نیویورک تایمز: شمارش ابعاد کشتار معترضان توسط رژیم ایران تصویری ددمنشانه از نظام بدست میدهد
ماه گذشته رژیم بواسطة اعتراضات عظیم خیابانی ناشی از سقوط اقتصادی کشور که بسرعت تبدیل به فراخوانها برای سرنگونی حکومت شد، یک ضربه جدی دریافت کرد. برای لحظهای اینطور بنظر میرسید که معترضین دست بالا را ممکن است پیدا کنند. بعد سرکوب بیرحمانه دولت صورت گرفت.
رژیم واقعاً تا کجا احساس کرد که ممکن است در حال سرنگونی باشد؟... در این موارد، اغلب یک نشانة قابل اعتماد، سنجش میزان درندهخویی یک رژیم در قبال ناآرامیها است. شاید میزانی تأسفانگیز باشد اما یک راه سنجش واکنش رژیم شمارش تعداد کسانی است که کشته شدهاند.
تلاش برای مشخص کردن تعداد کشتهشدگان بیشتر از صرف سنجش تهدیدی است که رژیم احساس کرده: این در عین حال یک گام حیاتی برای عدالتجویی برای قربانیان و پاسخگو قرار دادن مرتکبین این جنایات است...
بدنبال انقلاب 1979 ایران، کمیسیونی که توسط دولت اسلامی منصوب شد، به عدد مشخص 2781 کشته در این انقلاب رسید. اما این مهم نبود. چرا که در آن زمان خمینی، ولی فقیه، بطور عام مدعی میشد که انقلاب تا 60000 ”شهید“ داشته است.
حالا، البته، رژیم ایران خود را در طرف دیگر شمارش اجساد [طرف حکومت که کاهش ارقام به نفعش است -م] میبیند...
تا 21 ژانویه که نظم کم و بیش برقرار شده بود، حکومت گفت که 3117 نفر کشته شدهاند و مدعی بود چند صد نفر آنها نیز از نیروهای امنیتی بودهاند.
این عدد در تناقض با اغلب گزارشات رسانههای بینالمللی و گروههای حقوق بشری در خارج ایران است. اینها که اغلب از روی ویدئوها و تماسهای تلفنی مخفیانه منابعشان در داخل ایران کار میکنند، تخمین میزنند که میزان کشتههای اعتراضات از بیش از 6800 نفر توسط هرانا تا 30000 نفر توسط مجله تایم است که به ارقام داده شده توسط دو مقام ارشد در وزارت بهداشت و درمان ایران، که آنها را معرفی نمیکند، اشاره میکند...
آمار رژیم نیز احتمالاً تخیلی است. برای مثال، در شهر رشت، خبرگزاری فعالان حقوق بشر که معمولاً قابل اعتماد است، حداقل ۳۹۲ مورد مرگ را ثبت کرده است. اگر این تعداد در رشت، با جمعیتی حدود ۷۶۶۰۰۰ نفر، کشته شده باشند، این آمار چه چیزی را در مورد تعداد کشتهشدگان در تهران مرکز اعتراضات، با جمعیت ۱۰ میلیون نفر، آشکار میکند؟ شهروندان در سراسر کشور از گورهای دسته جمعی، سردخانههای پر از کیسههای اجساد، ناپدید شدن بستگان یا همسایگان بدون هیچ اثری خبر دادهاند.
علاوه بر کشتهشدگان، تخمینهای زخمیها تا ۳۰۰۰۰۰ نفر نیز میرسد. این رقم با نسبت معمول یک به سه کشته به زخمی در شرایط جنگی بسیار متفاوت است، اما در میان گزارشهایی مبنی بر شلیک گلولههای ساچمهای توسط نیروهای امنیتی به معترضان و هدف قرار دادن چشمها و سر آنها، منطقی به نظر میرسد. پزشکان در تهران، تظاهرکنندگانی را با جراحات شدید چشمی، بسیاری از افراد نابینا و همچنین نیروهای امنیتی را که برای انتقال افراد دارای زخمهای آشکار ناشی از گلولههای ساچمهای به بیمارستانها هجوم آوردهاند، توصیف کردهاند.
اما حتی این احتمالاً به ترسیم تصویر کامل کمکی نمیکند. یکی از ویژگیهای بارز تقریباً تمام ناآرامیهای مدنی گذشته در ایران این است که نیروهای امنیتی با مصونیت بیشتری در روستاها فعالیت میکنند. این امر به ویژه در گوشه و کنارهایی که اقلیتهای قومی مانند کردها و بلوچها اکثریت دارند و سپاه پاسداران رژیم به طور دورهای سرکوبهای خونینی انجام داده است، صادق است.
تمام اینها پاسخی وحشتناک به این سؤال میدهد که رژیم تا کجا نگران بقایش بوده است. هر تعداد که نهایتاً تعداد کشتهها باشد، بنظر میرسد که رژیم دست به یکی از بدترین کشتارهای شهروندان غیرمسلح توسط یک دولت در جهان در نزدیک به نیم قرن گذشته زده است تا خودش را حفظ کند.
نیویورک تایمز- به قلم: اسکات اندرسون
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
