۱۴۰۱ دی ۳, شنبه

ایران؛ صد روز قیام علیه دیکتاتوررا پشت سرگذاشت - نگاهی به راه طی شده و چشم‌اندازهای قیام مردم ایران-قسمت اول


با فراز دیگری از قیام که از صد روز قبل در ایران «آغاز» شده، آیا «تغییر»ی در وضعیت ایران صورت گرفته یا خواهد گرفت؟ چشم‌انداز این تحول مهم و تاریخی چیست؟ آیا مردم خواهند توانست دیکتاتور را به زیر بکشند و به آنچه می‌خواهند برسند؟  یا دیکتاتوری مذهبی حاکم خواهد توانست بر مسند قدرت باقی بماند؟ نقاط کمبود و ضعف و قوت این قیام چه بوده؟ و النهایه «چه باید کرد؟».

برای پاسخ به این سوالات، می‌خواهیم با هم نگاهی به راه «طی شده»‌ بیاندازیم و با یک نگرش واقع‌بینانه، به ارزیابی صحیح از پروسه طبیعی، علمی و منطقی این قیام تاریخی بپردازیم  و ببینیم چه چشم‌اندازی برای‌ این قیام در تقدیر است!

راه طی شده!

در نگاهی به گذشته، نخست می‌بینیم راه دور و درازی تا امروز طی شده و گنجینه‌ایی از یک مقاومت ۴۴ ساله‌ علیه دیکتاتوری حاکم، پشتوانه نیل به قیام کنونی بوده است. اگر چنین مقاومتی نبود، قطعا چنین مداری از قیام هم نمی‌بود. تجارب و دستاوردهای فشرده شده سالیان، یگانه عامل رسیدن به نقطه کنونی امروز مردم ایران در این صد روز است. تبدیل یک «حادثه» به یک «قیام گسترده و فراگیر مردمی» گرچه زمان کوتاهی برده‌است، اما بازتاب آن به گونه‌یی تاثیرگذار و گسترده است که پایه‌های دیکتاتوری حاکم بر ایران را به لرزه انداخته است!

در ابتدا همه چیز جدید می‌نمود. شهادت مهسا امینی، یک «جرقه» بود، «شعله» کشید و «آتش» شد! در پرتو آن، بسیاری ارزش‌ها، فرهنگ‌ها و بیگانگی‌ها در جامعه رخت بربست و طلسم «ناباوری»ها در هم شکست. واقعیت «می‌توان و باید» سرمشق گامهای بلند دیگری شد که به سرعت همه شهرها را درنوردید و  «سراسر ایران» را به خروش آورد. «درد مشترک» تبدیل به «فریاد مشترک» ‌شد و دیکتاتور و دیکتاتوری را به چالش کشید!

اگر در ابتدا، همه به خیابان‌ها آمدند اما هر فرد و جریانی ره به سویی داشت، اگر شعارها و خواسته‌های هر فرد یا جریان متنوع بود، اگر «آب» گل‌آلود و «عبور» سخت و «چشم‌انداز» ناروشن بود، اگر گزینه‌های هر فرد و یا جریانی، متفاوت و تشخیص «دوست» از «دشمن» ناممکن می‌نمود و در لابلای همه اینها، دیکتاتوری حاکم  و حامیان غیبی‌ و غربی‌اش با جامه‌های گوناگون جولان می‌دادند، تا به اشکال مختلف، «قیام مردم» را از حرکت و رسیدن به آزادی و پیروزی  بازدارند و هر بخشی از مردم ایران را به سویی بکشانند.

اما جهان به چشم دید که مردم خواهان سرنگونی دیکتاتوری مذهبی هستند و جنبش سراسری مردم ایران، به رغم همه تهدیدات و توطئه‌ها، نه تنها از حرکت باز نایستاد، بلکه به یمن پشتوانه تاریخی‌اش، توانست بیش از هر زمان دیگری، راه خود را رو به آینده باز کند! و توطئه‌های مختلف را خنثی سازد!

خنثی‌سازی توطئه‌ها و سناریوهای سیاه!

مردم ایران با استمرار قیام و تمرکز روی سرنگونی دیکتاتوری مذهبی حاکم، یک گام بلند تاریخی برداشتند. آنها مرگ «دیکتاتور» و حکومت را فریاد کرده و به کمتر از آن رضایت نداده‌اند. آنها در کف خیابانها فریاد زدند «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر ِقاتل را ستایش کنیم» و یا شعار می‌دادند که «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر».

این فریادها و شعارها که  حکایت از «نفی دیکتاتوری» و «جایگزینی» آن دارد و بر همه راههای مسالمت‌آمیز و سازش و عقبگرد به گذشته خط بطلان می‌کشد، طرف‌های واقعی درگیر در صحنه قیام را نیز به خوبی بازتاب می‌دهد. در یک طرف «دیکتاتوری مذهبی حاکم»، که مهیب‌ترین دیکتاتوری تاریخ ایران است و در طرف دیگر، «مردم و فرزندان جان بر کف آنها» که به رغم 750 شهید و بیش از 30 هزار بازداشتی، حاضر به ترک میدان نبوده و نیستند.

مردم ایران به تجربه این واقعیت را آموخته‌اند که تنها راه رهایی از چنگ دیکتاتوری و رسیدن به آزادی «سازش‌ناپذیری در برابر دیکتاتوری» و عزم جزم برای «سرنگونی» حکومت است و نه اعتراضات مسالمت‌آمیز و اعتراضات مدنی و «خشونت‌پرهیزی» که برخی‌ها مدعی آنند و دوران آن به سر آمده است! آنها همچنین بر این باور هستند که برای پیشبرد قیام و رساندن آن به هدف،  باید در خیابان‌ها ماند و با نیروهای دیکتاتور چنگ در چنگ شد و نهراسید. آنها انتخاب کرده‌اند که مقهور تهدیدات و توطئه‌ها نشوند. زیرا می‌دانند که به زیر کشیدن دیکتاتور، در داخل میهن و در کف خیابانها رقم می‌خورد و نه در خارج از مرزها!

مسیر درست در گذشته و حال و آینده!

هوشیاری مردم در پیمودن راه درست این جنبش یک درخشش بی‌نظیر بود. آنها در قیامهای قبلتر خود، وجود آلترناتیو در درون رژیم را به سخره گرفته و آن را خنثی ساخته و از آن عبور کرده بودند. همچنین آلترناتیو‌های جعلی و پوشالی و به ظاهر خارج رژیم (و منجمله بازگشت به دیکتاتوری شاه) را هم به کناری نهاده و روی تداوم و تکمیل انقلاب ضدسلطنتی سال 1357 پای فشردند. زیرا که مردم ایران خواهان یک حاکمیت ملی، مردمی و دمکراتیک هستند و  معتقدند که برای رسیدن به آن، باید از روی جسد دیکتاتورها و دیکتاتوری‌ها عبور کرد. ایران جای دیکتاتوری نیست و باید ایران را از نو ساخت!

رهبری قیام مردمی!

برخلاف مدعیانی که مستقیم یا غیر مستقیم در زمین دیکتاتور «پا» دارند یا مشغول «راهپیمایی دورانی» هستند، قیام مردم ایران رهبری داشته و دارد. اگر نداشت که نه تنها «صد روز» و مستمر و ادامه‌دار، بلکه حتی یک هفته هم دوام نمی‌آورد. آنانکه مدعی فقدان رهبری در قیام هستند، یا «نادان»‌ هستند و یا دل در گروی مزایای بقای دیکتاتور دارند. به گفته رهبر مقاومت ایران، مشکل نه در فقدان رهبری، بلکه در «کمبود آتش» و «برافروختن شعله‌ها» است. «هر کس می‌خواهد مسأله رهبری حل شود باید بیشتر و بیشتر به رژیم ِاعدام و قتل‌عام آتش کند».

بنابراین، یگانه پاسخ «آتش در برابر آتش» است که اکنون وارد فرهنگ مردم ایران شده و هر فرد یا جریان مردمی در پی مهیا کردن یا زمینه‌سازی آن است. تولید و به کارگیری «کوکتل مولوتف» علیه نیروهای حکومتی در شهرهای ایران در همین رابطه است.

عبدالرحمن گورکی نویسنده و تحلیلگر سیاسی

ادامه دارد


💞# براندازیم  #تيك_تاك_سرنگوني    #قیام_تنها_جوابه  

🍏# مجاهدین_خلق ایران #ایران  #  کانونهای شورشی

🌳# MaryamRajavi  # IranRegimeChange   

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 0