رژیم ایران حیات وبقای خودرا با جنگ گره زد وتمام تلاش ارگانهایش تدوام جنگ است
قیام مردم تهدید اصلی برای رژیم به بنبست رسیده
از آغاز جنگ در نهم اسفند ۱۴۰۴، رژیم ایران بهوضوح کوشیده است جنگ را به ابزاری برای بقای خود تبدیل کند. فضای جنگی، بیش از آنکه صرف مقابله با دشمن خارجی شود، در خدمت مهار جامعه و کنترل بحرانهای داخلی قرار گرفته است.
در سایه جنگ، هزاران نفر از جوانان معترض بازداشت شدند، شمار زیادی از شرکتکنندگان در قیام دی و نیز ده تن از اعضای مجاهدین اعدام شدند. همزمان، نیروهای بسیج ماههاست در خیابانها مستقر ماندهاند تا از شکلگیری اعتراضات جلوگیری کنند و حکومت با رشتهای از اقدامات، از جمله تعطیل نگه داشتن مجلس، تلاش کرده است مانع از اوجگیری شکافهای درونی خود شود.
اما از زمان برقراری آتشبس، بیثباتی رژیم روزبهروز آشکارتر شده است. یکی از مهمترین عرصههای این بیثباتی، منازعات درون حاکمیت است. امضای یادداشت تفاهم با آمریکا شکافی عمیق در رأس حکومت ایجاد کرد؛ شکافی که حتی در مراسم تشییع خامنهای نیز پنهان نماند. در مراسمی که قاعدتاً باید نماد وحدت حکومت باشد، گروهی از نیروهای حکومتی علیه پزشکیان و قالیباف شعار «مرگ بر سازشکار» سر دادند و به سوی وزیر خارجه رژیم سنگ پرتاب کردند.
شکاف در راس حکومت به دنبال توافقنامه
تنها چند ساعت پس از امضای تفاهمنامه، رهبر رژیم رسماً اعلام کرد که «علیالاصول نظر دیگری» داشته است. همین موضع، مجلس خبرگان ـ نهادی که مسئول تعیین ولیفقیه است ـ را عملاً به دو اردوگاه تقسیم کرد. دهها عضو این مجلس با انتشار بیانیهای در برابر تفاهمنامه صفآرایی کردند و اختلافات به درون سپاه، بسیج و فرماندهان آن نیز کشیده شد.
نشانه آشکار این شکاف، پیام کمسابقه نماینده ولیفقیه در سپاه بود. او ناچار شد فرماندهان، پاسداران و بسیجیان را از «هرگونه مباحثه و مجادله» درباره تفاهمنامه برحذر دارد و تأکید کند: «متهم کردن مسئولانی که حضرت آقا آنان را دلسوز معرفی کردهاند به خیانت و نیز باطل دانستن تفاهمنامهای که با اجازه رهبری انجام شده، مصداق ولایتمداری نیست.» چنین هشداری خود گویای آن است که اتهامزنی و شکاف در بدنه سپاه و نیروهای حکومتی به مرحلهای جدی رسیده است.
در همین حال، امامجمعههای رژیم نیز یکی پس از دیگری علیه مفاد تفاهمنامه موضعگیری میکنند و رسانههای حکومتی به تریبونی برای حمله به دولت تبدیل شدهاند. تهدید به مرگ رئیسجمهور، تهدید به تخریب ساختمان وزارت خارجه و حملات لفظی پیدرپی، همه بیانگر بحرانی است که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک اختلاف سیاسی معمول دانست.
این شکافها پدیدهای تازه نیستند؛ بلکه نتیجه روندی فرسایشی هستند که سالهاست سراسر ساختار حکومت را دربر گرفته است. از همین رو، بحران کنونی نه یک اختلاف مقطعی و نه مشکلی قابل ترمیم است؛ بلکه در ماهیت، استراتژی و شیوه حکمرانی رژیم ریشه دارد.
از این منظر، جنگ برای رژیم صرفاً یک رویارویی نظامی نیست؛ ابزاری است برای تعویق انفجار بحرانهای داخلی، سرکوب جامعه و به تأخیر انداختن رویارویی با شکافهایی که اکنون حتی در بالاترین سطوح قدرت نیز آشکار شدهاند. اما تجربه ماههای اخیر نشان میدهد که با فروکش کردن فضای جنگی، همان بحرانهای انباشتهشده دوباره سر برمیآورند و خود را با شدتی بیشتر نشان میدهند.
🟢 #نه_شاه_نه_شیخ
🍏# مجاهدین_خلق ایران # کانونهای شورشی
🌳 # مریم رجوی #ایران
