۱۴۰۵ تیر ۲۹, دوشنبه

ناپدیدسازی قهری؛ سلاح پنهان سرکوب در ایران – از ۱۳۶۷تا برزخ دی ۱۴۰۴



                              ناپدیدسازی قهری؛ سلاح پنهان سرکوب در ایران – از ۱۳۶۷تا برزخ دی ۱۴۰۴

در شبی سرد از اوایل بهمن ۱۴۰۴، وقتی صدای تیراندازی‌های گسترده در شهرهای مختلف فروکش کرده بود، مادری به نام فریده در مقابل درب زندان اوین ایستاده بود، با چشمانی پر از اشک و نگرانی. پسرش امیر، دانشجوی ۲۲ ساله، از ۱۸ دی‌ماه که اعتراضات سراسری آغاز شد، ناپدید شده بود. آخرین پیام امیر: «مامان، زود برمی‌گردم، فقط می‌خوام صدامون شنیده بشه.» اما حالا، هیچ خبری نبود. فریده هر روز به مراکز امنیتی، دادسراها و پزشکی قانونی مراجعه می‌کرد، عکس پسرش را نشان می‌داد و التماس می‌کرد: «فقط بگید زنده‌ست یا نه.» پاسخ‌ها همیشه یکی بود: انکار، توهین یا تهدید. «چنین کسی اینجا نیست»، «اگر ادامه بدی، خودت هم می‌ری تو لیست». شب‌ها فریده در تنهایی به عکس امیر نگاه می‌کرد و می‌پرسید: «کجایی پسرم؟ هنوز زنده‌ای یا…» این داستان فریده، تنها یکی از ده‌ها هزار روایت خانواده‌هایی است که در پی اعتراضات دی‌ماه ،۱۴۰۴ در برزخ ناپدیدسازی قهری گرفتار شده‌اند. این پدیده، نه یک حادثه تصادفی، بلکه سلاح پنهان و سیستماتیک نظام ولایت مطلقه فقیه برای ترساندن جامعه و خاموش کردن صدای مخالفت است.

تعریف و ماهیت ناپدیدسازی قهری به عنوان جرم بین‌المللی

ناپدیدسازی قهری، طبق تعریف سازمان عفو بین‌الملل و کنوانسیون بین‌المللی ۲۰۱۰، زمانی رخ می‌دهد که مقامات دولتی یا نیروهای تحت کنترل آنها فرد را بازداشت، ربوده یا محروم از آزادی کنند، اما مسئولیت آن را انکار کنند یا سرنوشت و مکان او را پنهان سازند. این جرم اغلب با بازداشت خودسرانه بدون حکم قضایی همراه است و قربانی را در موقعیتی کاملاً بی‌دفاع قرار می‌دهد: بدون دسترسی به وکیل، خانواده یا حمایت قانونی، در معرض شکنجه، خشونت جنسی، یا حتی اعدام مخفیانه.

از منظر تحلیلی، ناپدیدسازی قهری ابزاری استراتژیک برای کنترل اجتماعی است؛ ایجاد حس ناامنی گسترده بدون نیاز به محاکمه علنی. این روش، که در دیکتاتوری‌های آمریکای جنوبی رواج داشت،سال ها در ایران به عنوان بخشی از سرکوب مخالفان سیاسی، اتنیکی و مدنی به کار گرفته می‌شود. منتقدان آن را «ترور خاموش» می‌نامند، زیرا مخالفان را حذف می‌کند و جامعه را در وحشت دائمی نگه می‌دارد. در ایران، این جرم اغلب علیه مدافعان حقوق بشر، شاهدان، وکلا و نزدیکان ناپدیدشدگان پیشین رخ می‌دهد و الگویی سیستماتیک برای حفظ قدرت نشان می‌دهد.

انتقاد اساسی به این است که انکار مسئولیت توسط مقامات، جرم را ادامه‌دار می‌کند. دادبان تأکید می‌کند که ناپدیدسازی شامل انکار بازداشت توسط ضابط قضایی، بازداشت ربایش‌گونه، خودداری از اطلاع‌رسانی به خانواده، و انکار هویت است. این عناصر حقوق اساسی مانند امنیت شخصی، مصونیت از شکنجه، دادرسی عادلانه و حق حیات را نقض می‌کنند. کنوانسیون ۲۰۱۰ این عمل را جرم‌انگاری کرده، اما عدم اجرای آن در ایران به مصونیت عاملان منجر شده و چرخه خشونت را دائمی می‌کند.

در سطح جهانی، ناپدیدسازی اغلب در رژیم‌های سرکوبگر رخ می‌دهد و خانواده‌ها را در رنج روانی مداوم قرار می‌دهد: بی‌خبری از سرنوشت عزیزان، زندگی را به برزخ تبدیل می‌کند. این پدیده آثار و پیامدهای جنسیتی نیز دارد؛ مردان بیشتر هدف قرار می‌گیرند و زنان پیشگام مبارزه می‌شوند اما خود در معرض تهدیدند. علاوه بر این، فقدان نان‌آور خانواده مشکلات اقتصادی و حقوقی ایجاد می‌کند.

تاریخچه ناپدیدسازی قهری در ایران از دهه ۶۰ تا پیش از اعتراضات ۱۴۰۴

تاریخ ناپدیدسازی قهری در ایران ریشه در دهه‌های پس از انقلاب۱۳۵۷ دارد و الگویی مداوم از سرکوب را نشان می‌دهد. گزارش مانیتور حقوق بشر به مناسبت روز جهانی علیه ناپدیدسازی قهری، این جرم را از کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ تا اعتراضات ۱۴۰۱ ردیابی می‌کند. در تابستان ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی، بطور فراقضایی اعدام شدند، اجسادشان مخفیانه دفن گردید و مقامات همچنان سرنوشت و مکان دفن را پنهان می‌کنند. این اقدام نه تنها ناپدیدسازی اولیه بود، بلکه با تخریب گورهای جمعی و تهدید بازماندگان، به جرم و جنایت ادامه‌دار تبدیل شد. از دیدگاه تحلیلی، این نقطه عطف استفاده از ناپدیدسازی برای کنترل است، زیرا بدون پاسخگویی، عاملان شناخته شده در دستگاه قضایی به مناصب بالاتر نیز رسیدند.

انتقادها بر مصونیت نظام‌مند تمرکز دارند که تکرار جرائم را ممکن می‌سازد. عفو بین‌الملل گزارش می‌دهد که نهادهای امنیتی، زندانیان عقیدتی را برای هفته‌ها یا ماه‌ها ناپدید می‌کنند و تحت شکنجه قرار می‌دهند. الگوی اعدام مخفیانه افراد از اقلیت‌های اتنیکی و پنهان کردن محل دفن، ناپدیدسازی را علیه خانواده‌ها ادامه می‌دهد. کارشناسان سازمان ملل در سال‌های اخیر هشدار دادند که کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ جنایت علیه بشریت است و خواستار تحقیق بین‌المللی شدند، اما عدم اقدام رژیم ایران و بی اعتنایی به آن، به ادامه جنایت کمک کرده است.

در زندان‌های پیش از اعتراضات اخیر، ناپدیدسازی بخشی از روال بود: بازداشت بدون اطلاع، شکنجه برای اعتراف، و انکار مسئولیت. این الگو نه تنها حقوق بشر را نقض می‌کند، بلکه جامعه را در ترس دائمی نگه می‌دارد و نشان‌دهنده شکست ساختاری نظام قضایی است که به جای عدالت، ابزاری برای سرکوب است.

ناپدیدسازی قهری در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴: ابعاد و الگوهای به‌روزشده

اعتراضات سراسری از ۷ دی ۱۴۰۴ آغاز شد و با کشتارهای گسترده در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید. گزارش دیده‌بان حقوق بشر (۲۴ فوریه ۲۰۲۶) این را «سونامی بازداشت‌های خودسرانه و ناپدیدسازی‌های قهری» توصیف می‌کند: ده‌ها هزار نفر (بیش از ۵۳ هزار نفر طبق HRANA تا فوریه ۲۰۲۶) بازداشت شدند، بسیاری در بازداشتگاه‌های غیررسمی و مخفی نگهداری شدند و در معرض شکنجه، اعدام مخفیانه و ناپدیدسازی قرار گرفتند. خانواده‌ها از سرنوشت عزیزانشان بی‌خبر ماندند و این بی‌خبری مصداق جرم ادامه‌دار ناپدیدسازی قهری است.

از دیدگاه تحلیلی، این اقدام بخشی از کارزاری هماهنگ برای جلوگیری از اعتراضات بیشتر بود؛ نیروی انتظامی، سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات سرکوبی سیستماتیک را پیش بردند. شکنجه نظام‌مند شامل ضرب‌وشتم شدید، خشونت جنسی، اعترافات اجباری تلویزیونی (صدها مورد، شامل کودکان) و تهدید به اعدام است. گزارش عفو بین‌الملل و        (HRW) Human Rights Watch از خطر موج اعدام‌های شتاب‌زده و مخفیانه هشدار می‌دهند، با مواردی مانند اعدام‌های صوری و پخش اعترافات اجباری.

انتقادها بر محرومیت از وکیل (تنها وکلای تأییدشده مجازند) و نگهداری جداگانه بازداشتی‌ها تمرکز دارند که شفافیت در زمان بازجویی را حذف می‌کند. همچنین خانواده‌ها در تجمعات مقابل زندان‌ها با انکار از سوی مقامات زندان روبرو می‌شوند. کارشناسان سازمان ملل (۲۰ فوریه ۲۰۲۶) خواستار افشای سرنوشت ناپدیدشدگان و توقف اعدام‌ها شدند، اما ادامه ناپدیدسازی‌ها حتی پس از فروکش ظاهری اعتراضات (با یورش‌های شبانه و بازداشتگاه‌های مخفی) نشان‌دهنده استراتژی دائمی است. این وضعیت ناپدیدسازی را از ابزار موقت به مکانیسم کنترل بلندمدت تبدیل کرده است.

تأثیرات اجتماعی و روانی ناپدیدسازی قهری بر خانواده‌ها و جامعه

ناپدیدسازی قهری فراتر از قربانیان، خانواده‌ها و جامعه را نابود می‌کند. عفو بین‌الملل توصیف می‌کند که خانواده‌ها در رنج روانی مداوم هستند: بی‌خبری از زنده بودن عزیزان، زندگی را به برزخ تبدیل می‌کند و جستجو برای حقیقت آنها را در خطر تهدید قرار می‌دهد. از دیدگاه تحلیلی، این تأثیر، ابزاری برای رعب گسترده است؛ ترس به کل جامعه سرایت می‌کند و اعتراض را سرکوب می‌نماید.

انتقادها همچنین بر ابعاد اقتصادی تمرکز دارند: ناپدیدشده اغلب نان‌آور خانواده است و بدون گواهی فوت، خانواده از حمایت‌های قانونی محروم می‌شود. گزارش‌های اخیر HRW و CHRI نشان می‌دهد که پس از اعتراضات ۱۴۰۴، خانواده‌ها همچنان در جستجوی ناپدیدشدگان به مراکز مراجعه می‌کنند اما پاسخی نمی‌گیرند؛ و همین انکار مداوم، رنج و اندوه را تشدید می‌کند. از منظر اجتماعی، ناپدیدسازی جامعه را نیز تضعیف می‌کند: حس ناامنی دگراندیشی را حذف می‌نماید و پخش اعترافات اجباری تصویر «تروریست» از معترضان می‌سازد.

در نهایت، این پدیده چرخه خشونت را مداوم می سازد و مصونیت عاملان جنایت را تثبیت می‌کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ناپدیدسازی، حقوق، امنیت، حیات خانوادگی و دادرسی قانونی  را نقض می‌کند و جامعه را در ترس دائمی نگه می‌دارد- سلاح پنهانی که از ۱۳۶۷ تا امروز ادامه دارد.

منابع

۱. دیده‌بان حقوق بشر. “Iran: Tsunami of Arbitrary Arrests, Enforced Disappearances”. ۲۴ فوریه ۲۰۲۶. https://www.hrw.org/news/2026/02/24/iran-tsunami-of-arbitrary-arrests-enforced-disappearances

۲. سازمان عفو بین‌الملل. گزارش‌های مرتبط با اعتراضات ۲۰۲۵-۲۰۲۶ و ناپدیدسازی قهری. ژانویه-فوریه ۲۰۲۶.

۳. کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل. “Iran: UN experts demand transparency and accountability following nationwide protests”. ۲۰ فوریه ۲۰۲۶. https://www.ohchr.org/en/press-releases/2026/02/iran-un-experts-demand-transparency-and-accountability-following-nationwide

۴. HRANA (خبرگزاری فعالان حقوق بشر در ایران). گزارش “The Crimson Winter” و آمار بازداشت‌ها تا فوریه ۲۰۲۶.

۵. مرکز حقوق بشر ایران (CHRI). “Iran’s Machinery of Repression Escalates”. فوریه ۲۰۲۶.

۶. مانیتور حقوق بشر

۷.دادبان.


🟢 #نه_شاه_نه_شیخ

🍏# مجاهدین_خلق ایران   #  کانونهای شورشی

🌳 # مریم رجوی   #ایران

🌻 پیوند این بلاک  با  توئیتر BaharIran@ 7