۱۴۰۴ دی ۲۴, چهارشنبه

نیویورک تایمز : گزارشات سرکوب و کشتار حشیانه از ایران ”شلیک به قصد کشت تظاهر کنندگان

                نیویورک تایمز : گزارشات   سرکوب و کشتار حشیانه از ایران ”شلیک به قصد کشت تظاهر کنندگان 

در حالی که مقامات ایرانی قطع تقریباً کامل ارتباطات را بر کشوری که درگیر اعتراضات گسترده است، تحمیل می‌کنند، ویدئوها و روایت‌های شاهدان که به آرامی در حال آشکار شدن است، نشان می‌دهد که دولت در حال انجام یکی از مرگبارترین سرکوب‌های خود علیه ناآرامی‌ها در بیش از یک دهه گذشته است.

شاهدان عینی می‌گویند نیروهای دولتی شروع به گشودن آتش، ظاهراً با سلاح‌های خودکار و گاهی اوقات ظاهراً بدون تبعیض، به سوی معترضان غیرمسلح کرده‌اند...

افراد می‌گویند این روزها، روزهای بی‌رحمی است که تاکنون ندیده‌اند...

یک مقام ارشد وزارت بهداشت ایران که نخواست نامش فاش شود، گفت حدود ۳۰۰۰ نفر در سراسر کشور کشته شده‌اند، اما تلاش کرد تقصیر را به گردن «تروریست‌ها» که ناآرامی‌ها را دامن می‌زنند، بیاندازد. او گفت که این رقم شامل صدها مأمور امنیتی می‌شود...

شاهدان عینی از تک‌تیراندازهایی که در پشت‌بام‌های مرکز شهر تهران مستقر شده و به سمت جمعیت شلیک می‌کردند، سخن گفتند... و از یک اورژانس که در یک ساعت ۱۹ زخمی گلوله خورده را درمان می‌کرد.

یکی از معترضان به نام یاسی گفت: ”رژیم در حال کشتار است“...

اندک ویدئوهایی که از کشور به بیرون درز می‌کند و پیام‌های برخی از ایرانیانی که گهگاه به اینترنت ماهواره‌ای دسترسی دارند، تصویری ویرانگر از خونریزی ارائه می‌دهد.

سعید، کارآفرینی در تهران، به تایمز گفت: ”من موفق شدم برای چند دقیقه وصل شوم تا بگویم اینجا حمام خون است.“ او گفت که اواخر روز یکشنبه از اتصال اینترنت استارلینک استفاده می‌کرده است...

به عنوان نشانه‌ای از مقیاس سرکوب، دولت گام غیرمعمولی را برای اذعان به وجود تعداد زیادی تلفات برداشت، اما سعی کرد کشته‌شدگان را به عنوان قربانیان معترضان خشونت‌آمیز و اعضای نیروهای امنیتی جلوه دهد...

یکی از ساکنان تهران که شنبه شب به همراه همسرش به ستارخان رفته بود، گفت که شاهد بوده است که نیروهای امنیتی با مسلسل به سمت جمعیتی از مردان و زنان جوان آتش گشودند. او گفت که آنها روی هم افتادند...

در بیمارستان شهدا در محله تجریش تهران، پزشکی گفت که بسیاری از معترضانی که به آنجا منتقل شده بودند، به محض ورود به بیمارستان فوت شده اعلام شدند و بسیاری از آنها از فاصله نزدیک به سر، گردن، ریه‌ها و قلبشان شلیک شده بود...

روز دوشنبه، ویدئوهای کمتری از ناآرامی‌ها نسبت به روزهای قبل منتشر شد. اما سعید اصرار داشت که این کشتارها معترضان را متوقف نخواهد کرد. او گفت: ”مردم دیگر نمی‌ترسند.“

به قلم: اریکا سولومون، فرناز فصیحی، صنم ماحوزی، سنجانا وارگس

**
یک گزارش که ایران رسید :

در کرج اما چشم های به‌خون‌نشسته آدم‌ها و بغضی که در گلوهاست خبر از مصیبتی عمومی می‌دهد که با کلمات قابل توصیف نیست.

دوشنبه ۲۲دی سکوتی سرد در سطح شهر کرج حکمفرما بود. پس از دو روز کشتار مردم به دست نیروهای سرکوبگر در روزهای پنجشنبه و جمعه، و سپس دو روز مقاومت مردمی در روزهای شنبه و یکشنبه، گروه های موتورسوار و وانت‌های پر از نیروهای سرکوب مشغول رجزخوانی به سبک گروه داعش بودند.

رهگذران در خیابان آرام صحبت می‌کنند، مثل وقتی در تاریکی قدم برمی‌داری یا در فضایی رعب‌زده قرار گرفته‌ای و ناآخوداگاه آرام حرف می‌زنی. یک راننده تاکسی که می‌گفت زمان جنگ در جبهه حضور داشته، با اشک در چشم‌هایش برایم تعریف کرد که روز پنجشنبه شاهد کشتار مردم و به ویژه جوانان در فلکه اول گوهردشت بوده است. او گفت دیدم که نیروهایی با لباس خاکی رنگ که مخصوص سپاه قدس است با زبان عربی با همدیگر صحبت می‌کردند و معترضان به زمین ریخته را با قساوت در کامیون‌ها ریخته و بردند: «حتی زخمی‌ها از کشته شده‌ها تفکیک نمی‌شدند و همه را روی هم می‌ریختند. کسی که زخمی شده با این شرایط می‌میرد خب.»

این راننده اهل کرج معتقد است بیش از دو هزار نفر در حوادث این منطقه کشته شدند و از شاهدان دیگری که در بیمارستان‌ها حضور داشتند نقل می‌کند که ماموران با حمله به مراکز درمانی، ضمن ربودن معترضان زخمی، کسانی که نمی‌توانستند ببرند را کشته‌اند: «آن فرد گریه می‌کرد و می‌گفت با تفنگ صداخفه‌کن به زخمی‌ها تیر خلاص می‌زدند.» مشابه جنایت‌هایی که پیشتر در دهه شصت در بعضی نقاط مثل کردستان اتفاق افتاده بود.

در قبرستان بی‌بی سکینه کرج، سیاه‌پوشان پراکنده در هر قطعه از دور دیده می‌شدند. میان جمعیت سوگوار افرادی دیده می‌شدند که لباس‌های محلی لری و کوردی به تن داشتند و مشخص بود از شهرستان‌های دیگر آمده‌اند. نام‌هایی به زبان می‌آیند و مشخصاتی که با گریه گفته می‌شوند: سمانه عبدی... ۲۲ساله... محمد... ۱۷سالش بود فقط...»

دفتر پزشکی قانونی و سردخانه قبرستان بسته است و کسی پاسخگو نیست. کسانی که دنبال پیکر عزیزان‌شان می‌گردند به مرکزی در سطح شهر ارجاع داده می‌شوند. در روزهای گذشته هجوم عزاداران آنقدر زیاد بوده که درهای قبرستان را بسته بودند و با زور و تیراندازی هوایی فقط به یک نفر از اعضای درجه یک خانواده‌ها اجازه حضور هنگام خاکسپاری کشته‌ها یا حتی متوفیان عادی را می‌دادند. از شنبه هیچ جنازه‌ای تحویل داده نشده و حکومت برای مدیریت بحران مانع ادامه خاکسپاری‌ها شده است.

شرایط در بیمارستان‌هایی مثل کسری، قاسم سلیمانی، تخت جمشید و... همچنان بحرانی است. ورود و خروج ناممکن شده و ماموران مسلح به صورت گروهی مانع از ورود یا تجمع خانواده‌های نگران مقابل بیمارستان‌ها می‌شوند. یکی از اعضای کادر درمان بیمارستان سلیمانی به من گفت که آمار کشته‌شدگان روزهای پنجشنبه و جمعه در بیمارستان‌های کرج بیش از ۴٠٠ نفر بوده. اما بسیاری از کشته‌ها و زخمی‌ها خارج از مراکز درمانی هستند.

ف، خانم ۴۴ساله‌ای که سه گلوله ساچمه‌ای به رانش خورده و حالا در خانه بستری است، نام سه نفر از کشته شده‌هایی که خبر دارد را به من می‌گوید و اشک می‌ریزد. او شاهد خردشدن جمجمه و بیرون پاشیدن مغز یک جوان ۲۲ساله با گلوله جنگی بوده است. بسیاری از امدادگران حوزه‌های مختلف فداکارانه به یاری مجروحان آمده‌اند. ولی کمبود نیروی متخصص، دارو و تجهیزات پزشکی باعث بیشتر شدن تلفات و آسیب‌ها شده است. پیکر کشته شده‌ها در خانه و با امکانات اولیه نگهداری می‌شود و مردم از ترس ربوده شدن پیکرها به مراکز دولتی مراجعه نمی‌کنند.

به گفته امدادگران بیشتر کشته‌ها از جوانان زیر ۳٠ سال هستند و در بین آن‌ها دختران جوان هم دیده می‌شوند. در شرایط قطع ارتباطات، نمی‌توان گفت کشتار حکومتی در کرج چه تعداد قربانی گرفته است، اما هم اکنون و هنوز نیروهای سازمان‌یافته اراذل و اوباش با قمه و چماق و سلاح گرم در مقابل ساختمان‌های دولتی و میدان‌ها دیده می‌شوند.



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7