ایران آخوندی بعد از هلاکت خامنه ای ضد بشر ودور کر راهپیمایی های شبانه وتعطیلی های مجلس - نبرد اولویتها
این روزها که رسانههای حکومتی را میخوانید یا میشنوید، آیا این پرسش برایتان پیش نیامده که بالاخره اولویت انواع کارگزار و دستهجات نظام ملایان چیست؟ این پرسش از آنجا اهمیت دارد که ارگان مهمی مثل دولت یا حاکمیت باید همواره اولویتی مشخص در سیاست و اقتصاد داشته باشد تا تمام اجزا و عناصر آن در جهت پیشبرد اولویت مشخصشده فعالیت داشته باشند. الآن نظام ملایان با اینهمه درگیریهای درونی ــ بهطور خاص پس از نبود علی خامنهای ــ با چه اولویتی سیاستگذاری میکند؟ واقعیتها اما میگویند که فعلاً اولویت در تیغ و تیغکشی علیه همدیگر است.
شاید برای شما این پرسش پیش بیاید که مگر این موضوع چقدر مهم است که قابل بررسی یا تحلیل باشد؟ اهمیت آن در وهلهی نخست در این واقعیت است که کنش و واکنشهای یک حاکمیت ــ حتی در درون جناحبندیهای خود ــ تأثیر مستقیم بر وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه خواهد داشت. شاید پاسخ واقعی بدهید که اکثریت جامعهی ایران از کل نظام ملایان عبور کرده و این تیغکشیها در درون نظام، اهمیتی برایش ندارد. این پاسخ وجهی از واقعیت است؛ چرا که اگر دعواهای گرگرفتهی درون نظام بر سرنوشت نظام تأثیر بلافصل دارند، وضعیت حاکمیت هم تأثیر بلافصل بر جامعه خواهد داشت. ممکن است جامعه که از نظام عبور کرده، به تخاصمات باندهای حکومتی واکنش نشان ندهد، اما نتیجهی نهاییِ آن برای جامعه بسیار مهم است.
یادآوری میشود که هرچه ساخت و بافت حاکمیت دیکتاتوری ضعیف شود و تضادهای آن رو به مهارناپذیری میل کنند، از اکثریت مردم خواهان سرنگونی نظام، انرژی اجتماعی آزاد خواهد شد.
باید به مسیر امروز و آیندهی این نمونه که اینروزها مدام تکرار میشود، توجه داشت؛ صدا و سیمای نظام ملایان تحت سلطهی ولی فقیه است و خط سیاسی که پیش میبرد، میدان دادن به «تندروها» علیه دولت و رئیس مجلس و عملاً دامن زدن به اختلافات درونیِ باندهای حکومتیست. از طرفی مجتبی خامنهای پیام میدهد که هیچکس حق ندارد وحدت و انسجام را برهم بزند.
در همین رابطه روزنامهی آرمان ملی در شمارهی ۲۳ تیر ۱۴۰۵ تیتر درشت میزند که: «چرا باید تریبونها و صداوسیما در اختیار تندروها باشد؟» و زیر همین عنوان مینویسد: «صدا وسیما تقریباً غیر از تندروها کسی را دعوت نمیکند».
این نمونهها آشکارا نشانی میدهند که در بین دستهجات نظام، اولویت به یکسره کردن سلطهی یک باند اختصاص داده شده است. به این نمونه از روزنامهی آرمان امروز در شمارهی ۲۳ تیر توجه کنید که تخاصمات تا کجا بالا گرفته است که چنین خواسته و پیشنهادی را به دولت ارائه میدهد:
«دولت و جوانان میتوانند بدنه و بطن دیوار اتحاد ملی را با چنان استحکامی بنا کنند که هرگونه برخورد با این اتحاد در قالب یک نیروی قدرتمند، به خود تندروها بازگردد و چنان ضربهای به آنان وارد کند که فکر بیقانونی و معرکهگیری از سرشان بیرون برود.»
بنابراین مشاهده میشود که در درون نظام ولایت فقیه یک اولویت وجود دارد که همانا حذف کامل رقیب است، اما برای اکثریت قاطع مردم ایران اولویتی دیگر وجود دارد که همانا حذف کامل کلیت نظام با تمام دستهجات آن است. از منظر مردم خواهان سرنگونی، درگیریهای باندیِ درون حکومت، انرژی اجتماعی را به جانب اولویت سرنگونی سوق خواهد داد.،در رژیم آخوندی وارگانهای سرکوب وتشکل های تصمیم گیرنده او هر برنامه ای بخواهند تنظیم کنند وهرطرحی بریزند قدرت اجرای آنرا بدلیل عمق گسست واوج گیری تضادهای باندی وابربحرانهایی که رژیم با آن درگیر است تماما پایه ها وستون رژیم را تضعیف میکند وشرایطی پیش بوجود می آید که هراتفاقی ممکن است آتش قیام را شعله ور نماید
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
