۱۴۰۵ خرداد ۲۲, جمعه

از پنل چینی تا خاموشی ایران؛ داستان یک فریب و چپاول بزرگ - هزینه‌های نجومی و رانت گسترده در پروژه‌های خورشیدی



از پنل چینی تا خاموشی ایران؛ داستان یک فریب و چپاول بزرگ  - هزینه‌های نجومی و رانت گسترده در پروژه‌های خورشیدی

هزینه‌های نجومی و رانت گسترده در پروژه‌های خورشیدی، بحران برق و خاموشی‌ها را عمیق‌تر کرده است.

بحران برق در ایران در حالی وارد مرحله‌ای تازه شده که اختلافات درون حاکمیت بر سر مدیریت انرژی نیز آشکارتر از گذشته شده است. روزنامه «توسعه ایرانی» در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ گزارشی با عنوان «۲۰۰ همت برای واردات پنل‌های بی‌کیفیت چینی، هدر رفت» ضمن بررسی سیاست‌های دولت در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر، به تناقض‌های موجود در آمارهای رسمی اشاره کرده و نسبت به تشدید ناترازی برق در تابستان پیش رو هشدار داده است.

رامتین موثق، نویسنده این گزارش، توضیح می‌دهد که دولت چهاردهم از ابتدای فعالیت خود وعده حل ناترازی انرژی را مطرح کرده بود، اما «در سال ۱۴۰۴ نیز خاموشی‌ها گسترده بود» و اکنون «برخی مقامات از تداوم خاموشی‌ها در تابستان ۱۴۰۵ خبر می‌دهند». این گزارش در حالی منتشر شده که وزارت نیرو از جهش ظرفیت نیروگاه‌های تجدیدپذیر از حدود ۱۲۵۰ مگاوات به بیش از ۵۲۰۰ مگاوات سخن می‌گوید.

اما این ادعا با تردیدهای جدی روبه‌رو شده است. مهدی عرب‌صادق، کارشناس مسائل انرژی که با «توسعه ایرانی» گفت‌وگو کرده، تصریح می‌کند: «چنین آماری صحت ندارد و تنها یک نمایش ویترینی و عددسازی است.»

او در توضیح این ادعا می‌گوید: «اکنون اعلام شده است که ظرفیت این نیروگاه‌ها حدود ۵.۵ برابر شده است اما باید پرسید اگر ظرفیت توانی بیش از ۵ برابر شده است، چرا انرژی آن متناظر با این افزایش نیست؟»

عرب‌صادق با اشاره به تفاوت میان «ظرفیت نصب‌شده» و «انرژی واقعی تولیدشده» تأکید می‌کند: «انرژی ما در همان محدوده گذشته است و با وجود صحبت از ۵۲۰۰ مگاوات توان نیروگاه‌های تجدیدپذیر، انرژی در حدود هزار مگاوات باقی مانده است.»

رانت، واردات و بحران سرمایه‌گذاری

یکی دیگر از محورهای گزارش «توسعه ایرانی» به نحوه اجرای پروژه‌های خورشیدی مربوط می‌شود. عرب‌صادق در این باره ادعا می‌کند: «نیروگاه خورشیدی یک فریب برای دستگاه محاسباتی کشور است؛ انرژی خورشیدی یک فریب و اسم رمز رانت زمین و ارز است.»

او همچنین گفت: «بیش از یک میلیارد دلار پول مربوط به نیروگاه‌های خورشیدی در کشور خرج رانت دلالان زمین و ارز شد.»

این کارشناس حوزه انرژی حتی از واردات تجهیزات ساده‌ای مانند پایه‌های فلزی پنل‌های خورشیدی انتقاد کرده و گفته است: «رانت‌خواران حتی پایه فلزی را نیز وارد کرده‌اند»؛

ایران ۹۰ میلیونی به چه میزان برق نیاز دارد؟

برای کشوری با جمعیت حدود ۹۰ میلیون نفر، مصرف برق در روزهای اوج بار تابستان معمولاً بین ۷۵ تا ۸۵ هزار مگاوات برآورد می‌شود. در سال‌های اخیر نیز رکورد مصرف برق ایران از مرز ۷۰ هزار مگاوات عبور کرده است.

در چنین شرایطی، حتی اگر ادعای ظرفیت ۵۲۰۰ مگاواتی نیروگاه‌های خورشیدی را بپذیریم، باید توجه داشت که نیروگاه‌های خورشیدی به دلیل وابستگی به تابش خورشید، تنها بخشی از ساعات شبانه‌روز قادر به تولید برق هستند. به همین دلیل ظرفیت عملیاتی واقعی آنها معمولاً بین ۲۰ تا ۲۵ درصد ظرفیت اسمی است. به عبارت دیگر، ۵۲۰۰ مگاوات ظرفیت نصب‌شده خورشیدی در بهترین حالت معادل حدود هزار تا ۱۳۰۰ مگاوات تولید متوسط واقعی خواهد بود.

تجهیزاتی که به گفته او تولید آنها در داخل کشور به فناوری پیچیده‌ای نیاز ندارد.

بررسی وضعیت شبکه برق ایران نشان می‌دهد مشکل اصلی صرفاً کمبود پنل خورشیدی یا انرژی تجدیدپذیر نیست. فرسودگی نیروگاه‌ها، راندمان پایین بسیاری از واحدهای تولید برق، کمبود سرمایه‌گذاری، تحریم‌ها، فساد ساختاری و رشد مداوم مصرف برق، مجموعه عواملی هستند که ناترازی برق را به یک بحران مزمن تبدیل کرده‌اند.

در همین چارچوب، عرب‌صادق هشدار می‌دهد: «امسال خواهیم دید علیرغم اینکه حدود ۲۰۰ همت تاکنون هزینه برای انرژی خورشیدی به جیب دلالان زمین و پنل خورشیدی واریز شده، عملاً ناترازی‌ها بیشتر می‌شود و خاموشی‌ها افزایش پیدا خواهد کرد.»

در واقع آنچه امروز در صنعت برق ایران مشاهده می‌شود، تنها یک بحران فنی نیست؛ بلکه بازتابی از مشکلات عمیق مدیریتی و اقتصادی است. اختلاف میان آمارهای رسمی و واقعیت تولید برق، موضوعی است که اکنون حتی در رسانه‌های داخلی نیز مطرح می‌شود. هنگامی که یک کارشناس حوزه انرژی از «نمایش ویترینی و عددسازی» سخن می‌گوید و روزنامه‌ای نزدیک به ساختار رسمی کشور نسبت به تشدید خاموشی‌ها هشدار می‌دهد، می‌توان دریافت که مسئله برق نیر به عاملی برای چپاول و غارت اموال مردم تبدیل شده است و رژیم در بن بست موجود قادر به حل آن نیست .



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



آتشباری درجمیع جهات ! توسط مردم ، جناجهای حاکمیت وفشارکشورها علیه مجتبی خامنه ای ولی فقیه موروثی ویکشبه



           آتشباری همه  جانبه!  توسط مردم وجناجهای حاکمیت وخارجی علیه مجتبی خامنه ای  ولی فقیه موروثی ویکشبه 

سرنوشت نهایی رژیم ولایت فقیه را چه چیزی تعیین تکلیف می کند؟

این روزها سرنوشت آخرین دیکتاتوری مذهبی تاریخ به مرحله تعیین تکلیف رسیده‌است. آتشباری باری بر این پیکر فرتوت و فرسوده از سه سو صورت می پذیرد. آتشباری خارجی درسایه جنگ و بحران منطقه‌ای، آتشباری درون حکومتی با شعله ور شدن جنگ باندها در خلا‌ء خامنه ای بعنوان چسب حاکمیت و آتشباری مردم و مقاومت ایران در سایه بحران نفسگیر اقتصادی و اجتماعی حاکم بر ایران. در نوشته تلاش داریم نگاهی به این بحران نفسگیر بیندازیم و سپس راه حل نهایی را جستجو کنیم؛

جنگ نفسگیر در راس حکومت

آنچه این روزها بیش از گذشته جلب توجه می‌کند، گسترش شکاف‌ها و منازعات در درون ساختار قدرت است. مرور مواضع رسانه‌های حکومتی، اظهارات مقام‌های رسمی و درگیری‌های آشکار میان جناح‌های مختلف نشان می‌دهد که بحران کنونی صرفاً به عرصه اقتصاد یا سیاست خارجی محدود نیست، بلکه به لایه‌های درونی نظام تصمیم‌گیری نیز سرایت کرده است.

شاید گویاترین توصیف از وضعیت موجود را بتوان در عباراتی یافت که این روزها در رسانه‌های وابسته به خود حاکمیت تکرار می‌شوند؛ عباراتی نظیر «وضعیت استخوان‌سوز»، «فاجعه شکست از درون» و «پایان تاب‌آوری ملی». این تعابیر دیگر از سوی مخالفان رژیم مطرح نمی‌شوند، بلکه در روزنامه‌ها و تریبون‌هایی بازتاب می‌یابند که به‌خوبی از تحولات درونی ساختار قدرت آگاه‌اند.

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این وضعیت، تعارض آشکار میان مراکز مختلف قدرت است. روزنامه توسعه ایرانی با انتقاد از عملکرد صداوسیما نوشت: «قرار نیست در کشور یک دولت مستقر باشد و یک دولت دیگر هم به نام صداوسیما در مقابل آن فعالیت کند». این جمله در واقع اعترافی به وجود مراکز موازی تصمیم‌گیری در حکومت است؛ مراکزی که نه تنها هماهنگ عمل نمی‌کنند، بلکه گاه در برابر یکدیگر صف‌آرایی می‌کنند.

نمونه دیگر، ماجرای استیضاح وزیر ارتباطات پس از اجرای مصوبه دولت برای اتصال مجدد اینترنت بین‌الملل بود. صرف اجرای یک تصمیم رسمی دولت کافی بود تا بخشی از مجلس خواستار استیضاح وزیر شود. چنین رویدادی نشان می‌دهد که اختلافات از سطح رقابت سیاسی عبور کرده و به تقابل بر سر مشروعیت و اختیارات نهادهای مختلف حکومتی رسیده است.

این شکاف‌ها در هفته‌های اخیر ابعاد آشکارتری نیز پیدا کرده‌اند. اعتراض علنی پزشکیان به صداوسیما را می‌توان یکی از کم‌سابقه‌ترین جلوه‌های این وضعیت دانست. رئیس‌جمهور در گل‌مانده رژیم با انتقاد از پوشش یک‌جانبه رسانه حکومتی، آن را متهم کرد که تمامی مشکلات اقتصادی را متوجه دولت می‌کند و نقش عواملی مانند جنگ، تحریم‌ها و فشارهای خارجی را نادیده می‌گیرد.

در سوی دیگر، جریان‌های تندرو و محافظه‌کار نیز حملات خود را به رقبای درون‌حکومتی تشدید کرده‌اند. اظهاراتی مانند متهم کردن حسن روحانی و محمدجواد ظریف به ایفای نقش «بلندگوی آمریکا و اسرائیل» نشان می‌دهد که ادبیات سیاسی درون حاکمیت از رقابت فراتر رفته و به مرحله حذف و تخریب متقابل رسیده است. حتی برخی چهره‌های نزدیک به ساختار قدرت از ضرورت برخورد قضایی با تندروها سخن می‌گویند؛ موضوعی که عمق شکاف‌ها را بیش از پیش آشکار می‌کند.

آتشباری خارجی

این تنش‌های داخلی در شرایطی رخ می‌دهد که فشارهای خارجی نیز در حال افزایش است. انتشار فهرست جدید تحریم‌های آمریکا علیه مجموعه‌ای از فرماندهان سپاه، مقامات قضایی، امنیتی و حتی مجتبی خامنه‌ای نشان می‌دهد که فشارهای بین‌المللی اکنون مستقیماً متوجه هسته مرکزی قدرت شده است. در چنین شرایطی، انتظار می‌ رفت که رژیم برای مقابله با تهدیدهای بیرونی به سمت انسجام بیشتر حرکت کند، اما بحران‌ها چنان حاد است که حتی با وجود تعیین تکلیف نبودن جنگ خارجی، تیربار جنگ باندی شروع به شلیک کرده است.

در کنار این بحران سیاسی، اقتصاد ایران نیز با چالش‌هایی روبه‌روست که آثار آن به‌طور مستقیم در زندگی مردم مشاهده می‌شود. گزارش‌های منتشرشده درباره کاهش شدید مصرف لبنیات، حذف تدریجی گوشت و سایر اقلام ضروری از سفره خانوارها و کاهش قدرت خرید، تصویری نگران‌کننده از وضعیت معیشتی جامعه ارائه می‌دهد. بر اساس این گزارش‌ها، مصرف سرانه برخی مواد غذایی اساسی به شکل چشمگیری کاهش یافته و بخش بزرگی از جامعه برای تأمین نیازهای اولیه خود با مشکل مواجه است.

آتشباری از سوی مردم و مقاومت

اهمیت این تحولات تنها در بعد اقتصادی نیست. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که ناامنی غذایی و گسترش فقر، پیامدهای اجتماعی و سیاسی گسترده‌ای به دنبال دارد. هنگامی که بخش قابل توجهی از جامعه ناچار به حذف کالاهای ضروری از سبد مصرفی خود می‌شود، شکاف میان جامعه و حاکمیت عمیق‌تر شده و ظرفیت‌های اعتراضی افزایش می‌یابد. از همین رو، بحران معیشتی امروز را نمی‌توان جدا از تحولات سیاسی و شکاف‌های درون حکومت تحلیل کرد. وجود یک عنصر تاثیر گذار و تعیین کننده یعنی یک مقاومت سراسری با توان سازماندهی هزاران کانون شورشی در زیر سرکوب، رژیم را درمخمصه بحران فرو برده است.

در واقع سه بحران به‌طور هم‌زمان در حال تأثیرگذاری بر یکدیگر هستند: بحران در رأس قدرت، بحران خارجی و بحران اقتصادی ـ اجتماعی. هر یک از این عوامل دیگری را تشدید می‌کند. فشارهای خارجی منابع و توان تصمیم‌گیری حکومت را محدود می‌کند؛ اختلافات داخلی امکان شکل‌گیری سیاست‌های هماهنگ را از بین می‌برد؛ و بحران اقتصادی نیز نارضایتی اجتماعی و اعتراضات را افزایش می‌دهد.

آنچه از مجموعه این تحولات برمی‌آید آن است که آخوندها تلاش دارند این بحران سه جانبه را با راه‌حل‌های موقت و تسکین دهنده از سربگذرانند اما هر بار تلاش‌شان شکست بزرگتری متحمل می‌شود و بن بست نفسگیرتر می شود. اما به نظر می رسد عنصر تعیین کننده و نهایی نه جنگ و بحران خارجی است و نه جنگ درون باندهای قدرت. بلکه آتشباری که هرگز متوقف نمی شود و امکان رسیدن به توافق وجود ندارد، جنگ با مردم و مقاومت سازمان‌یافته آنان است. در شرایط کنونی دو بحران نخست لاجرم در خدمت همان عنصر تعیین کننده در خواهند آمد. این جنگ واقعی ماست و این مردم هستند که در این نبرد نهایی آخوندهای بی وطن را بر زمین خواهند زد.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



بحران جانشینی و مناقشه بر سر مذاکره؛ اظهارات پزشکیان و روایت‌های متناقض خبرگان شکاف‌های درونی رژیم

            بحران جانشینی و مناقشه بر سر مذاکره؛ اظهارات پزشکیان و روایت‌های متناقض خبرگان شکاف‌های درونی رژیم

در حالی که بحران درونی رژیم بر سر جنگ و مذاکره تشدید و تعمیق می‌شود، پزشکیان در یک سخنرانی در یادبود خامنه‌ای، ضمن تعریف و تمجید از ولی‌فقیه به هلاکت رسیده، گفت: به خامنه‌ای گفتم اگر بخواهیم شرایط نه جنگ نه صلح را حل کنیم چه کار باید انجام بدهیم، آقا اجازه داد که گفتگو ادامه پیدا کند و گفت بروید و مسأله را حل کنید.

 تلویزیون شبکه خبر (رژیم)-با این جنگ و درگیریها بالاخره مدیریت کردن کار ساده‌ای نیست مقام معظم رهبری خدمتشون که بودیم خب در این بحثها و گفتگوهایی که بود خودشون بارها می‌فرمودند که نه جنگ نه صلح رو باید مسأله‌اش را حل کرد اون موقع هم بحث این بود که خب مذاکره گاهاً هم صدا و سیما این پیام آقا رو نشون میده که مذاکره نمی‌کنیم همون موقع ما خدمت ایشون بحث بود که خب ما نه جنگ نه صلح رو بخواهیم حل کنیم چیکار باید بکنیم؟ گفتگو نکنیم چیکار باید بکنیم؟ و بر اساس همین بود که آقا اجازه داد که گفتگو ادامه پیدا کنه و در آخرین جریانهای این بود که برید و حل کنید مسأله رو ما باید از این حالت نه جنگ نه صلح در بیاییم جنگ قطعاً به نفع کشور نیست اما اینجوری هم نیست اگر خواستند اون‌ها نسبت به عزت ما، خاک ما و سرزمین ما تجاوز کنند، ما تسلیم خواهیم شد یا کوتاه خواهیم اومد خواب یه چنین چیزی رو ببینند این چیزی نیست که ما بخواهیم کوتاه بیاییم

در جریان جنگ گرگها و بحرانی درونی نظام و در واکنش به اظهارات آخوند محسن حیدری آل کثیر عضو خبرگان ارتجاع درباره کشمکش بر سر تعیین جانشین خامنه‌ای، جماران نیوز ۱۶خرداد، کلیپی از اظهارات آخوند پیش‌نمازی عضو دیگر خبرگان را منتشر کرد که در جلسه‌یی در استانداری مازندران می‌گوید: حرفهایی که مطرح می‌شود مبنایی ندارد.

پیش‌نمازی: معمولاً تلقی دشمن این بود که بعد از یک ساعت این جلسه شکل می‌گیره لذا نیروهای مزدور اونها وطن‌فروش‌ها پیگیر بودن برای شناسایی و ضربه زدن یه طرح خوبی دوستان دیدن ما حدود ساعت ۷ که از منزل بیرون آمدیم بعد از نماز و افطارمون تو این کاروانهای مردمی که مطرح بود خلاصه بعد از یه چند بار ماشین عوض کردن قاطی کاروانهای مردمی ما رو کردن بعد از تقریباً نه یک ماه گذشته دیگر عیب نداره شما دوستان امین ما هستید... ... . . بعد از تقریباُ نزدیک ۲ ساعت دوستان امنیتی به این نتیجه رسیدن که تقریباً دشمن ناامید شده فکر کرده مثل جلسات قبل کنسله باز یک ساعت دیگه هم چرخیدیم حدود ۳ ساعت توی کاروانهای مردمی خلاصه می‌چرخیدیم خب توفیق بود رفتیم مسجد جمکران... ... ... الحمدالله مکان خاصی مدنظر قرار گرفت خب دیگه اون مکان دیگه امکانات مطلوب یه جلسه پارلمانی رو نداشت فضا برای صحبت کم بود عزیزان در همون جای خودشون صحبت‌هایی می‌کردن اما چند تا نکته عرض کنم نکته اول عزیزان حتی یک نفر از اعضای خبرگان رهبری راجع به غیررهبر عزیز ما سخن نگفتیم اگه حرفایی بیرون مطرحه حرفها مبنایی نداره.

نکته دوم این برنامه ضبط شد یه چیز ماندگاریست سندیست چون دو تا دیدگاه بود جلسه انتخاب غیرحضوری بشه به‌خاطر شرایط سخت جنگی اون ایام جمع زیادی از عزیزان خودم بنده تأکید داشتم باید حضوری باشه مطلب مطلب مهمی ست این فردا اگر غیرحضوری باشه با تردیدها تشکیک ها می‌تونه روبه‌رو بشه با این جلسه حضوری برگزار شد الحمدلله این نکته مهمی بود. نکته بعدی که عرض کردم رأی مکتوب بود اما خب غیرعلنی یعنی این نبود که نوشته معلوم بشه کی به کی رأی داده است لذا این‌که گفته بشود کی به چه کسی رأی داده است حرف غلطیه این‌که ۱۰ نفر به فلان کس رأی دادن ۲۰ نفر به فلان کس این اتفاق نیفتاد این شایعاتی‌ست که مطرح است.

تلگرام جماران نیوز (رژیم)-نکته بعدی آرا رو عزیز مان حضرت آیت‌الله کعبی که جزء هیأت بودن که می‌خوندن ما فرصت ما فرصت خب کم داشتیم یعنی نیروهای امنیتی تأکید داشتن... ... ... . اصلاً عدد فرصت نشد خونده بشه که بگیم ۵۰ و خورده‌ای عدد فلان ۱۰ تا فلان این حرفا حرفهای بی‌مبنایی‌ست اونچه که خونده شد این بود که وقتی ایشون سریع دیدن فرمودن که خبرگان رهبری با رأی قاطع حضرت آیت‌الله امام مجتبی خامنه‌ای رو انتخاب کردند

از این پیش‌تر، رسانه رویداد ۲۴ روز ۱۲خرداد، کلیپی از آخوند محسن حیدری آل کثیر را منتشر کرده بود که روایت دیگری از جلسه خبرگان برای تعیین جانشین خامنه‌ای را مطرح می‌کند:

به‌هرحال کم کم بقیه هم رسیدند و هیأت‌رئیسه هم جمع شدند. پس از قرائت قرآن اعلام کردند این جلسه صرفاً برای رأی‌گیری درباره رهبره و هیچ بحث و گفتگوی دیگه‌ای انجام نمیشه. اوضاع خطرناکه و احتمال کشف محل و بمباران هم هست. بعد یکی از این افراد که شرکتش در جلسه غیرقانونی بود دو نفر رو به‌عنوان گزینه مطرح کرد: صادق لاریجانی و علی‌رضا اعرافی. حضور او از نظر قانونی مشکل داشت چون طبق قانون اگه قرار باشه فردی خارج از مجلس خبرگان در جلسه رسمی اون شرکت کنه باید مقدمات خاصی طی بشه (به زبان عربی).

وقتی اسم این افراد مطرح شد بعضی از حاضران ناراضی بودند. اون شخص که در بمباران بیت رهبری زخمی شده بود و با عصا و کمک راه می‌رفت هم حضور داشت و گفت که جای بحث نیست اینجا. در آن لحظه احساس کردم که باید حرف بزنم. ایستادم و رو به آقای بوشهری گفتم ما در مکتب امامان انقلاب تربیت شدیم امام خامنه‌ای و امام خمینی اونا معیاری برای تشخیص حق از باطل به ما دادن و آن نگاه به موضع دشمنه. گفتم اگه موضع دشمن به کسی مثبت بود او رو کنار بذارید و اگه منفی بود به طرفش برید (به زبان عربی).. اعلم باننی انتخب قائدا للجمهوریه الاسلامی امروز ترامپ اعلام کرده که می‌خواهد برای جمهوری اسلامی رهبر انتخاب کنه و در میان نامزدهای مجلس خبرگان او فقط با یه نفر مخالفت کرده با مجتبی خامنه‌ای او رو فردی نامناسب می‌دونه گفته او فرزند علی خامنه‌ایه و صلاحیت رهبری نداره و ممکن نیست رهبر بشه این موضع ترامپ بود بنابراین بر اساس همین معیار و با توجه به دشمنی دشمنان اسلام ما جز به آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به کسی رأی نخواهیم داد (به زبان عربی). آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای.

وقتی این حرف‌ها رو با صدای بلند زدم بسیاری از اعضا بلند شدن و با تکبیر تأییدش کردن بعد افراد دیگه‌ای هم حرف زدن از جمله آقای احمد خاتمی امام جمعه تهران و عضو شورای نگهبان که گفت ما باید کسی را انتخاب کنیم که وقتی ترامپ اسمش رو می‌شنوه آخ بگه و همین طور اگه محمد خاتمی اسمشو بشنوه آخ بگه آخ یعنی دردشون اومده و اون شخص کسی نیست جز سید مجتبی خامنه‌ای (به زبان عربی). سید محمد خاتمی آخ میگه. در ادامه هیأت‌رئیسه تلاش کرد فضا رو آروم کنه و گفتن حالا وقت رأی‌گیریه نه بحث. در نهایت رأی‌گیری انجام شد و از میان ۵۹ نفر ۹نفر به سید مجتبی رأی دادن ۸ نفر هم به آقای اعرافی رأی دادن و یک رأی هم باطل شد به این ترتیب با اکثریت حدود ۸۵درصد انتخاب طبق قانون مجلس خبرگان انجام شد.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



اعدام قهرمانان؛ هراس ماشین اعدام رژیم تبهکار وضدبشری از انفجار خشم خلق



اعدام قهرمانان؛ هراس ماشین اعدام رژیم تبهکار وضدبشری  از انفجار خشم خلق

پدیده اعدام در ایران، یک ابزار سیستماتیک قضایی برای برقراری نظم مدنی نیست، بلکه استراتژی هدایت‌شده سیاسی است که هدف آن خاموش کردن فریادهای اعتراض و پیشگیری از انفجار خشم عمومی است. تحولات اخیر، به‌ویژه صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی در خوزستان و هدف قرار دادن قهرمانان ورزشی، گواه روشنی بر این مدعاست که فاشیسم دینی از پوشش بحرانهای منطقه‌یی و جنگ، به‌عنوان چتری برای پیشبرد پروژه‌های سرکوبگرانه خود در داخل کشور استفاده می‌کند تا هر گونه جرقه قیام احتمالی را در نطفه خفه کند.

فراخوان فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی اهواز

گزارشهای ناگوار از زندان شیبان اهواز، حاکی از احتمال اجرای حکم اعدام پنج زندانی سیاسی به نام‌های مسعود جامعی، علیرضا مرداسی، فرشاد اعتمادی‌فر، رضا عبدالی و حسن مصلاوی است. این چهار تن به اتهام وابستگی و هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران، از سوی دادگاههای انقلاب به مرگ محکوم شده‌اند و احکام آنان در دیوان عالی رژیم نیز به تأیید رسیده است.

محکومیت این افراد تحت عناوینی چون «محاربه»، «اجتماع و تبانی ضدامنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام»، نمونه‌یی بارز از بیدادگاههایی است که کمترین الزامات دادرسی عادلانه در آنها رعایت نمی‌شود.

شرایط نگهداری این زندانیان در زندان شیبان اهواز، خود مصداق بارز شکنجه تدریجی است. این بازداشتگاه به‌عنوان یکی از متراکم‌ترین، محروم‌ترین و غیراستانداردترین زندانهای کشور شناخته می‌شود که در آن زندانیان از کیفیت بد آب، کمبود شدید منابع حیاتی و نبود امکانات اولیه بهداشتی در رنج هستند. تراکم جمعیت چند برابر ظرفیت، بحرانهای انسانی شدیدی را در این مرکز ایجاد کرده است.

در واکنش به این وضعیت بحرانی و خطرات جانی موجود، خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، ضمن هشدار به جامعه جهانی، خواستار مداخله فوری ارگانهای مدافع حقوق‌بشر شد.

مریم رجوی در موضع‌گیری صریح خود در قبال این توطئه خونین تأکید کرد:

«نظام منحوس ولایت فقیه با این اعدام‌های جنایتکارانه و ایجاد فضای رعب و وحشت، مذبوحانه تلاش می‌کند از انفجار خشم خلق و بالا‌گرفتن قیام جلوگیری کند».

بیانیه مشترک قهرمانان ورزشی

موج اعدامها تنها به سلول‌های تاریک اهواز محدود نمی‌شود، بلکه دامنه آن به‌طور فزاینده‌یی جامعه ورزشی ایران را نیز هدف قرار داده است. دیکتاتوری دینی حاکم بر ایران از دیرباز سابقه‌ای تلخ و تاریک در اعدام ورزشکاران محبوب به‌دلیل باورهای سیاسی‌شان دارد؛ از حبیب خبیری، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران در دهه شصت تا فروزان عبدی، عضو تیم ملی والیبال زنان ایران که در قتل‌عام سال ۱۳۶۷ جان باخت، و نوید افکاری قهرمان کشتی که در سال ۲۰۲۰ اعدام شد. امروز نیز محمدجواد وفایی ثانی، قهرمان و مربی بوکس ۳۱ ساله، در صف اعدام قرار دارد. در واکنش به این موج وحشت، شماری از ورزشکاران جهان و قهرمانان ورزش ایران در بیانیه‌یی مشترک، ضمن محکومیت این اقدامات، ماهیت هراس رژیم را افشا کردند.

ورزشکاران امضاکننده این بیانیه با اشاره به اعدام جوانانی هم‌چون صالح محمدی (قهرمان ۱۹ ساله کشتی) و ساسان آزادوار جونقانی (قهرمان ۲۱ ساله کاراته) که در جریان قیامهای اخیر بازداشت شده بودند، تصریح کردند که بخش عظیمی از این قربانیان به‌دلیل ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران، به‌عنوان اصلی‌ترین جنبش سازمان‌یافته اپوزیسیون، هدف کینه‌توزی قرار گرفته‌اند و شمار بیشتری از آنان هم‌اکنون در صف اعدام قرار دارند.

 

مسئولیت بین‌المللی و ضرورت اقدام فوری

اشتراک ساختاری میان فراخوان مریم رجوی و بیانیه مشترک ورزشکاران جهان، در فهم دقیق آنها از چرایی تشدید اعدامها نهفته است. هر دو موضع‌گیری بر این حقیقت استوارند که رژیم تهران به‌دلیل واهمه شدید از پتانسیل انفجاری جامعه و وقوع قیامهای توده‌ای، طناب‌های دار را در سراسر کشور برپا کرده است. استفاده از «پوشش جنگ» و بحرانهای منطقه‌ای، تاکتیکی انحرافی برای منحرف کردن انظار بین‌المللی از فجایع درون‌مرزی است.

جامعه بین‌المللی، سازمان ملل متحد و فدراسیونهای ورزشی جهانی در برابر این حجم از قساوت مسئولیت اخلاقی و حقوقی دارند. همان‌طور که بیانیه ورزشکاران تأکید می‌کند، جهان نباید در حالی که رژیم ایران قهرمانان این کشور را خاموش می‌کند، نظاره‌گر بماند. راهپیمایی و گردهمایی افکار عمومی در ۲۰ ژوئن (۳۰خرداد ۱۴۰۵) در پاریس، گامی کلیدی برای رساندن صدای مظلومیت این زندانیان و ورزشکاران دربند به گوش جهانیان و اعلام حمایت از یک جمهوری دموکراتیک در ایران است.

انفعال در برابر رژیمی که معلمان، کارمندان و قهرمانان ملی خود را به چوبه دار می‌سپارد، تنها به جری‌تر شدن آن در نقض حقوق بنیادین بشر خواهد شد؛ از این رو، لغو فوری احکام اعدام زندانیان اهواز و نجات جان سایر آزادیخواهان، نیازمند یک اقدام قاطع، هماهنگ و اضطراری بین‌المللی است.




🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



۴۵ سال مقاومت با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه - تظاهرات جهانی ۳۰ خرداد خروش حمایت هموطنان و حامیان مقاومت



۴۵ سال مقاومت با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه  - تظاهرات جهانی ۳۰ خرداد خروش حمایت هموطنان و حامیان مقاومت


۴۵ سال مقاومت با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه  -  هموطنان! ،  ایرانیان آزاده و شریف! یاران شورشگر!

با درود به همه شهیدان که برای آزادی ایران به خاک و خون افتادند به‌ویژه مجاهدان سرموضع و شورشگران سربداری که در هفته‌های اخیر در راه آزادی خلق و میهن جان فدا کردند.

در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، خط سرخ و خونین بین آنچه باید کرد و آنچه نباید کرد ترسیم شد: مرز سرخ بین تسلیم و مقاومت در برابر فاشیسم دینی. رود خروشان خون شهیدان که ضامن پیروزی محتوم خلق ماست هم‌چنان ادامه دارد.

اکنون همه شواهد حاکی از آن است که رژیم درهم شکستهٔ ولایت فقیه در موقعیت سرنگونی است و بیهوده تلاش می‌کند با اعدامهای سبعانه از سرنوشت محتوم خود که سرنگونی است، بگریزد.

هم‌چنانکه رهبر مقاومت اعلام کرد: خامنه‌ای مرد و اینک خلق زنده می‌شود، مشروط بر این‌که نگذاریم حاصل رزم و رنج و خون‌ها بر باد برود و چرخهٔ ۱۰۰ ساله استبداد با سرقت حاکمیت ملت ادامه پیدا کند.

در یک‌صد سال گذشته جنگ اصلی مردم ایران با شاه و شیخ ستمگر، برای آزادی و استقلال ادامه داشته و نبرد ۴۵ ساله مردم و مقاومت ایران با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ اثبات کرده است که مصاف سرنگون‌ساز با این رژیم، کار مردم ایران، جوانان شورشگر، شهرهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی است. همان کانون‌های شورشی که نقش تعیین‌کننده‌یی در گسترش قیام دیماه و حفاظت از قیام‌کنندگان ایفا کردند و همان یگانهای ارتش آزادیبخش که ۵ روز قبل از جنگ اخیر، با ۲۵۰ رزمنده مجاهد خلق به بیت‌العنکبوت خامنه‌ای و مراکز اصلی استبداد دینی در مرکز تهران و حفاظت‌شده‌ترین مکان تهاجم کردند.

کهکشان ۳۰ خرداد در پاریس در چهل و پنجمین سالگرد مقاومت انقلابی سراسری، روز شهیدان و زندانیان سیاسی و سالروز تأسیس ارتش آزادیبخش ملی، میعادگاه ایرانیان آزاده‌یی است که برای آزادی و استقلال ایران در برابر توطئه و سناریوهای ارتجاعی و استعماری، به پشتیبانی ارتش آزادیبخش و شورشگران دلیر و به حمایت از آلترناتیو دموکراتیک و مستقل شورای ملی مقاومت، قیام کرده‌اند.

تظاهرات جهانی ۳۰ خرداد خروش حمایت هموطنان و حامیان مقاومت از دولت موقت برای انتقال حاکمیت به مردم ایران بر اساس برنامه ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی با شعار صلح و آزادی، در سال سرنوشت در جنگ جنگها و آزمایش آزمایشات است.

 

مرگ بر اصل ولایت فقیه- زنده باد ارتش آزادی -  درود بر رجوی  -  خرداد  ۱۴۰۵ 


 

🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



کالبدشکافی «بهار زودگذر آزادی» و نقش انحصارطلبی در انسداد آن نگاهی به شرایط سیاسی- اجتماعی ایران بعد از انقلاب ضدسلطنتی



کالبدشکافی «بهار زودگذر آزادی» و نقش انحصارطلبی در انسداد آن نگاهی به شرایط سیاسی- اجتماعی ایران بعد از انقلاب ضدسلطنتی

برهه زمانی اواخر سال ۱۳۵۷ تا اواسط سال ۱۳۵۸ جایگاهی منحصر به‌فرد در تاریخ معاصر ایران دارد. این دوره کوتاه که در ادبیات سیاسی ایران به «بهار آزادی» یا «بهار ایران» معروف شد، تصویری از جامعه‌‌ای را به نمایش گذاشت که پس از دهه‌ها استبداد سلطنتی، ناگهان دریچه‌های آزادی را به روی خود گشوده می‌دید. برای نسل جوان امروز که زندگی اجتماعی و سیاسی‌اش با انسداد، فیلترینگ، تک‌صدایی و راهروهای تنگ نظارت‌های استصوابی و عقیدتی گره خورده، باور این موضوع سخت است که روزگاری خیابان‌ها و پیاده‌روهای تهران و دیگر شهرهای ایران کانون پرشورترین، آزادترین و متنوع‌ترین بحث‌های دموکراتیک تاریخ خاورمیانه بوده است.

این مقاله تلاشی است برای کالبدشکافی آن بهار تب‌دار و زودگذر؛ بازخوانی روزگاری که تکثرگرایی و آزادی بیانی حقیقی بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در بین گروه‌ها، سازمان‌ها و احزاب جریان داشت تا به نسل جدید یادآوری کند آزادی و دموکراسی در ایران یک توهم یا واردات غربی نبود، بلکه سنتی واقعی، ملموس و زیسته‌شده بود که پس از انقلاب ضدسلطنتی گل داد ولی گام‌به‌گام توسط انحصارطلبی مذهبی ذبح شد.

جلوی دانشگاه تهران؛ هایدپارک پایتخت

اگر با ماشین زمان به اسفند ۱۳۵۷ یا فروردین ۱۳۵۸ سفر کنیم و در پیاده‌روهای خیابان انقلاب، به‌ویژه روبه‌روی در اصلی دانشگاه تهران بایستیم، با صحنه‌ای مواجه می‌شویم که بیشتر به «هایدپارک» لندن یا محله‌های روشنفکری پاریس شباهت داشت تا یک کشور جهان‌وطنی سنتی. شاه رفته بود، زندانیان سیاسی آزاد شده بودند و حاکمیت جدید هنوز نتوانسته بود چنگال‌های انحصارطلبی خود را بر تمام مفاصل جامعه استوار کند. نتیجه این خلأ قدرت رسمی، شکل‌گیری یک دموکراسی مستقیم و بی‌نظیر خیابانی بود.

پیاده‌روهای مقابل دانشگاه تهران به یک تئاتر بزرگ سیاسی تبدیل شده بود. دکه‌ها و بساط‌های کتاب‌فروشی سرتاسر پیاده‌رو را فرش کرده بودند. تنوع متون و اندیشه‌ها خیره‌کننده بود؛ در یک بساط کتاب‌های مارکس، لنین و تروتسکی چیده شده بود؛ چند قدم آن‌طرف‌تر نشریات و بیانیه‌های سازمان‌های مختلف نظیر مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی، جبهه ملی و انجمن‌های دانشجویی با گرایشات مختلف سیاسی به فروش می‌رسید و در کنار آن‌ها، کتب مذهبی، تفاسیر جدید از قرآن و نهج‌البلاغه و آثار شریعتی و طالقانی دست‌به‌دست می‌شد.

«بحث‌های آزادی» بین اقشار مختلف

روایت‌های مستند تاریخی نشان می‌دهند که جذابیت اصلی این فضا، نه فقط کتاب‌ها، بلکه «بحث‌های آزاد» بود. گروه‌های مختلف مردم، از استاد دانشگاه و دانشجو گرفته تا کارگر، کارمند و زنان باحجاب و بی‌حجاب، دورتادور هم حلقه‌های بزرگی تشکیل می‌دادند. در این حلقه‌ها، تندترین بحث‌های ایدئولوژیک و سیاسی در کمال آزادی و بدون واهمه از گشت‌های امنیتی، لباس‌شخصی‌ها یا نیروهای تفتیش عقاید جریان داشت. هر کس صندلی یا چهارپایه‌ای زیر پا می‌گذاشت، به یک سخنران تبدیل می‌شد که به ترویج مانیفست گروه خود می‌پرداخت و دیگران با منطق و کلام به او پاسخ می‌دادند. این فضای پرشور، تجسم عینی اشتیاق یک ملت برای آگاهی و تمرین دموکراسی بود.

 

تنوع فکری، نشریات آزاد و سبک زندگی سیاسی جوانان

یکی از ویژگی‌های برجسته این دوران، حضور پررنگ، آگاهانه و داوطلبانه نسل جوان (به‌ویژه دانش‌آموزان سال‌های آخر دبیرستان و دانشجویان) در متن سیاست بود. جوانان آن روزگار، روزنامه‌فروش دوره‌گرد نبودند؛ آنها فعالانی آرمان‌خواه بودند که کیف‌هایشان پر از نشریات مختلف سیاسی بود و با انگیزه‌ای بالا به ترویج اندیشه‌های خود می‌پرداختند. ده‌ها و صدها نشریه با تیراژهای بی‌سابقه (که گاه به صدها هزار نسخه می‌رسید) به‌طور روزانه و هفتگی چاپ می‌شد و مردم برای خرید آنها جلوی روزنامه‌فروشی‌ها صف می‌بستند.

سبک زندگی سیاسی جوانان در آن بهار کوتاه، بر پایه مطالعه، پراتیک اجتماعی و گفتگو بنا شده بود. فعالان سیاسی آن دوران، شب و روز خود را در ستادها، انجمن‌ها و متینگ‌های سیاسی می‌گذراندند. این نسل با مفاهیمی چون شورا، حقوق کارگران، آزادی مطبوعات و برابری جنسیتی تنفس می‌کرد.

حضور وسیع دختران و زنان جوان در این عرصه‌ها، یکی از زیباترین جلوه‌های تکثرگرایی آن دوران بود؛ دخترانی که دوشادوش پسران در خیابان‌ها بحث می‌کردند، نشریه می‌فروختند و در امور بازسازی جامعه مشارکت داشتند.

این تنوع و نشاط فرهنگی منحصر به‌فرد، گواه آن بود که جامعه ایران پتانسیل و ظرفیت شگفت‌انگیزی برای رواداری، همزیستی مسالمت‌آمیز عقاید مختلف و برپایی یک نظام دموکراتیک را دارا بود. مردم در عمل نشان دادند که می‌توانند بدون وجود یک دستگاه سرکوبگر نظارتی، نظم اجتماعی و تکثر فکری خود را مدیریت کنند.

فرآیند انحصارطلبی؛ چگونه تک‌صدایی حاکم شد؟

اما افسوس که عمر این بهار بسیار کوتاه بود. تفکر انحصارطلب مذهبی که مظهر آن خمینی ملعون و شبکه آخوندهای هم‌فکرش بودند، از همان روزهای نخستین پس از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، آزادی و تکثرگرایی را به‌عنوان اصلی‌ترین تهدید برای بقای خلافت مذهبی خود ارزیابی کردند. منطق آنها ساده و عریان بود: «هر صدایی غیر از صدای ما باید خفه شود».

فرآیند انحصارطلبی و حرکت به سمت تک‌صدایی، یک‌پایه کردن حکومت و حذف فضا، یک استراتژی گام‌به‌گام و سازمان‌یافته بود که به‌طور موازی در چند جبهه پیش رفت:

۱. تحمیل رفراندوم‌های صوری و صغار پنداشتن ملت

اولین گام، برگزاری رفراندوم تعیین نوع حکومت در فروردین ۱۳۵۸ بود. حاکمیت نوپا با دجالگری، مردم را در منگنه قرار داد تا به یک مفهوم کلی و مبهم به نام «جمهوری اسلامی» رأی «آری یا نه» بدهند، بدون آن که محتوا و برنامه آن مشخص باشد. گام بعدی، نقض عهد در تشکیل «مجلس مؤسسان ملّی» و تبدیل آن به «مجلس خبرگان آخوندی» بود تا قانون اساسی بر پایه اصل «ولایت فقیه» تدوین شود که ملت را صغیر و تحت قیمومت مطلق یک حاکم مذهبی توصیف می‌کرد.

۲. پدیده چماق‌داری و سرکوب غیررسمی

پیش از آن که ارگان‌های رسمی حکومتی بتوانند به‌طور قانونی آزادی‌ها را محدود کنند، حاکمیت با ایجاد و سازماندهی گروه‌های فشار، چاقوکشان و چماق‌داران (تحت عناوین فریبنده‌ای چون امت همیشه در صحنه یا حزب‌الله) به تجمعات، میتینگ‌ها، کتاب‌فروشی‌ها و ستادهای نیروهای منتقد و انقلابی حمله می‌کرد. پیاده‌روهایی که روزی محل بحث آزاد بودند، به‌مرور با زنجیر، چماق، تیغ‌کشی و اسیدپاشی گروه‌های فشار ناامن شدند. پدیده لباس‌شخصی‌ها و گشت‌های سرکوبگر امروز، مستقیماً ریشه در همان باندهای چماق‌دار سال‌های ۵۸ و ۵۹ دارد.

۳. سرکوب زنان و اقلیت‌ها

حاکمیت انحصارطلب، تعرض به حقوق جامعه را با شعار «یا روسری یا توسری» و اجباری کردن حجاب آغاز کرد تا نیمی از جامعه را از مدار فعالیت مستقل حذف کند. هم‌زمان، پاسخ خواسته‌های دموکراتیک و شورایی اقلیت‌های قومی و ملی (مانند کردستان و ترکمن‌صحرا) با توپ، تانک، لشکرکشی و گشودن آتش داده شد.

۴. بستن فله‌ای مطبوعات، بستن دانشگاه‌ها

در اواخر سال ۵۸ و سال ۵۹، سانسور رسمی حاکم شد. ده‌ها روزنامه و نشریه توقیف شدند. سپس با به راه‌انداختن پدیده‌ای به نام «انقلاب فرهنگی»، دانشگاه‌ها را که سنگر اصلی آزادی و کانون روشنفکری جامعه بودند، به خاک و خون کشیدند و برای سال‌ها تعطیل کردند تا دانشگاه استعماری را به‌زعم خود پاک‌سازی کنند.

۵. سرکوب آخرین قطرات آزادی‌ها

سرانجام در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، با گشودن آتش مستقیم پاسداران به روی تظاهرات مسالمت‌آمیز و نیم‌میلیونی مردم تهران که خواستار حفظ آخرین رمق‌های آزادی و یک مجلس ملی بودند، ماشین انحصارطلبی کار خود را تکمیل کرد. از فردای آن روز، عصر تاریک اختناق مطلق، اعدام‌های فله‌ای بدون احراز هویت (اعدام شناسنامه‌ها) و حاکمیت تک‌صدایی بر ایران سایه افکند.

هدف از این روشنگری برای نسل امروز

چرا نسل جوان امروز باید داستان «بهار زودگذر آزادی» را بداند؟

امروز دستگاه پروپاگاندای حکومتی با بودجه‌های کلان و ساخت مستندها و فیلم‌های تحریف‌شده، تلاش می‌کند تا فضای دهه ۵۰ و ۶۰ را وارونه جلوه دهد. آنها می‌خواهند به نسل جدید این‌گونه القا کنند که خشونت، تک‌صدایی و انسداد موجود، پدیده‌‌ای طبیعی، ناگزیر و مورد خواست عموم مردم بوده است.

کالبدشکافی بهار ۵۷ و ۵۸ پادزهری در برابر این صنعت دروغ است. نسل جوان امروز باید بداند که آزادی، تکثرگرایی و دموکراسی، بخشی از دی‌ان‌ای و هویت تاریخی مکتوم جامعه ایران است. ایران امروز اگر از انسداد رنج می‌برد، به این دلیل نیست که جامعه فرهنگ دموکراسی را ندارد، بلکه به این دلیل است که یک سنت دموکراتیک پویا و زنده توسط فاشیسم مذهبی نهایتاً در سال ۱۳۶۰ با سرکوب عریان به مسلخ برده شد.

شناخت آن بهار، به جوان امروز این حقانیت و اعتمادبه‌نفس تاریخی را می‌دهد که بداند مطالبه‌اش برای تکثرگرایی، آزادی بیان و حقوق شهروندی، ادامه منطقی همان پیاده‌روهای پرشور مقابل دانشگاه تهران در سال ۵۷ است؛ پیاده‌روهایی که ناموس‌شان آزادی بود و روزی دوباره به همت مردم و مقاومت پیشتازشان و مشخصاً شورشگران نسل ضددیکتاتوری و وابستگی در پهنه کل ایران احیا خواهند شد.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




آخرین تحولات جنگ - ترامپ: جنگ با ایران پایان یافته است؛ تهران پذیرفته هرگز به سلاح هسته‌یی دست نیابد



     آخرین تحولات جنگ - ترامپ: جنگ با ایران پایان یافته است؛ تهران پذیرفته هرگز به سلاح هسته‌یی دست نیابد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد ایالات متحده جنگ با ایران را پایان‌یافته می‌داند و تهران پذیرفته است که هرگز به سلاح هسته‌یی دست پیدا نکند.

ترامپ بامداد جمعه ۲۲ خرداد به وقت ایران در جریان یک گردهمایی انتخاباتی در ایالت جورجیا که به‌صورت تلویزیونی پخش می‌شد، گفت: «نمی‌دانم شنیده‌اید یا نه، اما امروز به جنگ با ایران پایان دادیم. آنها موافقت کردند که هرگز سلاح هسته‌یی نداشته باشند؛ چیزی که ما بر آن اصرار داشتیم».

رئیس‌جمهور آمریکا افزود هدف اصلی واشنگتن از اقدامات اخیر، جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌یی بوده است و این هدف «به قدرتمندترین شکل ممکن» محقق شده است.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که ترامپ ساعاتی پیش‌تر نیز از احتمال امضای یک توافق میان آمریکا و رژیم ایران در روزهای آینده خبر داده بود. او گفته بود انتظار دارد یک «توافق بزرگ» برای پایان دادن به درگیریها و بازگشایی تنگه هرمز، آخر هفته جاری در اروپا امضا شود.

ترامپ در گفتگو با خبرنگاران در دفتر بیضی کاخ‌سفید اظهار داشت: «به‌تازگی به یک توافق بزرگ درباره جنگ با ایران دست یافته‌ایم». او افزود در صورت نهایی شدن اسناد، مراسم امضای توافق احتمالاً در اروپا برگزار خواهد شد و جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در آن شرکت خواهد کرد.

رئیس‌جمهور آمریکا هم‌چنین گفت پس از امضای توافق، تنگه هرمز به‌طور رسمی برای کشتیرانی بین‌المللی باز خواهد شد.

در مقابل، مقام‌های رژیم ایران اعلام کرده‌اند که هنوز توافقی نهایی نشده است. بقایی، سخنگوی وزارت‌خارجه رژیم، سخنان مطرح‌شده درباره توافق پایان جنگ را «گمانه‌زنی» توصیف کرد و گفت جزئیات تفاهم احتمالی هم‌چنان در حال مذاکره است.

بقایی با تأیید این‌که بخش قابل توجهی از متن مذاکرات آماده شده، افزود هنوز برخی موارد نهایی نشده و تهران از آنچه «خطوط قرمز» خود می‌خواند عقب‌نشینی نخواهد کرد.

او هم‌چنین مدعی شد اقدامات آمریکا باعث افزایش بی‌ثباتی در تنگه هرمز شده و بر روند تلاش‌های دیپلماتیک، از جمله میانجی‌گری قطر و پاکستان، تأثیر گذاشته است.

اظهارات متناقض واشنگتن و تهران درباره وضعیت مذاکرات در حالی مطرح می‌شود که گزارشها از افزایش تلاش‌های دیپلماتیک برای دستیابی به توافقی جهت پایان دادن به تنشها و تثبیت آتش‌بس شکننده میان دو طرف حکایت دارد.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7