۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۶, شنبه

در کوچه پس کوچه‌های ایران جنگ‌زده! - اعمال مرگزای رژیم ضدبشری ولایت فقیه در پهنه های مختلف جامعه ، تراژدی ویرانگری ومرگ جنگل‌های بلوط



در کوچه پس کوچه‌های ایران جنگ‌زده! - اعمال مرگزای رژیم ضدبشری ولایت فقیه در پهنه های مختلف  جامعه ، تراژدی ویرانگری ومرگ جنگل‌های بلوط


تراژدی ویرانگری نمی تواند ادامه یاید

چندی بود که به کوچه پس کوچه‌های ایران سر نزده ‌بودیم. موجود ابلهی به نام آخوند تصور کرد که می تونه با قطع اینترنت مردم مارو از حق ارتباطاتش محروم کنه. اما روزنه‌ها در دنیای ارتباطات امروز به سرعت به پنجره تبدیل می شوند. حالا دوباره ما اومدیم.

ما در کوچه پس‌ کوچه‌ها، پاشنه کفش‌مان را می‌خوابانیم و به هر دری در شهرهای ایران سر می‌زنیم. حالا در آغاز ۱۴۰۵ هستیم . جنگ و سرکوب نتونسته مردم دلیر ما را زمینگیر کنه .

 حالا دیگه در نبود خامنه‌ای پدر برای مردم ما روشن شده که فصل آخوندا دیگه تموم شده.اونا مثل مرغ« نیم بسمل»هستند بی‌خود دارن سخت جانی می کنن. اما همین  سخت جانی‌شان برای مردم مصیبت‌ها ایجاد کرده. ما در کوچه پس کوچه‌ها پای درد مردم می نشینیم:

در کوچه پس‌کوچه‌های ایران در ۲۶مین روز اردیبهشت

اصفهان – فاجعه در ناوگان حمل‌ونقل راننده‌ها زیر چرخ گرانی و غارت

چیزی که تو جاده‌ها دارد می‌گذردفقط گرانی نیست غارت سیستماتیک است.. هر روز هزینه‌ها چند برابر میشود، اما درآمد ما همان است. راننده‌ای که شب و روز تو جاده‌است، الان برای ساده‌ترین خرج کامیون مانده‌ام. درهمین چند هفته اخیر قیمت لوازم یدکی و مصرفی کامیون‌ها انفجاری رفته بالا.روغن موتور بیست لیتری که تا همین چند وقت پیش سه میلیون بود، الان شده هشت میلیون تومان.لنت ترمز هر چرخ از حدود یک میلیون و ششصد رسیده به چهار و نیم میلیون.فیلتر روغنی که سیصد هزار تومان می‌خریدیم الان یک میلیون و دویست هزار تومان است.واشر سرسیلندر از یک و نیم میلیون رسیده به ده میلیون تومان؛ یعنی یه قطعه ساده شده کابوس راننده‌ها.تعمیر کامل موتور کامیون که قبل از این تنش‌ها حدود چهارصد میلیون درمی‌اومد، الان تا هشتصد میلیون تومان هزینه دارد.داستان سوخت و باربری‌ها یک فاجعه است.سهمیه گازوئیل را قطع می‌کنند یا کم میدهند، راننده مجبور میشود سوخت آزاد لیتری بیست هزار تومان بخرد. باربری‌ها هم خون راننده را می‌مکند. مثلا یک بار چهل میلیون تومان کرایه دارد،بیست میلیونش را باربری به اسم کمیسیون برمی‌دارد.  بیست میلیون باقی‌مانده هم یک ماه بعد به حساب راننده میاید تا با پول ما سود بانکی بخورند.

آخرش برای راننده استهلاک، قرض، فشار اعصاب و شرمندگی جلوی خانواده می ماند.

این وضعیت فقط زندگی راننده‌ها را نابود نکرده سفره مردم هم زیر این فشار له شده. قیمت هندوانه تو ده روز از کیلویی شش هزار تومان رسیده به سی هزار تومان. کشاورز ضرر می‌کند، مردم قدرت خرید ندارند، راننده هم وسط این چرخه نابود میشود.خرج روزانه یک خانواده سه نفره عادی به حدود سه میلیون تومان رسیده.

خیلی از راننده‌ها سال نود و هفت برای حقشان اعتصاب کردند، زندان رفتند، کتک خوردند. امروز همان راننده بعد از چهار سال کار شبانه‌روزی تو بیابون و جاده،نمی تواند مخارج زندگی خودش را تامین کند .

ارومیه:.وضعیت فاجعه بار زندگی مردم

هرکسی را می‌بینم این جمله را میگه همه ناراضی هستند، همه خسته‌ هستند، همه زیر فشار له شدند.
به خدا خیلی از مردم زندگی‌شان به یک تار مو بنده. گرونی، بیکاری، اجاره‌خونه، خرج زندگی… دیگه رمقی برای مردم نمانده.واقعاً کدام آدمی می‌تونه از این وضعیت راضی باشه؟خیلی ها حرف دارند، درد دارند، ولی می‌ترسند چیزی بگویند.از بس بین مردم مخبر و خبرچین هست، همه نگران هستند. یک حرف ساده باعث دردسر یا بازداشت شان بشود. برای همین خیلی‌ها سکوت می‌کنند، اما این سکوت به معنی راضی بودن نیست .پشت این سکوت، کلی خشم و بغض جمع شده.مردم فقط می‌خواهند یک زندگی معمولی داشته باشند بدون ترس، بدون فشار، بدون این همه نگرانی برای فردا.
الان همه یک حرف میزنند با این رژیم باید به زبان خودش حرف زد. هزینه دارد شک ندارم با این فشار انفجاری که روی مردم هست بزودی فریادها بلند خواهد شد. 

سیستان وبلوچستان: جاده‌های مرزی قاچاق سوخت و حراج سرمایه‌های کشور

من خودم سال‌هاست توی جاده‌های مرزی رفت‌وآمد می‌کنم و با چشم خودم دیدم چه چیزهایی داره توی این مسیرها اتفاق می‌افتد.شب و روز تانکرهای گاز و سوخت رامی‌بینیم که به سمت مرز پاکستان حرکت می‌کنند. تانکرهایی که خیلی از راننده‌ها میگویند وابسته به شبکه‌های قدرت و مافیای حکومتی هستند. همه‌چیز جلوی چشم مردم است، ولی کسی حق ندارد چیزی بگوید.درد ما این هست که همان موقعی که مردم داخل کشور با گرونی گاز، سوخت و فشار اقتصادی له شدن، این تانکرها پشت سر هم از جاده‌ها رد میشوند و ثروت کشور را میبرند.ما راننده‌ها توی این جاده‌ها زندگی می‌کنیم و بهتر از هر کسی می‌فهمیم اوضاع اقتصادی چقدر خراب شده.کار به جایی رسیده که نه فقط نفت و گاز نیست حالا حتی گیاهان دارویی و منابع طبیعی کشور هم دارند بار کامیون کرده  و از مرز خارج میکنند. 
گل گاوزبان، شیرین‌بیان و خیلی از محصولاتی که زمانی سرمایه طبیعی ایران بودند، حالا برای پول و ارز بیشتر از کشور خارج میشوند.انگار هر چیزی که ارزش داره، دارد فروخته میشود تا فقط چند روز بیشتر این وضعیت سرپا بماند.

خیلی ها وقتی این صحنه‌ها را می‌بینیم، حس می‌کنیم کشور داره تکه‌تکه فروخته میشود.مردم زیر فشار گرونی و فقر له شدن، ولی سرمایه‌های ملی یکی‌یکی از جاده‌های مرزی خارج میشوند و کسی هم پاسخگو نیست.

مرگ جنگل‌های بلوط

گزارش ویژه یک راننده از جاده‌های مرگ، از نابودی جنگل‌های بلوط تا عوارض‌ میلیونی.

سال‌هاست توی این جاده‌ها رانندگی می‌کنم و با چشم دیدم چه بلایی سر طبیعت و راننده‌ها آوردند.
مسیر آزاد راه شیراز فقط یک جاده نیست، رد نابودی هزاران درخت بلوط است که برای ساخت این مسیر قطع شدند. درخت‌هایی که بعضی‌هایشان عمرشان از خیلی از ما بیشتر بود و سال‌ها هوای این منطقه را زنده نگه داشته بودند.راننده‌ها وقتی از این مسیر رد میشوند، هنوز جای خالی جنگل‌ها را می‌بینند.
قبلاً خیلی از این مناطق پر از درخت و سایه بود، ولی الان بخش‌هایی از مسیر تبدیل شده به خاک خشک و تپه‌های خالی. مردم محلی هم میگویند بعد از تخریب جنگل‌ها، هم گرمای منطقه بیشتر شده، هم خاک ضعیف‌تر شده و با هر بارندگی، خطر سیلاب و ریزش بیشتراست.درد ما فقط نابودی طبیعت نیست. این جاده‌ای که به خاطرش جنگل‌ها را نابود کردند، خودش تبدیل شده به جاده مرگ.
کافیه یک بار بارون یا برف بیاید جاده لغزنده میشود، دید کم میشود و هر لحظه ممکن است  یک تریلی یا ماشین چپ کند.خودم بارها صحنه تصادف و واژگونی دیدم. راننده‌ای که فقط برای یک لقمه نون پشت فرمونه، ممکن است توی همین مسیر جونش را از دست بدهد.با این همه خطر، باز هم از راننده‌ها عوارض‌های سنگین میگیرند.
برای عبور بعضی تریلی‌ها نزدیک یک میلیون تومان پول میخواهند. انگار نه انگار که این جاده حتی امنیت اولیه هم ندارد. ما باید هم خرج لاستیک و تعمیرات بدهیم، هم هزینه جاده‌ای را پرداخت کنیم که هر لحظه ممکن است آخرین مسیر زندگی مان باشد.وضعیت بقیه جاده‌ها هم بهتر نیست.
توی محورهایی مثل ساوه، وقتی راننده برای چند ساعت استراحت کنار جاده می‌ایستد، باید نگران دزدها هم باشد. خیلی وقت‌ها سارق‌ها شبانه قطعات چند ده میلیونی ماشین‌ها را باز می‌کنند و می‌برند.
یعنی راننده نه توی جاده امنیت دارد، نه موقع استراحت.ما راننده‌ها هر روز با این جاده‌ها، این خطرها و این فشارها زندگی می‌کنیم.
هم طبیعت دارد نابود میشود، هم جون راننده‌ها، ولی انگار تنها چیزی که برای بعضی‌ها مهم است، پول و عوارض و سود بیشتراست.


🟢 # نه شیخ _نه  _شاه 

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7