۱۴۰۵ فروردین ۲۲, شنبه

اخطار مجاهدین به دژخیمان و جلادان و مأموران اعدام



اخطار مجاهدین به دژخیمان و جلادان و مأموران اعدام

اخطار به مأموران اعدام

حوالی ساعت ۹ و نیم یکشنبه شب ۹ فروردین ۱۴۰۵ بیش از ۲۰ تن از دژخیمان گارد زندان قزلحصار برای انتقال و اعدام ۶ مجاهد خلق به سالن زندانیان سیاسی در واحد ۴ ریختند.

سرکردگی دژخیمان به عهده جلادی به نام حسن قبادی بود.

در این ساعت کلیه زندانیان در سلولهای خود بودند و کسی در ابتدا متوجه آمدن مأموران نشد چون به‌طور معمول این ساعت، زمان آمدن مأموران به داخل واحدها و سالنها نیست.در کنار هر سلول دو تن از دژخیمان ایستادند و لحظاتی بعد وارد شده و به زندانیان گفتند «بدون این‌که به چیزی دست بزنید از اتاقهایتان بیرون بیایید. بازرسی است».

هدف از این کار فریب دادن زندانیان بود تا به‌راحتی از سلولها و سپس از سالن خارج شوند.

جلاد حسن قبادی برای مطمئن کردن زندانیان دو بار با صدای بلند گفت هیچ مشکلی نیست و فقط بازرسی است.

زندانیان از سلولها خارج شدند و در راهرو تجمع کردند.

دژخیمان شروع به پرسیدن اسامی زندانیان کردند و مشخص شد که قصد بردن ۶ مجاهد اعدامی را دارند.

وقتی خواستند به‌دستهای وحید بنی عامریان از پشت دست‌بند بزنند او مقاومت کرد. به همین دلیل چند مأمور بر سرش ریختند و با ضربات پیاپی سر و صورت او را خونین کردند.

سعید ماسوری که هنوز به راهرو نیامده بود فریاد زد: همه ما را بکشید -مرگ بر خامنه‌ای.

دژخیم قاسم صحرایی (افسر کشیک زندان) از علی یونسی پرسید اسمت چیه؟ علی گفت: علی. دژخیم فامیل او را پرسید وقتی علی فامیلیش را گفت، با مشت محکم به‌صورت او کوبید صورتش در جا ورم کرد.

پس از آن ۲۱ زندانی را دست‌بند زدند و به زیر هشت بردند تا از آنجا به انفرادی بروند.

در زیر هشت ۶ مجاهد اعدامی را از بقیه جدا کردند.

یکایک زندانیان دست بسته این ۶ قهرمان را بوسیدند و خداحافظی کردند و بر ادامهٔ راه تأکید کردند.

دژخیمان هم از روحیه این ۶ نفر تعجب کرده بودند چرا در زمانی که آنها را برای اعدام می‌برند، از ترس و وحشت اثری در هیچ‌کدام نیست.

یکی از زندانیان نتوانست خودش را نگهدارد و از شدت تأثر شروع به گریستن کرد و صورت هر ۶ نفر را می بوسید.

وقتی وحیدبنی‌عامریان و محمد تقوی و اکبر دانشور کار گریه‌های او را دیدند به او نهیب زدند که «گریه نکن و نگذار دشمن اشک هایت را ببیند».

وحید با لبخند همیشگی گفت چرا گریه می‌کنی؟ ما نزد بهروز (احسانی) و مهدی (حسنی) می‌رویم.

محمد تقوی آرام و با وقار ایستاده بود. وقتی آنها را حرکت دادند پویا قبادی در حالی که دستهایش دست‌بند داشت، به‌حالت خداحافظی، دستها را بالا برد.

بعد از بردن آن ۶ نفر بقیه زندانیان را هم به اتهام این‌که خیلی شلوغ کرده و سر و صدا راه انداختند، به انفرادی منتقل کردند.

سازمان مجاهدین خلق ایران به دژخیمان و مأموران اعدام به‌ویژه جلادان الله‌کرم عزیزی (رئیس قزلحصار) و دستیارانش حسن قبادی و قاسم صحرایی اخطار می‌کند کیفری را که سزاوار آن هستند فراموش نکنند.

مجاهدان خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی هم مانند بسیاری دیگر توسط همین دژخیمان آدمخوار به دار فرستاده شدند. دژخیم الله کرم بارها و بارها در صحنه‌های اعدام حضور و مشارکت داشته است.

سازمان مجاهدین خلق ایران از هموطنانی که درباره جلادان و دژخیمان و مأموران اعدام اطلاعاتی دارند درخواست می‌کند اطلاعات خود را به‌نحو مناسبی که برای خود آنها خطری نداشته باشد، به مجاهدین و کانون‌های شورشی برسانند.هموطنان می‌توانند برای پیامهای خود با رمزنگاری از «رادیو پیام» که دارای کانالهای جداگانه ماهواره‌یی و موج کوتاه است، استفاده کنند.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7