کشتار، نه نشانه قدرت که آژیر فروپاشی است - پاسخ آتش، آتش است؛ پاسخ سرکوب، مقاومت سازمانیافته است.
کس نخارددپشت ما جز ناخن وانگشت ما – مقاومت در آتش
در ادامهی بحثی که دربارهی شهدای قیام داشتیم، یک واقعیت امروز بیش از هر زمان روشن است:
عدد جانباختگان قیام دیگر فقط آن چیزی نیست که مقاومت ایران اعلام کرده؛ حتی تلویزیونهای فارسیزبان خارج از کشور نیز از ارقام بسیار بالاتر—تا ۱۲ یا ۱۳ هزار نفر و شاید بیشتر—سخن میگویند. این خود نشان میدهد که با یکی از خونینترین مقاطع تاریخ معاصر ایران مواجهایم.
اما همزمان، باید پروژهای را که رژیم برای تحریف این کشتار بهراه انداخته، افشا کرد. پخش فیلمهایی از قتلعام چندهزارنفره توسط رسانههای وابسته به رژیم—از جمله سحامنیوز—با دو هدف مشخص انجام میشود: اول، القای این دروغ که «مجاهدین، کانونهای شورشی یا قیامآفرینان خودشان مردم را کشتهاند». خبرنگار رسمی رژیم حتی با وقاحت میگوید «با آجر زدند توی سر آدم عادی»؛ پروژهای عریان برای وارونهسازی حقیقت.
دوم، ایجاد رعب و ترس: اینکه بگویند «دیدید؟ ما بعد از فرمان خامنهای رحم نکردیم و نخواهیم کرد».
این سناریو از پیش طراحی شده بود. رادانِ جنایتکار پیش از قتلعام علناً گفت «شورشگران دنبال کشتهسازیاند» و سپس اعلام کرد «سطح برخورد ارتقاء پیدا کرده است». پیام روشن بود: تهدید، ارعاب، و شکستن روحیهٔ مردم. اما تاریخ نشان داده که چنین کشتارهایی، نه مردم را میترساند و نه قیام را متوقف میکند.
در همین فضا، بچهشاه نیز پس از ۶–۷ روز جوشش خیابانها، تلاش کرد موجسواری کند؛ فرمان صادر کند، ژست رهبری بگیرد و قیام را مصادره کند. اما وقتی کشتار عیان شد، عقب نشست و گفت «من که نگفتم مردم بروند خیابان». چون اهل پرداخت قیمت نیست. چشمش به بیرون است؛ به اینکه شاید اسرائیل و آمریکا بعد از بمباران، او را روی تختی که در خواب میبیند بنشانند. این پروژه، پروژهٔ بیهزینهطلبی و وابستگی است.
در نقطهٔ مقابل، مقاومت ایران نهتنها فرمان بهپاخاستن داد، بلکه پای آن ایستاد. بهترین فرزندان این مردم—شورشگران، قیامآفرینان، جوانان وطن—قیمت دادند، جان دادند، و مقاومت به آنان درود فرستاد و قهرمانیشان را ستود. اینجا تفاوت روشن است:
یکی از خون میگریزد، دیگری مسئولیت خون را بر دوش میگیرد.
تاریخ این مسیر را بارها نشان داده است. این نسل فراموش نکرده که کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.
مجاهدین خلق ایران تا امروز بیش از ۱۲۰ هزار شهید دادهاند. تنها در سال ۶۷، بیش از ۶۷ هزار سربدار شدند. در فروغ جاویدان—در زمانی که لحظهٔ ایستادن، پرداخت قیمت و درهمشکستن توطئههای ارتجاعی–استعماری بود—چهار هزار شهید و زخمی تقدیم میهن شد. آن حرکت، رژیم را تا مرز سقوط برد.
چه کسی فکر میکرد بعد از ۹۶، قیام دوباره سربرآورد؟
چه کسی تصور میکرد پس از کشتارها و خنجرهای زهرآگین، باز هم مردم بهپا خیزند؟
در سال ۱۴۰۱ هم همین بود. آنکه گفت «صدای پای قیام میآید»، ایستاد، عقب ننشست و گفت اگر ما بایستیم و قیمت بدهیم، جهان را به ایستادگی دعوت خواهیم کرد—و چنین شد.
امروز، پس از این دو هفته قیام و این قتلعام—که یادآور ۱۷ شهریور است—بسیاری چیزها تغییر کرده است. شاه نیز در ۱۷ شهریور از سر ضعف کشتار کرد، نه قدرت. خودش گفت بعد از آن روز فهمید باید برود. پس از آن، فروپاشی رژیم پهلوی شتاب گرفت و به فرار شاه انجامید.
این نسل فراموش نکرده که کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما.
مجاهدین خلق ایران تا امروز بیش از ۱۲۰هزار شهید دادهاند و در قتلعام ۱۳۶۷ بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را سربهدار کردند؛ جنایتی که از سرِ قدرت نبود، از سرِ وحشتِ حاکمیت از آینده بود.
تاریخ این منطق را بارها نشان داده است. کشتار، همیشه آخرین ابزار رژیمهای در حال فروپاشی است. نمونه روشنش ۱۷ شهریور است: شاه با آنهمه ارتش و ساواک، با آنهمه زندان، شکنجه و اعدام، مجبور شد به خیابان خون بریزد؛ اما همان روز به نقطه بیبازگشت رسید. پس از ۱۷ شهریور، سقوط رژیم پهلوی شتاب گرفت و شاه در نهایت ناچار به فرار شد. یعنی کشتار، نشانه اقتدار نبود؛ آژیرِ فروپاشی بود.
ثابتی سردژیم ساواک وشاه شاه در شکنجه وکشتار بعد از کشتار ۱۷ شهریود فرار کرد
امروز نیزرژیم ولاین فقیه وخامنه ای همینجاست. این خونها گرانبهاترین سرمایهاند؛ عزیز و جاودانهاند. اما باید حقیقت را گفت: سرنگونی یک رژیم مرتجع و خونریز، قیمت دارد. چنین رژیمی قدرت و ثروت را مفت و مجانی رها نمیکند. پاسخ روشن است: مقاومت سازمانیافته، دستِ پُر، و ایستادگی تا پایان.
امروز نیز همینجاست. این خونها گرانبهاترین سرمایهاند. عزیز و جاودانهاند. اما باید حقیقت را گفت: سرنگونی یک رژیم مرتجع، وحشی و خونریز، قیمت دارد. چنین رژیمی قدرت، ثروت و مکنت را مفت و مجانی رها نمیکند.
پاسخ روشن است:
نه با دست خالی، نه با التماس.
پاسخ آتش، آتش است؛ پاسخ سرکوب، مقاومت سازمانیافته است.
پس نه جایی برای نومیدی هست، نه برای غمِ فلجکننده، و نه برای عقبنشینی. برعکس، تعهد ما به شهدای قیام سنگینتر شده است:
باید افشا کرد، باید جنگید، باید مایه گذاشت. بیدلیل نیست که حتی صدر اعظم آلمان میگوید: «ملاها روزهای آخر خود را بعد از این کشتار میگذرانند». تاریخ حرکت کرده است. این خونها راه را باز کردهاند.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7