تهدیدات بنادر خلیج - آیا شروع مجدد جنگ متصور است
روزنامهنگار و روشنفکر سعودی، سردبیر پیشین روزنامه «الشرق الأوسط» و مجله «المجلة» و مدیرکل سابق شبکه «العربیه». فارغالتحصیل رشته رسانه از دانشگاه آمریکایی در واشنگتن و از نویسندگان ثابت این روزنامه. از زمان توقف مذاکرات در اسلامآباد، همه درگیریها متوقف نشده است. خطرناکتر از آن، تصمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای اعمال محاصره بر تجارت دریایی ایران است؛ تصمیمی که صحنه را آشفته کرده و با تهدید ایران به هدف قرار دادن بنادر خلیج همراه شده است.
در میدان، نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان پیشروی میکنند و هر موفقیت در آنجا، توان ایران را در عرصه مذاکره و روحیه آن تضعیف میکند. اسرائیل حدود یکسوم از مساحت لبنان را تحت کنترل درآورده و در آستانه تسلط بر سه پایگاه مهم نظامی «حزبالله» یعنی بنت جبیل، الخیام و طیبه است. در نتیجه جنگ، دولت لبنان نیز جسارت یافته و گامی تاریخی برداشته و با وجود تهدیدهای «حزبالله»، مستقیماً با اسرائیل وارد مذاکره شده است.
ایرانیها بهسرعت خواستار ازسرگیری مذاکرات با ایالات متحده شدهاند که نشاندهنده آمادگی آنها برای ارائه امتیازاتی است که میتواند محاصره دریایی را متوقف کند.
محاصره، خطرناکترین سلاح علیه تهران است. جلوگیری از تجارت دریایی ایران میتواند در صورت تداوم کافی و با شدتی که اعلام شده، به سقوط نظام ایران منجر شود. البته خفه کردن دریایی ایران پیامدهایی دارد و ممکن است توپخانه جنگی بزرگ را دوباره به میدان بازگرداند.
در اقدامی حسابشده، دونالد ترامپ اعلام کرد که محاصره بندرعباس، بوشهر و سایر بنادر در سواحل خلیج و دریای عمان را آغاز کرده و از تردد کشتیها به مقصد و از مبدأ ایران در تنگه هرمز جلوگیری میکند؛ اقدامی که زیانهایی در حدود نیم میلیارد دلار در روز به ایران وارد خواهد کرد، افزون بر آنکه موقعیت سیاسی آن را تضعیف میکند. ایران پیشتر از تهدید به بستن تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشاری علیه کشورهای خلیج و اقتصاد جهانی استفاده میکرد.
از پیامدهای احتمالی، آن چیزی است که نظام ایران اعلام کرده: پاسخ به محاصره با حمله به بنادر خلیج و تهدید به بازگشت به سیاست تخریب متقابل. ..
آیا کشورهای خلیج میتوانند خسارات بیشتری را تحمل کنند، اگر بنادرشان که شریان حیاتی آنهاست هدف قرار گیرد؛ همان بنادری که از طریق آن نفت، گاز و محصولات پتروشیمی به بازارهای جهانی صادر میشود؟
در جنگ، گزینهای وجود ندارد؛ چنانکه کشورهای خلیج هر آنچه در توان داشتند برای جلوگیری از جنگ انجام دادند و در نهایت نیروهای آمریکایی ناچار شدند عملیات خود را از ناوگان دریایی و پایگاههایشان در کشورهای شمال ایران انجام دهند. با این حال، تهران حمله به تأسیسات خلیج را برای افزایش هزینه اقتصادی بر جهان انتخاب کرد و به هدف خود رسید؛ بهطوری که قیمت نفت و گاز دو برابر شد و در پی آن هزینههای حملونقل، پرواز و محصولات نفتی مستقیم و غیرمستقیم افزایش یافت.
از همین رو، محتملتر آن است که ایران این بازی را تکرار کرده و بار دیگر کشورهای خلیج را هدف قرار دهد.
محاسبات آمریکا شامل سنجش میزان درد و فشار بر هر دو طرف، برآورد مدت زمان محاصره که ممکن است تهران را به ارائه امتیاز وادار کند، و نیز ارزیابی ازسرگیری بمباران پس از پایان دو هفته آتشبس، با در نظر گرفتن میزان باقیمانده تسلیحات ایران و توان آن در شلیک بیشتر و دقت اصابت آنهاست.
در عین حال میدانیم که تهران از جنگ ۳۸ روزه بهشدت آسیب دیده، با خلأ رهبری مواجه است و بازوهای خارجیاش، همانطور که در لبنان دیده میشود، تضعیف شدهاند. آیا با وجود همه اینها، تصمیم میگیرد در بازی فشار و «گاز گرفتن انگشتان» ادامه دهد؟
شاید بتواند بخش مهمی از توان تأسیسات دریایی و نفتی کشورهای خلیج را نابود کند، اما این کشورها قادرند خود را بازیابی کرده، خرابیها را ترمیم کنند و خسارات بزرگ را جذب نمایند. در مقابل، ایران بقای نظام خود را به قمار گذاشته و این ریسکی بسیار بالا در دور جدید تقابلهاست. واشنگتن نشان داده که آماده ادامه جنگ است. میتوان گفت بهترین گزینه برای ترامپ ادامه بمباران تا وادار کردن نظام ایران به تسلیم است؛ امری که به او امکان میدهد در برابر جهان بهعنوان پیروز ظاهر شود، بهویژه اینکه تلفات نیروهای آمریکایی در دور گذشته بسیار محدود بوده است: ۱۳ کشته که نیمی از آنها در حادثه سقوط یک هواپیما در عراق جان باختند. ..
رهبری جدید ایران در ظاهر موضعی سختگیرانه دارد، اما همین رهبری تمایل خود را برای بازگشت به مذاکره نشان داده است. این کشور منفعت بیشتری در پرهیز از گزینه ویرانی و به خطر انداختن موجودیت نظام دارد. در صورت بازگشت هیئتهای آمریکایی و ایرانی به میز مذاکره، محاصره و تهدید به تخریب، کماحتمالتر به نظر میرسد.
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
