۱۴۰۴ بهمن ۲۳, پنجشنبه

هیل کنگره آمریکا- نویسنده: استروان استیونسون: چگونه رژیم تهران با ترفند وبه شیوه همیشگی در حالیکه واشنگتن برای حمله مردد است، طبق خواسته اش زمان می‌خرد



هیل کنگره آمریکا-  نویسنده: استروان استیونسون: چگونه رژیم  تهران  با ترفند وبه  شیوه همیشگی در حالیکه واشنگتن برای حمله مردد است، طبق خواسته اش زمان می‌خرد

یک بار دیگر، رژیم ایران قدیمی‌ترین و بدبینانه‌ترین ترفند دیپلماتیک خود را به کمال رسانده است: تأخیر، حواس‌پرتی و فریب. سفر گزارش‌شده علی لاریجانی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، مشاور رهبر ایران، به عمان در این هفته، که بلافاصله پس از مذاکرات هسته‌ای به اصطلاح "غیرمستقیم" با واشنگتن در مسقط انجام می‌شود، باید زنگ خطر را در دفتر هر سیاست‌گذار جدی به صدا درآورد. این دیپلماسی نیست. این یک نمایش سیاسی است که برای تضعیف عزم غرب طراحی شده است، در حالی که ملاها زمان می‌خرند.

ما قبلا این فیلم را دیده‌ایم و همیشه به یک شکل پایان می‌یابد. بیش از دو دهه است که تهران از مذاکرات نه به عنوان راهی برای سازش، بلکه به عنوان سپری برای پیشبرد برنامه هسته‌ای خود، گسترش زرادخانه موشکی خود، تقویت نیروهای نیابتی منطقه‌ای خود و تشدید سرکوب در داخل استفاده کرده است. "گفتگو درباره گفتگو" الگوی مورد علاقه رژیم برای حفظ ثبات است. آنها توهم تعامل ایجاد می‌کنند، فشار فوری را خنثی می‌کنند و پایتخت‌های غربی را دچار اختلاف می‌کنند، در حالی که هیچ گونه تغییر اساسی در عمل رخ نمی‌دهد.

لحظه کنونی به ویژه خطرناک است زیرا تردید غرب را با ناامیدی ایران ترکیب می‌کند. رژیم آخوندی از زمان انقلاب ۱۹۷۹ که توسط ملاها ربوده شد، ضعیف‌تر است. قیام سراسری که دوباره در اواخر ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ فوران کرد، عمق خشم مردمی علیه سیستمی را که تنها با ترس سرپا مانده است، آشکار کرده است. بنا به گزارش‌ها، هزاران معترض، از جمله صدها زن و کودک، که برخی از آنها تنها ۳ سال سن دارند، کشته شده‌اند. ده‌ها هزار نفر دیگر نیز بازداشت شده‌اند. سپاه پاسداران، بار دیگر خود را نه به عنوان یک نیروی نظامی، بلکه به عنوان یک ارتش اشغالگر داخلی نشان داده است.

این واقعیت شنبه گذشته در برلین به شدت برجسته شد. در زیر آسمان یخبندان زمستان، حدود ۱۰۰۰۰۰ ایرانی تبعیدی و حامیان بین‌المللی در یکی از بزرگترین تظاهرات ایرانیان خارج از کشور در دهه‌های اخیر در دروازه براندنبورگ جمع شدند. پیام آنها غیرقابل انکار و سازش‌ناپذیر بود: نه شاه، نه آخوند. جمعیت با رد دیکتاتوری مذهبی و هرگونه بازگشت نوستالژیک به سلطنت، خواستار یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر حاکمیت مردمی شدند. این یک اعتراض حاشیه‌ای نبود. این ابراز وجود گسترده مردمی بود که تمام ایمان خود را به حاکمان تحمیلی، چه تاجدار و چه عمامه‌دار، از دست داده‌اند.

دقیقا در چنین لحظاتی از بحران داخلی و مواجهه خارجی است که تهران به خارج رو می آورد و برای بقا در داخل کشور به دنبال مذاکره در خارج از کشور است. سفر لاریجانی نشانه‌ای از حسن نیت نیست. این یک سیگنال محاسبه‌شده است که ایران خواهان فرآیند است، نه پیشرفت. عمان، که مدت‌ها یک واسطه محتاط بوده، محل مناسبی برای ابهام و تأخیر ارائه می‌دهد. واشنگتن با موافقت با تماس‌های اکتشافی بدون اهداف یا مهلت‌های مشخص، خطر تکرار اشتباه مهلک دولت‌های گذشته را دارد، یعنی اشتباه گرفتن گفتگو با اهرم فشار.

مقامات آمریکایی اکنون آشکارا اعتراف می‌کنند که آنها"وضعیت نهایی" سیاست خود در قبال ایران را تعریف نکرده‌اند. همین اعتراف باید متحدان آمریکا را نگران کند. استراتژی بدون وضعیت نهایی اصلاً استراتژی نیست؛ بلکه انحراف است. تهران انحراف را درک می‌کند. این کشور از آن بهره می‌برد. در همین حال، رژیم همچنان خطوط قرمز خود را تعیین می‌کند؛ نه پایان غنی‌سازی اورانیوم، نه برچیدن فناوری موشکی، نه توقف تأمین مالی و تسلیحاتی نیروهای نیابتی مانند حزب‌الله، حماس و حوثی‌ها، و قطعاً نه بحثی در مورد سرکوب سیستماتیک مردم ایران.

به طور خلاصه، ایران در ازای... هیچ چیز، خواستار کاهش تحریم‌ها و تضمین‌های امنیتی است. این مذاکره نیست. این اخاذی است.

برخی در واشنگتن هنوز به این توهم چسبیده‌اند که استقرارهای نظامی صرفاً اقدامات "معمولی" برای حفاظت از نیروها هستند و از دیپلماسی جدا هستند. تهران این را اینطور نمی‌بیند. هر ناو هواپیمابر، هر تمرین آمادگی، هر تهدید با دقت بیان شده توسط رژیم در روایت مقاومت و قربانی بودن آن گنجانده می‌شود و برای توجیه سرکوب‌های بیشتر در داخل و تجاوز در خارج از کشور استفاده می‌شود. در عین حال، فرماندهان ایرانی آشکارا از توانایی خود برای حمله به پایگاه‌ها و ناوهای آمریکایی می‌بالند و محاسبه می‌کنند که رهبران غربی اراده سیاسی برای پاسخ قاطع ندارند.

خطر این نیست که آمریکا خیلی سریع عمل کند. خطر این است که خیلی صبر کند. پیام‌های متناقض دولت ترامپ، که بین تهدیدهای اقدام نظامی و اعلام ترجیح مذاکره در نوسان است، دقیقاً همان ابهامی را ایجاد کرده است که تهران به بهترین شکل از آن بهره می‌برد. رهبران ایران شرط می‌بندند که واشنگتن بیشتر از تهران از فروپاشی می‌ترسد، از تشدید اوضاع می‌ترسد. هر روز مذاکرات بی‌محتوا این باور را تقویت می‌کند.

اروپا، به نوبه خود، سرانجام شروع به کنار گذاشتن توهمات خود می‌کند. نامگذاری سپاه پاسداران توسط اتحادیه اروپا به عنوان یک سازمان تروریستی، اگرچه عمدتا نمادین است، اما نشان دهنده درک فزاینده‌ای است که این یک دولت عادی نیست که بتوان با آن طبق معمول تجارت کرد.

توافق با ایران، توافق با سپاه پاسداران است که اکنون توسط اکثر جهان به عنوان یک نهاد تروریستی طبقه‌بندی می‌شود. این یک دولت تروریستی است که از طریق خشونت، چه داخلی و چه خارجی، زنده می‌ماند. واکنش خشمگین تهران به این نامگذاری، تنها بر این نکته تأکید می‌کند. اما نمادگرایی بدون پیگیری، چیزی را تغییر نمی‌دهد.

واشنگتن چه باید بکند؟ اول، باید از گفتگوی بی‌پایان دست بردارد. هرگونه مذاکره‌ای باید مشروط به معیارهای روشن و غیرقابل مذاکره باشد: برچیدن کامل غنی‌سازی اورانیوم، محدودیت‌های قابل تأیید بر توسعه موشکی، پایان دادن به حمایت از گروه‌های مسلح نیابتی و پاسخگویی در قبال کشتار جمعی معترضان. بدون این شرایط، مذاکرات از بی‌فایده بودن هم بدترند؛ آنها خطرناک هستند.

دوم، آمریکا باید از تظاهر به اینکه سرکوب داخلی رژیم یک مسئله جداگانه است، دست بردارد. همان سیستمی که نوجوانان را در خیابان‌های تهران به گلوله می‌بندد، سیستمی است که ترور را در سراسر خاورمیانه صادر می‌کند. هیچ جناح «میانه‌رویی» وجود ندارد که منتظر باشد با صبر و حسن نیت قدرت بگیرد.

در نهایت، واشنگتن باید آنچه را که مردم ایران، از خیابان‌های تهران تا دروازه براندنبورگ برلین، از قبل می‌دانند، تشخیص دهد: این رژیم قابل اصلاح نیست. فقط می‌توان آن را جایگزین کرد. حمایت از حق مردم ایران برای مقاومت در برابر استبداد، از نظر سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک، جنگ‌طلبی نیست. این شفافیت اخلاقی است.

سفر علی لاریجانی به عمان گامی به سوی صلح نیست. این یک تاکتیک وقت‌کشی توسط رژیمی است که زمانش رو به اتمام است. آمریکا نباید دوباره فریب بخورد. تاریخ با کسانی که مذاکرات بی‌پایان را با خرد اشتباه گرفتند، در حالی که ملاها چنگال خود را محکم‌تر کرده و به سمت بمب می‌دویدند، مهربان نخواهد بود. انتخاب سخت است. فشار قاطع اکنون، یا رویارویی بسیار خطرناک‌تر در آینده. واشنگتن باید عاقلانه و سریع انتخاب کند.


هیل کنگره -نویسنده: استروان استیونسون



🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7