خامنه ای ومذاکره ناگزیر که به اوتحمیل شد بخاطر استمرار اعتراضات وقیامهای خیابان وشورش وقیام مستمر وادامه دار بود
سالهاست در تریبونهای رسمی تکرار میشود: «مذاکره با آمریکا سم است.» اما امروز همان حاکمیت، کانال مذاکره—even مستقیم—را باز کرده است. این تغییر، تغییر عقیده نیست. نشانه تغییر توازن قواست.
۱) بیرون؛ جایی که دیوارها تنگ شد
لیستگذاری سپاه در اروپا
تحریمهای جدید و هماهنگ
تهدیدهای نظامی جدیتر از همیشه
اجماع سیاسی کمسابقه غرب
پیام روشن بود:
ادامه همان مواضع قبلی، هزینهای سنگینتر از مذاکره دارد.
۲) داخل؛ جایی که خطر واقعی است
آنچه حاکمیت را به میز مذاکره هل داد، ناوهای آمریکا نبودند؛ خیابانهای ایران بودند. اعتراضهای پیوسته، نارضایتی اقتصادی، شکاف اجتماعی، و مهمتر از همه: این حس که جامعه دیگر «قابل کنترل سابق» نیست. وقتی داخل در حال جوشش است، بیرون فشار میآورد، حاکمیت بهدنبال یک چیز میرود:
خرید زمان.
۳) چرا همزمان شاخوشانه و مذاکره؟
چون دو مخاطب متفاوت دارد:
داخل: باید اقتدار نشان دهد تا بدنه خودش نریزد
خارج: باید مذاکره کند تا فشار کم شود
این تناقض، تصادفی نیست؛ دوگانه بقاست.
۴) موضوع واقعی مذاکره چیست؟
نه هستهای، نه موشکی.
موضوع این است:
چگونه از این وضعیت عبور کنیم بدون آنکه هزینهای بدهیم که به انفجار داخلی منجر شود؟
۵) چرا این چرخش برای خامنهای سخت ولی ناگزیر بود؟
چون سالها مذاکره را خیانت معرفی کرده بود. اما امروز هزینه نچرخیدن، از هزینه چرخیدن بیشتر شده است.
جمعبندی
خامنهای به مذاکره تن نداد چون نظرش عوض شد؛
تن داد چون شرایط عوض شد.
این خیابان است که مذاکره را تحمیل کرده؛ نه میز مذاکره.
این مذاکره برای حل بحران نیست، برای خرید زمان است.
برای شکستن فشار بیرونی، و مهمتر از آن، مهار انفجار درونی.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
