۱۴۰۴ بهمن ۲, پنجشنبه

قیام دی ۴۰۴؛ مرگ محتوم رژیم یا تکرار دوباره تاریخ؟ - چرا قیام دی ۴۰۴ رژیم خامنه‌ای را بر زمین خواهد زد؟



      قیام دی ۴۰۴؛ مرگ محتوم رژیم یا تکرار دوباره تاریخ؟  - چرا قیام دی ۴۰۴ رژیم خامنه‌ای را بر زمین خواهد زد؟

چرا قیام دی ۴۰۴ رژیم خامنه‌ای را بر زمین خواهد زد؟

چهار دهه پس از استقرار حاکمیتی که با نام دین بر ایران حاکم شد، جامعه ایران بارها و بارها به اشکال مختلف به این نظم تحمیلی «نه» گفته است. از نخستین قیام‌ها در مشهد و قزوین، تا خیزش‌های خوزستان، و از اعتراضات فراگیر سال ۱۳۸۸ تا قیام‌های ۱۳۹۶، ۱۴۰۱ و اکنون دی‌ماه ۱۴۰۴، یک خط ممتد از مقاومت و عصیان فراگیر قابل مشاهده است. این تاریخ، تاریخ انباشت خشم، آگاهی و تجربه است؛ تاریخی که نشان می‌دهد هر موج سرکوب، نه پایان اعتراض، بلکه مقدمه خیزشی عمیق‌تر بوده است.

با این حال، آنچه قیام دی ۱۴۰۴ را از تمامی نمونه‌های پیشین متمایز می‌کند، نه صرفاً گستردگی جغرافیایی یا شدت درگیری‌ها، بلکه ماهیت عریان و بی‌پرده‌ای است که تقابل مردم و رژیم به خود گرفته است. در این قیام، جامعه با تمام وجود و بدون واسطه‌های انحرافی، خواست سرنگونی را فریاد زد. برای نخستین بار عنصر اجتماعی همراه با پیشتازان و شورشگران مراکز رژیم را مورد تهاجم قرار داد  و رژیم نیز، در پاسخ، به سبعانه‌ترین شکل ممکن، دست به کشتار زد.

خشونت افسارگسیخته؛ نشانه قدرت یا علامت فروپاشی؟

قطع سراسری اینترنت و تاریک‌سازی خبری کشور، خود گواهی روشن بر عمق جنایاتی است که در روزهای قیام رخ داد. اگرچه هنوز تصویر کاملاً دقیقی از ابعاد این کشتار در دست نیست، اما شواهد پراکنده، اعترافات مقامات حکومتی و گزارش‌های نهادهای مختلف، همگی از یک واقعیت واحد حکایت دارند: رژیم که سرنگونی را نزدیک دید ، به حمام خون متوسل شد.

در میان جان‌باختگان، طیفی گسترده از کودکان، زنان، مردان، سالمندان و حتی مادران  و دختران دیده می‌شوند که در کنار هم به رگبار بسته شدند. این گستردگی سنی و اجتماعی قیام، به‌روشنی نشان می‌دهد که قیام دی ۱۴۰۴ محدود به یک قشر یا گروه خاص نبوده، بلکه توده‌های وسیع مردم، با آگاهی از هزینه‌ها، به میدان آمده بودند. آمارهای متفاوتی از شمار قربانیان منتشر شده است؛ از بیش از سه هزار نفر تا ارقام تکان‌دهنده‌ای مانند ۱۶ هزار و ۵۰۰ کشته. حتی بالاترین مقام رژیم، ناگزیر از اعتراف به «کشته شدن هزاران نفر» شد؛ هرچند طبق روال همیشگی، تلاش کرد مسئولیت آن را به گردن خود مردم بیندازد.

گزارش‌ها از ده‌ها هزار مجروح، صدها نابینا شده با سلاح‌های ساچمه‌ای، حمله به بیمارستان‌ها، تیر خلاص به زخمی‌ها و حتی احتمال استفاده از سلاح‌های شیمیایی، تصویری هولناک از رفتاری را ترسیم می‌کند که نه از سر اقتدار، بلکه از سر وحشت انجام شده است. افزون بر این، بازداشت‌های فله‌ای و گله‌ای و تلاش برای راه‌اندازی موج جدید اعترافات اجباری، نشان می‌دهد که رژیم می‌کوشد با ایجاد رعب، زمان بخرد؛ تلاشی که تجربه تاریخی نشان داده محکوم به شکست است.

چرا این‌همه شقاوت؟

یکی از مقامات حکومتی، ناخواسته حقیقت را بر زبان آورد، وقتی گفت که در روزهای ۱۸ تا ۲۱ دی، کشور عملاً در وضعیت «جنگ داخلی» قرار داشت. این اعتراف، کلید فهم رفتار رژیم است. ورود گسترده عنصر اجتماعی به صحنه، همراه با سازمان‌یافتگی و رادیکالیسم آشکار قیام، به حاکمیت نشان داد که این‌بار با وضعیتی متفاوت روبه‌روست.

در قیام ۱۴۰۱، وجود خطوط انحرافی و تقلیل مطالبات بنیادین مردم به خواسته‌های حداقلی، به رژیم امکان داد که با مانورهای سیاسی و رسانه‌ای، بحران را تا حدی مدیریت کند. اما در دی ۱۴۰۴، جامعه‌ای به میدان آمد که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت. فقر، بی‌عدالتی، فساد ساختاری و سرکوب سیستماتیک، مردان و زنان را به‌طور یکسان به نقطه انفجار رسانده بود. این‌بار، هدف خشم مردم نه نمادهای فرعی، بلکه مستقیماً ساختمان‌ها و نهادهای حکومتی و نیروهای سرکوبگر بود؛ امری که در هر جامعه انقلابی، امری طبیعی و مشروع است.

رژیمی که توازن قوای پیشین را از دست داده و شکاف درونی‌اش عمیق‌تر شده، در برابر چنین جامعه‌ای، تنها یک ابزار در اختیار داشت: کشتار و سرکوب عریان. اما همین انتخاب، رژیم را به نقطه‌ای رسانده که دیگر امکان بازگشت به تعادل گذشته را از دست داده است؛ درست همان‌گونه که کشتار ۱۷ شهریور ۵۷، رژیم شاه را وارد سراشیبی سقوطی برگشت‌ناپذیر کرد.

پیامدهای داخلی و بین‌المللی

در داخل کشور، این کشتار پرده آخر توهم مشروعیت را درید. اکنون برای اکثریت جامعه، حتی برای بخش‌هایی از بدنه خود رژیم، روشن شده است که با حاکمیتی نامشروع، منفور و متکی به زور عریان روبه‌رو هستند. این وضعیت، به‌طور هم‌زمان موجب ریزش نیروها، تشدید جنگ‌های درونی و افزایش تردید و فرسایش روحیه در دستگاه سرکوب خواهد شد. در چنین شرایطی، حضور شورشگران سازمان‌یافته و استقبال اجتماعی از خط رادیکال آنان، رژیم را با روزهایی به‌مراتب دشوارتر مواجه می‌کند.

در عرصه بین‌المللی نیز، قیام دی ۱۴۰۴ و سرکوب خونین آن، چهره واقعی حکومت را بیش از هر زمان دیگری آشکار ساخت. دیگر حتی محافظه‌کارترین سیاستمداران جهان نیز از «نامشروع بودن» این رژیم سخن گفتند. تأکید برخی رهبران اروپایی بر این واقعیت، نشان‌دهنده تغییر تدریجی فضا به نفع به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران است؛ مقاومتی که اکنون بیش از گذشته، مشروعیت اخلاقی و سیاسی یافته است.

مسئولیت تاریخی ما

این قیام خاموش نخواهد شد. ممکن است فراز و فرود داشته باشد، اما مسیر آن تغییرناپذیر است. نشانه‌های این واقعیت را می‌توان در ادامه درگیری‌ها، حتی در شرایط قطع شدید اینترنت، مشاهده کرد. مبارزه فاز عوض کرده است: اگر پیش‌تر تنها کانون‌های شورشی در میدان بودند، امروز عنصر اجتماعی به‌طور گسترده وارد صحنه شده و مبارزه به یک اسلوب ملی بدل گشته است.

در چنین شرایطی، مسئولیت هر ایرانیِ باورمند به آزادی، روشن است. دوران توهم «بی‌هزینه‌بودن» و نسخه‌های شکست‌خورده مبارزه صرفاً مسالمت‌آمیز به پایان رسیده است. رژیمی که تنها با کشتار و سرکوب زنده است، تنها با تهاجم همه‌جانبه و نفی کامل دستگاه سرکوب می‌تواند به عقب رانده شود. نیروهای رژیم، فرسوده، بی‌روحیه و بی‌آینده‌اند. تشدید این وضعیت، وظیفه‌ای تاریخی است.

دی ۱۴۰۴، نه پایان یک قیام، بلکه آغاز مرحله‌ای نوین از نبردی است که پایان رژیم نامشروع ولایت فقیه را در چشم‌انداز نزدیک قرار داده است.باید با تهاجم همه جانبه به نهادها و وابستگان به رژیم مسیر سرنگونی را هموار کرد.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7