۱۴۰۵ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

اعدام زندانیان سیاسی وجوانان شورشگر بلوچ؛ سرکوب سیستماتیک برای مهار جامعه انفجاری



                    اعدام زندانیان سیاسی وجوانان شورشگر  بلوچ؛ سرکوب سیستماتیک برای مهار جامعه انفجاری


الگوی تکراری نقض حقوق بشر در پرونده‌های امنیتی بلوچ‌ها

گزارش‌های مستند از سال‌های اخیر نشان می‌دهد که روند اعدام زندانیان سیاسی بلوچ در ایران به یک الگوی ثابت و تکرارشونده تبدیل شده است. این روند از مرحله بازداشت آغاز می‌شود و تا اجرای حکم ادامه دارد. در تمامی مراحل، نشانه‌هایی از نقض گسترده حقوق بشر دیده می‌شود. داده‌های منتشرشده توسط شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، تصویری یکسان از این روند را در بازه زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۵ ارائه می‌دهد.

در این پرونده‌ها، اعدام عمدتاً بر پایه اتهامات امنیتی انجام شده است. اتهاماتی مانند «بغی»، «محاربه» و «افساد فی‌الارض» در اغلب موارد مطرح شده‌اند. این اتهامات در فضای بسته امنیتی مطرح می‌شوند. بسیاری از متهمان امکان دفاع مؤثر از خود را نداشته‌اند. نام‌هایی مانند عامر رامش، عبدالباسط دهانی و جاوید دهقان خلد در میان این پرونده‌ها دیده می‌شود. روند رسیدگی به این پرونده‌ها شفافیت لازم را نداشته است.

فقدان دادرسی عادلانه در اعدام زندانیان سیاسی بلوچ

بررسی این پرونده‌ها نشان می‌دهد که دادرسی عادلانه در بسیاری از موارد رعایت نشده است. در موارد متعدد، متهمان از دسترسی به وکیل محروم بوده‌اند. عبدالباسط دهانی و رستم زین‌الدینی از جمله این افراد هستند. برخی زندانیان سال‌ها در وضعیت بلاتکلیف نگهداری شده‌اند. حمید میربلوچ‌زهی و میثم چندانی نمونه‌هایی از این وضعیت هستند. در برخی پرونده‌ها، احکام اولیه در مراحل بعدی به اعدام تغییر یافته است. این تغییرات بدون شفافیت انجام شده‌اند.

گزارش‌ها همچنین از اعمال شکنجه برای اخذ اعتراف خبر می‌دهند. در پرونده‌هایی مانند عامر رامش و عبدالباسط دهانی، این موضوع مطرح شده است. اعترافات اجباری در رسانه‌های رسمی منتشر شده‌اند. سه زندانی اعدام‌شده در سال ۱۳۹۷ نیز با چنین شرایطی مواجه بوده‌اند. درمحمد شه‌بخش، اسماعیل شه‌بخش و حیات‌الله نوتی‌زهی از جمله این افراد هستند. این روند در اعدام زندانیان سیاسی بلوچ بارها تکرار شده است.

اعدام گروهی زندانیان بلوچ

اعدام‌های گروهی نیز بخش دیگری از این الگو را تشکیل می‌دهد. در سال ۱۳۹۲، ۱۶ زندانی بلوچ به صورت گروهی اعدام شدند. در سال‌های بعد نیز موارد مشابهی گزارش شده است. اعدام سه زندانی در سال ۱۴۰۲ و سه زندانی دیگر در سال ۱۴۰۴ در مشهد از جمله این موارد هستند. این اعدام‌ها اغلب در قالب پرونده‌های مشترک انجام شده‌اند.

در کنار این موارد، حقوق خانواده‌ها نیز نقض شده است. در بسیاری از موارد، خانواده‌ها از زمان اجرای حکم اطلاع نداشته‌اند. اطلاع‌رسانی پس از اعدام و از طریق تماس تلفنی انجام شده است. برخی خانواده‌ها از ملاقات آخر محروم شده‌اند. در مواردی نیز پیکر اعدام‌شدگان با تأخیر تحویل داده شده است. این موارد در اعدام زندانیان سیاسی بلوچ به شکل گسترده گزارش شده است.

گزارش‌ها همچنین به فشارهای امنیتی برای همکاری اشاره دارند. در برخی پرونده‌ها، به متهمان پیشنهاد همکاری داده شده است. در صورت رد این پیشنهادها، روند پرونده به سمت اعدام پیش رفته است. این موضوع در پرونده محمدکریم بارکزایی اکسون و دیگران مطرح شده است. چنین روندی، ماهیت قضایی این پرونده‌ها را زیر سؤال می‌برد.

استفاده گسترده از اتهامات امنیتی، نبود دادرسی عادلانه و اعمال شکنجه

در مجموع، بررسی این پرونده‌ها نشان می‌دهد که اعدام زندانیان سیاسی بلوچ بر اساس یک الگوی مشخص انجام می‌شود. استفاده گسترده از اتهامات امنیتی، نبود دادرسی عادلانه و اعمال شکنجه از ویژگی‌های این الگو است. اعدام‌های گروهی و نقض حقوق خانواده‌ها نیز به این روند افزوده شده‌اند.

آنچه در این پرونده‌ها دیده می‌شود، نه اجرای عدالت بلکه بازتولید یک چرخه سرکوب سازمان‌یافته است. اعدام زندانیان سیاسی بلوچ نمادی از ساختاری است که بر پایه حذف و ارعاب بنا شده و تا زمانی که این ساختار پابرجاست، این الگو نیز ادامه خواهد داشت. هم اکنون اعدام فرزندان مردم ایران تنها به بلوچستان محدود نیست و حکومت ولایت فقیه موج گسترده‌ای از اعدام مخالفین را در پیش گرفته است و هر روز بر دامنه آن افزوده می‌شود این اعدام ها صرفا استفاده ابزاری در خدمت بقاء حکومت و مهار جامعه برای جلوگیری از خیزش‌ها و قیام‌های مردم ایران برای سرنگونی دیکتاتوری ولایت فقیه است.


🟢 مرگ_بر_خامنه‌ای

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7