وقتی نبض حکومت با نبض جامعه نمیزند! - سیل در ایران از روز ۳۱ تیر آغاز شد و با مرگ بیش از ۲۴ تن از هموطنانمان در استهبان در استان فارس ورود مرگبارش را اعلام کرد. سپس ارابه مرگ به سمت سیستان و بلوچستان و هرمزگان رفت و بیش از ۷ تن از هموطنان در آن دیار محرومیت و فقر جان خود را از دست دادند. تا اینکه در شبانگاه چهارشنبه ۵ مرداد مردم منطقه کن و اطراف امامزاده داوود را شب هنگام غافلگیر کرد و تاکنون حداقل جان ۱۲ تن را گرفته و ۱۹ تن مفقود هستند. مقامات حکومتی تاکنون تنها کاری که کردهاند شمارش اجساد فوت شدگان و برخی نمایشهای حضور در میان سیلاب با کت و شلوار بوده است!
این وضعیت در حالی ادامه دارد که پیش بینی میشود سیل و بارندگی تا روز دوشنبه ادامه خواهد یافت و ۲۱ استان درگیر سیل خواهند بود.
مهدی ولیپور، رییس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر روز پنجشنبه ۶مرداد اعلام کرد: «برابر پیشبینی هواشناسی تا روز دوشنبه هفته آینده وقوع بارشهای شدید و رگبار باران در استانهای سیستان و بلوچستان، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، کرمان، یزد، فارس، بوشهر، سمنان، البرز، قزوین، قم، تهران، زنجان، گیلان، مازندران، گلستان، هرمزگان، خوزستان، مرکزی و خراسان شمالی پیشبینی شده که در پی آن نیز احتمال جاری شدن سیل و سیلاب وجود دارد.»
وی در مصاحبه روز پنجشنبه ۶ مرداد خود دوباره یاد آور شد که تاکنون کشتهشدگان سیل در دو روز اخیر به ۱۲ نفر افزایش یافته و ۱۴ نفر نیز مفقود شدهاند.
این سیل ویرانگری بود که در خانههای مردم افتاد و بسیاری از هموطنان ما را داغدار و مصیبت زده و بی خانمان کرد.
سونامی یا سیل آنها چیست؟
درست در همین روزهایی که مردم از فارس تا هرمزگان و از کرمان تا سیستان و بلوچستان و تا تهران و امامزاده داوود گرفتار سیل هستند، خامنهای و رییسی هرکدام جداگانه سخنرانی عمومی داشتند. اما هیچکدام لام تا کام در مورد سیل و مصیبت هموطنان حرفی نزدند. حداکثر اینکه رییسی به یک دستور اداری رسیدگی به سیلزدگان بسنده کرده است.
راستی چرا؟ مگر خامنهای و رییسی در ایران و در بین همین مردم زندگی نمیکنند؟ چرا گرفتاری و مصیبت مردم گرفتاری و درد آنها نیست؟ چرا نبض آنها با نبض مردم نمیتپد؟
واقعیت این است که اگر سخنان خامنهای و سپس رییسی را مرور کنیم میفهمیم که اساسا درد مردم درد آنها نیست و نمیتواند هم باشد. آنان نمیتوانند به سیلی که در خانه و معبر مردم افتاده است فکر کنند چون خودشان گرفتار سونامیهای نابود کنندهای هستند که اصلا نمیتوانند جامعه را ببینند.
دلمشغولیهای اصلی خامنهای که در صحبتهای اخیرش با امامان جمعه سراسر کشور مطرح کرد، این موارد بودند:
۱. بیاعتمادی مردم نسبت به حکومت و از دست رفتن جایگاه نماز جمعه!
۲. جوانان و رویگردانی این نسل از حکومت و باورهای حاکم بر آن.
۳. دغدغه فضای مجازی و تاثیری که در آگاهی بخشی به مردم دارد.
۴. مساله زنان و حجاب زنان و چالشی که حکومت در این مورد مواجه است.
بنابر این خامنهای آنچنان غرق دغدغهها و نگرانیهای خاص بقای خود است که اصلا
موضوع سیل یا بیکاری و گرانی نمیتواند نگرانی او باشد. اگر هم موضوع گرانی و سیل موضوع نگرانی او باشد باز هم از زاویه تهدیدی است که برای حکومتش ایجاد میکند.
دغدغههای اصلی رییسی در سفر استانی به همدان:
۱. اپوزیسیون ایران؛ ابراهیم رییسی روز پنجشنبه در دیدار با باصطلاح نخبگان و ایثارگران، ضمن یاد آوری عملیات فروغ جاویدان مجاهدین خلق در سال ۶۷ گفت: این ایام یادآور شهامت و شجاعت مردمی است که در مقابل صدامیان و منافقین ایستادگی کردند و حقیقتاً راه نفوذ را بر منافقین کوردل سد کردند.
رییسی ادامه داد: منافقین همان سربازان استکبار بودند که میخواستند با جنایت خودشان، راه را برای نظام سلطه باز کنند، اما مردم جلوی آنها را گرفتند.
اما قسمت جالب حرفهای رییسی در مورد وضعیت کنونی بود که گفت: جریان نفاق زمان و مکان نمیشناسد و همواره به دنبال آن است که نقش منافقانه خود را ایفا کند. لذا نخبگان و مردم همیشه باید نسبت به این مسئله هوشیار بوده و مراقبت کنند.
رییسی در ادامه سخنانش بار دیگر حرف خمینی در مورد مجاهدین خلق را تکرار کرد و گفت:
ضربههایی را که از جریان نفاق خوردیم، از کفار و ملحدین نخوردیم.
و در ادامه سوز و گداز کرد که: «چگونه افرادی که مدعی حقوق بشر هستند مهد قاتلان و منافقین شدهاند و اروپایی ها باید به این سوال پاسخ دهند چطور منافقین را در دل خود جای دادند؟! »
۲.نفوذ و از هم گسیختگی سپاه پاسداران و سرریز کردن بحرانهای اجتماعی: ابراهیم رییسی در روز پنجشنبه ۶ مرداد در جلسه شورای اداری همدان گفت:
« امروز من رفتم نمایشگاهی گذاشته شده بودند برادران امنیتی ما نسبت به وضعیت استان. یک مفصل در آستانه نماز ظهر رفتیم با دوستان دیدیم تابلوهایی که ترسیم کرده بودند نسبت به آسیبهای اجتماعی آسیبهای اقتصادی آسیبهای فرهنگی اسیبهای امنیتی. من از آنها خواستم که تو آسیب شناسی طیب الله. اما اینجا امروز نوبت آسیب زدایی است. … اما بیایید همه شما استاندار محترم، مدیران معزز آسیب زدایی کنیم ما اسیب شناسی شده الان نوبت اقدام و عمل آسیب زدایی است که باید به همت همه مدیران این اتفاق حتما بیفتد ».
۳. فضای مجازی و گریز مردم از باورهای حکومتی: رییسی در همان جلسه گفت:
« بچههای شما مبتلا شدند به یک ابتلای بسیار سختی که آن عبارت بود از دشمن غداری که حمله کرد به همه هستی جمهوری اسلامی ناموس، قرآن، ارزشهای انقلاب اسلامی اینها مبتلا شدند به این ابتلا .»
۴.بحران هستهای حکومت و امکان وقوع جنگ!
بنابر این میبینیم که رییسی هم فرصت و امکان فکر کردن به گرفتاری و مصایب مردم را ندارد. او هم همانند خامنهای به بحرانهایی فکر میکند که بنیانهای حاکمیتش را تهدید میکند.
از همین رو باید گفت که سیلی که خانههای ما را ویران میکند و مردم ما را میکشد ضرورتا برای حکومت بحران نیست و بنای آن را هم ندارد که به آن فکر کند. چون بنیانهای حکومت درگیری سونامی هولناکی شده است که ممکن است هر لحظه آوار شود.
# براندازیم #تيك_تاك_سرنگوني #قیام_تنها_جوابه
💞 # مجاهدین_خلق ایران #ایران # کانونهای شورشی
🌳# MaryamRajavi # IranRegimeChange
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@