۱۴۰۴ بهمن ۱۸, شنبه

واکاوی حقوقی و سیاسی به‌کارگیری مزدوران نیابتی در سرکوب قیام دی‌ماه ۱۴۰۴: نظام میرمحمدی حقوقدان و کارشناس مسایل ایران



واکاوی حقوقی و سیاسی به‌کارگیری مزدوران نیابتی در سرکوب قیام دی‌ماه ۱۴۰۴: نظام میرمحمدی حقوقدان و کارشناس مسایل ایران

قیام سراسری و توفنده دی‌ماه ۱۴۰۴، با گستردگی جغرافیایی کم‌نظیر و عمق شعارهای ساختارشکن، تمامیت رژیم ولایت فقیه را در برابر یک چالش وجودی و «وضعیت بقا» قرار داد. شدت این خیزش مردمی چنان بود که دستگاه سرکوب سنتی رژیم را دچار فرسایش و ناتوانی کرد. گزارش‌های میدانی متقن و تحلیل‌های راهبردی نشان می‌دهد که حاکمیت، در هراس از «عدم تمکین» نیروهای داخلی و ریزش بدنه سرکوب، دست به اقدامی بی‌سابقه و خطرناک زده است: فراخواندن بازوهای برون‌مرزی و شبه‌نظامیان نیابتی برای رویارویی مستقیم با مردم ایران. این نوشتار به بررسی ابعاد، دلایل و پیامدهای حقوقی این «اشغالگری نیابتی» می‌پردازد.

مستندات میدانی؛ ردپای بیگانگان در خیابان‌های ایران

بررسی داده‌های متقاطع از منابع خبری معتبر و گزارش‌های مردمی، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد. شواهد انکارناپذیر حاکی از آن است که تا اواسط دی‌ماه ۱۴۰۴، دست‌کم ۸۰۰ تن از نیروهای شبه‌نظامی وابسته به گروه‌هایی نظیر «کتائب حزب‌الله»، «حرکت النجباء»، «گردان‌های سیدالشهدا» و «سازمان بدر» از عراق به داخل خاک ایران گسیل شده‌اند.

جغرافیای استقرار این نیروها، کانون‌های ملتهب قیام را هدف قرار داده است: استان‌های چهارمحال و بختیاری، خوزستان (به‌ویژه آبادان)، اصفهان، لرستان و مشهد.

گزارش‌های تکان‌دهنده شاهدان عینی در بلوار زند شیراز و خیابان‌های آبادان، از حضور مامورانی حکایت دارد که با لهجه‌ی عربی غلیظ (متمایز از گویش هموطنان عرب خوزستانی) سخن می‌گفتند و با قساوتی وحشیانه و متمایز از نیروهای بومی، به سرکوب معترضان می‌پرداختند. در مشهد نیز حضور یکانی ۱۵۰ نفره با پوشش‌های ویژه رزم، گزارش شده است که نشان از یک طرح سازمان‌یافته برای مهار قیام دارد.

منطق راهبردی؛ چرا رژیم به «مزدوران وارداتی» متوسل شد؟

به‌کارگیری نیروهای نیابتی در داخل مرزها، تغییری بنیادین در الگوی سرکوب رژیم محسوب می‌شود که بر سه پایه اصلی استوار است:

گسست عاطفی و ملی: نیروهای وارداتی (اعم از عراقی یا لشکر فاطمیون) فاقد هرگونه پیوند ملی، تاریخی و عاطفی با مردم ایران هستند. در حالی که ملت ایران و ملت‌های منطقه پیوندهای برادرانه دیرینه دارند، استبداد دینی حاکم برای بقای خود، این عناصر را که سال‌ها با افکار فرقه‌گرایانه شستشوی مغزی شده‌اند، به میدان آورده است. برای این مزدوران، شلیک به سوی جوانان شورشگر ایرانی، نه کشتن هم‌وطن، بلکه حذف دشمن فرضی است؛ امری که قساوت در سرکوب را به اوج می‌رساند.

هراس از تمرد داخلی: رژیم با وارد کردن نیروی خارجی، پیامی تهدیدآمیز به بدنه نیروهای انتظامی و رژیمی داخلی مخابره می‌کند. این اقدام اهرمی است برای جلوگیری از هرگونه همدلی احتمالی نیروهای بومی با مردم و بستن راه تمرد یا ریزش در بدنه سرکوب.

تخصص در جنگ شهری: این شبه‌نظامیان سال‌ها در ویرانه‌های سوریه و عراق، فنون جنگ‌های چریکی و «پاکسازی» محلات مسکونی را آموخته‌اند. رژیم اکنون این تجربیات شوم را برای مقابله با کانون‌های قیام در شهرهای ایران به کار گرفته است.

دیپلماسی در خدمت جنایت

بررسی‌ها نشان می‌دهد که زیرساخت انتقال سریع این نیروها، نه یک رخداد تصادفی، بلکه حاصل سال‌ها برنامه‌ریزی بوده است. واگذاری سفارتخانه‌های رژیم در منطقه به فرماندهان سپاه پاسداران (همچون ایرج مسجدی در عراق)، عملاً این اماکن دیپلماتیک را به ایستگاه‌های پشتیبانی و لجستیکی برای سازماندهی و اعزام شبه‌نظامیان تبدیل کرده است. این روند اثبات می‌کند که دستگاه سیاست خارجی رژیم، بخشی جدایی‌ناپذیر از ماشین سرکوب نطامی است.

واکنش‌های بین‌المللی و موضع مقاومت

شورای ملی مقاومت ایران در اطلاعیه‌های متعدد، ضمن افشای این طرح شوم، تاکید کرده است که رژیم نیروهایی را که تحت عنوان فریبنده «مدافع حرم» سازماندهی کرده بود، اکنون برای دفاع از «حریم ولایت» در برابر مردم ایران به کار گرفته است.

در عرصه بین‌المللی نیز، بیانیه‌های اخیر پارلمان اروپا و مواضع خانم کایا کالاس مبنی بر اینکه «سرکوب نمی‌تواند بی‌پاسخ بماند»، واکنشی به همین «نسل‌کشی در تاریکی دیجیتال» است. مشارکت نیروهای تروریستی برون‌مرزی در سرکوب مردم ایران، اکنون به عنوان یک سند حقوقی قدرتمند در پرونده لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران در اروپا مورد استناد قرار گرفته است.

نتیجه‌گیری: ایران به مثابه «زمین اشغالی»

استفاده از نیروهای نیابتی در قیام دی‌ماه ۱۴۰۴، تیر خلاصی بر ادعای دروغین «مردمی بودن» و «اقتدار» نیروهای مسلح رژیم بود. این اقدام ثابت کرد که رژیم ولایت فقیه برای حفظ قدرت، ایران را نه به عنوان یک میهن، بلکه به مثابه یک «سرزمین اشغالی» می‌نگرد که برای حفظ سلطه بر آن، از هیچ جنایتی، حتی استمداد از بیگانگان برای کشتار صاحبان اصلی این آب و خاک، فروگذار نمی‌کند.

سخن پایانی: مسئولیت تاریخی نخبگان جهان عرب

در پایان، این واقعیت تلخ که بخشی از گلوله‌های شلیک شده به قلب آزادی‌خواهان ایرانی توسط عناصری از «حشدالشعبی» و گروه‌های مشابه وابسته به سپاه تروریستی قدس شلیک شده است، بار مسئولیتی سنگین را بر دوش وجدان‌های بیدار در جهان عرب می‌گذارد.

دخالت مستقیم این مزدوران سپاه پاسداران در ریختن خون جوانان ایرانی، لکه‌ای ننگین بر پیشانی پیوندهای تاریخی ملت‌های منطقه است که توسط فاشیسم مذهبی حاکم بر تهران ایجاد شده است. بسیار حیاتی است که روشنفکران، حقوقدانان و نویسندگان آزاده عرب، سکوت خود را شکسته و اجازه ندهند نام ملت‌های شریف عرب، دستمایه راهبرد بقای یک دیکتاتوری رو به زوال قرار گیرد. محکومیت قاطع این جنایات و روشنگری درباره ماهیت این گروه‌های مزدور، پاسخی ضروری به ندای مظلومیت مردمی است که در خانه خود، هدف تهاجم بیگانگان اجاره‌ای قرار گرفته‌اند.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7