دانشجویان زندانی علی یونسی و امیرحسین مرادی که در به ترتیب در زندانهای قزلحصار و زندان اوین محبوس هستند، در آستانه چهلم شهیدان قیام دیماه پیامهایی جداگانه منتشر کردند.این پیامها که در صفحه کمپین این دو دانشجوی نخبه درج شده است، با یاد آوری قتل عام سبعانه جوانان توسط رژیم ولایت فقیه بر پایداری برادامه مسیر قیام و مرزبندی با هر نو استبداد تاکید شد.
متن کامل پیام زندانیان سیاسی علی یونسی و امیرحسین مرادی
یادداشت علی یونسی
دانشجوی زندانی دانشگاه شریف، در آستانه چهلم کشتار مردم در دیماه ۱۴۰۴
ما مردمی هستیم با تاریخ و فرهنگی سرشار از حماسه؛ اما دیماه خونین فراتر از حماسه بود. در کدام حماسهای دختران از کاوهها و پسران از سیاوشها شجاعترند؟ در کدام حماسهای دیو سیاه شب اینچنین از هیچ جنایتی دریغ نمیکند؟ به راستی در کدام حماسهای مادران داغدار بر مزار فرزندانشان رقصیدند و شعر خواندند و کف زدند؟ ببینید چگونه حماسه نیز در برابر ایران تعظیم کرده است.
در برابر چنین حماسهای اگر ضرورتی نبود، کلامی برای گفتن نداشتم؛ زیرا هیچ واژهای را توان وصف آن نیست. اما همین بهای سنگین و همین شکوهِ گلهای در خون غلتیده، مسئولیت و دینی سنگین را بر گردن ما میگذارد. به خاطر تکتک همین کودکان، جوانان، دانشجویان و زنان و مردان، ما محکومیم به از پا ننشستن، محکومیم به پیروز شدن و محکومیم به ساختن آن روزی که آرزویش را داشتند. پس: «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان».
اما این قیام درس بزرگی نیز دارد؛ اینکه قدرت اصلی، ما مردم هستیم. کافی است لحظهای نگاه کنیم که این حرکت مردم بود که جهان را به حرکت در برابر این حکومت واداشت. بله، مردم پیشرو و جهان دنبالهرو است. این واقعیت عریان این ۴۷ سال است. این قدرت نه تنها واقعیت است، بلکه رمز پیروزی ماست. باور به این قدرت، ما را از چشم دوختن به قدرتهای خارجی بینیاز میکند و واقعیتِ این قدرت، ضمانت قطعی نابودی هر تلاشی برای برقراری دیکتاتوری است.
این قدرت، ریشه و منشأاش علاوه بر تاریخ طولانی مبارزه مردم ایران، تکثر و تنوع مردم است. این تکثر البته که باید متحد شود، اما این اتحاد هرگز از مسیری به غیر از به رسمیت شناختن این تنوع شکل نمیگیرد. این به رسمیت شناختن، در تصویری که از فردای ایران ارائه میشود متبلور میگردد؛ تصویری که شامل جدایی دین از دولت (به رسمیت شناختن تنوع عقاید) و به رسمیت شناختن حقوق تمام ملیتهاست. این تصویرِ جمهوریای است که همه در آن شهروند هستند و کسی مقام مادامالعمر ندارد.
اما از سوی دیگر، آنکس که امروز اتحاد را با نفی تکثر ارائه میدهد، قبل از هر چیز به قدرت مردم ضربه زده است و به همین علت، فقدان قدرت را از طریق التماس از قدرتهای خارجی جبران میکند و نه تنها وحدتبخش نیست، بلکه تفرقهافکن است. اما اینها را نه برای رقابتهای سیاسی گفتم؛ زیرا زمانی که خون شهیدان در میان است، جای رقابت نیست. این را از دردِ موجسواری بر خون یاران نادیدهام گفتم؛ این را برای حفاظت از قدرت مردم گفتم؛ قدرتی که از فداکاری بهترین فرزندان این خاک ساخته شده است. قدرتی که تخت حکومت مادامالعمر را برمیاندازد و حق طبیعی تعیین سرنوشت را به هر فرد، ملت و ملیتی خواهد داد.
این روشنگری و حفاظت از خون یارانمان، بیش از هر کس وظیفه ما دانشجویان است. ما دانشجویانی که خود بهایی بسیار سنگین برای آزادی ایران پرداختهایم. تمام این حرفها را گفتم زیرا این بیشترین چیزی است که میتوانم به مادران و پدران داغدار و کودکان عزادار هدیه کنم. بدانید که لحظه به لحظه با شما گریستیم و درد کشیدیم.
هیچ میدانی چرا چون موج در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم؟ زان که بر این پردهی تاریک، این خاموشی نزدیک آنچه میخواهم نمیبینم و آنچه میبینم نمیخواهم.
علی یونسی – زندان قزلحصار در آستانه چهلم کشتار ۱۴۰۴
یادداشت امیرحسین مرادی
دانشجوی زندانی دانشگاه شریف، در آستانه چهلم کشتار مردم در دیماه ۱۴۰۴
«از خون جوانان وطن لاله دمیده…» هزار هزار لاله! پژمرده نشدند؛ سرخِ سرخ، بالیدند و به اوج رفتند. چه دخترانی و چه پسرانی که ذلت و حقارت را نپسندیدند و هرچه داشتند در مبارزهشان فدا کردند؛ ارزشمندترین داراییشان: جانشان. درود بیکران بر تکتک جوانان وطنمان ایران که مرگ را به سخره گرفتند و اسطوره شدند.
امروز در ظاهر، چهلمِ خونینترین روزهای تاریخ معاصر ایران است؛ اما برای مادرانی که آن شبها انتظارشان به حسرت بدل شد، گویی چهل سال گذشته است. نوشتم تا در این غم شریکتان باشم. وقوع این قیام یک بار دیگر اثبات کرد که مردم ایران نه به جنگ خارجی، بلکه به نقش تغییرگر خودشان ایمان دارند و باز هم دیدیم که در ادامه روند تکاملی سلسله قیامهای مردم ایران در راه آزادی، این قیام گستردگی و رادیکالیسم بیشتری نسبت به قیامهای قبلی داشت.
دیکتاتوری حاکم نیز از ترس سرنگونی، رگبار بستن بر جوانان را برگزید و به این دنائت تن داد؛ غافل از آنکه با این جنایت، ملتی را ضد خودش خواهد شوراند و این بار نیز قویتر و مصممتر به خونخواهی عزیزانشان خواهند شتافت. مگر نبودند شهرهایی همچون آبدانان و ملکشاهی که بهکلی به تسخیر مردم درآمدند و آزاد شدند؟ این بار تهران و همه ایران آزاد خواهند شد تا یک جمهوری استقرار یابد که در آن حق هیچ ملیت، جنسیت، مذهب یا عقیدهای پایمال نخواهد شد. این حق طبیعی ماست؛ بگذار عدهای ناآگاهانه تز بازگشت سلطنت و دیکتاتوری و ساواک و تختهای شکنجه را زیبا جلوه دهند.
اما چراغ این مبارزه خاموش نشده و در اعتراضات دانشجویان متبلور است. دانشجویانی که بنابر اعتراف مسئولان خودِ رژیم، بیش از ۱۰۰ نفرشان قربانی کشتار سنگدلانه دستگاه سرکوب شدهاند. دانشجویان آمدند و نشان دادند این قیامی بیپایه و بیجهت نیست و آگاهترین اقشار در آن نقش دارند. بله، ما میخواهیم خودمان سرنوشتمان را تعیین کنیم و در انتظار هجوم ابرقدرتهای خارجی به کشورمان ننشستهایم. با عزمی صدچندان و انگیزهای مضاعف، باز هم گام در مسیر قیام خواهیم گذاشت.
آری شود که روز از آن روزهای گرم از آفتاب، پارهسنگی جدا شود و آن سنگ، چون جزیره آتشگرفتهای سوی دیار دوزخی ما رها شود ما را بدل به توده خاکستری کند خاکستری که خفته در او برق انتقام.
امیرحسین مرادی – زندان اوین در آستانه چهلم کشتار دیماه ۱۴۰۴

چهلم شهیدان؛ سوگواری که به سنت اعتراض تبدیل شد
لعن و کین مادران برای قاتلی به نام خامنه ای
همزمان با فرارسیدن چهلم شهیدان قیام دیماه ۱۴۰۴، شهرهای مختلف ایران صحنه برگزاری مراسمهایی بود که در بسیاری موارد، چارچوبهای سنتی سوگواری را درنوردید و به نمایش آشکاری از اعتراض، همبستگی و تجدید عهد با راه جانباختگان تبدیل شد. از نورآباد ممسنی تا تهران، از ملکشاهی تا گناوه، خانوادهها و مردم با شیوههایی متفاوت یاد عزیزان خود را گرامی داشتند؛ سوگی که با فریاد، موسیقی، آیینهای بومی و سرودهای میهنی درآمیخت.
نورآباد ممسنی؛ فریادهای اعتراضی و «آرمان ایران»
در نورآباد ممسنی مراسم چهلم با شعارهای صریح علیه حاکمیت همراه بود. حاضران با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر خامنهای»، «میکشم میکشم آنکه برادرم کشت» و «قسم به خون آرمان ایستادهایم تا پایان» بر ادامه راه شهیدان تأکید کردند.
در این شهر، یادبود آرمان گرجیان، جوان ۱۹ ساله اهل بابامیدان، جلوهای ویژه داشت. خانواده او نام «آرمان ایران» را بر سنگ مزارش حک کردند؛ عبارتی که از نگاه آنان نماد پیوند خون فرزندشان با آرمان آزادی است. در مراسم چهلم او، حاضران با خواندن اشعار حماسی، یادش را زنده نگه داشتند و سوگ را به بیانیهای جمعی از مقاومت بدل کردند.
کازرون و کوهچنار فارس؛ گلباران مزارها
در کازرون، مراسم چهلم شهیدان ایمان میرشکاری و بهنام عنایت با حضور مردم برگزار شد. شعار «این گل پرپر شده هدیه به میهن شده» فضای مراسم را شکل داد؛ شعاری که به نماد بسیاری از این آیینها تبدیل شده است.
در کوهچنار فارس نیز محل شهادت دو شهید قیام، رضا شهریور و آرین کشکولی گلباران شد؛ حرکتی نمادین که با حضور مردم، رنگی از احترام و اعتراض همزمان داشت.
کرج؛ بدرقهای با ترانه و همخوانی
در منطقه حصار کرج، خاکسپاری محمدحسین جمشیدی حال و هوایی متفاوت داشت. پخش ترانهای از زندهیاد جهان و همخوانی و دستزدن حاضران، این مراسم را از قالب سنتی خارج کرد. سوگ در اینجا نه در سکوت، بلکه در همآوایی جمعی معنا یافت؛ رویکردی که در ماههای اخیر به نمادی از سوگ اعتراضی تبدیل شده است.
بابل؛ سخنان تکاندهنده شایان برای پدرش حسن سماکوش
در بابل، مراسم چهلم حسن سماکوش با سخنرانی فرزندش شایان همراه بود. او با جملهای تأثیرگذار گفت: «ما برای آنچه میسازیم ایرانی هستیم، نه برای آنچه از دست دادهایم.» روایت او از لحظه جانباختن پدرش و تشبیه آن به چسبیدن ستارهای بر سقف آسمان، حاضران را به شدت تحت تأثیر قرار داد. در پایان، جمعیت با همخوانی سرود «ای ایران» یاد او را گرامی داشتند.
اراک؛ شهید ارمیا فضلی
در اراک، چهلم شهید ارمیا فضلی ابتدا قرار بود در سالن هتل امیرکبیر برگزار شود اما بهدلیل فشارهای امنیتی لغو و به بهشت زهرا منتقل شد. با وجود بازداشتهایی در ورودی آرامستان، مردم بر سر مزار او گرد آمدند. مادر ارمیا با سخنانی آکنده از دلتنگی از فرزندش یاد کرد و مراسم با نوای موسیقی و حضور پرشمار مردم برگزار شد.
مسجدسلیمان و اصفهان؛ یاد مهران نیایش و محمدجواد خلیلی اردلی
در مسجدسلیمان، چهلم شهید مهران نیایش، جوان ۳۳ سالهای که پس از بازداشت در بهارستان اصفهان جان باخت، برگزار شد.
در اصفهان و اردل، آیین چهلم شهید محمدجواد خلیلی اردلی با مراسم سنتی «کُتل» همراه بود؛ آیینی که در آن اسب سیاهپوش با تفنگی بر زین گردانده میشود. این مراسم با حضور هزاران نفر برگزار شد و پیوندی میان سنتهای بومی و اعتراض معاصر برقرار کرد.
ملکشاهی ایلام؛ عروسی نمادین بر مزار
در ملکشاهی ایلام، چهلم شهید محمدرضا کرمی، نوجوان ۱۶ ساله، با برگزاری «عروسی نمادین» بر سر مزارش برگزار شد. ساز و دهل نواخته شد و مردم با گردهمایی گسترده، یاد او را زنده نگه داشتند. خانواده او در برابر فشارها برای تحریف عنوان جانباختن فرزندشان ایستادگی کردند.
همچنین مراسم چهلم جانباختگان شهید قهرمان ملکشاهی با حضور گسترده مردم برگزار شد؛ آیینی که هر شمع روشنشده در آن، عهدی دوباره با راه شهیدان تلقی میشد.
گرگان؛ کبوتران سفید برای رضا اسدی
در گرگان، چهلم شهید قیام رضا اسدی، جوان ۳۰ ساله، با خواندن «ای ایران»، دستافشانی حاضران و رهاسازی کبوتران سفید برگزار شد. برادر او در پیامی احساسی از ادامه راهش سخن گفت و جمعیت با شعار «این گل پرپر شده هدیه به میهن شده» همصدا شدند.
تهران؛ وداع با ورزشکار وطن
در تهران، مراسم چهلم شهید علیمحمد کردکاظمی، بسکتبالیست ۲۲ ساله تیم عقاب آشور، برگزار شد. او در میدان کاج سعادتآباد جان باخت. متنهای احساسی منتشرشده از سوی نزدیکانش، از زخمی سخن میگفت که «تا ابد» باقی خواهد ماند.
گناوه؛ تدارک مراسم کریم حیدری
در بندر گناوه، همزمان با چهلم شهید کریم حیدری، ۳۱ ساله و پدر یک کودک سهساله، حضور گسترده نیروهای بسیجی گزارش شد. او با لباس کار در مسیر بازگشت به خانه به معترضان پیوست و هدف گلوله قرار گرفت. پیکرش پس از یک هفته به خانواده تحویل داده شد. مراسم او قرار است روز سه شنبه برگزار شود اما نیروهای امنیتی با حضور گسترده در اطراف منزل شهید میخواهند مانع شوند.
دیگر مراسمها؛ از نیما نجفی تا عرفان بزرگی
در روستای بادخوره اسدآباد همدان، چهلم شهید نیما نجفی، ۱۹ ساله، برگزار شد.
مراسم چهلم عرفان بزرگی با مولاناخوانی مادرش بر مزار او جلوهای عاطفی یافت؛ اشعاری که با «سلطان منی سلطان منی» آغاز شد و اشک حاضران را جاری کرد.
همچنین مراسمهای جداگانهای برای شهیدان علیرضا خارپور، علی صالحپور و دیگر شهیدان قیام برگزار شد که در آنها دلنوشتههای خواهران و خانوادهها، بخش مهمی از حافظه جمعی این خیزش را شکل داد.
چهلم شهیدان قیام دیماه حالا دیگر نه صرفاً آیین سوگواری، بلکه صحنهای از بازتعریف عزاداری در قالبی اعتراضی بدل شده است؛ جایی که موسیقی، شعر، آیینهای بومی و شعارهای سیاسی در هم تنید و یاد جانباختگان را به نیرویی زنده برای استمرار مقاومت بدل کرد. گویی قیام دیماه در حال حال تولد دوباره است. خون شهیدان بر سنگفرش خیابان هنوز باقی است . مادران روزانه به گلباران سنگفرشها و خیابانهایی می روند که عزیزان شان در آنجا بر خاک افتادند. این دیگر سوگواری نیست شکل نوینی از ادامه قیام است. قیامی که تا سرنگونی دیکتاتور پیش خواهد رفت.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
