اسکای نیوز :آشفتگی در رأس رهبری؛ ایران نشانه فروپاشی پنهان
شکاف در قدرت چگونه حکومت ایران را به بحران عمیقتر کشاند؟در حالی که ساختار سیاسی ایران همواره تلاش کرده تصویری منسجم از قدرت ارائه دهد، نشانههای فزایندهای از آشفتگی در رأس رهبری به چشم میخورد.
اسکای نیوز در تاریخ اول اردیبهشت ۱۴۰۵ گفتوگویی تحت عنوان«در صحنهای بسیار پیچیده که در آن رشتههای دیپلماسی با منطق قدرت نظامی در هم تنیده شدهاند» با نبیل العتوم، پژوهشگر و کارشناس امور ایران مورد بررسی قرار داده است:
دوگانگی قدرت؛ جلوه آشکار آشفتگی در رأس رهبری
«بررسی تحولات اخیر نشان میدهد که آشفتگی در رأس رهبری به شکل شکاف میان نهادهای سیاسی و نظامی بروز کرده است. از یک سو، دولت و وزارت خارجه تلاش میکنند پیامهایی آرام به جامعه جهانی ارسال کنند. این پیامها با هدف کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی مطرح میشوند.
در مقابل، سپاه پاسداران مسیر متفاوتی را دنبال میکند. این نهاد با افزایش سطح تهدید و طرح شروط سخت، فضای تنش را تشدید میکند. چنین تضادی، تصویری از نبود هماهنگی در ساختار قدرت ارائه میدهد.
این وضعیت صرفاً اختلاف نظر نیست. بلکه نشاندهنده چندگانگی در مراکز تصمیمگیری است. کارشناسان این روند را نشانهای از ضعف ساختاری میدانند. در چنین شرایطی، سیاست خارجی به میدان رقابت داخلی تبدیل شده است.
غیبت رهبر؛ نشانهای از تعمیق آشفتگی در رأس رهبری
یکی از مهمترین نشانههای آشفتگی در رأس رهبری، غیبت رهبر از صحنه عمومی است. این غیبت با انتشار پیامهای مکتوب جایگزین شده است. چنین تغییری پرسشهای جدی درباره وضعیت واقعی رهبری ایجاد کرده است. برخی تحلیلها این وضعیت را به ضعف جسمی نسبت میدهند. برخی دیگر آن را تصمیمی تاکتیکی برای پنهانسازی بحران میدانند. اما در هر دو حالت، نتیجه یکسان است. فاصله میان واقعیت قدرت و تصویر رسمی افزایش یافته است.
همزمان، گزارشهایی از نقش پررنگ نهادهای امنیتی در تصمیمگیری منتشر شده است. این روند سرعت تصمیمها را افزایش داده است. اما پاسخگویی را به شدت کاهش داده است. در نتیجه، تصمیمها اغلب شتابزده و متناقض به نظر میرسند. این وضعیت، نشانهای روشن از تشدید بحران در ساختار رهبری است.
فرسایش ابزارها؛ نتیجه مستقیم آشفتگی در رأس رهبری
یکی دیگر از پیامدهای آشفتگی در رأس رهبری، تضعیف ابزارهای راهبردی ایران است. در گذشته، برنامه هستهای و شبکه نیروهای منطقهای به عنوان اهرم قدرت عمل میکردند. اما اکنون این ابزارها با آسیبهای جدی مواجه شدهاند. گزارشها از تلفات نیروهای نیابتی و کاهش نفوذ منطقهای حکایت دارد. همچنین برنامههای نظامی با محدودیتهای فزاینده روبهرو شدهاند.
در چنین شرایطی، تهدیدهایی مانند بستن تنگه هرمز کارکرد پیشین خود را از دست دادهاند. این تهدیدها اکنون بهانهای برای افزایش فشارهای بینالمللی شدهاند. این تغییر نشان میدهد که سیاستهای کلان دیگر کارایی گذشته را ندارند. چنین وضعیتی، نتیجه مستقیم نبود انسجام در رأس قدرت است.
مذاکرات و بحران؛ بازتاب بیرونی آشفتگی در رأس رهبری
تحولات اخیر در عرصه مذاکرات نیز نشاندهنده آشفتگی در رأس رهبری است. در گذشته، ایران با دست پر وارد مذاکرات میشد. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. طرف مقابل از موضع قدرت وارد گفتوگو میشود. در مقابل، ایران با محدودیتهای جدی روبهرو است. این وضعیت باعث شده که مذاکرات به میدان فشار تبدیل شود. تضاد در مواضع داخلی نیز این روند را پیچیدهتر کرده است. در چنین فضایی، تصمیمگیری واحد وجود ندارد. این مسئله، موقعیت ایران را بیش از پیش تضعیف کرده است.
هراس از آینده؛ پیامد نهایی آشفتگی در رأس رهبری
نشانههای آشفتگی در رأس رهبری تنها به عرصه سیاست محدود نمیشود. این وضعیت به داخل جامعه نیز سرایت کرده است. گزارشها از نگرانی نهادهای امنیتی نسبت به واکنشهای داخلی حکایت دارد. این نگرانی بهویژه در صورت هرگونه عقبنشینی سیاسی افزایش مییابد. برخی مقامهای پیشین نیز نسبت به احتمال اعتراضات گسترده هشدار دادهاند. این هشدارها نشان میدهد که بحران به سطح جامعه منتقل شده است. در نتیجه، حاکمیت با دو چالش همزمان مواجه است. از یک سو فشار خارجی، و از سوی دیگر نارضایتی داخلی.
آنچه امروز در ایران دیده میشود، فراتر از یک اختلاف سیاسی است. آشفتگی در رأس رهبری به بحرانی ساختاری تبدیل شده است. این بحران، کارآمدی نظام را به شدت کاهش داده است. تداوم این وضعیت، چشماندازی از بیثباتی عمیقتر را ترسیم میکند.»
🟢 # مرگ_بر_خامنهای
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
