مردم ایران.

مردم ایران هدف تقریباً تمامی جنایاتی بوده‌اند که در اساسنامه رم برشمرده شده است؛ جنایاتی که در واقع، در بسیاری از جنبه‌ها، اگر نگوییم در تمامی آن‌ها، منعکس‌کننده حقوق بین‌الملل عرفی است. این بدان معناست که این اصول حتی برای کشورهایی که این اساسنامه را تصویب نکرده‌اند نیز الزام‌آور است. بسیار مهم و حیاتی است که ما همبستگی خود را ابراز کنیم، چرا که همبستگی اهمیت والایی دارد. این امر به‌ویژه در قبال جنایاتی نظیر شکنجه، ناپدیدسازیهای اجباری و جنایات علیه بشریت که شامل تبعیض، نقض‌های گوناگون و نقض فاحش تمامی هنجارهای مربوط به دادرسی عادلانه می‌شود، بسیار حائز اهمیت است.

من به‌عنوان رئیس پیشین کمیته ضد شکنجه (سازمان ملل) و کمیسیون حقوق‌بشر قاره آمریکا، در زندانها و بازداشتگاههایی حضور داشته‌ام که در آن بازداشت شدگان به من می‌گفتند: «نمی‌دانم آیا در نتیجه تلاش‌های شما آزاد خواهم شد یا خیر، اما همین که می‌دانم افرادی هستند که معتقدند آنچه بر من می‌گذرد یک جنایت است، به من قدرت می‌دهد و روحیه شکنجه‌گران و سرکوبگرانم را تضعیف می‌کند». با این حال، فارغ از ارزش بالای همبستگی، این امر نیز حائز اهمیت است که خلاقانه بیندیشیم چگونه می‌توانیم به مبارزه مردم ایران یاری برسانیم؛ مبارزه‌یی برای دستیابی به جامعه‌یی که در آن همگان، اعم از زن و مرد، بتوانند استعدادهای خود را تا حد امکان شکوفا سازند، در حالی که نیازهای مشروع جامعه ایران نیز مد نظر قرار گیرد. و این برای ما یک چالش است. همبستگی به‌معنای حمایت است و ما باید بیندیشیم که چگونه می‌توانیم از احیای دموکراسی حمایت کنیم؛ دموکراسی‌ای که البته مسئولیت نخست آن بر دوش خود مردم ایران است. به‌عنوان مثال، می‌توان موضوع مسئولیت مدنی و کیفریِ عاملان ارتکاب این جنایات سبعانه را پیگیری کرد. در خصوص مسئولیت کیفری، اجازه بدهید اشاره کنم که به‌عنوان گزارشگر ویژه در موضوع «مصونیت مقامات دولتی از صلاحیت کیفری خارجی» و بر اساس حقوق عرفی، جنایاتی که پیش‌تر به آنها اشاره کردم، وضعیتی را ایجاد کرده‌اند که در آن، مرتکبان این اعمال شخصاً مسئول جنایات خود خواهند بود. علاوه بر این، دولت ایران مسئولیتی کلی در قبال رنج‌ها و اعمال جنایتکارانه‌ای دارد که علیه مردم مرتکب شده است. اجازه بدهید بگویم که انجام این اقدامات و هر آنچه در چارچوب قانون ممکن است، مرا به این واقعیت رهنمون می‌سازد که ما در اینجا همراه با آینده ایستاده‌ایم؛ آینده‌ای که متوقف‌شدنی نیست. پابلو نرودا، برنده شیلیایی جایزه نوبل ادبیات، گفته است: «می‌توانند همه گل‌ها را بچینند، اما نمی‌توانند جلوی آمدن بهار را بگیرند».

بیایید در کنار هم، در سمت بهار بایستیم. بسیار سپاسگزارم.

 

استفانی وولف - رئیس انجمن بین‌المللی پژوهشگران نسل‌کشی

بسیار سپاسگزارم که امروز از من دعوت کردید. من در سراسر آثار دانشگاهی خود از مضمونی استفاده می‌کنم که همان‌طور که ما امروز شنیدیم، نمادی از ایستادگی و نافرمانی عمیق است و آن مضمون این است: «حافظه پابرجا می‌ماند». درست در همین لحظه، در حالی که چشمان جهان به درگیریهای متغیر جهانی دوخته شده است، فاجعه خاموش و ویرانگری در داخل ایران در حال وقوع است. حکومت در حال اجرای سنگین‌ترین موج مستمر اعدام‌هاست که کشور در نزدیک به ۴۰سال گذشته به خود دیده است. بیش از ۲۰۰۰نفر در سال گذشته کشته شدند و نزدیک به ۱۰۰۰نفر دیگر در سال جاری اعدام شده‌اند. این‌ها پرونده‌های جنایی عادی نیستند؛ این‌ها قتل‌هایی با انگیزه‌های سیاسی هستند که برای درهم‌شکستن روحیه مردمی طراحی شده‌اند که برای مطالبه آزادی بپا خاسته‌اند. پشت این آمار و ارقام، جانهای جوانی قرار دارند: مهندسی که پیش از آویخته‌شدن از طناب دار، سرودهای مقاومت می‌خواند؛ فارغ‌التحصیلی که به زندانبانان خود می‌گوید آزادی را نمی‌توان اعدام کرد؛ و قهرمان کشتی ۱۹ساله‌ای که در آستانه سال نو ایرانی شکنجه شد و در ملأعام بدار آویخته شد. این یک سیستم قضایی نیست، بلکه این یک ماشینِ ترس است که برای تحمیل سکوت طراحی شده است. اما این تکرار تاریخ چگونه ممکن است؟ چگونه یک حکومت می‌تواند هفته به هفته، در برابر چشمان جهان، به دار کشیدن جوانان را ادامه دهد؟ پاسخ در یک کلمه نهفته است: «مصونیت از مجازات». اتهامات قانونی که امروز برای فرستادن معترضان به چوبه‌های دار استفاده می‌شود، دقیقاً همان اتهاماتی است که در تابستان۱۳۶۷ به‌کار گرفته شد. در آن تابستان هولناک بود که بیش از ۳۰۰۰۰زندانی سیاسی به‌طور سیستماتیک قتل‌عام شدند. عاملان این جنایات هولناک، یعنی مردانی که در هیأت‌های مرگ بدنام نشسته بودند، هرگز مورد حسابرسی قرار نگرفتند. در عوض، آنها به بالاترین مناصب دولتی ارتقا یافتند. وقتی جامعه بین‌المللی در سال۱۳۶۷ چشم خود را بر این جنایت بست، پیام واضحی به عاملان آن فرستاد: شما می‌توانید مرتکب قتل شوید و از مجازات بگریزید. امروز ما پیامدهای آن سکوت تاریخی را می‌بینیم. وقتی افرادی که مرتکب چنین جنایات وحشتناکی شده‌اند بی‌مجازات می‌مانند، شاهد خیانت به عدالت هستیم. ما امروز باید اعلام کنیم که دیگر ابراز نگرانی کافی نیست. ما باید خواهان اقدامات عملی باشیم: اعمال صلاحیت قضایی جهانی، انجام تحقیقات مستقل بین‌المللی و تبدیل توقف کامل اعدامها به یک شرط مطلق برای روابط دیپلماتیک و تجاری. اما بی‌رحمی حکومت به چوبه‌های دار ختم نمی‌شود. وقتی جانی گرفته می‌شود، نبرد به جبهه دوم منتقل می‌شود: پاک‌کردن حافظه تاریخی. دهه‌هاست که مقامات، یک جنگ سیستماتیک را علیه مزارهای جمعی آغاز کرده‌اند. در محل‌های دفن در سراسر کشور، آنها سنگ قبرها را با بولدوزر تخریب کرده‌اند، لایه‌های ضخیم بتن روی گورهای دسته‌جمعی ریخته‌اند و دوربینهای نظارتی نصب کرده‌اند تا از تجمع خانواده‌های داغدار جلوگیری کنند. آنها اقلیت‌های تحت آزار و اذیت دیگر را مجبور کرده‌اند تا مردگان خود را روی این محل‌ها دفن کنند و بدین ترتیب تلاش کرده‌اند شواهد این جنایات را به‌طور فیزیکی محو کنند. اما آنها شکست‌خورده‌اند. آن تپه‌های بایر فراموش نشده‌اند، بلکه در عوض به نمادهای مقدس مقاومت تبدیل شده‌اند. حکومت می‌تواند بتن بریزد، اما نمی‌تواند روی خاطرات یک مادر سیمان بکشد. این موضوع ما را به مهم‌ترین وظیفه امروز مان می‌رساند: همبستگی با خود خانواده‌ها. از دست‌دادن فرزند ضربه‌ای جانکاه است، اما دریغ‌کردن بقایای پیکر فرزند، محروم کردن از گواهی فوت و حتی ممنوع‌کردن گریه بر مزار او، این یک نوع شکنجه روانی است. ما در کنار مادرانی ایستاده‌ایم که به‌جای مزار فرزند، فقط با عکس‌های قاب‌شده، ساعت مچی پسرشان یا دهه‌ها سکوت رها شده‌اند. ما در کنار خواهری ایستاده‌ایم که ۱۵سال را در زندان سپری کرده است، فقط به این دلیل که می‌خواست بداند خواهر و برادرش کجا دفن شده‌اند. این خانواده‌ها فقط به‌خاطر در دست‌داشتن یک شاخه گل و پرسیدن یک سؤال ساده که «فرزند من کجاست؟»، با ضرب‌وشتم، بازداشت و مصادره خانه‌های خود روبه‌رو شده‌اند. ما باید به این خانواده‌ها یک پیام بفرستیم: شما تنها نیستید. شجاعت شما الهام‌بخش ماست و مطالبه شما برای حقیقت، مأموریت جهانی ما است. بیایید کلمات عصیانگرانه‌ای را به یاد آوریم که مبارزان سیاسی اعدام‌شده در همین چند ماه پیش، مخفیانه از زندان به بیرون فرستادند ما پیش از این نیز صدها هزار بار اعدام شده‌ایم!، ولی بر موضع شورشی خود خواهیم ایستاد.

حکومت بر این باور است که با اعدام جوانان و بولدوزر انداختن بر قبرهاشان، می‌تواند فصل پایانی را بنویسد. اما تاریخ به ما نشان می‌دهد که آنها در اشتباهند. حافظه از بتن قوی‌تر است. حافظه، والاترین شکل مقاومت است. حافظه پابرجا می‌ماند و سرانجام، حافظه پیروز خواهد شد. بسیار سپاسگزارم که امروز میزبان من بودید.

 

الهام ساجدیان

با سلام به همگی. من الهام ساجدیان هستم. ۴سال است که در سوئیس زندگی می‌کنم. در تمام طول زندگی‌ام شاهد جنایات رژیم ایران بوده‌ام، اما در عین‌حال، شجاعت مردم ایران را نیز دیده‌ام. به‌تازگی دو مرد جوان با اتهامات سیاسی در ملأعام در اصفهان اعدام شدند. این رویداد مرا به یاد دوران کودکی خودم انداخت و آنچه بر خانواده‌ام گذشت. پدرم، محمد ساجدیان، مهندس شرکت حفاری نفت ایران بود. او پیش از انقلاب۱۳۵۷، در رژیم شاه توسط ساواک شکنجه شده بود. پس از انقلاب، او مخفیانه به حمایت خود از مخالفان دموکراتیک در برابر رژیم خمینی ادامه داد. او دو هفته پیش از تولد من توسط اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شد. در آن زمان، او دو هفته در جزیره خارک کار می‌کرد و سپس به‌مدت دو هفته به خانه باز می‌گشت. قرار بود هنگام تولد من در کنار مادرم باشد. در آن زمان اینترنتی وجود نداشت؛ خانواده‌ام فکر می‌کردند او در محل کارش است، در حالی که در واقع در زندان بود و شکنجه می‌شد. آنها تنها زمانی متوجه این موضوع شدند که مأموران سپاه پاسداران، در حالی که مادرم ماههای آخر بارداری مرا می‌گذراند، به‌طرز وحشیانه‌ای به خانه ما یورش بردند. در تاریخ ۲۲ فوریه ۱۹۸۵ (۳ اسفند ۱۳۶۳)، پدرم به‌همراه دو مرد دیگر در میدان اصلی شیراز در ملأعام اعدام شد. او به‌دلیل دیدگاههای سیاسی‌اش و ارتباطش با سازمان مجاهدین خلق ایران به‌قتل رسید. هنگامی که پدرم به‌قتل رسید، من فقط دو روز سن داشتم. او هرگز محاکمه عادلانه‌ای نداشت؛ از زمان بازداشت تا اعدام او فقط ۱۵روز گذشت. رژیم می‌خواست او را در مکانی مخفی دفن کند. در پیکر او نشانه‌های آشکاری از شکنجه دیده می‌شد. ما حتی اجازه نداشتیم نام او را روی سنگ قبرش بنویسیم. با این حال، ما باز هم خوش‌شانس بودیم که می‌دانستیم او کجا دفن شده است. کشوری را تصور کنید که در آن، حتی تحویل‌گرفتن پیکر عزیزانتان نوعی خوش‌شانسی به‌شمار می‌رود. من این داستان را برای جلب دلسوزی یا همدردی کسی تعریف نمی‌کنم؛ بلکه می‌خواهم همه شما بدانید که مردم ایران چه بهایی برای دستیابی به آزادی پرداخته‌اند. من به پدرم افتخار می‌کنم. من به همه کسانی که جان خود را در راه آزادی در ایران فدا کردند، افتخار می‌کنم. اما رژیم فقط زندانیان را نمی‌کشد، بلکه خانواده‌های آنان نیز تا مدتها پس از مرگشان تحت شکنجه و آزار قرار می‌گیرند. تا آخرین روزهای حضورم در ایران در چند سال پیش، من و خانواده‌ام با مزاحمتها و بازجویی‌های مستمر سپاه پاسداران مواجه بودیم. در ایران، من هم‌چنین شاهد قیام سال۱۳۹۸ در شیراز بودم. من در نزدیکی بلوار معالی‌آباد زندگی می‌کردم. برای چندین روز، مردم در آنجا در برابر رژیم ایستادگی کردند. شب‌ها صدای شلیک گلوله می‌شنیدیم. مردم شعار مرگ بر دیکتاتور سر می‌دادند. من شاهد خون جاری‌شده در خیابان‌ها، رد گلوله بر دیوارها و ساختمانها و خودروهای سوخته بسیج بودم. مردم برای متوقف‌کردن نیروهای مسلح سنگر می‌ساختند. یک شب در نزدیکی پل معالی‌آباد، به سختی از گلوله‌ها جان به در بردم. دیگران به این اندازه خوش‌شانس نبودند؛ من شاهد افتادن مردم در خیابان بودم. تمامی معترضان شجاع سال‌های ۲۰۱۹، ۲۰۲۰ و ژانویه ۲۰۲۶ امروز در معرض خطر مواجهه با سرنوشتی مشابه پدرم قرار دارند. به‌همین دلیل است که از شما، سازمان ملل و همه دولتها تقاضا دارم تا برای متوقف‌کردن این اعدامها اقدام کنید. ما روی حمایت شما در این دوران سخت حساب می‌کنیم. بسیار سپاسگزارم.

 

دکتر حنیفه خیّری

من مایلم عمیقاً سپاسگزاری کنم از سخنرانان برجسته، شرکت‌کنندگان بین‌المللی و بازماندگان و خانواده‌های شجاعی که به این تلاش معنا و هدف می‌بخشند. در طول دو ساعت گذشته، جلسهٔ ما یک حقیقت را کاملاً آشکار ساخت: اعدام‌های ادامه‌دار در ایران، یک الگوی سیستماتیک از حذف سیاسی است که ریشه در دهه‌ها مصونیت از مجازات دارد. ما هم اسناد و مدارک لازم را در اختیار داریم و هم مسئولیت داریم که اقدام کنیم. ما باید خواستار تحقیقات مستقل، حسابرسی در قبال جنایات فجیع و حفاظت فوری از زندانیان سیاسیِ در آستانه اعدام بشویم. حقوق‌بشر نمی‌تواند در مرتبه‌ای پس از دیپلماسی قرار گیرد. از این رو، بیایید امروز آغازگر کارزاری فعال برای حقیقت‌یابی و اقدام عملی باشد. از حضور و توجه شما بسیار سپاسگزارم و از این‌که در کنار ما ایستاده‌اید، قدردانی می‌کنم. متشکرم.

 



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran




اعتصاب در شهرهای کردستان به دعوت ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران در سالگرد قیام و قتل حکومتی ژینا امینی


سایت مجاهدین خلق : 

اعتصاب در شهرهای کردستان به دعوت ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران در سالگرد قیام و قتل حکومتی ژینا امینی




  • اعتصاب در شهرهای کردستان به دعوت ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران در سالگرد قیام و قتل حکومتی ژینا امینی
  • اعتصاب در سقز، کرمانشاه، سنندج، مهاباد، دیواندره، اشنویه، بوکان، مریوان، کرند، کامیاران، بانه، پیرانشهر، میاندوآب، بناب، بیجار و پاوه
  • کردستان میدیا: شهر سقز کاملاً نظامی و امنیتی شده و مبادی ورودی توسط صدها نیروی مسلح بازرسی می‌شوند
  • بستن درهای آرامستان آیچی، نصب دوربینهای مداربسته، محاصره راهها و رها سازی آب سد برای ممانعت از حضور مردم
**

سیمای آزادی - تلویزیون ملی ایران 

اعتصاب عمومی در شهرهای مختلف کردستان ازجمله سنندج، دیواندره، سقز، اشنویه، بوکان، مریوان ، و مهاباد به‌مناسبت سالگرد قیام ۱۴۰۱و قتل ژیناامینی

اعتصاب و بستن مغازه ها در شهرهای بانه، پیرانشهر،میاندوآب ،بناب، شهرک پسوه از توابع پیرانشهر و همچنین گوگ‌تپه مهاباد

اعتصاب و بستن مغازه ها در کرمانشاه ، کرند، کامیاران

کردستان میدیا : شهر سقز کاملاً نظامی و امنیتی شده و مبادی ورودی توسط صدها نیروی مسلح بازرسی میشوند

بستن درهای آرامستان آیچی، نصب دوربینهای مداربسته، محاصره راهها و رها سازی آب سد برای ممانعت از حضور مردم

اعتصاب عمومی در شهرهای مختلف کردستان - مهاباد

**
تلویزیون ایران آزادی 

اعتصاب گسترده و تشدید فضای امنیتی در شهرهای کردنشین در سالگرد ژینا امینی

اعتصاب گسترده و تشدید فضای امنیتی در شهرهای کردنشین در سالگرد ژینا امینی

کردستان در اعتصاب فرو رفت!

هم‌زمان با چهارمین سالگرد جان‌باختن ژینا امینی (مهسا) و قیام ۱۴۰۱، گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از شهرهای مختلف کردنشین ایران از برگزاری اعتصابات گسترده و تشدید تدابیر امنیتی در این مناطق حکایت دارد. بر اساس گزارش منابع محلی و ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، شمار زیادی از کسبه و بازاریان روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، با بستن مغازه‌های خود به فراخوان اعتصاب عمومی پاسخ داده‌اند.

بر پایه این گزارش‌ها، شهرهای سقز، سنندج، کامیاران، مریوان، مهاباد، بوکان، اشنویه، پیرانشهر، دیواندره و پاوه از جمله مناطقی هستند که در آن‌ها بازارها با تعطیلی گسترده واحدهای صنفی مواجه شده‌اند. همچنین رسانه‌ها و نهادهای خبری فعال در حوزه کردستان از جمله هانا، کردپا، کولبرنیوز، زاگرس ۲۴ و شبکه حقوق بشر کردستان تصاویری از اعتصاب کسبه و تعطیلی بازارها در شهرهای مختلف منتشر کرده‌اند.

در همین حال، گزارش‌های متعددی از استقرار گسترده نیروهای نظامی و انتظامی در شهرهای کردنشین منتشر شده است. منابع محلی از حضور نیروهای امنیتی و برقراری فضای شدید امنیتی در آستانه سالگرد ژینا امینی خبر داده‌اند.

سقز زادگاه ژینا، در محاصره عوامل امنیتی

بر اساس اطلاعات منتشرشده، شهر سقز زادگاه ژینا امینی، از ساعات اولیه روز چهارشنبه در اعتصاب کامل به سر برده است. همچنین برگزاری اعتصابات گسترده در شهرهای سنندج، دیواندره، مهاباد، بوکان و اشنویه نیز گزارش شده است.

هم‌زمان، منابع محلی از افزایش حضور نیروهای امنیتی و نظامی در سقز خبر داده و اعلام کرده‌اند که کاروان‌هایی از نیروها و تجهیزات نظامی به این شهر اعزام شده‌اند. ویدئوهای منتشرشده نیز حرکت کاروان‌های نظامی در مسیر دیواندره به سقز را نشان می‌دهد.

در یکی دیگر از تحولات مرتبط، گزارش شده است که آب سد «چراغ‌ویس» سقز برای سومین سال متوالی رهاسازی شده است. به گفته منابع محلی، این اقدام با هدف محدودسازی مسیرهای فرعی منتهی به آرامستان آیچی، محل دفن ژینا امینی، و جلوگیری از حضور گسترده شهروندان در این محل صورت گرفته است.

از سوی دیگر، گزارش‌هایی از بازداشت شهروندان کُرد در آستانه اعتصاب عمومی منتشر شده است. نیروهای حکومتی بامداد روز چهارشنبه در اشنویه اقدام به بازداشت شماری از شهروندان کرده‌اند. بر اساس این گزارش، هویت چهار تن از بازداشت‌شدگان شامل فخرالدین ابراهیمی، سوران بایزیدی، رحیم ارشدی و رضا دیان احراز شده است.

این تحولات در حالی رخ می‌دهد که احزاب کردستانی پیش‌تر با انتشار فراخوانی از شهروندان و کسبه مناطق کردنشین خواسته‌اند در سالگرد جان‌باختن ژینا امینی دست به اعتصاب عمومی بزنند. گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن است که این فراخوان در شماری از شهرهای کردنشین با استقبال گسترده کسبه و شهروندان روبه‌رو شده است.


**

اخبار منابع محلی :

روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، در پی فراخوان ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران و همزمان با چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا امینی و خیزش «ژن، ژیان، ئازادی»، کسبه و بازاریان در شماری از شهرهای مختلف، از جمله سقز، سنندج، مهاباد، بوکان، اشنویه، دیواندره، مریوان، پیرانشهر، کامیاران و قروه، اعتصاب کردند.

همزمان با برگزاری اعتصاب در این شهرها، نیروهای وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و پلیس امنیت در وضعیت آماده‌باش قرار گرفته‌اند و تشدید جو امنیتی بر این شهرها گزارش شده است.

منابع مختلف شبکه حقوق بشر کردستان در شهرهای سقز، مهاباد و سنندج، میزان مشارکت در اعتصاب را گسترده توصیف کرده‌اند. همچنین بخش‌هایی از بازار در شهرهای اشنویه، بوکان، پیرانشهر، مریوان، کامیاران، دیواندره و قروه نیز در اعتصاب به سر می‌برند.

به گفته این منابع، نهادهای امنیتی از روز گذشته شماری از کسبه و بازاریان را به‌صورت تلفنی تهدید کرده‌اند که در صورت شرکت در اعتصاب، محل کسب آنان پلمب خواهد شد؛ با وجود این فشارها و تهدیدها، اعتصاب در شماری از شهرهای کردستان همچنان ادامه دارد.

همچنین نیروهای امنیتی در این شهرها در حالت آماده‌باش قرار دارند و با استفاده از خودروهای شخصی در خیابان‌های اصلی شهرهای مختلف گشت‌زنی می‌کنند.

در حمایت از این اعتصاب، چهار زندانی سیاسی کُرد به نام‌های زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان نیز در زندان‌های اوین و یزد دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران طی روزهای گذشته با انتشار فراخوانی از کسبه و بازاریان شهرهای مختلف کردستان خواسته بود روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، همزمان با چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا امینی و خیزش «ژن، ژیان، ئازادی»، دست به اعتصاب بزنند.

یورو نیوز - اعتصاب شهرهای کردستان 

در پی فراخوان ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران به مناسبت چهارمین سالگرد جان‌باختن مهسا ژینا امینی و آغاز اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بازاریان در شماری از شهرهای کردنشین ایران با بستن مغازه‌ها و واحدهای صنفی خود به اعتصاب عمومی پیوستند.

سازمان‌های حقوق بشری صبح روز چهارشنبه ۲۵ شهریور از آغاز اعتصاب در چندین شهر کردنشین ایران خبر دادند. ویدیوها و تصاویر منتشرشده نشان می‌دهد بسیاری از مغازه‌ها و بازارها در شهرهایی از جمله سنندج، سقز، مهاباد، مریوان، بانه، بوکان، اشنویه، پیرانشهر، کامیاران و دیواندره بسته هستند.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran


دیدار صدراعظم آلمان با نخست‌وزیر عزاق :صدراعظم آلمان از رژیم ایران خواست حمایت از نیروهای نیابتی را متوقف و جنگ را به عراق منتقل نکند



 دیدار صدراعظم آلمان با نخست‌وزیر عزاق :صدراعظم آلمان از رژیم ایران خواست حمایت از نیروهای نیابتی را متوقف و جنگ را به عراق منتقل نکند

فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان از رژیم ایران خواست به بستن تنگه هرمز پایان دهد، برنامه نظامی خود و حمایت از نیروهای نیابتی در منطقه را متوقف کند و «جنگ را به عراق منتقل نکند». مرتس پس از دیدار با الزیدی نخست‌وزیر عراق در مقر صدراعظمی در برلین و در یک نشست خبری مشترک گفت محور گفت و گوها «وضعیت دشوار منطقه» و نقش ایران در تشدید تنش‌های جاری بوده است.

صدراعظم آلمان هم‌چنین گفت: حمله به تأسیسات نفتی عربستان وضعیت بازارهای نفت را وخیم‌تر می‌کند و بر آلمان نیز اثر می‌گذارد. وی خواستار آن شد که کشتیرانی بین‌المللی در دریای سرخ «گروگان» شبه‌نظامیان «حوثی» نشود.

او دولت عراق را تشویق کرد که برای خلع‌سلاح شبه‌نظامیان «با قاطعیت به پیش برود»

الزیدی نیز بر اهمیت گسترش روابط اقتصادی با آلمان تأکید کرد و گفت بحران «میان ایران و آمریکا بر سراسر جهان سایه افکنده است؛ به‌ویژه بر فروش نفت عراق که به‌شدت از وضعیت هرمز تأثیر پذیرفته است».


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran



بیانیه اسپانیا در هفتادمین کنفرانس آژانس انرژی اتمی: نگرانی عمیق از عدم همکاری رژیم ایران با IAEA



            بیانیه اسپانیا در هفتادمین  کنفرانس آژانس انرژی اتمی: نگرانی عمیق از عدم همکاری رژیم ایران با IAEA

در هفتادمین کنفرانس عمومی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، دولت اسپانیا در بیانیه‌یی رسمی اعلام کرد که عمیقاً نگران عدم همکاری رژیم ایران با آژانس است و تأکید کرد تهران باید به تعهدات قانونی الزام‌آور خود تحت توافقنامه جامع پادمان عمل کند.

اسپانیا در این بیانیه از رژیم ایران خواست به‌طور کامل با آژانس همکاری کند و تمامی اقداماتی را که آژانس و شورای حکام ضروری می‌دانند، اجرا کند. این کشور هشدار داد که وضعیت کنونی پرونده هسته‌یی ایران «بحرانی» است و تنها از مسیر دیپلماسی، نه ابزار نظامی، می‌توان به یک راه‌حل پایدار دست یافت.

دولت اسپانیا تأکید کرد که هم‌چنان به‌دنبال راه‌حلی دیپلماتیک، سازنده و پایدار برای موضوع هسته‌یی ایران است؛ راه‌حلی که بتواند به بازگرداندن ثبات به منطقه و بازسازی اعتماد جامعه بین‌المللی کمک کند. این موضع‌گیری در حالی مطرح می‌شود که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی طی ماه‌های اخیر بارها نسبت به عدم دسترسی به تأسیسات هسته‌یی ایران و فقدان اطلاعات درباره مواد هسته‌یی اعلام‌شده هشدار داده است



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran



موج تازه اعتراضات معیشتی؛ از تجمع بازنشستگان فولاد تا اعتراض متقاضیان مسکن در شهرهای میهن - ۲۴ شهریور, ۱۴۰۵



موج تازه اعتراضات معیشتی؛ از تجمع بازنشستگان فولاد تا اعتراض متقاضیان مسکن  در شهرهای میهن - ۲۴ شهریور, ۱۴۰۵

اعتراضات مردمی به ادامه غارتگری عوامل حکومتی در شهرها

هم‌زمان با تشدید فشارهای اقتصادی و معیشتی، گروه‌هایی از بازنشستگان، متقاضیان مسکن و کارگران در چند شهر ایران دست به تجمع اعتراضی زدند. این اعتراض‌ها از اصفهان و کاشان تا سیرجان و رشت، بازتابی از مشکلات انباشته‌ای است که بخش‌های مختلف جامعه با آن روبه‌رو هستند.در اصفهان، بازنشستگان فولاد و ذوب‌آهن روز سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، با تجمع و راهپیمایی مقابل استانداری، خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.

هم‌زمان در کاشان، متقاضیان طرح مسکن ملی مقابل فرمانداری تجمع کردند و با اعتراض به بلاتکلیفی پروژه‌ها و وضعیت پرداخت‌های خود شعار دادند: «پول ما را گرفتند، خانه به ما نمی‌دهند.»

در سیرجان نیز نیروهای شرکت پی‌پل جنوب روز دوشنبه ۲۳ شهریور مقابل فرمانداری تجمع کردند. معترضان نسبت به بیکاری و آینده نامعلوم شغلی خود اعتراض داشتند. آنان می‌گویند پیشنهاد مسئولان برای دریافت بیمه بیکاری، پاسخگوی هزینه‌های سنگین زندگی نیست و مراجعاتشان به فرمانداری و اداره کار تاکنون نتیجه‌ای نداشته است. گزارش‌ها همچنین از تعطیلی یا توقف فعالیت چند شرکت دیگر در سیرجان از ابتدای سال حکایت دارد.

در رشت نیز کارگران شرکت گیل‌راد از پرداخت‌نشدن ماه‌ها مطالبات مزدی، ۱۱ ماه حق بیمه معوق و بلاتکلیفی در پرداخت سنوات خبر داده‌اند.

همزمان، تصاویر منتشرشده از دهگلان در کردستان نیز از تعطیلی بخشی از واحدهای صنفی و اعتراض خاموش کسبه به گرانی، تورم و رکود حکایت دارد؛ اعتراضی که در شعار «ما هر روز در اعتصاب هستیم» بازتاب یافته است.

نگاهی به موج اعتراضات در روزهای گذشته

روز دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، بازنشستگان شرکت مخابرات در تهران مقابل وزارت ارتباطات و در شهرهای تبریز، سنندج، بیجار، کرمانشاه، اصفهان، ایلام و همدان تجمع کردند. معترضان که از عدم اجرای مطالبات چندین‌ساله، مشکلات بیمه تکمیلی و وضعیت همسان‌سازی حقوق خود ناراضی هستند، نهادهای وابسته به حکومت از جمله «ستاد اجرایی فرمان خمینی» و «بنیاد تعاون سپاه» را مسئول تضییع حقوق خود دانستند.

بازنشستگان در این تجمع‌ها شعارهایی از جمله «ظلم و ستم را بس کنید، حق ما را پس بدهید»، «می‌جنگیم، می‌میریم، حقمان را می‌گیریم» و «دیگر نگویید نداریم، خسته از این شعاریم» سر دادند.

یک روز پیش از آن، یکشنبه ۲۲ شهریور، اعتراض بازنشستگان تأمین اجتماعی در شهرهای اهواز، شوش، کرخه، هفت‌تپه، دزفول، تهران، رشت، تبریز و قزوین ادامه یافت. در اهواز، بازنشستگان مقابل اداره کل تأمین اجتماعی خوزستان تجمع کردند و با اعتراض به گرانی، تورم، کاهش قدرت خرید و حقوق‌های ناکافی، شعارهایی علیه مدیران و سیاست‌های اقتصادی رژیم ایران سر دادند.

همزمان بازنشستگان صنعت فولاد اصفهان با راهپیمایی در میدان امام حسین و تجمع مقابل استانداری، و بازنشستگان صندوق هما در تهران نیز نسبت به وضعیت درمانی، عدم تحقق مطالبات و عملکرد مدیران اعتراض کردند. شعارهایی مانند «دولت ورشکسته، دشمن بازنشسته»، «تجمع، اعتراض، حق مسلم ماست» و «یک اختلاس کم بشود، مشکل ما حل می‌شود» فضای این تجمع‌ها را تحت تأثیر قرار داد.

کارگران هم به اعتراضات پیوستند

دامنه اعتراضات به کارگران نیز کشیده شد. کارگران میدان نفتی یادآوران خوزستان در اعتراض به پرداخت‌نشدن مزایا تجمع کردند. کارگران سامان کاشی بروجرد خواستار تعیین تکلیف وضعیت شغلی و پرداخت مطالبات معوقه خود شدند و کارگران فضای سبز شهرداری ایلام نیز در اعتراض به تغییر پیمانکار و سه ماه حقوق معوقه دست به تجمع زدند.

در بخش حمل‌ونقل نیز رانندگان مسیر سیرجان ـ کرمان در اعتراض به کاهش شدید سهمیه سوخت اعتراض کردند.

در ادامه این اعتراضات، روز ۱۸ شهریور، مالباختگان «کریپتولند» مقابل دادسرای مرکزی تهران تجمع کردند. معترضان که خواستار تعیین تکلیف سرمایه‌های از دست‌رفته خود بودند، با سردادن شعارهایی علیه قوه قضاییه رژیم، خشم خود را نسبت به عملکرد نهادهای حکومتی نشان دادند. این تجمع با یورش نیروهای انتظامی روبه‌رو شد و شماری از مالباختگان بازداشت شدند.

تداوم این تجمع‌ها در نقاط مختلف ایران نشان می‌دهد که اعتراض به بحران معیشتی، حقوق‌های عقب‌افتاده، کاهش قدرت خرید و فساد اقتصادی به گروه یا شهر خاصی محدود نمانده و طیف‌های مختلفی از بازنشستگان و کارگران تا رانندگان و مالباختگان را دربر گرفته است؛ اعتراضاتی که در آنها، معترضان علاوه بر مطالبات صنفی، ساختارهای اقتصادی و مدیریتی رژیم ایران را نیز هدف انتقاد قرار می‌دهند.مجموع این اعتراض‌ها نشان می‌دهد فشار اقتصادی، از بازنشسته و کارگر تا متقاضی مسکن و کسبه، به یکی از اصلی‌ترین زمینه‌های نارضایتی اجتماعی در ایران تبدیل شده است.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران

#  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی 

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran