سایت برلینر سایتونگ آلمان: در تظاهرات ۷ فوریه - در دستان نسرین صباغ و همسرش، مسعود دوستی عکسی بود که بر اثر تیراندازی نیروهای حکومت ایران درقیام اعتراضی شمال ایران براثر خونریزی جان باخت چون هیچکس اجازه کمک نداشت» - تظاهرات در برلین خشونت در ایران را محکوم میکند
در تجمع «آزادی برای ایران»، هزاران نفر خواستار پایان رژیم ملاها شدند. بستگان ایرانیان کشتهشده از وحشیگری سپاه پاسداران خبر دادند.
در میان بسیاری از افرادی که پرچم ایران را در خیابان ۱۷ تکان میدادند، نسرین صباغ و همسرش، مسعود دوستی، این شنبه در برلین ایستاده بودند. آنها به جای پرچم، عکسی از یک مرد جوان، عکسی از برادرزادهشان، هومن، در دست داشتند.
به گفته نسرین صباغ، این مهندس صنایع ۳۷ ساله که تنها سه سال قبل ازدواج کرده بود، در اوایل ژانویه در جریان اعتراضات سراسری علیه رژیم ایران در شهر لاهیجان ایران مورد اصابت گلوله قرار گرفت. او میگوید، به دلیل اینکه سپاه پاسداران از هرگونه امدادرسانی جلوگیری کرد، هومن جان باخت. به مدت دو ساعت او خونریزی می کرد. هومن صباغ از شدت خونریزی درگذشت.
نسرین صباغ ۶۷ ساله آن روز با چشمانی اشکبار از برادرزادهاش صحبت میکند. او تنها ده روز بعد در غرب آلمان، جایی که او و همسرش از سال ۱۹۸۳ در آن زندگی میکنند، از مرگ هومن مطلع شد. او پسر برادرش بود. او میگوید: «اینترنت و تلفنهای همراه در جریان اعتراضات اخیر برای مدت طولانی در ایران کار نمیکردند.»
نسرین صباغ گزارش میدهد که والدین هومن حتی مجبور بودند هزینه مهمات مورد استفاده برای شلیک به پسرشان را بپردازند. در غیر این صورت، آنها جسد او را تحویل نمی دادند. او با شور و شوق اشکهایش را پاک میکند و اعلام میکند: «رژیم وحشی ایران باید برود.»
۳۴۰ سازمان بینالمللی و نماینده سیاسی از تظاهرات « ایران آزاد» حمایت میکنند. به گفته برگزارکنندگان، هدف از این تظاهرات حمایت از معترضان در ایران است که در ژانویه علیه رژیم ملاها قیام کردند.
بحران شدید اقتصادی در پایان دسامبر، اعتراضات در ایران را برانگیخت که در آغاز ژانویه به تظاهرات سیاسی علیه رژیم استبدادی تبدیل شد. این اعتراضات به شدت سرکوب شد و منجر به هزاران کشته شد. آمار دقیقی در دسترس نیست.
انتظار میرفت ۱۰۰۰۰۰ تظاهرکننده در تظاهرات برلین شرکت کنند، اما این تعداد شنبه محقق نشد. حدود ساعت ۴ بعد از ظهر، پلیس گزارش داد که تقریباً ۱۰۰۰۰ شرکتکننده در این تظاهرات شرکت کردهاند. آنها اظهار داشتند که تعداد شرکتکنندگان همچنان در حال افزایش است. تا اواخر بعد از ظهر، برگزارکنندگان هنوز هیچ آماری از شرکتکنندگان منتشر نکرده بودند.
چند پرچم اوکراین نیز قابل مشاهده بود.
بسیاری از تظاهرکنندگان پرچمهای ایران را تکان میدادند و کلاه یا جلیقه زرد با نوشته "ایران آزاد" به تن داشتند. چند پرچم اوکراین نیز قابل مشاهده بود.
رضا روچی، یکی از برگزارکنندگان این تظاهرات بزرگ، میگوید: "این یک تجمع همبستگی با مردمی است که در میهن ما علیه رژیم شورش میکنند، اما همچنین تظاهراتی علیه گرایشهای سلطنتطلبانه است." او همچنین توضیح میدهد که هرگونه تغییر در ایران باید از درون - نه از طریق مداخله آمریکا - صورت گیرد.
روچی تعریف میکند که اعتراضات اخیر در ایران شامل بسیاری از جوانانی بوده است که علیه رژیم ملاها قیام کردهاند. این مرد ۶۳ ساله میگوید: «آنها آیندهای در کشور ندارند و آمادهاند تا حداکثر بها را بپردازند: با جانشان.» به گفته او، بسیاری از جوانان ایرانی در اوایل ژانویه قبل از رفتن به خیابانها وصیتنامههای خود را نوشتهاند.
روچی خودش در سال ۱۹۸۹ برای تحصیل در رشته حقوق به فرانکفورت آمد. او میگوید که در آن زمان از نظر سیاسی فعال بوده و دیگر نمیتوانسته برگردد. آلمان به خانه دوم او تبدیل شده است. او از اینکه در اینجا پناه گرفته سپاسگزار است. اما اشتیاق برای ایران هرگز او را رها نمیکند.
وقتی گیسو شاکری، فعال حقوق بشر و خواننده ایرانی ساکن سوئد، روی صحنه میرود، جمعیت تشویق میکنند.
این شور و شوق تنها با حضور مریم رجوی، رئیس شورای ملی مقاومت که در ایران ممنوع است، بیشتر میشود. سخنرانی او از روی صحنه خطاب به تظاهرکنندگان با هزاران فریاد «مرگ بر خامنهای!» نسرین صباغ، در حالی که عکسی از برادرزادهاش را در دست دارد، پایان مییابد و میگوید: «او امید ماست!»
کمی دورتر، عمید امیری ایستاده است. او در هر دست یک عکس پرتره دارد. یکی از عکسها رامین اسدی و دیگری امین حیدری را نشان میدهد. امیری ۶۱ ساله میگوید: «این دو مرد جوان در جریان اعتراضات اخیر کشته شدند.» رامین میخواست به تظاهرکنندگان مجروح در کرج، یکی از شهرهای بزرگ ایران، کمک کند. خود پدر دو فرزند، در اوایل ژانویه مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
سپس اعضای سپاه پاسداران او را با باتوم کشتند. امیری گزارش میدهد: «برادرم شاهد عینی بود؛ او با رامین بزرگ شد. از آن زمان، او دچار آسیبهای روانی شده و دیگر نمیتواند صحبت کند.»
امین حیدری، یکی از بستگان ۳۰ ساله، در همان روز در یک تظاهرات درگذشت. به گفته امیری، او با شلیک گلوله به سر اعدام شد.
امیری میگوید ۳۸ سال پیش به عنوان پناهنده از رژیم ایران به آلمان آمد. خانوادهاش به دلیل فعالیتهای سیاسی او متحمل سختیهای زیادی شدهاند. «خواهرم از کارش در ایران اخراج شد، پدرم زندانی شد.» برای او، کار ملاها تمام است. او معتقد است که قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا خیلی دیر شده است. «اما حداقل یک چیزی است.»
بهار ۲۱ ساله است و با دوستانش از هانوفر به برلین آمده است. او یکی از کلاههای زرد با شعار «ایران آزاد» را به سر دارد. او توضیح میدهد که والدین فعال سیاسیاش چند سال پیش به آلمان گریختند. او به سختی خاطراتی از خود ایران دارد. با این حال، بسیاری از اقوام هنوز در آنجا زندگی میکنند. او میگوید: «و من خیلی دوست دارم به ریشههایم برگردم.»
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
🌻 پیوند این بلاک با توئیتر BaharIran@ 7
