اشپیگل از مخفیگاه یک معترض در تهران میگوید!
روایت یک معترض زخمی؛ صدای خیزش از مخفیگاه
روایت یک معترض زخمی تنها روایت یک فرد مجروح نیست روایت جنایتی است که حکومت خامنه ای مرتکب شد و باید منتظر پاسخ به این جنایت در قیامهای مردمی باشد. رسانه آلمانی اشپیگل در گزارشی به قلم تورِه شرودر، صدای یک معترض ایرانی را از دل مخفیگاه منتشر کرده است. این روایت یک معترض زخمی است که پس از تیراندازی نیروهای امنیتی ناچار به پنهان شدن شده است. گزارش در تاریخ ۱۳فوریه ۲۰۲۶منتشر شده است و تصویری تکاندهنده از سرکوب اعتراضات در تهران ارائه میدهد.
کریم، نام مستعار این شهروند تهرانی است. او در گفتوگو با اشپیگل شرح میدهد که چگونه در جریان خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴هدف گلوله قرار گرفت. این روایت یک معترض زخمی از تماس دشوار با دنیای بیرون آغاز میشود. او ۲۴روز در مخفیگاه زندگی کرده و بدون تلفن هوشمند و ارتباط مستقیم با جامعه مانده است.
روایت اشپیگل از حماسه رنج و خشم
کریم میگوید پیشتر نیز در اعتراضات سال ۲۰۰۹شرکت کرده بود. او آن دوره را محدودتر توصیف میکند. به گفته او، اعتراضات اخیر گستردهتر و رادیکالتر بودهاند. سقوط ارزش پول ملی و فشار اقتصادی جرقه آغاز بود. با این حال، او تأکید میکند که خشم عمومی ریشهدارتر از یک بحران اقتصادی است.
او حضور زنان، مردان، جوانان و حتی خانوادهها را در خیابانها توصیف میکند. به گفته او، انرژی جمعیت و حس امید بیسابقه بود. کریم میگوید برای نخستین بار پس از سالها احساس کرد که تغییر ممکن است.
در پنجمین روز حضورش در میدانهای تهران، او با صحنه تیراندازی مستقیم روبهرو شد. نیروهای امنیتی با سلاحهای جنگی در میان جمعیت ظاهر شدند. کریم از لحظهای میگوید که دوست کودکیاش از ناحیه گردن هدف گلوله قرار گرفت و بیصدا فرو افتاد. او تلاش کرد به کمکش برود اما خود نیز تیر خورد. گلوله از ساعدش عبور کرد و او را نقش زمین کرد.
بیمارستان زیر سایه امنیتی
کریم میگوید نیروهای لباسشخصی مشخصات زخمیها را ثبت میکردند. او از ترس بازداشت، تلفن و کارت شناسایی همراه نداشت. پزشکان گلوله را بررسی کردند و اعلام کردند که از بازویش عبور کرده است. با این حال، فضای بیمارستان امنیتی بود.
او هنگام خروج، با ونهای سیاه و حضور پلیس روبهرو شد. کریم تصمیم گرفت آرام و بدون جلب توجه از کنار نیروها عبور کند. او از آنجا گریخت و به خانه بستگانش پناه برد. این روایت یک معترض زخمی از تلاشهای چندباره برای درمان میگوید. پزشکان بهطور مخفیانه او را مداوا کردند. بنا بر گفتههایش، یکی از پزشکان به دلیل کمک به او شغلش را از دست داده است.
کریم اکنون در انتظار جراحی بعدی است. بخشی از پوست رانش قرار است به بازویش پیوند زده شود. پزشکان احتمال دادهاند که با تفنگ شکاری به او شلیک شده است. او داروهای آرامبخش مصرف میکند اما از ترس و بیخوابی رنج میبرد.
امید، خشم و آینده نامعلوم
او در گفتگویش از نگرانی درباره فراموش شدن قربانیان سخن میگوید. کریم میگوید بزرگترین ترسش این است که کشتهشدگان به حاشیه رانده شوند. او احتمال حمله خارجی را نیز رد میکند و آن را راهحل نمیداند.
در پایان، این روایت یک معترض زخمی تصویری خشم ارائه میدهد. او میگوید اگر امکان داشت، کشور را ترک میکرد. با این حال، راهی برای خروج نمیبیند. گزارش اشپیگل تصویری از شهری ارائه میدهد که زیر سایه سرکوب، خشمگین است
صدایی که از مخفیگاه شنیده میشود، نشان میدهد سرکوب میتواند تنها را زخمی کند اما روایتها را خاموش نمیکند.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
