۱۴۰۵ خرداد ۲۱, پنجشنبه

روزنامه نروژی Fædrelandet درباره شاهپرستان : علیه حضور نورپهلوی د رنروژ - داستان واقعی ایران در هفتهٔ گذشته، حضور یک پرنسس در اسلو نبود؛ بلکه چوبهٔ دار شهرهای ایران بود.



روزنامه  نروژی    Fædrelandet  درباره شاهپرستان : علیه حضور نورپهلوی د رنروژ - داستان واقعی ایران در هفتهٔ گذشته، حضور یک پرنسس در اسلو نبود؛ بلکه چوبهٔ دارشهرهای ایران  بود.

در کارم با افرادی روبه‌رو می‌شوم که هنوز هم شب‌ها با وحشت از خواب می‌پرند؛ از صداهایی که نخستین بار در زندان‌های ایران شنیده‌اند. آن‌ها به نروژ آمدند تا امنیت و آرامش پیدا کنند، اما بسیاری هنوز زخم‌های روحیِ بازجویی‌ها و اتاق‌های بازپرسی در تهران و تبریز را با خود حمل می‌کنند.

من آموخته‌ام که یک حکومت استبدادی فقط انسان‌ها را نمی‌کشد؛ بلکه می‌کوشد امید را نیز از میان ببرد.

به همین دلیل بود که هفتهٔ گذشته، وقتی دیدم حاضران در یک سالن کنسرت در اسلو برای نور پهلوی، که از او با عنوان پرنسس یاد می‌شد، به احترام برخاستند و کف زدند، به یاد همین انسان‌ها افتادم؛ در حالی که دوربین‌ها دست‌دادن‌های گرم و سخنرانی‌هایی دربارهٔ میراث و تداوم را ثبت می‌کردند.

من در صداقت کسانی که در آن مراسم شرکت کردند تردیدی ندارم. اما از دوستان نروژی خود می‌خواهم این تصویر را در کنار تصویری دیگر قرار دهند.

در عرض چند روز از همین بهار، جمهوری اسلامی ایران شماری از زندانیان را اعدام کرد؛ در میان آنان زندانیان سیاسی‌ای بودند که تنها خواسته‌شان چیزی بود که نروژی‌ها آن را بدیهی می‌دانند: حق انتخاب رهبران خود.

این، داستان واقعی ایران در آن هفته بود؛ نه یک مراسم باشکوه در اسلو، بلکه چوبهٔ داری در رشت.

آنچه بیش از همه مرا نگران می‌کند این است که حکومت ایران طی دهه‌ها کوشیده است مردم را متقاعد کند که جایگزین نظام کنونی، بازگشت به سلطنت است. هنگامی که صحنه‌های بین‌المللی و تریبون‌های رسانه‌ای برای برجسته کردن اعضای خانوادهٔ پهلوی به‌عنوان نماد آیندهٔ ایران به کار گرفته می‌شوند، ناخواسته به تقویت همین روایت کمک می‌کنند.

برای بسیاری از ایرانیان، نام پهلوی نه نماد دموکراسی، بلکه یادآور حکومتی اقتدارگراست که از حمایت سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) برخوردار بود؛ نهادی که خاطرهٔ آن هنوز برای بسیاری از کسانی که آن دوران را تجربه کرده‌اند، زنده و دردناک است.

وقتی رضا پهلوی، فرزند شاه پیشین ایران، به‌عنوان گزینه‌ای طبیعی برای آیندهٔ ایران معرفی می‌شود، طرح چند پرسش اساسی باید کاملاً مشروع و پذیرفتنی باشد: چه کسی او را انتخاب کرده است؟ پشتوانهٔ دموکراتیک او کجاست؟ انتخابات آزادی که به او مشروعیت دهد تا از جانب مردم ایران سخن بگوید، کجا برگزار شده است؟

این پرسش‌ها به معنای حمایت از هیچ گروه مشخصی در میان مخالفان نیست. این پرسش‌ها دربارهٔ دموکراسی است.

در عین حال، هزاران ایرانی در طول چند دهه بهای سنگینی را در مبارزه با حکومت روحانیون پرداخته‌اند. اما روایت و سرگذشت آنان به‌ندرت به اندازهٔ افرادی با نام‌های شناخته‌شده و شبکه‌های قدرتمند در غرب مورد توجه قرار می‌گیرد.

نروژ نیازی ندارد رهبران آیندهٔ ایران را انتخاب کند؛ این وظیفهٔ خود ایرانیان است. اما نروژ می‌تواند انتخاب کند که به چه کسانی گوش می‌دهد، به چه کسانی تریبون و توجه می‌دهد، و کدام روایت‌ها را برجسته می‌سازد.

جوانانی که امروز طناب دار بر گردن دارند، از کسی نمی‌خواهند که آنان را تجلیل کند؛ تنها خواسته‌شان این است که فراموش نشوند.


روزنامهFædrelandet  :  کمال خشنود از انجمن ایرانیان در نروژ 


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7