
کنفرانس بینالمللی در ایتالیا - سخنرانیهای کی فرهوفشتاد، جولیو ترتزی و آنتونیو استانکو
ایتالیا – رم
کنفرانس بینالمللی
ایران: فراتر از جنگ، حقوقبشر و قدرت مردم بهعنوان راهحل
سخنرانیهای
گی فرهوفشتاد - نخستوزیر بلژیک ۲۰۰۸-۱۹۹۹
سناتور جولیو ترتزی - رئیس کمیسیون سیاستهای اروپا در سنای ایتالیا
وزیر خارجه ۲۰۱۳-۲۰۱۱
آنتونیو استانگو -رئیس فدراسیون حقوقبشر ایتالیا
گی فرهوفشتاد - نخستوزیر بلژیک ۲۰۰۸-۱۹۹۹:
- به باور من راهحل سومی بجز جنگ یا مماشات با رژیم ایران امکانپذیر است. من آن را «راهبرد تعامل فعال جهان دموکراتیک با مردم و مقاومت ایران» در سریعترین زمان ممکن می دانم
با سلام و احترام. بسیار سپاسگزارم که تریبون را در اختیار من قرار دادید. پیش از هر چیز، مایل هستم از خانم رجوی بهخاطر رهبریشان در این دوران بسیار دشوار و در این لحظات حیاتی و تعیینکننده برای بقای ایران تشکر کنم. همه ما این احساس را داریم که در این روزها، هفتهها و ماهها و امیدوارم نه سالها آینده این کشور بزرگ و این مردم شریف رقم خواهد خورد. پرسشی که امروز میخواهم مطرح کنم، همانطور که در پشت سر من نیز درج شده، این است: آیا واقعاً تنها دو راهکار یا دو رویکرد در قبال مسأله ایران وجود دارد؟ جنگ یا مماشات؟
چرا که ما در گذشته، سالها سیاست مماشات را در پیش گرفتیم و هنوز هم در اروپا به آن ادامه میدهیم؛ از این رو، من نسبت به رویکرد سالهای اخیر اروپا چندان خوشبین نیستم. آیا راه دیگری وجود ندارد؟ آیا تنها راه، جنگ است؟ جنگی که اکنون اعلام شده و در حال حاضر در ایران در جریان است؛ و ما روزبهروز بیشتر این برداشت را داریم که با یک وضعیت جنگی دائمی و پرنوسان مواجه هستیم که پیامدهای عظیمی برای کل جهان بههمراه دارد. یا اگر خواهان جنگ نیستیم، آیا گزینه بعدی مماشات است؟ آیا انتخاب دیگری برای حل بحران پیرامون ایران و مهمتر از همه، آزاد کردن مردم ساکن در ایران که هدف اصلی ماست وجود ندارد؟
بههر تقدیر، برداشت و پیام امروز من این است که مذاکره با ملایان، آنگونه که امروز در جریان است، به هیچجا نخواهد رسید. «تفاهمنامه» برای من در حال حاضر یک «سوءتفاهمنامه» است. ظاهراً این تفاهمنامه به هیچ نتیجهیی ختم نخواهد شد.
چنین توافقی هرگز مردم ایران را آزاد نخواهد کرد؛ و این مهمترین مسأله است. چنین توافقی جنگهای نیابتی در خاورمیانه را نیز پایان نخواهد داد و در نهایت، مانع از دستیابی ایران به سلاح هستهیی نخواهد شد.
چرا که موضوع و محتوای هرگونه توافق یا توافق احتمالی هر چه باشد، من و هیچکس دیگری به رژیم ملایان اعتماد نداریم که به وعده خود وفا کنند؛ همانطور که در گذشته نیز چنین بوده است. بنابراین، به هر تفاهمنامه یا توافقی که امروز دست یافته شود، ایران همچنان بخشی از محور شرارت در جهان باقی خواهد ماند.
بنابراین، این پرسش همچنان باقی است که راه پیشرو چیست؟ آیا جایگزینی برای یک تفاهمنامه یکجانبه و سوگیرانه، یک بازی جنگی مداوم آنگونه که امروز شاهدیم یا سیاست مماشات گذشته که بهویژه از سوی طرف اروپایی اعمال میشد، وجود دارد؟ من معتقدم که چنین جایگزینی وجود دارد و شایسته است که رهبران اروپایی، حتی بیش از رهبری آمریکا، برای تحقق آن فشار بیاورند. زیرا در ماههای اخیر، من مطالب زیادی درباره ملایان، رهبری آمریکا و اتفاقات میدان نبرد شنیدهام، اما در این دوران دشوار، سخن چندانی از رهبری اروپا یا راهکارهای اروپایی نشنیدهام.
به باور من، راهبرد سومی نیز امکانپذیر است. من آن را «راهبرد تعامل فعال جهان دموکراتیک با مردم و مقاومت ایران» در سریعترین زمان ممکن مینامم.
خانم رجوی، من فکر میکنم چنین راهبرد جدیدی برای تعامل فعال با مردم ایران بر دو ستون استوار خواهد بود.
ستون اول، انزوای کامل رژیم ملایان در سریعترین زمان ممکن است. بسیار عالی است که سرانجام سپاه پاسداران از سوی بیشتر کشورها بهعنوان یک سازمان تروریستی شناخته شد؛ اقدامی که ما از چهار یا پنج سال پیش، یا دستکم چهار سال پیش، خواستار آن بودیم. اما این کافی نیست. مسأله فراتر از سپاه پاسداران است. نیاز است که تمامی افرادی که در این رژیم دست دارند و ستون فقرات آن را تشکیل میدهند، تحریم شوند. این افراد میتوانند شامل زندانبانان، نیروهای پلیس، نظامیان، روحانیان، مسئولان بانکها و نهادهای مالی در ایران و همچنین بسیاری از فعالان حوزه علمی باشند که با این رژیم همکاری میکنند.
دوم اینکه، انزوای این رژیم بهمعنای اخراج تمامی دیپلماتها، سفارتخانهها و سفرا از پایتختهای ماست. چرا ما باید همچنان با کسانی گفتگو و بحث کنیم که نماینده مردم ایران نیستند، بلکه تنها نمایندگی یک رژیم جنایتکار را برعهده دارند؟ و سوم اینکه، ما باید تمامی داراییها، املاک و حسابهای بانکی آنها در خارج از ایران را در سریعترین زمان ممکن توقیف کنیم. اینها سه اقدامی است که باید انجام شود. بهرسمیت شناختن سپاه پاسداران بهعنوان یک سازمان تروریستی اقدامی فوقالعاده است و ما همیشه خواستار آن بودهایم، اما اقدامات بیشتری باید انجام شود. چرا که در غیراین صورت، سپاه پاسداران به فعالیتهای خود از طریق ابزارها، دستها و عواملی که برای این رژیم کار میکنند، ادامه خواهد داد.
این ستون نخست است: انزوای قطعی رژیم. و ستون دوم که آن هم هنوز انجام نشده، تعامل با اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته به جدیترین شکل ممکن و در سریعترین زمان ممکن، از طریق بهرسمیت شناختن این اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته بهعنوان تنها نماینده امروز مردم ایران است. رژیم ملایان نمیتواند نماینده مردم باشد؛ این جایگاه تنها متعلق به اپوزیسیون دموکراتیک است.
بنابراین، خانم رجوی، پرسش امروز برای رهبران ما این است که بهرسمیت شناختن اپوزیسیون و مقاومت سازمانیافته به چه معناست؟ این امر بهمعنای همکاری با آنان برای تدوین قانون اساسی آینده یک جمهوری دموکراتیک است؛ به این معنا که به اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته بگوییم: «بسیار خوب، قانون اساسی را تدوین کنید که بتواند مبنای یک جمهوری دموکراتیک در آینده ایران باشد». همچنین این بهمعنای همکاری با دولت موقت است؛ شما دولت موقت را تشکیل دادهاید و اکنون زمان آغاز کار است. سوم اینکه، این بهمعنای واگذاری کرسیهای کشور ایران در سازمانهای بینالمللی به آنهاست. چرا باید حضور نمایندگان رژیم ملایان در سازمانهای بینالمللی ادامه یابد؟ آنها میتوانند با افرادی از اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته جایگزین شوند. و در نهایت، این بهمعنای بهرسمیت شناختن نمایندگان اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته بهعنوان تنها نمایندگان قانونی، و واگذاری نقشهای دیپلماتیک و سفارتهای رسمی در روابط بینالملل به آنان است.
معنای واقعی این اقدام همین است. این کار صرفاً به این معنا نیست که بگوییم: «بله، ما مقاومت و اپوزیسیون دموکراتیک را میشناسیم»؛ بلکه برداشتن گامهای رسمی است تا آنها در عرصه بینالمللی و دیپلماتیک بهعنوان نمایندگان مردم ایران شناخته شوند. این امر فشار واقعی را بر حکومت ایران وارد خواهد کرد. و من فکر میکنم طرح ده مادهای خانم رجوی یک نقطه شروع بسیار مناسب برای آن قانون اساسی و برای بهرسمیت شناختن اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته است.
بنابراین، آرزوی من این است که در سریعترین زمان ممکن، رهبران اروپایی ما دستکم نه تنها به سیاست مماشات یا سیاست سکوت کنونی خود که بهنظر من حتی از سیاست مماشات نیز بدتر است، یعنی سیاست سکوت محض پایان دهند، بلکه نقش فعالی را در این تقابل ایفا کنند. این نقش فعال در این تقابل میتواند بهرسمیت شناختن اپوزیسیون دموکراتیک و مقاومت سازمانیافته در سریعترین زمان ممکن، بهعنوان نمایندگان واقعی و رسمی مردم ایران باشد.
و از این رو، خانم رجوی، شما میدانید که من در بسیاری از پایتختهای اروپایی با شما همراه بودهام. ما پیش از این اقدامات زیادی در بروکسل انجام دادیم؛ کارهای بسیاری در پارلمان جمهوری فرانسه انجام دادیم؛ و امروز در رم هستیم. من تنها یک آرزو دارم: اینکه دفعه بعد، شما در سریعترین زمان ممکن مرا به تهران دعوت کنید. سپاسگزارم.
سناتور جولیو ترتزی - رئیس کمیسیون سیاستهای اروپا در سنای ایتالیا، وزیر خارجه ۲۰۱۱-۲۰۱۳
- از زمانی که برای نخستین بار موضوع تسلیحات هستهیی ایران با اهداف نظامی در سال ۲۰۰۳ و سپس در سال ۲۰۰۸ در شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک مطرح شد، آنچه مجاهدین در آن دو دوره انجام دادند شگفتانگیز بود.
- در آن زمان که ابعاد برنامه هستهیی مخفیانه رژیم بهویژه در فردو و نطنز برملا شد، تصمیمات شورای امنیت به لطف کار بزرگ مجاهدین در افشای دروغهای فاجعهبار ملایان اتخاذ گردید.
بسیار سپاسگزارم خانم رجوی، و تشکر از آنتونیو استانگو.
خوب، مایه افتخار بسیار بزرگی است که امروز، بله امروز هم در کنار شما هستم. اجازه دهید بگویم پس از دیدارهایی که امروز صبح و دیروز داشتیم، و بار دیگر در حضور گروهی از حامیان و مقامات جمهوری ایتالیا و کشورهای دوست که در این پنل برجسته از شخصیتها حضور دارند پنلی متشکل از نخستوزیران، وزرا و مقامات عالیرتبه اروپایی که امروز در کنار ما هستند حضور در اینجا مایه مباهات است.
سخنان بسیار تأثیرگذار خانم رجوی، تصویری روشن از مشروعیت شورای ملی مقاومت ایران و سازمانهای عضو آن، بهویژه مجاهدین خلق، ترسیم کرد. مشروعیتی که بر پایه ایثار فوقالعاده، حماسهآفرینی، خونهای ریختهشده، رنجها و همچنین ارزشهای والای دفاع از حقوقبشر و حمایت از آرمان آزادی در ایران و فراتر از مرزهای آن استوار است.
باید بگویم که این ارزشها آنقدر عمیقاً درک میشوند که دائماً مورد تأکید قرار میگیرند. من خود بهعنوان نماینده کمیسیون سیاستهای اتحادیه اروپا شاهد این مدعا هستم؛ کمیسیونی که در هر نشست شورای اروپا، چه در قالب پیشنهادها و چه در قطعنامههای اکثریت، خط مشی مورد حمایت پارلمان را بهعنوان رهنمود به دولت جهت ارائه در هر نشست شورای اروپا میدهد.
و هنگامی که شورای اروپا درباره ایران موضعگیری میکند اگر به بیانیههای پایانی ۱۰ نشست اخیر شورای اروپا درباره ایران نگاه کنیم موضوع دفاع از این ارزشهای بنیادین در بحبوحه تراژدی عظیمی که مردم ایران با آن دستبهگریبان هستند، همواره به چشم میخورد؛ مواردی که دقیقاً بر اصول مورد حمایت و دفاع مجاهدین خلق منطبق است.
بنابراین، ارزشهایی که در اروپا بر آنها تأکید میشود و ما در اینجا شخصیتهایی داریم که در بالاترین سطوح مدیریتی خود این موضوع را در صف مقدم تجربه کردهاند و میکنند؛ و در این زمینه باید به آقای جنتیلونی، کمیسر باسابقه ایتالیایی و نخستوزیر پیشین اشاره کنم دارای یک گواهی عینی و شهادتی بهمراتب معتبرتر از سخنان من در صحن سنا هستند، چرا که این تجربیات مستقیماً در بروکسل شکل گرفته است.
اما بگذارید بگویم از زمانی که برای نخستین بار موضوع تسلیحات هستهیی ایران با اهداف نظامی، که توسط ملایان مخفی شده بود، در سال ۲۰۰۳ و سپس در سال ۲۰۰۸ در شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک مطرح شد، آنچه مجاهدین در آن دو دوره، یعنی در ۲۰۰۳ و ۲۰۰۸ انجام دادند شگفتانگیز بود. در آن زمان که ابعاد جدی برنامه هستهیی مخفیانه بهویژه در فردو و نطنز برملا شد، تصمیمات شورای امنیت به لطف کار بزرگ مجاهدین در افشای دروغهای فاجعهبار ملایان اتخاذ گردید. من این رویدادها را در سمتهای مختلف در نیویورک، در مجمع عمومی بهعنوان دیپلمات، مدیر سیاسی و در همکاری نزدیک با وزیر امور خارجه و نخستوزیر تجربه کردم؛ تجربهای که به من درک روشنی از ارزش چندین دهه مبارزه این سازمان بزرگ مردمی داد. سازمانی که از همان ابتدا، یعنی از زمان سقوط شاه، با ملایان مبارزه کرد؛ همانطور که پیش از آن با شاه بهدلیل استبداد هولناکی که رژیمش اعمال میکرد مبارزه کرده بود ما فاجعه قربانیان پرشمار ساواک و آن رژیم را بهخوبی بهیاد داریم و بلافاصله پس از آن با رژیم خمینی به تقابل پرداخت.
در اینجا مایلم از صدایی یاد کنم که برای همه ایتالیاییها و مردم جهان آشناست: اوریانا فالاچی، و محکومیت فوری خمینیسم از سوی او، و همچنین صداهای بسیار دیگری از روزنامهنگاران و قهرمانان؛ دیدگاههایی بیرونی که همواره با افشاگریهای مداوم مجاهدین خلق همسو بود.
پس اجازه دهید بگویم که در این دو روز گذشته، ما به لطف دیدار با خانم رجوی و همراهی با کسانی که شهادتهای ارائهشده در مجلس نمایندگان توسط پاتریک کندی، رودی جولیانی و دیگر همکارانمان مانند سناتور اسکوریا و خانم گروپیونی را دنبال کردند، بر این باور مشترک صحه گذاشتیم که آینده ایران در دست مردم این کشور است. مردمی که این خواست را در تظاهراتهای حمایتی خود در خیابانها نشان دادهاند و هزینهاش را با قربانیانی پرداختهاند که خانم رجوی به آنها اشاره کرد؛ بهویژه فاجعه بزرگ سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸) و جنایت هولناک اعدام ۳۰ هزار تن از مجاهدین خلق که شهید شدند، به دار آویخته شدند. این اقدام بهوضوح نشان میدهد که حکومت ایران تا چه حد تروریستی است؛ اعدامهایی که توسط «هیات مرگ» به ریاست یک قاضی جنایتکار به نام رئیسی انجام شد. او بعدها با حمایت سپاه پاسداران به ریاستجمهوری رسید؛ حکومتی که من در نامیدن آن بهعنوان «دولت تروریستی ایران» تردیدی بهخود راه نمیدهم.
چرا که پاسداران، ملایان و سازمانهایی مانند وزارت اطلاعات و حتی دستگاه دیپلماسی ایران که مظهر آن اسدالله اسدی (دیپلمات سفارت ایران در وین و عامل طرح بمبگذاری نافرجام ویلپنت در سال ۲۰۱۸) بود، در کنار زنجیرهیی از اقدامات تروریستی در سراسر جهان که همواره تحت هدایت سپاه پاسداران انجام شده، همگی نشاندهنده این است که تروریسم مؤلفه مرکزی روابط رژیم کنونی ایران با جهان خارج است.
از این رو، از سازمانی که تحت رهبری خانم رجوی فعالیت میکند، بهخاطر تلاشهایش در دفاع از حقوقبشر و احقاق حقوق مردم کشوری بزرگ که طبعاً شایسته نیست توسط چنین رژیمی رهبری شود، سپاسگزارم.
من میتوانم گواهی دهم که کل اتحادیه اروپا در شورای امور خارجه در فوریه امسال تصمیم گرفت سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دهد؛ تصمیمی که بهمعنای مبارزه با فعالیتهای مرتبط با پاسداران در حوزههای اقتصادی، انرژی، فناوری، بانکداری و مؤسسات مالی در سراسر جهان است.
زیرا این تصمیم شورای امور خارجه بود و کشورهای عضو نیز باید پیامدهای این تعهد بزرگ را بپذیرند و اجرا کنند. من به سهم خود هرگز از مطرح کردن این جنبه از مبارزه سیاسی علیه یک رژیم تروریستی در پارلمان در طول این دوره قانونگذاری خسته نخواهم شد. من خود شاهد چندین دهه جنایات رژیمی هستم که باید هر چه سریعتر با یک ساختار دموکراتیک جایگزین گردد؛ ساختاری مانند همانی که امروز با آن همکاری میکنیم و صمیمانهترین آرزوهای خود را برای موفقیت آن ابراز میدارم. با تشکر.
آنتونیو استانگو - رئیس فدراسیون حقوقبشر ایتالیا
متشکرم. بسیار سپاسگزارم. در پایان، مایلم از تمامی سخنرانان برجسته و شرکتکنندگان در این رویداد تشکر کنم که این فرصت را به ما دادند تا درباره تمامی مسائل مربوط به ایران امروز و بهویژه، همانطور که گفتید، درباره آینده ایران گفتگو کنیم. آیندهای که من معتقدم مردم ایران، زمانی که امکان ابراز آزادانه اراده خود را داشته باشند، خواستار آن خواهند بود؛ آیندهای سرشار از آزادی و دموکراسی در یک جمهوری در ایران. یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت. ما میدانیم کسی هست که برای دههها کاملاً سکوت کرده بود، منظورم پسر شاه است؛ و بهتازگی حرفهایی درباره بازگشت به قدرتزده است. او حتی گفته است که به آنچه پدرش و رژیم او انجام دادهاند افتخار میکند. خب، من مطمئنم که این آینده ایران نیست. همهٔ ما چشمانداز مشترکی برای یک جمهوری آزاد و دموکراتیک در ایران داریم؛ بدون مجازات اعدام، بدون صدور جنگ و تروریسم، در صلح، بدون تسلیحات هستهیی و غیره. بنابراین، باز هم از این فرصت سپاسگزارم. خانم رجوی، از رهبری شما متشکرم. از شورای ملی مقاومت ایران سپاسگزارم و زنده باد مقاومت ایران و مردمی که برای آزادی مبارزه میکنند.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7