۱۴۰۵ فروردین ۱۵, شنبه

گل‌گذاری به‌مناسبت شهادت مجاهدان سربدار وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر - ۱۵فروردین ۱۴۰۵



             گل‌گذاری به‌مناسبت شهادت مجاهدان سربدار وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر - ۱۵فروردین ۱۴۰۵


گل‌گذاری به‌مناسبت شهادت مجاهدان سربدار وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر - ۱۵فروردین ۱۴۰۵

گل‌گذاری به‌مناسبت شهادت مجاهدان سر بدار وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر

گل‌گذاری به‌مناسبت شهادت مجاهدان سر بدار وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر

گل‌گذاری به‌مناسبت شهادت مجاهدان سر بدار وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر

گل‌گذاری به‌مناسبت شهادت مجاهدان سر بدار وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر

گل‌گذاری به‌مناسبت شهادت مجاهدان سر بدار وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر

گل‌گذاری به‌مناسبت شهادت مجاهدان سر بدار وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر

گل‌گذاری به‌مناسبت شهادت مجاهدان سر بدار وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

بابک علی‌پور؛ پرچم شعله‌ور ایستادگی در ظلمات قزلحصار

 

بابک علی‌پور؛ پرچم شعله‌ور ایستادگی در ظلمات قزلحصار

چه مردی! چه مردی!
                         که می‌گفت
قلب را شایسته‌تر آن
که به هفت شمشیر عشق
                                 در خون نشیند
و گلو را بایسته‌تر آن
که زیباترین نام‌ها را
                       بگوید.
و شیرآهن‌کوه مردی از این‌گونه عاشق
میدان خونین سرنوشت
به پاشنه‌ی آشیل
                       درنوشت
رویینه‌تنی
           که راز مرگش
اندوه عشق و
غم تنهایی بود.

 

(احمدشاملو، سرود ابراهیم در آتش)

بابک علی‌پور، قهرمان سرفراز کانون‌های شورشی و مجاهد پاکباخته‌ای که در سحرگاه ۱۱فروردین ۱۴۰۵ بر چوبه‌ی دار بوسه زد، پیش از آن‌که جان شیفته‌اش را فدیه‌ی آرمان آزادی کند، در میثاق‌نامه‌ی یا به تعبیر مجاهدین «نقشه‌مسیر» خود، مانیفستی از آگاهی، انتخاب جانانه و پاکبازی را برای جوانان قیام‌آفرین ایران به ودیعت نهاد. او نه‌تنها یک رزم‌آور، که معمار پلی بود میان «رنج اسارت» و «شور رهایی».

پاکبازی از تبار حنیف

بابک علی‌پور، لیسانسیه‌ی حقوق و فرزند رنج، در این نقشه‌مسیر آتشین -که بوی باروت و بنفشه می‌دهد-  پیوند ناگسستنی خویش را با شجره‌ی طیبه‌ای ابراز داشته است که از دهه‌ی ۴۰، برای زدودن زنگارهای ارتجاع بنیان نهاده شد: سازمان مجاهدین خلق ایران

«در این زمانه این مجاهدین خلق ایران هستند که برای بارور کردن رنج و خون بنیان‌گذاران که در پی برقراری حکومت عدل علی(ع) بودند با دار و ندار به پیکار و تعیین‌تکلیف نهایی آخوندهای حاکم به مبارزه ادامه می‌دهند با این امید که فطر رهایی خلق قهرمان با دستان مبارک‌شان به‌زودی محقق شود.»

 او که میراث‌دار پدری مجاهد از دهه‌ی ۶۰ بود، اصالت مبارزه را در ادامه‌داری سنت سرخ‌فام شهیدانش یافت.

الگویی برای جوانان انقلابی

برای جوانان انقلابی و قیام‌آفرین امروز که در کشاکش نبرد با فاشیسم مذهبی، به‌دنبال الگویی از رزم‌آوری و پاکبازی می‌گردند، بابک تصویری تمام‌عیار است؛ حقوق‌دانی که با فراست فهمید حق بنیادین یک ملت، یعنی «حق حاکمیت»، در دادگاه‌های جلادان استیفا نمی‌شود، بلکه در میدان نبرد و در غرش اسلحه کانون‌های شورشی محقق می‌گردد. او با تحلیل دقیق رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴، به جوانان آموخت که «سازمان‌یافتگی» و «رهبری واحد»، یگانه کیمیایی است که خشم توده‌ها را به پتک ویرانگر استبداد تبدیل می‌کند.

تهاجم حداکثری علیه بن‌بست

بابک قهرمان در فرازهای شورانگیز میثاق‌نامه‌ی خود، از «شب قدر» به مثابه شب انتخاب و مسئولیت سخن می‌گوید. او در تقارن ایام رمضان با روزهای سرنوشت‌ساز میهن، خون خویش را نه‌چون قربانی، بلکه چونان «سوخت‌بار قیام» نگریست. وی خطاب به مسئول اول سازمان مجاهدین،‌ بر تهاجم حداکثری تأکید ورزید؛ پیامی روشن برای نسل جوان ایران که آزادی را در انقلابی جانانه و پایداری تا به آخر می‌جوید.

آری، بابک علی‌پور ستاره‌ی شب‌تابی است برای آن دسته از جوانان که میان «هراس از بند» و «شوق رهایی» در نوسان‌اند. او ثابت کرد که زندان قزل‌حصار می‌تواند به اتاق عملیات یک شورشگر آزادی بدل شود. وی با فریاد «حاضر، حاضر، حاضر» در میثاق‌نامه‌ی خود، نشان داد که سوژه‌ی آگاه، حتی با طناب دار بر گردن، بر شکنجه‌گر خویش تفوق اخلاقی و تاریخی دارد. این «حاضر‌ بودن»، جوهره‌ی اصلی کانون‌های شورشی است؛ یعنی زیستن در تهاجم دائم علیه سیاهی.

تکثیر بابک؛ از کانون‌های شورشی تا میدان‌های نبرد

رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، خانم مریم رجوی، با درود به روح پرفتوح بابک و یارانش، آنان را «آموزگاران صدق و فدا» نامیدند. این توصیف، نه یک تجلیل گذرا، بلکه تبیین جایگاه بابک به عنوان یک قطب‌نمای استراتژیک برای قیام‌آفرینان است. بابک به ما آموخت که در سال وضعیت انقلابی و جوشش قیام‌ها نباید هرگز سر خم کرد؛ و نباید در برابر جابه‌جایی مهره‌های استبداد و فاشیسم -از خامنه‌ای پدر به مجتبی پسر- دچار تردید شد.

او با خون خویش نوشت که تنها مسیر رستگاری، سرنگونی تام و تمام فاشیسم مذهبی و برقراری «جمهوری دموکراتیک نوین» است.

بابک علی‌پور امروز در هر کانون شورشی، در هر شعار شبانه و در هر رژه دلاورانه دختران و پسران آفتاب، تکثیر شده است. او الگویی است از «شکیبایی جانکاه» در زندان و «تهاجم بی‌امان» در میدان؛ مجاهدی روشن‌ضمیر که با نگاه به آسمان و چشم‌انتظار سحر، آخرین تپش‌های قلبش را به نبض قیام ایران پیوند زد.

نامی ثبت‌گشته در جریده‌ عالم

بی‌گمان نام بابک علی‌پور، با دیگر قهرمانان پیشتاز آزادی، در جریده‌ی عالم ثبت گشت تا جوان ایرانی بداند که بهای آزادی، عظیم است اما دست‌یافتنی. او راه را نشان داد؛ راهی که از «صدق» آغاز می‌شود، از «فدا» عبور می‌کند و در «سرنگونی فاشیسم دینی» به کمال می‌رسد.

یاد این قهرمان شقایق جامه‌ی قزل‌حصار، مشعلی است در دست هر شورشگر که تا سپیده‌دم رهایی، از پا نخواهد نشست. او نه‌تنها شهید راه آزادی، بلکه معمار فردای روشن ایران است.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

عفو بین‌الملل: امیرحسین حاتمی کمتر از یک ماه پس از دستگیری به اعدام محکوم شد



عفو بین‌الملل: امیرحسین حاتمی کمتر از یک ماه پس از دستگیری به اعدام محکوم شد
هشدار عفو بین‌الملل

سازمان عفو بین‌الملل از محکومیت امیرحسین حاتمی به اعدام و خطر اجرای حکم برای چهار معترض دیگر خبر داد.

عفو بین‌الملل اعلام کرد: امیرحسین حاتمی کمتر از یک ماه پس از دستگیری در ارتباط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و پس از محاکمه‌ای به‌شدت ناعادلانه به اعدام محکوم شد.

عفو بین‌الملل نوشت: چهار معترض دیگر که در همین پرونده محکوم شده بودند محمد امین بیگلری، علی فهیم، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و شاهین واحدپرست پس از انتقال به مکانی نامعلوم هم‌چنان در معرض خطر اعدام هستند.

اعدام پنج معترض و مخالف از دوشنبه، بار دیگر ماهیت قضاییه رژیم آخوندی را آشکار می‌کند. ابزاری برای سرکوب و چوبه دار برای ایجاد ترس و انتقام از کسانی که خواستار تغییر سیاسی هستند.

ما از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم که تمام اقدامات لازم را برای فشار بر مقامات رژیم آخوندی جهت توقف اعدام‌های بیشتر و لغو احکام اعدام انجام دهد.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

دیلی میل انگلستان- گزارش اختصاصی : رژیم ایران موج جدیدی از اعدامها را آغاز می‌کند و از قیام دیگری می‌ترسد



دیلی میل انگلستان : رژیم ایران موج جدیدی از اعدامها را آغاز می‌کند و از قیام دیگری می‌ترسد

روزنامه دیلی‌میل انگلستان در گزارشی اختصاصی فاش کرد که رژیم ایران در تلاشی مذبوحانه برای سرکوب مخالفان و جلوگیری از وقوع قیامی دیگر، موج جدیدی از کشتار را در زندانها آغاز کرده است.

بر اساس این گزارش، دستگاه قضایی رژیم هم‌اکنون حکم اعدام ۱۵عضو دیگر سازمان مجاهدین خلق را تأیید کرده و دهها زندانی سیاسی دیگر در خطر فوری مرگ قرار دارند.

دیلی میل انگلستان نوشت:

رژیم ایران برای سرکوب مخالفان سیاسی و جلوگیری از وقوع قیامی دیگر، موج جدیدی از کشتار را آغاز کرده است.

شورای ملی مقاومت ایران در مورد احتمال وقوع «قتل‌عام» در زندانهای کشور هشدار داد، زیرا سران نگران رژیم تلاش می‌کنند هر گونه تصور قیام جمعی دیگری را سرکوب کنند. این سرکوب وحشیانه جدید در حالی صورت می‌گیرد که ایالات متحده و اسراییل هم‌چنان با بمب به کشور ضربه می‌زنند.

محمد محدثین گفت: دهها زندانی هم‌چنان در معرض خطر اعدام هستند. قضاییه رژیم ایران قبلاً احکام اعدام ۱۵عضو دیگر سازمان مجاهدین خلق ایران را تأیید کرده است. جهان شاهد «مقدمه‌ای برای قتل‌عام زندانیان سیاسی، مشابه سال ۱۹۸۸ است، در آن زمان رژیم، در مواجهه با عواقب زهر آتش‌بس در جنگ با عراق، اعدامهای جمعی را انجام داد که در آن ۳۰۰۰۰زندانی سیاسی اعدام شدند.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

آتش نادیده‌گرفته‌شده؛ جنگی که جهان را بلعید! - هشدارهایی که نادیده گرفته شد



آتش نادیده‌گرفته‌شده؛ جنگی که جهان را بلعید!

هشدارهایی که نادیده گرفته شد، امروز به بحرانی جهانی بدل شده که هزینه آن را مردم عادی می‌پردازند

در جنگلی دور، غزال‌ها سال‌ها هشدار دادند که گرازها در سکوت، ریشه‌های حیات را نابود می‌کنند. اما کسی باور نکرد. سال‌ها گذشت، تا آن‌که روزی گرازها دیگر پنهان نشدند. با خشونتی عریان، به طبیعت اعلام جنگ دادند. درختان را از ریشه کندند، چشمه‌ها را خشکاندند و حتی به دیگر حیوانات نیز رحم نکردند. آن روز، تازه همه فهمیدند که هشدار غزال‌ها نه از سر ترس، بلکه از سر واقعیت بود.

حکایت امروز خاورمیانه و جهان، شباهتی تلخ به همان جنگل دارد.

جنگی که اکنون میان آمریکا، اسرائیل و رژیم حاکم بر ایران جریان دارد، صرفاً یک درگیری نظامی منطقه‌ای نیست؛ بلکه بحرانی است که به‌سرعت مرزها را درنوردیده و به یک معضل جهانی تبدیل شده است. دامنه این جنگ، نه‌تنها جغرافیای خاورمیانه، بلکه اقتصاد و امنیت جهان را نیز در بر گرفته است.

افزایش شدید قیمت انرژی، نخستین نشانه این بحران فراگیر است. قیمت نفت خام طی مدت کوتاهی جهشی چشمگیر داشته و بازارهای جهانی را دچار تلاطم کرده است. گاز مایع طبیعی با افزایش بی‌سابقه قیمت مواجه شده و هزینه تولید و حمل‌ونقل در سراسر جهان را بالا برده است. حتی کودهای شیمیایی نیز از این بحران در امان نمانده‌اند و افزایش قیمت آن‌ها، امنیت غذایی را در بسیاری از مناطق به خطر انداخته است.

در آمریکا، خانواده‌ها با افزایش هزینه‌های انرژی و مواد غذایی روبه‌رو هستند. در اروپا، صنایع با بحران هزینه و کاهش تولید دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در آسیا، به‌ویژه در کشورهای وابسته به واردات انرژی، تورم و ناامنی غذایی در حال گسترش است. به‌طور خلاصه، سطح زندگی مردم عادی در بسیاری از نقاط جهان سقوط کرده و آینده اقتصادی، بیش از هر زمان دیگری مبهم شده است.

اما این بحران ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی نبود.

سال‌ها پیش هشدارهایی در این‌باره داده شده بود. تحلیل‌هایی منتشر شد که بر خطر گسترش بنیادگرایی و ماهیت فراملی آن تأکید داشتند. گفته شده بود که این پدیده، محدود به مرزهای یک کشور نیست و می‌تواند منطقه و حتی جهان را درگیر کند. اما این هشدارها، اغلب جدی گرفته نشدند. بسیاری آن‌ها را اغراق‌آمیز یا انگیزه‌دار تلقی کردند و از کنارشان گذشتند.

در ادامه، افشاگری‌هایی درباره برنامه‌های حساس و راهبردی این رژیم، از جمله فعالیت‌های هسته‌ای، مطرح شد. هرچند این‌بار واکنش‌ها کمی جدی‌تر بود، اما باز هم زمان زیادی طول کشید تا عمق تهدید درک شود. در این فاصله، نه‌تنها آن برنامه‌ها پیشرفت کردند، بلکه شبکه‌ای از نیروهای نیابتی در سراسر منطقه شکل گرفت؛ شبکه‌ای که امروز به یکی از عوامل اصلی بی‌ثباتی و جنگ تبدیل شده است.

واقعیت این است که سیاست‌های کوتاه‌مدت، ملاحظات اقتصادی و نوعی نگاه خوش‌بینانه یا انکارآمیز، باعث شد تهدیدی که به‌تدریج در حال شکل‌گیری بود، نادیده گرفته شود. این همان خطایی است که در داستان جنگل نیز رخ داد؛ بی‌توجهی به هشدارهای اولیه، تا زمانی که خطر به شکلی غیرقابل کنترل ظاهر شد.

اکنون، جهان با پیامدهای آن مواجه است:
بحران انرژی، تورم فزاینده، ناامنی غذایی، گسترش تروریسم و بی‌ثباتی منطقه‌ای. خاورمیانه به نقطه‌ای رسیده که هر لحظه ممکن است جرقه‌ای جدید، دامنه جنگ را گسترده‌تر کند و حتی پای بازیگران بیشتری را به میان بکشد.

پرسش اساسی اینجاست:
آیا این بحران صرفاً نتیجه یک سوءتفاهم یا خطای محاسباتی بود؟
یا حاصل سال‌ها نادیده گرفتن واقعیت‌ها به‌خاطر منافع کوتاه‌مدت؟

شاید پاسخ، ترکیبی از هر دو باشد؛ هم خطای شناختی در درک ماهیت تهدید، و هم سودجویی‌هایی که مانع از اتخاذ تصمیمات قاطع شد. اما آنچه امروز اهمیت دارد، نه فقط یافتن مقصر، بلکه درک این واقعیت است که هزینه نادیده گرفتن خطرات، همواره بسیار بیشتر از مواجهه به‌موقع با آن‌هاست. جهان امروز، در نقطه‌ای ایستاده که بی‌تفاوتی، نه‌تنها بحران را حل نمی‌کند، بلکه آن را عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌سازد.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

قاب افتخار ۶ مجاهد خلق سربدار



قاب افتخار ۶ مجاهد خلق سربدار


در روزگاری که سایه سرکوب بر زندگی مردم سنگینی می‌کند، گاه یک تصویر در یک قاب می‌تواند به‌اندازه هزاران کلمه سخن بگوید. عکسی که از شش مجاهد خلق-وحید بنی‌عامریان، ابوالحسن منتظر، محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علی‌پور و پویا قبادی-بر جای مانده، تنها یک قاب ساده نیست؛ این تصویر، سندی زنده از تعهد، آگاهی و انتخابی آگاهانه برای ایستادن تا پای جان است. «قاب افتخار» نه فقط ثبت یک لحظه، که روایت یک عهد است؛ عهدی که از نگاه‌های استوار و دستانی که نماد مقاومت را در خود گرفته‌اند، خوانده می‌شود.

در این عکس، هر یک از آنان با آگاهی کامل از سرنوشتی که در انتظارشان بود، نمادی از آرمان خود را در دست دارند. این حرکت، یک ژست ساده نیست؛ بیانیه‌ای بی‌کلام است. آنان می‌دانستند که چنین تصویری، در شرایطی که کوچک‌ترین نشانه‌ای از مخالفت با فاشیزم مذهبی حاکم هزینه‌های سنگین دارد، می‌تواند بهای جان داشته باشد. با این‌حال، انتخاب کردند که دیده شوند، که پیام‌شان ثبت شود و که تاریخ بداند: این راه، راهی است که با آگاهی و اختیار پیموده شده است.

این صحنه، یادآور سنتی دیرینه در تاریخ ملت‌هاست؛ سنت ایستادگی در برابر قدرت‌های سرکوبگر. در تاریخ فرانسه، نام ژاندارک به‌عنوان دختری که در برابر اشغال و استبداد ایستاد و سرانجام به آتش سپرده شد، جاودانه شده است. او پیش از مرگ گفته بود: «من نمی‌ترسم… من برای این کار زاده شده‌ام» ( منابع تاریخی محاکمه ژاندارک، قرن پانزدهم). این جمله، قرن‌ها بعد، همچنان پژواک همان حقیقتی است که در چهره این شش نفر نیز می‌توان دید: یقین به راهی که انتخاب کرده‌اند.

در جغرافیای دیگر، نلسون ماندلا، مبارزی که سال‌ها زندان را تحمل کرد، جمله‌ای دارد که به یکی از ماندگارترین گفته‌های تاریخ تبدیل شده است: «آزادی تنها رهایی از زنجیرهای خود نیست، بلکه زیستن به‌گونه‌ای است که آزادی دیگران را نیز محترم بدارد» (سخنرانی‌ها و نوشته‌های ماندلا، منتشرشده در مجموعه Long Walk to Freedom، ۱۹۹۴). این نگاه، مرزهای جغرافیا را درمی‌نوردد و به یک اصل انسانی بدل می‌شود؛ اصلی که در رفتار و انتخاب این شش مجاهد نیز بازتاب یافته است.

«قاب افتخار» از این منظر، فقط یک تصویر از گذشته نیست؛ پلی است میان تجربه ملت‌ها. همان‌گونه که در تاریخ هند، باگات سینگ پیش از اعدام، با آرامش و لبخند به استقبال مرگ رفت و بعدها به نمادی از مقاومت بدل شد.

آنچه این تصویر را متمایز می‌کند، عنصر «آگاهی» است. این افراد نه در لحظه‌ای تصادفی، بلکه با شناختی روشن از پیامدها، در کنار یکدیگر ایستاده‌اند. نمادهایی که در دست دارند، صرفاً اشیاء نیستند؛ نشانه‌هایی از هویت، باور و پیوندی جمعی‌اند. گویی هر یک می‌گوید: «من تنها نیستم؛ ما هستیم.» این «ما»، همان چیزی است که قدرت‌های سرکوبگر از آن هراس دارند-همبستگی‌ای که حتی در آستانه مرگ نیز از هم گسسته نمی‌شود. این همان چیزی است که این تصویر را منحصر به فرد می سازد.

در تاریخ، تصاویر بسیاری ثبت شده‌اند؛ اما تنها برخی از آن‌ها به «نماد» تبدیل می‌شوند. نمادها، زمانی شکل می‌گیرند که یک تصویر، فراتر از زمان و مکان خود معنا پیدا کند. «قاب افتخار» نیز چنین ظرفیتی دارد. این عکس می‌تواند برای نسل‌های آینده، یادآور این باشد که در تاریک‌ترین لحظات نیز، انسان‌هایی بوده‌اند که انتخاب کردند بایستند، انتخاب کردند قیمت بدهند و انتخاب کردند که سکوت نکنند.

شاید راز ماندگاری چنین تصاویری در همین باشد: آن‌ها نه فقط از رنج، بلکه از انتخاب سخن می‌گویند. رنج، ممکن است تحمیل شود؛ اما انتخاب، از درون انسان برمی‌خیزد. این شش مجاهد خلق، در برابر سرنوشت تحمیلی، انتخابی آگاهانه قرار دادند و با همان انتخاب، به تاریخ پیوستند.

«قاب افتخار» یادآور یک حقیقت ساده اما عمیق است: قدرت واقعی، نه در ابزار سرکوب، بلکه در اراده انسان‌هایی است که حاضرند برای باورهای خود بایستند. چنین اراده‌ای، حتی اگر در ظاهر خاموش شود، در حافظه جمعی زنده می‌ماند و الهام‌بخش نسل‌های بعدی می‌شود. این تصویر، به همین دلیل، فراتر از یک عکس-یک روایت ماندگار است؛ روایتی از ایستادگی، هم‌پیمانی و وفاداری تا به آخر. قاب افتخار ترجمه کلمه مجاهد خلق است.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

ایران خانه مادری قالیباف؛ تبهکار وجلاد یا کشتارگاه جوانان آزدیخواه؟



ایران خانه مادری قالیباف؛ تبهکار وجلاد  یا کشتارگاه جوانان آزدیخواه؟


طرح «خانه مادری» ازجانب قالیباف توهین به شرافت مردم ایران است

در روزهای اخیر، طرح دوباره مفهوم «خانه مادری» از سوی قالیباف، موجی از خشم و نفرات مردم را در فضای عمومی و شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است، بخصوص بعد از اعدام‌ فرزندان ایران زمین که در همین هفته پنج نفر از آنان را به چوبه دار کشیدند. تلگرام حکومتی تسنیم وابسته به سپاه پاسداران درتاریخ ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۵ بعد از اینکه شایعه حمله زمینی در فضای رسانه ها از جانب آمریکا منتشر شده بود به نقل از قالیباف می نویسد: «به خانه مادری ما! چپ نگاه کنید، با همه خانواده طرف هستید». 

قالیباف این واژه را در شرایطی مطرح می‌کند که بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، زندگی روزمره شهروندان را تحت تأثیر قرار داده و زندگی مردم را غرق در سیاهی و فلاکت کرده است.

قالیباف که میدان را خالی دیده است و معلوم نیست از ترس جان در کدام سوراخ مخفی شده است مدعی است که شیرمیدان جنگ است اما همچون شغالان دنبال حفظ جان خویش است تا بر کرسی قدرت همچنان باقی بماند.

او ضمن تعریف از خود می‌گوید: «در جنگ برادرهایی را از دست دادم که همخون نبودند، ولی برایم مثل خانواده بودند؛ مردهایی که مثل شیر می‌جنگیدند و برای همیشه بخشی از وجودم شدند…». منظور قالیباف از جنگ همان جنگ ضد میهنی است که جاه طلبی و  قدرت خمینی خائن را اشباع کرده بود و دومیلیون ایرانی را در تنورجنگ کشت یا معلول و مجروح کرد.

بسیاری از شهروندان این تعبیر را از زبان قالیباف در تضاد با واقعیت‌های موجود می‌دانند. به باور آنان، «خانه مادری» باید محل امنیت، آرامش و حمایت باشد، نه فضایی که در آن سرکوب و خشونت و کشتار بیداد می‌کند و مردم ایران هنوز پیکر‌های غرقه در خون فرزندان‌شان در قیام دیماه را فراموش نکرده‌اند که تلویزیون حکومت آخوندی عامدانه برای ایجاد فضای رعب و وحشت صدها پیکر گلوله باران شده را در کهریزک به نمایش گذاشت. آیا در خانه مادری اینگونه فرزندان شان را سلاخی می‌کنند یا اینکه عرصه برای قالیباف تنگ شده که به فکر خانه مادری افتاده است؟

خانه مادری قالیباف که در آن طناب دار و گلوله و سلاخی حاکم است

طی یک دهه گذشته، اعتراضات متعددی در ایران رخ داده است. از اعتراضات دی‌ماه تا ناآرامی‌های گسترده در سال‌های اخیر، همواره یکی از محورهای اصلی مطالبات مردم، پایان دادن به فشارهای اقتصادی و سیاسی بوده است. در این میان، استفاده از واژه «خانه مادری» توسط قالیباف توهین به نود میلیون ایرانی است که همین چند ماه قبل خون فرزندانشان کف خیابان‌ها را رنگین کرد. مردم ایران هنوز کشتار قیام 1401 و قیام دیماه 1404 را فراموش نکرده‌اند که چگونه در خانه مادری شان سلاخی شدند. مردم ایران هنوز صدای قالیباف را در گوش دارند که در قیام‌های قبلی چگونه مدعی بود که دانشجویان را لوله کرده است. مگر در خانه مادری فرزندان شان را لوله می‌کنند، یا اینکه عرصه بر این شیاد تنگ شده است و با بکارگیری این کلمات قصد عوام فریبی دارد.

سرکوب، اعدام و فقر و معیشت دو روی سکه حکومت آخوندی

گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات جدی معیشتی روبه‌رو هستند. تورم بالا، کاهش قدرت خرید و بیکاری، شرایطی را ایجاد کرده که بخش قابل توجهی از جامعه احساس ناامنی اقتصادی دارد. در چنین فضایی، طرح مفهوم «خانه مادری» از سوی قالیباف، برای مردم ایران غیرقابل پذیرش تلقی می‌شود.

مردم ایران معتقدند که استفاده از مفاهیمی مانند «خانه مادری» در ادبیات سیاسی قالیباف که شیادانه بکار می‌گیرد، دیگر مؤثر نیست و کسی را نمی‌فریبد چون با عملکرد واقعی حاکمیت ستمگر ولایت فقیه همخوانی ندارد و بکارگیری این مفاهیم به‌عنوان ابزار تبلیغاتی تلقی می‌شود.

مردم ایران بر این اعتقاد هستند که طرح این واژه در شرایط فعلی، تلاشی برای کاهش فشار افکار عمومی است. با این حال، اعدام‌هایی که این هفته از نیروهای تنها هماورد حکومت آخوندی یعنی مجاهدین خلق ایران صورت گرفت این روایت را با چالش مواجه کرده است.

قالیباف فراموش کرده است که خانواده‌های قربانیان اعتراضات پیشین، همچنان خواستار پاسخگویی جنایاتی که پاسداران مرتکب شده‌اند هستند. آنان می‌گویند در «خانه مادری»، نباید خون فرزندان بر زمین بماند و عدالت به تعویق بیفتد. این مطالبات، همچنان یکی از محورهای اصلی نارضایتی عمومی محسوب می‌شود.

شکاف میان حاکمیت و بخش‌هایی از جامعه، با خون فرزندان خانه مادری مردم یعنی جامعه ایران پر شده است. در چنین شرایطی، استفاده از واژه‌هایی مانند «خانه مادری» جز بی شرافتی و شیادی و عوام فریبی بیش نیست.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7

پرفسور دیوید ام.کرین: آتش بسی که اعدام را نادیده بگیرد صلح نیست



پرفسور دیوید ام.کرین: آتش بسی که  اعدام را نادیده بگیرد صلح نیست

حکومت ایران بی‌سروصدا چهار زندانی سیاسی را در ۴۸ ساعت اعدام کرد

رسانه ژوریست درتاریخ ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۵ مقاله ای تحت عنوان« هرگونه آتش‌بس با حکومت ایران که اعدام‌ها را نادیده بگیرد، به هیچ وجه صلح نیست» به قلم آقای دیوید ام.کرین، دادستان کل و بنیانگذار دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون در مورد اعدام‌های جنایتکارانه حکومت ایران را منتشر کرد.

دیوید ام.کرین ، رهبر جهانی در عدالت کیفری بین‌المللی و دادستان کل بنیانگذار دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون است. او دهه‌ها در شکل‌دهی سازوکارهای پاسخگویی در سراسر جهان، از جمله به عنوان معمار محرک دادگاه ویژه جنایت تجاوز علیه اوکراین، فعالیت داشته است. کرین، محقق برجسته حقوق بین‌الملل، مقام ارشد سابق شورای امنیت ملی ایالات متحده و از چهره‌های برجسته در زمینه حاکمیت قانون، مسئولیت دولت و محدودیت‌های قانونی استفاده از زور است.

حکومت ایران بی‌سروصدا چهار زندانی سیاسی را در ۴۸ ساعت اعدام کرد

در حالی که قدرت‌های جهانی بر موشک‌ها و تحریم‌ها تمرکز می‌کنند، حکومت ایران بی‌سروصدا چهار زندانی سیاسی را در ۴۸ ساعت اعدام کرد. دیوید ام. کرین، دادستان کل و بنیانگذار دادگاه ویژه سازمان ملل برای سیرالئون، می‌گوید: «هرگونه آتش‌بس که این قتل‌ها را نادیده بگیرد، از نظر اخلاقی غیرقابل دفاع است».

مقاله پرفسور دیوید ام.کرین در ژوریست

«این هفته، در حالی که توجه جهانی به تشدید رویارویی بین واشنگتن و تهران معطوف شده بود، حکومت ایران چهار زندانی سیاسی را در دو روز اعدام کرد. نام‌های آنها بابک علیپور، پویا قبادی، اکبر دانشورکار، محمد تقوی، در پیشنهادهای آتش‌بس یا نکات گفتگوی دیپلماتیک ظاهر نمی‌شود.

 اما آنها بیشتر از هر پرتاب موشک یا اطلاعیه نظامی، واقعیت سیاسی کشور را به ما می‌گویند. به گزارش خبرگزاری دولتی تسنیم، علیپور و قبادی سحرگاه به جرم عضویت در سازمان مجاهدین خلق (MEK) و «تلاش برای سرنگونی حکومت ایران» اعدام شدند. دو مردی که روز قبل اعدام شده بودند، با اتهامات مشابهی روبرو بودند. چهار اعدام، دو صبح، یک پیام: «مخالفت صرفا سرکوب نمی‌شود، بلکه خاموش می‌شود»..

حکومت ایران مدت‌ها است که از اعدام‌ها به عنوان ابزاری برای کنترل سیاسی استفاده می‌کند. اما از زمان قیام سراسری که پس از دهه‌ها سرکوب فوران کرد، سرعت آن به چیزی نزدیک به پاکسازی افزایش یافته است. از زمان شروع اعتراضات، هزاران نفر اعدام شده‌اند. قربانیان اغلب جوان، اغلب به حاشیه رانده شده و اغلب به جرمی جز امتناع از پذیرش محدودیت‌های زندگی تحت حکومتی که اعتماد مردم خود را از دست داده است، گناهکار نیستند.

با این حال، حتی در حالی که حکومت ایران کمپین خشونت دولتی خود را تشدید می‌کند، ایالات متحده در حال دنبال کردن راهبردی است که تلاشی غیرقانونی برای سرنگونی حکومت ایران است. طنز ماجرا آشکار است، مداخله‌ای غیرقانونی در کنار دولتی که مرتکب نقض‌های شدید حقوق بشر می‌شود، در حال وقوع است و ایرانیان عادی بین این دو گرفتار شده‌اند.

اعدام ها باید متوقف شوند

این بخشی از داستان است که به ندرت وارد بحث‌های سیاسی می‌شود. آتش‌بس‌ها از نظر جابجایی نیروها، برد موشک‌ها و بازدارندگی منطقه‌ای مورد بحث قرار می‌گیرند. اما آتش‌بس همچنین یک سند اخلاقی است. این نشان می‌دهد که جامعه بین‌المللی مایل به اصرار بر چه چیزی است و چه چیزی را حاضر به نادیده گرفتن آن است.

اگر جهان در مورد حفاظت از جان انسان‌ها جدی است، پس هرگونه آتش‌بس شامل حکومت ایران باید شامل یک شرط ساده و غیرقابل مذاکره باشد: اعدام‌ها باید متوقف شوند.

این یک خواسته انتزاعی نیست. در درگیری‌ها از بالکان تا آمریکای مرکزی، از توافق‌های آتش‌بس برای توقف کشتارهای فراقضایی و ایجاد فضایی برای گفتگوی سیاسی استفاده شده است. حکومت ایران نباید از چنین تعهداتی مستثنی باشد. در واقع، با توجه به مقیاس خشونت دولتی، این نیاز فوری‌تر است.

اعدام در حکومت ایران نشانه ثبات نیست؛ بلکه نشانه زوال و فروپاشی است

برخی استدلال می‌کنند که پیوند دادن آتش‌بس به شرایط حقوق بشر، خطر طولانی شدن درگیری را به همراه دارد. اما گزینه دیگر، اجازه دادن به ادامه اعدام‌ها در سایه از نظر اخلاقی غیرقابل دفاع است. آتش‌بسی که کشتارهای حکومت ایران را نادیده می‌گیرد، به منزله تایید ضمنی آن خواهد بود. این نشان می‌دهد که جهان آماده مذاکره بر سر حملات هوایی و تحریم‌ها است، اما نه بر سر جان شهروندان ایرانی.

این نشان می‌دهد که ماهیت بحران را اشتباه فهمیده است. حکومت ایران مخالفان را اعدام نمی‌کند چون احساس امنیت می‌کند. این حکومت آنها را اعدام می‌کند چون احساس تهدید می‌کند، از سوی مردم خودش. خشونت حکومت ایران نشانه ثبات نیست؛ بلکه نشانه زوال و فروپاشی است.  مردم ایران دهه‌ها سرکوب، فساد و فروپاشی اقتصادی را تحمل کرده‌اند. آنها بارها و بارها قیام کرده‌اند، اما با گلوله، زندان و چوبه دار روبرو شده‌اند.

مبارزه آنها تئوری نیست. این مبارزه در چهره علیپور، قبادی، دانشورکار و تقوی مردانی که تنها جرمشان این بود که باور داشتند کشورشان می‌تواند چیزی بیش از جایی باشد که امید با طناب دار مجازات می‌شود، نوشته شده است.

جهان نمی‌تواند مرگ آنها را جبران کند، اما می‌تواند از مرگ بعدی جلوگیری کند

آتش‌بس که نتواند اعدام‌ها را متوقف کند، گامی به سوی صلح نیست. این تنفسی است که به ماشین سرکوب اجازه می‌دهد به کار خود ادامه دهد. اگر جامعه بین‌المللی می‌خواهد ذره‌ای جدیت اخلاقی داشته باشد، باید بر یک مطالبه فوری اصرار ورزد،کشتار را متوقف کنید. از آنجا شروع کند.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7