۱۴۰۵ تیر ۴, پنجشنبه

فلسفه عاشورا؛ شکستن بن‌بست‌های تاریخی و پیشبرد آرمان عادلانه! - حسین(ع) چگونه پیامبر جاودان آزادی شد؟!



            فلسفه عاشورا؛ شکستن بن‌بست‌های تاریخی و پیشبرد آرمان عادلانه!  - حسین(ع) چگونه پیامبر جاودان آزادی شد؟!

حسین(ع) چرا و چگونه پیامبر جاودان آزادی شد؟!

آنچه در تاریخ از حماسه عاشورا نقل می‌شود، بیشتر نمودهای بیرونی این واقعه است. یعنی نبرد، ایستادگی‌ و جانفشانی تا آخرین نفس در اردوی حسین و سنگدلی‌های خمینی‌وار در جبهه یزید.

اما مثل تمام حماسه‌های جاودان بشری، عاشورا از قدرت انگیزاننده‌یی در درون و در لایه‌های زیرین خود برخوردار است. یعنی جایی که به‌چشم‌ نمی‌آید اما کانون کنش و واکنش‌ها و کانون جاذبه‌ها است. نیروی محرک و برانگیزاننده عزم‌ها و عشق‌ها و ایمان‌ها در همان‌جاست و چنان که در کتاب «راه حسین» می‌خوانیم: «در پس نشیب و فرازهای این حماسه‌ی بلند نظمی عالی نهفته است که درک آن هرکس را قرین شگفتی و تعجب می‌کند».

به‌صحنه‌های نهضت امام حسین و آنچه در عاشورا و قبل و بعد از آن واقع شد نگاه کنید:

درست در روزهایی که هنوز امام حسین در مدینه است، عافیت جویان او را نصیحت می‌کنند که از تصمیم خود چشم بپوشد. از جمله شخصی به‌نام مروان به‌او اصرار می‌کرد که یزید را بپذیر و حسین پاسخ می‌دهد: در این صورت «باید با اسلام خداحافظی کنم».

حسین؛ خاضع و فروتن در مقابل مردم

و صحنه دیگر، روز عرفه در مکه است. درست روزی که همه به سمت مکه سرازیر می‌شوند تا مناسک حج را به‌جا بیاورند، امام حسین درست در همان روزها از مکه به سمت کوفه خارج می‌شود . قبل از خروج در حال راز و نیاز با خدای بزرگ است. در دعای مشهور عرفه، او بارها و بارها خدا را خطاب قرار می‌دهد اما چیزی برای خودش نمی‌خواهد و کم‌ترین چشمداشتی ندارد. بلکه یکسره بدهکار و خاضع و خاشع است. این دعا آموزش درخشانی است به انسان که شکرگذاری را بیاموزد، شکر کردن به معنی کشف کردن، یعنی انسان بتواند نور و روشنایی تازه‌یی بر توانایی‌ها و سرمایه انسانی‌ خودش بیندازد و به آنچه می‌تواند بکند چشم و گوشش را باز کند.

در روزها و هفته‌های قبل از عاشورا، امام حسین در سخنرانی‌های خود، همه را در مقابل انتخاب قرار می‌دهد. او دنبال ‏سربازگیری نیست. بلکه به دنبال انسان نیازمند است. او دنبال انسان مسئولیت‌پذیر است که در قیمت‌دادن پیشقدم باشد.

از مکه تا کربلا، حسین در هر توقفگاهی، هدف‌ها و نهایت کار را توضیح می‌دهد و به‌همراهانش بارها گوشزد می‌کند که این راه بی‌بازگشت است. حرفهای او، سوداگران، فرصت‌طلبان و سست‌عنصرها را در هر منزل تصفیه می‌کند. و در مقابل، اراده صاحبان ایمان و آرمان را صیقل می‌زند.

شب عاشورا و تجدید پیمان!

در شب آخر باز سخن‌اش این است که: «مرا با این لشکر به حال خود بگذارید. آنها به جز ‏من شخص دیگری را نمی‌خواهند». به این ترتیب، در هر سرفصل و در هر بزنگاه خطیر، انتخاب نو به‌نو تجدید می‌شود تا سنتی برای مجاهدان راهش شود که انتخاب و تعهد خود را بارها و بارها از هر پیرایه‌ و از هر آلودگی تطهیر کنند و از عمق جان به‌نبرد برخیزند.

در همین شب و در همین صحنه است که تاریخ، پاسخ مجاهدان حسینی به‌این آزمایش را به‌عنوان درسی درخشان برای همه نسل‌ها به‌ثبت می‌رساند. مجاهدانی که می‌خروشند: ای حسین چگونه ممکن است که ما تو را در محاصره این همه دشمن تنها رها کنیم. نه، هرگز. به‌خدا سوگند که حتی اگر هیچ جنگ‌افزاری هم نداشته باشیم، همراه با تو می‌جنگیم و همراه با تو می‌میریم.

داستان انتخاب زهیر

از این پیش‌تر نهضت حسینی لحظه انتخاب و دگرگونی زهیر را آفریده است. زهیر در میان قوم خود در حال غذا خوردن است. پیکی از سوی حسین به‌او می‌رسد که حسین تو را می‌خواهد. او برای برخاستن و راهی شدن درنگ می‌کند. زندگی و آرامشش را نمی‌خواهد از دست بدهد. حالا این همسر زهیر است که او را سرزنش می‌کند و می‌گوید آیا حسین تو را به‌سوی خود می‌خواند و تو کوتاهی می‌کنی. زهیر‌ به نزد حسین می‌رود و اندکی بعد برافروخته و برانگیخته باز می‌گردد و رو به‌همسرش می‌گوید ترا رها کردم و به‌سوی حسین می‌روم. من راه خود را انتخاب کرده‌ام.

زینب؛ شورش بر سنت زمانه!

و باز وجه خیره‌ کننده دیگر، حضور زینب کبری است. او قبل از این که همراه امام حسین از مدینه خارج شود، از همسرش طلاق می‌گیرد. عبدالله پسر جعفر طیار عموی امام حسین همسر او است و تا آن زمان از زندگی مشترک آنها ۴۰ سال گذشته است.

در این زمان زینب کبری در سن ۵۵ سالگی است و با درک عمیقی از مسئولیت و تعهد خود، این تصمیم را اتخاذ کرد و در این جنبش، در اداره صحنه نبرد پس از کشتارهای روز عاشورا و در رهبری جنبش پس از شهادت حسین،‌ نقشی بی‌بدیل ایفا کرد.

در همین زمان، عبدالله در مکه مشغول میانجیگری است تا برای امام حسین امان نامه بگیرد. ولی در همان حال زینب در قلب کاروان حسینی قرار دارد و در قدم بعد رهبری جنبش را بعد از شهادت حسین به‌عهده می‌گیرد.

عاشورا؛  تولد ناگزیر

و باز صحنه دیگر، حضور شمار زیادی از زنان و کودکان در اردوی حسینی است. از این پیشتر در مدینه عده‌یی از رجال نامور تلاش کردند که او را از رفتن به کوفه منصرف کنند و وقتی به نتیجه نرسیدند، اصرار ‌کردند که حداقل زنان و کودکان را به همراه نبرد. اما پاسخ ثابت و مکرر حسین(ع) این است که نه از شهادت خود و یارانش و نه از اسارت زنان و بازماندگان، گریزی نیست. والا که باید ذلت و تسلیم را بپذیرد.

در این سفر سخت، اعضای خانواده حسین او را همراهی می‌کنند. و راستی چرا امام حسین آن‌ها را باخود آورده است. او می‌خواهد نشان دهد هرچه را که دارد به‌میدان آورده است.

اعضای این خانواده با خواست و اشتیاق خودشان حسین را همراهی می‌کنند و حضور در میدان نبرد را انتخاب کرده‌اند تا در کنار حسین باشند. در حقیقت این‌ها بسیار فراتر از خویشان خونی او هستند. این‌ها خانواده آرمانی حسین علیه السلام هستند و چنان‌که بعدا نشان دادند، موحدان پیشتازی بودند که نقش بی‌همتایی در پیروزی جنبش حسینی دارند.

حر و قدرت انتخاب انسان!

و حالا باز برمی گردیم به روزهای قبل از عاشورا، نهضت حسینی درحال شعله‌ور‌کردن نبرد در وجدان و ضمیر یک فرمانده قوای دشمن است. این داستان‌ تلاطم درونی حر ریاحی است. در همان کشاکش‌های انتخاب، حر به شدت به خودش می‌لرزد و می‌گوید:« نَفْسُم مرا بین بهشت و دوزخ مخیر کرده است». و البته سرانجام بهشت را انتخاب کرد و دلیرانه در اردوی امام حسین جنگید و اولین شهید روز عاشورا شد.

در شب عاشورا امام حسین آیه ۲۳ سوره احزاب را می‌خواند: «منَ الْمُؤْمنینَ رجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْه فَمنْهُم مَّن قَضَی نَحْبَهُ وَمنْهُم مَّن یَنتَظرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدیلًا».

این آیه مشهور به آیه عهد است و سرور شهیدان بر پیمان و سوگند خود درباره رسالت بزرگش پا می‌فشارد.

و باز صحنه دیگر، قهرمانی عباس (ع) است با سرود و سوگند وفا که به‌خدا قسم اگر دستانم را قطع کنید از آرمانم دست برنمی‌دارم. او سوگند مجسم وفا و ایمان و الهام‌بخش مجاهدین است که آیه نوشته بر پرچم مزار او را بر آرم خود حک کرده‌اند:‌ فضل الله المجاهدین علی‌القاعدین اجرا عظیما.

ابوالفضل سوگند مجسم وفا

از حسین تا فرمانده رشیدش عباس، همه هستی خود را بر سر یک پیمان گذاشته‌اند. بر سر همان امانتی که خدا بر دوش انسان گذاشت. سوگند مجاهدین نیز که هربار پرطنین‌تر و محکم‌تر تجدید می‌شود از همان امانت‌ها و پیمان‌ها نیرو می‌گیرد.

فلسفه عاشورا، شکستن بن‌بستهای تاریخی و پیشبرد آرمان عادلانه با فدای همه چیز و همه کس است. فلسفه عاشورا گشودن راه تکامل آن هم در سخت‌ترین شرایط با فداکاری و بدون هیچ‌گونه چشمداشت و معامله است.

این‌چنین است که به‌قول مسعود، حسین پیامبر جاودان آزادی شد.

او آغازکننده و بنیان‌گذار است. او در جزء به‌جزء نهضت عاشورا، راه و رسم را به‌فرزند انسان می‌آموزد. راه و رسم زندگی حقیقی که عقیده و جهاد است. راه و رسم فدای خانه و خانمان برای رهایی و آزادی، راه و رسم مبارزه بی‌چشمداشت و بی‌نام و نشان و یافتن راه پیروزی در دل تاریکی و بغرنجی. عاشورای او، داستان قیام انسان برای تغییر مسیر تاریخ است، آن هم در لحظه‌یی که توازن قوای ظاهری هیچ روزنهیی برای تحقق پیروزی نمیبیند.

در جنبش حسین معجزه‌یی در کار نیست. عصر معجزات گذشته است. برای او دریا شکافته نمی‌شود. مانند حضرت نوح، کشتی نجات‌بخشی ندارد و از قدرت زنده‌کردن مردگان برخوردار نیست. اما معجزه‌اش این است که بدون هرمعجزه‌یی مایه بیداری وجدان‌ها و الهام‌بخش انقلاب و آزادی در همه نسل‌هاست. 



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7




انعکاس گسترده پایداری تظاهر کنندگان در پاریس و اجلاس جهانی ایران آزاد ۱۴۰۵ در رسانه‌های بین‌المللی + فیلم

         انعکاس گسترده پایداری تظاهر کنندگان در پاریس و اجلاس جهانی ایران آزاد ۱۴۰۵ در رسانه‌های بین‌المللی  + فیلم 

اکسپرس لندن

شورای ملی مقاومت ایران با ایده‌های خود

در مورد انتخابات آزاد و عادلانه، برابری جنسیتی و جدایی دین از دولت

بزرگترین تهدید برای دیکتاتوری هولناک آخوندها محسوب می‌شود

 

اکسپرس لندن ۲۰ژوئن نوشت: "آزادی، برابری، برادری" شعار ملی فرانسه از انقلاب ۱۷۹۰ بوده است، اما امروز این شعارها چندان مشهود نبودند، چرا که، ابتدا دادگاهی در پاریس تظاهرات طرفداران دموکراسی را ممنوع کرد، سپس پلیس خبرنگاران را که آن را پوشش می‌دادند، سرکوب کرد.

انتظار می‌رفت جمعیت عظیمی تا ۱۰۰۰۰۰ نفر امروز بعدازظهر در پاریس علیه دیکتاتوری مذهبی قاتل در تهران تجمع کنند. اما یک قاضی این تجمع را تنها چند ساعت قبل از شروع آن بعد از این‌که به دادگاه فرانسه گفته شد که تهدید بمب‌گذاری تروریستی دوگانه علیه تظاهر کنندگان وجود دارد ممنوع کرد.

فضای پلیسی به طرز چشمگیری افزایش یافته بود و سپرهای ضدشورش، سلاحهای کمری و سلاحهای خودکار به‌وضوح دیده می‌شد. ایرانیان تظاهر کننده خواستار آزادی‌ها و دموکراسی هستند که ما از آن برخورداریم. به همین دلیل، این شوک بزرگی بود که فقط یک ساعت قبل از رسیدیم به میدان ووبان در پاریس، به من اطلاع دادند کل رویداد لغو شده است.

اکسپرس می‌افزاید: به‌رغم ممنوعیت، تظاهر کنندگان در میدان ووبان حاضر شدند و بسیار پر سر و صدا بودند و گزارشهای اولیه حاکی از آن بود که ۲۰ نفر دستگیر و ۱۲ نفر به‌شدت زخمی شده‌اند. من برای تهیه گزارش برای اکسپرس آنجا بودم، اما یک افسر پلیس به من گفت که به‌طور قطع منطقه را ترک کنم.

سؤالات هم‌چنان باقی است. چرا تظاهرات ممنوع شد؟ چرا به من اجازه دسترسی آزاد برای گزارش داده نشد؟ چه سودی برای فرانسه دارد که به جای جنبش طرفدار دموکراسی، موضعی طرفدار دیکتاتوری مذهبی قرون‌وسطایی حاکم بر ایران اتخاذ کند؟

من موفق شدم چند کلمه با برخی از معترضان صحبت کنم.

یکی از آنها گفت: "تمام چیزی که ما می‌خواهیم، ​​همان دموکراسی و چیزهایی است که شما از آنها برخوردار هستید. چرا هیچ‌کس به ما کمک نمی‌کند. تمام کاری که غرب انجام می‌دهد مماشات و تعامل با رژیم است. این البته حرف درستی است. ما به یک حکومت فاشیست مذهبی وحشتناک نزدیک می‌شویم زیرا نفت زیادی دارند.

 

تایمز لندن

بر اساس حکم یک دادگاه

حامیان پسر آخرین شاه ایران در فرانسه

طرح‌هایی برای حمله به یک گروه مخالف رژیم ایران

برنامه‌ریزی کرده بودند

 

تایمز لندن درباره حکم پلیس پاریس برای ممنوعیت تظاهرات ایرانیان در پاریس بدنبال کشف طرحهای تروریستی برنامه ریزی شده گزارش داد: جنبش اپوزیسیون ایرانی به رهبری مریم رجوی، رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران هم با حاکمیت روحانیون و هم با بازگشت سلطنت مخالفت دارد.

دشمنی دیرینه مجاهدین (عضو این شورا) با شاهپرستان، بار دیگر پس از تصمیم پلیس پاریس برای ممنوع کردن تظاهرات روزشنبه علیه حکومت ایران آشکار شد.

بوریس جانسون از جمله سخنرانانی بود که قرار بود در این تجمع مرتبط با شورای ملی مقاومت ایران سخنرانی کند. او گفت پاریس تحت فشار تهران تسلیم شده و این تجمع را ممنوع کرده و دولت فرانسه در برابر رژیم  تهران که مخالفان خود را به‌صورت گسترده شکنجه و اعدام می‌کند، عقب‌نشینی کرده است.

تایمز افزود : دادگاه اداری درخواست تجدیدنظر علیه ممنوعیت تظاهرات توسط پلیس را رد کرد و اعلام نمود این تجمع می‌توانست هدف یک حمله تروریستی از سوی تهران یا حامیان پهلوی قرار گیرد.. در این حکم آمده است که رژیم ایران سابقه طولانی در انجام عملیات علیه مخالفان در خارج از کشور دارد.


دستگاه‌های اطلاعاتی فرانسه نیز گزارش داده‌اند اردوگاه طرفداران پهلوی ممکن است به خشونت متوسل شود

دادگاه تأکید کرد که تصمیم خود را بر اساس گزارش‌های اطلاعاتی اتخاذ کرده است.

در رأی دادگاه آمده است که ساواک، پلیس مخفی رژیم پیشین شاه، بار دیگر «در اروپا فعال» شده است.
گزارش شده که افرادی با لباس‌های مرتبط با ساواک در تظاهراتی در انگلستان و آلمان در بهار امسال دیده شده‌اند.

بر اساس این حکم، مأموران اطلاعاتی تهدیدهایی را در فضای مجازی شناسایی کرده‌اند؛ از جمله پیام‌هایی که در آن‌ها با استفاده از نماد ساواک، تهدید به کارگذاری بمب در صورت برگزاری تجمع شده بود

 

تلویزیون کانال ۳ ایتالیا -۲۰ژوئن

 رویداد پاریس

صدای کسانی بود که نه شاه را می خواهند،  نه ملا را

تلویزیون کانال 3 ایتالیا در گزارش از پاریس گفت: "قرار بود این بزرگترین تظاهرات جامعه ایرانیان خارج از کشور باشد، اما پلیس فرانسه تظاهرات را ممنوع کرد و به این ترتیب، این رویداد به یک تجمع تبدیل شد تا همچنان بتواند صدای کسانی باشد که نه شاه را می خواهند نه ملا را . گزارشگر ما، گاوینو مورتی، در آنجا حضور داشت."

گزارشگر (گاوینو مورتی):

"جامعه ایرانیان خارج از کشور از مدت‌ها قبل برای امروز در پاریس قرار گذاشته بودند تا علیه سرکوب تظاهرات کنند. اما مقامات فرانسوی در آخرین لحظه تصمیم گرفتند این تظاهرات را ممنوع کنند؛

"بسیاری از تظاهرکنندگان که از سراسر اروپا و حتی ایتالیا به پاریس رسیده بودند، تصمیم گرفتند با این وجود، همچنان در «میدان ووبان»، پشت «انولید» تجمع کنند."

"پس از سپری شدن برخی لحظات پرتنش و بازداشت حدود بیست نفر، این تظاهرات، اگرچه از نظر ابعاد کوچک‌تر شده بود، اما به طور منظم برگزار شد."

غزل افشار – از انجمن جوانان ایرانی در ایتالیا گفت

"این رژیم نه با بمب‌های خارجی سقوط می‌کند و نه اساساً با گفتگو اصلاح‌پذیر است. چرا که ۳۰ سال سیاست «مماشات» نشان داده است که چگونه این رژیم می‌تواند بیش از پیش به یک تهدید در سطح جهانی تبدیل شود."

 دیوید سانتالوچیا - از انجمن جوانان ایرانی در ایتالیا گفت

"ما از پایان این جنگ خوشحالیم، اما می‌خواهم دولت‌های غربی کاری کنند که این نه فقط پایانِ جنگ که  آغازِ پایانِ رژیم ایران"باشد.

گزارشگر تلویزیون کانال 3 ایتالیا افزود:

"اپوزیسیون که در این ساعات در پاریس برای بازگشت دموکراسی به تهران به خیابان آمده،  با عنوان «شورای ملی مقاومت ایران» خود را از شاه پرستان و رضا پهلوی متمایز می‌کند..." "«نه شاه، نه ملا» شعار امروزِ تظاهرکنندگان برای آینده ایران بود."

 

خبرگزاری گتی ایمیچ

اجلاس جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶ در پاریس

 باب بلکمن، نماینده پارلمان انگلستان

 کتابی حاوی بیش از ۳۰۰۰ امضای پارلمانتر‌های جهان

 در حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران را

به مریم رجوی تقدیم کرد

 

گتی ایمیچ

اجلاس جهانی ایران آزاد با حضور شخصیتهای بین‌المللی  برگزار شد

شرکت‌کنندگان از طرح ۱۰‌ ماده‌یی مریم رجوی  حمایت کردند

 

گتی ایمیچ

 قانونگذاران و حامیان بین‌المللی مقاومت ایران

از تغییر دموکراتیک حمایت کردند

و خواستار تروریستی شناختن سپاه پاسداران شدند


                  فیلم انعکاس گسترده پایداری تظاهر کنندگان در پاریس



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



راز پیشروی کهکشان مقاومت در پاریس - «فدا»؛ رمز پیشروی و بقا.



راز پیشروی کهکشان مقاومت در پاریس  - «فدا»؛ رمز پیشروی و بقا.

در بازخوانی تاریخچهٔ شصت و یک سالهٔ مقاومت و جستجوی رمز و راز بالندگی و پویایی مجاهدین به رازی می‌رسیم که در یک کلمه خلاصه می‌شود؛ «فدا»؛ رمز پیشروی و بقا. رازی که نه در تئوریها و اصطلاحات رایج سیاسی، بلکه در پرتو فروغ جاویدان عاشورا شناسایی و شکفته شد.در همه پیچ و خم‌های این نبرد شصت و یک ساله، کلمهٔ نجات «فدا» و گذشتن از همه چیز برای شکستن بن‌بستها بود.

از ارادهٔ عاشورایی تظاهرات عظیم ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تا به امروز، هر زمان که ارتجاع قهار و جبهه مماشات کمر به نابودی مجاهدین و آرمان آزادی بستند، همین منطق، بن‌بستها را شکست و راه را گشود.

این همان قطب‌نمای ایدئولوژیک است که سال گذشته شهید سربه‌دار وحید بنی‌عامریان طی نامه‌یی به مادرش نوشت: «از مکتب امام حسین آموخته‌ایم که إنما الحیاةُ عَقیده و جِهاد؛ و همانا که معنای زندگی انتخاب آگاهانه آرمان و عقیده منطبق با مسیر توحیدی آفرینش و سپس مجاهدت در این مسیر باشکوه و البته پر درد و رنجه».

تسلیم‌ناپذیری، پرداخت بها و فدای بی‌چشم‌داشت نه یک تاکتیک و مصلحت، که یک آیین و منش ایدئولوژی در مسیر پیشرفت و بقای جنبش است. سال‌ها قبل مریم پاکباز، شهید سربه‌دار قتل‌عام ۶۷ در برابر جلادانی که او را به تسلیم فرامی‌خواندند، فریاد زد: «اگر امام حسین در برابر شمر و ابن‌زیاد زانو زد و توبه کرد، من هم در برابر شما توبه خواهم کرد».

همین منطق و نگرش، روز بیستم ژوئن در قلب اروپا، محاسبات جبهه متحد شیخ و شاه و دستگاه مماشات را در هم کوبید. در این روز دهها هزار تن از ایرانیان شریف و آزاده‌ای که از ۵ قارهٔ جهان برای فریاد علیه نظام اعدام و قتل‌عام به پاریس آمده بودند، پس از اعلام خبر ممنوعیت تظاهرات و افشای تبانی تروریستی شیخ و شاه، متوقف و زمین‌گیر نشدند. ایستادند، فریاد زدند و با پرداخت هزینه و «فدا»کاری راه را گشودند. در این مسیر کوتاه و باشکوه، هم نقاب از چهرهٔ ساواک شاه و سپاه شیخ برداشتند و هم سیاست تجارت با خون مردم و خط مماشات را افشا کردند.

در این روز خون‌ها و استخوانهای شکسته مجاهدین در کف خیابانهای فرانسه، تظاهرات را به صدها کانون خروش در سراسر اروپا تکثیر کرد.

کهکشان پاریس ثابت کرد جریانی که با منطق فدا پیش می‌رود، با تهدید و باتون و توطئه حذف نمی‌شود؛ دانه گندمی که در خاک فدا کاشته شده، امروز به جنگلی از کانون‌های شورشی بدل گشته که پیروزی محتوم را در تقدیر تاریخ ایران ثبت کرده است.



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7



شکستن چرخه تسلیم؛ عاشورا مانیفست آزادی و آزادگی - بازخوانی عاشورا در ایران امروز



               شکستن چرخه تسلیم؛ عاشورا مانیفست آزادی و آزادگی  - بازخوانی عاشورا در ایران امروز

عاشورا یک حادثه محبوس در تداول کور روزگار نیست. تقلیل این حماسه به یک تقویم تمام‌شده، بزرگ‌ترین تحریف آن است. نگاه سنتی و ارتجاعی، از کربلا یک دایره‌ٔ بسته می‌سازد تا دکان‌های ریایی خود را پر رونق نگهدارد. مأموریت این نگاه، با اشک و مویه تمام می‌شود. این یک برداشت ایستا و کاسبکارانه است.

جوهره قیام حسین، پویا و زنده است. این حرکت در افق تکامل انسان معنا دارد. عاشورا یک بیانیه است؛ بیانیه‌یی برای رهایی و مسئولیت تاریخی. این قیام، یک کنش‌گری آگاهانه است؛ شورشی است علیه نیروهای کهنه، مستبد و متکی بر جهل.

خروج از دایره‌ٔ کور تاریخ

برخی فلاسفه تاریخ را برآمد و افول تمدن‌ها و یک تکرار کور می‌انگارند.

اسؤالد اشپنگلر در کتاب «انحطاط غرب»، تمدن‌ها را مانند ارگانیسم‌های زنده (گیاهان یا انسان‌ها) می‌داند که متولد می‌شوند، رشد می‌کنند، به پیری می‌رسند و در نهایت می‌میرند. از نظر اشپنگلر، تاریخ بشر هیچ «هدف غایی» یا پیشرفت خطی ندارد؛ بلکه توالی تمدن‌هایی است که هر کدام در یک دایره‌ٔ بسته، مسیر ناگزیر خود را طی می‌کنند و غروب می‌کنند.

«آرنولد توین‌بی» نیز تاریخ را برآمده از چرخه زیستی تمدن‌ها می‌داند که در فرآیند «چالش و پاسخ» شکل می‌گیرند، ولی در نهایت با از دست رفتن خلاقیت اقلیت حاکم، فرو می‌پاشند و این دایره دوباره از صفر آغاز می‌شود.

هم‌چنین «فریدریش نیتشه» با ایده «بازگشت ابدی»، بر آن است که جهان و تمام رویدادهای آن به‌طور بی‌پایان و در همان قالب مشخص تکرار می‌شوند.

در این دیدگاه‌ها، تاریخ پیشرانی به سوی تکامل ندارد، تکرار یک‌نواخت ساختارهاست. این نگاه، انسان را اسیر دست‌بسته ساختارها جلوه می‌دهد.

اما حسین‌بن‌علی با «فدا»ی آگاهانه و تمام‌عیار خود و یاران و اهل بیت خویش، تمام این فرضیه را ویران کرد.

او مناسک حج را نیمه‌کاره رها کرد. این کار در اوج مناسک عبادی رخ داد. این یک دگرگونی بزرگ تاریخی بود. او دایره تکرار را شکست؛ فلشی سرخ به سوی آینده ترسیم کرد. این یعنی باور به امکان تغییر. تاریخ تکرار کورکورانه نیست. تاریخ یک مارپیچ صعودی است. این مسیر با انتخاب‌های بزرگ انسان رو به بالا حرکت می‌کند.

شکوه انسان انتخابگر

گوهر اصلی این قیام، انتخاب گری است. در سپاه حسین، هیچ‌کس مجبور نبود. هیچ‌کس از روی جهل نماند. او شب پیش از نبرد، چراغ‌ها را خاموش کرد. تاریکی فرصتی برای گزینش آزاد بود. او راه بازگشت را باز گذاشت.

این یعنی اصالت آزادی انسان. بشر می‌تواند با تصمیم خود، چرخ تاریخ را بچرخاند. حسین به‌دنبال سیاهی‌لشکر نبود. او بر کیفیت‌ها و اصالت‌ها تکیه داشت. پیام او روشن بود: اقلیت‌های آگاه جهان را تغییر می‌دهند، نه اکثریت‌های تمکین‌کرده به سلطه‌ٔ ظلم.

«هر زنده‌ای به راه من می‌رود»

این کلام جاودانه‌ٔ حسین است.

زیستن بی‌معنا، زندگی نیست. حیات واقعی یعنی ایستادگی. یعنی کنش‌گری در برابر تاریکی. یعنی اگر تمام راه‌ها نیز بسته است، انسان می‌تواند تنها دارایی خود، یعنی جانش را در چله‌ٔ کمان بگذارد و برای دریدن پرده‌های ستبر تاریکی با آخرین قوا پرتاب کند. آری، در این دیدگاه پویا زندگی در ستیز با ستم معنا می‌یابد.

نگاه حسین آینده‌محور بود. او خود را فدا کرد. او این کار را برای گشودن راه زندگی نسل‌های بعد انجام داد. این معنای حقیقی شهادت است. شهادت یعنی روشن کردن یک مشعل؛ مشعلی در تاریک‌ترین نقطه‌ٔ تاریخ برای هدایت آیندگان.

ایستادگی در برابر منکر زمانه

بزرگ‌ترین انحراف امروز، سرقت نام عاشورا است. بنیادگرایان دینی عامدانه این کار را می‌کنند تا حسین و عاشورا را از دینامیسم رهایی‌بخش آن تهی سازند. آنها خود مصداق بارز منکر زمانه‌اند. از دوران صفویه تا امروز، این جریان فعال است و روح رهایی‌بخش عاشورا را مصادره می‌کند تا این حماسه را به ابزار توجیه ظلم خود تبدیل کند.

تمرکز قدرت در دست فقیه مطلقه، بازسازی همان حاکمیت یزیدی است. این ساختار با جوهره پیام حسین بیگانه است. این نظام، نقطه مقابل کربلا و رسالت حسین و زینب است.

بازخوانی عاشورا در ایران امروز

بازخوانی عاشورا در ایران امروز، یک ضرورت است. این یک وظیفه اخلاقی و سیاسی است. امروز آزادی و کرامت انسان پایمال می‌شود. بازگشت به حقیقت قیام حسین، یعنی ورود به میدان مبارزه. شورش بر ستم، عین تکریم عاشوراست. این احیای آرمان‌های حسین است. نسل جوانی که در خیابان‌ها فریاد می‌زند، کانون‌های شورشی و یگان‌های ارتش آزادی‌بخش که خود را برای آزادی مردم ایران نثار می‌کنند به جان عاشورا دست یافته‌اند. آنها که در برابر منکر زمانه می‌ایستند، یاران واقعی حسین و زینب‌اند.

بنابراین عاشورا یک خاطره یا نوستالژی نیست. یک پروژه انقلابی برای امروز و فردای ماست. راهی است گشوده برای شکستن بن‌بست‌ها.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7


عاشورا، فروغ جاودان آزادی - مسعود رجوی ۱۳ شهریور ۱۳۶۶



عاشورا، فروغ جاودان آزادی - مسعود رجوی ۱۳ شهریور ۱۳۶۶

عاشورا، فروغ جاودان آزادی، ای مقتدا و راهبر جاویدان! که اگر تو و اگر سرخط عاشورایی تو نبودید،  امروز ما هم هیچ بودیم و هیچ نبودیم. شرف، اعتبار، آینده و تمامی دارایی عقیدتی و سیاسی ما از عاشورای حسینی جوشیده

مسعود رجوی ۱۳ شهریور ۱۳۶۶

«...ای مقتدا و راهبر جاویدان! که اگر تو و اگر سرخط عاشورایی تو نبودید امروز ما هم هیچ بودیم و هیچ نبودیم. راستی اگر مجاهدین خط مشی حسینی پیشه نمی‌کردند، اگر عاشورا را نصب‌العین خودشان نمی‌کردند آیا جز گروه و یا جریان روشنفکری بیشتر باقی می‌ماندند؟ جز این‌که حالا پراکنده و در کنار، در گوشه و کنار، در خود و بی‌خود، بحثی بکنند و فحصی بکنند، مثل خیلی‌های دیگر، چه چیز باقی می‌ماند. آیا غیر از این است که شرف، اعتبار، آینده و تمامی دارایی عقیدتی و سیاسی ما از عاشورای حسینی جوشیده. پس امروز تو را زیارت می‌کنیم، در هر کجا که هستیم به دیدارت می‌شتابیم. البته دیداری در میانه‌ی میدان و نه در کنار...».
 

 

زیارت مسعود رجوی – قتلگاه امام حسین – نوروز ۱۳۶۹

”در اینجا بود که خمینیان دوران سر از بدن حسین جدا کردند, اینجا محل قتل حسین است. در اینجا نخلی بود به‌نام نخل مریم که پذیرای سر حسین شد و لختی سر را بدان نخل آویختند. 
یا سیدالشهدا، از جانب مجاهدین خلق ایران باز هم برای تو هدیه‌‌یی آوردیم, دومین فهرست. 
در نخستین فهرست بخشی از ده‌ها هزار شهید که راه تو و مشی تو را رفتند هر یک با یک شماره و با یک ستاره به تو تقدیم کردیم. اما این خون تا بیکران جاریست زیرا که تو آغاز کردی. 
یا اباالشهدا آنچه جوشید از این نقطه و از این مکان جوشید، هر چه بود درس آزادگی بود. دوران ما دوران بی‌اثر بودن و درهم‌شکستن بسیاری از ایدئولوژی‌ها و خط‌مشی‌ها بود. راستی که در شرایط سلطه دجال خون‌آشامی مثل خمینی چه می‌شد کرد؟ در میان خط‌مشی‌ها و در میان روش‌های مختلف سیاسی و نظامی برای آن کس که می‌خواست با شرف زندگی کند و با شرف بمیرد به‌راستی چه چیز متصور بود؟ بسیاری مدعیان با اشارت انگشت یا با تنوره کشیدنی از سوی دجال خون‌آشام دور شدند و از بین رفتند مردار شدند و در لجن‌زار خمینی فرورفتند با چه دعاوی با چه ادعاها. دعاوی ترقی‌خواهانه همه چیز کلمات بی‌محتوا بود. اما تو بودی که به کلمه مجاهد خلق محتوا بخشیدی فقط تو، چه خط مشیی جز خط مشی عاشورایی جواب داشت؟ وقتی که دیو خون‌آشام تنوره می‌کشید، وقتی که دجال همه راه‌ها را بر ما بسته بود و اجتماعاً و سیاساً ما را در محاصره قرار داده بود و دجالگری بود و دجالگری و ظلمت و جاهلیت و تباهی و جنگ. هر چه نظر کردیم و اندیشه کردیم هیچ خط مشیی جز خط مشی تو پاسخ نداشت. پس تو را تجربه کردیم. گفتیم که عاشوراوار با کلمه حسینی این بود که به ما محتوا و اعتبار بخشید والا چه بودیم؟ نابود و نفرین می‌شدیم, مثل همه جریانات و افراد نابودشده و نفرین‌شده. مردار و در لجنزار اما تو پاکمان کردی. 
 من ذره بودم ز کوه بیشم کردی، درمانده بودم از همه پیشم کردی درمانده بودم از همه پیشم کردی.
واقعاً که در دوران خمینی یا که می‌باید سکوت پیشه می‌کردیم, یعنی که رضایت می‌دادیم به رذالت او و نفرین می‌شدیم هم‌چنان‌که در دعای عاشورا خواندیم و یا می‌باید مثل بسیاری دیگر با او همدست و همکار و متحد می‌شدیم. یک پاسخ بیشتر وجود نداشت و اون هم تو بودی، تو. با تمسک به تو و با چنگ‌زدن به دامن تو و مشی تو و سنت تو بود که تا این تاریخ زیر چتر عقیدتی و سیاسی خودت باشرف ماندیم و باشرف زیستیم اما قیمت باشرف زیستن, قیمت تعقیب خط‌مشی تو چقدر گرانبهاست، چقدر. چه زنان باردار که هم شکنجه و تیرباران شدند و چه گلوهایی از مجاهدین که در آنها اسید ریخته شد. چه قفسه‌های سینه‌ای که شکست و چه پیکرهای پاکی که زیر لودر رفت. چه حلقوم‌ها و حنجره‌هایی که سرودخوانان بریده شد و زنان و دختران تجاوز شده. و امروز مرتجعین و آنهایی که در سطح بین‌المللی می‌خواهند برايشان راه باز کنند و استعمارگران گمان می‌کنند که می‌توان راه را بر جنبشی که با نام تو آغاز شده بست. البته که مرتجعین و استعمارگران همیشه، ستمگران همیشه پاک‌ترین جنبش‌های انقلابی را هم در صدر تمام تاریخ و خود تو را با انواع و اقسام برچسب‌ها می‌آلودند. راستی که مجاهدین ایدئولوژی مرگ را آن‌چنان که اضدادشان می‌گويند پیروی می‌کنند یا ایدئولوژی حیات؟ لحظاتی پیش در مرقد پدرت بودیم در گوش‌مان همیشه زنگ می‌زد که ”الموت فی حیاتکم مقهورین و الحیات فی موتکم قاهرین”.
بگذار ما را مثل تو به هر برچسبی که می‌خواهند بیالایند. راستی که مبارزه برای آزادی، مبارزه برای رهایی، رسم انبیاء رسم اولیاء و رسم و راه تو, چه چیز پرافتخارتر از این؟ چه چیز از سر دادن و جان دادن در رکاب تو پرافتخارتر؟ اگر غیر از این بود، مردار می‌شدیم. تو، مشی تو و راه تو زنده‌مان کرد. پس شرف خودمان و سرفرازی خودمان و خلق‌مان را مدیون توایم. بدون این چه چیزی وجود داشت؟ بدون این چه چيز از مجاهدین باقی می‌ماند و چه داشتند که روی آن مدعی اعتبار و اعتقاد بشوند. نه، قیمت سنگینه ولی چه باک تو آغاز کردی، تو یاد دادی تو راه نشان دادی. 
درمانده بودم از همه پیشم کردی، درمان دل و خراب و ریشم کردی، سرمستک و دستک‌زن خویشم کردی، می‌ترسیدم که گم شوم در ره تو، اکنون نشوم گم که نشانم کردی.
اگر مشیت خدا چنین است که سر از بدن تو هم جدا بشود و تو هم در اینجا بی‌سر بیافتی با خانه و خانمان و فرزندانت، با علی‌اصغرت و علی‌اکبرت و برادرانت، پس چرا راه تو را تعقیب نکنیم؟ 
خدایا به حق حسین و خون حسین هم‌چنان که تابه‌حال ما را در کنف حمایت خودت گرفتی باز هم راه را از بیراهه به ما نشان بده و این شرف و عزت و افتخار را برای ما قائل باش که زیر چتر عقیدتی و سیاسی حسین بمیریم. آهای جاودانه فروغ‌ها، بر شما مبارک باد، ای ارواح پاک و پاکیزه‌‌یی که به درگاه حسین فرود آمدید و لابد که ای کبوتران از همین‌جا پر زدید و گذر کردید. رستگاری بر شما مبارک باد. یالیتنی کنت معکم فافوز و فوزا عظیما.
و ای زینب کبری ای یار، خواهر، همرزم، هم‌شأن عقیدتی حسین، قطعاً که تو در اینجا شاهد و حاضر و ناظری، مگر می‌شود که تو پیکر بی‌سر حسین را یک آن ترک کنی؟ مگر او تمامی عشق مجسم تو نبود؟ از او بخواه که نزد خدا شفیع ما باشد و ما را در برابر خدا و خلق روسفید کند. رو به‌سوی تو دست دراز می‌کنیم و برای زنان و مردان و رزمندگان استقامت هر چه بیشتر و برای خلق‌مان آزادی از خدای بزرگ طلب می‌کنیم.
 بارخدایا به حق حسین و زینب کبری آن‌کس که درد عظیم را او تحمل کرد، آن‌کس او پیکر برادر و تمام یارانش را دید اما درهم‌نشکست و چون کوه سرفراز به راهبری جنبش ادامه داد. از تو می‌خواهیم که این مریم مسئول اول ما را تحت عنایت خاصه خودت بگیری و پرتوی از انوار زینب کبری را بر او بتابانی تا از پس انجام وظایف خطیر خودش به درستی و به نیکی بربیاد».  
 

 

سخنان خانم مریم رجوی - عاشورای حسینی سال ۱۳۸۱

«در عاشورای حسینی، بر پیشوا و مقتدای تاریخی مجاهدان، حسین‌ علیه‌السلام درود می‌فرستیم و به قرائت سطرهایی از زیارت‌‌نامه برمی‌خیزیم:
سلام بر تو ای سرور شهیدان، و ای پیامبر جاودان آزادی و رهایی انسان.
سلام بر تو ای خون خدا، ای وارث انبیا و ای کسی که انتقام خونت بازپس ناگرفته باقی‌مانده، ای چراغ هدایت و ای کسی که خون پاکت تا ابد، راهنما و انگیزاننده پیشتازان رهایی انسان، باقی خواهد ماند. سلام بر تو ای نور دیده‌ی پیامبر خدا و ای فرزند وصی و جانشین او، ای فرزند فاطمه زهرا سرور تمامی زنان. درود خدا بر تو باد و بر همه روان‌های پاک و پاکیزه‌یی که به آستان تو فرود آمدند.
ای ابا عبدالله! راستی که سوگ و مصیبت تو برای ما بس عظیم و سنگین است. پس نفرین خدا بر گروه و دار‌و‌دسته‌یی باد که بنیان تجاوز و ظلم را علیه شما بنا نهاد. و نفرین خدا بر گروهی که شما را از منزلت و جایگاه واقعی رهبری‌کننده‌تان دور ساخت، همان مرتبتی که به‌حکم شایستگی‌هایتان سزاوار بودید. ای امام حسین، فدای مطلقه تو در عاشورا، الهام‌بخش حرکت و مقاومت ما در برابر دیکتاتوری و ستم آخوندی بوده است. راهبر این مقاومت، با تأسی به سنت تو، توانسته در حساس‌ترین سرفصل‌ها این مقاومت را به پیش ببرد، حلقات توطئه و مکر دشمن را در‌هم‌بشکند و در تاریک‌ترین و سیاه‌ترین دوره تاریخ ایران و در دوران بدترین نوع استبداد که استبداد زیر پرده دین است، نسلی را تربیت کند که به‌دور از آلودگی‌های ارتجاعی و استثماری، از همه‌چیز خودشان گذشته‌اند تا از ارزش‌های خدایی و مردمی نگاهبانی کنند و نگذارند دین حنیف اسلام با دروغ‌ها و دجالگری‌های این آخوندهای پلید و در زیر سم ستوران ارتجاع لگدکوب بشود.
یا حسین، همه افتخارات مجاهدان امروز، تنها جرقه‌یی و پرتوی از خورشید عاشورای توست. پس، از خدا می‌خواهیم که به‌حرمت تو، به‌خاطر شأن و جایگاهی که تو در نزد او داری، ما را در انجام مسئولیت‌هایمان برای دورکردن شر آخوندهای دین‌فروش و غاصب و ستمکار از سر مردم‌مان موفق و پیروز کند.
ای خمینی‌صفتان یزیدی که به‌نام مطهر حسین بر بالای منابر می‌روید و مثل پیشینیان خود، شمر و یزید، تمام حرمت‌های خدایی و مردمی را پایمال کرده‌اید، بدانید که همین مردم و همین زنانی که آنها را کنیز و برده می‌دانید و به هیچ می‌گیرید، اراده کرده‌اند تا شر شما را از سر این میهن کوتاه کنند. امروز به‌چشم می‌بینید که چگونه مردم از راه و رسم فرزندان پیشتازشان، که راه مقاومت تمام‌عیار است، استقبال می‌کنند. زنان و مردان و جوانان به‌پاخاسته ایران، به چیزی جز پایان دادن به حاکمیت ننگین شما راضی نمی‌شوند. پس منتظر باشید. شما دین خدا را وسیله کسب و کار خودتان کردید و با دروغ بستن به خدا و دین و آیین حنیف او بدترین پلیدی‌ها و جنایت‌ها را مرتکب می‌شوی.
ننگ بر شما که به‌نام دین، سنگسار می‌کنید، بساط دست و پا بریدن و چشم‌در‌آوردن و تخت شلاق به‌راه می‌اندازید.
اما بدانید که این وحشیگری‌ها و ارعاب و توهین و تحقیرها که در حق جوانان میهن‌مان اعمال می‌کنید آتش خشم مردم را علیه شما تیز و تیزتر می‌کند. شما با قتل‌عام زندانیان سیاسی، با وحشیانه‌ترین سرکوب‌ها و با تبلیغات سرسام‌آور در این سال‌ها، تلاش کردید نگذارید نام مقاومت و نام مجاهدین و نام ارتش آزادی و صدای آزادی‌خواهی و پایداری و نوای هیچ‌گونه مخالفت از هیچ‌کس برخیزد. اما جوشش خون شهیدان و برق اراده ملت ایران را دیدید؟ دیدید که نسل مقاومت و ایمان و جوانان غیور ما چگونه جواب‌تان را می‌دهند؟
بله، این نسل، همان نسلی که می‌خواستید به‌نام دین و به‌نام اسلام و به‌نام حسین، او را بفریبید، قسم یاد کرده است که به‌نام حسین و به پیروی از او بساط دین‌فروشی شما ستمکاران را بر سرتان خراب کند و قطعاً چنین خواهد کرد. نسلی که در دوران افول ارزش‌های انقلابی، بهای طراوت، تطهیر و تازگی انقلابی خود و انقلابی ماندن خودش را هر روز پرداخته و می‌پردازد.
نسلی که با سرفرازی، از کوران‌های بسیار عبور کرده و اینک در اوج اقتدار و بالندگی، پیام‌آور بهار خرمی و بهروزی فردای ایران است. بله، خلقی در اسارت و تحت ستم آخوندی که هر روز جسم و جان و روح و روانش، سرکوب و له می‌شود در انتظار است. و این نسل باید که به‌عهد خود یعنی سرنگونی این حکومت یزیدی قیام کند.
بگذارید صحبتم را در روز عاشورا خطاب به صاحب این روز یعنی خود امام حسین به پایان ببرم:
ای امام حسین، فروغ جاودان عاشورای تو از فراز تاریخ، بر ارتش آزادی می‌تابد و بالاترین الهام‌بخش مجاهدان راه آزادی است. با تمسک به تو و در پرتو فروغ هستی‌بخش تو با محکم نگه‌داشتن پرچم‌های قیام و مرزبندی و تعهد در دست‌هایمان، یک‌بار دیگر تجدید پیمان می‌کنیم».
 

 



🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7