۱۴۰۴ اسفند ۸, جمعه

با فرمانده نعیم عبداللهی در قلب نازی‌آباد- وشاهد پروازش د رشب ۱۸ دی



                                    با فرمانده نعیم عبداللهی در قلب نازی‌آباد- و شاهد پروازش د رشب ۱۸ دی 

تو روزای قیام دیماه، ما تقریبا همه جای تهران بودیم. هر شب یه جا. آروم و قرار نداشتیم. از این محله به اون محله. شب ۱۸ دی، همراه فرمانده نعیم رفتیم نازی آباد. کل منطقه نازی‌آباد صحنه نبرد تمام‌عیار بین جوونای شورشی و ماشین سرکوب رژیم شده بود.

تو یه صحنه، جوونا با تهاجمی گسترده، ناوگان موتوری‌ مزدورا رو آتش زدن.

اتوبوس رژیم که مزدورا رو برای سرکوب مردم به نازی‌آباد می‌آورد رو گیر انداختیم و آتیش زدیم. اون شب با کنترل خیابونای نازی‌آباد، نیروهای دشمن رو زمین‌گیر کردیم.

مردم که با خودروهاشون رد می‌شدن، برامون بوق می‌زدن.  اون شب یه بار دیگه لرزون بودن پایه‌های اقتدار پوشالی خامنه‌ای رو به چشم دیدم.

فرمانده نعیم همه جا جلودار بود. منم همه جا کنارش بودم. چند سال پیش که تو دانشگاه بودم استادم بود. اما حالا، هم استادم بود و هم فرمانده‌ام. دیگه بهش استاد نمی‌گفتم. خیلی ساده کاک نعیم صداش می‌زدم. آخه اون کرد و بچه کرمانشاه بود.

شب ۱۸دی سراسرش حماسه بود اما برای من شب سختی بود. تو یه صحنه که با مزدورای مسلح رژیم درگیر شدیم، فرمانده نعیم با اصابت چند گلوله در کنار من برای همیشه پرواز کرد و جاودانه شد.

برام خیلی سخت بود. دلم می‌خواست گریه کنم و فریاد بکشم اما چون بهش قول داده بودم که راهش رو ادامه بدم بچه‌ها رو جمع کردم و به محل استقرارمون برگشتیم تا دوباره با انرژی بیشتر برگردیم.

و ما دوباره با یاد و با نام فرمانده نعیم به کف خیابان خواهیم آمد. این‌بار آماده‌تر  و مجهزتر از دفعه قبل. راه او در رزم ما برای آزادی ادامه داره…


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7