سخن روز :سرمقاله هیئت نویسندگان : چرا باید برای سرنگونی رژیم به راه حل سوم چشم دوخت؟- آیا رژیم ولایت فقیه با جنگ خارجی سرنگون میشود
آیا رژیم با جنگ خارجی سرنگون می شود؟
در حالی که سیاست خارجی قدرتهای غربی نسبت به ایران دههها بین دو قطب «جنگ» و «مماشات» در نوسان بوده، امروز صدای بلندتری از درون جامعه ایران برخاسته که فریاد میزند: «نه جنگ خارجی، نه مذاکره با رژیم!» این «راه حل سوم» ، قیام سازمانیافته مردم و مقاومت داخلی – نه یک شعار احساسی، بلکه یک تحلیل سیاسی ریشهدار در تاریخ معاصر ایران و واقعیتهای میدانی خیابانهاست. این رویکرد، رژیم ایران را در موقعیتی بیسابقه قرار داده: درماندگی کامل در برابر فشارهای خارجی و فروپاشی مشروعیت داخلی.
ورشکستگی استراتژی مذاکراتی رژیم ایران
رژیم ایران در حال مذاکره با آمریکاست، اما نه از موضع قدرت، بلکه از سر استیصال. دولت ترامپ خط قرمزهای روشنی ترسیم کرده: جلوگیری از دستیابی به سلاح اتمی، و مهار برنامه موشکی. مقامات رژیم – از عراقچی تا لاریجانی – با خیمهشببازیهای رسانهای سعی در خرید زمان دارند، اما حتی خودشان نیز گیج و سردرگماند. لاریجانی ناگهان اعلام میکند بازرسان آژانس میتوانند «روزانه و از هر نقطه، حتی زیرزمین» بازدید کنند؛ اقدامی که دقیقاً همان چیزی است که سالها از آن امتناع میورزیدند. عراقچی نیز در دیدارهای عجولانه با گروسی به التماس افتاده است.
این رفتارها نه نشانه قدرت، بلکه اعتراف به ورشکستگی خط خامنهای و سپاه است. رژیم برای فرار از بحران عمیق مشروعیت داخلی، به مذاکره چنگ زده، اما آمریکا دیگر حاضر به وقتکشی نیست. ونس صراحتاً گفته: «ما نمیتوانیم با کسی که تصمیم نهایی را میگیرد، پای میز بنشینیم» و اشارهاش مستقیم به خامنهای بود. رژیم ایران حتی نمیداند از این مذاکرات چه میخواهد؛ تنها میداند که طولانیتر شدن فرآیند، به زیان خودش تمام میشود. نتیجه هر مذاکرهای در ژنو یا هر جای دیگر، بحران داخلی رژیم را حل نخواهد کرد. این همان نقطهای است که راه سوم وارد میشود: سرنگونی از درون، نه معامله از بیرون.
آمریکا و فشار برای حسابرسی جامع از رژیم
در داخل آمریکا نیز توازن قوا تغییر کرده. سناتورهای دو حزب در نامهای صریح به ترامپ هشدار دادهاند که نمیتوان صرفاً بر مسئله اتمی تمرکز کرد و جنایات علیه بشریت در خیابانهای ایران را نادیده گرفت. ترامپ و روبیو بارها تکرار کردهاند که اگر معاملهای بر سر اتمی ممکن باشد، انجام خواهند داد، اما چارچوب سیاستشان «صلح از طریق قدرت» است. آنها همزمان حلقه نظامی در منطقه را تنگتر میکنند، اما افکار عمومی آمریکا دیگر تحمل جنگ دیگری برای «تغییر رژیم» را ندارد. تجربه عراق و افغانستان نشان داده که بمب و موشک، دموکراسی نمیآورد؛ تنها ویرانی و حکومتهای دستنشانده یا دیکتاتوریهای جدید می آورد.
مردم ایران این واقعیت را بهتر از هر تحلیلگر غربی میدانند. شعارهای خیابان – «مرگ بر خامنهای»، «مرگ بر دیکتاتور»، «نه شاه، نه شیخ» – فریاد روشن یک ملت است که میگوید: سرنوشت ما را به خارجیها نسپارید. حتی پیشنهادهای اخیر بچه شاه برای دعوت از حمله خارجی، با بیاعتمادی عمیق مردم مواجه شده، زیرا تاریخ ۱۲۰ سال اخیر ایران پر است از مداخلههایی که به جای آزادی، استبداد نوینی تحویل دادهاند: از رضاخان قزاق تا کودتای ۲۸ مرداد علیه مصدق.
چرا جنگ خارجی، تهدید رژیم را حل نمیکند؟
جنگ خارجی نه تنها رژیم را سرنگون نمیکند، بلکه میتواند به آن نفس تازه بدهد. تاریخ معاصر ثابت کرده که مداخله نظامی خارجی در ایران، یا حکومتی دستنشانده ساخته یا دیکتاتوری خشنتری پدید آورده. مردم ایران با دست خالی و در برابر گلوله، در خیابانها ایستادهاند تا به جهان بگویند: «این وظیفه ماست، نه ارتش شما». هرگونه حمله خارجی، جبهه داخلی مقاومت را متفرق میکند، به رژیم بهانه «دفاع مقدس» میدهد و مهمتر از همه، مانع شکلگیری یک جمهوری سکولار واقعی میشود.
تبعات جنگ خارجی بر قیام مردمی
دولتهای غربی اگر واقعاً به دنبال سیاست هوشمندانهاند، باید به کف خیابانهای ایران نگاه کنند. جوانان، زنان و ملیتهای مختلف با شعار «صلح، آزادی، برابری» و «مرگ بر ستمگر، چه شاه چه رهبر» نشان دادهاند که دو دیکتاتوری – شاه و شیخ – برای همیشه مردودند. به رسمیت شناختن حق مشروع مردم برای سرنگونی رژیم، همان چیزی است که تجربه کشورهای اروپای شرقی و آفریقای جنوبی به ما آموخت. وقتی مقاومت داخلی به رسمیت شناخته شد، سیاست خارجی نیز به نفع مردم چرخید.
گزینه سوم: مشروعیت تاریخی قیام و مقاومت سازمانیافته
راه حل سوم، معتبرترین گزینه است زیرا ریشه در خون مردم دارد. این گزینه در دادخواهی خانوادههای داغدار، پیامهای زندانیان سیاسی، کانونهای شورشی و مقاومت سازمانیافته متبلور است. همبستگی ملی در تظاهرات برلین – جایی که کرد، لر، ترک، عرب و بلوچ در کنار هم فریاد «ایران آزاد» سر دادند – گواه این واقعیت است. در مقابل، هر تظاهراتی که با فحاشی و درگیری همراه باشد، نه از جنس مقاومت، بلکه بازتاب همان دوگانه قدیمی مماشات یا جنگ است.
لیستگذاری سپاه و ضرورت جهانی بهرسمیت شناختن حق مقاومت
وقتی سپاه پاسداران در لیست گروههای تروریستی اروپا و آمریکا قرار گرفته و کل ارکان رژیم به عنوان یک ساختار تروریستی ضدبشری شناخته شده، دیگر هیچ بهانهای باقی نمیماند. جامعه جهانی نمیتواند در برابر سرکوب یک رژیم تروریستی سکوت کند. به رسمیت شناختن استراتژی کانونهای شورشی و مقاومت سازمانیافته مردم، تنها سیاست اخلاقی و واقعبینانه است. رژیم ایران دیگر نمیتواند پشت دیپلماسی پنهان شود.
رژیم ایران در آستانه سرنگونی و بن بست کامل استراتژیک قرار دارد. مذاکراتش درمانده، جنگ خارجیاش برای مردم فاجعهبار و تنها راه باقیمانده، قیام سازمانیافته و مقاومت داخلی است. وظیفه نیروهای دموکراتیک خارج از کشور، فشار بر غرب برای به رسمیت شناختن این واقعیت است: مردم ایران نه شاه میخواهند، نه شیخ؛ جمهوری سکولار، برابری و آزادی را میخواهند. راه سوم نه یک آرزو، بلکه واقعیت تاریخی است که با خون جوانان ایران نوشته شده. زمان آن رسیده که جهان نه با رژیم، بلکه با مردم ایران همصدایی کند.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7